2517
ائلداش بزرگترین رسانه فرهنگی،سیاسی قشقایی ادمین ها @illdash_admin @Abutaleb19 📚کتابفروشی قشقایی @qashqai_book سروش sapp.ir/illdash آپارات Www.aparat.com/illdash اینستاگرام https://instagram.com/illdash کد شامد 1_1_68499_61_4_1
قطعه جدید باش گرایلی
🎤 علیرضا جهانگیری
🎻 بهرام دلاور
پخش از رسانه مجازی ائلداش
@illdash
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی امین معصومی
بازنشر، نشر نخست: ۱۳۹۹/۹/۳
بخش بیست و نهم:
دستگیری خسروخان قشقایی
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی با داریوش معصومی
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۱/۱۵
*بخش سوم:
_خسرو قشقایی و ثریا اسفندیاری،
_ناصرخان قشقایی نگران جوانان قشقایی بودند،
_خسروخان قشقایی در قوطی سیگار به دختر مالک زیمنس هروئین هدیه می دهد،
_پروپاگاندای ژورنالیسم پهلوی،
_و ....
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۷/مهر/۱۴۰۴
□گفتوگوی کامبیز نجفی با زندهیاد حسینقلیخان فارسیمدان
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۳/۱۵
*بخش پنجم:
_خصلت های فردی خسروخان.
_آیا خسروخان نیت درگیری با جمهوری اسلامی داشت؟
_امام خمینی(ره): شما جای بچه های من هستید، بروید فارس را درست کنید! _حمایت اکید ناصرخان و خسروخان از انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)
_نقش کمونیست ها در مخالفت با خسروخان.
_چرا خسروخان ازدواج نکرد؟
_و....
@chaghdash_q
حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا
قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلیزه !
منیم دا بیر آدیم گلسین دیلیزه
حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا
کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا
بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله
آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله
بایرام یئلى چارداخلارى ییخاندا
نوْروز گوْلى ، قارچیچکى ، چیخاندا
آغ بولوتلار کؤینکلرین سیخاندا
بیزدن ده بیر یاد ائلییه ن ساغ اوْلسون
دردلریمیز قوْى دیّکلسین ، داغ اوْلسون
🆔@illdash
#New_Music
🎙Hossein Rostami
🎼 Jiran ...
🔷 turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#new_music
🎙Tural Sedalı
🎼 Gal Yanoma
🔹Azerbaijan turkish music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#new_music
🎤 Mostafa Moradi
🔷turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
از دیگر موارد ناروای روایت سووشون، تبدیل شخصیت ملک سهراب از خسرو قشقاییِ سال ۱۳۲۲ به بهمن قشقاییِ سال ۱۳۴۵ است. بهمن بهادری قشقایی فرزند سهرابخان و خواهرزادهٔ ناصرخان و خسروخان قشقایی بود که در انگلستان تحصیل میکرد. وی با بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۴ قیامی به راه انداخت و چند پاسگاه ژاندارمری را خلع سلاح نمود. اما سرانجام پس از جدایی همراهان و وعدهٔ امان یافتن در صورت تسلیم از سوی اسداللّه عَلَم و شاه، در دادگاه نظامی محاکمه و محکوم به اعدام شد. حکم تیرباران وی در ۱۷ آبان ۱۳۴۵ در پادگان باغ تخت شیراز به اجرا درآمد.
بهزعم نگارنده، دانشور این واقعه را با زندگی خسرو قشقایی ترکیب کرده و تحت عنوان «ملک سهراب» از آن یا میکند. «وقتی نویسندهٔ سووشون دربارهٔ ملک سهراب که پشیمان و پریشان از میان کوهها بازگشته است مینویسد، دلیل یاغی شدن او را عذاب وجدان ناشی از برادرکشی در سمیرم و بیعقلی ملک سهراب مینگارد.» وی پس از آن در چند فصل تلاش میکند که ملک سهراب را از چشم خواننده بیندازد. اقدام او را «بیموقع» و ناشی از «جوشیدن رگ ایلیاتی» میداند. سپس توصیفهایی در مورد بیبی همدم، مادر ملک سهراب، مینویسد که باز با واقعیت تعارض دارد. و درنهایت حرکت بهمن بهادری و نحوهٔ تیربارانش را «مضحکهای رقتبار» توصیف میکند (صص ۱۸۹-۲۰۳).
نویسنده معتقد است که دانشور «خوانشی نارسا و ناراست» از مبارزات بهمن و سایر جوانان ایلیاتی در دههٔ چهل در برابر نیروهای نظامی حکومت ارائه کرده است. بهزعم وی بهمن واجد خصلتی بود که از شیوهٔ زیست و دیدگاهش به جهان برمیآمد. در نظرش جهانی سراسر بیمعنا بود که باید در مقابلش میایستاد. او میدانست شکستش اجتنابناپذیر است و فرجام خوشی ندارد. بزرگی کار او و عظمت کار تمام مبارزان راه آزادی نیز در همین امر نهفته است. بهمن آگاه بود که یاغیگری توان برملا کردن نارسایی و نابسندگی جهان موجود را دارد، لذا میخواست همین فرجام و همین ناتوانی از حل شدن در جهان بیمعنا را از طریق قیام و اعتراض به همگان نشان دهد (ص۲۲۰).
در بخش پایانی کتاب، نویسنده ضمن بررسی ویژگیهای رمان رئالیستی (واقعگرا)، با ذکر دلایل ذیل معتقد است سووشون نهتنها یک اثر واقعگرا نیست بلکه در مقابل واقعگرایی قرار دارد.
دانشور دربارهٔ سرکوب ایلات و عشایر سکوت میکند و هیچ تصویری از زیست دشوار ایلات در کنار شهریها زیر لوای حکومتنظامی و واقعیت ایران دههٔ بیست به دست نمیدهد.
درحالیکه در نوشتار واقعگرا کشف و شهود و پیشبینی پذیرفته نیست، در این رمان نویسنده قدرت پیشگویی دارد، مانند مرگ یوسف قهرمان رمان و یا سرانجام ملک سهراب.
آفریدن شخصیتی قهرمانگونه به نام یوسف که صاحب وجاهت ملّی و شخصیتی باب طبع عموم است که همه در خدمت او هستند و همهٔ راهها به درستکار بودن او و خطاکار بودن دیگران ختم میشود. بنا به نظر نویسنده، مراد دانشور از یوسف، همسرش جلال آلاحمد است که او را «آخوندزادهای پُرغرور» میداند که مراحل روشنفکری را قدمبهقدم طی کرده و فریب نمیخورد. قریب بهاتفاق منتقدان هم یوسف را برگرفته از سیاوش، یوسف پیامبر و آلاحمد میدانند.
ساختن شخصیتهایی که در واقعیت فردیت حقیقی دارند و یافتن سند و مدرک دربارهٔ آنها دشوار نیست. مانند: ملک سهراب، ملک رستم و بیبی همدم و…
نگاه نویسنده به ایلات و عشایر همان نگاه حکومت پهلوی است. سووشون بهتمامی سمت حکومت و ارتش پهلوی ایستاده و این موضع را هم انکار نمیکند.
سووشون زمانی منتشر شد که آزادی و حرکت از ایلات و عشایر گرفته شده و سران آنان یا تبعید و یا اعدام شده بودند. در آن روزگار، سووشون با ظرافت و زیبایی ضربهٔ دیگری را بر تن ایلات و عشایر فرود آورد؛ با ظرافتی آمیخته به عطر و بو و لهجهٔ شیرازی و شراب شیراز و باغ و راغ و مبارزه و روشنفکری پرطرفدار آلاحمدی. علاوه بر این، سرشار از تناقض و آمیخته به سرزنشی عمیق است.
سووشون دغدغهٔ نویسندهٔ شهری است که دغدغهاش روشنفکری دههٔ چهل خورشیدی است. سووشون بر اندیشهٔ آلاحمد تکیه میزند و از آن فراتر نمیرود. او هستی انسان ایلیاتی که قرنها در همسایگیاش زیسته و برای زنده ماندنش مبارزه کرده و تمام نیروهای عالم در برابرش ایستادهاند تا از حرکت بازش دارند نادیده میگیرد. او هیچ تصوری از فلسفهٔ زیستن در طبیعت و آزادی در حرکت و کوچ ندارد، به همین سبب تمام مبارزات و ایستادگی ایلیاتیها را به قدرتطلبی و جاهطلبی تعبیر کرده است.
در سووشون افق تاریخ و دموکراسی بسته است و تکصدایی است و هیچ صدایی بهجز یوسف به گوش نمیرسد مگر صدای مخدوش و تحریفشده.
👁🗨
#چاغداش
۴/شهریور/۱۴۰۴
#چاغداش_رمان_سریال_سووشون
□سووشون پس از پنجاه سال
#منصور_نصیری_طیبی
معرفی کتاب:
پنجاه سال بعد سووشون؛ نقدی بر واقعگرایی رمان سووشون
نویسنده: شیرین کریمی
نشر نگاه معاصر، ۱۳۹۹
نویسنده در مقدمهی کتاب، هدف نوشتار خود را نقدی جامعهشناختی بر یک پدیدهٔ ادبی ذکر کرده است. وی در ادامه مینویسد سیمین دانشور پیوسته سووشون را بخشی از تاریخ دانسته و وقایع و اشخاص این رمان را برگرفته از واقعیت خوانده است. از همینروی، مقالههای علمی و پژوهشی بر اساس ویژگی واقعگرایی این رمان نوشته شده و در متنها و استنادات تاریخی به متن این رمان ارجاع میشود. او مینویسد: «در این نوشتار نشان میدهم سووشون یک داستان بلند غیرواقعگراست. سووشون لغزشها و تناقضهای اساسی دربارهٔ اشخاص، گروهها و وقایع تاریخی در ایالت فارس دارد.»(ص۱۱) وی علاوه بر این، معتقد است که علیرغم ادعای سیمین دانشور و منتقدان مختلف مبنی بر واقعگرایی و روایت تاریخ بودن، این رمان بهشدّت غیرواقعی و تخیّلیست. زیرا نویسنده در دام برنامهٔ سرکوب ایلات و عشایر از سوی حکومت پهلوی افتاده و ناآگاهانه همدست حکومت و نیروهایی میشود که از زمان تختهقاپوی(اسکان اجباری) رضاشاه تا برنامهٔ اصلاحات ارضی دههٔ چهل، تقلا و تلاش کرده بودند. ازاینرو، سووشون ایلات و عشایر فارس را طوری نشان داده که گویی جز «برادرکشی» و وحشیگری و تندروی و نوکری بیگانگان و برهمزدن نظم جهان نوپای «شهریها» کار دیگری ندارند. از همه مهمتر، قشقاییها و بویراحمدیها را فریبخورده و همدست انگلیس و برادرکش معرفی میکند، «مردمانی که در شمار اثرگذارترین و دیرپاترین نیروهای مبارز بر ضدّ نفوذ انگلیس در خاک ایران بودهاند» (صص ۱۶-۱۸).
نویسنده کتاب در بخشی به نام «اهمیت سووشون»، ضمن اشاره به اهمیت سووشون در ادبیات داستانی (یکی از ماندگارترین آثار ادبی فارسی)، پرفروش بودن (بیش از پانصد هزار نسخه در ۱۹ بار چاپ) و ترجمه به هفده زبان مختلف، به تشریح نظر منتقدان بیشمار دربارهٔ این رمان پرداخته است، که بهزعم نویسنده اغلب بر «واقعگرایی» و روایتگری تاریخی سووشون تأکید کردهاند (صص۲۱-۳۷).
شیرین کریمی در ادامه به «پیدایش سووشون» و چگونگی شکلگیری آن در سه دههٔ ۱۳۳۰،۱۳۲۰ و ۱۳۴۰ پرداخته (چاپ اول سووشون در تیرماه ۱۳۴۸ منتشر شد) و به شرایط سیاسی- اجتماعی فارس در آن دوران اشاره کرده است. در بخشی دیگر تحت عنوان «اینهمانی شخصیتها» معتقد است که اغلب شخصیتهای رمان سووشون از اطرافیان و نزدیکان سیمین دانشور هستند. درواقع یوسف تصویری از جلال آلاحمد، همسر دانشور، است (که به قول نویسنده، او در این کتاب پیشبینی مرگش را کرده است)، زری خود سیمین، دکتر عبدالله خان پدرش دکتر محمدعلی دانشور احیاءالسلطنه، خانم مسیحادم ترکیبی از خواهرش هما دانشور و خانم حکیمی قابلهٔ مریضخانهٔ مرسلین شیراز هستند. مک ماهون ایرلندی ترکیبی از یک نویسندهٔ ایرلندی که وی در دانشگاه هاروارد با او ملاقات کرده و ماژور مید سرگرد ایرلندیتبار ارتش بریتانیا در کنسولگری انگلیس در شیرازِ دوران والیگری دکتر مصدق در سال ۱۲۹۹ ش است که با ایشان روابط صمیمی داشته است. شخصیت سر جنت زیگلر هم ترکیبی از ماژور جکسن، رئیس شعبهٔ جاسوسی کنسولگری انگلیس، و فروشندهٔ شرکت زیگلر است. عزّتالدوله شخصیت منفی داستان زنی است از نوادگان حاج ابراهیمخان کلانتر و خاندان قوامالملک. گرچه این شخصیت مطابق حقیقی ندارد، ولی خاندان قوام الملک واقعی هستند. سیّد مطیعالدین نیز همان سیّد نورالدین حسینی الهاشمی، روحانی سرشناس و مخالف دکتر مصدق در دوران نهضت ملّی شدن صنعت نفت است. بیبیهمدم ترکیبی از خدیجه بیبی و فرخ بیبی(همسر و دختر صولتالدوله قشقایی)، ملک رستم ناصرخان قشقایی و ملک سهراب هم ترکیبی از خسرو خان قشقایی و بهمنخان بهادری قشقاییست. «درواقع در سووشون آدرسها بسیار سرراستاند؛ اما شخصیتهای داستانی بسیار ناراست » (صص ۳۸-۵۲).
کریمی در فصل بعد، تحت عنوان «سووشونخوانی» ابتدا شرحی دربارهٔ خاندانهای متنفذ و اوضاع سیاسی و اجتماعی فارس در سالهایی که سووشون مدعی روایت آن است با رجوع به اسناد و مدارکی که در دو دههٔ اخیر در این باره و بهویژه در ارتباط با ایل قشقایی منتشر شده پرداخته است. وی در مورد قضاوت دانشور درخصوص عملکرد قشقاییها در این دوران مینویسد: «نویسندهٔ سووشون داستانهایی دربارهٔ ایلات و عشایر مینویسد که نادقیق و تحریف شدهاند.
🎙 داوود حسن آقایی & سیروس فتحی
🎼 یاشیل ییلاق
🆔@illdash
امین عباسی شهردار خاوران با حکم استانداری فارس به عنوان سرپرست فرمانداری بختگان منصوب شد
💥 رسانه مجازی ائلداش
@illdash
قطعه جدید باش گرایلی
🎤 علیرضا جهانگیری
🎻 بهرام دلاور
پخش از رسانه مجازی ائلداش
@illdash
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی فرنگیس بیبی کشکولی
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۱۱/۲۵
*بخش ۳۳:
_کفن خسروخان،
_خسروخان تنها عضو اردو که با خود کفن داشت،
_تردید در راهی که خسروخان را از مهلکه نجات دهد،
_شاپوریان در اردو (شاپوریان نماینده دولت بود که در جلسه مذاکره در صبح درگیری به اسارت اردو درآمد)
_خسروخان: آزارِ اسیر، رسم ما قشقاییها نیست.
_شاپوریان با اهالی اردو مساعدت کرد،
_و ...
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۷/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی با زندهیاد حسینقلیخان فارسیمدان
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۳/۱۵
*بخش ششم:
_ خسروخان و خدیجه بیبی، ناصرخان، محمدحسینخان، ملکمنصورخان
_تفریحات خسروخان
_نقد بر خسروخان و خبط و خطای وی
_آشتی ناپذیری خسروخان با شاه
_پرهیز شدید از کشت و کشتار
_بازگشت به ایران و مواجهه با ساواک
_و....
*ادامه دارد
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۳۱/شهریور/۱۴۰۴
□بیانیهی جمعی از هنرمندان، دانشگاهیان، نمایندگان ادوار مجلس، فرهنگیان و دیگر اقشار مردم ایل قشقایی دربارهی تحریف تاریخ و تخریب فرهنگ ایل قشقایی در رمان و سریال سووشون
🎙مصطفی مرادی
🎼 دیش دع سنه گئردم....
🆔@illdash
نویسنده در ضمن اذعان میکند که اگر بخشهای مربوط به ایلات و عشایر و توصیفهای ناروا دربارهٔ شخصیتها را از متن سووشون حذف کنیم، سویههای زیباییشناسی و ادبی آن قابل توجه است، مانند وصف حال و هوای باغ خیالانگیز، روایت ورود جسد یوسف به باغ و…
وی در پایان در مورد ویژگیهای ادبیات حقیقی اظهار میداد که این ادبیات نمیتواند سرکوبگر باشد؛ سرکوبگر مردم آزادی که عاشقانه وطن خود را دوست دارند. «ادبیاتی که فهم و شعور شخصیتهای فرعی را قربانی شخصیت اصلی نکند، که در آن تمام حقیقت در نزد یک نفر نباشد، ادبیاتی که تمام انسانها را شایستهٔ بهره بردن از حقیقت بداند… ادبیات بی تبعیض و برابریطلب، ادبیاتی که فهم و شعور و هوش خوانندهاش را دستکم نگیرد.
ادبیاتی که تفاوتهای قومی و فرهنگی را نمایانگر غنای میراث آدمی بداند، ادبیاتی که در آن صدای همه به گوش برسد، ادبیات رهایی.» (صص۲۱۷-۲۳۰).
*این یادداشت پیشتر در مجله جهان کتاب مهر و آبان ۱۳۹۹ شماره۳۷۷و۳۷۸ منتشر شده است.
@chaghdash_q
نویسنده، نبرد سمیرم را جنگی “برادرکشی” میداند که قشقاییها با همدستی انگلیس علیه نظامیهای “مظلوم” به راه انداختند و قشقاییها را فریبخوردگانی معرفی میکند که گاه “به آلمانها چشمک میزنند” و گاه “با انگلیسیها ساخت و پاخت میکنند” و “هیتلر را امام زمان کردهاند” و پای آلمانیها را به ایران باز کردهاند.
ایلیاتیها را عامل ناامنی و افرادی جاهطلب، قدرتطلب و واپسگرا معرفی میکند.» وی برای نشان دادن واقعگرا بودن یا نبودن سووشون به بازخوانی تاریخ ایل قشقایی میپردازد که دانشور آدرسهایی سرراست از اشخاص حقیقی این خاندان در کتابش ارائه کرده است، ازجمله: نبرد تاریخی قشقاییها با انگلیسیها (نبرد ننیزک) در سال ۱۲۷۳ قمری در زمان ناصرالدینشاه، تشکیل اتحادیهٔ ایل خمسه برای مقابله با قدرت قشقاییها تحت رهبری خاندان قوامالملک، نقش صولتالدوله در حمایت از مشروطهخواهان و تعاملاتش با آنان، رویارویی صولتالدولهٔ قشقایی با نیروی انگلیسی پلیس جنوب در دوران جنگ جهانی اول، رابطهٔ دوستانه دکتر مصدق با صولتالدوله در دوران ششماههٔ والیگریاش در فارس، تبعید صولتالدوله و دیگر سران قشقایی به تهران، قتل صولتالدوله در زندان و در پی آن سرکوب قشقاییها از طریق خلع سلاح و اجرای برنامهٔ تختهقاپو و اسکان اجباری با اجحافات بیاندازهٔ نظامیان (صص۵۴-۹۶).
شیرین کریمی، ضمن ریشهیابی علل درگیرهای قشقاییها در سال ۱۳۲۲ ش و نبرد سمیرم، با رجوع به منابع مستند، معتقد است که دانشور طرفهای نبرد را درست تشخیص نداده و انگلیس و آلمان و قشقاییها و بویراحمدیها را در یک جبهه و نظامیان «مظلوم» را در طرف مقابل قرار داده است. زیرا نویسنده بهاحتمالزیاد تحت تأثیر مطالب برخی از روزنامهها و شایعات محافل شهری، از واقعیت بیاطلاع بوده است. علاوه بر این، بیشتر اسناد نبرد سمیرم ازجمله گزارشهای دولتی انگلیسیها، متن بازجوییهای نظامیان و خاطرات افرادی که در آن نبرد حضور داشتند، در دو دههٔ اخیر منتشر شده است و حکایت از غیر «رئلیستی» بودن سووشون دارد. وی در ادامه میافزاید که اگرچه بهظاهر نویسنده تلاش کرده است که ادعاهای دو طرف ایلیاتیها و نظامیها را بنویسد، اما درواقع روایتی تحریفشده از نبرد را شرح داده، موضعگیریها و سخنان یکطرف را در دهان طرف دیگر گذاشته و بهروشنی سمت ارتش ایستاده است. او با ایلات و عشایر همدلی نشان نداده، بلکه با نظامیان همدلی دارد. درواقع دانشور بدون توجه به استنادات تاریخی به شایعات در مورد این واقعه بسنده کرده، و تنها وقایع را از زبان یک ستوان ارتش (برادرش ستوان دانشور، مسئول تدارکات ستون سمیرم) بیان میکند و با این قطعیت که جنگ سمیرم یک توطئهٔ انگلیسی بوده است ذهن خواننده را به گمراهی میکشاند. از آن گذشته دانشور نهفقط در متن بلکه در گفتوگوهایش دربارهٔ رمان نیز میکوشد همدلی خواننده با نظامیها را برانگیزد.
در توضیح تناقضات یادشده، منتقد ابراز میدارد که دانشور اجحافات نظامیان و توهین و تحقیر آنان نسبت به مردم ایلات را، که موجب طغیان و دفاع آنان گردید، اصلن منعکس نکرده است. از آن گذشته اسنادی در دههٔ هشتاد خورشیدی منتشر شد که نشان میداد موضعگیریهایی که در این رمان بیان شده بر اساس شایعات و بریدهٔ روزنامههای دههٔ بیست بوده است. در نبرد سمیرم قشقاییها نهتنها به تحریک انگلیسیها و آلمانیها دست به جنگ و شورش نزدند، بلکه آنان در جبههٔ مقابل انگلیسیها قرار داشته و در دفاع از جان و هستی خود، خانواده و همایلیهایشان جنگیدند.
از دیگر تناقضات نگاه دانشور، قتل سرهنگ شقاقی بهوسیلهٔ قشقاییها و بویراحمدیهاست که پس از قرار گرفتن در حلقهٔ محاصره اتفاق افتاده است. این درحالی است که بر اساس اظهارات افسران بازماندهٔ نبرد سمیرم هیچکدام مرگ شقاقی را به چشم ندیدهاند. گزارشهایی وجود دارد که احتمال قتل شقاقی به دست نیرویهای خودی را تأیید میکند. تا آنجا که برخی از شاهدان عینی از اصابت گلوله از فاصلهٔ نزدیک و پشت سر سخن گفتهاند (صص ۱۵۵-۱۸۰).
در سووشون دو برادر قشقایی، ملکرستم و ملکسهراب، همهجا چادربهسر وارد میشوند. در فرهنگ ایرانی چادربهسری نوعی کنایه از ترس، ناتوانی و توهین است. نویسنده با چادربهسر کردن آنان قصد دارد در ذهن و تخیّل خواننده نوعی بیغیرتی و نداشتن عِرق و حمیّت سیاسی را به این دو تن نسبت دهد. همچنین دربارهٔ لباسهای بیبی همدم تعمداً از عباراتی کممایه استفاده میکند. گویا نویسنده هیچگونه زیبایی در لباس زنان ایلیاتی ندیده و تنها توصیف او از این لباس «تنبانهای گشاد» است (صص۹۷-۱۰۶).
فراز و نشیب عکاسی در ایلات و عشایر
گفتگو با حسن غفاری
حسین اسماعیلی، مرداد 1404
رسانه مجازی ائلداش
@illdash
/channel/illdash
صبح روز بیست و هشت مرداد دکتر شایگان به من تلفن کردند و گفتند که تعداد زیادی تلگراف از استان فارس آمده است که ما فرستندگان آنها را نمی شناسیم.
اگر شما وقت دارید برای یک ساعت به نخست وزیری بیایید تا ببینیم چه کسانی هستند و چه جوابی باید به آنها بدهیم.
@illdash
اتفاقا در آن روز من و همسرم، منزل عبدالحسین بهنیا مهمان بودیم. وقتی که به طرف خانه دکتر مصدق می رفتم در میان راه متوجه شدم که خیابان نادری شلوغ است.و عده ای با چوب و چماق دارند پنجره ها را می شکنند. از آنجا که اطلاعاتی هم دریافت کرده بودم مبنی بر اینکه احتمال دارد کودتا بشود ،
به نظرم آمد اینها مقدمه کودتایی است که قرار بود آمریکاییان انجام دهند. من رفتم حضور دکتر مصدق و گفتم شهر شلوغ است. در ضمن کامیونی که پر از پلیس بود همه یکصدا میگفتند زنده باد شاه مرگ بر مصدق. خیابان نادری هم شلوغ بود. مصدق کفت که سروان داور پناه را بگویید بیاید. او یکی از گارد های نخست وزیری بود
او آمد و مصدق گفت شما بروید جلو این بی نظمی خیابانی را بگیرید اما بدون خونریزی. او هم رفت در همین اثنا که آنجا نشسته بودم. به مصدق گفتند که کریم پور شیرازی تلفن کرده است و با شما کار ضروری دارد.
کریم پور گفت عده ای از منزل آیت ا... طباطبایی بیرون آمدند و داد می کشند. زنده باد شاه مرگ بر مصدق.
@illdash
دکتر مصدق از من خواست با تیمسار ریاحی رئیس ستاد و تیمسار محمودخان امینی رئیس کل ژاندارمری تماس بگیرم و ایشان را از وضع شهر مطلع کنم و بگویم اقداماتی هم انجام بدهند. من با ریاحی تماس گرفتم و گفتم که دکتر مصدق می گویند، شهر شلوغ است و مردم را آرام.کنید. ریاحی گفت نه آقا جان همه جا تحت کنترل است و.....
پیشنهاد خسروخان به مصدق
موقعی که من از در خانه مصدق بیرون می رفتم دیدم که خسروخان دارد وارد منرل می شود گفتم کجا می روی گفت پیش دکتر مصدق
گفتم صبر می کنم ببینم به چه نتیجه ای می رسی؟ مرحوم خسروخان پیش مصدق رفته و به او پیشنها کرده بود که با ما به فارس برود اما ایشان نپذیرفته بود بعد از اینکه خسروخان بیرون آمد گفتم چه کار می خواهی بکنی؟
گفت می خواهم پیش دکتر بمانم.
📚 برشی از کتاب یادمانده ها
خاطرات محمد حسین خان قشقایی
بزرگترین رسانه فرهنگی سیاسی قشقایی
🔸تلگرام
t.me/illdash
🔹اینستاگرام
https://instagram.com/illdash
#New_Music
🎙Davood Hasan Aghayi & siroos Fathi
🎼 Yashil Yeilagh
🔷 turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
معرفی «خانه خلاق عشایر» و برگزاری نشست «کوچ و کمان»
به گزارش رسانه مجازی ائلداش
در نهم مرداد ماه ، «خانه خلاق عشایر» در ارگ کریم خان زند بهعنوان نخستین مرکز تخصصی نوآوری، فرهنگ و اقتصاد خلاق در زیست بوم عشایری ایران، با برگزاری رویدادی فرهنگی در راستای معرفی و حفظ میراث ناملموس ، با عنوان «کوچ و کمان: تاریخ مبارزات ایلات جنوب» دومین رویداد خود را از سلسله رویدادها ،پس از آغاز فعالیت برگزار کرد .
این مرکز که در استان فارس راهاندازی شده، با هدف پیوند میان دانش بومی و ظرفیتهای نوآورانه، بستری برای شناسایی، پرورش و عرضه توانمندیهای فرهنگی، هنری و تولیدی جوامع عشایری ایران ، بهویژه ایلات فارس فراهم کرده است. خانه خلاق عشایر با حمایت از کارآفرینان، هنرمندان، روایت گران فرهنگی و فعالان اجتماعی عشایری، در مسیر توسعه صنایع فرهنگی و خلاق گام برمیدارد و فضایی برای گفتوگو، تبادل تجربه و تقویت هویت بومی ایجاد میکند.
«کوچ و کمان»: بازخوانی تاریخ مقاومت ایلات جنوب
رویداد «کوچ و کمان» که همزمان در سالروز مشروطیت با هدف بازخوانی بخشی کمتر شنیده شده از تاریخ معاصر ایران ، در محل خانه خلاق عشایر واقع در ارگ کریمخان زند برگزار شد. این نشست روایتگر مقاومت، ایستادگی و دفاع از هویت ملی در قالب مبارزات تاریخی ایلات جنوب، بهویژه ایل قشقایی، بود.
هدف اصلی این نشست، زنده کردن حافظه تاریخی نسلها، روایت گری مردمی، تقویت غرور قومی و ملی، و یادآوری نقش ایلات و اقوام در صیانت از سرزمین ایران در بزنگاه های تاریخی بود.
سخنرانان اصلی نشست:
خیام جوکار – مدیر پنل گفتگو محور و پژوهشگر
منصور نصیری طیبی – نویسنده،محقق و پژوهشگر
دکتر شفیعی سروستانی – پژوهشگر حوزه هویت و تمدن ایرانی
محسن رجایی پناه — پژوهشگر و راوی تاریخی
به گزارش ائلداش در این نشست که با حضور استادان، پژوهشگران و راویان برجسته فرهنگ عشایری برگزار شد و در فضایی علمی، فرهنگی و مشارکتی تلاش شد میراث مبارزاتی و فرهنگی ایلات به زبان خودشان ثبت و بازگو شود.
این برنامه بخشی از پروژه فرهنگی خانه خلاق عشایر با رویکردی مردمی و آیندهنگر است و در مسیر احیای روایت های بومی و تقویت سرمایه فرهنگی اقوام ایرانی گام برمیدارد.
💥 رسانه مجازی ائلداش
@illdash
#New_Music
🎤 Masoud Saberi
🎼 san siz
🔷turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel