kootah_beshnavim | Unsorted

Telegram-канал kootah_beshnavim - لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

1338

@kootah_beshnavim ارتباط با ادمین: @Leila_toufani

Subscribe to a channel

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

✅بحث و گفتگو روان
👇👇👇
/channel/gap_ravan

انگلیسی ازصفرتاصد
🦋
@engmarya_k

درخواستpdfرایگان کتابهای روانشناسی
🦋
@ravan_book

گرامر+گرامر برای صحبت کردن
🦋
@grammarfad

من یک روان شناس کودک هستم
🦋
@psy_nadiehzareei

حفظ "لغات 504" در 25 روز
🦋
@englishmarya

جذب جنس مخالف بااسرارروانشناسی
🦋
@psychology_gazor

چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم
🦋
@goftemanclinic

اصطلاحات&گرامرانگلیسی
🦋
@hlasari

استخدامی آموزگاری و دبیری
🦋
@svcnhit

انگلیسی کودکان و نوجوانان
🦋
@englishkidsenglish

کافه موسیقی
🦋
@musiccccafe

روانشناس خود باشید
🦋
@roshanapsychology

مولانا شمس تبریزی
🦋
@molana23

کانال آزمون استخدامی دستگاههای اجرایی
🦋
@estekhdami_ap99

ذهن زیبا
🦋
@zehn_ziba1

کنکورستان ارشد و دکتری
🦋
@seniorexam

رشد سالم
🦋
@healthy_growth

کانال طرح واره درمانی ندای مهر و امید
🦋
@nedayemehromid

شخصیت شناسی با فیلم
🦋
@personareel

کوتاه بشنویم
🦋
@kootah_beshnavim

حرف دل
🦋
@harfedell_arash

آکادمی آنلاین زبان ملل پلاس
🦋
@melalplus

روانشناسی
🦋
@channelganjineh_ravan

اشتباهات رایج زبان
🦋
@fixenglish1

بیش فعالی و اختلالات یادگیری
🦋
@darmangarld

اصفهان زیبا
🦋
@esfahan_20

دلنوشته های شیک
🦋
@alightrain

قصه صوتی کودک
🦋
@qessekoodak

روانشناسی | راه سبز
🦋
@ravanshenasi_rahesabz

گروه خریدوفروش کتاب دست دوم
🦋
@bookklland

انگلیسی آسان Easy English آموزش رایگان
🦋
@assimpleasabc

گلچین متن و اشعار
🦋
@abbaskazemi1353

ذهن آگاهی
🦋
@zehnagaheman

قبولی کنکور با برترین کنکوری ها
🦋
@ravaan_yaar

چگونه باکودکم رفتارکنم؟
🦋
@childrentherapy

طرحواره های ناسازگار دوران کودکی چیست؟
🦋
@schematherapychannel

آیلتس "7" رایگان 45 روزه
🦋
@specialielts

رویکردهای درمانی تخصصی روانشناسی
🦋
@psycho_approaches

جذب روانشناس
🦋
@psycho_estekhdam

کتابهای نایاب و ممنوعه
🦋
@kabuluniversitybooks

تحلیل رایگان سوالات کنکور دکتری و ارشد
🦋
@ravantajj

مثل بلبل انگلیسی صحبت کن
🦋
@grobp1

🔹
@pishtab

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

هر آنچه به ذهن نمی‌آید را باید نوشت.
ما از درون خود بی‌خبر، دنیا بی‌خبر، ما هم بی‌خبر؛
با نوشتن، دنیا هم باخبر می‌شود، نه آن دنیا.
می‌توان نوشت از دنیا، نه از آن دنیا.
دنیا فاصلهٔ بین دو گوش ماست.
دنیای درون را باید نوشت بی‌آنکه به ذهن آید. تا دنیا، دنیاست باید نوشت.
با نوشتن می‌توان چندین دنیا داشت بی‌آنکه به کسی بربخورد.
با نوشتن می‌توان دنیایی به بزرگی کهکشان راه شیری و یا به کوچکی مولکول داشت.
می‌توان با نوشتن دنیا را آرام کرد، به‌آرامی دریایی آبی، یا می‌توان دنیا را به آتش کشید همانند آتش‌فشان.
دنیای من نوشتن است.

عباس برومند

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

شرلوک هلمز و کار آگاهش
گوینده : لیلا طوفانی
کوتاه بشنویم
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

ناچار

دنیا جای خوبی برای ماندن نبود
انتخاب ما نبود
بی‌اختیار بودیم و دلتنگ
جایمان اینجا نبود
تلخ‌ترین سفر
آمدن از عالم ذر
و رسیدن به عالم زور
این بدقواره‌ترین سفر بود
اندازه‌ی تن و روحمان نبود
روحمان خسته از
این‌ جسم تنگ و تاریک
که اندازه‌اش کرده بودند
واینک
ما ساکنان شهر هبوطیم
بی‌خیال و سر به راه

لیلا طوفانی
#شعر

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

ژاپنی ها معتقدند
هرکس سه چهره داره:

اولی رو به دنیا نشون میده،
دومی رو به خانواده و دوستانتون نشون میده،
و سومی که به هیچ کس نشون نمیده
و این سومی حقیقی ترین انعکاس از شماست

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

چگونه بفهمیم برای چه ساخته شده ایم ؟
استاد مصطفی ملکیان
گوینده : لیلا طوفانی
کوتاه بشنویم
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

بهار خنده‌هامان می‌رسد
پس بیا با عشق ،
فصل بغضمان را رد کنیم

قیصر‌امین پور


این روزها
دلهامان از رنج و غم دوری و غربت در فراق از دوری عزیزان بی‌رنگ و جلا شده
شهرهای‌‌مان سوت و کور و مهر و مهربانی از آرزوها و روزهامان رفته
دورِ گردون بر مرادمان نمی‌گردد و روزهای سختی بر ما گذشته و امید در قلبهامان کم‌رنگ شده گویا چرخ‌ِ روزگار بر مدار آرامش و امنیت نمی‌چرخد
و کسی روحمان را نوازش نمی‌کند
کسب‌و‌کار مردمان از رونق افتاده و فقر در سرزمینمان دهان باز کرده و روح و روان ملتی را به بازی گرفته
و شبها در خانه‌ها سور و سات دورِهمی و شادی و خنده و های‌و‌هوی نیست
انگار تاجِ سلامتی بر سرمان به راحتی نمی‌نشیند و هر از گاهی تاجی از سرسلامتی‌ کم می‌شود
اما صبر ایوب را باید ستود و امیدوار بود به روزهای خوب در راه مانده

به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می باید دگر هیچ

مگر می‌شود با ناامیدی و نامهربانی و بغض و کینه و دشمنی و ترش‌رویی گمشده خودرا پیدا کنیم؟
امنیت و آسایش را صدا کنیم و روی خوش روزگار را ببینیم‌؟

و ...
پس بایداین دم به غنیمت شمریم که بهار با چمدانِ سرسبزی و طراوتش از سفر برگشته و مارا ز دیدنش چه خوشیها که عاید و واصل خواهد گشت
من بوی بهار را می‌شنوم
بوی روییدن و جوانه‌زدن
بوی گندم را بوی بهشت را
بوی اردی‌بهشت بوی زندگی

که طبیعت همیشه سازِ خودش را می‌زند و با نظم و ریتم و سخاوت همیشگی هر آنچه در دل دارد با خود می‌آورد و بر ما ارزانی می‌کند.
تا باز امید را به دلهامان پیوند بزند و با نو‌شدن و تازگی روزهامان را سبز و پُرطراوت کند که این خاصیت عشق است و زندگی
فصلها نوید زندگی را سر می‌دهند.

بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

روزهاتون شاد دلهاتون سبز شهرها آباد و آزاد آرامش و امنیت وسلامت مهمانِ خانه‌های پر‌مهرتان.

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتادرنگ

لیلا طوفانی
#یادداشت

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

❣هرچه بیشتر برچیزهایی تمرکز کنید که احساس خوب را در شما بیدار کنند ، راحت تر می توانید فرکانسهای ارتعاشی خوب را در خودتان حفظ کنید.
هرچه این فرکانسهای ارتعاشی خوب را بیشتر حفظ کنید ، قانون جذب فکرها و رویدادهای دیگر ، مردم و چیزهایی را که با ارتعاش تمرینی تان( تمرکز بر قدردانی)  تطبیق دارند ، بر سر راه شما قرار خواهد داد.

هرچه موارد بیشتری برای قدردانی پیدا کنید ، احساسی بهتر خواهید داشت و در نتیجه قانون جذب در زمانی بسیار کوتاه و با تلاشی اندک ، به حرکت قدرتمند این افکار و احساسات مثبت کمک میکند و قلبتان در سرور هم ترازی با خود واقعیتان نغمه سر می دهد.

استر هیکس
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

یادداشت روز



یادداشت امروز تمرین رونویسی بخش مهمی از کتاب اندیشه های ماندگار است که با شما دوستان عزیز به اشتراک می گذارم.

نویسنده: وین دایر
"هرازچندگاهی ازکار دست بکشید،
واندکی بیاسایید،
چراکه وقتی به سرکارخود باز می‌گردید،ارزیابی‌تان مطمئن‌تر خواهد بود،
کار مداوم و پی‌درپی سبب می‌شودکه نیروی سنجش وارزیابی را ازدست بدهید.
گاهی از کسب وکارتان فاصله بگیرید،
تاسنگینی کار کمتر نمودکند،
و با نیم‌نگاهی حجم بیشتری ازآن به منصه عمل درآید،
وکمبود هماهنگی وتناسب آسان‌تر دیده شود."

لئوناردوداوینچی

داوینچی نقاش مجسمه ساز معمار موسیقی‌دان مهندس ریاضیدان ودانشمند ایتالیایی یکی از بزرگترین نوابغ بشریت بشمار می‌رود.
وقتی فردی مانند داوینچی به ما پندواندرز می‌دهد ضرورت دارد که ازهرچه کار است دست بکشیم ودقت خود را به سخنان اومعطوف سازیم بسیاری از مورخین وی را کنجکاوترین مغزهمه دوران نامیده‌اند.
این چهره شاخص به ما اندرز می‌دهد که گاه چرخ‌های پرشتاب افکارمان را از حرکت پرجوش‌وخروش بازداریم وبا ایجاد همنواختی وهماهنگی و توازن بین کار و استراحت کارآمدتر وسازنده‌تر شویم.
به اعتقاد من افرادی که از اثربخشی بالایی برخوردارند درایجاد هماهنگی لازم بین جنبه‌های مختلف زندگی شان نیزمهارت دارند.این کسان بطوردقیق می‌دانند که تاکجا پیش بروند وچه وقت دست از کاربکشند و جریان وسیلا‌ن فعالیت مغزی را کاهش دهند.
دراین مبحث "تعادل" یک کلمه کلیدی است.
من در ده سال گذشته پیش از ایراد سخنرانی و یا نگارش دست‌کم به مدت یک ساعت درآرامش ومراقبه فرو می‌روم وپس از بازگرداندن آرامش وخونسردی به تن‌ ذهن وامورم درنهایت آسودگی‌خیال به صحنه قدم می‌گذارم و یا قلم به دست می‌گیرم.
شگفتا که هرچه برای انجام و یا تکمیل یک کار کمتر دچاراسترس وتنش شویم نیروی بیشتری برای تحقق آن دراختیارمان قرارمی‌گیرد.
به خوردن یک موزبیاندیشید.
آیاهنگام خوردن موز آغاز و انجام آن را مدنظر دارید و یا با هر بار گاز‌زدن لذت می‌برید؟
به حکم عقل ضرورت دارد که از کار به خاطر آنچه که هست لذت ببریم وبرای حفظ آرامش به نتایج نهایی بی‌اعتنا باشیم.
_ به عنوان تمرین بی‌توجهی به نتایج نهایی کارها را دربرنامه روزانه‌تان بگنجانید وبدون نگرانی از بابت اینکه هرکار چگونه ازآب‌ درخواهدآمد ازلحظه‌به‌لحظه آن لذت ببرید.

_ هراز چندگاهی ازکارتان دست بکشید وهیچ کاری نکنید درطول این مدت به برنامه‌ریزی زمانبندی شده ضرب‌العجل‌ها وگذشت زمان بی‌توجه باشید.
چنانچه این اوقات تنها به استراحت و فراغت محدود شود چندی نمی‌گذرد که تب‌وتاب وجودتان به آرامی می‌گراید وازآن همه تنش انقباض عضلانی اثری به جا نمی‌ماند.
دورشدن ازکار بدون هیچ محدودیت ویا قیدوبند سبب می‌شود که بانیروی تازه وارزیابی دقیق‌تر به سرکارخود بازگردید.

_ هنگامی که درانجام کاری خود را ناتوان ودرمانده می‌یابید مانند من این عبارت را دردل زمزمه وهمه چیز را به خدا واگذارکنید:"خدایا دراین لحظه نمی‌دانم چه کنم در یافتن راه‌ِچاره ناتوان هستم‌ از تو تقاضا می‌کنم که طرح الهی زندگی‌ام را گام‌به‌گام برمن آشکار کنی وراه خروج ازاین تنگنا را به من بنمایی."
این دستورالعمل به‌رغم اینکه ممکن است ساده‌لوحانه به نظرآید همیشه کارساز واثربخش است.
وقتی من خدارا به کمک می‌طلبم پاسخ‌ها از راه می‌رسند وروشنی وشفافیت برفضا حاکم می‌شود.

_ فراموش نکنید که یکی ازموفق‌ترین افراد همه دوران به شما توصیه می‌کندکه:"هراز چندگاهی ازکارفاصله بگیرید واوقاتی را به استراحت وفراغت اختصاص دهید."
اگرقرارباشد من ازنصیحت کسی پیروی کنم بدون تردید او پایه‌گذار نهضت رنسانس خواهد بود.


لیلا طوفانی
#یادداشت


@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

نزار قبانی


برخی گریه می کنند تا فراموش کنند
برخی می خندند تا فراموش کنند و
بعضی دیگر برای فراموشی می خوابند
یا سکوت می کنند،
من هر چهار کار را انجام دادم اما
فراموش نکردم...

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

هیچ آدمی زندگی‌اش آن نیست که دقیقاً می‌خواهد. برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می‌کند. این زمینه پیدایش هنر است.

در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.

عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات.

عشق پدیده بسیار پیچیده‌ای است که بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد.

عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی. خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می‌آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست.


شمس لنگرودی
پنجاه‌ و سه ترانه عاشقانه


@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

با هم

چقدر فرصت‌مان کم بود و چقدر حرف برای گفتن داشتیم .‌
تازه هر جا که قرار بود باهم باشیم و حرفی بزنیم حتما مزاحمی حضور داشت .
در خانه بزرگترها بودند و در خارج از خانه نگاه‌های رهگذران .
حالا سالهااست که همیشه باهم هستیم و تنهای تنها پای هیچ مزاحمی هم در کار نیست ولی افسوس حرفی برای گفتن وجود ندارد .

لیلا طوفانی
#داستانک
👌این داستانک قبلن در روزنامه همشهری چاپ شده

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

من آرزو دارم که زنان نه بر مردان ، بلکه بر خودشان قدرت داشته باشند .

مری شلی
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

یادداشت روز



همه ما از دعواکردن افراد خاطراتِ تلخ فراوانی داریم.
مخصوصن این روزها که جامعه بیش از حد تحتِ فشارهای اقتصادی اجتماعی و روانی است.
گویی هر لحظه باید در انتظار انفجار و حادثه‌ای بزرگ‌ باشیم.
همه چیز از کنترل و اختیار افراد خارج شده.
طی سالیان گذشته فرهنگی از هم‌گسیخته پیدا کرده‌ایم.
ارزش‌ها نابود شده و در این میان چه کار آسان‌تر از فحش و مشت و دعوا و ناسزاگویی بر سر یکدیگر.‌
فریادی که در گلو‌ مانده بهتر است هر چند نا بجا بر سر یکدیگر بزنیم.
گلوی هم را بفشاریم و از هم انتقام بگیریم تا کمی سبک شویم.
در جامعه‌ای که فضیلت‌ها نابود شده‌اند و کسی به ارزش‌ها فکر نمی‌کند طبیعی است هر روز شاهد صدها برخورد و نزاع در کوچه و خیابان‌ها باشیم.
صدافسوس ما که مردمانی با فرهنگ و مهربان بودیم این‌روزها به هیولایی مانند شده‌ایم که وحشیانه فقط می‌خواهد حمله کند.
تا آنجا که به مقام سومین کشور عصبانی دنیا رسیده‌ایم.
در کودکی‌هایم هیچوقت شاهد چنین درگیری‌هایی آن هم در این حد و تعداد نبودم.
اگر از شما بپرسم بدترین دعوایی که دیده‌اید چگونه دعوایی بوده چه خواهیدگفت؟
می‌خواهم خاطره تلخ دعوایی را که چندی پیش در مرکز خریدی دیدم برایتان بگویم.
دعوایی بود بین دو آقا که جمع زیادی از مردم شاهد آن بودند.
چیزی از اصل ماجرا نفهمیدیم فقط یکی از دونفر به شدت فریاد می‌زد و توهین می‌کرد و با پرخاشگری‌هایش همه را متوجه خودش کرده بود.
دعوا آنقدر شدید بود که هیچکس جرات وساطت پیدا نکرد.
من چند بارخیز برداشتم و آماده شدم که جلو بروم و هر طور هست حرفی بزنم تا شاید آتشِ نزاع بخوابد اما حتا فکرش هم محال بود.
حتمن تعجب می‌کنید این چه دعوایی است که تنها از یک طرف دعوا صحبت می‌کنم پس طرف دیگر دعوا کجاست؟!
حق دارید.
بغرنج‌ترین و تلخ‌ترین بخش ماجرا طرف دیگر دعوا بود.
چیزی که کار را از همه بدتر کرده بود این بود که طرف دیگر دعوا مردی ناشنوا و لال بود.
نمی‌دانم شاید کمی می‌شنید یا نه ولی تکلمی نداشت که مفهوم داشته باشد.
در پاسخ به مرد پرخاشگر او هم صداهایی در می‌آورد ولی فوق‌العاده عصبی و قرمز شده بود.
او نمی توانست حرفش را بگوید و یا مثل او فحاشی و پرخاشگری کند.
سکوت تلخ و عجیبی حاکم بود.
دعوایی یک طرفه که مرد با یکه‌تازی هرطور دلش خواست داد زد و ناسزا گفت و هر جور دلش خواست رفتار کرد.
طرف مقابلِ دعوا هم خاموش فقط تماشا کرد.
هیچکس در آن جمع نفهمید که این دعوا چه بود و چه ناحقی رخ داده بود و همه تنها شنونده حرفهای بد و دور از شان آن آقا بودیم.
من تا مدتها از یاد‌آوری آن صحنه حالم بد می‌شد. با آنکه زمان زیادی از آن روز گذشته هنوز تلخی آن صحنه در روح و‌جانم مانده.
باید برای خوب‌شدن حال‌ِ این روزهایمان دعا کنیم.
و از طرفی تلاش کنیم و منتظر باشیم تا دلها‌ی‌مان دوباره با یکدیگر نرم شود و مهربانی جای خشونت را بگیرد.‌


لیلا طوفانی

#یادداشت


@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

داستانی فوق العاده زیبا از عزیز نسین طنز نویس ترکیه

ماجرای حاجی

حدود شصت سال پیش یک آخوند به روستائی رسید.
با دیدن مسجد قدیمی آن روستا متوجه شد که مردم این روستا مسلمان هستند
و با خوشحالی به نزد کدخدا رفت و اعلام کرد که میتواند پیش نماز آن روستا باشد.
کدخدا که سال ها بود نماز نخوانده بود و نماز جماعت را که اصولا در عمرش ندیده بود،
با خودش فکر کرد که اگر به این مرد روحانی بگویم که من نماز بلد نیستم که خیلی زشت است،
بنابراین بدون آنکه توضیحی بدهد، موافقت کرد.
همان شب او تمام اهالی را جمع کرد و برایشان موضوع آمدن پیش نماز را شرح داد
و در آخر گفت که قواعد نماز را بلد نیست و پرسید چه کسی از میان شما این قواعد را میداند؟
نگاه های متعجب مردم جواب کدخدا بود.دست آخر یکی از پیرترین اهالی روستا گفت “تا آن جا که من می دانم برای مسلمان بودن لازم نیست خودت چیزی بلد باشی،
کافیست هرکاری که پیش نماز کرد، ما هم تقلید کنیم”
با این راه حل، خیال همه اسوده شد و برای اقامه نماز به سمت مسجد قدیمی حرکت کردند.
مرد روحانی در جلوی صف ایستاد و همه مردم پشت سرش جمع شدند.
آقا دست ها را بیخ گوش گذاشت و زمزمه ای کرد، مردم هم دست ها را بالا بردند
و چون دقیقا نمی دانستند آقا چه گفته است، هرکدام پچ پچی کردند
آقا دست ها را پائین انداخت و بلند گفت الله اکبر، مردم هم ذوق زده از آن که چیزی را فهمیدند فریاد زدند الله اکبر.
باز آقا زیر لب چیزی خواند، مردم هم زیر لب ناله می کرند.
آقا دست هایش را روی زانو گذاشت و چیزی گفت، مردم هم دست هایشان را روی زانو گذاشتند
و ناله ای کردند، آقا دوباره سرپا شد و گفت الله اکبر، مردم هم سرپا شدند و فریاد زدند الله اکبر.
آقا به خاک افتاد و چیزهائی زیرلب گفت، مردم هم روی خاک افتادند و هرکدام زیر لب چیزی را زمزمه کردند.
اقا دو زانو نشست، مردم هم دو زانو نشستند.
در این هنگام پای آقا در میان دو تخته چوب کف زمین گیر کرد و ایشان عربده زدند آآآآآآآآخ،
مردم هم ذوق زده فریاد کشیدند آآآآآآآآآآخ
آخوند در حالی که تلاش می کرد خودش را از این وضعیت خلاص کندمردم هم خودشان را به چپ و راست خم می کردند
و با دستانشان به کف زمین ضربه می زدند.
آخوند فریاد می کشید “خدایا به دادم برس” و مردم هم به دنبال او به درگاه خدا التماس می کردند.
آقا فریاد می کشید “ای انسان های نفهم مگر کورید و وضعیت را نمی بینید؟”
مردم هم دنبال آقا همین عبارت را فریاد می زدند.
آقا از درد به زمین چنگ می زد و از خدا یاری می خواست، مردم هم به زمین چنگ زدند و از خدا یاری خواستند.
باری بعد از سه چهار دقیقه، آقا توانست خود را خلاص کند
و در حالی که از درد به خود می پیچید، نگاهی به جمعیت کرد و از درد بی هوش شد.
جمعیت هم نگاهی به هم کردند و خود را روی زمین انداختند و آن قدر در آن حالت ماندند تا آخوند به هوش آمد.
آن مرد روحانی چون به این نتیجه رسید که به روستای اشتباهی آمده است، بدون توضیحی روستا را ترک کرد و رفت.
اما از آن تاریخ تا امروز مراسم نماز جماعت در آن روستا برقرار است
البته مردم چون ذکرهای بین الله اکبرها را متوجه نشده بودند، آن ها را نمی گویند
در عوض مراسم انتهای نماز را هرچه با شکوه تر برگزار می کنند
و تا امروز دوازده کتاب در مورد فلسفه اعمال آخر نمازشان چاپ کرده اند.
البته انحرافات جزئی از اصول در آن روستا به وجود آمده و در حال حاضر آن ها به بیست و دو فرقه تفکیک شده اند،
برخی معتقدند برای چنگ زدن بر زمین، کفپوش باید از چوب باشد، برخی معتقدند، چنگ بر هرچیزی جایز است.
برخی معتقدند مدت بیهوشی بعد از نماز را هرچقدر بیش تر کنی به خدا نزدیک تر می شوی
و برخی معتقدند مهم کیفیت بیهوشیست نه مدت آن.
باری آن ها در جزئیات متفاوتند ولی همه به یک کلیت معتقدند
و آن این است که یک عده باید مرجع باشند و بقیه تقلید کنند!

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

نگران دلیلش نباش


چرا انسان‌ها بی‌دلیل خوب نمی‌شوند؟
شما چه جوابی به این سؤال دارید؟
چرا برای خوب بودن همیشه دنبال دلیل می‌گردیم، اما برای بدی کردن، راحت و بی‌وقفه عمل می‌کنیم؟
گویا مهربانی را شبیه معامله می‌دانیم و می‌خواهیم در ازای خوبی، چیزی به دست بیاوریم.
شاید گاهی تاوان خوبی‌های‌مان را با بدی داده‌ایم، و حالا نمی‌خواهیم دوباره از همان نقطه دچار آسیب شویم.

اما مگر بدی‌کردن بی‌هزینه است؟
مگر دل شکستن، روح انسان را سبک‌تر می‌کند؟
نه، اتفاقاً سنگین‌تر می‌کند.
خوبی... حتی بی‌دلیلش، نوری‌ست که اول از همه، چراغ دل خودت را روشن می‌کند.
با خوبی‌کردن، حال خودمان خوب می‌شود و شادی خاصی در دل احساس می‌کنیم؛ همان‌طور که با بدی و خشم، اول از همه حال خودمان خراب می‌شود.

شاید وقتش رسیده که برای خوب بودن، دنبال دلیل نگردیم.
درست مثل آسمان که برای باریدن دنبال دلیل نمی‌گردد و سخاوتمندانه می‌بارد.
همین که می‌توانی خوب باشی، عالی‌ست.
این، بهترین توانایی است برای انسان خسته از نامهربانی و رنجدیده امروز.

به قول حافظ شیرین‌سخن:
من از بازوی خود دارم بسی شکر / که زور مردم‌آزاری ندارم


لیلا طوفانی
#یادداشت

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

در دنیا ارباب نایاب و برده فراوان است !
کافیست به وضعیت اکنون خود توجه کنیم تا متوجه شویم ایا ما نیز برده هستیم یا ارباب ؟
ارباب و برده ،هر دو در درون مان هستند و این انتخاب ماست که کدام را انتخاب کنیم.
کسانی که در بند نفس و ذهن خود هستند و مدام دستورات و پیشنهادات ذهن و نفس خود را اجرا میکنند به معنای واقعی بردگاني هستند که هیچ اختیاری از خود ندارند.
آنها اسیر نفس خویش هستند و این اسارت تا به نابودی خودشان نیز تداوم پیدا میکند.
اما کسانی که دریچه قلبشان باز است و در قلب زندگی میکنند ارباب خویش هستند.آنها از اسارت رهایی یافته و کاملا جاری هستند.
آنها آن ندای درونی را زندگی میکنند که صدای راستین است.
بسیار متعهد ،قدرتمند و مسئوليت پذیر.
به همین دلیل است که انسانهای روحانی و قدرتمند میبخشند و انسانهای ضعیف انتقام میگیرند.
اما آن نفس است که خواهان انتقام است تا تو را ابزار کند برای به سرانجام رساندن سلطه خود.
ذهن خواهان است و سلطنت طلب.
قلب دهنده است و دیگر طلب.
مراقبه این فرصت را به خوبی مهیا میکند تا بار دیگر شخص ارباب شود.
تا بار دیگر شخص مالک خویش شود.

پرم آناند
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

تماشا

از پله ها بالا رفتم، در را باز کردم و وارد اتاقک شدم.
سرد بود و دلگیر.
تنها دلخوشی اینجا دیدن زمین و آدمها و آسمان بود.
تنهایی من هم عمیق و بی انتها.
ناخودآگاه غرق در رویاهایم بین زمین و آسمان معلق می‌شدم.
نمی‌دانستم هر روز با اینهمه تنهایی چه باید کرد؟
جایی که نه کتاب باشد نه موبایل و نه هم‌صحبتی...
اسلحه تنها وسیله‌ای بود که در اختیار داشتم.
صدای بی‌وقفه و آزار‌دهنده‌ی ماشینها چه با سرعت چه گاهی با تصادف از یکنواختی محیط کم‌ می‌کرد.
بی اختیار سرم را به طرف جاده برگرداندم ترافیک شده بود حالا صدای بوق هم می‌آمد.
در میان ازدحام ماشینها یک‌‌دفعه دختر‌بچه‌ای را دیدم که دستش را از پنجره ماشین تکان می‌داد.
باورم نمی‌شد با خودم گفتم یعنی برای من دست تکان می‌دهد.
بی‌اختیار لبخندی بر لبم آمد و برایش دست تکان دادم چند لحظه طول کشید تا ماشین دور شود.

لیلاطوفانی
#داستانک

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

مرگ هر انسانی،
پاره ای از مرا نیز می میراند
زیرا من با همه‌ی آدم‌ها یگانه‌ام.
بنابراین، هنگامی که ناقوس‌ها به صدا در می‌آیند،
نمی‌‌پرسم: "این ناقوس‌ها برای چه کسی به صدا در آمده‌اند؟"
زیرا می‌دانم که برای من به صدا در آمده‌اند.


جان دُن

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

پشت هر آدم موفق،
کوهستانی سرد و تاریک
از اهمیت ندادن به دیگران و
نظرات‌شان است.

وین دایر

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

هیچکس

هر شب کسی که هست با کسی که نیست دعوا می‌کند.
هر شب سر هیچ و‌پوچ با هم بحث می‌کنند.
کسی که هست چیزهایی را می‌خواهد.
کسی که نیست آنها را ندارد.
کسی که هست سکوت می‌کند.
کسی که نیست فریاد می‌زند.
کسی که هست لجبازی می‌کند.
کسی که نیست مهربانی می ‌کند.
کسی که هست دلخور است.
کسی که نیست مشغولِ کار است.
کسی که هست دلش می‌خواهد حرف بزند.
کسی که نیست نمی‌شنود‌.
کسی که هست فریاد می‌زند.
کسی که نیست نمی‌بیند.
کسی که هست ظرفها را پرت می‌کند.
کسی که نیست خانه را مرتب می‌کند.
کسی که هست شب تا صبح بیدار است.
کسی که نیست خوابِ خواب است.
کسی که هست خوابِ خواب است.
کسی که نیست در می‌زند.

لیلا طوفانی
#داستانک

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

فراموش می‌شوی
گویی که هرگز نبوده‌ای!
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کَنیسه‌ی متروکه
فراموش می‌شوی
مثل عشق یک رهگذر...


محمود درویش

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

فقط با جلو رفتن متوجه میشی که کار درستی انجام دادی یا نه

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

شیخ الرئیس
گوینده : لیلا طوفانی
کوتاه بشنویم
@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

درس آشپزی داستانی از ابوالقاسم حالت
پختن کیک



دریکی از ممالک اروپا وقتی که به بخش " خوراک پزی رادیو " رسید این جمله به گوشش خورد " شنوندگان عزیز امروز می خواهیم طرز پختن یک نوع کیک را به شما یاد بدهیم :"

خانم فورا شوهرش را که تند نویسی می دانست صدا کرد و از او خواست که دستور پختن کیک را برایش بنویسد شوهرش مثل همه ی تند نویسان دستش به قلم و گوشش به رادیو بود ، هوشش را چه عرض کنم .اتفاقا یک ایستگاه رادیویی دیگر که با این ایستگاه فاصله مختصری داشت دستور ورزش می داد این دستور هم مرتبا با دستور خوراک پزی قاطی می شد لذا وقتی تند نویس آن دستور را نوشت و به خانم خود تقدیم کرد خانم اینطور خواند :

" به شماره یک ، دستها روی شکم ، یک پیاله آرد روی شانه قرار می دهید ، مقداری کشمش بریزید بطوری که پاشنه پا روی آن قرار بگیرد ، همین که کشمش و رنگش تغییر کرد ، پا را بلند کنید بعد رویش آب بریزید بطوری که تا کمرتان بیاید این حرکت را شش بار تکرار کنید ، سپس با یک کف دست جوش شیرین ، نفس عمیق بکشید بطوری که پف کند و حس کنید نفستان تنگ شده است.
به پشت بخوابید . دو تخم مرغ را بشکنید ، پاها را کاملا به طرف هوا کشیده در کاسه بکوبید و آن را به جلو پرتاب کنید بعد یک الک خیلی ریز را روی شکم گذاشته ، پاها را جمع نموده و به شماره پنج از بالای الک رد کنید .روی زمین به رو بخوابید و با شکمتان در میان زرده ی تخم مرغ به چپ و راست بغلتید ، تا زرده ی تخم مرغ به همه جا برسد ، موقعی که پاها را باز می کنید هرچه بیشتر روغن خوراکی داخلش بریزید بهتر است .

کاملا خم شوید و سعی کنید که دستهایتان روی آتش بماند ، بعد به شماره سه دستها را بلند کنید ، بگذارید سرد شود . آنگاه هر دو دست را از عقب خوب بسایید . سر را به طرف جلو برده ، روی آتش یک چرخ بدهید ، بعد آن را به عقب خم کرده سرپوش رویش بگذارید که دم کند ، بعد سر را به شماره ی چهار ، قطعه قطعه بریده ، با حوله خشک کنید ، در بشقاب چیده به مهمان تعارف کنید .

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

حسرت


درآن زمان
که مرگ
آمدُ
تو را
به کام خود کشید
صدای پای رفتنت
درون قلب من
شکست
رها شدی ز زندگی
و دستِ مرگ
تو را زمن گرفتُ
برد از این دیار

سفر به خیر
کجای قصه مانده‌ام

بدونِ من سفر!
به من
خبر نداده
رفته‌ای
چگونه رفته‌ای؟

دلم شکسته از نبودنت
به یادِ لحظه‌های
بی‌تو بودنُ
برای حرفهای
ناشنیده‌ات
تمامِ شهر تنگ می‌شود برای بودنم

و ردِ آن نگاهِ تو درون دیده‌ام
هنوز مانده بر دلم

دلم برای تو
همیشه تنگ می‌شود

به من نگو که نیستی
کجای این جهان نشسته‌ای
و بی‌خبر
مرا نگاه می‌کنی
چقدر بی‌تو خسته‌ام
و رفته‌ام ز زندگی
چقدر بی‌تو آه می‌کشم
و خسته‌ام ز زندگی


لیلا طوفانی‌
#شعر

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

@kootah_beshnavim

Читать полностью…

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

به شما می‌گویم :
به دنبال آرامش نگردید .
در پیِ هیچ حالتی به جز همان حالتی که
اکنون در آن هستید نباشید ،
وگرنه تضاد درونی و مقاومت ناآگاهانه ایجاد می‌کنید .

از این که در آرامش نیستید ،
خود را ببخشید .
همین که
نا‌آرامی خود را به طور کامل بپذیرید ،
عدم آرامش شما به آرامش تبدیل می‌شود .
هر چیزی را که به طور کامل بپذیرید ،
شما را به مقصد ، به آرامش می‌رساند .
این معجزه تسلیم است .

هنگامی که آنچه را که هست می‌پذیرید ،
یکایک لحظات ، بهترین هستند .
این پذیرش ، همان روشن‌بینی است . "

اکهارت تله

@kootah_beshnavim

Читать полностью…
Subscribe to a channel