258
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ) پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی. #ناگفته_ها_نانوشته_ها " #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها " @Tabaa24
🔹سیزده بدر در فرهنگ مردم خوربیابانک
/channel/hatefTa
🔹مردم خوربیابانک همانند مردم
مناطق دیگر کشور روز سيزده
فروردین را در بیرون از خانه ودر دامان طبیعت میگذرانند. در باغ ها، کشتمان ها، مزارع خوش آب و هوای پیرامون، سنگاب های کوهستان های جنوب خور.
🔹ازخوراک های مرسوم و معمول در خوان سیزده بدر، کماچ یا غلیف/قلیف، آش هنگ /آش برگ گیاه انغوزه، و کوکوی سبزی است،
🔹باد بستن و باد خوردن یا همان تاب بستن وتاب خوردن از ویژگیهای سیزده بدر درفرهنگ مردم خوربیابانک است.
🔹ریگو نیز آیینی متروک از رسوم سیزده بدر است.
#ریگو_rigu واژه ریگو مرکب از نامواژه ریگ نام ریز شن ها وماسه با پسوند ئو درچم تحبیب و تصغیر است و نیز از آن اسم مکان؟! ریگستان کوچک، بازی در ریگستان، بازی با ریگ، و گلگشت دختران و نوباوگان خوری در پسینگاه روز سیزدهم فروردین در ریگستان واقع در پشت مظهر کاریز کلاغو در غرب خوربیابانک دریافت میشود.
/channel/hatefTa
🔹ریگو تا شصت سال پیش یکی از آیین های پسینگاهی روز سیزده بدر ویژه دختران و نوباوگان در فرهنگ مردم خوربیابانک بود.
🔹ریگو تنها آیین همگانی و آزاد دختران در دامان طبیعت بود.پسرکان نیز میتوانستند در آیین ریگو همبازی دخترکان باشند.
🔹آغاز برگزاری آیین ریگو، پسینگاه، پس از برچیدن خوان و بساط سیزده بدر در بوستان ها بود.
🔹در این زمان دختران خویشاوندانی که همراه پدران و مادران و برادران خود در بوستان یکی از خویشان خود گرد آمده بودند؛ آهنگ ریگو مینمودند ……
/channel/hatefTa
🔹چون به آنجا میرسیدند چادر از سر برمیگرفتند وبربلندای ریگستان میرفتند، می ایستادند و دست در دست یکدیگر شادی کنان به سوی پایین می دویدند.
🔹نیز از بلندای ریگستان وارون شیب، درازکش تا پایین می غلتیدند. غلتیدن غلتو نام داشت.
🔹همچنین نشسته می خیزیدند واین خیزیدن را خیزو میگفتند.
صورت دیگر خیزو یکی می نشست، پاها دراز میکرد و دیگری پاهای اورا میگرفت و تا پایین میکشید و به نوبت ادامه میدادند.…
/channel/hatefTa
🔹ریگو تاغروب آفتاب برپا بود.
بانزدیک شدن زمان فرونشستن خورشید، هرگروه ودسته ای از دختران که آهنگ
بازگشت به خانه هایشان را داشتند همنوا میخواندند:
سیزده بدر سال دگر
خونه شووَر بچه بغل
و پسرکان میخواندند:
سیزده بدر چارده به تو
به حق مرغ کُت کُتو
/channel/hatefTa
♦️آیین ریگو بیش از نیم سده است که به سبب کاشت درختچه های تاغ و گز در جهت مهار ریگ های روان و پیشگیری از جریان آن به سوی محل سکنای مردمان و پیرو آن ازمیان رفتن ریگستان یادشده از گروه آیین های نوروزی فرهنگ مردم خوربیابانک رخت بربست و بی بازگشت رفت که رفت.
/channel/hatefTa
✍لسان_الحق_طباطبایی
بن مایه: مشاهدات دوران کودکی .
بازکاوی حافظه و تحقیقات میدانی
🔸تصویر: گوشه از آیین سیزده بدر، دهه چهل خورشیدی، خوربیابانک، دشت، باغ، بستان. از آرشیو اختصاصی است، برداشت و چاپ آن در کتاب و هرگونه نشریه مجاز نمیباشد.
#خور_و_بیابانک_تاریخ_زبان_فرهنگ
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
/channel/hatefTa
🔹🔸🔹اقلیم خاطرات
کودکی
#گیوه ص۲
#کازرون_گیوه_چینی
/channel/hatefTa
🔹رویه گیوه در لهجه کازرونی رووا/رووار ruvA/ruvAr نام دارد، زنان در خانه میبافند/میچینند. و مشهدی چراغ فروتن از آنان میخرد و به کارگاه گیوه کشی مشهدی عبدالرضا پزشکیان میبرد و با اندکی افزوده رووار های را به او میفروشد. مشهدی چراغ سی سال پیش، و مشهدیزشکیان، سال پیش به رحمت خدا رفتند.
🔹پیش از دیدن فیلم پیوست، صفحه یکم گیوه را آنان که نخوانده اند،بخوانند؛ و آنان که خوانده اند نگاهی دیگر بیندازند، مشترکات و تفاوت های فرهنگی_سرزمینی، مبادلات اقتصادی را بیابیم.
/channel/hatefTa
◼️به فراخور دوم فروردین، سالروز درگذشت، مرد نکونام، حاج علی اکبر مقیمی.
"و ۱۲۸۰،-ف ۲-۱-۱۳۵۵ش،خوربیابانک"
/channel/hatefTa
▪️چهار برادر، از تبار حاج مقیم بودند،نام خانوادگی آنان منسوب از نیای خود؛ و مقیمی بود. به خانه خدا رفته بودند؛ و پیش نام نخست آنان واژه حاج بود. هر چهار راه خدا میرفتند. نیکوکار، نیکوروش بودند، هریک به کاری بودند، باهم، و همداد در آفریدن کار برای دیگران، و کارهای همگان سود در سرزمین خوروبیابانک۱. هرچهار تن کوره دهزیر،کوچه مقیمی ها خانه داشتند. همسایگان دیوار به دیوار و روی به رو بودند. نزد مردم، به برادران مقیمی شناخته میشدند. و کارها و کوشش های نیک و همگانی آنان همین مهر و نشان را داشت.
/channel/hatefTa
▪️بزرگتر حاج علی اکبر نام داشت. دستار شیرشکری بر سر میپیچید، و عبای شتری بر دوش می افکند، بر تن کت و شلوار میپوشید. بُنِ گله دار۲ بود،بیشتر زمان را در بیابان های شمال خور، به کار خود بود. نوروز و روزهای آغاز فروردین را در خور میگذرانید. و به دیدار خویشاوندان و بزرگان خویشکار بود. در یکی از نوروزی۳ هایش، دوم فروردین ماه سال ۱۳۵۵ به سرای دیگر شد.آمرزیده، و در مینو برزین گاه باد.
/channel/hatefTa
▪️برادر زاده اش استاد مجتبی مقیمی، از این پیشامد گوید:
《سرانجام، عموی بزرگ که هرساله ایام نوروز به خور میآمد و رسم داشت لحظاتی پس از تحویل سال، به دیدار بزرگان و رفقا برود؛ به اتفاق من و اخوی اصغر در کوچه پیرحاجات به عید مبارکی عضنفرخان رفتیم، نشستیم، وچای نوشیدیم؛ و عمو در حال صحبت بود که ساکت شد و افتاد و سکته کرد و آسمانی شد.به همین راحتی. برای اولین بار عید مقیمی ها عزا شد. و پیوسته شد سلسله مرگ ها به هم》
_
۱- در مردم نامه خوروبیابانک از نیکوکار های برادران مقیمی سخن بسیار آید.
۲-بزرگ رمه دار
۳-دید و بازدید نوروز
۴-تصویر، از کتاب پی سپار کوچه های کودکی ،تألیف استاد روانشاد عبدالکریم حکمت یغمایی.
#خور_و_بیابانک_تاریخ_فرهنگ
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
/channel/hatefTa
#عرفه_علفه
در فرهنگ مردم اردستان وخوربیابانک
🔹در بسیاری از پاره فرهنگ های فرهنگ مردم ایران زمین، روز پیش از نوروز، عرفه/علفه نام دارد؛ بر زبان هر دو گون گفته میشود.
🔹 در فرهنگ مردم خوربیابانک هم چنین است.این روز سوگواران درگذشتگان یک سال پیش، به سوگ یاد مینشینند. خویشاوندان و آشنایان پُرسان آنان می شوند.
🔹پیش از پیدایی این روز که پیشینه کم از یک سده دارد؛ نوروز یکی از چهار روز گرامیداشت رفتگان در آن سال بود؛ از این روی که سوگ و سرور به هم نیامیزد، و از زمان پیمان بسته شده دور نماند؛ سوگواری بدین روز افکنده شد. برخی برخاسته از خرد هم بودی دانند؛ که هرچیز به جای خود نیکوست،
/channel/hatefTa
🔷 علفه
اردستان
✍محمد حسین(علی) جلالی
آخرین روز اسفند ماه را در اردستان به روز "علفه "(بر وزن عرفه)نام گذاری کرده اند.
🔸یک روز مانده به عید نوروز معمولا زارعینی که در پاییز جو کاشته اند وحال قامت آن به اندازه نیم متر بالا آمده است را می چینند، جوهای سبز شده را دسته دسته میکنند و در روز علفه درب منزل اهالی محل مقداری از جوها را میریزند وبه صاحب خانه نوید سبز ی و آمدن عید نوروز را می دهند.
🔸همراه جو گیاه دیگری هم به اسم "منداب" (بر وزن سرداب) دراصطلاح محلی اضافه می کنند که در این روز گل داده و فضا را هم معطر میکند.
@bonyadeardestan
🔸متن و تصویر پیوست، برگرفته از کانال تلگرامی بنیاد اردستان است.
🎼نوای خوش ایران، هونواکِ بلوچی
شنیدم، دیدم، پسندیدم.
#چوک_بلوچانی
#پری_ظفر
🔸 کانال رسمی بلوچستان موزیک
🆔 @balochstanmusic1
/channel/hatefTa
🌳به فراخور روز ملی درختکاری.
🔸جشن مردمی درختکاری گرامی باد.
/channel/hatefTa
#درخت_گز
🔹درخت،درختچه و یا بوته گز، گیاه ریگزارها، و بیابان ها و دشت های دارای آب و هوای گرم یا بیابانی است. دشت کویر،و کرانه های لوت رویشگاه آن است. کم آب خواهد و در هوای سرد میایستد.نگاه دارنده نشستنگاه بیابان نشینان در برابر ریگ های روان باشد.
🔹سوزنی برگ است، و برگ هایش سدری رنگ است، ریشه هایش دراز، به کاویدن آب در ژرفنای زمیناست، ساقه های سخت آن؛ در زمان های دور، تیر،کمان و نیزه تیراندازان بوده است.در شاهنامه از آن سخن آمده است.و در سروده های مولوی بلخی نیز.
/channel/hatefTa
🔹در اسطوره ها نیز نامدار است. در سیستان نماد پایداری است. در مصر باستان درختی مقدس است. نام آبادی هایی در چهارمحال، بوشهر، و هرمزگان است.
🔹در دشت های پیرامون شهرستان خوروبیابانک فراوان است.چند گونه است و هرگونه یک نام دارد. سرخ گز، تنه و شاخه هایش به رنگ سرخ پر رنگ است. دیگر شورگز است.
🔹کورگز، گونه دیگر و این نام پساوندی است بر نام یکی از سه دهکده ای که در این کوستک ۱ نام عروسان دارند؛ و این یکی عروسانِ کوره گز در شمال خوربیابانک میباشد.
/channel/hatefTa
🔹واژه کروز، گشته واژه کورگز، کوره گز و به گویش خوری کُرگُز korgoz است.و این بر تک درخت درگاه آرامگاه معروف به سید داود گفته میشد، این کروز هم افتاد، یاانداختند، مُرد، یا کُشتند؛ نمیدانم، مگردر عکس ها باشد. از تک درخت ها و گویا نظر کرده بود.سید داود داستانش دیگر است و سخنش جای دیگر شاید.
🔹یکی دیگر از تک درخت های گز نظر کرده در یکی از کلاته های روستای گرمه بود. ندانم هست یا نیست شده؟¡
🔹در ترانه های مردمی-بومی شهرستان خور وبیابانک از آن نام است. در کتاب سرو ایراج، ترانه هایی از جندق، خور وبیابانک بیابید۲
____
۱-کوستک kustak در فارسی میانه: ناحیه، و همان کوره است که در متون جغرافیای تاریخی اوایل دوره اسلامی آمده است.
۲-📚انتشارات بهین ۱۳۸۷.
🔻تصویر: درخت گز، دهکده شاه آباد، اردستان، سفلی،زواره،شمال شهراب،بهمن ۱۴۰۲خورشیدی.
/channel/hatefTa
◼️به فراخور دهم اسفند ماه، سالگشت درگذشت دانشمند زبان شناس، محقق اندیشمند ، و پدر گویش شناسی ایران، شادروان دکتر :
#محمد_صادق_کیا "و۱۲۹۹تهران،ف۱۰، اسفند ۱۳۸۰ امریکا"
/channel/hatefTa
🔹از کوشش های وی، گردآوری واژگان گویش های: خوری و فرویگی است، که در کتاب ارزشمند واژه نامه شصت و هفت گویش ایرانی، آورده شده است.
📚این واژه نامه را سال۱۳۹۰، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی چاپ کرده است.
/channel/hatefTa
💠سرگذشت دکتر صادق کیا
🔹او در سال ۱۳۲۳ پس از دفاع از رسالهٔ دکترای خود با موضوع «تصحیح متن منظوم به نام نصاب طبری» به اخذ درجهٔ دکتری ادبیات نایل آمد. از سال ۱۳۲۴ در سِمَت دانشیاری در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. در سال ۱۳۳۰ به عنوان استاد کرسی زبان و ادبیات پهلوی در دانشگاه تهران ارتقا یافت. در سالهای بعد دکتر صادق کیا علاوه بر خدمت دانشگاهی، متصدی سمتهای اداری از جمله ریاست ادارهٔ فرهنگ عامه در وزارت فرهنگ و هنر نیز بود.
/channel/hatefTa
🔹همچنین در تأسیس دوره دوم فرهنگستان زبان ایران در دههٔ ۱۳۴۰ نقش فعالی داشت و ریاست این فرهنگستان را تا پایان فعالیت در سال ۱۳۵۷ در عهده داشت. در سال ۱۳۴۹ به کوشش دکتر صادق کیا پژوهشگاه گویشهای ایرانی تأسیس شد که دستور کار آن بررسی گویشهای ایرانی، و فراهم کردن واژهنامه برای هر یک از گویشهای ایرانی بود که تعدادی از آنها تا سال ۱۳۵۷ انتشار یافت. لغت «گویش» را کیا وضع کرد.
▪️صادق کیا در اسفند ۱۳۸۰ در آمریکا درگذشت. بنا به وصیت کیا جسدش سوزانده و خاکستر آن به دریای کاسپی ریخته شد.
/channel/hatefTa
#محمد_صادق_کیا
#گویش_فرویگی_خوری
#فرخی
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
@HATEFTA
/channel/hatefTa
🟨نخل
باسپاس از آقای احمد زرگر، برای این فرسته
/channel/hatefTa
🔸بیستون را درود ما برسان
ای ز فرهاد، خورده ای تیشه
🔸خوی شیرین و شور فرهادی
می کشد نقش های اندیشه
______
🔸ای بسا خسروان که خاک شدند
شده خسرو، انوشه از شیرین
🔸ای که خواهید، جاودان باشید
خوی، شیرین کنید و مهر آیین
✍احمد یغمایی، سوم اسفند ۱۴۰۲
🔹برگرفته از کانال تلگرامی: میشود گفت منی هم هستم
#خور_و_بیابانک_ادبیات
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸به فراخور ۲۱فوریه، برابر با دوم اسفند. روز جهانی زبان مادری.
/channel/hatefTa
#ایوانف
ص۲
🔹ولادیمیر الکسیج ایوانف، روسی، یکی از دانشمندان غیر ایرانی است که گویش خوری و لهجه مهرجانی را پژوهیده است. پژوهش وی، کهن ترین پژوهش های این دو زبان است.
🔹مقاله پیوست نگاهی به سرگذشت وآثار این دانشمند دارد.
🔹برای آگاهی بیشتر کلید واژه [ایوانف] را در همین کانال جستجو کنید و یا بخش پژوهش های پیشین در کتاب گویش های دشت کویر،تألیف نگارنده را بنگرید.
/channel/hatefTa
/channel/hatefTa
جلد چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» منتشر شد؛
ورق زدن کتابی دلپذیر که تاریخ یزد را مرور میکند/ پاسداشت فرهنگ بومی یزد
جلد چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» هم بهمانند سه دفتر پیشین دربردارنده ۱۶۰ گفتار در زمینۀ تاریخ، ادبیّات، فرهنگ، هنر، گویش، معماری، نامآوران و بزرگان، نقد و معرّفی کتاب، فرهنگ مردم، فرهنگ عامّه، جامعهشناسی، مردمشناسی، و دیگر موضوعات وابسته به حوزه یزدپژوهی در شش فصل است.
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): حسین مسرّت، یزدشناس و پژوهشگر، دراینباره گفت که دفتر چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» دو سال پس از رونمایی دفتر سوم این مجموعه چاپ و منتشر شد.
وی افزود: این دفتر هم بهمانند سه دفتر پیشین دربردارنده ۱۶۰ گفتار در زمینۀ تاریخ، ادبیّات، فرهنگ، هنر، گویش، معماری، نامآوران و بزرگان، نقد و معرّفی کتاب، فرهنگ مردم، فرهنگ عامّه، جامعهشناسی، مردمشناسی، و دیگر موضوعات وابسته به حوزه یزدپژوهی در شش فصل است.
مسرت ادامه داد: خطوط خوش این کتاب همه به خط استاد محمود رهبران، خوشنویس نامی ایران است. کتاب با مقدمهای به قلم دکتر محمّدحسین پاپلی یزدی با عنوان «پاسدار فرهنگ و تمدن» درباره کوششهای نویسنده در راه پاسداشت فرهنگ بومی یزد آغاز میشود. ویراستاری و گزینش مقالات این کتاب نیز همانند دفترهای پیشین با دکتر پیام شمسالدینی بوده است.
وی افزود: در آغاز کتاب، متنی ادبی با خوشنویسی استاد رهبران با عنوان «کوچههای شهر یزد» آمده است و همین گفتار در پایان کتاب به زبانهای ایتالیایی، چینی، عربی، اردو، روسی، اسپانیایی، انگلیسی و فرانسوی از سوی دکتر پیر دونینی، فاطمه جعفری، دکتر ابوطالب درّانی، دکتر فاطمه سماواتی و دکتر خوزه کاسیاس فرر ترجمه شده است.
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: گفتارهای کتاب با تصاویر وابسته بدان غنایی دوچندان گرفته، ضمن آنکه در میان فصلهای کتاب سه بخش تصویر رنگی از دیدنیهای یزد بهصورت گلاسه در ۲۴ صفحه از هنرمندان نامی عکاس استان یزد جای گرفته است.
وی در مقدمه کتاب چنین نوشته است: چهارمین دفتر «یزد، یادگار تاریخ»، اینک پیش روی من و شماست. نگارنده هیچ گاه در سال ۱۳۷۵ که این کتاب را با اشارۀ دوست خوبم دکتر غلامرضا محمّدی «کویر» که آن هنگام فرماندار شهر یزد بود و فرهنگدوستی و فرهنگپروری را پیشۀ خود کرده بود، به دست حروف چینی سپردم و سپس با پایمردی میرزا محمّد کاظمینی، مدیر کلّ وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد و دبیر انجمن کتابخانه های عمومی استان یزد در سال ۱۳۷۶ چاپ شد و سپس با همراهی و سرمایه گذاری دوست بزرگوار و فرهنگ مدار و یزدی تبارم، علی زهرایی، ویرایش دوم دفتر نخست با بهترین کیفیّت و زیباترین گونه در سال ۱۳۹۵ به چاپ رسید و همو اهتمام به سرمایهگذاری و چاپ دفتر دوم در سال ۱۳۹۸ کرد و سپس دفتر سوم با سرمایهگذاری و همراهی دوست خوب و سی سالهام، سید محمّد موسوی که ناشر کارآزمودهای هم است، در سال ۱۴۰۰ چاپ شد، هرگز گمان نمیکردم که روزی بیاید که برای دفتر چهارم آن دیباچه بنویسم.
در این چهل سالی که این جانب برپایۀ دلبستگی که به سرزمین پدریام یزد داشتم و در حوزۀ یزد پژوهی قلم زدم، بسیاری با راهنمایی، انتقاد، تشویق، ترغیب و همراهی خود زمینههای گردآوری نگارش، ساماندهی و چاپ گفتارهای این مجموعه را فراهم آوردند و سپس با رهنمود آنان این دفترها با نام «یزد، یادگار تاریخ» هویّتی دیگر گرفت که به تعبیر دوتن از پژوهشگران نامی یزد، آقایان دکتر یدالله جلالی پندری، استاد فرزانۀ ادبیّات فارسی دانشگاه یزد و دکتر علیاصغر سمسار یزدی، استاد دانشگاه یزد و مدیر مؤسسۀ تمدّن کاریزی، در حکم «دایرهالمعارف یزد» است، امّا به قول قدیمیها چراغ نخست را زنده یاد استاد والاتبار ایرج افشار، دانشی مرد یگانۀ روزگار ما روشن کرد که نخست درسال ۱۳۷۶ در نامهای چنین نوشت: «حضرت مسرّت، کتاب مرحمتی رسید و واقعاً مسرّت حاصل شد. از اینکه چنین مجموعۀ مفیدی برای شهر یزد انتشار یافته است. ورق زدنش برایم دلپذیریها داشت از حیث اینکه در حقیقت، مرور تاریخ یزد بود از همه جوانب.
آنچه به نظرم ضرورت داشت، تهیۀ واژه نامۀ یزدی در پایان آن بود تا کسانی که یزدی نمیدانند، بتوانند در یک فهرست لغات منظّم به آسانی بدان دست یابند و ضمناً معلوم باشد که شما چه کلمات یزدی را در مقالات خودآوردهاید. با احترام، ایرج افشار»
وی سپس دیباچهای بر ویرایش دوم دفتر نخست آن نوشت. از سویی باید اشاره به لطفهایی کنم که بسیاری از یزدیان در حقّ حقیر روا داشتند و هرکدام با زبانی مرا نوازش دادند.
🔹برگرفته از خبرگزاری کتاب ایران
/channel/hatefTa
📚معرفی کتاب:
یزد؛ یادگار تاریخ (جلد چهارم)
پژوهش و نگارش: حسین مسرّت
مقدمه: دکتر محمدحسین پاپلی یزدی
ویراستار: دکتر پیام شمسالدینی
ناشر: اندیشمندان یزد
تاریخ چاپ: بهمن ۱۴۰۲
جایگاه فروش: کتابفروشیهای نیکوروش، کاما کتاب
و اندیشمندان یزد
/channel/hatefTa
🔷️🔶️🔷️سفرنوشت
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت،۱۴۰۲ خورشیدی، خوربیابانک
/channel/hatefTa
🔹یک روز از سه روز مانده تا روز پایانی سفر، به دیدار خویشاوند، هم دبستانی و دوست شاعر گرانمایه ام، استاد اسماعیل امین، رفتم.
🔹امین، زمانی از زندگی خود را، در نیمه نخست دهه پنجاه خورشیدی، در تهران، به کار مطبوعاتی در دفتر ماهنامه ادبی یغما گذرانیده است.دوست دار کتاب است. شناساننده کتاب های در باره خوروبیابانک است. چند سالی است در بستر بیماری است، گوی و گفت میان من و اوی چون دیدار های گذشته نتوانستن شود.خدای درمانش دهد.
/channel/hatefTa
🔸شبی از یک روز دیگر را به شنیدن بازگویش رویداد کشته شدن محمد حسین حاج باقر در سده پیش، با ابراهیم گودرز، فرزند عباس علی جندقی نشستم؛ او نود و یکساله است؛ میگوید:از زبان پدرش که گواه این رخداد بوده است، شنیده؛ و چنانکه شنیده بوده است، بازمیگوید. روزی در دفتری خواهم نوشت.
/channel/hatefTa
🔸روز دیگر به گشت و گذار در کشتخوانِ سوخته نخیلات، و بافت ویران شده پیشین نشستنگاه نیاکانمان گذشت. باز اگر گویم از این گردش،به افسوس و دریغ و آه بس.
ادامه دارد...
/channel/hatefTa
#خور_و_بیابانک_تاریخ
#میراث_فرهنگی_فراموش_شده
#تمدن_از_دست_رفته
🔸🔹🔸سفرنوشت
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
#خوربیابانک - ص۱۰
/channel/hatefTa
🔹امروز هشتم اردیبهشت، پسینگاهان به آهنگ دیدار مهربانو گلندام غلامرضایی، ازخانه درآمدم،و راه خانه اش پیش گرفتم.
🔹آن زمان که به کار پژوهش گویش خوری بودم، برنامه گفتگو با گویشوران را میپرداخت؛ کوشش ها میکرد، و یاری ها میرسانید.او هم سال مادر از دست شده ام میباشد؛ چند سالی در خانه بر پاست،
🔹پرسان از یکدگر شدیم،به گپ و گفت نشستیم، موسم سیله (باقلای تازه رس)بود؛
پخته بود، نوبر کردم.
🔹دل کندن از او و بریدن از گفتگوی با او نمیشد، تندرستی، آبادانی زندگی،دیرزندگانی،
و به افزونی برایش آرزو کردم و راه برگشت آغازیدم.
ادامه دارد....
/channel/hatefTa
🔥جشن آتش سره
🔹پنجاه و پنج روز به نوروز، صد به غلّه
/channel/hatefTa
🔹در فرهنگ مردم خوربیابانک آغاز این گاهشمار، روز پنجم بهمن، روز سده و میانه آن نوروز، و پایان آن چهل و پنج روز پس از روز اول سال، زمان برداشت از خرمن است،
🔹این گاهشماری در بسیاری از خُرده فرهنگ های دیگر نیز هست.
🔻بنگرید: سبزوار، روستای چشام، جشن آتش سره
/channel/hatefTa
✍طباطبایی، لسان الحق: مدیریت زمان در فرهنگ مردم خوربیابانک .
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم_گاهشماری
#اشتراکات_فرهنگی
/channel/hatefTa
📚رونمایی
تازه ترین کتاب دوست فرهیخته ام، مردمشناس، پژوهنده فرهنگ مردم یزد،میبد، و کوچندگان بلوچ،استاد محمد سعید جانب الهی
📕مردم شناسی تطبیقی استان یزد
زمان: هجدهم فروردین، ۱۴۰۳ ساعت ۱۹/۳۰، یزد، خیابان سید گل سرخ، خانه مهندس.
/channel/hatefTa
🔶به مناسبت پانزدهم رمضان المبارک، سالروز میلاد حضرت امام حسن المجتبی علیه السلام.
/channel/hatefTa
#کتیبه_های_اسلامی
🔸کتیبه قبری از نوادگان امام حسن مجتبی رضی الله عنه از مدینه با ذکر متصل نسب ایشان با ۱۱ نفر به حضرت علی رضی الله عنه
🔸نقش: با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز میشود و قسمتی از آیه ی ۱۸ آل عمران را مینویسند و نسب صاحب قبر را تک به تک ذکر میکند.
🔸نسب صاحب قبر :
عبدالله بن الحسين بن يحيى بن عبدالله بن الحسين بن القاسم بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن الحسن بن #الحسن_بن #علي_بن_أبي_طالب رضي الله
مکان: موزه ی مدینه منوره
🔹نقل: تمدن اسلامی
/channel/hatefTa
🎼بیا گل بچینیم
استادزنده یاد پور عطایی
🌷نوروز ایران بر همگان فرخنده و شادباد،
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸اقلیم خاطرات
کودکی
/channel/hatefTa
گیوه
🔹گیوه پای افزار بود مردان را؛ دست آفریده ای از بافت و دوخت؛ از نخ پنبه وچرم از پوست شتر؛ رویه داشت و زیره، رویه اش بافتن نخ به روش قلاب بافی؛ این بافتن را گیوه چینی میگفتند؛ و کسانی گیوه چین بودند. در خور بیابانک انگشت شمار یک پنجه.
/channel/hatefTa
🔹زیره، تخت گیوه است. از تریشه های کرباسِ رویهم فشرده و به بند کشیده شده از نخی، ولایه ای از چرم پوست شتر میساختند. کار ساخت زیره را تخت کشی گویند.
🔹آن کس که تخت گیوه میساخت و رویه بر آن میدوخت گیوه دوز نام داشت؛ و گیوه دوزی نام پیشه اش بود.
/channel/hatefTa
🔹در برخی از شهرها، گیوه دوزی پیشه مردانی بود؛ و همو پینه دوز هم بود، چه گیوه های نیمدار۱ را دوره میکرد، با تکه چرمی سفید رنگ، این گیوه ها دوره کرده نام داشت.
🔹من هم یک جفت گیوه دوره کرده داشتم و هنوز نمیدانم چرا دوره کرده بود، پیش از آن که من گیوه نداشتم یا اگر گیوه نو داشتم و پوشیده بودم به یادم نمانده است.آن زمان پنج سال داشتم. لنگه پای راست این جفت گیوه دوره کرده ام پسین یک روز پاییزی، در بازی هُپه بجی۲ به تل ریگ فروشد؛ و کاویدم و کاویدم، به دست نیامد و از پا رفت. سال ها لنگه چپ را نگاه داشتم، این لنگه هم ندانم سرانجام چه شد.
/channel/hatefTa
🔸در آن زمان یکی از شهرهایی که پیشه چند تن از مردان گیوه دوزی بود؛ اردستان بود.۳
/channel/hatefTa
🔸و یکی از اردستانیان که هر از چند گاه به خور میآمد و در کوچه ها میگشت و پارچه کهنه هایی را که مردم خور جُل می نامیدند؛ میخرید، و اگر کسی گیوه سفارش داده بود برایش میآورد. نام علی داشت و نام خانوادگی او روغنی بود. مردم خور او را علی جُلی نامیده بودند و به این نام در سراسر خوروبیابانک شناخته میشد، چه او به همه آبادی ها سر میزد.۴ داد و ستد میان او و فروشندگان کهنه پارچه ها، پایاپای بود. او در برابر آنچه پارچه میستاند، شماری گردو میداد. گردو در آن زمان هر دانه یک ریال یا یک قران و یا کمتر بود.در میان گردوها، گردوی سوزنی۵ و کر۶ هم بود. او پارچه ها را در اردستان به گیوه دوزان برای تخت کشی میداد. سالی هم میگذشت و به بیابانک نمیآمد. گمان است که آن سال گردوبنان شهرش بار نداشته اند.
🔸سالیانی است شنیدم به سرای دیگر شده،خدایش بیامرزد.
🔸این از این روی نوشتم که آن لنگه گیوه گم شده و این کارگر گیوه دوزان، هنوز دریاد است.آن روزگاران یاد به نیکی باد.
🔹دنباله دارد....و دنباله فیلمی است مرا یاد.
____
/channel/hatefTa
۱-نیمدار: کهنه رخت و پارچه قابل استفاده
۲-هپه بجیhopabejji, یکی از بازیهای کودکان، جستن از بلندی.
۳-📕صنایع و مشاغل سنتی اردستان،
✍ دکتر کامران هاشمی،نشر آیه و آینه، ۱۴۰۱،کانون اردستان پژوهی کاوه.
۴-گفتگو با حاج رضاشیخ، کفشگر جندقی،۱۳۹۶.
۵-گردویی که مغز آن جز با سوزن نتوان درآورد.
۶-گردوی بی مغز و یا سیاه شده مغز.
#فرهنگ_داد_ستد
#خور_و_بیابانک_تاریخ_زبان_فرهنگ
#بخوانیم_بیندیشیم
/channel/hatefTa
📚چهارشنبه سوری،جشن عروج ارواح مردگان به عالم زندگان،
✍ علی بلوکباشی،
نشر گل آذین، ۱۳۹۷، ۲۰۸ صفحه
🔺دکتر علی بلوکباشی، پدر مردمشناسی آکادمیک ایران، در این کتاب، آیین چهارشنبهسوری، این پدیده فرهنگی-اجتماعی را از دیدگاه های گوناگون تاریخی، اسطورهای، آئینی، زبانی، نشانه شناختی، و فرهنگی، پژوهیده وبررسی کرده؛ و شماری از کنش های نمادین آن را رمزگشایی وگزارش کرده است.
#بخوانیم_بیاموزیم
🔹برای آگاهی از آیین چهارشنبه سوری در فرهنگ مردم خوروبیابانک، کلید واژه "سوری"
را همین جا بجویید.
/channel/hatefTa
◼️به فراخور سوم مارس، سالگشت درگذشت:
گئورگ مورگنستیرنه (Morgenstierne, Georg)، زبانشناس نروژی و متخصص زبانهای هندوایرانی که در ۳ مارس ۱۹۷۸ از این جهان رخت بربست.
/channel/hatefTa
🔹از او پژوهشهای ارزشمندی دربارۀ الفبا و نام آوایی اوستا، زبانهای در مرز نابودی و فرهنگ بومی ایران و افغانستان به یادگار مانده است.
🔶وی از همراهان پروفسور ژرژ ردار ، و دکتر بهرام فره وشی بود که سال ۱۳۳۹ خورشیدی، برای پژوهش گویش خوری، به خوربیابانک آمدند؛ و میهمان روانشاد طغرا یغمایی بودند.
🔸یادشان گرامی باد.
#خور_بیابانک_گویش_خوری_تاریخ
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
#بخوانیم_بیندیشیم
/channel/hatefTa
#سفرنوشت
۲۹فروردین_۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
ص۱۲
/channel/hatefTa
✍پی سپار کوچه های کودکی◇
🔹امروز ۱۲ اردیبهشت،۱۵ روز و شب است؛ اینجایم. امشب برمیگردم به جایی که از آن جای به این جای آمده ام.
🔹آهنگ یک پرسه گردی ژرف در کوچه های بازمانده در بافت پیشین، و دشت بی باغ و بستان، و بی چندین گونه خرما بنان؛ و خرماستان.۱
🔹چند کوچه در بافت پیشین باز مانده است. ویران شد؛ ویران کردند. پیشینه و شناسنامه تو و من را. محله ها لردها۲ و کوچه هایی که هر یک نامی داشتند و در فرهنگ نام جای ها جایی. بر زبان گفتنی ها، و در دل ناگفتنی ها.
🔹گفتنی ها و ناگفتنی هایش، همه تاریخ مردمی باشندگانی است که شاید بیش از یک هزاره از بودنشان در این زیستگاه میگذرد.
/channel/hatefTa
🔹این تاریخ نوشته نشده است؛ چنان مینماید که فراموش شده، و کسی دست برنیارد که بنویسد. از این پرسه گردی این فریاد۳ شنیدم که: ما چند بازمانده هم روزی دیگر نخواهیم بود.
🔷خویشکاری ماست که بنویسیم، پیش از این که در سوکش دریغا گو باشیم.
🔸پایان
/channel/hatefTa
___
◇نام یکی از کتاب های روانشاد استاد عبدالکریم حکمت یغمایی، پژوهنده پیشگام تاریخ و فرهنگ مردم خوروبیابانک
۱-نامی است برابر نخلستان، و حکیم ناصرخسرو قبادیانی، زمان بازگشت ازسفر قبله از نخلستان روستای گرمه در سفرنامه خود آورده است.
۲-لَرد LARD میدان.
۳-بانگ، یا گویشی یاری خواه.
🔻عکس: کوچه مقیمی ها، ناحیه دهزیر.
باسپاس از فرهیخته ارجمندجناب آقای: مجتبی مقیمی، برای این فرسته.
/channel/hatefTa
💠به فراخور روز برات
#اشتراکات_فرهنگی_زبانی
/channel/hatefTa
🔸در گاهشماری مهی (هلالی/قمری)، روز پانزدهم ماه شعبان/نیمه شعبان، میلاد امام دوازدهم شیعیان،حضرت مهدی موعود است،
🔹این روز؛ و شب پیش از این روز، در گاهشماری مرسوم در فرهنگ مردم شیعیِ بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، روز و شب برات نام دارد. نیز عید برات نامیده میشود؛ که یکی از اعیاد گرامیداشت رفتگان در خاک است.
🔹پسینگاهان این روز، و روز پیش آن، مردم به گورستان ها میروند و بر سرخاک درگذشتگان خویش، خیرات میکنند. خیرات خوراکی هایی است که به مستمندان میرسد.بنیان این آیین بر باورهای دینی مردم استوار است.
/channel/hatefTa
🔹🔹خوراکی خیرات این روز، در فرهنگ مردم خوربیابانک، دُندُر dondor،است و آن گندم پخته شده در آب و افزوده به روغن است. در برخی دیگر شهر ها و روستاهای شهرستان خوروبیابانک، نانی به نام شُل شُلی یکی از خوراکی های خیرات در این زمان و زمان های دیگر است.
🔹شل شلی نان نازکی است که از خمیر شُلِ آرد گندم بر تابه پزند، و به روغن و شیره خرما آلایند. نام از کارکرد دوگان سازی در روند نام سازی واژگان گرفته است.
🔹در فرهنگ خورد و خوراک باشندگان برخی سرزمین های ایران نیز به آئین است.سرزمین کهگیلویه یکی از آن هاست.
🔹ویدئوی پیوست گواه بر بودن این نان در سرزمین کهگیلویه وبویر احمد است. از کانال تلگرامی زبان های در خطر ایران برگرفته ام. نمونه ای از اشتراکات فرهنگی پاره فرهنگ های فرهنگ ایران زمین است.
/channel/hatefTa
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم
#نیمه_شعبان_برات
#دندر_شل_شلی
#کهگیلویه_بویر_احمد_زبان_لری
#اشتراکات_فرهنگی_زبانی
♦️بیشتر: کلید واژگان: برات-دندر
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸به فراخور ۲۱فوریه، روز جهانی زبان مادری
/channel/hatefTa
🔻بازنشر بخش چهارم، گفتگودرباره گویش های شهرستان خوروبیابانک؛برنامه از واژه تا صدا، برنامه از گروه کتاب رادیو فرهنگ،با همراهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
/channel/hatefTa
🔹در این بخش که در سال ۱۳۹۴ در استودیوی رادیو فرهنگ ضبط شده است نمونه ای از گویش گرمه ای با صدای جناب آقای حمزه بشیر،گویشور گرمه ای، و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش، نیز گویش ایراجی را با صدای روانشاد خداداد نجفی فرزند یوسف و معروف به خدادادِ یوسف یکی از چندتن گویشوران ایراجی زنده در نیمه نخست دهه نود خورشیدی میشنوید.
▪️شادروان خداداد نجفی در آذرماه ۱۴۰۱، در روستای ایراج به سرای جاودان شد.
🔹چهار بخش پیشین و پسین این گفتگو را میتوانید با کلید واژه [از واژه تا صدا] در کانال تلگرامی [اشتادان] با شناسه زیر بیابید.
/channel/eshtadan
‐-------------------------------
/channel/hatefTa
🔸دوش دیدم چو مست میکده ای
بیستون می کشید، این فریاد
🔸خوی شیرین خود تُـرُش نکنید
وای از تیشه های بی فرهاد
یکم اسفند ۱۴۰۲-احمد یغمایی
🔹برگرفته از کانال تلگرامی: میشود گفت منی هم هستم.
/channel/c/1139311522/2857
🔹/channel/hatefTa
.
#بی_مناسبت
🔹نوای خوش ایرانی_ مازنی
چه کارها کردهای صیاد!
آن آهو که تیر بر او گشودی و خزههای جنگل را خونین کردهای، صاحب یک بره بود.
آن نیکرو که دل بدو داده بودی، دریغ! خود اسیر عشقی دیگر بود ...
🎼موسیقی فولک سوزناک
با صدای: وحیدحیدری و بهنام حسن زاده
/channel/hatefTa
#بی_مناسبت
/channel/hatefTa
🎼 ترانه فولکلوریک ,ایران ,
گلستان ,کتول,
شترک ترانه ایست که در عروس بران خوانده میشده است.
شعر:
شترک چی بار داری, پابه لنگر میزنی؟
بار عاروس بار دارم
سرزلف یار دارم
پیش صیاد کار دارم
پابه لنگر میزنم........
🔸بشنوید و اشتراکات خرده فرهنگ هارا بیابید .
باسپاس از دوست ارجمندم جناب آقای دکتر جاوید موسیقیدان ,و پژوهشگر موسیقی نواحی ایران فرهنگی .
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸به مناسبت شانزدهم بهمن ماه زاد روز فرهیخته اردستان پژوه، استاد زنده یاد:
#سید_احسان_الله_هاشمی
/channel/hatefTa
🔻برگی از روزنوشت های روانشاد سید احسان الله هاشمی
🔹برگرفته از کانال تلگرام بنیاد اردستان
🔷✅"یادداشتهای استاد هاشمی " - ۳۱
✍ تنظیم: علی جلالی
۱۳۵۸/۶/۶
📌"در جستجوی ورق پاره "
به جستجوی ورق پاره نامه ای دیروز
چو روز های دگر عمر خود هبا کردم
ز روزگار قدیم آنچه کهنه کاغذ بود
گشودم از هم و آنسان که بود تا کردم
از آن میان قطعاتی ز نظم و نثر لطیف
که یادگار بد از دوستان جدا کردم
همه مدارک تحصیلی و اداری را
ردیف و جمع بترتیب سالها کردم
کتابها که به گرد اندرون نهان شده بود
پی پژوهش آن رقعه لا بلا کردم
بهر ورق خطی از عمر رفته بر خواندم
بهر قدم نگه خشم بر قفا کردم
میان توده ای از کاغذ و کتب باری
ببحر فکر زدم غوطه و شنا کردم
بروزگارجوانی درودها راندم
بتاب و نیروی فرسوده ندبه ها کردم
فغان که در سر بی ارج و بی بها کاری
به خیره عمر عزیز گران بها کردم
نگاه کردم و دیدم که نقد هستی خویش
چگونه صرف به بازار ناروا کردم
"حبیب یغمایی "
/channel/hatefTa
🔹از آن جهت قطعه بالا را در سرلوحه این دفتر قرار دادم و این قطعه و مضمون آن یعنی دستیابی به خود این قطعه وصف الحال در چند روز اخیر بود که در شماره های مختلف مجله یغما به دنبال آن گشتم؛ غافل از اینکه اتفاق امروز که در اوراق دیگری در پی تنظیم یا جدا کردن روزنامههای پیک ایران که به نوعی مربوط به اردستان میشدبودم، این قطعه که در بین بریدههای روزنامه های گذشته پیک ایران بود، تصادفی به دستم آمد که واقعاً برخورد با آن در این لحظه نشانهای از الطاف غیبی بود و آن را به فال نیک گرفتم.
/channel/hatefTa
🔸تجلیل از مرحوم سید احسان الله هاشمی به عنوان چهره فرهیخته و ماندگار شهرستان اردستان
همایش تجلیل از خادمان فرهنگ مکتوب آذرماه سال۱۳۹۶
۱۶بهمنماهتولدمرحوماستاداحسانالله
هاشمیاردستانیدانشمندبسیاردانوبی
ادعا یادشهمیشهدرقلبهاوخاطرهها
همیشهخواهدماند.
🥀پژوهشهایاصفهانشناسی
/channel/bonyadeardestan
/channel/ALI4ass
/channel/hatefTa
#سده_نوسده_نوسره_سرسده
🔥درفرهنگ مردم خوربیابانک روز پنجم بهمن روز سده است،
🔸برای آگاهی بیشتر از چگونگی برگزاری جشن سده در گذشته و امروز ،مقالهٔ پیوست را بخوانید.
✍لسان الحق طباطبایی
/channel/hatefTa