-
تماس با ادمین : Www.telegram.me/Amenehahangar
به بلندای تو می اندیشم
که افق تا به افق در نگهم پیدایی
این چنین گشته دلم در پی تو شیدایی
به تو می اندیشم
تو که در قطره ی بارانی و چون دریایی
تو که در سنگ بیابانی و چون صحرایی
به تو می اندیشم
وقت باریدن اشک روی پهنای غرور
خالی از من شدن و پر از حس بلور
به تو می اندیشم
من زلال از غم دیروز و نگاه فردا
ساکن لحظه ی امروز، به بال رویا
به تو می اندیشم
نفسم وعده ی دیدار تو در روز سلام
دل دیوانه شد از شوق ملاقات تو رام
به تو می اندیشم
به بلندای تو می اندیشم
(آمنه آهنگر )
@jashnhozur
این که در دوران بچگی شما چه اتفاقی افتاده، قرار نیست تمام زندگیتان را از بین ببرد.
شما در آن زمان کودک بودید و نمیتوانستید از خودتان در مقابل مسائل و موضوعات پیش آمده، مراقبت و حفاظت کنید.
به خودتان نگاه کنید. شما بزرگ شده اید، جوان و یا میانسال، مهم این است بدانید الان، همین لحظه قادر هستید در شرایط مشابه، از خودتان مراقبت کنید.
قرار نیست چیزهایی که سالهاست شما را آزار میداده، بتواند باز هم شما را آزار دهد.
چون اراده ی شما فوق همه ی آنهاست.
شما تغییر می کنید و آن موضوعات اثربخشی خود را از دست می دهند.
(آمنه آهنگر )
@jashnhozur
بشر عمری فریاد آزادی سر می دهد، غافل از این که در بند زندان خویش است و خود، شکنجه گر خویش.
زمانی که از ذهن خودآزارگر خویش رها شده و با خود همدلی کند و با شفقت با خود رفتار کند، به آزادی حقیقی رسیده است.
(آمنه آهنگر )
@jashnhozur
خودشناسی، فرآیند پیچیده ای نیست.
کافی است، دروغ هایی که به خود می گوییم، شناسایی کنیم و دست فریب هایی که به خود می زنیم را رو کنیم.
آن گاه خواهیم دید که خود را میشناختیم.
این "خود" بود که غریب افتاده بود، اما غریبانه حضور داشت.
"خود" را باید مشاهده کرد، بدون تعصب و بدون قضاوت.
خواهی دید خود را می شناختی.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
غذایی که چند سال پیش میل کردید، به یاد نمی آورید.
مگر در اثر خوردن آن، مسموم شده باشید یا حس بسیار خوبی را در هنگام خوردن آن تجربه کرده باشید.
برای شما غذا واقعیتی است که مهم نیست این احساس همراه آن است که مهم است.
فاصله ی بین انسان و واقعیت، عواطف اوست.
(آمنه آهنگر )
@jashnhozur
جهان تصویر درون شماست.
نه تصور شما..
تصویر درون شما با تصور شما چقدر فرق دارد؟
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
اگر به موقع خود را به محضر عشق نثار نکنیم و به موجب عشق، برای زیبایی و پاکی و کمک به هم نوع خود فدا نکنیم، در جایی دیگر مجبوریم به پلیدی جان خود را تقدیم کنیم و قربانی حسادت و طمع و ...شویم.
اگر نتوانیم آن قدر آگاه باشیم که خیری برسانیم در لحظاتی که مادر زمین برای ما فراهم میکند مجبوریم توسط پلیدی بلعیده شویم.
بغض و کینه و انتقام از خود و دیگران چنان ما را می بلعد که حتی توان و زمان ابراز یک دوستت دارم را هم از ما میگیرد.
اکنون زمان، کمک و همدلی و همراهی است. اما در همین زمان
محصولات تقلبی ضدعفونی کننده، احتکار و بی اهمیت جلوه دادن واقعیت را هم می بینیم.
فرصت ها همیشه کنار مرگ ها هست. تا کدام را در یابیم.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
اگر در شرایط بحران و یا غیر بحران، هر کسی فقط سهم خودش را انجام دهد، نیازی نیست کسی پیدا شود و کار فوق العاده ای انجام شود.
انجام سهم خودتان یعنی وفاداری به اصالت خویشتن خودتان.
سهم خود را از هر نیکی انجام دهیم.
کافیست.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست.
زمانی که چیزی را می پذیری بدون قضاوت و تعصب، فرصت پیدا میکنی خیلی خوب و به دور از هر سوگیری آن چیز را مشاهده کنی.
سپس خواهی توانست بهترین بهره برداری را از آن بکنی.
پذیرش، رمز بقاست.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
آن قدر مرگبر...گفته شد که مرگ کشور را در بر گرفت.
آن قدر دروغ و سیاهی و زشتی متجلی شد که در سیاهی غرق شدیم.
آن قدر مخدر و دود و...رواج یافت که در توهم فنا شدیم.
آن قدر فقط پول و شهرت و قدرت ملاک شد که انسانیت مدفون شد....
بر هر چه متمرکز شویم، همان را تجربه خواهیم کرد...
تا بعد از این مگر آگاهی فراگیر شود و بیداری اتفاق بیفتد.
درد آگاهی را به جان بخریم و بهایش را بدهیم
تا مگر این خواب زمستانی تمام شود و بهار اتفاق بیفتد.
بهار ایران، فقط در زیر نور آگاهی خواهد بود..
@jashnhozur
اگر از پس مرگ، زنده شدنی دوباره است،
بهتر است در عشق بمیریم تا از عشق زنده شویم.
و اگر پس از مرگ، تا ابد در مرگ بودن است،
چه خوش است در عشق بمیریم و تا ابد در عشق مرده باشیم.
(آ.آ)
@jashnhozur
گذشته ات را مرور کن، حرفی نیست...اما از این مرور، عبور کن...
عبور نکنی، مردابی میشود بدبو....که بوی تعفن نخواهد گذاشت حتی دفنش کنی..
عبور کن از مرور های مکرر ..
(آ.آ)
@jashnhozur
این روزها زیاد میشنویم، هرکاری میکنی بکن که حالت خوب باشه..
خوبه..
خودمون کمک کنیم حالمون خوب باشه ولی حواسمون باشه کدوم قسمت از وجودمون در حال خوراک گرفتن و تغذیه کردن هست.
ترس هامون ، خودشیفتگی امون،
خودِ سلطه جو و یا خودِ ترحم طلب.
کنترلگر بودن، وسواس هامون، بدبینی ها و شک هامون، توقعاتمون و یا تایید گرفتن هامون، توجه طلبی و یا سرزنش خواهی...
ما داریم کدام قسمت روانمان را تغذیه میکنیم .
درمان میکنیم که حالمون خوب شده یا نیاز قسمتهای بیمار را ارضا میکنیم.
هر حال خوب سطحی ، حال خوب نیست.
(آ.آ)
@jashnhozur
در رواندرمانی و زندگی ما با دو مرگ روبه روییم: مرگ جسمانی و مرگ توهماتمان. برای زیستن در حقیقت، باید پیش از مردن بمیریم. یعنی ما باید مرگ انکارهایمان و فروافتادن نقابهایمان را، تصویرهایی که از دیگران میخواهیم آنها را تحسین و تقویت کنند، تجربه کنیم.
آنگاه درمانگر و درمانجو مراسم تشییع آن خود دروغین - تصویری که از خود داریم و از دیگران می خواهیم آن را ببینند-را برگزار میکنند.در همان حال که ما برای مرگ تصویری که از خود داریم سوگواری می کنیم، انکار و توهماتمان از بین می روند. آنگاه، ما خود واقعی مان را میشناسیم، خودی که همیشه در پس دروغهای ما نهان مانده بود.
دروغهایی که به خود میگوییم
جان فردریکسون
@jashnhozur
همان زمانی که دلسرد میشوی،
همان زمانی که شور و شوق دوست داشتن فروکش کرده،
همان زمانی که میبینی نه شاهزاده ای سوار بر اسب بوده و نه زیبا رویی در کنار،
همان جایی که کوهی از مشکلات در مقابل کاهی از دوست داشتن قدبرافراشته ،
همان زمان و همان جا ، نقطه ی شروع یک رابطه ی سالم و پایدار است.
وقتی تو واقعیت ها را ببینی و اراده کنی بسازی.
خوب میدانی چطور کوه را کاه کنی و کاه را کوه.
میدانم.
(آ.آ)
@jashnhozur
فاصله ی بین خواستن و اراده را تنها یک چیز پر می کند.
همانی باشی که در مورد خودت احساس میکنی.
باش !!!
تا بتوانی آن چه را می خواهی، به انجام برسانی.
(آمنه آهنگر )
@jashnhozur
دست از بررسی کردن دیگران برداریم.
هر چقدر دیگران را ببینیم، تکثّر خود را دیده ایم.
در کثرت، زجر است.
دردی که فزاینده است و ما را فرسایش میدهد.
نگاهمان را از دیگران برداریم.
خواهیم دید، دیدنی ترین، دیدنی، خودِ ماییم.
وحدت در خود، شرط رشد و آرامش است.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
هر زمان که از درد های زندگی فرار کنیم، خود را در دامان رنج زندگی قرار خواهیم داد.
مواجه شدن با واقعیت، دردی دارد که اگر تاب بیاوریم، رشد میکنیم.
فرار از واقعیت ما را در سیاه چاله ی رنج، سرگردان می کند.
کدام را انتخاب می کنید؟؟
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
آیا شما از جمله زنانی هستید که بعد از تمام شدن مشاجرات، متوجه می شوید، می توانستید چه بگویید و یا چطور رفتار کنید؟
تشویق و درخواست کردن از دختر بچه ها، برای
نادیده گرفتن دعواها و مشاجرات،دخالت نکردن، صلح طلبی به هر قیمتی و تاب آوردن در هر شرایطی تا زمانی که مشکلات حل شوند و همه چیز آرام شود،
آسیبی در روان آن ها پدید می آورد که باعث می شود آن ها به زنانی تبدیل شوند که در هنگام خشم بر اساس احساس خشم عمل نکنند.
یا خیلی زود واکنش می دهند و یا خیلی دیر.
گاهی ساعت ها یا حتی ماه ها بعد متوجه می شوند و تشخیص می دهند باید در آن زمان چه می کردند یا می توانستند چه بگویند.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
آن قدر دل، خالی شده از دل گرفتگی
گویی سیاهچاله ی عشق است زندگی
دیوانه ای بر لب این چاله می نشست
با خنده می گریست به آداب سادگی
گفتم که خنده از این شهر گم شده
اشک است آب چاله ی لبخند و لودگی
دستی به مهر به گونه ی خیسم کشید و گفت
آرام گریه کن که نفهمند تفتگی
اینجا همه فدای "من" و "من" فدای "من"
تنها خودند یار خود و یار مُزدگی
آری فراموش شده رسم مهر و عشق
آزادگی مرده در این شهرِ بردگی
این عاقلانِ مدعیِ سخت کوش را
بگذار، بیا بر لبِ این چاه بندگی
(آمنه آهنگر)
ما نیز جزئی ازطبیعتیم.
مانند طبیعت، زمانی شکوفا و سرمستیم و پر از شور بهار.
زمانی مانند تابستان، پر از گرما و ثمر و زندگی هستیم.
گاهی چون پاییز باید ترک کنیم هر آنچه طبیعت به ما هدیه کرده بود و دوباره به دامان طبیعت تقدیم کنیم.
و سپس زمستانی که در رکود و سرمایش تاب بیاوریم و خم نشویم تا بتوانیم جشن بهار را نظاره گر باشیم.
شکر و سپاس زندگی را.
که پاداش زندگی، خود زندگی است.
و زمستان این روزها به یمن بهار طبیعت، بهاری باد.
سال نو مبارک .
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
عجب درس بزرگی دارند این ویروس ها برای ما انسان ها.
آنها مداوم تغییر ژنتیکی میدهند و تغییر میکنند. طبق الگوهای قدیمی عمل نمیکنند.
روش های خود را ارتقا میدهند و به این ترتیب، پیش بینی ناپذیرند.
این همه انسان دانشمند، درگیر یک ویروس میکروسکوپی و غیرزنده است چون در هر بار نسخه ای جدید ارائه میدهد.
و اما ما، از اول تا آخر یک سری خط قرمز داریم که اگر کسی از آنها عبور کرد، دیگر ...
پس پیش بینی پذیر و شکست پذیر می شویم.
ما از الگوهای آبا و اجدادی خطور نخواهیم کرد.
یک چیز وقتی رسم شد گویا بایدی واجب است.
چیزی که از نظر ما درست است گویا قرار است همیشه درست باشد.
و ....
ما به همه چیز عادت میکنیم، تغییر و تجربه های ناشناخته لزومی ندارد.
همین امر ما را در دسترس ترین موجودات می کند. عاملی که شکست برایش حتمی است.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
با عادی جلوه دادن شرایط و اهمیت ندادن به آن چه واقعیت است اضطراب شما در مورد واقعیت موجود کاهش می یابد.
کاربرد مکانیسم دفاعی انکار برای دیده نشدن واقعیت است.
وقتی بدون توجه به سرعت شیوع بیماری و وظیفه ای که هر کدام از ما در مقابل این مشکل داریم به کارهای همیشگی میپردازیم یا میخواهیم شرایط را خیلی معمولی جلوه دهیم از مکانیسم انکار استفاده کرده ایم.
بپذیریم شرایط عادی نیست و واقعیت موجود را ببینیم و مسئولیت رفتارمان را قبول کنیم در حالی که خونسردی خود را حفظ میکنیم و اضطراب خود را میبینیم.
انکار، ندیدن واقعیت است برای کاهش اضطراب.
(آمنه آهنگر)
@jashnhozur
خاموش شو تا کوه شود شعله ی کاهت
بیدار شو تا سرخ شود زردی آهت
دلسرد شوی، برف شود آب وجودت
تا برف شوی، اشک شود سردِ نگاهت
شاید نرود راه به سر منزل مقصود
دل رفته به آن رویِ چو ماه ته چاهت
(آ.آ)
@jashnhozur
می خواهی خاص باشی؟؟
بدون خودت نمی شود. بدون دیگران نیز نمی شود. خاص بودن با کثرت امکان پذیر نیست. باید به اتحاد با خود و دیگران برسی. از درون خودت و سپس از درون دیگران بگذر. تا وقتی که قضاوت تو در مورد جسم افراد است، در کثرت به سر میبری. روح افراد را ببین و دریاب. چه رها خواهی شد و رفتارت و نگاهت چه خاص!!! این خاص بودن حاصل سفر تو از کثرت به وحدت است. اتحاد با همه ی هستی.
(آمنه.آهنگر)
@jashnhozur
باید بریزند این برگهایی که روزی شوقی بسیار برای جوانه زدنشان داشته ایم.
گذشتن و پشت سر گذاشتن در زمان و مکان درست، رمز فرارسیدن بهاری دیگر است.
(آ.آ)
@jashnhozur
اگر خیلی باهوش و تیز بین و ریز بین و واقع نگر و ....باشید و بتوانید زمان حال را خوب بفهمید و بدانید احتمالا میتوانید زمان آینده را پیش بینی کنید.
شما همه ی اینها هستید؟؟؟!!!
شاید...
اما نکته در این هست که شما نمیتوانید زمان حال را به صورت کامل بدانید ..
هر لحظه وجود شما بر زمان حال تاثیری میگذارد و آن را تغییر میدهد.
نگاهتان آن چه را میبیند عوض خواهد کرد.
مگر شما حذف شوید.
(آ.آ)
@jashnhozur
وقتی چیزی مرا رنج میداد،
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم،
خودم در موردش فکر میکردم،
به نتیجه میرسیدم
و به تنهایی عمل میکردم.
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه...
بلکه فکر میکردم که انسان ها در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات بدهند...
هاروکی موراکامی
@jashnhozur
تا زمانی که فقر درونی را تجربه نکرده ایم، شایسته ی دانستن نیستیم.
علم واقعی، علمی است که این فقر را بیشتر به ما بنمایاند.
اگر بطور صحیح در راه خواندن و کسب علم پیش برویم، به فقر نزدیک تر میشویم و هر چه به فقر و درک آن نزدیک تر شویم، به گنج آگاهی درون نزدیک تر خواهیم شد.
این گنج در درک عمیق فقر، نهفته است.
(آ.آ)
@jashnhozur
نیچه از شدت خودآگاهیاش در رنج بود. این اتفاقی است که برای همهء نابهنگامان میافتد، کسانی که برای زمان خود ساخته نشدهاند و هم عصرانشان آنها را درک نمیکنند.
کارل_گوستاو_یونگ
@jashnhozur