2525
لینک کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻 🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
🔹 «سامانه پادشاهی» دقیقاً چیست و بر چه چیزی استوار است؟
یکی از پرسشهایی که این روزها کمتر کسی حاضر است به آن پاسخ دقیق بدهد این است که وقتی از «سامانه پادشاهی» یا «نظام پادشاهی» سخن گفته میشود، دقیقاً منظور چیست؟
آیا صرف وجود یک شخصیت سیاسی محبوب، مساوی با وجود یک نظام پادشاهی است؟
آیا صرف علاقه بخشی از جامعه به یک خاندان تاریخی، بهخودیخود یک نهاد سیاسی ایجاد میکند؟
آیا صرف اعتماد به یک فرد میتواند جایگزین قانون اساسی، نهادهای سیاسی و ساختار حقوقی شود؟
پاسخ در دنیای مدرن روشن است: خیر.
در جهان امروز، هیچ مقام سیاسی صرفاً به دلیل محبوبیت، شهرت یا حمایت هواداران دارای جایگاه حقوقی نمیشود. همه مقامها، از رئیسجمهور گرفته تا نخستوزیر، از قانون مشروعیت میگیرند. پادشاه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در واقع یکی از مهمترین تفاوتهای جهان مدرن با دوران پیشامدرن همین است. در گذشته ممکن بود مشروعیت از نسب، شمشیر، فتح یا سنت ناشی شود. اما در دولت مدرن، مشروعیت سیاسی از قانون و نهادها ناشی میشود.
به همین دلیل یک پرسش بنیادین وجود دارد:
اگر از پادشاهی سخن میگوییم، این پادشاهی بر چه قانونی استوار است؟
بر چه متن حقوقی ایستاده است؟
حدود اختیارات آن چیست؟
رابطه آن با مردم چیست؟
رابطه آن با دولت چیست؟
و مهمتر از همه، چه چیزی به آن مشروعیت حقوقی میدهد؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، آنگاه «سامانه پادشاهی» بیش از آنکه یک نهاد سیاسی باشد، به یک تصور ذهنی یا آرزوی سیاسی شباهت خواهد داشت.
در این میان، مشکل دیگری نیز وجود دارد.
بخشی از فضای سیاسی امروز بهجای دفاع از نهادها، از اشخاص دفاع میکند.
هرگاه پرسشی درباره برنامه، قانون، چارچوب حقوقی یا حدود اختیارات مطرح میشود، پاسخ داده میشود:
«به فلان شخصیت اعتماد کنید.»
«او میداند چه میکند.»
«او باهوش است.»
«او برنامه دارد.»
«او همه قدرتها را بازی میدهد.»
اما سیاست مدرن بر اعتماد شخصی بنا نشده است.
اگر صرف هوش، محبوبیت یا توانایی فردی کافی بود، بشر هرگز به قانون اساسی، پارلمان، تفکیک قوا، رسانه آزاد، احزاب سیاسی و نهادهای نظارتی نیاز پیدا نمیکرد.
فلسفه مشروطه دقیقاً برای محدود کردن قدرت افراد شکل گرفت.
مشروطه میگوید هیچ فردی، هرچقدر محبوب، باهوش یا مورد احترام باشد، نباید فراتر از قانون قرار گیرد.
هیچ فردی نباید از پرسشگری مصون باشد.
هیچ فردی نباید جایگزین نهادها شود.
و هیچ فردی نباید بهگونهای تصویر شود که گویا نقد او ممنوع است و هر تصمیم او الزاماً درست است.
یکی از مشکلات تاریخی ایران نیز دقیقاً همین بوده است؛ بارها اشخاص جای نهادها را گرفتهاند.
بارها وفاداری به افراد جای وفاداری به قانون را اشغال کرده است.
بارها احساسات جای عقلانیت نهادی را گرفته است.
و نتیجه آن را نیز تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده است.
اگر کسی واقعاً طرفدار پادشاهی مشروطه است، باید پیش از هر چیز درباره قانون اساسی، حکومت قانون، مسئولیتپذیری، پاسخگویی، حدود اختیارات و ساختار حقوقی سخن بگوید.
زیرا جوهر مشروطه، حکومت قانون است؛ نه حکومت اشخاص.
در نهایت پرسش ساده باقی میماند:
این «سامانه پادشاهی» که از آن سخن گفته میشود، دقیقاً بر چه چیزی ایستاده است؟
بر کدام قانون؟
بر کدام نهاد؟
بر کدام مشروعیت حقوقی؟
بر کدام سازوکار پاسخگویی؟
و بر کدام چارچوب قانونی؟
تا زمانی که پاسخ دقیق و روشن به این پرسشها داده نشود، بحث درباره اشخاص نمیتواند جای بحث درباره نهادها را بگیرد.
زیرا در دولت مدرن، افراد مهم هستند؛ اما قانون مهمتر است.
شخصیتها تأثیرگذارند؛ اما نهادها ماندگارند.
و آنچه آینده یک ملت را تضمین میکند، نه اعتماد مطلق به افراد، بلکه حاکمیت قانون، خرد جمعی و نهادهای پایدار است.
🆔 @ariyabayatzadehoriginal
در بسیاری از تمدنها، شکستِ سیاسی مساویِ مرگِ تاریخی بود؛
اما ایران پس از فروپاشیها، حملهها و گسستها دوباره برخاست.
یکی از مهمترین دلایلش: فردوسی.
او در شاهنامه فقط از پهلوانان نگفت؛
از «ایران» گفت.
از پیوستگیِ تاریخیِ ملتی که میتوانست نابود شود اما نشد.
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
این ابیات در شاهنامه صرفاً احساسات شاعرانه نیستند؛
بیانیهٔ دفاع از موجودیتِ ایراناند.
در متن شاهنامه، ایران یعنی سرزمینِ داد، فرهنگ، آیین، زبان و نظمِ تاریخی.
شاهرخ مسکوب میگفت شاهنامه، تاریخِ جانِ ایرانی است.
و واقعاً چنین است؛
زیرا فردوسی بیش از آنکه راویِ پادشاهان باشد، راویِ سرنوشتِ ایران است.
هزار سال بعد، هنوز وقتی شاهنامه را میخوانیم،
احساس میکنیم با متنی زنده روبهرو هستیم؛
متنی که از ما میخواهد ایران را فقط دوست نداشته باشیم، بلکه بفهمیم.
فردوسی فقط شاعر گذشته نیست؛
او از ستونهای هویت تاریخیِ ایرانِ امروز نیز هست.
🆔 @ariyabayatzadehoriginal
جایگزینی سیاست با وفاداری شخصی
در این متن، «هدف ملی» عملاً با «وفاداری به یک جریان سیاسی مشخص» یکی گرفته شده است. این دقیقاً نقطهای است که سیاست مدرن از آن عبور کرده است. در چارچوب مشروطه، مشروعیت نه از «شخص» و نه از «روایت تاریخی یک جریان»، بلکه از قانون، پاسخگویی و نهاد میآید.
وقتی نقد یا اختلاف نظر بهعنوان «انحراف از هدف ملی» تعریف میشود، عملاً سیاست از عرصه عقلانی به عرصه اطاعت تبدیل میشود.
ملت در سنت مشروطهخواهی، یک «بدنه متکثر از شهروندان» است، نه یک اردوگاه همگن با یک صدای واحد.
این متن، بهجای ملت، یک «بدنه یکپارچه تابع روایت مشخص» فرض میکند و هر تفاوت دیدگاه را به «تفرقهافکنی» فرو میکاهد.
ارجاع صوری به «مشروطه» در این متن، بیشتر یک ابزار گفتمانی است تا یک فهم تاریخی. مشروطه یعنی:
محدودسازی قدرت
تفکیک نهاد از شخص
پذیرش نقد بهعنوان رکن بقا
در حالی که در اینجا، مشروطه به یک «برچسب هویتی برای حذف مخالف» تقلیل یافته است.
تقلیل نقد به «تضعیف»
در منطق این متن، هر نوع پرسش یا اختلاف تحلیل، بهطور پیشینی «تضعیف در جنگ سیاسی» تلقی میشود.
اما در ادبیات سیاسی مدرن، نقد درونی شرط بقا و انسجام هر پروژه سیاسی است. هیچ جریان سیاسی بدون امکان اصلاح درونی دوام نمیآورد؛ حذف نقد، به انسداد و فرسایش مشروعیت منتهی میشود، نه به قدرت.
دوگانهسازی «ایران _خود»
ادعای اینکه هر نقدی در برابر یک روایت مشخص، «خودمحوری» یا «انحراف از نجات ایران» است، یک خطای مفهومی جدی دارد.
ایران یک مفهوم تکصدا نیست؛ بلکه حاصل همزیستی روایتهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی متکثر است.
مشروطه دقیقاً برای همین شکل گرفت: تبدیل «ایرانِ شخصی و روایتی» به «ایرانِ حقوقی و نهادی».
آنچه در این متن دیده میشود، بیشتر یک سیاستورزی احساسی مبتنی بر وفاداری و طرد است تا یک تحلیل ملیگرایانه یا مشروطهخواهانه.
در حالی که مسیر مشروطهخواهی ایرانی، نه در انحصار روایتها، بلکه در نهادسازی، پذیرش تکثر، و محدودسازی قدرت سیاسی—هر قدرتی—معنا پیدا میکند.
اگر «نجات ایران» واقعاً هدف است، نخستین گام، عبور از همین منطق حذفگرایانه و بازگشت به سیاست بهعنوان عرصه گفتوگو، نقد و رقابت نهادینه است؛ نه صفبندیهای وفاداری.
#الهه_بقراط #مشروطه_خواهی #نقد_سیاسی #دوگانه_سازی #نجات_ایران
🆔 @ariyabayatzadehoriginal
ترانه #بلوچی نوروز از رستم میر لاشاری
#نوروز
صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
#نوروز و بنیاد نجومی آن در همبستگی با تخت جمشید، یحیی ذکا، تهران: انجمن فرهنگ ایران باستان، ۱۳۵۸
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
#نوروز همان پاسخ دندانشکنِ ماست❗️
تاریخ شما شرح برانداختنِ ماست
این کهنه کتابیست که جلدش کفن ماست.
این گربهی کِز کردهی چسبیده به دیوار
تهماندهای از بیشهی شیر وطن ماست
بیپرده بگوییم که در پرده نگنجیم
عریانی ما پاکترین پیرهنِ ماست
چیزی که نداریم به تاراج شما رفت
آن چیز که مانده است همان فوت و فن ماست!
سرسختی فردوسی و سرمستیِ حافظ
آن لشکر پنهانشده در خویشتنِ ماست
معشوق غزل جلوهای از روح حماسه است
سهراب، همان سروِ چمانِ چمنِ ماست
ای آنکه به آئینِ عجم خُرده گرفتی
نوروز همان پاسخ دندانشکن ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
این آیهی کوتاه، تمامِ سخن ماست
حسن قریبی
رئیس پژوهشگاه رودکی
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
نوروز
لیلا فروهر
همایون بادت این روز و همه روز
عاشقان نوروزتان پیروز باد
عاشقان هر روزتان نوروز باد
@iranshenasi
@historyofiran_official
#نوروز
نوروز یک جشن کیهانی است که مرتبط با تولد و مرگ کسی نیست. در فرهنگهای دیگر این جشن در ارتباط با میلاد یک فرد مانند مسیح قرار میگیرد. در نوروز اما صحبت از رستاخیز طبیعت است. دومین تمایز را میتوان در تغییر زمان برگزاری این جشن دانست که در بسیاری فرهنگها در وسط زمستان است. اما، مزیت فوقالعادهای که نوروز دارد در این است که با آغاز بهار آغاز میشود، هنگامی که پرتو آفتاب به برج حَمَل میافتد. امتیاز فوقالعاده این جشن بر فرهنگهای دیگر در این امر است که ممکن است به مرور زمان از یادها رفته باشد، اما همزمانی عید ما با طبیعت نکته برجسته و امتیازی برتر به حساب میآید. در نوروز نوشدگی عالم کبیر با نوشدگی عالم صغیر همراه میشوند؛ طبیعت نو میشود، من نیز نو میشوم. در مراسم نوروز لباس نو پوشیده میشود، شست و شو صورت میگیرد، آراستگی انجام میشود و... که این اعمال و نوشدگی رفتار همزمان با نوشدگی عالم طبیعت میگردد. تقارن آدمی و طبیعت از امتیازات نوروز است.
خاصیت اسطوره در این است که در اصل ثابت میماند، اما رنگ عوض میکند. نوروز نیز مانند دیگر اسطورهها به همین شکل است؛ نوروز در زمان فعلی با نوروز در زمان ساسانیان از لحاظ برگزاری آیینها در ظاهر با یکدیگر متفاوتاند. دعایی که امروزه برای نوروز خوانده میشود «حَوِّل حالنا اِلی اَحسَنِ الحال» در مفهوم، همان مفهوم کلی نوروز یعنی تحول پیدا کردن حالها و نوشدن است. در نتیجه، ثابت ماندن اسطوره را میتوانیم در آیینهای نوروزی ببینیم: در دوران باستان، برابر با «هفت سین» کِشت غلات پیش از ماه اسفند را داشتهایم، هر غلاتی که تا روز سیزدهم نوروز خوب رشد میکرد، به عنوان پربرکتترین غلات برای سال آینده در نظر گرفته میشد. بنابراین، آیین به اقتضای زمانه پوست میاندازد و تغییر میکند، اما جوهر آن باقی میماند.
#جلال_ستاری
صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
عاروس گوله یا عروسی گوله، یکی از آیین های نمایشی ِ پیش از #نوروز در غرب استان مازندران و
شرق گیلان است. این گروه این آیین رادر ایام نوروز و پیش از آن در فضای عمومی شهر و روستا اجرا می کنند و شور و نشاط می آفرینند. این نمایش بازمانده اسطوره های کهن مربوط به شروع بهار است.
در این آیین، سال نو و کهنه با هم به ستیز می پردازند ...
صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
پیشواز بهار
اسناد آرشیوی دیگر آمریکا تأیید میکنند که نه ستاد سیا، نه وزارت خارجهی آمریکا و نه حتی کاخ سفید و سفیر آمریکا، از هیچیک از حوادثی که قرار بود در ۲۸ [اَ]مُرداد اتفاق بیفتند، خبر نداشتند و یا از برنامهی قبلی آن روز اطلاعی نداشتند.
چنانکه در زیر خواهیم دید، سرنگونی مصدق برای همه شگفتآور بود.
سفارت آمریکا در یک گزارش سری به وزارت خارجه اعلام میکند که سفیر آمریکا و مقامهای سفارت در تهران، ضمن اینکه بر حوادث ۲۸ [اَ]مُرداد نظارت دارند، اما بسیار نگران «انگیزه و علل» تظاهرات شاهدوستان بودند.
در یک جمعبندی سری پس از کودتا که در ۲۹ [اَ]مُرداد / ۲۰ اوت، به وزارت خارجه ارسال شده است، بهطور مثال، سفیر هندرسون اعتراف میکند در میان سایر چیزهایی که (در ۲۸ [اَ]مُرداد) شورش در آن توفیق یافت، یکی «خودجوش بودنِ فراوان آن بوده» و از میان پنج عاملی که سفیر آنها را انگیزههای شورش بیان میکند، هیچیک به دستکاریهای خارجیان ربطی ندارد.
تأییدات هندرسون نیز در مصاحبهی تاریخ شفاهی وی که در کتابخانهی ترومن در ۱۹۷۲/۱۳۵۱ انجام شده، بههمان میزان روشنگرانه است، آنجا که میگوید:
«وقتی در ۱۷ اوت/ ۲۶ [اَ]مُرداد به تهران بازگشتم، برداشتم این بود که مصدق حداقل برای مدتی در مبارزهی طولانی خود با شاه پیروز میدان خواهد بود. از حوادثی که در روز بعد اتفاق افتاد، تعجب کردم و گمان میکنم که اگر روزی تلگرافهای من به وزارت خارجه منتشر شود، خواهید دید که درست میگویم.»
تلگرافهایی که هندرسون به آنها اشاره میکند، بعداً طبقهبندی شدند و از برخی از آنها در این پژوهش یاد شده است. این اسناد بهواقع گفتههای وی را در این مصاحبه تأیید میکند.
ایران و سازمان سیا؛ بازنگری در سقوط دولت مصدق، داریوش بایندر، ترجمه بهمن سراحیان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، ۱۳۹۴، صص ۳۰۳ و ۳۰۴
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
در اواخر مرداد ۱۳۳۲ مملکت از هر جهت وضع غیرعادی پیدا کرده بود چون دکتر مصدق و طرفدارانش به خوبی احساس میکردند که از پشتیبانی دول غربی محروم گشتهاند و از طرف دیگر هم چون افکار و تمایلات عمومی مردم سازش با عقاید افراطی چپ نداشت توجه با آن سیاست هم به واسطه مخالفت شدید افکار عمومی بینتیجه بینظر میرسید. مجلسی هم وجود نداشت که تا حدی نقطه اتکای دولت باشد تا در این موقع بحرانی برای بهبود اوضاع قدمی بردارد.
خلاصه روش رییس دولت که به تدریج از اوایل سال ۱۳۳۲ شدت یافته بود و فعالیت جدی مخالفین برای سقوط دولت که آشکار و پنهان انجام میگرفت موجب شد که هر کس و همهکس منتظر حوادث و تحول جدیدی باشد. و بالاخره شب ۲۵ مرداد طلیعه این تحول پدیدار گردید؛ با این قسم که فرمان عزل نخستوزیری دکتر مصدق توسط رییس گارد شاهنشاهی به وی تسلیم گشت و در همان موقع وزیر خارجه و وزیر راه دولت وقت و همچنین معاون ستاد ارتش از طرف نظامیان دستگیر شدند.
صبح روز ۲۵ مرداد دولت اعلامیهای صادر کرد که شب گذشته یک کودتای نظامی به وسیله افسران گارد شاهنشاهی در تهران واقع شد ولی بینتیجه ماند و همان وقت گارد شاهنشاهی خلع سلاح شده و وزیران خارجه و راه و معاون ستاد ارتش که در بازداشت بودند آزاد شدند و سپس خبر رسید شاهنشاه و ملکه از رامسر با هواپیما عازم بغداد گشتند.
از صبح ۲۵ تا صبح ۲۸ مرداد اوضاع تهران و بسیاری از شهرستانها غیرعادی بود بهاین معنی که طرفداران دکتر مصدق با انجام پارهای تظاهرات به مخالفین دولت سخت میتاخته و پیش از همه تودهایها میداندار شده بودند و علنا از تغییر رژیم سخن میراندند.
عمال و مامورین دولت هم نهتنها به اینگونه تظاهرات اعتراضی نداشتند، بلکه بعضی از اعضای کابینه دکتر مصدق و پیشوایان جبهه ملی آشکارا از آن نظریات طرفداری میکردند؛ چنانکه همان اشخاص روز ۲۵ مرداد در میدان بهارستان میتینگ بزرگی دادند و علاوه بر تایید حکومت مصدق نظریات افراطیون را هم کم و بیش تایید نمودند.
پنجاه سال نفت ایران، مصطفی فاتح، تهران، انتشارات پیام، چاپ دوم، ۱۳۵۸، صص ۶۶۳ و ۶۶۴
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
چنین به نظر میرسد که مصدق، دستکم تا حوالی ظهر (۲۸ امرداد)، خطری را که اغتشاشها ایجاد میکرد، جدی نگرفته بود. آشوب و زدوخوردهای خیابانی صفت مشخصۀ تهران در چهار روز گذشته بود، پس چرا باید این یکی با دیگران فرق داشته باشد؟
مصدق همچنین ایمان اغراقآمیزی به رغبت نیروهای امنیتی خودش در قلعوقمع مخالفان داشت. ولی سربازانی که شب گذشته کمونیستها را سرکوب کرده بودند، حاضر نبودند شهروندانی را سرکوب کنند که به دستور یک سرلشکر بازنشسته و به نام شاه راهپیمایی میکردند. و رفته رفته که ظهر نزدیک میشد، ایرانیان عادی و دارای تفکر سنتی به چاقوکشها و اعضای نیروهای مسلح میپیوستند.
برخی از این گروه طرفدار مصدق بودند، ولی تندرویهای فاطمی آنان را متقاعد کرده بود که ملیگرایان و کمونیستها هدفی واحد دارند... بنابراین، آنان نیز به سلطنتطلبان پیوستند.
ایرانی میهنپرست؛ محمد مصدق و کودتای امریکایی و انگلیسی، کریستوفر دوبلیگ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، انتشارات البرز، ۱۳٩۱، ص ۳۳۸
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
تحلیلهای سنتی دربارهی ۲۸ (اَ)مُرداد و سقوط دولت دکتر مصدق، عموماً، با بزرگنمایی و تاکید اغراقآمیز و افسانهای دربارهی نقش آمریکا و انگلیس همراهاند و از درک ضعفها و تضادهای ساختاری جبههی ملّی و اشتباهات اساسی دکتر مصدق غافلاند، در حالیکه در بررسی رویداد مهمی که «آسانترین و ارزاترین کودتای جهان» نامیده شده، لازم است که بجای تاکید اغراقآمیز بر «توطئهی انگلیس و آمریکا»، نخست به ضعفهای درونی جبههی ملّی و اشباهات اساسی شخص دکتر مصدق و خصوصاً به واکنش نهایی تودههای مردم توجه گردد، مردمی که خسته و ناامید و بیتفاوت، سرانجام، به صف مخالفان مصدق پیوستند.
دکتر محمّد مصدق؛ آسیبشناسی یک شکست (از انقلاب مشروطیت به انقلاب اسلامی)، علی میرفطروس، ناشر: شرکت کتاب، لسآنجلس، چاپ دوم پاییز ۱۳۸۷، صص ۱٤۰ و ۱٤۱
مصدق میتوانست با پذیرش پیشنهاد بانک جهانی یا آخرین پیشنهاد تجدیدنظر شدهی آمریکا و انگلیس _ بعنوان یک راه حلِّ ممکن یا موقت _ بر نابسامانیهای سیاسی و دشواریهای اقتصادی و اجتماعی چیره گردد.
فواد روحانی، کارشناس ارشد نفت، ضمن اینکه دومین پیشنهاد مشترک انگلیس و آمریکا را با مقررات قانون ملّی شدن نفت، منطبق میدانست، معتقد بود:
«بدون تردید [این پیشنهاد] بهترین پیشنهادی بود که به دولت ایران تسلیم گردید... بزرگترین مزیت پیشنهاد این بود که تسلط ایران بر ادارهی صنعت نفت را تامین میکرد.»
دکتر پرویز مینا (کارشناس برجستهی نفت) نیز ضمن اینکه ردِّ این پیشنهاد از طرف مصدق را «بزرگترین خطای مصدق» میداند، تاکید میکند:
«اگر واقعاً آن پیشنهاد پذیرفته میشد، رسیدن به هدف نهایی ملّی شدن صنعت نفت، بیست سال زودتر در ایران عملی میشد. در تصمیمگیریهای مصدق در مذاکرات نفتی، سه تن، فوقالعاده موثر بودهاند: بازرگان، مهندس حسیبی و دکتر شایگان که کوچکترین اطلاعی از وضع صنعت نفت در خارج از ایران نداشتند.»
محمّدعلی موحد نیز ضمن اشتباه خواندن موضع مصدق، مینویسد:
«به نظر میرسد که موضع منفی مصدق در برابر پیشنهاد تجدیدنظر شدهی بریتانیا و آمریکا اشتباه بود... دکتر مصدق میتوانست پیشنهاد مشترک بریتانیا و آمریکا را به عنوان مبنای توافق بپذیرد و کشور را از بلیاتی که پیامد ردِّ آن بود، مصون نگاه دارد... آنچه مصدق میخواست نه تنها به بهای فروپاشی جبههی جهان غرب در برابر کمونیسم تمام میشد، بلکه ساختار امتیازات را در سراسر جهان، متزلزل میساخت...».
دکتر محمّد مصدق؛ آسیبشناسی یک شکست (از انقلاب مشروطیت به انقلاب اسلامی)، علی میرفطروس، ناشر: شرکت کتاب، لسآنجلس، چاپ دوم پاییز ۱۳۸۷، صص ۱۳۲ و ۱۳۳
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
مجله «تایم» در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۳۳۲ خورشیدی چنین نوشته بود، قدرت نخستوزیر (مصدق) به تدریج رو به کاهش میرود و دلایل آن به قرار زیر است:
«اول آنکه کوشش او برای انجام مسافرت شاه به خارج و به دست گرفتن ارتش و ایجاد دیکتاتوری بدون مخالف.
دوم عدم توفیق او در راه در هم شکستن محاصرهای که انگلیسیها ایجاد کرده و مانع فروش نفت خام شدهاند.
سوم تنزل بهای پول ایران که دو سال پیش ۴۷ ریال و سال گذشته ۷۴ ریال و هفته گذشته ۱۱۸ ریال برابر با یک دلار بود و چهارم رخنه حزب غیرقانونی توده در وزارتخانهها، هنگامی که به دکتر مصدق گفته میشود که روش ناسازگار او کشورش را به کمونیسم سوق میدهد، وی این اتهام را مسخره کرده و انکار میکند؛ ولی ارباب بصیرت آگاه هستند که رخنه حزب توده در ادارات دولتی به اندازهای پیشرفت کرده است که اکنون در برخی از موارد سیاست دولت را آنها تنظیم میکنند.»
پنجاه سال نفت ایران، مصطفی فاتح، تهران، انتشارات پیام، چاپ دوم، ۱۳۵۸، ص ۶۶۲
با اطمینان میتوان گفت که مصدق از هر نخستوزیر دیگری در تاریخ مشروطیّت ایران، اقتدار و قدرت بیشتری داشت و بقول حسین مکّی: «اختیاراتی که مصدق داشت، (حتی) چرچیل هم در دوران جنگ جهانی دوم نداشت».
دکتر محمّد مصدق؛ آسیبشناسی یک شکست (از انقلاب مشروطیت به انقلاب اسلامی)، علی میرفطروس، ناشر: شرکت کتاب، لسآنجلس، چاپ دوم پاییز ۱۳۸۷، ص ۱۷٤
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
اولین نشانههای واکنش در عصر روز ۲۷ مرداد مشاهده شد. نیروهای امنیتی که گفته میشد احساسات شاهدوستی از خود بروز میدادند، با تودهایها درگیر شدند.
... تظاهرکنندگان پراکندهی طرفدار شاه، در عصر ۲۷ مرداد در خیابانها ظاهر و با تودهایها درگیر شدند.
... در اولین ساعات چهارشنبه، ۲۸ مرداد، ابتدا گروههای پراکندهای در اطراف منطقهی بازار تهران گرد آمدند و شعارهای شاهدوستانه سردادند. به سرعت تعداد آنها افزایش یافت و جمعیت به سمت بالا و به طرف شهرداری، وزارت کشور و ادارهی پست و بعداً به طرف میدان بهارستان که مجلس در آن قرار داشت، حرکت کرد.
جمعیت رو به افزایش که پلیس هم نمیتوانست جلو آن را بگیرد، ستاد حزب توده و روزنامههای طرفدار مصدق را غارت کردند. دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور مصدق، در خاطراتش نوشته است که حدود ساعت ۹ صبح، گروههای طرفدار شاه در شهر و اطراف وزارتخانهی وی گشت میزدند.
... هستهی اصلی تظاهرکنندگان شامل حدود ۳ هزار نفر که اغلب آنها برای این کار اجیر شده و شاید هم عدهای با احساسات واقعی شاهدوستانه بودند، از هشت صبح کار خود را آغاز کردند و از بازار بهراه افتادند. ... جمعیت زیادی از ثروتمندان که از دولت مصدق و بهخصوص سیاست اخیر او، یعنی طرفداری از حزب توده متنفر بودند، به تظاهرکنندگان پیوستند.
... مصدق صبح روز قبل، [۲۷ مرداد] یعنی سهشنبه، تظاهرات را ممنوع اعلام کرد. به همین دلیل تظاهرات اعضای حزب توده در عصر ۲۷ مرداد، بهشدت سرکوب شد. او احتمالاً پس از دیدارش با هندرسن، سفیر آمریکا، در ساعت شش بعدازظهر ۲۷ مرداد، سرکوب را شدیدتر کرد.
ایران و سازمان سیا؛ بازنگری در سقوط دولت مصدق، داریوش بایندر، ترجمه بهمن سراحیان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، ۱۳۹۴، صص ۲٤۹، ۲۵۰ و ۲۵۱
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
🔹 مشروطه یعنی حکومت قانون، نه حکومت اشخاص
✍ آریا
یکی از مشکلات تاریخی سیاست در ایران این بوده که بارها اشخاص را جایگزین نهادها کردهایم. هرگاه جامعه به جای قانون، به افراد تکیه کرده، دیر یا زود با بحران مواجه شده است. امروز نیز گاهی این گزاره را میشنویم که «به فلان شخصیت اعتماد کنید؛ او خودش میداند چه میکند، باهوش است، همه را بازی میدهد، نقشهای دارد که ما نمیفهمیم و باید بدون چون و چرا از او حمایت کنیم.»
اما این دقیقاً نقطهای است که سیاست مدرن پایان مییابد و کیش شخصیت آغاز میشود.
مسئله این نیست که یک فرد باهوش هست یا نیست. مسئله این است که در دولت مدرن، هیچ فردی( محبوبترین، باسابقهترین یا باهوشترین چهره سیاسی) جایگزین قانون، نهاد و پاسخگویی نمیشود.
اساساً فلسفه مشروطه برای همین به وجود آمد که قدرت از اشخاص گرفته و به قانون سپرده شود. اگر قرار بود سرنوشت کشور به هوش یک فرد وابسته باشد، بشر هرگز به قانون اساسی، پارلمان، تفکیک قوا، مطبوعات آزاد و نهادهای نظارتی نیاز پیدا نمیکرد.
مشروطه بر یک اصل ساده بنا شده است: هیچ انسانی آنقدر دانا نیست که بدون نظارت حکومت کند و هیچ انسانی آنقدر معصوم نیست که از نقد بینیاز باشد.
به همین دلیل، در نظام مشروطه حتی مقام پادشاه نیز مشروعیت خود را از قانون میگیرد. پادشاهی یک مقام حقوقی است، نه یک موقعیت شخصی. قانون است که جایگاه را تعریف میکند، حدود اختیارات را مشخص میکند و مسئولیتها را تعیین میکند.
بنابراین هرکسی که از پادشاهی مشروطه سخن میگوید، باید پیش از هر چیز درباره قانون اساسی، چارچوب حقوقی، حدود اختیارات، مسئولیت نهادها و سازوکار پاسخگویی صحبت کند. زیرا بدون قانون اساسی، پادشاهی مشروطه صرفاً یک شعار است و نه یک نهاد سیاسی.
پرسش اساسی این نیست که «چه کسی؟»
پرسش اساسی این است که:
▪️ بر اساس کدام قانون؟ ▪️ در چارچوب کدام نهاد؟ ▪️ با چه سازوکار نظارتی؟ ▪️ با چه تضمینی برای پاسخگویی؟ ▪️ و با چه محدودیتی بر قدرت؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، تکیه بر افراد— ولو با نیت خیر—ما را دوباره به همان چرخه تاریخی شخصمحوری بازمیگرداند؛ چرخهای که ایران بارها هزینه آن را پرداخت کرده است.
نکته مهم دیگر این است که نقد کردن یک شخصیت سیاسی، تخریب او نیست. در سیاست مدرن، نقد بخشی از مسئولیت شهروندی است. هیچ فردی نباید فراتر از پرسشگری قرار گیرد. هیچ شخصیتی نباید مصون از نقد باشد. هیچ رهبر سیاسی نباید به جای نهادها بنشیند.
جامعهای که هر نقدی را «خیانت» و هر پرسشی را «تخریب» تلقی کند، به سمت سیاست قبیلهای حرکت میکند، نه دموکراسی.
حکومت قانون یعنی بتوان از هر مقام، هر رهبر و هر چهره سیاسی پرسش کرد؛ بدون آنکه متهم به دشمنی یا خیانت شد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به عبور از فرهنگ شخصیتپرستی نیاز دارد. کشورها با نبوغ افراد ساخته نمیشوند؛ با نهادهای پایدار، قانون، خرد جمعی، تخصص، پاسخگویی و مسئولیتپذیری ساخته میشوند.
افراد میآیند و میروند؛ اما آنچه ملتها را حفظ میکند، قانون و نهادها هستند.
مشروطه یعنی همین:
نه حکومت یک فرد، بلکه حکومت قانون.
نه اعتماد مطلق به اشخاص، بلکه اعتماد به نهادها.
نه اطاعت از شخصیتها، بلکه پایبندی به قانون.
و این دقیقاً همان تفاوت میان سیاست مدرن و سیاست مبتنی بر کیش شخصیت است.
🆔 @ariyabayatzadehoriginal
فردوسی فقط شاعر نبود؛ حافظِ حافظهٔ تاریخی ایران بود.
در روزگاری که بسیاری از ملتها زیر هجومِ شمشیر یا فراموشی محو شدند، او با واژه برای ایران دژ ساخت.
شاهنامه صرفاً «حماسه» نیست؛ سندِ تداوم ایران است؛ از آنجا که میگوید:
«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
این فقط یک بیت نیست؛ تعریفِ پیوندِ انسان و میهن در سنت ایرانشهری است.
فردوسی ایران را نه صرفاً خاک، بلکه نظم، فرهنگ، زبان، داد و خاطرهٔ تاریخی میفهمد.
در شاهنامهٔ چاپ مسکو، ایران یک مفهوم سیاسی-تمدنی زنده است؛ سرزمینی که با «خرد» و «داد» معنا پیدا میکند، نه با تعصب کور.
شاهرخ مسکوب بهدرستی میگفت شاهنامه کتابِ شکستها هم هست؛ کتابِ اندوهِ ایران.
اما عظمت فردوسی در همین است: او حتی در روایتِ شکست، امیدِ استمرار ایران را حفظ میکند.
از سیاوش تا رستم، از فریدون تا یزدگرد، مسئله فقط جنگ نیست؛ مسئلهٔ حفظِ ایران است.
هزار سال گذشت؛
پادشاهان رفتند، سلسلهها سقوط کردند، مهاجمان آمدند و رفتند،
اما هنوز زبانِ ما با واژههای فردوسی نفس میکشد.
این یعنی پیروزیِ فرهنگ بر فراموشی.
روز فردوسی، روز پاسداشتِ ایرانِ تاریخی است؛
ایرانی که پیش از ما بود و پس از ما نیز خواهد ماند.
🆔 @ariyabayatzadehoriginal
ترامپ:
به ایران مهلت شصتروزه دادم، امروز روز شصتویکم است
با اینکه اقوام وحشی بارها به ایران حمله کرده، سعی نمودند آن را نابود کنند، ایران استوار پای برجای ماند و مشعل فرهنگ خود را همچنان روشن نگاهداشت.
⚜️ بهقول کاظمزاده ایرانشهر
«تجلیات روح ایرانی در هر عصر و بهرغم هر سکته، خودنمایی کرده است.»
عید #نوروز سمبل روح فناناپذیر ایرانی است.
همانطور که در این روز طبیعت مرده از نو جان میگیرد، ایرانی هم پس از هر شکست، از نو قیام کرده نبوغ خویش را آشکار ساخته است.
نبوغ ایرانی مثل کوه آتشفشان، گاهی خاموش شده ولی ناگهان بهموقع خود به فوران پرداخته و دنیا را از حرکت و جنبش خود تکان داده است. میتوان نبوغ ایرانی را به مشعلی تشبیه کرد که گاهی روشناییاش در دودی غلیظ، ناپدید میگردد ولی دیری نمیگذرد که نور جانبخش آن، با درخشندگی تمام جهان را غرق روشنایی میسازد.
📚📖 #تمدن_ایران_باستان، مهرداد مهرین
کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
#نوروزاست که...
#ایرانبزرگفرهنگی
را زنده نگاه داشته است!
نوروز جمشیدی
بر همهی ایرانیتباران فرخنده باد⚘
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
❤️هفتسین و خوان نوروزی ایرانیان ❤️
در ایران کهن و نزد ایرانیان چون شماره ۷هفت شمارهای ورجاوند و سپنت(=مقدس) بوده و هست، بر این پایه نیاکان نیک ایرانی ما، هفتسین بر سفره نوروزی میچیدند که اکنون هم ما چنین مینماییم
هفتسین بایستی از دادههای «گیاهی» و «خوراکی» باشند و نام آنها نیز باید «پارسی» باشند.
جشن نوروز چون جشن کاملا ایرانیست پس سفره هفتسین ما ایرانیان نیز بایسته است که کاملا ایرانی بچینیم.
بهترین خوراکیهایِ گیاهیِ فرهنگِ پارسیِ هفتگانه بر سفرهِ نوروزی اینها هستند:
۱-سیر ۲-سیب ۳-سبزه ۴-سنجد ۵-سرکه ۶-سمنو ۷-سماغ.
١-سیر: بهنام و نشانه اهورا مزدا است.
٢-سیب: بهنام و نشانه سپندارمز است.
٣-سبزه: بهنام فرشته اردیبهشت است.
۴-سنجد: بهنام فرشته خرداد است.
۵-سركه: بهنام فرشته امرداد است.
۶-سمنو: بهنام فرشته شهریور است.
٧-سماغ: بهنام فرشته بهمن است.
وهمچنین بر سفره پیروان آیین زرتشت
١-آینه - که نشانه یکرنگی و روشنایی است.
۲-قـند سبز = که نشانه شیرین کامی است.
۳-لُرک و میوه = که نشانه دادههای اهوراییست.
۴-سفره سبز = که نماد زمین است و نشانه امشاسپند سپندارمزد میباشد.
۵-مورتMyrtus = که نشانه مزدا اهورا(= دانا و دانش بزرگ هستیبخش) است میباشد.
۶-آتش = نشانه امشاسپند اَشه وهیشته(=اردیبهشت) که به معنی راه راستینی و هنجارهستی است میباشد.
۷-آب = به نشانه امشاسپند ههاوروتات(=خرداد) که به معنی رسایی و جاودانگی است میباشد
۸-سبزه = به نشانه امشاسپند امرتات(=امرداد) که به معنی بیمرگی و جاودانگی است میباشد.
۹-سکه = به نشانه امشاسپند خشترا(=شهریور) که به معنی شهریاری و کردار نیک است میباشد.
۱۰-شیر = نشانه امشاسپند وهومن(=بهمن) که به معنی اندیشه نیک، منش پاک و خرد است میباشد. و اشاره بر نوزایی آدمی و رستاخیز زاستار(=طبیعت) بوده که در نقش مادی نگهبان جانوران هم است.
۱۱-قرآن : کتاب آسمانی مسلمانان
گـاتها = سرودههای پاک اشوزرتشت پیام آور ایرانی (پیروان آیین مزدیسنا)
ونیز اوستا تاریخ هفت هزارساله ی ایران و شاهنامه سخن فردوسی نیک گفتار نیز را میتوان قرار داد
مسیحیان و یهودیان نیز کتاب آسمانی دین خودرا می توانند قرار دهند.
۱۲-تخممرغ = به نشانه بسته زندگی است که میتواند به بالندگی دگرگون شود و یا شکسته شود و از میان برود.
برای کاملتروزیباتر شدن خوان نوروزی هم:
انار ،نارنج وبرگ نارنج غوتهور درجام آب:
(جامی پراز آب نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود انار ونارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.)
کوزهای پر از آب که نشانه درخواست باران و فراوانی آب است
ماهیسرخ زنده که نماد رنگ سرخ آیین مهر و نشان گرما، پیروزی، شادی و سر زندگی است( اگر توان نگهداری از آن را دارید بهتر که حوضچه های کوچک نگهداری شوند)
شمعدان وشمع
(شمع به تعداد اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنهاست. شعله افروخته نماد روشنایی جاودانه است.)
گلهای زیبا
شیرینی
بر سفره نوروزیمان میگزاریم.
لُرک یا آجیل، آمیختهای از هفت میوه خشک است مانند: پسته - بادام - سنجد - کشمش - گردو - انجیر - خرما - برگه هلو که بر سفره خوان نوروزی میگرازم.
❤️❤️❤️❤️
سفره هفت سین تان آریایی همراه با شادی با آرزوی بهترینها برای شما😘
معجره ایرانی بودن: نوروز و تجربه یک لحظه مشترک
سال های دراز است که ملت ایران در یک لحظه مشترک منطبق با لحظه اعتدال بهاری یک سنت کاملا مشخص را اجرا میکنند و آیین باستانی نوروز را جشن می گیرند.
نوروز همه اعضای ملت را در لحظه ای معین به هم وصل میکند.
«🌲نوروز پیروز»
کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
مزداپور، کتایون، نوروز و شاهنامه، فرهنگ مردم، بهار1387، شماره 24 و25، از 214 تا 207.
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
سفیر [امریکا] هندرسن در ارزیابی محرمانهای که از واقعه به تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ / ۲۰ اوت ۱٩۵۳، به واشنگتن ارسال کرده، به تفصیل علل سقوط مصدق را تحلیل کرده، ولی هیچ اشارهای به این نکته نمیکند که سرنگونی مصدق در نتیجۀ دخالت خارجی رخ داده است.
مدیر عامل سیا نیز به همین میزان در گزارش دقیق خود از این واقعه به آیزنهاور، اصلاً ادعای سهم ندارد، حتی اگر سقوط مصدق همان چیزی بود که دولت آمریکا انتظارش را میکشید و برای آن برنامهریزی کرده بود.
سرانجام اینکه، گفتن این موضوع تکرار مکررات است که طبق نوشتۀ زندگینامهنویس رییسجمهور آیزنهاور، وقتی گزارش شفاهی روزولت را شنید، او را خیالباف خواند. بهعلاوه، اظهارات روزولت قبل از انتشار کتابش «ضدّکودتا» در ۱٩۷٩ / ۱۳۵۷، ظاهراً واقعبینتر بوده و سهم عوامل داخلی را بیشتر میداند.
ایران و سازمان سیا؛ بازنگری در سقوط دولت مصدق، داریوش بایندر، ترجمه بهمن سراحیان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، ۱۳۹۴، ص ۳۷۷
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
تعارض اسناد وزارت امور خارجهی آمریکا و خصوصاً گزارش مهم ویلبر با آنچه که کرمیت روزولت مدعی آنست، نشان از شیوهی رایجی دارد که در بسیاری موارد، افراد _ بمنظور بزرگنمایی عملکرد خود و بالا بردن سطح عملیات خویش در راه انجام مسئولیتها و ماموریتهای محوّله _ بدان مبادرت میکنند تا بدینترتیب موفقیت حاصله را یکسره، نتیجهی درایت، ابتکار و خلاقیت خویش وانمود کنند.
گاه، این شیوهی بزرگنمایی، آنچنان پیش میرود که با مستندات قطعی، تعارض یافته و به افسانه یا به «عملیات محیّرالعقول» پهلو میزند. بر این اساس است که استفن دوریل با استناد به منابع مختلف تاکید میکند که آیزنهاور پس از مطالعهی گزارش روزولت چنین نوشت: «گزارش او بیشتر به داستان شباهت داشت، تا به یک واقعیت تاریخی!»
دکتر محمّد مصدق؛ آسیبشناسی یک شکست (از انقلاب مشروطیت به انقلاب اسلامی)، علی میرفطروس، ناشر: شرکت کتاب، لسآنجلس، چاپ دوم پاییز ۱۳۸۷، صص ۱٤۲ و ۱٤۳
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
وضعیت اقتصادی در دوره دکتر مصدق و مسئله نفت
دوران مصدق، زمانه ملی کردن صنعت نفت، دوره مهم و دردناکی در تاریخ ایران بود؛ دورهای که پیامدهایش هنوز هم در ناخودآگاه جمعی ایرانیان طنینانداز است. حقیقت این است که مصدق و دورانش از قلمرو تاریخ فراتر رفته و هیبت اسطوره و افسانه به خود گرفتهاند.
با اینکه رگههایی از حقیقت در این داستان هست (شاید همه افسانهها ریشههایی در واقعیت دارند) اما تصویری کلی که این داستان بهدست میدهد، بسیار از حقیقت فاصله دارد. بهرغم ارزش اجتماعی افسانهها و اسطورهها، اما تاریخ اگر بخواهد ارزشی داشته باشد، باید بنیادش را بر حقایق بگذارد.
من پیشتر در مقالهای نشان دادم که افسانه رونق اقتصادی در دوران مصدق، تاب ایستادگی در برابر انوار حقیقت را ندارد.
حقیقت این است که مشقت اقتصادی را میتوان در زمره عوامل اصلی در زوال و ناکامی نهضت ملی برشمرد.
از بخش "سیاست اقتصادی ایران در دوران مصدق"، کامران دادخواه
اقتصاد تحریم نفت: جدال بر سر تجربه مصدق، گردآوری و ترجمه بهرنگ رجبی، تهران، دنیای اقتصاد، ۱۳٩٤، صص ۱۰۵ و ۱۰۶
#وخیم_شدن_وضع_اقتصادی_در_دوره_مصدق
سال ۱۳۲۹ آخرین سال قبل از ملی شدن نفت بوده و حکومت دکترمصدق هم در مرداد ۱۳۳۲ ساقط گردید. طبق آماری که از طرف بانک ملی منتشر میشود شاخص هزینهی زندگی در طی چند سال اخیر به شرح زیر بوده است:
سال ۱۳۲۹، شاخص هزینه ۷۸۴
سال ۱۳۳۰، شاخص هزینه ۸۴۹
سال ۱۳۳۱، شاخص هزینه ۹۰۹
سال ۱۳۳۲، شاخص هزینه ۹۹۲
سال ۱۳۳۳، شاخص هزینه ۱۱۵۱
و طبق آمار بازرگانی که از طرف ادارهی گمرک منتشر میگردد وضع بازرگانی کشور هم در سالهای اخیر بهقرار زیر بوده است:
سال ۱۳۲۹، واردات به میلیون ریال ۶۲۴۳، صادرات به میلیون ریال ۳۴۹۴
سال ۱۳۳۰، واردات به میلیون ریال ۷۰۱۱، صادرات به میلیون ریال ۴۳۱۹
سال ۱۳۳۱، واردات به میلیون ریال ۵۰۳۱، صادرات به میلیون ریال ۵۷۵۰
سال ۱۳۳۲، واردات به میلیون ریال ۵۳۲۴، صادرات به میلیون ریال ۸۳۱۸
نتیجهای که از ارقام فوق به دست میآید این است که افزایش هزینهی زندگی مرتب رو به ترقی بوده و در سال بعد از سقوط حکومت دکترمصدق این افزایش بیشتر از پیش بوده است. در قسمت بازرگانی هم سال قبل از ملی شدن نفت کسر بازرگانی کشور زیاد بوده و بعد به تدریج از واردات کاسته شده و بر صادرات افزوده گشته تا آنکه در سال ۱۳۳۲ صادرات مبلغ کلی بر واردات فزونی داشته است.
این ارقام را بعضی دلیل بر سلامتی وضع اقتصادی کشور در سالهای ۱۳۳۰-۳۲ گفتهاند؛ ولی حقیقت مطلب غیر از این است.
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
رفراندوم غیرقانونی انحلال مجلس شورای ملی
غلامحسین صدیقی، ۱۹ تیر ۱۳۶۶ خورشیدی
تصمیم به انحلال مجلس شورای ملّی و انجام رفراندوم بقول هندرسون، «بزرگترین قمار» ی بود که دکتر مصدّق با انجام آن، همه چیز را باخت. نتایج و کم و کیف انجام این به اصطلاح «رفراندوم» (با وجود مخالفت های اکثر یارانِ نزدیکِ مصدّق) - در واقع - سرشت و سرنوشت رویدادهای منجر به 25 تـا 28 مرداد 32 را رقم زد.
دو صنـدوق جـداگـانــه برای موافقان و مخالفان!.
« ... به نظر می رسد که یک توافق ضمنی بین حزب توده و جبههء ملی برقرار شده است، به این شکل که طرفداران جبههء ملی در میدان سپه و طرفداران حزب توده در ایستگاه (راه آهن) آراء خود را به صندوق بریزند. تمام سفارتخانه ها بسته اند و حدود سه هزار نیروی نظامی از 4 نقطهء محل اخذ رأی و نقاط استراتژیک تهران محافظت می کنند ... گروه های وابسته به حزب توده خیلی عظیم تر هستند و طول صف های آنان به چند صد متر بالغ می شود. شعارها و پلاکاردهای جبههء ملی حاکی از اعلام حمایت از دکتر مصدّق و درخواست انحلال مجلس است، در حالیکه شعارهای حزب توده - اساساً - علیه مجلس است و درخواست تشکیل مجلس مؤسّسان برای تغییر رژیم فعلی است. نحوهء اخذ رأی، مخفی نیست زیرا نه فقط یک محل ِ جداگانه برای کسانی که می خواهند رأی منفی بدهند در نظر گرفته شده بلکه هر یک از شرکت کنندگان در این رفراندوم باید ورقه ای را پُر کنند که اسم و آدرس خود را روی آن بنویسند.
محلّی که برای اخذ رأی طرفداران مجلس در نظر گرفته شده، مقابل مجلس است و روی یک پلاکاردِ بزرگ این جمله بچشم می خورَد.
- «کسانی که اينجا رأی می دهند، طرفدار انحلال مجلس هستند»
تا ساعت9 به وقت محلّی، فقط سه نفر برای اعلام رأی «نــــه» در این صندوق حضور یافتند و از این سه نفر، تعداد زیادی عکس گرفته شد و از آنها فیلمبرداری شد و مورد اهانت و آزار قرار گرفتند.
گزارشگر لوموند در گزارش بعدی خود خبر داد:
« ... طرفداران دکتر مصدّق در تهران برنده شدند. بر طبق خبر رادیو تهران، بیش از صد هزارنفر به طرفداری از دکتر مصدّق رأی به انحلال مجلس و فقط 67 نفر رأی مخالف دادند و این نتایج، مربوط به تهران است که حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد...»
روزنامهء معروف واشنگتن پُست (چاپ آمریکا) نیز نوشت:
«چیزی به سقوط دولت دکتر مصدّق توسط مجلس باقی نمانده بود که وی (مصدّق) پیشدستی کرد و مجلس را منحل نمود.».
ماتیسون (Mattison) (کاردار سفارت آمریکا در ایران) چند روز پس از انجام رفراندوم گزارش داد:
1- « با پایان یافتن رفراندوم، مصدّق مجلس را – که پس از مطبوعات به عنوان آخرین پایگاه و تریبون مخالفان محسوب می شد - از میان برمی دارد. این عمل به روشنی ماهیّت رژیم وی را مشخّص می سازد که به موازات افزایش مخالفان و نارضایتی ها، مصدّق به سوی سلطه جوئی پیش رفته و با بکارگیری بسیج مردم، به حفظ قدرت خود کوشیده است و می خواهد نفوذ شاه را از میان بردارد و ...
با وجود تحصیلات عالیه در رشتۀ حقوق، دکتر مصدّق علاقۀ چندانی به مجلس شورای ملّی نداشت. او دوستدار مجلسی بود که بقول خودش « نمایندگان کَت بسته» مُجری اوامر و آرمان های او باشند. از این رو، مصدّق، بارها، مجلس شورای ملّی را «دزدگاه» و «خاک بر سرِ این مجلس» نامیده بود.
در درگيري ها و مناقشات مصدّق با مجلس و شاه، او نه به نصّ ِ قانون اساسي بلكه به «روح» آن استناد مي كرد، مثلاً او با همين «روح قانون اساسي» در 25 مردادماه سال 32 فرمان شاه (مبني بر عزل او از نخست وزيري) را رد كرد و ضمن پنهان كردن متن اين فرمان از همكاران و وزراي كابينه اش و بازداشت حاملان فرمان شاه، در اقدامي شتابزده، به تشویق و تلقین دکتر فاطمی، اين امر را «شكست كودتاي 25 مرداد» ناميد.
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
دکتر مصدق در خاطرات و تالمات خود صریحاً مینویسد وقتی پای مصالح مملکت در میان است میتوان قانون اساسی را نادیده گرفت:
«قانون اساسی برای مملکت است نه مملکت برای قانون اساسی».
او در این رابطه از روح قانون اساسی سخن میگوید و معتقد است که آنچه باید رعایت شود روح قانون اساسی است، نه صرفاً نص آن. مثالی که در این مورد میآورد روشنگر طرز تفکر اوست:
«شرب شراب به نص صریح قرآن حرام است ولی اگر طبیب آنرا برای سلامت مریض تجویز نمود حرمت از آن برداشته میشود.»
او در واقع خود را طبیب با مجتهدی میداند که بنا به مصلحت مملکت حق دارد قانون اساسی را تفسیر و احیاناً نقض کند. اما به این سوال که منشاء چنین اجتهاد و حقی چیست پاسخ نمیدهد. واضح است که این روش حکومتی با اصل حکومت قانون و هیچ یک از اصول دموکراتیک ربطی ندارد، چراکه هرکس میتواند تفسیر متفاوتی از مصلحت مملکت داشته باشد و در اینصورت هیچ معیاری دربارهی اینکه چه کسی حق دارد قابل تصور نیست.
تجددطلبی و توسعه در ایران معاصر، موسی غنینژاد، تهران، نشر مرکز، ۱۳٩۴، ص ۴۵
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
"اساسا به کارگیری واژه کودتا درخصوص واقعه ۲۸ (اَ)مُرداد اشتباهی حقوقی است و کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده و آن چه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات مبتنی بر قانون اساسی مشروطه بوده است.
اول، کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنابر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مؤلفه مهم مورد نیاز است؛
نیروی نظامی و غیرقانونی بودن استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمیتوان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی کرد.
دوم، برای فهم حقیقت یا غیرواقعی بودن کودتا باید بررسی کرد که آیا بر اساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای دولت در برخورد با دکتر مصدق کودتا بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخستوزیر از اختیارات شاه محسوب میشد. به مرور عرف و رویه، یک قید به این اختیار وارد شد و پیش شرط این اختیار«رأی تمایل مجلس» در نظر گرفته شد. بنابراین شاه شخصی را به نخستوزیری منصوب نمیکرد، جز آن کسی که مجلس به وی به عنوان نخستوزیر رأی تمایل داده بود. این قید منوط به وجود مجلس بود. اما اگر مجلس به هر علتی وجود نداشت، اختیار شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس اعمال می شد. کما این که در فاصله سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، شاه وقت مستقیما به نصب نخستوزیر اقدام کرد و این اختیار، اختیاری قانونی و پذیرفته شده بود.
سوم، مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد شد؛ چرا که دولت دکتر مصدق با تصویبنامه هیئت دولت در اردیبهشت ۱۳۳۱ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف و از انتخاب شدن ۵۶ نماینده به هر دلیلی و توجیه و بهانهای) در این حوزهها جلوگیری کرد. با استعفای یک نماینده دیگر، عملا مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده به تقنین بپردازد، با ۷۹ نماینده به کار خود ادامه داد که در میان این ۷۹ نماینده اکثریت از طرفداران دکتر مصدق بودند که این اکثریت ۵۲ نفری در روزهای آخرتیرماه ۱۳۳۲ از نمایندگی مجلس استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس تسهیل شود.
به هر دلیلی با هر توجیهی دکتر مصدق در بیست ودوم تیرماه ۱۳۳۲ زمانبندی خود را برای برگزاری انتخابات در دوازدهم (اَ)مُرداد در تهران و در نوزدهم (اَ)مُرداد در شهرستانها اعلام کرد. این تصمیم با مخالفت برخی باران دکتر مصدق و مخالفت آیتالله کاشانی و اقلیت هم رأی با ایشان در مجلس همراه شد.
انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات روز بیست و دوم (اَ)مُرداد ۱۳۳۲ از رادیو ایران پخش شد. با انحلال مجلس دیگر دست پهلوی دوم جهت عزل مصدق با منع قانونی مواجه نبود.
دستور محمدرضا پهلوی در ۲۳ (اَ)مُرداد ابلاغ شد و در ۲۴ (اَ)مُرداد به دکتر مصدق به وسيله سرهنگ نصیری اعلام شد. جالب آن که در برابر این دستور عزل، دکتر مصدق رسیدی را تحویل میدهد که در آن این گونه مینویسد: «ساعت یک بعد از نصف شب بیست وپنجم (اَ)مُرداد ۱۳۳۲ دست خط مبارک به این جانب رسید؛ دکتر محمد مصدق».
اتفاقا دکتر مصدق در جلسات دادگاه بر این نکته تأکید میکند که دست خط رسید و وی در برابر دستور عزل تمکین کرده. بنابراین دیگر ایشان بعد از ۲۵ (اَ)مُرداد هیچ منصب قانونی در کشور دارا نبود تا علیه آن کسی کودتا یا وی را از شغلی با قدرت نظامی برکنار کند.
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw
مصدق، مجلس شوراي ملي را «باشگاهي از خائنين به مصالح ملّت» مي ناميد. او «مصالح ملّت» را آنچنان كه خود مي خواست تفسير مي كرد و در اين راه تا آنجا پيش رفت كه انتخابات مجلس دورۀ هفدهم را (كه تحت نظارت دولت خودِ او برگذار شده بود) به محض آگاهي از باخت كانديداهاي جبهۀ ملّي در شهرستانها، باطل ساخت و سپس در يك شرايط نامتعارف، هيجاني، شتابزده، غيردمكراتيك و غیرقانونی - با حمايت گستردۀ حزب توده - ضمن انجام يك همه پرسي يا رفراندوم (در 12 مردادماه 32) فقط با بیش از صدوپنجاه هزار رأی در تهران، مجلس شورای ملّی را تعطیل کرد، اقدامي كه نه تنها با مخالفت شاه، بلکه حتّي با مخالفت شدید ياران نزديك مصدّق مانند دكتر غلامحسين صديقي (وزير كشور)، سنجابي، پارسا، معظّمی، حسیبی و خلیل ملکی همراه بود. شگفت اینکه در تهران برای رأی دهندگان، دو صندوق در دو مکان متفاوت، تعیین کرده بودند تا موافقان و مخالفان مصدّق از یکدیگر متمایز و مشخّص شوند! شیوه ای که در هیچیک از نظام های پارلمانی جهان سابقه نداشت.
مصدّق به دو دلیل به فکر انجام رفراندوم افتاده بود:
1- حسین مکّی به عضویّت هیأت نظارت بر اندوختۀ اسکناس برگزیده شده بود در حالیکه مصدّق - به علّت نبودن درآمد نفت، با چاپ محرمانۀ 312 میلیون تومان اسکناس اضافی- می ترسید که مکّی این راز را برملا کند.
2- اینکه مصدّق می دانست که در مجلس، اکثریت ندارد و اگر کار به استیضاح برسد، با رأی منفی (عدم اعتماد مجلس) روبرو خواهد شد.
آسیب شناسی یک شکست ، دکتر علی میرفطروس
✔️صفحه اینستاگرامی ایرانشناسی 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshenasiofficial
✔️صفحه ایرانشهری 👇🏻👇🏻
🆔 https://instagram.com/iranshahrik
✔️کانال کوروش بزرگ👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 https://telegram.me/joinchat/CSKFTTulf6yXcDQ0J56Bjw