9726
اگر میخواهید گرفتار هیچ دیکتاتوری نشوید؛ بخوانید و بخوانید و بخوانید... ارتباط با ما: @Mkariimiiyan تبادل، تبلیغ: @Admiinhnny فروشگاه کانال: 🆔 @salekhorehyketabb
لطفاً کانال خوره کتاب رو در اپلیکیشن بله داشته باشید.
ble.ir/join/2t4bXQTntG
مطالب تکراری و مشابه با اینجا نداریم ☺️
این رمان در سبک تریلر نوشته شده و مانند دو جلد قبلی، در جزیرهای خیالی به نام کامینو جریان دارد. در این داستان گریشام ترکیبی از ماجراجویی، تاریخ بردهداری، افسانههای محلی و درام دادگاهی را به تصویر میکشد.
جزیرهای متروکه در نزدیکی کامینو که به خاطر تاریخ تاریک خود، از جمله بردهداری در قرن ۱۹ و افسانههای نفرین شده، اکنون خالی از سکنه است. لاولی جکسون زن سالخوردهای از نسل بردگان جزیره، ادعای مالکیت بر این جزیره را دارد. در حالی که یک شرکت توسعهدهنده بزرگ قصد دارد جزیره را به یک رزورت لوکس تبدیل کند، بروس کیبل و مرسر مان تصمیم میگیرند به لاولی کمک کنند و داستان زندگی و تاریخ خانوادگی او را به کتاب تبدیل کنند.
در طول داستان پروندهی حقوقی پیچیدهای به دادگاه کشیده میشود که در آن حقوق تاریخی، مالکیت زمین و تأثیرات توسعه مدرن بر میراث فرهنگی بررسی میشود. این داستان به بررسی مسائل حقوقی و اجتماعی در مواجهه با توسعه و حفظ میراث فرهنگی پرداخته و در عین حال، پر از صحنههای دادگاهی جذاب است که به سبک کلاسیک گریشام نوشته شدهاند.
📚 اشباح جزیره کامینو
🖊 جان گریشام 🔗الهه شمس نژاد
📜 ۲۹۵ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
ونه گات در این ۱۴ داستان کوتاه، تصویرهایی زنده، خردمندانه و طنزآلود از زندگی در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم به دست میدهد.
در این دنیا، زن و شوهرهای ناسازگار، نابغههای جوان، کارمندان نخاله و کلاهبرداران شهری در گیرودار پیشرفت فناوری و گرایش اخلاقی سردرگم به نظر میرسند.
📚 ترانهای برای سلما
🖊 کورت وانه گات
🔗 پریسا سلیمان زاده - زیبا گنجی
📜 ۲۴۳ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
این رمان به بررسی تأثیرات دیکتاتوری نظامی آرژانتین و جنگ کثیف(۱۹۷۶-۱۹۸۳)بر نسلهای بعدی میپردازد.
پرلا کورئا دختر یک خانواده مرفه،در شرایطی پیچیده و متأثر از جنگ کثیف بزرگ میشود.در دنیای پس از جنگ او با مشکلات عاطفی و هویتی زیادی روبرو است.
یک روز مردی مرموز و عجیب وارد خانهاش میشود که بو و ویژگیهایش به دریا و گذشتهای گمشده اشاره دارند.این حضور غیرمنتظره و رازآلود، پرلا را به جستجو برای کشف حقیقت درباره هویت خانوادگی و گذشته تاریک کشور میکشاند.
در این مسیر او با مسائلی چون سرکوبهای سیاسی،تبعات جنگ و کشمکشهای درونی روبرو میشود.
یکی از مهمترین موضوعات این اثر بررسی اثرات عمیق جنگ و دیکتاتوری بر نسلهای بعدی است.
د روبرتیس از طریق داستان پرلا، چگونگی مواجهه افراد با گذشتهای تلخ را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چطور تاریخ میتواند هویت فردی و اجتماعی را شکل دهد.
نویسنده با سبک نوشتاری شاعرانه و غنی، موفق شده است تا نه تنها دنیای داخلی شخصیتها بلکه فضای سیاسی و اجتماعی دوران دیکتاتوری آرژانتین را به شکلی تأثیرگذار به تصویر بکشد.
📚پرلا
🖊کارولینا د روبرتیس 🔗قاسم مومنی
📜 ۲۷۲ صفحه
📚 @khorehyketabb
لطفا درک کنید وقتی میخواهید بخشیده شوید، درخواست بزرگی میکنید.
این کار برای فردی که رنجیده این پرهزینه خواهد بود.
وقتی شما را میبخشد، باید از برقراری عدالت دست بکشد. او باید از رنجش و خشم و احساس شرمندگی و تحقیر خود چشم بپوشد. آنها باید از احساس طرد شدن و مورد خیانت واقع شدن خود دست بکشند. گاهی اوقات باید با عواقب رفتار اشتباه شما زندگی کنند.
📚 پنج زبان عذرخواهی
🖊 گری چپمن/ جنیفر تامس
🔗 علیرضا طائی/ سامره عباسی
❤️🤍💚 @khorehyketabb
پا که به گورستان پیربازار میگذارم، انگار روی خاک قدم نمیگذارم؛ روی سالها قدم میگذارم.
هر قدم، دری به گذشتهای دور باز میکند گذشتهای که معلمی مهربان، نخِ آن را همچنان نگه داشته است.
قدم اول:
هنوز پایم درست روی خاک ننشسته که ناگهان تصویر اولین روز آشنایی با او در ذهنم روشن میشود؛ مردی آرام، سبزهرو، با موهای پرپشت و نگاهی که انگار حواسش به تکتک ما بود. معلمیکه از مسجد سلیمان آمده بود و در روستای کوچک ما جا خوش کرد، چنان که گویی همیشه اهل همین جا بوده است.
قدم دوم:
رطوبت هوا مانند آن روز بهاری است که ما را برای اردو به «چاییباغ»برد.ذهوا از زمستان جدا نشده بود و لکههای برف هنوز در سایهها جا خوش کرده بودند. خانه ما همان نزدیکی
بود و من با خوشحالی خواستم مستقیم بروم خانه.
اما او آرام گفت:«نه دخترم! به مدیر قول دادم همه بچهها رو به مدرسه برگردونم.»
آن روز نفهمیدم چه درسی به من داد. حالا میفهمم.
قدم سوم:
با قدمم، برگ خشکیدهای زیر پا خرد میشود و یادممیافتد همان روزهایی که میگفت:«املای بعضیهاتون خیلی ضعیفه!
باید مسابقه بذارم.»
دو بهدو روبهروی هم مینشستیم. نفری یک قِران میگذاشتیم. اگر نمره بهتری میگرفتیم، دو قِران میگرفتیم و اگر میباختیم، یک قرانمان از دست میرفت. هیچکسنمیخواست بازنده باشد و همین شد که همه ما در املا قوی شدیم.
ما فکر میکردیم بازیست اما او میدانست که یادگیری است.
قدم چهارم:
باد آرامی میوزد و سایه درختانی کهنسال چ روی قبرها میلغزد.
یادم میافتد بهدروزهایی که زمزمههای اختلاف خانوادگی بالا گرفته بود. میگفتند مادرزنش دخترش را تحریک کرده و میخواهد زندگیشان را به هم بزند… و عاقبت هم زد. همسرش با دو بچه مجبور شد از او جدا شود.
آن روزها بچه بودم اما غمیکه در چهره معلممان نشسته بود، از یادم نرفته.
قدم پنجم:
قدم بعدیام سنگینتر است؛ مثل روزهایی که او سر کلاس میآمد اما دیگر آن معلمِ قبراق و شوخ نبود. ساکتتر بود، آرامتر …
گاهی نگاهش میافتاد به شیشه پنجره و دور میشد از ما... انگار جایی میان درد و امید ایستاده بود.
قدم ششم:
حالا به بخشی از گورستان رسیدهام که آرامتر است.
یادم میآید که میگفتند با تلاشهای بسیارِ او برای بازگشت همسرش، زن و شوهر دوباره آشتی کردهاند.
همسرش شرط گذاشته بود:«برمیگردم… اما باید از پیربازار برویم. کسی نباید در زندگیمان دخالت کند.» و او پذیرفته
بود. چرا نپذیرد؟
آدمی برای عشق گاهی از ریشههایش هم دل میکند.
قدم هفتم:
قدم بعدیام کوتاه است و گلویم خشک... روزی رسید که دیگر به مدرسه نیامد.
کلاس ما را با کلاس دیگری ادغام کردند و ما فقط در بهت و سکوت، نگاه میکردیم؛ بیآنکه بفهمیم چرا صندلی خالی او تا این اندازه درد دارد.
قدم هشتم:
سالها گذشت… سالهایی که ما بزرگ شدیم و چراغ زندگی او دور از چشم ما خاموش گشت. بعدها شنیدم وصیت کرده بود که او را در همین گورستان پیربازار به خاک بسپارند؛ میخواست در جایی آرام بگیرد که شاگردهایش بتوانند بعد از سالها بیایند و برایش فاتحهای بخوانند.
و حالا…
ایستادهام کنار سنگ سادهای که زیر سایه درختی آرام گرفته.
دست میکشم روی نامی که هنوز هم برای من بوی کلاس چهارم میدهد...
📌 «درس آخر» 🖊 سوفیا منشیپور
براساس خاطرهای واقعی از یکی از بانوان شهر پیربازار رشت.
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 شیر
۴۴۵. حق را از دهان شیر میباید گرفت.
۴۴۶.«در بیشهٔ شیر، خواب خرگوش مکن» بابا افضل.
انسان نباید در جاهای خطرناک توقف کند.
۴۴۷. در دهان شیر میرود و بیرون میآید.
۴۴۸. دیر آی و شیر آی.
در هیچ کاری عجله نکن و آن را با صبر و حوصله اما خوب انجام بده.
۴۴۹. سگ گرسنه با شیر دست و پنجه نرم میکند.
آدم در زمان فقط و نیاز، ترس را کنار میگذارد و به هر خطری تن میدهد.
۴۵۰. شیر آدمی دَر، بهتر که پادشاه ستمگر.
حاکمان ظالم از شیران درنده نیز خطرناکتر و وحشیترند.
۴۵۱. شیر از مورچه میگریزد.
حتی اگر خیلی هم قوی هستی، باید از مردم موذی دوری کنی.
۴۵۲.«شیرِ امیری، سگِ دربان مباش» نظامی
همیشه عزتت را حفظ کن.
۴۵۳. شیر که پیر شد، بازیگر شغال میشود.
۴۵۴. شیر، نر و ماده ندارد.
شجاعت تنها ویژه مردان نیست.
۴۵۵. شیری یا روباه؟
به هدفت رسیدی یا نه؟
۴۵۶. طلبکار شیر است و بدهکار، موش.
۴۵۷.«گرد صید دگران شیر نگردد هرگز» صائب
شرافتمندان چشم طمع به مال و منال مردم نمیدوزند.
۴۵۸. نکند شیر، موش مرده شکار.
جوانمردان هرگز بیچارگان و ضعیفان را آزار نمیدهند.
۴۵۹. وقتی دو تا شیر میجنگند، مارمولک نمیگه دُم منو ندیدید؟
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 شتر
۴۱۵. دور از شتر بخواب و خواب آشفته نبین.
کاری نکن که خطری برایت پیش بیاید.
۴۱۶. شتر آهسته میرود شب و روز.
کار آهسته و پیوسته، از کار عجولانه و خستهکننده، بهتر است.
۴۱۷. شتر از زانوی خودش بلند میشود.
تا میتوانیم باید کارهایمان را خودمان انجام بدهیم.
۴۱۸. شتر خوابیدهاش هم از خر ایستاده بزرگتر است.
آدمهای خوب، اگر فقیر و بینوا هم شوند، از آدمهای نادان و پست برترند.
۴۱۹. شتر در خواب بیند پنبه دانه
گهی لُپ لُپ خورد گه دانه دانه
کنایه از کسی است که آرزوی محالی را در سر بپرورد.
۴۲۰. شتر دیدی، ندیدی.
این راز را به کسی نگو و طوری وانمود کن که از ماجرا بیخبری.
۴۲۱. شتر را با ملاقه آب نمیدهند.
هر کاری ابزاری و وسایل مخصوص خودش را میخواهد.
۴۲۲. شتر را باید بخوابانی و بعد سوار شوی!
هر کاری راهی دارد.
۴۲۳. شترسواری دولا دولا نمیشود.
هر کس کاری را انجام میدهد، باید دردسرها و مشکلات آن را نیز بپذیرد.
۴۲۴. شتر که به آب بزند، بچهاش نیز به دنبالش میرود.
بچهها از رفتارهای پدر و مادر الگو میگیرند.
۴۲۵. شتر که میخواهد خار بخورد، گردنش را دراز میکند.
هر کس هدفی دارد، باید برای رسیدن به هدفش بکوشد.
۴۲۶. شتر هم به مکه میرود، پس حاجی است؟
خیال نکن که هر کس خودش را دیندار نشان میدهد، دیندار واقعی است.
۴۲۷. عذرخواهی عرب را از شتر پایین میآورد.
زبان نرم تأثیر بیشتری در افراد دارد.
۴۲۸. ما شتر تو را میتوانیم ببینیم، تو بز ما را نمیتوانیم ببینی؟
تو که از ما ثروتمندتری، پس چرا به مال و ثروت ما حسادت میکنی؟
۴۲۹. مرگ شتری است که در هر خانهای میخوابد.
هر کسی بالاخره یک روزی میمیرد.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
مردم شاید چهرهام را تشخیص دهند،
حتی ممکن است اسمم را بدانند،
ولی هرگز منِ واقعی را نخواهند شناخت.
📚 همیشه یک نفر دروغ میگوید
🖊 آلیس فینی 🔗 پریا خوارزمی
❤️🤍💚 @khorehyketabb
رمان با شخصیت محوری کیونگا آغاز میشود. نویسندهای منزوی و تنهاییخواه در سئول که پس از نگارش رمانی موفق در مورد قتلعام معروف در این کشور، به افسردگی و کابوسهای شبانه مبتلا شده است.
در ادامه و با گسترش داستان، دوست صمیمی کیونگا یعنی اینسئون وارد داستان میشود.
اینسئون که پس از حادثهای در بیمارستان بستری شده است، با کیونگا تماس میگیرد و از او میخواهد برای مراقبت از پرندهی سفیدش "آما" به جزیرهی ججو برود.
این درخواست و سفر محرک سفر درونی شخصیت اصلی داستان است و در وجوهی نمادین اتفاقات عجیبی را برای او به وجود خواهد آورد.
کیونگا در فصلی سرد و درحالیکه خود دچار بیماری شدید روانی است، به جنجو میرسد و در خانهی اینسئون با اسناد و مدارکی روبهرو میشود که پرده از قتلعامهای دهه ۱۹۴۰ در جنجو خواهد برداشت.
این سفر که در ظاهر بهمنظور نجات یک پرنده سفید آغاز میشود اما در لایهای عمیق منجر به سفر درونی و مواجهه با گذشته تاریک و زخمهای تاریخی میشود.
📚 ما جدا نمیشویم
🖊 هان کانگ 🔗 علی قانع
📜 ۲۳۲ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 سگ
۳۵۳. افادهها طَبق طبق، سگها به دورش وَقّ و وَقّ.
با آن که خیلی فقیر است، بسیار مغرور و متکبر است.
۳۵۴. اگر با نگاه کردن کسی چیزی یاد میگرفت، سگهای قصابخانه همه یک پا سلاح بودند.
یادگیری هر حرفه و هنری، به تلاش و تمرین نیاز دارد و با نگاه کردن به دست استاد، نمیتوان آن را آموخت.
۳۵۵. اگر بنا بود سگْ کلهپز باشد، یک گوسفند باقی نمیماند.
بعضیها اگر به قدرت و ثروتی برسند، دمار از روزگار مردم درمیآورند.
۳۵۶. اگر گوش سگ را هم میبرّی، در پنهانی بِبُر.
هیچ وقت کسی را جلوی دیگران نصیحت نکن.
۳۵۷. اگر هر سگی واق واق کند، بخواهی سنگی در دهانش بزنی؛ سنگ در دنیا باقی نمیماند.
اگر کسی به تو دشنام داد، لازم نیست تو نیز به او دشنام بدهی.
۳۵۸. با غریب، سگی نباید کرد.
غریب را نباید آزار داد.
۳۵۹. به این سگ نمیبینم که این استخوان را بشکند.
فلانی توان این کار را ندارد.
۳۶۰. به بهلول گفتند: ریش تو بهتر یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم، ریش من؛ وگرنه دم سگ؟
معیار خوب بودن هر کسی ایمان و تقوای اوست، نه ظاهرش.
۳۶۱. به سگ نان دادم؛ اما سگ پای مرا گاز گرفت.
به فلانی خوبی کردم؛ اما او ناسپاسی کرد و به آزار و اذیت من پرداخت.
۳۶۲. به گربهاش پخ و به سگش چخ نمیتوان گفت.
بسیار خودخواه و مغرور است.
۳۶۳. پا روی دم سگ مگذار.
الکی برای خودت دردسر درست نکن.
۳۶۴. تازی وقتی به زور به شکار برده شود، مردار شکار میکند.
کار زورکی و اجباری، به نتیجه دلخواه نمیرسد.
۳۶۵. چو نام سگ بری، چوبی به دست آر.
برای دور کردن شر افراد ناجنس همواره آماده باش.
۳۶۶. خانهای را که به ظلم سازی، یک در آن کند بازی.
ستمکاری عاقبت و آدم را بدبخت و بیچاره میکند.
۳۶۷. خانهای که دو تا سگ داشته باشد، هیچ کدام دنبال شغال نمیروند.
وقتی یک کار دو تا مسئول داشته باشد، درست انجام نمیشود.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
یک زن به خاطر که کسی ممکن است دروغ بگوید؟
گاهی به خاطر خودش، معمولا به خاطر مردی که دوستش دارد و همیشه به خاطر فرزندش.
📚 قتل در زمین گلف
🖊 آگاتا کریستی 🔗 محمدعلی ایزدی
❤️🤍💚 @khorehyketabb
مجموعه داستانی جذاب و خواندنی از زندگی دختری بازیگوش و شاداب که بنا به خواست خانوادهاش در سن بسیار کمی تن به ازدواج میدهد.
در آیین هندیان باستان هر زنی پس از ازدواج به خانواده همسرش تعلق دارد، حتی اگر آن مرد از دنیا رفته باشد؛ چاندرا که به چنین مشکلی دچار میشود، مانند دیگر زنان تسلیم نمیشود و برای دستیابی به سادهترین حقوقش به پای میخیزد.
📚 دختری به نام چاندرا
🖊 فرانسیس مری هندری 🔗 زیبا گنجی
📜 ۱۶۴ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
کتاب پیاده، داستان ایرانی درباره قربانی شدن زنان در برابر نظام مردسالاری و مناسبات ناپیدای قدرت است.
بلقیس سلیمانی، با زبانی ساده و بیپیرایه، شما را با ماجرای زنی روستایی به نام انیس همراه میکند که با کرامت، همسرش، راهی تهران شدهاند.
انیس در پایتخت در حبسی خانگی گرفتار میشود و ماجراهای تلخی را تجربه میکند.
در حین مطالعه این داستان اجتماعی ایرانی با واقعیت تلخ استبداد خانگی و پیامدهای جنگ در دهه شصت آشنا میشوید.
📚 پیاده 🖊 بلقیس سلیمانی
📜 ۲۱۸ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
بزرگترین اندیشمندان تاریخ و همچنین موفقترین شخصیت های امروز به خرد رواقیون باستان باور داشتهاند زیرا به این درک رسیدهاند که ارزشمندترین خردمندیها بیزمان است و این که فلسفه برای داشتن زندگی بهتر است، نه برای تمرین در کلاسهای درس.
روزنگار رواقیگری به اندازه ۳۶۶ روز بینش و تمرین از حکمت رواققیون را به خوانندگان تقدیم میکند که شامل ترجمههای کاملا جدیدی از آثار مارکوس اورلیوس امپراتور، سنکای نمایشنامه نویس و اپیکتتوس فیلسوف و همچنین چهرههای درخشان اما کمتر شناخته شده مثب زنو و روفوس است.
هر روز از سال درسهایی جذاب و پرمعنا از این افراد به همراه روایتهای تاریخی، تفسیرهای بحثبرانگیز و واژهنامهای سودمند از اصطلاحات یونانی پیش روی شما خواهد بود.
با پیروی از این آموزهها طی یک سال(در واقع طی سالهای آینده) آرامش، خودشناسی و بردباری لازم را برای خوب زندگی کردن به دست خواهید آورد.
📚 جانهای رواقی
🖊 رایان هالیدی/ استیفن هنرلمن
🔗 فرزانه بیطرفان
📜 ۴۶۴ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
یکی از آثار ارزشمند در حوزه روانشناسی سازمانی که بهطور ویژه به بهبود تجربه کاری فردی و سازمانی پرداخته است.
این کتاب برگرفته از محتوای پادکست موفق (WorkLife) است که آدام گرانت در آن به بررسی مفاهیم مختلف مرتبط با محیط کاری و تعاملات انسانی در سازمانها میپردازد. گرانت که استاد دانشگاه وارتون است، در این اثر به خوانندگان کمک میکند تا با نگاهی علمی و کاربردی، تجربیات کاری خود را بهبود بخشند و به رضایت بیشتر در زندگی حرفهای دست یابند.
📚 زندگی کاری
🖊 آدام گرنت 🔗 بنفشه شریفیخو
📜 ۳۲۰ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb
سلام به رفقا ❤️
زمانی که مطالب رو زمانبندی میکردم که در تایم خودش ارسال بشه، اصلا فکر میکردم که یه مدت طولانی کنار هم نباشیم!
لطفاً کانال خوره کتاب در اپلیکیشن بله همراهمون باشید.
ble.ir/join/2t4bXQTntG
📌 شترمرغ
۴۳۰. به شترمرغ گفتند بپر، گفت شترم. گفتند بار ببر، گفت مرغم.
کنایه از کسانی است که انجام دادن کار به هر بهانهای درمیروند.
📌 شغال
۴۳۱. آدم تنها را شغال میخورد.
تنهایی آفتهای بسیاری در پی دارد.
۴۳۲. از زوزه شغال آب دریا کم نمیشود.
بدگویی حسودان از نیکان ضرری به آنها نمیرساند.
۴۳۳. انگور خوب، نصیب شغال میشود.
خیلی وقتها، نعمتهای خیلی خوب به کسانی میرسد که اصلا لیاقتش را ندارند.
۴۳۴. باج به شغال نمیدهیم.
زیر بار زور نمیرویم.
۴۳۵. بعضی شغالها برای خوردن خروس پسرخاله میشوند.
این ضربالمثل را درباره کسانی به کار میبرند که برای سوءاستفاده از دیگران با آنها دوست میشوند.
۴۳۶. به حرف زدن، شغال از نیزار بیرون نمیرود.
ستمگران را با خواهش و التماس نمیتوان از ظلم و ستم بازداشت.
۴۳۷. به شغال گفتند: چقدر میدوی؟ گفت: به سگ نگاه میکنم.
آدم وقتی احساس خطر کند، قدرتش چند برابر میشود.
۴۳۸. شغال ترسنده، انگور خوب نخورد.
آدم ترسو به هیچ پیروزی دست نمییابد.
۴۳۹. شغال مرده را چوب میزند.
کاری بیهوده انجام میدهد.
۴۴۰. مگر خروس به دنبال شغال میرود؟
آدم نباید برای خودش دردسر درست کند.
📌 شیر
۴۴۱. آدم بایدون شیر درآورد و چون گرگ بخورد.
برای کسب درآمد باید بسیار بکوشی تا زندگی راحتی داشته باشی.
۴۴۲. از جاهل چنان گریز که از شیر گریزی.
از دوستی و معاشرت با بیخردان بپرهیز که بسیار خطرناک است.
۴۴۳. از شیر نر ترسیدن عیب نیست.
ترسیدن از خطرهای بزرگ عیب نیست.
۴۴۰. با دم شیر بازی نکن!
برای خودت دردسر درست نکن.
۴۴۱. با زبان خوش شیر را روباه میکنی.
با زبان نرم و دوستانه، حتی قویترین آدمها با نیز میتوانی به قبول خواسته خود راضی کنی.
۴۴۲. برای روباه چون شیر آماده باش.
حتی دشمنان ضعیف را هم کوچک مشمار و برای مبارزه با آنها خودت را کاملا آماده کن.
۴۴۳. بیرون خانه روباه است، در خانه شیر نر.
کنایه از آدمهایی است که با غریبهها خیلی نرم دوستانه و با اهل خانه، خشمگینانه و بیرحمانه رفتار میکنند.
۴۴۳. پسِ شیر رفته مینداز سنگ.
اگر خطری از تو دور شد، کاری نکن که دوباره برگردد.
۴۴۴. تیر را به شیر میاندازند، نه به گربه.
اگر میخواهی با کسی هم دربیفتی، با زورمندان دربیفت، نه با ضعیفان.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 سوسک
۳۹۹. خاله سوسکه به بچهاش میگوید: قربان دست و پای بلورینت.
فرزند هر چه هم زشت باشد، در چشم پدر و مادرش زیباست.
📌 شپش
۴۰۰. شپش او گاو نر است.
مشکل کوچک را خیلی بزرگ میشمارد.
۴۰۱. شپشش منیژه خانم است.
درباره افراد خودخواه-بهویژه کسانی که به خویشان و بستگانشان مینازند و آنها را بهترین معرفی میکنند- به کار میرود.
۴۰۲. شپش نقد، بِهْ از دنبه نسیه.
سود و فایده نقد، هر قدر اندک و ناچیز، از سمت و فایده نسیه بیشتر و بهتر است.
📌 شتر
۴۰۳. آدم باید مثل شتر دوردورها را نگاه کند.
درباره عاقبت هر کاری خوب فکر کن.
۴۰۴. آدم دنبال شتر دیگران سلّانه سلّانه میگردد.
هیچکس مثل خود شخص پیگیر کارهایش نیست.
۴۰۵. به اسبت الاغ گفتهام با به شترت، کره شتر؟
چرا بیخودی از دستم ناراحتی؟
۴۰۶. اگر خدا به شتر شاخ میداد، بام و دیوار را فرو میریخت.
بعضیها اگر به قدرت، ثروت و شهرتی برسند، به مردم ستم میکنند.
۴۰۷. اگر زخم شتر به خر باشد، یک ساعت هم دوام نمیآورد.
هر کس که گرفتار رنج و بلایی میشود، تحمل توان آن را هم پیدا میکند.
۴۰۸. اگر علی ساربان است، میداند شترش را کجا بخواباند.
کار که به دست کاردان باشد، میداند که آن را چطور انجام دهد.
۴۰۹. بادی که شتر را ببرد، بز را به آسمان خواهد برد.
بلایی که ثروتمندان را بیازارد، فقیران و ضعیفان را نابود خواهد کرد.
۴۱۰. بار شتر را که روی خر بگذارند، هم خر شل میشود، هم بار به مقصد نمیرسد.
هر کاری را باید به کسی بسپاریم که توان، تجربه و دانش آن را داشته باشد.
۴۱۱. به شتر گفتند: از کجا میآیی؟ گفت: از حمام. گفتند: از پاشنه پایت معلوم است.
حکایت آدمهایی است که خیلی ادعا میکنند ولی خیلی بیعرضهاند.
۴۱۲. به شتر گفتند: بار ببر. گفت: مگر کوهانم را نمیبینید؟
کنایه از کسانی است که به بهانههای مختلف از زیر کار درمیروند.
۴۱۳. تخممرغ دزد، شترمرغ دزد میشود.
کسی که گناهان کوچک را انجام میدهد، کم کم گناهان بزرگ را هم انجام میدهد.
۴۱۴. حاجیشتر است که باز میکشد و خار میخورد.
دیندار واقعی کسی است که از آزار مردم میپرهیزد و به بندگان خدا خدمت میکند.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 سگ
۳۸۳. سگ زوزه خود را نمیشنود و آب، شرشر خود را.
هیچکس عیب خود را نمیبیند.
۳۸۴. سگ سگ است؛ گرچه پاسبان باشد.
آدمهای بیارزش، حتی اگر به بالاترین مقامها نیز برسند، باز هم فرومایهانپ.
۳۸۵. سگ که سیر شد، دنبال آدم نمیآید.
کسی که به تو نیاز داشته باشد، به حرفت گوش نمیدهد.
۳۸۶. سگ که سیر شد، هار میشود.
بعضیها که به ثروت میرسند، بدجور بداخلاق میشوند.
۳۸۷. سگ گاز بگیرد، مرهم دارد؛ ولی آدم گاز بگیرد مرهم ندارد.
تهمتها و دشنامهای مردم خیلی تلخ و دردناک است.
۳۸۹. سگِ گرسنه به گلّه نمیرود.
کسی بدون مزد برای دیگری کار نمیکند.
۳۹۰. سگ لنگ هم از شکار بازنمیماند.
هیچکس نباید از تلاش برای کسب رزق و روزی کوتاهی کند.
۳۹۱.«سگ نیز با قلاده زرین همان سگ است» سعدی
ثروت به شخصیت و ارزش آدم چیزی اضافه کند.
۳۹۲. سگها عوعو میکنند و کاروان میگذرد.
زخمزبانها، ناسازاها و تهمتهای افراد حسود، در پیشرفت و موفقیت افراد پرتلاش تاثیری ندارد.
۳۹۳. سگ هر چه چاق بشود، گوشتش خوردنی نیست.
انسانهای فرومایه اگر به ثروت، قدرت و شهرت هم برسند، به دیگران خیری نمیرسانند.
۳۹۴. سگ یا باید بدود یا صدا بدهد.
یک نفر همزمان نمیتواند دو کار را انجام بدهد.
۳۹۵. سگی که در زاییدن شتاب کند، توله کور میزاید.
کسی که عجله کند، گرفتار زیان میشود.
۳۹۶. سگی که شود دَلِه، دیگر نمیرود گلّه.
راحتی و تنآسایی شوق کار و فعالیت را از آدمی میگیرد.
۳۹۷. گرسنگی سگ را پینهدوز میکند.
کسی که نیازمند شود، به هر شغلی تن میدهد.
۳۹۸. نه خود خوری، نه کس دهی، گَنده کنی، به سگ دهی.
کنایه از افراد خسیس است که نه خودشان از مالشان بهره میبرند و نه به دیگران بخشش میکنند.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
📌 سگ
۳۶۸. در شخمزنی اگر جفت سگ ببندی، بهتر است تا یک گاو شریکی ببندی.
فعالیت و ساخت و ساز شریکی خوب پیش نمیرود؛ زیرا هیچ کدام از شریکها زیر بار مسئولیت نمیرود.
۳۶۹. دهن سگ همیشه باز است.
آدمهای فرومایه هیچ وقت از دشنام دادن به مردم و تهمت زدن به بندگان خدا و غیبت کردن از این و آن دست برنمیدارد.
۳۷۰. سگ آدم ندار را میگیرد.
بیشتر دردسرها مال فقیران است.
۳۷۱.«سگ از مردمِ مردمآزار بِه» سعدی
ضربالمثلی در مذمت مردمآزار و مردمآزاری است.
۳۷۲. سگ با دمش زیر پایش را جارو میکند.
سگ هم نظافت را رعایت میکند.
۳۷۳. سگِ بد، دزد را به خانه صاحبش میآورد.
نگهبان خائن یار و همدست مجرمان میشوند.
۳۷۴. سگ به آدم افتاده حمله نمیکند.
آزار ضعیفان از جوانمردی به دور است.
۳۷۵. سگ به سنگیاش لقمه جلوش بیندازی، جلوی آدم دُم میافشاند.
ناسپاسی خیلی بد است.
۳۷۶. سگ پاچه آدم را بگیرد، آدم که پاچه سگ را نمیگیرد.
اگر فرد بدجنسی به تو دشنام داد و اذیتت کرد، دلیلی ندارد که تو هم متقابلاً رفتار ناپسند او را تکرار کنی.
۳۷۷. سگ پاچه صاحب خودش را نمیگیرد.
آدم نباید نمکنشناس باشد.
۳۷۸. سگِ حسن دَله است، هر جا دری بار ببیند داخل میشود.
این ضربالمثل را درباره افراد بیکارهای استفاده میکنند که به همه جا سرک میکشند و در هر کاری فضولی میکنند.
۳۷۹. سگ را محل نگذاری، واق واقش قطع میشود.
اگر جواب افراد بیادب را ندهی، خودشان خسته میشوند و از ناسزا گفتن به تو دست میکشند.
۳۸۰. سگ را به زور به شکار نتوان برد.
آدم تنبل و بیحال و حوصله را به اجبار نمیتوان به کاری واداشت.
۳۸۱. سگ رفت، سگتوله آمد جاش.
مسئول بیلیاقتی رفت و آدم بدتری جای آن آمد.
۳۸۲. سگ زرد، برادر شغال است.
این آدم بدجنس نیز همانند آن یکی، بدجنس است و فرقی با او ندارد.
📚 #ضربالمثلهای_جاندار_از_آهو_تا_یابو
🖊 #غلامرضا_حیدری_ابهری
❤️🤍💚 @khorehyketabb
شاید شنیده باشید که مهرطلبی یعنی باملاحظه بودن یا اهمیت دادن یا مهربان بودن.
در واقعیت مهرطلبی میل به مدیریت واکنشهای دیگران و اجتناب از عدم ناراحتی ناشی از دوست داشته نشدن توسط آنها است.
📚 خداحافظ مهرطلبی 🖊 مائده اشرفی
❤️🤍💚 @khorehyketabb
داستان با معرفی دوروثی کالیبان، زن میانسالی که در حومه شهر زندگی میکند، آغاز میشود. او پس از مرگ فرزندش و سردی رابطه با همسرش در وضعیتی قرار دارد که زندگی روزمره برایش معنای خود را از دست داده است.
تغییر اصلی زمانی رخ میدهد که دوروثی خبر فرار موجودی دوزیست از یک مرکز تحقیقاتی را میشنود و کمی بعد همان موجود، که لری نام دارد، بیمقدمه وارد خانهی او میشود.
در بخشهایی از رمان، رابطه شکلگرفته میان دوروثی و لری محور اصلی روایت است.
لری برخلاف ظاهر غیرعادیاش، رفتاری آرام و انسانی دارد و همین تضاد باعث میشود دوروثی بهتدریج در او نشانهای از امنیت و اعتماد پیدا کند.
این رابطه نه بهعنوان یک پیوند عاشقانه معمول، بلکه بهعنوان استعارهای از نیاز انسان به همدلی، گوش شنوا و امکان تغییر روایت میشود.
اینگلز در این اثر از عناصر رئالیسم جادویی، نقد اجتماعی و روایتهای فمینیستی استفاده میکند تا تجربه زنی خانهدار را که در سکوت و انزوا گرفتار شده، از زاویهای متفاوت بازنمایی کند.
📚 وزغ مرد
🖊 ریچل اینگلز 🔗 مهدی غبرائی
📜 ۱۴۴ صفحه
❤️🤍💚 @khorehyketabb