4230
اینستاگرام: https://instagram.com/jamemodern?igshid=YmMyMTA2M2Y= شنيده نشدن دليلى براى ساكت ماندن نيست..... ويكتور هوگو @jamemodern ادمین @sammer_y ====== ما درگير جامعه مريضى هستيم كه تك تكمون عضوش هستيم
آنهایی که قدر زندگی را میدانند با آنچه پس از آن میآید انس دارند.
میل به از میان برداشتن خود به فکر خیلیها، من جمله خودم، خطور کرده است.
هر روز صبح از خود میپرسیم چرا باید به زندگی ادامه دهیم. ما نژاد، ملیت، مذهب، پدر، مادر یا رنگ پوستمان را انتخاب نمیکنیم.
تنها چیزی که میتوانیم انتخاب کنیم این است که به زندگی ادامه دهیم یا خیر. امکان خودکشی تنها آزادی واقعی ماست، که نوعی خروج از این دنیا است.
اگر ما از این آزادی بهره نمیبریم به خاطر این است که ــ علیرغم دشواریها ــ تصمیم گرفتهایم زنده بمانیم و وقتی که قبول میکنیم که زندگی کنیم،
وقتی که با این آزادی کنار میآییم، آنگاه با شادی بیشتری زندگی میکنیم.
فلسفه و هنر به ما میآموزد که زندگی بر ما تحمیل نشده بلکه پیشکش شده است. بلیط ورود را به ما دادهاند، اما بلیط خروج را هم داریم، تاشده در جیبمان.
اگر یکی از فیلمهای مرا نمیپسندید،
مختارید از دری که بالایش «خروج» نوشته، راه به بیرون ببرید.
مثل اینکه جایی نیچه نوشته است اگر کسی در لبه پرتگاه به نیت پریدن ایستاده است، کار ما این است که او را هُل کوچکی بدهیم...
_عباس کیارستمی
✅@jamemodern
باید(ای کاش)
آدمها را مثل کتابها ورق زد؛ از بعضی فصلها سریع گذشت، بعضی صفحات را بارها و بارها خواند، و بعضی آدمها را در همان فصلهای اول جا گذاشت و کتاب را بست. اما زندگی، یک کتابِ زنده است؛ تو ناچاری تمامِ فصلهایش را با همان آدمهایی که هستند، تا انتها زندگی کنی…
فرناندو پسوآ
✅@jamemodern
وقتی نگاه بر این صدساله میافکنیم و میبینیم که چه تعداد مردم، گمنام و بانام، جان یا هستی خود را بر سر نوعی آرمان، بر سر نام ایران، بر سر آیین و شرف انسانی گذاردند، به این نتیجه میرسیم که این مردم هیچگاه از ابراز علائم زنده بودن، بازنایستادند.
دکتر #اسلامی_ندوشن
✅@jamemodern
اندوه كسي را نكشت
اما ما را
از همه چيز تهي ساخت.
#محمود_درويش
و
شب بخیر…
✅@jamemodern
بعضی وقتا آدم اونقدر درگیر «بایدها» میشی — باید قوی باشم، باید منطقی باشم، باید این رابطه درست پیش بره، باید دووم بیارم — که یهو یه روز بیدار میشی میبینی زندگی داره جلو میره ولی روحت انگار همراهش نیست؛
دردناکترش اینه که نمیتونی حتی کسی رو مقصر بدونی. چون انتخابها اجباری به نظر نمیرسیدن.
ولی انتخابایی که از خستگی، ترس، تنهایی، یا فقط برای دووم اوردن کردی، همیشه انتخابِ قلب آدم نیست؛
گاهی بشدت نیاز دارم یه نفر بهم بگه هنوز گم نشدی دختر.
✅@jamemodern
میگوید: دیدارمان کِی؟
میگویم: یک سال و یک جنگِ دیگر...
میگوید: کِی پایان جنگ است؟
میگویم وقت دیدار ما...
#محمود_درويش
✅@jamemodern
آدم رفته رفته بیش از حد صبور میشود،
آگاهانه و تعمدا صبور میشود؛
و این مصیبت است.
کارلوس فوئنتس
✅@jamemodern
«میدانم چرا هیچگاه یاد من نیستی.
من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی. انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها.»
- روح پراگ؛ ایوان کلیما-
«چقدر ز خویش دورم
که به من رسد صدایت-
✅@jamemodern
تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم
#عباس_معروفی
✅@jamemodern
همه ی این آدمها وقتشان را سر این می گذارند که آنچه در درونشان هست را توضیح دهند و با خوشحالی تصدیق کنند که عقایدشان یکی است.
آه که چقدر برایشان مهم است که همه با هم یکجور فکر کنند!
#ژان_پل_سارتر
کتاب: تهوع
✅@jamemodern
برای آنها که در هجومِ غبار، طعمِ ترس را چشیدند.
برای تمامِ قامتهای بلندی که ریشهی امنِ این باغ شدند؛ آنهایی که بهار را زودتر از درختها بوییدند و سبزینگیشان را به خاک بخشیدن
✅@jamemodern
.
غیراخلاقیترین عادت بشری این است که مدام و بیوقفه، دربارهی هرکس و پیش از آنکه بفهمد و درک کند، قضاوت میکند.
این آمادگی پرشور برای قضاوت کردن، نفرتانگیزترین حماقت و مخربترین شرارتهاست......
وصایای تحریفشده
#میلان_کوندرا
➖➖➖➖🍀
✅ @jamemodern
چهرههای گوناگون نادانی
🖋 رناتا #سالتسل
🔁 برگردانِ فرشته قادری
دو تعریف از #نادانی وجود دارد. اول: #بیدانشی — وقتی چیزی نمیدانیم. دوم: #تجاهل — وقتی تصمیم میگیریم چیزی را نادیده بگیریم. این دو در ظاهر شبیه هماند، اما از نظر اخلاقی و سیاسی زمین تا آسمان فرق دارند.
رناتا سالتسل، استاد روانشناسی و حقوق دانشگاه بیرکبک لندن، در کتاب «شوق نادانی» نشان میدهد که نادانی گاهی کارکرد دارد — در روابط خصوصی، در فرزندپروری، در لحظههای پایانی زندگی. بخشی از روابط انسانی بر پایهی همین «نادیده گرفتن آگاهانه» سرپا است — نه از سر سادگی، بلکه از سر #انتخاب. تحقیقات نشان داده زوجهایی که معایب یکدیگر را بزرگ نمیکنند از زوجهای بهاصطلاح «واقعبین» رضایت بیشتری دارند. یا مثال ملموستر: وقتی کسی در بستر بیماری مهلک است و خانواده دربارهی آنچه پیش رو است سکوت میکند، این سکوت لزوماً فرار از واقعیت نیست — گاهی تنها شکل ممکن مراقبت است. اما همین سازوکار که در روابط خصوصی میتواند آرامبخش باشد، به محض ورود به نهادها و ساختارهای قدرت، چهرهی دیگری پیدا میکند.
اما آنجا که که تجاهل از حوزهی خصوصی خارج میشود و وارد نهادها و ساختارهای قدرت میشود. BP پیش از فاجعهی خلیج مکزیک گزارشهای داخلی دربارهی فرسودگی تجهیزات داشت و «نمیدید». دانشگاهی در اسلوونی سالها سرقت ادبی استادش را «نمیدید». این نادیده گرفتنها تصادفی نیستند؛ محصول ساختارهاییاند که از دانستن سود نمیبرند.
چارلز میلز این را «تجاهل سفیدپوستان» مینامد: بدفهمیای که نظاممند است، سازمانیافته است، و دقیقاً همان ساختار نابرابری را که باید بپرسد از کجا آمده، بازتولید میکند. در جوامع مردسالار هم همین سازوکار کار میکند — مرگ زنان در اسناد رسمی به اشکال دیگری ثبت میشود و قتل در آمار «سقوط از ارتفاع» میماند.
فروید اما یک نکتهی دیگر دارد که به همهی اینها مربوط میشود: انکار هیچگاه کامل نیست. نفی خودش نشانهی حضور چیزی است که سرکوب شده — یعنی کسی که چیزی را «نمیبیند»، در واقع از دیدن آن امتناع میکند. و امتناع، مسئولیت میآورد.
تیزترین نقد سالتسل اما جای دیگری است: عصر دیجیتال نه دانایی، بلکه #توهم_دانایی آفریده. اعتراف به «نمیدانم» در فرهنگی که خودسازی و خودآموزی را آرمان میداند روزبهروز دشوارتر میشود. همزمان، صنعتی پدید آمده برای کمک به «نادیده گرفتن» محتوای اینترنت، در حالی که خودِ این صنعت دائماً کاربران را رصد میکند. نادانی هم کالا شده.
نادانی در ساختارهای قدرت نه ضعف است، نه غفلت — انتخابی است که هزینهاش را دیگران میپردازند.
➖➖➖➖🍀
✅ @jamemodern
دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانهی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنهی زندگی است. اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر، زیارت اماکن مقدس و غیره جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق، چیز دیگری نیست. به عبارت دیگر، دین طبیعی، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد ...
دین درمحدوده عقل تنها
#کانت
✅@jamemodern
عزیزِ من، برخی آدمها هستند که اندوههای بزرگی هم دارند اما هنوز زندگی میکنند و لبخند میزنند. اندوه تو تا چه حد بزرگ است که حتی لبخند هم نمیزنی؟
شب بخیر،
و عیبی نداره اگه نمیدونی بدنت خستهتره یا مغزت یا قلبت یا بچهای که پشت پلکهات گریه میکنه
✅@jamemodern
در «تاریکی» خواهی فهمید
که «ستاره» هایت چه کسانی هستند✨
و
شب بخیر…
✅@jamemodern
مصداق تغییری باشیم که مشتاق تحقق آن در بیرون از خود هستیم.
✅@jamemodern
دلتنگیِ بوی موهاش
با همهی دلتنگیها فرق میکنه...
و شب بخیر ....
✅@jamemodern
«ما همهمان میتوانیم دردی را تاب بیاوریم که علتش انسان بودنمان است،
اینکه از گوشت و خون ساخته شدهایم،
فانی هستیم
و محکوم به مرگیم.
امّا نمیتوان با رنجی کنار آمد که انسانی با خونسردی بر همنوعِ خود تحمیل میکند......»
زیرِ تیغِ ستارهی جبار
روحشون قرین آرامش ، همچون صدای آرامبخش و متینشون ...🖤
➖➖➖➖🍀
#هنر
#دوبله
#رادیو
✅ @jamemodern
نجات دهنده واقعی خودمان هستیم...
صحبتهای قابل تأمل بهرام بیضایی؛ نویسنده، نمایشنامهنویس و کارگردان برجسته سینمای ایران.
خالق آثاری ماندگار همچون «باشو، غریبهٔ کوچک»، «شاید وقتی دیگر»، «مسافران»، «سگکشی» و «وقتی همه خوابیم»؛ هنرمندی که همواره نگاهش فراتر از زمانه خود بوده است.
بخشی از دیدگاهها و تأملات او را میشنویم؛ سخنانی که همچنان میتوانند زمینهای برای اندیشیدن، گفتوگو و بازنگری در مسائل فرهنگی و اجتماعی باشند.
✅@jamemodern
«در بعضی طوفانهای زندگی،
کم کم یاد میگیری که نباید
توقعی داشته باشی، مگر از خودت.
متوجه میشوی،
بعضی را هرچند نزدیک،
اما نباید باور کرد.
متوجه میشوی روی بعضی،
هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا،
اما نمیتوان شناخت،
و این اصلا تلخ نیست،
شکست نیست، ممکن است
در حین آگاه شدن درد بکشی،
این آگاهی دردناک است
اما تلخ، هرگز.»
✅@jamemodern
وقتی با یک نفر بحث میکنید، یک فاکتور وجود دارد که میتواند رابطه شما را نابود و یا عمیقتر کند، و آن فاکتور ادب است...
✅@jamemodern
گفتی: بیا
گفتم: کجا؟
گفتی: میان جان ما...
#مولانا_ی_جان🌹
➖➖➖➖🍀
#موسیقی
شبتون آروم ....
✅ @jamemodern
جهان را دائما این رسم و این آیین نمیماند
اگر چندی چنین ماندست، بیش از این نمیماند
به چندین سال عمر، این نکته را هر سال سنجیدی
که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمیماند...
#میرزاده_عشقی
➖➖➖➖🍀
شب خوش ...🌺
✅ @jamemodern
باخته و برنده مون هیچ ،
تنها آغوش تو مونده
غیر از اون هیچ.....
➖➖➖➖❤️
#موسیقی_احساس
✅ @jamemodern
پناه می برم
به خلاصه ی دنیا ،
آغوشت ...!
➖➖➖➖🍀
آرامش شب نصیبتون ...
✅ @jamemodern
«هرگز با ابلهان بحث نکنید. آنها شما را تا سطح خود پایین میکشند و با تجربهای که دارند، همانجا کارتان را یکسره میکنند»
- مارک تواین
✅@jamemodern
وطن کجاست؟
امروز روز خوبی داشتم؛ برگی از شاهکار استاد پاپلی یزدی، شازده حمام، را خواندم؛ تکان دهنده است:
"ذره ذره ی خاک وطن ماجرا دارد،
کاش حفظ وطن برای آزادی و با آزادی بود،
آدم وطن را برای فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه و قلدرها و ظالمها حفظ کند که چه بشود؟
وطن بدون آزادی و عدالت، قفس و زندان است.
قفسی در دست دیکتاتورها...
ما مردم هنوز توان و قدرت معامله با دیکتاتورها را نداریم.
هربار که وطن در خطر است، آن را حفظ میکنیم، اما نمیتوانیم به حُکّام بقبولانیم ما برای حفظ وطن پشت شما هستیم، به شرط آزادی و عدالت برای ما، و محدودیت قدرت برای شما...
ما هربار عملهی ظلم شدهایم."
پاپلی با این پارگراف دست روی یکی از کهنترین و عمیق ترین دردهای تاریخ سیاسی گذاشته است: شکاف میان دوگانه امنیت/استقلال، در برابر آزادی/عدالت. او به درستی اشاره می کند که وطن صرفا جغرافیای محصور با مرزهای قراردادی نیست؛ وطن چنان چه با عدالت پیوند نخورد، قفسی بزرگ است و به درد لای جرز هم نمی خورد. این که مردم در بزنگاه های تاریخی مانند جنگها، از خاک دفاع کنند ولی بهنگام صلح مزد این فداکاری را با استبداد بگیرند، مصداق همان گزاره تلخ "عمله ظلمه شدن" است.
راستش میهن بدون آزادی، شوم تر از غربت است. فرخی یزدی دهه ها پیش، مهر تایید بر گزاره پاپلی یزدی زده است:
آن زمان که بنهادم، سر به پای آزادی
دست خود زجان شستم، از برای آزادی
در محیط توفان زا، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد، با خدای آزادی
همه دردمندان جهان از دهه ها وسده ها وبلکه هزاران سال پیش چنین دغدغه ای داشته اند. ببینید ویکتور هوگو چقدر ساده و روشن می گوید:
وطن آنجایی نیست که در آن زاده شده ای، وطن آنجایی است که در آن همه تلاش هایت برای آزادی به ثمر می نشیند
برتولت برشت نیز با استعاره ای وهم انگیز، گزاره ویکتور هوگو را به زبانی آتشین تر تکرار می کند:
آنان که از بالای سفره فرمان می دهند، از ما می خواهند که برای خاک بجنگیم، ولی خودشان نانی را که بر سفره داریم، غارت می کنند.
بیش از ۲۰۰۰ سال پیش سیسرو، پدر حقوق گفت: هر جا که آزادی باشد، آنجا میهن است.
حتی محمود درویش که همه عمرش را صرف وطن کرد و در سرتاسر زندگی و اشعارش میهن موج می زند، در استعاره ای خردکننده می گوید: وطن برای من آنجایی نیست که شناسنامه دارم؛ وطن برای من آنجایی است که در آن نانی بخورم که با ذلت آمیخته نباشد و سخنی بگویم که از ترس لکنت نگیرد.
گزاره پاپلی یزدی بر آن است که دفاع از مرزها در برابر بیگانه مسئولیتی ملی است, ولی اگر این دفاع منجر به تثبیت استبداد داخلی شود ، ملت در چرخه باطل گرفتار خواهند شد. یعنی استقلال(نبود بیگانه)، بدون آزادی(حاکمیت قانون و مردم)، تنها تغییر نام زندانبان است.
به قول پابلو نرودا: من کشورم را با تمام رودها و کوههایش می خواهم، ولی نه برای آن که در آن مجسمه و پرتره دیکتاتورها در خیابان هایش قد بکشد. من وطنی می خواهمکه در آن ، نان و بوسه بین همگانتقسیم شود.
حیفم امد این یادداشت را با صائب تبریزی ختم نکنم. ان جا که همه این سخنان را در بیتی خلاصه کرده است:
در هر کجا که پای سبک سیر، ماند ماند
هر جا که حق به دست تو افتاد، میهن است.
✅@jamemodern