12671
حسین جنتی_غزلسرا {یکجهان نُقصان به یک ارزنکمال آمیخته}
https://youtu.be/10E6LpBEZ3w?is=UQceHD3zfNJf7Bfn
Читать полностью…
خدایگانِ ورقپارههای کاهیِ خویشم!
گدای خویشم و مبهوتِ پادشاهیِ خویشم!
مرا ز سوزِ زمستان و بادِ برف مترسان،
زمانهایست که سرگرمِ بیکلاهیِ خویشم!
نمیکِشم من از این خَلقِ سفله منّتِ روزی...
که طعمهی سرِ قلّابِ خویش و ماهیِ خویشم!
مرا نبوده تصور کن و به بدرقه برخیز،
امید نیست به برگشتنم که راهیِ خویشم!
اگر تویی که کمر بستهای به کُشتنم ای شعر!
وگر منم که تماشاگرِ تباهیِ خویشم!
خوشم از اینکه همینم، چه هیمه ام... چه درختم...
که چون ذغال، مُطلّای روسیاهی خویشم!
.
#حسین_جنتی
.
وطن دوتاست! یکی هیئت عزاداری
یکی تبسمِ ساقیست در نگونساری!
یکی چو بوی گلاب است بر مزارِ غریب
یکی چو رایحهی دلپذیر عطاری!
یکی، دو خطِ موازیست تا ابد ناچار
یکی مقرنس کاشی و قوس پرگاری!
یکی مجادلهی دستگیری و تعقیب
یکی مصافحهی دستگیری و یاری!
یکی بهشتِ خدا دیده در دل آزردن
یکی سعادتِ جاوید در کمآزاری!
یکی به هرچه که زیباست گفته است که: "لا"
یکی به هرچه که زیباست لاجرم آری!
خوشا که در وطنِ دوم است خانهی من
خوشم که آهوی دشتم نه اسبِ عصاری!
وطن دوتاست عزیزم! وطن دوتاست رفیق!
تو در کدام وطن ماندهای به بیزاری؟!
.
#حسین_جنتی
#تازه
.@h_jannati
.
کاش، اشکِ من معادلِ آبِ خزر شدی...
تا چون خلیج، پای من از اشک تر شدی!
#مطلع_شعر_تازه
.
#مونیخ
.
.
گفت آیا از مسلمانان جدا افتادهای؟!
گفتم آری! آری! آن دریای خون دیوار بود!
.
.
تأمل کن ای روزگار اندکی
که چندین نفر رفت و گقتی یکی!
.
#بهرام_بیضایی
.
زیر گنبدِ استاد، مقابل محراب، روبروی آتشگاه.
ساوه❤️
.
عناوینی را که درباره من میگویند ناشنیده بگیرید و این ویدئو را ببینید.
.
مست خوابیدم نمیدانم در آغوش که بود!
سر ز دستم رفت، یادم نیست بر دوش که بود!
غم به گوشم چیزکی میخواند، میخوردم به زور
نازک آوازی شد آن نجوای غم، "نوش" که بود؟!
کس چه میداند که با من بیم رسوایی چه کرد؟
راز دل گفتم، چه میدانم که در گوش که بود؟!
بر بخار شیشه میخانه خواندم آیهای
اشک حائل شد، ندیدم خط مخدوش که بود!
دامن پروانهای در آتش شمعی گرفت
راست میدیدم، ندانستم سیاووش که بود
خواستم تا نعره بردارم دهانم بسته شد
گوش وا کردم ندیدم بانگ خاموش که بود!
بر در میخانه یادم هست حرفی بود "نیست"
عهد بستم با کسی؟ یاد فراموش که بود؟
پس به سوی زندگانی از عدم بیرون زدم
گیوه پوشیدم، نمیدانم که پاپوش که بود!
.
#حسین_جنتی
#تازه
.
.
غرغر جدید رسید!
.
https://www.h-jannati.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d9%90-%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87/
.
ظرفیت باقیمانده کارگاه مجازی شعر حسین جنتی: «سه» نفر
.
https://www.h-jannati.ir/%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/%d8%ab%d8%a8%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d8%b9%d8%b1/
💻لینک شرکت در جلسه «گوشه؛ روایتی بیواسطه» گذر اول با حسین جنتی:
⏺به عنوان میهمان در جلسه وارد شوید.
🔗لینک شرکت در جلسه
❗️با توجه به محدودیت ظرفیت، هرچه زودتر در جلسه حاضر شوید.
🌱کانون کتابخوانی شبکۀ نخبگان ایران
| @Book_Kanoon |
.
کسادِ کاسبیِ دین به راز میگوید
امامِ شهر که تَرکِ نماز میگوید!
حدودِ کوتهیِ ما ببین که بر سرِ او
عِمامهایست که حرفِ دراز میگوید!
نشیمنِ وی اگر هیزمِ جهنم نیست
سخن چگونه به سوز و گداز میگوید؟!
چه سود میدهد آن لاالهالاالله؟
که طوطیانه زِ رویِ نیاز میگوید!
به گوش در نرود وعظِ آن دغل ما را
که در تفرجِ روم از حجاز میگوید!
هزار عشوهی ساقی زِ وعظِ مفتی به
که نوشِ جان چو بگوید به ناز میگوید!
در این جریده مگر خواجه میکند امداد
که حرفِ بسته از اینگونه باز میگوید!
.
.
#حسین_جنتی
#تازه
.
@h_jannati
.
از پیروانِ هرکه زِ عالَم برید باش
خواهی امیدوار شوی؟ ناامید باش!
چونان چراغِ روز زبان در دهان بگیر
خاموش باش و ناظرِ گفت و شنید باش!
از خونِ سرخ، شاخهی سبزی بیآفرین
در پشتِ دستِ خویش نگه کن، ورید باش!
از دین فروش و شیخِ ریایی فرار کن
یک زخم برندار ولیکن شهید باش!
امروز اگر مجالِ سخن با حسین نیست،
بسطام در ره است، برو بایزید باش!
بیرون عزاست سر به گریبان فرو ببر
این چاهِ توست، منتظرِ روزِ عید باش!
سیمرغ را به واسطه گفتم که: راز چیست؟
فرمود: میزنند! تو بیرون زِ دید باش!
.
#حسین_جنتی
#تازه
.
@h_jannati
.
.
عنقاست اجل، تو مگسِ نحل استی!
گر پنجه کُنی نمایشِ جهل استی!
احمق مردا که در جهان دل بندد...
خواهی حسنک خواه که بوسهل استی!
.
#حسین_جنتی
#بیهقی
#تاریخ_بیهقی
.
.
در گلو ابریست... ای اندوهِ طولانی! سلام
شب، شبی بودهست، آه ای صبحِ بارانی! سلام
شانهای پیدا نکردم تا سری سامان دهم
زلف در آیینه میگوید: پریشانی! سلام
هر طرف رو میکنم دیوار میگوید: درود!
روز، روزِ سربلندان است... پیشانی! سلام
چون سلیمان باد در دستم... بیاور بادهای
پس خداحافظ بطالت! شغلِ دیوانی! سلام
کیسه خالی... دست خالی...سفره خالی... چشم پُر...
صبحِ درویشی مبارک! شامِ سلطانی! سلام
گفت: تکمیلِ سلامت جمله در تنهایی است
از مسلمانان بریدم... پس مسلمانی! سلام
ز آشنایان دل به حالم سوخت... آری آه، دل
"آه" گفتم..."آه" گفتم... بوی بریانی! سلام
رو سرِ خُم وا کن و پاسخ ز افلاطون بخواه
تا به حیرت گوید: ای بن بستِ یونانی! سلام
.
#حسین_جنتی
#تازه
.
.
کاش اشکِ من معادلِ آبِ خزر شدی...
تا چون خلیج، پای من از اشک تَر شدی!
ثبت است بر جریده کبوتر کُشانتان
چندان که جوی و کوی پُر از بال و پر شدی!
از نامِ کُشتگانِ تو فهرست گر کنند
ترسم که تا به حشر، سخن مستمر شدی!
چندین هزار گور که کندیم بر زمین
هر یک به سوی بیشهی فردوس در شدی!
بر هر دری چراغِ امیدیست لاجرم
چندین هزار شعله نویدِ سحر شدی!
از شورهزار اگرچه امیدِ ثمر نبود
بذری که کاشتیم همه نیشکر شدی!
اکنون هزار نیزه بلند است بر زمین
کینخواهِ مادریست که او بیپسر شدی!
پروای خون نکردی و دیدی سزای خویش...
گفتی قضاست این و اسیرِ قَدَر شدی!
راهِ فرار بر تو ببندد خدای ما
تا نقشِ پرچمت همه "این المَفَر" شدی!
عُمری گریستیم بر آن کُشتهی عزیز
کاندر فرازِ نیزه چراغِ بشر شدی
آنکس که در مقابلِ ظالم به پای خاست
وآندم که پا نداشت در این ره به سر شدی...
از شمر بدترید اگر کُشتهی شما
از کُشتگانِ کرببلا بیشتر شدی!!
.
@h_jannati
.
.
شعر حسین جنتی
آواز همایون خیری
سنتور سهیل ملاحسینی
.
.
.
صد شکر که بدبختم و خان نیستم امشب!
من باعث این آه و فغان نیستم امشب!
هرچند که از مال جهان هیچ ندارم
از شورش رعیت نگران نیستم امشب!
.
#حسین_جنتی
.
گفت آیا از مسلمانان جدا افتادهای؟!
گفتم آری! آری! آن دریای خون دیوار بود!
.
#غزل_تازه
آقای دکتر مروارید دوست عزیز و دانندهی من است، اگر به این محتوا نیاز دارید او را دریابید:
Читать полностью…
.
این اخوانیه را برای برادر عزیز و شاعرم محمدرضا طاهری گفتهام، اما شعر پا دارد و ممکن است از هرجای دنیا سر در آورد.
.
این کلاس درسِ معلم عزیز، استاد حسین جدیدی است در یکی از روستاهای بروجرد. بسیار کیف کردم از مهربانی ایشان و ذوق زدهام.
حالا شعرها را از کتابهای درسی حذف کنید و شعر قزوه و مزوه را فرو کنید در کتاب بچهها.... فایده ندارد...
کارگاه شعر پیشرفته (دوره چهارم) با #حسین_جنتی در #خانه_هنر_آپامه با سرفصل های: بلاغت خصوصی حافظ، سعدی و بیدل دهلوی 📌شرط حضور در کارگاه پیشرفته، گذراندن کارگاه مقدماتی با حسین جنتی است. شروع کارگاه: مهرماه سال ۱۴۰۴ (تاریخ قطعی اعلام خواهد شد) روزهای برگزاری: چهارشنبه ها/ ساعت ۱۷ تا ۲۰ مکان برگزاری: خانه هنر آپامه (میدان ولیعصر، خیابان سازش، کوچه سوم، پلاک ۶) برای ثبت نام، با شماره 88936215 021 تماس بگیرید و یا از طریق واتساپ 09213104439 پیام بدید.
Читать полностью…
.
کارگاه مجازی شعر حسین جنتی
ثبت نام:
https://www.h-jannati.ir/%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/%d8%ab%d8%a8%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d8%b9%d8%b1/
🔘 گوشه؛ روایتی بیواسطه
🪧 سلسله جلسات انعکاستجربه با هنروران
📍 گذر اول با حسین جنتی
● شاعر، جستوجوگر، آموزگار
▪️غروب پنجشنبه، ۲۳ مرداد، ساعت ۱۸
➕ همراه با شعرخوانی و نقد
× حضور برای هنردوستان آزاد است.
💬 جهت حضور رایگان در نشستمجازی
لطفاً فرم ثبتنام را کامل کنید.
🏷 لینک شرکت در جلسه دقایقی پیش
از شروع در کانال قرار داده خواهد شد.
🌱 کانون کتابخوانی شبکهٔ نخبگان ایران:
| @Book_Kanoon |
🌙 شب شعر با حضور حسین جنتی 🗓 جمعه، ۳ مرداد ۱۴۰۴ 🕔 ساعت ۱۷:۰۰ 📍 تهران، خیابان قائممقام فراهانی، نبش اعرابی ۱، پلاک ۳۰، طبقه دوم، کافه پچ، موسسه آستانه 🎤 اجرا: علی کریمان در این نشست، حسین جنتی شعر میخواند و دربارهی شعر گفتوگو خواهیم کرد. همچنین شرکتکنندگان میتوانند شعرهای خود را بخوانند و دربارهی آنها با دیگران گفتوگو کنند. 🔻 در صورت تمایل به شرکت در این جلسه، لطفاً اطلاعات زیر را از طریق تلگرام ارسال فرمایید: • نام و نام خانوادگی • شماره موبایل • فیش واریزی جهت رزرو صندلی 💳 هزینه رزرو صندلی: ۱۰۰ هزار تومان 📩 تلگرام: @astaneh_house_support 💳 شماره کارت: 6219 8610 5490 0344 به نام اشراقی 📍 در آستانه باش
Читать полностью…