5088
موژانم، قبلا فرفری بیاعصاب صدام میکردن، الان چاقوکشترین لات ادبیاتم. مادر کایرو و تمامی هاپوهای تهران و حومه. رو به سیر صعودی، دارم فضاپیمام رو درست میکنم برگردم سیاره خودمون. تا لانچ، هشت ساله اینجا دارم از کار و زندگی روزمره مینویسم🌌
بابا تو خیلی مردی که من رو فارغ از جنسیت، مرد بار آوردی.
بابا تو یادم دادی بجنگم
هر روز، روزته
اگه گفتین اون ابلهی که تو این شرایط موقع برداشت وجه یه صفر اضافهتر زده، کیه؟!
Читать полностью…
در نهایت هم خیالتان راحت. سال ۱۵۰۵ هیچکس کانش هم نیست که ما که بودیم، چه کردیم و چقدر زجر کشیدیم.
Читать полностью…
با دمبل ۸، سه ست نشر جانب میزنم که بعدش بتونم به مدت ۸ ساعت بزنم تو دهن یاوهگویان روزمره
Читать полностью…
احتمالا این بهترین انتخاب برای شنیدن در صبح یکشنبه نیست
اما خب، کراش نوجوانیمه
استتوس واتسپ یعنی
من یه جایی بودم/یه کاری کردم/یه حسی داشتم که میخواستم تو ببینی.
ولی "تو" در اینستاگرام منو نداری، لذا اینجوری پیامم ر میرسونم بهت🥹
خدایا منو با هرچیزی امتحان کن، جز بچهم
من تاب و توان این یکی رو ندارم.
آرزوم برای سال ۲۰۲۶:
صبحها که بیدار میشم، یکم طول بکشه بفهمم کدوم کشورم و اینجا چیکار میکنم
کراش کاری و تحصیلی یعنی اگر تو امروز اینجا حضور نداری، پس حضور منم بیمعناست. 🧚♀
Читать полностью…
نشاشیده شب درازه عزیزم، ادای استقلال رو درنیار. سایه خانواده رو کم کنن ازت، تو میمونی و چند تیکه پاره چرندیات نیمه ادبی که نهایتا دختر پسرای تازه به بلوغ رسیده رو به وجد میاره.
Читать полностью…
خاک بر سر من که یه شبی با فکر به تو، نازنین خوابم رو حروم کردم
Читать полностью…
راستش من میفهمم یعنی چی آدم سر ماه لنگ اجاره خونه باشه واسه همین به کسی که استوری کاری میذاری، خردهای نمیگیرم.
Читать полностью…
من خرم که اجازه میدم واسه چص تومن، گند بخوره به روز و شب و هفته و آخرهفتهم
که کابوس شب و تسک روزام استرس کار یه خر دیگه است
ولی من خرترم اگر اجازه بدم این شرایط تداوم پیدا کنه
تو داستانهای مهسا و ۱۴۰۱
ملت داشتن تو خون غلت میزدن و یه سگی نوشته بود:
ده سال دیگه به پسرم میگم، داستان عاشقانه من و پدرت، از میدون آزادی کنسرت شروین شروع شد.
خواستم امشب از خانوادهاش یاد کنم
خطاب به اون بچه کوننشوری که میخواد صد سال دیگه منو قضاوت کنه:
ما کابوسهات رو زندگی کردیم، دهنت رو ببند و بچسب به دوست دختر/پسر رباتت.
ای بسا کارا که اول صعب گشت
بعد از آن بگشاده شد سختی گذشت
بعد نومیدی بسی اومیدهاست
از پس ظلمت بسی خورشیدهاست
یه لطفی به خودت بکن و ویدیوهای مزدافر مومنی رو کامل ببین. طولانیه، حوصله کن
#تلنگر
بعضیا هم هستن با شوعاف، چصی بدبختی میان:
آره رفتیم اون کشوره، هی شهرهای مختلف رو دیدیم. هیچ استراحت نکردیم.
لال بمیری به حق ریش مرکل😒
وی یه وقتایی هم از گا درمیآمد. همیشه اونجا نبود
#روزمره
نگرانی اینکه چیزی جا نمونه، اینکه کی پاشم، کی دوش بگیرم، کی برسم، نگرانی جا موندن از پرواز، از بسته شدن گیت، از اضافه بار خوردن
اینا تنها استرسهایی اند که تو سزاوارشونی.
دوتا دیسک بیرون زده کمر و یه زانویی که غضروف نداره رو هر روز میندازم رو هفت سانت پاشنه که اینا ازم حساب ببرن. شب میتونم درباره دردهای جسمی گریه کنم، روزا وقت پوله.
Читать полностью…
اینایی که برای خودتون بت کردین، هنوز خرج خونه زندگیشون از صدقه سر مامی ددی جور میشه.
فرق دارن با من و تویی که هرروز صبح، با تنی که هنوز خسته نخوابیدنهای تمام شبهای گذشتشه، آراستهترین ورژنش رو به دنیا نشون میده. تا پای جونش میجنگه که دستش جلو کسی دراز نباشه.
من ده سال بینشون گشتم دیدم، شناختم، رفتم، اومدم. فرقی هم نداره شاخ تلگرام، اینستا، لینکدین یا اکوسیستم ....
از اعداد صرف نظر کنی میفهمی اینا فقط بادن. طبل تو خالی.
نیاز دارم بیشتر بخوابم اما وقت کم است و پول کمتر.
Читать полностью…