2326
دوستت دارم و می دانم عاقبت... عشق کارگر خواهد بود. . . . . . . . . . . لینک عضویت در کانال تلگرام من 🙏🏻👇 https://telegram.me/joinchat/BId0WjvyYdA62eOY-Uuv5g . . . آدرس صفحه ی اینستاگرام من 🙏🏻👇 https://www.instagram.com/jadidi.hamid/
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
او در این دنیا سه چیز را دوست داشت:
دعای شامگاهی،
طاووس سفید،
و نقشهی رنگپریدهی آمریکا.
و سه چیز را دوست نداشت:
گریهی کودکان،
مربای تمشک با چایی،
و پرخاشجویی زنانه...
و من همسرِ او بودم!
آنا آخماتووا
ترجمهی #احمد_پوری
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
پناه به شعر، به ترانه، به موسیقی، به حنجرهی سزان...
🎤 #sezan_aksu
🎼 #beni_unutma
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
تردیدی ندارم. حتی نیاز به سوگند هم نیست. هرگز تا به این حد در کنار کسی به اندازهی تو احساس شعف نداشتهام.
#نامه_ها
#حمید_جدیدی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
.
مثل یک ریسهی بلند که می تواند به مرور پر از گرههای کور و درهم تنیده باشد، همیشه عمیق شدن هم جوابگو نیست. گاهی همینکه کنار ساحل نشسته باشی و در همان سطح پوستین، آب دریا اطراف تو را به نرمی احاطه کند، آنهم بدون ترسِ از غرق شدن، بسیار دلچسبتر است.
سه صفحه و نیم برایت نوشتم. سعی کردم تمام جزییات شگرف و زیبایی که از تو میشناختم را روی کاغذ بیاورم و از پیچیدگی دست نوشتهام به نحو اعلأ برای بودنت بهرهمند شوم. مشکل اما همان گرههای کور بود. به خط پنجم که رسیدم، خط یک را گم کرده بودم. انگار که بخشی از خصوصیات زیبایت در گذشته جا مانده باشد. همین اِشکال در سطرهای بعد هم بود...!
در آخرین جمله ها، صفحات قبلتر محو شده بود. گویی بخش بیشتری از تو...
خط زدم و تنها به یک جملهی کوتاه بسنده کردم:
«تو ضرروت منی»
#پاره_نوشت_ها
#حمید_جدیدی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
داشتن چیزی برای گفتن و نبودن کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است!
اوج بی کسی است...
#دویل_ملتن
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
زیبا باش و لبخند بزن. به خودت بیتوجه نباش. دلم میخواهد خوشحال باشی. تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی.
#نامه_ها
آلبر کامو به ماریا کاسارس
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
من که مجنون توام ( کاور موفقی از اجرای بانو مرضیه)
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانه سرا: غلامحسین جواهری وجدی
خواننده: الهام راستکار
تنظیم ارکستر: ارضا صادقی
رهبر ارکستر: امیر اسلامی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
شعر و صدای #فروغ_فرخزاد
یادش گرامی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
ما رقصیدیم. دو نفره. من و آیتا
کلی کلنجار رفتیم که یک موسیقی مشترک پیدا کنیم. اما نمیشد که یک موزیک، هم فولکلور و هم امروزی باشد. چند سال پیش برای رقصیدن با آیتا باید خم میشدم تا زیر دستم چرخ بزند. امسال نیازی نبود. چند سال دیگر نوبت خم شدن اوست....
مرده شور پیری را ببرند که دارد مرا در خودش حل میکند.
چیز زیادی نبود. کمی میوه، چندتایی شیرینی و مقداری آجیل. پول داده بودم که وقتی از مدرسه برمیگردد برای خودش هر چه دلش میخواهد بخرد. بجای آنها ولی، از یک دست فروش زن، شش جفت جوراب مردانه خرید بود و برای سه بچه گربهی محل، دو بسته غذای حیوانات خارجی. گاهی دل_رحمی بیش از اندازهاش مرا می ترساند.
Читать полностью…
اینجا در محله کوچک ما، پاییز همچنان ادامه دارد.
(۲۸ آذر)
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
پهلوی تو که نباشم بازم پهلوی توام،
یعنی یک شهرِ دیگه که باشم دلم چسبیده به تو.
#نامه_ها
#شاهرخ_مسکوب
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
کلمات و صدای من
از مجموعه #زامیفولیا
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
بیا واقعیت را باور کنیم. همه چیز در گرو منافع است.
Читать полностью…
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
تو اکنون خاصترین و بزرگترین شوق من برای جنگیدن علیه این زندگی نامساعد، این زندگی ناراضیکننده و نامراد هستی.
#نامه_ها
ادگار آلن پو به ویرجینیا کِلم
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
اما دردناک تر از تحمل این همه رنج، این است که ببینی دنیا کوچک ترین اهمیتی هم به رنجی که می بری نمی دهد.
#نهاالراضی
یادداشت های بغداد
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
از فصلها
فصلِ گل بابونه را دوست دارم
و سپس تو را
و دوباره تو را
و همواره تو را
#جمال_ثريا
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
هرگاه سخن از تو بود
چون زمان رسیدن زردآلوها
در گونههای سرخِ من آشکار میشدی
برشی از کار بلند
#حمید_جدیدی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
سال نو خارجکیطورتون مبارک.
امیدوارم سال ۲۰۲۴، سال خوبی برای همه مردم دنیا باشه
عکس: #کلیسای_وانک
🌻🌿 @hamid_jadidi 🌿🌻
خیلی حرف تو این سینم هست که بگم...
ولی از نوشتن هم می ترسم.
بجاش از ملکه #سزان بشنوید:
اون تکه اش که میگه:
Geçer...geçer
Bu da geçar
فعلن...
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
با خلق اندک اندک بیگانه شو، حق را با خلق هیچ صحبت و تعلق نیست.
#شمس_تبریزی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
سلام
صبحتون بخیر. یه پند پدرانه و برادرانه و دوستانه بکنم.
هیچ وقت با کسی جدل نکنید. مجادله آفته. حتی اگر حق با شماست بی خیال بشید. چون جدل و مجادله و ادامه دادن بحث از روی کظم و خشم و همراه با حس تلافی جویی و انتقام... اول از همه به خودتون آسیب میزنه و جز بردن آبرو، جز باز شدن روی هم و جز شکستن حرمتها، تهش هیچ عایدی نداره.
دور شید (از جدل) و بگذرید.
کلمات و صدای من
از مجموعه #زامیفولیا
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
یلدای امسال قشنگترین یلدای ما بود.
موهای آیتا را خودم بافتم. هنوز هم میتوانم به دستهایم افتخار کنم. به اینکه در زیباییاش نقش دارند و دانه های انار را له نمیکنند.
از آن سمت و روی پل
(۲۸ آذر)
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
.
.
وقتی استخوانهای دندهام شروع به درد کرد، هیچ پزشکی متوجه علت آن نشد. به ظاهر همه چیز درست بود. حتی عکسهای رادیولوژی هم چیزی را نشان نمیدادند. مطلقا هیچ چیز را. چه انتظاری بود. مگر میشود جای خالی تو را با چیزی پُر کرد و بعد با عکس دندهها زیر نور، به دکتر فهماند: ببین، ببین، یک چیزی کم است.
#پاره_نوشت_ها
#حمید_جدیدی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
دیشب خواب تو را دیدم عزیزترین!
میدانی کجا؟ در کوپهی قطاری، ما در سفر بودیم و تو مرا بوسیدی و من از خواب بیدار شدم. یعنی به زودی می آیی، مگر نه؟
#نامه_ها
آنتوان چخوف به اولگا کنیپر
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
.
.
اغلب مواقع ساکت بود و تنها من میدانستم که در گلویش چند پیرمرد ماهیگیر را پنهان نگه داشته است. آنهم با قلاب های گره خورده به تارهای حنجره اش...
دلم میخواست نام تمام مَردانی را که میشناسد، صید کنند. اینگونه همه راضی بودیم!
ماهیگیرها دست پر به خانه برمیگشتند، او کمی حرف میزد و نام من تنها ماهی آزادِ در دهانش بود.
#پاره_نوشت_ها
#حمید_جدیدی
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
وقتی خبرت کردم که "عشق تو بزرگتر از یک قرص نان است"...
از تشیع جنازهی برادرم بازگشته بودم که از گرسنگی مرده بود...
#ممدوح_عمر
ترجمه #احمد_ادریس
🌿🌻 @hamid_jadidi 🌻🌿
آدمیزاد خرمالو نیست که هر چی منتظر بماند پختهتر و بشاشتر شود. انتظار شیرهی جان آدمی را می کِشد. یکهو به خودش میاید و میبیند عوض شده. عین کاری که زمان با حبه های انگور میکند.
Читать полностью…