jalalnotes | Unsorted

Telegram-канал jalalnotes - جلال سعیدی

1999

طنز نوشته‌ها و نوشته‌های جلال سعیدی @jalalsaeedi Instagram.com/jalalsaeedi https://www.radiofarda.com/z/21285

Subscribe to a channel

جلال سعیدی

شوخی با تاریخ- سالاد یا دیکتاتور؟ مساله است http://t.me/fardamusic_official

Читать полностью…

جلال سعیدی

در این لینک راه‌های مختلف گوش کردن به پادکست من « شوخی با تاریخ» را می‌توانید ببینید.

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸گوشه‌ای از برنامه #ایستگاه_فردا بافرشید منافی در باب ارتحال‌شناسی

@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸جلال سعیدی در این طنزنوشته از ما خواسته است تا باهم تصور کنیم اگر باباطاهر عریان می‌خواست با دوبیتی‌هایش به بعضی خبرهای این هفته واکنش نشان دهد، چه چیزی از آب درمی‌آمد.

🔸اسلایدها را ورق بزنید.

@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی که از زبان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مواجهۀ او را با مسائل روز بیان کرده است؛ از سفر شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل گرفته تا دیدار با احمدرضا رادان، فرمانده فراجا، و نظارت بر #حجاب_اجباری.

🔸اسلایدها را ورق بزنید.

@jalalsaeedi
@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸قصه امروز ما

🔸در این شعر جلال سعیدی مروری داشته بر تحولات نسل‌های مختلف جامعه ایران از دهه شصت تا امروز. از بازی با روح و روان دانش‌آموزان در مدارس گرفته تا اعدام‌ها و سرکوب‌های آن سال‌ها؛ و از دوران سازندگی و اصلاحات تا جنبش #زن‌_زندگی_آزادی در سال ۱۴۰۱

شعر و اجرا: جلال سعیدی
تنظیم صدا: شهرام ابراهیمی

@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸وقتی یکی از آخوندهای حکومتی پیشنهاد داد عید قربان جایگزین #نوروز شود، #هادی_خرسندی طنزپردازی قدیمی و خوش‌ذوق ساکن لندن، درنگ نکرد و در قالب شعری طنز پاسخ او را داد.

🔸ویدئویی که می‌بینید حاصل یک همنشینی نوروزی است که جلال سعیدی از #رادیوفردا در سفری به لندن با هادی خرسندی و محمدرضا عالی‌پیام(هالو) انجام داده و در آن آقای خرسندی این شعر طنز را می‌خواند.

🔸بخش‌های دیگر این همنشینی و همچنین گفت‌وگو با هادی خرسندی و محمدرضا عالی‌پیام را در روزهای آینده از نوروز می‌توانید روی وبسایت، اینستاگرام و تلگرام و یوتیوب رادیو‌فردا ببینید.
@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

سوالات مطرح شده توسط مامان مریم و دوستش دراین ویدیو در حالی که احتمالا دارند فرم درخواست اقامت دائمشان را پر می‌کنند و همین الان اگر کسی بگوید می‌تواند یک سال زودتر پاسپورت کاناداییشان را جور کند حاضرند کفشش را هم تمیز کنند:
چرا حالا که بچم خودشو جر داده و چند سال آویزونتون شده و راهش دادید به کشورتون و بهش اقامت و کار هم دادید، مجبورش می‌کنید کار کنه اونم از ۸ صبح تا ۵ بعد از ظهر؟ چرا همینجوری بیخود و بیجهت به خاطر خون آریایی‌ای که تو رگاشه بهش حقوق نمیدین که اونم وقت کنه صبح تا شب با مامان‌جونش از این مرکز خرید بره اون مرکز خرید از این اپیلاسیون بیاد به اون چی‌چیلاسیون و وسطاشم بشینیم با هم یه دل سیری در مورد فک و فامیلِ اون بابای گور به گور شدش هرچی از دهنمون در میاد رو دوره کنیم؟ در ضمن چرا خاله و دایی و همسادمونم نمیارین تو کشور تحفه‌تون بمونن که آدم دو کلمه باهاشون سلاملیک کنه دلش واشه؟ اصلا طوفان میاد تو این خراب‌شده‌تون چرا؟ چرا برق قطع میشه وقتی طوفان میاد؟ ایکبریا حالا چرا خیابوناتون تیر برق ندارن؟ غلط کردین چراغای بی مصرف رو خاموش می‌کنید خوب آدم دلش میگیره شبا تو تاریکی. واقعا شماها به چی دلتون خوشه؟
@jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

این داستان: خرس مادر و بچه ناخواسته در آیینه

آینه آن روز که در جنگل است
بچه‌ی خرسی است که افتد زمین

@jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

کپشن 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻

Читать полностью…

جلال سعیدی

یه کمم قیافه دو سه سال پیش ما رو تحمل کنید و یاد بدهکاریاتون نیافتین.

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خواب دیدم در کنسرت ابی بودم و او دارد می‌خواند «خلیجِ... همیشگی... فارس... فارس...». در این لحظه صدا قطع شد و آقای حیاتی، مجری اخبار سیما، پرید روی سن و با صدایی مغموم گفت: انالله و انا الیه راجعون! ملت مسلمان ایران! روح خدا به قطر سفر کرد!

بعد مدیر برنامه‌های ابی رفت روی سن و گفت متأسفانه به علت اتصالی آقای حیاتی با آقای صدا، این برنامه تعطیل می‌باشد و ایشان اصلاً سیاسی نیستند و اصلاً سیاست نمنه‌دی؟

من داد زدم: آقا، مگه شما نخونده بودی «من رؤیایی دارم از جنس آزادی / رؤیای تسکین این درد تکراری»؟ ابی آمد جلو و گفت: «اون درد تکراری که گفتم، میگرنم بود. لامصب خیلی اذیت می‌کنه!»

نمی‌دانم چه شد که ناگهان همه چیز عوض شد و از کنسرت ابی تا بیت رهبری پرواز کردم. داشتم فرود می‌آمدم که دیدم جمعی از جوانان انقلابی نشسته‌اند و رهبر انقلاب دارد برایشان از شعار سال ۱۴۰۱ یعنی «سال تولید، دانش‌بنیان و اشتغال‌آفرین» می‌گوید.

پریدم وسط حرفش و گفتم: آقا، این شعار امسال‌تون یک ویرگول اضافه داره‌ ها!
گفت: ما امسال شعارمان را با آقای شهرام چک کردیم، مشکلی نداشت.
گفتم: شهرام؟ شب‌پره؟
گفت: شهرام شکیبا.
گفتم: راستی مشکل فنی شما برطرف شد؟
گفت: اصلاً برای همین امسال را سال تولید، دانش‌بنیان و اشتغال‌آفرین اعلام کردیم تا جوانان انقلابی مشکلات فنی ما را حل کنند.

بعد دیدم شهرام شب‌پره هم بین جوانان انقلابی نشسته. گفتم: آقا شهرام، شما کجا، این‌جا کجا!
زد زیر آواز که: وای که چه حالی دارم/ شعار امسالو دارم/ تو این دیار غربت/ فقط آقا رو دارم.
گفتم: خب خدا رو شکر که شما هم سیاسی نیستید.

بعد شهرام شب‌پره ناپدید شد و دیدم جوانان انقلابی به صف شدند. به‌نوبت جلو می‌رفتند و از رهبر انقلاب کیسه‌ای دریافت می‌کردند. رفتم جلو و از یکی‌شان پرسیدم جریان چیه؟ گفت: حضرت آقا دارند عیدی می‌دهند تا برای تولید، دانش‌‌بنیان و اشتغال‌آفرین بزنیم به کار.

رفتم جلوتر، دیدم رهبری یک کیسه که صدای سکه ازش می‌آمد، داد دست جوانی حزب‌اللهی و گفت: شما تولید کن! به بعدی هم کیسه‌ای داد و گفت: شما دانش‌بنیان کن! به بعدی هم همین‌طور و گفت: شما اشتغال آفرین کن!

پریدم توی صف و گفتم: می‌شه اون ویرگول شعارتون رو هم من بردارم؟ خیلی رو اعصابه! ناگهان به اذن خدا میلیون‌ها ویرگول انقلابی در هوا به پرواز درآمدند و ساسی خواننده زد توی صف و خواند: وای پسرم آقاست!

به رهبری اشاره کردم و به ساسی گفتم: یعنی ایشون پسرته؟ ساسی گفت: من دانش‌بنیان نیستم، ولی اشتغال می‌آفرینم. رهبری به ساسی گفت: آورین! و چشمکی زد که: بیا بریم یک جای خلوت برای کمی گپ. ساسی گفت: ساری، باید برم، شرمنده‌تون.

در این لحظه با فریاد «شیرِ خشک پدر و پستونک مادر حلالت باشه» از خواب پریدم.

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی

خبر رسید مرحوم آقای ری‌شهری به محض ورود به برزخ ناپدید شده است. بسیار نگران شدیم. به‌هرحال ایشان فردی بسیار انقلابی بود، در حدی که اوایل انقلاب می‌خواست نام فامیلش را از ری‌شهری به ری‌روستایی تغییر دهد تا روستاییان عزیز احساس عزتمندی بکنند.

به مرحوم احمدآقا زنگ زدیم و گفتیم در ماجرای ناپدید شدن ایشان احتمالاً پای ضدانقلاب در میان باشد. اما بعد خبر رسید ایشان، به محض ورود، به بیت مرحوم آقای مشکینی، پدرزنش، رفته و گفته اصلاً با کسی دیدار نمی‌کند.

مرحومه شهلا حبیبی، مشاور امور زنان ما در دنیا و عقبی، زنگ زد و گفت شاید ایشان فکر کرده آقای مشکینی در برزخ هم مثل آن دنیا دختر ۹ ساله‌ای چیزی دارد که ایشان بتواند او را به زنی بگیرد. بعید نبود، چون روایت شده خواهر و مادر آقای ری‌شهری وقتی دختر ۹ ساله مشکینی را دیده‌اند، به او گفتند خوب است ولی کودک است و ایشان جواب داده: کودک‌همسری برای علما نه تنها مجاز است که ثواب هم دارد!

احمد آقا دوباره تماس گرفت و گفت مرحوم امام منتظر است آقای ری‌شهری مثل سال ۶۷ یک نامه‌ای لیستی چیزی برای اعدام به ایشان بدهد و حضرت امام هم بالایش بنویسد «بسمه‌ تعالی! به‌شدت اعدام شوند».

آقای ری‌شهری بسیار علاقه داشت که آقای مشکینی پدرزنش بعد از رحلت امام مقام معظم رهبری شود. به همین دلیل هم آقای خامنه‌ای خیلی علاقه‌ای به ایشان نداشت و ندارد. چند بار هم در دوران حیات‌مان سعی کردیم آقای ری‌شهری را محضر ایشان ببریم تا آشتی کنند، اما آقای خامنه‌ای هر دفعه به شکلی می‌پیچاند.

حتی مرحوم آقای حسینی اخلاق در خانواده پیشنهاد می‌داد آقای ری‌شهری صبیه مرحوم مشکینی را طلاق بدهد و برود توی فامیل آقای خامنه‌ای یک دختر ۹ ساله را بگیرد تا این مشکل بین سران نظام حل شود.

بعدها به آقای خامنه‌ای گفتیم به هرحال آقای ری‌شهری برای اعتلای اسلام و انقلاب این همه اعدام کرده و خدماتش قابل انکار نیست. ایشان گفت خب ما هم برای اسلام و انقلاب دست و پروستات‌مان را دادیم و خدمات‌مان هم قابل جمع کردن نیست.

اصولا وقتی آقای خامنه‌ای از کسی کینه شتری می‌گرفت،کاری از دست کسی برنمی‌آمد و خود ما هم تا وقتی که در استخر فرح با شتر شناور ایشان مواجه نشدیم، متوجه شدت موضوع نبودیم.

آقای خلخالی تماس گرفت و ابراز خوشحالی کرد از این‌که یکی از همکارانش که در دنیا در زمینه اعدام با ایشان رقابت پابه‌پایی داشت، به برزخ آمده است. می‌گفت اگر رئیسی و پورمحمدی و نیری هم بیایند این طرف، با هم یک هیئت مرگی راه می‌اندازیم که دیگر ضد انقلابی در برزخ نماند و همه مستقیم از بیمارستان به جهنم منتقل شوند.

به خاطر داریم بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم که به پیروزی خاتمی منجر شد و مرحوم ری‌شهری هم در آن کاندیدا بود، ایشان با ما تماس گرفت و بسیار متأثر بود. می‌گفت خیلی آزرده شده از این که از آن یارو زواره‌ای که تا پیش از آن نقش آباژور در همه انتخابات‌ها را ایفا می کرد، کمتر رای آورده است.

گفتیم نظام به هر حال جای خدمت زیاد دارد و حالا که شما آباژور نظام شده‌اید، باید شکرگزار باشید. بعد هم البته از رهبری اجازه تأسیس هولدینگ «فؤاد‌ِ ری» را برایش گرفتیم که ماشالله هزارماشالله ایشان را به یکی از پولدارترین آباژورهای نظام تبدیل کرد و به‌خصوص بی‌ام‌‌دبلیوهایی که وارد می‌کرد، بسیار خوش‌رکاب بودند.

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی

بنا بر گزارش‌های واصله بعد از لو رفتن فایل صوتی مصاحبه جواد ظریف، این بار نامه ظریف به رهبری لو رفت. این نامه ۲۷۵۸ صفحه است که توسط منبعی که هرچه اصرار کرد ما اجازه نمی‌دهیم نامش فاش شود به دست ما رسید. قول می‌دهیم آن را به صورت کم‌کم در همین مکان برای شما عزیزان فاش کنیم.

ظریف در ابتدای این نامه نوشته است: باسمه تعالی و در ادامه ضمن سلام و علیک و ابراز ارادت به رهبرش یادآور شده: «اگر از احوالات ما خواسته باشید، بحمدالله خوبیم و داریم تلاش می‌کنیم راه‌های جدیدی را برای ابراز ارادت به مقام شامخ ولایت بیازماییم.»

ظریف در توضیحِ حرف‌هایی که در مورد جلسه هدف قرار دادن هواپیمای اوکراینی در مصاحبه گفته توضیح داده که «حضرتعالی مستحضرید که هرچند من آن موقع نظرم چیز دیگری بود ولی بعد از جلسه رفتم حساب توئیترم را (که به فضل الهی برای ما مسئولین فیلتر نیست) باز کردم و به چند زبان زنده و مردهٔ دنیا توئیت کردم و کلاً زدم زیرش. منتها باز هم مستحضرترید که فردای آن روز زرتی اعلام شد که هواپیما را سپاه زده و این بندهٔ حقیر به‌کلی سنگ روی یخ شدم، آن هم به چند زبان زنده و مردهٔ دنیا. ولی حتی یک جمله هم گله نکردم، چون من به‌واقع معتقدم برای سربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی آدم چهارتا دروغ هم بگوید اشکالی ندارد و توبه برای همین روزهاست و همان‌طور که بزرگان فرموده‌اند: صد بار اگر توبه شکستی، بشکن!»

ظریف سپس در ادامه ضمن پرداختن به حرف‌هایی که در مورد قاسم سلیمانی در آن مصاحبه زده است توضیح داده که «مقام شامخ ولایت و امامت مستحضر هستند که بنده به حاج قاسم ارادت بسیار زیادی داشتم و حتی اگر خاطرتان باشد، ما چند بار در خدمت حضرت‌عالی با هم بستنی و فالودهٔ مخلوط خوردیم اما با حفظ مواضع؛ جوری که شهید بزرگوار فالوده‌اش را با آبلیمو می‌خورد اما بنده به یاد دوران دانشجویی در سانفرانسیسکو فالوده را همیشه با شربت آلبالو می‌خورم و حضرت‌عالی هم که برای حفظ بی‌طرفی همین‌جوری خالی‌خالی خوردید.

در مسائل دیگر هم بنده با شهید بزرگوار با حفظ مواضع به همین شکل همکاری می‌کردم. خاطرم هست یک بار که من به ایشان خیلی گیر دادم که ای شهید بزرگوار، جان مادرت از پروازهای ایران‌ایر برای فرستادن سلاح و نیرو به سوریه استفاده نکن. شهید بزرگوار که داشت خرما میل می‌کرد، ناگهان سه عدد هستهٔ خرما از دهان مبارکش درآورد و چید روزی میز و گفت جواد، دنیا برای من از هستهٔ خرما هم بی‌ارزش‌تر است به‌جز سوریه و برادرم، بشار اسد!

و در نهایت قول شرف داد حداقل دیگر جیب خلبان‌ها و مهمانداران ایران‌ایر را به زور با فشنگ و نارنجک پر نکند و بدهد برادران سپاه قدس در فرودگاه این چیزها را برای انتقال توی ساک مسافران جاسازی کنند.»

ظریف در پایان این نامه ۲۷۵۸ صفحه‌ای‌اش ضمن توبه مجدد، شعری برای مقام معظم رهبری سروده که ابیاتی از آن را باهم می‌خوانیم:

اگر من گفت‌وگو کردم، غلط کردم، غلط کردم
ز قاسم پرس‌وجو کردم، غلط کردم، غلط کردم
مشامم شیطنت کرد و دهانم یاوه‌ بافید
چه بی‌رحمانه بو کردم، غلط کردم، غلط کردم

بنا به گزارش‌ها، رهبری هم زیر این نامه چنین مرقوم کرده است:

باسمه‌تعالی
جناب آقای وحید!
شعر پایانی آقای ظریف دم در وزارت خارجه به صورت بیلبورد نصب شود.
والسلام علیکم و لعنت‌الله علی ظریفهم و ضخیمهم و کلهم اجمعین

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی
با اعضای بیت رهبری جلسه‌ای داشتیم تا راه‌های گرم کردن فضای انتخابات ریاست‌جمهوری بررسی شود.
آقای وحید پیشنهاد داد بین مردم شایعه بیندازیم که اگر مشارکت در انتخابات بالا باشد، گوگوش و ابی و داریوش و مهستی می‌توانند در حسینیه ما کنسرت برگزار نمایند. آقای حجازی پرید توی حرفش که مهستی سال‌هاست فوت کرده. وحید جواب داد آن که مرده هایده است و مهستی زنده است. آقای حجازی گفت آقازاده‌اش همسایهٔ پشتی خانهٔ مهستی این‌ها در بورلی هیلز لوس‌آنجلس است و مطمئن است حضرت امام و هایده توی یک برهه زمانی فوت کرده‌اند، ولی مرگ مهستی محل شک است.
قرار شد کمیتهٔ پی‌گیری صحت‌وسقم مرگ مهستی و افق آن در گام دوم انقلاب تشکیل شود و نتایج تحقیقات‌شان را در جلسهٔ بعدی به محضر ما اعلام کنند.
آقای محمدی گرگانی می‌گفت آدم یا نباید یک کاری را بکند یا این‌که تا تهش برود. وقتی از ایشان پرسیدم منظورش چیست، کمی سرخ و سفید شد و در موبایلش یک کلیپی را نشان‌مان داد که در آن یک جوانکی در آن هی سمیه‌سمیه می‌کرد و یک عنصر مؤنث معلوم‌الحال آمریکایی‌نما هم هی خودش را در آن تکان‌تکان می‌داد.
می‌گفت جوان‌ها به ایشان می‌گویند بانوی دو عالم، و ادامه داد نام وی بانو الکسیس است و بین جوانان ایرانی طرفدار زیاد دارد و حتی بعضی از برادران ارزشی هم عکس او را با فتوشاپ چادری کرده به دیوار اتاق‌شان زده‌اند.
پیشنهاش این بود که یک پولی به او بدهیم یک توک پا بیاید ایران و با آقای رئیسی دیدار کند و عکس بیندازد. معتقد بود چنین حرکتی همهٔ طرفداران آقای رئیسی را به جنبش می‌اندازد.
گفتیم آقای رئیسی داماد علم‌الهدی است. اگر عکس چنین دیداری منتشر شود، علم‌‌الهدی حکم جهاد می‌دهد. آقای ولایتی خندید و گفت برای مصحلت نظام هم که شده، اگر آقا صلاح بدانند حاضر است آب توبه بر سر این بانو الکسیس بریزد و او را برای آقا علی‌اصغر آقازاده‌اش بگیرد.
پرسیدیم آقا علی‌اصغر الان چه کارها می‌کند؟ گفت از صبح تا عصر در عرصهٔ برج‌سازی به اسلام و انقلاب خدمت می‌کند و عصر‌ها هم ور دست خودمان در هیئت امنای دانشگاه آزاد نظارت می‌کند که برج اسلام و انقلاب به خوبی بلند شود. گفتیم طیب‌الله اصغرکم! گفت خانوادگی مخلصیم.
جلسه را جمع‌بندی کردیم. فعلاً گفتیم از ادویه‌های انتخاباتی نظام مثل مهندس غرضی و ضرغامی و میرسلیم و محسن رضایی میرقائد بخواهند در انتخابات تحرک داشته باشند. البته آقای غرضی باید ادبیاتش را اصلاح کند چون دفعه پیش ما خودمان چند بار به گناه افتادیم تا بتوانیم کلمهٔ «همه‌کس‌کش» را تلفظ کنیم.
بعد از جلسه آقای حداد‌عادل می‌گفت نیرو‌های جوان انقلابی دارند روی راه انداختن مدل ایرانی‌-انقلابی این اپلیکیشن کلاب‌هاوس کار می‌کنند و از ما نظر خواسته‌اند برای نامگذاری آن. گفتیم مثل همان رادیان و تلویزان، این را هم بگذارند کلابان. هیجان‌زده شد و اجازه گرفت شعری در وصف ما بخواند. خواند:
تو که معروفی
به لبخند ژکوند و اون عطر تندتو
تو که معروفی
که خوشگل هوایی کنی بی وفایی کنی
تو که معروفی...
و بعد صیحه‌ای کشید و درحالی که از عشق ما داشت حال خاصی بر او می‌رفت، دوان دوان دور شد.

Читать полностью…

جلال سعیدی

در این قسمت از پادکست شوخی با تاریخ به سراغ دیکتاتوری می‌رویم که جدی جدی دیکتاتور می‌شود اما شوخی شوخی از دیکتاتور بودن کناره‌ می‌گیرد. http://t.me/fardamusic_official

Читать полностью…

جلال سعیدی

https://www.instagram.com/s/aGlnaGxpZ2h0OjE3OTI0MTEwODgwNzU3NDk2?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸با توجه به تحریم‌های ظالمانه و پایین‌آمدن درآمدهای نفتی، مقرر شده نظام چالش افتادن روسری‌ها و کوتاه‌شدن شلوارها و دامن‌ها و برملاشدن بیکینی‌ها را به فرصت تبدیل کرده، به‌منظور رفع مشکل کسر بودجه و تأمین حقوق کارمندان، از هر سانتی‌متر کاهش مصرف پارچه در کشور یک جوری یک پولی کاسب شود.

🔸با توجه به پولی‌شدن بی‌حجابی، از این به بعد اقشار مرفه پولش رو می‌دن کمتر می‌پوشن و اقشار نامرفه هم فحشش رو می‌دن کمتر می‌پوشن. طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی.
@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸«تصور کنید که گروه‌های مختلف سیاسی در خارج و داخل، تصمیم‌های بزرگ و کلان سیاسی که نه، می‌خواهند یک کشک‌بادمجان ساده برای یک خانوادۀ چهارنفره درست کنند»؛ جلال سعیدی در این طنزنوشته روش پخت آن‌ها را بررسی کرده است.

🔸اسلایدها را ورق بزنید.
@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

امروز یکی از همکارانم در نوشته‌اش، تصویری بسیار دردناک از خداحافظی تلفنی از راه دور با پدرش بر روی تخت بیمارستان را بازگو کرده بود. که آن مرد در حسرت دیدار و آغوش فرزند با این دنیای لعنتی کثیف خداحافظی کرد و ظاهرا، آب هم از آب تکان نخورد. که آن فرزند تمام عمرش را باید در غم و حسرت نبودن در این واپسین لحظه عزیزترینش سپری کند و دنیا کماکان سرجایش خواهد بود. کار ما به جایی رسیده است که یا باید غم نداشته‌ها و از دست رفته‌هایمان را بخوریم، یا که نگران باشیم که دیر یا زود، عفریت نحس روزگار، این آوار سنگین تلخی را بر سر و روی ما هم هوار خواهد کرد. توی صف مصیبت ایستاده‌ایم و به خوبی می‌دانیم که این لحظه‌های نحس در انتظار ما هم هستند. که محکومیم به خداحافظی نکردن با مادری، پدری، خواهری برادری عزیزی. محکومیم که دست‌هایشان را نگیریم و بروند. که نفسهای واپسینشان را توی صورتمان حس نکنیم و نباشند. که نبوسیمشان و ترکمان کنند و تا آخر عمر هم حسرت آن خلاء را باید با خود حمل کنیم. برای مردمانی مثل ما، فاجعه مرزی ندارد. هیچوقت از تلخی و سختی ابعاد فاجعه بعدی‌ای که یقه‌ات را خواهد گرفت خبر نداری. ما دیگر در دامنه آتشفشان زندگی نمیکنیم. این که بر سر و روی ما می‌بارد و خواهد بارید، باران نامتناهی بلاست، سیلاب مصیبت است. و هرچند زنده‌ایم اما چند وقت یکبار با چنین خداحافظی ناگزیری می‌میریم و زنده می‌شویم. شاید هم این عقوبت ماست به خاطر آن جبر تاریخی و جغرافیایی معهود. که مثل بختکی روی سرنوشتمان افتاده و به هر کجا هم که از دست نکبتش بگریزیم، گریزی نخواهد بود. به قول حضرت خیام:
از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز تار امید عمر ما پودی کو
چندین سر و پای نازنینان جهان
می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو

@jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

🔸این روزها، انتشار سری جدید مجموعه «#مهمونی» #ایرج_طهماسب، اعتراضات زیادی را بین مخاطبان این مجموعه برانگیخته است. خیلی از کاربران معتقدند که توی این حال و احوال کشور، کسی حوصله «مهمونی» ندارد.

🔸به همین خاطر، جلال سعیدی در این نوشته، با وجود اینکه مستقیماً کاری با مهمونی و حواشی آن ندارد، اما خطاب به ایرج طهماسب، سرنوشت عروسک‌های مجموعه کلاه‌ قرمزی را، اگر انسان بودند و در جامعه حضور داشتند، بعد از اعتراضات تصور کرده‌ است.

@jalalsaeedi
@RadioFarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

برای پیروز و انتشار انقراضش

Читать полностью…

جلال سعیدی

تذکر: در این ویدیو یه خانومه است که دیدن ریختش برای همه مناسب نیست.

به نظرم این ویدیو رو به دختربچه‌هاتون نشون بدید، خودشون مستقیم و نه به حجاب اجباری گویان و جیغ‌کشان از صحنه فرار می‌کنن.
@jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

تاملاتی در باب اینکه چرا در ایام جام‌جهانی نباید به سفر، قطر کرد. @jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

ما نسل دهه پنجاه و شصت، نسل پذیرش و تسلیم بودیم. دنیایمان دنیای ام اس داس و آن ویندوزهای خنده‌دار و کارتونی اولیه بود و فکر می‌کردیم دنیا همین باریکه کوچکی است که آنها دارند به خوردمان می‌دهند. دخترها مریخی بودند و پسرها ونوسی، بینمان دیوار بود و پرده، و وقتی هم که به هم می رسیدیم یا به تته پته میافتادیم و نفسمان می‌گرفت و لاجرم از هم فرار میکردیم و نفرت میورزیدیم و یا اینکه از فرط وحشت و حیرت، وحشی می‌شدیم و حریم همدیگر را می‌دریدیم. ما عقلمان نمی‌رسید، نه دنیا علاقه‌ای به سرنوشتمان داشت و نه خودمان انقدر بلد بودیم که بدانیم دنیای دیگر هم هست. اینها اما، بچه‌های دنیای پی ام و ایموجی و وی پی ان و اسمارت فون هستند. خلیهایشان -به درستی- حالشان از کلماتی مثل سیاست و سیاستمدار به هم می‌خورد، شاید اصلا هم نخواهند بدانند که چنین موجودات مضحکی وجود خارجی دارند، اما مهم این است که حق زندگی و زنده بودن و باهم بودن و شاد بودنشان را یاد گرفته‌اند. دیده‌اند که بچه‌های کشورهای نرمال دنیا، نوجوانیشان را، به جای رفتن روی مین و نشستن پای مزخرفات فلان آخوند و بهمان دلال عبادت و ابدیت، دارند میرقصند و بازی میکنند و شادند و تیک‌تاک می‌کنند. اینها را دیگر نمی‌شود با کتاب درسی و سرود انقلابی و ۲۲ بهمن و سخنرانی صبح‌گاهی و تلاوت آهنگران شستشوی مغزی داد. به اینها اگر تانک و نارنجک پلاستیکی بدهی و ازشان بخواهی مثل یک قلک با پول توجیبی‌شان پرش کنند تا شکم رزمندگان اسلام سیر شود، به احتمال زیاد انگشت شستشان را حواله‌ات خواهند کرد. می‌توانی دستگیرشان کنی، می‌توانی ازشان تعهد بگیری که دیگر از این «غلط‌ها» نکنند، اما خبر بد برای تو این است که مگر با یکی دو هزار نفر طرفی؟ نه! اینها یک نسلند که دارند روز به روز شجاعتر و نسبت به تو بی تفاوت تر می‌شوند و بدون این که حتی بخواهند و برایش برنامه‌ریزی خاصی داشته باشند، دارند بزرگترین مبارزه مدنی را علیه تحجر و تعصب سازماندهی می‌کنند. برایت متاسفم! خفه کردن اینها، از خفه کردن هزاران روزنامه‌نگار و سیاستمدار و مبارز مسلح هم برای تو بسیار سخت‌تر است و تو در هر جبهه‌ای که پیروز شوی، در این یک جبهه هیچ راهی جز شکست نداری. پس سلام فرمانده را به «والسلام فرمانده»تغییر می‌دهیم و به احترام این عزیزان زیبای خوش‌پوش خوشحال کشورمان میایستیم و کف می‌زنیم که شاید همین‌ها باشند که تقصیر‌ها و اشتباه‌های چند نسل گذشته را هم بتوانند با این بی‌تفاوتی و در خود بودن و شاد زیستنشان جبران کنند. والسلام فرمانده! @jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

تصور کنید امام زمان ظهور کنه، بعد هی بیافته اینور اونور قسم و آیه که بابا به خدا من امام زمانم و طرفشم واسش شیشکی ببنده و بگه باشه اتفاقا منم آسینه زن فرعونم داداش!
به خصوص که این امام زمانمون هم خوشگله هم بوره. جوری که اگه دختران تازه بالغ امت اسلامی میدونستن امام موعود یه همچین شکل و قیافه‌ای داره، اونا زودتر از بزرگتراشون ایمان میارن و میگفتن آقا بیا آقا بیا، آقا هم میومد.
والله تصوری که آموزه‌های دینی این آخوندا از امام زمان برامون ساخته یه موجود عظیم‌الجثه محو شده در ریش و پشمه که از هر سوراخ کمربندش یه شمشیر و شیء تیز و بنده آویزونه و با هر حرکتش یه ور دنیا میریزه پایین. یه چیزی ترکیبی بین سیدجواد هاشمی و جمشید آریا که یه کم آرنولد و سیلوستر استالونه هم مالیده باشن بهشون. یا یه چیز ترکیبی بین برونکای کارتون چوبین و علی بابا سندباد.
فقط اگه این امام زمان رو اگه پیدا کردید سلام منو بهش برسونید قبل از بیعت بهش بگید آدم در مورد خودش که نمیگه امام زمان بقیه الله الاعظم. شما بعد از ظهور هرجا میری باید بگی: امام زمان هستم، ظهور کردم قبلا(ظ.ک.ق)
@jalalnotes

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی: خواب دیدم در کنسرت ابی بودم و او دارد می‌خواند «خلیجِ... همیشگی... فارس... فارس...». در این لحظه صدا قطع شد و آقای حیاتی، مجری اخبار سیما، پرید روی سن و با صدایی مغموم گفت: انالله و انا الیه راجعون! ملت مسلمان ایران! روح خدا به قطر سفر کرد!

بعد مدیر برنامه‌های ابی رفت روی سن و گفت متأسفانه به علت اتصالی آقای حیاتی با آقای صدا، این برنامه تعطیل می‌باشد و ایشان اصلاً سیاسی نیستند و اصلاً سیاست نمنه‌دی؟

من داد زدم: آقا، مگه شما نخونده بودی «من رؤیایی دارم از جنس آزادی / رؤیای تسکین این درد تکراری»؟ ابی آمد جلو و گفت: «اون درد تکراری که گفتم، میگرنم بود. لامصب خیلی اذیت می‌کنه!»

بیشتر بخوانید

@radiofarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی

خبر رسید مرحوم آقای ری‌شهری به محض ورود به برزخ ناپدید شده است. بسیار نگران شدیم. به‌هرحال ایشان فردی بسیار انقلابی بود، در حدی که اوایل انقلاب می‌خواست نام فامیلش را از ری‌شهری به ری‌روستایی تغییر دهد تا روستاییان عزیز احساس عزتمندی بکنند.

به مرحوم احمدآقا زنگ زدیم و گفتیم در ماجرای ناپدید شدن ایشان احتمالاً پای ضدانقلاب در میان باشد. اما بعد خبر رسید ایشان، به محض ورود، به بیت مرحوم آقای مشکینی، پدرزنش، رفته و گفته اصلاً با کسی دیدار نمی‌کند.

بیشتر بخوانید

@radiofarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی

بنا بر گزارش‌های واصله بعد از لو رفتن فایل صوتی مصاحبه جواد ظریف، این بار نامه ظریف به رهبری لو رفت. این نامه ۲۷۵۸ صفحه است که توسط منبعی که هرچه اصرار کرد ما اجازه نمی‌دهیم نامش فاش شود به دست ما رسید. قول می‌دهیم آن را به صورت کم‌کم در همین مکان برای شما عزیزان فاش کنیم.

ظریف در ابتدای این نامه نوشته است: باسمه تعالی و در ادامه ضمن سلام و علیک و ابراز ارادت به رهبرش یادآور شده: «اگر از احوالات ما خواسته باشید، بحمدالله خوبیم و داریم تلاش می‌کنیم راه‌های جدیدی را برای ابراز ارادت به مقام شامخ ولایت بیازماییم.»

بیشتر بخوانید

@radiofarda

Читать полностью…

جلال سعیدی

طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی

با اعضای بیت رهبری جلسه‌ای داشتیم تا راه‌های گرم کردن فضای انتخابات ریاست‌جمهوری بررسی شود.

آقای وحید پیشنهاد داد بین مردم شایعه بیندازیم که اگر مشارکت در انتخابات بالا باشد، گوگوش و ابی و داریوش و مهستی می‌توانند در حسینیه ما کنسرت برگزار نمایند. آقای حجازی پرید توی حرفش که مهستی سال‌هاست فوت کرده. وحید جواب داد آن که مرده هایده است و مهستی زنده است. آقای حجازی گفت آقازاده‌اش همسایهٔ پشتی خانهٔ مهستی این‌ها در بورلی هیلز لوس‌آنجلس است و مطمئن است حضرت امام و هایده توی یک برهه زمانی فوت کرده‌اند، ولی مرگ مهستی محل شک است.

بیشتر بخوانید

@radiofarda

Читать полностью…
Subscribe to a channel