630
آرشیو یادداشت ها و همرسانی های فرهنگی و اجتماعی یک "دانش جور" جامعه شناسی
💢 ما با پزشکان دشمن نبودیم اما این روزها را می دیدیم...
✏میثم مهدیار
♦بعد از مناظره ای که همراه با دکتر سید مجید حسینی در شبکه یک سیما با معاون "صنف نظام پزشکی" کشور درباره اشکالات نظام سلامت داشتیم وقتی از استودیو خارج شدیم پزشکی جلویم را گرفت و با عصبانیت گفت " مشکل شماها اینه که نسبت به حقوق و درآمدهای ما حسادت می کنید"
.
♦از همان شب سیل حمله ها و تهمت ها به ما در شبکه های اجتماعی شروع شد. عمده این حملات از جانب #دانشجویان_پزشکی و کادر #پزشکی بود. آنها هم تصور می کردند که ما با پزشکان مشکل شخصی داریم و نسبت به منزلت اجتماعی، حقوق و مزایای آنان حسادت می کنیم.
♦البته ما می دیدیم که در کشورمان پزشکان سالم و زحمتکش کم نداریم اما این ساختار ناکارآمد سلامت باعث غرق شدن همه ذینفعان از #پزشکان و دیگر کادر درمانی تا مردم عادی می شود.
♦ما به ساختارهای فسادآلود در نظام سلامت مان معترض بودیم. ما از عدم #شفافیت و تعارض منافع و #فساد_ساختاری در بهداشت و درمان می گفتیم و تبعات اجتماعی آن را هشدار می دادیم اما صنف پزشکان تلاش می کرد مساله را شخصی کند.
.
♦ما با مقایسه آمارهای جهانی می دیدیم که سرانه پزشک در کشور ما نه فقط از کشورهای توسعه یافته که حتی از خیلی کشورهای عقب افتاده منطقه هم کمتر است ولی "صنف پزشکان" با نفوذ در سیاست گذاری و پایین نگه داشتن ظرفیت پزشکی تلاش کرده دست بالا را برای خود در بازار سلامت نگه دارد.
♦ما پول محوری به جای اخلاق و تعهد محوری را عامل عمده نارضایتی بیماران و قصور پزشکی می دیدیم.
.
♦ما «پزشک سالاری» و به تبع آن «درمان محوری» حاکم بر نظام سلامت (به جای پیشگیری و مراقبت) را باعثِ نابودی نظام سلامت می دانستیم.
♦ما حاکمیت مطلق صنف پزشکان در کمیسیون بهداشت مجلس و وزارت بهداشت را در این سالها و انتقال بیمه سلامت از وزارت رفاه به وزارت بهداشت در دو سال گذشته را باعث شکل گیری تعارض منافعی می دیدیم که جز یک فساد ساختاری گسترده منجر نمی شد می دانستیم.
♦ما اگر به ضرورت راه اندازی جدی «پرونده الکترونیک سلامت» و «نظام ارجاع» هشدار می دادیم نگران ورشکستگی نظام سلامت مان بودیم.
♦ما اگر به «طرح تحول سلامت» انتقاد می کردیم چون می دیدیم 70 درصد هزینه سی هزار میلیارد تومانی که در این چندسال به نظام سلامت تزریق شده است به جای تامین زیرساخت ها و امکانات اولیه، در قالب افزایش کارانه ها به جیب برخی پزشکان متخصص رفته است.
♦ما این روزها را می دیدیم که نظام سلامت مان توانایی مدیریت بحران را ندارد...
♦این روزها #کروناویروس آمده و فساد و ضعف ساختاری نظام سلامت مان را دیگر بر همه آشکار کرده . همه می بینیم در حالیکه تعدادی از پزشکان و پرستاران و کادر درمانی فداکارانه در خط مقدم درمان مشغول به خدمت هستند تعداد زیادی از پزشکان نجومی بگیر فرار را بر قرار ترجیح داده اند و همکاران شان در بیمارستان ها را تنها گذاشته اند. می بینیم که امکانات کافی برای پذیرش و آزمایش بیماران کرونایی و حتی دیگر بیماران وجود ندارد و....
♦زلزله سر پل ذهاب و سیل لرستان خسارات زیادی به بار آوردند اما نشان مان دادند که چقدر در مدیریت بحران و فعالیت های امدادی دچار ضعف هستیم. کرونا هم اگرچه تا همین الان خسارت های انسانی و اقتصادی و اجتماعی بسیاری به کشور ما وارد کرده است اما حداقل این مزیت را داشته که به ما نشان دهد نظام سلامت ما (علیرغم حضور و تلاش خیل زحمت کشان پزشک ، پرستار ، کارمند و کارگر) به خاطر منفت طلبی های سازمانی- صنفی، چقدر فقیر و نحیف و درمانده و ناتوان است.
♦ما نیازمند یک برنامه ملی برای احیا و پالایش نظام سلامت مان هستیم. این روزها علاوه بر تلاش برای مقابله اجتماعی با کرونا و حمایت از سربازان خط مقدم این مبارزه، بهترین فرصت برای گفتگو و مطالبه چنین برنامه ای است.
☘
♨کلیپی از مناظره تلویزیونی سید مجید حسینی و میثم مهدیار با نمایندگان صنف پزشکان:
🌐 /channel/Mahdyar_info/236
فیلم کامل مناظره:
🌐 https://www.aparat.com/v/8pg1x
.
🔶برای معلمِ تفکر و راهنمایِ متنهای مهم
به یاد استاد سید هادی خسروشاهی
🔻قبلتر گمان میکردم جستجو در آثار و آراء #سید_جمال برای ما خیلی مهم است اما اخیراً متوجه شدم این کار خیلی خیلی مهم است و چه بسا یکی از ضروریترین نیازهای فکری زمانه ماست. در زمانهای که #تحجر در میان بخش قابل توجهی از اهالی تفکر اسلامی و نیز نیروهای دوستدار انقلاب اسلامی رشد قابل ملاحظهای داشته؛ در زمانهای که برخی نیمهسوادها ناسزا سید جمال را رسالت خود میدانند! خیلی مهم است که ما بتوانیم متن مقالات و رسائل سید جمال را بخوانیم؛ خیلی مهم است از زندگی او چیزهای بیشتری بدانیم و از اسناد مهمی پیرامون او را اطلاع کسب کنیم. در هجوم نیمهسوادهایی که مضمون تحول در علوم اجتماعی و طبیعی را یکسره هجو کردهاند، اندیشه اجتماعی سید جمال یکی از مهمترین درسهایی است که باید فرابگیریم. استاد سیدهادی خسروشاهی به طرز عمیقی این نیاز را درک کرده بود و معلمهای بینظیرِ سیدجمال بود برای نسل ما.
🔻قبلتر گمان میکردم #امام_موسی_صدر و الگوی جنبش و تغییر اجتماعی او برای ما خیلی مهم است اما اخیرا متوجه شدم درک او برای ما تقریبا ضروری و حیاتی است. امام صدر در مسیرِ درک ما از جنبش، تغییر، انسان، فطرت، عدالت و آزادی یک گنجینهی ضروری است. ضروری به معنای دقیق و فلسفی آن. این طور بگویم بهتر است: برای نسل ما کنشگری و اندیشوری اجتماعی بدون درک امام موسی صدر، تقریباً ناممکن خواهد بود. در مسیر درک این ضرورت، استاد خسروشاهی برای من و نسل ما، یک معلم و فرصت بینظیر بود.
از اولین آثار جامعی که درباره امام موسی صدر به زبان فارسی منتشر شده، یادنامهای بود که او در سال 1375 منتشر کرده بود. گمان میکنم آن زمان هنوز هیچ یک از آثار امام صدر به فارسی ترجمه نشده بود. اطمینان دارم انتشار مجموعه آثارش هنوز شروع نشده بود که استاد خسروشاهی ما را متوجه امام موسی صدر کرد و چه کاری از این مهمتر؟ او همواره دوستدار امام صدر بود. کمی بیش از بیستسال پس از آن ویژهنامه، جلد نهم از مجموعه خاطرات مستند استاد خسروشاهی درباره امام موسی صدر، هنوز حرف تازه داشت. در میان این دو اثر، توفیق یافتم با او درباره امام موسی صدر گفتگوهایی داشته باشم. این در اوج زمانهای بود که سرپا شیفته امام صدر بودم و کنجکاو درباره او. هم متن آثارش را میخواندم و هم فرامتنهای جذاب او برایم مسئله بود. استاد خسروشاهی اما معتقد بود فرامتن امام صدر، از جمله گفتگوی انتقادی با تهمتزنندگان به او، علیرغم جذابیت فایده چندانی ندارد و بهتر است بر متن امام موسی صدر متمرکز شد؛ راهنماییهایش در شکلدهی به مسیر مطالعاتم درباره امام موسی صدر بسیار مؤثر بود و از این جهت مدیونش هستم.
🔻قبلتر فکر میکردم خواندن #سید_قطب خیلی مهم است. اکنون که جریانها منورالفکری و نیمهسوادهای همهچیزدانِ هیچنخوان، مدعایِ بنیادگرایی در مصادرهی سید قطب را پذیرفتهاند، خواندن سید قطب خیلی خیلی مهمتر شده است. استاد سیدهادی خسروشاهی معلمِ نسل ما در فهم سید قطب بود. با ترجمه و کوشش او بود که عدالت اجتماعی در اسلام برای ما خواندنی شد؛ در برابر سرمایهداری ایرانی که سید قطب را به صراحت بدعتگزار عدالت اجتماعی میدانند؛ و در برابر بنیادگرایان اسلامی که سید قطب را بنیانگذارِ خود میخوانند؛ مهمترین راه خواندن متن آثار سید قطب است. هستند نیمهسوادهایی که نخواندهاند و به رغم توهم انقلابیگری، اینجا و آنها ملغمهای از مدعای بنیادگرایان و کاپیتالیستها را درباره سید قطب تکرار میکنند. ما اما این فرصت بینظیر را داشتیم که با متن سید قطب آشنا شویم.
🔻سن من که به مکتب اسلام قد نمیدهد اما اعتراف میکنم که اگر جز هفتهنامه بعثت، که مدتهای بسیاری مشترک آن بودم و با شوق میخواندمش، در کارنامه سیدهادی خسروشاهی چیزی نبود، برای بزرگداشت او هزار صفحه دلیل داشتیم. بعثت مدرسه جهانیاندیشی بود و بعد از مدتی خواندن آن، ناخودآگاه سطح دغدغهها و مسئلههای انسان دستکم همعرض و هم ارز با مرزهای جهان اسلام میشد.
🔻سید هادی خسروشاهی معلم بود و برای رساندن مخاطبانش به متون اصلی تلاش میکرد؛ خواندن و خواندن و باز هم خواندن شرط لازم برای تفکر کردن است و خسروشاهی در مقام یک معلم تلاش میکرد در زمانه شیوع نمیهسوادی، در دوره نخواندن و تحلیلکردن و قضاوتکردن، مخاطبن خود را اهل مطالعه آثار متفکرانی همچون سید جمال، امام موسی صدر، و سید قطب بار بیاورد. چون اویی در زمانه ما، که همه یک گوشی هوشمند به دست گرفته و گمان میکنیم متفکر و تحلیلگر انواع مسائل شدهایم، گوهری کمیاب بوده و هست. در دورانی که تحلیلگری و متفکری کالایی با ارزش شده، فضل معلمی استاد خسروشاهی فقدانش را سختتر میکند. او معلمِ تفکر کردن و پیمودن مسیر متفکر شدن بود؛ روحش شاد.
@tabagheh3_ir
📸 #عکس_نوشت
💡نشست "جهان پهلوان" با محوریت جستارهایی در دیدار با حاج قاسم سلیمانی در آینه حکمت و علوم انسانی یکشنبه ۲۰ بهمنماه ۱۳۹۸ برگزار گردید.
🔸️این نشست میزبان ارائه های علمی_پژوهشی ۱۳ نفر از اساتید و پژوهشگران درباره شهید سردار قاسم سلیمانی بود.
#پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی
#باشگاه_هنر_و_اندیشه
🌏 rcica.ir
♨️@RCICA
🔶قالبها و سرفصلهای دوره آموزشی شهرگفتار
🔹در این دوره از قالبهای آموزشی گوناگون به فراخور موضوع و شرایط آموزش استفاده می گردد:
درس گفتار، متن خوانی، سخنرانی، بازدید میدانی، تحلیل فیلم و مستند
🔹برخی از سرفصلهای دوره به شرح زیر است:
🔸متن خوانی یا مرور آثار کلاسیک نظیر:
کلانشهر و حیات ذهنی؛ جرج زیمل
شهر در گذر زمان؛ وبر
تولید فضا؛ هانری لوفور
مانیفست؛ مارکس
یوتوپیا: تامس مور
لویاتان: هابز
جمهوری: افلاطون
پلیس: ارسطو
سیاست مدنیه: فارابی
🔸سایر موضوعات دوره:
- تامل پیرامون پدیدارهای شهر: سرعت، فردیت، بیگانگی و گمنامی، مهاجرت، حاشیه نشینی، ازدحام، نابرابری،ازخودبیگانگی ...
-شناخت ساختارهای شهری: حمل و نقل و تردد، بازار، بیمارستان، پلیس، دانشگاه، سرگرمی ...
- تاریخ تکوین شهر مدرن
- فلسفه، سیاست، شهر
- اندیشه پیرامون شهر در تاریخ علوم اسلامی
- فتوت، اخلاق اجتماعی اصناف شهری در ایران
- شهرها و جنگ ها
- شهر و خانواده. زن و شهر
- شهر و سکسوآلیته
- شهر و طبیعت
- شهر و شعر
- شهر و سینما
- شهر، ماشین، تکنیک
- بورگ، بورژوا، بورژوازی
- شهر، خانه و مسکن، انبوه سازی و زندگی آپارتمانی و اقتضائات آن
- ایدۀ شهر آرمانی از افلاطون تا کنون
- شهر در منظر ادیان ابراهیمی و فرهنگ شرقی
- شهر در رمان معاصر ایران
-و...
@shahrgoftar
🔹برگزاری دوره «شهر گفتار» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔻گفتارهایی پیرامون شهر و حیات شهری
🔻با حضور اساتید فلسفه، علوم اجتماعی، هنر و ادبیات، معماری
ثبت نام:
@mahdifeyz
اگرچه به برخی دیدگاه های جامعه شناسانه دوست عزیزم آقای محسن حسام مظاهری انتقاددارم اما جدوجهدش درمردم نگاری آیینهای شیعی قابل ستایشه.کتاب فرهنگ سوگ شیعی برگزیده کتاب سال دانشجویی درحوزه فرهنگ عمومی شد
Читать полностью…
درباره بسیط بودن دوگانه سازی آیین دولتی- آیین غیردولتی
میثم مهدیار
«صفحه اول»
هر بار که موسم آیین های مذهبی و انقلابی فرا می رسد دوستانی دست به قلم می شوند و از دولتی شدن این آیین ها در جمهوری اسلامی انتقاد می کنند. مساله این دوستان که اغلب دغدغه های مذهبی نیز دارند این است که بواسطه دخالت قدرت و سیاست در آیین های تاریخی مردم و سواستفاده از آن ها جهت مشروعیت بخشی به خود این مناسک به مرور از معنای اصیل و فرهنگی و کارکردهای مثبت اجتماعی شان تهی شده و به مرور دچار اضمحلال می شوند. مساله اصلی در این جا در واقع با عنوان «آیین در کشاکش دولت و مردم» تصویر می شود. این دغدغه البته در یک دهه گذاشته همیشه همراه نویسنده بوده و 8 سال پیش و بعد از ابلاغ اصل 44 موسوم به خصوصی سازی، از ضرورت خصوصی شدن ارزشها و آرمانها در جمهوری اسلامی نوشت. با این حال در این سالها نگارنده با تاملات بیشتر دریافت که مساله به همان سادگی که در ابتدا تصور می کرد نبوده و نیست.
در اینجا تلاش می کنم برخی پرسش ها و ملاحظات درباره این دوگانه را که به نظرم می تواند تامل در آن ها به پیش رفت و عمق این توجه کمک کند بیاورم و در پایان نشان خواهم داد که چرا تکرار مقوله دولتی-مردمی اساسا دوگانه ای غلط انداز است که سرنا را از سرگشاد آن می نوازد که به بغرنج تر شدن ماجرا می انجامد:
1-دوگانه دولتی-مردمی از امکان فاصله گذاری میان دولت و فرهنگ مردم حکایت می کند. اما این چگونه امکان پذیر است؟ آیا اساسا میان مفهوم دولت و فرهنگ و مردم می توان فاصله ای حتی تحلیلی انداخت؟ آیا فرهنگ صرفا متاثر از دخالت های مستقیم توصیه نامه ای یا آیین نامه ای یا بودجه ای دولت است که اگر آن ها را قطع کنیم فرهنگ مردمی می شود؟ وقتی از اقتصاد و شهرسازی و معماری و آموزش و پرورش و بروکراسی ما همگی بر شکل گیری فرهنگ تاثیرگذارند چگونه می توان از عدم دخالت دولت در فرهنگ و آیین سخن گفت؟ مگر اینکه به شکل پوزیتویستی دخالت دولت در فرهنگ را صرفا به چند بازنمایی تلویزیونی و چند دستورالعمل یا تخصیص بودجه و ... تقلیل دهیم و همه فرهنگ و آیین را متقابلا فقط متاثر از این دست امور بدانیم.
2-به طور خاص تر آیا اساسا می توان میان دولت در جمهوری اسلامی و آیین های مذهبی فاصله انداخت؛ وقتی که انقلاب اسلامی که بنیاد دولت جمهوری اسلامی بر آن است بواسطه بسیج مردم توسط همین آیین ها و مناسک بوده که توانسته حکومت تا بن دندان مسلح پهلوی را سرنگون کند؟ از این جهت آیا دولت و قدرت در جمهوری اسلامی پیوند عمیقی با آیین ها و مناسک آیینی ندارند و جدایی انداختن میان دولت و آیین و فرهنگ آیا خیال خامی نیست؟ در کشوری که قریب به اتفاق آن شیعه اثنی عشری و علاقمند یا مشارکت کننده در مناسک مذهبی هستند و اتفاقا بسیاری از دولت مردان اصلا بواسطه کسب سرمایه اجتماعی در همین آیین توانسته اند با انتخابات یا انتصابات وارد چرخه قدرت شوند و نیز البته کسان بسیاری از دغدغه مندان مذهبی حضور در قدرت را چون نوعی ادای دین و خدمت به دین و آیین می دانند، چگونه می توان انتظار داشت که دولت مردان علائق مذهبی خود را پشت در اتاق های مسئولیت شان جا بگذارند و آن را در سیاست گذاری های مستقیم شان دخالت ندهند؟ حتی وبر که از جدایی علم و ارزش سخن گفته بود سیاست را تجلی گاه عینی و اجتماعی ارزش ها تلقی می کرد. آیا صورت مساله را جابجا طرح نکرده ایم؟
3-در دوگانه دولتی-مردمی اساسا فراموش می شود که مقوله «بازار» ضلع سوم ماجرا را تشکیل می دهد و اتفاقا بسیاری از ضرورت دخالت و حمایت دولت برای محافظت از مردم در مقابل بازار سخن به میان آورده اند. اصلا دوگانه دولت – مردم و دولت زدایی یکی از کلمات کلیدی لیبرال سرمایه داری برای سیطره بازار آزاد بر همه وجوه زندگی مردم بوده است. دوستانی که مداوما این کلیشه را به کار می گیرند باید نسبت خود را با مقوله بازار در این میان روشن کنند. در زمانه ای که حتی خصوصی ترین وجوه تربیتی زندگی امروزی مردم کشورها تحت هجمه القائات رسانه های تصویری جهان لیبرال سرمایه داری است چگونه می توان از دولت زدایی ملی در فرهنگ سخن گفت؟ ادامه 🔽
نئولیبرال های مکتب نیاوران چگونه در دولت اعتدالی در حال تربیت کادر و تسخیر آینده مدیریت اجرایی کشور هستند؟
جناب نوبخت چند ماه پیش خبر داده بود که مجوز استخدام ۲۰۰۰ نیروى جوان را بهعنوان مشاور مدیران داریم.
/channel/mediahermes/4
خرداد ماه ۹۶ بود که معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان هم پس از جناب نوبخت، از اخذ مجوز استخدام ۲۰۰۰ جوان در موضوع «دستیاران جوان دولت» با دستور رئیسجمهور خبر داد.
همان موقع نوشتم که: برخی شنیدهها حاکی از آن است که این برنامه مفصل از حدود دو سال پیش توسط جناب مشایخی، دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف و در یک کلام نفرات موسوم به حلقه نیاوران (که به طرفداران بازار در ایران شهره هستند) طراحی شده است. و ظاهراً قرار است در تمامی سطوح قوه مجریه از هیئت دولت تا سطح شهرستانها پیگیری شود و همه مدیران را موظف میکند دو دستیار جوان داشته باشند.. افراد منتخب در قالب چند گروه، آموزشهای فشرده و بعضاً بلندمدت طراحی شده را توسط دانشکده مدیریت تجربه میکنند تا بتوانند پیش برنده مدل فکری نئولیبرالی #حلقه_نیاوران و به صورت خاص جناب #مشایخی و دوستانشان در دولت باشند.
جایگاه افراد جذب شده در قالب این طرح، در سطوح بالا در کنار مدیران حفظ شده و در زمان کوتاهی، مدارج عالی در ساختار #اداری کشور کسب میکنند. گفته میشود منابع این طرح نیز به صورت ویژه با دستور جناب #رئیسجمهور و همراهی خاص جناب نوبخت تأمین شده است.
ظاهراً حلقه نیاوران که با تأسیس دانشکده خودمختار مدیریت و اقتصاد در کنار دانشگاه شریف گام اول تثبیت خود و کانال دسترسی به منبع انسانی بکر و نخبه را برداشته بود، در گام دوم به دنبال تثبیت در سطح #دولت و ایجاد یک جریان مستمر و پایدار نیروی انسانی همسو و همفکر است.
به صراحت میتوان گفت که اجرایی شدن این طرح، گام بزرگی در ریلگذاری ۳۰ سال آینده دولت جمهوری اسلامی ایران با شکل دادن شبکه ای بزرگ از افراد متمایل به مدل توسعه نئولیبرالی #حلقه_نیاوران در ساختار رسمی #دولت است.
حال پس از شش ماه از مصوبه دولت، در جهت اجرایی شدن برنامه #حلقه_نیاوران، جناب رئیسجمهور، امروز آقایان مشایخی و جهانگرد را به عضویت «شورای عالی اداری» منصوب کرد!
Http://fna.ir/a24b8l
*
مقاله دکتر اباذری در افشای تاریخچه و سیاست های آموزشی حلقه نیاوران و تاثیراتش در گسترش اقتصاد بازار آزاد در چند دهه اخیر در ایران خواندنی است :
https://journals.ut.ac.ir/article_57039_0.html
*از توئیتر یاسر جلالی: https://t.co/Iv0wqHBi8x
@hermesi
.
(صفحه دوم)
البته باید اذعان داشت که بستن راه حضور مردم سرقبرکوروش ناشی از بی تدبیری و سوءمدیریت مسوولان محلی در استان فارس است که در همین دولت مطبوع آقای جلایی پور رخ داده و قابل نقد است اما اینکه یک اتفاق کوچک را دستمایه تحلیلهای عجیب و تعمیمهای غریب کنیم فقط از امثال جلایی پور بر میآید. جالب اینکه امثال همین جلایی پور تاکید احمدی نژاد بر کوروش را در دولت قبل اقدامات پوپولیستی میدانستند.
آیا به نظر آقای جلایی پور ( به عنوان یک مدرس جامعه شناسی در ایران) مناسک آیینی دینی اربعین در کشوری با مذهب شیعه با جمعشدن عدهای دور قبر کوروش که اساساً واقعی بودن آن هنوز محل تردید است و حتی بسیاری از محققان آن را ساخته و پرداخته سیاسی مستشرقین درعصر پهلوی اول میدانند، هم تراز است؟ آیا گردهمایی 7 آبان که اساساً صورت شووینستی یافته و به علت شعارها و توهینهایی که در اجتماع یکی دو سال اخیر در این مراسم، علیه مسلمانان و نیز علیه ترک زبانان و عربزبان سرداده شد و اساساً با تحریک و دعوت شبکههای سلطنت طلب برون مرزی شکل میگیرد و پدیدهای ضد اجتماعی شناخته میشود با کارکردهای آیینهای مذهبی ریشه دار در تاریخ و فرهنگ ایران قابل مقایسه است؟
البته اعتقاد دارم وجهه ایرانی هویت ما قابل کتمان و حذف نیست و اتفاقاً از میان فرق اسلامی مذهب شیعه به واسطه نزدیکی با معنویت گرایی و عدالتخواهی و نیز خاطره تاریخی ایرانیان مورد پذیرش مردم ایران واقع شده و اساساً این هویتهای تاریخی اینقدر در هم تنیده شدهاند که دیگر نمیتوان میان ایرانی بودن و شیعی بودن تمایزی قائل بود و برخی تلاشها برای ایجاد جدایی این دو در سده گذشته اساساً طرحهایی سیاسی بودهاند و شواهد نشان میدهند شکل گیری چنین مراسمی نیز در دنباله همان طرح بوده است.
با این حال سوالم از یک مثلاً مدرس جامعه شناسی این است که چگونه ضمن نادیده گرفتن حمایتهای روزافزون حاکمیت از نمادها و اساطیر ایران باستان و زبان فارسی (که البته بسیاری آن را حتی حمایتی افراطی و ضد ملی میدانند) و نیز تاکید بسیار زیاد بر مساله پرچم و وطن و خاک در تولیدات موسیقایی رسمی در صدا و سیما و ....، تعطیل شدن یک برنامه خطرناک (که به نظرم مدیریت و کنترل فضا بهتر از تعطیل کردن آن است) را نشانه ضدیت جمهوری اسلامی با ملی گرایی و ایرانی گرایی می داند؟
آیا این همترازی نشانهها و مضامین را نمیتوان ناشی از سیاست زدگی و ضعف نظری فضای علوم انسانی در کشورمان دانست؟
@hermesi
ژن های خوب اصولگرا و اصلاحطلب و مساله #شفافیت
میثم مهدیار
(بخش اول)
ماجرای ژن های خوب از سال گذشته و در پی انتشار فیش های حقوقهای نجومی برخی مسئولان و مدیران آغاز شد؛ به طور مشخص تر پس از آن که در فیش حقوقی افشا شده صفدر حسینی ( وزیر کار و اقتصاد دولت خاتمی و از اعضای هیات امنای بنیاد باران خاتمی) که در دولت روحانی به سمت مسئول صندوق توسعه ملی منصوب شده بود ردیفی به عنوان حق اوقات فراغت فرزندان لحاظ شده بود که از قضا دخترش فاطمه حسینی که سابقه سیاسی و اجتماعی قابل توجهی نداشت به تازگی با لیست امید در تهران وارد مجلس شده بود. شائبه هایی که برخی سیاسیون اصلاحطلب در مورد بسته شدن لیست امید در انتخابات مجلس دهم با رانت و لابی مطرح کرده بودند دوباره اوج گرفت و #ژن_خوب در شبکه های اجتماعی فراگیر شد. امسال نیز انتشار مصاحبه پسر دکتر عارف ( سر لیست امید در تهران) که فعالیت های کلان اقتصادی خود در اوان جوانی را نه نتیجه رانت سیاسی ناشی از موقعیت پدر بلکه ناشی از استعدادهای ذاتی و نتیجه #ژن_خوب خود ذکر کرده بود نیز شبکه های اجتماعی را در نوردید و تا مدت ها شبکه های اجتماعی را به خود مشغول کرد. هم زمان در این اثنا به مرور خبرها و گزارش هایی از به کارگیری فرزندان و وابستگان مدیران سیاسی از نماینده مجلس تا شهردار و اعضای شورای شهر و ...( اکثرا وابسته به دولت روحانی) در مسئولیت هایی که به نظر می رسید حاصل رانت سیاسی و نه صلاحیت شخصی آن ها باشد منتشر می شد تا اینکه در روزهای اخیر سوابق مسئولیت های مدیریتی فرزند یکی از اعضای بلندپایه بیت رهبری دوباره خبر ساز شد که در آن این ژن خوب نیز با سن کم و بدون تحصیلات عالیه عهده دار مسئولیت هایی شده بود که فارغ از تجربه، در جمهوری اسلامی دارا بودن مدرک دکترا از حداقل صلاحیت های آن مسئولیت ها به شمار می رود.
اگر تا پیش از این برخی «ژن خوب» را صرفا به یک جناح سیاسی خاص منتسب می کردند اما ماجرای اخیر نشان داد مساله ژن خوب مساله ای سیاسی نیست و نشان از یک ساختار ناسالمی است که همه جناح ها و گرایش های سیاسی را از عالی ترین سطح تا سطوح مدیریتی میانه «کم و بیش» درگیر خود کرده است اما جناح های سیاسی با ابزار افشاگری سعی در شخصی سازی ماجرا برای متهم ساختن رقیب و پالودن دامن خود از این ساختار ناسالم هستند. این افشاگری ها اگرچه کارکردهای کوتاه مدتی برای گروه های سیاسی در بی اعتبار کردن رقبا دارد اما در بلند مدت اعتماد مردم به کلیت نظام را خدشه دار می کند. این افشاگری ها اگرچه به خوبی ضعف دستگاه های نظارتی در سیستم اداری ما را عیان می کند اما اگر جناح ها و رقبای سیاسی را به حل ریشه ای مساله از طریق سیاست گذاری هدایت نکند جز آلوده کردن آب برای فساد بیشتر نتیجه ای در بر نخواهد داشت و البته برخی از افشاگران نیز هدفی جز این ندارند. مهمترین ابزار برای توجه بنیادی تر به مساله هایی از جنس حقوق های نجومی و ژن خوب و... قوی کردن نظارت تخصصی دستگاه های نظارتی حاکمیتی مستقل و نیز بستر سازی برای نظارت عمومی است.
بعد از ماجرای فیش های نجومی هر کدام از مسئولان دولتی و قضایی و مجلس هر کدام تعداد خاصی را به عنوان مدیران نجومی معرفی می کردند و آنقدر آش ماجرا شور شد که اخیرا برخی از این مدیران نجومی که مجبور شده بودند مبالغی را به بیت المال برگردانند اخیرا به دنبال بازپس گیری آن ها افتاده اند. این نشان می دهد تعریف دقیق یا شفافی از مدیر نجومی وجود ندارد و هر کدام از مسئولان و قوا از ظن خود مدیر نجومی را تعریف می کنند و این مشوش بودن تیغ نظارت را کندتر خواهد کرد.
ادامه در 👇
وقتی بانک مرکزی بعنوان مهمترین نهادمالی کشور که باید الگوی شفافیت برای دیگر نهادهای مالی و اقتصادی کشور باشد توسط هیات دولت از حسابرسی معاف می شود باید فاتحه #شفافیت در نظام اداری خواند
@hermesi
📝 چرا تیتر یک کیهان درباره موشکهای یمن حرفهای بود
🔸 #یک. آنها که با دیدگاه های بنده آشنایی دارند، می دانند من با بسیاری از مواضع ریز و درشت روزنامه ی کیهان و آقای شریعتمداری که موسسه ی کیهان را به نابودی کشانده است، اصلا موافق نیستم. ولی از نظر حرفه ی روزنامه نگاری با این تیتر کیهان: « شلیک موشک انصارالله به ریاض، هدف بعدی دوبی» به شدت موافق ام. این یک تیتر حرفه ای است.
آنها که اقدام کیهان را خلاف مصالح ملی می دانند خوب است توجه کنند که تیتر کیهان یک روتیتر هم دارد: «گزارش کیهان از عملیاتی شدن تهدیدهای یمن» این روتیتر از نظر حرفه ای کاملا با تیتر هماهنگ است. کسانی که اخبار تجاوز سه ساله ی عربستان و امارات و... را علیه یمن تعقیب کرده اند بخوبی می دانند که ارتش یمن و کمیته های دفاع مردمی این کشور چندین بار و با صراحت از برنامه و قصد دفاعی و بازدارنده ی خود علیه عربستان و امارات سخن گفته بودند. تیتر کیهان هم به همین سابقه ی خبر و هشدارهای دفاعی ارتش و کمیته های دفاع مردمی یمن اشاره دارد. به همین خاطر کار کیهان از منظر اصول روزنامه نگاری یک اقدام کاملا حرفه ای است.
🔸 #دو. اگر به مواضع مسولان رسمی امارات در همین چند سال گذشته (غیر از ماجراجویی های دامنه دار این امیر نشین در باره ی جزایرسه گانه ی ایرانی) علیه ایران توجه کنیم، خواهیم دید که آنها از هیچ فرصتی برای بیان دیدگاه های افراطی خود چه علیه ایران و بویژه مشارکت در طرح ها و نقشه های ضد ایرانی، خودداری و کوتاهی نکرده اند. در این صورت چرا باید از یک روزنامه نگار و روزنامه ی ایرانی که فاقد مسوولیت رسمی و دولتی است، گلایه کنیم و آن را خلاف مصالح کشور بدانیم؟
🔸 #سه. به گمان بنده، یکی از ایرادات راهبردی و خسارتبار سیاست خارجی ایران این است که نتوانسته بازی موافق و مخالف را (که غربی ها و بویژه انگلیسی ها و آمریکایی ها در آن استاد اند) یاد بگیرد تا بتواند در شرایط مقتضی قدرت چانه زنی خود را در مذاکرات دو یا چند جانبه ی بین المللی افزایش دهد. در همین ماجرای برجام، اگر دولت و دبیرخانه ی شورای عالی امنیت ملی، به آن شکل تند و حتی بعضا توهین آمیز، منتقدان را نمی نواختند و آنهمه محدودیت اعمال نمی کردند، شاید با برگ برنده ی مخالفان داخلی کشور علیه مذاکرات و ... می توانستند بر مانور خود بیفزایند. جیم کری در اوج مذاکرات بر موضوع و مساله ی مخالفان داخلی کشورش با مذاکرات منتج به برجام تا توانست مانور داد و صد البته برای کشورش امتیاز هم گرفت. و ...
🔸 #چهار. حتما و حتما جز در موارد مربوط به بنیادهای سیاست خارجی کشور، اصلا خوب نیست که جهان از ما یک صدا و یک موضع بخواند و بشنود.
☕️ از #اکبر_نبوی @ganjeonline
👁🗨 @sad_kalame
🌺فریاد استمداد دو دختر نوجوان اصفهانی
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
من به تازگی فیلم خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی (زهرا و نیلوفر)- yon.ir/zMxFk- رو دیده ام. من این تحلیل را بر مبنای تحلیل محتوای صحبتهای این دو نوجوان و همچنین گفتگوهایی که با اطرافیان آنها انجام و در اینترنت منتشر شده است نوشته¬ام.
مجید حیدری چروده
@Drcharvadeh
✅زهرا و نیلوفر؟
زهرا (16 ساله) و نیلوفر (15 ساله) هر دو دانش آموز پایه دهم در تاریخ 29 مهرماه امسال خود را از بالای پل ماشین روی شهید چمران اصفهان به قصد خودکشی به پایین می اندازند که بر اثر آن زهرا بلافاصله فوت می کند اما نیلوفر علیرغم آسیبهای فراوان، نجات پیدا می کند. زهرا از 6 سالگی که پدرش سکته کرده، جدای از مادر فقط با مادربزرگ ِ پدری خودش زندگی می کرد او سال گذشته مادرش را نیز از دست داد. عموی زهرا او را دختری شجاع معرفی میکند و عمه ضمن اینکه او را دختر شادی می داند به رنجی که از بی مادری می برده تاکید دارد و مادربزرگ به درسخوان بودن و پرعاطفه بودنش اشاره می¬کند. از وضعیت خانوادگی نیلوفر اطلاعی در دسترس نیست.
✅آنها در این ویدیو را خطاب به چه کسانی منتشر کردند؟
مخاطب آنها در این ویدیو پدر و مادر، اقوام و خویشان و حتی معلمان یا مشاوران مدرسه هم نبودند. آنها دو دسته را خطاب قرار دادند. نخست افرادی که به تعبیر این دو نوجوان خیلی گوه! خورده بودند دوم امیر (عشق زهرا) و محمد (عشق نیلوفر).
✅آنها چرا اقدام به خودکشی کردند؟
زهرا که بنابه گفته مادربزرگش دختر پرعاطفه ای است، از اینکه یک ماه است که عشقش امیر از او خبر نگرفته ناراحت است ولی مطمئن است که یک روز امیر به گوشی او زنگ خواهد زد و خبر مرگش را خواهد شنید و نیلوفر هم از عشق یکطرفه اش به محمد پشیمان است و آن را کار درستی نمی داند. چنین شرایطی به قول این دو نوجوان ایجاب می کرده که اقدام به خودکشی کنند. علاوه بر این از فحوای عباراتی نظیر «واقعا دیگه آخراشه»، «دارم می میرم به خدا»، «دیدی راست بود»، «دیدی {به اشتباه} فکر می کردی شوخی می کنم»، بر می آید آنها بارها تصمیم به خودکشی را با دوستان شان در میان گذاشته¬اند، تصمیمی که بیش از آنکه به قصد کشتن خود باشد به معنای عمیق روانشناختی اش فریاد استمداد و طلب محبت و توجه و همراهی از دوستان و اطرافیان برای نجات بوده است اما همواره از طرف دیگران حمل بر شوخی شده و با بی اعتنایی و بعضا آزار و اذیت کلامی مواجه می شد و به این ترتیب موجبات تشدید ناکامی آنها را فراهم ساخته است. جای تاسف عمیق است که نه خانواده و نه حتی مدرسه هیچکدام گوش شنیدن فریاد کمک خواهی این دو نوجوان را نداشته اند. و تاسف عمیق¬تر برای اینکه به جای شناسایی تقصیر و کوتاهی خودمان، به دنبال نهنگ آبی در دنیای مجازی باشیم و آن را علت العلل این فجایع معرفی کنیم.
✅ تصور این دو نوجوان از مرگ
آنها گمان می کنند بعد از خودکشی «دلشان برای عشق شان تنگ می¬شود» با اینحال بی آنکه دقیقا بدانند «جایشان در بهشت است یا جهنم یا برزخ»، مطمئن هستند «در جای خوبی خواهند بود» و هرازگاهی «به خواب عشق شان خواهند آمد». گویی خودکشی برای آنها یک مرگ مجازی است تا مرگ واقعی.
✅تبیین جامعه شناختی فاجعه
جامعه ما در وضعیت آنومیک به سر ¬می برد و اقتدار ارزشها و هنجارها و پیوندهای اجتماعی ش به شدت سست شده، نوجوانان 16-15 ساله¬اش از کانون سرد و پردافعه خانه و مدرسه فرار کرده و بی پناه درسطح جامعه رها شده اند. آنها نه با دوستان همجنس انس می¬گیرند و نه با یارانی از جنس مخالف حالشان خوب می شود و نه با 40 هزار تومان «چیز خوردن» و نه شاگرد اول شدن در مدرسه. ما به جای آنکه به آنها مهارت حل مساله و توانایی مدیریت روابط اجتماعی را یاد بدهیم تلاش کردیم زیر بار سنگین تکنیک های تست زدن و حفظ کردن طوطی وار انبوه مطالب بی فایده کتابهای درسی، هویت و شخصیت آنها را نابود کنیم.
مجید حیدری چروده
@Drcharvadeh
ارتباطات میان فرهنگی یا هجمه تشیع ایرانی به تشیع عراقی؟
📋میثم مهدیار
معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
یکی از دوستان عزیز در یادداشتی اربعین را «هجمه» تشیع حکومتی و دولت-ملتی ایران به تشیع بدوی و سنتی عراقی دانسته و زائران ایرانی را نماینده شیعه ایرانی دانسته که اساساً ساختاری «حکومتی» دارد.
نویسنده، تشیع عراقی را بکر و «جزئی نگر» میداند و تشیع ایرانی را تحت قیمومیت یک «کلیت» سیاسی.
جالب اینکه این یادداشت نویسنده ،که تحت تاثیر رد صلاحیت رئیس جمهور سابق در انتخابات ریاست جمهوری اخیر کم کم یادداشت هایش سویه های آنارشیستی پیدا کرده است، در شبکه های اجتماعی بلافاصله مورد استقبال کسانی قرار گرفت که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری حسن روحانی را به عنوان دولتی «توسعه گرا» که مأموریت خود را «نرمالیزاسیون» جمهوری اسلامی میداند، انتخاب کرده بودند.
با این حال این تفسیر از مناسک اربعین متضمن چند مفروضه هستی شناختی و معرفت شناختی از جانب نویسنده است که برخی از آنها متناقض به نظر می رسند و میطلبد نویسنده درباره آنها دقت بیشتری به خرج دهد:
1 پیشفرض اساسی نویسنده در یادداشت این است که ساختار تشیع فعلی در ایران "حکومتی" است و ساختار سیاسی در ایرانِ امروز نیز "دولت-ملت" مدرن است. به نظر میرسد نویسنده نگاهی پوزیتویستی و غیرتاریخی به ساختار حکومت در ایران دارد و در نظر نمیگیرد که ساختار سیاسی فعلی ایران امروز سابقهای تاریخی دارد که نه صرفاً در تاریخ مدرن خود که در تاریخ چند هزار سالهاش ریشه دارد و اتفاقاً هم در این تاریخ متأخر و هم تاریخ متقدم خود نقاط مشترک و داده ستاندههای بسیاری با مردم و شیعیان عراق داشته است. با این حال آیا حکومت در ایران نشانههای کامل یک دولت-ملت را داراست یا به سمت آن نیل میکند و در نهایت مجبور است برخلاف آرمانهای انقلاب اسلامیاش به اقتضائات آن تن دهد؟ این سؤالی است که هر دغدغهمند جمهوری اسلامی باید درباره آن تأمل کند اما سیاست بیمحابای جمهوری اسلامی در عدم ممانعت از برقراری ارتباطات فرهنگی مردمش با مردم عراق، نشان میدهد اتفاقاً حداقل در این فقره مخالف سیاستهای اقتضایی دولت-ملت رفتار میکند و کیفیت ارتباطگیری شیعیان ایرانی با همتایان عراقیشان نیز نشان میدهد که احتمالاً درکی از خودآگاهیهای مورد نیاز برای شکل گیری دولت ملت مدرن ندارند.
2 نویسنده، شیعیان ایرانی زائر اربعین را یک کلیت واحد تصویر میکند که از جانب حکومت ایران برای «تهاجم فرهنگی» به عراق گسیل میشوند. از نظر نویسنده، این زائران ایرانی خود هیچ انتخابی از نحوه پوشش و رفتار و گفتار خویش ندارند و تماماً بازنمایی فرهنگ سیاسی کلی «دیکته شده» حکومت شیعی دولت-ملتی جمهوری اسلامی است. در سست بودن این مفروضه همین بس که میل شدید شیعیان ایرانی به حضور در اربعین از بعد از سقوط صدام آغاز شد و چندین سال بعد از حضور ایرانیان در این مراسم بود که کم کم حاکمیت آن را متناسب با اهداف فرهنگی خود ملاحظه و تسهیلاتی برای زائران فراهم کرد و نه برعکس!
3 نویسنده درعوض، ساختار تشیع در عراق را بدوی و سنتی میبیند که تحت سیطره و ایدئولوژی دولت-ملت مدرن قرار نگرفتهاند و به صورت طبیعی و سنتی سبک زندگی خود را انتخاب میکنند. احتمالا از نظر نویسنده پیش از اربعین و فراتر از آن، تشیع عراقی تاریخ مشترک، ارتباط و شناختی از شیعیان ایرانی نداشتهاند و در مناسک اربعین دست و پا بسته و صرفاً پذیرنده و تحت «تهاجم» فرهنگ تشیع ایرانی
هستند.
نویسنده که تا پیش از این گزاره از منظری انتقادی به فرهنگ تشیع ایرانی نگاه میکند، اینجا به یکباره چرخش کرده و با نگاهی مردم شناختی به تشیع عراقی مینگرد و هیچ معیار کلی و بیرونی برای ارزیابی آن را بر نمیتابد. با این حال حتی از منظر مردم شناسانه آیا تشیع عراقی از مواجهه با تشیع ایرانی احساس نامطبوعی دارد و در فضای اربعین نتوانسته با آن ارتباطی برقرارکند؟ شواهد میدانی این گزاره را رد میکنند. با این حال جای این پرسش هست که آیا اگر همین «کلیت» تشیع ایرانی نبود، آمریکاییها و دواعش و سعودیها چیزی از عراق و عتبات عالیات آن باقی گذاشته بودند که تشیع عراقی بتواند با خیال راحت فرهنگ سنتی و قبیلهای خود را در اربعین به ظهور برساند؟ ظهور حشد الشعبی به تقلید از بسیج ایرانی و استقبال از سرداران سپاه ایران در ارتش و حشدالشعبی و کتائب اقوام و گروههای عراقی آیا صرفا سیاسی است و هیچ دلالت تاریخی و فرهنگی ندارد؟
نویسنده، همزمان که در تحلیل دچار سیاست زدگی میشود و با حذف عناصر فرهنگی و اجتماعی تاریخی مشترک میان شیعیان ایرانی و عراقی حضور ایرانیان را تهاجمی میبیند، همزمان در جایی دیگر سیاستزدایانه نقش "سیاست" در کلیت حفظ و تداوم چنین مناسکی و کلیت کشور عراق را نادیده میگیرد. ادامه ...⬇️
📚 @RCICA
انصافا كار تيم ترجمان درجه يك هست. اگر صلاح بدانيد و مشترك شويد هم زمينه تداوم عملكرد عالى آنها فراهم شده و هم شما يك محصول فرهنگي ستودني خريدارى كرديد.
https://tarjomaan.shop/product/4subs-991/
📸 #عکس_نوشت
💡نشست "جهان پهلوان" با محوریت جستارهایی در دیدار با حاج قاسم سلیمانی در آینه حکمت و علوم انسانی یکشنبه ۲۰ بهمنماه ۱۳۹۸ برگزار گردید.
🔸️این نشست میزبان ارائه های علمی_پژوهشی ۱۳ نفر از اساتید و پژوهشگران درباره شهید سردار قاسم سلیمانی بود.
#پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی
#باشگاه_هنر_و_اندیشه
🌏 rcica.ir
♨️@RCICA
هلندکه مساحتش برابر ۳استان شمالی است فقط ۷میلیارد دلارصادرات گل دارد اما نابغه های تکنوکراتی که قبلا ذخایر آب کشور رابه یغما داده اند حالا باپتروشیمی سازی سودای نابودی هوا وخاک شمال را دارند
@Hermesi
🔷معرفی دوره آموزشی شهرگفتار
🔻شهر بستر تکوین تمدن و زادگاه سیاست است. زندگی اجتماعی در عصر جدید با محوریت شهر رقم میخورد و بدین ترتیب شهر ظرفی است که شرایط و امکان حیات اجتماعی را مقرر میکند. انقلاب اسلامی نیز اساسا انقلاب شهری است. و در طول سالهای پس از انقلاب تحولات ساختاری بزرگی در حوزة حیات شهری رقم خورده است که کلیت فرهنگ و سیاست جمهوری اسلامی را دستخوش تغییر کرده است.
🔻در سطح خرد و ژرف، زندگی در شهر جدید در محاصرة تجربیاتی است که در نهایت معنا و سبک زندگی افراد را در معرض تغییر قرار میدهد. لذا بدون توجه به شرایطی که این تجربیات را ممکن و مقید میسازند، نمیتوان طرح معقولی را برای تعامل با ساکنان شهرها در فرهنگ و سیاست در انداخت. پس شهر چه در سطح روندهای کلان و چه در لایه تجربیات انضمامی و شخصی، نقطۀ ارشمیدسی تکوین حیات اجتماعی در جهان جدید و مشخصا در ایران است.
🔻ساختهای شهری و پدیدارهای ذهنی و عینی آن، موضوع اساسی فلسفه و علوم اجتماعی مدرن بوده و با شناخت آن هم درک عمیقی از جامعۀ جدید و هم شناختی جدی از دانشهای نوین به دست می آید.
دورۀ آموزشی «شهرگفتار» ـ گفتارهایی پیرامون شهر و حیات شهری ـ از دریچۀ فلسفه و علوم انسانی، ادبیات و هنر و نیز معماری و شهرسازی، به مسالۀ شهر و زندگی شهری و اقتضائات و پیامدهای آن می پردازد.
@shahrgoftar
میخواهید وضعیت واقعی علوم انسانی در ایران را درک کنید؟ همین امشب ببینید چقدر درگروههای تلگرامی علوم انسانی واجتماعی درباره تاثیرات ملی فتح آخرین سنگر مهمترین مخاطره امنیتی کشور گفتگو شده است!
@Hermesi
«صفحه دوم»
4-وقتی از صفت «دولتی» استفاده می کنیم به وجه بروکراتیک آن اشاره می کنیم یا وجه طبقاتی آن؟ هر کدام از این وجوه دلالت های متفاوت و مواجهات مختلفی را فرا می خواند اما معمولا دوگانه سازهای دولتی-مردمی معنای خود واضح و مشخص بیان نمی کنند. با این حال همانطور که اشاره شد به دلیل پیوند وثیق و همه جانبه دولت و فرهنگ در معنای کلی و دولت و آیین در تجربه جمهوری اسلامی ایجاد فاصله میان دولت و آیین ناممکن می نماید و بیشتر نوعی تمنای سیاسی اپوزسیون وار در مقابل جمهوری اسلامی تلقی می شود. هر دو این دلالت ها این مساله را فراموش می کنند که طرح اساسی انقلاب اسلامی و اساسا توفیق آن از ابتدا پیوند سیاست و معنویت و عدالت بوده و آنچه که اینک مساله ساز شده است نشانه های دور شدن سیاست و قدرت در جمهوری اسلامی از معنویت و عدالت ، بروکراتیک شدن دولت و نیز طبقاتی شدن قدرت در جمهوری اسلامی است و نه اصل همراهی با آیین های دینی و مذهبی!
از این جهت به نظر می رسد طرح این دوگانه به شکل کنونی نه تنها بنیان های نظری مستحکمی ندارد بلکه زاویه طرح آن بدون این ملاحظات نظری نتیجه ای عکسِ دغدغه ها و ارزشهای که تکرار کنندگان این دوگانه دولتی-مردمی اراده می کنند ، ارمغان می آورد. از همین رو به جای کلیشه کردن این دوگانه و فرو کردن هر نشانه دم دستی به آن باید به فربه کردن و انسجام بنیان های نظری آن اندیشید و محل نزاع را به جای گزاره بسیط و اساسا ممتنع "دخالت نکردن دولت در آیین" به دشواری های طرح انقلاب اسلامی برای حضور معنویت و عدالت در بروکراسی سیاسی و اداری مدرن و کیفیت گسترده کردن مشارکت مردم در امر سیاسی برای خارج کردن آن از وجهی طبقاتی منتقل کرد.
در واقع به جای اینکه به دنبال دولت زدایی از فرهنگ باشیم ( که اساسا ممتنع است) باید به این فکر کنیم که سیاست جمهوری اسلامی چگونه می تواند مردمی تر باشد تا حمایت و دخالت مستقیم و غیر مستقیم غیر قابل اجتنابش در آیین ها وفرهنگ تبعات کمتری در پی داشته باشد.
5-در نهایت کسی که خود را دغدغه مند آیین ها و مناسک دینی و مذهبی می داند حتما توجه دارد که که در سایه همین پیوند قدرت و آیین بوده که #مدافعان_حرم توانسته اند امنیت و آرامش لازم برای این مناسک در خارج از مرزها ایجاد کنند و حتی دفاع مقدس ما با تاکید بر همین پیوند توانسته کلیت استقلال و امنیت کشور را فراهم کند و از این منظر این کلیشه سازی ها که در نهایت توصیه های هنجاری عاملیت گرایانه و ساده انگارانه ای هم دارند، به خاطر غیر واقعی بودنشان حداقل گوش شنوایی در قدرت نخواهد داشت و از این رو مشخص نیست مخاطبشان چه کسانی هستند.
اینجا نمی خواهم انکار کنم که آیین های ما دچار مخاطرات معنایی نبوده و نیستند. صرفا میخواستم نشان دهم که هر تمنایی برای نقد و اصلاح نیازمند تامل جدی در مبانی آن است.
@HERMESI
زلزله، سیاست زدگی رسانه و دانشگاه و معضله انباشت تجربیات
علم ته نشست انباشت روابط دیالکتیکی تامل و تجربه در طول زمان است. جز با این انباشت ،مفاهیم شکل نمی گیرند و علم که رابطه میان مفاهیم را بر می سازد سامان نمی یابد.
رسانه ها که به عنوان رکن چهارم دموکراسی شناخته می شوند هم می توانند به انباشت تجربیات ملی و منطقه ای کمک کنند و هم می توانند بواسطه سیاست زدگی شان مانع از این انباشت شوند.
اینجا اما گویا رسانه ها به دلایل وابستگی فکری به جریان ها و گروه های سیاسی بیشتر رسالت دارند تا مانع انباشت تجربیات در کشور شوند. گویا اینجا رسانه ها ماموریت دارند با برجسته کردن موضوعات دست چندم و گاها فاقد ارزش خبری ، مانع از آن شوند که مسائل اساسی کشور مورد تامل و توجه جدی قرار گیرد.
بسیاری از فعالان رسانه ای که برخی از آن ها دانش آموختگان و مدرسان علوم انسانی و اجتماعی نیز هستند به دلیل کانالیزه شدن توسط رسانه ها به خوبی نمی توانند روی مسائل اساسی تمرکز کنند و هر بار با یک موج رسانه ای از موضوع دست چندمی به موضوع بی ارزش دیگری پرتاب می شوند و تحلیل هایی منتشر می کنند که نه تنها به حل مسائل کشور کمک نمی کند بلکه باعث مشوش شدن بیشتر اوضاع می شوند و در این دام اجتماعی آنچه مغفول می ماند مسائل اساسی کشور است.
ساعاتی بعد از زلزله یکشنبه در استان های غربی کشور در حالیکه هنوز جنازه هایی زیر آوار بود و فرایند امداد و درمان آسیب دیدگان شروع نشده بود و به کندی پیش می رفت، برخی رسانه ها به دنبال بهره برداری سیاسی از ماجرا و بافتن نمدی برای خود بودند. انتشار چند توئیت از یک کاربر گمنام که خبر از خروج صدها جنازه از منازل مسکن مهر داده بود خوراک این جنجال سازی فراهم شد و سیل انتقادات به مسکن مهر و فحاشی به رئیس جمهور سابق شروع شد. حتی برخی که می خواستند منصفانه قضاوت کنند نیز در پایان نوشته هاشان لگدی به مسکن مهر و رئیس جمهور سابق می زدند. حتی برخی که بعد از ماجرای پلاسکو به مرخصی رفته بودند دوباره یک شبه به تحلیل گر زمین شناسی و زلزله شناسی و معماری ساختمان تبدیل شدند و جوری از مسکن مهر صحبت می کردند که یک ناظر خارجی با چرخشی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی تصور می کرد زلزله فقط در مسکن مهر اتفاق افتاده است! بی بی سی فارسی، روزنامه شرق و روزنامه همدلی و برخی روزنامه های دیگر از جمله این رسانه ها بودند که در صدر اخبار و تیتر یک خود از خجالت احمدی نژاد و مسکن مهر در آمدند. برخی سیاست مداران همچون جهانگیری هم سوار بر این موج تلاش کردند به جای تمرکز بر حادثه مسکن مهر را متهم زلزله قلمداد کنند.
حالا امروز مدیر روابط عمومی اداره راه و شهرسازی استان کرمانشاه با بیان اینکه نمیخواهیم از پروژههای مسکن مهر حمایت کنیم، گفته : "خوشبختانه در زلزله اخیر سقف هیچ خانهای از این طرح پایین نیامد و تنها 2 نفر تلفات در مسکن های مهر داشتیم" http://tn.ai/1573728
جالب اینکه بررسی آماری نشان می دهد که به لحاظ کمی در دوره احمدی نژاد حداقل از منظر ساخت و ساز مسکن شهری و نوسازی و بهسازی مسکن روستایی به نسبت دوره های قبل و بعد از آن رشد بسیار خوبی داشتیم. به طور مثال در نوسازی بافت روستایی 15 برابر دوره دولت اصلاحات و 8 برابر دوره دولت اعتدال ساخت و ساز صورت گرفته است و حداقل از این لحاظ دولت احمدی نژاد به نسبت بقیه دولت ها کارنامه قابل قبول تری دارد و شاید کاهش تلفات در زلزله های روستایی را بتوان به همین توفیق نسبت داد.
ولی سیاست زدگی رسانه ها و فعالان سمپات دولت روحانی ( که اساسا دولت مطبوع آنها تحرک چندانی در این مقوله نداشته است ) همین نقطه قوت را محل هجمه و حمله خود قرار دادند. این سیاست زدگی اجازه نمی دهد که تجربیات کشور که بابت آن ها هزینه های بسیاری شده است بدون حب و بغض های سیاسی مورد توجه قرار گیرند، اشکالات آن ها ارزیابی شود و زمینه برای رشد و پیش رفت کشور فراهم شود.
پیش از این در همین جا بارها نوشته بودم که کارنامه احمدی نژاد ، خاتمی، هاشمی و حتی 4 سال اخیر روحانی را باید فارغ از حب و بغض های سیاسی بررسی کرد تا تجربیات مثبت و منفی این دوره ها بصیرت هایی برای حل مسائل اساسی کشور فراهم آورد. اما سیاست زدگی افراطی اصحاب رسانه و دانشگاه ما در این 5 سال گذشته مانع از بازخوانی این کارنامه و افزودن آن به تجربیات انباشتی ما برای مقابله با بحران ها و مسائل اساسی شده است. البته جالب اینکه هر بار که بحرانی در کشور رخ می دهد این سیاست زدگان بیشتر از همه ناله و افغان سر می دهند.
@hermesi
.
مسائل اساسی رسانه ها در جامعه ما کدامند؟
سه نکته ی این نمودار:
۶۳% مسکن های روستایی نیاز به نوسازی دارند و در برابر زلزله به شدت آسیب پذیرند.
با این حال دغدغه عمده برخی رسانه های ما به جای توجه به مسائل اصلی کشور چون نظام سلامت، نظام شهرسازی، نظام تربیتی و... تمرکز روی مسائلی دست چندم چون "ورود زنان به ورزشگاه فوتبال" و ... بوده است. مسایلی که صرفا بوی سبد رای از آنها به مشام می رسد.
سوم اینکه علیرغم پروپاگانداهای سیاسی، بهسازی بافت روستایی در دولت احمدی نژاد از لحاظ کمی ۱۵برابر دوره قبل از آن(خاتمی) و ۸ برابر دوره بعد از آن (روحانی) بوده است. در توجه به عملکرد دولت ها باید توجه عملی به مسائل اساسی مدنظر باشد نه اقدام جزیی یا یک اظهار نظر خاص و ....
/channel/mediahermes/3
@hermesi
چشمش را هم کور کردی آقای جلایی پور!
(صفحه اول)
آقای جلایی پور در واکنش به انتقادات به یادداشتهای اخیرشان پیرامون اربعین و آیینهای دینی جوابیه صوتی منتشر کرده اما در این جوابیه اگرچه با زیرکی هرچه تمام انتقادات اصلی به یادداشتهایش را نادیده گرفته است و به قول معروف به جای درست کردن ابرو، چشمش را هم کور کرده است.
در واقع آقای جلایی پور دو یادداشت منتشر کرده بود. جلایی پور در یادداشت اول با چشم پوشی از ابعاد اجتماعی و فرهنگی اربعین تنها به دنبال کشف بهرههای به قول ایشان دولت موازی ( بسیج و سپاه و...) از اربعین بود و در یادداشت دوم هم بدون توجه به شواهد میدانی راجع به شکل گیری برخی نوآیینهای مذهبی چون پیاده روی از قم تا جمکران، پیاده روی از میدان امام حسین (ع) تا حرم عبدالعظیم حسنی و مراسم شیرخوارگان حسینی آنها را دولت ساخته دانسته بود و در نهایت نتیجه گرفته بود که دولت ایران از ملی گرایی مانند شیعه گرایی حمایت نمیکند و ممانعت از گردهم آیی برخی در روز موسوم به روز کوروش را شاهد مثال خود گرفته بود.
اما انتقاد اصلی به یادداشت اول این بود که آقایجلاییپور با نگاه کردن به مسأله اربعین صرفاً از دریچه سیاست روزمره خود و رفقا، کارکردهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و امنیتی اربعین برای مردم و مسائل مبتلابه ایران امروز را نادیده گرفته است. آقای جلایی پور در این نگاه شتاب زدهاش حتی تلاش نکرده بود که قدری شواهد میدانی جمع کنند و از همین جهت از حمایت «حمل و نقلی و تغذیهای» جمهوری اسلامی از اربعین گفته بود که اتفاقاً دولت در این دو مقوله نه تنها حمایتی از زائران نکرده، بلکه زائران ایرانی بهواسطه چندبرابر شدن هزینههای سفر در این ایام توسط دولت، دولت را به کاسبی از اربعین متهم میکنند و از سوی دیگر نیز تقریباً پذیرایی تام و تمام از زائران ایرانی توسط مردم عادی عراق صورت میگیرد و اتفاقاً از جذابیتهای راهپیمایی اربعین همین سنگ تمام گذاشتن و مهماننوازی عراقیها برای زائران ایرانی است.
اما درباره نتیجه گیری یادداشت دوم آقای جلایی پور باید گفت آیا به نظر ایشان جمهوری اسلامی در این سالها از ایرانیت حمایت نکرده است؟ آیا به رغم اینکه اساساً به واسطه تاریخ سازی و سوءاستفاده کلان پهلویها از نمادهای اساطیری ایران برای مشروعیت بخشی به خود، حاکمیت برآمده از انقلاب اسلامی در سالهای پس از انقلاب نسبت به شعر و ادب و زبان فارسی دشمنی نشان داده است؟ آیا سال به سال استفاده از نمادها و شخصیتهای ایران باستان در کتابهای درسی اضافه نشده است؟ آیا در برنامههای تلویزیونی بخصوص در برنامههای کودک و نوجوان در سالهای اخیر داستانهای اساطیری فارسی بیشتر از حد گذشته به نمایش در نیامده اند؟ آیا فرهنگستان زبان فارسی با بودجه دولت به سره سازی زبان فارسی اقدام نکرده است؟ شواهد نشان میدهد تأکید بر روی زبان فارسی معیار و هویت ایرانی آنقدر در این سالها زیاد بوده که برخی از هجمه زبان فارسی به زبانهای محلی و قومیتهای غیر فارس گفتهاند و حتی سربرآوردن پانتورکها و پان عربها در واکنش به این تاکید افراطی عنوان کردهاند.
حتی اخیرا برخی جوانان انقلابی عدالتخواه تاکید روی منافع ملی و هویت ملی (اگر در سوریه نجنگیم باید در مرز ایران با داعش بجنگیم) در گفتار فرماندهان نظامی درگیر جنگ با داعش را انحراف از ارمانهای جهان وطنانه انقلاب می دانند. ادامه 👇
(بخش دوم)
ژن های خوب اصولگرا و اصلاحطلب و مساله #شفافیت
اما در مساله نظارت عمومی که در جنبه هایی حتی موثرتر از نظارت تخصصی است مهمترین ابزار «شفافیت» است. شفافیت برعکس «افشاگری» که ابزار دست سیاست بازی ها شود، علاجی پیش از واقعه و نوعی پیشگیری است.
اگر فیش های حقوقی مسئولان و مدیران دولتی و حکومتی شفاف و تحت نظارت جامعه ای که در آن حدود 11 میلیون حاشیه نشین به سر می برند قرارگیرد کمتر امکان دارد که مدیری قدرت یابد از پول بیت المال برای خود حق اوقات فراغت فرزندان قائل شود. اگر روزمه فعالیت ها و صلاحیت های هر مدیری به صورت شفاف قابل دسترسی باشد کمتر امکان دارد که فرزندی بتواند با استفاده از رانت و موقعیت پدر مناسب و موقعیت های حاکمیتی و دولتی را اشغال کند. اگر پرونده پزشکی بیماران به صورت الکترونیکی در دسترس نهادهای حاکمیتی یا بیمه ها قرار داشته باشد کمتر پزشکی شهامت می یابد که از موقعیت بیمار خود سواستفاده کند. نگاه کنید که الزام ثبت مشخصات مالکان و مدیران و موسسان شرکت ها و موسسات دولتی در زمان تاسیس یا تغییرات در روزنامه رسمی کشور چگونه باعث شده که با یک جستجوی ساده بتوان فعالیت اقتصادی بسیاری را رد گیری کرد و همین ساختار شفاف ساز ساده چگونه توانسته جلوی بسیاری از فسادها را سد کند.
با این حال اگرچه بازار افشاگری در رسانه های رسمی و غیر رسمی داغ است و هر روز برگی بر پرونده ژن های خوب و مدیران نجومی بگیر و اختلاس های نجومی اضافه می شود اما در عوض وضعیت پیگیری سیاستگذارانه شفافیت خیلی امیدوارکننده نیست و حداقل قوانین مصوب موجود در این زمینه همچون قانون دسترسی آزاد به اطلاعات یا پیشنهادهای موثر سیاستی همچون ،پرونده الکترونیک بیماران، مالیات بر ثروت، سامانه ثبت حقوق و دریافتی های مدیران و کارمندان، سامانه ثبت صورت جلسه ادارات دولتی و .... معطل مانده اند و در برخی موارد حتی با حذف سامانه های شفاف ساز همچون کارت سوخت وشبنم ، رهگیری معاملات مسکن ،تجمیع بیمه های سلامت زیرنظر وزارت بهداشت و... حتی در این زمینه ها عقب گرد داشته ایم. همین روز گذشته هیات دولت بانک مرکزی که باید نماد شفافیت مالی و اقتصادی در کشور باشد را از حسابرسی معاف کرد.
سوالهای نظری پیرامون شفافیت
با این حال در مباحث پیرامون شفافیت مسائلی پیش می آید که پیش از توجهات سیاست گذارانه نیازمند ملاحظات نظری و نیز جامعه شناسانه می شویم. به طور مثال آقای روحانی در سال 92 سرکشی به حسابهای اقتصادی را نقض حریم خصوصی عنوان کرد در حالیکه در بسیاری از جوامع شفافیت حساب های مالی افراد برای دستگاه های مالیاتی و نظارتی امری بدیهی است. دوگانه شفافیت- آزادی مساله ای است که اینجا نیاز به بررسی نظری بیشتری دارد که شفافیت تا کجا حریم خصوصی افراد را خدشه دار نمی کند؟ یا گاهی شفافیت را در مسائل امنیتی صواب نمی دانند و بررسی حد و مرز شفافیت در مواجهه با امنیت خود نیازمند تامل بیشتر و دقیق تری است.
جامعه شناسی تاریخی شفافیت
در این مسیر «جامعه شناسی تاریخی شفافیت» در ایران بسیار لازم می نماید و خود مجال موسعی می طلبد اما به نظر می رسد بعد از انقلاب که امید می رفت ساختارهای رانتی و ناشفاف دوران پهلوی اصلاح شود بواسطه اعتماد به موثقان انقلابی و نیز شرایط امنیتی ناشی از ترور و جنگ و همچنین فشارهای خارجی و تحریم و از همه مهمتر اقتصاد نفتی، این اصلاحات به تاخیر افتاد و این ساختارها و روندهای غیرشفاف در روند زمان از یک پروبلماتیک به یک وضع طبیعی بدل شده اند که نتایج آن را این روزها در غوغای شبکه های اجتماعی به وفور می بینیم. همه این موارد در کنار هم نشان می دهد برای شفافیت یک عزم همگانی از سیاستگذاران تا اصحاب دانشگاه تا مطالبه عمومی در میان دانشجویان و فعالان سیاسی و رسانه ای و عموم مردم هستیم. شفافیت البته دوای همه دردهای ما نیست اما بسیاری از دردهای ساختاری ما را پیشگیری خواهد کرد.
@hermesi
✅عیارسنجی سخنان آقای احمدی نژاد درباره تحریم ها l #مسعود_فضل
🔸خلاصه کلام دکتر احمدینژاد در رابطه با اتفاقات دو سال آخر دولت دهم این بود که مجموعهای از عوامل خارجی و داخلی دستبهدست هم دادند تا توطئه ای اقتصادی رخ دهد؛ با این حساب ایشان عامدانه از بیان نقش دولت چشمپوشی کردهاند، درحالیکه اساساً تمام سنگاندازیهای داخلی و جنگ اقتصادی خارجی تنها بر بستر بیتدبیری و انفعال دولت بود که توانست رخ بدهد و تأثیرگذار بشود.
1️⃣ از زمان انقلاب اسلامی تاکنون شاهد سه بحران ارزی بودهایم. برای هرکدام از این بحرانها میتوان دلایلی از جنس توطئه داخلی و خارجی ذکر کرد یا تراشید، اما این کار باعث نمیشود در ماههای آینده با وجود اینکه فضای سیاسی کاملاً متفاوت از سالهای 90 و 91 است بحران چهارمی پیش نیاید. اگر رخ دادن بحران ارزی اساساً خارج از مقوله ایرادات اقتصادی و بیتدبیری دولتها بوده و از جنس دخالتهای خارجی و خیانتهای داخلی است، پس چرا روسای جمهور پیش از ایشان نیز با آن مواجه بودهاند؟
2️⃣ نرخ ارز از سال 81 تا 90 از حدود 800 تومان به 1100 تومان رسید؛ این در حالی بود که تورم عمومی موجب شده بود قیمت اجناس در داخل کشور 3.5 برابر شده باشد. این مسئله به این معنی است که دولت بهطور مداوم در این سالها به نفع واردات سوبسید داده است و واردات هر روز به صرفتر از دیروز میشده است. افزایش 3.5 برابری ارزش دلاری واردات در این مدت نشانهای بر این مسئله است. این یعنی در مدیریت اقتصاد داخلی همه چیز (از تخممرغ تا پراید) دائماً به واردات وابستهتر شده و درنتیجه در هنگام بحران ارزی، همه چیز مملکت تحت تأثیر قرار بگیرد.
3️⃣ از بهار 90 تا ابتدای دیماه، درحالیکه حتی هنوز هیچکدام از شوکهای اصلی ارز پیش نیامده بود، قیمت دلار از 1100 تومان به 1500 تومان میرسد. این به معنی رشد 36 درصدی نرخ دلار در 6 ماه بود درحالیکه نرخ سود بانکی نهایتاً به 20 درصد سالیانه میرسید. آیا میتوان به تکتک افراد و مؤسسات مالی ایراد گرفت که چرا دلار و سکه خریدهاند؟ چرا نخرند؟ بله؛ آن مؤسسات وابسته به بخشهای مختلف حکومت اشتباه کردند که به این آتش دمیدند، ولی آیا میتوان گفت همه اینها به نیت اخلال بوده است؟ و اصلاً سهم این خریدها چقدر از بازار بوده است؟ فیالمثل خرید چند هزار سکه توسط فلان شرکت در بین 8 میلیون سکهای که بانک مرکزی در بازار پخش کرد چه سهمی دارد؟
4️⃣ دکتر احمدینژاد بگوید برای مقابله با تحریم چه کار جدی ای میخواسته انجام بدهد به جز اینکه زودتر از اعتدالیون خودش شروع به مذاکره کند؟ از بستن تنگه هرمز و پیشدستی در قطع صادرات نفت به اروپا گرفته تا پیمانهای پولی دوجانبه، سوییفت داخلی، پرتال ارزی و سایر ایدههایی که در بازههای مختلف زمانی مطرح بوده و بعضا انجام شده، دولت برای اجرای کدامیک مصمم بوده ولی به خاطر سنگاندازی سایرین نتوانسته اجرا کند؟ فیالمثل جناب بهمنی اعلام کردند که برای مقابله با تحریم بانک مرکزی با رئیس بانک جهانی وارد صحبت شدهاند و ایشان نیز ضمن مخالفت با تحریم بانک مرکزی قول مساعد برای حل مشکل کردهاند! شما را به خدا دیدگاه پیشرو و فعالانه دولت شما در باب تحریم و مقاومت اقتصادی چه بوده است؟جز اینکه تمام اقدامات مثبت نیز به صورت انفعالی صورت گرفتند؟
5️⃣ همانطور که ایشان گفتند، برخی مؤسسات مالی سکه و دلار میخریدند تا بازار را ملتهب نگهدارند. ایشان البته نقش بسیار برجسته پتروشیمیهای تازه خصوصی شده در عدم ارائه ارز ناشی از فروش محصولات پتروشیمی به بازار را متذکر نشدند. بههرحال چه نقش مؤسسات مالی و بانکهای خصوصی را در ایجاد تقاضای کاذب در بازار ارز پررنگ بدانیم و چه نقش پتروشیمیها در عدم ارائه ارز به بازار، هر دو اینها از محصولات اساسی دوره دولت نهم و دهم بودهاند و خود دولت باید اولاً نسبت به شیوه واگذاری و دوما نسبت به نحوه نظارت بر آنها پاسخگو باشد.
🔸جمعبندی: اقتصاد ایران به دلیل وابستگی به نفت و درنتیجه خیال راحت دولتها از کنترل زوری قیمت دلار هرچند وقت یکبار آماده شوک ارزی است. این از هوشمندی و وقتشناسی دشمن بود که در این زمان با اعمال تحریمهای نفتی و بانکی، به هم ریختن بازار را به نام خودش زد تا بتواند مردم و مسئولین ایرانی را قانع کند که در پی تحریم و فشار اقتصادی، بحران ارزی و تورم شدید قرار دارد. در داخل کشور هم البته فضای سیاسی در پرتنشترین حالت ممکن قرار داشت و نیز سودجویان اقتصادی بنابرشناخت و تجربه آماده بهرهبرداری حداکثری از فضای متلاطم اقتصادی بودند. دراینبین این تنها دولت بود که میبایست و قدرت داشت به نفع منافع ملی وارد عمل شود. خوب است دولت در کنار بیان مطالب مختلف به توضیح عملکرد خود در دوران پیش از بحران و نیز در مدیریت بحران بپردازد.
http://yon.ir/XgTU2
@maktubat
جامعه شناس کی بودی شما؟!
http://sobhe-no.ir/newspaper/355/8/13909
درآمد:
اخیرا یادداشتی از آقای جلایی پور ( مدرس جامعه شناسی در دانشگاه تهران) درباره اربعین منتشر شد که مانند بسیاری دیگر از دیدگاه های ایشان سرسری، سیاست زده و بدون توجه به شواهد میدانی موجود تقریر شده بود و بسیاری از دوستانی که حتی یکبار در راهپیمایی اربعین شرکت کرده بودند یا حتی وصف این آیین را از شرکت کنندگان شنیده بودند را به تعجب و خنده وا داشت.
فارغ از اینکه کل تحلیل ایشان بدون کوچکترین توجه به ابعاد فرهنگی و اجتماعی ماجرا صرفا بر این پاشنه می چرخد که حاکمیت و به قول ایشان دولت موازی در ایران از این پیاده روی چه بهره ای می برند اما با مقایسه این یادداشت ایشان (که البته مورد تایید بسیاری از همکارانشان نیز هست) با گفته های پیشینش از جمله در مورد تشییع مرتضی پاشایی و .... می توان دلالت های 80 سال بحران جامعه شناسی و سیاست زدگی اش از زمان ترجمه آن در ایران آشکارا دریافت.
در نقطه اوج یادداشت که گویا تنها شواهد میدانی آقای جلایی پور نیز هست این گونه آمده:"
جمهوری اسلامی به مناسبت مراسم اربعین این فرصت را پیدا میکند که خدمات حمل و نقل و تغذیهای خود را در اختیار اقشار ضعیف جامعه قرار دهد و اقشار ضعیف هم به عشق امام حسین از این امکانات استفاده میکنند و چند روز خاطرهانگیز را در عراق سپری میکنند. بهعنوان مثال اینجانب سه روز قبل از اربعین شاهد بودم هشتاد در صد امکانات فرودگاه امام خمینی در خدمت زائران امام حسین (ع) قرار گرفته بود. در صورتیکه معمولا امکانات این فرودگاه اصلی ایران در طول سال در اختیار طبقه متوسط ( روبهبالا) و طبقه بالا است. اقشاری را پیش از پروازشان در فرودگاه دیدم که بهترین امکان مدرنی را که ممکن است در طول زندگی از آن استفاده کنند همان ماشین مدرن بنز حمل جنازه بهشت زهرا است. ولی حالا با بهترین هواپیما یا اتوبوس وی ای پی به کربلا میروند"
.
احساس می کنم احتمالا کسی اسلحه ای پشت سرشان قرار داده و ایشان را مجبور به نوشتن یادداشت های این چنینی می کند و گرنه این همه سوگیری و ندیدن واقعیات واضح و آشکار حتی از یک روزنامه نگار مثلا نومحافظه کار آمریکایی که ارتباطی مستقیمی با وقایع و روحیات مردم داخل کشور ندارد هم بعید است.
در یادداشت زیر در روزنامه صبح نو سوگیرانه بودن این گزاره ها را با توجه به تجربه مشاهده مشارکتی شخصی و گروهی(که البته داده های زیادی که از روایت شرکت کنندگان در این مراسم در مستندات تلویزیونی و فضای مجازی و دیگر رسانه ها موجود است آن را تایید می کند) نشان داده ام. عمده شواهد میدانی نشان می دهد که برخلاف تصور جناب جلایی پور با توجه به وسعت ماجرا حمایت دولت حداقلی و از جهاتی حتی مانع از حضور پرشمارتر زائران ایرانی است.
ایشان حتی بعد از این یادداشت در نوشته دیگری بدون کوچکترین تلاشی برای تحقیق میدانی، برخی نوآیین های مذهبی دیگر که اساسا دولت دخلی در تاسیس آنها نداشته و کاملا مردمی طراحی و اجرا شده را طراحی جمهوری اسلامی دانسته و افاضات دیگری فرموده اند که نشان دادن بی اساس بودن آنها فعلا خارج از حوصله یادداشت زیر است.
قبل تر از این فکر می کردم که جامعه شناسی ما بواسطه «نظریه زدگی»، «روش زدگی» و «سیاست زدگی» در این 80سال بعد از ترجمه اش در ایران دچار بحران است و این سیاست زدگی را ذیل نظریه زدگی ناشی از ضعف نظری می دانستم. اما اخیرا پی برده ام که اساسا این نظریه زدگی و روش زدگی را باید ذیل سیاست زدگی نهاد علم در ایران معنا کرد که این دست نوشته ها و جهت گیری از نشانه های بارز آن است.
اربعین را می شود از زاویه ارتباطات میان فرهنگی غنی که در این آیین رخ می دهد تحلیل کرد، می شود با توجه به بحران سرمایه اجتماعی در ایران آن را از منظر کارکردگراها نگریست و درباره کیفیت تقویت کارکردهای اجتماعی مثبت این آیین های مذهبی ریشه دار همچون انسجام بخشی و معنا بخشی اندیشید. می توان حتی آن را از منظر تقویت امنیت نرم ایران از جانب مرزهای غربی تحلیل می کرد ولی تنها امثال جلایی پور ها می توانند پدیده های بی ریشه و مصرفی ای همچون تجمع پیرامون تشییع پدیده پاشایی را با ذوق زدگی حرکت مدنی بدانند ولی اربعین را از دریچه تنگ رقابت های سیاسی و جناحی شان بازنمایی کنند (که البته برخی وجوه همین بازنمایی را هم از روی برخی کانال های تلگرامی برخی دوستان بازنویسی کرده اند.)
ادامه یادداشت در روزنامه صبح نو:
http://sobhe-no.ir/newspaper/355/8/13909
@hermesi
.
در سالهای جنگ از دکترفریدون جنیدی دعوت شد که دردانشگاه ناپل ایتالیا تدریس کند ...درپاسخ گفت: باید مراقب مادر پيرم باشم ...
@hermesi
⬆️ البته حتی در نگاه مردم شناختی هم یک خُرده فرهنگ اینقدر دست و پا بسته و منفعل تصور نمیشود، بلکه از نگاه مردم شناختی خرده فرهنگها دارای عقلانیت و منطقی هستند که میتوانند عناصر فرهنگی را از دیگر فرهنگها انتخاب و گزینش و تبادل کنند. این تناقض از آنجا حاصل شده که نویسنده دچار "سیاست زدگی" افراطی در تحلیل شده و کنش شرکت کنندگان در راهپیمایی اربعین را صرفاً از منظر دلالتهای سیاسی مورد توجه قرار داده و از همین جهت چنین تحلیلهای غریبی را در یک یادداشت گردهم آورده است.
4 در فضای راهپیمایی اربعین که می بینیم قسمت عمده آن ارتباط همدلانه و چهره به چهره مردم با مردم است، از نظر نویسنده این ساختارهای حکومتها هستند که تعیین کننده کیفیت ارتباط هستند و بالطبع نمیتوان از ارتباطات میان فرهنگی سخن گفت بلکه در اربعین یک تهاجم فرهنگی اتفاق میافتد! برای کسی که یکبار در ضیافت راهپیمایی اربعین شرکت کرده باشد و ارتباطات گرم عراقی ها با ایرانی هو را دیده باشد، به سختی قابل باور است که فضای موجود را به جای ارتباط میان فرهنگی نوعی تهاجم فرهنگی یکسویه بداند.
طرفه اینکه در سالهای اخیر و تحت تأثیر راهپیمایی اربعین و فرهنگ مهمان نوازی عراقیها، پیاده رویهای آیینی در ایران در تهران و قم و مشهد و شیراز گسترش یافته و رنگ و بویی عراقی به خود گرفته است و اربعین دُز عرب ستیزی ته نشین شده از ناسیونالیسم شووینیستی پهلوی را نیز تحلیل برده است.
در نهایت اینکه پدیده اربعین را و نحوه حضور نهادهای حاکمیتی ایرانی در آن را میتوان از زوایای گوناگون سیاسی و اجتماعی نقد کرد ولی این نقدها نباید سرسری و تفننی و فارغ از بنیانهای نظری باشند تا بتوانند به غنا و اصالت آن کمک کنند.
نگاه پوزیتویستی به دلالت های سیاست، دولت و حکومت و ساخت دوگانه های کلیشه ای مردمی/دولتی در زمانه ای که فرایند جهانی شدن ونیز سرمایه داری جهانی، عرصه عمومی حتی در محلی ترین فرهنگ ها را آنچنان متاثر و پیچیده کرده که دیگر هیچ عنصری در آن را نمی توان به راحتی "غیر سیاسی" یا "غیر دولتی" دانست از جمله ضعف هایی است که این روزها در تحلیل پدیده های ملی و محلی به آن دچار هستیم.
📚 @RCICA پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
من یک #ضد_آمریکایی هستم
اگر شما یک فعال و دلسوز واقعی محیط زیست باشید حتما ضد آمریکایی هستید چون آمریکا بزرگترین آلوده کننده محیط زیست در جهان است
اگر شما یک فعال صلح جهانی باشید حتما ضد آمریکایی هستید چون آمریکا بیشترین نقش را در هدایت مستقیم و غیر مستقیم جنگ ها در جهان در دهه های اخیر داشته است و میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستاده است.
اگر شما دموکرات واقعی باشید حتما ضد آمریکایی هستید چون آمریکا تعداد زیادی از دولت ها و حکومت های مردمی از شیلی تا ایران را با کودتا ساقط کرده و در عوض مانع از سقوط بسیاری از حکومت های دیکتاتوری از جمله سعودی ها بوده است.
اگر شما یک فعال ضد سرمایه داری یا یک چپ واقعی هستید حتما یک ضد آمریکایی هم هستید چون آمریکا تجلی سرمایه داری وحشی مدرن و پست مدرن است که بیشترین درآمدش از تولید و فروش سلاح های کشتار جمعی است.
اگر شما یک مسلمان واقعی باشید حتما ضد آمریکایی هم هستید چون در یک دهه گذشته آمریکا به دو کشور مسلمان حمله کرده و ضمن تجهیز و آموزش تروریست ها، با ایجاد جنگ نا امنی در استراتژیک ترین منطقه انرژیک جهان تامین انرژی برای جهان سرمایه داری را تضمین کرده است.
اگر شما یک خانواده دوست واقعی باشید حتما ضد آمریکایی هم هستید چون هالیوود یکی از اصلی ترین ابزارهای فرهنگی سرمایه داری برای اضمحلال خانواده ها بوده است.
اگر شما یک فعال حقوق بشر باشید حتما یک ضد آمریکایی هستید چون هرساله تعداد زیادی (امسال تا کنون نزدیک به هفتصد نفر) آمریکایی به دست پلیس آمریکا کشته می شوند و این رژیم بسیاری از کسانی که تهدیدی برای جهان خواری او هستند در سراسر دنیا با ترور و صحنه سازی از بین می برد. همچنین انسانهای بسیاری در آفریقا و آسیا به عنوان موش آزمایشگاهی طعمه آزمایشهای دارویی و میکروبی و شیمیایی این رژیم شده اند.
اگر شما یک فعال حقوق کودکان باشید حتما ضد آمریکایی هم هستید چون بزرگترین حامی دولت کودک کش صهیونیستی امریکاست و هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی ماهانه دهها کودک پاکستانی و افغانستانی را به کام مرگ میفرستند.
اگر شما یک ایرانی واقعی باشید حتما ضد آمریکایی هستید چون بیشترین هجمه های اقتصادی (طرح اصلاحات ارضی،تحریم، بلوکه کردن پولها و.. ) محیط زیستی ( طرح اصل چهارم ترومن) سیاسی ( کودتا، حمایت از جنایت های شاه، تحریک و حمایت صدام به حمله به ایران، حمایت از گروهک های تروریستی همچون منافقین و..) و تبلیغاتی و فرهنگی (از هالیوود تا فاکس نیوز) به ایران از جانب آمریکا بوده است.
اگر شما مدافع حقوق زنان و مخالف استفاده از زنان به عنوان کالاهای جنسی هستید شما حتما یک ضد آمریکایی هستید چون آمریکا و هالیوودش مظهر و مبلغ استثمار جنسی زنان است.
اگر شما مدافع واقعی علم در خدمت بشریت باشید حتما ضد آمریکایی هستید چون سلاح های پیشرفته و گوناگون آمریکا نماد و پیشرو استفاده ابزاری از علم در جهت نابودی بشر و محیط زیست است.
و دهها دلیل دیگر وجود دارد که اجازه نمی دهد یک ایرانی ضدآمریکایی نباشد مگر اینکه....
@hermesi