258
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ) پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی. #ناگفته_ها_نانوشته_ها " #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها " @Tabaa24
👈خبرگزاری فرهنگ و جامعه خانواده
۱۷ دی ۱۴۰۲ - ۱۲:۴۱
پژوهشگر فرهنگ عمومی در گفتوگو با آنا:
لحن شاعرانه «مستوران» برای مخاطب ایرانی آشناست
منتقد ادبی و پژوهشگر فرهنگ عامه گفت: سریال «مستوران» توجه جامعه هدف خود را به فرهنگ کهن و فرهنگ روایی جلب میکند و لحن شاعرانه آن برای مخاطبان ایرانی آشناست.
کد خبر : ۸۸۹۵۵۴
به گزارش گروه فرهنگ و جامعه خبرگزاری علم و فناوری آنا، فصل دوم «مستوران» با فیلمنامه محمد حنیف، بر اساس افسانهها و حکایتهای کهن ایرانی ساخته شده است. این سریال به کارگردانی سیدعلی هاشمی و تهیهکنندگی عطا پناهی محصول سازمان هنری رسانهای اوج است و هر شب از شبکه یک سیما پخش میشود.
🔹در همین ارتباط، لسانالحق طباطبایی، پژوهشگر و مؤلف حوزه ادبیات فارسی و فرهنگ عامه درباره لزوم ساخت چنین آثاری عنوان کرد: مجموعه «مستوران» اثر مهمی است؛ چراکه از دریچه آن فرهنگ منتقل میشود. قصههایی که در «مستوران» روایت میشود بخشی از فرهنگ عامیانه ماست و روایت آنها جزئی از فرهنگ عمومی ما محسوب میشود و زمانی که این عناصر بهعنوان سریال و تصویر در معرض دید خیل عظیمی از جمعیت قرار میگیرد، فرهنگ را انتقال میدهد و این انتقال فرهنگی بخشی از هویت ماست.
🔹اهمیت تبدیل افسانههای کهن به آثار تصویری
این پژوهشگر فرهنگ عامه به خبرنگار خبرگزاری آنا گفت: تولیداتی چون «مستوران» با فرهنگی که انتقال میدهند، ممکن است در سطح وسیعتر مورد توجه جمعیت فارسیزبان و خارج از کشور قرار بگیرد و در این راستا زمینه انتقال فرهنگ ایرانی به مردم سایر ملل و دیگر نقاط دنیا را محقق میسازند.
🔹طباطبایی با تاکید بر بهبود کیفیت سریال «مستوران» در مقایسه با تولیدات پیشین اظهار کرد: تبدیل قصهها و افسانههای کهن و اساطیری به اثر نمایشی و در معرض دید عموم گذاشتن این گنجینهها تخصصی است که این سریال نسبت به تولیدات قبلی در زمینه انتقال آن بهتر و موفقتر عمل کرده است.
🔹این محقق ادامه داد: این مجموعه تلویزیونی نسبت به آثار مشابه پیشین واضحتر و روشنتر عمل میکند. فیلمها و سریالهایی که در گذشته با رویکرد تاریخی و اساطیری ساخته شده بود از فرهنگ سایر ملل وام گرفته بود، اما «مستوران» اصالت ایرانی را حفظ کرده و این ویژگی برجسته و مهم آن است.
🔹طباطبایی با تاکید بر اهمیت سریال مستوران در انتقال فرهنگی عنوان کرد: قطعا در مواجهه با این سریال نسل قدیم موضوع را بهتر میفهمد؛ اما در خلال تماشای آن نسل جدید هم با فرهنگ گذشته خودش آشنا میشود؛ به هرحال نسل جدید به شیوه دیگر فکر میکند و برداشت و استنباطش از زندگی به شکل دیگری است، زمانی که پای تماشای این اثر مینشیند بسته به عمق دیدی که دارد به این میرسد که نیاکانش چگونه فکر و احساس و در نهایت زیست میکرده اند؛ پس تولیداتی از این جنس در نهایت اثرگذاری مثبت خود را خواهند داشت.
🔹این پژوهشگر ادبیات فارسی افزود: شکل نوشتاری قصه در قالب کتاب یک نوع تاثیر دارد و شکلی که قصه در قاب تصویری ارائه میشود شکل دیگری از اثرگذاری را دارد. قطعا اثرگذاری تصویر بیشتر است، تاثیرگذاری یک اثر تصویری با مهارت فیلمساز و کارگردان در اجرای تکنیکهای سینمایی ارتباط مستقیم دارد و باید از پتانسیل این صنعت استفاده شود.
وی در توضیح اهمیت استفاده از ادبیات منظوم در دیالوگها و متن روایت سریال مستوران گفت: بسیاری از قصههای ما منظوم هستند و مثالهای متعددی داریم از این که در بیان داستان از شعر و ادبیات منظوم استفاده شده و مثال اصلی و پایه اش شاهنامه است؛ در نتیجه لحن شاعرانه این سریال هم برای مخاطب ایرانی آشنا و شیوه فرهنگی قدیمی است و وقتی در دیالوگها از اشعار قابل فهم برای همه استفاده شود آن کار اثرگذاری بسیار زیادی دارد.
🔹طباطبایی عنوان کرد: کار مهم سریال «مستوران» این است که مخاطب را به توجه به فرهنگ کهن و فرهنگ روایی ما وادار میکند و این واداشتن، چون اثرگذاری بر طیفی گسترده را به همراه دارد، بسیار قابل تقدیر است.
انتهای پیام/
https://Ana.ir/fa/news
/channel/hatefTa
.
نگاهی به روایتگری سریال
«مستوران»برای روایت داستان جادویی خود در ساختار، پایبند به قصه گویی کلاسیک است. برای همین از محمدرضا سرشار (رهگذر) به عنوان راوی استفاده کرده است تا حس خاطرهانگیز برای قدیمیها به واسطه قصه ظهر جمعه ایجاد کند و هم نقالی تصویری را نشان بدهد. شیوه روایت شهر مستوران از زبان راوی حالوهوای «هزار و یک شب» و «داستان شب» را دارد و شعرهای زیبا و دلکش از شاعران پارسی که ابتدای هر قسمت متناسب با روند داستان با خوشنویسی بر صفحه نگاشته و سپس خوانده میشوند از نقاط قوت مهم روایت نویسندگان سریال میباشد.
گرچه در برخی موارد این اشعار خوانده شده موجب از بین بردن عنصر غافلگیری برای مخاطب میشود. گاهی شعرها بهگونهای انتخاب میشوند که بعضاً مخاطب میتواند از محتوای شعر به اتفاقاتی که قرار است در قسمت پیش رو ببیند، پی ببرد. در حالیکه استفاده از شعرهای رازآلودهتر سبب میشود تا عنصر تعلیق، همچنان همسفر مخاطب بماند و مخاطب با هیجان بیشتری داستان را دنبال نماید.
داستانی از تقابل خیر و شر
«مستوران» روایتی سرراست از تقابل خیر و شر است و در این راستا عناصر و اشارات زیادی در سریال وجود دارد که آن را اثری دارای بار سیاسی و ایدئولوژیک جلوه میدهد و از این جهت تماشای آن برای اقشار مختلف جذاب خواهد بود.
قبیله وحشیها در این سریال ظاهرا نمادی از غرب (در معنای سیاسی) است و شهر مستوران هم نمادی از ایران. وحشیها شکل و شمایل و لباس پوشیدنشان متفاوت از مردم شهر مستوران است (شکل و شمایلی که بیشباهت به شخصیتهای سریال «وایکینگها» نیست).
آنها مال و ثروت فراوانی دارند و کارشان غارت اموال و «امنیت» دیگران است؛ البته بین خودشان قوانین سفت و سختی برای جلوگیری از دزدی دارند. آنها در شهر مستوران یک «نفوذی» بنام «جهاندخت» دارند که نمادی از منافقان داخلی میباشد. نفوذی که آسیب آن از هر دشمن خارجی بیشتر است و پایه فتنهها و آشوبها توسط او بنا میشود.
کلام آخر
در پایان باید گفت لازم نیست یک سریال تاریخی مبتنی بر افسانهها و داستانهای ایرانی بهگونهای عظیم و بهعنوان نمونه باچندین هزار سیاهی لشگر و طراح صحنه و لباس خاصی ساخته شود، درحالی که در فیلمها و سریالهای ایرانی به خلق و خو و جهانبینی مردمان روزگار قدیم کمتر توجه میشود و مسائلی مانند طراحی صحنه و لباس اولویت بیشتری دارد.
درست است فضاسازی متناسب، نقش عمدهای در جذابیت و باورپذیری داستان دارد اما نباید محتوا و مفهوم قربانی زرق و برق ظاهری داستان شود.«مستوران» نمونه قابل قبولی از روایت داستانی غنی از فرهنگ ایرانی در قالب فضاسازی متناسب با زمان گذشته است. شاید ریتم داستان گاهی کند شود اما بقدری وجه خیال انگیزی و لحن شاعرانه داستان و جلوههای ویژهاش به اندازهای قوی است که مخاطب را با خود همراه میسازد، گرچه این سریال نیز مانند بسیاری از سریالهای دنباله دار ایرانی نسبت به فصل اول افت محسوسی داشته است.
یکی از دلایل این است که فصل دوم «مستوران» در روایت داستان و شناساندن شخصیتهای خیر و شر خود تازگی فصل نخست را ندارد و بجای روایت داستانک های جذاب و پرداخت بهتر به شخصیتهای تازهای چون نوذر، نگین، نورا و باقی بازیگران تمام تمرکز خود را به نمایش دیالوگهای عاشقانه میان لطفعلی و ماه منیر گذاشته است.
با وجود تمامی نکات ذکر شده ساخت«مستوران» را باید اقدامی جسورانه و قابل تحسین دانست که لازم است با حمایت مدیران و مسئولان فرهنگی کشور شروعی بر ساخت آثار نمایشی برگرفته از داستانهای کهن ایرانی باشد،آن هم در زمانهای که بویژه نسل جدید در معرض هجوم انواع و اقسام فیلمهای غربی بر اساس افسانههای تخیلی و گاه سرشار از خشونت و سیاهی و مبتنی بر پیامهای ضد اخلاقی و ضد دینی هستند.
نویسنده: نفیسه ترابنده
https://www.farsnews.ir/news/14021104000737/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF
💥میلاد امیر مؤمنان، مولای متقیان و درویشان حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرخنده باد.
💥ذکر میلاد علی، سروده زنده نام استاد سید محمد محیط طباطبایی 🔻
/channel/hatefTa
🔷🔸🔷اقلیم خاطرات
#دانشگاه_تهران
🔷چون سخن دکتر پاپلی یزدی، در قصه های یزذی، [فیلم پیشین، چهاردهم January] شنیدم، و چنین گفت که یزدی صادق است، به زمان اندکی مانده به نیم سده پیش شدم و یاد آمد سخن گهرباری را که به گوش جان از زبان زنده یاد دکتر محمود شهابی خراسانی شنیده بودم🔻
🔷زنده یادان: محمود، و علی اکبر، دو برادر بودند،پدرشان عبدالسلام نام، شهابی نام خانوادگی آنان است؛ به شهابی خراسانی معروف؛ زاده تربت حیدریه،
🔹زنده نام، دکترعلی اکبرشهابی، سال ۱۲۸۸ش، متولد شد، و سال ۱۳۶۷ش، در ایالات متحده آمریکا، درگذشت. علوم معقول و منقول خوانده بود و از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشنامه دکترای ادبیات و زبان فارسی دریافت کرده بود؛ و در همان دانشکده استاد بود.
🔹زنده یاد، دکتر محمودشهابی، سال ۱۲۸۰ش، چشم به جهان گشود. از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دانشنامه دکترای حقوق خصوصی دریافت داشته بود. فیلسوف، فقیه، حقوقدان و استاد ممتاز دانشگاه تهران بود. در دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مدیریت گروه فقه و حقوق، برعهده داشت.سال ۱۳۶۵ش، در فرانسه چشم از جهان فروبست. کتاب دوجلدی ادوار فقه از جمله آثار ارزشمند و بی نظیر او میباشد.
/channel/hatefTa
🔸پیش از آن سال که در دانشکده حقوق شوم، چندتن از استادان دانشکده حقوق بازنشست شده بودند، یکی از ایشان دکتر محمود شهابی بود. دیگری علامه سنگلجی، و دیگری دکتر مشکات، و دیگری دکتر سید حسن امامی، امام جمعه وقت و صاحب دوره شش جلدی حقوق مدنی، این سه آخرین، به کسوت روحانیت بودند. دکتر شهابی از لباس روحانیت قبایش برتن داشت. هرچهار، گه گاه، به دانشکده ای که سالیانی در آن کرسی داشتند؛ رفت و آمد داشتند. و من در این زمان ها اگر در راهرو ها هریک از ایشان را میدیدم به نمازشان میشتافتم.
/channel/hatefTa
🔸روزی از روزهای سال ۱۳۴۹ش، زنده نام دکتر محمود شهابی رادیدم، عصا در دست، در خیابان غربی زمین چمن،* به دانشجویی ابرکوهی** که خود را یزدی خوانده بود، ودراین چند ساله که زبان به تهرانی گردانده بود؛ چنین شنیدم، فرمود:
🔸یزدیان، دل و زبان یگانه دارند؛ و زبان نگردانند، هرجا که باشند، و هرچند زمانی دراز باشند.
🔹یاد و نام و یادگارهای جاویدان همه فرزانگان که دستاوردشان به دست دادند و میدهند گرامی باد؛ آنان که میزیند دیرزندگانی باد.
____
*زمین چمن دانشگاه، از پس از انقلاب، میعاد گاه نماز جمعه است.
**ابرکوه، شهری میان شیراز(فارس) و یزد.
تصویر: دکتر محمود شهابی 🔻
/channel/hatefTa
⬛️◼️▪️به مناسبت اول رجب الاصم، نود و ششمین سالگشت رحلت عالم ربانی و عارف صمدانی،میرزا سید عبدالله طباطبایی،طاب الثراه،ملقب به لسان الحق و متخلص به وامق "و۱۲۹۵-ف۱۳۴۹ ه.ق، خوربیابانک"
/channel/hatefTa
✍علی اکبر افسر یغمایی
🔷[..عجب اینکه با نهایت حسن محاوره و تمایل به مزاح و عدم اجتناب از لطیفه گویی و بذله سرایی و ایجاد مضامین تفریحی، مقام تقوی و درجه زهدش به درجه ای بود که کمتر کسی در این حوزه مثل او دیده شده.]۱
🔹مطایبه
🔸ای قاضی چرخ، کودک مکتب تو
ای عالم دهر، پیرو مذهب تو
🔸خواهم که نهم لب به لب وافورت
چون نیست میسّر که نهم بر لب تو ۲
🔹داستان این رباعی طیبت آمیز، به روایت روانشادان احمد رستگار یغمایی و فرزندش شادروان جمیله یغمایی:
🔸[مرحوم لسان روزی به روستای گرمه میرود،در گرمه آن چیز که میخواهد نمییابد. در زمان پیکی آهنگ روستای بیاضه دارد،شاعر این رباعی میسراید؛ بر برگی مینویسد و به دست پیک میدهد تا به دست عالم بزرگ روستای بیاضه مرحوم مؤید الاسلام برساند و خواهش وی برآورد] ۳
/channel/hatefTa
#مؤید_الاسلام
🔹حجةالاسلام شیخ ابوالفرج ثقفی فرزند ارشد مرحوم مجدالاشراف، از سلسله دودمان بزرگ ثقفی است. ملقب به مؤید الاسلام است.
🔹تحصیلات مقدماتی را نزد پدر، در زادگاه فراگرفت، پسان در اصفهان، از محضر حضرات آقا سید عبدالکریم حائری یزدی، و آقا سید ابوالحسن اصفهانی فیض برد، و به درجه اجتهاد نائل آمد. مجوز تَلَبُّس روحانیت دریافت. به زادگاه بازگشت، مجلس وعظ داشت، و در انجام امور اجتماعی و نیکوکاری پیشقدم بود، فرزندان فاضل بپرورانید.
🔹سال ۱۳۲۶ با ۱۳۲۷ش، برای معالجه به اردکانِ یزد آمد،در پنجاه سالگی وفات یافت. آرامگاه او و دخترش حاجیه بتول ثقفی در آرامستان اردکان است،رحمة الله علیهم واسعه.۴
/channel/hatefTa
🔸ماخذ: 📚۱- مقدمه بر نسخه خطی. گفتگو سال ۱۳۷۵، خوربیابانک.۲-گل بوتراب، نامه زندگی و اشعار سید عبدالله الطباطبایی، با مقدمه علی اکبر افسر یغمایی، لسان الحق طباطبایی، انتشارات بهین. ۳-گفتگو، سال ۱۳۷۵، ۴- صالح، محمد حسین،بیاضه ستاره ای در کویر،۱۳۹۰،ناشر: مؤلف.
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
/channel/hatefTa
📚معرفی کتاب
🔹دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد با عنوان «گرمابه» به قلم و پژوهش دکتر مهرداد قدردان با پیشگفتار استاد دکتر کتایون مزداپور در انتشارات فروهر چاپ و روانه بازار شد.
/channel/hatefTa
🔹این اثر نوشته و پژوهش، در چاپ نخست با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به پشتیبانی انجمن زرتشتیان شریف آباد مقیم مرکز (اشا) زمستان ۱۴۰۲ منتشر شده است. دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد اردکان یزد در ۲۷۳ رویه (:صفحه) به بررسی حمامهای شریفآباد (قدیم و نو) میپردازد.
/channel/hatefTa
🔹دکتر مزداپور با اشاره به تلاشهای دکتر مهرداد قدردان در پژوهش و نگارش این کتاب، در بخشی از سخن نخست نوشته است:
《بایستگی و الزام آن هست که فرزندان توانمند نازنین و ارجمند ما به کار بپردازند و بکوشند تا نمایی روشن و واضح از زندگانی در جهان پیشین را در حیطههای گوناگون و مختلف اجتماعی به ثبت و ضبط در آورند و به جهانیان معرفی کنند.》
/channel/hatefTa
📘دفتر یکم:
پدید آورنده در کتاب فرهنگ بهدینان شریف آباد اردکان یزد، با ۳۶۲ رویه، به بررسی آداب و رسوم کهن و گویش زرتشتیان شریفآباد پرداخته است.
📕 دفتر دوم:
در این دفتر به استناد ۳۵۰ سند بخشی مصور رنگی و با جدول و نمودار به سرگذشت و کارآمدی دبستان جمشیدی به عنوان خاستگاه فرهنگی تاثیرگذار بر پیشرفت مردمان روستای شریفآباد اردکان پرداخته شده است.
/channel/hatefTa
⬛️◼️◾️به فراخور رویداد خونین سیزدهم دیماه کرمان و جان باختن شماری از هم میهنانمان.
/channel/hatefTa
▪️شبی دود خلق آتشی برفروخت
شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
▪️یکی شکر گفت اندران خاک و دود
که: «دکان ما را گزندی نبود»
▪️جهاندیدهای گفتش: «ای بوالهوس
تو را خود غم خویشتن بود و بس؟
▪️پسندی که شهری بسوزد به نار
اگرچه سرایت بود بر کنار!؟
▪️بهجز سنگدل ناکند معده تنگ
چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ
▪️توانگر خود آن لقمه چون میخورد
چو بیند که درویش خون میخورد؟
▪️مگو تندرست است رنجوردار
که میپیچد از غصه رنجوروار
▪️تنکدل چو یاران بهمنزل رسند
نخسبد که واماندگان از پسند
▪️دل پادشاهان شود بارکش
چو بینند در گل خرِ خارکش
▪️اگر در سرای سعادت کس است
ز گفتار سعدیش حرفی بس است
▪️همینَت بسندهست اگر بشنوی
که گر خار کاری سمن ندروی»
📚بوستان سعدی شیرازی
#بیاموزیم
/channel/hatefTa
🔸دارایی
/channel/hatefTa
دارایی، پارچه ایست دست بافت، رنگ در آمیخته از رنگ های سرخ، زرد، بنفش، سبز، قهوه ای و سرمه ای. در یزد بافته میشده و میشود.
🔸دارایی ،گونه ای روش بافت، و رنگرزی هم است. در نامیدن، دارایی بر شیوه بافت، رنگ و پارچه گویند: در بیش از نیم سده پیش، جهیزیه عروس بوده، و جزئی از سرمایه و دارایی او به شمار میرفته است، نیز گفته شده است: دارایان خریدار آن بوده اند.
/channel/hatefTa
🔸این هرسه، در فرهنگ مردم خوروبیابانک راست آید؛ چه که از بازار یزد میخریدند؛ و جزئی از جهیزه بوده و در خانه دارایان رویه نهالی میشده و آن نهالی [تُشَک] در بالای اتاق، نشستنگاه بزرگ خانواده و میهمان بوده است. هنوز هم در برخی از خانه ها نمونه آن دیده میشود.
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم_تاریخ
#بخوانیم_بیندیشیم
/channel/hatefTa
✍ بهمن بیگی:
*تفنگ از دست عشایر ستاندم و قلم به دستشان دادم.*
📕بخارای من ایل من
/channel/hatefTa
🔷🔶🔷زنده یاد: استادمحمدبهمن بیگی، فرزند محمودخان،
زاده ۱۲۹۸/۱۱/۲۶ در قشلاق (گرمسیر)نزدیکی قیروکارزین،
درگذشته ۱۳۸۹/۲/۱۱شیراز ، ازتیره بهمن بیگلو، حقوقدان، معلم ومدیرکل آموزش عشایر کشور، نویسنده کتاب های:
۱-اگرقره قاج نبود.
۲-بخارای من، ایل من.
۳- به اجاقت قسم
(به اجاقت قسم، دیپلم ندارم.)
۴-طلای شهامت.
/channel/hatefTa
🔻تندیس محمد بهمن بیگی در میدان اصلی شهر چرام کهکیلویه و بویر احمد
کتاب(مدیرکل افسانه ای) گردآوری وپژوهش استاد امرالله یوسفی، بکی ازشاگردان بهمن بیگی است، که به آثار، خدمات و زندگی استادبهمن بیگی، می پردازد.
/channel/hatefTa
🔹🔸🔹 شهرگردی-گورستان گردی
پنج شنبه ۱۱ آذرماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
/channel/hatefTa
🔹امامزاده عبدالله در شهر ری است؛ و گورستان آن یکی از گورستان های درون شهری در کشور است،
🔸گورستان جندق هم سال هاست درون شهری شده است. پیشاز آن بیرون از بافت پیشین بود.نوشته های در این باره پسین در کتاب جندق خواهد آمد.
#دهان_پر_از_عربی_است
🔹 یکی از این عربی ها کلمه باب در آرامگاه های ائمه و امامزادگان است. باب در زبان فارسی درگاه است.
🔹امامزاده عبدالله هم چند باب دارد، هر باب به صحن باز میشود؛ و صحن آرامگاه خاموشان و در خاک شدگان است.
🔹یکی از باب های امامزاده عبدالله علیه السلام،باب زنده یاد عمادالکتاب است، او در آغاز صحن خفته است. آرامگاهش نوساز است و هنوز هم به کوشش در آراسته پردازی آنند.
🔸عماد الکتاب که بود؟
/channel/hatefTa
عمادالکتاب
(زاده ۲۷ فروردین ۱۲۴۰ قزوین – درگذشته ۲۶ تیر ۱۳۱۵ تهران) استاد خوشنویس خط نستعلیق
او از جمله خوشنویسانی است که در زمینه نستعلیق بهمرتبه استادی رسید و آخرین استادکل خط نستعلیق در ایران است که از کتیبه تا غبار را استادانه مینوشت و اولین خوشنویسی است که رسمالمشق را برای استفاده نوآموزان ابداع کرد.
گذشته از کار خوشنویسی، در دیگر زمینههای هنری نیز طبع آزمایی کرد و به کار نقاشی، تذهیب، شعر و ادبیات، موسیقی و عکاسی نیز علاقه داشت. وی هنر نقاشی را نزد مهدی مصورالملک، شبیه ساز ماهر دوره قاجاریه که نقاشیهای شاهنامه امیر بهادری بهقلم اوست، فراگرفت.
او نسبت به رویدادهای زمانش بیتفاوت نبود، چنانکه در سال ۱۳۰۴ بهکمیته مجازات پیوست و کار نوشتن بیانیهها را بهعهده گرفت و در سال ۱۳۳۵ پس از دستگیری اعضای کمیته بازداشت شد و مدتی زندانی و سپس به قم تبعید شد.
پیش از دوران مشروطیت، جزو کاتبان وزارت انطباعات بود و در زمان احمدشاه نیز مدتی بهعنوان منشی در وزارت داخله خدمت کرد و از سال ۱۳۰۴ در دفتر مخصوص رضاشاه بهسمت فرماننگار، مشغول خدمت شد و مامور نوشتن فرامین و نامهها بود.
در سال ۱۳۱۲ از طرف انجمن آثارملی مامور نوشتن کتیبههای آرامگاه فردوسی شد و بعد از آن، کتیبههای دارالفنون، دانشسرای عالی، مدرسه رضاییه، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت.
وی نخستین خوشنویسی است که روش نقطهگذاری را در آموزش خط ابداع کرد و نه تنها نستعلیق، بلکه شکسته و نسخ را هم نقطهگذاری کرد.
او در طول زندگی پربارش در حدود چهار هزار کودک را آموزش داد و بسیاری از فرزندان شاهزادگان و رجال از شاگردان او بودند. مظفرالدینشاه، احمدشاه، محمدحسن میرزای ولیعهد و محمدرضاشاه نیز از او آموزش گرفتند.
برجسته ترین شاگردانش که در سطح بالایی تعلیم یافتند، حسن زرینخط، علیاکبر کاوه و مجدالکتاب گرگانی بودند.
او شیوه خاص میرزامحمدرضای کلهر را دنبال میکرد و در سال ۱۳۱۲ بهپاس قدردانی از خدمات صادقانهاش، موفق بهدریافت نشان درجه یک فرهنگ از وزارت معارف و دریافت یک قطعه مدال نفیس و باارزش از دربار رضاشاه شد.
عمادالکتاب در ۷۵ سالگی درگذشت و در شهرری بهخاک سپرده شد.○
/channel/hatefTa
○برگرفته از:برگی از تقویم تاریخ
🔺بیشتر: محمد رضا کلهر
/channel/hatefTa
📚معرفی کتاب
جلوه هایی از تمدن کاریزی
مؤلف: محمد سعید جانب الهی
مقدمه: پروفسور محمد حسین پاپلی یزدی
انتشارات پاپلی،مشهد ۱۴۰۰
قطع وزیری،۳۵۰ ص
/channel/hatefTa
🔸 دوست مردمشناس و فرهیخته ام پدیدآورنده است و از همو امروز دستم رسید.
هم امروز خواندنش آغازیدم.
🔹مقدمه نویس نوشته است:《استاد جانب الهی یکی از برجسته ترین پژوهشگران ایرانی در حوزه مردم شناسی و مسائل قنات است.
🔹او در این کتاب، تنها درس مردم شناسی تاریخی نمیدهد، او راهی براي آینده ترسیم میکند. این کتاب چیزی فراتر از داستان قنات است.
🔹مباحث این کتاب ما را به عمق فرهنگ و روابط مدیریتی -اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه میبرد.
🔸حوزه مطالعات و پژوهش های پدیدآورنده،
مناطق دشت کویر، استان های اصفهان، یزد و بلوچستان میباشد.
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸سفرنوشت ،ص۹
۲۹ فروردین،-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
🔹از چوپانان گذشتم وبه دو راهی جندق-خور رسیدم، آنجا که در زبان مردم خور به سرِدوراه نامیده میشود. آهنگ جندق داشتم؛ از پیش،با یاران جندقی همداد شده بودم؛ و چون از اتوبوس پیاده شدم چندتن از آنان را دیدم، آمده بودند تا جندق همراهم شوند.
/channel/hatefTa
🔹چند روز در جندق بماندم، روزهای پایانی ماه رمضان بود، و تعطیلات جمعه و عید فطر؛ این چند روز هم به پُرسه گویی و پُرسه دادن بازماندگان درگذشتگان سال گذشت؛ ازین کوی به دیگر کوی، و از این سرا به دیگرسرای.
چندان کار در پژوهیدن نشد، و از این روی خشنودی همیشگی دست نداد.
/channel/hatefTa
🔹پسان به خور آمدم، گشت و گذاری داشتم، در دفتر میراث فرهنگی و اداره فرهنگ و ارشاد گپ و گفتی رفت.از نبود موزه مردم شناسی در شهر/شهرستان سخن آمد؛ هیچ کس را کوشش بر پدیدار کردن آن نبود. گویی جز گردشگری و سود آوری چیز دیگر در اندیشه کسی نبود، در گردشگری هم از چیزی که بخواهند از زیست بوم به گردشگر نشان دهند اندیشه نبود.
/channel/hatefTa
🔹شب به کارگاه بافندگی و فروشگاه دست آفریده هانی بافتنی خانم علیخانی رفتم، زمانی دراز به گفتگو نشستم.
🔹و این کارگاه در تصویر پیوست🔻
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
/channel/hatefTa
🌱پنجتک بیت نو سروده از: #احمد_یغمایی
برگرفته از کانال: میشود گفت منی هم هستم.
🔹این درستی که کنون چرخ فلک می چرخد
ترسمش خاتم فیروزه ی حافظ باشد
🔹با هر زبان و کیش توان کاشت بذر خود
بهر نگاه داشت وطن کشت مهر،کن
🔹"هم زبانیم مبادا که پریشان گردیم"
ثبت تاریخ ادب در همه جای وطن ست
🔹جوهرش از دگران است هر آن کو به وطن
پارسی را بگذارد چو زبان بگشاید
🔹ترسم که این زمانه به آنجا رسد که باز
بازاریان به برده فروشی، دکان زنند
@khourzad
/channel/+Q-iDovAn08Ih_54T
شناسه کانال♦️
/channel/hatefTa
#خور_و_بیابانک_ادبیات_فرهنگ
🔶🔹🔶سفرنوشت
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲خورشیدی
ص۸
🔹پیشتر (ص ۷ ) نوشتم؛ گاه از راه سمنان، و گاه از راه کاشان-نایین به جندق و یا خوربیابانک میروم. هرگاه به راه سمنان شوم، در شهر سُرخه نام بیابانک بر تابلویی میبینم؛ این بیابانک، نام روستایی است در ۱۵ کیلومتری جنوب شهر سمنان؛ و آن بیابانک که خور بدان منسوب است و در حوزه جغرافیایی شهرستان خوروبیابانک واقع است، گستره بیابانی در جنوب شرق شهرستان میباشد.
🔹نامدار ترین روستای واقع در این پهنه بیاضه است. نامجای بیابانک به این روستا هم گفته میشده است؛ واین اطلاق مستند است.هرچند برخی از نویسندگان بومی بی نشان دادن گواه نوشته اند. این سند در مطلب پسین آورده میشود.
/channel/hatefTa
🔹زبان مردم روستای بیابانک در سمنان لهجه ای از زبان فارسی است، و شغل آنان در گذشته شترداری بوده است.
🔹برای نشان دادن لهجه مردم آن جا، ترانه پیوست برگزیده شد. بشنویم🔻
#خور_و_بیابانک_تاریخ_جغرافیا
/channel/hatefTa
◼️به فراخور ۲۲ آبان ماه سالروز درگذشت زنده یاد حسین پیرنیا "و ۱۲۹۲ش، نایین -ف ۱۳۷۲ش، تهران، محل دفن، نایین، آرامگاه خانوادگی"
/channel/hatefTa
🔷 دکتر حسین پیرنیا، ملقب به پدر علم اقتصاد ایران، اقتصاد دان، سیاستمدار، نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه تهران، و بنیانگذار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و چند مدرسه عالی ریاضیات و علوم اقتصادی، و انجمن اقتصاد دانان ایران است.
🔹در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، استاد حقوق مالیاتی و مالیه عمومی بود.این درس را سال ۱۳۴۹، با او گذراندم،
🔹پدرم با او مراوده داشت، وقتی که پدرم دانست،او استادم است،نامه ای برایش نوشت، زنگ میانه دو درس تقدیم کردم، بسیار خوشحال شد، مرا درآغوش گرفت.
🔷 در زمان مراسم تشییع پیکر ایشان نایین بودم. انقلابیون از دفن پیکر او در آرامگاه نیاکانشان به رغم وصیتش ممانعت کردند.
کار به اختلاف وفرمانداری کشید , نهایتا فرماندار وقت از مرحوم دکتر حبیبی معاون رئيس جمهور وقت کسب تکلیف نمود , ایشان فرمود: مرحوم پیرنیا هرجایی را که
برای دفن جسدش وصیت کرده است همانجا دفن کنید و طبق وصیتنامه عمل شود؛ با دریافت دستور بیدرنگ در میدان اصلی شهر نایین صدای طبل و سنج برآمد وخیل مردم نایین جنازه دکتر حسین پیرنیا را
تا آرامگاه خاندان پیرنیا مشایعت کردند و به خاک سپردند روانش به مینو شادان و یادش گرامی باد.
🔸ادامه دارد....
/channel/hatefTa
#سده
🔥می رسد روز آتش "آبان روز"*
موسم سرد را بسوزانید
پیش چشمان دردمند نگار
واژه ی درد را بسوزانید
🔥گفت:آتشکده ی ماست که خاموش نشد
آتشش تا دل و جان هست فروزان باشد
سده میراث من و توست که آتش بشویم
توی هرشهر، که آتشکده ایران باشد
🔥سده آمد، بهار خواهد شد
از زمستان چهل ستم** کم کن
تا زمستان بسوزد و برود
هیمه ی آتشی فراهم کن
____
* آبان: نام دهمین روز ماه در گاهشمار پیشین ایران.
**چهل ستم:اشاره به چهل روز سرد سپری شده از اول زمستان.
🔥 جشن سده خجسته باد
✍احمد یغمایی
🔸برگرفته از: کانال تلگرامی: میشود گفت منی هم هستم.
/channel/+Q-iDovAn08Ih_54T
🔹نگاهی به سریال مستوران
سینما و تئاتر
۱۵:۵۱ ۱۴۰۲-۱۱-۴
نگاهی به فصل دوم سریال «مستوران»؛ وقتی اسطوره جذاب میشود
سریال «مستوران» با روایتی جادویی از داستانی اسطورهای ساخته شده است، سریالی که این روزها فصل دومش از شبکه یک سینما در حال پخش بوده و یک داستان کهن را دستمایه جذب مخاطب کرده است.
خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: همیشه بشر قصههای افسانهای جذاب بودهاند. گواه این ادعا انبوه آثار ادبی به جا مانده با این مضمون در تاریخ ادبیات جهان و خاصه ایران است. از شاهنامه گرفته تا هزار و یک شب که اولی شاهکار فردوسی برای نظم کشیدن اساطیر ایرانی است تا آخری که کشکولی از داستانهای هندی، عربی و ایرانی به شمار میرود و مولف مشخصی ندارد و هر که توانسته داستانی به هزار و یک شب افزوده است. در ادبیات جهانی هم به نمونههای قدیمی مانند هملت و … جدیدتر انواع مارولها و هری پاتر و بازی تاج و تخت و … میتوان اشاره کرد. استقبال جهانی از ساخت آثار نمایشی در این حوزه نشان میدهد علاقه به قصههای افسانهای متعلق به دوران خاصی نیست و حتی در زمان حاضر بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
با وجود چنین عقبه درخشانی در فرهنگ غنی ایرانی دست آثار نمایشی وطنی در بازنمایی این افسانهها بسیار خالی است. سریال به یادماندنی «سلطان و شبان» شاید تنها نمونه این آثار باشد که بیش از چهار دهه از پخش آن میگذرد.
شبکه یک سیما با همکاری سازمان اوج در اقدامی جسورانه و تحسینبرانگیز به سراغ ساخت داستانی فانتزی و افسانهای در دل تاریخ رفتهاند. ترکیب افسانه، درام و راز در بستر تاریخ که جذابیت بالایی دارد در سریال «مستوران» تحقق یافته است.
داستان سریال «مستوران» اقتباسی آزاد از افسانههای کهن ایرانی است. منابع بسیاری از داستانها و افسانههای کهن ایرانی به کمک فیلمنامه سریال مستوران آمدهاند تا فیلمنامه این سریال را غنی کنند.این سریال تلاش میکند با استفاده از نشانههایی همچون «کتاب لوح» و تلفیق آن با عرفان ایرانی و اسلامی چنان به عمق روایتهای ناشی از ادبیات کهن ایران نفوذ کند که همه چیز در جای خود و به درستی شکل بگیرد. سریالی که قابی از زندگی مردمانی را به تصویر میکشد که از قرار در سالهای حکومت صفویان و غزنویان به سر میبرند.
🔸لسانالحق طباطبایی، پژوهشگر و مؤلف حوزه ادبیات فارسی و فرهنگ عامه درباره لزوم ساخت چنین آثاری عنوان کرد: مجموعه «مستوران» اثر مهمی است؛ چراکه از دریچه آن فرهنگ منتقل میشود. قصههایی که در «مستوران» روایت میشود بخشی از فرهنگ عامیانه ماست و روایت آنها جزئی از فرهنگ عمومی ما محسوب میشود و زمانی که این عناصر بهعنوان سریال و تصویر در معرض دید خیل عظیمی از جمعیت قرار میگیرد، فرهنگ را انتقال میدهد و این انتقال فرهنگی بخشی از هویت ماست.
داستان فصل دوم مستوران
فصل اول سریال «مستوران» به کارگردانی مسعود آب پرور در تابستان ۱۴۰۱ و در ۲۶ قسمت از شبکه اول سیما پخش شد. داستان فصل اول درباره دزدیده شدن پسربچهای به نام لطفعلی توسط یک قبیله وحشی و تلاش پدر و مادرش برای بازگرداندن او بود. این روزها فصل دوم «مستوران» به کارگردانی علی هاشمی و نویسندگی محمد حنیف از شبکه اول سیما در حال پخش میباشد. ماجرای فصل دوم درباره لطفعلی است که حالا به سن جوانی رسیده و عاشق_ ماه منیر_ دختر حاکم شهر شده است.
درست است شخصیت لطفعلی در فصل نخست حضور کمی داشت و بیشتر سریال در غیبت و دوران گمشدن او روایت میشد اما آنچه در ذهن مخاطب از کودکی لطفعلی نقش بسته کودکی خاص با کمالات و صاحب مکاشفات است و بعبارتی قهرمان گمشده داستان بود، درحالیکه لطفعلی فصل دوم گویی از این ویژگیها جداشده و حتی با ناحوانمردی عشق دوران نوجوانی و ابتدای جوانی خود یعنی سوده را رها کرده و در یک نگاه عاشق دختر حاکم میشود. گفتنی است حضور لطفعلی بعنوان یک مرد غریبه حتی بعنوان طبیب در خلوت دختر حاکم نیز سازگاری چندانی با مناسبات فرهنگی و اجتماعی ایران قدیم نیز ندارد و گویی فیلمساز برای جذابیت بیشتر داستان خود چنین رابطه عاشقانهای را متناسب با جامعه امروزی بیان میکند، گرچه در جامعه امروز نیز بر اساس عرف اخلاقی و دینی چنین خلوت های عاشقانهای بین دختر و پسر نامحرم مردود است.
شخصیت لطفعلی با پرداخت بهتری میتوانست قهرمان اخلاق مدار و دوست داشتنی مستوران بماند، اگر بجای گپ و گفت های طولانی با ماه منیر زودتر وارد حل و فصل مشکلات مردمان شهر میشد و با قدرتی که بواسطه وصلت با دختر حاکم بدست آورده گامی مؤثرتر جهت بهبود وضعیت مردمان شهر برمیداشت.
🔷نقل:فارس نیوز
/channel/hatefTa
✍روزنوشت
سخن دوست خوشتر است.
/channel/hatefTa
🔹امروز ۳۰ دیماه ۱۴۰۲ خورشیدی، تهران، در تالار وحدت. اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین المللی پژوهش فرهنگی، برگزار شد،
🔹دو روز پیش به این همایش خوانده شده بودم، میهمانان دیگرهمه از پژوهندگان دانش های گوناگون بودند، میزبان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. برگزیدگان ستوده شدند، زمانی پس از نیمروز به درازا کشید.دوستانی را دیدم و دمی چند هم به گپ و گفت نشستیم،
🔹چون بیرون شدم، در بوستان روبروی،چشمم به خرمابنی افتاد که تنومند بود؛ تاکنون نخل به این اندازه دور تنه ندیده بودم 🔻
/channel/hatefTa
🔹قصه های یزد، از زبان پروفسور پاپلی یزدی
/channel/hatefTa
🔶🔹🔸به مناسبت بیست و یک دیماه زادروز زنده نام:
#پروفسور_ریچارد_نلسون_فرای
🔹دو مقاله از دکتر فرای سال ۱۳۳۱ خورشیدی، در مجلات فارسی زبان آن زمان، منتشر شده است؛ و اشاراتی به گویش خوری و فرویگی دارد. این دو مقاله پیرو سفر وی به بیابانک و سیستان و بلوچستان به همراه پرفسور ژرژ ردار ، و دکتر مری بار، در سال ۱۳۳۰خورشیدی میباشد.
/channel/hatefTa
🔹سفربیابانک و سیستان و بلوچستان؛ و تطبیق لهجه های خوری و بلوچی، عنوان های این دو مقاله است.
/channel/hatefTa
🔹نکته واجد اهمیت مقالات مذکور در باره گویش خوری، ذکر نزدیکی گویش خوری و زبان بلوچی، با امعان نظر به سابقه حملات بلوچان به منطقه بیابانک؛ وحدت جایگاه گویش خوری و زبان بلوچی در گروه زبان های ایرانی، وحدت ریشه برخی از افعال در زبان بلوچی و گویش خوری، و وجود هزاران واژه مشابه میان لهجه بلوچی و لغات لهجه های قسمت مرکزی ایران است.
/channel/hatefTa
🔸برگرفته از کتاب گویش های دشت کویر،گویش های شهرستان خوروبیابانک، گویش های: خوری، فرویگی، گرگی، ایراجی، بخش بررسی پژوهش های پیشین، صص۱۱۹-۱۲۰ انتشارات بهین،۱۳۹۷، تألیف: لسان الحق طباطبایی
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
🔸 بیشتر: ریچارد
/channel/hatefTa
#روزنامه_نوشت_ها
🔸به مناسبت ۱۷ دی، روز فرهنگی کرمان؛ و بزرگداشت نخلبند شعرا،کمال الدین ابوالعطا محمودبن علی بن محمود متخلص به خواجو و مشهور به خواجوی کرمانی،" و۶۸۹ کرمان- ف ۷۵۲ هجری قمری فارس،آرامگاه: تنگ الله اکبر شیراز"
/channel/hatefTa
🔹مقاله پیوست در معرفی کتاب گزینه غزلیات خواجو،اثر شاعر و نویسنده
کرمانی، استاد مهدی برهانی است،سال ۱۳۷۱ خورشیدی در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.
🔹دیروز هفدهم دی، یاد این مقاله افتادم، در پاره برگ ها، جوییدم و جستم، دوباره خواندم و به مناسبت در اینجا آوردم 🔻
/channel/hatefTa
🎬 سکانسی از فیلم #مادر
اثر: #علی_حاتمی
🎶 موسیقی: #ارسلان_کامکار
💐روز مادر همایون باد
/channel/hatefTa
🔹🔸🔹 شهرگردی-گورستان گردی
پنج شنبه ۱۱ آبان ماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
ص۳
/channel/hatefTa
#نیما_یوشیج
《و ۲۱-۸-۱۲۷۴ یوش ف ۱۳-۱۰-۱۳۳۸ خورشیدی، تهران》
#پدر_شعر_نو
🔹پیکر نیما یوشیج، ۳۴ سال پساز درگذشت در گورستان امامزاده عبدالله در خاک بود. پسان در سال ۱۳۷۲ خورشیدی، به زادگاهش، روستای یوش،در شهرستان نور، استان مازندران بردند و در میان سرای پدری و دیگر نیاکانش به خاک رفت.
🔹خانه پدری نیما، در محله لالویِ یوش، سال۱۲۰۷ ق،از سوی ناظم الایاله ساخته شد، در فهرست آثار ملی ثبت شده است، و موزه نیما نام دارد.
/channel/hatefTa
💠پس آنگاه، در آغاز دهه فجر سال ۱۴۰۰ خورشیدی، بسیجیان فرهنگی شهرداری تهران، بر آغازین خاک جای نیما سنگ یاد بود افراشتند و سروده ای از وی بر سنگی دیگر نگاشتند و بر خاک نهادند.
تا باد چنین باد.
🔶️ادامه دارد....
🔹زمان این گورستان گردی یازدهم آبان درست میباشد، در ص۲، یازدهم آذر نادرست است.
/channel/hatefTa
🌸دختران ایران
از شهرکام فیروز، مرکزبخش کام فیروز، شهرستان مرودشت، استان فارس، درجشنواره بزرگداشت پوشاک ولباس لری، درفرهنگستان صدرا، شیراز.
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸سفرنوشت
۲۹ فروردین -۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
ص ۲ از ص۹
/channel/hatefTa
🔹کارگاه خود را که فروشگاه، نمایشگاه، و جایگاه کاربافی اوست؛ گل مریم نام نهاده است. بخشی از خانه اش میباشد. دستگاه کاربافی وی در زیر زمین است.
🔹در فروشگاه دست بافت هایش را در دید بازدید کنندگان نهاده است. نیز چندین دست دوز های گلدوزی شده و دست بافت های مردمان روزگار گذشته بوم زیست را گردآوری و به نمایش گذاشته است.
🔹گردآوری بیشتر این چیزها و نمایش آن را در نمایشگاهی همیشگی به او دادم 🔻
/channel/hatefTa
📚تازه، انتشارات #بهین
📕میلادیه ، نعت رسول الله صلی الله علیه؛ و مدحت آله الاطهار علیهم السلام، در سروده های شعرای متوفای شهرستان خوروبیابانک.
✍تحقیق و گردآوری: طیبه طباطبایی، لسان الحق طباطبایی
قطع وزیری، ص ۱۵۳، جلد شومیز. تاریخ نشر: آذر ۱۴۰۲.
/channel/hatefTa
🔹دومین کتاب از نخستين بانوی بومی پژوهنده ادبیات منظوم و مکتوب مذهبی شهرستان خوروبیابانک است.
🔹نخستین، عقد عشق نام دارد؛ و روایات نسب و وفات حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها، با پیوست سروده های شعرای درگذشته شهرستان خوروبیابانک در رثای او، میباشد.
/channel/hatefTa
🔷درمقدمه کتاب از آیین های قصیده خوانی در فرهنگ مردم شهرهای خوربیابانک و جندق؛ وهمچنین پیشینه مدیحه سرایی در شهرستان خوروبیابانک سخن رفته، و نیز این سخن آمده است که:
🔶 《دگر نکته از این معنی، که ادبیات منظوم شعرای خوروبیابانک چنانکه میباید پژوهیده و بررسی نشده است. این کاستی را با وجود هزاران هزار بیت از شاعران این محدوده جغرافیایی و با وجود ده ها تن از شعرا و ادبیات خواندگان اگر نتوان کم کاری شمرد؛ غفلت توان خواند؛ که این نیز گران است: یادگار های بازمانده از نیاکان و گذشتگان را بشناسیم و از نمایاندن آن ها در عرصه ادبیات غافل شویم》
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
#بخوانیم_بیندیشیم_همرسانی_کنیم
/channel/hatefTa
#قصه_ماه_و_پلنگ
/channel/hatefTa
🔸پلنگ صفت یا پلنگ طبیعت:
خودبین و حسود.
پلنگ موجود بسیار مغروری است.به طوری که اگر از بالای کوه چشمش به ستاره ای بیفتد جست میزند تا آن را بگیرد , زیرا نمیتواند موجودی را برتر و بالاتر از خودببیند.
پلنگ ددی باشد عظیم با تکبر ,
واز غایت کبر اگر جانوری را در کوه بربالای خود بیند قصد او کند. هم چنین با ماه جنگ میکند که بر بالای من چرایی , و بر کوههای بلند میرود و از آنجا جستن میکند به گرفتن ماه , و به پایین میافتد و پاره پاره میشود.
نمرود چون به شیر پلنگ پرورش یافته بود پلنگ صفت بود. نمی توانست بشنود خدایی بالای سرش هست . گفت به آسمان میروم خدای ابراهیم را میکشم.
#نمرود_ابراهیم_ماه_ستاره
#قصه_ماه_و_پلنگ
#کتاب_کوچه ،د۱،ح,پ،۳۲۱۱
#هاتف_فرهنگ
/channel/hatefTa
🔴 "خودبرتربینی"، مانع بزرگی در مسیر اخلاقی زیستن
خودشیفتگی، واکنشی آشفته نسبت به خودآگاهی است.
خودشیفته، عاشق خودش، باورهایش، داراییهایش و هر آن چیزی است که به او تعلق دارد. خودشیفته، همان گونه که خود را برتر از دیگران میپندارد، باورهایش را نیز برتر از همهی باورها میشمارد. چنین شخصی، به طور غیر عادی به خودش و باورهایش علاقهی مفرط نشان میدهد. و به نحو مبالغهآمیزی احساس میکند که از دیگران مهمتر است. خودشیفته، همان گونه که عاشق چهره، هوش، قد، لباس، رنگ موی و چشمان خویش میشود، همان گونه هم عاشق و شیفتهی باورهای خودش است. فرد خودشیفته ، هنگامی که باوری را بر زبان میآورد خود را مرکز عالم معنا، و خویشتن را حجت و دلیل سخنانش میداند. چنین میاندیشد و باور دارد که امت مرحومهاند. در میان کاروان بلند آدمیانی که در طول تاریخ و به نام های متفاوت، دیندار بودهاند، تنها آنها رستگاراناند. راه راست از آنها است و دیگران، همه بر نهج تاریک و مسیر خطا، راه میپیمایند.
🔶یونگ به ما می گوید: خودشیفتگی یا "تورم روانی"، منحصر به شخص نیست. بلکه "تورم روانی"میتواند شخصی یا جمعی باشد.. یعنی ممکن است یک گروه، ملت یا نژاد دچار تورم روانی شود."....و از خطرات خودشیفتگی و یا تورم روانی، این است که "در زیر شاخ و برگها تنها یک موجود بسیار ناچیز و رقتآمیز باقی میماند."(یونگ و سیاست)
#قصه_ماه_و_پلنگ
@HATEFTA
#قصه_ماه_و_پلنگ
🔶 پِلِنگ دُماق
pelengdomaq
به صورت دُماق پِلِنگ هم گفته میشود,
زبانزد در گویش خوری و لهجه فارسی رایج در خوربیابانک.(پلنگ دماغ).
کاربرد:به شخص متکبر,خودشیفته, خودبزرگ بین,مغرور,خودپسند,
خودپرست, خودخواه,ازخودراضی, خودستا,خودنما,خودبین, گفته میشود.
🔸واژه دُماق, گاه به کسر دال گفته میشود.این واژه در ترکیب با واژه تَر در عبارت تردماق جمله پرسشی است در احوالپرسی میان گویشوران خوری.
تردماقی؟(هی)/هستی؟.
🔸دَماغ درلهجه فارسی رایج درهمه روستاها و شهرهای شهرستان خوروبیابانک به عضوی ازصورت, بینی گفته میشود. درترکیب با واژه چاغ(چاق) جمله پرسشی است در احوالپرسی شوخ طبعان. دماغُد /دماغُت چاغه؟
💥منبع:
۱-فرهنگ واژگان گویش خوری.
۲-فرهنگ زبانزدها,مصطلحات
وکنایات مردم خوروبیابانک.
_
#خور_بیابانک_گویش_خوری
#خور_و_بیابانک_لهجه
⭐️ارجاع🔻
دِماغ:مغز سر, درفارسی بینی,(فرهنگ فارسی خیام, فرهنگ عمید).
دِماغ: کنایه از عجب و تکبر و نخوت و تبختر باشد (برهان قاطع) .
دَماغ:بینی, دماغ کسی چاق بودن/دماغ چاق داشتن:خوشبخت بودن وی, ثروتمند بودن.دماغ کسی سوختن:خجلت زده شدن.
دماغ پرور/دماغ پرورنده:
آنچه که مغز را فرح بخشد.
(فرهنگ معین).
دُماغ /دَماغ:بينی, ظاهراً از ريشه دَم. درباره ارتباط معنایی میان دماغ, بینی, نخوت,تکبر, و غرور, شواهد فراوانی دردست است.درزبان های انگلیسی, آلمانی,عربی,ترکی عثمانی, کردی, لارستانی, فارسی افغانستان:
دماغ کردن:کبر وغرورکردن.دماغ دار:مغرور.دوددماغ,
بینی کردن:بادبه بینی افکندن.
دماغ کسی باد داشتن.
ازدماغ فیل افتادن
(فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی).
دماغه:پیش آمدگی چیزی, اصطلاح جغرافیایی, (فرهنگ خیام)
درگویش خوری:پوزه.
دمغ:اشک چشم براثر اندوه یا شادی(خیام).
دمغ در گویش خوری اندوهگین,
/channel/hatefTa
◼️دکتر حسین پیرنیا
ص۲
/channel/hatefTa
🔷دکتر حسین پیرنیا، نماینده مردم شهرستان نایین در مجلس شورای ملی بود، آن زمان خور وبیابانک یکی از بخش های آن جا بود. پس از انقلاب هم که شهرستان شده است با شهرستان نایین، حوزه انتخابیه واحد است.
🔹هر زمان که او به حوزه انتخابیه خود میآمد؛گروهی از مردم در یک منزلی بیرون از خور به پیشباز وی و همراهانش می ایستادند؛ و اورا میزبان میشدند.
🔹در یکی از مراسم پیشباز من هم که کودکی هشت نه ساله بودم با پدرم آنجا بودم. شب بود. قاصد رسید که فردا میآید.
/channel/hatefTa
🔷او به توسعه دانش و رشد فرهنگی مردم توجه ویژه داشت. به همین روی از دبستان و دبیرستان آن زمان که یغما و هنر نام داشت بازدید، و آموزگاران و دبیران و دانش آموزان را پرسان میکرد.
🔸تصویر پیوست بازدید وی از دبستان یغما میباشد؛ و شادروان ابوالقاسم طغرا یغمایی گرفته است و در بایگانی فرزند او روانشاد عبدالکریم حکمت یغمایی نگهداری میشود.
/channel/hatefTa
🔶روزی که در دفتر شادروان دکتر مرتضی هنری، با جمعی از فضلای شهر نایین به منظور بررسی راه های توسعه در شهرستان های نایین و خور وبیابانک نشست مشترک داشتیم و آقای عباسعلی پور بافرانی نماینده وقت حوزه انتخابیه مذکور هم حضور داشت؛ گزارش کارشناسی تهیه شده از سوی جمع نائینی ها خوانده شد؛ که در آن آورده شده بود: این دو شهرستان نماینده چون پیرنیا ها میخواهد.
🔹آیا صاحبان این نظریه، میدانستند که هنگام از سال ۵۷ دیگر گشته و کشتیبان دیگر شده و سیاست دیگر سوی آمده است؟
#خور_و_بیابانک_تاریخ
#اقلیم_خاطرات
#دکتر_حسین_پیرنیا
/channel/hatefTa
🔶🔹🔷گورستان گردی -ص۱
یازدهم آبان ماه ۱۴۰۲ خورشیدی
/channel/hatefTa
🔹ری - ابن بابویه
🔸پرسه در گورستان های هر جا، در هر زمان که بشود؛ یکی از کارهایی است که همواره در برنامه های پژوهشی خویش دارم. به دو نگرش: یکی خواندن و بررسی گور نبشته ها و گور نگاره ها؛ دیگر اندیشگی بر برگی از زمان خفتگان در خاک، و نیز بینش بازماندگان درگذشتگان از سپنجی سرای.
/channel/hatefTa
🔷امروز پنجشنبه ۱۱-۸-۱۴۰۲ خورشیدی، همراه استاد عباس ثابتی، از اُردیبیان خوشخوی، و مدرس علم اقتصاد در دانشگاه خوارزمی، آهنگ ری کردم. به جستجوی قطعه سروده ماده تاریخی از سروده های یکی از شاعران سلاله طباطبای جندق، بر سنگ مزار یکی از عارفان، خفته در خاک جوار مرقد شیخ صدوق، صاحب اصول کافی، در ابن بابویه.
🔷جستجوی ما نتیجه نبخشید. زیرا به قول مردم اُردیب، یکی از دوستان ساکن مشهد نشانی "الله قلی" ۱ ، داده بود. بی نام عارف خفته درخاک، و بی نام سراینده شعر. با این همه سنگ نبشته ها را تا جایی که میشد خواندم؛ آنچه که در جستجویش بودم نیافتم.
🔹شاید زمانی دیگر بیابم ، که جوینده یابنده است.
---------------
۱-در زبان مردم روستای اُردیب مصطلح است.
نشانی بی نشانه ویژه .
🔻تصویر: سنگ هایی که دشوار میشد خواند.
🔹ادامه دارد...
#گور_نبشته_گور_نگاره
#ری_ابن_بابویه_شیخ_صدوق_کلینی_اصول_کافی
#جندق_اردیب
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
/channel/hatefTa