5638
@mohammadhaddadd ادمین
عنوان:بررسی #مکتبهای_تار_نوازی
نویسنده:داریوش پیرنیاکان
کلید سل(کانالی تخصصی آموزش موسیقی)👇
@kelideesol
آموزش موسیقی👇
@kelideesol
برای اینکه در عرصه هنر وروابط اجتماعی هرگز به مشکل نخورید،(چه موزیسین و چه شنونده موسیقی)باشید
باید یکسری هرگزها را،رعایت کنید...
_هرگز هنگام انجام موسیقی حرفه ای،درخصوص خطای افراد احساسی عمل نکنید(موسیقی حرفه ای تنها کاریست که قوم وخویشاوند وآشنا نمیشناسد واولویت با بهترین است)
- هرگز یک هنرمند را صرفا برای اجرای موسیقی به منزلتان دعوت نکنید
-هرگز،در کارگروهی موسیقی درحاشیه نباشید وفقط وفقط به قوانین گروه وتصمیمات سرپرست گروه توجه داشته باشید(در غیراین صورت نه حرفهای اعضا در مورد کار را رد کنید ونه تایید)
- هرگز ظروف را در هنگام اجراي موسيقي جابجا نکنید،(برخورد ظروف با میز و هر چیز دیگری صدای گوشخراشی ایجاد میکند که تمرکز نوازنده را برهم میزند)
- هرگز هنگام اجرای موسیقی از ميهمانان پذيرايي نكنيد و اینکار را موکول به پس از اتمام اجرا کنید
- هرگز هنگام تمرین حرفه ای موسیقی دست به موبايل خود نبريد( لطفا زمان ديگري را براي چك كردن تلگرام و اينستگرام انتخاب كنيد)
- هرگز بدون اجازه ی اعضای گروه ،فيلمبرداري و صدابرداري نكنيد، (اگر ميزبان یا سرپرست هستيد این وظیفه شماست که تذکر دهید)
- هرگز درحضور کودکان که قادر به سکوت نیستند درخواست اجرای موسیقی نکنید.
- هرگز در يك مهماني شلوغ از كسي درخواست اجراي موسيقي نكنيد مگر اينكه توانايي برقراري سكوت مطلق را داشته باشید،
- هرگز به هنگام اجراي موسيقي در گوشي صحبت نكنيد(در گوشي صحبت كردن كار بدی است...)
_هرگز هنگام انجام موسیقی حرفه ای،درخصوص خطای افراد احساسی عمل نکنید(موسیقی حرفه ای تنها کاریست که قوم وخویشاوند وآشنا نمیشناسد واولویت با بهترین است)
- هرگز هنگام اجرای موسیقی خميازه نكشيد ( اگر خوابتان مي آيد وخسته هستید اصلا لزومي ندارد در مجلس حضور پيدا كنيد...)
- هرگز و هرگز درخواست آهنگ نكنيد و اگر آهنگ درخواستي داريد( شب به هنگام خواب آهنگ مورد نظرتان را گوش دهيد...)
-هرگز بدون هماهنگی با خواننده نخوانيد ،اگر شنونده ومهمان هستید و( فكر مي كنيد صداي خوبي داريد شغلتان را تغيير دهيد و پيشه موسيقي را انتخاب كنيد)
- هرگز بعد از پايان مجلس،اگر شنونده هستید، با اظهار فضل از ساز زدن يا خواندن كسي در مقابل يك هنرمند حرفه ای صحبت نكنيد( نه چيزي را به نوازنده اضافه مي كند و نه مرتبه شما را بالاتر مي برد)
- هرگز بدون اجازه عكس برداري نكنيد.
- هرگز فرداي مجالس موسيقي،اگر شنونده بودید، بدون اجازه صفحات اجتماعي خود را با
"يك شب خوب با فلان موزیسین"
پر نكنيد مسلما اين يكي از حقوق ابتدايي افراد است كه نخواهند عكسشان با ديگران به اشتراك گذاشته شود.
هرگز به هنگام کار حرفه ای،ازپیشنهاد یا انتقاد ناراحت نشوید واگر تحملش را ندارید هرگز موسیقی حرفه ای کار نکنید (میتوانید در خانه برای خودتان ساز بزنید ولذت ببرید)
- هرگز در هنگام اجراي موسيقي قدم نزنيد.( پارک ها محل مناسب تری برای پیاده روی هستند)
- هرگز بدون هماهنگي قبلي از كسي در خواست اجراي موسيقي نكنيد.
- هرگز در میان اجرای موسیقی نخورید و نیاشامید.
- هرگز بعد از پايان موسيقي درخواست اجراي بيشتر نفرماييد. (اگر موزيسين تشخيص دهد بيشتر اجرا خواهد كرد)
- هرگز دو هنرمند حرفه ای را در يك رشته موسيقي دعوت نكنيد و در چنين شرايطي مراقب برخورد اخلاقي و حرفه اي خود باشيد.
-براي دوام روابط اجتماعي(در خصوص موسیقی) هرگز اين هرگزها را فراموش نكنيد تا هرگز به مشکل نخورید..
آموزش موسیقی👇
@kelideesol
🎥"استاد گفتن به کسی در موسیقی معنی خاصی ندارد"
♦️نظر فرهنگ شریف درباره لقب استاد در موسیقی
موسیقی(آموزش،کتاب،کنسرت،سازشناسی)👇
@kelideesol
چرا موسیقی برای انسانها مهم است؟
در طول تاریخ انسانها تلاشهای زیادی را برای یافتن پاسخی کامل به سؤال «چرا موسیقی برای انسانها مهم است؟» انجام دادهاند که البته همهی آنها به درِ بسته خوردهاند. با این حال و به مرور زمان توضیحاتی مفید در این باره بهدست آوردهایم. این توضیحات باعث شدهاند که اتفاق نظری قابل قبول بین گروههای مختلف از جمله آموزگاران این هنر ایجاد شود و این گروهها متقاعد شوند که همگی نظام باور مشترکی را دنبال میکنند که کنشهای جمعیشان بر مبنای آن شکل میگیرند.
یکی از رویکردهای مهم به ارزشهای موسیقی با نقش آن در افزایش عمق، کیفیت، دامنه و شدت تجربیات درونی انسان سر و کار دارد؛ تغییری که بهشکلی خاص ناشی از عملکرد آن است و آن را از سایر فعالیتهای انسانی متمایز میکند. این رویکرد ذهن فلاسفهی موسیقی را به خود مشغول کرده است؛ فلاسفهای که اغلب توجهشان بر درک «ماهیت» این هنر به مثابه مخلوق انسان متمرکز است و ارزشهای آن را نیز بر همین اساس مد نظر دارند. از دیدگاه فلسفی، این هنر دو ویژگی خاص دارد که میتوانند شالودهی ارزشهای آن در زندگی انسان را تشکیل دهند.
۱. موسیقی تجربهی انسان را به تجربهای «ویژه» تبدیل میکند و در پی تحقق سطحی از تجربه است که با تجربیات عادی تفاوت دارد. این هنر تجربه عادی را به تجربهای فوقالعاده یا تجربهای جزئی را به تجربهای مهم تبدیل میکند. موسیقی جایگزینی برای واقعیت روزمره در اختیارمان قرار میدهد؛ جایگزینی که جانشین روشهای وجودی عادیمان میشود.
۲. موسیقی بر خلاف سایر هنرها به کاربردِ اصوات در ایجاد یک حسِ ویژه وابسته است که به تجربهی انسان غنا میبخشد؛ اصواتی که با توجه به هنجارهای پذیرفته شدهی فرهنگی سازمان یافتهاند. موسیقی از لحاظ استفاده از اصوات منظم، به مثابه مواد اولیه برای «دگرگونی» (تبدیل از شکلی به شکل دیگر)، یک تجربهی منحصر به فرد و یگانه است.
آموزش موسیقی کودکان نه با درسهای موسیقی که با بازی آغاز می شود. آموزش موسیقی نباید با موسیقی یا تئوری موسیقی شروع شود بلکه باید به موسیقی مجال دهیم تا از دل بازی بیرون بیاید. بسیار مهم است که کودک فرصت کافی برای بازی کردن بیابد و بدون مزاحمت دیگران بتواند درون مانده ها را بروز دهد و بیانشان کند. واژگان و اصوات باید هم زمان از بطن بازی های بداهه و موزون برون کشیده شوند.همان گونه که برمر در مقاله ای درباره آموزش موسیقی می گوید:«موسیقی و مخصوصا ملودی،برای کودک نو رسیده از بنیادیترین افزار بیانگری شمرده میشود و به او امکان میدهد تا احساسش را از زنده بودن ابراز کند. کودک با استفاده از صداهای آمیخته به واژگان ،اداها ،حرکت های ریتمیک،و بازی به انسجام حسی_حرکتی دست می یابد.»
کودکان نیازی به تحریک و یا ترغیب ندارند، بلکه خودشان بدوی ترین ابزار را به دست می گیرند ؛ دست زدن و پا کوبیدن هم از ابزار بیان گری آن ها به شمار می رود . حالت ها و راه های مختلف بازی کردن و نواختن و حس هایی همچون اشتیاق به صدای بلند یا آهسته، زیر و بم ،و حس های مشابه به گونه ای شگفت انگیز و سریع رشد و بلوغ می یابند. کودکان از راه حرکت دادن اندامشان (راه رفتن ،دویدن،جهیدن و غیره) به نظمی ریتمیک می رسند و از خلال کارهایی چون تنفس ،سخن گفتن و زمزمه کردن، نخستین بن مایههای ملودی و نظم ملودیک را می آفرینند. در کلام آخر آنچه در آموزش موسیقی به کودکان از اهمیت ویژه ای برخوردار است توجه به در هم آمیختن هر دو مفهوم مبانی و بنیان هاست و در عین حال توجه به نقطه نظرات روانشناسانه،نظریه های آموزش و یادگیری و داشتن برنامه متناسب با هر گروه سنی و بسیاری موارد دیگر از عوامل مهم و مورد توجه در امر آموزش موسیقی است.
نوانس: Nuance
در موسیقی به شدت نواخت یک نت موسیقی گفته میشود.
نوازنده یا خواننده از طریق علایم مشخصی شدت اجرای نت را کنترل میکند.
از بین این علائم چند تا عبارتند از:
p:پیانو(به معنی ضعیف)
pp: پیانیسیمو (ضعیفتر)
ppp:پیانیسیسیمو(خیلی ضعیف)
f:فورته (قوی)
ff:فورتیسیمو(قویتر)
fff: فورتهسیسیمو(خیلی قوی)
mf:متسو فورته(نیمه قوی)
fp:فورته پیانو(نیمه قو
ادمین:محمد حداد
اینستاگرام
@mohammad.haddad.official
🎼هارمونی
✍هارمونی به چگونگی فاصلههای موسیقیایی خوشایند در اجرای همزمان نتها گفته میشود که خصوصاً در آکوردها کاربرد دارد، بر خلاف ملودیها که به خوشایندی نواختن نتهای متوالی (و نه همزمان) میپردازد.
هارمونی سبب ژرفا بخشیدن و غنای ملودی میشود.
یک آفریننده موسیقی عامیانه (مانند یک خواننده که از گیتار استفاده میکند)، با آزمایش آکوردهای گوناگون، همخوانترین آکوردها با حالت ملودی را برمیگزیند. در موسیقی کلاسیک غربی، موسیقیدان همزمان به خلق ملودی و هارمونی میپردازد. در برخی از انواع موسیقیهای بداههپردازانه مانند جاز نوازندگان بر مبنای چینش مشخصی از آکوردها، به آفرینش ملودی میپردازند.کانال کلید سل
ریتم، ملودی و هارمونی سه بخش اصلی خلق یک اثر موسیقی را تشکیل میدهد
اینستاگرام
@mohammad.haddad.official
کلید سل(کانالی تخصصی آموزش موسیقی)👇
@kelideesol
🎼موانع لذت بردن از موسیقی و ساز
دلیل یادگیری موسیقی چیست؟
یا اینکه اصلا چرا ما از شنیدن و اجرای موسیقی لذت می بریم؟
شاید تا به حال به دلیل لذت بردن از موسیقی فکر نکرده باشید شاید هم پاسخی نیافتید. من نمیخواهم (اینجا) پاسخ دهم. اما من هم با شما موافقم که شنیدن موسیقی و گاهی اوقات اجرای موسیقی لذت عمیقی به ما دست می دهد.
اما بعد از مدتی میزان لذت بردنمان از نواختن، آنطور که باید نیست و ممکن است کم کم با روح موسیقی فاصله بگیریم و نهایتا میزان لذت بردنمان از نواختن ساز کم می شود. این موانع مانند آفت هایی هستند که به جان ما می افتند و از زیبایی روح ما و لذت برنمان می کاهند.
👈اولین آفت احتمالی تعصب است.
تعصب نسبت به ساز یا سبک نواختنمان. تعصب بزرگترین مانع در لذت بردن از زندگی است. ما چیزی به نام موسیقی بد یا خوب نداریم، لئونارد برنستاین موسیقیدان بزرگ قرن بیستم می گوید:” موسیقی، موسیقی است و معنای آن از جنس خود موسیقی است. صرفنظر از آنکه چه چیزی برای شما تداعی می کند.” بله موسیقی از جنس خودش است و اگر معنایی به ما القا می کند بخاطر خود موسیقی است. و جالبتر اینکه موسیقی تعداد بیشماری احساس به ما می دهد که با زبان غیر قابل انتقال است. پس نمیتوان تقدس آن را صرفا بخاطر شنیدن سبکها و سازهای متفاوتی که باب میل ما نیست زیر سوال ببریم. چراکه هر سبکی، هر قطعه ای و هر اثری زیبایی خاص خود را دارد و شاید فقط سلیقه ی ما آن را نپسندد. بهتر است به تقدس موسیقی احترام بگذاریم و از ارزش آن به هیچ عنوان کم نکنیم.
👈دومین آفت، غرور است.
غروری که پس از تسلط به نواختن یک ساز ممکن است بر ما غالب شود. خیلی لذتبخش است که مایه آرامش و لذت دیگران شویم و دقایقی را برای عزیزانمان بنوازیم اما بهتر است با روح عاشق موسیقی فاصله نگیریم و خالصانه و صرفا برای لذت بردن خودمان و دیگران بنوازیم و بدانیم موسیقی، مانند دیگر هنرها بی انتهاست. بجای غرور می توانیم انتخاب کنیم که همواره تا پایان عمر در حال یادگیری و پیشرفت باشیم و سعی کنیم از تمام نوازندگان مبتدی و حرفه ای نکته ای یاد بگیریم.
👈سومین (و نه آخرین) آفت، نبودن در زمان حال
بعد از مدتی که کم کم به ساز مسلط شدید، باید از نواختن خود لذت ببرید. هنگام نواختن تمام تمرکزتان، نوازندگی باشد و از صدایی که با سازتان تولید می کنید نهایت لذت را ببرید. فکر و حواستان کاملا در زمان حال باشد طوریکه با تمام وجود و احساس بنوازید. اینطور نباشد که هنگام نواختن به مسائل دیگر فکر کنید و یا احتمالا به دیگرانی که در حال تماشای شما هستند و نظرشان در مورد شما!
این آفت ها، موانعی در لذت بردنتان هستند. حیف است شمایی که تصمیم گرفتید لذت نواختن را تجربه کنید، با این آفتها میزان لذت را کم کنید.
با این توضیحات پیشنهاد می کنم در ابتدای یادگیری تان، با کمال اشتیاق و خلوص نیت نواختن ساز را شروع کنید و بدانید نواختن و خلق کردن موسیقی، جان و روانتان را با تمام هستی یکی می کند و هم آوا با تمام زیباییهای دنیا می شوید. سعی کنید همه سازها را دوست داشته باشید و از تمام سبک های موسیقی لذت ببرید. اجازه دهید موسیقی در شما جاری شود و اعجاز ایجاد کند.
نویسنده: آروین شهبازی
فرق معلم و نوازنده ازنگاه استاد پورتراب
کلید سل(کانالی تخصصی آموزش موسیقی)👇
@kelideesol
روز معلم بر تمام معلمین دلسوز موسیقی تبریک
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
#روز_معلم
هنرمندان موسیقی عضوشوند👇
@kelideesol
کانال کلید سل(آموزش موسیقی)
@kelideesol
#تحقیقات_پروفسور_گری_مارکوس
#کانال_کلید_سل
یک معلم موسیقی خوب چه ویژگی هایی باید 🔴داشته باشد؟
🔶️چیزی که من می توانم به شما بگویم این است که موسیقیدان های بزرگ هیچ گاه معلم های خوبی نبوده اند. شما نیاز به کسی دارید که نحوه یادگیری شما را درک کند، به پروسه یادگیری تان اهمیت دهد، بر اشکالات کار شما واقف باشد و روش سازنده ای برای درست کردن این اشتباهات داشته باشد. نه اینکه تنها به شما نشان دهد که در صورت درست نواختن ساز چه صدایی خواهد داد.
🔴و در آخر اینکه آیا والدین می بایستی که فرزندانشان را مجبور به یادگیری موسیقی و ممارست و تمرین در آن کنند؟
🔶️به نظر من پدر و مادر خوب بودن درست به مانند یک مشاور راهنمای خوب بودن است. شما باید به افراد کمک کنید که در میان کارهایی که دوست دارند انجام دهند، علاقه شان را پیدا کنند. در صورتیکه آنها خیلی جوان باشند احتمالا نیاز به یک تلنگر و اشاره خواهند داشت در هر حال نیازی نیست که همه افراد موسیقی دان بشوند. یک معلم موسیقی خوب معمولا والدین را هم در امر یادگیری بچه ها دخالت داده و از آنها می خواهد که پشتیبان فرزندانشان باشند. آنها به والدین یاد می دهند که خیلی از بچه هایشان انتقاد نکرده و بیشتر مشوق آنها باشند، اما به نظرم در نهایت تصمیم گیری با خود بچه هاست.
پیشاپیش روز معلم ،بخصوص معلم های موسیقی مبارک
Читать полностью…
آموزش تخصصی موسیقی(کلید سل)👇
@kelideesol
چه سازی مناسب شخصیت من است؟؟
قسمت اول
فراگرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغاز می گردد و اگر این انتخاب در دوران کودکی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یادگار بجای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای های اوست.
انتخاب نوع ساز، نخستین و در عین حال، مهمترین مسئله ایست که یک فرد دوستدار نوازندگی با آن روبرو می گردد چرا که بسیار اتفاق می افتد که پس از مدتی هنرجو احساس دلزدگی از انتخابی که کرده است،پیدا می کند و نوازندگی را رها می کند. زیرا در زمان انتخاب، او به علت نداشتن اطلاعات کافی نتوانسته انتخاب صحیحی در این زمینه انجام دهد.
بشر در طول تاریخ برای هر نوع سلیقه، تفکر، طبیعت و احساس خود، سازی را آفریده است و امروز ما می توانیم با آگاهی کامل، سازی را که جوابگوی احتیاجات مختلف موسیقیایی ما می باشد را انتخاب کنیم.
طی این مقاله (که سه قسمت است) سعی بر آن شده تا یک بررسی جامع، ازعواملی که می تواند باعث انتخاب هوشیارانه ساز توسط هنرجویان موسیقی شود صورت پذیرد.
پیشنهاد می شود اگر در مقطعی هستید که قصد یادگیری نوازندگی را دارید و در انتخاب میان دو یا چند ساز مردد هستید، جدولی تشکیل دهید و برای سازهای مختلف به مواردی که در این مقاله به عنوان معیارهای انتخاب ساز مطرح گشته، امتیاز مثبت ومنفی دهید، تا در انتها به این جمع بندی برسید که کدام ساز با توجه به مسائل مختلف برای شما امتیاز بیشتری می آورد.
1- در صورتی که اطلاعی از موسیقی ندارید، بهتر است قبل از انتخاب ساز در دوره های آموزشی " ارف" شرکت کنید و با گذراندن این کلاسهای نسبتا کوتاه مدت،که امروزه در اکثر آموزشگاه های موسیقی تدریس می گردد، یک آشنایی اولیه با موسیقی پیدا کنید تا یک پله در راه شناخت عمومی موسیقی و سازها جلوتر روید.
2- بطورکلی "سبکی" از موسیقی که می پسندید، خود عاملی است که تنوع انتخاب میان سازها را در شما محدودتر می کند و انتخاب ساز را آسان تر می نماید زیرا بعضی از سازها با توجه به امکانات و ساختارشان برای نواختن در یک سری از موسیقی ها مناسب ترند، مثل اینکه انتخاب گیتار الکتریک برای نواختن موسیقی کلاسیک ایرانی چندان مناسب به نظر نمی رسد.
3- هر یک از سازها دارای محدوده صوتی خاصی می باشند، این از مسائل شخصی هر فردی است که اولا، محدوده صوتی را می پسندد که گسترده و وسیع است یا دارای وسعت صوتی کوچکی است؛ برای مثال ترومپت دارای محدوده صوتی کوچکی است و ارگ بادی دارای بزرگترین محدوده صوتی در میان سازها می باشد.
نباید تصور کرد که عامل محدوده صوتی گسترده به تنهایی امتیازی بزرگ در انتخاب میان سازها محسوب می گردد، زیرا برای مثال بسیاری از نوازندگان سازهایی را انتخاب می کنند که این مشخصه را به صورت محدود دارند و برای این دسته از نوازندگان مشخصه های دیگری در موسیقی، مثل ریتم ارزش بیشتری می یابد، مانند نوازندگان دف و دیگر سازهای ضربی.
ثانیا، این گستره صوتی بزرگ یا کوچک، بیشتر شامل نت های زیر می گردد یا نت های بم؟ و شما بیشتر کدام محدوده را می پسندید؟ مثلا کنترباس دارای محدوده ای با نت های بم می باشد و پیکولو دارای محدوده ای با نت های زیر می باشد.
4- جنس صدا یا طنین صدای سازهای مختلف با یکدیگر متفاوت است، هنگامی که دو ساز متفاوت" یک نت" را می نوازند شنونده به سادگی متوجه تفاوت جنس صدای حاصله از این دو ساز، می گردد. مثلا اوبوا دارای طنینی تودماغی است و سنج دارای جنس صدایی فلزی دارد.
درعلم فیزیک طنین مسئله ای تعریف شده است که برای آگاهی از آن بایستی با این علم آشنایی داشته باشیم، اما به عنوان یک راهنمایی ساده برای اینکه متوجه شوید چه جنس صدایی را می پسندید به صدای نواختن سازهای متفاوت گوش دهید و البته بهتر است به آثار غیر تکنیکی که در آنها ساز، یک موسیقی ساده را اجرا می کند و حواس شنونده به دیگرمسائل منحرف نمی شود، گوش فرا دهید تا تفاوت جنس صداها را بخوبی متوجه شوید و از علاقه خود در این باره آگاهی یابید.
#سازشناسی
آموزش موسیقی قسمت4 پلی فونیک
دانشکده موسیقی(کتاب موسیقی،جزوه آموزشی)👇👇
@kelideesol
کانال کلید سل (تخصصی ترین کانال آموزش موسیقی در تلگرام)👇
@kelideesol
یک جمله جالب از فرانتس #لیست آهنگساز مجارستانی:
✅تکنیک تمرین،مهمتر از تمرین تکنیک است..
✳️یک بدن آزاد جزع جدایی ناپذیر تمرین است..
✳️عضلات بدن را رها کنید…
✳️به نوع نشستن و چگونگی موقعیت دستها فکر کنید و با آسودگی خاطر تمرین کنید
پنج بُعد ارزشی موسیقی، که ممکن است با ماهیت متمایز آن پیوند داشته باشند، عبارتند از:
۱. موسیقی هدف و وسیله است
۱. همهی روشهای مختلف کسب تجربهی موسیقایی، از جمله آهنگسازی، نوازندگی، بداههنوازی و گوش دادن، خلق معانی موسیقایی، به اشتراک گذاشتن این تجربه با دیگران را ممکن میکنند. ارزش این تأثیر در فراهم آوردن منبعی بیپایان از تجربیات مهم نهفته است که بهشکلی منحصر به فرد و به واسطهی موسیقی بهدست آمدهاند. برای بهرهمندی از زیباییهای هدفمندی که نتیجهی خلق و به اشتراک گذاشتن آنه هستند، باید ارزشهای موسیقایی را مد نظر قرار دهید. در طول تاریخ انسانها در تلاش برای تحقق هدفی بودهاند که نتیجهاش کسب تجربیات معنادار موسیقایی است.
۲. تلاش برای یافتن یک معنای موسیقایی به مثابه نوعی هدف، پیامدهای مثبت متعددی دارد. انسان بودن به معنای خلق و جستجوی معناست. زندگیِ سرشار از معنا – از جمله سرشار از معانی موسیقایی- نوعی از زندگی است که یکی از نیازهای اولیه انسان را محقق میکند. پیامدهای تحقق این هدف ایجاد حس تمامیت، سلامتی و رضایت است. این اتفاق تأثیراتی عمیق بر سلامت جسمانی، هیجانی، روانشناسی و معنوی انسان دارد. تأثیرات مد نظر پیامدهایی بیرونی نیز دارند و بر سلامت خانواده، جامعه، ملت، فرهنگ و هر آنچه تأثیر میگذارند که سلامتش، در نهایت، به سلامت اعضایش وابسته است.
۳. بر اساس باور موجود بسیاری از ارزشهایی که بر منحصر به فرد بودن تجربهی موسیقایی متکی نیستند، نتیجهی مشارکت انسانها در حوزههای مختلف موسیقی تلقی میشوند. در صورتی که تلاش برای دستیابی به این ارزشها مستلزم تضعیف تجربه و یادگیری موسیقایی باشد، موسیقی را ابزار قرار دادهایم. در اکثر موارد تحقق برخی ارزشهای خاص، مستلزم تغییر در تلاش ما برای رسیدن به ارزشهای موسیقایی به مثابه یک هدف مشخص نیست. این گونه ارزشها بعدها مکمل ارزشهای موسیقایی خواهند شد و میتوانند از جمله تأثیرات مثبت و مطلوب برنامههایی باشند که صرفاً متمرکز بر آموزشهای موسیقایی هستند. آموزگاران ممکن است تصمیم به پیشبرد این ارزشها بگیرند تا بتوانند از حمایت بیشتری برای انجام مطالعاتشان در حوزهی موسیقی برخوردار شوند.
چرا موسیقی مهم است؟ و فلسفهی پداگوژی آن
از مسائل مهم در بُعد رسمی تجربهی موسیقایی این است که بسیاری افراد در ذهن خود آن را با نظریهی «موسیقی برای موسیقی» یا تواناییِ یافتن معنا در شکلهای آن یکی میدانند و این توانایی را فقط مختص کسانی معرفی میکنند که استعداد موسیقایی دارند یا حداقل از تحصیلات بالایی برخوردار بوده و میتوانند این معنا را خود در شکلهای مختلف آن پیدا کنند. . . . از نظر من نظریهی «موسیقی برای موسیقی» در ذات هم افراطی و هم نادقیق است. بسیاری از مردم – یا در واقع اکثر مردم- واقعاً از موسیقی لذت میبرند و آن را گرامی میدارند؛ البته نه به دلیل نتایج عملی و آنچه دربارهی مسائل اجتماعی یا اهداف اخلاقی میگوید بلکه برای شادی نابی که اصوات موسیقایی برای آنها به ارمغان میآورند . . . مطمئناً این کارکرد یکی از ارزشمندترین و پرطرفدارترین کارکردهای این هنر است زیرا یکی از در دسترسترین ویژگیهای آن بهشمار میرود. این ویژگی ناشی از اصوات منظمی است که بهدلیل سازمانیافتگی و نظمشان و بهخودی خود عمیقاً رضایتبخش هستند. تصور میکنم اگر توانایی ذاتی انسان برای لذت بردن از اصوات موسیقایی را – آن هم صرفاً بهدلیل موسیقایی بودن این اصوات- فقط از آنِ «نخبگان» بدانیم، به بیراهه رفتهایم. . . .
پیشنهاد میکنم معنای جدیدی را به معانی معمولی که به واژهی «شکل» نسبت میدهیم اضافه کنیم؛ معنایی که از محدودیتهای دیدگاه اغراق شده دربارهی شکل- که پیش از این به آن اشاره شد- فراتر میرود. اصواتی که به شکلی موسیقایی خلق میشوند (منظور آن دسته شرایط فرهنگی هستند که موسیقی همیشه در آنها و به واسطهی آنها موجود شده و تعیینکنندهی معنای «خلق موسیقایی» هستند) به مادیتی (جسمیتی) دست مییابند که با وجود این که زادهی اصوات هستند و در نتیجه نمیتوانند «ملموس» باشند بهگونهای تجربه میشوند که گویی حضوری فیزیکی دارند. حضور در جسم یا همان «جسمیت» شالودهی قدرت نوا در تعامل با اجسام را شکل میدهد؛ قدرتی که قادر به تعامل با اذهان و احساسات ما نیز است. در واقع بر این نکته تأکید دارم که فرایند شکلگیری اصوات همان روش بنیادینی است که به موسیقی جسمیت بخشیده، آن را برای ذهن مجسم کرده و احساسات همراه آن را جذاب میکند. به باور من قدرت اصوات در جسمیت بخشیدن به معنا (ایجاد واقعیت جسمانی برای معانی با هدف تجربهپذیر کردنشان برای انسان) نقشی محوری را برای آن ایفا میکند. . . .
در این مورد اصوات موسیقی به واسطهی معنا موجودیتی جسمانی پیدا میکنند و به تنهایی یکی از اهداف ارزشمند خود را محقق میسازند. شکل موسیقایی (اصواتی که بهگونهای سازمان یافتهاند تا بتوانند در بافت فرهنگی معنای موسیقایی پیدا کنند) شالودهی تجربهی منحصر به فردی است که موسیقی فراهم میکند. در واقع شکل موسیقایی از طریق اصوات که دقیقاً به همین منظور وارد عمل شده، به احساسات «جسمانیت میبخشد» (صورت خارجی میدهد).
اما بُعدِ «اصوات شکلیافته»ی موسیقی که وجودش برای تجربه و درک آن ضروری است، خود به تنهایی برای درک کامل پیچیدگیهای این هنر عالی و معانی خاصی که به واسطهی آن ممکن میشوند کافی نیست. بنا بر استدلال من آموزش موسیقی (پداگوژی موسیقی) باید به جسمانیت آن به مثابه یکی از عوامل تأثیرگذار اصلی بر تحقق هدفش نگاه کند؛ هدفی که در پی افزایش توانایی همهی انسانها در تجربهی هر چه کاملتر قدرت موسیقی است. . . .
پداگوژی
با اولین تلاشهای کودکان برای ارتباط برقرار کردن با موسیقی و همچنین اولین تلاشهای مربیان آموزش موسیقی در راستای جهت دادن به فعالیتهای موسیقایی کودکان، در برابر دو مفهوم اصلی و کلی قرار میگیریم که عبارتند از:
مبانی و بنیانهای آموزش موسیقی کودک
منظور از مبانی، همان آموزش دادن الفبای موسیقی به کودکان است که در تا حدودی دارای خط مشی یکسانی است. در آموزش مبانی، ارزش روانشناسانه آموزش کمتر مد نظر قرار میگیرد. اما در مفهوم دیگر که همان بنیان هاست پرورش موسیقایی افراد مدنظراست و اصول بنیادی دنبال می شود . واژه ی بنیانی یا المنتال که از سال 1914 در نگرشهای آموزش موسیقی مصطلح شده است، بار معنایی مثبتی دارد و به امری ریشهای و مصون از فرسایش زمان اشاره دارد.
موسیقی بنیانی کاربردی دو جانبه دارد. از یک سو بنیانی است برای آموزش عمومی موسیقی و از سوی دیگر ضمیمه ای می شود بر آموزش موسیقیدانان حرفهای. تمرین موسیقی بنیانی مایهی تقویت توانایی های کلی فرد برای جهتیابی در جهان موسیقی میشود. چنانچه از موسیقی بنیانی انتظار بازدهی داریم ،خواه برای پروراندن موسیقی دانان حرفه ای و خواه برای آموزش جوانان ،باید این موسیقی را از همان دوران کودکی پی ریزی کنیم و فرد را برایش آماده کنیم.این نوع موسیقی همان موسیقی ای است که به دست کودکان می رسد،آن هم نه فقط به این معنا که آن ها از عهدهی اجرایش برمی آیند؛ بلکه کودکان می توانند به گونه ای تجربهاش کنند که گویی به خودشان تعلق دارد و با زبان موسیقایی خودشان به آن واکنش نشان می دهند.با بیان گشتن زمان حال به زبان صداها، فرد یا کودک به موسیقی پیش رویش احساس تعلق می کند و درست همین جا است که ویژگی انفرادی موسیقی بنیانی نیز تجلی مییابد.
آموزش موسیقی به کودکان و یا هر فردی که اولین مواجهه با موسیقی را دارد ملزم به در آمیختن هر دو مفهوم ذکر شده،یعنی بنیان ها و مبانی است.بسیاری از افراد قادرند تا اولین مبانی موسیقی را همچون:سلفژ ،آموزش عملی ساز و یا هارمونی و … را آموزش دهند اما تعداد کسانی که قادر به ریشه یابی ابتدایی ترین نتایج حاصله از دنیای موسیقی هستند انگشت شمارند.
آموزش موسیقی (پداگوژی موسیقی)، بسیار فراتر از هرگونه آموزش سازی است و شامل حس ریتمیک،گوش موسیقایی، حس ملودیک، نام نت ها، درجات گام، بداهه نوازی و شناخت هارمونیکی است.این آموزش ها از حدود سه یا چهار سالگی میتواند آغاز شود اما پیش از همه ی این ها مرحله ای از آموزش موسیقی وجود دارد که آن را آموزش عمومی خردسالان می نامند.
🎼آکوردشناسی
✍ علم شناسایی آکوردهای مختلف و وجه تمایز و وجه تسمیه آنهاست. سادهترین آکوردها، آکورد سهصدایی (تریاد) است که از یک نت به نام نت پایه (Tonic) و نت دیگری بنام میانی (که نسبت به پایه فاصله سوم دارد) به نام سوم آکورد و نتی که با پایه فاصله پنجم دارد دومینانت (به نام پنجم آکورد) تشکیل شده است. اگر یک فاصله سوم به بالای سومین (آخرین) نت آکورد سه صدائی (تریاد) اضافه شود آکورد چهارصدایی و با اضافه شدن یک فاصله سوم دیگر به بالای آکورد چهارصدایی آکورد پنج صدایی به وجود میآید.
👇👇
@kelideesol
🎼ديناميك ها Dynamics :
.
وقتي به يک قطعه موسيقی با دقت گوش ميدهيم درميابيم كه در جاهایی از قطعه، صدای سازها بلندتر و در جاهایی كمتر شنيده ميشوند.
آهنگساز يا تنظيم كننده است كه تصميم ميگيرد كجاي نت موسيقي اش بلند و كجا آهسته اجرا شود.
.
اين حالتها را با قرار دادن علائمی در پايين نتها مشخص ميكنند.
که معروفند به علایم بیرونی خط حامل.
کانال تخصصی موسیقی(آموزش،کتاب،کنسرت،سازشناسی)👇
@kelideesol
#هوش_موسیقایی_و_سبک_یادگیری
افرادی که هوش موسیقایی بالایی دارند، از این توانایی خود در یادگیری استفاده می کنند. این افراد به صداها، لحن و آهنگ کلام توجه می کنند.
کلمات را با آهنگ بیان شدن شان به خاطر می سپارند، به الگوهای تکرار شونده دقت می کنند و به سرعت این الگوها را کشف و ضبط می کنند.
تفکر در افراد دارای هوش موسیقایی، نیز آهنگین و مبتنی بر الگوها و به اصطلاح اهالی موسیقی بر پایه “میزان” ها است.
✅خصوصیات افراد دارای هوش موسیقایی:
– به دنبال کشف الگوها در محیط اطراف خود هستند.
– جذب صداها و آهنگ ها می شوند.
– به سادگی کلمات، تلفظ و لهجه زبان های خارجی را به خاطر می سپارند.
– از رقص و آواز لذت می برند.
– برای یادگرفتن مطالب را به الگوهای آهنگین تبدیل می کنند.
– ریتم و ضرباهنگ را به خوبی تشخیص می دهند.
– به سادگی می توانند نواختن سازهای موسیقی را بیاموزند.
– به موسیقی بسیار علاقمندند.
– به سادگی می توانند آهنگ ها و ترانه ها را به خاطر سپارند.
– توانایی زیادی در درک و تشخیص ساختار موسیقی، نت ها، آهنگ و ضرباهنگ (ریتم) دارند.
– به سادگی می توانند صداهای مختلف را در بین انبوه صداها تشخیص دهند( صدای یک ساز خاص را در اجرای یک سمفونی به سادگی تمیز می دهند).
کلید سل(آموزش موسیقی در تلگرام)👇
@kelideesol
✅ویژگی های معلم موسیقی
۱. معلم موسیقی خوب خود را محدود به یک کتاب آموزشی نمیکند. کتابهای آموزشی تنها قطعاتی هستند که توسط یک معلم دیگر گرد آوری شده اند و درس به درس دارای مفاهیم پیشرفته تری هستند. اینکه معلم شما تنها یک کتاب را ملاک کار قرار دهد و توجهی به آنچه شما در نواختنش ضعف دارید و علاقه شما در انتخاب قطعاتتان نکند یک ضعف برای معلم محسوب میشود. مدرس موسیقی خوب سعی میکند با مجموعه ایی (رپرتواری) از قطعات معروف سازی که درس میدهد آشنایی داشته باشد و دائما با توجه به دانش دشیفر خود بر حجم رپرتوار خود بیافزاید.
۲. معلم موسیقی باید علاوه بر قطعه نوازی به مسایل تئوری شما هم اهمیت بدهد. معلم باید به شما دشیفر، گام نوازی، تئوری موسیقی، آنالیز موسیقی، ریتم خوانی آموزش بدهد. بدون داشتن دانش ریتم خوانی و آنالیز شما برای ابد نیاز به کسی خواهید داشت که همه چیز را به شما آموزش بدهد.
۳. معلم خوب موسیقی کسی است که به زور بتوانید او را ساکت کنید. مدرس موسیقی باید بتواند درباره همه چیز حرف بزند، از شیوه خواندن یک ریتم گرفته تا نقش فضای اجتماعی یک دوران در شکل گیری یک نوع موسیقی. معلمی که تنها توانایی او نواختن است، معلم بدی است.
۴. معلم خوب باید بتواند یک مساله را به چند روش به شما آموزش دهد.
۵. معلمی که از شما میخواهد با گوش دادن یا نگاه کردن به انگشتانش کار او را تقلید کنید معلم بدی است. معلم خوب موسیقی باید روش اندیشیدن و عمل کردن را در موسیقی به شما آموزش دهد.
۶. شیوه آموزش گوشی یا سینه به سینه که در آن معلم چیزی را مینوازد و هنرجو تقلید نواخته استاد را میکند و آن را به خاطر میسپارد در تمام دنیا منسوخ شده است. حتی در آموزش ردیف موسیقی ایرانی مدرس خوب کسی است که با معرفی تحریر ها و جمله بندی های ردیف هنرجو را از تقلید بینیاز کند.
۷. مدرسی که در گفتار خود دچار اشتباه میشود یا مساله ایی را فراموش کرده است یا در نواختنش دچار اشتباه سهوی میشود مدرس بدی نیست. معلم ها هم با وجود اینکه شایسته احترام هستند انسان محسوب میشوند! مدرس بد کسی است که روی اشتباه خود اصرار داشته باشد، حتی بدتر از آن برای اینکه پیش شما کوچک نشود بخواهد همان اشتباه را به شما یاد دهد. مدرس بد کسی است که نمیداند کجا دنبال چیزی که فراموشش کرده است بگردد. مدرس بد مدرسی است که از ابتدا تا انتهای یک قطعه را تمیز و عالی بنوازد اما فقط توانایی درس دادن ۵۰ یا ۱۰۰ قطعه را داشته باشد. مدرس خوب هر قطعه ایی را که علمش در حد آن باشد میتواند تدریس کند. بدون اینکه قبلا آن ها را دیده باشد.
اگر احساس میکنید مدرس موسیقی شما دارای این خصوصیات نیست. او را وادار به انجام این کار ها کنید. از او بخواهید قطعه ایی که دوست دارید به شما آموزش بدهد. اگر تکنیک شما در حد آن قطعه باشد باید قطعه را با شما رفع اشکال کند. اگر لازم است چیزی را برای نواختن آن قطعه فرا بگیرید شما را در مسیری قرار دهد که برای نواختن آن قطعه لازم دارید. معلم خوب شما را عاشق موسیقی خواهد کرد. از معلمتان بخواهید برای شما کلاس تئوری و سلفژ برگزار کند. ممکن است شهریه شما افزایش پیدا کند اما به این ترتیب ممکن است از چندین سال شهریه دادن معاف شوید و زودتر به اهداف خود برسید.
فراموش نکنیم. مدرک تحصیلی یک معلم موسیقی، افرادی که یک معلم موسیقی پیش آنها آموزش دیده است، بزرگ بودن نام یک معلم موسیقی، نوازنده سطح بالا بودن یک معلم موسیقی و چیزهایی از این قبیل هیچ کدام به معنی معلم خوبی بودن نیست. معلم موسیقی خوب، یک معلم موسیقی خوب است. معلم موسیقی یک راهنماست نه کسی که همیشه بار شما را به دوش بکشد. معلم موسیقی خوب از شما یک جست و جو گر میسازد نه یک نیازمند. حالا که این پست را با یک عبارت از فرهنگ عامه شروع کردیم اجازه دهید آن را همانطور به پایان ببریم. معلم موسیقی خوب به شما ماهیگیری یاد میدهد اما معلم موسیقی بد در بهترین شرایط تنها میتواند به شما ماهی برای خوردن بدهد.
#معلم_موسیقی
#آموزش_موسیقی
#ویژگی_معلم_موسیقی
@kelideesol
یه آمار جالب از درصد مردان و زنان شاغل در موسیقی دنیا(آهنگسازان و معلمین موسیقی)
#روز_معلم
#معلم_زن
هنرمندان موسیقی عضوشوند👇
@kelideesol
آموزش موسیقی در فضای مجازی👇
@kelideesol
هیتاگوژی
هیتاگوژی در مقایسه با پداگوژی و آندراگوژی روش جدیدتری ست. Heutagogy :هیتاگوژی به بررسی آموزش توسط خود شخص می پردازد. همچنین بحثی است که برخی از ایده های آموزش و یادگیری از طریقه معلم و استاد را به چالش می کشد.
مشخصات بارز روش هیتاگوژی :
1. خود آموزی
2. با نظم و انظباط شخصی پیشرفت کردن
3. فراگیری مفهوم آموزش برای کسب مهارت اصلی
4. پژوهش و آموختن با روش ها و فعالیت هایی که شخص خود انتخاب می کند
5. ورود به دنیای شاگردی
6. پرهیز از سیستم آموزشی مربی محور
7. تمرکز بر فرایند آموزش
روش پداگوژی ، آندراگوژی و هیتاگوژی به مرور زمان با تغییر و تحولات روبرو بوده اند. هرکدام از این سه روش دارای نقاط ضعف و قوتی می باشند . بررسی این مشخصات و مقایسه ی آنها می تواند برای دستیابی به یک سیستم آموزشی منطبق با معیار ها و خصوصیات جامعه ی ما ، کمک ارزنده ای باشد .
پداگوژی درمقایسه با آندراگوژی :
آموزش بزرگسالان دامنه ی وسیعی از تحقیقات آموزشی را دربرمیگرد و احتمالا یکی از پیچیده ترین مباحث تحقیق می باشد ، زیرا که بزرگسالان به طرق مختلف یاد می گیرند و استراتژی های متفاوتی در یادگیری دارند. بحث پیرامون یادگیری بزرگسالان ما را به مفهوم آندراگوژی نزدیکتر می سازد.
براساس مقاله ی "مالکوم نولز" نظریه پرداز در زمینه ی آموزش بزرگسالان : " آندراگوژی" را به عنوان " هنر و علمی که کمک به یادگیری بزرگسالان می نماید " معرفی نموده است .
" مالکوم نولز" شش اصل را برای آموزش بزرگسالان معرفی نمود :
1. بزرگسالان انگیزه ی درونی برای یادگیری دارند که آنها را هدایت می کند.
2. بزرگسالان تجربیات و دانش زندگی خود را برای یادگیری استفاده می کنند.
3. آنها هدف گرا هستند .
4. بزرگسالان بیشتر عمل گرا هستند .
5. بزرگسالان ارتباط بین مطالب را ایجاد می کنند.
6. بزرگسالان دوست دارند که به آنها به دید یک آموزنده مطلب احترام گذاشته شود
کانال کلید
@kelideesol
✔️ جالبه بدونید که :
✍در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند ۴۰ درصد رشد بیشتری دارند.
همچنین جسم پینه ای مغز نوازندگانی که قبل از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده اند بزرگ تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم کره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می شود.
هر یک از دو نیم کره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم کره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیم کره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت می کند. برای استفاده از کل پتانسیل مغز می بایست هر دو نیم کره با هم هماهنگ باشند.
بر اساس تحقیقی که توسط آلتن مولر از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملا ً با یکدیگر مرتبط اند به طوری که تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می شود. اسکنهای متعدد و الکترو انسفا لوگرافی (EEG) از مغز نوازندگان حرفه ای پیانو نشان می دهد. تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می گردد و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمتهای حرکتی می شود.
حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی اراده حرکت می کند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می شود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت می گردد.
تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می شود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می یابد...
ادمین
#محمد_حداد
از طریق موسیقی می توان خزانه لغات کودک را تقویت کرد.
کودک با خواندن یک آهنگ حداقل ده لغت به خزانه لغاتش اضافه می شود.
موسیقی به تقویت هوش کودک کمک شایانی میکند.
#محمد_حداد
آموزش موسیقی👇
@kelideesol
🔴 آرپژ چیست؟
در موسیقی نوعی آکورد شکسته که در آن نغمات بهصورت متوالی از بم به زیر یا از زیر به بم اجرا میشود را آرپژ (به فرانسوی: arpège) یا چنگسان میگویند.
👈 آرپژ به عبارتی نواختن تک به تک نتهای یک آکورد به جای اجرای همزمان آنها است. واژه فرانسوی آرپژ و ایتالیایی آرپجیو هر دو به معنی «همانند ساز چنگ» هستند.
👈 صدای حاصل از آکوردی که به شیوۀ چنگسان نواخته میشود چنگسانه نامیده میشود.
👈 فن آرپژ در نوازندگی سازهای پیانو، چنگ و گیتار بسیار کاربرد دارد.
✔ نکته مهم آرپژ این است که هر انگشت دارای استقلال و شخصیت خاص خود است. اغلب هر انگشت وظیفه ضربه زدن به یک سیم مشخص را برعهده دارد.
✔ در نواختن قطعات سرعتی آرپژها نباید مبهم و درهم گوش برسد، بلکه باید تک تک نتها با فاصله زمانی منظم و به وضوح شنیده شود.
عضو دانشکده موسیقی(آموزش موسیقی،کتوب،سازشناسی)باشید👇
@kelideesol
عضو دانشکده مجازی موسیقی شوید👇👇
@kelideesol
مروری بر مبانی موسیقی
🎼ديناميك ها Dynamics :
.
وقتي به يک قطعه موسيقی با دقت گوش ميدهيم درميابيم كه در جاهایی از قطعه، صدای سازها بلندتر و در جاهایی كمتر شنيده ميشوند.
آهنگساز يا تنظيم كننده است كه تصميم ميگيرد كجاي نت موسيقي اش بلند و كجا آهسته اجرا شود.
.
اين حالتها را با قرار دادن علائمی در پايين نتها مشخص ميكنند.
که معروفند به علایم بیرونی خط حامل.
🎼هارمونی
✍هارمونی به چگونگی فاصلههای موسیقیایی خوشایند در اجرای همزمان نتها گفته میشود که خصوصاً در آکوردها کاربرد دارد، بر خلاف ملودیها که به خوشایندی نواختن نتهای متوالی (و نه همزمان) میپردازد.
هارمونی سبب ژرفا بخشیدن و غنای ملودی میشود.
یک آفریننده موسیقی عامیانه (مانند یک خواننده که از گیتار استفاده میکند)، با آزمایش آکوردهای گوناگون، همخوانترین آکوردها با حالت ملودی را برمیگزیند. در موسیقی کلاسیک غربی، موسیقیدان همزمان به خلق ملودی و هارمونی میپردازد. در برخی از انواع موسیقیهای بداههپردازانه مانند جاز نوازندگان بر مبنای چینش مشخصی از آکوردها، به آفرینش ملودی میپردازند.کانال کلید سل
ریتم، ملودی و هارمونی سه بخش اصلی خلق یک اثر موسیقی را تشکیل میدهد
🎼آکوردشناسی
✍ علم شناسایی آکوردهای مختلف و وجه تمایز و وجه تسمیه آنهاست. سادهترین آکوردها، آکورد سهصدایی (تریاد) است که از یک نت به نام نت پایه (Tonic) و نت دیگری بنام میانی (که نسبت به پایه فاصله سوم دارد) به نام سوم آکورد و نتی که با پایه فاصله پنجم دارد دومینانت (به نام پنجم آکورد) تشکیل شده است. اگر یک فاصله سوم به بالای سومین (آخرین) نت آکورد سه صدائی (تریاد) اضافه شود آکورد چهارصدایی و با اضافه شدن یک فاصله سوم دیگر به بالای آکورد چهارصدایی آکورد پنج صدایی به وجود میآید.
نوانس: Nuance
در موسیقی به شدت نواخت یک نت موسیقی گفته میشود.
نوازنده یا خواننده از طریق علایم مشخصی شدت اجرای نت را کنترل میکند.
از بین این علائم چند تا عبارتند از:
p:پیانو(به معنی ضعیف)
pp: پیانیسیمو (ضعیفتر)
ppp:پیانیسیسیمو(خیلی ضعیف)
f:فورته (قوی)
ff:فورتیسیمو(قویتر)
fff: فورتهسیسیمو(خیلی قوی)
mf:متسو فورته(نیمه قوی)
fp:فورته پیانو(نیمه قو
ادمین:محمد حداد
@mohammadhaddadd