1716
مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot
📸و کامنتهای تهدیدآمیز کردها با عکس سمکو شکاک و مهاجر خواندن قوم بومی و توهین به آنان که چرا پرچم یا به قول خودشان ئالا اقلیم کردستان را در دست ندارند !
پرچم آشوری ریشه در سنن و آثار باستانی هزاران ساله این قوم متمدن و باستانی دارد ،با نماد خدای آشور، ستاره شمش و رودهای دجله و فرات که نماد یک قوم با فرهنگ غنی و تاریخ پیوسته و ماندگاری در سرزمین پدریشان است حال آنکه پرچم کردستان با وارونه کردن پرچم شیر و خورشید و کش رفتن خورشید از آن ، جعل شده است .
در ایران کردها ؛ این پرچم را در نوروز و سایر اماکن به اهتزار درمیآورند و این کار را حق خود میدانند اما در اقلیم کردستان آشوریان صاحبان اصلی آنچه امروز کردستان عراق خوانده میشود حق ندارند پرچم داشته باشند ، میتوان منتقد بود که همه عراقیها باید به پرچم رسمی عراق احترام بگذارند اما وقتی عرب و کرد و ترکمان و آشوری پرچم خود را دارند استاندارد دوگانه منطقی نیست.
خشم کردها از آشوریان در حالی است که کردها در تجمعات ایرانیان در خارج از کشور بارها به ایرانیان حمله کردند و با ضرب و جرح مردم ،پرچم شیر و خورشید را پاره و به آتش کشیدند .
@iranban_kord
آفرین بچههای خوب
همینجوری بجنگید که اینترنت ما قطع نشه 👌
دروغ میگه هیچ کرد ایرانی نمیگه من ایرانیام همه شون میگن روژهلات
کردهای عراقی بهشون میگن ایرانی اینام فشاری میشن
5: کردهای سوریه و تصرف شرق فرات: با آغاز جنگ داخلی سوریه، کردهای سوریه با دنبالهروی از پکک به تشکیل کانتونهای کمونیستی روی آوردند و چون با اسد و حزب بعث سوریه دارای اشتراکات ایدئولوژیک و از گذشته متحد بودند، اسد دست ایشان را باز گذاشت و و باقی مانده نیروهای وفادار به او با کردها به فعالیت ادامه دادند. اما کردها در جریان محاصره شهر عینالعرب(کوبانی) توسط داعش، با پشتیبانی رسانهای چپ جهانی توانستند حامیان زیادی جذب کنند و از آنجایی که آمریکا با اسد مخالفت داشت، در مبارزه با داعش به حمایت هوایی از کردهای سوریه پرداخت و حتی یک ائتلاف برای جنگ با داعش تشکیل داد و کردهای سوریه با حمایت هوایی ائتلاف توانستند مناطق شرق فرات را تصرف کند. از سوی دیگر ایشان که مورد حمله ترکیه و مزدوران کرد او که پیشمرگههای بارزانی بودند قرار گرفته بودند، از حمایت رژیم اسد و جمهوری اسلامی نیز برخوردار شدند. اما به محض اخراج داعش و پایان جنگ و سپس سقوط اسد، وقتی که کردها حمایت ائتلاف آمریکا و جمهوری اسلامی را از دست دادند، به سادگی از مقابل نیروهای جولانی گریختند و متصرفات خود را تنها در عرض پنج روز تخلیه کرده و تابع جولانی شدند.
این عقبنشینی در حالی بود که کردها به سلاحهای آمریکایی مجهز بودند و سالها تجربه رزم با داعش را داشتند ،رزمی که ثابت شد بیشتر بزم و تبلیغات در لوای صدای جنگندههای آمریکایی بوده است .
همانطور که دیدیم، کردها که مدعی هیچ دوستی به جز کوهستان و نبرد تک نفره و تنها و جنگاوری هستند، هیچگاه خودشان نتوانستند به تنهایی اهداف خود را مسجل کنند، بلکه با فرصت طلبی یا حمایت دیگری به اهدافی رسیدهاند و به محض از دست دادن این حمایت، شکست خوردهاند. به عبارتی کردها حتی جنگاوران خوبی نیز نیستند اما جالب اینجاست که در همه این موارد ایشان مدعی هستند که حامیانشان به ایشان خیانت کردهاند و برای همین شکست خوردهاند و نمکدان شکسته و از حامیان خود طلبکار شدهاند. اما واقعیت این است که هیچگاه این حامیان به ایشان قول دادن خودمختاری یا استقلال ندادهاند و صرفا مدتی به ایشان کمک کردهاند و از آنها استفاده کردند اما کردها که با این کمکها اعتماد به نفس زیادی پیدا میکردند، نقشههای جاهطلبانهای میکشیدند و لقمههای بزرگتر از دهان خود برمیداشتند و لذا به محض پایان کمک، سقوط میکردند.
@iranban_kord
قلمرو و مسیر شورش های محمدعلی پاشای مصر
@iranban_kord
📝واقعا هیچ دوستی به جز کوهستان؟
■▫️وابستگی ساختاری کردها به قدرتهای بزرگ؛ پیروزی در هنگام حمایت شدن و فرار به محض پایان پشتیبانی
در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 که فیسبوک به جای اینستاگرام رواج داشت، کردها و حامیان چپ و پانایرانیست(آن زمان هنوز پروژه ایرانشهری آغاز نشده بود) با جمله «کردها دوستی به جز کوهستان ندارند» برای دغدغههای تجزیهطلبانه کردها مشروعیت میتراشیدند و آنان را مظلوم جلوه میدادند و بعدها نئاندرتالی به نام بهروز بوچانی که در جنگلهای نیوزلند ایزوله شده بود، از طریق واتساپ کتابی نوشت به نام «هیچ دوستی به جز کوهستان» که موضوع آن اشغال کردستان توسط ایران و عراق در جنگ هشت ساله بود و نوید محمدزاده، ببر کورد فروردینی نسخه صوتی آن را در حاکمیت فارس فاشیست اجرا کرد !
این کتاب از سازمانهای مافیایی چپ جهانی جایزه گرفت و بدینترتیب در سال 1401 بهروز بوچانی از دل جنگل توسط چپها به یکی از تئوریسینهای سیاسی ایرانی بدل شد. اما این جمله هیچ دوستی به جز کوهستان چقدر درست است؟
کمکهای نظامی و مالی ایران در دوران محمدرضاشاه پهلوی سبب شد که کردهای عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی بتوانند در جنگهای خود، ارتش عراق را شکست دهند و شماری از هواپیمای عراقی با پدافند ارتش ایران سقوط کرد! کردهای عراقی پیروزیهای خود در برابر ارتش عراق را مرهون کمکهای ایران بودند و این جنگجویان زیر نظر ارتش ایران آموزش دیدند .
ارتش عراق که تحت فشار بود ، از ادعاهای خود نسبت به دولت ایران عقبنشینی کرد و معاهده الجزایر امضا شد. ایران به کردها قول گرفتن خودمختاری نداده بود و صرفا به رایگان به ایشان کمک کرده بود تا عراق را تحت فشار بگذارد، بر اساس برآوردهای ساواک کردها فقط تا زمستان و در کوهستان میتوانستند در برابر ارتش عراق مقاومت کنند مگر آنکه ایران رسما وارد جنگ با عراق میشد، از این رو شاه ایران که خواهان جنگ تمام عیار با عراق نبود با صدام مصالحه کرد و کردها را در ایران پناه داد ،ایشان به مدرسه رفتند ،از امکانات ایران استفاده کردند و در هنگام انقلاب اسلامی ایران به انقلابیون پیوستند و از آنجا بود که دست به پاکسازی گسترده کومله و دموکرات که در مزدوری صدام بودند زدند .
با وجود آنکه شاه به کردها قول خودمختاری نداده بود، اما ایشان به هر کجا رفتند از خیانت شاه سخن گفتند!
اما این تنها مورد نیست! اگر نگاهی به تاریخ کرد بیندازیم، میبینیم این جنگجویان دلاور همیشه پیروز که هیچ دوستی به جز کوهستان ندارد، همه موفقیتهای خود را با کمک دیگران به دست آوردهاند.
@iranban_kord
🎥 عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کوملە در پارلمان هلند :
ایران کشوری چند ملیتی و چند زبانی است و تنها راه آن فدرالیسم است . احزاب کرد به دنبال تجزیه نیستند ، ما یک ایران فدرال دموکراتیک میخواهیم.
در حالی که کردهای اهل سنت در دی ماه رقصیدند، با وصل اینترنت رقصیدند ،چهلم ها رقصیدند و هنوز هم دارند میرقصند ،جریانهای کردی خون ایرانیها را که در میانشان حتی پنج نفر کرد اهل سنت نیست را سکه و فاند میکنند تا در سازمانهای بینالمللی و پارلمانها راه پیدا کنند و انگشت به چشم ایرانیان کنند .
با اینحال کردها غیرِ این میکردند عجیب بود اما پرسشی که پیش میآید این است که ذهنیت ایرانیان تا کی گروگان جریان مالهکش کردیسم است ؟
در کدام کشور جریان ملیگرای آن خیانتپیشه و حامی خائن و تجزیهطلب است جز ایران ؟
اگر ملت ایران حساب خود را با جریان کردیسم مانند چپ و امت تسویه میکردند امروز دستکم خواهان قطع شیر نفت و گاز و برق بودند تا با منابع خودشان زندگی کنند نه آن که با وجود بلعیدن منابع ایران توسط ایشان، خون جوانانش نیز دزدیده و بر آن پایکوبی شود و مانند گاو شیرده آنان را پروار کند .
@iranban_kord
📝ضعف هویت فردی، علت جمعگرایی کردها!
■▫️چرا کردها خود را ایرانی نمیدانند؟ تفاوتهای کردها با ایرانیان از نظر خود ایشان چیست ؟
برتری انتساب بر اکتساب در نظام قبیلهای
در ویدئویی که مشاهده میکنید، یک کرد با پرچم کشوری که وجود ندارد، با خود برتر بینی، مرکزنشینان(فارسها) را با ویژگیهای انتسابی و نه اکتسابی تحقیر میکند و میگوید ما و شما یکی نیستیم و خودتان را به ما نچسبانید!
پیش از بررسی اینکه این اعتماد به نفس از کجا آمده، بهتر است ببینیم دستاویزهای برتری جویی او چقدر حقیقت دارد؟
1: او در همان آغاز میگوید من ایرانی نیستم، من کردستانی هستم! و این درحالیست که ایران دستکم دو هزار سال با همین نام، مرزهای مشخصی داشته، حالآنکه هیچگاه کشوری به نام کردستان وجود نداشته و ندارد.
2: او سپس با نشان دادن پراکنش زبان فارسی و نقشه خیالی کردستان سوپربزرگ تا خلیج فارس، میگوید زبان من جداست و ولات( کردیزه شده واژه عربی ولایت به معنای سرزمین ) من جداست! این سخن درحالیست که هر زبانشناسی، زبانهای کردی را از زبانهای ایرانی میشمارد و تا ابد نام ایرانی دست کم بر زبان او خواهد بود. اما درباره سرزمین، مرزها گاهی متغیر بودند و بخش اعظم کردها توسط عثمانی(ترک) از ایران جدا شدهاند...
3: او سپس با مقایسه منشور کورش با سردیس پادشاه گوتی، متذکر میشود که تاریخمان جداست. اما پرسش اینجاست که تاریخ ایران از زمان همان منشور کورش بصورت ممتد تا به این زمان رسیده. اما این تاریخ خیالی کردستان که از گوتی آغاز شده کجاست؟؟؟ هرکجا که فقر محتوا درمورد تاریخ وجود دارد ایشان نام کرد را علم میکنند و هرکجا که محتوای کافی برای تاریخ وجود دارد کردها ناپدید میشوند! آثار تاریخی و تمدنی این تاریخ کردستان کجاست؟ در چند کتیبه و کتاب از کرد و کردستان سخن گفته شده؟ چند بنا از این حکومتهای تاریخ کرد باقی مانده؟
4: او در مرحله بعدی به سراغ جشنها و رقص و پوشش و موسیقی میرود و میگوید ما در اینها نیز از شما جدا هستیم. در این مورد بیشتر موارد را درست میگوید، رقص و موسیقی و لباس کردها واقعا ایرانی نیست ولی کردی هم نیست، بلکه عاریت گرفته از آشوری و ارمنی سامی و قفقازی و عربی است. اما در این بین در حوزه رقص او پایکوبی جمعی(واقعا آنچه کردها انجام میدهند نه رقص، بلکه پایکوبی است و ذهن بیشتر مردم از درک آن علیل است) کردها و رقص انفرادی مرکزنشینان را مقایسه میکند، نکته مهمی وجود دارد که پایه و اساس این جستار است.
5: در وهله پسین او با نشان دادن شتر در کویر و درخت کویری با کوهستان سرسبز، طبیعت کردستان خیالی باز میگوید طبیعتمان جداست! این نیز چیز عجیبی نیست چون چندسالی میشود که ایشان نیز از پانترکها اصطلاح فارس کویرنشین را آموخته و تکرار میکنند.
اما موضوع جستار چیست؟ همانگونه که گفته شد، موضوع بر سر تقابل هویت اکتسابی فردی و هویت انتسابی جمعی است. در تمام مواردی که این کرد بعنوان استدلال آورده شد، صرفنظر از ضعفهای علمی، یک نکته بارز به چشم میخورد. او به نکاتی استناد میکرد که دستاورد کردها نیست، بلکه یا از دیگران به کردها رسیده، یا اصلا ربطی به انسان ندارد مانند طبیعت.
او زبان و سرزمین خود را جدا میداند، حال آنکه زبانش ایرانیست و خود نمیپذیرد و سرزمینی هم از خود ندارد، بلکه قشون عثمانی بخش عمده سرزمینی که امروز ایشان ساکن آنند را از ایران جدا کرده. حال بماند که بخش اعظم این سرزمین هم در آن زمان کردنشین نبوده، بلکه ارمنی و آشوری و ترکنشین بوده است و کردها با خلاء کوچ ترکهای عراق و آناتولی شرقی به ایران و کشتار ارمنیها و آشوریها در مناطق امروزی به اکثریت تبدیل شدند. به عبارتی، سرزمینشان هم مال خودشان نیست، نام شهرهایشان اربیل ماردین زاخو آشوری است و سرزمین دیگران را به زور غصب کردهاند (و بعد مدعی میشوند ایران و عراق و ترکیه و سوریه خاک ما را اشغال کردهاند).
آنان روی مردمانی که در گذشته در مناطق کردنشین امروز میزیستند مانور میدهند و این مردمانی که از خود آثار زبانی و ادبی باقی نگذاشتهاند را کرد معرفی میکنند و با استناد به این مردمان سخن از تاریخ کرد میگویند. (مال بیصاحب را میدزدند) درحالی که نه این مردمان اثری از خود باقی گذاشته و خود را کرد معرفی کردهاند و نه دیگران ایشان را کرد نامیدهاند.
اما براستی اگر بخواهیم با ایران یا به قول ایشان فارس مقایسه کنیم، هخامنشیانی که طبیعتا از گوتی و... جدید تر هستند خود را آریایی و پارسی معرفی میکنند و زبانشان نیز مشخص است و آثار معماری و کتیبه و... از خود باقی گذاشتهاند و تواریخ درمورد ایشان نوشته شده. ساسانیان که زبان خود را پارسیگ و کشور خود را ایرانشهر مینامیدند(کردی که خود را ایرانی نمیداند حق ندارد بگوید ساسانیان کرد بودند) شمار زیادی شهر ساختند و کتاب نوشتند!
@iranban_kord
🎥برافراشتن پرچم بزرگ کردستان توسط مردم مریوان در کنار رودخانه کماسی.
@iranban_kord
فردا چند تا از بازیکنهای تیم مصر به عنوان فرزندان صلاحالدین ایوبی معرفی میشن .
Читать полностью…
📝 تظاهرات آشوریان در دهوک (نوهندرا) و الگوی ساختاریافته غصب زنینهاب آشوریان توسط کردها
تظاهراتی سازمانیافته آشوریان مقابل ساختمان فرمانداری دهوک با حضور احزاب سیاسی آشوری (مانند جنبش دموکراتیک آشوری - زوعا)، سازمانهای مدنی و نمایندگان روستاها برگزار شد. معترضان، بهویژه از روستای کشکاوه در دره نهلا، از کشت مجدد زمینهای کشاورزیشان توسط مهاجمان کرد علیرغم احکام قطعی قضایی خبر دادند. نیروهای امنیتی کرد (آسایش) نیز مانع ورود آشوریان روستاهای اطراف به شهر برای شرکت در اعتراض مسالمتآمیز شدند.
این رویدادها نه یک حادثه پراکنده، بلکه تجلی الگویی دیرینه دارد که ریشه در پویاییهای قدرت پس از سقوط بعث، خودمختاری کردها و تلاش برای «کردیسازی» مناطق تاریخی آشوری دارد.
آشوریان (سوريان/کلدانیها/آرامیها) به عنوان وارثان مستقیم امپراتوری آشور باستان، با حضور پیوسته چند هزار ساله در شمال میانرودان، دارای عمق تاریخی و فرهنگی بیرقیبی هستند. زبان آرامی (سریانی) زنده، میراث باستانشناختی (مانند اربیل باستانی/Arbela و دهوک/Nohadra) و پیوند ارگانیک با جغرافیای نهلا، زاخو، انکاوه و دشت نینوا، هویت بومی آنها را تأیید میکند. این حضور بومی در مقابل روایت مهاجر بودن کردها قرار میگیرد و تنش را عمیقتر میکند.
■▫️ زمینه تاریخی و جمعیتی: از خودمختاری کردها تا کاهش شدید جمعیت آشوری
سقوط رژیم بعث در ۲۰۰۳ و تثبیت حکومت اقلیم کردستان ، با مهاجرت گسترده کردها به مناطق آشورینشین، خروج اجباری یا داوطلبانه آشوریها به دلیل فشارهای اقتصادی-امنیتی و تغییرات جمعیتی مهندسیشده همراه شد. جمعیت آشوریان عراق از بیش از یک میلیون (برآوردهای پیش از ۲۰۰۳) به کمتر از ۲۰۰-۳۰۰ هزار نفر کاهش یافته است.
کردها که در دورههایی از تاریخ (مانند همکاری با عثمانیها در نسلکشی آشوریان/سَیفو) نقش داشتهاند، امروز با الگوی غصب سیستماتیک زمین، تداوم الگوی «نابودی تدریجی» جمعیت آشوری را ادامه میدهند.
■▫️غصب زمین و نقض احکام قضایی: نمونهای از بیعدالتی ساختاری
روستاهای کشکاوه، ژولی، چم رباتکه (در دره نهلا)، باختمه و انکاوه بارها شاهد غصب بودهاند. در کشکاوه، قبایل کرد (مانند زیباری، مرتبط با قبیله بارزانی) بخش عمدهای از زمینها را تصاحب کردهاند و احکام دادگاه دهوک برای بازگرداندن آنها اجرا نشده است. تنها در ۲۰۲۰، ۱۱۷ خانواده آشوری حدود ۷۵ درصد زمینهای خود را از دست دادند. گزارشها از دهها مورد مشابه (بیش از ۹۰ پرونده مستند در دهوک) و غصب هزاران زمین حکایت دارند که دادگاهها اغلب به سود آشوریان حکم دادهاند اما حکومت اقلیم آنها را اجرا نکرده است.
پروژههایی مانند فرودگاه اربیل و طرحهای توسعه روی زمینهای آشوری بدون دادن خسارت ساخته شدهاند. روستاها و اماکن تاریخی آشوری اغلب نام کردی میگیرند و یا نابود میشوند تا پیوند تاریخی آشوریان کمرنگ شود. این «بازنامی» بخشی از تلاش برای بازتعریف هویت سرزمین است: تبدیل آشور باستانی به کردستان تاریخی.
تخریب قبرستانها در شقلاوه (آرموتا)، انشکی و نقاط دیگر، وندالیسم قبرها، سنگپرانی به کلیساها (مانند درالوک) و استفاده نظامی از سایتهای باستانی گزارش شده است. این اقدامات هدفمند، فراتر از وندالیسم، تلاشی برای محو نشانههای حضور هزاران ساله آشوریان و برجسته کردن کردها است. آشوریان کردها را با کنایه چادرنشینان ایرانی یا عشایر فارس مینامند که تاریخ ایران و سرزمین آشوریان را میدزدند و به نام خود میزنند.
@iranban_kord
📝 درباره مارگارت جورج شلو – قهرمان آشوری که کردها هویت او را دزدیده و مصادره کردند .
مارگارت جورج شلو (زاده ۲۱ ژانویه ۱۹۴۲ در روستای دورا، بارواری، دهوک – کشتهشده ۲۶/۲۷ دسامبر ۱۹۶۹) یک زن آشوری مسیحی بود. او نخستین زن پیشمرگه تاریخ کردستان عراق به شمار میرود که در قیام ملا مصطفی بارزانی شرکت کرد، اما هویت واقعی او آشوری بود، نه کرد.
مارگارت پس از حمله شبهنظامیان طرفدار بغداد به روستایش، در ۲۰ سالگی به نیروهای پیشمرگه پیوست. او به سرعت به فرماندهی یک واحد تماممرد رسید و در نبردهای سنگین مانند دره زاویته جنگید و عکسهای او با لباس نظامی و سلاح منتشر شد.
درباره مرگ مارگارت در ۲۷ سالگی دو روایت اصلی وجود دارد:
آشوریان میگویند او به دلیل محبوبیت روزافزون، فرماندهی موفق و مطالبه حقوق آشوریان ، توسط نیروهای کرد ترور شد.بسیاری از مورخان و فعالان آشوری مرگ او را سیاسی میدانند و آن را نمونهای از نادیده گرفتن و حذف آشوریان در چارچوب جنبش کرد میبینند.
اما روایتی رایجتر در میان بسیاری از کردها و منابع محلی این است که مرگ او قتل ناموسی بوده و مارگارت با یکی از مقامات بلندپایه ( حتی خود ملا مصطفی بارزانی یا افراد نزدیک به او) رابطه داشته است و وقتی این شایعه پخش شد، برای حفظ «آبرو» وجلوگیری از آسیب به جنبش، او را کشتند.
■▫️دزدیدن هویت مارگارت جورج توسط کردها
مارگارت آشوری بود، نه کرد. آشوریان قومی باستانی با زبان سریانی، فرهنگ و هویت جدا از کردها هستند. پیوستن او به پیشمرگه به معنای تغییر هویت قومیاش نبود.کردها میکوشند این همکاری را به عنوان کرد بودن این قوم باستانی و اصیل معرفی کنند ،همکاری نظامی در دهه ۱۹۶۰ رخ داد، اما به معنای کرد بودن آشوریان نیست .
اینکه کردها ،قوم باستانی آشور را بخشی از کردها معرفی میکنند در حالی که نه تبار و نه زبان آنان ربطی به کردها ندارد (به جز آشوریانی که کردزبان شدند) در حالی است که این روزها احزاب و سازمانهای آشوری (مانند Assyrian Democratic Movement و Assyrian Patriotic Party) تجمع اعتراضی مسالمتآمیز در واکنش به اشغال زمینهای آشوریان توسط کردها برگزار میکنند و خواستار اجرای احکام قضایی که به سود آشوریها صادر شده اما اجرایی نمیشود هستند.
اینکه کردها هویت ارامنه ،ایزدیها و آشوریان را پس از آنکه خودشان آنان را میکشند و یا در همکاری با آنان کشته میشوند را میدزدند، نشانهای خطرناک است از اینکه کردها حتی هنگامی که در ظاهر با اقلیتها همکاری میکنند، اما در نهایت:
هزینه سنگین انسانی و مالی از آنها میگیرند،
بعد هویت، تاریخ و حتی قهرمانان آنان را مصادره میکنند،
و هنگامی که به قدرت میرسند آنان را به حاشیه میرانند یا هویتشان را زیر سؤال میبرند.
همین امروز در زادگاه مارگارت (دهوک و بارواری)، آشوریان در خیابانها هستند و علیه غصب زمینها و روستاهای اجدادیشان توسط کردها تظاهرات میکنند. این ادامه همان سیاست است: اول استفاده، بعد تصاحب، بعد انکار هویت.چنانچه کردها با وجود سکوت کامل کردهای اهل سنت در دی ماه حتی با ایرانیان نیز چنین کردند و به شکرانه آن تصاحب، از این سازمان بینالمللی به فلان سازمان اروپایی میروند و تریبون میگیرند و فدرالیسم میخواهند! چهره واقعی آنان چنین است .
اعتماد بیقیدوشرط به نیروهای نظامی کرد و ورود عمیق در ساختار آنها برای اقلیتها (از جمله آشوریان، کردهای شیعه ، گورانها ،لرها ،لکها و ...) بسیار پرریسک است.
تاریخ نشان میدهد که در پروژههای ملیگرایانه قومی، اقلیتها اغلب «ابزار موقتی» هستند. هزینه میدهند، خون میدهند، اما در نهایت یا هویتشان مصادره میشود یا به حاشیه رانده. مارگارت جورج شلو و تظاهرات امروز آشوریان دهوک، شاهد زنده این واقعیت تلخ هستند.
@iranban_kord
🎥گزارش کانال آوا مدیا وابسته به ایل بارزانی:امروز در آلمان آبروی رضا پهلوی را بردند ،رضا پهلوی پسر محمدرضا شاه پهلوی با روزنامه نگاران المان صحبت کرد و گفت حمله به ایران کار انسانی و خیلی خوبی بود، ایرانی ها هم عصبانی شدند و گفتند تو جنگ طلبی و خویشاوندان ما در ایران وضعشان خراب است تو چرا حرف میزنی، وقتی بیرون آمد برای طرفدارانش دست تکان میداد یک نفر روی او سس کچاپ و فلافل ریخت .
@iranban_kord
■▫️حال به سراغ مسعودی، بزرگترین مورخ و مردمشناس عرب میرویم:
مسعودی چند نظریه را به نقل از ایرانیان و اعراب و خود کردها آورده است و در التنبیه و الاشراف میگوید «ایرانیان معتقدند که کرد از نسل کرد بن اسفندیار بن منوچهر است از آن جمله کُردان بازنجان و شوهنجان و شاذنجان و نشاوره و بوذیکان و لریه و جورقان و بارسیان و جلالیه و مسکان و جبارقه و جروغان و کیکان و ماجردان و هذبانیه و غیره که در قلمرو فارس و کرمان و سجستان و خراسان و ماه بصره و کوفه و مهسبذان و ایغران که برج کرج ابیدلف باشد و همذان و شهر زور و دراباذ و صامغان و آذربایجان و ارمنیه و اران و بیلغان و باب و ابواب و جزیره و شام و ثغور هستند.»
سپس در نظری دیگر در تنبیه الاشراف گفته که: «برخی از متاخران و آگاهان کُرد گویند از فرزندان کُردبن مرد بن صَعصَعَه بن هوازن هستند.» و در مروج الذهب نیز ذکر کرده که: «فرزندان کُردبن مرد بن صَعصَعَه بن هوازن که در جنگ با غسانیان جدا شدهاند و همچنین برخی کردان گفتهاند که از اعراب ربیعه هستند و بخاطر پیدا کردن چراگاه و آب به کوهها کوچیدهاند و در مجاورت با دیگران، دیگر عربی حرف نمیزنند».
در مروج الذهب آمده که: «بنمعد بن عدنان که از قدیم از بدنه اعراب جدا شدهاند و با اقوام دیگر چون عجم و فارس ساکن آبادیها و شهرها، همجوار شدهاند، پس زبان خود را از دست داهاند و قبایل کُرد زبانشان عجمی شده است»
و در تنیبه الاشراف نیز آمده که: «برخی کُردان بر این باورند که از ربیعه و سپس از بکر بن وائل هستند و در روزگار قدیم به سبب جنگ بین خودشان به سرزمین عجمان افتاده و زبانشان عوض شده است»
بنابراین از مجموع گفتههای این نسبشناسان میتوان نتیجه گرفت که برخی از کردان نواحی غربی، عربهای ایرانیزبانی شده بودند و تازه این جدای از روایت شرفخان بدلیسی است که نیمی از قبایل و خاندانهای کرد را عربتبار معرفی میکند!
بنابراین برخلاف آنچه ناسیونالیستهای کرد و ایرانی میکوشند تا کردها را نژادی خالص بشناسانند اتفاقا تبار عربی بخش بزرگی از آنان در تواریخ و اسنادی که خود نوشتهاند از جمله شرفنامه روشن است و اسطورههای نژادی ساخته و پرداخته ناسیونالیسم صد سال اخیر است .
■▫️اما حال به سراغ اکراد خالص و اصیل اصفهان برویم: ابن واضح یعقوبی درمورد مردم اصفهان میگوید که :« عربشان اندک است و بیشتر اهالی آن از عجم و اشراف دهقانند و سپس در شمارش مناطق اطراف اصفهان میگوید در حدفاصل روستاهای بران، میرین، قامدان، فریدین و فهمان، کردها و مردم بههم آمیخته از عجم که در شرافت به دیگران نمیرسند، آنجا هستند که اشراف عجمهای اصفهان آنان را «لیبه-یعنی دیوانه» مینامند.»
همانگونه که مشاهده میکنید، او میگوید در حدفاصل این روستاها، اکراد زندگی میکنند و این باز اشاره به زندگی پراکنده غیر ساکن است. اما سری هم به آذربایجان بزنیم:
■▫️ابنحوقل نیز در صورتالارض شهرهای آذربایجان را اردبیل، مراغه، تبریز، ارمیه، اشنه(اشنویه)، میانج، خونج، داخرقان، خوی، سلماس، مرند، برزند، ورثان، موقان، بیلقان و جابروان میشمارد و درباره اشنویه میگوید :«ییلاق اکراد هذبانیه است و برای چرانیدن احشام خود به آن میآیند.»
■▫️اما حمدالله مستوفی در نزهت القلوب نکته جالبی میگوید: «مردم سلماس سنی پاکدینند و پیوسته با اکراد در محاربه باشند و خصومت همیشه در میانشان قائم بود و چون ذاتی و موروثی است اصلاح پذیر نیست.»
از سوی دیگر هم اصطخری و هم ابنحوقل متذکر میشوند که شهرزور و سهرورد به دست کردان افتاد و برآن غلبه کردهاند یعنی کردها در شهرزور و سهرورد غیر بومی بودهاند و این شهرها را اشغال کردهاند و به دلیل تازشهای آنان این شهرها رو به خرابی رفتهاند.
همه اینها بدینمعناست که همانگونه که تئودور نولدکه در کتاب ایرانیان و اعراب در روزگار ساسانیان[بخشی از ترجمه تاریخ طبری] متذکر شده، کرد در کنار مفهوم رمهگردان، بار راهزنی و ویرانگری هم داشته و به گفته نولدکه معنی انسان دور از فرهنگ نیز میداده است و به همین دلیل تا پیش از آنکه کرد معنای قومی پیدا کند ابن واضع یعقوبی ،کردها را از نظر شرافت در حد و پایه سایر ایرانیان نمیداند و اشراف اصفهان آنان را دیوانه خواندهاند چرا که بخشی از معیشت کردها به عنوان مردمانی عشایر با راهزنی و اشغال سرزمینهای دیگر تامین میشده است .
@iranban_kord
🎥 سخنان یکی از آشوریان نوهندرا (دهوک) که با پرچم آشوریان در اعتراض به اشغال زمینهای کشاورزی توسط کردها برگزار شد .
این مرد آشوری خواهان بازپسگیری زمینهای آشوریان است که توسط کردها اشغال شده است .
@iranban_kord
عه پس بگو چرا اسرائیل داشت کردها رو مسلح میکرد، چون یهودیها هر چی دارن از کردا دارن :))
فقط ریشه شناسی دیوار ندبه !
🎥بلاگر کرد ایرانی در گردنه تَته اورامانات: بلاگرهای زیادی اهل روژهلات (شرق)و باشور(جنوب) کردستان به اینجا میآیند و میگویند اینجا خاک ایران و عراق است اما اینطور نیست ،بگذار بگویم اینجا کجاست، اینجا که من ایستاده ام روژهلات کردستان (شرق کردستان)است و آنجا که نگاه میکنم باشور(جنوب کردستان) کردستان است ،اینجا هانی گرمه در کردستان روژهلات و آنجا حلبچه در باشور کردستان است ،اینجا ایران و عراق نیست تا جایی که چشم کار میکند کردستان است .
افتاد ایرانشهری ؟!
موسیقی متن آهنگ نه عربم نه ایرانی، نه ترک کوهستانی ام ، بلکه کردم و کردستانی ام .
@iranban_kord
3: سمکو و جمهوری مهاباد:
الف: نخستین جنبش قومی کردها در ایران متعلق به اسماعیلآقا سمکو(سمیتقو) بود که در آغاز بر سر یک مسئله خانوادگی شورید اما روسها او را به واسطه عبدالرزاق بدرخان آموزش داده و به شورش او جنبه قومی و هویتی دادند.
سمکو در دوره شورش خود از پشتیبانی روسها برخوردار بود و پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی نخست، بسیاری از سپاهیان عثمانی که در جبهه ایران میجنگیدند را با تسلیحات پیشرفته به خدمت گرفت و همچنین از کمالیستهای ترکیه پول و سلاح میگرفت تا دولت ایران را به خود مشغول دارد و درواقع عمده پیروزیهای خود را مرهون این حمایتهای خارجی بود و پس از نابودی روسیه تزاری، عثمانیهای در خدمت او با مذاکرات رجال دولتی ایران او را رها کردند و درنتیجه شکست خورد و با اینحال وقتی درحال گریز بود و قوای ایران او را تعقیب میکرد، ارتش کمالیستی ترکیه مانع تعقیب سمکو توسط قوای ایران شد. او در نهایت بعدها کشته شد.
این هم از طنزهای تاریخ است که پانترکها در حالی از جنایات سمکو برای جذب آذریها بهره میبرند و از سوی دیگر کردها خود را فرزندان او و ادامه دهنده راه وی میدانند که سمکو، مزدور و پیادهنظام کمالیستها بوده است !
مطالعه بیشتر: /channel/iranban_kord/7028
ب: اما با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، استالین درصدد برآمد تا دو دولت دستنشانده به نامهای فرقه دموکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد در تبریز و مهاباد ایجاد کند و از ایشان حمایت مالی و تسلیحاتی و نظامی کرد(سلاحهای به غنیمت گرفته شده ارتش ایران و همچنین آلمان نازی را به ایشان داد و کمونیستهای قفقازی را برای کمک نظامی برای ایشان فرستاد و جوانان ایشان را آموزش نظامی داد و در هرکجا که ارتش ایران در مقابل ایشان مقاومت میکرد و ایشان حریف نمیشدند، ارتش سرخ شوروی مستقیما دخالت و مقاومت را در هم میکوبید)
پیشتر نیز مینورسکی پیش از جنگ جهانی اول به دولت روسیه پیشنهاد کرد که آذربایجان و کردستان را از ایران جدا و به روسیه ملحق کند اما در نهایت وقتی که شوروی با توافق با دولت ایران ارتش خود را از ایران خارج کرد، این دو حکومت که مدعی استقلال بودند، اعلان خودمختاری کردند(از استقلال عقبنشینی کردند) ولی با هجوم ارتش شاهنشاهی ایران سقوط کردند.
4: جنبش کردهای عراق: جنبش ملامصطفی بارزانی با حمایت ارتش شاهنشاهی ایران، بر عراق پیروز شد اما به دلیل عقبنشینی و شکستهاب مکرر کردها و احتمال وارد شدن ایران به یک جنگ تمام عیار کمک به کردها به پایان رسید و جنگ نیز تمام شد . سپس در دهه هشتاد میلادی که جنگ ایران و عراق جریان داشت، کردهای عراق از مشغولیت عراق در جنگ با ایران استفاده کرده و شوریدند و از حمایت مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی بهرهمند شدند اما صدام نیز با عملیات انفال از ایشان تقاص گرفت. در جنگ اول خلیج فارس و پرواز ممنوع شدن عراق، کردها دوباره فعال شدند و جمهوری اسلامی ایران به حمایت از خواست خودمختاری کردها پرداخت و درعوض ترکیه مخالفت خود را با این خودمختاری بروز داد. با این حال عراق چون درگیر جنگ بود، خواست کردها مبنی بر خودمختاری را پذیرفت اما این خودمختاری به علت بقای حکومت صدام و جنگ داخلی کردهای عراق عملی نشد و در نهایت در حمله آمریکا به عراق در سال 2003 جامه عمل پوشید. آنان سپس در دوران داعش و حمله آن به عراق، با قربانی کردن ایزدیها توانستند مظلومنمایی کرده و حمایت جهانی به دست آورند و نیروی پیشمرگه با حمایت تسلیحاتی جمهوری اسلامی و حمایت هوایی ائتلاف آمریکا توانستند مناطق بسیاری خارج از حوزه مرزهای 1991 را از داعش گرفته و به خاک خود ملحق کنند. آنان که از این حمایتها و پیروزیها اعتماد به نفس گرفته بودند، در سال 2017 رفراندوم استقلال برگزار کردند اما حال که جنگ تمام شده بود، آمریکا و جمهوری اسلامی ایشان را در مقابل دولت عراق که به دنبال تنبیه ایشان بابت رفراندوم استقلال بود، تنها گذاشتند و لذا پیشمرگههای اقلیم کردستان به سادگی در عرض ۴۸ ساعت از ارتش عراق و عمدتا حشدالشعبی شکست خورده و گریختند و دولت عراق تمام متصرفات غیرقانونی ایشان را پس گرفت.
@iranban_kord
1: حذف ترکها از آناتولی شرقی و میانرودان شمالی و گسترش امارتهای کردی: در سده 15 میلادی، آناتولی شرقی و میانرودان شمالی که امروزه بخش شمال و جنوب و غرب مندرآوردی کردستان را تشکیل میدهند، مملو از قبایل ترک و کرد و شهرنشینان و روستانشینان ارمنی و آشوری بود، اما حکومت آن و افزون بر آن ، ایران تا کویر مرکزی در دست دو کنفدراسیون ترکِ قرهقویونلو و آققویونلو بود و کردها به عنوان متحدان این حکومتها رابطه خوبی با ایشان داشتند.
با ظهور صفویه، کردها فرصت را مناسب دیده و به جای پشتیبانی از متحدان ترک خود، از پشت به ایران خنجر زده و کوشیدند تا سرزمین ترکمانان را تصرف نموده و با صفویانِ ترک متحد شوند، اما شاه اسماعیل صفوی که از سنیها نفرت داشت سران ایشان را به بند کشید و قلمرو آنان را به سران قزلباش بخشید.
درنتیجه هنگام بروز جنگ چالدران، امارتهای کرد آناتولی به عثمانیان پیوستند و پس از پیروزی سلطان سلیم، او سرزمینهای تخلیه شده ترکمانان و قزلباشان را به امرای کرد سپرد و اینچنین عملا قلمرو امارتهای کرد چند برابر شد.
2: شورشهای امارتهای بابان و سوران: دو مورد از امارتهای کردی سدههای 18 و 19 میلادی در همسایگی ایران در عراق امروزی، امارتهای سوران در رواندز و بابان در سلیمانیه بودند و همیشه با پاشانشینهای عثمانی و امارتهای کردی همسایه اختلاف داشتند و بنابراین از پشتیبانی همسایه بزرگتر یعنی ایران بهره میبردند. آنچنانکه:
الف: طی شورش سلیمپاشای بابان علیه والی بغداد، او به کریمخان زند پناهنده شد و با پشتیبانی ارتش ایران قلمرو خود را پس گرفت.
ب: بعد از او نیز عبدالرحمن پاشای بابان علیه پاشای بغداد شورش کرد و به ایران پناهنده شد و محمدعلیمیرزا دولتشاه حاکم کرمانشاه و خسروخان اردلان به فرمان فتحعلیشاه قاجار، دوبار مقام و قلمرو او را برایش پس گرفتند. مطالعه بیشتر: /channel/iranban_kord/3762
ج: در مرحله بعدی میرمحمد امیر امارت سوران معروف به میر کور رواندز که به دنبال ایجاد حکومت کردی بود، قبایل کرد اطراف را تابع کرد و به امارتهای کردی اطراف خود حمله کرد و برخی از آنان(امارت بادینان و امارت داسنی متعلق به ایزدیها) را برای برای همیشه منقرص کرد و علیه عثمانی شورید. او به علت تعصب مذهبی چندینبار دست به کشتارهای گسترده از ایزدیها و آشوریهای شمال عراق زد به گونهای که انگلستان واسطه شد تا دولت عثمانی او را تحت فشار بگذارد تا به کشتار آشوریان مسیحی پایان دهد. با اینکه او یکبار به مکریان نیز حمله کرد بود، اما وقتی درخواست کمک داد، محمدشاه شمار زیادی تفنگ و همچنین چندین استاد تفنگساز و توپریزی همچون استاد رجب تبریزی را برای کمک به او فرستاد. او همچنین در اواخر شورش خود از حمایت محمدعلی پاشا، والی شورشی مصر نیز برخوردار شد و چندبار والی بغداد را شکست داد اما در نهایت از سردار عثمانی به نام رشید محمدپاشا شکست خورد و سپس علمای کرد فتوا دادند که هرکس با خلیفه بجنگد زنش بر او حرام است و بدین ترتیب کردها جانب میرمحمد رواندز (که برای جلب نظر همین علما، آشوریها و ایزدیها را قتلعام میکرد) پراکنده شدند و او ناچار تسلیم رشیدمحمدپاشا شد.
مطالعه بیشتر: /channel/iranban_kord/3907
د: نفر بعدی اما بدرخان بیگ امیر امارت بوتان بود که مدتی متحد میرمحمد بود اما به علت سیاستهای سختگیرانه او و فتوای علما به جناح عثمانی پیوسته بود. او را نخستین کسی میدانند که به دنبال تشکیل کشور کردستان افتاد. او با حمایت محمدعلیپاشای مصر و در اتحاد با امارت حکاری علیه عثمانی شورش کرد و طبق معمول روش کردها برای تشکیل سرزمین کردی، به جان گروههای غیر مسلمان افتاد و درنتیجه در راستای پاکسازی قومی آشوریهای حکاری، به کشتار ایشان پرداخت و توانست 20 درصد جمعیت ایشان را نابود کند. او همچنین دست به کشتار ایزدیها زد و توانست ایزدیهای منطقه طورعابدین را به زور مسلمان کند. در نهایت او طی لشگرکشی سردار عثمانی به نام عمرپاشا که از پشتیبانی انتقامجویان ایزدی و آشوری برخوردار بود شکست خورد و پس از هشت ماه محاصره تسلیم شد.
@iranban_kord
کدام یکی از این کارهای اکتسابی تمدنی را تاریخ موهوم گوتی و لولوبی دزدی شده کرد انجام داده است؟ آنان با تحقیر و تمسخر دیار فارسها(به زعم ایشان ایرانیان) را کویر و بیابان و کردستان را بهشت جلوه میدهند. حال پرسش اینجاست که چگونه فارس در کویر کشاورزی گسترده داشته و کلانشهرهای تاریخی ساخته و کتابخانه و دانشمند و شاعران سطح جهانی و ادبیات شکوفای جهانی داشته است ولی کرد که در بهشت میزیسته، همیشه مشغول دامداری و کوچ از این سو به آن سو و راهزنی و مزدوری بوده و کلانشرهایش(که آنان نیز در برابر شهرهای مرکز ایران کوچک هستند) همگی تا همین 150 سال پیش شهرهای ارمنی و آشوری و ترکی و عربی بودند که کردها با نسلکشی و زادوولد این شهرها را تصرف کردهاند و تنها شهرهای واقعا کردی ایشان یعنی سنندج و سلیمانیه مربوط به 200 سال اخیر هستند و اکثریت کردها طی 100 سال اخیر با زور اسلحه یکجانشین شدهاند؟
در حوزه رقص و پایکوبی نیز میبینیم که چیزی که کرد داستان ما به نمایش میکشد، رقص انفرادی یک مرکزنشین است که با پایکوبی گروهی کردها مقایسه میشود. دقیقا تفاوت یک تمدن با یک قبیله در همینجا قابل مشاهده است. فرد دارای تمدن میتواند به تنهایی خودش را تعریف کند. او میتواند مولفههای فرهنگی را به تنهایی هم به نمایش بگذارد چون هویت فردی دارد. اما در جوامع قبیلهای همه چیز فرد در خدمت قبیله است و او بدون قبیله هیچ هویتی ندارد و همین امر در رقص و پایکوبی نیز متبلور میشود. فرد مرکزنشین میتواند به تنهایی نیز برقصد و قر دادن و حتی حرکات طنزگونه او نیز به ابزار تهیدیدی علیه او تبدیل نمیشود چون او هویت فردی دارد. اما در جوامع قبیلهای هر عمل و تفکری باید در خدمت منافع جمعی قبیله باشد و فرد اگر بنا به خواست فردی خود اقدامی انجام دهد که برخلاف منافع قبیله باشد، از سوی قبیله طرد شده یا تهدید میشود، آنچنانکه کرد داستان ما، قر دادن طنزآمیز مرد مرکزنشین را دستمایه تحقیر او قرار میدهد و در مقابل پایکوبی جمعی کردها با لباس شبهنظامی را قرار میدهد تا بگوید مردان ما مرد جنگ هستند و مردان شما زنصفت(نگاه تحقیرآمیز به زن) هستند حال آنکه درمیدان عمل مرکزنشینان با دست خالی از کشور خود دفاع میکنند و کردها صاحبان رکوردهای فرار هستند !
بنابراین طبیعیست که چنین فرهنگی، واژه تحقیرآمیز عورت برای زنان را به آفرت تبدیل کرده و به آن افتخار کند.
طرفه آنکه یک فارس یا به زعم ایشان ایرانی، دارای هویت فردی و دارای مولفههای فرهنگی اکتسابی و دستاوردهای فرهنگی و تمدنی است. اما کرد داستان ما اگر کرد بودن و قبیله را از او بگیرد، دچار بحران هویت میشود چون به تنهایی نمیتواند خود را تعریف کند. تمام افتخارات او بخاطر مولفههای انتسابی قبیلهای یا چیزهایی است که اجدادش از دیگران ربوده یا تقلید کردهاند و باز یک تفاوت او با مرکزنشین اینست که مرکزنشین چون فرهنگی اکتسابی دارد، به سادگی با وامگیری فرهنگی کنار آمده و میپذیرد که چیزی را از فرهنگ دیگر وام بگیرد و این را طبیعی میداند اما کرد هرآنچه وام گرفته را به نام خود زده و مدعی میشود که صاحب اصلی آن را از من دزدیده است. چرا؟ شاید بخاطر همین انتسابی بودن فرهنگی قبیلهای کرد است که او توان تولید چیزی ندارد، بلکه فقط توان وامگیری دارد و چون خود توان تولید ندارد، برای او کثر شأن است که با آن ادعای برتری جویی، چیزی را از کس دیگری گرفته باشد.
آری ایشان همان مردی است که با کت و شلوار(شما چیز دیگری بخوانید) ارمنی و آشوری داماد شده است و مدعیست تمام بچههای عالم فرزندان او هستند.
@iranban_kord
🎥چرا کردها خود را ایرانی نمیدانند؟ تفاوتهای کردها با ایرانیان از نظر خود ایشان چیست ؟
■▫️صحبتهای یک کرد درباره تفاوت کردستان و ایران و توهین به ایرانیان .
(رونویس فارسی دارد )
@iranban_kord
🎥گزارش شبکه روداو وابسته به ایل بارزانی از گزارش اکسیوس درباره گفتگوی ترامپ با مصطفی هجری (دبیرکل حزب دموکرات کردستان)، بارزانی و بافل طالبانی.
➖در هر کشور دیگری مانند ترکیه که ایرانشهریها آن را «دولت-ملت جعلی» میخوانند و مسخره میکنند ، چنین خبری به معنای معامله با تجزیهطلبان بود و آتش خشم مردمی را شعلهور میکرد. اما در ایران، ایرانشهریها با مالهکشی پانکردیسم و تبلیغات مسموم، تصویری را از کردها خلق کرده و مردم ایران را فریفتهاند که امروز مردم برای هجری که علناً تهدید کرده «اگر ایران وارد شود، فقط تا ارومیه را میگیریم»، کامنت میگذارند: «درود بر کردهای ایران»، «کرد یعنی غیرت»!
این ایرانشهریها دقیقاً به همین دلیل مرزهای واقعی ایران را تضعیف میکنند که در توهم «ایران بزرگ» غرقاند. آنها برای گسترش خیالی مرزها، حاضرند هر خیانت و تجزیهطلبی را لاپوشانی کنند؛ چون فکر میکنند با چسباندن کرد، افغان و آذری(جمهوری باکو) به توهمات نژادیشان، امپراتوری میسازند همان ایرانشهر ساسانی را،
اما ایرانشهر ساسانی کجا و این مجمع قبایل سیاهچادرنشین کجا !
ایرانشهریها (ملی،وطن پرست و ...)در عمل ، دارند همین ایران فعلی را از درون پوک و بیدفاع میکنند.
شرف ملی، منطق سیاسی و غیرت مرزی را از مردم گرفتهاند. بدون وجود این ایدئولوگهای کور، کردها هرگز چنین اعتماد به نفسی برای خیانت و تهدید علنی پیدا نمیکردند ،دندان ایرانیها را شمردهاند که اینگونه جولان میدهند، البته اگر دندانی برای ناسیونالیسم ایرانی باقی مانده باشد .
واقعیت این است که بیشتر جریان تبلیغاتی ملی ، چیزی جز فاشیسم زبانی-تباری و کارخانه تولید توهم «برادری» نیست. توهمی که هزینهاش فقط روی دوش ملت ایران سنگینی میکند بیش از همه همان بخش که آذری و لر و لک هستند .
@iranban_kord
■▫️کردها: قربانیان تاریخی یا ستمگران جدید؟ تناقض اقلیتستیزی در اقلیم خودمختار
کردها در روایت رسمی و رسانهای خود، همواره خود را به عنوان بزرگترین اقوام بدون کشور و قربانیان ستم تاریخی (از عثمانی تا رژیم بعث و انفال) معرفی میکنند. پ اما واقعیت میدانی در اقلیم کردستان عراق تصویری متفاوت و تأملبرانگیز نشان میدهد: آشوریان با وجود همکاری با کردها در جنگ علیه صدام در امان بودند اما به محض به قدرت رسیدن کردها ،همان متحدان قدیمی ،موثرتر از نسلکشیهای کلاسیک در حال محو از سرزمین باستانی خود هستند و این است سرانجام اعتماد و باور به کردها !
آشوریان با هزاران سال تاریخ پیوسته، میراث امپراتوری آشور و حضور فرهنگی-زبانی منحصربهفرد، در مناطق تاریخی خود (نهلا، دشت نینوا، زاخو و انکاوه) تحت فشار سیستماتیک قرار گرفتهاند.
این رفتار نشان میدهد که مشکل، صرفاً «ستم مرکزی» نیست؛ بلکه مسئلهای عمیقتر در فرهنگ سیاسی قبیلهای-ملیگرایانه کردهاست که وقتی قدرت به دست میگیرند، اقلیتهای ضعیفتر را قربانی میکنند ،فرهنگی چنان منحط که حتی خود مردم کرد نیز دیگر از صدام به نیکی یاد میکنند!
این الگو حتی در میان خود کردها و اقوامی که کردها در صدد کردیسازی و انهدام هویت آنان در هویت کردی هستند نیز دیده میشود. لکها، لرها، گورانها و کردهای شیعه اغلب به عنوان «کرد» در آمار و روایتهای سیاسی مصرف میشوند تا وزن جمعیتی و جغرافیایی «کردستان بزرگ» را بزرگنمایی کنند، اما در عمل، هویت، زبان و فرهنگ خاص خود را قربانی آرمان سورانی (و تا حدی کُرمانجی) میبینند.
از خالد عزیزی تا رزازی که برای زبان کردی اشک میریزند و مدعی نابودی زبان کردی و ممنوعیت آن در ایران هستند و از ستم حکومت مرکزی و پانفارسیسم میگویند اما به قدری از خود مطمئن هستند که در تریبون رسمی خواستار نابودی و انحلال زبانهای لری ، لکی و گورانی و کردی جنوبی در زبان سورانی میشوند چرا که میدانند جریان ایرانشهری تا کجاها برای آنان مالهکشی و از کردیسم حساسیتزدایی کرده است !
@iranban_kord
🎥تظاهرات آشوریان شهر دهوک در اقلیم کردستان علیه غصب زمینهای آشوریان و فشار بر اقلیت بومی .
نوهدرا(نام باستانی و آشوری دهوک ) از مراکز آشوریهاست که پس از نسلکشی آشوریان توسط کردها در پایان دوره عثمانی کردیسازی شد و در چند روز اخیر صحنه اعتراضات آشوریان به غصب زمینها و املاک آشوریان توسط کردهاست.
@iranban_kord
📸درباره مارگارت جورج شلو – پیشمرگه آشوری که کردها هویت او را دزدیده و مصادره کردند
@iranban_kord
🎥خورشید هرکی و برادرش حیدر هرکی که هوادار حزب بارزانی هستند و رای ایل هرکی را برای آنها رای جمع میکنند توسط قشون بارزانی و با استفاده از سلاح سنگین بازداشت شده و در این درگیریها خانه خورشید آسیب زیادی دید ،قبیله هَرکی نیز جادهها را بسته و هشدار دادهاند که اگر آنها آزاد نشوند جنگ مسلحانه را آغاز میکنند.
قبیله بارزانی از استراتژی قدیمی «تقسیم منابع و مناصب» برای کنترل خوانین و سران طوایف استفاده میکند و با توزیع مناصب و منافع اقتصادی، تلاش میکند صدای مخالفان خاموش شود. اما این روش تنها تنشها را به تعویق میاندازد.
پیوندهای عشیرهای و ایلیاتی در جامعه کرد بسیار قویتر از نهادهای شبه مدرن اقلیم عمل میکنند و کردها توان ساخت یک «دولت-ملت» یکپارچه و فراقبیلهای را ندارند چرا که اساس جامعه کرد بر ایل و عشیره است و نه شهر.
خورشید هرکی چهار عدد زن دارد.
@iranban_kord
📝آیا منظور ابن واضح یعقوبی از کردهای اصفهان که در شرافت به پای دیگران نمیرسند، قوم کرد کنونی بوده است؟!
#معنای_کرد از نگاهی دیگر
در دوران باستان تا سده یازدهم میلادی، واژه کرد مفهومی عام داشته که برای عشایر به کار میرفته و برای این ادعا اسناد بسیاری موجود است. با این حال هربار پانکردها از عدم دقت و گنگی نوشتههای جغرافینویسان مسلمان استفاده کرده و این شبهه را ایجاد میکردند که اگر کرد به معنی عشایر است، پس چرا اکرادی که ذکرشان در منابع آمده در شهرها سکونت داشتند؟
در هشتک #دوارپلیس با بخشی از مغالطهها آشنا شوید .
برای بررسی این شبهه نخست به سراغ چند نمونه آماری میرویم که جایگاه اجتماعی مفهوم اکراد را نشان میدهند.
■▫️سید جمالالدین احمد بن عُنبه حسنی (سده هفتم هجری قمری)، نسبشناس برجسته عرب، در شمار معدود نویسندگانی است که در آثار خود به تبارشناسی اقوام گوناگون، از جمله کردها، پرداخته است. وی در کتاب خود «الفصول الفخریة فی نسب خیر البریة» ضمن بررسی تبار مردمان، دیدگاهی قابلتأمل درباره منشأ نام «کُرد» ارائه میکند.
ابنعنبه پس از نقل روایتهایی درباره انتساب کردها به اعراب یا پیوند دادن آنان با اسطوره فریدون، دیدگاهی را که به گفته او از سوی علمای فُرس [به دلیل پارسی بودن سلسلههای شاهنشاهی ایرانی مانند هخامنشیان و ساسانیان، اعراب مانند یونانیان و رومیان و سایر ملل ،ایرانیان را فارس میخواندند]مطرح بوده، «اظهر اقوال» میداند. او مینویسد:«و علماء فُرس میگویند که فُرس در قدیمالدهر دو طایفه بودند: طایفهای در شهرها توطّن میکردند و طایفهای در صحرا به سر میبردند، و چون اینها چهارپا داشتند ایشان را کُرد خواندند، و کُرد در لغت ایشان چوپان است، و اظهر اقوال این است.»
در این روایت، «کُرد» نه بهمثابه یک قوم( Ethnos) ، بلکه بهعنوان یک گروه اجتماعی ـ معیشتی Socio-economic group (گروه اجتماعی-اقتصادی) تعریف میشود؛ گروهی دامدار و کوچنشین که در برابر جمعیت شهرنشین قرار داشته است و تنها تفاوت آنان در سبک زندگی است و این تمایز، تمایزی کارکردی و اجتماعی است، نه نژادی یا قومی و یا حتی زبانی .
ابنعنبه در ادامه میافزاید: «و اکراد قبایل بسیارند و ایشان در کوههای ماسَبَذان و حوالی آن میباشند، و بیشتر ایشان در اسلام این نام بر خود نهادند، و ایشان چوپانان خلیفه منصور عباسی و خلفای دیگر بعد از او بودند؛ و کردان خالص آنند که در فارس و اصفهان، و بعضی از ایشان که در جبال ماسبذانند».
این توضیح ابنعنبه نشان میدهد که اولا از نگاه ایرانیان(و تبعا کردها) کرد به معنی رمهگردان بوده است. و اینکه کردهای اصفهان و فارس نسبت به کردهای غرب خالصتر(شاید ایرانیتر) بودند ،به این دلیل که کردهای غرب ایران با اعراب آمیزش نژادی داشتند و بسیاری از قبایل عرب ،ایرانیزه و در نتیجه کرد شدند.
او بویژه درمورد کردان غرب میگوید، پس از اسلام این نام را بر خود نهاده و چوپانان خلفا بودند. این ممکن است بدین معنا باشد که گروهی از اعراب، ایرانیزبان شده و به تقلید از عشایر ایرانی، خود را کرد مینامیدند.اما این ادعا اسناد دیگری نیز دارد:
■▫️ابن واضح یعقوبی در کتاب «البلدان» درباره شهر ماسبذان میگوید: «و اهل این شهر، مردم بههم آمیختهای از عرب و عجم هستند». او سپس درباره مردم صیمره میگوید:« و اهل آن مردمی به هم آمیخته از عرب و عجم، از فارسها و کردهایند.»
همو درباره حلوان نیز میگوید: «... و اهل آن مردمی به هم آمیخته از عرب و عجم، از پارسیان و کردهایند.»
■▫️یعقوبی درمورد مردم کرمانشاه هم میگوید که «کرمانشاه شهری است جلیل القدر و پرجمعیت که بیشتر اهالی آن عجماند. از پارسیان و کردها » و درباره مردم دینور نیز میگوید: «اهالی آن مردمی به هم آمیخته از عرب و عجماند.»
همانگونه که از سخنان وی پیداست، در شهرهای غرب ایران، ساکنان شهرها مخلوط ایرانی و عرب و از فارسها و کردها بودند. از ترتیب اولویت نام بردن دو گروه عجم هم میتوان دریافت که بیشینه سکنه شهرهای غرب ایران که امروزه کردنشین هستند، با فارسیزبانان بوده است. همچنین با توجه به اینکه پیشتر هم گفتیم که در هیچکدام از متون جغرافینویسان اسلامی از زبان کردها یاد نشده است میتوان پنداشت که در این زمان هنوز کردی به یک زبان تبدیل نشده بود.
اما نکتهای که در گزارش یعقوبی پوشیده مانده ،اینست که در تمام مناطق غرب به ویژه همان مناطقی که ابنعنبه نام برده یعنی ماسبذان و مهرجانقذق، عربها حضور فعال داشتهاند. حال به یاد بیاورید که ابنعنبه گفته بود «اکراد مهرجانقذق و ماسبذان، بعد از اسلام نام کرد بر خود گذاشته و چوپانان خلفا بودند!»
@iranban_kord