سلام جای شما خالی
این نمادها در شهر ملایر ساخته شده اند
بداهه نوازی استاد امیدی ویولون و استاد صفار سنتور و استاد دوستی ضرب در محفل خصوصی
Читать полностью…
این صدای ارزشمند را تقدیم میکنم به شما همتباران گرامی
Читать полностью…
دژ محمد علی خان بختیاری / سردشت ، دزفول ، خوزستان
Читать полностью…
در این کره خاکی ، بر اثر اتفاقی بین دو نفر ، ما نا خواسته به دنیا آمدیم برای یک زندگی موقت ،
در تداوم زندگی ، جنگ با ناملایمات را طی کردیم به قصد رسیدن به انسانیت و ابدیت .
پس بکوشیم تا رسیدن به آن مقام والا
د.وفا ایرانشاهی
دو کلیپ از اجراهای دوست و هم ولایتی گرامی ام جناب فرج علیپور و خانواده اش تقدیم به شما عزیزان هم گروهی
Читать полностью…
ایشان استادِ فرزانه "عبدالحسین زرینکوب" مؤلف کتاب "دو قرن سکوت" هستند.
بعد از دیدن این ویدیو، ارزش کار و زحمات حضرت فردوسی در حفظ و گسترش زبان، شعر و ادبیات فارسی و همچنین تاریخ ایران را بهتر میفهمید. ❤️
این تنها یک سخنرانی نیست! شاهکار ملی و تاریخی این سرزمین است.
@Dirty_Kids 👻
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پارک دختر کوچکی رو میبینه که عروسک مورد علاقهش را گم کرده و گریه میکنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمیکنن و به دخترک میگه، فردا بیا پارک بیا تا با هم به دنبالش بگردیم.
فردای کافکا نامهای را به دخترک میده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامهای برای دخترک میآورد و دخترک از شنیدن نامه ها لذت میبرد تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه میکنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک میده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه ش میره.
یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامهای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته
"هر چیزی را که بدان عشق میورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت".
☘☘☘
روز قلم بر قلم زنان توانمند و بیان کنندگان راستی و صداقت مبارکباد
Читать полностью…
اجرای شعر م به نام هفت شهر موسیقی در شهر تبریز ، انجمن دها و در کنار موسیقیدانان آن استان
Читать полностью…
شجاعت ارزشمندان کشورم در برابر حمله های دشمن ستودنیست
امیدوارم هرچه زودتر این جنگ پایان پذیرد و آرامش در کشورم و منطقه حاکم شود
با قلبی محزون از این وقایع .
وفا ایرانشاهی
وفا:
حکمت و عرفان
ایکه فرزند زمانی عاقلی و نکته دان
در وجودت حکمت حق را نگر با چشم جان
چون دوتا چشم و دوتا گوش و یکی داری زبان
پس دوتا بشنو دو تا بین و یکی کن گفتمان
جسم خاکی ، روح علوی ، جان عظیم و پر توان
کلّ موجودات در خدمت به قصد امتحان
در طریق معرفت گر سالکی بی باک شو
نزد یاران طریقت مثل مشتی خاک شو
مرد میدان عمل ، مسئول هم چالاک شو
با اصالت، متقی ، محجوب ، لایق ، پاک شو
ذره ای ناچیز شو تااصل تو گردد عیان
جوهرت پیدا شود از منتهای لامکان
چون دلیل آمدن بر تو یقین معراج توست
ساکن و خاموش بودن بی گمان تاراج توست
موکب عشقی و هم سیر تکامل تاج توست
برترین اندیشه و افکار در آماج توست
وانکه خودرا بینی از روحی ورای انس وجان
چون خلیل و هم کلیم وهم نقیب عارفان
تو به حکم حق شدی مسئول در روز الست
واژه ی (قالو بلا )روح تورا بنموده مست
در ره سیر تکامل شمه هائی در تو هست
جهد کن تا آن فراز عشق را آری به دست
فاش، طی الارض خود بینی به اقصای زمان
هم سریر عشق را بینی ورای کهکشان
سالک راه ولا شو تا زخود پرّان شوی
در طریق معرفت معنای اصل جان شوی
آگه و بینای هر نادیده و پنهان شوی
شاهد بگذشته و آینده و الآن شوی
چون ز ایرانشاهی ات این نکته باشد . بی گمان
واضع (انّا خلقنا) را بگیری در میان
د. وفا ایرانشاهی
علم ، دین ، آزادی
چوعلم و دین و آزادی نمایی جمع در یکجا
ندای حق پرستی را بزن بر بام این دنیا
ز تقوا جامه ای باید ، چو مرگ این دلق بستاند
نمانی لخت و شرمنده به نزد یار در عقبا
وفا ایرانشاهی
تابستان ۱۳۹۱
فایل صوتی از طرف vafairanshahi9
معلم عشق
شعر و دکلمه از دکتر وفا ایرانشاهی
نوازش سنتور از استاد فرشید سیامکی
نوازش ضرب از جناب امین جوادی
اجرا تابستان سال ۱۳۹۹
هوشمندی ایرانی ها را در چند هزار سال قبل ببینید تا چشم هایتان چهارتا شود! این کوزه عجیب مربوط به اشیای کشف شده در شهر سوخته می باشد! قدمت این کوزه مربوط به هزاره سوم ماقبل میلاد است!
فقط باید بر هوش و ذکاوت سازنده این ظرف آفرین گفت.
https://whatsapp.com/channel/0029VbAWItvIt5rojNW7SW13
با سلام
در شهر ملایر نماد مراکز ارزشمند بسیاری از شهرهای ایران و جهان را از جمله اهرام ثلاثه مصر ، برج ایفل ، و نمادهای ایرانی مثل سعدیه ، حافظیه ، بابا طاهر ، ابوعلی سینا وتعدادی دیگر در اندازه کوچک تر را در پارک ملل ساخته اند
بازدید برای عموم آزاد و رایگان است
نسل آرش
دمی بشنو صدایم را تو ای آزاده ایرانی
که خودرا مستقل و آریایی زاده میدانی
همی از داریوش گرد و از کوروش به ابادی
گرفتی درس عمران و تمدن را به استادی
من و تو پور تهمورث که دیوان را به هم بسته
بساط ظلم و ظالم را بسی مردانه بگسسته
من و تو پاره نسل دلیری همچنان آرش
به جان دشمنان میریخت از پیکان خود آتش
من آن ضخاک کش بوده ست جدم بهر آزادی
نموده نام نیکش را درفشی اندر این وادی
همی از کاوه بگرفتم شجاعت را به جنگیدن
همی از رستم و سهراب راه و رسم رزمیدن
من و تو ریشه داریم از ادیبانی چو فردوسی
همیشه جان به کف هستیم بهر عرق ناموسی
منم جاوید مرد عرصه پیکار فرهنگی
منم مردانه مرد جبهه های رزمی و جنگی
من و تو پور ایران و هدف مند و سعادت جو
به آیین خدا تابع فدا کار و سعادت خو
من و تو پاک و غیرتمند و هم عاشق به این خاکیم
به ایمان و ادب قائل مقدس بوده و پاکیم
من و تودافع این قوم هستیم ای دلاور مرد
نبیند چشممان روزی جبین هموطن را زرد
به این پیشینه دیرین چنین ساکت نمی باید
مدارا با صف دشمن نمی زیبد نمی شاید
کمین کرده ست دشمن تا به فرهنگم زند تیشه
کشد شیران و ببران را به نابودی در این بیشه
بیا طرخی در اندازیم و خائن را به چنگ آریم
سزایش را به قانونی سعادتمند بسپاریم
چو آرش جان فدا بنموده تیری را رها سازیم
ندای صلح و آزادی به این دنیا در اندازیم
شجاعت لازم است اکنون (وفا) را بهر اشعارش
شهامت نیز میخواهد عمل سازد به آثارش
د. وفا . ایرانشاهی
( مندرج در کتاب تاریخ و فرهنگ منظوم ایران نوشته اینجانب)
تقدیم به شما یاران فهیم
این دو بیتی لری من تقدیم به لرستانی های گرامی
رهتی ، مه مندم ، وا غم و وا دل
روزم چی شووه ، شووم چه مشکل
گوتی که حالت ، بی مه چطوره ؟
موئم چی حال ، ماهی د ساحل
وفا ایرانشاهی
ترانه روستایی ( گلوبند طلا )
🎤 با صدای : بانو الهه
گلوبند طلا ، گوهر شب نما
شد نصیب رقیب من
چه کنم ای خدا ۰۰۰
پسر کدخدا شده از من جدا
حلقه نامزدی به من پس
فرسته چرا ؟ ۰۰۰
یارب این بلا ، آمد از کجا
چرا او شد به جای من
عروس کدخدا ۰۰۰
رفته عشقم از دستم
خدا چه کار کنم
من غزال این دشتم
کجا فرار کنم
یارب این بلا ، آمد از کجا
چرا او شد به جای من
عروس کدخدا ۰۰۰
*فارسی حرف میزنیم*
*اما دربارهٔ زبان فارسى نمی دانیم .*
*زبان فارسى در ٢٩ كشور جهان صحبت میشود که در ردیف ششم بعد از زبان اسپانيايى و قبل از زبان آلمانى است.*
*این ردهبندی از نظر تعداد كشورهایی که در آنها فارسى صحبت میکنند، میباشد.*
*زبان فارسى دومین زبان كلاسيک جهان بعد از زبان يونانى شناخته شده و همهٔ ويژگیهاى يک زبان كلاسيک را دارد.*
*زبان هاى لاتين و سانسكريت در رديفهاى سوم و چهارم قرار دارند.*
*زبان فارسى از نظر تنوع مَثَل (ضربالمثل) بین سه کشور اول دنیاست.*
*زبان فارسی از نظر دامنه و تنوع واژهها يكى از پرمايهترين و بزرگترين زبانهای دنیاست.*
*در كمتر زبانى فرهنگ لغاتى مثل لغت نامهٔ ١٨ جلدی دهخدا و يا فرهنگ معين در ۶ جلد ديده میشود.*
*زبان فارسى توانايى ساختن ۲۲۵ ميليون واژه را دارد كه در ميان زبانهاى دنیا بى همتاست.*
*زبان فارسی یازدهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب و اینترنت است.*
*زبان فارسى از لحاظ قدمت، يک سده از لاتين و دوازده سده از انگليسى جلوتر است.*
*از ده شاعر برتر جهان پنج نفر از آنها فارسی زبانند.*
*آخرین نکته هم اینکه زبان فارسی تنها زبانی هست که می شود ۱۹ تا فعل را کنار هم گفت و نوشت و جمله ی معنیدار داشته باشیم.*
*مثلا: داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام میخوام برم بگیرم بخوابم*
*اگر کسی بخواهد این را ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشود*
*قدر زبان فارسی را با درست فارسی صحبت كردن و یاد دادن درست به فرزندانمان و املای صحیح لغات، بدانيم و آن را گرامی بداريم.*
*جالب است بدانید در زبان فارسی "جدایی جنسی" وجود ندارد.*
*مثلاً ضمیر سوم شخص خلاف زبانهای لاتین و عربی "او" شامل زن و مرد میشود.*
*در زبان فارسی، عکس زبانهای لاتین و اروپایی اگر جایی تأکید بر جنسیت باشد، اولویت با زنان است.*
*ما میگوییم:*
*زن و شوهر*
*به جای:*
*husband and wife*
*ما میگوییم:*
*خواهر و برادر*
*به جای:*
*brother and sister*
*ما میگوییم:*
*زن و مرد*
*به جای:*
*men an women*
*حتی ما میگوییم:*
*زن و شوهر*
*یعنی مرد در ارتباط با همسر هویت "شوهر" پیدا میکند.*
*ولی هویت "زن" دست نمیخورد*
*به جای اینکه بگوییم:*
*man and wife*
*ما نمیگوییم: mankind،*
*می گوییم: بشریت*
*ما هرگز در تاریخ و ادبیات مان به جنسیت اهمیت ندادهایم*
*اگر جایی لازم شده، زنان را در اولویت قرار دادهایم.*
*حتی در زبان فارسی، "زن" یک واژه و مفهوم مستقل هست
نه مثل wo/man (زائدهای کنار مرد)*
*و اگر بدون تعصب و غرور ملی نیک بنگریم، در اکثر اقوام ایرانی، زن و مرد دوشادوش هم کار میکنند و نسبت به دیگری برتری ندارند.*
*در شاهنامه حکیم فردوسی نیز استاد توس، در بسیاری از ابیات، زنان را اِکرام و تمجید کرده است و شاید به همین دلیل است که ما وطن را مادر (زن) و نام دخترانمان را (ایران) میگذاریم.*
*فرهنگ و تمدن و انسانیت به این میگویند.*
✍🏻دکتر جلال شکوهی
از هنر دوستان گرامی مان جناب کوشکانی ویلون نواز و جناب مرادی ضرب نواز و جناب اسماعیلی سنتور نواز لذت ببرید
Читать полностью…
ای بیت از اشعار من که از صنعت ( مدح و ذم ) است را تقدیم میکنم به شما یاران همراه
اگر مایلید جواب بفرستید
.
🔴🔹خاطره ای زیبا از دکتر زرین کوب :
🔹روز عاشورا بود و در مراسمی بهمین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و عکسم را روی آن زده بودن انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم
🔹دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی ام می گشتم .. موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمی خواستم، فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هرچه بیشتر فکر می کردم ، کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته افکارم را پاره کرد :
🔹ببخشید شما استاد زرین کوب هستید ؟
🔹گفتم : استاد که چه عرض کنم، ولی زرین کوب هستم
🔹خوشحال شد، شروع کرد به شرح این که چقدر دوست داشته، بنده را از نزدیک ببیند، همین طور که صحبت میکرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟
🔹پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین، اما باوقار
🔹می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده و در اوقات بیکاری یا قرآن میخواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه و چه زیبا غزل حافظ را میخواند
🔹پرسیدم : حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید ؟
🔹گفت : سؤالی داشتم و سپس پرسید : شما به فال حافظ اعتقاد دارید ؟
🔹گفتم : خب بله ، صددرصد ... گفت : ولی من اعتقاد ندارم !
🔹پرسیدم : من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد ؟
💥( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم )
🔹گفت : خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید ؟
🔹گفتم : اگر از دستم بر بیاد، حتما ، چرا که نه
🔹گفت : یک فال برام بگیر
🔹گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم نیست
🔹بلافاصله دیوانی کوچک از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت : بفرما
🔹مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید
🔹فاتحه ای زیر لب خواند و گفت : برای خودم نمیخوام، میخوام ببینم حافظ در مورد امروز ( روز عاشورا ) چی می گه ؟؟
🔹برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال
🔹حافظ ...عاشورا ، اگه جواب نداد چی ؟ عشق و علاقه این مرد به حافظ چی ؟
🔹با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوعات پرداخته باشد
🔹متوجه تردیدم شد، گفت : چی شد استاد ؟ گفتم : هیچی، الان
🔹چشمان را بستم و فاتحه ای قرائت و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم :
💥زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
💥گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت
💥بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
💥یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
💥رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
💥گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
💥در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
💥سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
💥چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
💥جانا روا نباشد خونریز را حمایت
💥در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
💥از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
💥از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
💥زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
💥ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
💥یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
💥این راه را نهایت صورت کجا توان بست
💥کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
💥هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
💥جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
💥عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
💥قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
🔹خدای من این غزل موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نیست، پس چیست ؟ سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل ویژه برا همین مناسبت سروده شده !
🔹بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی و گریه میکرد، طوری که تمام بدنش میلرزید انگار روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود .
🔹متوجه شدم عده ای دارند مارا تماشا میکنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فرا خواند و عذرخواه که متوجه حضورم نشده ، حالا دیگر میدانستم سخنان خود را چگونه آغاز کنم .
🔹بلند شدم، دستم را گرفت و می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ادب بوسیدم .
🔹گفت معتقد شدم، معتقد بووودم، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد !
🔹آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند .
🔹پیشنهاد میکنم هر وقت حال خوشی داشتید، این غزل را بخوانید.
روز قلم را به همه عزیزان و تمامی وارثان لوح صاحبان قلم تبریک عرض نماییم اندیشه تان پویا قلم تان مانا
Читать полностью…
سلام به همه کسانی که می توانند پیام من را ببینند
من می گویم که ناامید نباشید.... تنفر در انسانها از بین خواهد رفت و تا بخردان خواهند مرد و قدرتی که آنها از مردم گرفته اند به مردم باز خواهد گشت ، تا مادامی که انسانیت نمرده است ، آزادی از بین نخواهد رفت.
برای بقای انسانیت و علم و عرفان کوشش کنیم .
بسیاری از هموطنان در این نبرد آسیب میبینند سعی کنیم وطن را از دست ندهیم .
از مسئولین دولتی تقاضای خالصانه و عاجزانه داریم با درایت بیش از پیش مدیریت کنند تا آسیب کمتری به وطن و هموطن برسد .
از هر طرف که کشته شود انسان اند و بی دفاع .
امیدواریم گوش شنوایی باشد و فکر باز و بازوی عمل کننده ای.
وفا ایرانشاهی . چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
خطاب به عزیزانی که این پیام را میبینند
در این روزهای جنگ خانمان سوز از کودکان حفاظت کنید و به آنها از سختیها نگویید تا نسل آینده ترسو و ضعیف و بی اعصاب بار نیایند
مشکلات این زمان گذراست و پایانی دارد
به امید پایان جنگ و مشکلات آن
وفا ایرانشاهی
روح یک لباس دارد که بدن است
اما اگر لباسی از تقوا داشته باشد ، پس از جدا شدن از بدن پیش خدا شرمنده نیست
کنار یار قدیمی ام جناب پروفسور منوچهر جعفریان در باغ تالار ایشان
Читать полностью…
و دوستی هم در این باب نوشته
همه شب شدم به کویت به امید وصل رویت
ارنی نگفته ، گفتی دوهزار لن ترانی
تقدیم به شما