سلام به همه دوستان و همولایتی های عزیز منتظر انتقادات و پیشنهاد و عکسها و مطالب شما سروران گرانقدر میباشیم. آیدی این حقیر @G_Rezaei00
مضرات استفاده از کود دامی نپوسیده
همیشه به پوساندن کود دامی به روش اصولی توصیهشده است. حتی گفته میشود که درصورتیکه کود دامی پوسیده نشده است از آن استفاده نشود. در کود دامی نپوسیده بذر انواع علف هرز وجود دارد و اگر فقط یک درصد این بذرها سبز شوند مشکل بزرگی ایجاد خواهند کرد.
از طرف دیگر کود دامی که بهطور اصولی پوسیده نشده باشد دارای اسپور قارچ فراوان است و میتواند انواع بیماریهای قارچی را در گیاهان ایجاد کند. همچنین تخم حشرات و آفات موجود در کود دامی نپوسیده وارد زمین کشاورزی شده و به کشت و کار حمله میکنند.
کود دامی نپوسیده بعد از استفاده در باغ قطعاً شروع به تخمیر میکند و درنتیجهی این تخمیر گاز آمونیاک تولیدشده که از جذب بسیاری از عناصر از طریق ریشه جلوگیری خواهد کرد. علاوه بر آن در فرایند پوسیدن کود، میکروارگانیسمها برای فعالیت نیاز به نیتروژن دارند که برای جذب آن با گیاهان رقابت خواهند کرد؛ بنابراین ممکن است شاهد کمبود شدید نیتروژن در گیاهان باشیم.
#کشاورزی...
@jartode
۞﴾ ﷽ ﴿۞
#هرشب_یک_داستان...
📜 روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران #بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!
🤲 از نعمتها و داشتههایی که خداوند به شما ارزانی داشته لذت ببرید و شکر گذار تمام نعمات خداوند متعال باشید.
شبتون پراز آرامش و مهربانی...🌖😍
✾࿐ᭂ༅•❥ @jartode ❥•༅ᭂ࿐✾
نگاهی به شخصیت " #گل_محمد" قهرمان مشهور رمان "کلیدر" دولت آبادی
#گل_ممد_از_رمان_کلیدر
شايد بسياري از ما، ”گلمحمد” را از رمان عظيم “كليدر“ محمود دولتآبادي بشناسيم؛ ولي او واقعا قهرمان شهر #سبزوار است و در ميان ادبيات عاميانهي مردم اين ديار جايگاه ويژهاي دارد.از شما اعضاء گرامی کانال روستای جرتوده درخواست دارم حتما این رمان رو دنبال کنید🙏
#رمان_کلیدر🌹🌹🌹👇👇👇
پاری ئەوله(قسمت اول)....
#مارال دختر جوانی از عشایر کُردِ ساکن خراسان به شهر ( #سبزوار) میآید تا پدرش عبدوس و نامزدش دلاور را که به جرم شرکت در قتل زندانی هستند، ملاقات کند. مارال و مادرش در طول یک سالی که این دو در زندان بودهاند، بر اثر خشکسالی زندگی دشواری را گذراندهاند. مادر بعد از بیماری سختی مرده است و مارال که تنها مانده است، تصمیم گرفته پیش عمهاش بلقیس همسر کلمیشی به کلاته سوزنده برود. خانوار کلمیشی مثل بیشتر ایلیاتیهای آن سامان بین منطقه کلیدر و قلعهها و کلاتههای پراکنده آن نواحی بر حسب فصل، در رفت و آمدند.
#مارال درخانواده عمه به خوبی پذیرفته میشود و روز بعد برای درو کردن کشتگاه کوچک خانواده با آنها همراه میشود. همان روز گل محمد (پسر بلقیس) با دایی خود مدیار و چند تن دیگر از اعضای خانواده همراه میشود تا صوقی خواهرزاده حاج حسین چارگوشلی را که مدیار عاشق اوست، از خانه حاج حسین بدزدند. صوقی نامزد نادعلی پسر حاج حسین است. در این ماجرا مدیار و حاج حسین چارگوشلی کشته میشود. در غیبت مردان خانواده، شیرو (دختر جوان بلقیس) طبق قراری که با ماهدرویش –جوانی که هرسال برای روضهخوانی و شمایلگردانی به سیاه چادرها میآید- دارد، فرار میکند. وقتی گلمحمد به سوزنده برمیگردد برای پیدا کردن شیرو تا نیشابور میرود و در آنجا باخبر میشود که آن دو باهم ازدواج کردهاند و به قلعه چمن رفتهاند.
خانواده بعد از درو کردن کشت دیم کمحاصل خود در سوزنده به چادرها برمیگردند و وقتی با بیماری گوسفندها روبرو میشوند، گلمحمد برای گرفتن کمک از ادارههای دولتی به #سبزوار میرود
، اما هیچ ادارهای به او توجهی نمیکند و او خسته و ناامید به چادرها برمیگردد و ناچار میشود از بابقلی بندار مباشر ارباب آلاجاقی که در قلعهچمن دکانی دارد، قرضی بگیرد.🌻
ماهدرویش و شیرو در قلعه چمن برای گذران زندگی به خدمت بابقلی بندار درمیآیند. شیرو در کارگاهی که بابقلی بندار در زیرزمین خانه خود دایر کرده، همراه با موسی و عدهای از بچههای قلعه، قالیبافی میکند. نادعلی برای یافتن نشانهای از قاتل پدر خود سیاهچادرها و قلعههای اطراف را زیر پا میگذارد، اما بینتیجه برمیگردد. گورکن قلعه برکشاهی به سراغش میآید تا به ازای روغن و گندمی که از او میگیرد، گور مدیار را که در شب حادثه پنهانی در گورستان قلعه برکشاهی دفن شده، به او نشان بدهد تا نادعلی بتواند با نبش قبر او، ردی از #قاتل_پدر خود به دست آورد اما منظره فجیعی که نادعلی در گور میبیند، بر اعصاب او اثر میگذارد و نادعلی سلامت روح خود را از دست میدهد.
با فرارسیدن فصل پاییز خانواده #کلمیشی به قشلاق میروند. بر اثر مرگ و میر احشام و تنگدستی، #گل_محمد و #بیگمحمد (برادر کوچکتر) ناچار به هیزمکشی میروند. مارال که خود را در آن موقعیت سربار خانواده میبیند، پیشنهاد میدهد که گلمحمد را در این کار کمک کند. گلمحمد که از اولین دیدار به مارال دلبسته است، با آنکه زنی به نام زیور دارد، مارال را به زنی میگیرد. گلمحمد در یکی از سفرهایی که برای فروش هیزم به شهر رفته است، با ستار جوان پینهدوزی آشنا میشود که گاه گاه برای کار به میان ایلات و به دهات اطراف میآید.
📍📍در غروب شبی برفی، #دو_امنیه برای گرفتن مالیات به چادر کلمیشیها میآیند، اما در وضعیت بدی که خشکسالی و مرگ و میر گوسفندها پیش آورده، امکانی برای پرداخت مالیات نیست. امنیهها خیال دارند گلمحمد را با خود به شهر ببرند. گلمحمد و #خان_عمو (برادر کلمیشی) آن دو را میکشند و جسدهاشان را از بین میبرند. چندماه بعد وقتی که کلمیشیها دارند خود را برای کوچ به طرف کلیدر آماده میکنند، از آمدن چند امنیه به میان سیاهچادرها باخبر میشوند. گلمحمد و خانعمو چادرها را ترک میکنند و به بیابانهای اطراف میگریزند.
📜📜ادامه دارد...
@jartode
مسابقه اطلاعات عمومی در گروه بحث وطنم جرتوده...
هرشب ساعت ۱۰:۰۰
/channel/jartodeh
#اطلاعیه...
ضمن عرض تسلیت به خانواده عزیز و محترم رعنایی 🖤🖤
به اطلاع همه شماهمراهان گرامی میرسانیم مراسم تشییع و خاکسپاری شادروان #محمد_رعنایی (فرزند عزیز آقای اسکندر رعنایی))
ساعت ۱۰:۰۰ صبح فردا ، پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۲
از محل باغ بهشت قوچان به سمت امامزاده اسماعیل روستای جرتوده برگزار میگردد.
بعداز برگزاری مراسم خاکسپاری ،به همین مناسبت مجلس ختمی در محل مسجد روستای قلعه تپه برگزار میگردد.
حضور شما عزیزان در این مراسم باعث شادی روح آن مرحوم و تسلی دل غمگین خانواده آن عزیز خواهد شد.
روحش شاد و یادش گرامی 🌹🌹
@jartode
🖤🖤انالله و اناالیه الراجعون🖤🖤
باکمال تاسف وتاثر لحظاتی پیش متوجه شدیم
آقای محمد رعنایی (فرزند گرامی آقای اسکندر رعنایی) به رحمت خدا رفته است...
مراسم تشییع و خاکسپاری در اسرع وقت اطلاع رسانی خواهد شد.
روحش شاد و یادش گرامی...🌹🌹🌹
@jartode
انسان بودن بزرگ ترین لطفی است که یک آدم میتواند به کل بشریت بکند!
"انسان بودن یعنی انسان بودن!"
دلی را نرنجان..
قلبی را نشکن..
جایی که باید سکوت کنی سکوت کن.. وقتی میتوانی گره ای باز کنی،بازکن.. عشق را بیاموز..
نفرت را اول از خود و بعد از اطرافت دور کن..
کینه نماند در دلت..
کینه نزار بر دلی..
یا راست بگو.. یا نگو..
قضاوت ممنوع..
تمسخر بس است!
غرور تمام! ..
درک کن آدم هارا..
زیبا ببین..
لبخند فراموش نشود! ..
تو میتوانی یک آدم را با سلاح بکشی!نکش! تو میتوانی یک آدم را با زبانت بکشی!نکش! .. ببخش
قبول کنیم که انسان بودن سخت است!
ولی سختیش لذت بخش است.
🌺 #کانال_رسمی_روستا_جرتوده...🌺
🌺@jartode
تا قبل از اینکه برم سربازی فکر میکردم دو ساعت خیلی کمه
اما وقتی رفتم رو برجک دو ساعت وایسادم
فهمیدم دو ساعت هم خودش یه عمره
«به سلامتی همه سربازا»
-----------------------------------------------
@jartode
بارش شدید باران هم اکنون در روستای جرتوده....🌩️🌧️🌧️
🎥آقا عبدالله رجبی 🙏🙏
#تلنگر...
شخصی در ڪاباره میمیرد
و شخصی دیگر در مسجد
شاید اولی برای نصیحت داخل رفته بود
و دومی برای دزدیدن ڪفشها...!!!
انسانها را به میل خود قضاوت نڪنیم..
@jartode
مسعود اسدیان مقدم ...
یگان امداد_گروهان گشت انتظامی ،آزادی
🧃" آب لبو" باعث میشود که مغز پیر نشود و هیچوقت کسی سکته مغزی نکند !
آب لبو همچنین نوشیدنی است برای تصفیه کبد، درمان کبد چرب، پیشگیری از آلزایمر و تقویت حافظه...
❤️ @jartode
عکسی تازه رویت شده از سردار کورد کورمانج گل محمد کلمیشی که چندین سال با نظام پهلوی در شمال خوراسان مقابله کرد...
🌺✅
@jartode
هەنگ ، خان کلمیشی
#دنگبژ ،حجت_محبوب🎤
🌷🌺🌷 #کانال_روستا_جرتوده...
@jartode
#اطلاعیه...
ضمن عرض تسلیت مجدد به خانواده محترم رعنایی مقدم...
به اطلاع همه شما مردم عزیز و قدرشناس میرسانیم ؛به مناسبت سومین روز درگذشت شادروان #محمد_رعنایی_مقدم مراسم ختمی فردا جمعه مورخه ۱۴۰۲/۰۹/۰۳ از ساعت ۱۴:۰۰ الی ۱۶:۰۰ در محل مسجد روستای قلعه تپه منعقد میگردد...
جهت شادی روح عزیز تازه گذشته ،شادروان #محمد_رعنایی_مقدم بخوانید فاتحه ای با ذکر صلوات برمحمد و آل محمد(ص)...🌹🌹
@jartode
"ساز و آواز دشتی"
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
آواز: #دلکش
ویولن: #پرویز_یاحقی
شعر: #شهریار
شادی روح عزیز تازه گذشته ، شادروان #محمد_رعنایی_مقدم...🖤🖤
🌸
@jartode
#موزیک_شبانه...
حجت محبوب... 🎙
لورک.. 🎼
🌺شبتون بخیر و در پناه خدا...🎆🎇
@jartode
اگ تو مسیرتون از کنار پادگان ردمیشید
برای سربازایی ک تو برجک دارن پست میدن بوق بزنید و دست تکون بدید،شاید ساده ب نظر بیاد ولی برای اونها ک دور از خانواده،عشق وشهرشون هستن ی دلگرمیه....
سلامتی هرچی سربازه👍❤️❤️❤️
هر روز صبح که چشم میگشایی
یعنی هنوز باید نقشت را در این صحنه شگفت زندگی بازی کنی.
و هر روز جدید، آغازی جدید است...
🌞صبح ۳۰ آبان بخیر...🌻
---------------------------------------------
🎼 باران
🎤 محسن میرزازاده
#کانال_رسمی_روستا_جرتوده...
🌸🍃@jartode
۵٠ سال پيش از علامه طباطبايی پرسیدند: چطور ما مسلمانان نماز میخوانيم ولی بارانش در غرب و سرزمینهای اروپایی میبارد؟!
علامه طباطبایی فرمود: با توجه به آيۀ [وَلَو اَنَّ اَهل القُری] آنچه موجب نزول باران و رحمت می شود «رعايت حقوق شهروندان» است نه رعایت حقوق الهی ! که این حقوق نیز در غـرب و اروپـا بهتر و بيشتر از سرزمینهای ما رعايت ميشود...
@jartode
#طنز_کورمانجی...
سربازی 👮😁😂😂
کاری از "حسو"
شاد باشید...😂😂😂
@jartode