1658
🔸️انتشار بهترین نمونههای غزل امروز افغانستان 🔹️زیر نظر انجمن ادبی خانه مولانا کانال انجمن: @khanamwlana
🔴#سیده_تکتم_حسینی
راه میافتم سوی افسانههای دور با تو
مثل عشاق قدیمی ساده و مغرور با تو
همپیاله با دو چشمت میشوم دیوانه و مست
مستتر از دانهی دیوانهی انگور با تو
نقش میبندد مقرنسوار بر دروازهی بلخ
رقص من همپای باد و برگ و نار و نور با تو
مینشینم بر لب زاینده رودی که نمانده
میپرم در آبی مواج تار و تور با تو
میوزد عطر ترنج حافظیه در مشامم
میشوم شاخه نباتِ شعر و شوق و شور با تو
حیف این افسانه هم زیباست اما واقعی نیست
من همانم؛ لحظهها و خاطراتی دور با تو
شانه خالی کردی و ویرانه شد چون هگمتانه
طاق کسرای خیال این زن رنجور با تو
بعد از این در خلوت دنیای ما غم مینوازد
شیون شبگیر با من نالهی تنبور با تو...
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#مهتاب_ساحل
چون كابل قديمِ پر از پاکبازها
در تو هزار كوچه خرابات و سازها
روییده از لبت گل آوازهای سرخ
بزمیست در گلوی تو از نینوازها
مثل جزیرهای به خودت منتهیستی
تنهایی رها شدهای از نیازها
لالاند از سرودن تو شاعران شهر
ای کیمیای حل شده در رمز و رازها
ای کوه استوار به آتشفشان بغض
كی میرسد به شانهی تو سرفرازها
میخواستم زنانه بخوانم تو را نشد
دل کندهای گمان کنم از عشقبازها
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#هدیه_ارمغان
گریههایم در اتاقی در گرفت
دامنم دور اجاقی در گرفت
گفته بودم بگذرم از زندگی
زندگی بر روی طاقی در گرفت
دستهایت تا که بر دستم رسید
بر لبانم اتفاقی در گرفت
پردهها و چوکی و سقف و زمین
بر نگاهم جفت و تاقی در گرفت
تا سرم در شانهات بگذاشتم
ما و تو ماندیم و باقی در گرفت
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#فرزانه_فرهمند
موهای گیر مانده به چادر دروغ نیست
با درد خو گرفتن خواهر دروغ نیست
یک عمر شد برای خودم غصه میخورم
یک عمر شد برای برادر ... دروغ نیست
بیباغ و آسمان به قفس گیر ماندهاست
هر چند مدتیست کبوتر دروغ نیست
با درک مشکلات فراوان گذاشتیم
پا از گلیم خویش فراتر دروغ نیست
دور از فضای دفترم و دور از شما
افتادنم به گوشهی بستر دروغ نیست
از بسکه میکشم غم این روزگار را
جان دادنم به قسمت آخر دروغ نیست
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🛑#محمد_جعفر_عزیزی
حالا که مدتهاست از یادت فراموشم…؛
حالا که از شهری به شهری، خانه بر دوشم…
هر روز را با یاد تو مینوشم و هر شب…
یادِ شراب بوسههایت میبرد هوشم
با تو مرا اسمی و رسمی بود و بعد از تو
نام مرا «آواره» میخوانند در گوشم
بیانتها، داغ تو را در سینهام دارم
حتی اگر آتشفشانی سرد و خاموشم
***
دور از تمام خستهگیها، لحظهای ای ماه…
در من بیفکن خویش را، دریاست آغوشم
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#صفیه_بیات
پردهها را بكش و نقش مرا رنگ بزن
جام را سر بكش و موی مرا چنگ بزن
باز در عاشقی و رقص و شراب و سيگار
رنگ سرخی بكش و بر لب دلتنگ بزن
لب من تلخ و دهان تو كه حالا تلخ است
رنگ آتش بكش و صحنهای از جنگ بزن
كمی از عاشقیات خورد به هم، فهميدم
پاك كن نقش مرا يا كه مرا سنگ بزن
نه نشد پاره كن اين نقش به هم ريخته را
نقش يك عاشقی و صحنهی پررنگ بزن
خنده كن كشته ترين عاشق لبخند توام
من خوشم، طرح نوی را به دل تنگ بزن
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#محبوبه_ابراهیمی
حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری !
ناهید و اشک و آینه دارم نمیخری ؟!
امشب که گیسوان زمین فاش میشود
بردار از سیاهی شبهام روسری
امشب بیا که بگذرد از سرنوشت ما
شبهای بی ستاره و شبهای بی پری
گفتی که از مساحت دلگیر خانهها
تا آسمان پرنده و فانوس میبری
برگرد ،بارها به دلم قول دادهام
از باغ چشمهای خدا گل میآوری
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#رامین_مظهر
ایکاش آغوش و شراب و آب و نان باشد
دنیا برایت بهتر از افغانستان باشد
گنجشکهای بوسهام را در یخن بگذار
تا از گزند باد و باران در امان باشد
در پیش رویت رفت از یادم... چه میگفتم
حاجت به گفتن نیست چیزی که عیان باشد
میآیی و چون لالهزاری داغ در داغم
گویی دلم نوروز دشت شادیان باشد
شاید خدا با خلق چشمان تو میخواهد
در این جهان چیزی رقیب آسمان باشد
با خاطرات ناخوش خود آرزو دارم
ایکاش با تو زندگانی مهربان باشد
ای کاش با تو زندگانی مثل سیبی در
دریاچهای تا آخر دنیا روان باشد
بعد از جدایی با تعجب زندگی کردم
آدم نباید اینقدر هم سختجان باشد
پشت سرم گپهای بسیاریست میدانم
گپهای بسیاریست میدانم، بمان باشد
یک صفحه از هر قصه را کندم تو خوش داری
ابهام تلخی انتهای داستان باشد
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#اکرام_بسیم
خشکیده گلِ خنده به روی لبِ یلدا
امسال شده بسته درِ مکتبِ یلدا
سرد است همان اشک روانش، چه توان گفت؟
هرچند که بالا زده امشب تبِ یلدا
بایست که ناخوانده و بیهمهمه باشد
شعر است اگر هم، همهٔ مطلبِ یلدا
آن باد که بر شانه سرِ زلف میافشانْد
بُغضی متورّم شده در غبغبِ یلدا
این گیسوی شب نیست که در هم شده، انگار
ماریست که چنبر زده بر منصبِ یلدا
از روز اثری نیست، در افتاده به زنجیر
خورشید پسِ کوهِ بلندِ شب یلدا
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#سخی_امیری
دلم گرفته و همرنگ شام پاییزم
نشد سکوت کند گریهی غم انگیزم
منم که زرد ترین برگهای عمرم را
به زیر پای شما دانهدانه میریزم
کدام جای جهان همصدای شادیهاست؟
که تا سفر کنم از کشورِ بلاخیزم
به شاخ و برگ تنم تار درد پیچیده
و قرنهاست که با قسمتم گلاویزم
فقط روایت یک داستان غمگینیم
من و پیالهی خالی که مانده بر میزم
هلا اجل! که دگر وقت، وقت رفتن ماست
نمانده رنگ که با زندگی بیامیزم
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#سلینا_آزاده
سر به روی شانهام بگذار با لبخند خود
دور کن اندوه را با رشتهٔ پیوند خود
بیعت گرم تنت را با تنم تجدید کن
تا هزاران بار در آغوش ارزشمند خود
شعر موهای مرا با غنچههای گل بباف
تکّهای از چادرم را ساز بازوبند خود
تا ابد در کنج صندوق دلت گنجینهوار
حفظ کن نام مرا با قفلی از سوگند خود
دستهای بیپناهم را بگیر از بیکسی
در میان دستهای سخت و نیرومند خود
تا بکوچد غصههای لعنتی از چهرهام
شادمانی را بیاور زود با لبخند خود
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#سمیه_رامش
میان حس عاشقی کمی خطر اضافه کن
به تلخ کامی دلم بیا شکر اضافه کن
اگر که میروی بیا، درون ساک خالیات
هوای خواهش مرا بیا ببر اضافه کن
چه ذره ذره میکنی نهال آرزوی من
به دستهای خود بگیر و یک تبر اضافه کن
کمی مرا بکش ولی فقط کمی کمی کمی...
و بعد رفتنم به خود غم سفر اضافه کن
به گور میروم ولی امان بودنم بده
و نام من به زندگی تو یک نفر اضافه کن
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#خدیجه_حلیمی
دل نا دلم باید بمانم یا نمانم بعد تو
وقتی که آهم را به هر سو میکشانم بعد تو
دور و برم غم ساخته هی ناشیانه آشیان
هی تکیه داده شانهاش را، آشیانم بعد تو
میبینمت، میخندی و هر شب صدایم میکنی
خود را کنار قاب عکست مینشانم بعد تو
حرفی بزن چیزی بگو تا بشکند آرامتر
یا پر صداتر از دلم بغض جهانم بعد تو
آبی و روشن نیستم دنیای من خاکستریست
عمریست ابری سوخته در آسمانم بعد تو
هی بغض کردم گریه کردم شعر خواندم باز هم
کمتر نشد این اشکهای ناگهانم بعد تو
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana
🔴#سید_سکندر_حسینی_بامداد
برپاست رقص و شیون افلاک در من
کوهم که پیچیدهاست این پژواک در من
دمبوره در من نغمه میخواند شب وروز
جاریست این سمفونی غمناک در من
در بلخم و از عشق میسوزم همیشه
آتشفشان کرده به پا این خاک در من
بر چشمهایت اعتیاد تلخ دارم
گل کرده چندین بوتهی تریاک در من
از زخمهای دشنهها مستم به قدری
جوشیده چون فواره خون تاک در من
از باغهای قندهار و بلخ و کابل
جامانده تنها جنگلِ خاشاک در من
من کاوهی آهنگرم افتاده در بند
در کنج زندان دلم ضحاک درمن
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana
🔴#طاها_حسینی
تا میشناسمت، تو همان بیتفاوتی
در پستی و بلند زمان بیتفاوتی
سبزی! بهار در تن تو رشد کردهاست
با برگ برگ برگ خزان بیتفاوتی
میبینیام پر از غزل عاشقانه و...
میبینی.ام پر از هيجان، بیتفاوتی
حرف جدا شدن که عذاباست، آتشاست
بیباک میبری به دهان، بیتفاوتی
لبریز خواهشاست نگاه عمیق من
اما تو بستهای چمدان، بیتفاوتی
مغرور میروی و غمت را نمیبری
با حال ناخوشِ دگران بیتفاوتی
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana
🔴#موسی_ابراهیمی
کسی آرام در آغوش سرد باد میرقصد
همان که گیسوانش بوی شب میداد میرقصد
ببین رسم عجیب عشق را آنقدر شیرین است
که حتی پیش پای مرگ هم فرهاد میرقصد
همیشه اتفاق تازهای از راه میآید
چنانچه برگی از شاخ درخت افتاد میرقصد
بیا حالا که دریا از سرود و شعر لبریز است
و گاهی هم که موجی میشود ایجاد میرقصد
بیا حالا که این دیوانه این دل میتپد یا نه
چنانچه در عروسی زنم رخ داد میرقصد
جهان کوچکم را از نگاه آبیات پر کن
جهانی را که با آهنگ ابر و باد میرقصد
تو از جنس خود من از تبار بردگانی که
میان چشمهایت واژهی فریاد میرقصد
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#سید_عاصف_حسینی
بدون حرف، بدون دلیل دلتنگم
ببين شکستهترین واژهی هر آهنگم
دوباره بعد سلام و علیک مثل غروب
به محض دیدن یک خنده میپرد رنگم
و ترس نازک یک التهاب میافتد
شبیه صاعقه در این سفال دلتنگم
دو سال میشود آری که بی شک و تردید
برای گفتن یک حرف ساده میلنگم
چگونه با تو بگویم که دوستت دارم
چگونه با تو بگویم که شیشه و سنگم
دوباره میروم از دست تا به تو برسم
مسیر خاطرهی رودخانهی گنگم...
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#حکیم_علی_پور
نوشتم اسم تو را روی موج، سرگردان
که می رود به چنین بیخودی کران به کران
برای اینکه تو ماهی نه ماهیِ دریا
در آتش اند تمام نهنگهای جهان
تو ماه نه، تو نظام نهفته در هستی
که آسمان و زمین از تو میبرد فرمان
تو روزها علفی، آهوان به تو خوشحال
تو شام آشپزی و ستارهها مهمان
غبارِ صورت تو ابر، آهِ تو توفان
چه نعمتی! عرق خستگیِ تو باران
تو کیستی، که به هر شکل میرسی از راه
دلت نخواست به هر شکل می شوی پنهان
چه حکمتیست، که در گیر و دارِ چشمانت
شروع بازیِ تو، مات میشود انسان
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#رفیع_جنید
ذوقِ چهار فصلِ تو با چار رنگ مُرد
عمرم چه زود زنگ زد و لایِ زنگ مُرد
با اشک و صبر، کلبهای از سنگ ساختم
چشمم به صبر خیره شد و زیر سنگ مُرد
سیتایِ سرد، آتشی از جلوهات ببال
هندویِ بیقرار تو در رودِ گَنگ مُرد
یک روز با تغافل و یک روز با نگاه
یک روز با فلاخن، یا با خدنگ مُرد
فرقی ندارد این، که شکارِ گوزنِ کوه
با تیغِ تیز، یا که به تیرِ تفنگ مُرد
بعد از زیارتِ تو، خودش را به خواب زد
بختم، نشست و دم نزد؛ امّا قشنگ مُرد
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#کامبیز_قربانی
دلم غیر از طواف روی تو دینی نخواهد داشت
بجز اسطورهی چشم تو تلقینی نخواهد داشت
قطار اشک را هر شب به پای خنده میریزم
ولی این قطرههای شور، شیرینی نخواهد داشت
من آن مردی غریقی حل شده در بستر توفان
که تابوتم بهروی شانه سنگینی نخواهد داشت
سر هر شب دو پاکت میخورم از قرص خواب آور
مگر بر دردهایم قرص، تسکینی نخواهد داشت
فقط کوه غرورم را به پای عشق میریزم
که غیر از پای بوسی عشق آیینی نخواهد داشت
در آخر سر درآوردم که مردن خیلی آسان است
اگر باشی کنارم مرگ، غمگینی نخواهد داشت
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#رحیم_رادمان
تنهاترین و خسته و دلبند هیچکس
دلتنگ و دل پریش به مانند هیچکس
تا شاخهی درخت خودش قاتل خود است
پس اعتماد نیست به پیوند هیچکس
دلشاد وعدههای تو اصلن نمیشوم
باور نماندهاست به سوگند هیچکس
پروردمت چو گل تو ولی دشمنم شدی
اینسان نبود و نیست فرایند هیچکس
هرگز کسی شبیه تو پیدا نمی شود
شادم نمیکند گل لبخند هیچکس
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#محمد_انور_ظفری
من زندهام به وعدهی دیدار در غروب
با خندهها و قهوه و سیگار در غروب
با رقص نور و شُرشُر آب و صدای قو
شعر و شراب و نغمهی گیتار در غروب
در طول روز هرچه به تو فکر کردمام -
- را صادقانه تا کنم اقرار در غروب
حس میکنم همیشه که در من دمیدهای
گندم جوانه میزند انگار در غروب
خیلی زمان گذشته که من با وجود تو
با طعم لب نکردهام افطار در غروب
باید برای این که نمیرم ببوسمت
یک بار در سپیده و یک بار در غروب
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#خالده_فروغ
ای بردهها ز خویش بلالی برآورید
از کارگاه روح کمالی برآورید
ای دختران بادیه، ایهمرهان من
از هجر سرنوشت وصالی برآورید
عاشق شوید و همت شمسی به سر کنید
از مثنوی عشق جلالی برآورید
تا رستمی عجیبه تولد شود ز شرق
بخت سپید و معنی زالی برآورید
برهم زنید خلوت دیرینه را تمام
بیحالی مرا همه حالی برآورید
شب را رها کنید و ز چشمان روزگار
ایمان آفتاب مثالی برآورید
آزادهگان باغ، هیاهوگران شعر
تا کعبە صدا پر و بالی برآورید
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#تمنا_توانگر
من در این کوره به جایی نرسیدم دیدم
آه دیوانهگی! ای کاش نمیفهمیدم
فکر کردم که به دنبال تو هستم؛ اما
روزگاریست فقط دور خودم چرخیدم
شعر بیعرضهی لبهای خدایم بودم
من نباید به دل تنگ تو میچسبیدم
دیدم امروز در آیینهی پیری،خود را
و به این پوچی مطلق چقدر خندیدم
قلب پر رنج خدا بودم و با آمدنت
یک تکان خوردم و بر روی جهان ترکیدم
امشب از بوسه و آغوش کسی میترسم
من که از مشت گرهخورده نمیترسیدم!
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#تمنا_مهرزاد
خواستم مهربان بمانم و خوب، که زنِ زندگیت من باشم
که بپوشی به روی مرگ مرا، دامن زندگیت من باشم!
لقمهی کمتر از دهان تو من، لقمهی بیشتر تو باشی و تا
لای دندان مرگ گیر کنی، دهن زندگیت من باشم
شعر میریختم، تو چای سیاه روی خاکستریِ سیگارت
پک زدی، سوخت با دلم خطِ نازک ِ روسریِ سیگارت
ناگهان باد شد دوباره وزید، در دل کوچک اتاقم که
مانده در جیب خاطراتش آن بستهی آخریِ سیگارت
باز شب میرسد سراغ غمم، تا که فکری به حال من بکند
که زنی در سرم برقصد باز، با خیالت کمی اَتَن بکند
رژ لبهای سرخ، سایهی سبز، رنگ موی سیاه و دامن زرد...
تا که فکری به حال این همه رنج، در تقلای "زن شدن" بکند
که نباشی؛ اتاق سرفه کند، بعدِ "خمیازههای کشدارش"
روزها را ببلعد از من و شب هی بریزد به روی دیوارش
گیر کردم؛ من استخوانی که زیر دندان گربهای شوخ از
دهنش لیز خورده باشم در، حلقِ نازک، گلوی ناچارش...
که نباشی و لکه دار شود، پاکیِ دامنِ غزلهایم
که کبودی دوباره رخنه کند، بر لب و گردن غزلهایم
تکه تکه، چهارپاره شوند، واژهها روی تختِ افکارم
تکه تکه چهار پاره شوند واژههایی که قطع عضو شدند
گاه با مرگ ازدواج کنند، مدتی با زنِ غزلهایم...
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#احمد_جاوید_انوش
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
حسرت استخوانشکن دارد
وسط گریههای مردی که
ترس بسیار زن شدن دارد
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
در دهان پرندگان قفس
طعم نمناک میدهد کلمه
گوشهی انفرادی محبس
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
در تلاش فرار از غمها
شاید انبار حسرت ابدیست
زندگی تمام آدمها
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
در تلاشت برای پاک شدن
مثل یک ضد قهرمان قوی
آخر داستان هلاک شدن
بوی "ای کاش" می دهد این شعر
آخرین روزهای تعطیلی
در حضور معلم تازه
صورت سرخ دایم از سیلی
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
در تماشای عکسهای قدیم
با مرور روابط عشقی
همزمان با دو دختر تقویم
بوی "ایکاش" میدهد این شعر
روزهای امید گم کردن
شادی روزهای دیگر را
اول صبح عید گم کردن
بوی "ای کاش" میدهد این شعر
روزهای ترانهخوان مردن
بوی "ای کاش" میدهد دفتر
موقع شاعر جوان مردن
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#سید_احمد_ضیا_دهآتشین
دارد گلایه دارد از این دختر آینه
از دختری که آمده از مادر آینه
از دختری که مادر ناز و کرشمهاست
از در درآمده که درآید در آیینه
در آینه دوچند درخشیدهاست که
او ماهِ کامل است، از آن بهتر آینه
زیباییاش مبلغِ چشمان خستهاش
تبلیغ اوست خیرهشدن، منبر آینه
به مقصد نظارهی دنیا رسیدهاست
به من رخ زنی و به اسکندر آینه
شب شد شبیه شاخهای از گل به خواب رفت
آمد سحر بلند شد از بستر آینه
تا محو او شوم دلم آیینهخانه شد
دو دیدهام دو پنجره، تن در، در آینه
اول نگاه، بعد ببوسم سپس بغل
ماهم اگر به خانه بیاید هرآیینه
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا👇
/channel/khanemwlana
🔴#موسی_زکیزاده
روزها گذشت و... مگر راه دورتر شده رفت
دل به کوره پخته نشد، ناصبورتر شده رفت
آشنایی من و تو دود شد به کام هوا
آشیان سوختهی ما تنورتر شده رفت
صبر بود و شد سرطان، عشق نیز بست دکان
سنگ بود طاقت من، سنگ گورتر شده رفت
▪︎▪︎▪︎
میبرد تمام مرا، نامهبر که میگذرد
آخرین پیام من و لطف هر که میگذرد…
پارهای که در ورقم، واژهای که زخم لبام
ناز چشم بسته کشم، گوش کر که… میگذرد
بار بار خاطره را از سرم کنار زدم
مثل شال آبیاش از روی سر که میگذرد
▪︎▪︎▪︎
درد نیم گم شده را میکشد دوباره دلم
این غزل عسل شدنی نیست؛ شورتر شده رفت
آرزو هنوز همان آرزوی کودکیام
ذوق جست و خیز ولی رفت و کورتر شده رفت
روز دیدن تو که شد، مثل بغض شام شدم
غصهها رسید و تو نه، رنج زورتر شده رفت
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana
🔴#نظیفه_سلیمی
خانه غم دارد زمانی که تو در آن نیستی
گور بابای جهانی که تو در آن نیستی
قهر کردم با اتاقم چون سرم بد میخورد
پا نهادن در مکانی که تو در آن نیستی
در سکوت محض بین ماه و اقیانوس و من
هست هر شب گفتمانی که تو در آن نیستی
رفتی و فصل شگفتنها به همراه تو رفت
میرسد حالا خزانی که تو در آن نیستی
من مزار بیگل سرخم، نگاهم یخ زده
سوی دشت شادیانی که تو در آن نیستی
لابهلای یک دو جمله میشود توصیف کرد
زندگی را داستانی که تو در آن نیستی
گفته بودی دل بکن از من به خوشبختی برس
تف به خوشبختی زمانی که تو در آن نیستی!
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana
🔴#ساحل_رضایی
بلور برفهاى كوه البرز است تنپوشت
كبوترهايم آزادند در زندان آغوشت
تنم را آشنا با پیچوخمهای تن خود کن
عزیزم گوش شیطان کر، نگو: كردم فراموشت...
ببين امواج خواهش پشت هم مىبارد از چشمم
به اعماق شب توفانى چشمان خاموشت
گرفته دستهايم در بغل دستان سردت را
و گرماى نفسهايم به رقص افتاده در گوشت
لبان خون چكانم مىكند دعوت لبانت را
بساط فتنه را چيدم كه از سر بگذرد هوشت
از اين عشقى كه ختمش مردنم باشد نمىترسم
پلنگ من! به ميل خود به دام افتاده خرگوشت
منى كه روزگارم معنى اصل جهنم بود
بهشتى تر نديدم از خودم وقتى در آغوشت...
فقط رويا... تمام خانه مانده چشم در راهت
ببين يخ بسته روى ميز من فنجان دمنوشت!
زدم هى زنگ، گلها خشک ، شامت سرد شد برگرد...
گرفتم حرف آخر را از آن گوشی خاموشت
#خانه_مولانا
#کانال_بچه_های_مولانا 👇
/channel/khanemwlana