پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۷
برای معیشت مردم !
برای معیشت مردم با این بهای ارز و این قیمتهای تازهی خوراکیها که بدون دودلی بر روی پوشک ، کفش و دیگر نیازمندیهای زندگی ، اثر زنجیرهوار خواهد داشت و این دولت پخمه که از روز نخست ، نکبت با خود به ایران آورد ، لازم است با شتاب چندین مستشارِ " جُوکی " از هندوستان برای تعلیم تغذیه ایرانیان با یک عدد " بادام " در روز وارد کنند و اگر از تونتابهای گرمابههای قدیمی کسانی هستند ، به استخدام در آورند تا کسانی با گرانی تنپوش ، توان خرید را از دست میدهند ، مانند روزگاران گذشته ، در تون گرمابهها در خاکستر فرو بروند !
به باور بسیاری ، خویشکاری این دولت آن است که مردم را با بیارزش کردن پول ملی و افزایش خارقالعادهی
بهای ارز و در نتیجه گرانی و تورم بالا ، به شورش بکشاند . کاری که از دست همهی دستگاههای اطلاعاتی جهان هم بر نمیآید .
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۵
تجاوز نظامی کفتار زرد به ونزوئلا
با تجاوز نظامی کفتار زرد به ونزوئلا ، معلوم شد که حقوق بینالملل هنوز به گفتهی بیسمارک صدراعظم آلمان ، از دهانهی توپ بیرون میآید یعنی وابسته به قدرت و جنگافزار است .
از سوی دیگر نشان داد که پیمان شانگهای و بریکس ، خیلی توخالی اند و حتا یک اعتراض ساده هم نکردند و روسیه و چین هم تنها به توصیه به خویشتنداری بسنده کردند که در عرف بینالملل یعنی " کشک " . تنها در این میان ، دولت برزیل این کار را محکوم کرد .
آقایان جمهوری اسلامی : چند بار باید زمانه شما را نزد ِِآموزگار بنشانند تا اندکی بیاموزید . در جهانِ هستهای ، نداشتن جنگافزار هستهای یعنی دچار شدن به سرنوشت اوکراین که خود را خلعسلاح هستهای کرد و یا ونزوئلا که جنگافزار هستهای نداشت !
این فتوای ایران بربادده را لغو کنید و به جنگافزار روز برای جنگهای امروزین ، مسلح شوید .
شاید بهتر باشد به جای قرارداد راهبردی با روسیه که آخرش خیانت خواهد بود با جمهوری مردم کره ( کرهشمالی ) قرارداد راهبردی میبستید .
عبرت بگیرید ، ای صاحبان دیده و چشمهای خود را بر روی حقایق نبندید !
آنانی مورد هجوم قرار میگیرند که از ترس ، چشمان خود را بسته باشند ! و در فرهنگ ایران : در نظام طبیعت ، ضعیف پامال است .
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۴
سیاهچالههای پیش از مذاکره با آمریکاییها
دو بار با آمریکا مذاکره شد که هر دو بار شاهد سیاهچالههایی بودیم ، جدا از پیآمدهای آن .
به گزارش خبرگزاری ایلنا ، به گفتهی یک عضو کمیسیون امنیت و سیاستخارجی مجلس شورای اسلامی :
ترور شهید رییسی نه رد شد و نه تایید شد .
در دوراول ، مذاکرات به گونهی محرمانه از سوی رییس سازمان انرژی اتمی که به وزارت امورخارجه منصوب شده بود ، آغاز شد و گفته میشود ، رییسجمهور وقت از این فراگشت ، آگاهی نداشت.
رییس وقت مجلس شورای اسلامی( دبیر شورایعالی امنیت ملی که هنگام ریاست مجلس ، ننگنامهی برجام را با پیشکشیدن حکم حکومتی ، در بازهی زمانی ۲۰ دقیقه به تصویب رساند ) ، رییسجمهور را از مجلس اخراج میکند ، جمشید بسمالله ، در خیابان منوچهری روبروی سفارت انگلیس بالای چارپایه میرود و نرخ دلار را اعلام میکند و نرخ برابری دلار که سالها میان نهصد تومان تا زیر هزار تومان در نوسان بود ، به ۳۵۰۰ تومان میرسد . در این میان نام حسین فریدون ( برادر حسن روحانی) هم که دکان صرافی داشت و در بازی جمشید بسمالله به نوعی انباز بود ، بر سر زبانها میافتد .
با این بازیهای سیاسی - اقتصادی ، حسن روحانی با تایید بالاتزین مقام جمهوری اسلامی وارد گود میشود و با
"برجام " ، روی ننگنامهی ترکمانچای را سپید میکند که مردم ایران هنوز پس از پایان اعتبار ننگنامه ، دچار عوارض آن مانند "سامانهی ماشه " اند .
سیاهچاله دور دوم مذاکرات ، ژرفتر و تاریک تر است . رییس جمهوری که هنوز یک سال از دور اول ریاستش مانده بود و پیدا بود که دور دوم هم خواهد بود ، به تیر غیب دچار میشود ( ترور وی نه رد میشود و نه تایید میشود ) .
پس از این رخداد ، کسی به ریاست جمهوری میرسد که هر ۱۲ عضو شورای نگهبان با نامزدی او مخالف بودند و خودش هم میگوید اگر مقام معظم رهبری نبودند ، ما به راحتی از صندوق در نمیآمدیم . یک تن از دستاندرکاران ننگنامهی برجام به وزارت امورخارجه منصوب میشود و مذاکرات دور دوم با آمریکا آغاز میگردد که به یورش نظامی اسراییل و آمریکا ، میانجامد !
البته نیروهای مسلح ایران و ملت ایران ، حملهی برقآسای اسرائیل را با وجود شهادت فرماندهان ردهی نخست سپاه پاسداران ، با پدافند برق آسا که در تاریخ جنگها ، همانندی نداشت درهمشکست تا جایی که امپریالیسم - تروریسم آمریکا ناچار شد برای جلوگیری از نابودی کامل اسرائیل گجسته ، وارد جنگ شود . اما با دریافت نخستین ضربه از سوی نیروهای مسلح ایران که از پشتیبانی همهجانبه مردم و ملت ایران برخوردار بود ، درخواست آتشبس کرد و به شکست خستو شد ( اقرار کرد ) .
برای مذاکره برای بار سوم ، باید چه بهایی پرداخت ؟!
سه شنبه دوم دیماه ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
جایگزین نام مهر و مریم ، جای گزین ناهید شده است ، در بارهی عیسی در انجیل ( متی و لوقا باب اول ) می بینیم که او نیز از دوشیزهای زاده میشود ... .
در ترجمهی تفسیر طبری ( ویراستهی حبیب یغمایی ـ تهران 1339 ـ ج 1 ـ رر 242 ـ 240 ) زیر سورهی آل عمران چنین آمده است :
یوسف آب ببرد بهر مریم تا سر بشوید و غسل کند و آب آن جا بنهاد و بیرون آمد ... چون از سر شستن فارغ شد ه بود ... گویند جبرئیل به آستین مریم اندر دمید و مریم بار گرفت .
همچنین در قصصالنبیا ( قصهی 81 ) میخوانیم :
مریم چون دور رفت از مردمان خویش و به جای خلوت و به جایی در شد به آفتابگاهی و ستری کرد تا خود را تاکسی او را نبیند که سروتن بشوید . چون تن خود بسیت و سر شانه کرد و جامه در پوشید ، ناگاه جوانی را دید ، خوبروی با جامهی نیکو وبوهای خوش به نزدیک او در آمد ... جبرئیل گفت که من رسول خدای توام که آمده ام ترا بشارت دهم به فرزندی پاکیزه و بی عیب .
از سوی دیگر :
در سدهی سوم پیش از میلاد ، رخداد شگرف مذهبی در خاور ایران به وقوع پیوست که اثرآن تا دورترین نقاط باخترِ امپراتوری روم و حتا جزیرهی بریتانیا کشیده شد :
فکر یک نجات دهنده ، گویا از ایران و بابل به آسیای غربی آمده بود . کیش زرتشتی تمام تاریخ و زندگی را مانند نبردی میان نیروهای مقدس نور و نیروهای اهریمنی ظلمت ، نمایش میداد و می گفت در پایان ، رهانندهی به نام شائوسیانت یا میتر [ مهر ] خواهد آمد تا در میانمردمان داوری کند و عذالت و صلح را جاودانه حکمفرما سازد.
از آنجا که دین مهر برپایهی « بشارت » بود با سرعت شگفتآوری در جهان باستان گسترش یافت و دو دولت بزرگ آن زمان یعنی شاهنشاهی اشکانی و امپراتوری روم را فرا گرفت . برخی از شاهنشاهان اشکانی ، باورمند به آیین مهر بودند و نوشته اند :
در سال 66 میلادی « نرون » [ امپراتور روم ] وسیلهی تیرداد پادشاه ارمنستان به مذهب مهر گرایید .
در نوشتههای مانوی که در غار تورفان ( تورپان در ایغورستان / استان سینکیانگ چین ) به دست آمده است ، مانی از مهر این گونه یاد می کند :
« مهر » فرستادهی بزرگ ایزدان ، آورندهی کیش برگزیدن بود .
از سوی دیگر :
مهریان ، شب یلدا را « زادشبِ مهر » میدانستند .
در حالی که بر پایهی محاسبهی استاد ذبیح بهروز ، زادروز مهر در شب 25 دسامبر ( 5 دیماه ، برابر با درگذشت اشو زرتشت ) میباشد ؛ اما ایرانیان برای ماندگارشدن این رخداد بزرگ ، آن را به گاه دگرگونی (انقلاب ) زمستانی یعنی 21 دسامبر یا یکم دیماه ، قرار دادند .
تا سدهی سوم میلادی ، مسیحیان از زادروز مسیحِ نصرانی آگاهی نداشتند . در سال 325 میلادی به فرمان کنستانتین یکم امپراتور روم شرقی ، چهار انجیل متی ، ، لوقا ، مرقس و یوحنا از میان صدها انجیل موجود در آن زمان ، به رسمیت شناخته شد . مردم امپراتوری روم شرقی که به زور شمشیر ، دست از آیین مهر شسته و به آیین مسیح گروانده شده بودند ، روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان روز زایش مهر شکستناپذیر ، جشن میگرفتند ؛ از این رو ، کنستانتین یکم همان روز را زادروز مسیح اعلام کرد . البته هنوز برخی از مسیحیان پیرو کلیسیای ارتدوکس از جمله ارمنیها ، این روز را زادروز عیسی ناصری نمیدانند و براین باوراند که زادروز عیسی مسیح روز ششم ژانویه میباشد . در حالی که زادروز عیسی مسیح روشن نیست و مهم این که :
زاد روز آن حضرت چند سال پیش از آغاز گاهشمار میلادی بوده است ...
با اعلام رسمیت دین زرتشتی و برپایی دین ـ دولت زرتشتی از سوی اردشیر بابکان ، در روم نیز با قرار گرفتن کنستانتین بر تخت امپراتوری ، مسیحیت دین رسمی امپراتوری گردید و نخستین دین ـ دولت مسیحی زاده شد ؛ در نتیجه :
رژیمهای جدید یعنی مذهب تجدید سازمان یافتهی زرتشتی و مسیحیت ، با دین سابق [ آیین مهر ] به ستیزهجویی برخاستند .
در روم نیز مانند ایران ، پس از سلطهی مسیحیت در آغاز سدهی چهارم میلادی ، کلیسا با ستیزهجویی تمام ، همهی آثار آیین مهر و نوشتهها و کتابها را به نابودی کشاند :
این مبارزه به قدری عمیقانه و لجوجانه صورت گرفته که از آثارِ دینی که بیش از 7 قرن یکهتاز ادیان امپراتوری روم بود ، جز اخبار نارسا و بریده و تحریف شده ، آن هم از لابالی روایات مختلف و متناقض ، چیزی به ما نرسیده است .
همچنین :
کلیسا از تمام نفوذ خود برای کوبیدن دین مهر یا مسیحیایی استفاده نمود و با تمام قوا کلیه رسوم و سنن این دین را در سرتاسر جهان ، به نام مسیحیت جدید اقتباس و اصل آن را به بوتهی فراموشی سپرده است .
در ایران نیز با وجود ستیز با آیین مهر ، ایزدبانو آناهیتا ، جایگاه خود را نگاه دااشت ، به گونهای که نرسی شاهنشاه ساسانی ، حلقهی شاهنشاهی را از ناهید در یافت میکند ( نقشِ رستم ) .
در تاق بستان نیز نقش ناهید بر روی یکی از سرستونها دیده میشود . و در جای دیگر نیز ناهید در
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۳
میدان دیپلماسی با دستِ پُر ؟!
هنوز پژواک این سخن در فضای پیچیده است که " آفتاب آمد ، دلیل آفتاب " : جزیره به دونیم شدهی " قبرس " هم ، سه جزیرهی همیشه ایرانی تنببزرگ ، تنببزرگ و بوموسا را متعلق به واحدِ بریتانیاساختهی امارات دانست .
در جایی که امپریالیسم - کمونیسم - کاپیتالیسم چین که به اصطلاح با ایران ، قرارداد ۲۵ ساله دارد ، سه جزیرهی ایرانی را به شیخکان امارات میبخشد ، سخن گفتن از " میدان دیپلماسی ، با دستِ َپُر " ، یا ندیدن واقعیتهاست یا نخواستن درک واقعیتها و یا برعکس نشان دادن واقعیتهاست .
خود را به ندیدن و نشنیدن نزنید و مردم را ناآگاه تصور نکنید !
این دیپلماسی نتیجه اش افتادن در دام آمریکا و جنگ ۱۲ روزه بود و رییس این دولت هم با صدای بلند میگوید : من نمیتوانم کاری بکنم .
تا دیر نشده ، این دولت را با عناصر میهنگرا و آگاه به سیاستورزی ( دیپلماسی ) ، منافع ملی ، شناخت جامعه و اقتصاد و از همه مهمتر " دست پاک " جانشین کنید !
شاید ناچار شوید در روز روشن با چراغ ، در جستجو برآیید
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
گفتگو روی میز خاورمیانه - برنامه ۵۴۷ - بامداد آدینه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
چین : دشمنی در جامهی دوستی .
روسیه : وابستگی زیاد ، مرگبار است .
اروپا : کریسمس کمرونق .
راهبرد جدید ۳۳ صفحهای آمریکا .
ونزوئلا : کار برد الگوی " نخنمای " حمله به عراق .
پاینده ایران
به انگیزهی هفتاد و نهمین سالگرد رهایی آذربایجان / روز گریز اهریمن :
« هم مرگ بود ، هم بازگشت »
بامدادِ روز ۳۱ آذر ۱۳۲۵ ، در حالی که هنوز ارتش ، فرسنگها با تبریز فاصله داشت ، مردم دلاور تبریز با مشتهای گره کرده ، تومار فرقهی دستنشاندهی بیگانه را با وجود برخورداری از ارتش تا دندان مسلح و چندهزار مزدور به نام " فدایی"، درهم پیچیدند و آنان را به فرار به آنسوی مرز ، واداشتند .
پیشهوری و دارودستهی شوروی ساختهی فرقهی دموکرات ، تا دیروز شعار میدادند :
«اُولمک وار ، دونمک یوخ » ( مرگ هست ، بازگشت نیست ) .
اما در برابر خیزش دلیرانه و توفندهی مردم تبریز که از قتل و کشتار ، مصادرهی اموال و نفیبلد ، عوامفریبی و بهرهکشیهای ظالمانه و از همه مهمتر ، امربری فرقهی دموکرات و سران آن ازبیگانگان ، به جان آمده بودند ، به سران فرقهی پوشالی دموکرات ، نشان دادند :
« هم مرگ هست و هم بازگشت » .
روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ ، شیرانِ غرانِ تبریز تنها در دو ـ سه ساعت ، بساط فرقهی ساخته و پرداختهی اتحاد شوروی را درهم پیچیدند .
فرقهچیها ، با سواری و اتوبوس و گاری و پیاده ، روانهی مرز شوروی شدند ، تا در پناه امپراتوری سرخ ، به ننگِ بندگی ، ادامه دهند .
پاینده ایران
آدینه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
دفتر مرکزی حزب پانایرانیست
( هیات اجرایی / هاج )
انجمن ملی تبریز وابسته به :
حزب پانایرانیست ( هیات اجرایی / هاج )
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۱
برجام ، ابزار نفوذ آمریکا درسیاست داخلی ایران
جان برنارد ، رییس پیشین سیا ( CIA ) سازمان جاسوسی آمریکا ، در سخنانی کمسابقه به ابعاد پنهان سیاست آمریکا و برنامههای سازمان سیا علیه ایران اشاره کرد و خستو شد ( اذعان کرد) که برجام ، بخشی از راهبرد آمریکا برای مدیریت نفوذ داخلی در ایران بوده است .
جان برنارد با خستو شدن به این که برجام برای دولت اوباما، ابزاری برای مهار آنچه " تهدید هستهای " از سوی ایران توصیف کرده بود گفت :
میخواستیم روی چیزی تمرکز کنیم که از نگاه ما ، جدیترین تهدید از سوی ایران است ؛ برنامه هستهای ایران .
با آشکار شدن این مساله ، باید آمران و عاملان ننگنامهی برجام در هر مقامی که هستند ، مورد بازجویی و به محاکمه کشانده شوند .
مجلس خبرگان رهبری با انجام تحقیق و تفحص ، باید نقش رهبر جمهور اسلامی را در مورد برجام آشکار نماید و نیز نقش عاملان آن مانند حسن روحانی ، محمدجواد ظریف ، دکتر علیاکبر صالحی و نیز رییسمجلس وقت ، آقای علی لاریجانی از سوی قوهقضائیه ، آشکار گردد !
چگونه دوباره در سال جاری با امپریالیسم - تروریسم آمریکا به مذاکره در بارهی مسائل هستهای ، برای تحقق "راهبردی آمریکا برای مدیریت نفوذ داخلی در ایران " پرداختند که در جریان مذاکره به یورش نظامی هم آهنگ و همراه آمریکا و اسرائیل انجامید ؟!
اینها مسائلی است که مجلس خبرگان و قوهقضائیه باید ابعاد آن را برای مردم و ملت ایران آشکار کنند .
با این خطاهای مرگبار و ایران بربادده ، نیروهای مسلح ، ایران را با پشتیبانی بیدریغ مردم نگاه داشتند .
سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۶
اسلحه به دست خواهم گرفت !
به دنبال تهدید شغالِ زرد رییسجمهور امپریالیسم - تروریسم آمریکا، رییس جمهور کلمبیا اعلام کرد : پس از پایان جنگهای داخلی ، اسلحه به دست نگرفتهام ؛ اما برای دفاع از میهن ، اسلحه به دست خواهم گرفت . این خوی و خصلت آزادگان جهان است .
در ایران که مهد آزادگان و آزادگی است ، در جنگ ۱۲ روزه ، همهی مردم ، از زن و مرد ، جوان و پیر ، در دفاع از میهن مقدس ، پشت به پشت نیروهای مسلح ایران دادند .
اگربار دیگر ایران مورد یورش نظامی قرار گیرد ، مردم همان کار را خواهند کرد و اگر بسیج همگانی شود ، من با وجود کهنسالی ، همراه انبوه یاران و هماندیشان ، در کنار دیگر هممیهنان ، اسلحه به دست خواهم گرفت و اجازه نخواهیم داد که کوچکترین خدشهای به تمامیت ارضی این میهن مقدس وارد شود .
به گفتهی حافظ شیراز :
دشمنان را ز خون کفن سازیم / دوستان را قبای فتح دهیم .
رنگ تزویر نزد ما نبود / شیرِ سرخایم و افعیِ سیهایم .
سه شنبه ۱۶ دی ۱۴.۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
با اندوه بسیار ، درگذشت سرور ارجمند و گرامی دکتر عبدالرضا باستانی ، هماندیش و یار دیرین نهضت پانایرانیسم را به آگاهی یاران و هماندیشان میرساند .
یادش هماره گرامی است و راهش پر رهرو و روانش به سپنتامینو .
از سوی یاران و هماندیشان : هوشنگ طالع
پاینده ایران
نشست ۲۳۶ انجمن فرهنگی مهرگان
دویست و سی و ششمین نشست انجمن فرهنگی مهرگان. ساعت ۳۰:۱۷ (پنج و سی دقیقه پسین )روز پنجشنبه ۴ دی ماه ۱۴۰۴ با همخوانی( سرود ای ایران ای مرز پر گوهر) رسمیت یافت.
مدیریت نشست را سرور ارجمند و گرامی مهندس محمد تقی حرآبادی عهده دار بودند .
در این نشست ۵ تن سخنرانی کردند ، ۵ تن نیز شعر خوانی نمودند.
بخش موسیقی نشست ۲۳۶ انجمن فرهنگی مهرگان بسیار پر بار و متنوع بود .
سخنرانان به ترتیب عبارت بودند از :
مهربانو دکتر رویا جعفری ( یلدا در ایران و سرزمینهای جدا شده)
و سروران ارجمند و گرامی : مهندس سعید فیروزی ( هر کجا کرد زندگی میکند ، آنجا ایران است ).
دکتر محمد رسولی ( شاهنامه و ارتش در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه) .
دکتر هوشنگ طالع ( یلدا ، چهارمین جشن بزرگ ایرانیان / ۲۵ دسامبر ، زایش مهر شکست ناپذیر / حمله برقآسا و پدآفند برقآسا ) .
علی کاکای افشار ( بر خلاف نظر سازمان ملل ، پایه گذار معاضدت قضایی انوشیروان عادل است ) .
شاعران این نشست به ترتیب عبارت بودند از :
سروران ارجمند و گرامی محمد تقی حرآبادی ( غزلی در مورد یلدا ) ، سنایی ( چند قطعه شعر طنز) و مهربانوان :
پاترا ( غزل عاشقانه ) ، ناژیلا سجادیه ( تیمور ملک سردار خجند : حماسهای مشترک با پدرشان سرور ارجمند گرامی دکتر محمد علی سجادیه ) ، مطلبی ( غزلی از حافظ) .
در بخش موسیقی : نخستین اجرا ، آواز استاد خسروی همراه با تار استاد بهشتی و تنبک استاد زندیان .
ترانهخوانی مهربانوان : نیلوفر عنایت همراه با تار استاد بهشتی و تنبک استاد زندیان ، دکلمه و ترانه خوانی باران همراه با تار استاد بهشتی و تنبک استاد زندیان.
نینوازی استاد ارجمند و گرامی مرادی همراه با تنبک استاد زندیان .
پایان بخش برنامه اجرای موسیقی ایرانی از سوی استاد ارجمند و گرامی بهشتی همراه با تنبک استاد ارجمند و گرامی زندیان .
این برنامه در ساعت ۲۰:۱۰ دقیقه به پایان رفت .
کنار خسرو دوم قرار دارد.
موبد کرتیر که در دوران شش شاهنشاه میزیست ، در سنگ نبشتهی کعبهی زرتشت ، می نویساند :
... مرا در کشور موبد و داور و آیینبُد آتشکدهی اناهید اردشیر و آتشکدهی اناهید بانوک در استخر کرد ...
به باور نویسنده حضرت عیسی پیرو آیین مهر و مردی بدعت گذار در این آیین بود . در دوران زندگانی او ، فلسطین در اشغال رومیان بود و در روم ، آیین مهر ویژهی امپراتور ، خاندانهای دارا و ارتشیان بود . دیگر گروههای اجتماعی و به ویژه زنان را به « مهرابهها » راهی نبود .
عیسی مسیح با انجام اصلاحات در آیین مهر ، درهای مهرابهها را بر روی همهی مردمان و به ویژه زنان گشود . باید گفت ، این کلیسا نبود که آیینها و تراداد ( سنت )های مهری را در غالب مسیحیت ریخت ؛ بلکه خود حضرت عیسی بود که آیین تازه را با اصلاح آیین مهر ، به وجود آوردند . سپس این آیین در قلمرو رومیان از سوی کنستانتین ، به عنوانِ « دینِ امپراتوری » اعلام شد . از یاد نبریم که نشانهی آیین مسیحیت « ماهی » به عنوان نماد آبِ روان در مهرابهها بود که سپس تر با صلیب جانشین گردید و هنوز بنیادگرایان مسیحی ، نامد ماهی را به کار میبرند .
در شبیلدا ایرانیان خوانیلدا ( چله ) میگسترانند که بر آن ، به ویژه « انار و هندوانه « مینهند » و چنان که گفته شد در دوران کهن و ابستان ، آتشهای بزرگ میافروختند تا خورشید را که به پایینترین نقطهی نوردهی رسیده بود ، یاری دهند و دو « خردهجشن » سده و نیز « سوری » دنبالهی جشناتش در یلدا است . ایرانیان میکوشیدند ، شب را با جشن ( نیایش ) صبح کنند و به خورشیدی که دوباره بلندا میگیرد ، درود نثار نمایند .
در پایان باید گفته شود که برخلاف گفتهی باخترزمینیان که به باور پژوهندگان ( یا به گفتهی بهتر ، گرتهبرداران ) سرزمین ما نیز راه یافته است ، یلدا واژهی ایرانی است که عربیشده و عربان با صرف آن ، دهها واژهی ایرانیبنیاد ، عربی شکل ساختهاند .
《یلدا 》 یا جشن زایش خورشید
دکتر هوشنگ طالع
چهارمین جشن بزرگ ایرانیان که با آتش بزرگ هم همراه بوده ، جشن دگرگونی (انقلاب ) زمستانی است و از آغاز مهرگان از درازای روزها کاسته میشود و بر درازای شبها افزوده میشود ؛ به گونهای که درازای شب یلدا پانزده ساعت و پنجاه و چهار دقیقه میباشد . در این شب ایرانیان برای یاریرسانی به خورشید ، آتشهای بزرگ می افروختند و به راستی آن شب را شبِ « زایش خورشید » میدانستند . بیرونی نیز به این معنا اشاره دارد و مینویسد :
دی ماه و آن را خورماه نیز گویند و نخستین روز آن خرمروز [ خور روز / خورهروز ] است .
و در قانون مسعودی ، این روز به گونهی « خُرهروز » روز آمده است و در برخی بننبشتها ، « خرمروز » میباشد . بلندترین شب سال را ایرانیان ، شبِ « چله » نیز مینامند . چلهبزرگ از یکم دیماه است تا دهم بهمنماه ( جشن سده ) و چله کوچک از دهم بهمن ماه است تا بیستم اسفند (جشن سوری ) .
اگر ماهواره در آن دوران وجود میداشت ، سرتاسر فلات ایران از آسمان ، آتشین و روشن به چشم میخورد . در دوران مهرآینی برای جاودانسازی « زایشِ مهر ) و یا شاید به راستی « مهر » در همین شب یا « شبِ زایش خورشید ) چشم به جهان گشوده است . بر پایهی محاسبات استاد ذبیح بهروز : در سال 1454 رصد [ زرتشت ] 65 سال بعذ از ملک اسکندر در سال 51 اشکانی روز آدینه پنجم بهار ، مادر مهر ، بشارت مییابد ...
پس از آن که 275 روز از بشارت گذشت ، یکشنبه 25 دسامبر ، مهر زاییده میشود و به این مناسبت روز دوشنبه 26 دسامبر همین سال ، اول ژانویه و اول تاریخ جدید میگردد که شش روز با تاریخ تقویمهای تورفانی اختلاف دارد .
استاد ذبیح بهروز در دنباله می افزایند : مهر در 25 سالگی مبعوث میگردد و دعوت میکند و چهل سال در میانِ مردم به دعوت میپردازد و انجیل یل بشارتهای خود را در نامهی ارتنگ مینویسد . سالی که مسیحا مبعوث شده 247 پیش از میلاد [ عیسی ] میباشد که قابل ملاحظه میباشد ؛ زیرا این عدد در روایات مربوط به اشکانی دیده میشود .
از سوی دیگر :
وفات یا نبیران مهر دوشنبه چهارم شهریور ماه در روز عید شهریورگان سال 1518 مار رصد در یازدهمین ساعت روز که نزدیک نیمهشب می باشد ، اتفاق افتاده است .
آقای اصلان غفاری با بهرهگیری از محاسبات استاد ذبیح بهروز در بارهی زایش مهر ، مینویسد :
مهر یا میتر یا میشا یا عیسی غیر مصلوب در سال 1454 رصد زرتشت [ 274 پیش از میلاد مسیح ] در روز 25 دسامبر یا دیماه فارسی و کریشتماه سیستانی متولد و در 25 سالگی به پیغمبری مبعوث و در 4 شهریور ماه روز عید شهریورگان سال 1518 مار رصد زرتشت ، نزدیک نیمهشب پس از چهل سال تبلیغ در میان مردم در سن 65 سالگی در گذشته است .
استاد دکتر محمد مقدم ، با توجه به محاسبهی استاد ذبیح بهروز در بارهی زایش مهر می نویسد :
در نیمهی هزارهی یازدهم [ از گاهشمار 12 هزارسالی ایرانیان کهن و باستان ] ، یکهزار و نیم پس از زردتشت ، در سال پنجاه و یکم شاهنشاهی اشکانی ، نیمهشب میان شنبه بیست و چهارم و یکشنبه بیست و پنجم دسامبر 272 پیش از میلاد مسیح ، مهر سوشیانس از مادرش ناهید ... زاده شد .
مادر مهر ، دوشیزه آناهیتاست که از نطفهی زرتشت که در ذریاچهی هامون ( کیانسه / کیانسو ) در سیستان قرار دارد ، باردار میشود . در بندهش آمده است که فر زرتشت در دریاچهی سیستان ( کیانسه / کیانسو ) به ایزد [ بانو ] آناهیتا سپرده شد .
در تاریخ سیستان آمده است که در سیستان شهری است که مدینهالعذرا [ شهر دوشیزه ] گویند .
اما افزون بر مدینهالعذرا ،در سیستان :
شهرها ، پرستشگاهها بسیاری به نام دوشیزه ناهید مادرِ مهر خوانده شده اند که به پیروی از این رسم ، عیسویان نیز بسیاری از پرستشگاههای خود را به نام مریم عذرا [ مریم دوشیزه ] نام گذاری کردهاند .
زهرا نیز به معنای دوشیزه است که در صفت « بتول » آمده است .
درتفسیر ابوالفتح رازی ( ویراستهی اللهی قمشهای ـ تهران 1320 ـ ج 2 ـ ر 355 ) ، زیر سورهی آل عمران آمده است :
دراخبار امیرالمومنین علی علیهالسلام روایت کند از رسولالله علیه آله که او را پرسیدند که یا رسولالله ، ما چند بار از تو شنیدیم که گفتی : مریم بتول است و فاطمه بتول است .
ناهید ، به گونهی ناهید ، ناهد ، ناهده ، و اناهید در فارسی آمده است . در پهلوی : اناهید ، و در اوستا و در نوشتههای هخامنشی اناهیتا ااست و از دو جزء « انا / نا » نفی و « اهیتا » ( در فارسی « اهو / آهو » ) به معنای عیبدار ، لکهدار و اناهیتا « بیعیب و بیلکه » است . برگردان آن به لاتین imaculata درست به همان معناست و در صفت مریم مادر عیسی آمده ، در عربی « معصومه » . در نام ستارهها به لاتین برابر ناهید ، ونوس Venus است .
از آن جا که در نوشتههای عیسویان و اسلامی ، همه جا نام عیسی ،
گفتوگو روی میزخاورمیانه - برنامه ۵۴۸ - پسین آدینه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
میدان دیپلماسی با دست پُر : البته پُر از " دادن " ؟!
شهید دکتر فریدون عباسی : اگر جلیلی در آلماتی ، ۱۰ % آن چیزی را که روحانی در ژنو داد ، میداد رییس جمهور بود !
این هم ، نمایی از بخشخصوصی .
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۲
دوستیِ " خاله خرسه "
دوستی امپریالیسم - کمونیسم - کاپیتالیسم چین با ایران ، مصداق همان " دوستی خاله خرسه " است !
امپریالیسم - کمونیسم - کاپیتالیسم چین برای سر پا ماندن ، نیاز بیچون و چرا به نفت خلیج فارس دارد. و در میان کشورهای نفتخیز خلیج فارس ، ایران به دلیل تحریمهای ِآمریکا، وابسته به خرید نفت از سوی چین است ( البته به بهای ارزانتر و تهاتر کالاهای بنجل چینی در برابر بهای نفت ؟! ) از این رو ، خواهان آرامش در خلیج فارس به زیان ایران است .
میانجیگری میان ایران و عربستان سعودی که وابستگی و امربری اش به امپریالیسم - تروریسم آمریکا ، جای چون و چرا ندارد ، برای تضمین جریان مطمئن نفت به سوی چین و زیان دیدهی اصلی در این میان ایران بود ، آنهم به دلیل ضعف ذاتی سرانِ کشوری جمهوری اسلامی .
با این آشتی ، حکومت قرون وسطایی عربستان سعودی از ضربات موشکی یمن در امان ماند تا خود را برای جنگ زمینی و تجزیهی یمن آمده کند و بابالمندب را در اختیار گیرد ( با حمایت و همکاری آمریکا و اسرائیل ) . البته چین و روسیه هم خواستار این نیستند که ایران هم تنگهی هرمز و هم بابالمندب را با یاری دولت یمن در اختیار داشته باشد .
از سوی دیگر ، چین برای دسترسی به نفت امارات ، یکبار ، سه جزیرهی همیشه ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و بوموسا را به شیخکان امارات بخشید و به دلیل عدم واکنش مناسب و تند جمهوری اسلامی ، خواستار گفتوگوی ایران یا شیخکان در بارهی تمامیت ارضی ایران شده است . زهی وقاحت از سوی چین و زهی بزدلی از سوی جمهوری اسلامی !
اگر خون ایرانی در رگهای دولتمردان ج. ا. در جریان بود ، در پاسخ به این گستاخی و زیادهخواهی امپریالیسم- کمونیسم - کاپیتالیسم چین ، خواستار گفتوگوی چین کمونیست با تایوان میشد یا یک هیات برای بستن قراردادهای بازرگانی به تایوان میفرستاد !
روسیه نیز که به اصطلاح با ما قرار داد راهبردی دارد ، با همه توان میکوشد تا از هستهای شدن ایران جلوگیری کند تا کشور همیشه نیازمند چتر هستهای روسیه باشد !
روسیه همچنین میکوشد تا در پناه گستاخی چینیها ، پایمال کردن حقوق تاریخی ایران را در دریای مازندران( کاسپیان ) نهایی کند و ایران را با قرار دادن در تنگنا مجبور به تصویب تجزیهی دریای مازندران در مجلس شورای اسلامی نماید تا افزون بر ننگهای دیگر ، ننگ تجزیهی ایران نیز دامنگیر جمهوری اسلامی گردد و بیش از پیش از ملت بگسلد و به دامن بیگانگان بیاویزد .
گفتوگو در بارهی سه جزیرهی همیشه ایرانی تنببزرگ ، تنبکوچک و بوموسا و نیز تصویب کنوانسیون دریای مازندران ، در حکم تجزیه ایران است . سرنوشت تجزیهگران را از یاد نبرید .
سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
هم مرگ بود و هم بازگشت
روز ۲۰ آذر ۱۴۲۵ ، هنوز سران فرقهی دروغین دموکرات آذربایجان شعار میدادند : « اولمک وار ، دونمک یوخ » ( مرگ هست ، بازگشت نیست ) ؛ اما خیزش مردم تبریز در بامداد روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ ، نشان دادند که برای خائنان به میهن و دستنشاندگان بیگانه و بیگانهپرستان : « هم مرگ هست و هم بازگشت » .
هنوز پگاه در راه بود
که آذرخشِ خشمِ مردمِ تبریز
تیرگی اهریمنی را از هم درید .
آنگاه ، تُندر خروشِ مردمِ تبریز
شهر را لرزاند :
« هم مرگ هست ، هم بازگشت »
از نوبر و امیرخیز و خیابان ،
تا سرخاب و شتربان ؛
از چرندآب و دربِ گجیل ،
تا باغبیشه و ششکلان ؛
تا دور دستهای دور ... ،
تُندر میخروشید :
« هم مرگ هست و هم بازگشت » .
هوشنگ طالع - ۲۱ آذر ۱۳۶۵
پاینده ایران
" روز ملی دانشجو "
یاد و خاطره ۱۶ آذر ۱۳۳۲ گرامی و خجسته باد
یا کودتای آمریکایی - انگلیسی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ ، همراه با سکوت آمیخته با رضایت اتحاد شوروی و عاملیت دربار فاسد و عوامل وابسته به آن ، دولت ملی و مردمی دکتر محمد مصدق سرنگون گردید و حکومت ضدملی " کودتا " بر کشور مستولی شد .
هنوز کمتر از چهار ماه از کودتا نگذشته بود که در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ ، دانشگاه تهران به پیشگامی دانشجویان پانایرانیست و دیگر دانشجویان ملیگرا ، بپا خاست و با تقدیم سه شهید که دو تن از آنان عضو رسمی و آزمایشی حزب پانایرانیست بودند ، آشکار گردید که با و جود سرکوبها و بگیر و به بندها ، حزب پانایرانیست مانند دوران ملی کردن صنایع نفت ، همچنان با پایبندی به اندیشهی پویای ناسیونالیسم ایرانی ، سرزنده و رزمنده و پایدار است .
در همهی این سالیان دراز ، با وجود سرکوبها ، و ایجاد جّو خفقان و تلاشهای دستگاههای اطلاعاتی ، در راستای
"همانند سازی" ، چه در رژیم گذشته و چه در جمهوری اسلامی ، همچنان حزب پان ایرانیست و نهضت ناسیونالیسم ایرانی ، از کوشش و تلاش در راه رسیدن به آرمان بزرگ ملت ایران یعنی بازسازی دوبارهی "دولت ملی" که در آن " مردم فرمان برانند و دولت اطاعت کند" ، باز نایستاده و باز نخواهد ایستاد !
خون شهیدان گرانقدر : احمد قندچی ، مصطفی بزرگنیا و مهدی شریعترضوی ، در جوشش است و پشتوانهی پیمان ماست .
پاینده ایران
یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴
دفتر مرکزی حزب پانایرانیست .
سازمان دانشجویان و دانشآموختگان ملی ایران ( ایران پاد ) وابسته به حزب پانایرانیست .
(هیات اجرایی/ هاج )