78
ارتباط با مدیر : @Akhavanparsa #اخوان_پارسا_(رهگذرتنهایی)
وقتی یه نفر میمیره
ذهنش «هفت دقیقه» زنده میمونه و فعالیت میکنه !
توی اون «هفت دقیقه»
تمام خاطرات اون فرد به شکل یه رویا براش به تصویر کشیده میشن ..
«هفت دقیقه» در برابر «یک عمر زندگی» ..
وقتی بهش فکر میکنی احساس عجیبی به آدم دست میده ..
میشه کاری کرد که اون «هفت دقیقه»
ارزشش با «یک عمر برابری» کنه ؟
اصلا «هفت دقیقه»های ما آدما چقدر قراره شیرین باشن ؟
چقدر قراره تلخ باشن ؟
کیا هستن که زمان زیادی از اون «هفت دقیقه»هامون رو به خودشون اختصاص دادن ؟
این «هفت دقیقه»ها باعث میشن اون لحظههای آخر از خیلی چیزا پشیمون باشیم یا نه ؟
خوشحال باشیم از انجامشون ؟
اگر فقط «هفت دقیقه» مهلت زندگی داشتیم
با کی اون «هفت دقیقه» رو میگذروندیم ؟
شبتون خوش در پناه خدا باشید❤️
هر ثانیه را سال شمردم ،نرسیدی
صد بار به هر ثانیه مُردم، نرسیدی
لبریز شد از زخمِ جگر سوزِ تو جانم
دندان سرِ هر زخم فشردم، نرسیدی
#اڪـرم_نورانی
بگو کجا بروم من؟ به خانهای که ندارم؟
چگونه سر بگُذارم به شانهای که ندارم!
کدام خاطرهات را بغل کنم که بیایی
برای بودنم اینجا بهانهای که ندارم
من آن درخت کهنسال و خشک گوشهی باغم
که دلخوشم به بهار و جوانهای که ندارم
من آن پرنده ی غمگین، من آن مهاجر تنها
چطور دل بسپارم به لانهای که ندارم
تو رفته بودی و ای جان! رسیده بر لب من جان
کجا پیِ تو بگردم نشانهای که ندارم!
#ثریا_صفری
#ماه_خدا
بهترین هـــای خــــدا در رمضان است بیا
لطف حق بیشتر از حدس و گمان است بیا
چشـــــــم دل باز کن و مهر خـــدا را بنگر
راز هــــا در دل این مـــــاه نهان است بیا
رو سیــاهیم و گنه کــــار، ولی در این ماه
کَــــرَم و لطف خـــــداوند عیان است بیا
بر حذر باش تو از جرم و گنـــاهِ غیبت
که برای من و تو حق نگران است بیا
ماه رحمت که عنایات خدا بی حد است
بی سبب نیست و سرّی به میان است بیا
رمضان ماه نزول است و دعا و برکات
وصف این مـــــاه فراتر ز بیان است بیا
ذکر هر روز و شبش اجـــر فراوان دارد
بهترین هـای خدا در رمضان است بیا
#غلامپور_دهسرخی
از دست خودم فراری ام یا الله
محکوم به بیقراری ام یا الله
از دشنه ی نفْس تا گلو لبریزم
بنگر همه زخم کاری ام یا الله
#اڪرم_نورانی
بیدار که میشوی
شهد لبهایت
شیرین میکند
صبحهایم را
تو را به عشق مینوشم
هنگام طلوع
برای تولدی دوباره...
#فاضل_نظری
.
با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
• حسین منزوی ❘
شبتون خوش در پناه خدا باشید ❤️
از رشت، لبهایت رسانده تا سمرقندم!
شیرین ترین ها را برایت آرزومندم
ممنون که از نارنجِ پر رنجم جدا کردی
دادی به آن لیموی عطرآمیز، پیوندم
در خط چشم و خط ابروی تو حیران شد
حتی عماد الملک، زیبای هنرمندم!
از پای منبر دورتر کن باز جایم را
نزدیک تر هستم کنارت با خداوندم
هنگام فتحِ مرزهای بکر آغوشت
بنویس نام کوچکت را روی سربندم
تقویم من در آخر اسفند یخ بسته
سرعت بده با دست گرمت بر فرایندم
تنها پس انداز حساب عمر من عشق است
این ارث هم بعد از خودم تقدیم ِ فرزندم
#محمد_علی_نیکومنش
بغض اگر وا نشود ، تا جگرت میسوزد
پدر و جدِ بزرگِ پدرت میسوزد
درد اگر شعر شود، شعر به جایی نرسد
قلم و دفتر و طبع و هنرت میسوزد
سالها در قفسی بسته اسیرت بکنند
شوق پرواز تو در بال و پرت میسوزد
نیمهشب مست شوی، گریه کنی خواهی دید
دست و سیگار تو با چشم ترت میسوزد
میدهد دست به دستانِ رقیبت، آنگاه
دلِ وابسته و تنها و خرت میسوزد
آه ای خانهی ناروشنِ من! بعد از این
آهِ من میشود آوار و درت میسوزد
• هخا هاشمی
شده ام عاشق تو،دل شده خاطرخواهت
غیر تو عشق ندانم ، تو خیالت_راحت
#امیر_عباس_خالق_وردی
باران كه زد با بغض پشت رل نشستم
در التهاب شهر راندم ،گريه كردم
#سیدتقی_سیدی
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟
در قدم برداشتنهای تو دقت میکنم
#کاظم_بهمنی
گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن
گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
گفتم آری میتوانم. بشنو و باور مکن
• سجاد سامانی ❘
از کتاب گیسوانت صفحهای را باز کن
تا برایت موبهمو تفسیر زیبایی کنم...
#فاضل_نظری
رقیبم گیسوانت را به دست آورد، غمگینم
که با آن مرد نعمتها و با این مرد حسرتهاست
#سجاد_سامانی
ديوانهتر از خويش كسى مىجستم،
دستم بگرفتند و به دستم دادند.
• سعدی ❘
کسی اینجا پیام آورد؟
نگاهی، یا که لبخندی؟
فشارِ گرمِ دستِ دوست مانندی؟
#مهدی_اخوان_ثالث
بگذار که آتش بزنم حاشیهام را
تا پر کنم از عطر وجودت ریهام را
کارم شده تلقین بکنم غصه ندارم
افسردگی مطلق هر ثانیهام را
زیباتر از آنی که به تشبیه بگنجی
نظم تن تو ریخت به هم قافیهام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز
از مرحمت عشق ببین زاویهام را
در هندسهی گیج جهان آنچه مهم است
اسم تو سند خورده دل عاریهام را
توجیه من این است دلم مال خودم نیست
با قاعدهی عشق بخوان فرضیهام را
#امید_صباغنو
یک روز برفی کفشهایت را به پا کردی
توی خیابان دستهایم را رها کردی!!
از رد پاهایت تو را دنبال می کردم
دیدم که ناگه رد پاها را "دو تا" کردی!
یک صحنه ای دیدم که حتی گفتنش سخت است
دستش میان دستهایت بود و "ها" کردی
پایم چنان خشکید و بغضم در گلو وا شد
گویا مرا در آتشی سوزنده جا کردی
رفتی ولی زخم عمیقی بر تنم مانده
آن روز برفی خود بگو با من چه ها کردی
اکنون تمام خاطراتت مثل کابوس است
ماندم چرا در روز آخر کودتا کردی؟
لعنت به تو، لعنت به هر برفی که می بارد
بعد از تو در شهری که دستم را رها کردی
#مسعود_محمدپور
وقتی که گفتی با کسی دیگر ، قرارت هست
از هرچه دارم در جهان، یک لحظه شستم دست
اخبارِ فردا بی گمان اعلام خواهد کرد
بارِ سفر را شاعری، از دارِ دنیا بست...
#زهرا_عسگری
صبح...
همان روزنهی امیدیست که
بعد از سیاهی شب
لبخند را بر لب میآورد
برایتان لبخندهای بی پایان آرزو میکنم
❤️ سلام صبحتون بخیر 🌞
شغل؟ بیداری، مکانش را نمیداند کسی
ساعت کاری؟ زمانش را نمیداند کسی
شهر؟ ایران، سابقه؟ ایثار، تحصیلات؟ عشق
سن او؟ پیر و جوانش را نمیداند کسی
نام؟ بینامی، هنر؟ اخلاص، شهرت؟ بینشان
بین ما نام و نشانش را نمیداند کسی
تیر خورده، طعنه خورده، باز فکر جان ماست
دردهای جسم و جانش را نمیداند کسی
خواب از چشمش گرفته فکر فردای وطن
رنجهای سالیانش را نمیداند کسی
او که «سرباز وطن» تنها مدال فخر اوست
مرزهای پادگانش را نمیداند کسی
بیهیاهو، بیصدا گرم نبرد دیوهاست
رستمی که هفتخوانش را نمیداند کسی
شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل
باز قدر قهرمانش را نمیداند کسی
#حسن_اسحاقی
اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارم
رسوای جهانم کرد این رنگ پریدنها.
• یغمای جندقی ❘
هرچه دیدم جز لبِ شیرینِ جانان، تلخ بود ...
• طالب آملی ❘
چاى من شيرين شد از قند لبانت توأمان
اين همه شيرين شكر را در نمكدان كرده اى!!
#مهدى_صحبتى
دست از جهان نَشُسته مکن آرزوی عشق
کاین نیست دامنی که توان بی وضو گرفت
#صائب_تبریزی
دین ندارم راست میگویی ولی آزاده ام
خم نکردم گردنم را جز سر سجادهام
ظاهر و باطن همینم! درک من پیچیده نیست!
من شبیه شعرهای خویش صاف و سادهام
خستهی راهم ولی سربار مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنار جادهام
چیستم من؟ زلف یارم! در تمام عمر خویش
یا پریشان بوده ام یا پشت گوش افتادهام
مشق عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی؟
ای فلک بس کن که صد بار امتحان پس دادهام
• علیرضا نورعلیپور ❘
گر به دست افتد چو ماهِ نو ،
لبِ نانی مرا
خَلق از انگشتِ اشارت،
تیربارانم کنند...
#صائب
مو پریشان کردی و ایمانِ مردم سُست شد
حوزهها تعطیل شد ، داری چه با قم میکنی؟
#سجاد_شهیدی
گر سبوئی شکست یا جامی
حضرت عشق تا ابد ساقی است
چشم و گوش ار نماند باکی نیست
بصر و سمع دائما باقیست
#شاه_نعمت_الله_ولی