kanoon_vafa | Unsorted

Telegram-канал kanoon_vafa - ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

89

شامل پنج انجمن

Subscribe to a channel

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

تندیسی از خود ساختم تا بنگرم اعمال خود
از دیدگاه دیگری زنده کنم افعال خود

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

همچون برفی رییس جمهورم
وقت تبلیغ خوب و زیبایی

چونکه آیی کنیم بازی و شکر
بعدها معضلی و سرمایی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

یا دلبر من باید و یا دلْ برِ من
نی دلْ برِ من باشد و نی دلبر من

ای دلْ،بَرِ من مباش بی‌دلبر من
یک دلْ برِ من بِهْ از دو صد،دلْ بَرِ من.


- مولانا | شـــعر ♥️

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

اهداء کتاب تاریخ و فرهنگ منظوم ایران نوشته و تالیف خودم به یاران انجمن محفل عشق

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

شعرم با نام عشق ناب تقدیم به تمام شما ایران ستایان گرامی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

تقدیم به استاد بهمن فردوسی در زاد روز ایشان


از بهمن فردوسی و . یاران خوب انجمن

داریم لطف بیکران . این سالهای پر محن

هم جمع زیبا و متین . هم موسیقی بی نظیر

اجرای فاخر همره . مجموع استادان فن

باید که مام این وطن . زاید چنین اسطوره ها

با علم و عشق بیکران . خدمت کنند بهر وطن

تبریک خود با هدیه ای . ناچیز تقدیمش کنم

در روز میلادش همه . شادان شوید همراه من

باید به نیکی قدر وی . دانست و از او یادکرد

با شعر زیبای ( وفا ) وز دوستان خوش سخن

د.وفا.ایرانشاهی
۵/۷/۱۴۰۳

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

هشدار
حرمت بدار

ای که سواره گشته ای اسب جهنده را
حرمت بدار نعمت و نعمت دهنده را

گر این زمانه گشته دو روزی تو را وسیع
یاد آر تنگی و غم و رنج کشنده را

خادم که با وفاست مزن تهمتش به عیب
لختی نگاه دار نیش کلام گزنده را

پلهای پشت سر خود را مکن خراب
هرگز به تازیانه مزن اسب دونده را

در موج خیز حادثه یاران مشخصند
زان امتخان سخت . گیر تو دست برنده را

حدیست انتظار ز یاران پر تلاش
کو یاوری که تا برهاند فکنده را ؟

در اوج و شیب راه تو هم مانده ای . وفا
سعی و تلاش لازم است هر ره رونده را

د. وفا ایرانشاهی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

اجرای شعرم در انجمن فرهنگ پارک کوهسار

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

این کلیپ احساسی را که عشق من به دخترم و متقابلاً عشق او به پدر هست تقدیم می کنم
اطمینان دارم از دیدنش شاد خواهید شد

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

در جمع هنرمندان موسیقی و شعر
از راست به چپ من وفا ایرانشاهی
استاد جعفری سنتور نواز
استاد آهنگساز
خانم فریبا توکلی و همسر گرامی اش
استاد بهمن فردوسی دبیر انجمن و آهنگساز
شاعر گرامی خانم زهره بوالحسنی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

‏عکس از vafairanshahi9

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

⁨*موسیقی بهار اومائه* *لرستان* باصدای آشتیانی* ویدئوئی با معنای بسیار سنگین بطوریکه مغز آدم سوت میکشد و تمام مویرگهای آدمی به تفکر فرو میرود . بطور خلاصه میگه : بهار آمد ه اما سرٍ تمامی گلها و لاله ها خمیده است و همه سر به پائین هستند چونکه گلها و لاله ها هم از این اوضاع روزگار دلشان پر است و دل خون هستند . روزگارمان همه شکل پائیزی سرد و خزان شده است و ای روزگاران تا کی همه‌اش میخواهی بشکل پائیز منجمد و بیحاصل و بیخیر باقی بمانی !!! خداوندا ! کمکی کن و رحمی بکن تا که نور امیدی بتابد و تا زنده ایم لحظه ای روی خوشی در طول زندگیمان را ببینیم !!!! واقعا ، اگر زبان لری را مسلط باشید با شنیدن این آهنگ ، متوجه میشوید که چقدر زیباست ، خدایا رحمی کن تا مردم روی خوشی در زندگیشان را ببینند !!!!

🌹✨⁩

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

این سخنان عالمانه ارزش چند بار دیدن دارد

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

‍ ☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘

۱ فروردین زادروز اسداله ایرانشاهی "وفا"

(زاده ۱ فروردین ۱۳۳۳ ازنا) شاعر و نویسنده

او تحصیلاتش را تا مقطع دکتری گرایش تاریخ ادامه داد و در سال ۱۳۵۲ به خدمت شهربانی درآمد و در سال ۱۳۷۸ بازنشسته شد. وی که به شعر گرایش داشت، اشعارش را در روزنامه‌های آن زمان به‌چاپ می‌رساند.
نخستین کتابش "تاریخ و فرهنگ منظوم ایران" است که به شعر سروده است و در سال ۱۳۹۰ برنده جایزه امین شد. کتاب بعدی‌اش گذر طایفه ایرانشاهی از گذار تاریخ است که در مورد تاریخ ایل بختیاری از ابتدا تاکنون نگاشته شده است.
او انجمن ادبی وفا را در سال ۱۳۸۳، آموزشگاه موسیقی وفا را در سال ۱۳۸۹ و انجمن ادبی سپیدرو را در در سال ۱۳۹۲ تاسیس کرد و در حال حاضر عضو هیئت امنای انجمن صنفی هنرمندان موسیقی است.

آثار:
تاریخ و فرهنگ منظوم ایران (شعر) سال ۸۹.
گلواژه پندها و نکته‌های وفا (شعر و نثر) سال ۹۰.
گذر طایفه ایرانشاهی از گذار تاریخ (نثر و شعر) سال ۹۰.
هارمونی مواد ساختمانی (نثر) ۹۰.
همراه با آل‌علی (واقعیات کربلا شعر) ۹۱.
گلواژه بختیاری (به شعر لری بختیاری) ۹۱.
روانشناسی و گاه‌شماری وفا (نثر) ۹۱.
ترانه‌های وفا ( دو جلدی) ۹۱.
خاطرات افسر تجسس (دو جلدی) ۹۱.
باجناقنامه، وفا مشترک با برادر (شعر طنز) ۹۱
گزیده‌ای از مناهج المعارف ۹۱.
هفت مقاله  (علمی، ادبی، فرهنگی، اجتماعی) سال ۹۲
ریاکاران بدنام تاریخ (شعر) ۹۲.
سلیم‌نامه (ترانه‌هایی برای همسرم) ۹۴.
نویسندگی سی و هشت نمایشنامه  اجتماعی که در انجمن صنفی هنرمندان تاتر (خانه تاتر) ثبت شده است.
نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی دو نمایشنامه شعری ریتمیک که توسط دختر ایرانشاهی و همکلاسیهایش اجرا شد.
یکی از این نمایشنامه‌ها بهنام "مکتب خانه" جایزه اول آموزش و پرورش سال ۸۹ کودکان را برنده شد.

در دست انتشار:
جلد دوم گذر طایفه ایرانشاهی از گذار تاریخ (نثر) در حال ویرایش.
جلد دوم پندها و نصیحتهای وفا (شعر) درحال ویرایش.

‎🆔 @bargi_az_tarikh

#برگی_از_تقویم_تاریخ

☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#اسداله_ایرانشاهی_وفا، ز

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

خاطره اولین بار دیدن تلویزیون.

حتما برای شما جوانترها که با تکنولوژی به دنیا آمدید و زندگی می کنید هم باید جالب باشد

اوایل تابستان سال 1340 من حدود هفت ساله بودم و مدرسه نرفته بودم اما از پدرم سواد خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم .

پدر مشغول سرپرستی از کشاورزان و جمع آوری محصولات کشاورزی بود با ما به مسافرت نیامد.
از شهر ازنا با مادرم برای دیدن مادر بزرگم که از مکه آمده بود به سوی شهر خرم آباد روانه شدیم .
راه ها باریک و پر خطر و البته ماشین هم خیلی کم بود .
از شهر ازنا تا شهر خرم آباد که حالا در حدود دو ساعت میشود رفت آن موقع حدود سیزده ساعت طول کشید .
ما هر سال یک یا دو بار می‌رفتیم .
من شور و شوق بسیار زیادی داشتیم و در طول راه هر لحظه خودم را در آن منزل خیلی بزرگ و قدیمی که همیشه می‌رفتیم حس می کردم .
تا اینکه ساعت هفت شب رسیدیم منزل پدربزرگ و مادر بزرگم .
از ما به گرمی استقبال شد و گاهی در آغوش مادر بزرگ و گاهی در آغوش پدر بزرگ جا می گرفتم و از محبت شان بهره مند میشدم .
البته پدر بزرگم سالها قبل دو بار به مکه رفته بود حج واجب و حج عمره را به جا آورده بود .
اما مادر بزرگم اولین بار بود که حج واجب رفته بود.
هر روز عده ای از خانمهای قدیمی خرم آباد به دیدن مادر بزرگم می آمدند .
فردای آن روز دیدار اقوام و جشن اصلی بود .
حیاط بزرگ در سه طرف در دو طبقه اتاق داشت و راه پله هایی برای طبقه بالا .
وسط حیاط یک حوض بزرگ بود که حدود دوازده یا بیشتر درخت انار بزرگ در اطرافش بود و سایه گسترده و میوه دار بودند .
شب را در یکی از همان اتاقهای پایین خوابیدیم .
صبح با صدای ورود خانمهایی که برای پختن غذا و کمک به انجام امور مراسم دعوت شده بودند بیدار شدم .
مادرم و خاله ام هم آنها را سرپرستی می کردند و از انبارهای زیرزمین های بزرگ مواد لازم رو می آوردند و به خانمهای آشپز می رساندند .
من و دایی کوچکم (دایی رحمان) که حدود یکسال از من بزرگتر بود و پسرخاله ام قاسم که او هم چند ماهی از من کوچکتر بود کنار هم بودیم و کسی به ما توجه نداشت .
چند ساعتی گذشت و ما گرسنه و بی سرپرست بودیم که دایی رحمان گفت بیایید برویم طبقه بالا .
یک کاسه آجیل به من داد و یک ضرف میوه هم به قاسم داد وخودش هم کلیدها رو پیدا کرد و از پله ها بالا رفتیم .
قفل یکی از اتاقهای بزرگ رو باز کرد . اتاق با چهارتخته فرش بزرگ فرش شده بود و تمامی لوازم لوکس و مجهز بودند .
دایی رحمان گفت اسم این اتاق شاه نشین است و محل گرد همایی مردان فامیل ، من تا آن روز نرفته بودم به آن طبقه و اتاق برایم نا شناخته بود و تازگی داشت.
دایی رحمان به من گفت تو بنشین اینجا تا ما برویم و صبحانه بیاوریم .
وقت رفتن با یک کلید کوچک درب یک میز خیلی زیبا رو باز کرد که برای من عجیب بود .
چراغ کوچک قرمزی روشن شده بود .
من روبروی همان میز نشسته بودم و مشغول خوردن آجیل بودم که پس از کمتر از دقیقه ای صدایی از اون میز بلند شد و موسیقی پخش میشد.
من فکر کردم که این همان رادیویی هست که خودمان هم داریم البته رادیوی ما کوچکتر بود و باطری بزرگی داشت که هفته ای یک بار برای شارژ از رادیو جدا میشد .
رفتم نزدیکش دیدم در یک لحظه یک نور سفید و برفکی روی صفحه وسط پیدا شد و در لحظه ای بعد از آن مردی با کراوات و لباس شیک روی صفحه ظاهر شد و به چشمان من نگاه کرد و گفت سلام . و.......
من که از تعجب دهانم باز مانده بود و ترس سنگینی بر من مستولی شده بود قدرت حرکت نداشتم .
در یک لحظه توانستم از جلوی اون کمد فرار کنم و به پشت پشتی هایی که کنار دیوار اتاق بود رفتم و مخفی شدم .
وقتی که نگاه میکردم همان مرد به چشمان من نگاه میکرد و حرفهایی میزد .من که خیلی ترسیده بودم جرات دیدنش رو نداشتم بدنم می لرزید و..... .
چون آن کمد نزدیک به درب ورودی اتاق بود نمی شد از کنارش فرار کنم .
خودم رو پشت پشتی ها مخفی کرده بودم و منتظر یک معحزه ای که از این بلا نجات پیدا کنم بودم .
پس از چند دقیقه ای دایی رحمان با سفره ی نان وارد شد و بی اعتنا به آن مرد که هنوز در حال حرف زدن بود من را صدا کرد و ندید .
من از پشت پشتی ها کمی خارج شدم تا دیده بشوم تا از او کمک بگیرم .
وقتی فهمید که من از آن کمد ترسیده ام برای دلداری من رفت کنار کمد و دست کشید روی صفحه اش و گفت ببین این فقط عکس آن مرد است .
آدم اصلی نیست . انگشت میکنم به دهان و چشمش اما حرکت ندارد و با آن بازی کرد تا ترس من بریزد .
من کم کم جان گرفتم و از پشت پشتی ها خارج شدم و خیلی هم خجالت زده بودم .

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

شب چله در لواسان انجمن محفل عشق و کنار یاران ادیب و هنرمند به همت استاد مهندس نصیری

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

مرقومه ای برای کتاب  تلخ و شیرین
اثر استاد عطا نصیر دفتری

بنام آنکه بر من جسم و جان داد

سالها گذشته ، زمانی که در آموزشگاه موسیقی ام (وفا) به عنوان یک نویسنده و مولف ۴۴ عنوان کتاب و مقاله ، میخواستم برای ۶ جلد کتاب از شاعران مجموعه انجمن وفا مقدمه بنویسم ، یک احساس افتخار به من مستولی شد و مقداری هم احساس غرور .
پس از نگارش آن مقدمه ها بر این باور بودم که حتما افراد ارزشمندی را به سوی اهداف نیک رهنمون شده و یاری کرده باشم .
روز بعد در جلسه تجلیلی که به همراه دکتر محمدی زاده در سالن دانشگاه برای جناب پروفسور سید حسن امین برگزار کردیم ، با جناب استاد عطا نصیر دفتری آشنا شدم . و بدون تقاضایی از جانب ما ، بیشترین مراتب لطف را با پذیرایی بسیار عالی که دستور داده بود ، به انجام رسانید و ما را بیش از پیش سربلند کرد.
در آن جلسه انجمن که بیش از هزار نفر از بزرگان و ادیبان شرکت کرده بودند ، از لطف سرشار ایشان بهره مند شدیم .
من به غرور خود که از شب قبل در سر داشتم خندیدم و بر خود مسلط شدم .
چونکه با فردی ارزشمند و خیر رسان روبرو شده بودم و باید از رفتار  بی تکلف ایشان کسب فیض و کسب معلومات کنم و کمال همنشین در من اثر مطلوب بگذارد .

و اما جناب نصیر دفتری و اعتقادات من

۱ - جهان بر پایه استعدادها برقرار است و ایشان از این موهبت بهره‌مند هستند .
۲ - هر شاگردی باید از استاد خود در علوم مربوطه پیشی بگیرد وگرنه جهان در قهقرا میماند و ایشان پیشی گرفته و نو آوری کرده است و به تعالی رسیده است .
۳ - بینش برتر باعث میشود که از یک مواد خام و ساده برترین صنعت ایجاد شود و ایشان دارای آن برتری هستند .
۴ - پریدن از یک فلاکت به اوج ، کار کمتر کسی است . و زبان از بیان آن گنگ است و ایشان به آن نایل شدند . 
۵ - هر کس که در زمان کودکی در دانشگاه مادر در قلبش مهر و بزرگی بکارد در بزرگسالی همان مهر و بزرگی را درو خواهد کرد . و جناب استاد عطا نصیر دفتری هنوز در حال برداشت از همان محصول مهربانی هستند که مادر در قلب ایشان کاشته است .

و اما کتاب حاضر

کتابی به نام  کتاب ( تلخ و شیرین )
که مختصری از زندگی و خاطرات ایشان است را مطالعه کردم هنگامیکه به برگهای زرین این کتاب ارزشمند توجه کردم نکته های را دیدم که در زندگی افراد موفق جوامع بشری جاری و ساری بوده و همسان است و گاهی کمتر و گاهی شدید تر و ایشان بسیار خوب بیان کرده اند .
اما مناعت طبع ، خستگی ناپذیری ، مهربانی و عطوفت ایشان مثال زدنی است و بر دیگران برتری دارد .

من به عنوان یک نویسنده و شاعر بر خود واجب میدانم که مطالعه این کتاب را به دوستان توصیه کنم . مخصوصا جوانان برای الگو گیری و حرکت به سوی ترقی و پیشرفت .
جا دارد که در وصف ارزشمندی این کتاب قلم فرسایی کنم  . اما همان بهتر که یاران با مطالعه متن این کتاب به حلاوت آن پی ببرند
ساده نویسی ، لطافت کلام ، حق خواهی ، پاسداشت ارزش یاران همراه به عنوان فرشته های زندگی اش ، همه و همه در جای خود ستودنی اند .
اینجانب از یزدان پاک برای ایشان و خانواده اش سلامتی و توفیق روز افزون آرزو دارم .
با احترام
دکتر وفا ایرانشاهی
۹/۹/۱۴۰۳  لواسان

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

وفا:
حکمت و عرفان

ایکه فرزند زمانی عاقلی و نکته دان

در وجودت حکمت حق را نگر با چشم جان

چون دوتا چشم و دوتا گوش و یکی داری زبان

پس دوتا بشنو دو تا بین و یکی کن گفتمان

جسم خاکی ، روح علوی ، جان عظیم و پر توان

کلّ موجودات در خدمت به قصد امتحان

در طریق معرفت گر سالکی بی باک شو

نزد یاران طریقت مثل مشتی خاک شو

مرد میدان عمل ، مسئول هم چالاک شو

با اصالت، متقی ، محجوب ، لایق ، پاک شو

ذره ای ناچیز شو تااصل تو گردد عیان

جوهرت پیدا شود از منتهای لامکان

چون دلیل آمدن بر تو یقین معراج توست

ساکن و خاموش بودن بی گمان تاراج توست

موکب عشقی و هم سیر تکامل تاج توست

برترین اندیشه و افکار در آماج توست

وانکه خودرا بینی از روحی ورای انس وجان

چون خلیل و هم کلیم وهم نقیب عارفان

تو به حکم حق شدی مسئول در روز الست

واژه ی (قالو بلا )روح تورا بنموده مست

در ره سیر تکامل شمه هائی در تو هست

جهد کن تا آن فراز عشق را آری به دست

فاش، طی الارض خود بینی به اقصای زمان

هم سریر عشق را بینی ورای کهکشان

سالک راه ولا شو تا زخود پرّان شوی

در طریق معرفت معنای اصل جان شوی

آگه و بینای هر نادیده و پنهان شوی

شاهد بگذشته و آینده و الآن شوی

چون ز ایرانشاهی ات این نکته باشد . بی گمان

واضع (انّا خلقنا) را بگیری در میان

د. وفا ایرانشاهی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

شعر (دنیای پر از فریب را باید شست) اجرا در محفل عشق را تقدیم میکنم به شما یاران گرامی ام

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

نه به جنگ

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

عاقلان جنگ را خطا دارند
عارفان از نبرد بیزارند

عاشقان وطن به اشک و به غم
در عزا و عزیز بیمارند

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

آن سیاستمدار جنگ کند
عرصه را بهر خلق تنگ کند

بعد چندی که صلح بنماید
خوش وشاد است و خلق رنگ کند

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

آنکه سرمایه اش خطر افتاد
مالش از جنگ در حضر افتاد
بعد جنگ آنچنان گران سازد
تا که تاوانش در نظر افتاد

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

مردم عادی اند پایه جنگ
نام و ناموسشان فتاده به ننگ
ملک و فرزند را هدر داده
سر او سخت خورده به سنگ

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

سالها در کنار قبر. پسر
گریه وناله دار و خون به جگر
یا که هر روز منتظر که رسد
یا جنازه و یا خبر ز پسر

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

عیش این خلق را عزانکنند
صلح را درد بی دوا نکنند
این همه نو گلان فدا نکنند
خدعه باخلق و باخدا نکنند

جنگ را نه بگو برادر جان
چونکه داری درایت و ایمان

۲۵ مهر هزار و چهارصد و سه
د.وفا ایرانشاهی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

آسمان عشق

در آسمان عشق بال
. و پر گشودم

ره را به سوی خانه ات
. آغاز کردم

وقتی نهادی سر به روی شانه من

من نغمه دلدادگی . را ساز کردم

لبخند دادی و دلم . دیوانه کردی

زان پس دلم را با دلت . همساز کردم

مستانه در آغوش . گرمت جا گرفتم

تا عقده های سینه . ام را باز کردم

هرجا نشستم از تب‌ . عشق تو گفتم

من بر ملا در هر کجا . این راز کردم

یک شب نبودی در برم . تنها نشستم

تا صبحدم من گریه . بی آواز کردم

تا باز گشتت ناله ها . یم را سرودم

بس یاد ها زان مایه . های ناز کردم

آیینه سان در هرکجا . روی تو دیدم

مجنون صفت در عاشقی . اعجاز کردم

نام تو . هرجا بر زبان . جاریست جانا

من با ( وفا ) عشق تو . را اعزاز کردم

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

بنگر که  چگونه  راه را  باید  شست* **********
دنیای   پر از  فریب را  باید  شست                  
این   فاجعه  عجیب   را باید  شست
عمریست  اسیر گندم و  حاصل  جو؟                
این  کشته   نا  نجیب  را  باید شست
هستیم    رکیب فکر و  فرهنگ   غلط           
آن راکب  و این رکیب را  باید شست
گویند نصیب است به این خطه غضب            
هم  خطه و هم  نصیب را   باید شست
مصلوب  جفا  شد  تن   مفلوک  ادب                
هم گزمه  وهم   صلیب را باید شست
گوش  از  ستم   یار  شنیدن   کر شد               
این  عربده ی   مهیب  را  باید شست
دکان  فسون  شد مطب روح و بدن              
هم  ناصح  وهم  طبیب  را  باید شست
در عمق سراب تشنه جان داده بسی            
این  دشت  پر  از  لهیب  را باید شست
از بلبل و گل چند زند نغمه وفا؟
منظومه این ادیب را باید شست
اسدالله ایرانشاهی (وفا)

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

سلام
لطفا در یوتیوب
(کانون ادبی وفا ایرانشاهی)
فیلمهای اجرایی اشعار من رو ببینید

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

چندین ماه پیش قلبم درد میکرد و آثار سکته چندمین بار اش معلوم بود
به پزشک مراجعه کردم و گفتم

قلب ما شاعران بسی زیباست
سعی فرما ورا نرنجانی

پس از آزمایشهای گوناگون وآنژیو گرافی و آنژیو پلاست و بالون و ....

دکتر خوش ذوق ما اعلام نمود که مشکل قلب من جدی تر از آنست که فکر کردیم
باید عمل باز قلب انجام شود
چونکه سه تا از رگها کاملا مسدود اند و قلب شاعر را از زیبایی انداخته اند
و دیر یا زود ایجاد خطر میکند
و چون جنس شما قدیمی و قطعاتش کمیاب اند باید از پایین پای چپ ببریم و به بالا وصل کنیم تا این کهنه موتور مدتی با هندل زدن کار کند و پت پت کنان و دود افشان حرکتی انجام دهد . بلکه این شاعر فکر کند هنوز قلبش زیباست و باز هم اشعاری بسراید
اما این بار باید تا میتواند طنز و عاشقانه بسراید و شادی را بگستراند
من هم با اشتیاق پذیرفتم و فعلا گویا بعد از تعمیر موتور . فابریک شده ام

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

در خدمت استاد بزرگ موسیقی بختیاری و موسیقی فاخر ایرانی جناب استاد بهمن فردوسی در انجمن خودش

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

اجرای شعرم در انجمن موسیقی و ترانه استاد فردوسی بهمن ماه ۱۴۰۲ تقدیم به شما فهیمان

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

استاد حریر شریعت زاده پیانیست (همسر هنرمند گرانقدر سالار عقیلی) واستاد فریبا توکلی ویا لونیست .در یک همنوازی بسیار زیبا. هردو باعث افتخار هستند .بشنوید و لذت ببرید.آهنگ یکی از ترانه هایی است که خواننده شهیر مرضیه می خواند.

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران

/channel/DemocracyRepublicNetwork

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

*ایشون ، دکترای عصب شناسی مغز هست*
*حرفاش به اندازه یک کتاب خوب ارزشمند است*
*وسط سخنرانی کاغذ بهش میدن که : حواست باشه پات از گلیم درازتر نکن😳 لطفااااااااااا بادقت و بطور کامل گوش کنید*

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

هنوز آجیل ها در دهنم و نجویده مانده بودند .
کمی به خودم دلداری دادم و آجیل های داخل دهانم رو جویدم و خوردم و اومدم وسط اتاق برای صبحانه .
اما یادم نیست صبحانه خوردم یا نه اما یادم هست که همه اش بدون اینکه متوجه حرفهایش باشم توجهم به آن مرد داخل کمد بودـ
کمی بعد آن مرد رفت و موسیقی شروع شد .
قاسم هم با چای وارد شد و بی اعتنا به آن کمد عجیب ، با آهنگی که در حال پخش بود کمی هم رقصید اما من هنوز مات و مبهوت بودم
دایی رحمان توضیح داد که این کمد اسمش تلویزیون است که پدرم سال قبل از مکه خریده و آورده .
بعد از صبحانه من را برد کنار تلویزیون و دست من را هم به صفحه اش کشید و لمس کردم و متوجه شدم که این هم نوعی رادیو هست که عکس هم دارد و نباید ترسید .
این خاطره همیشه در نظرم هست و تا سالهای بعد که من پلیس شدم .
بعدا هم الکترونیک خواندم و تعمیر لوازم الکترونیک را فرا گرفتم .
چند بار هم لامپهای همون تلویزیون را عوض کردم و تعمیرش کردم .
و اما همیشه آن خاطره را برای خودم زمزمه و یاد آوری میکنم و حالتی هم از خجالت و لبخند در وجودم ایجاد میشود .
باز نویسی خاطره در تاریخ
۲۴/۱۲/۱۴۰۲
د.وفا.ایرانشاهی

Читать полностью…

ﻛﺎﻧﻮﻥ دکتر وفا ایرانشاهی

حق مردم را نخوردن روزه اصلی ماست
ای خوشا آن روزه دار چشم و دل پاک متین
د.وفا.ایرانشاهی

Читать полностью…
Subscribe to a channel