42163
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
#مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خسته بودی که کسی نمی توانست مجذوبت نشود. این جمله من را به تابستانِ سالِ گذشته پرتاب کرد، وقتی که سر وقت شیفتم را با خواهرم عوض نکردم و یک شبانه روز بیشتر کنارِ پدرم در بیمارستان ماندم. روز بعد در حالیکه از شدت خستگی مَنگ بودم و گرمای هوا آزارم میداد وارد ایستگاه مترو بیمارستان شدم تا به خانه بروم. در واگن های همیشه شلوغ تهران ، ایستاده خوابم برد...
/channel/gahinevisande
#گاهی_نویسنده
گفتگو با بلا تار کارگردان بزرگ مجارستانی #بلا_تار
Join 👉 @honar7modiran
لاسلو کراسناهورکای متولد 1954 در مجارستان است. او چندی قبل به حق جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او در 1985 با رمان « تانگوی شیطان » به شهرت رسید.
نویسندگان بزرگی او را همسنگ «بکت» و «کافکا» دانسته اند.
بلاتار، فیلمساز مجار، در سال ۱۹۹۴ فیلمی هفت ساعته با همکاری کراسناهورکایی با اقتباس از این رمان ساخت که از شاهکارهای تاریخ سینما به شمار میرود.
هوکاریی در جایی می گوید :
بشر هیولایی است که به نظرم حتی امروزه حقیرتر و بینواتر از دیروز شده.... هرچیز دیگری خارج از وجود بشر، شگرف و اعجابانگیز است؛ طبیعت،درختها، سنگها، روخانهها، آسمان، زمین، پرندگان، حتی سکوت سنگهای معدنی در اعماق زمین. من در برابر دنیای مافوق بشریت کور و نابینا بودم، ولی امروز متوجه شدهام هر آنچه که ارتباطی به بشر ندارد از نظر زیبایی پایانناپذیری برخوردار است.
Join 👉 @honar7modiran
لولیدن گاوها در گل و لای در اطراف خانههای بیحس، و گویی متروکه با جفتگیری لحظهای گاوها آنهم نه چندان موفق... بلاتار به دنبال گاوها اما آهسته، آهستگی این دوربینی که بهزور هُل داده میشود چه میگوید؟
«"آیا من شبیه کسی به نظر میرسم که اینجا روی زمین کاری برای انجام دادن دارد؟" این آنچیزی است که میخواهم در جواب فضولهایی بگویم که در کارهای من پرسوجو میکنند»(امیل چوران).
بله و چه فضولیها از جانب ما(ی مخاطب) به ساحت نهیلیستیِ اثر؟! گاوها و بلاتار بیتوجه به ما روی گلِ سرد قدم میزنند و مدتی بعد گاوها دور میشوند و در پشت یکی از همان خانههای بیحس محو میگردند و ذهنِ معنایاب ما را همچون خائوسِ آبجکتیوِ اثر قال میگذارند! اما این قال گذاشتن منطقِ اثر است: از همان ابتدا ما رها شدهایم و ساعتهای بعدی نیز قراری نخواهیم یافت! بعد از هجرتِ گاوها دیگر مرغها و خروسهای پسمانده، آنقدر درشتی نمیکنند که بلاتار برایشان توقف کند. حوصلهی تعقیب گاوها هم که ندارد، پس چشمهایش بسته میشود و محو میشویم یعنی کات!
و بعد خطابهی باران...
تاکنون چه داشتهایم در این گاوبازی؟ باید بگویم هیچ!
✍ #حمزه_بیات
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
درخواست و ارسال فایل فیلم پذیرفته می شود.
@g_rahimimanesh
🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞
👤 #بلاتار
ـــ او دخترِ کوچکی در یک پرورشگاه کودکان بیسرپرست بود و بهنظر هم خیلی وحشی میآمد. ما به نحوی، تربیتش کردیم. او نمیتوانست حتی سلام کند چون بهشدت آسیب خورده بود. اما چشمان خیلی زیبایی داشت و شبیه یک خرگوش کوچک بود. او همیشه گوشهای نشسته بود و همیشه میترسید.
🎬 Sátántangó 1994
join 👉 @honar7modiran
در فیلم تانگوی شیطان، که هفتساعتونیم به طول میانجامد، درواقع رادیکالترین اثر خود را به دست داده است. بهویژه وقتی در ابتدای داستان اقتباسیاش نزدیک به ۱۰ دقیقه گله گاو نشان میدهد! میگویند بعد از طی همین دقایق صاحبان هالیوود سالن سینما را ترک کردهاند و سرمایهگذاران هم علاقهای برای اکران این اثر نشان ندادهاند. آخر نمایش ۱۰ دقیقه گله گاو، آن هم در سکانس افتتاحیه فیلم؟ دیوید بوردول، پژوهشگر و نظریهپرداز سرشناس سینما هم درباره بلا تار میگوید که او برخلاف بسیاری از فیلمسازان در پاسخ به پرسشهایمان به هیچ روشی مدارا نمیکند! وقتی میگوییم داستان تعریف میکنی؟ بلا تار میگوید من از داستان متنفرم. وقتی درباره تمثیل و نمادهای آثارش با او به گفتوگو مینشینیم، بلا تار اعتراض میکند و میگوید من از نمادها هم نفرت دارم و اساساً هر چیزی درباره آثارش بگوییم، او با آن مخالف است. اما در واقعیت چه اتفاقی افتاده است؟ اینکه «داستان» تعریف شده است، حال به روش کارگردان و فیلمنامهنویسی به نام بلا تار. همین هم موجب میشود درنهایت آثارش مورد توجه قرار بگیرد، چراکه آقای بلا تار با همه لجبازیها و مقاومتش عاقبت داستان میگوید. از ابتدای کارش هم داستان تعریف کرده است، اما از آن دست داستانهایی که مؤلف در خصوصشان بهدقت اندیشیده است؛ داستانهایی به سبک و سیاق خودش که اندیشیدن و تفکر بدانها شکل بخشیده است.
افتتاحیه فیلم اقتباسشده که با گله گاوها شروع میشود، برخلاف رمان. در منبع اولیه اشارهای خیلی کوتاه به چراندن این گاوها در صفحههای بعد شده است و نه بیشتر. بلا تار آن را برداشته و به ابتدای داستان خود آورده و ۱۰ دقیقه روی آن مانور میدهد.
✍ #پیام_رنجبران
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
١/١٣
سکانس آغازین - مقدمه فیلم تانگوی شیطان
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
تیزر و نما آهنگ از فیلم تانگوی شیطان
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
.
.
🎥تریلر فیلم "تانگوی شیطان" اثر برجسته کارگردان مجارستانی بلاتار
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
ارائه بعدی:
تانگوی شیطان
کارگردان:
بلا تار
🎬 Sátántangó 1994
join 👉 @honar7modiran
چمنزارگریان
در گسترهی خاکستری کابوس
شناورم
بر کرجی شکستهای،
که هر چه رود نرسد به جایی
در دهان نهنگی
که بلعد
تاریخ دشت گریان.
چشم میبندم
ایستادهام
برابر خانهای
که سالهاست ترکش کردهام
میگرید چمنزار
و بوی گیاه پیچد در مشام یادم.
از درون خانه
می دوم در گیسوان آواز زنی که میخواند غمهایش
به گوش خاطرهام :
« اه از این خاک که نمیخواهدم
اه از آزارهای چند تن غاصب خانه!»
دلِ فراتر رفتن نیست
سگ ها به پیشوازم عربده میکشند:
«دور شو! نیا!»
بر شاخسار درخت
اویخته به جای میوه گوسفند!
چشم میگشایم در نگاه زن که نمیخواند
بر در خانهای ایستادهام
که نمیخواهندم
میروم
تا باز نگردم.
□نیماخسروی | با الهام از فیلم علفزار گریان ساخته تئو انگلوپولوس
@nimaphonix
join 👉 @honar7modiran
تئودور آنگلوپولوس:
• درباره عناصر تکرارشونده
• در مصاحبه با دان فینارو، (۱۹۹۹)
دان فینارو:
• والدين شما اهل جنوب هستند. با وجود این، به نظر میرسد که شما شیفته شمال، آسمان تیره و زمستانهای سرد و بارانهای سنگین آن هستید.
آنگـلوپـولـوس:
• این پرسش را حقیقتا اغلب از من میپرسند. توضیحی برای آن ندارم. مدتها پیش سعی کردم جواب آن را پیدا کنم اما نتوانستم. شاید باید به گذشته خیلی دور بازگشت. شاید یک روانکاو باید ریشههای اصلی این شیفتگی را کشف کند. آنچه من میتوانم بگویم این است که زمانی که تصمیم گرفتم نخستین فیلم بلندم - بازسازی - را بسازم. بعدازظهری در روستایی را به یاد آوردم که داستان در آن رخ میداد. چشمانداز در سایهای از رنگ خاکستری فرو رفته بود. آسمانی تیره، خانههای کوچک و یک شکل و تپههای صخرهای را میدیدم. باران میبارید، نمنم لایهای از مه نازک کوهستان را پوشانده بودند، و دهکده خالی از سکنه. بیشتر ساکنین آن در دههی پنجاه برای کار به آلمان رفته بودند. تنها چند پیرزن که لباسهای سیاه پوشیده بودند، در سکوت مطلق، آرام آرام از جادههای باریک به سمت من میآمدند. ناگهان ترانهای قدیمی را با صدای بلند شنیدم که پیرمردی میخواند "تو درخت لیمویی... آی درخت کوچک لیمو..." همان ترانهای که در فیلم از آن استفاده کردم. لحظه سحرآمیزی بود، باران، مه صخرههای خاکستری، زنان سیاهپوشی شبیه به اشباح و پیرمردی را که ترانه میخواند همیشه به یاد دارم. این دهکده دورافتاده و متروک، گوشهی از یاد رفته سرزمینی که تحت استیلای دیکتاتوری نظامی بود، در نظرم تصویری از سرزمین مهاجرین دور از خانهای را ساخت که تنها ترانهای عاشقانه در آن باقی مانده بود. شاید این تصویر جای خود را در ناخودآگاه من باز کرده و به بستری برای همه فیلمهای بعدی من تبدیل شده است. به همین دلیل اعتقاد دارم که فیلم اول، بذر اصلی فیلمساز است. احساس میکنم یک کارگردان بارها یک فیلم را میسازد.
• 𝑨𝒏𝒂𝒑𝒂𝒓𝒂𝒔𝒕𝒂𝒔𝒊 (𝟏𝟗𝟕𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑻𝒉𝒐𝒅ō𝒓𝒐𝒔 𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍𝒐𝒑𝒐𝒖𝒍𝒐𝒔
🎤| #Interview
➖ @honar7modiran
👤| #Angelopoulos
🌀| @Perspective_7
تئودور آنگلوپولوس:
• آینده سینما؛ آینده نقد
« سینما دیگر جلوتر از عموم مردم نیست. بلکه دنبالهرو آنهاست. نقد جدی فیلم به آرامی در حال مرگ است. نمیتوانم پیشبینی کنم که سینما فردا چگونه خواهد بود، مسیر نامشخص به نظر میرسد. »
👤| #Angelopoulos
🌀| @Perspective_7
➖ @honar7modiran
در انتهای فیلم، مییابیم سرمنشا و خاستگاه رود را، چمنزاری که اشک میریزد و رود میسازد. چمنزاری که سالها در یونان با هر بهار میروید و با هر خزان خاک میگردد. گویی النی، شخصیت اصلی فیلم آنجلوپولوس است، اما در واقع قهرمان اصلی فیلم، یونان است.
✍ #هوتن_زنگنه
🎥 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
موسیقیِ مینیمالیستیِ میهالی ویگ در فیلمهای تار، بهخصوص «تانگوی شیطان» و «اسب تورین»، فرمی تکرارشونده و بیانتها دارد؛ چنین به نظر میرسد که این موسیقی هم همچون حرکت دوربینهای تعقیبی تار، نه نقطه آغازی دارد و نه پایانی؛ و همواره در حال دور زدن و بازگشت به خود است. این هماهنگسازیِ عناصر بر اساس محور اصلی، همان روح هارمونی در هنر است که در آثار تار به خوبی درک میشود و نتیجه آن، انتقال حسی از وجد به تماشاگر است؛ شاید بیننده عادی نتواند ریشه وجودی آن را تشخیص دهد، اما آن را به تمامی ادراک خواهد نمود.
بلا تار، نهفقط «رویداد» را از نماهایش حذف مینماید، بلکه آنها را از «نارویداد» هم خالی میکند؛ بهعبارتدیگر، تار نماهایش را «رویدادزدایی» میکند.
درتانگوی شیطان یک نمای تعقیبی آغاز میشود، چند دقیقه ادامه مییابد و سپس در حالی بهپایان میرسد که هیچ تغییری در ماهیتش نسبت به ابتدای نما دیده نمیشود؛ حتی یک پیچ هم در مسیر تعقیب دوربین قرار نگرفته است. بلکه این حرکتِ تعقیبی در جادهای مستقیم صورت میگیرد: حرکت-دوربینی که نمیتوان برای آن هیچ آغاز و پایانی تعریف نمود؛ و همچنین، هیچگونه رویدادی نمیتوان در آن مشاهده کرد. این نما، فقط نمایانگر گذر زمان است. در رویکرد کلاسیک، حرکتدوربین همواره تابع روایت بود، همواره دونقطه A و B را به یکدیگر اتصال میداد و واجد انگیزشی حسی، معنایی و… میشد. در سینمای مدرن، بااینکه حرکت دوربین دیگر تابع روایت نبود، اما هنوز هم در پی اتصال دونقطه خاصِ فضایی به یکدیگر بود و درنهایت، «معنا سازی» جزئی از اهداف آن تلقی میشد؛ اما حرکتهای تعقیبیِ تار بههیچعنوان در پی اتصال دونقطه به یکدیگر نیستند. آنها حتی شروع و پایان هم ندارند. پرسش اینجاست که تفاوت این نماها با نماهای عبوریای که بسیاری از آنها را در فیلمهای گوناگون تماشا کردهایم در چیست؟
تنها رسالت نماهای عبوری در فیلمهای دیگر، همان «عبور لحظهای» است: ایجاد یک لحظه مکث یا یک تنفس کوتاه در حد چند ثانیه؛ درواقع، این فرصتی است که فیلمساز بهویژه در فیلمهای پیچیده به تماشاگرش میدهد تا درام را هضم کند. اما نماهای – بهاصطلاح – عبوریِ تار به واسطه برداشت بلند، تبدیل به خود فیلم میشوند. در اینجا نیز بلا تار از ادراک تماشاگر و ذهنیتش درباره فیلم (که بیشترِ آن، محصول تماشای فیلمهای روایت-محور است) استفاده میکند. تماشاگر، اینگونه نماها را در فیلمهای دیگر حتی تماشا هم نمیکند؛ بلکه فقط میبیندشان. اکنون هنگامیکه در سینما نشسته است و برای اولین بار با چنین نمایی روبرو میشود، ناگهان شکست میخورد و درمییابد که این نما دیگر صِرفا یک نمای تعقیبی ساده از قهرمان فیلم نیست: تماشاگر درحال تماشای گونهای تازه از نماست. هنگامیکه در ابتدا، میان و انتهای یک حرکت دوربین، هیچچیزی تغییر پیدا نمیکند، تنها چیزی که بر روی پرده تماشا میشود، فقط و فقط «استمرار زمان» است. بهبیاندیگر، «لمس زمان» تجربهای است که تار آن را برای نخستین بار برای سینما به ارمغان آورده است: یک خزنده فرساینده پایانناپذیر.
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان سکانس نخستین میخکوب میکند.
اگر لارس فونتریه در «مالیخولیا» پایان جهان را در امری بیرونی (یک تصادف کیهانی) رقم میزند، استاد بلا تار مجاری این مسأله را نزدیک به هفده سال قبل از فونتریه در «تانگوی شیطان» در قالب بازنمایی توهم آرمانشهرگرایی و از درون به تصویر میکشد.
«تانگوی شیطان» فیلمی بلند، بیش از هفت ساعت، و سیاه و سفید بوده که دارای نماهای ثابت و بلند است. بیش از هرچیز تار استاد انتخاب زوایای دوربین سینماتوگرافی است؛ گویی پلان/ سکانسهای وی از مجموعۀ چندین عکس به غایت هنری تشکیل شدهاند. به نظرم «تانگوی شیطان» غایت تکامل چیزی است که از آن تحت عنوان «سینمای هنری» یاد میکنند. همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان پلان/ سکانس نخستین میخکوب میکند: تصویری از گاوهایی در مزرعه با پسزمینۀ موسیقی ناقوسواری که از آخرالزّمانی بودن فیلم خبر میدهد.
✍ دکتر #سیدعلی_منوری
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
.
.
«کسیکه هفت ساعت وقت ندارد تا به تماشای بارش باران در فیلمهای بلا تار بنشیند، وقتِ سر در آوردن از سعادت هنر را هم ندارد.»
👤 #ژاک_رانسیر
🎬 Sátántangó 1994
join 👉 @honar7modiran
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم «زمین و آزادی» اثر کن لوچ
با هدایت #یاشار_یوسفی
Join👉 @honar7modiran
🎬 نشانههای سینمای بلا تار
📝 یکی از ویژگیهای بارز سینمای بلا تار بهکارگیری برداشتهای بلند است. این البته نوآوری بلا تار نیست و پیش از او فیلمسازان دیگری از برداشتهای بلند در آثارشان استفاده کردهاند. اما در سینمای بلاتار حسی وجود دارد که معنای برداشت بلند را هم تغییر میدهد. چیزی که ستایشگر بزرگ تار، سوزان سانتاگ، آن را «جدال با زمان» مینامد. نابود کردن دقیقهها و لحظهها. بلاتار با فیلمهایش چنان فضایی را به تماشاگرش پیشنهاد میدهد که در تاریخ سینما بیمانند است. از این رو سبک او نو و البته جنجالبرانگیز است. رادیکالترین اثر او «تانگوی شیطان» همچون آثار دیگر او فیلمی سیاه و سفید است که این بار هفت ساعت به درازا میکشد، با فیلمنامهای که هیچ عنصر روایی دربرندارد و برای درک بسیار دشوار است. قابل باور است که پس از تماشای نمای ده دقیقهای حرکت گاوها همه مدیران اجرایی هالیوود سالن را ترک کنند. «تانگوی شیطان» شانسی برای نمایش در سینماهای چندسالنی را در انگلیس به دست نخواهد آورد. چنین فیلمی قطب مخالف فیلمهای پرفروش و تولیداتیست که به کمک میراماکس جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را تصاحب میکنند. اثری بر خلاف خواست جامعه مصرفی و سلیقه بازاری.
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
🎞 سینما صرفاً لَختی آسودن نیست؛ سینما تلنگری است از طریق زیستن در جهانی تازه با خزیدن اندر کالبدی دیگر
✍️کانالی برای انتشار نقد فیلم، ریویو و یادداشتهای سینمایی به قلم مهران زارعیان
🆔@warOfteragedy
همان ده دقیقه اول فیلم که از زندگی و جفتگیری گاوها در گل و لای گرفته شده خلاصه ای از کل فیلم و آدم های آن است. خوردن،مست کردن،رقصیدن و خوابیدن،تنها کار آدم های این روستاست. و دوباره تکرار و تکرار ، تا شیرجه به عمق زوال و پوچی.
به گفته بلاتار :
"فاجعه دنیای ما این نیست که یک روزی به پایان میرسد،فاجعه این است که این دنیا به پایان نرسد."
🎬 Sátántangó 1994
join 👉 @honar7modiran
⁉️ چرا باید این فیلم رو دید 2⃣
فیلم درام تانگوی شیطان، شعر بلند سینمایی، به کارگردانی بلا تار، محصول ۱۹۹۴، مجارستان، بر اساس رمانی به همین نام به قلم نویسنده ی مجار، لاسلو کراسناهورکایی
حکایت توهم آرمان شهر! مردمانی ناامید و زمین هایی بایر. شیادی که دم از تحول و ساختن می زند و روستاییانی که چشمشان به اوست. جایی که باران نیز به جای آنکه مایه ی خیر و برکت باشد، یادآور بلاهای عهد عتیق ست و مایه ی نکبت؛ با شکوه ترین تانگوی شیطان!
تانگوی شیطان، روایتگر اعجابانگیزی از رخوت و روزمرگی است. رخوتی مستمر که میتواند تا مغزِ استخوان در سرشتِ فرد و جامعه نفوذ کند و آرام آرام (به قول هدایت) مثل خوره روح را در انزوا بتراشد و متلاشی کند و آنگاه راه را، برای حضور هر شخص یا اتفاقی به قصد رهایی جامعه از باتلاقی که در آن مانده، حتی به قیمت قهرمانسازی و هر جنایتکاری باز میکند.
این شاهکار ۴۵۰ دقیقه ای بلا تار براساس رمانی از نویسنده مشهور مجار لازلو کراشناهورکیا است.
فیلم را بیشتر باید به عنوان رمانی بصری دید تا فقط فیلم با فرمول متعارف. با هر متر و معیاری که به سینمای بلاتار نگاه کنیم او را فیلمسازی یکه و بسیار عجیب می یابیم. او فیلمسازی است که بدون حضورش درک سینمای مدرن ناقص و نابسنده خواهد بود فیلمهای او اغلب کند ولی منسجم هستند. برداشتهای بلند و ساکن دوربین در فیلمهای وی، «بلاتار» را تبدیل به تارکوفسکی زمان خودش کرده است. بلاتار با فیلم هایش چنان فضایی را به تماشاگرش پیشنهاد می دهد که در تاریخ سینما بی نظیر است. تار می گوید؛ دغدغه او تعریف کردن یک قصه نیست بلکه نزدیک شدن به آدم ها است. نائل شدن به درک «زندگی روزمره». اما در عین حال خاطرنشان می کند حتی فیلم های اولیه او نیز دغدغه های روانکاوانه داشتند. «تانگوی شیطان» با عنوان واکنش تار به سقوط بلوک شرق و تمایل کشورهای بلوک شرق به نظام غربی شناخته شده است، اما بیشتر از آن فیلم را یک فیلم کمدی توصیف کرده اند که در دوران کاری او کم سابقه بوده است.
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
⁉️ چرا باید این فیلم رو دید.
✒️ تانگوی شیطان داستان یه روستای گِلآلود و فراموششدهس، مردمی که به نجاتدهندهای امید دارن، و مردی که میرسه… اما شاید خودش هم بخشی از فریبه.
بلا تار از همین کتاب یه فیلم هفتساعت و نیمه ساخته؛ فیلمی که نه میتونی راحت تماشاش کنی، نه میتونی ازش چشم برداری. هر دقیقهش مثل یه قطره بارونه که روی خاک سرد میچکه.
لاسلو کراسناهورکایی، نویسنده این کتاب، نوبل ادبیات رو به پاس آثاری که در دل تهدیدهای آخرالزمانی، همچنان قدرت هنر رو فریاد میزنن، برنده شد. شاید چون یادمون انداخت: گاهی طولانیترین رقص دنیا، رقص با ناامیدیه.
تانگوی شیطان از بلاتار یک فیلم ساده نیست،جدا از جنبه های متعدد تصویری و روایی اش [برای مثال آن زمان در ظاهر زیاد از حد طولانی اش که گویی یک شوخی گزنده با تماشاگران بی حوصله ست] یک درسگفتار تصویری در باب مفهوم بازگشت ابدی [بازگشت جاودانه] فریدریش نیچه ست.
توگویی یک مراقبهٔ حماسی هفتونیم ساعته است دربارهٔ «ناامیدی، زوال، و وضعیت اسفبار بشری» بر سطح کرهٔ خاکی.
فیلم در یک روستایی رو به متروکهٔ مجارستانی در زمان فروپاشی کمونیسم روایت میشود. نوید امید به ساکنین آن روستا داده شده بود برای ترک همیشگی آن خرابهها، اما توسط شخصیتی کاریزماتیک که گمان میکردند مرده است از آنها کلاهبرداری میشود …
روایت بلا تار به آرامی، با برداشتهای طولانی و با دقت بالا در جزئیات بصری، بیننده را غرق در فضایی ترسناک و آخرالزمانی میکند.
سبک نوآورانهٔ فیلم زبانزد است؛ لانگشاتهای مشخص مختص بلا تار، ترکیببندیهای مینیمالیستی، و سرعتی کُند که داستانسرایی مرسوم در سینماها را به چالش میکشد.
فیلم زیباییشناسی تیره و در عین حال مسحورکنندهای دارد که ناامیدی را از منظر مضامین اگزیستانسیالیستی میکاود. «تانگوی شیطان» یک شاهکار است بابت جاهطلبیهایش و عمق فلسفیای که در خود دارد.
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
Satantango 1994
تانگوی شیطان
📺 ژانر : کمدی، درام
🎬 کارگردان : بلاتار
🌟 نمرات فیلم
IMDb: 8.4 / 10
Rotten Tomatoes: 100%
زمان فیلم : 410 دقیقه
محصول کشور مجارستان
زبان فیلم : مجاری
بازیگران:
میهای ویگ در نقش ایریمیاش
پوتی هُروت در نقش پترینا
لاسلو لوگوشی در نقش اشمیت
اوا آلماشی آلبرت در نقش خانم اشمیت
یانوش درژی در نقش کرانر
ایرن سایکی در نقش خانم کرانر
آلفرد یارایی در نقش هالیک
میکلوش سِکِی در نقش فوتاکی
ارژیبت گال در نقش خانم هالیک
اریکا بوک در نقش اشتیکه
پیتر برلینگ در نقش دکتر
▪️فیلم تانگوی شیطان در نظرسنجی سایت اند ساوند که توسط ۸۴۶ منتقد سینمایی در سال 2012 انجام گرفت، جزو ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت
✍خلاصہ داستان :
" در روستایی خرابه در مجارستان دههٔ نود زندگی مردم به نوعی بی تحرکی رسیده است. بارانهای پاییزی آغاز شدهاند. چند روستایی قرار است که غروب مقدار زیادی پول نقد دریافت کنند و پس از آن قصد دارند آنجا را ترک کنند. چند نفر برنامه دارند که پول بیشتری از سهمشان بردارند و زودتر فرار کنند.اما خبر بازگشتن ایریمیاش زبانباز که گمان میکردند مرده است را میشنوند. آنها نگران این هستند که او همه پول را بگیرد و برای اجرای طرح عظیمش برای رونق دادن به روستا، استفاده کند.".
🎥 Satantango 1994
join 👉 @honar7modiran
🎞 در پایان ارائه ١۴۴ ام " دشت گریان"، ضمن تشکر از همراهی و توجه شما گرانمایگان، ازهمکاری آقایان حمید بهرامی و مهران زارعیان کمال تشکر را دارم.
قدردانی ازمطالب عزیزان بزرگوار:
عباس نصرالهی. آریا باقری. نیما خسروی. مجیدسنجری
@Filmsofun
@c24frames
@Canalefilm
@filmosophy
@Taraxa_Cum
@nimaphonix
@cinemelodic
@anatomyfilm
@Jamais_vu20
@Perspective_7
@myworld1990
@movieanalyze
@classiccinema
@cinemaofficial
@CinemaExpert
@Film_Quarterly
@CinemaUnique
@OnefilmOnelife
@ABeautifulMind
@NazariyehAdabi
@FORMANDFILM
@Ingmar_Bergman_7
@CinemaParadisooo
@cinemadar30namaa
@renaissancetranslate
@Cinema_Twitter_Farsi
@Seventymillimetersfilm
مجله هنری آرت ژورنال
سایت نقد فارسی
سیلویا رولت؛ تئو آنجلوپولوس یا سینما به مثابه ی تئاتر زمان؛ ترجمهی لیلا ارجمند؛ زنده رود شماره ی ۶ و ۷؛ بهار ۷۳
🙏🙏🙏
نسخه کمحجم PDF/
مجله جدید «فنسالاران»
شماره ۳۴ (تیر ۱۴۰۵)
🟧روی فایل PDF، کلیک کرده، و با «فنسالاران» همراه شوید.
دسترسی مستقیم به مجله از روی سایت تخصصی دارویی فنسالاران 👇👇👇
https://B2n.ir/nb5080
🟧@fansalaran
تئودور آنگلوپولوس:
• درباره نیاز و قضاوت
• مصاحبه با گیدئون باومن، (۱۹۹۷)
« نیاز من، دیدن و دیده شدن از چشم دیگران است. تنها با قضاوت مخاطبینم میتوانم آنچه ساختهام را محک بزنم. بدون آن قضاوت و نگاه، هرگز متوجه نمیشوم که آیا کار خودرا درست انجام دادهام یا نه. اگر دقت کنید، متوجه خواهید شد که فیلمهای من هرگز به پایان نمیرسند. از نظر من این آثار همواره درحال تکمیل شدن هستند. میدانید من برای هر فیلم چند فیلمنامه مینویسم؟ مثلا در حال فیلمبرداری نسخه شانزدهم فیلمنامه هستیم و من همچنان مینویسم و بیوقفه تغییر میدهم، کم میکنم، حذف میکنم. »
👤| #Angelopoulos
🌀| @Perspective_7
➖ @honar7modiran
✅️ قوی ترین نمایش در جهان:
هیپنوتیزم سریع و ایجاد بیحسی و کنترل خونریزی در ۵ ثانیه
✅️ پاکسازی ضمیر ناخودآگاه شرکت کنندگان با هیپنوتیزم گروهی
✅️پاکسازی عمومی چاکراها
✅️ پذیرایی و شام برای شرکت کنندگان حضوری
✅️نمایش انرژی درونی ( دیدن با دستها- اسکن یماریها)
✅️آموزش چگونگی جلوگیری از آلوده شدن ضمیر ناخودآگاه و چاکراها( همراه با ارائه پکیج آموزشی)
✅️ارائه گواهینامه حضور در کارگاه
این کارگاه برای همگان بسیار مفید و قابل استفاده است.
برای ثبتنام: ارسال کلمه "کارگاه" به آیدی یا موبایل زیر:
📮ارسال پیام
🆔@negaresherooz
☎️۰۹۰۳۸۹۵۹۱۸۵
.
.
بخشی از سکانس آخر فیلم دشت گریان
🎥 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran