1716
مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot
🎥ترامپ : در واقع ما به آنها سلاح ارسال کردیم و از کردها خیلی ناامید شدیم، راستش را بخواهید کردها ما را ناامید کردند. من با این تصمیم مخالف بودم. میگفتم نه ،باور نمیکنم آنها تحویل دهند! فکر میکنم آنها را برای خودشان نگه داشتند. فکر میکنم این یک ننگ است. اما این را به خاطر خواهم داشت، کردها! این را به خاطر خواهم داشت!
➖اتفاقا فراموش کردی و میخواستی احزاب کرد رو وارد ایران کنی ولی اونا زرنگی کردن و اسلحهها رو نگه داشتن و گفتن فقط اگه روی کاغذ قول خودمختاری بدی پیادهنظامت میشیم که با مخالفت اردوغان پروژه رو تعطیل کردی و فقط بعد که دیدی به دردت نمیخورن افشاگری رو شروع کردی!
@iranban_kord
🎥فرهاد سنگاوی از دانشمندان اقلیم کردی عراق : ملت کرد سه طایفه است ، اول لر که از تنگه هرمز تا تهران امتداد دارد و کرد لر هستند و در تنگه هرمز برابر با قطر و دبی و ابوظبی همه آن مناطق تا تهران همه کرد هستند و هنوز هم به کردی حرف میزنند و لر هستند و لر کوچک و بزرگ است ،پشتکوه و پیشکوه، مردم بنادر دیلم وگناوه و هرمز هنوز هم کرد هستند و نامهایشان نیز کردی است و مردم جزیره کیش و بوشهر و ... هنوز هم کرد هستند و خود را کرد میدانند تا چهارمحال بختیاری و کرمانشاه و ایلام تا تهران خاک کردهای لر است و ساکنان آن کرد لر هستند و استاد بزرگ تاریخ کردی شرفخان بدلیسی به آن اشاره کرده است در برابر قطر و ابوظبی خاندان برازی است که اوجالان و صالح مسلم از آن قبیلهاند و این قبیله در تنگه هرمز و بندر دیلم و گناوه است در برابر قطر و دبی رودخانهای است به نام رودخانه کردستان!(تا اینجا عجیب بود ولی این دیگه خیلی عجیب بود و نشد نشانه تعجب نذارم) پایتخت شهر کهگیلویه شهرکرد است(البته یاسوج است) هر کردی باید بداند کردستان به تنگه هرمز میرسد و لر یکی از قبایل اصیل کرد هستند که که از دریای قزوین تا هر دو آذربایجان، زنگنه شبک و دیلمی و بنی اسد که در بغداد تعریب شده است و زازا و هورامی همه آنها گوران هستند که به نظر من حوزه آریایی کرد است (خب دیگه از سمت ایرانشهری و پانایرانیست بیمه شدی) برخی میگویند کرد آریایی است و برخی میگویند آریایی نیست، این حرف هردو درست است ولی بخشی از کرد آریایی است و بخش دیگر آریایی نیست. بیشتر قبایل کرد شامل لولو ،گوتی ،سوبارتو ،اورارتو ،کاسی ،و حتی سومریان اینها قبایل هندواروپایی یا زاگرسی بودند که رگ و ریشه ژنتیک و زبانشان نزدیک بود و سه قبیله بودند همه این قبایل تاریخی که گوران و کرمانج و لر هستند ،که این سه ملت کرد هستند تنها بلوچستان و آذربایجانها و تالش در اصل خانه ملت کرد هستند و آنها نیز کرد هستند و نزدیک به صد میلیون نفر دیگر هم کرد هستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
_در واقع آنچه امروزه در تلاش برای کرد معرفی کردن بلوچها ،لرها ،مازنیها تالشیها و طبری و... میبینیم به دلیل باور عمیق به چنین ادعاهایی است ، اما آیا ایرانشهریها ،پان ایرانیستها ،میهنپرستان دو آستری و کردهای ایرانگرا هرگز واکنشی به چنین ادعاهایی نشان دادهاند؟
به عبارتی اگر عمق استراتژیک پانترکیسم صرفا به ترکزبانان منحصر میشود به لطف پانایرانیستها و ایرانشهریها تمامی مناطق ایرانی زبان عمق استراتژیک پانکردیسم است .
@iranban_kord
🎥سخنان یک یهودی اهل اسرائیل در کنار یک آشوری:نام کردستان یک نام اشغالگر است، همانگونه که ما نمیخواهیم اسرائیل فلسطین نامیده شود به همان شیوه خاک آشوریان را نباید کردستان نامید .
@iranban_kord
📝دانشمند و تاریخدان کرد :هرمز یک نام کردی است و هیچ ربطی به فارسها ندارد !
زبان رسمی شاهنشاهی ساسانی پارسی میانه (پهلوی) بود ، همان زبانی که مستقیماً به فارسی نو تبدیل شد. در متن پارسی میانه «خسرو و ریدگ»، که مناظره خسرو یکم انوشیروان با نوجوانی اشرافزاده است که پدر و مادر و املاک خود را احتمالا به دست مزدکیها از دست داده است به روشنی زبان پهلوی، فارسی(پارسیگ) نامیده میشود. ساسانیان از پارس برخاستند، نه از کردستانی که محصول سیاست نامگذاری سلسله سلاطین ترک است و اعراب، رومیان، چینیها و ...آنان و در کل ایرانیان را به نام پارسی میشناختند.
هر ایرانی فارسی زبانی با کمی دقت، بخشهای زیادی از متون پهلوی را میفهمد (امکانی که برای کردهای ترکیه و عراقی به دلیل ناآشنایی به فارسی محیا نیست) و هنوز هم بیشترین شباهت را به پارسی امروزی دارد.
معدود شباهتهایی که اینفلوئنسرهای کرد با در هم کردن زبانهای کردی برای نزدیک کردن آن به پارسی میانه مثال میزنند به دلیل ایرانی بودن هر دو زبان است اما با وجود این شامورتیبازیها باز هم فارسی کنونی به پارسی میانه نزدیکتر هست.
دانشمند کرد مدعی کردی بودن نام پادشاهان ساسانی میشود در حالی که این نامها اصلا در زبان کردی معنی ندارد
➖ نام برخی پادشاهان ساسانی :
اردشیر: از *arta* (راستی/حقیقت، مفهوم کلیدی زرتشتی) + *xšatra* (قدرت/حکومت). ریشه در فارسی باستان و اوستایی.
- شاپور: *šāhpuhr* یعنی "پسر شاه". کاملاً پارسی.
- بقیه نامها مثل یزدگرد، بهرام، خسرو و... همه ریشه در اساطیر و زبان ایرانی باستانی دارند: بهرام از Verethragna (ایزد پیروزی)، خسرو از *hu-sravah* (نامآور خوب) و غیره.
هیچکدام کردی نیستند و البته تا پنجاه سال پیش چیزی به نامِ نامهای کردی وجود نداشت و کردها بر فرزندان خود نامهای ترکی ،عربی و فارسی میگذاشتند .
کردی زبانی شمالغربی ایرانی است که در دورههای بعد شکل گرفت و بسیاری از واژگانش با فارسی مشترک است (چون هر دو ایرانیاند)، اما زبان و تبار ساسانیان جنوبغربی بودند و زبان و هویتشان پارسی محض.
ساسانیان امپراتوری ایرانی بودند که خود را ادامهٔ هخامنشیان میدانستند، زبان پهلوی داشتند، زرتشتی بودند، از فارس برخاستند و چهار سده بر ایرانشهر حکم راندند.
اما شاهکار بعدی این دوارمغز، سومری خواندن خدای یونانی هرمس است (هرمس یکی از برندهای لوکس لباس است که کردها یادشان رفته از ایشان به خاطر دزدیدن خدایشان گله کنند!)
دانشمند کرد، "هرمزگان" را هم به سومریها و خدای "هرموس" یونانی وصل کرده و بعد هم سومریها را کرد میکند و مدعی میشوند ایرانیان آنها را از ما کردها دزدیدهاند!
هرمزد یک نام کاملاً زرتشتی-ایرانی است و اورمزد یا هورمزد گرفته شده ،چهار پادشاه ساسانی این نام را گرفتند چون نماد دینداری زرتشتی و هویت پارسی بود، نه چیز دیگری و هیچ ربطی به "هرموس" ندارد و خود هرمس نیز نه سومری بلکه خدایی یونانی است. هرمس خدای یونانی (حافظ بازرگانان، دزدان، مسافران) بود و این دو در جهانی جدا ، یکی ایرانی-زرتشتی و دیگری یونانی-هلنی بودند که تنها در مغزهای سیاهچادر زده میتوانند یکی شوند !
این دانشمند که هرمز را به هرمس ربط داده و آن را نیز سومری کرده مدعی کرد بودن سومریها نیز میشود ، سومریها تمدنی حدود ۴۰۰۰-۲۰۰۰ ق.م در جنوب میانرودان (عراق امروز) بودند. زبانشان ایزوله و هیچ خانواده زبانی شناختهشدهای ندارند ، سومری نه فارسی است، نه کردی نه عربی نه ترکی و ....
زبانشناسان برجسته از سده ۱۹ تا امروز، بعد از بررسی الواح گلی، کتیبه و واژگان، اجماع کامل دارند که سومری isolate است. یعنی هیچ زبان زنده یا مردهای با آن خویشاوندی ژنتیکی ندارد.
اما نمونه جالب نه تحریف بلکه بازنویسی کامل کتاب *معجم البلدان* نوشته یاقوت حموی است !
این دانشمند مدعی میشود که حموی در کتابش مدائن را متعلق به "مادیان"( ایل پس از ساسانیان ،یونانیان ،سومریان وارد چراگاههای مادی میشود! ) و متعلق به مادها خوانده است !
یاقوت حموی در معجم البلدان هیچجا نمیگوید "مدائن متعلق به مادهاست" یا "مادیان کردی است و ....". این یک دروغ تمام عیار است، اتقاقا یاقوت حموی در کتاب خود مردمان ترکمان ساسون در آناتولی را «الاکراد السناسنه» مینامد که نشان میدهد که اساسا در آن زمان کرد هیچ بار قومی نداشته و به معنای مردمان رمهگردان و صحرا گرد بوده است و به همین دلیل ترکها نیز کرد خوانده شدهاند، از سویی یاقوت حموی از سرزمین فارس سخن میگوید و حدود آن را میان رود بلخ تا مرز آذربايجان و ارمنستان و از آنجا تا فرات به سوی خاک عربستان و سپس عمان و مکران تا کابل و تخارستان ترسیم میکند یعنی ایرانشهر .
@iranban_kord
📸 اکانت اکس ایلان ماسک: تنگه هرمز به نام اهورا مزدا از آیین زرتشت نامگذاری شده است .
■▫️ به نظر میرسد ایلان ماسک دستی بر آتش تاریخ دارد او پیشتر اعلام کرده بود که در حال مطالعه کتاب «آناباسیس» اثر گزنفون است؛ اثری که روایتگر لشکرکشی کوروش کوچک علیه برادرش، اردشیر دوم هخامنشی، و ماجرای مشهور «ده هزار» مزدور یونانی در قلمرو شاهنشاهی هخامنشی است.
نام «هرمز» در اصل از «هورمزد» یا «اورمزد» گرفته شده؛ همان صورت فارسی میانه نام اهورامزدا«خداوند دانایی»، خدای بزرگ آیین زرتشتی.
تحول این نام به احتمال زیاد چنین بوده است:
اوستایی: Ahura Mazdā (اهورامزدا)
پارسی باستان(هخامنشیان): Auramazda
فارسی میانه (ساسانیان): Ōhrmazd / Ohrmazd
فارسی نو : هرمزد، هرمز
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم نام هورمزد در دوره ساسانی بسیار رایج بوده و چند تن از شاهان ساسانی از جمله هرمزد یکم، هرمزد دوم، هرمزد سوم و هرمزد چهارم این نام را بر خود داشتهاند.《در کتابهای درسی، آثار عمومی تاریخ و حتی بسیاری از ترجمههای فارسی، معمولاً نام شاهان ساسانی را به صورت هرمز اول، هرمز دوم، هرمز چهارم مینویسند. این شکل در فارسی امروز جاافتادهتر است اما از دیدگاه زبانشناسی تاریخی و ایرانشناسی، صورت نزدیکتر به اصل پهلوی «هرمزد» یا «اورمزد» است》
این رواج نشان میدهد که «هورمزد» یکی از مهمترین و مقدسترین نامها در فرهنگ ایران باستان بوده است.
@iranban_kord
به چی میخندین ؟ این عاقله مردشونه ،نقشههای بقیهشون تا بوشهر میره .
Читать полностью…
تاریخ سیاسی کردها به همان اندازه که تاریخ منازعه با دولتهای منطقه است، تاریخ رقابت، انشعاب، دشمنی و گاه جنگ میان خود جریانهای کردی نیز هست. جنگ برادر کشی بارزانی و طالبانی، جنگ برادر کشی کومله و دموکرات ،پکک و بارزانی.
از این رو، تاریخ سیاسی جنبشهای کردی، تاریخ ائتلافهای موقت، رقابتهای عشیرهای، شکافهای ایدئولوژیک و جستوجوی دائمی حامیان خارجی است.
شکریه برادوست در حالی میگوید کردها پیادهنظام هیچکس نیستند که فهرست بلندبالای وابستگیها، ائتلافها و مزدوریها در تاریخ معاصر جنبشهای کردی خسته کننده است ،مگر خودمختاری اقلیم کردستان از آسمان نازل شد؟ مگر نه اینکه پس از جنگ خلیج فارس، این آمریکا بود که با ایجاد منطقه پرواز ممنوع، چتر امنیتی لازم برای شکلگیری اقلیم را فراهم کرد؟ اگر قرار است از استقلال سخن گفته شود، بهتر است ابتدا این پرسش پاسخ داده شود که استقلالِ برآمده از چتر هوایی آمریکا دقیقاً چه نسبتی با استقلال دارد؟
برادوست میگوید ترامپ روزگاری کردها را جنگجویانی شجاع مینامید و امروز از آنان انتقاد میکند. اتفاقاً جان بولتون در کتاب خاطراتش "اتاقی که در آن اتفاق افتاد"نظر واقعی ترامپ درباره کردها را بازتاب داده ،جایی که ترامپ میگوید: از كردها خوشم نمی آید؛ همیشه در حال فرار هستند ، از عراقی ها فرار کردند، از تركها فرار کردند، تنها وقتی كه نمیگریزند آن زمانی است كه دور تا دورشان را با F-18 بمباران می كنيم!
@iranban_kord
📝شکریه برادوست و افسانه «نه گفتن» کردها به ترامپ
@iranban_kord
انگار برخی از ادمینهای ایرانشهری یه مدته که دستمزد نمیگیرن ،برخی پروژهها خوابیده :)
Читать полностью…
یاد نام من درآوردی ریبین افتادم 😂
ههر بژی رابینهود کوردهوار
تنها نکته مثبت درباره فرانسه اینه که رئیسجمهورشون از زنش کتک میخوره :))
Читать полностью…
شب همگی به جز ملیها و ایرانشهریهایی که به گروههای کرد میگن گروههای قومی و میخوان ننگ رو بین اقوام ایرانی پخش کنن و حرمت و خون ایرانیان رو لگدمال میکنن تا نور چشمیهاشون کمتر نقد بشن بخیر .
Читать полностью…
آنها دوستت ندارند آنگونه که تو آنان را دوست داری
آنها را نمیشناسی آنگونه که من میشناسمشان
آنها از تو بیزارند ...
میخوام بعد تمام شدن این قائله دیگه از اینجور چرت و پرتا بذارم کانال ،ما چیمون از چپولا کمتره
🎥عبدالله مهتدی دبیر کل کومله:این جشن های نوروز بود که جغرافیای سیاسی کردستان را ترسیم کرد و نشان داد کرمانشاه و ایلام کردی است و فرهنگشان کردی است و خود را به عنوان کرد میشناسند و پاسخی بود به کسانی که کرد را تنها استان کردستان میداننایلام و کرمانشاه و لرستان میدان جنگ فرهنگی و کردیاتی هستند و سرنوشت جنبش کردی در این سه منطقه نوشته میشود و [نوک پیکان انقلاب کردی است/این قسمت در پاینوشت فرسته مهتدی نوشته شده است] و ما از آنان پشتیبانی میکنیم.
📝جغرافیای کردستان دو بار بازتعریف شد؛ نخست در رقصهای نوروزی و دوم در رقصهای دیماه.
در روایت نخست، رقصهای تجمعات نوروزی بهعنوان یک آیین جمعی، به ابزار بازنمایی یک جغرافیای سیاسی-فرهنگی بدل شد که از آن برای تثبیت تصور یک کردستان گسترده استفاده شد.
اما در دیماه، این تصویر یکدست دچار گسست شد. بخشی از جامعه کرد در مناطق شیعهنشین قرار دارند، در وضعیت تروما و سوگواری قرار دارند، در حالی که جامعه کرد سنی، علیرغم تلاش برای تصاحب خون لرها و گورانها و کردهای شیعه، در وضعیتی بسیار متفاوت و در حال رقص و شادی و برف بازی بوده و هستند . این شکاف، صرفاً اختلاف واکنش نبود، بلکه نشاندهنده ناهمگنی درونی یک «جغرافیای خیالی» بود که در سطح نمادین به عنوان یک جغرافیای یکپارچه تصور میشود.
در جوامع نسبتاً بسته مانند ایران، عناصر نمایشی مانند رقص، لباس و موسیقی به سرعت به ابزارهای انتقال پروپاگاندا و هویت تبدیل میشوند. در این میان، ناسیونالیسم کردی، بهویژه در خوانش سورانی آن، بهخوبی این ظرفیت را درک کرده و سالها از «پروپاگاندای بدنمند» شامل رقص و لباسهای رنگارنگ با نمایش زنانه برای گسترش حوزه نفوذ فرهنگی خود در مناطق جنوبیتر کردنشین مانند کرمانشاه و ایلام استفاده کر. این نفوذ نمادین حتی به لرستان، کهگیلویه، خراسان و حاشیه خلیج فارس نیز بهصورت پراکنده قابل مشاهده است. با این حال، دیماه نوعی گسست در این روند ایجاد کرد و نشان داد که این همگنی نمادین، در لحظههای بحران الزاماً پایدار نمیماند.
آنچه بهعنوان نوروز کردی در سالهای اخیر در برخی مناطق سنینشین ساخته و گسترش یافته، نه استمرار یک سنت تاریخی، بلکه ترکیبی از جعل ، بازآرایی نمادین و سیاستگذاری فرهنگی است که تلاش دارد یک مراسم بیپیشینه را به عنوان جشن باستانی کردی و به صورت یک نشانه هویتی معاصر بازتولید کند. در این بازنمایی، دور آتش رقصیدن، استفاده از لباسهای سورانی و موسیقی سورانی و حتی پرچم تجزیهطلبانه، بهتدریج به نشانههای تعلق سیاسی-هویتی تبدیل شدهاند؛ تا جایی که حتی در مناطق لرنشین مانند آبدانان ، دهلران و لرستان و ...، این الگوهای فرهنگی با شدت بیشتری بازتولید شدهاند.
اما دیماه نشان داد که ملتها و جغرافیای سیاسی-فرهنگی صرفاً در لحظههای شادی و رقاصگی ساخته نمیشوند، بلکه در رنج، سوگ و تعارضات اجتماعی نیز محک میخورند. در این لحظه، آن وحدت نمادین دچار شکاف شد و نشان داد که مرز میان «کرد شیعه» و «کرد سنی» در بسیاری موارد از مرزهای کلیسازیشده قومی تعیینکنندهتر است چه برسد به کردستانی کردن لرها و لکها .
عبدالله مهتدی امروز از ایلام، کرمانشاه و حتی لرستان بهعنوان «نوک پیکان» ناسیونالیسم کردی یاد میکند بدیهی است که این پیکان به سمت ایران (فارس) نشانه رفته و جالب آنکه برای بخشی از ایرانگرایان و ملیگرایان سنتی، مفهوم «پیکان کردی» سالها معنای معکوس داشته است؛ آنان در دورهای طولانی، کردها را بهعنوان نیروی پیشبرنده هویت ایرانی در برابر تهدیدهای پیرامونی(پانترکیسم و پانعربیسم) تصور میکردند ،اما امروز میبینیم کردها به جای لر و لک و بلوچ و شمالی و ...برگههای تجزیهطلبانه ساختند و دهها تلویزیون آنها تریبون این نفرتپراکنیها شد!
این پرسش به وجود میآید که پس چه شد خطر آن پانترکیسمی که جریانهای ایرانشهری و پانایرانیستی ار آن دم میزدند؟ چگونه برگههای قومگرایان شمالی که گردانده آن کردها هستند واکنش برانگیز میشود اما شعارهای هزاران نفره سنندجیها که ایرانیان را قاتل و اشغالگر خواندند و خود را روژهلاتی ،خانواده ژینا امینی خون ایرانیان ر لگدمال میکنند و امثال سردار پاشایی انگشت در زخم ایرانیان میچرخاند آن هم در حالی که همزبانان او نه تنها هزینهای ندادند بلکه در حال رقص بودند حساسیت برانگیز نمیشود؟ و در پایان آیا امروز، همین امروز ... دیگر کاری مانده که نکرده باشند ؟
●نکته: این سخنان دبیر کل کومله گرچه قدیمی است و در نوروز گذشته خشم لرها را برانگیخت اما انتشار آن پیش از قطع اینترنت به دلیل جنگ چهل روزه این گمانه را به وجود میآورد که با توجه به طرح ورود کردها به عنوان پیادهنظام ،مهتدی لرستان را نیز در نقشه خودمختاری کردستان گنجانده و حتی روی لرها برای پیوستن به کومله ودموکرات حساب کرده بود .
@iranban_kord
توماچ گفته مردم ایران به خاطر گرسنگی نفهم شدن و باید کتاب بخونن تا آگاهیشون بره بالا .
Читать полностью…
🎥 دانشمند و تاریخدان کرد : هرمز یک نام کردی است و ربطی به فارسها ندارد .
ترجمه سخنان این تاریخدان کرد در شبکههای پسرعموهای ایرانشهریها: زبان فارسی پیوندی به زبان ساسانیان ندارد و چیز جدایی است ، از نامهای پادشاهان ساسانی هرمز است که فارسی نیست و نام شاهان همگی کردی است (مجری تایید میکند که همگی کردی است )
هرمزگان نام چهار پادشاه ساسانی است ،هرمز ، از هرموس آمده که یکی از خداوندان سومری است که سومری ها هم کرد هستند اما آنها را از ما کردها دزدیدهاند .
یاقوت حموی میگوید درباره شهر مادیان که فارسها به آن تیسفون میگوید :تیسفون و مدائن که فارسها و اعراب آن را به این نام میخوانند متعلق به مادهاست و من این را در کتابم نوشتم .
ناگفته نماند در پشت سر این شخص نمایهای از ویرانههای شهر باستانی و عربی هترا است که نخستین بار ایرانشهریها بودند که آن را به نام کردها جعل و هویت عربی آن را انکار کردند.
▫️شباهت پوشش زنان هترا و ایزدیها، نمونهای از تاثیرپذیری عشایر ایرانی (کرد) از بومیان سامی میانرودان
@iranban_kord
بعید نیست خلبان هلیکوپتر امریکایی که تو هرمز سقوط کرده همون خلبان جنگندههای قبلی سقوط کرده باشه ،اصلا ازش بعید نیست .
Читать полностью…
📝شکریه برادوست و افسانه «نه گفتن» کردها به ترامپ
پس از روشن شدن بخشهایی از ابعاد همکاری آمریکا و اسرائیل با گروههای کردی برای انتقال سلاح در دیماه و همچنین تلاش برای وارد کردن نیروهای کردی از نوار غربی کشور در جریان جنگ چهلروزه که در هر دو مورد کردها علیرغم تبلیغات و ادعاهایی که در توانایی برای انجامش از این کار امتناع کردند انتظار میرفت دستکم توضیحی در کار باشد. اما آنچه دیدیم توهین ،تمسخر و فحاشی کنشگران احزاب کردی و حتی عامه کردها به ایرانیان و طلبکار شدنشان است !
البته عجیب نیست جامعه ایران هرگز کردها را به خاطر بدترین ضرباتی که در حساسترین لحظات تاریخ به ایران زدهاند نه سرزنش کرده و نه پاسخگو و کردها به این وضعیت خو کردهاند .
اما در این میان، شکریه برادوست، کارشناس همیشگی صدای آمریکا و اینترنشنال، مدعی شده است که ترامپ اعتراف کرده کردها به او «نه» گفتهاند!
ادعایی جالب؛ زیرا تنها زمانی میتوان از «نه گفتن» سخن گفت که اساساً سلاحی دریافت نشده باشد. حال آنکه خود ترامپ بارها گفته است که سلاحها را تحویل داده ، اما کردها آنها را برای خود نگه داشتند.
ظاهراً خانم برادوست تعریف تازهای از «نه گفتن» به علم منطق هدیه کرده تا جایی که ما میدانستیم، «نه گفتن» یعنی نپذیرفتن. اما در این روایت جدید، میتوان پیمان بست،سلاح را گرفت، وارد معامله شد ،زیر معامله زد و بعد همان ماجرا را به عنوان نمونهای از «نه گفتن» به فروش رساند!
آن هم سه بار !( ماجرای استارلینگ ها ،ماجرای فرستادن اسلحهها و در فاز نهایی گرفتن اسلحه از آمریکاییها برای حمله به ایران و ایجاد جنگ داخلی که احتمالا به خاطر گروکشی خود کردها در قول گرفتن از ترامپ برای گرفتن خودمختاری و فشار اردوغان ناکام ماند )
در دستگاه فکری شکریه برادوست، مسئله صرفاً خطای تحلیلی نیست؛ مسئله استمرار یک منطق ایلیاتی در قالب یک انسان به ظاهر مدرن است یعنی بقای «تفکر پیشامنطقی» ؛ جایی که اصل عدم تناقض کار نمیکند و روایت، جایگزین منطق میشود.
در چنین ساختاری، «نه گفتن» میتواند همزمان با دریافت سلاح و ورود به معامله معنا شود، بیآنکه هیچ اصطکاکی در ذهن او ایجاد کند؛ چون انسجام منطقی معیار نیست، وفاداری به روایت جمعی (قبیله)معیار است.
و اینجاست که تحصیل در دانشگاههای غربی نیز تغییری در صورت مسئله ایجاد نمیکند. انسان ایلیاتی، حتی اگر در قلب بزرگترین شهرهای جهان قرار بگیرد، وقتی در ذهنش هنوز «سیاهچادر» برپا باشد، همان شهر را نیز به امتداد ایل تبدیل میکند؛ با همان منطق، همان روایت، و همان بینیازی از تناقض.
اما بیرون از این جهان روایی، کلمات هنوز معنای خود را حفظ کردهاند. کسی که سلاح را گرفته، پیش از هر چیز یک «بله» گفته است؛ تمام اختلاف بر سر این است که بعد از آن بله چه کرده است؟!
پس از افسانه «نه گفتن» کردها، شکریه برادوست این بار به افسانهسازی درباره استقلال سیاسی کردها و تاریخ مبارزات آنان روی آورده و از اسطوره «ژن، ژیان، آزادی» سخن میگوید.
اما بیایید نگاهی به تاریخ جنبشهای کردی بیندازیم. مسئله این نیست که قازی محمد به شوروی تکیه داشت، بارزانی با شاه ایران علیه صدام همکاری میکرد، طالبانیها به انقلابیون ایران نزدیک بودند و پس از پیروزی جمهوری اسلامی هر دو برای جنگ با صدام به خدمت جمهوری اسلامی درآمدند و کردهای کومله و دموکرات را که خود به مزدوری صدام درآمده بودند را قلع و قمع کردند ، یا پکک برای بیثبات کردن ترکیه با حکومتهای حافظ و بشار اسد همکاری کرد و قبیله بارزانی که اکنون متحد ترکیه است در سرکوب آنان به ترکیه یاری میکند ؛ اینها رویدادهای جداگانه نیستند بلکه اجزای یک الگوی تاریخیاند.
در یک سده کنونی ، هیچ جنبش عمده کردی نتوانسته بدون اتکا به یک قدرت منطقهای یا فرامنطقهای پروژه سیاسی خود را پیش ببرد. تنها نام حامیان عوض شده است؛ یک روز شوروی، روز دیگر شاه ایران، زمانی صدام، زمانی اسد و روزی آمریکا و اسرائیل، بنابراین افسانه اصلی نه «مبارزه» بلکه «استقلال» است.
جالبتر آنکه حتی این جریانها نیز هرگز نتوانستهاند حول یک پروژه واحد به وحدت برسند.
البته اگر فهرست جنگهای داخلی قبایل و احزاب کردی را نیز مرور کنیم، کار از این هم جالبتر میشود. همان جریانهایی که امروز از استقلال و «نه گفتن» سخن میگویند، دیروز یکدیگر را «جاش» و مزدور میخواندند؛ و طنز ماجرا آنجاست که تقریباً همه آنان برای این اتهام، دلایل قابل توجهی در اختیار دارند.
شاید به همین دلیل است که هرگاه دولتی در منطقه به فکر ضربه زدن، بیثبات کردن یا تحت فشار قرار دادن همسایه خود میافتد، نخستین گزینهای که به ذهنش میرسد، کردها هستند. از شوروی و آمریکا گرفته تا شاه، صدام، اسد و دیگران؛ نامها تغییر کردهاند، اما الگو ثابت مانده است.
@iranban_kord
یه وقت درباره طرح حمله کردها ننویسی تحلیلگر ملی آدامسی لاستیکی
Читать полностью…
📸پیج کردی درباره نقشبرجسته آشوری نوشته : تکنیک سه هزار ساله پدربزرگهای کرد برای شنا در رودخانهها !
این نقشبرجسته آشوری تصویری از یک مرد آشوری است که با استفاده از پوست حیوانات(مشک) از آن برای ماندن روی سطح آب استفاده کردهاست .
آشوریان از اقوام باستانی میانرودان هستند که تا دوران نسلکشی ایشان توسط اکراد عثمانی در موطن باستانی خود میزیستند (نامهای اربیل ،ماردین ،زاخو و ...آشوری است)
مردم کرد در کامنتها ضمن تذکر اینکه سنگنگاره آشوری است گفتهاند که البته عیبی ندارد چون خود آشوریان نیز کرد هستند ،یکی دیگر گفته سومری ها هم کرد هستند ،کرد دیگری درباره کلاه مرد آشوری گفته کلاهش نیز مانند لرها و ایزدیهاست و کرد است (کردها مانند اعراب دستار میبندند) و دیگری به ذوق آمده و گفته چقدر زیرک هستند!
آخرین نسلکشی آشوریان توسط داعش بود که کردها اسلحههای آشوریان را ضبط و در برابر داعش رها کردند تا آنها کار را تمام کنند ،البته کردها این استراتژی را درباره ایزدیها و ...نیز پیاده کردند .
@iranban_kord
📸خوشحالی کردها از ممنوعیت ورود پرچم شیر و خورشید توسط فیفا .
در حالی که پرچم جعلی کردستان توسط قازی محمد با وارونه کردن پرچم ایران و حذف شیر درست شده ،کردها در کامنتها مدعی جعلی بودن پرچم شیر و خورشید هستند و گفتهاند که ایرانیها این پرچم را از روی پرچم کردستان دزدیدهاند .
@iranban_kord
کردها همونطور که بعد قطعی نت در دی ماه با انبوهی از فیلمهای رقاصگی و تعریف و تمجید از جوانمردی!!! و غیرت !!! کردی به صحنه اینستاگرام برگشتن الان هم با اعتماد به سقف تمام همون خزعبلات رو تکرار میکنن و خوشغیرتان ایرانی هم مثل همون موقع نه تنها اونها رو متهم به عادی سازی و خیانت نمیکنن بلکه قربان دست و پای بلوریشون هم میرن اما به آنلاینشاپ ها که میرسه نباید محصول بفروشن چون عادیسازی کردنه !
دوستان سعی کنید حتی اگر خریدی نمیکنید با لایک و کامنت هم که شده کمک هر چند کوچکی به بازگشت این فروشندههای شریف و نجیب به الگوریتم اینستاگرام داشته باشید .
اونها نه خیانتی کردن و نه رقصیدن بلکه با کلی فیلتر و دردسر نون درمیارن .
🎥 زن کرد: «نام من ژینو است؛ یعنی زندگی نو. پدرم مجبور شد برای ثبت نام من بجنگد. دلیل اینکه ژینا امینی دو نام داشت این بود که مجبور بود یک نام فارسی نیز داشته باشد تا در سیستم پذیرفته شود و خانوادهاش نمیتوانستند نام کردی او را ثبت کنند؛ بنابراین نام فارسی مهسا را برای او انتخاب کرده بودند.»
■▫️دروغهای کنشگران کرد در مجامع بینالمللی، با سوءاستفاده از فضای موجود ـ فضایی که کردهای اهل سنت نهتنها هزینهای برای آن ندادهاند، بلکه هزینههای سنگینی نیز به ملت ایران تحمیل کردهاند ـ همچنان ادامه دارد؛ بیوقفه، آمیخته با نفرت و با شدتی قابل توجه.
در دروغگویی این زن کرد همین بس که از قضا ژینا از شناختهشده ترین نامهای کردی در ایران است و نام دوستدختر شادمهر عقیلی نیز ژینا بود، همچنین بسیاری از نامهای کردی که بهتازگی ساخته شدهاند و کوچکترین بنیان تاریخی و اسطورهای ندارند ( با نگاهی به نام پدران و مادرانِ مستوره و لقمان نامشان میتوان این موضوع را دریافت ) امروز از نامهای محبوب در ایران هستند. حتی برای نامهای عجیب و ابداعی نیز محدودیت خاصی وجود ندارد و تنها در برخی مناطق آذربایجان ممکن است از سوی برخی مأموران ثبت احوال آذری موانعی ایجاد شود که آن هم معمولاً با مراجعه به مراکز بالاتر برطرف میشود.
با این حال، نام کوروش در ثبت احوال ممنوع است و یک ایرانی که به صرف فارسیزبان بودن فاشیست خوانده میشود نمیتواند نام بنیانگذار کشورش را بر فرزندش بگذارد ،البته حکومت نیز از نظر کردها پانفارس است !
اما در مقابل، کردها نام فرزندان خود را کومار(به حکومت ۴۰ کیلومتری مهاباد کومار میگویند )، شورش و خبات(جنگ) میگذارند و با مانعی مواجه نمیشوند.
سردار پاشایی و همفکرانش در جای گرم و نرم نشستهاند و برای وقاحت و خیانت خود جایزه شجاعت میگیرند و به لطف چپ خیانت پیشه ایرانی که بیشینهشان نیز فارسیزبان هستند تریبونهای بینالمللی را قُرُق کرده و از درد و رنج ملت ایران که نه تنها سهمی در تحمل آن نداشتهاند بلکه باعث و بانیاش بودهاند برای خود دکان سیاسی و رسانهای و باند و فاند ساختهاند.
وقتی از خانواده امینی، با آن هزینه گزافی که به ملت ایران تحمیل کردند، چیزی جز لایکهای سردار پاشاییِ تجزیهطلب و برگههای فحاشی علیه فارسیزبانان بیرون نیامد، چگونه میتوان از اینان انتظار سرسوزنی راستی، درستی داشت؟
این میزان وقاحت از مردمانی که آزادانه پرچم تجزیهطلبان را به دست میگیرند، فرزندانشان به ایرانیان وعده پاره کردن شکمشان را میدهند و آنان را «عجم» میخوانند، در حالی که همزمان در تریبونهای حقوق بشری و محافل چپ جهانی از مبارزه با فاشیسم و دفاع از حقوق اتنیکی سخن میگویند، عجیب نیست.همهچیزشان بر پایه مصادره و جعل بنا شده است؛ از پوشش و تاریخ گرفته تا اسطوره، و اکنون حتی خون و رنج ایرانیان را نیز برای اهداف سیاسی خود مصادره میکنند .
@iranban_kord
🎥 اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به سخنان ترامپ درباره ارسال سلاح برای معترضان در ایران گفت:
"باید به کردها احسنت گفت که به دشمن رکب زدند "
■□ با وجود حملات موشکی به احزاب کرد، به نظر میرسد فصل تازهای از روابط و اعتماد میان کردهای سنی و جمهوری اسلامی آغاز شده است. صداوسیما نیز از مردم استان کردستان تشکر کرد که تنها استان سفید در دیماه بوده است.
در واقع اگر مشکلاتی مانند تورم، نبود دسترسی به خودروها و کالاهای خارجی به دلیل اقتصاد بسته را قلم بگیریم ــ مشکلی که در سراسر ایران وجود دارد ، ایران در سنجش با عراق، ترکیه و سوریه برای کردهای سنی وضعیت مطلوبتری دارد.
کردها از مالیات شهرهای بزرگ، گاز خوزستان و زیرساختهای ملی و بهداشتی بهرهمند هستند و در عین حال با مماشات دولت و سرویسدهی ایرانشهریها در حوزه فعالیتهای فرهنگی، هنری، زبانی و حتی تجزیهطلبانه نیز از آزادی قابل توجهی برخوردارند.
از این رو، با آنکه بسیاری از کردها همچنان مهر قلبی به احزاب خود دارند، بخش قابل توجهی از جامعه کرد نیز از قطع شدن منابع مالی و انرژی کشور از گاز خوزستان گرفته تا بودجههای مرکز، در جغرافیایی سنگلاخی و کمبرخوردار از منابع اقتصادی بزرگ ان هم با وجود فاکتور ترکیه واهمه دارند.
@iranban_kord