institutetehran | Unsorted

Telegram-канал institutetehran - اندیشکده تهران | Tehran Institute

9822

اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com

Subscribe to a channel

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐مخاطرات پیدا و پنهان هند از جنگ ایران چیست؟
▪️نشنال اینترست

#مطالعات_جنوب_آسیا
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸هند از اتخاذ موضع رسمی به نفع یکی از طرف‌های جنگ ایران خودداری کرد و همچنان در جایگاه ناظر باقی مانده است؛ در حالی که تمرکز اصلی‌اش بر تضمین عبور کشتی‌هایش از تنگه هرمز قرار دارد. با این حال، فراتر از نگرانی‌های مربوط به امنیت انرژی و غذا، دهلی‌نو منافع مهمی در نتایج این جنگ و مسیر آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا دارد.

🔹کارشناسان هندی، رسانه‌های جریان اصلی و دیپلمات‌های پیشین این کشور، اغلب دارای نوعی گرایش عمیق ضدغربی هستند؛ میراثی از دوران جنگ سرد، و در عین حال بر «پیوندهای تمدنی» ادعایی هند با ایران تأکید می‌کنند. بر اساس این نگاه، آمریکا و اسرائیل قدرت‌های امپریالیستی غربی‌اند، در حالی که حکومت ایران به‌تنهایی در برابر آنان ایستاده و جامعه‌ای تحت فشار اما مقاوم را در برابر تجاوز خارجی ناعادلانه رهبری می‌کند.

💢آثار مخرب جنگ بر اقتصاد هند

🔹هند ۸۵ درصد نیاز نفت خام خود، معادل حدود ۵ میلیون بشکه در روز، را وارد می‌کند. غرب آسیا همچنان یکی از منابع اصلی واردات هند باقی مانده است، هرچند این کشور اخیراً تلاش کرده سبد پتروشیمی خود را متنوع‌تر سازد. قطر و امارات متحده عربی نیز به‌ترتیب ۴۲ و ۱۱ درصد واردات گاز LNG هند را تأمین می‌کنند.

🔹علاوه بر اختلال در امنیت انرژی، بسته شدن تنگه هرمز بر واردات عظیم کود شیمیایی هند از منطقه نیز اثر خواهد گذاشت: ۶۳ درصد از کل واردات کودهای نیتروژنی و ۳۲ درصد از کود دی‌آمونیوم فسفات هند از این مسیر تأمین می‌شود. فشارهای تورمی ناشی از آن، اقتصاد هند را در همه سطوح تحت ضربه قرار خواهد داد. افزون بر این، ویرانی‌ها و نااطمینانی‌های ناشی از جنگ در خاورمیانه، بر جمعیت بیش از ۹ میلیون نفری مهاجران هندی ساکن شش کشور حوزه خلیج فارس نیز اثر منفی خواهد گذاشت. جنگ همچنین می‌تواند درآمد ارزی عظیم هند از محل حواله‌های ورودی را مختل کند؛ درآمدی که حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

💢از اقتصاد تا امنیت

🔹با این حال، ماهیت واقعی تأثیر این جنگ بسیار فراتر از اقتصاد و تجارت است و به حوزه‌های ژئوپلیتیک و امنیت کشیده می‌شود. این جنگ موجب اختلالات راهبردی و بازآرایی در معماری امنیتی خاورمیانه خواهد شد؛ تحولاتی که پیامدهای بلندمدتی برای امنیت جنوب آسیا خواهند داشت.

🔹برخلاف نگرش‌های عمدتاً طرفدار ایران در دهلی‌نو، سیاست تهران درباره کشمیر هرگز برای هند آرامش‌بخش نبوده است. تهران کشمیر را هم‌تراز فلسطین دانسته است. در سال ۲۰۱۹، دولت ایران از لغو وضعیت ویژه کشمیر توسط نخست‌وزیر نارندرا مودی انتقاد کرد.

🔹انقلاب ایران برای بسیاری از مسلمانان و گروه‌های اسلام‌گرا الگو بوده است. جنگی که با تقویت ایران، تضعیف اسرائیل و کاهش حضور آمریکا در غرب آسیا پایان یابد، مشوق گروه‌های اسلام‌گرا را در سراسر جهان خواهد بود. با توجه به اینکه هند از درون و بیرون با تهدیدی وجودی از سوی اسلام‌گرایی افراطی روبه‌رو است، پیروزی ایران (یا حتی تصور پیروزی ایران) می‌تواند نشانه روزهای خطرناکی در پیش رو باشد.

💢شکست آمریکا و معماری جدید غرب آسیا

🔹تغییرات در معماری امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا نیز بر هند اثر منفی خواهد گذاشت. اسرائیل که تضعیف شده و درگیر چندین جبهه است، برای کمک به هند، چنان‌که در جنگ کارگیل ۱۹۹۹ و عملیات سیندور در سال گذشته انجام داد با دشواری مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، تضعیف ایران احتمالاً فضای بیشتری برای ترکیه، شریک دفاعی کلیدی پاکستان، ایجاد خواهد کرد.

🔹کشورهای خلیج فارس که اکنون محدودیت توان آمریکا در ایفای نقش تأمین‌کننده امنیت خود را دریافته‌اند، ممکن است روابط خود با اسلام‌آباد، پکن، تهران و مسکو را تسریع کنند. تلاش‌های جاری پاکستان برای میانجی‌گری، جایگاه این کشور را در منطقه تقویت خواهد کرد. برای ایالات متحده نیز ممکن است آزادی عمل بیشتری به پاکستان به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت در خاورمیانه داده شود؛ امری که توان واشنگتن برای کمک به دهلی‌نو در هر جنگ احتمالی آینده میان هند و پاکستان را تضعیف خواهد کرد.

💢همچنان پاکستان!

علاوه بر این، نااطمینانی‌های امنیتی حاکم پس از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، دامنه توافق دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان سعودی را گسترش خواهد داد. مذاکراتی نیز برای پیوستن مصر و ترکیه به این پیمان در جریان است. این محور، اگر با چین هماهنگ شود، با منافع گسترده راهبردی و نظامی هند در منطقه در تضاد خواهد بود و علاوه بر تقویت جایگاه دیپلماتیک و نظامی پاکستان، نیروهای اسلام‌گرا در جنوب آسیا را نیز توانمند خواهد کرد. از این رو، هند با خطر انزوای منطقه‌ای و شکل‌گیری بلوکی هماهنگ و منسجم از دشمنان روبه‌رو است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️علت حملات شدید ایران به کویت چه بود؟
▪️
ریسپانسیبل‌استیت‌کرفت

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، تهران در پاسخ با شلیک موشک‌ها و پهپادها کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داد. در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، کویت پس از امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از حملات ایران در این درگیری متحمل شده است. تا تاریخ ۲۳ مارس، ایران ۱۰۶۱ پهپاد و موشک به سمت کویت شلیک کرده بود. تهران تأسیسات نظامی آمریکا و طیفی از اهداف غیرنظامی از جمله فرودگاه اصلی کویت، زیرساخت‌های انرژی و یک تأسیسات آب‌شیرین‌کن را هدف قرار داد. این حملات تحلیل‌گران منطقه‌ای را متحیر کرده است. چراکه کویت در یک دهه گذشته روابط نسبتاً باثباتی با ایران داشته است. پس چرا حملات ایران تا این اندازه به‌طور نامتناسب بر کویت متمرکز شده است؟

💢 حضور گسترده آمریکا در کویت

🔹پاسخ این پرسش عمدتاً به دو عامل بازمی‌گردد: جغرافیا و حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا. با استقرار حدود ۱۳ هزار نیروی آمریکایی در کویت و موقعیت جغرافیایی این کشور در نزدیکی بخش‌های حیاتی خلیج فارس، این تأسیسات برای هرگونه عملیات هوایی، دریایی یا زمینی آمریکا علیه ایران از اهمیت بالایی برخوردار هستند. بنابراین تهران تلاش کرده است با افزایش فشار بر کویت، این کشور را وادار به اخراج نیروهای آمریکایی یا حداقل محدود کردن دسترسی واشنگتن به پایگاه‌ها، حریم هوایی و قلمرو خود کند.

🔹ایران از همان ابتدا کویت را هدفی مشروع تلقی کرد، زیرا میزبان نیروهای آمریکایی درگیر در جنگ است، حتی اگر این نیروها مستقیماً در حمله به ایران نقش نداشته باشند. از دید برنامه‌ریزان نظامی ایران، این حملات موشکی این تصور را تقویت کرده که کویت و به‌طور کلی سواحل خلیج فارس به یک «خط مقدم» تبدیل شده‌اند که می‌توانند هدف حملات تلافی‌جویانه قرار گیرند.

💢 نگرانی از شیعیان کویت

🔹پویایی‌های فرقه‌ای در کویت نیز می‌تواند به ابزاری برای ایران جهت ایجاد بی‌ثباتی تبدیل شود. حدود ۳۰ درصد جمعیت کویت را شیعیان تشکیل می‌دهند و ایران با بخش‌هایی از این جامعه روابطی برقرار کرده است. هرچند اکثریت شیعیان کویت به خاندان حاکم آل‌صباح وفادار هستند، اما برخی گروه‌ها در گذشته از نظر ایدئولوژیک یا سیاسی با تهران و حزب‌الله لبنان همسو بوده‌اند. مقامات کویتی نگران‌اند که عناصر تندرو طرفدار ایران بتوانند در راستای اهداف تهران، بی‌ثباتی در کشور ایجاد کنند؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ایران و عراق رخ داد.

🔹در ۲۵ مارس، مقامات کویتی اعلام کردند که یک طرح مرتبط با حزب‌الله برای هدف قرار دادن رهبران کشور را خنثی کرده‌اند که شامل شهروندان کویتی و همچنین اتباع ایرانی و لبنانی بوده است. پیش‌تر نیز در ماه مارس، وزارت کشور کویت از خنثی‌سازی طرحی علیه زیرساخت‌های حیاتی و بازداشت ۱۰ شهروند کویتی مرتبط با حزب‌الله خبر داده بود.

💢 درس‌هایی از اشغال ۱۹۹۱

🔹تجربه اشغال کویت توسط عراق در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه این کشور به جنگ دارد. این تجربه سه درس کلیدی برای کویت به همراه داشت: نخست اینکه بی‌طرفی رسمی در برابر یک متجاوز مصمم کارساز نیست؛ دوم اینکه تضمین‌های امنیتی آمریکا در صورت فعال شدن می‌توانند سرنوشت‌ساز باشند؛ و سوم اینکه کشورهای کوچک نباید در عرصه دیپلماتیک تنها بمانند.

🔹با این حال، وضعیت کنونی با آن تجربه تاریخی تفاوت اساسی دارد. این بار آمریکا نه در نقش نجات‌دهنده، بلکه در جایگاهی قرار دارد که از خاک کویت برای حمله به همسایه‌اش استفاده می‌کند و همین موضوع باعث شده کویت هدف حملات تلافی‌جویانه ایران قرار گیرد. این شکاف میان حافظه تاریخی و واقعیت فعلی، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی رهبری کویت است.

💢 چتر بدون جایگزین واشنگتن

با وجود اینکه سیاست‌های آمریکا در قبال ایران، کویت را در معرض حملات ایران قرار داده، این کشور احتمالاً همچنان به چتر امنیتی واشنگتن وابسته خواهد ماند نه به دلیل اعتماد کامل به این کشور، بلکه به دلیل نبود گزینه‌های جایگزین. در عین حال، برای کاهش وابستگی به واشنگتن، احتمالاً به دنبال تقویت همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای نیز خواهد بود. در مجموع، اگرچه کویت همچنان از آمریکا به خاطر آزادسازی این کشور در سال ۱۹۹۱ سپاسگزار است، اما شرایط جدید منطقه‌ای آن را ناگزیر کرده تا در راهبرد امنیتی خود بازنگری کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ماهواره‌های چینی چه نقشی در حملات ایران به آمریکا داشتند؟
▪️اکونومیست

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸چین در هفته‌های اخیر در حمایت از ایران با احتیاط عمل کرده است. در دوم مارس، سخنگوی وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که حملات آمریکا و اسرائیل «نقض حقوق بین‌الملل» است. در روزهای اخیر نیز شی جین‌پینگ، رهبر چین، در تماس با ولیعهد عربستان تأکید کرده که خواهان باز ماندن تنگه هرمز برای عبور کشتی‌هاست. در عین حال گزارش‌هایی از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا منتشر شده که نشان می‌دهد چین در حال آماده‌سازی ارسال راکت‌های دوش‌پرتاب است؛ سلاح‌هایی که می‌توانند بالگردها و هواپیماهای کم‌ارتفاع را هدف قرار دهند. با این حال، چین کمک اقتصادی، دیپلماتیک یا نظامی قابل‌توجهی ارائه نکرده و نقش مهم‌تر آن به‌طور غیرمستقیم و از طریق فضا شکل گرفته است.

💢تصاویر ماهواره‌های چینی

🔹شبکه‌های اجتماعی پر شده از تصاویر خاورمیانه که توسط ماهواره‌های چینی گرفته و توسط شرکت‌های این کشور منتشر شده‌اند. این در حالی است که شرکت‌های آمریکایی تحت فشار دولت ترامپ دسترسی روزنامه‌نگاران، پژوهشگران و فعالان را به داده‌های حیاتی متن‌باز محدود کرده‌اند. افزایش تصاویر چینی نشان‌دهنده پیشرفت قابل‌توجه این کشور در حوزه فناوری‌های مشاهده زمین است و عملاً به انحصار غرب بر تصاویر پیشرفته ماهواره‌ای پایان داده است. با این حال، برای تحلیلگران اطلاعات متن‌باز، این تصاویر هم فرصت‌اند و هم هشدار.

🔹جنگ با ایران به فرصتی طلایی برای تبلیغ شرکت‌های ماهواره‌ای چینی تبدیل شده است. بیل گریر، تحلیلگر داده‌های جغرافیایی و هم‌بنیان‌گذار یک نهاد غیرانتفاعی در این حوزه، معتقد است محدودیت‌های دولت ترامپ بدون دلیل منطقی به رقبای آمریکا مزیت داده است. او می‌گوید آمریکا عملاً دسترسی شرکت‌های خود را محدود کرده، در حالی که رقبایش همچنان از مسیرهای دیگر به داده‌ها دسترسی دارند.

💢همکاری ماهواره‌ای با ایران

🔹در هفته‌های اخیر، شواهد همکاری میان شرکت‌های ماهواره‌ای چینی و ایران افزایش یافته است. شرکت «چاینا سیوی»، وابسته به یک مجموعه دولتی بزرگ، تصاویر باکیفیتی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و متحدانش تهیه کرده است. همچنین گزارش شده که سپاه پاسداران ایران یک ماهواره چینی خریداری کرده که احتمالاً منبع برخی تصاویر منتشر شده از نتایج حملات ایران بوده است.

🔹افزایش حجم تصاویر چینی ناشی از رشد سریع تعداد ماهواره‌های این کشور است. چین تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۲۰ ماهواره سنجش از دور به فضا فرستاده و مجموع آن‌ها را به بیش از ۶۴۰ رسانده است؛ رقمی که بعد از آمریکا در رتبه دوم جهان قرار دارد. در آمریکا، شرکت‌های ماهواره‌ای عمدتاً به فروش تصاویر به نهادهای نظامی و اطلاعاتی وابسته‌اند، اما در چین مرز میان بخش خصوصی و دولت بسیار مبهم‌تر است. بزرگ‌ترین منظومه ماهواره‌ای چین با نام «جیلین-۱» که بیش از صد ماهواره دارد، توسط شرکتی اداره می‌شود که ارتباط نزدیکی با ارتش چین دارد و هدف آن تصویربرداری از هر نقطه زمین هر ده دقیقه یک‌بار است.

💢رقابت چین با آمریکا

🔹در رقابت بر سر برتری در مشاهده زمین، شرکت‌های آمریکایی و چینی تقریباً هم‌سطح هستند. برخی ماهواره‌های چینی تصاویری با کیفیت مشابه بهترین نمونه‌های آمریکایی ارائه می‌دهند. کارشناسان می‌گویند چین در برخی قابلیت‌ها مانند دفعات بازگشت ماهواره به یک منطقه حتی جلوتر است و در فناوری‌های نوین مانند پردازش داده در فضا نیز هم‌تراز با آمریکا حرکت می‌کند. این وضعیت ممکن است با توجه به پیشرفت‌های پژوهشی چین در این حوزه، باز هم بهبود یابد.

🔹برخی شرکت‌ها مزایای همکاری با شرکت‌های چینی را در نبود محدودیت‌های سخت‌گیرانه غربی می‌دانند. اما در مقابل، شرکت‌های چینی نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند و به‌گفته برخی کارشناسان، خارج از چارچوب خواست حزب کمونیست عمل نمی‌کنند. در برخی موارد، این موضوع به شفافیت بیشتر منجر شده و تصاویر چینی آسیب‌های وارده به تجهیزات نظامی آمریکا و تأسیسات انرژی در خلیج فارس را آشکار کرده است.

🔹این نخستین‌بار نیست که تصاویر ماهواره‌ای چینی به کمک رقبای آمریکا می‌آید. در سال‌های گذشته، آمریکا برخی شرکت‌های چینی را به‌دلیل همکاری با گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی تحریم کرده، اما این تحریم‌ها تأثیر محدودی داشته‌اند و صنعت ماهواره‌ای چین همچنان در حال رشد است.

در نهایت، اگرچه پیشرفت فناوری ماهواره‌ای می‌توانست به شفافیت بیشتر در جهان منجر شود، اما واقعیت این است که بسیاری از کشورها این فناوری را برای اهداف نظامی و اطلاعاتی توسعه می‌دهند. به‌گفته کارشناسان، نتیجه این روند بیشتر شدن نظارت متقابل کشورها بر یکدیگر است، نه افزایش دسترسی عمومی به اطلاعات.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️آتش‌بس چه بهای سیاسی برای نتانیاهو داشته است؟
▪️خبرگزاری کان

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔹با آغاز دور جدیدی از حملات نظامی اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، نتانیاهو با انتشار پیامی، اهدافی بلندپروازانه و حداکثری نظیر تغییر نظام و نابودی کامل توان غنی‌سازی هسته‌ای ایران را برای کارزار نظامی جدید خود علیه ایران مطرح کرد. همچنین با ورود حزب‌الله به جنگ، وزیر جنگ اسرائیل از تداوم نبرد با حزب‌الله تا نابودی کامل آن سخن گفت. همین مسائل سبب شد تا انتظارات افراطی و غیر واقعی از نتایج عملیات نظامی، در میان افکار عمومی جامعه اسرائيل به وجود آید. اما قبول آتش‌بس از جانب اسرائيل، شرایط را به کلی دستخوش تغییر کرد.

💢تبعات شراکت با ترامپ

🔸این یک اصل ثابت شده است که در یک شراکت دوجانبه، تداوم این شراکت مستلزم تبعیت شریک ضعیف‌تر از خواسته‌های شریک قدرتمندتر است. در جنگ اخیر، صحت این مسئله بار دیگر اثبات شد، چرا که نتانیاهو تمایل زیادی به ادامه جنگ داشت، اما او در نهایت ناچار شد به خاطر خواسته‌ها و فشارهای متحد قدرتمندتر خود یعنی دونالد ترامپ، تن به پذیرش آتش‌بس بدهد. درک این نکته ضروری است که هیچ فرد اسرائیلی نباید خود را فریب داده و تصور کند که در جنگ اخیر، اسرائيل می‌توانست مستقل عمل کرده و بدون حضور ایالات متحده در جنگ، به اهداف بلند پروازانه خود دست یابد.

🔸به هر جهت، ارزیابی نتانیاهو این بوده که اسرائيل به تنهایی نمی‌تواند در جنگ اخیر به اهداف حداکثری مورد نظر خود دست یافته و برای نیل به این اهداف، لاجرم نیازمند مشارکت شریکی قدرتمندتر به نام آمریکا در جنگ است. پس تبعا زمانی که نتانیاهو تن به شراکت نظامی با آمریکا داد، باید تبعات منفی آن را نیز می‌پذیرفت.

💢تبعات پذیرش آتش‌بس در لبنان

🔸وضعیت محبوبیت نتانیاهو در مناطق شمالی اسرائیل پس از قبول آتش‌بس با لبنان به شدت بغرنج است. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین مقصر این وضعیت خود نتانیاهو باشد، چرا که خود او انتظارات عمومی از جنگ با حزب‌الله را در مناطق شمالی بالا برد. نتانیاهو در جریان آتش‌بس قبلی با حزب‌الله مدعی شده بود که با پیروزی قاطع بر حزب‌الله، اکنون برای سال‌های طولانی خطر حملات حزب‌الله به مناطق شمالی رفع شده است. اما پس از پذیرش مجدد آتش بس با حزب‌الله، این بار دیگر نمی‌تواند دوباره همان حرف‌های تکراری را به ساکنان شمال بفروشد.

💢نابودی دوباره زیرساخت‌های هسته‌ای نابود شده!

🔸افرادی که باور کرده بودند که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانسته است زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را نابود کند، اکنون این سوال برایشان مطرح شده است که چرا دوباره با هدف نابود سازی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران وارد درگیری با آن‌ها شده‌ ایم و آیا با دستیابی به توافقی شامل توقف ۲۰ ساله غنی سازی در ایران، واقعا می‌شود امیدوار بود که غنی‌سازی هسته‌ای در ایران متوقف خواهد شد؟ پاسخ به این سوالات، چالشی اساسی برای نتانیاهو است. بنابراین، به نظر می‌رسد اکنون نتانیاهو در دامی افتاده است که زمانی خودش آن را برای خودش پهن کرده بود.

🔸این فرضیه پذیرفته شده‌‎ای در اسرائیل است که عملیات‌های نظامی، به محبوبیت دولت مستقر کمک خواهد کرد، اما عکس آن نیز صادق است، یعنی پایان این عملیات‌ها اگر با پیروزی مطلقی همراه نباشد، غالبا منجر به منفور شدن دولت خواهد شد. نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوق‌العاده وارد رقابت‌های انتخاباتی شود.

این امر زمانی محقق می‌شد که یا جنگ مدت بیشتری به طول می‌انجامید تا در طول این مدت، اسرائيل می‌توانست پیروزی محسوسی را کسب کند یا دولت واقعا می‌توانست افکار عمومی را قانع کند که اسرائيل به پیروزی قاطعی در جنگ با ایران و حزب‌الله دست یافته است. به نظر می‌رسد که در وضعیت فعلی، هیچ کدام از این شرایط محقق نشده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐توسعه‌طلبی اسرائیل در لبنان با راهبرد «خط زرد»

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸ارتش اسرائیل در اقدامی مشابه مدل «الحاق تدریجی زمین به بهانه‌های امنیتی» که در نوار غزه به کار گرفته شد، از ایجاد یک «خط زرد» جدا کننده در جنوب لبنان خبر داد.

🔹این رویکرد، بازتاب‌دهنده یک نگرش امنیتی گسترده‌تر بر اساس اظهارات نتانیاهو درباره ایجاد یک منطقه امنیتی است که از جنوب لبنان تا حوضه رود یرموک در سوریه امتداد می‌یابد. هدف او پیوند زدن مناطق مرزی در قالب یک نوار حائل متصل است.

💢مفهوم «خط زرد» و دلیل نامگذاری آن

🔹اسرائیل این اصطلاح را برای واقعیت جمعیتی نوپدیدی به کار می‌برد که در داخل اراضی نوار غزه و لبنان ایجاد کرده است. تل‌آویو از طریق آن سعی دارد با ایجاد منطقه‌ای تحت کنترل نظامی یا آتش، واقعیتی میدانی دائمی را تثبیت کند.

🔹در مورد دلیل انتخاب این رنگ، هیچ اظهارنظر رسمی برای روشن کردن مفهوم نمادین آن منتشر نشده است. با این حال، بارزترین نشانه‌های میدانی، بلوک‌های سیمانی بزرگ زردرنگی هستند که ارتش اسرائیل برای ترسیم حدود استقرار خود در نوار غزه قرار داده است.

🔹این «خط زرد» به مجموعه خطوط رنگی در تاریخ اراضی اشغالی می‌پیوندد که برجسته‌ترین آنها عبارتند از:

خط سبز: خط آتش‌بسی که در سال ۱۹۴۹ به دست آمد.
خط بنفش: خط آتش‌بسی که پس از جنگ ۱۹۶۷ با سوریه در جبهه جولان ترسیم شد.
خط آبی: خط عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ که توسط سازمان ملل تأیید شده است.

💢فلسفه خط زرد در دکترین اسرائیلی

🔹خط زرد در دکترین اسرائیلی نه تنها یک اقدام تاکتیکی، بلکه به عنوان ابزاری برای بازتعریف موقت مرزها و پیوند آن با شرایط سیاسی و نظامی درک می‌شود، همانطور که در غزه رخ داد، جایی که تداوم خط به شرط خلع سلاح جنبش حماس گره خورده بود.

💢مرزهای خط زرد در غزه و لبنان

🔹شواهد نشان می‌دهد که این پروژه در لبنان حدود ۵۵ شهر و روستا را هدف قرار داده است، که به معنای تحت سلطه نظامی اسرائیل قرار گرفتن آنها در نواری به عمق بین ۴ تا ۱۰ کیلومتر در طول مرز است. این رویکرد در داخل اسرائیل به «خط موشک‌های ضد زره» معروف است؛ یک محدوده امنیتی که تل‌آویو به دنبال تثبیت آن در عمقی تا حدود ۱۰ کیلومتر در داخل خاک لبنان است.

🔹در غزه، «خط زرد» به ارتش اسرائیل این امکان را داد که آوارگی اجباری ساکنان را به سمت مناطق خاصی هدایت کند و بر ۵۲ تا ۶۰ درصد از مساحت نوار غزه مسلط شود. این خط در طول نوار غزه و به عمقی بین ۲ تا ۷ کیلومتر امتداد دارد و آن منطقه را به مناطق خطرناکی تحت کنترل ارتش اسرائیل تبدیل کرده است. علی‌رغم اینکه این خط در اصل فرضی بود، ارتش اسرائیل بلوک‌های سیمانی زرد بزرگ را به کمربندی واضح تبدیل نموده که نمایانگر محدوده استقرار نیروهایش در مرحله اول توافق است.

💢آیا تفاوتی بین خط زرد در لبنان و غزه وجود دارد؟


🔹تفاوت اصلی بین دو خط در این است که خط زرد در غزه در چارچوب یک توافق مرحله‌ای به دست آمد، در حالی که در لبنان به عنوان یک تصمیم یکجانبه اسرائیلی مطرح می‌شود. این موضوع آن را در معرض رویارویی سیاسی و احتمالاً نظامی قرار می‌دهد، به ویژه با توجه به تفاوت در جغرافیا و بستر.

💢خط زرد و طرح‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل

🔹اظهارات متعددی از وزرای اسرائیلی و فرماندهان ارتش اسرائیل نقل شده که تأکید می‌کند تل‌آویو به «خط زرد» به عنوان مرزهای واقعی اسرائیل می‌نگرد. این موضوع به صراحت از قول ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش، بیان شد. زامیر در دسامبر گذشته در جریان بازدید میدانی از نوار غزه گفت که خط زرد نشان‌دهنده «مرزهای جدید» اسرائیل و نوار غزه است.

🔹در همین زمینه، روزنامه اسرائیلی هاآرتص اشاره کرد که تل‌آویو از درگیری جهان با جنگ بر علیه ایران سوءاستفاده کرده و اجرای طرح‌های توسعه‌طلبانه در کرانه باختری اشغالی را به شیوه‌ای بی‌سابقه از زمان جنگ شش‌روزه در سال ۱۹۶۷ آغاز کرده است.

🔹همه اینها با اعلام نتانیاهو در ۱۳ آگوست ۲۰۲۵ مبنی بر حمایت او از چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» هماهنگ است. این یک پروژه توراتی است که از میراث تلمودی برای توجیه سیاست توسعه‌طلبانه اسرائیل استفاده می‌کند، به ویژه اینکه او سال‌ها پیش وعده راهبری «اسرائیل» به آنچه «قرن صدم» آن نامید را داده بود و در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ مجمع عمومی سازمان ملل را با ارائه «نقشه اسرائیل شامل غزه و کرانه باختری» غافلگیر کرد.

در میان ادعاهای امنیتی و جاه‌طلبی‌های تاریخی، «خط زرد» به عنوان حلقه اتصالی فنی برای تثبیت توسعه‌طلبی ظهور می‌کند؛ این خط به اندیشه شهرک‌نشینی پوشش نظامی می‌دهد و «مرزهای موقت» را به سنگ بنایی در پروژه الحاق تدریجی زمین تبدیل می‌کند که با بهانه امنیت آغاز می‌شود و با تحمیل حاکمیت، اشغالگری به صورت امری واقعی پایان می‌یابد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐اختلافات اساسی ایران و آمریکا و مسیر دشوار توافق

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_رمضان

🔸روز جمعه، فضای مجازی آمریکا، ایران و حتی اسرائیل با پست‌ها و مصاحبه‌های پی‌درپی ترامپ در خصوص رسیدن به توافق با ایران منفجر شد. همزمانی این پست‌ها با اخباری مبنی بر نزدیکی ایران و آمریکا برای رسیدن به یک تفاهم‌نامه اولیه خوش‌بینی‌ها را نسبت به نهایی‌شدن توافق افزایش داد. با این حال، همانطور که در یادداشت دیگری از اندیشکده توضیح داده شد، آمریکا و ایران هنوز از خواسته‌های اصلی پیش از جنگ خود عقب‌نشینی نکرده‌اند. این موضوع، اختلافات بسیاری را بر سر اصول و جزئیات توافق ایجاد کرده است.

💢ایران با مذاکره‌کنندگان آمریکایی توافق می‌کند یا با جمهوری‌خواهان واشنگتن؟

🔹نخستین مشکل احتمالاً اختلاف دیدگاه میان دیدگاه مذاکره‌کنندگان آمریکایی در اسلام‌آباد و سایر جمهوری‌خواهان در واشنگتن است. مطابق گزارش‌های غیررسمی آمریکا در مذاکرات توقف 20ساله غنی‌سازی را مطالبه کرده است. با این وجود، ترامپ دیروز اعلام کرد که ایران به طور دائمی به غنی‌سازی پایان خواهد داد. بر روی کاغذ، دیدگاه‌های سیاسی ونس فاصله قابل توجهی با نومحافظه‌کاران و لابی اسرائیل در واشنگتن دارد. هنگامی که خبر توقف 20ساله غنی‌سازی منتشر شد، جمهوری‌خواهان سنا بلافاصله در برابر آن موضع گرفتند.

💢چالش غنی‌سازی، تأسیسات هسته‌ای و ذخایر اورانیوم

🔹ایران و آمریکا در سه مسئله غنی‌سازی، سرنوشت تأسیسات هسته‌ای و ذخایر اورانیوم خطوط قرمز متفاوتی دارند. ایران خواستار حفظ حق غنی‌سازی خود، سالم‌نگاه‌داشتن تأسیسات هسته‌ای و رقیق‌سازی ذخایر (نه انتقال آن‌ها به خارج) است. آمریکا هر سه مورد را تاکنون رد کرده است. همانطور که پیشتر گفته شد این باعث شده است ابتکارهایی نظیر توقف موقت غنی‌سازی مورد پذیرش قرار نگیرند.

🔹به‌هم‌پیوستگی این سه موضوع، اختلاف را پیچیده‌تر کرده است. توقف چندین‌ساله غنی‌سازی به معنای این است که ایران می‌تواند در آینده تأسیسات هسته‌ای خود را (چه در سطح زمین و چه زیر زمین) احیا کند. اما اگر خواسته آمریکا غنی‌سازی صفر دائمی و بازگشت‌ناپذیر باشد، تالی منطقی چنین خواسته‌ای برچیدن تأسیسات هسته‌ای است. همچنین آمریکا بر خروج تمامی ذخایر اورانیوم پافشاری می‌کند، زیرا قصد دارد ایران برای همیشه غنی‌سازی را متوقف کند، اما ایران خواستار رقیق‌سازی این ذخایر است، زیرا در صورت بدعهدی آمریکا، با حفظ گزینه غنی‌سازی می‌تواند ذخایر رقیق‌شده را به خلوص بالاتر بازگرداند.

💢چالش تنگه هرمز

🔹ایران خواستار به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حاکمیت خود بر تنگه است، اما این موضوع ضربه سنگینی به اعتبار بین‌المللی آمریکا وارد خواهد کرد. به همین دلیل و با توجه به نزدیکی به انتخابات میان‌دوره‌ای و افزایش قیمت سوخت، آمریکا هر اقدامی انجام می‌دهد تا تنگه را به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند. این شامل ارائه مشوق‌های اقتصادی یا اقدامات سخت‌گیرانه‌ای نظیر محاصره دریایی ایران می‌شود.

💢چالش پرداخت غرامت

🔹انتقاد همیشگی ترامپ و جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها این بود که برجام منابع مالی ایران را برای حمایت ازمحور مقاومت فراهم کرده بود. حال به نظر می‌رسد یکی از خواسته‌های اصلی ایران پرداخت غرامت و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود است. در صورتی که ترامپ بخواهد چنین خواسته‌ای را بپذیرد، با مخالفت‌های جدی از سمت حزب خود مواجه خواهد شد. حتی اگر آمریکا یکی از گزینه‌های غرامت یا آزادسازی دارایی را بپذیرد، مبلغ قابل توجهی خواهد بود که بر وجهه داخلی دولت ترامپ آسیب خواهد زد. به همین دلیل، ترامپ در یکی از پست‌های دیروز خود تأکید کرد که در ازای انتقال ذخایر اورانیوم هیچ پولی به ایران داده نخواهد شد.

💢چالش تعهد به عدم تجاوز

🔹یکی از شروط ده‌گانه ایران، دریافت تعهد و تضمینی است که آمریکا دیگر جنگی را علیه کشور آغاز نخواهد کرد. قاعدتاً پذیرش چنین خواسته‌ای از سمت آمریکا به معنای بسته‌ترشدن دست این کشور برای فشار بر ایران است. به همین دلیل، آمریکا در مذاکرات می‌کوشد از پذیرش چنین خواسته‌ای امتناع کند و مذاکرات بیش از پیش پیچیده می‌شود.

با وجود افزایش خوش‌بینی‌ها درباره توافق میان ایران و آمریکا، اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. مهم‌ترین چالش‌ها شامل توقف یا تداوم غنی‌سازی، سرنوشت تأسیسات هسته‌ای و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم است که به‌هم‌پیوسته‌اند و رسیدن به مصالحه را دشوار می‌کنند. همچنین شکاف میان مواضع داخلی آمریکا و فشار جمهوری‌خواهان مانع انعطاف‌پذیری واشنگتن است. علاوه بر مسئله هسته‌ای، اختلاف بر سر تنگه هرمز، پرداخت غرامت و تضمین عدم تجاوز نیز پیچیدگی مذاکرات را افزایش داده و مسیر دستیابی به یک توافق نهایی را دشوار کرده است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵چگونه ناوگان سایه ایران بازار نفت را سرپا نگه می‌دارد؟
▪️اویل پرایس

#جنگ_رمضان
#اکوتهران

🔸اخبار جنگ از اختلال، فلج‌شدگی و انسداد تنگه هرمز سخن می‌گویند. سامانه‌های بین‌المللی ردیابی نفتکش‌ها همگی از فروپاشی ترافیک خبر می‌دهند، در حالی که صادرکنندگان حوزه خلیج فارس در حال کاهش یا توقف تولید هستند. هر شاخص قابل مشاهده‌ای نشان می‌دهد که سیستم تحت فشار شدید قرار دارد. با این حال، هنوز نفت در جریان است. این بار نه به‌صورت آشکار، نه به‌گونه‌ای که بازارها بتوانند به‌راحتی آن را اندازه‌گیری کنند، و نه در حجمی که شفاف باشد.

🔹سازوکار واقعی این وضعیت یک پارادوکس است که بر «ناوگان سایه» ایران بنا شده است. این ناوگان همچنان به‌عنوان یک سیستم لجستیکی سایه‌ای عمل می‌کند که از یک راهکار دور زدن تحریم‌ها تکامل یافته و به ابزاری راهبردی در قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. دیگر نباید آن را پدیده‌ای حاشیه‌ای دانست، بلکه اکنون به یکی از ستون‌های اصلی نحوه عملکرد سیستم جهانی نفت در شرایط فشار تبدیل شده است. حقیقت ناخوشایند این است که در حال حاضر، این سازوکار نه‌تنها توسط نظام بین‌الملل تحمل می‌شود، بلکه به‌طور غیرمستقیم نیز به آن اتکا دارد.

💢ساختار دوگانه شفاف و مبهم

🔹در حالی که جریان‌های متعارف در تنگه هرمز عملاً بسته شده‌اند، واقعیت این است که تنگه «کاملاً» بسته نشده است؛ بلکه جریان‌ها دگرگون شده‌اند. به‌جای یک شریان جهانی باز برای همه، هرمز به یک گذرگاه با کنترل گزینشی تبدیل شده است. این وضعیت عمدتاً شامل کشتیرانی مرتبط با غرب، صادرکنندگان بزرگ خلیج فارس و کشتی‌هایی است که در چارچوب‌های رسمی بیمه و مقررات فعالیت می‌کنند. نفتکش‌های مرتبط با ایران، کشتی‌های تحت تحریم و شناورهایی با ساختار مالکیت مبهم همچنان از تنگه عبور می‌کنند، اغلب با چشم‌پوشی ضمنی یا حتی صریح نیروهای دریایی ایران. نتیجه نهایی، شکل‌گیری یک سیستم دریایی دوگانه است: یکی قابل مشاهده، قانون‌مند و تا حد زیادی متوقف؛ دیگری مبهم، انعطاف‌پذیر و همچنان فعال.

💢ابتکار دریایی ایران

🔹این وضعیت تصادفی نیست. تهران طی سال‌ها و در واکنش به فشار تحریم‌ها چنین سیستمی را شکل داده است. هرچند پذیرش آن دشوار است، اما ایران موفق شده سیستمی پیچیده، غیرمتمرکز و به‌طرز قابل‌توجهی مقاوم در برابر اختلال ایجاد کند؛ سیستمی که بدون تشدید به یک درگیری دریایی تمام‌عیار، به‌سختی قابل متوقف کردن است. در هسته این شبکه، «ناوگان سایه» به عدم شفافیت مالکیت، دستکاری یا خاموش کردن سامانه‌های شناسایی خودکار (AIS)، و استفاده گسترده از انتقال کشتی‌به‌کشتی متکی است. این نفتکش‌ها اغلب تحت مالکیت شرکت‌های صوری در حوزه‌های قضایی با شفافیت محدود ثبت شده و در کشورهایی با اجرای ضعیف مقررات پرچم‌گذاری شده‌اند.

🔹این کشتی‌ها به‌صورت منفرد عمل نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از یک شبکه هستند که در آن بنادر ایران به‌عنوان نقاط بارگیری اولیه عمل می‌کنند. هم‌زمان، خلیج فارس همچنان به‌عنوان یک منطقه استقرار عمل می‌کند و چندین نفتکش بارگیری‌شده نقش ذخیره‌سازی شناور و بافر لجستیکی را دارند. در مقابل، اقیانوس هند و آب‌های جنوب شرق آسیا به مناطق انتقال تبدیل شده‌اند. بیشتر محموله‌ها پیش از رسیدن به خریداران نهایی، چندین بار بین کشتی‌ها منتقل می‌شوند. تا زمانی که نفت به بازار نهایی می‌رسد، منشأ آن عملاً پنهان شده است. این مجموعه‌ای پراکنده از بازیگران فرصت‌طلب نیست، بلکه یک زنجیره تأمین ساختاریافته و مقاوم است.

💢تغییر نقش ایران در بازار انرژی

🔹بازارها باید در تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز بازنگری کنند؛ ایران با مدیریت دسترسی به هرمز و حفظ صادرات خود، از یک تولیدکننده محدود به یک «دروازه‌بان» جریان‌های منطقه‌ای تبدیل شده است.

🔹آنچه در حال شکل‌گیری است، شاید دیگر یک اختلال موقتی نباشد، بلکه نشانه‌ای از ساختار جدید بازار باشد. سیستم قدیمی نفت جهانی به دو لایه موازی تقسیم می‌شود: یک سیستم شفاف و قانون‌مند، و یک سیستم مبهم و سیاسی که در آن جریان‌ها بر اساس دسترسی و روابط تعیین می‌شوند. ایران در لایه دوم پیشتاز است، اما تنها نخواهد بود؛ روسیه نیز قابلیت‌های مشابهی توسعه داده و احتمالاً دیگران نیز به آن خواهند پیوست. این روند می‌تواند اثربخشی تحریم‌ها را کاهش داده و کنترل لجستیک را هم‌تراز با کنترل تولید قرار دهد.

این سیستم در حال حاضر بازار را سرپا نگه می‌دارد، زیرا شوک ناشی از اختلال را جذب کرده و از بروز بحران شدیدتر جلوگیری می‌کند. با این حال هم‌زمان ریسک را نیز انباشته می‌کند: هرچه اقتصاد جهانی بیشتر به جریان‌هایی وابسته شود که به‌طور کامل قابل مشاهده، اندازه‌گیری یا کنترل نیستند، آسیب‌پذیری آن در برابر شوک‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی افزایش می‌یابد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐رئیس جدید موساد کیست؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

🔸با گذشت بیش از ۴ ماه از زمانی که نتانیاهو، دبیر نظامی خود، سرلشگر رومن گافمن را به عنوان نامزد تصدی جایگاه ریاست موساد معرفی کرد، سرانجام کمیته عالی انتصابات اسرائیل، انتصاب این فرد به سمت ریاست موساد را تصویب کرد. بنابراین انتظار می‌رود که از دوازده خرداد، گافمن به مدت ۵ سال، عهده‌دار ریاست موساد شود.

💢تمجید نتانیاهو از گافمن

🔹پس از تایید کمیته عالی انتصابات، نتانیاهو حکم انتصاب رومن گافمن به سمت ریاست موساد را امضا کرد. نتانیاهو با انتشار متنی در صفحه شخصی خود به بیان ویژگی‌های گافمن پرداخته و گفت: «او افسری برجسته، جسور و خلاق است و در طول جنگ، زیرکی قابل توجهی از خود به نمایش گذاشت. من مطمئنم او در سمت ریاست موساد، کارهای فوق‌العاده‌ای برای امنیت اسرائيل انجام خواهد داد.»

💢سوابق گافمن

🔹گافمن متولد ۱۹۷۶ در بلاروس است. او در سن ۱۴ سالگی و در بحبوحه فروپاشی شوروی به اسرائیل مهاجرت کرد. گافمن سپس در مدرسه افسران نیروی دریایی اشدود به تحصیل پرداخته و در سن ۱۹ سالگی وارد ارتش شد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی از دانشگاه حیفا است. گافمن در دوره حضور خود در ارتش اسرائیل، مسئولیت‌های متعددی را بر عهده داشته است. فرماندهی لشکر اطلاعات نظامی، فرماندهی لشکر باشان، فرماندهی تیپ هفتم و فرماندهی تیپ اتزیون، از جمله مناصب نظامی است که گافمن در دوره حضور خود در ارتش، عهده دار آن بوده است. گافمن در جریان طوفان‌الاقصی با نیروهای حماس درگیر شده و به شدت از ناحیه زانو مجروح شد. او در دو سال گذشته نیز به عنوان دبیر نظامی نخست وزیر مشغول به فعالیت بوده و ارتباط نزدیکی با نتانیاهو دارد.

💢دیدگاه‌های سیاسی و امنیتی

🔹موافقان انتصاب گافمن معتقدند که نتانیاهو نه فقط به دلایل سیاسی و نزدیکی دیدگاه‌های سیاسی‌ بلکه به دلیل ویژگی‌های شخصیتی گافمن، او را به عنوان نامزد ریاست موساد معرفی کرده است. این افراد بر استقلال رای و تفکر روشمند او تاکید بسیاری دارند. همین امر سبب می‌شود تا گافمن اسیر برخی از ساختارهای معیوب نهادهای امنیتی نشده و به فکر اصلاح آن باشد تا وقایعی نظیر ۷ اکتبر دیگر تکرار نشود.

🔹بسیاری از تحلیلگران دیدگاه امنیتی گافمن را متاثر از دکترین نبرد بین جنگ‌ها دانسته و معتقدند که گافمن احتمالا با پبشبرد این دکترین در دوره ریاست خود، به دنبال این خواهد بود که تا پیش از قدرت گرفتن دشمن برای اقدام نظامی و آغاز جنگ، با انجام اقدامات اطلاعاتی و امنیتی پیشدستانه، توان عملیاتی دشمن را سرکوب کند.

💢اتهامات رئیس جدید موساد

🔹گافمن در دوران مسئولیت خود به عنوان فرماندهی تیپ اتزیون، بدون هماهنگی با ما فوق‌های خود، از برخی جاسوس‌های فلسطینی برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرده بود که این امر با مخالفت جدی فرماندهان گافمن همراه شد. اما این تمام ماجرا نبود. حدود سه سال پس از این ماجرا، گافمن به سمت فرماندهی لشکر باشان منصوب شد. او در دوران فعالیت خود در این سمت، عملیاتی امنیتی را فرماندهی می‌کرد که طی آن، مجوز انتشار اطلاعات محرمانه‌ای را در شبکه‌های اجتماعی از طریق زیردستان خود به جوانانی ۱۷ ساله اعطا کرد. این عملیات که بدون هماهنگی و دریافت تایید از سرویس اطلاعات نظامی انجام شده بود، منجر به دستگیری جوان ۱۷ ساله شد. پس از دستگیری این افسر جوان، گافمن هرگونه ارتباط با این فرد را تکذیب کرد. همین مسئله سبب شد تا موجی از اتهامات و انتقادات علیه گافمن مطرح شود. هرچند که گافمن هرگز در این پرونده محکوم نشد، اما منتقدان مدعی شدند که صلاحیت گافمن برای فرماندهی زیر سوال رفته است، چرا که او اشتباهات خود را نپذیرفته و در زمانی که زیر دستانش به حمایت او نیاز دارند، به خاطر منافع شخصی، پشت نیروهایش را خالی می‌کند.

💢مخالفت‌ها با انتصاب گافمن

🔹پس از معرفی گافمن به عنوان نامزد تصدی پست ریاست موساد توسط نتانیاهو، موجی از مخالفت‌ها با این انتصاب در اسرائیل به راه افتاد. مخالفان گافمن از جمله داوید بارنیا، رئیس فعلی موساد، اشتباهات فاحش گافمن در دوره فرماندهی خود در ارتش، سوءاستفاده از قدرت و عدم برخورداری از صلاحیت اخلاقی را دلیل اصلی مخالفت با این انتصاب اعلام کردند.

پس از اعلام نظر نهایی کمیته عالی انتصابات، اوری المکیس، افسر جوانی که از جانب گافمن مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود با ثبت دادخواستی در دیوان عالی دادگستری، خواستار جلوگیری از انتصاب وی شدند. همین مسئله ممکن است روند انتصاب رئیس جدید موساد را با چالش مواجه کند. گفتنی است برخی مخالفان در جلسات خود با نتانیاهو از او خواسته بودند تا در انتصاب گافمن به عنوان رئیس موساد تجدید نظر کند، اما ننتانیاهو بر این انتصاب اصرار کرده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐تله راهبردی آتش بس برای محور در لبنان

#مطالعات_غرب_آسیا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔹در شرایطی که بحث آتش‌بس میان ایران و امریکا به‌عنوان یک گزینه برای کاهش تنش‌ها برقرار شد، لازم است این موضوع فراتر از سطح ظاهری آن و در چارچوب پیامدهای ژئوپلیتیکی بررسی شود. یکی از مهم‌ترین ابعاد این مسئله، تأثیر آن بر معادلات میدانی در لبنان و به‌طور خاص بر موقعیت اسرائیل و حزب‌الله است.

🔸در نگاه نخست، آتش‌بس ممکن است به‌عنوان یک فرصت برای کاهش درگیری‌ها و ایجاد ثبات نسبی تلقی شود، اما در سطح راهبردی می‌تواند به نفع اسرائیل عمل کند. در شرایطی که تنش مستقیم میان ایران و آمریکا کاهش یابد، بخشی از فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای از اسرائیل برداشته می‌شود و این رژیم می‌تواند تمرکز خود را بر جبهه‌های نزدیک‌تر، به‌ویژه لبنان، معطوف کند. در چنین سناریویی، اسرائیل این امکان را خواهد داشت که با فراغ بال بیشتری نیروهای خود را در مرزهای شمالی مستقر کرده و حتی به‌صورت محدود یا گسترده، اقدام به عملیات زمینی در جنوب لبنان کند. این وضعیت می‌تواند به تلاش برای «پاکسازی» مناطق مرزی از حضور نیروهای مقاومت و در نهایت اشغال یا ایجاد یک کمربند امنیتی منجر شود؛ الگویی که پیش‌تر نیز در دهه‌های گذشته تجربه شده است.

💢وحدت ساحات و آتش‌بس

🔸در مقابل، یکی از ابزارهای مهم محور مقاومت برای جلوگیری از چنین سناریویی، مفهوم «وحدت الساحات» یا هم‌پیوندی میدان‌هاست. این راهبرد مبتنی بر آن است که هرگونه درگیری در یک جبهه، به‌صورت هم‌زمان یا متوالی در جبهه‌های دیگر نیز پاسخ داده شود. چنین رویکردی می‌تواند اسرائیل را با نوعی سردرگمی راهبردی مواجه کند، زیرا این رژیم ناچار خواهد بود منابع و توجه خود را میان چندین جبهه تقسیم کند؛ از غزه گرفته تا کرانه باختری و حتی جبهه‌های دورتر. اما آتش‌بس صرف میان ایران و آمریکا می‌تواند این منطق را تضعیف کند.

🔸از این منظر، ورود به یک آتش‌بس بدون در نظر گرفتن پیامدهای غیرمستقیم آن، می‌تواند نوعی «تله راهبردی» تلقی شود. تله‌ای که در آن، کاهش تنش در سطح کلان، به افزایش فشار در سطح میدانی و بر یکی از مهم‌ترین بازیگران محور مقاومت یعنی حزب‌الله منجر می‌شود. اسرائیل در چنین شرایطی می‌تواند با بهره‌گیری از برتری هوایی و اطلاعاتی خود، حملات هدفمندتری علیه زیرساخت‌ها و نیروهای حزب‌الله انجام دهد و هم‌زمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی، دولت لبنان را نیز در تنگنا قرار دهد.

🔸پیامد این روند، افزایش فشار چندلایه بر لبنان خواهد بود؛ کشوری که از پیش نیز با بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. هرگونه درگیری جدید یا تشدید تنش در جنوب، می‌تواند وضعیت شکننده این کشور را به‌مراتب وخیم‌تر کند. در چنین شرایطی، نه‌تنها حزب‌الله، بلکه کل ساختار لبنان در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.

💢آتش‌بس و بازتوزیع تنش

🔸اگرچه آتش‌بس در ظاهر می‌تواند به‌عنوان یک اقدام تنش‌زدا تلقی شود، اما در واقعیت ممکن است به بازتوزیع تنش‌ها در جغرافیای منطقه بینجامد. در این میان، لبنان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین حلقه‌ها، بیشترین فشار را متحمل خواهد شد. از این رو، هرگونه تصمیم‌گیری درباره آتش‌بس باید با در نظر گرفتن این پیامدهای چندلایه و پرهیز از افتادن در دام محاسبات کوتاه‌مدت صورت گیرد.

🔸لبنان به‌صورت تاریخی، در کانون رقابت گسترده‌تر میان محورهای منطقه‌ای قرار دارد. هنگامی که نیروهای اصلی در یک محور درگیر به توافق آتش‌بس می‌رسند، خلأ ناشی از کاهش تنش میان آن‌ها می‌تواند به افزایش فشار بر بازیگران ضعیف‌تر یا غیردولتی منجر شود.

در مجموع، تجربه تاریخی منازعات چندسطحی در خاورمیانه نشان می‌دهد که آتش‌بس‌ها زمانی مؤثر خواهند بود که همراه با چارچوب امنیت جمعی، نظارت چندجانبه و تضمین‌های متقابل باشند. بنابراین چند شاخص می‌توان از این بحران ذکر کرد:

1️⃣حزب الله به عنوان مرکز ثقل مسائل منطقه‌ای اگر تنها بماند باعث رکود قدرت کل محور مقاومت از عراق تا فلسطین می‌شود.

2️⃣نتانیاهو نشان داده بلافاصله از فارغ شدن در جبهه دیگری به جبهه دیگر محور حمله می‌کند. نمونه آن آتش بس در ایران و اقدام زمینی در لبنان.

3️⃣امریکا درصدد است پرونده لبنان را به عنوان کارت اصلی مذاکراتی ایران در منطقه از پرونده جنگ جدا کند و با ایجاد میز مذاکره در آمریکا با حضور سفرای اسرائیل و لبنان در دفتر روبیو، سازشی جبران ناپذیر بر بیروت وارد کند.

4️⃣در پرونده آتش‌بسی که در واشنگتن در جریان است، حزب الله خلع سلاح و لبنان مانند سوریه و مصر برای همیشه از دور محور مقاومت خالی می‌شود و در نتیجه یک رینگ دیگر حلقه آتش اسرائیل خنثی خواهد شد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐 چرا مذاکرات آتش‌بس شکست خورد؟

#مطالعات_آمریکا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸روز شنبه هیئت‌های ایرانی و آمریکایی در پاکستان مذاکرات آتش‌بس و پایان جنگ را آغاز کردند. این مذاکرات که نزدیک به یک روز به طول انجامید در نهایت نتیجه‌بخش نبود و طرفین پایان آن را اعلام کردند. در نگاه اول به نظر می‌رسید که پس از حدود چهل روز درگیری، آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که نمی‌تواند از طریق نیروی نظامی مطالبات پیشاجنگ خود را محقق کند و بنابراین، توافق در دسترس است. اما به نظر می‌رسد عوامل شکست مذاکرات بیش از موفقیت آن هستند.

💢باور به پیروزی در هر دو سمت


🔸نخستین عامل شکست مذاکرات این بود که ایران و آمریکا هر دو ارزیابی می‌کردند پیروز جنگ هستند و دلیلی برای عقب‌نشینی وجود ندارد. در یک سمت، ایران نه تنها توانسته است چهل روز در برابر کارزار هوایی گسترده ابرقدرت جهان و مهم‌ترین متحد منطقه‌ای آن یعنی اسرائیل مقاومت کند، بلکه ابزارهای فشار خود را حفظ کرده است: توانمندی موشکی/پهپادی، توانمندی هسته‌ای و انسجام محور مقاومت. افزون بر این، یک ایران یک اهرم جدید به نام تنگه هرمز را نیز به دست آورده است.

🔸در سوی دیگر، ترامپ نیز باور به موفقیت خود در جنگ دارد. عملیات «خشم حماسی» نقاط بسیاری را در ایران مورد هدف قرار داد که در سطح عملیاتی (و نه راهبردی) موفقیت قابل توجهی محسوب می‌شود. ترامپ همچنین معتقد است که می‌تواند از اهرم‌های فشار دیگری برای تسلیم ایران استفاده کند، همچون اشغال جزایر ایرانی، عملیات ویژه برای سرقت ذخایر اورانیوم و اخیراً نیز محاصره دریایی ایران.

💢اسرائیل: عامل اخلال‌گر


🔸اگرچه ایران با آمریکا مذاکره می‌کند، اما در حقیقت مسائلی روی میز هستند که به طور مستقیم مربوط به اسرائیل می‌شوند. ایران می‌خواهد وحدت محور مقاومت را حفظ کرده و لبنان، عراق و یمن را جزو هرگونه توافق آتش‌بس دائمی قرار دهد. این در حالی است که اسرائیل قصد دارد بی‌توجه به هرگونه توافق ایران با آمریکا، آزادی عمل کامل را برای مقابله با حزب‌الله داشته باشد. یکی از اهداف اسرائیل این است که وحدت ساحات در محور مقاومت در هم شکسته تا تبدیل به پرونده‌های کوچک‌تر و مجزا شود. آمریکا نیز در حال حاضر نه توانایی دارد اسرائیل را منصرف کند و نه قادر است خواسته ایران را تغییر دهد.

💢صرف جنگ، توازن را تغییر داده است


🔸ترس از وقوع جنگ، عاملی است که باعث می‌شود دو یا چند بازیگر برای رسیدن به یک توافق با یکدیگر مذاکره کنند. اما اگر ترسی نباشد و جنگ رخ دهد، بازیگران تا زمانی که درگیری به یک نقطه مشخص نرسد، انگیزه‌ای برای توافق نخواهند داشت. آمریکا همیشه از کارت تهدید به جنگ برای شکل‌دادن به خواسته‌های ایران استفاده می‌کرد. اکنون ترامپ این کارت را استفاده کرده و ایران مشاهده می‌کند که توانسته در برابر آن دوام بیاورد. بنابراین آمریکا نمی‌خواهد جنگ را با عقب‌نشینی از خواسته‌هایش به پایان برساند که در این صورت دیگر نمی‌تواند از ابزار تهدید استفاده کند و این به اعتبارش بسیار آسیب خواهد رساند. ایران نیز دلیلی نمی‌بیند امتیازاتی که آمریکا در جنگ به دست نیاورده را در مذاکرات بدهد.

💢خواسته‌هایی با فاصله نجومی


🔸در نتیجه عوامل مذکور، خواسته‌های ایران و آمریکا فاصله بسیار زیادی از یکدیگر گرفته‌اند. ایران می‌خواهد حاکمیت خود را بر تنگه هرمز حفظ کند، همچنان بر حق غنی‌سازی خود پافشاری می‌کند، خواستار رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه و همچنین یک تضمین قوی برای عدم تهاجم مجدد آمریکا و اسرائیل است. اما آمریکا می‌خواهد تنگه به روز قبل از جنگ بازگردد، ایران غنی‌سازی صفر را پذیرفته و تأسیسات هسته‌ای را برچیند. رفع تمامی تحریم‌ها نیز تنها ایران را قدرتمندتر می‌کند. همچنین تعهد به عدم تهاجم مجدد دست آمریکا را در برابر ایران در آینده می‌بندد. به همین دلیل، خواسته‌های کاملاً غیر منطبق باعث فروپاشی زودهنگام مذاکرات آتش‌بس می‌شود.

باور به پیروزی نظامی، اخلال‌گری اسرائیل و نبود ترس از جنگ به عنوان عامل تعادل‌بخش، باعث شده است که ایران و آمریکا بر خواسته‌های خود بیش از گذشته پافشاری کنند. با این وجود، باید در نظر داشت هر جنگی در نهایت با یک توافق آتش‌بس/صلح به پایان خواهد رسید. در صورتی که آمریکا در آینده از خواسته‌های حداکثری خود عقب‌نشینی کند - چیزی که در حال حاضر دیده نمی‌شود، ایران نیز باید برخی مطالبات خود را به عنوان کارت‌هایی ببیند که در ازای دریافت یک امتیاز برجسته قابل تغییر هستند، نه اصولی اساسی و غیرقابل تغییر. در این صورت، توافقی منعقد خواهد شد که می‌تواند از دستاوردهای میدان حفاظت کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آمریکا انصارالله را در جنگ با ایران دست کم گرفته است!
▪️
مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔸در اول آوریل، رئیس‌جمهور ترامپ اعلام کرد که اهداف استراتژیک ایالات متحده در جنگ با ایران «در حال نزدیک شدن به پایان» است. با این حال، ایران کارت‌های دیگری برای بازی دارد. چند روز پیش از سخنرانی رئیس‌جمهور ترامپ، انصارالله وارد میدان شد. پس از ماه‌ها اعلام آمادگی برای تشدید درگیری، آنها موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کردند. مقامات ایرانی پیش‌تر هشدار داده بودند که اگر ایالات متحده و اسرائیل بیشتر تشدید کنند یا کشورهای عربی خلیج فارس وارد جنگ شوند، نیروهای نیابتی‌شان در یمن فعال خواهند شد. اما علی‌رغم این تهدیدها و سابقه انصارالله در حمله به کشتی‌های بین‌المللی، آنها تا کنون در سال جاری به ترافیک دریایی در باب‌المندب حمله نکرده‌ است.

🔹پس از اینکه ایران عملاً تنگه هرمز را بست، باب‌المندب به مهم‌ترین نقطه استراتژیک دریایی خاورمیانه تبدیل شده است. اختلال هماهنگ یا متوالی در هر دو تنگه، شوک بی‌سابقه‌ای به تجارت جهانی و بازارهای انرژی وارد خواهد کرد. احتیاط فعلی انصارالله نشان‌دهنده محدودیت یا محاسبه دقیق است: ممکن است پس از حملات مداوم آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ ضعیف شده باشند؛ ممکن است به دلیل مشوق‌هایی از سوی بازیگر خارجی مانند عربستان سعودی عقب‌نشینی کرده باشند؛ یا صرفاً منتظر لحظه‌ای با حداکثر اهرم فشار در جریان تحولات درگیری باشند.

🔹اگر انصارالله به باب‌المندب حمله کند، اقتصادهای سراسر جهان دچار لرزش شدیدی خواهند شد. باب‌المندب شریان حیاتی است که بازارهای اروپا و آسیا را به هم متصل می‌کند و به تازگی به کریدور مهمی برای صادرات انرژی عربستان تبدیل شده است. در باریک‌ترین بخش خود، این آبراه دریایی ۱۸ مایلی بین یمن و جیبوتی قرار دارد. پیش از سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹ میلیون بشکه نفت از باب‌المندب عبور می‌کرد، همراه با سهم قابل توجهی از حمل‌ونقل کانتینری جهانی.

🔹حمله به کشتی‌رانی در باب‌المندب برای عربستان سعودی به‌ویژه ویرانگر خواهد بود. پادشاهی سعودی از خط لوله شرق به غرب خود برای کاهش اثرات محاصره تنگه هرمز توسط ایران استفاده کرده است. این خط لوله نفت خام را از ساحل شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند و از تنگه هرمز عبور نمی‌کند. با این حال، ظرفیت این خط لوله حدود ۷ میلیون بشکه در روز است و در حال حاضر نزدیک به حداکثر ظرفیت خود کار می‌کند.

🔹حمله انصارالله به باب‌المندب، استراتژی مقابله‌ای عربستان را کاملاً نابود خواهد کرد. نه تنها صادرات عربستان از دریای سرخ مختل می‌شود، بلکه خود خط لوله شرق به غرب نیز می‌تواند هدف حملات موشکی و پهپادی انصارالله قرار بگیرد. اثرات بعدی این بحران بیشتر در آسیا احساس خواهد شد، جایی که ۷۵ درصد از صادرات نفت عربستان به آنجا می‌رود. افزایش قیمت نفت تورم را تشدید می‌کند، بودجه عمومی را تحت فشار قرار می‌دهد و تلاش‌های بازیابی اقتصادی در کشورهای آسیایی و فراتر از آن را پیچیده‌تر خواهد کرد.

🔹بستن باب‌المندب پیامدهای عمیقی فراتر از حوزه انرژی خواهد داشت. مصر نمونه بارز آن است، هرچند هنوز مستقیماً درگیر جنگ نشده. کانال سوئز شریان حیاتی اقتصادی مصر است و معمولاً حدود ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی را مدیریت می‌کند و میلیاردها دلار درآمد ترانزیت برای این کشور ایجاد می‌نماید. در سال ۲۰۲۳، این کانال ۹.۴ میلیارد دلار درآمد داشت. بنابراین، اختلال پایدار در کشتی‌رانی دریای سرخ، ذخایر ارزی مصر را به شدت کاهش خواهد داد. این اتفاق در لحظه‌ای بسیار حساس رخ می‌دهد. پوند مصر به شدت تضعیف شده، تورم همچنان بالاست و دولت برای حفظ یارانه‌های سوخت و کالاهای اساسی در حال تقلا است.

🔹کمبود انرژی دولت را مجبور کرده اقدامات جیره‌بندی اعمال کند؛ از جمله ممنوعیت فعالیت کسب‌وکارها پس از ساعت ۹ شب و صدور دستور کار از راه دور جزئی برای کارکنان بخش عمومی و خصوصی. افزایش قیمت مواد غذایی بیشترین ضربه را به فقرا وارد کرده است؛ به‌طوری که قیمت کالاهای اساسی مانند سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی در فقط چند هفته پس از آغاز درگیری بیش از ۳۰ درصد گران شده است.

مصر تنها یکی از کشورهای متعددی است که در صورت تلاش انصارالله برای مسدود کردن باب‌المندب، در بحران فرو خواهند رفت. اگر ایران با تشدید جدی‌تری از سوی ایالات متحده مواجه شود، ممکن است تصمیم بگیرد که انصارالله کلید بقای آن است. اگر ایران تصمیم بگیرد این کارت را بازی کند، هزینه جنگ برای اقتصاد جهانی به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و برخی دولت‌ها مجبور خواهند شد تدابیر حتی شدیدتری برای عبور از این طوفان اتخاذ کنند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️نابودی هواپیمای آواکس: ضربه راهبردی ایران به برتری هوایی آمریکا
▪️الخنادق

#جنگ_رمضان
#رویة_العربیة

🔸حملات موشکی ایران به آمریکا، اسرائیل و متحدانشان، انواع مختلفی از هواپیماهای نظامی با ارزش بالا را که در تجاوز علیه کشور مورد استفاده قرار می‌گرفتند، منهدم کرده است. با این حال، مهم‌ترین و برجسته‌ترین مورد تا به امروز، انهدام هواپیمای E-3 Sentry (آواکس) است که به‌عنوان نماد برتری هوایی آمریکا شناخته و از آن به‌عنوان گران‌قیمت‌ترین هواپیمای پشتیبانی نظامی یاد می‌شود.

🔹انهدام هواپیمای E-3 آواکس رویدادی بی‌سابقه به شمار می‌رود. این هواپیما با ارزشی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار، یکی از گران‌ترین هواپیماهای پشتیبانی نیروی هوایی محسوب می‌شود و در کنار E-4B Nightwatch از نظر قیمت قابل مقایسه است. اما مهم‌تر از هزینه مالی آن، نقش کلیدی آن در جبران خسارات سنگینی است که پایگاه‌های آمریکا در پی نابودی ده‌ها سامانه راداری پیشرفته متحمل شده‌اند.

💢انهدام هواپیمای راداری E-3 و اختلال در تلاش‌های تجاوزگرانه آمریکا و اسرائیل

🔹نیروی هوایی آمریکا یک فروند هواپیمای E-3 Sentry (آواکس) را که برای مأموریت‌های هشدار زودهنگام و کنترل طراحی شده بود، به همراه تجهیزات آن از دست داد. همچنین، در حمله موشکی به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان، بیش از سه فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 Stratotanker نیز منهدم شدند. این حملات تلفات قابل توجهی بر جای گذاشت؛ برآوردهای محافظه‌کارانه از زخمی شدن دست‌کم ۱۰ نفر از نیروهای نیروی هوایی آمریکا حکایت دارد، در حالی که برخی تخمین‌ها رقم بسیار بالاتری را نشان می‌دهند.

🔹در جریان حملات «وعده صادق ۴» ایران، طی دو هفته، ۱۷ تأسیسات نظامی آمریکا هدف قرار گرفتند. این حملات سامانه‌های حیاتی راداری مرتبط با دفاع موشکی آمریکا را هدف قرار دادند. از جمله دستاوردهای مهم در روزهای ابتدایی این عملیات، انهدام سامانه‌های راداری با ارزش مجموع ۲.۷ میلیارد دلار بود؛ از جمله یک رادار AN/FPS-132 به ارزش ۱.۱ میلیارد دلار در قطر و دو رادار AN/TPY-2 در اردن و امارات متحده عربی که ارزش هر یک بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار برآورد می‌شود. بنابراین، انهدام هواپیمای E-3 توانایی نیروی هوایی در جبران این خسارات از طریق پشتیبانی راداری هوابرد را محدود خواهد کرد.

🔹پیش از آغاز جنگ، نیروی هوایی آمریکا بخش عمده ناوگان عملیاتی خود را در اردن، شمال عربستان، جنوب عراق و شرق مدیترانه مستقر کرده بود تا نظارت مستمر بر پهپادها و موشک‌های ایرانی را فراهم کند. با وجود تمرکز گسترده سامانه‌های دفاع هوایی و رهگیری موشکی در اسرائیل، حملات ایران به نرخ موفقیتی بین ۳۰ تا ۸۰ درصد دست یافته‌اند که در حال افزایش نیز هست؛ موضوعی که منابع اسرائیلی آن را به نابودی شبکه گسترده راداری منطقه نسبت می‌دهند. از این رو، انهدام هواپیمای E-3 بدون تردید به افزایش موفقیت حملات ایران کمک خواهد کرد.

🔹در همین راستا، حمله به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان، دست‌کم به پنج هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 آمریکا آسیب وارد کرد. چند روز بعد، گزارش‌های گسترده‌ای حاکی از آن بود که یک حمله موشک بالستیک، هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد Saab GlobalEye متعلق به نیروی هوایی امارات را که نقشی مشابه E-3 ایفا می‌کند، منهدم کرده است. برخی برآوردها حتی حاکی از آن است که این هواپیمای اماراتی ساخت سوئد، از راداری پیشرفته‌تر و مدرن‌تر نسبت به نمونه آمریکایی برخوردار است.

💢ضربه راهبردی ایران

🔹بنابراین، انهدام هواپیمای E-3 آواکس را نمی‌توان صرفاً یک خسارت تاکتیکی منفرد تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از تغییری گسترده‌تر در موازنه درگیری دانست؛ جایی که ابزارهای برتری هوایی آمریکا در برابر هدف‌گیری مستقیم آسیب‌پذیر شده‌اند و بخش مهمی از توان خود برای مدیریت نبرد و کنترل میدان عملیات را از دست داده‌اند. این رویداد به‌عنوان یکی از دستاوردهای بی‌سابقه ایران ثبت می‌شود، چرا که در تاریخ ایالات متحده نمونه‌ای مشابه نداشته است. با فرسایش شبکه راداری زمینی و کاهش توان هشدار زودهنگام هوابرد، حاشیه امنیتی که نیروهای آمریکا و اسرائیل می‌توانستند در آن با ایمنی عمل کنند، در حال کاهش است.

این تحول، معادله بازدارندگی متفاوتی را تثبیت می‌کند؛ معادله‌ای مبتنی بر این فرض که عمق عملیاتی دیگر امن نیست و هزینه راهبردی تجاوز دیگر صرفاً با تلفات مستقیم سنجیده نمی‌شود، بلکه شامل از دست رفتن برتری فناوری نیز هست. در نتیجه، تداوم این روند فرسایش کیفی ممکن است واشنگتن و متحدانش را وادار کند تا محاسبات خود را به‌طور اساسی بازنگری کنند؛ نه‌تنها درباره نحوه اداره جنگ، بلکه حتی درباره امکان‌پذیری ادامه آن.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️نگرانی ساکنان مناطق شمال اسرائيل از فرجام جنگ با حزب الله
▪️معاریو

#مطالعات_اسرائیل
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸ساکنان مناطق شمالی اراضی اشغالی، با خشم و نارضایتی اخبار جنگ با حزب‌الله را دنبال می‌کنند. پس از انتشار بیانیه رسمی ارتش اسرائیل مبنی بر غیر ممکن بودن خلع سلاح حزب الله، ساکنان مناطق شمالی به شدت نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و بیان می‌کنند که دولت اسرائيل آن‌ها را به حال خود رها کرده است. این افراد دولت و ارتش رژیم صهیونیستی را به دروغ گویی متهم کرده و بیان می‌کنند: «در حالی که دولت از نابودی کامل حزب‌الله لبنان سخن گفته بود، اکنون به خاطر جنگ با حزب‌الله، ما باید دوباره خانه‌های خود را ترک کنیم.»

💢ارتش، ناتوان در خلع سلاح حزب الله

🔹ارتش اسرائيل با انتشار بیانیه‌ای، رسما اعلام کرده است که خلع سلاح حزب‌الله امری واقع بینانه نیست و هدف فعلی ارتش، صرفا پاکسازی منطقه جنوب لبنان تا رود لیتانی از نیروهای مسلح وابسته به حزب‌الله است. پس از انتشار این بیانیه، اسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائيل اعلام کرد که هدف نهایی ما در جبهه شمالی، همچنان خلع سلاح حزب‌الله خواهد بود. اما اظهارات وزیر جنگ نیز دردی را از درد ساکنان مناطق شمالی دوا نکرد و این افراد همچنان نسبت به فریبکاری دولت و ارتش اسرائيل خشمگین هستند.

💢نگرانی در مناطق شمالی اسرائیل

🔹ساکنان شمال معتقدند تا زمانی که حزب‌الله خلع سلاح کامل نشود، همچنان مرزهای شمالی ناامن بوده و این امر منجر به اختلال دائمی در زندگی ساکنان مناطق شمالی خواهد شد، بنابراین، دولت باید تا خلع سلاح کامل حزب‌الله، جنگ فعلی را ادامه دهد. به نظر می‌رسد در حالی که در هفته‌های اول جنگ در جبهه شمالی، دولت وعده خلع سلاح کامل حزب‌الله را داده بود، اکنون با گذشت ۵ هفته از جنگ، ارتش در مواجهه با واقعیت‌های میدانی، از اهداف اولیه خود عقب‌نشینی کرده و اکنون تنها به پاکسازی مناطق جنوبی لبنان اکتفا کرده است. اما ساکنان مناطق شمالی از این تغییر راهبرد خشمگین شده و خواهان پایبندی دولت و ارتش به تعهدات اولیه خود هستند.

🔹ساکنان مناطق الجلیل، متولا، کریات شمونه و شلومی که از شهرهای شمالی اسرائيل هستند در این خصوص تاکید کردند: «عدم خلع سلاح حزب‌الله، به معنی آرامش موقت است و این مسئله برای ساکنان این شهرها که مدت‌هاست رنگ آرامش را ندیده اند، اصلا قابل قبول نیست». به گفته بسیاری از ساکنان این مناطق در دور قبلی تنش‌ها با حزب‌الله نیز دولت اشتباه کرد که آتش‌بس با حزب‌الله را پذیرفت و اکنون که جنگ در جبهه شمالی مجددا آغاز شده، دولت باید جنگ را تا نابودی کامل حزب‌الله ادامه دهد. اکنون در این شهرها مردم کاملا نسبت به بیانیه‌های مقامات دولتی بدبین بوده و معتقدند که دولت در حال خیانت به ساکنان مناطق شمالی بوده و آن‌ها را به سپر انسانی خود تبدیل کرده است.

💢اوضاع در شمال نابسامان است

🔹مطابق گزارش‌ها، اکنون وضعیت بغرنجی در مناطق شمالی جریان داشته و ترس و وحشت در میان ساکنان این مناطق حاکم است. معاون شهردار کریات شمونه در این خصوص اظهار داشته است که به طور میانگین، هر ده دقیقه یکبار به دلیل حملات حزب الله،‌ آژیرهای هشدار در این منطقه به صدا در میاید. این مسئله سبب شده است تا ساکنان مناطق شمالی دچار استرس و شوک‌های عصبی شده و برخی از آن‌ها هفته‌هاست که از ترس اصابت راکت‌ها، از خانه خود خارج نشده‌اند. این وقایع در حالی رخ می‌دهد که در جریان آتش‌بس با حزب‌الله، دولت به ساکنان اراضی اشغالی وعده داده بود که امنیت این مناطق تامین شده و با تضعیف حزب‌الله، دیگر خطری مرزهای شمالی اسرائيل را تهدید نخواهد کرد.

💢خلع سلاح حزب الله؟ فعلا نه

🔹پس از انتقادات گسترده نسبت به بیانیه ارتش، ارتش اسرائیل با انتشار بیانیه‌ای جدید، مدعی شد که در بلند مدت به خلع سلاح حزب الله متعهد خواهد بود و عملیات فعلی در لبنان به تحقق این هدف کمک خواهد کرد. اما این بیانیه نیز موجب نشد تا از وحشت ساکنان مناطق شمالی نسبت به حملات حزب‌الله کاسته شده و اکنون این افراد نسبت به توانایی ارتش در مقابله موثر با حملات حزب‌الله، تردید جدی دارند.

به نظر می‌رسد خستگی نیروهای ارتش اسرائیل از جنگ ۲.۵ ساله، در کنار تمرکز اصلی دولت بر جنگ با ایران، تحقق راهبرد خلع سلاح حزب‌الله لبنان را در مقطع فعلی زیر سوال برده و محدودیت‌ها و واقعیات میدانی، مقامات ارتش را به این نتیجه رسانده است که در آینده‌ای نزدیک، امکان تحقق این هدف ممکن نخواهد بود.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐ضرورت گسترش همکاری‌های اقتصادی با دولت اسپانیا

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸از ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برخی از دولت‌های اروپایی از جمله تروئیکای اروپایی اقدام به ارائه کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم به طرف‌های متجاوز کردند و برخی دیگر نیز هیچگونه محکومیت و مخالفتی با جنگ و تجاوزگری آنها علیه ایران نداشتند. دولت اسپانیا اما از جمله معدود کشورهایی بود که نه تنها به طور علنی این جنگ را غیرقانونی خواند و حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد بلکه اجازه استفاده آمریکا از حریم هوایی اسپانیا و پایگاه‌هایش در این کشور را نداد. این اقدام نشان‌دهنده عدم همراهی رسمی و واقعی دولت فعلی اسپانیا با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در منطقه است. با این حال، وضعیت محبوبیت احزاب حاکم بر دولت در آستانه یک انتخابات عمومی تا سال دیگر مطلوب نیست و جنگ با ایران نیز بر وخیم‌تر شدن شرایط اقتصادی و به تبع آن کاهش محبوبیت ائتلاف حاکم منجر خواهد شد.

💢تأثیر جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران بر اقتصاد اسپانیا

🔹از جمله کشورهایی که در این جنگ بیشترین آسیب‌ها را دیده‌اند یکی کشورهای جنوب شرق آسیا و دیگری کشورهای اروپایی بوده‌اند. در این بین، به گزارش Global Petrol prices اسپانیا از جمله ده کشور اولی است که قیمت سوخت در آن به واسطه این جنگ بالا رفته است به طوری که حدود ۱۳ درصد افزایش داشته است. همچنین بسته بودن تنگه هرمز به شدت بر زنجیره تأمین اروپا تأثیر منفی داشته که باعث آسیب به کسب‌و‌کارهای مختلف اسپانیا نیز شده است.

💢وضعیت ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا

🔹وضعیت ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا («حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا» و «ما می‌توانیم») نسبت به آخرین انتخابات عمومی در سال ۲۰۲۳ نامساعد بوده است. میزان محبوبیت حزب کارگران سوسیالیست از ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۲۷ درصد در مارس ۲۰۲۶ و محبوبیت حزب ما می‌توانیم نیز از ۱۳ به ۴ درصد تقلیل پیدا کرده است. در عین حال محبوبیت احزاب رقیب رشد داشته است.

🔹گرچه حزب راست میانه «حزب مردم» رشد چندانی نداشته است اما حزب راست افراطی «وکس» از ۱۳ درصد به ۱۷ درصد رشد داشته است و انتظار می‌رود با توجه به تشدید وضعیت وخیم اقتصادی در اروپا و گرایش فزاینده به احزاب راست افراطی رشد بسیار بیشتری تا سال آینده شاهد باشد که در صورت ائتلاف با حزب راست میانه تهدید جدی علیه ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا تلقی خواهد شد. گرچه ضرب‌العجل انتخابات عمومی آینده برای آگوست ۲۰۲۷/ مرداد ۱۴۰۶ است اما احتمال برگزاری یک انتخابات زودهنگار تا پایان سال ۲۰۲۶/ ۱۴۰۵ بسیار محتمل است و برای همین احزاب چپ حاکم بر دولت تحت فشار شدیدی در انتخابات آینده خواهند بود.

💢ضرورت همکاری اقتصادی برای تقویت دولت اسپانیا

🔹دولت ایران اکنون می‌تواند از اهرم‌های تنگه هرمز، صادرات نفت و گاز و میانجی‌گری اسپانیا برای تعامل با دیگر دولت‌های اروپایی استفاده کند تا نه تنها شرایط اقتصادی حاکم بر اقتصاد به ضرر دولتش نشود بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز دستاوردهای محسوسی بدست آورد.

🔹با توجه به این که انسداد هوشمند تنگه هرمز بحران انرژی در جهان را افزایش داده است و اسپانیا نیز با واردات میانگین روزانه 1.3 میلیون بشکه از جمله کشورهای آسیب دیده در این زمینه است، یکی از راه‌های توسعه همکاری اجازه تردد و یا صادرات مستقیم و غیرمستقیم منابع انرژی مورد نیاز این کشور است. برای مثال صدور مجوز عبور محموله‌های صادراتی نفت عراق به مقصد اسپانیا می‌تواند اقدام موثری در این زمینه باشد.

🔹همچنین واردات برخی کالاهای ضروری و اساسی که امکان صادرات آن توسط این کشور وجود دارد نیز می‌‌تواند مورد توجه قرار بگیرد تا صادرات اسپانیا رشد پیدا کند، بدین ترتیب ایران نیز بخشی از واردات کالاهای اساسی خود را که پیشتر از تروئیکای اروپایی انجام می‌داد، با اسپانیا جایگزین کرده است. همچنین در صورتی که امکان صادرات و تعامل اقتصادی مستقیم با این کشور نباشد، الجزایر به‎عنوان کشوری که می‌تواند نقش واسطه برای افزایش تعامل تجاری با اسپانیا را ایفا کند گزینه مناسبی خواهد بود.

علاوه بر موارد فوق، در حوزه سیاسی نیز می‌توان در صورت تمایل اسپانیا از طریق کانال دیپلماتیک این کشور برای تعاملات مثبت با دیگر کشورهای اروپایی اقدام کرد تا جایگاه سیاسی این کشور در اتحادیه اروپا تقویت و قدرت سیاسی آن در اروپا افزایش پیدا کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ایران شبکه یکپارچه پدافندی آمریکا و اسرائیل را هدف قرار می‌دهد!
▪️
ریسپانسیبل‌استیت‌کرفت

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔹یک ماه پس از آغاز کارزار نظامی آمریکا علیه ایران، سامانه پدافند هوایی پرآوازه اسرائیل در حال نشان دادن محدودیت‌های خود است. تنها در ۱۰ روز گذشته، شهرهای مهمی از جمله تل‌آویو، دیمونا و عراد متحمل خسارات قابل توجهی شده‌اند، زیرا موشک‌های ایرانی توانسته‌اند از شبکه رهگیرهای اسرائیل عبور کنند. کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل، نیروهای دفاعی این کشور را ناچار کرده تا در مصرف مهمات صرفه‌جویی کنند یا اهداف را اولویت‌بندی نمایند. اما ایرادهای موجود در پدافند هوایی اسرائیل قطعاً ریشه‌های عمیق‌تری دارد.

💢ضعف شناسایی یا رهگیری؟

🔸واقعیت نگران‌کننده‌تر آن است که شکاف‌های موجود در پدافند هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از ضعف در «شناسایی» (و نه رهگیری) باشد؛ ضعفی که از آسیب دیدن رادارها و حسگرهایی ناشی می‌شود که زیربنای شبکه یکپارچه پدافند هوایی مشترک میان ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس را تشکیل می‌دهند. اگر این مسئله درست باشد، پیامدهای آن بسیار وخیم خواهد بود. بدون چشم‌هایی که ارتش آمریکا برای شناسایی و مهار تهدیدات به آن‌ها تکیه دارد، نیروها و دارایی‌های ایالات متحده بسیار آسیب‌پذیرتر از آن چیزی خواهند بود که پیش‌تر تصور می‌شد.

🔸برای مقابله با موشک‌های کروز و بالستیک میان‌برد و دوربرد اسرائیل به سه لایه فلاخن داوود، سامانه‌های پیکان ۲ و ۳، و سامانه‌های آمریکایی تاد متکی بود. در حالی که فلاخن داوود موشک‌ها را در داخل جو زمین رهگیری می‌کند، سامانه پیکان موشک‌ها را خارج از جو هدف قرار می‌دهد و به همین دلیل در مقابله با موشک‌های بالستیک بسیار مؤثرتر است. اسرائیل همچنین از سامانه‌های تاد مستقر در داخل این کشور و نیز از دارایی‌های هوایی و دریایی ایالات متحده در منطقه پشتیبانی دریافت می‌کند.

💢وضعیت ذخایر رهگیر

🔸اسرائیل واقعاً بخش زیادی از ذخایر رهگیر خود را مصرف کرده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تا 80% از مهمات پدافند هوایی اسرائیل در سه هفته نخست جنگ مصرف شده و این کشور را ناچار ساخته به‌طور فزاینده‌ای به سامانه‌های دیگر متکی شود. این مصرف سریع نشان می‌دهد که دفاع‌های اسرائیل شکننده‌تر از آن چیزی بوده‌اند که به نظر می‌رسید. عامل دوم در موفقیت‌های ایران، استفاده از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشه‌ای است که می‌توانند شبکه پدافند هوایی را اشباع کرده و ظرفیت آن را از کار بیندازند.

🔸احتمال محتمل‌تر این است که آسیب‌پذیری‌های پدافند هوایی اسرائیل، نه از داخل این کشور بلکه از بیرون و از شبکه گسترده‌تر پدافند هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در سراسر خاورمیانه ناشی می‌شود. شبکه پدافند هوایی اسرائیل با شبکه ایالات متحده یکپارچه شده و دو کشور اطلاعات و داده‌های حاصل از حسگرها و رادارهای منطقه را به اشتراک می‌گذارند. آسیب به این شبکه حسگرها و رادارها می‌تواند به‌طور اساسی پدافند هوایی اسرائیل و آمریکا را تضعیف کند.

💢کور کردن رادارها

🔸گزارش‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۰ سایت راداری آمریکا در خاورمیانه از آغاز جنگ هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفته‌اند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سامانه تاد و نیز یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر است. هرچند از دست رفتن یک رادار کل شبکه را از کار نمی‌اندازد، اما نابودی ۱۰ یا بیشتر از این سامانه‌ها توان آمریکا در شناسایی و واکنش به تهدیدات ورودی را به‌شدت کاهش می‌دهد. نگران‌کننده‌تر، ناتوانی ظاهری ایالات متحده در حفاظت از پایگاه‌های خود در خاورمیانه است. هفته گذشته گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی دیگر قادر به زندگی و فعالیت در بسیاری از پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و به هتل‌ها یا مکان‌های جایگزین منتقل شده‌اند.

🔸در واقع، حملات موفق به هواپیماهای آمریکایی مستقر در پایگاه‌های منطقه‌ای و تداوم تلفات در میان نیروهای آمریکایی، این آسیب‌پذیری‌ها را تأیید می‌کند. در جدیدترین حادثه در پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نظامی را زخمی کرده و به چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای هشدار زودهنگام E-3 (که قطعاً هدفی بسیار حساس محسوب می‌شود) آسیب وارد کردند.

💢چالشی جدی‌تر از تولید مهمات

این چالشی بسیار دشوارتر از افزایش تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمان‌بر، پرهزینه و پیچیده است. به نظر می‌رسد جنگ با ایران رویکرد آمریکا به پدافند هوایی را به‌طور بنیادی به چالش کشیده و نشان داده که توانمندی‌های کنونی برای جنگ‌های مدرن کافی نیستند. بنابراین مسئله ماهیتی راهبردی دارد، نه صرفاً فنی.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️آیا پنتاگون تصویر واقعی جنگ را از ترامپ مخفی می‌کند؟
▪️آتلانتیک

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔸جی. دی. ونس بارها روایت وزارت دفاع از جنگ ایران را زیر سؤال برده و این پرسش را مطرح کرده است که آیا پنتاگون میزان کاهش شدید ذخایر موشکی آمریکا را کمتر از واقع نشان داده است یا نه. همچنین او نگرانی‌های خود را درباره در دسترس بودن برخی سامانه‌های موشکی در گفت‌وگو با ترامپ نیز بیان کرده است. پیامدهای کاهش شدید ذخایر مهمات می‌تواند بسیار خطرناک باشد: نیروهای آمریکا برای دفاع از تایوان در برابر چین، کره جنوبی در برابر کره شمالی، و اروپا در برابر روسیه باید از همین ذخایر استفاده کنند.

🔹از سوی دیگر هم هگست، وزیر دفاع، و هم ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، علناً گفته‌اند که ذخایر تسلیحاتی آمریکا قدرتمند و کافی و خسارات واردشده به نیروهای ایرانی بسیار گسترده است. مشاوران ونس معتقدند او نگرانی‌هایش را به‌عنوان دیدگاه شخصی خود مطرح کرده و هگست یا کین را به گمراه کردن رئیس‌جمهور متهم نکرده است.

🔹ترامپ نیز بسیاری از اظهارات مثبت هگست و کین درباره جنگ را تکرار کرده و هفته‌ها پیش اعلام کرده بود خساراتی که نیروهای آمریکایی وارد کرده‌اند، خود به‌تنهایی به‌معنای پیروزی است و ذخایر آمریکا از تسلیحات کلیدی «تقریباً نامحدود» است. برخی مشاوران گفتند روایت خوش‌بینانه هگست و برخورد تهاجمی او با رسانه‌ها، ظاهراً برای گفتن همان چیزهایی است که رئیس‌جمهور مایل به شنیدن آن‌هاست. تجربه تلویزیونی پیت باعث شده دقیقاً بداند چگونه با ترامپ حرف بزند و ترامپ چگونه فکر می‌کند.

💢برآوردهای ناقص از توان ایران

🔹روایت مثبت رهبران پنتاگون، در بهترین حالت تصویری ناقص ارائه می‌دهد. طبق این برآوردهای داخلی، ایران همچنان دو سوم نیروی هوایی خود، بخش عمده توان پرتاب موشکی، و بیشتر قایق‌های کوچک و سریع خود را حفظ کرده است که توانایی مین‌گذاری و اختلال در تردد تنگه هرمز را دارند. یکی از منابع گفت: «حداقل از نظر ازسرگیری تجارت دریایی، تهدید واقعی همین‌ها هستند.»

🔹هگست در ماه مارس از «کنترل کامل» آسمان ایران سخن گفته بود. اما در آوریل، نیروهای ایرانی یک جنگنده آمریکایی را سرنگون کردند و عملیات گسترده نجاتی آغاز شد. همچنین تهران هر روز پرتابگرهای موشکی بیشتری را دوباره فعال می‌کند؛ به گفته منابع آگاه، پس از آتش‌بس اولیه دو هفته‌ای که قرار بود سه‌شنبه گذشته پایان یابد، حدود نیمی از آن‌ها دوباره قابل استفاده شده‌اند.

💢کمبود در تسلیحات کلیدی

🔹استفاده از تسلیحات کلیدی از جمله موشک‌های رهگیر برای مقابله با موشک‌های ایرانی و سلاح‌های تهاجمی مانند تاماهاوک و موشک‌های هوا به سطح دورایستا کمبودی جدی ایجاد کرده که با وجود تلاش برای تولید سریع جایگزین‌ها، توان آمریکا برای جنگ‌های آینده را تضعیف می‌کند. ونس در جلسات با ترامپ درباره کمبود مهمات ابراز نگرانی کرده است. حتی پیش از جنگ ایران نیز ذخایر به‌دلیل تولید کند و ارسال مهمات به اوکراین و اسرائیل کاهش یافته بود. مقامات پنتاگون هشدار داده بودند این کسری‌ها توان ارتش برای پیروزی در جنگ فرضی با روسیه یا چین را به خطر می‌اندازد.

💢رقابت ونس-هگست 2028؟

🔹ونس پیش از آغاز جنگ نسبت به حمله به ایران تردید داشت؛ ترامپ نیز اذعان کرده بود ونس «شاید کمتر مشتاق» این درگیری بوده است. اما او باید چند عامل را همزمان مدیریت کند: تمایل به همکاری خوب با دیگر مقامات ارشد، سابقه مخالفت با «جنگ‌های بی‌پایان»، و چشم‌انداز نامزدی احتمالی او در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸. نزدیکان ترامپ معتقدند ونس اکنون آینده سیاسی خود را به جنگ ایران گره‌خورده می‌بیند.

🔹برخی دیگر نیز معتقدند هگست جاه‌طلبی‌های سیاسی خود را دارد و حتی ممکن است به ریاست‌جمهوری فکر کند. وزیر دفاع اخیراً در شبکه ملی پخش‌کنندگان مذهبی سخنرانی کرد و خواستار نفوذ مسیحیت در دولت شد، و در انجمن ملی سلاح نیز از «حق خدادادی» آمریکایی‌ها برای حمل سلاح دفاع کرد. وزرای دفاع پیشین عمدتاً از سیاست حزبی و مسائل اجتماعی تفرقه‌برانگیز فاصله می‌گرفتند.

برخلاف پیش‌بینی هگست درباره پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به وضعیتی پرهزینه و نامشخص کشیده شده است. سه‌شنبه گذشته، هنگامی که زمان به پایان آتش‌بس اولیه نزدیک می‌شد، هواپیمای ونس آماده پرواز به پاکستان بود. اما وقتی ایران آمادگی اعزام مذاکره‌کنندگان خود را نشان نداد، ترامپ عقب‌نشینی کرد و آتش‌بس را نامحدود تمدید نمود. هم‌زمان، تقابل دو کشور در تنگه هرمز هفته گذشته تشدید شد؛ زمانی که سپاه پاسداران برای نخستین بار کشتی‌های تجاری را توقیف کرد و نشان داد نیروهایش همچنان توانمندند و جنگ می‌تواند بار دیگر ارزیابی‌های خوش‌بینانه رهبران پنتاگون را بی‌اعتبار کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️آیا پس از ۶۰ روز، ترامپ به جنگ با ایران خاتمه خواهد داد؟

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸ترامپ و کنگره ممکن است به زودی با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حقوقی سال‎های اخیر در آمریکا مواجه شوند. با پایان ماه آوریل، مدت زمان عملیات «خشم حماسی» به ۶۰ روز خواهد رسید. مطابق قانون، رئیس جمهور تنها به مدت دو ماه می‌تواند بدون اجازه کنگره در خارج از کشور عملیات نظامی انجام دهد. حال به پایان این مهلت نزدیک شده‌ایم و برخی معتقدند پس از پایان این مهلت، ترامپ مجبور خواهد شد به عملیات نظامی پایان دهد، اما واقعیت روی زمین کمی پیچیده‌تر از متن قوانین است.

🔹بر اساس قانون War Power Act که در سال ۱۹۷۴ تصویب شد، رئیس جمهور موظف است پس از ۶۰ روز، به عملیات نظامی‌ فاقد مجوز کنگره خاتمه دهد، مگر اینکه سه حالت رخ دهد: ۱. اکثریت کنگره (سنا و مجلس نمایندگان) به نیروی متخاصم اعلان جنگ کند ۲. قانونی برای تداوم عملیات نظامی تصویب شود ۳. حمله‌ای به ایالات متحده رخ دهد که پایان عملیات نظامی را ناممکن کند. همچنین رئیس جمهور می‌تواند درخواست کند برای حفظ جان نیروها، عملیات به مدت ۳۰ روز تمدید شود. این قانون به‌گونه‌ای طراحی شده بود اختیارات کنگره را در خصوص اعلان جنگ -که توسط قانون اساسی به این نهاد اعطا شده بود- احیا کند و اجازه ندهد رؤسای جمهور، آمریکا مجدداً را وارد باتلاقی همچون ویتنام کنند.

🔹از میان این سه حالت، تحقق حالت اول و دوم منوط به این است که جمهوری‌خواهان -که اکثریت شکننده در مجلس و سنا دارند- تا چه اندازه با ترامپ همراهی کنند. تحقق حالت نخست بعید است، زیرا بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان علی‌رغم پشتیبانی یکپارچه از حمله به ایران، به‌شدت با یک جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی مخالف هستند و نمی‌خواهند در انتخابات میان‌دوره‌ای آسیب ببینند. در این صورت، این جمهوری‌خواهان در کنار حزب دموکرات اکثریت مخالف اعلان جنگ را تشکیل می‌دهند. اما حالت دوم می‌تواند ممکن باشد، مخصوصاً اگر بازه تداوم عملیات محدود باشد. ترامپ ممکن است به نمایندگان مردد جمهوری‌خواه فشار آورد تا از تداوم عملیات نظامی پشتیبانی کنند.

🔹تداوم حمایت دوماهه جمهوری‌خواهان از این جنگ، با اگر و اماهای فراوانی همراه است. در دو هفته اخیر، گزارش‌های متعددی منتشر شده است مبنی بر اینکه برخی از سناتورها و نمایندگان جمهوری‌خواه بر ترامپ فشار آورده‌اند که هر چه زودتر به جنگ با ایران پایان دهد، زیراً به دلیل افزایش قیمت سوخت و فشار افکار عمومی آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای برای‌شان دشوار است که پس از ۶۰ روز از این جنگ پشتیبانی کنند.

🔹اما اگر نه اعلان جنگ رخ دهد و نه تداوم عملیات نظامی تصویب شود، ترامپ می‌تواند به جنگ ادامه دهد؟ بزرگ‌ترین جنگ‌ها و عملیات‌های نظامی تاریخ آمریکا بدون مجوز کنگره آغاز شدند؛ زیرا دولت‌ها همیشه راه فراری برای دورزدن کنگره پیدا کرده‌اند. یکی از این راه‌ها در خود قانون ۱۹۷۴ درج شده است، یعنی حالت سوم. ممکن است در هفته‌های آتی درگیری نظامی میان ایران و آمریکا به قدری تشدید شود که آمریکا در عمل نتواند نیروهای خود را از جنگ خارج کند و مجبور به ادامه درگیری شود.

🔹به همین دلیل دموکرات‌ها می‌کوشند قبل از غیر قابل کنترل شدن درگیری، قانون «الزام رئیس‌جمهور به خروج نیروهای مسلح آمریکا از درگیری‌های غیرمجاز در ایران» را به تصویب برسانند. باز هم در این مورد، موضع‌گیری جمهوری‌خواهان مردد بسیار کلیدی است. ممکن است پس از ۶۰ روز، هیچ کدام از سه حالتی که در قانون ذکر شده است رخ ندهد، اما ترامپ قصد پایان جنگ نداشته باشد، در این صورت، این احتمال وجود دارد که برخی از جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها ملحق شده و طرح پایان جنگ با ایران را به تصویب برسانند.

🔹اما اگر پس از ۶۰ روز هیچ‌کدام از سه حالت مذکور (اعلان جنگ، تصویب تداوم عملیات، عملاً ناممکن بودن پایان جنگ) رخ ندهد و دموکرات‌ها از تصویب طرح پایان جنگ ایران ناتوان باشند اما ترامپ به عملیات ادامه دهد، درگیری حقوقی بزرگی میان کنگره و دولت ترامپ شکل خواهد گرفت. درگیری‌ای که پای دیوان عالی را به جنگ با ایران باز خواهد کرد، همانطور که دیوان در خصوص سیاست‌های تعرفه‌‌ای ترامپ (اعمال تعرفه قانوناً حق انحصاری کنگره است) مداخله کرد.

در حال حاضر، درون کنگره آشفتگی بسیاری در خصوص جنگ با ایران دیده می‌شود. نمی‌توان با قطعیت گفت ترامپ پس از ۶۰ به پایان جنگ خواهد شد؛ زیرا همه چیز به معادلات قدرت درون حزب جمهوری‌خواه، تصمیم دموکرات‌ها و میدان نبرد میان ایران و آمریکا وابسته است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐روسیه و چین در حال بهره‌برداری از جنگ آمریکا با ایران هستند
▪️فارن افرز

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فرصتی مهم برای روسیه و چین ایجاد کرده است. مسکو و پکن این درگیری را فرصتی می‌بینند تا منافع آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن را تضعیف کنند. هر دو کشور مشتاق‌اند از این جنگ برای فرسایش قدرت آمریکا، کسب اطلاعات درباره سامانه‌های نظامی آن و تضعیف نظم بین‌المللی تحت رهبری واشنگتن بهره ببرند. آن‌ها طیفی گسترده از گزینه‌ها—دیپلماتیک و نظامی، آشکار و پنهان—را در اختیار دارند و تا اینجا نیز تا حدی موفق بوده‌اند.

🔹بن‌بستی که نیروهای روسیه در اوکراین تجربه کردند، الگویی از آسیبی است که مسکو و پکن امیدوارند به آمریکا وارد کنند. اکنون در ایران، روسیه و چین فرصتی برای برگرداندن این معادله می‌بینند. آن‌ها معتقدند آمریکایی که درگیر جنگ‌های طولانی در خاورمیانه باشد، تهدید کمتری برای آن‌ها ایجاد می‌کند. مسکو و پکن اکنون به دنبال بهره‌برداری از درگیری آمریکا در منطقه هستند. آن‌ها علاقه‌مندند واشنگتن را در یک جنگ فرسایشی و کم‌شدت گرفتار کنند که منابعش را مصرف کرده و جایگاه بین‌المللی‌اش را تضعیف کند. هر دو کشور ابزارهایی برای کمک به این هدف از طریق حمایت از ایران دارند. آمریکا تنها در صورتی می‌تواند از این سناریو جلوگیری کند که از اهداف حداکثری فاصله بگیرد و راهی میانه و واقع‌گرایانه را در پیش گیرد؛ راهی که هم ایران را مهار کند و هم مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد.

🔹شواهدی وجود دارد که روسیه و چین اطلاعات شناسایی و سیگنالی در اختیار ایران گذاشته‌اند تا به هدف‌گیری و ارزیابی خسارات کمک کنند. اگر این موضوع درست باشد، آن‌ها به کشوری با توان نظارتی محدود کمک کرده‌اند تا به دارایی‌های نظامی کشوری قدرتمندتر آسیب بزند. هم‌زمان، این دو کشور در حال رصد عملیات نظامی آمریکا هستند و از این جنگ برای شناخت بهتر ارتش آمریکا استفاده می‌کنند. با وجود موفقیت‌های آمریکا و اسرائیل در هدف‌گیری، این واقعیت که ایران همچنان تسلیم نشده، برای مسکو و پکن دلگرم‌کننده است.

🔹این جنگ از چند جهت به نفع روسیه بوده است. لغو برخی تحریم‌های نفتی روسیه باعث سود اقتصادی برای مسکو شده و همکاری نظامی با ایران—از جمله در زمینه پهپادها—تقویت شده است. در عین حال، تصویر قدرت مطلق نظامی آمریکا نیز آسیب دیده، زیرا با وجود ضربات سنگین، ایران همچنان پابرجاست. برای روسیه، شکاف ایجادشده میان آمریکا و اروپا شاید مهم‌ترین دستاورد باشد. تردیدهای عمیق اروپا درباره جنگ ایران و اختلافات فزاینده با واشنگتن می‌تواند به تضعیف اتحاد فراآتلانتیک منجر شود. جنگ طولانی‌تر احتمالاً این شکاف را عمیق‌تر خواهد کرد.

🔹برای چین، منافع اقتصادی مستقیم کمتر بوده، اما از نظر سیاسی و دیپلماتیک سود قابل‌توجهی برده است. پکن تلاش کرده خود را به‌عنوان یک قدرت مسئول و طرفدار مذاکره نشان دهد. در حالی که اقدامات آمریکا برای بسیاری از کشورها غیرقابل پیش‌بینی بوده، چین با دیپلماسی سنجیده، اعتماد بیشتری جلب کرده است. همچنین، چین خود را به‌عنوان شریک باثبات‌تری نسبت به آمریکا معرفی می‌کند.

🔹با این حال، شاید مهم‌ترین پیامد جنگ، ضربه به اعتبار نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا باشد. اگر واشنگتن بدون توجیه قانونی قانع‌کننده وارد جنگ شود، دیگر نمی‌تواند به‌طور معتبر اقدامات مشابه روسیه یا چین را محکوم کند. این امر پایه مشروعیت اتحادهای آمریکا را تضعیف می‌کند.

🔹روسیه و چین خواهان جنگی تمام‌عیار نیستند، اما بهترین سناریو برای آن‌ها یک درگیری طولانی و کم‌شدت است که منابع آمریکا را تحلیل برده و محدودیت قدرت آن را نشان دهد. جالب آن‌که چنین وضعیتی می‌تواند برای ایران نیز مطلوب باشد، زیرا امکان گرفتن امتیازات اقتصادی و افزایش حمایت روسیه و چین را فراهم می‌کند.

در این شرایط، بهترین راهبرد برای آمریکا نه جنگ حداکثری است و نه عقب‌نشینی ساده‌لوحانه. واشنگتن باید به تعادلی واقع‌گرایانه برسد: مهار رفتارهای ایران، باز کردن مسیر دیپلماسی و جلوگیری از تبدیل این بحران به جنگی فرسایشی. اگر آمریکا هدف خود را فروپاشی کامل ایران قرار دهد، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد گرفت و ایران را تهاجمی‌تر و وابسته‌تر به روسیه و چین خواهد کرد. آمریکا نیازمند ترکیب بازدارندگی با دیپلماسی است و باید راهی برای تعریف یک همزیستی جدید با ایران پیدا کند، از جمله ایجاد چارچوب‌هایی برای همکاری در موضوع هسته‌ای یا حتی توافق عدم تجاوز. همچنین باید روابط خود با متحدان اروپایی و شرکای منطقه‌ای را ترمیم کند و از لفاظی‌های تنش‌زا پرهیز نماید.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چهار سناریوی اثر جنگ با ایران بر رقابت آمریکا با چین
▪️شورای آتلانتیک

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸یک بُعد مهم جنگ آمریکا با ایران نباید نادیده گرفته شود: تأثیر این جنگ بر رقابت آمریکا با چین. برای بررسی این پیامدهای ژئوپلیتیکی این درگیری بر رقابت آمریکا و چین می‌توان مجموعه‌ای از سناریوها را بر اساس دو عامل ترسیم کرد: نخست، میزان تعهد نظامی آمریکا در خلیج فارس در آینده (محدود و با هدف تضعیف توانمندی‌های ایران، یا گسترده و قاطع)؛ دوم، نحوه موضع‌گیری چین در روزها و هفته‌های آینده (منفعل و صرفاً بهره‌بردار، یا فعال و درگیر). این دو متغیر امکان ترسیم طیفی از نتایج محتمل را فراهم می‌کند.

💢سناریوی اول: فرسایش مدیریت‌شده برتری آمریکا
تعهد نظامی محدود آمریکا، انفعال چین


🔹در محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، آتش‌بس به اندازه‌ای دوام می‌آورد که به یک توافق ضمنی یا مذاکره‌شده منجر شود که فاصله زیادی با یک حل‌وفصل جامع دارد. آمریکا حملات محدودی انجام داده که زیرساخت‌های پهپادی، موشکی، دریایی و هسته‌ای ایران را تضعیف کرده، اما تغییری در رژیم رخ نداده است. چین نیز از حاشیه نظاره‌گر است و در عین تعمیق روابط اقتصادی با ایرانِ تحت تحریم از ارائه حمایت‌های جدی نظامی یا دیپلماتیک خودداری می‌کند.

🔹اگر اختلال در تنگه هرمز محدود بماند وضعیت قابل کنترل خواهد بود. همکاری‌های امنیتی آمریکا با کشورهای خلیج فارس تقویت می‌شود. شوک انرژی دردناک اما موقتی است. نتیجه کلی، فرسایش محدود جایگاه آمریکا در کنار نمایش نسبی قدرت نظامی است. چین نیز تا حدی سود می‌برد، زیرا شریک راهبردی‌اش از جنگ جان سالم به در برده است.

💢سناریوی دوم: سود راهبردی برای پکن
تعهد نظامی محدود آمریکا، بازیگری فعال چین


🔹در سناریویی خطرناک‌تر، پکن به این نتیجه می‌رسد که رویکرد محدود آمریکا نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل واشنگتن به اقدام قاطع است و تصمیم می‌گیرد فعالانه وارد میدان شود. آتش‌بس همچنان به توافق جامع منجر نمی‌شود، اما چین حمایت خود از ایران را از سطح اقتصادی به سطحی گسترده‌تر ارتقا می‌دهد: کمک‌های مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی و حمایت دیپلماتیک در نهادهای بین‌المللی. این حمایت‌ها ایران را قادر می‌سازد فشار بیشتری وارد کند و همزمان نیروهای آمریکا را در خاورمیانه درگیر نگه دارد. در این شرایط، نوعی همگرایی میان چین، روسیه و ایران شکل می‌گیرد. اگر ایران همچنان عبور از هرمز را محدود کند اما برای چین استثنا قائل شود، پیامدها ساختاری خواهد بود. نظام تحریم‌ها تضعیف می‌شود، زیرا متحدان آمریکا در اروپا و آسیا امنیت انرژی را بر همبستگی ژئوپلیتیکی ترجیح می‌دهند. در نتیجه، ائتلاف‌های آمریکا دچار تزلزل می‌شوند.

💢سناریوی سوم: بازگشت برتری آمریکا
قاطعیت آمریکا، انفعال چین


🔹در این سناریو، آتش‌بس صرفاً یک وقفه پیش از تشدید درگیری است. اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا تصمیم می‌گیرد به یک عملیات قاطع روی آورد: نابودی سیستماتیک شبکه‌های موشکی و پهپادی ایران، تلاش برای کنترل مواد هسته‌ای، و عملیات نظامی گسترده برای پاکسازی سواحل تنگه هرمز.

🔹در صورت موفقیت این عملیات و باقی ماندن چین در موضع منفعل، آمریکا می‌تواند برتری خود را احیا کند و ضربه‌ای راهبردی به چین وارد کند، زیرا یکی از شرکای مهم خود را از دست می‌دهد. بازیگران منطقه‌ای نیز به سمت واشنگتن متمایل می‌شوند. با این حال، چنین پیروزی‌ای هزینه‌بر است: بازسازی توان نظامی آمریکا به‌ویژه برای سناریوهایی مانند تایوان زمان‌بر خواهد بود.

💢سناریوی چهارم: نقطه عطف رقابت قدرت‌های بزرگ
قاطعیت آمریکا، بازیگری فعال چین


🔹این سناریو خطرناک‌ترین حالت است. آمریکا به‌دنبال پیروزی قاطع است، اما چین با مداخله غیرمستقیم پاسخ می‌دهد: ارائه اطلاعات پیشرفته، پشتیبانی لجستیکی، و اعمال فشار همزمان در مناطق دیگر مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی. در این شرایط، آمریکا با یک چالش دو جبهه‌ای مواجه می‌شود که از زمان جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. اگر آمریکا سریع عمل کند و تنگه را باز نگه دارد، ممکن است از چین پیشی بگیرد، اما رقابت راهبردی به سطحی بسیار تندتر و شبیه جنگ سرد ارتقا می‌یابد.

چه چیزی در پیش است؟

🔹محتمل‌ترین مسیر کوتاه‌مدت، صلحی شکننده و ناتمام است که بیشترین شباهت را به سناریوی اول دارد: اقدام محدود آمریکا، چین منفعل اما فرصت‌طلب، و تنگه هرمزی که ظاهراً باز است اما عملاً محل مناقشه باقی می‌ماند. هیچ‌یک از طرف‌ها به اهداف حداکثری خود نرسیده‌اند و مسائل اصلی—از برنامه هسته‌ای ایران گرفته تا نقش منطقه‌ای آن—حل‌نشده باقی مانده‌اند. این ابهام خود یک خطر است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد پایان‌های ناتمام اغلب به تشدید دوباره درگیری منجر می‌شوند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵مناطق مختلف جهان چگونه به شوک انرژی تنگه هرمز واکنش نشان داده‌اند؟
▪️اویل پرایس

#انرژی
#اکوتهران
#جنگ_رمضان

🔸جنگ هفت‌هفته‌ای در ایران نشان داده است که مناطق مختلف به‌طور یکسان از وخیم‌ترین اختلال در عرضه نفت و گاز در تاریخ آسیب نمی‌بینند.

🔹کشورهای آسیایی، که بیشترین وابستگی را به جریان نفت و گاز طبیعی مایع از خاورمیانه دارند، هم‌اکنون با کمبود سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ شرکت‌های هواپیمایی قیمت بلیت‌ها را افزایش داده و پروازها را لغو می‌کنند، و پالایشگاه‌ها در رقابتی شدید برای تأمین نفت خام، برای هر بشکه غیرخاورمیانه‌ای رقابت می‌کنند.

💢دست بالای چین

🔹این وضعیت برای بیشتر کشورهای آسیا صادق است، اما نه برای چین. پکن در طول سال گذشته، هم در ذخایر تجاری و هم راهبردی خود نفت خام انباشته کرده است، آن هم در دوره‌ای که قیمت نفت پایین بود. در حال حاضر، پالایشگاه‌های مستقل چین می‌توانند به بالاترین حجم نفت خام ایران که از ژانویه تاکنون روی نفتکش‌ها ذخیره شده، تکیه کنند تا کمبود عرضه ناشی از محاصره تنگه هرمز توسط ایالات متحده را خنثی کنند.هم‌اکنون نفت خام ذخیره شده ایران روی نفتکش‌ها که به‌طور رسمی از تحریم‌های آمریکا نیز خارج شده، به پالایشگاه‌های مستقل چین اجازه می‌دهد چندین هفته محاصره در مهم‌ترین گلوگاه نفتی جهان را پشت سر بگذارند.

🔹سیاست اخیر آمریکا نشان می‌دهد که دولت ترامپ به‌طور فزاینده‌ای نسبت به بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، در صورتی که به رقبایی مانند چین آسیب بزند، مدارا می‌کند. اگر رشد یک رقیب به دسترسی پایدار به انرژی وابسته باشد، ایجاد عدم قطعیت می‌تواند هزینه‌هایی تحمیل کند که تعرفه‌ها و تحریم‌ها قادر به آن نیستند. آمریکا، برخلاف آسیا و اروپا، در برابر کمبود عرضه نفت مقاوم‌تر بوده است. استدلال دولت ترامپ این است که آمریکا آسیب نخواهد دید، زیرا از نظر انرژی مستقل است و بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت در جهان محسوب می‌شود.

🔹با این حال، بزرگ‌ترین تولیدکننده بودن به معنای استقلال کامل انرژی نیست. آمریکا همچنان برای تأمین مصرف روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه، با وجود تولید حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز (که یک‌پنجم آن صادر می‌شود)، نیازمند واردات نفت خام است. اگر درگیری‌ها، محاصره‌ها، آتش‌بس‌ها و مذاکرات برای چند هفته دیگر ادامه یابد، آمریکا نیز پیامدهای آن را در قیمت نفت خام احساس خواهد کرد.

💢پیامدهای جنگ برای آمریکا

🔹نخستین پیامد مستقیم جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران همین حالا بر مصرف‌کنندگان آمریکایی تأثیر گذاشته است. قیمت بنزین در عرض تنها شش هفته بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است. نرخ تورم در ماه مارس به ۳.۳ درصد در مقیاس سالانه رسید، در حالی که شاخص انرژی ۱۰.۹ درصد رشد داشت؛ این افزایش عمدتاً ناشی از جهش ۲۱.۲ درصدی قیمت بنزین بود که تقریباً سه‌چهارم افزایش ماهانه شاخص کل را تشکیل می‌داد.

🔹با وجود اینکه آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت خام در جهان است، همچنان از افزایش قیمت سوخت آسیب می‌بیند، زیرا این قیمت‌ها در بازار جهانی تعیین می‌شوند و این بازار اکنون اختلال عظیم عرضه ناشی از جنگ ایران را در قیمت‌ها لحاظ کرده است.

💢ناتوانی شیل از جبران کمبود

🔹تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا احتمالاً تولید خود را افزایش خواهند داد، زیرا قیمت نفت بیش از یک ماه است که بالاتر از سطح سودآوری آن‌ها قرار دارد. با این حال، این افزایش تولید تدریجی خواهد بود و تنها در بازه زمانی ۳ تا ۶ ماه آینده قابل مشاهده خواهد بود، در صورتی که فعالیت تکمیل چاه‌ها افزایش یابد. در هر صورت، تولیدکنندگان آمریکایی نمی‌توانند شکاف ایجادشده در عرضه جهانی نفت پس از بسته شدن تنگه هرمز را پر کنند.

🔹ازسوی دیگر، نااطمینانی نسبت به پایداری قیمت‌های فعلی نفت باعث شده است تصمیم‌گیری نسبت به افزایش شدید حفاری در چاه‌های شیل با دشواری روبرو باشد. در واقع عدم قطعیت ژئوپلیتیکی بزرگ‌ترین مانع رشد تولید در آمریکا است.

💢آسیا و اروپا؛ قربانیان اصلی

🔹در حالی که تولیدکنندگان شیل با این عدم قطعیت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، آسیا و اروپا با خطر کمبود سوخت مواجه‌اند و برای خرید نفت آمریکا که صادرات آن به رکوردهای جدید رسیده، هزینه بیشتری می‌پردازند. این سطح بالای صادرات آمریکا، همراه با تداوم درگیری، می‌تواند ذخایر نفت در منطقه کلیدی ساحل خلیج آمریکا را تا پایان ژوئن، حتی با در نظر گرفتن برداشت از ذخایر راهبردی نفت به سطوح بحرانی کاهش دهد.

برای جلوگیری از کمبود در آمریکا، سیاست‌گذاران باید یا افزایش قیمت را بپذیرند یا به مداخلات شدید در بازار مانند محدود کردن صادرات فکر کنند، اقدامی که می‌تواند به‌طور معکوس باعث تعطیلی پالایشگاه‌ها و کاهش تولید در سواحل خلیج آمریکا شود، زیرا بخش عمده تولید در این منطقه برای صادرات طراحی شده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐شکست اوربان و تغییر در مناسبات مجارستان با اتحادیه اروپا

#مطالعات_اروپا
#تحلیل_کوتاه

🔸شکست ویکتور اوربان پس از بیش از یک دهه سلطه بر سیاست مجارستان، نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور به شمار می‌آید. پیروزی حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار، از نگاه بسیاری نشانه‌ای از افول پوپولیسم راست‌گرا و چرخش به سمت الگوهای میانه‌رو و لیبرال تلقی شده است. با این حال، تعمیم این تحول به تغییرات بنیادین در سیاست خارجی مجارستان نیازمند احتیاط تحلیلی است.

💢نتایج انتخابات و عوامل پیروزی

🔹حزب فیدتس به رهبری ویکتور اوربان که طی حدود شانزده سال گذشته کنترل قوه مقننه و مجریه مجارستان را در اختیار داشت، در انتخابات پارلمانی اخیر با کاهش چشمگیر حمایت مواجه شد و تنها ۵۵ کرسی از ۱۹۹ کرسی را کسب کرد؛ نتیجه‌ای که در مقایسه با ۱۳۵ کرسی در انتخابات پیشین، بیانگر افتی نزدیک به ۶۰ درصد است. در مقابل، حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار در نخستین حضور انتخاباتی خود با کسب حدود ۱۳۸ کرسی، اکثریت مطلق پارلمان را به دست آورد. این برتری، امکان پیشبرد آسان‌تر اصلاحات قضایی و تصویب لوایح مناقشه‌برانگیز را برای دولت جدید فراهم می‌سازد.

🔹برخی تحلیلگران، پیروزی ماگیار را ناشی از افشای پرونده‌های متعدد فساد در میان مقامات دولت اوربان و تمرکز بیش از حد آن بر سیاست خارجی می‌دانند. در مقابل، گروهی دیگر بر نقش کمپین سیاسی نوآورانه ماگیار و نیز حمایت جریان‌های لیبرال حاکم بر اتحادیه اروپا از حزب تازه‌تأسیس تیسا تأکید دارند. با این حال، هرچند مجموعه این عوامل در کسب پیروزی وی مؤثر بوده‌اند، به نظر می‌رسد دو عامل اساسی نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کرده‌اند: نخست، ایجاد احساس «دیده و شنیده شدن» در میان شهروندان، و دوم، شرایط نامساعد اقتصادی مجارستان در سال‌های اخیر.

💢تداوم یا تغییر در سیاست داخلی و خارجی

🔹با وجود تغییر در نخبگان سیاسی، نباید از تداوم عناصر ساختاری در سیاست مجارستان غافل شد. فرهنگ سیاسی این کشور همچنان گرایش‌هایی به محافظه‌کاری و پوپولیسم دارد. حتی ماگیار نیز خود را نوعی «پوپولیست مثبت» معرفی کرده است. از این رو، انتظار تغییرات سریع و رادیکال، به‌ویژه در سیاست خارجی، واقع‌بینانه نیست. دولت جدید ناگزیر است میان انتظارات اتحادیه اروپا و ملاحظات داخلی تعادل برقرار کند. هرگونه حرکت شتاب‌زده به سمت اصلاحات لیبرال ممکن است واکنش منفی پایگاه اجتماعی محافظه‌کار را برانگیزد و زمینه بازگشت نیروهای پیشین را فراهم کند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، پیشبرد تدریجی اصلاحات در چارچوبی محتاطانه است.

💢روابط با اتحادیه اروپا

🔹در دوره اوربان، روابط مجارستان با اتحادیه اروپا با تنش‌های مستمر همراه بود. اختلاف بر سر حاکمیت قانون، سیاست‌های مهاجرتی و به‌ویژه حمایت از اوکراین، موجب تعلیق بخشی از کمک‌های مالی اتحادیه به مجارستان شد. انتظار می‌رود دولت ماگیار با همگرایی بیشتر با اتحادیه اروپا زمینه ازسرگیری حمایت‌های مالی را فراهم کند. با این حال، دولت جدید باید حساسیت‌های داخلی را نیز در نظر بگیرد.

💢جهت‌گیری‌های سیاست خارجی

🔹در حوزه سیاست خارجی، محدودیت‌های ساختاری نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. وابستگی بالای مجارستان به انرژی روسیه، مانع از قطع ناگهانی روابط با مسکو می‌شود. بنابراین، راهبرد محتمل دولت جدید، کاهش تدریجی این وابستگی در بلندمدت و حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع انرژی است، در حالی که در کوتاه‌مدت روابط در سطحی عمل‌گرایانه حفظ خواهد شد. در مورد اسرائیل، تداوم روابط نزدیک پیش‌بینی می‌شود، اما با تلاش برای همسویی بیشتر با مواضع کلی اتحادیه اروپا. روابط با ایران و آمریکا نیز به‌طور فزاینده‌ای در چارچوب سیاست‌های کلان اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد. به بیان دیگر، سیاست خارجی مجارستان از یک الگوی مستقل و بعضاً واگرا، به سمت الگویی همگرا و نهادمحور تغییر جهت خواهد داد.

💢پیامدها برای جریان‌های راست افراطی

🔹شکست اوربان بازتابی فراتر از مجارستان دارد و بر راست افراطی در اروپا و حتی آمریکا تأثیر می‌گذارد. این شکست، تصویر کارآمدی این جریان‌ها در اروپا را تضعیف می‌کند. در سطح اروپا، از دست رفتن یکی از مهم‌ترین متحدان، چالش‌هایی برای شبکه‌های راست افراطی ایجاد می‌کند؛ با این حال، این تحول را می‌توان فرصتی برای بازاندیشی راهبردهای آنها و تطبیق با شرایط جدید سیاسی دانست.

💢جمع‌بندی

شکست اوربان و پیروزی ماگیار را باید آغاز یک دوره گذار در سیاست مجارستان تلقی کرد، نه یک گسست کامل. اگرچه نشانه‌هایی از تغییر در جهت‌گیری‌های داخلی و خارجی مشاهده می‌شود، اما این تغییرات عمدتاً تدریجی، محدود و متأثر از قیود ساختاری خواهند بود. عملکرد دولت جدید، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، نقش تعیین‌کننده‌ای در این مسیر خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐میانجی‌گری پاکستان و «کابوس راهبردی» جنگ

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔸دیروز هواپیمای حامل فیلد مارشال «عاصم منیر» در ادامه تلاش‌های فشرده اسلام‌آباد برای توقف جنگ در تهران به زمین نشست. گفته می‌شود عاصم منیر حامل پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهادهایی است که ایران، پس از دور اول گفتگوها در اسلام‌آباد، به میانجی پاکستانی منتقل نموده است. صبح امروز نیز رسانه‌ها خبر دادند که فرمانده ارتش پاکستان پس از تهران، راهی واشنگتن خواهد شد تا (احتمالا) پاسخ نهایی ایران را، پیش از اتمام مهلت دوهفته‌ای آتش‌بس، به آمریکایی‌ها منتقل کند. پاکستان امیدوار است که ضمن جلب موافقت طرفین برای تمدید آتش‌بس، در روزهای پیش‌رو میزبان دور تازه‌ای از گفتگوها باشد و از این رهگذر، از آغاز دوباره جنگ میان طرفین به عنوان یک «کابوس راهبردی» برای خود ممانعت کند.

💢جنگ ایران و «کابوس راهبردی» پاکستان

🔹علاوه بر تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی در تنگه هرمز و نگرانی از توسعه‌طلبی فزاینده اسرائیل، جنگ حاضر در سطح راهبردی پاکستان را در معرض یک آزمون ناخوشایند قرار داده است. بنظر می‌رسد که در این آزمون، عاصم منیر تلاش دارد به سلف خود ژنرال «یحیی‌خان» (در حل‌وفصل اختلافات چین و آمریکا در ابتدای دهه 70 میلادی) اقتدا کند و از مسیر دیگری، یعنی ژنرال «پرویز مشرف» (پس از یازدهم سپتامبر 2001) دور بماند.

🔹پاکستان هفت دهه است که در همسایگی شرقی خود با هند در ستیز است و در سال‌های اخیر، واگرایی طالبان با پاکستان همسایگی شمالی این کشور را نیز به منشاء آشوب و ناآرامی مبدل کرده است. در میان همسایگان بلافصل پاکستان، ایران (با صرفنظر از چین) همگراترین همسایه موجود است و به‌طور تاریخی مفاهمه خوبی در سطح حاکمیتی میان ایران و پاکستان وجود داشته است. پیش از انقلاب اسلامی، پاکستان یکی از نزدیک‌ترین متحدان پهلوی به شمار می‌رفت و پس از انقلاب نیز، علیرغم فراز و نشیب‌های مقطعی، سطح تنش در روابط دوجانبه هیچ‌گاه به ابعاد سایر همسایگان نزدیک نشده است. در صورت شکست دیپلماسی و ادامه جنگ، برهم‌خوردن ثبات داخلی ایران از یکسو و کشیده شدن پاکستان به تقابل ناخواسته با ایران از سوی دیگر، مهم‌ترین ابعاد کابوس راهبردی پاکستان خواهند بود.

💢معمای «دفاع متقابل» با سعودی

🔹کمک و پشتیبانی اقتصادی سعودی، دهه‌هاست که در مقاطع مختلف بحران و چالش، منجی اقتصاد آسیب‌پذیر پاکستان شده است و علاوه بر کمک‌های نفتی و سرمایه‌گذاری، حداقل 5 میلیارد دلار از منابع مالی سعودی در ذخایر ارزی پاکستان به امانت گذارده شده‌اند. در پاسخ به این حمایت‌های مالی، پاکستان دستکم از میانه دهه 80 میلادی به سمت افزایش تعهدات دفاعی و نظامی خود به پادشاهی سعودی حرکت کرده است. «دراپ‌سایت‌نیوز» در گزارشی تازه مدعی شده که افزودن بندهایی درباره اعطای تعهد «دفاع متقابل» به سعودی دستکم از اوت 2021 روی میز نخست‌وزیران پاکستان بوده و «عمران خان» با ابراز نگرانی درباره احتمال کشیده‌شدن پاکستان به یک جنگ خارجی نامطلوب در امضای آن تعلل کرده است. با تثبیت قدرت «عاصم منیر» در ارتش و برکناری «عمران خان» از نخست‌وزیری، سرانجام در سال 2025 پاکستان در قالب «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» چنین تعهدی را، هر چند با ابعاد مبهم، برعهده گرفت.

🔹نخبگان پاکستانی این تعهد را معامله وجوه نقد با بازدارندگی توصیف می‌کردند و انتظار نداشتند که این تعهد، بدین سرعت در سایه جنگی منطقه‌ای، به ورطه آزمون عملی گذارده شود. با این وجود، حملات ایران به منافع ایالات متحده در عربستان در جریان جنگ رمضان، به آزمونی تعیین‌کننده برای این تعهد مبدل شد؛ بالاخص که عربستان (با همراهی قطر) در صدد تحقق سمت خود از معامله برآمد و به تامین 3 میلیارد دلار برای جایگزینی منابع درخواستی امارات از پاکستان (در سایه جنگ و اختلاف‌نظر فزاینده) متعهد شد. تحرک پاکستان برای میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن در واقع تلاش امیدوارانه برای محقق ساختن سمت خود از معامله در سطح دیپلماتیک و اجتناب از سطح نظامی است. باید توجه داشت که درست در میانه ورود هیئت‌های مذاکره‌کننده طرفین به اسلام‌آباد، خبرهایی مبنی بر انتقال جنگنده‌ها و تجهیزات نظامی پاکستان به پایگاه ملک عبدالعزیز منتشر شد و همزمان با سفر «عاصم منیر» به تهران، «شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان، رهسپار ریاض شد.

💢جمع‌بندی

شکست دیپلماسی و فعالسازی عملی توافق دفاع متقابل با عربستان، بعید است به معنی ورود تهاجمی پاکستان به جنگ باشد و احتمالا، ماهیت دفاعی دارد. با این وجود، نخبگان اسلام‌آباد شروع جنگ را، هم از ناحیه تاثیر بر افکار عمومی و هم از ناحیه روابط منطقه‌ای، یک کابوس راهبردی می‌پندارند و برای اجتناب از آن، در این روزهای پایانی سختی میانجی‌گری‌های فشرده را بیش از پیش بر خود هموار کرده‌اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️آیا ترامپ دوباره به ایران حمله خواهد کرد؟
▪️معاریو

#مطالعات_آمریکا
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹همزمان با شکست مذاکرات اسلام آباد میان ایران و آمریکا، خبرهایی مبنی بر احتمال از سرگیری مجدد درگیری‌ها به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد اختلاف نظر میان طرفین مذاکرات جدی بوده و همین مسئله منجر شده است تا احتمال به سرانجام نرسیدن مذاکرات جدی باشد. بنابراین، در صورت عدم حصول توافق، بازگشت آمریکا به جنگ علیه ایران، محتمل به نظر می‌رسد.

🔸پس از اعلام شکست مذاکرات ایران و آمریکا توسط جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، اکنون می‌توان چند سناریو را نسبت به آینده تقابل نظامی میان ایران و آمریکا متصور بود.

💢تداوم روند دیپلماتیک

🔸در سناریوی اول، ایران و آمریکا همچنان به آتش‌بس دو هفته‌ای پایبند بوده و در این مدت که تا ۲ اردیبهشت تداوم خواهد داشت،‌ دو طرف تلاش خواهند کرد تا از طریق سازوکارهای دیپلماتیک، راه حلی برای پایان دادن به اختلافات بیابند. مطابق اظهارات مقامات آمریکایی، به نظر می‌رسد در مقطع فعلی، خواسته‌های اصلی واشنگتن از ایران شامل نابودی کامل برنامه هسته‌ای و موشکی، تحویل کامل اورانیوم غنی شده، توقف حمایت از نیروهای همپیمان منطقه‌ای و بازگشایی تنگه هرمز باشد. اما این ارزیابی وجود دارد که طرف ایرانی این خواسته‌ها را حداکثری دانسته و حاضر نخواهد بود که حتی یکی از این موارد را بدون دریافت امتیازی ویژه به آمریکا تسلیم کند.

💢تلاش برای بازیابی توان نظامی

🔸در سناریوی دوم، به نظر می‌رسد تا زمان استقرار کامل نیروهای زمینی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا به توافق آتش‌بس با ایران پایبند بوده و حتی درخواست تمدید مهلت آتش‌بس را نیز مطرح کند. اما پس از استقرار کامل ناوگان و نیروهای نظامی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا مجددا کارزار نظامی خود علیه ایران را آغاز خواهد کرد. انتظار می‌رود که انگلستان بر خلاف دوره پیش از آتش‌بس که حضور مستقیمی در درگیری‌ها نداشته و صرفا به انجام نقش‌های دفاعی و لجستیکی بسنده کرده بود، در دور جدید درگیری‌ها مشارکت مستقیم و تهاجمی‌تری در جنگ داشته باشد.

🔸همچنین در این دوره ترامپ تلاش خواهد کرد تا با ائتلاف سازی بر علیه ایران، کشورهای بیشتری را به تقابل نظامی با ایران ترغیب کند. حتی این احتمال وجود دارد که این بار کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به ائتلاف نظامی علیه ایران پیوسته و حملاتی را علیه ایران و گروه‌های همپیمان آن انجام دهند. در میان کشورهای منطقه خلیج فارس، احتمال پیوستن عربستان و امارات به ائتلاف نظامی علیه ایران، بیش از سایرین است. بر همین اساس، آمریکا در مقطع کوتاه آتش‌بس فعلی، نیاز اساسی به تقویت حضور نظامی خود در منطقه و نیز تکمیل ذخایر مهمات خود دارد.

💢از سرگیری تنش‌ها با اتخاذ راهبرد رادیکال‌تر

🔸اما در سناریوی سوم، احتمال اتخاذ تصمیماتی رادیکال از سوی ترامپ بعید نیست. در این سناریو ممکن است آمریکا برای تسلیم حکومت ایران،‌ حملاتی را علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران یا حتی توسل به ابزارهای خطرناک‌‎تر را برنامه ریزی کند. به هر حال ناامیدی ونس(به عنوان چهره‌ای محبوب و ضد جنگ در میان حامیان ترامپ) از به نتیجه رسیدن مذاکرات، فشارهای داخلی برعلیه دولت ترامپ را کاهش داده و این مسئله ممکن است به ترامپ این امکان را بدهد که بدون نگرانی از ملاحظات سیاسی، کارزار نظامی خود علیه ایران را با اقداماتی گسترده‌تر و پرهزینه‌تر تشدید کند.

آنچه که تاکنون واضح است، این است که ایران خواسته‌های آمریکا در مذاکرات را نپذیرفته و این مسئله می‌تواند تحولات آینده را در هاله‌ای از ابهام باقی گذارد. به هرحال آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در این جنگ،‌ اکنون در حال برنامه ریزی برای افزایش مدت زمان آتش‌بس جهت پیگیری مذاکرات، تلاش برای اجماع سازی گسترده بین‌المللی علیه ایران و یا از سرگیری مجدد حملات به ایران از طریق اقدامات رادیکال‌تر خواهد بود. به هرحال تاکنون روند مذاکرات میان دو کشور موفقیت آمیز نبوده و تداوم این روند بدون تغییر جدی در سیاست‌های یکی از طرفین، ممکن است سبب شود تا دوره‌ای از مذاکرات طولانی مدت میان دو کشور جریان داشته و شرایط فرسایشی نه جنگ- نه صلح بر روابط میان ایران و آمریکا سایه افکند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ارزیابی خسارت: جنگ ایران چه معنایی برای دفاع اروپایی دارد؟
▪️
مؤسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا

#مطالعات_اروپا
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸صرف‌نظر از اینکه آتش‌بس میان آمریکا و ایران پابرجا بماند یا نه، جنگ در خاورمیانه روند تسلیح مجدد اروپا و حمایت از اوکراین را پیچیده‌تر می‌کند و در عین حال، اعتماد به ایالات متحده به‌عنوان ضامن قابل‌اتکای امنیت اروپا را بیش از پیش تضعیف می‌کند. برای قرار دادن روند تقویت توان دفاعی بر پایه‌ای مستحکم‌تر، اروپایی‌ها باید میزان وابستگی خود را به بی‌ثباتی سیاسی آمریکا، گلوگاه‌های صنعتی و انحراف تجهیزات دفاعی در زمان جنگ کاهش دهند.

💢نوسازی تسلیحاتی تحت فشار

🔹با وجود تردیدهای جدی در خصوص تعهد آمریکا به اروپا اما همچنان اروپایی‌ها به آمریکا برای نوسازی تسلیحاتی خودشان و تحویل سلاح به اوکراین تکیه سنگینی دارند. این اقدام به واسطه این استدلال توجیه می‌شد که خرید از آمریکا موجب حفظ روابط فراآتلانتیک خواهد شد. با این حال، جنگ آمریکا علیه ایران این طرح را کاملا زیر سوال برد. این جنگ تردیدهای جدیدی در خصوص تعهد آمریکا به امنیت اروپا و اوکراین را برانگیخته است.

🔹فراتر از سطح سیاسی، منازعه در غرب آسیا توانایی آمریکا برای تحویل به موقع تسلیحات به اروپا و اوکراین را زیر سوال می‌برد. آمریکا مقدار قابل توجهی از تسلیحات خود را در این جنگ مصرف کرده است. به طور مثال، با توجه به نرخ تولید فعلی موشک تاماهاوک که ۸۵ واحد در سال است، جایگزینی ۸۵۰ عدد از آنها که در جنگ علیه ایران شلیک شده است حدود ده سال طول خواهد کشید.

🔹آمریکا احتمالا بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود را نسبت به نیازهای متحدان اروپایی و اوکراین در اولویت قرار خواهد داد. این تغییر از همین الان در حال رخ دادن است؛ در ماه مارس، سوئیس مطلع شد که سفارش پنج سیستم پاتریوت آن با تأخیر پنج‌ساله مواجه خواهد شد. این جنگ همچنین حفظ رشد صنعت دفاعی اروپا را به خاطر رشد پایین‌تر و فشارهای اضافی بر بودجه‌های دولتی سخت‌تر خواهد کرد.

🔹مجموع این فشارهای اقتصادی، فنی و سیاسی، پنجره آسیب‌پذیری اروپا عمیق‌تر خواهد کرد. اوکراین ممکن است حمایت کمتر و با تأخیر بیشتری دریافت کند و اروپایی‌ها برای تقویت سریع توانمندی‌های خود با مشکل مواجه شوند. در نتیجه، پنجره وسیع‌تری شکل خواهد گرفت که در آن روسیه می‌تواند به این جمع‌بندی برسد که توازن ریسک به نفع تهاجم بیشتر تغییر پیدا کرده است.

💢تقویت بنیان‌های نوسازی تسلیحاتی اروپایی

اروپایی‌ها باید این پنجره آسیب‌پذیری را در سریع‌ترین زمان ممکن ببندند. در حالی که هیچ راه حل آسانی وجود ندارد، یک رویکرد سه‌گانه می‌تواند به روند افزایش توان دفاعی اروپا کمک کند.

1️⃣ اروپایی‌ها باید سرمایه‌گذاری در سیستم‌های بومی خود را دوبرابر کنند تا وابستگی خود به تأمین خارجی در حوزه‌های کلیدی را کاهش دهند. چالش تاریخی این مسئله تولید در مقیاس پایین این سیستم‌ها بوده است. اگرچه پیشرفت‌هایی در سال‌های اخیر انجام شده اما برای افزایش تولید و ایجاد ذخایر معتبر، سفارش‌های گسترده‌تری لازم است. سفارش‌های مشترک و هماهنگ می‌تواند به تجمیع تقاضا و در نتیجه کاهش هزینه‌ها کمک کند.

2️⃣ اروپایی‌ها باید همکاری‌های نزدیک‌تری با اوکراین داشته باشند. اولویت اول باید تأمین مالی کافی برای دسترسی لازم جهت تولید هرآنچه نیاز دارند باشد. حمایت مستقیم برای صنعت دفاعی اوکراین کارآمدترین روش برای تقویت او در جنگ است. هدف، ادغام عمیق‌تر این کشور در پایگاه صنعت دفاعی اروپا و بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوآورانه و تخصصی آن است. تشویق به مشارکت میان شرکت‌های اتحادیه اروپا و همتایان اوکراینی آن‌ها بخش مهمی از این تلاش است. در حال حاضر تمرکز بر تولید تسلیحات در اروپا برای اوکراین است، اما در بلندمدت می‌توان به تولید در اروپا برای نیروهای مسلح اروپایی نیز اندیشید.

3️⃣ بسیاری از کشورهای اروپایی پیشاپیش سفارش‌های عمده‌ای برای سیستم‌های دفاع هوایی و حمله دوربرد آمریکایی ثبت کرده‌اند که باعث نوعی وابستگی ساختاری شده است. به دلیل اینکه برخی وابستگی‌ها به سیستم‌های آمریکایی در این حوزه‌ها و فراتر از آن اجتناب‌ناپذیر است، اروپایی‌ها باید برای کاهش ریسک‌های مربوطه به آن اقدام کنند. یک روش آن ترغیب شرکت‌های آمریکایی به برپایی خطوط تولید در خاک اروپا است. اگرچه این رویکرد شاید برای قراردادهای موجود امکان‌پذیر نخواهد بود اما باید برای قراردادهای آینده مورد بررسی قرار گیرد. استقرار بیشتر تولید، نگهداری و پشتیبانی در اروپا به این قاره کمک می‌کند تا در هنگام خرید از آمریکا، در برابر اختلالات عرضه مصون‌تر شود.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️چگونه پاکستان نقش میانجی میان ایران و آمریکا را به دست آورد؟
▪️نشنال‌اینترست

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔸روسیه که درگیر جنگ خود در اوکراین است، در موقعیتی نبود که بتواند نقش میانجی را بر عهده بگیرد. چین نیز به‌دلیل نزدیکی بیش از حد به منافع ایران، از نظر واشنگتن نمی‌توانست یک میانجی بی‌طرف و قابل اعتماد تلقی شود. کشورهای حوزه خلیج فارس خود در جایگاه طرف‌های درگیر قرار داشتند. ترکیه با توجه به نقش‌آفرینی در مذاکرات غزه و ارتباط با هر دو طرف، از اعتبار برخوردار بود، اما دسترسی مستقیم به واشنگتن را نداشت؛ دسترسی‌ای که پاکستان پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ به‌تدریج ایجاد کرده بود. پاکستان همچنین گزینه مطلوب ایران بود. تهران بر این باور بود که قرار گرفتن اسلام‌آباد در معرض فشارهای جغرافیایی و محدودیت‌های داخلی، آن را به‌طور ساختاری از تبدیل شدن به ابزاری در دست واشنگتن بازمی‌دارد.

💢پرورش رابطه با دونالد ترامپ توسط پاکستان

🔹با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، پاکستان به‌سرعت وارد عمل شد. نخست‌وزیر شریف از نخستین رهبرانی بود که دعوت ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح»—چارچوبی بحث‌برانگیز برای تثبیت منطقه—را پذیرفت. این اقدام، نشانه‌ای زودهنگام و آشکار از هم‌راستایی با واشنگتن در زمانی بود که بسیاری از دولت‌های غربی هنوز با تردید عمل می‌کردند.

🔹با این حال، رابطه مهم‌تر، میان ترامپ و فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر شکل گرفت. در دیدارهای متعدد در طول سال ۲۰۲۵، ترامپ با شور و حرارت قابل توجهی از منیر تمجید کرد و او را «یک جنگجوی بزرگ»، «فردی بسیار مهم» و «انسانی استثنایی» خواند. ترامپ به‌طور علنی اظهار داشت که پاکستان «ایران را بسیار خوب می‌شناسد، بهتر از بسیاری دیگر». در نتیجه، هنگامی که اسلام‌آباد پیشنهاد میانجی‌گری برای پایان دادن به جنگ ایران را مطرح کرد، این پیشنهاد به رئیس‌جمهوری ارائه شد که از پیش به حامل پیام اعتماد داشت. معماری پشت‌پرده آتش‌بس نیز بازتاب همین پویایی بود. بنا بر گزارش رویترز، منیر «تمام شب» با معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس، نماینده ویژه استیو ویتکاف و وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی در تماس بود تا توافق در ۶ آوریل شکل بگیرد.

💢آنچه آمریکا و ایران می‌خواهند و آنچه پاکستان نیاز دارد

🔹شکاف میان اهداف واشنگتن و مطالبات رسمی تهران بسیار عمیق است. ترامپ تأکید کرده که در هر توافق نهایی، «به موضوع ذخایر هسته‌ای ایران رسیدگی خواهد شد»، در حالی که چارچوب ۱۰ ماده‌ای ایران صراحتاً خواستار به‌رسمیت شناختن برنامه غنی‌سازی خود است. ایران همچنین خواهان خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقه‌ای، لغو کامل تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و پرداخت غرامت جنگی است. واشنگتن تاکنون بسیاری از این مطالبات را به‌طور علنی نپذیرفته است. پر کردن این شکاف مستلزم میانجی‌ای است که حاضر باشد هزینه سیاسی انتقال پیام‌های ناخوشایند هر طرف به طرف دیگر را بپذیرد. اینجاست که وضعیت خاص پاکستان اهمیت پیدا می‌کند.

🔹پاکستان خود ذی‌نفع مستقیم این بحران است. بسته شدن تنگه هرمز موجب شوک قیمتی در بازار نفت شده است. پاکستان بخش عمده انرژی خود را وارد می‌کند و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در عبور و مرور از هرمز به معنای کمبود عرضه و افزایش شدید هزینه واردات خواهد بود—و این برای کشوری که با شکنندگی مزمن اقتصاد کلان دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیار پرهزینه است.

💢دستاوردهای پاکستان از میانجی‌گری


🔹نکته قابل توجه این است که پاکستان، صرف‌نظر از نتیجه مذاکرات این آخر هفته در اسلام‌آباد، تاکنون نیز دستاوردی مهم کسب کرده است. در سال‌های گذشته، هند راهبردی دیپلماتیک را برای به حاشیه راندن پاکستان دنبال کرده است: منزوی کردن آن در موضوع تروریسم فرامرزی، دور نگه داشتنش از پلتفرم‌های چندجانبه، و تصویرسازی از آن به‌عنوان بازیگری بی‌ثبات‌کننده به‌جای یک دولت مسئول. این راهبرد تا حدی موفق بوده و پاکستان اغلب در مجامع بین‌المللی در موضع دفاعی قرار داشته است.

🔹اما میانجی‌گری، این معادله را معکوس کرده است. اکنون پاکستان میزبان مذاکراتی میان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و یکی از مهم‌ترین بازیگران خاورمیانه است. صرفِ برگزاری این مذاکرات—فارغ از نتیجه آن—پاکستان را در جایگاه یک بازیگر جدی دیپلماتیک قرار می‌دهد؛ جایگاهی که با هیچ بیانیه یا نشست دوجانبه‌ای به‌دست نمی‌آمد.

پاکستان به این نقش رسید، زیرا گزینه‌های دیگر عملاً از میان رفته بودند و موقعیت خاص آن باعث شد به تنها میانجی‌ای تبدیل شود که هر دو طرف حاضر به همکاری با آن بودند. زمانی که هم واشنگتن و هم تهران به دعوت اسلام‌آباد پاسخ دادند، این نشانه‌ای بود از اینکه دیپلماسی صبورانه پاکستان سرانجام لحظه خود را یافته است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️بازنگری اپوزیسیون ایران در حمایت از جنگ
▪️اکونومیست

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان


🔸یک ماه پیش، اپوزیسیون ایران چنان سرمست جنگ شده بود که گویی تعادل خود را از دست داده است. ایرانیان تبعیدی در خیابان‌های لندن، لس‌آنجلس و تورنتو گرد آمدند تا کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای را جشن بگیرند. ده‌ها هزار نفر پشت سر رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه و مدعی رهبری یک گذار سیاسی، صف کشیدند؛ کسی که بمباران‌ها را «انسان‌دوستانه» توصیف کرده بود.

🔹امروز، اگرچه سرسخت‌ها هنوز این حملات را به شیمی‌درمانی تشبیه می‌کنند، اما فضا تغییر کرده است. برخی همچنان در لندن با پرچم‌های ارتش اسرائیل در کنار پرچم‌های سلطنت‌طلبان راهپیمایی می‌کنند. عده‌ای دیگر حتی به رستوران‌های ایرانی فشار می‌آورند تا در ویترین‌های خود نشانه‌های حمایت نصب کنند. شبکه ایران اینترنشنال، رسانه ماهواره‌ای اپوزیسیون مستقر در لندن، نیز از جنگ و بازگشت پهلوی‌ها به سلطنت حمایت می‌کند.

💢تردید در اپوزیسیون

🔹با این حال، بسیاری دچار تردید و دل‌زدگی شده‌اند. اندازه تجمع‌ها رو به کاهش است و صداهای متنوع‌تری در میان دیاسپورا شنیده می‌شود. موسیقی‌دانان ایرانی سالن‌های کنسرت را پر می‌کنند و همدلی با غیرنظامیانی را برمی‌انگیزند که زیر آوار جان باخته‌اند. پزشکان، معلمان و دانشگاهیان برای میناب—شهری در جنوب ایران که در پی اصابت یک موشک آمریکایی به مدرسه‌ای بیش از ۱۶۰ نفر، عمدتاً دانش‌آموزان دختر، کشته شدند—مراسم یادبود برگزار می‌کنند.

🔹با گسترش فهرست اهداف آمریکا و اسرائیل از مراکز حکومتی به زیرساخت‌های ملی، نگرانی برای خانواده‌های باقی‌مانده در ایران افزایش یافته است. رضا پهلوی متهم شده که نسبت به سربازان کشته‌شده آمریکایی همدلی بیشتری نشان داده تا بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی که در داخل کشور در بمباران‌ها جان باخته‌اند. برخی می‌گویند نزدیکی او به اسرائیل، او را به «ابزار مفید» تبدیل کرده و نشانه‌هایی از گرایش اقتدارگرایانه در او دیده می‌شود.

💢کنگره آزادی ایران، رقیب پهلوی

🔹در نتیجه، بخشی از اپوزیسیون پراکنده به دنبال مسیر دیگری است. در ۲۸ مارس، ائتلافی کم‌سابقه از گروه‌های سیاسی، قومی و مذهبی ایران در لندن جمع شدند تا «کنگره آزادی ایران» را راه‌اندازی کنند؛ نهادی که اعلام کرده است از آمریکا و اسرائیل فاصله خواهد گرفت. سخنرانان، حملات این کشورها به تأسیسات نفتی و مراکز دفاعی را محکوم کردند. یکی از آن‌ها جنگ را فاجعه‌ای دانست که درست در زمانی که ناآرامی‌های داخلی به سمت گذار دموکراتیک پیش می‌رفت، به تقویت حکومت انجامیده است. دیگری تأکید کرد: «تغییر رژیم نباید به این شکل رخ دهد. این باید پروژه‌ای ایرانی باشد، نه اسرائیلی.» برخی حتی از مقاومت ایران در برابر یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان ابراز غرور کردند. برگزارکنندگان برای نشان‌دادن رویکرد فراگیر خود، هم پرچم‌های سلطنت‌طلبان و هم جمهوری‌خواهان را روی صحنه قرار دادند و نمایندگان کرد و بلوچ نیز با استقبال مواجه شدند.

🔹با این حال، هر تلاشی برای وحدت با چالش‌های جدی روبه‌روست. هواداران پهلوی بیرون از محل برگزاری کنگره اعتراض کردند و آن را پوششی برای چپ‌گرایان و هواداران پنهان حکومت خواندند. در مقابل، طرفداران حکومت به نبود پرچم جمهوری اسلامی—با شعار مذهبی آن—اعتراض کردند و گزارش‌هایی را بازنشر دادند که مدعی بود این گروه از سوی حامیان اسرائیل تبلیغ می‌شود. اختلاف‌نظرها درباره جنگ چنان شدید بود که بیانیه پایانی حتی اشاره‌ای به آن نکرد.

اعتراضات گسترده‌ای که رضا پهلوی و حامیان خارجی‌اش وعده داده بودند، در داخل ایران شکل نگرفته است. در عوض، میدان‌های شهری هر شب مملو از نیروهای وفادار به حکومت است. با این حال، پس از پایان جنگ، پرسش‌هایی که پیش‌تر نیز گریبان‌گیر نظام بود، همچنان باقی خواهد ماند: اقتصادی آسیب‌دیده ناشی از جنگ و اعتراضاتی اقتصادی که ممکن است دوباره پس از جنگ سر باز کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵آیا جنگ ایران می‌تواند تولید تراشه‌های هوش مصنوعی را مختل کند؟
▪️جی. پی. مورگان

#فناوری
#اکوتهران
#جنگ_رمضان

🔹جنگ ایران قیمت نفت را ظرف یک ماه 58 درصد افزایش داد که تاثیر سریع این افزایش، بر اقتصادهای با وابستگی شدید به واردات نفت احساس شد. اما از آنجا که چندین نهاده کلیدی تولید در صنعت هوش مصنوعی به خلیج فارس مرتبط‌اند، این مناقشه در حال معرفی فشارهای جدیدی در توسعه زیرساخت‌های این صنعت است.

🔸زنجیره تامین در حوزه هوش مصنوعی پیش از جنگ نیز با محدودیت ظرفیت مواجه بود. «حافظه‌های پهنای باند بالا» پیش‌تر برای کل سال جاری پیش‌فروش شده بودند و بسته‌بندی تراشه‌های پیشرفته با تاخیر ۱ تا ۲ ساله انجام می‌پذیرفت. علیرغم اینکه تولیدکنندگان تراشه ابزارهای مختلفی را برای مدیریت شوک‌های عرضه در اختیار دارند، اما کماکان می‌توان مدعی شد که رشد سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بیش از آنکه با محدودیت‌های طرف تقاضا مواجه باشد، با محدودیت‌های طرف عرضه دست به گریبان است.

💢کسری فزاینده هلیوم

🔸مردم هلیوم را بیشتر با بادکنک‌های مورد استفاده در مهمانی می‌شناسند؛ اما صنایع نیمه‌هادی در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان هلیوم هستند و از این گاز برای خنک‌سازی ویفرها در فرآیند حکاکی و تنظیم محیط مورد نیاز برای لیتوگرافی پیشرفته استفاده می‌شود. برخلاف بسیاری از نهاده‌های صنعتی، هلیوم را نمی‌توان به آسانی و در پاسخ به تقاضا تولید نمود. این گاز، طی میلیاردها سال، طی فرآیند واپاشی رادیواکتیو در اعماق زمین شکل می‌گیرد. هلیوم در غلظت‌های محدود در ذخایر گاز طبیعی یافت می‌شود و فقط در فرآیند استخراج و فرآوری گاز و پیش از آزاد شدن در جو، می‌توان آن را مهار کرد.

🔸قطر حدود یک‌ سوم تولید هلیوم جهان را در اختیار دارد و با حمله ایران به زیرساخت‌های گازی قطر، کاهشی ۱۴ درصدی در تولید این کشور اتفاق افتاده است. زمان لازم برای بازگرداندن این ظرفیت تا پنج سال برآورد می‌شود. از یک طرف، هیچ راه سریعی برای جبران این کاهش تولید وجود ندارد و از طرف دیگر، جایگزینی برای این گاز در تولید تراشه‌ها (و البته سایر حوزه‌ها مانند بهداشت، هوافضا و صنایع دفاعی) در دسترس نیست.

🔸به هر حال، مقداری ذخیره در طرف عرضه وجود دارد و اثر هزینه‌ای این اختلال، فعلا محدود خواهد بود. تولیدکنندگان بزرگ تراشه در آسیا معمولا معادل سه تا شش ماه ذخیره دارند و حتی اگر قیمت هلیوم دو برابر شود، این ماده تنها یک درصد از هزینه‌های تولید تراشه را تشکیل می‌دهد. اما هلیوم مایع فرّار است و حدود ۳۵ تا ۴۸ روز در مخزن قابل نگهداری است. چنانچه تنگه هرمز تا تابستان بسته بماند، کاهش موجودی انبار می‌تواند به یک محدودیت جدی در تولید تراشه‌های هوش مصنوعی بدل شود.

💢فشار هزینه بر تولیدکنندگان تراشه

🔸مخارج انرژی می‌تواند آثار تورمی مهم‌تری ایجاد کند. در کره جنوبی، که دو شرکت‌ «سامسونگ» و «اس.کی.هینیکس» بر تولید حافظه‌های با پهنای باند بالا سیطره دارند، قیمت برق صنعتی از آغاز سال بین ۳۹ تا ۵۵ درصد افزایش یافته است. صنعت تراشه تایوان نیز ۹۷.۷ درصد انرژی مصرفی خود را وارد می‌کند و تنها یک هفته ذخیره گاز طبیعی مایع (LNG) دارد. شرکت «تی.اس.ام.سی» به‌تنهایی بین ۷ تا ۱۰ درصد از کل برق تایوان را مصرف می‌کند.

🔸تولیدکنندگان تراشه به‌سرعت در حال تطبیق با شرایط هستند: «تی.اس.ام.سی» تولید را در پیشرفته‌ترین محصولات اولویت بخشیده و «سامسونگ» سامانه‌های بازیافت هلیوم را برای تمدید طول عمر موجودی فعلی فعال کرده است. همچنین، هر دو دولت پروتکل‌های اضطراری انرژی را فعال کرده‌اند. این دست اقدامات به کاهش آثار کوتاه‌مدت شوک عرضه کمک می‌کند، اما در صورت تداوم درگیری فشارهای هزینه‌ای به مشتریان منتقل خواهد شد و حاشیه سود شرکت‌های فناوری آمریکایی از بین خواهد رفت.

💢ریسکی قابل مدیریت، (البته) فعلا!

صنایع نیمه‌هادی با شوک‌های عرضه بیگانه نیستند و به نظر می‌رسد شرایط فعلی همچنان قابل مدیریت باشد. انتظار می‌رود که تولیدکنندگان مرتبط با هوش مصنوعی مانند «تی.اس.ام.سی» در تخصیص هلیوم اولویت پیدا کنند و همزمان تلاش‌ها برای یافتن مبادی جایگزین و تطویل عمر ذخایر فعلی شدت گرفته است. با این حال، اختلال طولانی‌مدت می‌تواند تاب‌آوری زنجیره‌های تامین جهانی و سرعت توسعه هوش مصنوعی را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین وضعیتی تقاضای ساختاری برای سخت‌افزارهای هوش مصنوعی از بین نمی‌رود، اما ممکن است کند شود. برای سرمایه‌گذاران این صنعت، طول مدت درگیری به‌طور فزاینده‌ای اهمیت دارد، چرا که می‌تواند اثرات ثانویه قابل توجهی بر زنجیره تامین هوش مصنوعی داشته باشد.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️عملیات تصرف ذخایر اورانیوم بسیار پرخطر است
▪️واشنگتن‌پست

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸ارتش ایالات متحده طرحی را به رئیس‌جمهور ارائه داده است برای تصرف نزدیک به ۱۰۰۰ پوند اورانیوم با غنای بالا در ایران؛ طرحی که شامل انتقال تجهیزات حفاری از طریق هوا و ساخت یک باند فرود برای هواپیماهای باری به‌منظور خارج کردن این مواد رادیواکتیو می‌شود.

💢عملیاتی طولانی، نه سریع

🔹برای دسترسی به این ذخایر مدفون، باید تجهیزات حفاری وارد منطقه شده، بتن و پوشش‌های محافظ شکسته شود و سپس سیلندرها استخراج و منتقل شوند. برآوردها درباره مدت زمان این عملیات از چند هفته تا چند ماه متغیر است. یک مقام سابق دفاعی نیز گفت که برای بازیابی بخش عمده‌ای از این مواد، احتمالاً به اشغال موقت منطقه نیاز خواهد بود.

🔹از نظر لجستیکی، عملیات احتمالاً با حمله به سامانه‌های دفاعی ایران آغاز می‌شود تا مسیر امن‌تری برای ورود نیروهای زمینی ایجاد شود. سپس نیروها صدها کیلومتر در داخل کشور پیشروی کرده و محیطی امن در اطراف تأسیسات ایجاد می‌کنند. برخی کارشناسان احتمال داده‌اند که نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد یا رنجرها برای تصرف منطقه وارد عمل شوند.

🔹پشتیبانی از عملیات حفاری مستلزم حضور گسترده نیروهای پشتیبانی است—از مکانیک‌ها و رانندگان گرفته تا تأمین‌کنندگان سوخت و تدارکات. همچنین کارشناسان غیرنظامی هسته‌ای برای ارزیابی خطرات و نظارت بر انتقال مواد حضور خواهند داشت. پس از آن، مهندسان نظامی یک باند فرود ایجاد می‌کنند تا تجهیزات و تدارکات منتقل شود. این مرحله، هواپیماهای ترابری را در معرض خطر حملات دشمن قرار می‌دهد. این عملیات بیشتر شبیه ایجاد یک پایگاه کوچک نظامی خواهد بود تا یک مأموریت مخفی و محدود. هرچه عملیات طولانی‌تر شود، احتمال واکنش گسترده‌تر ایران—چه از طریق حملات مستقیم و چه از طریق نیروهای نیابتی در منطقه—افزایش می‌یابد. این امر می‌تواند دامنه درگیری را فراتر از یک عملیات محدود برده و به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل کند.

💢خطر انتشار تشعشعات

🔹ورود به تأسیسات زیرزمینی نیز فرآیندی بسیار دشوار و خطرناک خواهد بود. نیروهای ویژه باید با تجهیزات خاص از موانع عبور کنند، در حالی که دیگر نیروها از آن‌ها محافظت می‌کنند. آن‌ها لباس‌های محافظ و تجهیزات تشخیص آلودگی همراه خواهند داشت. هرگونه شلیک یا انفجار ممکن است مواد خطرناک را آزاد کند، و خطر آلودگی رادیواکتیو نیازمند پاک‌سازی مداوم نیروها و تجهیزات است. همچنین احتمال وجود تله‌های انفجاری وجود دارد.

🔹حتی پس از موفقیت احتمالی در استخراج و انتقال مواد، چالش‌های قابل‌توجهی باقی می‌ماند. انتقال ایمن این حجم از مواد رادیواکتیو، نگهداری، خنثی‌سازی یا بازفرآوری آن‌ها، و جلوگیری از هرگونه نشت یا حادثه، خود به یک عملیات پیچیده دیگر تبدیل می‌شود. به بیان دیگر، پایان مأموریت در محل، به معنای پایان ریسک نیست.

💢مکان ذخایر دقیقاً کجاست؟

🔹حتی در سطح مفهومی نیز، چنین عملیاتی با عدم‌قطعیت‌های جدی مواجه است. یکی از مهم‌ترین ابهامات این است که آیا محل دقیق تمامی ذخایر اورانیوم با غنای بالا به‌طور کامل شناسایی شده یا خیر. در صورتی که بخشی از این مواد پیش‌تر جابه‌جا شده باشد، کل مأموریت می‌تواند به نتیجه‌ای ناقص یا حتی بی‌اثر منجر شود.

💢خطر جنگی فرسایشی

🔹در سطح تاکتیکی نیز، مسئله فرسایش اهمیت زیادی دارد. حتی اگر درگیری مستقیم گسترده‌ای رخ ندهد، حضور طولانی‌مدت نیروها در یک محیط خصمانه می‌تواند به‌تدریج توان رزمی، روحیه و کارایی آن‌ها را کاهش دهد. عملیات‌هایی که در ابتدا به‌عنوان مأموریت‌های محدود تعریف می‌شوند، در صورت مواجهه با مقاومت مستمر، ممکن است به یک تعهد فرسایشی تبدیل شوند—چیزی که تجربه‌های گذشته آمریکا در مناطق مختلف نشان داده است.

💢انگیزه‌بخشی به ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای

🔹همچنین باید به اثر معکوس احتمالی توجه کرد. چنین اقدامی ممکن است انگیزه ایران را برای حرکت سریع‌تر به سمت ظرفیت تسلیحاتی افزایش دهد—به‌ویژه اگر به این نتیجه برسد که تنها راه بازدارندگی مؤثر، دستیابی به سلاح هسته‌ای است. در این صورت، عملیات موردنظر نه‌تنها هدف اصلی خود را محقق نمی‌کند، بلکه به تسریع همان روندی کمک می‌کند که قرار بود متوقف شود.

در نهایت، اگر این طرح را در یک چارچوب کلان‌تر تحلیل کنیم، می‌توان آن را نمادی از یک دوراهی راهبردی دانست: انتخاب میان کنترل از راه دور با ریسک کمتر اما اثربخشی محدود و مداخله مستقیم با اثربخشی بالقوه بیشتر اما ریسک‌های بسیار بالا. تصمیم‌گیری میان این دو، نه‌فقط یک انتخاب نظامی، بلکه یک انتخاب عمیقاً سیاسی و راهبردی است که پیامدهای آن می‌تواند برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه داشته باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️استفاده اسرائيل از هوش مصنوعی در ترور مقامات ایران!
▪️معاریو

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹پیش از آغاز جنگ، ماموریت مهم و حساس شناسایی و ترور مقامات بلندپایه ایرانی به اسرائیل واگذار شده بود. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل از آغاز جنگ در خصوص ضربه زدن به اهداف مدنظر با یکدیگر همکاری گسترده‌ای داشتند، اما در خصوص ترور مقامات عالی‌رتبه نظام، ماموریت اصلی به اسرائيل واگذار شده بود. بر همین اساس، اسرائيل از آغاز جنگ اقدام به ترور شماری از مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی در ایران کرد.

🔸همکاری میان سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا سال‎ها پیش از آغاز جنگ اخیر تداوم داشته و در بسیاری از موارد، این سازمان‌ها با همکاری مشترک، بر علیه ایران عملیات انجام داده‌اند. برای مثال، در سال ۲۰۱۰، حمله ویروس استاکس نت به تاسیسات هسته‌ای ایران،‌ حاصل همکاری مشترک آمریکا و اسرائیل بود.

💢بهره‌گیری از هوش مصنوعی

🔸در پشت پرده این کارزار ترور، ساختار و شبکه گسترده‌ای از فعالیت‌ها در جریان بوده و این ساختار طی سالیان متمادی توسط اسرائیل ساخته شده و در سال‌های اخیر به ارتقای قابل توجهی رسیده است. مقامات ارشد امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل مدعی اند که این پیشرفت‌ها ناشی از گسترش چشمگیر منابع اطلاعاتی و توانایی‌های ردیابی در داخل ایران، همراه با ترکیب تازه‌ای از فناوری، نفوذ سایبری و تحلیل داده‌ها در مقیاسی بی‌سابقه انجام شده است. به گفته این مقامات، اسرائیل برای ردیابی اهداف خود، از طیف گسترده‌ای از منابع استفاده می‌کند. جذب جاسوس، نفوذ به دوربین‌های شهری، سامانه‌های پرداخت، سیستم‌های امنیتی داخلی، مراکز کنترل ارتباطات و جمع آوری داده از پایگاه‌های اطلاعاتی نهادهای امنیتی ایران مجموعه‌ای از این منابع و ابزارهای اطلاعاتی‌اند.

🔸حجم عظیم از اطلاعات گرد آمده، توسط یک سامانه هوش مصنوعی دسته بندی شده و تحلیل می‌شود. در نهایت در این سامانه جامع، اطلاعاتی از عادات روزمره، الگوهای رفت و آمد، برنامه روزانه و محل‌های ملاقات و جلسات مقامات دسته بندی و استخراج می‌شود. به گفته راز زیمت، رئیس میز ایران ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، پیشرفت در هوش مصنوعی به اسرائیل اجازه داد تا از پایگاه‌های داده‌ای که در مورد ایران گردآوری شده بود، در مقیاس و سرعت بالا بهره برداری شود.

💢روش‌های نوین ترور

🔸یکی از عناصر کلیدی در جمع آوری اطلاعات، بهره‌برداری از نقاط ضعف ساختارهایی بوده است که خود حکومت ایران آن‌ها را ایجاد کرده بود. نفوذ مخفیانه ماموران امنیتی اسرائیل به این ساختارها سبب شد تا آن‌ها بتوانند به ایمیل‌ها، پیام‌ها،‌ تماس‌ها و ارتباطات مقامات ایرانی دست یافته و از طریق شنود مکالمات، حلقه نزدیکان مقامات از جمله محافظان، مشاوران، اعضای خانواده و مسئولان نزدیک به فرد مورد نظر را شناسایی کنند.

🔸بنابر اظهارات مقامات امنیتی رژیم، اسرائیل در طول این سال‌ها تنها در حوزه جمع آوری اطلاعات متمرکز نبوده و در کنار این امر،‌ روش‌های ترور هدفمند خود در غزه،‌ لبنان و ایران را تکامل داده است. بر همین اساس، رژیم صهیونیستی با استفاده از ابزاری نظیر مواد منفجره‌ای که از قبل کار گذاشته شده‌اند، پهپادهای انتحاری و موشک‌های هدایت پذیر شلیک شونده از جنگنده‌های رادار گریز، تلاش کرده است تا اهداف خود را ترور کند. در جنگ اخیر اسرائیل با ایران، ترورها عمدتاً به وسیله موشک‌های شلیک شده از جنگنده‌ها و پهپادهای انتحاری انجام شده است.

💢زخمی اما پایدار

🔸مسئولان امنیتی رژیم صهیونیستی در این گزارش ادعا می‌کنند که حکومت ایران اگرچه به واسطه ترورهای متعدد مقامات خود به شدت آسیب دیده است،‌ اما همچنان از خود مقاومت نشان می‌دهد. آن‌ها وضعیت حکومت ایران را زخمی اما پایدار توصیف کرده و بیان می‌کنند که با گذشت بیش از یک‌ ماه، ایرانی‌ها همچنان در برابر حملات دو قدرت نظامی برتر جهان مقاومت می‌کنند.

با وجود موفقیت‌های عملیاتی اسرائیل در ترور مقامات ایران، اما هنوز مشخص نیست که آیا این ترورها اهداف اسرائیل در قبال از بین بردن تهدید موشکی،‌ برنامه هسته‌ای، نیروهای نیابتی و براندازی حکومت ایران را محقق خواهد کرد یا خیر. علاوه بر این، در بسیاری از مناصب، افراد افراطی‌تر و جنگ‌طلب‌تری جایگزین مقامات پیشین شده و این مسئله در کنار عدم وقوع اعتراضات خیابانی در ایران،‌ موثر بودن ابزار ترور در جهت پیشبرد اهداف جنگ اخیر را زیر سوال برده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️طرح ترامپ برای خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران!
▪️خبرگزاری کان

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹بر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال، رئیس جمهور آمریکا در حال بررسی آغاز یک عملیات نظامی در ایران برای خارج کردن حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده از خاک این کشور است. به گفته مقامات ایالات متحده، ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را در خصوص صدور دستور این عملیات نگرفته است. دلیل اصلی تعلل ترامپ در تصمیم‌گیری نهایی، خطرات احتمالی این عملیات برای نیروهای آمریکایی عنوان شده است.

🔸مطابق این گزارش، ترامپ به مشاوران خود دستور داده است تا با فشار بر ایران،‌ این کشور را وادار به مذاکره کرده و پیشنهاد پایان جنگ در ازای خروج اورانیوم از خاک ایران را به مسئولان سیاسی این کشور ارائه دهند. ترامپ در گفتگو با مشاوران خود تاکید کرده است که اورانیوم غنی شده به هیچ عنوان نباید در اختیار تهران باقی بماند. بنابراین،‌ ترامپ و برخی نزدیکان او اکنون معتقدند که می‌توان با انجام عملیاتی محدود، اورانیوم غنی شده را از ایران خارج کرده و جنگ را تا اواسط ماه آوریل به پایان رساند.

🔸برخی از مقامات ارشد پیشین ارتش ایالات متحده در این خصوص گفته‌اند که هرگونه اقدام آمریکا برای ورود به ایران جهت خروج اورانیوم از خاک این کشور، نیازمند عملیاتی بسیار پیچیده و خطرناک خواهد بود و چنین عملیاتی، قطعا یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌هایی خواهد بود که ترامپ تاکنون دستور اجرای آن را صادر کرده است. چنین مأموریتی ممکن است نیروهای آمریکایی را در معرض طیف گسترده‌ای از تهدیدها از جمله پهپادها و موشک‌های ایرانی قرار داده و احتمال درگیری با نیروی زمینی ایران را به شدت افزایش دهد.

🔸ترامپ همچنین اخیرا در مصاحبه خود با روزنامه فاینشنال تایمز، از تمایل خود به در اختیار گرفتن نفت ایران از طریق تصرف جزیره خارک سخن گفته است. ترامپ مدعی شده است که به نظر او حفاظت چندانی از جزیره خارک وجود نداشته و به راحتی می‌تواند آن را تصرف کند. به نظر می‌رسد جزیره خارک اکنون به هدفی راهبردی برای آمریکا تبدیل شده و این جزیره از ابتدای جنگ تاکنون بارها از هوا و دریا مورد حمله قرار گرفته است. این حملات بیشتر بر تأسیسات اسکله و بنادر این جزیره متمرکز بوده و زیرساخت‌های نفتی این جزیره تاکنون هدف حمله قرار نگرفته‌اند.

🔸مطابق گزارش روزنامه واشنگتن پست، هزاران نیروی آمریکایی در حال استقرار در منطقه تحت نظارت سنتکام بوده تا برای حمله زمینی احتمالی به ایران آماده شوند. مطابق گزارش‌های مختلف، تاکنون بیش از ۳۵۰۰ سرباز آمریکایی به همراه ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی با ناوUSS Tripoli وارد خاورمیانه شده‌اند. مقامات پنتاگون ارزیابی می‌کنند که انجام هرگونه عملیات زمینی در ایران، به هفته‌ها زمان نیاز خواهد داشت.

🔸مطابق اظهارات این منابع، عملیات زمینی احتمالی علیه ایران به اشغال کامل و طولانی مدت نخواهد انجامید، بلکه اصلی‌ترین هدف آن، به احتمال زیاد خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران باشد. مطابق ادعای روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، آمریکا می‌تواند بدون نیروی زمینی به اهداف خود در جنگ با ایران دست یابد، اما اعزام تعدادی از این نیروها به منطقه، به رئیس جمهور اختیارات و فرصت‌های زیادی را برای برنامه‌ریزی در خصوص سناریوهای احتمالی آینده جنگ خواهد داد.

مقامات ایالات متحده در شرایطی از آمادگی برای جنگ زمینی با ایران سخن می‌گویند که با گذشت حدود یک ماه از جنگ، اکنون هزینه‌های سنگینی بر ارتش ایالات متحده تحمیل شده است. مطابق آمار رسمی، تاکنون ۱۳ نظامی آمریکا در منطقه کشته شده و بیش از ۳۰۰ نفر نیز در اثر حملات ایران،‌ زخمی شده‌اند. اکنون این نگرانی وجود دارد که ورود زمینی به ایران، می‌تواند جنگ را به یک جنگ فرسایشی و طولانی مدت تبدیل کرده و طبعا این خطر وجود دارد که با شروع تهاجم زمینی، حجم تلفات نظامیان آمریکا افزایش یابد. همچنین مطابق گزارش وال استریت ژورنال، در کنگره آمریکا تردید جدی درباره اعزام نیروهای زمینی وجود دارد و بسیاری از قانون‌گذاران نسبت به تکرار سناریوی عراق هشدار داده‌اند. به نظر می‌رسد مجموع این مسائل سبب شده تا رئیس جمهور آمریکا در تصمیم گیری نهایی خود در قبال حمله زمینی به ایران تعلل کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel