899
#بیندیش نگاهی عمیق به مفاهیم و موضوعات علوم انسانی با عینک روانشناسی و فلسفه! پشتیبانی: @Jenas_support تالار گفتگو: https://t.me/+A5DdUFNB0Uk0ZmU0
آشنایی با حقوق متهم در هنگام بازداشت
✅ قبل از دستگیری احتمالی در جریان تظاهرات و اعتراضات روزهای اخیر، بهتر است از حقوق قانونی متهمان و بازداشتشدگان آگاه شوید و از آن استفاده کنید. موارد زیر حقوق متهم طبق نص صریح قانون است که معمولا در جریان دستگیریهای فلهای و در بازداشتگاهها رعایت نمیشود اما آگاهی از آن کمکتان میکند در جریان بازجویی و بازداشت تسلط بیشتری بر شرایط داشته باشید و دست بازجوها برای تهدید و ترساندنتان بستهتر باشد.
✅ تفهیم اتهام: باید بلافاصله پس از بازداشت و طی ۲۴ ساعت باید به صورت کتبی تفهیم اتهام شوید، یعنی به شما گفته شود که به چه اتهامی دستگیر و بازداشت شدهاید تا بتوانید از خودتان دفاع کنید. باید بدانید حتی متهمانی که در صحنه جرم، به عنوان مثال موقع دزدی، دستگیر میشوند باید به صورت کتبی مورد تفهیم اتهام قرار بگیرند. سعی کنید تا حد امکان هیچ اتهامی را قبول نکنید و در برگه تفهیم اتهام بنویسید که اتهام وارده را قبول ندارید و نمیپذیرید.
اگر تا ۴۸ساعت بعد از دستگیری تفهیم اتهام نشدید، خودتان به صورت جدی پیگیر شوید. به بازجو بگویید که تفهیم اتهام نشدهاید. مسلما با توجه به شرایط دستگیری، و تهدید و ضربوشتم احتمالی کار چندان آسانی نیست. اما آگاه باشید که این حق قانونی را دارید که پیش از پاسخگویی به هر سوالی باید ابتدا تفهیم اتهام شوید.
✅ حق اطلاع دادن به خانواده و ملاقات: شما حق دارید که بلافاصله پس از بازداشت، خانوادهتان را نسبت به دستگیری و محل نگهداریتان مطلع کنید. ملاقات با خانواده از حقوق قانونی شماست که میتوانید درخواست کنید، هرچند به آن پاسخی داده نشود.
✅ رعايت حرمت و كرامت متهم: نگهداری دستگیرشدگان و متهمان در سلول انفرادی و تحقيق و بازجويی در شرايط فشار و غيرعادی مثل بازجویی با چشمبند يا دست وپای بسته، و بازجويی در شب آن هم برای مدت طولانی به نحوی كه مانع خواب متهم شود، خلاف مقررات است. هرچند اکثریت کسانی که تجربه بازداشت دارند، میدانند که این مقررات در بازداشتگاهها رعایت نمیشود و بازجوییهای طولانی با چشمبند، و نگهداری متهمان در سلول انفرادی یکی از روشهای بازجویان برای درهم شکستن مقاومت متهمان است. با این وجود، آگاهی و پافشاری بر حقوقتان باعث میشود بازجوها در برخورد با شما کمی محتاطتر باشند.
✅ حقِ سكوت: به عنوان متهم حق دارید به سوالهایی كه در بازجويی يا بازپرسی و يا دادگاه از شما پرسیده میشود، جواب ندهید. البته سکوت کردن در بازجویی و پاسخ ندادن به سوالات اصلا کار راحتی نیست و حتی گاهی با توجه به حجم فشارهایی که توسط بازجو وارد میشود، غیرممکن به نظر میرسد. مرجع قضايی هم حق ندارد متهم را وادار به پاسخگویی كند، بلكه مكلف است سكوت متهم را در صورتجلسه مکتوب كند.
توجه کنید که سوالها باید در چارچوب اتهاماتتان باشد و بازجو نمیتواند سوالات القایی و تلقینی از شما بپرسد. برای مثال از متهمی كه منکر حضور در اعتراضات است، نمیتوانند درباره سازماندهی و یا هماهنگی اعتراضات بپرسند. اگر سوالاتی در چارچوب اتهام شما نیست، میتوانید در برگه بازجویی بنویسید که به چه دلیل به این سوال پاسخ نمیدهید.
✅ تهدید و شکنجه ممنوع: هرگونه تهديد يا شكنجه متهم و اجبار او به پاسخ دادن ممنوع است. اگر شکنجه شدید، چه در جریان بازداشت و چه بازجویی، در صورتی که برایتان مقدور است، ماجرا را روی برگه بازجویی مکتوب کنید یا در حضور قاضی و هر مقام قضایی دیگری بگویید که شکنجه شدهاید.
برای اطلاع بیشتر در مورد حقوق متهمان در هنگام بازداشت، این کتابچه کوتاه را که سالها پیش عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند تهیه و تدوین کردهاند، مطالعه کنید.
خواندن کتابچه
لطفا این توصیهها را برای گروه ها و اطرافیانتان ارسال کنید.
توصیههایی برای گذران دوران بازداشت و بازجویی
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
این تصویر، فراتر از یک عکس یا صحنه خبری است؛ خنثیسازی روایت حکومتی «اغتشاش و غارتگر».
با ریختن برنج به خیابان و عدم جمعآوری فردی آن، معترضان خود را نه «گرسنگانی حریص»، بلکه کنشگرانی سیاسی با انضباط جمعی معرفی میکنند که هدفشان نه رفع گرسنگی فردی، بلکه افشا و خلع سلاح اقتصادی نهاد سرکوبگر است.
این تصویر،لحظهای را ثبت میکند که در آن، اعتراض از چارچوب خواستههای معیشتی فراتر رفته و مستقیما معماری سیاسیاقتصادی حاکمیت را هدف قرار میدهد. ایستادن معترضان بر روی این برنج، نه یک «ایستادن فیزیکی»، بلکه یک ایستادن نمادین بر فراز منطق حکمرانی حاکم است. وقتی منطق سرکوب با منطق اخلاق روبرو میشود، برنج بر زمین میماند و پیروزی این تصویر دقیقا در همین نقطه است؛ برنج، تنها یک کالا نیست؛ زیربنای زیست روزمره، نماد امنیت غذایی و قلب فرهنگ سفرهی میلیونها خانوادهست
این تصویر در تاریخ اعتراضات مدنی جهان، تصویریست از آنچه یک ایرانی را، ایرانی نگه میدارد. و این زیباست، زیباییاش در پارهشدن کیسهها نیست، در خمنشدن مردمیست که حتی در گرسنگی، بلندتر از همیشه میایستند.
━━━━━━━━━
شهیا_مفرح
داغ جوون دیده ی پرپر منم مسلخ سروای تناور منم
باغ گل بی بر و بی برگ من حرمت آهوی جوون مرگ من
ناجی باغ گل بی برگ کو ضامن آهوی جوون مرگ کو
شب شد و پیک تب و غم سر رسید عطر گلاب از خود فمصر رسید
جنگو جلو جهل و جنون آوردن دختر شاه پریونو بردن
حال من از رفته و مونده بد شد قالی کرمون تو دبی لگد شد
غیرت من خار بیابون شده بی تو کفن خواب خیابون شده
بغض من از سنگ و سفاله ولی این من و این گریه بگو یا علی
هق هق ابرای جهان در توئه آخ نگو بغض اخوان در توئه
رحم به ابرای بهارم کنین شاخه گلی خرج مزارم کنین
جهلو جلو جرم و جنون آوردن دختر شاه پریونو بردن
دست عجم خار رطب میخوره شیره نخلارو عرب میخوره
تا میری آتیش بکشی غماتو پیرهن عثمون میکنم صداتو
از من و از غیرتم ای هم نفس گریه به خاک پدری موند و بس
تا میری آتیش بکشی غماتو پیرهن عثمون میکنم صداتو
متن آهنگ "مسلخ" از محسن چاوشی
شعر: علی اکبر یاغی تبار
«فرد همواره ناگزیر بوده است مبارزه کند تا زیرِ پایِ قبیله پایمال نشود. اگر شما نیز چنین کنید، غالباً تنها خواهید ماند و گاه خواهید ترسید؛ اما بدانید که هیچ بهایی برای برخورداری از امتیازِ "مالکِ خویشتن بودن" گزاف نیست.»
— فردریش نیچه
📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚
#مهریاد_کیارسی
از نوابغ امروز در ایران است که در سکوتی پر تلاطم به کارش ادامه میدهد
مهریاد سالهاست که وظیفه خود را آسان تر کردن هضم تلخی های زندگی برای هموطنانش دانسته
مهریاد کیارسی، نقاش، پیانیست و آهنگساز است
او آخرین آلبوم خود را با عنوان «آیه تنهایی» پس از سه سال تلاش برای همگان منتشر کرد.
قدر مهریاد (ها) را بدانیم.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟
شب هزار و یکم، بهرام بیضاییЧитать полностью…
📌 سه رخداد در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴، منحصر به فرد است که میتوان از آنها به نتیجه مهمی دست یافت:
۱) بازاریان شروع کننده اعتراضات بودند. بازار، به طور سنتی یک نهاد محافظه کار و سوداگر است که عموما از اعتراضات دوری میکند. چنانکه در اعتراضات پیشین نیز، در اواسط اعتراضات به صورت محدود حضور پیدا کردند، که آن نیز به شکل اعتصاب بود نه اعتراض و حضور میدانی!
۲) برای اولین بار، دولت اعتراضات و مطالبات ملی را به رسمیت شناخت. که سخنگوی دولت نیز اعلام کرد حاضر به ایجاد فضا برای گفتگو است.
۳) برای اولین بار، رسانه های دولتی اعتراضات را پوشش داد. اگرچه این پوشش، با تلاش برای مصادره به رای بود تا فضا را تلطیف کند.
🔸نتیجه: جمهوری اسلامی در ضعیف ترین و بحرانی ترین شرایط خود قرار دارد، که رفتار محتاطانه حاکمیت نیز نشان از ترس فراوان حاکمان از این شرایط دارد. حالا پرسش این است که جمهوری اسلامی چرا میترسد. یا پرسش دقیق تر اینکه، چرا به مردم نیاز دارد؟
علل این رخداد ها را باید در متون «اقتصاد سیاسی» و «امنیت رژیم» جست و جو کرد؛ در متون توسعه، چون «کتاب دولت و نفت» جناب “امیر محمد حاجی یوسفی”، منابع خام به خصوص نفت را، عامل اصلی اقتدارگرایی دولت معرفی میشود. چرا که این منابع عموما دولتی میشوند و چنانچه دولت بودجه را بر پایه این منابع تنظیم میکند، از اتصال و نیاز به مردم مبرا میشود. از این رو بی آنکه خود را ملزم به پاسخگویی کند، رفتار خودکامه گونه خود را پیش میگیرد. همچنین از آنجایی که دیگر نیازی به مردم ندارد - چرا که منابع خود را دارد، در صورت بروز اعتراضات - بی مهابا ملت را سرکوب میکند.
حال نیز جمهوری اسلامی، با کاهش فروش نفت به ۲.۵ میلیون بشکه نفت در روز، درحالی که حداقل به ۵ میلیون فروش بشکه نفت نیاز دارد تا بقا خود را حفظ کند، در شرایط کنونی «آچمز» شده است.
جمهوری اسلامی با آگاهی از بحران مشروعیت خود، درحالی که هم به حمایت معنوی مردم ایران علیه اسرائیل نیاز دارد و هم به پول مردم ایران - به عنوان مالیات در سال ۱۴۰۵ - تا بتواند «باقی» بماند، اینگونه درحال رقاصی برای ملت است.
مجسمه شاپورشاه دوم در میدان انقلاب، عدم برخورد مستقیم و سنگین با معترضین در این اعتراضات، بسط گفتمان یک دولت - یک ملت؛ همگی در ذیل همین دو مولفه کلان است، یعنی مسئله امنیت رژیم در مقابل اسرائیل و نیاز دولت به مالیات مردم برای تضمین بقا خود.
🔻پی نوشت (۱):
آگاه باشید که نفت سرمایه ملت است، نه دولت. نفت و منابع خام ایران زمین، برای مردم ایران است نه دولت؛ و تا زمانی که دولت بر این منابع سیطره دارد، مردم نباید مالیات بدهند.
🔻پی نوشت (۲):
جمهوری اسلامی با وجود اعمال تخفیف بر روی نفت، به علت تعدد تحریم ها، نمیتواند فروش نفت لازم را داشته باشد. آگاه باشید این تخفیف ها، دزدی از جیب ملت ایران است، زیرا ذکر کردیم نفت ثروت ملی است.
🔻پی نوشت (۳):
آچمز یک شرایط شطرنجی است. چنانچه مهره ای جلوی شاه قرار بگیرد، تا زمانی که شاه تهدید میشود، آن مهره محافظ حق حرکت ندارد. در واقع آن مهره توانایی حرکت رو به جلو یا عقب را ندارد.
منبع : رسانه آوند
«در نظام های دیکتاتوری، همه چیز تا پانزده دقیقه قبل از سقوط عادی به نظر میرسد.»
#هانا_آرنت
متن انگلیسی (Peter J. Wilhousky – 1936):
Hark! how the bells, sweet silver bells
All seem to say, “Throw cares away”
Christmas is here, bringing good cheer
To young and old, meek and the bold.
Ding dong ding dong, that is their song
With joyful ring, all caroling.
One seems to hear words of good cheer
From everywhere filling the air.
Oh how they pound, raising the sound,
O’er hill and dale, telling their tale.
Gaily they ring while people sing
Songs of good cheer, Christmas is here!
ترجمهٔ فارسی:
بشنو! چگونه ناقوسها، ناقوسهای نقرهفام،
گویی میگویند: «غمها را رها کن»
کریسمس از راه رسیده، شادی به همراه آورده،
برای پیر و جوان، فروتن و دلیر.
دینگدانگ، دینگدانگ، این است آوازشان،
با طنین شاد، در حال سرودخوانی.
گویی از هر سو،
واژههای شادمانی فضا را پر میکند.
چهگونه میکوبند و صدا را میافزایند،
از تپه تا دره، حکایت خود را میگویند.
شادمانه مینوازند، مردم میخوانند،
سرودهای شادمانی؛ کریسمس از راه رسیده است.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
موسیقی «Carol of the Bells در اصل آواز آیینیِ اوکراینیِ Shchedryk (۱۹۱۴) است؛ سرودی دربارهٔ برکت، زایش و فراوانی. غرب آن را با ناقوسها و کریسمس بازخوانی کرد و جان ویلیامز، با تنظیم سینمایی، به آن اضطرابی لطیف و روایی بخشید.»
«این قطعه، با ریشهای فولکلوریک در اوکراین، در غرب با متن مذهبی بازتعریف شد و در تنظیم جان ویلیامز، به تمی روایی میان شادی و تعلیق بدل گشت.»
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
چشم به راه نقد و نظر شما هستیم...
ارسال: @Jenas_support
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
📌بحثی دربارهی کتاب مغز ایدئولوژیک
🔊 فایل صوتی
📝 اثر لیور ازمگراد
📅 ۲ مهر ۱۴۰۴
🎙 دکتر آذرخش مکری
🆔 دکتر آذرخش مکری | آرشیو
گویا تکرار روندهای تاریخی، تکالیفی است که ظاهراً جز جدایی ناپذیر جنبشهای توتالیتر است و معمولاً به مضحکه کشیده میشوند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📗 #مقاومت_مردمی_علیه_توتالیتاریسم
@HanahArendt
شاید باید ببینیم در کودکی چه بر سر مسئولین ذینفع ما آمده است؟
این همه کینه از جامعه حتما دلیلی دارد.
🔻همچنین توصیه هایی برای ساعات اولیه بازداشت به حضورتان ارسال میگردد.
شایسته است که آنرا با دقت مطالعه و برای اطرافیان خود ارسال کنید.🔻
با سلام
در خیزش اخیر ایران که اکنون وارد هفتهٔ چهارم خود شده است، هزاران نفر در نقاط مختلف کشور بازداشت و به زندانها و بازداشتگاههای گوناگون منتقل شدهاند. بخش قابلتوجهی از این افراد شهروندانی هستند که پیش از این هیچگونه تجربهای از مواجهه با فضای بازداشت، بازجویی یا زندان نداشتهاند؛ حتی شماری از فعالان اجتماعی، فرهنگی و مدنی نیز نخستین بار است که با چنین شرایطی روبهرو میشوند. با توجه به تداوم روند بازداشتها در سراسر کشور، این راهنمای کوتاه بر پایهٔ تجربههای جمعی زندانیان سابق تدوین شده و میکوشد به برخی از مهمترین نکاتی بپردازد که میتواند به کاهش آسیبهای روانی و عملی این دوران کمک کند. خواهشمندیم این متن را با دقت و تا انتها مطالعه کنید.
پیوست
«آموزهی فردگرایی به ما میآموزد که جامعه تنها تا آنجا از فرد والاتر است که آزاد باشد. اما به محض آنکه جامعه تحت کنترل یا هدایت [متمرکز] درآید، توانمندیهای آن به مرزهای قدرت ذهنِ افرادی محدود میشود که آن را کنترل یا هدایت میکنند.»
— فریدریش هایک
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانهٔ بیبرگ و نوا بود
منسوب به ایرجمیرزا
@kalamat_k
در کشور روسیه تازه انقلاب شده بود.
بلشویکها تمام خانوادهی تزار را قتلعام کرده بودند...
مردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش میکرد.
کاگب او را دستگیر کرد.
پس از بازرسی متوجه شدند که همهی اعلامیههایش سفید است.
به او گفتند: چرا برگه سفید پخش میکنی و چیزی رویش ننوشتهای؟
جواب داد: دیگر چیزی برای نوشتن نمانده،
همهچیز مثل روز روشن است...
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
هیچکس نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
بارها و بارها
در شرایط ناممکن قرارتان میدهند.
بارها و بارها
فریبتان میدهند
ظاهرسازی میکنند
خشونت به خرج میدهند،
تا تسلیم شوید
خسته شوید
یا از درون بمیرید.
هیچکس اما نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
هرچند به سادگی میشود شکست خورد
خیلی ساده،
اما شکست نخورید
شکست نخورید
شکست نخورید.
خوب رفتارشان را بپایید
خوب گفتارشان را رصد کنید.
آیا شما هم مثل آنهایید؟
آیا شما هم مثل آنها
بیهویت، بیفکر و بیاحساسید؟
آیا شما هم مثل آنها مردههایی متحرکید؟
هیچکس را یارای نجات شما نیست
جز خودتان.
و شما ارزش نجات یافتن را دارید...
چارلز بوکفسکی
برگردان مهیار مظلومی
@kalamat_k
📌 در تالار گفتگو به دیگران بپیوندید:
/channel/+hKro7t8GyBRiMDQ0
این متن صرفا برای تبریک کریسمس ارسال نشد...
ترجمه این اثر تاریخی بدان جهت ارسال شد تا تلنگری باشد برای بازاندیشی؛
#اندیشه ، رکن اصلی تحول است
و #خرد ، رکن اصلی آزادگی.
همه چیز میتواند بهانه ای باشد
برای اندیشیدن،
برای تغییر،
برای آنچه که باید...
پس #بیندیش
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
💠چند ماه آینده را چگونه ارزیابی میکنید⁉️
پاسخ را میتوانید در تالار گفتگو و یا کامنت ها بنویسید:
کتاب مغز ایدئولوژیک، کتاب آموزنده و روشنگری است که لیور از مگراد، دانشمند عصب شناس از دانشگاه کمبریج انگلستان اخیراً به چاپ رسانده است.
از مگراد با وجود جوانی طی سالهای اخیر پژوهشهای بسیار جالبی در زمینه روانشناسی سیاسی بویژه مسئله سرسختی و تصلب شناختی و باورهای افراطی انجام داده است. او بدنبال این سوال هاست که چرا برخی افراد بسوی ایدئولوژیهای خشن و افراطی کشیده میشوند؟ آیا ساختار روانی و حتی زیستشناسی مغزی این افراد با دیگران تفاوت دارد؟ آیا اصولاً بین باورهای ایدئولوژیک صرف نظر از محتوای آنها میتوان نکات مشترکی بدست آورد؟
او در بخشی از پژوهشهای خود که بیشتر طی ده سال اخیر منتشر شده اند به بررسی همبستگی و ارتباط میزان پایبندی به و همانندسازی با باورهای متنوع ایدئولوژیک چپی یا راستی سکولار یا مذهبی لیبرال یا محافظهکار از یکسو با تعداد زیادی از آزمونهای شناختی و روانی میپردازد. تلاش از مگراد برای یافتن عناصر بنیادی شناختی یا روانی است که ما را بسوی پذیرش ایدیولوژیهای گوناگون سوق میدهد. از مجموع این بررسیها به پدیدهایی میرسیم که شاید بتوان آنرا سختی یا تصلب شناختی دانست. افرادی که از عدم قطعیت گریزانند و به اطلاعات جدید مقاومت دارند و این اطلاعات قادر به بروز رسانی یا تغییر باورهایشان نمیشود، مغز این افراد هنگام دستهبندی اشیا و حتی رنگها مرزهای پررنگتری میتراشد. در آزمونهایی شبیه آزمون ویسکانسین یا آزمون کاربردهای جایگزین اشیا ضعیفتر عمل میکنند.
اما این سختی از کجا میآید و آیا میتواند برای عدهایی ارزش انطباقی داشته باشد؟ یکی از نکتههای جالب مشترک بودن این ضریب سرسختی در تمامی ایدیولوژیها صرف نظر از محتوای آنهاست. این سختی با نفرت از غیر خودی و میل به آسیب و حتی کشتن آنها و البته فدا و قربانی کردن خود برای جمع خودیها ارتباط قابل توجهایی نشان میدهد. فکر میکنم این کتاب هم برای علاقمندان به یافتههای روانشناختی و علوم رفتاری و هم سیاسیون و فعالان اجتماعی اثری ارزشمند و روشنگر است.
اما نکتهایی که باید به آن اعتراف کنم این است که کتاب در مقایسه با مقالات پیشین از مگراد اثر ضعیفتری بنظر میآید. گاهی حاشیهپردازی و سبک محاورهایی آن به اعتقاد من خواننده را خسته و سردرگم میکند. به همین دلیل مطالعه مقالات کلیدی وی در کنار یا حتی قبل از خواندن کتاب را توصیه میکنم.
🗂 اسلاید های برسی کتاب مغز ایدئولوژیک
📝 دکتر آذرخش مکری
۲ مهر ۱۴۰۴
🆔 دکتر آذرخش مکری | آرشیو
هنگامی که کارشناسان حکومتهای توتالیتر، از زیر و بم امور باخبر بودند و اذهان عمومی نیز در مقابل آنها با بیحالی و انفعال واکنش نشان میدادند، خود انقلاب غیر منتظره از راه رسید...
انقلاب از پیش تدارک دیده نشده بود و هیچکس آمادگی آن را نداشت. نه آنان که مبارزه میکردند و پذیرای آسیبها میشدند، نه کسانی که با خشمی عاجزانه فقط شاهد قضایا بودند و بالاخره نه آنهایی که به زور اسلحه انقلاب را سرکوب کردند.
.
اگر چیزی که رزا لوکزامبورگ آن را انقلاب خودانگیخته نامیده یعنی قیام ملتی برای آزادی نه چیز دیگری، هرگز وجود خارجی پیداکرده باشد، این موهبت برای ما فراهم شد تا شاهد قیامی خودانگیخته، غیرفرمایشی باشیم ؛ قیامی که ناشی از هرج و مرج مایوس کنندهٔ یک شکست نظامی نبود ؛ قیامی که توسط تکنیکهای معمول براندازی پیش نیامده بود و بوسیلهٔ دستگاهی از توطئهگران و انقلابیون حرفهای سازمان داده نشده بود...
این انقلاب سازمانیافته نبود و از هیچ مرکزی هدایت نمیشد، فقط اراده و آرزوی آزادی نیروی محرکه برای هر اقدام را تشکیل میداد. خواست، آزادی بود.
✍🏻 #هانا_آرنت
📗 #مقاومت_مردمی_علیه_توتالیتاریسم
@HanahArendt
در بین کشور هایی که در دسته بدترین ها قرار گرفته اند، اغلب آنها منابع ارزشمندی دارند که میتواند اقتصاد آنها را زیر و رو کند، از نیروی کار و جمعیت جوان گرفته تا منابع زیرزمینی نظیر نفت و گاز و غیره.
اما مسئله ای که این کشور ها را درگیر خود کرده است و آنها را متوجه اقتصاد ضعیف و شاخص کیفیت زندگی پایین گردانیده است، عدم مدیریت صحیح، حکمرانی نادرست و توزیع ناعادلانه امکانات است.
تاریخ نشان داده است که منابع طبیعی بدون عقلانیت نهادی، نه موهبتاند و نه نجاتبخش؛ بلکه گاه خود، صورتِ دیگری از بحراناند.