2517
ائلداش بزرگترین رسانه فرهنگی،سیاسی قشقایی ادمین ها @illdash_admin @Abutaleb19 📚کتابفروشی قشقایی @qashqai_book سروش sapp.ir/illdash آپارات Www.aparat.com/illdash اینستاگرام https://instagram.com/illdash کد شامد 1_1_68499_61_4_1
👁🗨
#چاغداش
۳/آذر/۱۴۰۴
□فراخوان مهم پژوهشی: اسناد تاریخی قشقایی
#دکتر_بابک_زیلاب_پور
عقدنامههای ازدواج در جامعهی قشقایی از ارزشمندترین اسناد تاریخیاند، زیرا پشت ظاهر حقوقیِ سادهشان، ساختار خویشاوندی، جایگاه زن و مرد، نقش ریشسفیدان، شیوهی تنظیم روابط میان تیرهها و باورهای آیینی ایل ثبت شده است. در واژگان، دعاها، ضمانتها و نام شهود، میتوان ردّ سنتهای بلهبرون، منطق مهریه، اقتصاد خانوادگی و حتی لحن ادبی و جهاننگری قشقایی را بازیافت. این سندها برای پژوهشگر فقط عقدنامه نیستند؛ بلکه فشردهای از تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایلاند که هیچ منبع دیگری با چنین دقت و بیواسطگی ثبت نکرده است.
نگاهداشت و بهرهگیری پژوهشی از آنها میتواند گامی مهم در شناخت چندجانبهی ایل قشقایی باشد.
اینجانب بابک زیلابپور، برای یک پژوهش علمی و فرهنگی در جستار تاریخ اجتماعی و اسناد عقدنامههای ایل قشقایی نیازمند همکاری شما همایلیهای گرامی هستم.
اگر سندی (حتی نسخهای کپی یا عکس) از سند ازدواج و عقدنامهی خانوادگی یا دودمانهای پیشین را در اختیار دارید، سپاسگزارتان خواهم بود اگر با فرستادن آن برای من، این فرصت را برای ثبت و حفظ این میراث تاریخی مغتنم بشمارید. نام شما به عنوان اهداکننده عقدنامه در پژوهش ثبت میشود و از محتوای تاریخی سند برای پژوهش استفاده خواهد شد.
برای همکاری یا کسب اطلاعات بیشتر، لطفاً با من به شمارهی ۰۹۱۳۸۲۱۵۰۵۶ تماس بگیرید، و یا در واتساپ پیام بگذارید. پیشاپیش از همکاری شما قدردانی میکنم.
باسپاس بابک زیلابپور، پژوهشگر تاریخ قشقایی
@chaghdash_q
جهت اطلاع ....
⭕️برای داشتن مغز جوان تر به چند زبان صحبت کنید..
🔸پژوهشی بر روی بیش از ۸۰ هزار نفر نشان داده است که صحبت کردن به چند زبان میتواند روند پیری مغز را آهسته کرده و به جلوگیری از زوال شناختی کمک کند.
🔸این پژوهش نشان میدهد افرادی که چندزبانه هستند، نیمی از احتمال بروز نشانههای پیری زیستی تسریعشده را دارند در مقایسه با کسانی که تنها به یک زبان صحبت میکنند.
🔸پژوهشگران دریافتند افرادی که تنها به یک زبان صحبت میکنند، دو برابر بیشتر احتمال دارد که شکاف سنی زیسترفتاری بالایی داشته باشند.
🔸پژوهشگران امیدوارند یافتههای آنها بتواند سیاستگذاران را ترغیب کند تا آموزش زبان های مختلف را در نظامهای آموزشی گسترش دهند.
🆔@illdash
منده سیغار ایکی جهان، من بو جهانه سیغمازام،
گؤوهری لامکان منم، کؤن و مکانه سیغمازام
عرشله فرش و کاف و نون، منده بولوندو جمله چون،
کس سؤزونووو ابصم اول، شرح و بیانه سیغمازام
کؤن و مکاندیر آیتیم، ذاتی دورور بدایتیم،
سن بو نیشانلا بیل منی، بیل کی، نیشانه سیغمازام
کیمسه گمان و ظن ایله اولمادی حق ایله بیلیش،
حقی بیلن بیلیر کی، من ظن و گمانه سیغمازام
صورته باخ و معنی نی صورت ایچینده تانی کیم،
جسم ایله جان منم ولی، جسم ایله جانه سیغمازام
هم صدفم، هم اینجییم، حشرو صراط اسینجییم،
بونجا قوماش و رخت ایله من بو دکانه سیغمازام
گنجی-نهان منم من اوش، عئینی-عیان منم، من اوش،
گؤوهری-کان منم من اوش، بحرو و کانه سیغمازام
گرچی محیطی-اعظمم، آدیم آدمدیر، آدمم،
دار ایله کون فکان منم، من بو مکانه سیغمازام
جان ایله هم جهان منم، دهر ایله هم زامان منم،
گؤر بو لطیفئیی کی من، دهرو زمانه سیغمازام
انجم ایله فلک منم، وحی ایله هم ملک منم،
چک دیلینی و ابصم اول من بو لیسانه سیغمازام
ذره منم، گونش منم، چار ایله پنج و شش منم،
صورتی گؤر بیان ایله، چونکی بیانه سیغمازام
ذات ایله هم صفاتیله، قدریله هم براتیله،
گل شکرم هم نباتیله، بسته دهانه سیغمازام
شهد منم، شکر منم، شمس منم، قمر منم
روح روان باغیشلارام روح و روانه سیغمازام
ناره یانان شجر منم، چرخه چیخان حجر منم،
گؤر بو اودون زبانه سین، من بو زبانه سیغمازام
گر چی بو گون نسیمی یم، هاشمی یم، قریشی یم
مندن اولودور آیتیم، آیته شانه سیغمازام
سیغماز : جا نشدن
📝 شاعر عمادالدین نسیمی
🆔@illdash
قطعه جدید باش گرایلی
🎤 علیرضا جهانگیری
🎻 بهرام دلاور
پخش از رسانه مجازی ائلداش
@illdash
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی امین معصومی
بازنشر، نشر نخست: ۱۳۹۹/۹/۳
بخش بیست و نهم:
دستگیری خسروخان قشقایی
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی با داریوش معصومی
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۱/۱۵
*بخش سوم:
_خسرو قشقایی و ثریا اسفندیاری،
_ناصرخان قشقایی نگران جوانان قشقایی بودند،
_خسروخان قشقایی در قوطی سیگار به دختر مالک زیمنس هروئین هدیه می دهد،
_پروپاگاندای ژورنالیسم پهلوی،
_و ....
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۷/مهر/۱۴۰۴
□گفتوگوی کامبیز نجفی با زندهیاد حسینقلیخان فارسیمدان
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۳/۱۵
*بخش پنجم:
_خصلت های فردی خسروخان.
_آیا خسروخان نیت درگیری با جمهوری اسلامی داشت؟
_امام خمینی(ره): شما جای بچه های من هستید، بروید فارس را درست کنید! _حمایت اکید ناصرخان و خسروخان از انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)
_نقش کمونیست ها در مخالفت با خسروخان.
_چرا خسروخان ازدواج نکرد؟
_و....
@chaghdash_q
حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا
قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلیزه !
منیم دا بیر آدیم گلسین دیلیزه
حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا
کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا
بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله
آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله
بایرام یئلى چارداخلارى ییخاندا
نوْروز گوْلى ، قارچیچکى ، چیخاندا
آغ بولوتلار کؤینکلرین سیخاندا
بیزدن ده بیر یاد ائلییه ن ساغ اوْلسون
دردلریمیز قوْى دیّکلسین ، داغ اوْلسون
🆔@illdash
#New_Music
🎙Hossein Rostami
🎼 Jiran ...
🔷 turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#new_music
🎙Tural Sedalı
🎼 Gal Yanoma
🔹Azerbaijan turkish music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#new_music
🎤 Mostafa Moradi
🔷turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
از دیگر موارد ناروای روایت سووشون، تبدیل شخصیت ملک سهراب از خسرو قشقاییِ سال ۱۳۲۲ به بهمن قشقاییِ سال ۱۳۴۵ است. بهمن بهادری قشقایی فرزند سهرابخان و خواهرزادهٔ ناصرخان و خسروخان قشقایی بود که در انگلستان تحصیل میکرد. وی با بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۴ قیامی به راه انداخت و چند پاسگاه ژاندارمری را خلع سلاح نمود. اما سرانجام پس از جدایی همراهان و وعدهٔ امان یافتن در صورت تسلیم از سوی اسداللّه عَلَم و شاه، در دادگاه نظامی محاکمه و محکوم به اعدام شد. حکم تیرباران وی در ۱۷ آبان ۱۳۴۵ در پادگان باغ تخت شیراز به اجرا درآمد.
بهزعم نگارنده، دانشور این واقعه را با زندگی خسرو قشقایی ترکیب کرده و تحت عنوان «ملک سهراب» از آن یا میکند. «وقتی نویسندهٔ سووشون دربارهٔ ملک سهراب که پشیمان و پریشان از میان کوهها بازگشته است مینویسد، دلیل یاغی شدن او را عذاب وجدان ناشی از برادرکشی در سمیرم و بیعقلی ملک سهراب مینگارد.» وی پس از آن در چند فصل تلاش میکند که ملک سهراب را از چشم خواننده بیندازد. اقدام او را «بیموقع» و ناشی از «جوشیدن رگ ایلیاتی» میداند. سپس توصیفهایی در مورد بیبی همدم، مادر ملک سهراب، مینویسد که باز با واقعیت تعارض دارد. و درنهایت حرکت بهمن بهادری و نحوهٔ تیربارانش را «مضحکهای رقتبار» توصیف میکند (صص ۱۸۹-۲۰۳).
نویسنده معتقد است که دانشور «خوانشی نارسا و ناراست» از مبارزات بهمن و سایر جوانان ایلیاتی در دههٔ چهل در برابر نیروهای نظامی حکومت ارائه کرده است. بهزعم وی بهمن واجد خصلتی بود که از شیوهٔ زیست و دیدگاهش به جهان برمیآمد. در نظرش جهانی سراسر بیمعنا بود که باید در مقابلش میایستاد. او میدانست شکستش اجتنابناپذیر است و فرجام خوشی ندارد. بزرگی کار او و عظمت کار تمام مبارزان راه آزادی نیز در همین امر نهفته است. بهمن آگاه بود که یاغیگری توان برملا کردن نارسایی و نابسندگی جهان موجود را دارد، لذا میخواست همین فرجام و همین ناتوانی از حل شدن در جهان بیمعنا را از طریق قیام و اعتراض به همگان نشان دهد (ص۲۲۰).
در بخش پایانی کتاب، نویسنده ضمن بررسی ویژگیهای رمان رئالیستی (واقعگرا)، با ذکر دلایل ذیل معتقد است سووشون نهتنها یک اثر واقعگرا نیست بلکه در مقابل واقعگرایی قرار دارد.
دانشور دربارهٔ سرکوب ایلات و عشایر سکوت میکند و هیچ تصویری از زیست دشوار ایلات در کنار شهریها زیر لوای حکومتنظامی و واقعیت ایران دههٔ بیست به دست نمیدهد.
درحالیکه در نوشتار واقعگرا کشف و شهود و پیشبینی پذیرفته نیست، در این رمان نویسنده قدرت پیشگویی دارد، مانند مرگ یوسف قهرمان رمان و یا سرانجام ملک سهراب.
آفریدن شخصیتی قهرمانگونه به نام یوسف که صاحب وجاهت ملّی و شخصیتی باب طبع عموم است که همه در خدمت او هستند و همهٔ راهها به درستکار بودن او و خطاکار بودن دیگران ختم میشود. بنا به نظر نویسنده، مراد دانشور از یوسف، همسرش جلال آلاحمد است که او را «آخوندزادهای پُرغرور» میداند که مراحل روشنفکری را قدمبهقدم طی کرده و فریب نمیخورد. قریب بهاتفاق منتقدان هم یوسف را برگرفته از سیاوش، یوسف پیامبر و آلاحمد میدانند.
ساختن شخصیتهایی که در واقعیت فردیت حقیقی دارند و یافتن سند و مدرک دربارهٔ آنها دشوار نیست. مانند: ملک سهراب، ملک رستم و بیبی همدم و…
نگاه نویسنده به ایلات و عشایر همان نگاه حکومت پهلوی است. سووشون بهتمامی سمت حکومت و ارتش پهلوی ایستاده و این موضع را هم انکار نمیکند.
سووشون زمانی منتشر شد که آزادی و حرکت از ایلات و عشایر گرفته شده و سران آنان یا تبعید و یا اعدام شده بودند. در آن روزگار، سووشون با ظرافت و زیبایی ضربهٔ دیگری را بر تن ایلات و عشایر فرود آورد؛ با ظرافتی آمیخته به عطر و بو و لهجهٔ شیرازی و شراب شیراز و باغ و راغ و مبارزه و روشنفکری پرطرفدار آلاحمدی. علاوه بر این، سرشار از تناقض و آمیخته به سرزنشی عمیق است.
سووشون دغدغهٔ نویسندهٔ شهری است که دغدغهاش روشنفکری دههٔ چهل خورشیدی است. سووشون بر اندیشهٔ آلاحمد تکیه میزند و از آن فراتر نمیرود. او هستی انسان ایلیاتی که قرنها در همسایگیاش زیسته و برای زنده ماندنش مبارزه کرده و تمام نیروهای عالم در برابرش ایستادهاند تا از حرکت بازش دارند نادیده میگیرد. او هیچ تصوری از فلسفهٔ زیستن در طبیعت و آزادی در حرکت و کوچ ندارد، به همین سبب تمام مبارزات و ایستادگی ایلیاتیها را به قدرتطلبی و جاهطلبی تعبیر کرده است.
در سووشون افق تاریخ و دموکراسی بسته است و تکصدایی است و هیچ صدایی بهجز یوسف به گوش نمیرسد مگر صدای مخدوش و تحریفشده.
#new_music
🎙Keyvan Naseri
🎼 Gal guzalim
🔹Azerbaijan turkish music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#New_Music
🎙Rouhollah Behbudi
🎼 Nazle Delbar
🔷 turkish qashqai music
🆔 illdash qashqai telegram channel
#New_Music
🎙Sami Yusuf
🎼 Man bu jahana...
🔷 Azerbaijan turkish music
🆔 illdash qashqai telegram channel
یکی از ایلات تُرک که در اواخر قاجار در فارس حضور فعال داشتند، بهارلوها بودند که در پی سیاست های دولت قاجار با چند ایل دیگر به عنوان ایلات خمسه شناخته می شدند و قوام الملک(از نوادگان ابراهیمخان کلانتر و از نزدیکان انگلیس) از طرف دولت مرکزی، ریاست آن را برعهده داشت، اما بهارلوها کمتر با سیاست های قوام الملک همراهی داشتند و در طول جنگ جهانی اول در کنار قشقایی ها با انگلیسی ها می جنگیدند.
در همین ارتباط عبدالحسینخان بهارلو به صولتالدوله؛ ایلخان ایل قشقایی می نویسد: به ما خبر رسید که انگلیس به تازگی عده زیادی هندی از راه کرمان و بندرعباس وارد کردهاند و هندیها در لباس مکاری عازم شیرازند. چون این کار آنها بر خلاف قرارداد با شماست، ناچار به نظامیان هندی که لباس قاطرچی داشتند، حمله بردیم ... پس از چند ساعت مبارزه شکست خوردند و فرار کردند. ۴۰ قبضه تفنگ و ۷۰ زین اسب نصیب ما شد. برای اطلاع شما نوشتم که بدانید حضرات میخواهند در پنهان، قوای زیادی جمعآوری و همین که مهیا شدند، همه ما را مغلوب و منکوب نمایند. منتظر دستور شما هستم. صولتالدوله نیز در جواب، آنان را به نزد خویش فرامیخواند.
مابرلی(ژنرال انگلیسی) در کتابش مینویسد: در واقع گروهی از بهارلوها، یکی از ایلات خمسه در کنار صولتالدوله و برضد ما نبرد میکردند. بنابراین علیرغم همکاری قوام با انگلیسیها، بهارلوها و دیگر طوایف ایلات خمسه مانند ایل باصری و ایل عرب به نبرد و درگیری با پلیس جنوب پرداختند.
منبع : کتاب عملیات در ایران جنگ جهانی اول 1919- 1914
نویسنده: جیمزفردریک مابرلی؛ ترجمه کاوه بیات
🆔@illdash
قطعه جدید باش گرایلی
🎤 علیرضا جهانگیری
🎻 بهرام دلاور
پخش از رسانه مجازی ائلداش
@illdash
.
👁🗨
#چاغداش
۸/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی فرنگیس بیبی کشکولی
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۱۱/۲۵
*بخش ۳۳:
_کفن خسروخان،
_خسروخان تنها عضو اردو که با خود کفن داشت،
_تردید در راهی که خسروخان را از مهلکه نجات دهد،
_شاپوریان در اردو (شاپوریان نماینده دولت بود که در جلسه مذاکره در صبح درگیری به اسارت اردو درآمد)
_خسروخان: آزارِ اسیر، رسم ما قشقاییها نیست.
_شاپوریان با اهالی اردو مساعدت کرد،
_و ...
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۷/مهر/۱۴۰۴
#تاریخ_شفاهی_چاغداش
□گفتوگوی کامبیز نجفی با زندهیاد حسینقلیخان فارسیمدان
بازنشر، نشر نخست: ۱۴۰۰/۳/۱۵
*بخش ششم:
_ خسروخان و خدیجه بیبی، ناصرخان، محمدحسینخان، ملکمنصورخان
_تفریحات خسروخان
_نقد بر خسروخان و خبط و خطای وی
_آشتی ناپذیری خسروخان با شاه
_پرهیز شدید از کشت و کشتار
_بازگشت به ایران و مواجهه با ساواک
_و....
*ادامه دارد
@chaghdash_q
.
👁🗨
#چاغداش
۳۱/شهریور/۱۴۰۴
□بیانیهی جمعی از هنرمندان، دانشگاهیان، نمایندگان ادوار مجلس، فرهنگیان و دیگر اقشار مردم ایل قشقایی دربارهی تحریف تاریخ و تخریب فرهنگ ایل قشقایی در رمان و سریال سووشون
🎙مصطفی مرادی
🎼 دیش دع سنه گئردم....
🆔@illdash
نویسنده در ضمن اذعان میکند که اگر بخشهای مربوط به ایلات و عشایر و توصیفهای ناروا دربارهٔ شخصیتها را از متن سووشون حذف کنیم، سویههای زیباییشناسی و ادبی آن قابل توجه است، مانند وصف حال و هوای باغ خیالانگیز، روایت ورود جسد یوسف به باغ و…
وی در پایان در مورد ویژگیهای ادبیات حقیقی اظهار میداد که این ادبیات نمیتواند سرکوبگر باشد؛ سرکوبگر مردم آزادی که عاشقانه وطن خود را دوست دارند. «ادبیاتی که فهم و شعور شخصیتهای فرعی را قربانی شخصیت اصلی نکند، که در آن تمام حقیقت در نزد یک نفر نباشد، ادبیاتی که تمام انسانها را شایستهٔ بهره بردن از حقیقت بداند… ادبیات بی تبعیض و برابریطلب، ادبیاتی که فهم و شعور و هوش خوانندهاش را دستکم نگیرد.
ادبیاتی که تفاوتهای قومی و فرهنگی را نمایانگر غنای میراث آدمی بداند، ادبیاتی که در آن صدای همه به گوش برسد، ادبیات رهایی.» (صص۲۱۷-۲۳۰).
*این یادداشت پیشتر در مجله جهان کتاب مهر و آبان ۱۳۹۹ شماره۳۷۷و۳۷۸ منتشر شده است.
@chaghdash_q
نویسنده، نبرد سمیرم را جنگی “برادرکشی” میداند که قشقاییها با همدستی انگلیس علیه نظامیهای “مظلوم” به راه انداختند و قشقاییها را فریبخوردگانی معرفی میکند که گاه “به آلمانها چشمک میزنند” و گاه “با انگلیسیها ساخت و پاخت میکنند” و “هیتلر را امام زمان کردهاند” و پای آلمانیها را به ایران باز کردهاند.
ایلیاتیها را عامل ناامنی و افرادی جاهطلب، قدرتطلب و واپسگرا معرفی میکند.» وی برای نشان دادن واقعگرا بودن یا نبودن سووشون به بازخوانی تاریخ ایل قشقایی میپردازد که دانشور آدرسهایی سرراست از اشخاص حقیقی این خاندان در کتابش ارائه کرده است، ازجمله: نبرد تاریخی قشقاییها با انگلیسیها (نبرد ننیزک) در سال ۱۲۷۳ قمری در زمان ناصرالدینشاه، تشکیل اتحادیهٔ ایل خمسه برای مقابله با قدرت قشقاییها تحت رهبری خاندان قوامالملک، نقش صولتالدوله در حمایت از مشروطهخواهان و تعاملاتش با آنان، رویارویی صولتالدولهٔ قشقایی با نیروی انگلیسی پلیس جنوب در دوران جنگ جهانی اول، رابطهٔ دوستانه دکتر مصدق با صولتالدوله در دوران ششماههٔ والیگریاش در فارس، تبعید صولتالدوله و دیگر سران قشقایی به تهران، قتل صولتالدوله در زندان و در پی آن سرکوب قشقاییها از طریق خلع سلاح و اجرای برنامهٔ تختهقاپو و اسکان اجباری با اجحافات بیاندازهٔ نظامیان (صص۵۴-۹۶).
شیرین کریمی، ضمن ریشهیابی علل درگیرهای قشقاییها در سال ۱۳۲۲ ش و نبرد سمیرم، با رجوع به منابع مستند، معتقد است که دانشور طرفهای نبرد را درست تشخیص نداده و انگلیس و آلمان و قشقاییها و بویراحمدیها را در یک جبهه و نظامیان «مظلوم» را در طرف مقابل قرار داده است. زیرا نویسنده بهاحتمالزیاد تحت تأثیر مطالب برخی از روزنامهها و شایعات محافل شهری، از واقعیت بیاطلاع بوده است. علاوه بر این، بیشتر اسناد نبرد سمیرم ازجمله گزارشهای دولتی انگلیسیها، متن بازجوییهای نظامیان و خاطرات افرادی که در آن نبرد حضور داشتند، در دو دههٔ اخیر منتشر شده است و حکایت از غیر «رئلیستی» بودن سووشون دارد. وی در ادامه میافزاید که اگرچه بهظاهر نویسنده تلاش کرده است که ادعاهای دو طرف ایلیاتیها و نظامیها را بنویسد، اما درواقع روایتی تحریفشده از نبرد را شرح داده، موضعگیریها و سخنان یکطرف را در دهان طرف دیگر گذاشته و بهروشنی سمت ارتش ایستاده است. او با ایلات و عشایر همدلی نشان نداده، بلکه با نظامیان همدلی دارد. درواقع دانشور بدون توجه به استنادات تاریخی به شایعات در مورد این واقعه بسنده کرده، و تنها وقایع را از زبان یک ستوان ارتش (برادرش ستوان دانشور، مسئول تدارکات ستون سمیرم) بیان میکند و با این قطعیت که جنگ سمیرم یک توطئهٔ انگلیسی بوده است ذهن خواننده را به گمراهی میکشاند. از آن گذشته دانشور نهفقط در متن بلکه در گفتوگوهایش دربارهٔ رمان نیز میکوشد همدلی خواننده با نظامیها را برانگیزد.
در توضیح تناقضات یادشده، منتقد ابراز میدارد که دانشور اجحافات نظامیان و توهین و تحقیر آنان نسبت به مردم ایلات را، که موجب طغیان و دفاع آنان گردید، اصلن منعکس نکرده است. از آن گذشته اسنادی در دههٔ هشتاد خورشیدی منتشر شد که نشان میداد موضعگیریهایی که در این رمان بیان شده بر اساس شایعات و بریدهٔ روزنامههای دههٔ بیست بوده است. در نبرد سمیرم قشقاییها نهتنها به تحریک انگلیسیها و آلمانیها دست به جنگ و شورش نزدند، بلکه آنان در جبههٔ مقابل انگلیسیها قرار داشته و در دفاع از جان و هستی خود، خانواده و همایلیهایشان جنگیدند.
از دیگر تناقضات نگاه دانشور، قتل سرهنگ شقاقی بهوسیلهٔ قشقاییها و بویراحمدیهاست که پس از قرار گرفتن در حلقهٔ محاصره اتفاق افتاده است. این درحالی است که بر اساس اظهارات افسران بازماندهٔ نبرد سمیرم هیچکدام مرگ شقاقی را به چشم ندیدهاند. گزارشهایی وجود دارد که احتمال قتل شقاقی به دست نیرویهای خودی را تأیید میکند. تا آنجا که برخی از شاهدان عینی از اصابت گلوله از فاصلهٔ نزدیک و پشت سر سخن گفتهاند (صص ۱۵۵-۱۸۰).
در سووشون دو برادر قشقایی، ملکرستم و ملکسهراب، همهجا چادربهسر وارد میشوند. در فرهنگ ایرانی چادربهسری نوعی کنایه از ترس، ناتوانی و توهین است. نویسنده با چادربهسر کردن آنان قصد دارد در ذهن و تخیّل خواننده نوعی بیغیرتی و نداشتن عِرق و حمیّت سیاسی را به این دو تن نسبت دهد. همچنین دربارهٔ لباسهای بیبی همدم تعمداً از عباراتی کممایه استفاده میکند. گویا نویسنده هیچگونه زیبایی در لباس زنان ایلیاتی ندیده و تنها توصیف او از این لباس «تنبانهای گشاد» است (صص۹۷-۱۰۶).