komeilkashani | Unsorted

Telegram-канал komeilkashani - ❖ کمیل کاشانی ❖

520

💠 کانال حفظ و نشر آثار شاعر و مداح اهلبیت محمود شریفی 💠 تبادلات: @alimanaghebi

Subscribe to a channel

❖ کمیل کاشانی ❖

#حضرت_معصومه_س_
#رباعیات

بانوی کرامت و حیا معصومه
آئینه ی حضرت رضا معصومه
بر رشته ی چادر تو بستیم دخیل
في الجنة اشفعي لنا معصومه

●○●

غوغای اجابت ، حرم معصومه است
هر گوشه سخن از کرم معصومه است
در روز جزا قبول پرونده ی ما
وابسته به ( لا و نَعَم ) معصومه است

●○●

ای روح محبت که به قم قائمه ای
یادآور زهد و عفت فاطمه ای
معصومه ای و خواهر محبوب رضا
او عالم اهلبیت و تو عالمه ای 

#کمیل_کاشانی

@komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#تذکار
#حضرت_معصومه_س
#روضه

🔸مسموم شدن حضرت معصومه (سلام الله علیها)

بنا بر روایتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)مثل اباء و اجداد طاهرینش (علیهم السلام) علم به شهادت خودش داشت و می دانست که در قم از دنیا می رود بخاطر ھمین فرمود که مرا به طرف قم ببرید.و بنا بر نقلی در ساوه زنی ، حضرت معصومه (سلام الله علیها)را مسموم کرد.

🔸نتیجه:

بنا بر بیانات و شواهدی که ما در دست داریم می توانیم بگوییم که رفتن  حضرت معصومه (سلام الله علیها) از این دنیا طبیعی نبود بلکه شهادت بود چون حضرت معصومه (سلام الله علیها) را اذیت کردند و مسوم کردند که بر اثر ھمین شهید شدند و در مصایب و کشیدن زحمات و رنج و سختی ها مثل مادر بزرگشان حضرت فاطمه زھرا (سلام الله علیها) شدند
پس بر اساس فضائل و کمالاتی که حضرت معصومه (سلام الله علیها) دارند و بر مبنا و شواهدی دست یافته رفتن از دنیا را برای ایشان شهادت تعبیر کنیم و بگوییم که ایشان شهیده شدند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📚 منابع :

وسيله المعصوميه, نوشته ميرزا ابوطالب بيوک, ص 68,
الحياه السياسيه للامام الرضا عليه السلام, نوشته جعفر مرتضي العاملي, ص 428؛
قيام سادات علوي، علي اكبر تشيّد، ص168

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#مربع_ترکیب
#ولادت_خاتم_الانبیا_ص

مكه را امشب شكوهى ديگر است
مروه امشب با صفا پا تا سر است
نور باران باختر تا خاور است
دامن بانوى شب پر اختر است
آسمان گشته زمين بوس زمين
دفتر شوق است قاموس زمين

سبز در سبز است صحراى حجاز
وه چه رؤيايى است غوغاى حجاز
بوسه زد خورشيد بر پاى حجاز
(يا محمد) گشته آواى حجاز
وسعت ام القرى لبريز نور
مى وزد از هر طرف عطر حضور

آمنه خاتون مهر و آفتاب
روح پاكش پاكتر از روح آب
درد او را ميكشد در پيچ و تاب
شعله ور پا تا سرش در التهاب
درد را اما تحمل ميكند
در دلش ياد خدا گل ميكند

آمنه امشب پسر مى آورد
آفرين ! قرص قمر مى آورد
مژده صبح سحر مى آورد
مرد ايمان و ظفر مى آورد
از تبار بت شكن نسل خليل
گمرهان وادى شب را دليل

اين پسر دُرّ يتيم انّماست
بين خوبان دو عالم مصطفاست
سينه او ساحت صدق و صفاست
قلب او آئينه ی وحى خداست
دين حق از فيض او تكميل شد
معجز ميلادش عام الفيل شد

او همان حسن ختام انبياست
اول و آخر كلام انبياست
آخرين جرعه ز جام انبياست
سيد خلقت امام انبياست
در صف نوبت اگر چه خاتم است
ليك در رتبه رسول اكرم است

با شمايم آى بتها بشكنيد
اى هبل اى لات و عزى بشكنيد
تخت خسرو ، طاق كسرى بشكنيد
دستهاى فتنه آرا بشكنيد
جان هستى ، عشق سرمد مى رسد
جلوه ی حسن محمد مى رسد

#کمیل_کاشانی

📖 از مجموعه شعر سرود فرشته ها

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#حضرت_رقیه
#کمیل_کاشانی

تويى به باغ ولايت گل بهار ، رقيه
كبود صورت ماهت بنفشه زار ، رقيه

كتاب كرببلا را كه خود تو حسن ختامى
حديث مرگ تو بخشيده اعتبار ، رقيه

خراب ، كاخ يزيد از شرار آه تو اما
بناى دولت عشق تو برقرار ، رقيه

اگر چه در غم بابا تو بيقرارترينى
قرار خاطر دلهاى بيقرار ، رقيه

دل كويرى من حسرت نگاه تو دارد
ز ابر لطف ، کمى بر سرم ببار ، رقيه

حسين ، فاطمه را در نگاه گرم تو می ديد
به قاب چشم تو شد بوسه‏ اش نثار ، رقيه

سه ساله وارث زهرا به درد و داغ و مصيبت
خرابه بود و تو و داغ بيشمار ، رقيه

کمیل کاشانی - ۱۳۸۱

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#حضرت_رقیه

ریحانه ای که غنچه ی نشکفته پرپری
یاس بهشتی چمنستان کوثری

وقتی که راه می روی انگار فاطمه
وقتی که حرف می زنی انگار حیدری

آئینه ی شهود در ابعاد کوچکی
عشق و حیا و عاطفه از پای تا سری

همسنگر حماسه زینب به شام شوم
پیروز آن مبارزه ی نابرابری

فرقی نمیکند پسر و دختر شما
چونان برادرت علی اکبر دلاوری

بر مأذن بلند حقیقت الی الابد
فریاد عاشقانه ی الله اکبری

با سیل اشک و شعله ی جانسوز آه خود
ویرانگر بنای فریب ستمگری

نیلی شد ارغوانی رویت اگر ، ولی
چشم خزان به دور ، همیشه معطری

کهنه نمیشود به خدا روضه های تو
در سینه ها شراره ی داغ مکرری

ﮐﻤﯿﻞ کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

■ماجرای نبش قبر حضرت رقيّه(ع) در سال 1242

◆ ملا محمدهاشم خراسانی (ره) حکایت نبش قبر #حضرت_رقیه سلام الله علیها توسط ایشان به منظور ترمیم قبر و رفع آب‌گرفتگی مضجع شریف حضرت رقیه (س) در سال ۱۲۸۰ هجری،را نقل میکند :

◆ جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقي كه نَسَبش به سيّد مرتضي علم‌الهدي منتهي مي‌شد بعد از نبش قبر حضرت رقیه (س)، مدام از شدت گریه و غصه غش می‌کرد. چون به هوش می‌آمد، قضیه کبودی را برای مردم تعریف می‌کرد
◆می گفت بدن مطهّر ایشان در پارچه سیاهی (چادر یا لباس سیاه) پیچیده و کفن شده بود. بخشی از صورت منّور ایشان را دیدم که هنوز از آثار سیلی، کبود و مجروح بود. سپس به همراه شیون ایشان، صدای ضجه و زاری از مردم بر می‌خواست.

🔲 اما حکایت :

قبر دچار آب گرفتگی شده بود و علما شیعه درخواست تعمیر قبر مطهر را داشتند.
والي به علماء و صلحاء شام از شيعه و سنّي امر كرد كه غسل كنند و لباس‌هاي پاكيزه بپوشند، به دست هر كس قفل ورودي حرم مطهّر باز شد، همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند، پيکر را بيرون آورد تا قبر را تعمير كنند.
صلحاء و بزرگان از شيعه و سنّي در كمال آداب غسل كردند و لباس پاكيزه پوشيدند، قفل به دست هيچ كس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سيّد، و چون ميان حرم آمدند كلنگ هيچ كدام بر زمين اثر نكرد، مگر به دست سيّد ابراهيم.
حرم را قُرق كردند و لحد را شكافتند. ديدند بدن نازنين حضرت رقيه سلام‌الله عليها، ميان لحد و كفن صحيح و سالم است اما آب زيادي ميان لحد جمع شده است.
سيّدابراهیم در قبر رفت، همين كه خشت بالاي سر را برداشت ديدند
سيّد افتاد. زير بغلش را گرفتند،
هي مي‌گفت: «اي واي بر من.. واي بر من..
به ما گفته بودند يزيد لعنةالله عليه، زن غسّاله و كفن فرستاده
ولي اکنون فهميدم دروغ بوده، چون دختر با پيراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمي‌كنم، مي‌ترسم بدن را منتقل كنم و ديگر به عنوان "رقيّه بنت الحسين" شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.
سيّد بدن شريف را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود نهاد و سه روز بدين گونه بالاي زانو خود نگه داشت و گريه مي‌كرد تا اينكه قبر را تعمير كردند.
وقت نماز كه مي شد سيّد بدن حضرت را بالاي جايي پاكيزه مي‌گذاشت. پس از فراغ از نماز برمي‌داشت و بر زانو مي‌نهاد، تا اينكه از تعمير قبر و لحد فارغ شدند، سيد بدن را دفن كرد.
و از معجزه آن حضرت اين كه سيّد در اين سه روز احتياج به غذا و آب و تجديد وضو پيدا نكرد و چون خواست بدن را دفن كند دعا كرد كه خداوند پسري به او عطا فرمايد.
دعاي سيّد به اجابت رسيد و در سن پيري خداوند پسري به او لطف فرمود که نام او را "سيّد مصطفي" گذاشت.
آنگاه والي واقعه را به سلطان عبدالحميد عثماني نوشت؛ او هم توليت زينبيّه و مرقد شريف حضرت رقيّه و امّ كلثوم و سكينه را به سيد ابراهيم واگذار کرد.
اين قضيه در سال 1242 هجري شمسي رخ داده و در کتاب «معالي» هم اين قضيّه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است:
«فَنزلَ في قبرها و وَضع عليها ثوباً لفَّها فيه و أخْرجها، فإذا هي بنتٌ صغيرةٌ دُونَ البُلوغِ و كانَ متْنُها مجروحةً مِنْ كثرةِ الضَّرب»
« آن سيّد جليل وارد قبر شد و پارچه اي بر او پيچيد و او را خارج نمود، دختر كوچكي بود كه هنوز به سن بلوغ نرسيده، و پشت شريفش از زيادي ضربات مجروح بود.»
پس از درگذشت سيّد ابراهيم، توليت آن مشاهد مشرفه به پسرش سيّد مصطفي و بعد از او به فرزندش سيّد عبّاس رسيد.فرزندان سيّد ابراهيم دمشقي معروف و مشهور به "مستجاب الدعوه هستند.

📚 منابع روایت؛
منتخب التواریخ، صفحه ۳۸۸.
اسرار الشهادة، صفحه ٤٠٦.
مقتل جامع مقدم، جلد ۲، صفحه ۲۰۸.
تراجم اعلام النساء، جلد ۲، صفحه ۱۰۳
@komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل_مثنوی
#حضرت_رقیه_س_

کنج خرابه خاطره ها را مرور کرد
آن لحظه های سخت بلا را مرور کرد

از ماجرای شام غریبان که دیده بود
پای برهنه در دل صحرا دویده بود

رنج سفر به کوفه و اندوه قافله
روی کبود و پای پر از نقش آبله

از کوفه تا به شام که چشم انتظار بود
دلواپس خرابه و دیدار یار بود

در ازدحام سنگ لب بام گریه کرد
هی خورد تازیانه و دشنام گریه کرد

دیگر دلش برای پریدن بهانه داشت
بسیار شکوه ها که ز دست زمانه داشت

آشفته بود و همنفس آه می گریست
بر آن همه غریبی جانکاه می گریست

می گفت یک نفر پدرم را خبر کند
تا لحظه ای به کنج خرابه سفر کند

بابای من بیاید و در این هجوم درد
از کودکان غم زده رفع خطر کند

روشن کند چراغ امید دل مرا
شام غم مرا به نگاهی سحر کند

در قحطی محبت و احساس و عاطفه
مثل نسیم بر سر گل ها گذر کند

ای وای بر یتیم اسیری که بیقرار
شب را به اشک و ناله و اندوه سر کند

موی سفید و سوخته ام فرش راه او
بیدار مانده ام به امید نگاه او

ناگاه شد خرابه چراغان ز نور حق
سر زد فروغ عاطفه از مشرق طبق

خورشید در خرابه شکفت و سحر رسید
فریاد زد رقیه که عمه پدر رسید

کمیل کاشانی
🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#روضه_مكتوب
#حضرت_رقیه_س
#روضة_الذاكرين
#محرم_الحسين
#کمیل_کاشانی


🔸مجلس سوم
🔸(روضة حضرت رقیه بنت الحسین)

اى نفس گرم تو عطر بهشت
آب و گل حسن تو زهرا سرشت
پاك نژادى ز تبار حسين
دسته گل باغ بهار حسين
خيمه زده مهر تو در سينه‎ها
نور تو گل كرده در آئينه‎ها
آينه در آينه نور و نمك
برخى خورشيد رخت نه فلك
نه فلك افتاده و آواره‏ ات
چرخ زند به دور گهواره‏ ات
خنده زيباى تو اى حسن ناب
چنگ زده به تار قلب رباب
دل از حسين فاطمه مى‏ برى
راه برو كه جلوه كوثرى
نشسته بر سفره لطفت زمين
رشته چادر تو حبل المتين
چادر كوچكى كه بر باد رفت
كرببلا به دست بيداد رفت
سه ساله خون خدا رقيه
كتاب داغ كربلا رقيه
كتاب عمر تو ورق ورق شد
قاتل تو خرابه و طبق شد
عمة كوچك امام زمان
كه دارى از يوسف زهرا نشان
گرمى آغوش على اكبرى
همنفس اشك على اصغرى
حسين وقتى كه عنايت كند
سوره چشم تو تلاوت كند
سه ساله حسين، بلبل عشق
طبق طبق نثار تو گل عشق


دختر، احساس و عاطفه‎اش نسبت به پدر بیشتر از پسر است. وابستگی اش نیز هم بیشتر است. حالا حساب کنید این دختر رقیه و پدرش هم حسین باشد، چقدر یکدیگر را دوست داشتند مخصوصا اینکه دختر شباهت بسیاری به مادر بزرگش حضرت زهرا داشت. هر وقت مولا دلتنگ مادرش حضرت زهرا می‎شد راه رفتن رقیه را تماشا می‎کرد و خاطرات مادر را تازه می‎کرد. برای دختر عادت شده بود که قبل از نماز سجادة پدر را پهن می‎کرد و چادر نماز کوچکش را به سر می‎انداخت و کنار سجادة پدر می‎نشست. آن قدر به این کار عادت کرده بود که حتی بعد از روز عاشورا مثل همیشه کنار سجادة پدر نشسته بود و ناگهان پردة خیمه با شتاب بالا رفت و مردی درشت هیکل شمشیر به دست وارد خیمه شد. نگاه رقیه به سمت او برگشت و آرام پرسید آهای مرد عرب! تو بابای مرا ندیدی؟ مرد عرب پاسخی جز سیلی برای دختر نداشت! آخر تازه از روی سینة حسین در قتلگاه بلند شده بود. شدت سیلی به حدی بود که رقیه با صورت روی سجادة پدر افتاد. از خیمه بیرون دوید و خودش در آغوش عمه جانش زینب رها کرد. بی بی زینب تا نگاهش به صورت کبود رقیه افتاد بی اختیار دلش یاد سیلی مدینه افتاد...

باید که با یتیم مدارا کنی
بغل برای گریه‎هاش وا کنی
یتیم به جز خدا کسی نداره
غریبه و همنفسی نداره
هدیه ببر واسه یتیم شاد بشه
دلش یه لحظه از غم آزاد بشه
خبر دارید که گوشة خرابه
یه دختری اسیر التهابه
چند روزه از باباش خبر نداره
شبای غربتش سحر نداره
از کربلا تا کوفه، کوفه تا شام
سیلی‎ش زدند و خورده سنگ و دشنام
از بس بهونه باباش گرفته
نا نداره دیگه صداش گرفته
خسته شده پاهاش پر از آبله‎ست
طفلکی دیگه زحمت قافله‎ست
تو خواب و بیداری باباشو می‎خواد
داد می‎زنه کی میشه بابام بیاد
کی میشه از سفر بیاد بابایی
تموم شده طاقتم از جدایی
شب‎های انتظار او سر اومد
پدر با سر دیدن دختر اومد
اگر چه مثل بغضی در گلوم شد
قصة دختر یتیم تموم شد

مدت‎ها گذشت تا نیمه شبی که دوباره منتظر نشسته بود و گریه می‎کرد. این دفعه دید به جای یک نفر چند نفر آمدند، ترسید از آنها سوال کند و سراغ بابایش را بگیرد. فقط نگاه می‎کرد یکی از آن‎ها پرسد بابایت را می‎خواهی؟ جواب داد بله! دلم برایش تنگ شده است. مرد عرب طبقی که روی سر داشت را مقابل رقیه بر زمین انداخت و فریاد زد این هم بابایت! مگر باورش می‎شود. روپوش طبق را کنار زد.

بوسه‎ای از صورت بابا گرفت
اشک در چشم رقیه پا گرفت
سفره دل پیش بابا باز کرد
بعد مدت‎ها برایش ناز کرد
گفت بابا صورتم نیلی شده
دختر تو خسته از سیلی شده
بارها از ناقه افتادم پدر
مادرت آمد به امدادم پدر
زجر زجرم داد در این قافله
خسته‎ام از طعنه‎های حرمله
آمدی بابا مرا با خود ببر
دختر تو خسته شد از این سفر

روضه خوان خرابه غوغا کرده بود و عجب روضه ای شده بود! آن شب شهر شام از صدای گریة اهل خرابه خواب نداشت. ناگهان صدای روضه خوان قطع شد. بی بی زینب با همة وجودش فریاد کشید وا حسینا...

صل الله علیک یا ابا عبدلله الحسین

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#رباعی
#ایران_حسین_ع

فریاد حسین ، معرفت آموز است
بر خرمن شب شراره ای جانسوز است
این است شعار ما در آئین شعور :
(ایران حسین تا ابد پیروز است)

#کمیل_کاشانی۱۴۰۴

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل_حماسه
#مرگ_بر_اسرائیل

وقت نبرد آمد هلا شمشیر بردارید
در رزمگاه حادثه عزم خطر دارید

با نعره های حیدری از جای برخیزید
پیش بلا لطف الهی را سپر دارید

پیروزی ما بر سپاه کفر نزدیک است
ای شب ستیزان مژده صبح سحر دارید

خفاش ها در غار ترس شب زمینگیرند
اما شما هفت آسمان را زیر پر دارید

یک فتح خیبر پیش رو باشد باذن الله
از شرح آیات ظفر حتما خبر دارید

باران (سِجّیل) است می بارد بر اسرائیل
در انتقام از دشمن میهن جگر دارید

اکنون زمان پایداری در مصیبت هاست
هر چند از داغ شهیدان چشم تر دارید

#کمیل_کاشانی۱۴۰۴/۳/۳۰

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#رباعیات_علوی

بر خیل ملک ذکر سجود است علی
سر سلسله غیب و شهود است علی
مقصود خداز خلقت هستی اوست
دیباچه دفتر و جود است علی
■□■
دریاست دلش آب حیات است علی
بر خلق سفينة النجات است علی
وقتی که نبی لحمک من لحمی گفت
شایسته ذکر صلوات است علی
■□■
بی مهر علی کسی به مقصد نرسد
در سایه ی او به هیچ کس بد نرسد
آن را که دل از ولای مولا خالی است
هرگز به شفاعت محمد"ص" نرسد
■□■
صحرای غدیر، غیرت دریا شد
سرشار حضور، وسعت دلها شد
اسلام محمدی پذیرفت کمال
وقتی که علی به مؤمنان مولا شد

#کمیل_کاشانی

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#امیر_المؤمنین
#غدیر_خم

از نسیم نغمه ی "من کنت مولا" در غدیر
باغ توحید و رسالت شد شکوفا در غدیر

جبرئیل عشق مست جذبه ی اشراق گفت
با رسول وحی پیغام تولا در غدیر

فیض "اتممتُ علیکم نعمتی " شد بر زمین
از ثری شد غرق نعمت تا ثریا در غدیر

بر فراز دست پیغمبر در آن روز بزرگ
پرچم سبز ولایت گشت بر پا در غدیر

دست ها وقتی که با دست علی میثاق بست
داشت لبخند رسول حق تماشا در غدیر

"وال من والاه " شد از لطف آمین مستجاب
" عاد من عاداه " شد بر آسمان ها در غدیر

جوش می زد " خم" در آن غوغای " اکملت لکم"
شد علی ساقی این جام گوارا در غدیر

هر که در روز  ازل نوشید از خم الست
گشت از جام ولایت جرعه پیما در غدیر

برکه شد دریا ز موج اشک شوق عرشیان
شد بهشت آرزو دامان صحرا در غدیر

مقصد از ایجاد هستی خلقت مولا علی است
کشف شد بر خلق ، راز این معما در غدیر

انبیا مُهر نبوت از علی دریافتند
فصل ناب وحی شد تفسیر و معنا در غدیر

زد قدم موسی عصا در دست بر تجدید عهد
ز آسمان آمد پی تبریک عیسی در غدیر

قدسیان دیدند سوز ماتم ابلیس را
ناله اش پر کرد گوش کهکشان را در غدیر

#کمیل_کاشانی
@komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آیینی
#غزل
#عرفه
#کمیل_کاشانی

جان عاشق شده امروز گدای عرفه
بر سر سفره ی پر فیض دعای عرفه

میشود محرم اسرار محرم آن کس
که شود بهره ور از لطف و صفای عرفه

هرکه از اشک وضو گیرد و تطهیر کند
دل او میشود آماده برای عرفه

بهتر از این نفسی خرج مناجات شده است ?
چه بخوانیم بگویید به جای عرفه

لحظه ی ناب مناجات حسین زهرا
دیدنی بود در آن حال و هوای عرفه

عرفات است و منا شاهد این شیدایی
خورده امضای ابالفضل به پای عرفه

جبل الرحمه گواه است که در استغفار
به یقین توبه پذیر است خدای عرفه

جان به قربان غریبی که در آن شهر فریب
پیکرش غرقه ی خون شد به منای عرفه

ﮐﻤﯿﻞ کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#عرفه
#امام_حسین_علیه_السلام

💠برخي از اعمال شب و روز عرفه:


1.احيا و نماز و عبادت در شب عرفه

2. دعا در شب عرفه (كه گفته شده است مستجاب مي‌گردد) .

3. زيارت امام حسين (ع) در شب عرفه.

4. غسل.

5. روزه روز عرفه (اگر سبب ضعف و مانع از دعا و مناجات نشود) .

6. قرائت دعاي عرفه امام حسين عليه السلام (كه بهتر است بعد از نماز عصر باشد) .

7. قرائت دعاي عرفه امام سجاد عليه السلام (كه در صحيفه سجاديه موجود است).

8. زيارت امام حسين (ع) در روز عرفه.

9. زيارت حضرت اباالفضل العباس (س) در روز عرفه .

10. اعتراف و اقرار به گناهان.

11. دو رکعت نماز که در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره توحيد و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره کافرون خوانده مي‌شود. سپس چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد،پنجاه مرتبه سوره توحيد (اين نماز در واقع همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است) .

⚠️ از مشاهده فهرست بالا نترسيد. هر كدام را كه حال و حوصله داريد انجام دهيد. انجام غسل كارساده اي است که جزو كارهاي روزمره ماست؛ فقط بايد نيت غسل عرفه كرد. دو ركعت نماز و بعد خلوت با خدا بيش از 10 دقيقه وقت نمي‌گيرد ولي به دل‌هاي ما صفا و جلا مي‌دهد.
✅فقط بدانيم كه: خداوند بزرگ و كريم است. كيفيت هم معمولا از كميت مهم‌تر است.

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

💠 شهیدان پانزده خرداد

درود ما به شهیدان نیمه ی خرداد
ز جان گذشته و گفتند هر چه بادا باد

چه عاشقانه به پای عقیده جان دادند
در آن حماسه ی ایثار و غیرت و فریاد

چه لاله ها که به طوفان فتنه پرپر شد
چه سروها که به تیغ و تبر ز پا افتاد

ز سیل خون شهیدان و اشک مظلومان
شکست هیبت بیداد و کاخ استبداد

حضور یاد شهیدان به قلب ما جاری است
مباد آن که عزیزانمان روند از یاد

همیشه سبز و گرامی شکوه خاطره اش
که غیر درس شرف یادمان نداد استاد

کمیل کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#حضرت_معصومه_س

پیوسته در حوالی بامت کبوترم
سنگم زنند هر چه ، از اینجا نمی پرم

بی بی ، قسم به جان رضایت مرا ببین
در آستان عرشی ات از خاک کمترم

از قم دری گشوده به باغ بهشت ، یا
عطر بقیع مادرتان دارد این حرم

معصومه ای و فاطمه ای ، اشفعی لنا
چشم انتظار لطف تو در روز محشرم

تا شاهد ارادت و اخلاص من شود
یک بیت از قصیده ی حافظ می آورم :

" نامم ز کارخانه ی عشاق ، محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم"

بر سفره ی کرامت و لطفت نشسته ام
حاجت به غیر کوی تو جایی نمی برم

کمیل کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات
#رباعی

دامن دامن گل معطر بفرست
بر فاطمه و احمد و حیدر بفرست

با صوت جلی به عشق اولاد علی
ذکر (صلوات) را مکرر بفرست

#کمیل_کاشانی

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#امام_عسکری_شهادت

سوختی در تب اندوه کنار پسرت
فقط او بود که فهمید چه آمد به سرت

ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ روح ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ
ﻭ شکستند ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ

ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ

ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ

یاد مادر همه جا با دل تنهای تو بود
لحظه ای خاطره کوچه نرفت از نظرت

ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ

ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد
ﻋﻄﺶ ظهر دهم ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت

ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ
ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ

سالها می گذرد منتظریم ای خورشید
تا دمد از افق صبر ، فروغ سحرت

گره از کار فرو بسته ی ما وا نشود
مگر از پرده ی غیبت به در آید پسرت

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی

🆔 @komeilkashani
https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

🔸گریزهایی از روضه حضرت رقیه "س"

علامه قزوینی در این باره مینویسد : پس از اینکه حضرت رقیه رحلت کردند، یزید دستور داد چراغ و تخته ی غسالی برای غسل ایشان ببرند و پس از غسل حضرت رقیه، ایشان را با همان پیراهن کهنه ای که بر تن داشتند کفن کنند

✍(زینب فروغ تابان کوثر صفحه370
و الخصائص الزینبیه صفحه296)

زن غساله ای را آوردند و آب و کافور برای غسل ایشان آماده نمودند. زنان اهل بیت در آن شب تاریک، آن طفل مصوم را برهنه کردند و روی تخته گذاشتند. وقتی چشم زن غساله به پیکر نحیف و بی جان حضرت رقیه افتاد دست از غسل دادن کشید و گفت: بزرگ این اسیران کیست؟ حضرت زینب (س) فرمودند چه میخواهی؟ زن غساله از ایشان پرسید بیماری این دختر چه بوده که این چنین تنش کبود است؟ حضرت زینب در جواب فرمودند: ای زن غساله! این دختر بیمار نبود. این کبودی هایی که بر روی بدن او میبینی آثار تازیانه های لشگریان یزید بر بدن از گُل لطیف تر این طفل خردسال است!

✍(الوقایع و الحوادث ج5 صفحه81)

ذکر این نکته لازم است که در کتاب معالی السبطین آمده است که وقتی برای تعمیر قبر حضرت رقیه (س) پیکر سالم ایشان را از قبر بیرون آوردند هنوز آثار زخم و جراحت تازیانه بر بدن آن حضرت باقی بود: «و کان متنها مجروحة من کثرة الضرب»

✍(معالی السبطین ج2 ص171)

پس از آن زن غساله دوباره مشغول غسل شد و زنان در اطراف پیکر ایشان به گریه و عزاداری پرداختند. سپس پیکر ایشان را کفن کردند و در همان خرابه به خاک سپردند. البته برخی نوشته اند که حضرت رقیه (س) را در همان پیراهن پاره ای که بر تن داشتند کفن کردند

✍(ریاض القدس ج2 ص325)

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#حضرت_رقیه_س_شهادت

 
دیدند که یتیمم و بی آشنا زدند
از کربلا به کوفه و شام بلا زدند

تا دینشان ادا شود و نذرشان قبول
بابا مرا برای رضای خدا زدند

از هر کجا که قافله ی غم عبور کرد
ما را به اسم خارجی آنجا صدا زدند

بر پیکر تو نیزه و شمشیر و سنگ خورد
ما را به تیغ زخم زبان ، ناسزا زدند

با او نگفته ام تو هم اصلا به او نگو
دور از نگاه عمه مرا بارها زدند

از دست «زجر» ، زجر فراوان کشیده ام
دستور می رسید از او هرکجا زدند

سنگین شده است گوش من و درد می کند
از بس میان راه مرا بی هوا زدند

در قلبشان نبود مگر کینه از علی
تنها به جرم فاطمه بودن مرا زدند

مثل تو راضی ام به رضای خدا پدر
یکبار هم گلایه نکردم چرا زدند

#کمیل_کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#غزل
#حضرت_رقیه_س_

خرابه بی تو ندارد صفا بیا بابا
بپرس حال من درد آشنا بابا

نمانده در تن آزرده ام رمق دیگر
شکسته خسته و افتاده ام ز پا بابا

سلام ، همسفر کربلا به کوفه و شام
فراز نیزه نبودی ز ما جدا بابا

کبود گشته تنم بسکه تازیانه زدند
به جرم اینکه تو را می زنم صدا بابا

چقدر زجر در این طول راه زجرم داد
که کرده ام طلب مرگ از خدا بابا

سپرد سهم غذای خودش به من عمه
و خورد در عوضش غصه ی مرا بابا

به طرح روی لبت نقش بوسه ی چوب است
که خیزران به لبت خورده بارها بابا

کنون که آمده ای می بری مرا همراه ?
نمی کنم به خدا دامنت رها بابا

کمیل را به نگاهی تفقدی فرما
نشسته منتظر لطف تو گدا بابا

کمیل کاشانی
🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#حضرت_رقیه
#مثنوی
#کمیل_کاشانی

اى بانوى سه ساله ی محمل نشين سلام
آئينه شكسته ی حق اليقين سلام

اى پرده دار خيمه ی حسن تو آفتاب
خلوت نشین محمل مهر تو ماهتاب

عطر بهشت می وزد از باغ گيسويت
ساحل گرفته كشتى اميد ، پهلويت

هر چند در هجوم بلاى اسارتى
هم سنگر نجابت و صبر و سيادتى

امشب دلم هواى حريم تو كرده است
ياد نگاه و دست كريم تو كرده است

كوبم در سراى تو اى ماه مشرقين
اذن دخول در حرم توست : «ياحسين»

امشب دلم خرابه نشين غم تو شد
ياد آور مصيبت و عمر كم تو شد

يادم نمی رود غم آتش به جاني ات
روى كبود و قصه قد كماني ات

با قلب تو اسارت و رنج و سفر چه كرد ؟
زخم زبان و شعله داغ پدر چه كرد ؟

آن شب طبق بهانه ی ديدار يار شد
ويرانه از نواى تو دلبيقرار شد

ديدى پدر به ديدن تو با سر آمده
خورشيد تو ز شرق خرابه بر آمده


کمیل کاشانی - ۱۳۸۰

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آیینی
#غزل_مثنوی
#امام_زمان_عج_رقیه_س


انتظار یعنی چه؟

سلام یوسف زهرا سلام حضرت عشق
سلام صبح قشنگ بهار و فرصت عشق

سلام ای پسر هر چه نور و زیبایی
سلام آینه در آِینه شکوفایی

دلم برای نگاهت بهانه می‌گیرد
به هر که می‌رسد از تو نشانه می‌گیرد

بیا که آمدنت مژده بهاران است
ظهور دولت تو عید بیقراران است

بیا که با تو دل من قرار می‌گیرد
درخت صبر ز تو برگ و بار می‌گیرد

شکوفه می‌دهد این باغ اگر بیایی تو
چه می‌شود که از این زودتر بیایی تو

بیا که آینه‌ها را جلا دهی مولا
به هر چه قلب شکسته صفا دهی مولا

بیا که خسته شدیم از غم جدایی‌تان
تمام دار و ندارم شود فدایی‌تان

بیا که زندگی‌ام اشک و ندبه و آه است
همیشه ز زمزمه‌ام یا بقیه‌الله است

در التهاب غم بی کسی بگو چکنم ؟
بس است این همه دلواپسی بگو چکنم ؟

شنیده‌ام چو بیایی بهار می‌آید
به جان خسته عالم قرار می‌آید
شنیده‌ام چو بیایی برای یاری تو
حسین فاطمه با ذوالفقار می‌آید
شنیده‌ام چو بیایی به دولت توحید
به یمن آمدنت اعتبار می‌آید
شنیده‌ام چو بیایی شکوه ظلمت و ظلم
به چشم اهل یقین پست و خار می‌آید
شنیده‌ام چو بیایی مسیح هم با توست
به خاک بوسی تو جانثار می‌آید

دلم خوش است به این مژده‌های آمدنت
بیا بیا که بمیرم برای آمدنت

برای صبح ظهور تو انتظار خوش است
که انتظار برای وصال یار خوش است

اگر چه روز دلم در فراق تاریک است
رسیده است خبر که ظهور نزدیک است

رسید مژده ی دیدار تو به ما مولا
خدا به وعده ی خود می‌کند وفا مولا

به عهد عشق و محبت چه سخت پابندم
خدا گواه به‌غیر از تو دل نمی‌بندم

رقیه گفت به ما انتظار یعنی چه
تحمل غم و هجران یار یعنی چه

اسیر آن همه اندوه و درد شیدا بود
ولی کنار خرابه به یاد بابا بود

چه انتظار عجیبی کشید این کودک
هزار زخم زبان می‌شنید این کودک

به دل امید پدر داشت کربلا تا شام
و خیره بود نگاهش به سوی در تا شام

به سر رسید جدایی پدر ز راه آمد
ولی چگونه به پا نه به سر ز راه آمد

نهاد در بغل خسته چون‌که سر با اشک
گرفت لخته‌ی خون از سر پدر با اشک

خرابه بود و سکوتی عجیب در دل شب
و بیقرار‌تر از دختر ، عمه‌اش زینب

به گریه گفت که ای عمه‌جان پدر آمد
ببین که شام جدایی من به سر آمد

تو را به جان سه‌ساله بیا ابا‌صالح
به حق زمزمه ی ذکر یا اباصالح

کمیل کاشانی

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#کلام_نور

💠مهماتی که به آن فکر می کنم و این روزها به من آرامش می دهد :

■ الا بذکر الله تطمئن القلوب
■ اذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون
■ ما لنا الا اِحدیَ الحُسنَیَین
■ کرامتنا الشهاده
■ الموت اولی من رکوب العار
■ هیهات منا الذله
■ و العاقبه للمتقین
■ و نرید ان مُنَّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
■ بکم فتح الله و بکم یَختم

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آیینی
#مثنوی

هنگامه ی پرواز شد یکبار دیگر
باب شهادت باز شد یکبار دیگر

مردانی از نسل شقایق کوچ کردند
در یک طلوع صبح صادق کوچ کردند

حق جوانمردی ادا کردند و رفتند
جان در ره میهن فدا کردند و رفتند

بر آرزوی خود رسیدند این شهیدان
جام بقا را سر کشیدند این شهیدان

سردارها تا پای دار عشق رفتند
مستانه و دلبیقرار عشق رفتند

دشمن بداند تا شهادت استواریم
چون کوه پیش هر چه طوفان پایداریم

زین بادها هرگز نمی لرزد تن ما
طعم شکست آخر چشد اهریمن ما

یاد آورد از فتح خیبر قوم صهیون
از اقتدار تیغ حیدر قوم صهیون

ما را مترسانید از مرگ و شهادت
مرگ است در قاموس ما فیض سعادت

اینک شما و رزم ما آماده باشید
در انتظار خشم حاجی زاده باشید

از باقری ها و سلامی این پیام است
پایان عمر دشمنان ختم کلام است

مردان ما دشمن شکارند و رشیدند
در خشم شب رزم آور صبح سپیدند

کمیل کاشانی

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آئینی
#عید_غدیر_خم

ویران گر بنیاد تباهی است غدیر
بر نامه ی انبیا گواهی است غدیر

از جمعه و عید فطر و قربان برتر
تاج سر اعیاد الهی است غدیر

#کمیل_کاشانی
@komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#کتاب
#شعر_آیینی
#شیب_الخضیب
#کمیل_کاشانی

مجموعه شعر و نوحه عاشورایی
با عنوان (( شیب الخضیب ))
اثر : محمود شریفی " کمیل کاشانی"
به زودی در اختیار ذاکران اهلبیت علیهم السلام قرار می گیرد .

https://eitaa.com/komilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

🏴قطعه منتخب شده از دعای عرفه در کربلای ایران
🏴نیایش 98
🆔/channel/aliebnebagher

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آیینی
#غزل
#ارتحال_امام_خمینی

سال ها می گذرد از غم هجران امام
چه گذشته است در این سوگ به یاران امام

رفت و با رفتن او خیمه دلها را سوخت
غربت شام غریبان جماران امام

هر که از دیده رود می رود از دل اما
مانده در قاب دلم چهره ی خندان اماﻡ

یاد آن روز به خیر  آمد و آزاد شدیم
زنده شد خاطره ی عشق به دوران امام

داد کانون ستم را نفس او بر باد
دیدنی بود در آن معرکه طوفان امام

خوش به حال شهدا کز می او مست شدند
و سپردند ز جان گوش به فرمان امام

عهد بستیم که پا پس نکشیم از راهش
جان ما گر برود بر سر پیمان امام

با خمینی دل ما عهد ارادت بسته است
بر نداریم دمی دست ز دامان امام

ﮐﻤﯿﻞ ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ
@komeilkashani

Читать полностью…

❖ کمیل کاشانی ❖

#شعر_آیینی
#مثنوی
#امام_خمینی_ره

آه ای پیر جمارانی سلام
بر تو با چشمان بارانی سلام

سینه ی ما حجله گاه یاد شد
تازه داغ نیمه ی خرداد شد

کهنگی هرگز ندارد داغ تو
لاله روید هر نفس از باغ تو

از فراقت سالها بگذشت و باز
هست دل ها غرق در سوز و گداز

نام و یادت تا قیامت زنده است
مکتب پویای تو پاینده است

مکتب تو امتداد انبیاست
خط تو سیر و سلوک اولیاست

مشعل افروز قیام ما شدی
در مسیر عشق امام ما شدی

آمدی آزادگی معنا گرفت
سرو ایمان و حقیقت پا گرفت

انقلابت انفجار نور شد
سرزمین ما سراپا شور شد

تا که از غربت رسیدی در وطن
روح  آزادی دمیدی در وطن

با تو از ذلت رهایی یافتیم
عزت و قدری خدایی یافتیم

شور فریاد تو عالمگیر شد
ظلم و ظالم پیش تو تحقیر شد

یادگار تو به عالم نامی است
کشور جمهوری اسلامی است

گر چه از داغت پریشانیم ما
همچنان بر عهد و پیمانیم ما

هست این تحریم ها تاوان عشق
سر نمی پیچیم از پیمان عشق

با ولایت دست بیعت داده ایم
قول یاری تا شهادت داده ایم

در فلسطین و یمن ، لبنان و شام
روح تو جاری است در جسم قیام

(حاج قاسم) ها فدایی گشته اند
شرحه شرحه کربلایی گشته اند

ما هم از این آب و خاک و ریشه ایم
تا نفس باقی ولایت پیشه ایم

عشق در پیشانی ما منجلی است
این ولایت را ولی (سید علی) است

#کمیل_کاشانی ۱۴۰۱/۳/۸

🆔 @komeilkashani

Читать полностью…
Subscribe to a channel