این جا شعرها،اتفاقی انتخاب و گذاشته می شوند اما دوستِ من، تو اتفاقی اینجا نیستی! ✨🕊️
دوران شـــــــکوه باغ،
از خاطرمان رفتهسـت
امروز که صف در صف
خشـــکیده و بیباریم
دردا که هدر دادیم آن ذاتِ گرامی را
تیغیم و نمیبرّیم، ابریم و نمیباریم
#حسین_منزوی
در گرفتهست زمین تا به فلک بیسروپایی
ای حیا نشئه مبادا تو به این رنگ برآیی
خاک خور تا نخوری عشوهٔ اسباب تکلف
جغد ویرانه شوی به که کنی خانه خدایی
هرکجاکوکب اقبال جنون ناز فروشد
تاج شاهیست غبار قدم آبله پایی
عبرتآباد جهان فرصت افسوس ندارد
مژه بر هم زدن است آن کف دستی که بسایی
فیض اقبال قناعتکدهٔ فقر رساتر
میکند سایهٔ دیوار درین گوشه همایی
زین تماشاکده حیرانی ما رنگ نگیرد
ورق آینه مشکل که توان کرد حنایی
حسن تحقیق گر از عین و سوی پرده گشاید
تری و آب بهم نیست به این تنگ قبایی
غیرت مهر نتابد اثر هستی انجم
صرفهٔ ماست که در آینهٔ ما ننمایی
شعلهای خواست به مهمانی خاشاک اجازت
گفت: در من نتوان یافت مرا گر تو بیایی
میکشم هر نفس از جیب تپیدن سر دیگر
دارم از گرد رهت آینهٔ بیسروپایی
چشم برروی تونگشودکسی غیر نقابت
محو گیر آینه و عکس که از پرده برآیی
بیدل از ما نتوان خواست چه افغان چه ترنم
نی این بزم شکستهست نفس در لب نایی
#بیدل_دهلوی
میخوردن و شادبودن، آیینِ من است
فارغبودن ز کفر و دین، دینِ من است
گفتم به عروسِ دهر: «کابینِ تو چیست؟»
گفتا: «دلِ خُرَّمِ تو، کابینِ من است»
#خیام
باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم
وین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنم
هفتاخترِ بیآب را، کین خاکیان را میخورند
هم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم
از شاهِ بیآغازْ من، پرّان شدم چون باز من
تا جغدِ طوطیخوار را در دِیرِ ویران بشکنم
زآغاز عهدی کردهام کاین جان فدایِ شه کنم
بشکسته بادا پشتِ جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفم
تا گردنِ گردنکشان در پیشِ سلطان بشکنم
روزی دو، باغِ طاغیان گر سبز بینی، غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راهِ پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالمِ بدغور را
گر ذرّهای دارد نمک گبرم اگر آن بشکنم
هر جا یکیگویی بُوَد، چوگانِ وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد، در زخمِ چوگان بشکنم
گشتم مقیمِ بزم او، چون لطفْ دیدم عزمِ او
گشتم حقیرِ راه او، تا ساقِ شیطان بشکنم
چون در کفِ سلطان شدم، یک حبّه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی، میدان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانهٔ خود ره دهی
پس تو ندانی این قدَر کاین بشکنم، آن بشکنم؟
گر پاسبان گوید که «هی!»، بر وی بریزم جامِ می
دربان اگر دستم کشد، من دستِ دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گِرْدِ دل، از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردونِ گردان بشکنم
خوانِ کرم گستردهای، مهمانِ خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم؟
نی نی، منم سَرْخوان تو، سرخیلِ مهمانان ِتو
جامی دو بر مهمان کنم، تا شرمِ مهمان بشکنم
ای که میانِ جانِ من تلقینِ شعرم میکنی
گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم
از شمسِ تبریزی اگر باده رسد، مستم کند،
من لااُبالیوار خود اُستُونِ کیوان بشکنم
#مولانا
#دیوان_شمس
من بیخود و تو بیخود، ما را کی بَرَد خانه؟
من چند تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه؟»
در شهر یکی کس را، هُشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
جانا! به خرابات آ، تا لَذّتِ جان بینی
جان را چه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
تو وقفِ خراباتی، دَخلت مِی و خَرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من افسانه
از خانه برون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
گفتم که «رفیقی کن، با من که منم خویشات»
گفتا که «بِنَشْناسَم، من خویش، ز بیگانه»
من بیدل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
در حلقهٔ لنگانی، میبایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلْیانه؟
سرمستِ چنان خوبی، کِی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
شمسُالحقِ تبریزی! از خلق چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
#مولانا
#دیوان_شمس
در شدن خرگوش بس تاخیر کرد
مکر را با خویشتن تقریر کرد
در ره آمد بعد تاخیر دراز
تا به گوش شیر گوید یک دو راز
تا چه عالمهاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل
صورت ما اندرین بحر عذاب
میدود چون کاسهها بر روی آب
تا نشد پر بر سر دریا چو تشت
چونکه پر شد تشت در وی غرق گشت
عقل پنهانست و ظاهر عالمی
صورت ما موج یا از وی نمی
هر چه صورت می وسیلت سازدش
زآن وسیلت بحر دور اندازدش
تا نبیند دل دهندهٔ راز را
تا نبیند تیر، دورانداز را
اسپ خود را یاوه داند وز ستیز
میدواند اسپ خود در راه تیز
اسپ خود را یاوه داند آن جواد
و اسپ خود او را کشان کرده چو باد
در فغان و جست و جو آن خیرهسر
هر طرف پرسان و جویان در بهدر
کانکه دزدید اسپ ما را کو و کیست؟
این که زیر ران تست ای خواجه چیست؟
آری این اسپست لیک این اسپ کو؟
با خود آی ای شهسوار اسپجو
جان ز پیدایی و نزدیکیست گم
چون شکم پر آب و لب خشکی چو خم؟
کی ببینی سرخ و سبز و فور را
تا نبینی پیش ازین سه، نور را
لیک چون در رنگ گم شد هوش تو
شد ز نور آن رنگها روپوش تو
چونکه شب آن رنگها مستور بود
پس بدیدی دید رنگ از نور بود
نیست دید رنگ بینور برون
همچنین رنگ خیال اندرون
این برون از آفتاب و از سها
واندرون از عکس انوار علا
نورِ نورِ چشم خود نور دلست
نور چشم از نور دلها حاصلست
باز نورِ نورِ دل نور خداست
کاو ز نور عقل و حس پاک و جداست
شب نبد نور و ندیدی رنگها
پس به ضد نور پیدا شد ترا
دیدن نورست، آنگه دید رنگ
وین به ضدِ نور دانی بیدرنگ
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضد خوشدلی آید پدید
پس نهانیها به ضد پیدا شود
چونک حق را نیست ضد پنهان بود
که نظر بر نور بود آنگه به رنگ
ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ
پس به ضد نور دانستی تو نور
ضد ضد را مینماید در صدور
نور حق را نیست ضدی در وجود
تا به ضد او را توان پیدا نمود
لاجرم ابصار ما لا تدرکه
و هو یدرک بین تو از موسی و که
صورت از معنی چو شیر از بیشه دان
یا چو آواز و سخن ز اندیشه دان
این سخن و آواز از اندیشه خاست
تو ندانی بحر اندیشه کجاست
لیک چون موج سخن دیدی لطیف
بحر آن دانی که باشد هم شریف
چون ز دانش موج اندیشه بتاخت
از سخن و آواز او صورت بساخت
از سخن صورت بزاد و باز مرد
موج خود را باز اندر بحر برد
صورت از بیصورتی آمد برون
باز شد که انا الیه راجعون
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
فکر ما تیریست از هو در هوا
در هوا کی پاید آید تا خدا
هر نفس نو میشود دنیا و ما
بیخبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوی نو نو میرسد
مستمری مینماید در جسد
آن ز تیزی مستمر شکل آمدهست
چون شرر کهش تیز جنبانی بهدست
شاخ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز
این درازی مدت از تیزی صنع
مینماید سرعتانگیزی صنع
طالب این سِرّ اگر علامهایست
نک حسامالدین که سامی نامهایست
#مولانا
مثنوی
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی
گر نامه نمیخوانی خود نامه تو را خواند
ور راه نمیدانی در پنجهٔ ره-دانی
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته
از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی
هم آبی و هم جویی هم آب همیجویی
هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی
چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان
آمیختهای با جان یا پرتو جانانی
نور قمری در شب قند و شکری در لب
یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی
هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر
بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی
از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن
زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی
#مولانا
#دیوان_شمس
هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقین از بند و از زندان نترسد
دل عاشق بوَد گرگ گرسنه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد
#باباطاهر
گر جان عاشق دم زند، آتش در این عالم زند
وین عالم بیاصل را چون ذرهها برهم زند
#مولانا
♡
نیروی تاریک از ترس تغذیه میکنه...
حتما گوش بدید عزیزان خیلی آرامبخشه♥️🌱
گـفـتــ آن یـار ڪز او گشـتـــ سَرِ دار بلند
جرمش این بود کہ اسرار هویـدا مےکرد
#حافظ
خر ز زدن گشت فرد، کژروی آغاز کرد
راه رها کرد و رفت آن طرفی که گیاست
آن طرفی که گیاست امن و امان از کجاست؟
غره به سبزی مشو، گرگ سیه در قفاست
گوش به ترجیع نه، جانب ره کن رجوع
زانک ملاقات گرگ تلختر آمد ز جوع
#مولانا
نردیست جهان که بردنش باختنست
نرادی او به نقش کم ساختنست
#ابوسعید_ابوالخیر
.
دکتر اصغر دادبه
(زادهی ۱۸ اسفند ۱۳۲۵ یزد)
استاد فلسفهی اسلامی و ادبیات عرفانی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیر گروه ادبیات دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشکدهی علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
دکتر اصغر دادبه در سال ۱۳۸۱، در دومین همایش چهرههای ماندگار، بهعنوان چهرهی ماندگار در عرصهی ادبیات عرفانی و فلسفهی اسلامی معرفی شد.
.
#اصغر_دادبه #ادبیات_فارسی #سعدی #گلستان #بوستان #اکنون #گروه_اکنون #موسیقی #شعر #ادبیات #هنر
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد
و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست
#مولانا
#دیوان_شمس
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که میخواهد بیتوته کند
بگذاریم غریزه پی بازی برود
کفش ها را بکند وبه دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
چیزی بنویسد
به خیابان برود؛
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک چه در زیر درخت
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم...
#سهراب_سپهری
ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من...💚
@katebbashi_book
بر لوح نشان بودنیها بودهست
پیوسته قلم زِ نیک و بد فرسودهست
در روزِ ازل هر آنچه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدن ما بیهودهست
#خیام
از حادثهٔ جهان زاینده مترس
وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس
این یکدم عمر را غنیمت میدان
از رفته میندیش وز آینده مترس
#مولانا
رباعیات
روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلا
گو بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد بِبَر
زلفِ چون عَنبَرِ خامَش که ببوید؟ هیهات
ای دلِ خامطمع، این سخن از یاد بِبَر
سینه گو شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بِکُش
دیده گو آبِ رخِ دجلهٔ بغداد بِبَر
دولتِ پیرِ مُغان باد که باقی سهل است
دیگری گو برو و نامِ من از یاد بِبَر
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعتِ استاد بِبَر
روزِ مرگم نفسی وعدهٔ دیدار بده
وان گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر
دوش میگفت به مژگانِ درازت بِکُشم
یا رب از خاطرش اندیشهٔ بیداد بِبَر
حافظ اندیشه کن از نازکیِ خاطرِ یار
برو از دَرگَهَش این ناله و فریاد بِبَر
#حافظ
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنیآدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است
که بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
#سعــــدی
✨
همه
ذرات جان
پیوسته با دوست
همه اندیشه ام، اندیشه ی اوست...
#فریدون_مشیری
✨
"هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد"
#شبستری
🍃
.
زمین و آسمان سرزمين مان زخمى ست
دل ها نگران اند
دل مادران پيش از طلوع صبح، هزار بار مى لرزد
صداى آژيرخواب را از كودكان مى ربايد
صداى انفجار، جاى آواز را گرفته است
ما فرزندان آوازيم
با زخمه اى بر دل، و اميدى پنهان در گلو
شايد آواز مرهمى باشد بر دل مادرى، يا آهى خاموش در دل پدرى خسته
این صدا مى خواهد دردل اين همه هياهو، زمزمه اى براى آرامش باشد!
شايد به ياد بياوريم كه هيج خاكى، برخون گل نمى دهد
وهيچ سلاحى، عشق نمى كارد
به اميد روزى كه آوازها، بلندتر از گلوله ها شنيده شوند و با آرزوى صلح و آرامش براى همه ی مردمان جهان
#ایرانِ_من
همایون شجریان
@katebbashi_book
جهان یادگارست و ما رَفتنی
به گیتی نماند به جُز مَردمی...
#فردوسی
در آن مجلس که او را همدم اغیار میدیدم
اگر خود را نمیکشتم بسی آزار میدیدم
چه بودی گر من بیمار چندان زنده میبودم
که او را بر سر بالین خود یکبار میدیدم
به من لطفی نداری ورنه میکردی سد آزارم
که میماندم بسی تا من ترا بسیار میدیدم
به مجلس کاش از من غیر میشد آنقدر غافل
که یک ره بر مراد خویش روی یار میدیدم
عجب گر زنده ماند شمع سان تا صبحدم وحشی
که امشب ز آتش دل کار او دشوار میدیدم
#وحشی_بافقی
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
#حافظ
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍏 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🌸 کتب صوتی نایاب/ زندگینامه مشاهیر
@feqdanedel
🌻 من وکتاب ا𝐏𝐃𝐅ا
@aramesh13577
🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍏 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌻 استخدامی آموزگاری و دبیری
@svcnhit
🍎 رمانسرای مجازی
@Salam_Roman
🍏 مدرسه دانش و اطلاعات
@INFORMATIONINSTITUTE
🌻 آگاهی.بیداری.آزادی
@Meditationfarsi369
🍎 موسیقی کلاسیک، بیکلام و آرامشبخش
@Classical_Music_World
🍏 اموزش زبان با سریال ها
@english_elnaz_torabi
🌻 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍎 دانستنی های زنان موفق
@successfulwomen1
🍏 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🌻 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🍎 شگفتیهای توسعه در ایران
@Alefbaietousee
🍏 آداب معاشــرت 🟣
@Adab_Moasheratt
🌻 آموزش زبان عربی با متون داستانی
@taaribedastani
🍎 بزرگانِ خُنیاکِ ایران
@barbodm2500
🍏 خانـه قدیمـی و طبیعـت 🟢
@Khonehghadimi
🌻 هوروسکوپ و مدیتیشن
@Agahiiiiiiiiiiiiiii
💐 هتل کتاب
@Hotel_booook
🍎 تاریخ و ادبیات جهان
@Historyliteratureworld
🍏 حراج دائمی کتابهای چاپ قدیم!
@katebbashi_book
🌻 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍎 آرشیو دوره رایگان
@Arshivagahi
🍏 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌻 خودت رو ارتقاء بده!!!
@Mind_plussss
🍎 بوسه عشق
@Booose_eshgh
🍏 مجله پزشکی
@Dokinegin2023
🌻 یادگیری نکات آیلتس⬇️
@Englishity
🍎 زیباترین اشعار دوبیتی ومتن کوتاه
@aftabmahtabi
🍏 آسیب شناسی اجتماعی
@asib_shenas
🌻 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🍎 سخنان موزون
@kateb_bashishear
🍏 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🌻 آرامش و شادی درونی🧘🏻♀️
@ravanshenasivaerfan
🍎 یونگ ، آرکی تایپ ، تراپی
@hamsafarbamah
🍏 گزیده خوانی
@venus_boook
🌻 دانش و دانایی و آگاهی
@Danestanihayeomomii
🍎 بهترین متون و اشعار
@btl00
🍏 روزهای زندگی
@Roozhayezendegi2024
🌻 رمان(سنتها+دروغها)
@sonnatha_va_doroogh_ha
🍎 جامعه شناسی و هنر
@r_kordbacheh
🍏 شاهنامه، فلسفه و اسطوره شناسی
@shahr_naame
🌻 برده داری نوین
@matrixxx369
🍎 مدیریت زندگی
@LifeManage
🍏 دلنوشته های عاشقانه 🍃
@najvayee
🌻 کلیپ های انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🍎 آوای شــب_دانلـود خاطـره
@AVAYESHAB2024
🍏 محفل شاعرانه
@Mahfelshaeraneh
🌻 جملات انگلیسی + ژاپنی با ترجمه
@imonfared
🍎 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
☘️ ده دقیقه با علوم انسانی 🎙
@peyke_pouyesh
🌻 کتابفروشی ارزان کتاب
@KotobeArzan
🍎 مطالعه گروهی کتاب دانش 📖
@Ktabdansh
🍏 پرورش گل و گیاه به طور حرفه ای
@Maryamgarden
🌻 (آموزش)فنّ بیان+گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🍎 بدانید و دریافت کنیم.BOOKS
@Audio_Books_24
🍏 محفل نویسندگان
@yek_roman
🌻 هنر چیدمان منزل🏡
@ZibaManzel
🍎 کتاب(رایگان)𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
🍏 دنیای غذا در تلگرام
@telefoodgram
🌻 متن دلنشین
@aram380
🍎 انگلیسی حرفه ای کودک و بزرگسال
@MusicOwallpaper
🍏 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌻 کتاب رایگان AudioBook
@PARSHANGBOOK
🍎 ادبیات انگلیسی
@Englishliteraturemagazine
🍏 بیوگرافی نویسندگان دنیا
@nevisandbdonya
🌻 جادوی گیاهان🪸 طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 کلی فیلم امریکایی با دو زیرنویس همزمان
@howimetyourmotherrr
🍏 مکالمات انگلیسی با ترجمه و فایل صوتی
@ESL4You
🌻 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 گلچین کتابهای صوتی PDF
@ketabegoia
🧿 خلاصه کتابهای روانشناسی
@booklove_blog
🌖 اندیشکده اقبال؛ اندیشگاه مشترک ایران و پاکستان
@andishkadehiqbal
🍀🧿 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
✧ ✧ ✧
گر برود جان ما ،در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست ،دوست تر از جان ماست
مایه پرهیزگار، قوت صبر است و عقل
عقل گرفتار عشق ،صبر زبون هواست
#سعــــدی