943
کانال اشعار فاطمه لشکری(راحیل کرمانی)
دلم یک خانه میخواهد،پر از عطر شقایق ها
و عطر وبوی آن خانه، نسیم جان عاشق ها
کنار سفره اش قابی پر از سوز شبانگاهی
کنار قاب آن قلبی پر از غلیان هق هق ها
ویک دریای طوفانی که تنها زورقش باشم
به دور از چشم کشتیها ،به دور از دید قایق ها
من و این بغض بی سامان واین دریای طوفانی
ندیمم می شوند اینجا، دمادم بغض ها،دق ها
من وفانوس رویایی که سوسو می زند از دور
وقلبی که نمی فهمد حدیث عقل و منطق ها
دلی از ما به یغما رفت و این کار "قضا" بوده
"قدر"همواره دستش هست در دستان سارق ها
من و عذرای تقدیرم اسیر دست شبهاییم
به تقدیری که دلخوش بوده در رویای وامق ها
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار👇👇
@lashkary
جز وصل تو
باصدای
علیرضا قربانی
نیلوفر در کویر
@lashkary
صبح است نوای زندگی را سر کن
برخیزو لباس عشق را در بر کن
لبخند خدا پیشکش دستانت
لبخند خدای خویش را باور کن
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار👇
@lashkary
در من طلوع می کنی
و هستی از تو دوباره آغاز می شود
برای بودنت
با تمامنبودن ها بیگانه ام
وقتی تو هستی
نفس هست
نور هست
زندگی با من آشتی کرده است.
ومن با تمام نا آشناها بیگانه ترینم
#فاطمه_لشکری (راحیلکرمانی)
نیلوفر در کویر
@lashkary
به هنر استاد امیر مرادی راد
کانال نیلوفر در کویر
@lashkary
باید که به هر بهانه خندید وگذشت
بر درد وغم شبانه خندید وگذشت
هر جا که کسی ترانه ای میخواند
باید که بر آن ترانه خندید وگذشت
بر ناله عاشق و جفای معشوق
بر نغمه عاشقانه خندید وگذشت
این مرغ ، اسیر آب و دان است اینجا
باید که به آب و دانه خندید وگذشت
ای شمع چرا زشعله ای گریانی؟
باید که به این زبانه خندید وگذشت
در آینه گر نگاهت افتاد ، بگو
باید به زبان شانه خندید وگذشت
این قصه پر از نشانه های زخمی است
باید که به هر نشانه خندید وگذشت
ای رهگذران، جهان سرای گذر است
باید که بر این زمانه خندید وگذشت
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
در اوج غم انگیزترین شعر شبانه
من بودم وجام غزل ودست بهانه
یک دانه قفس بود و دو تا مرغ و کمی آب
یک ظرف پر از دانه .کمی عطر ترانه
مرغی ز قفس رفت و قفس ماند ودری باز
همسایه او ماند وهمین کاسه دانه
بستند به دیوار قفس آینه ای را
تا آنکه شود با دل او شانه به شانه
صد تیر از آن آه که در کنج دلش بود
برخاست وشد بر تن آیینه روانه
در کنج قفس، مرغک سرمازده جان داد
آیینه ترکخورد و بر آن ماند نشانه
دیدند که در گوشه آیینه نوشته
ای داد از این خانه بیداد زمانه
#فاطمه لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
ایام جوانی
بهرام حصیری
کانال نیلوفر در کویر
@lashkary
یلدا شده و باز ز پا افتادند
آنانکه به دنبال مبارکبادند
من سردم و آنقدر ز سرما لبریز
گویی که همه صاعقه ها فریادند
بر قلب اناری ترکی افتاده
انگار دلی باز به دستت دادند
از سرخی خون دل خود فهمیدم.
مردم همگی به شرط چاقو شادند
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
از ناله من ، شور دل از نای نیفتاد
صد وای که غم در دل من جای نیفتاد
این قوری ایام عجب خون دلی داشت
یخ کرد ولی از دهن، این چای نیفتاد
حال دل من،حال درختی است که صدبار
صد زخم تٓبر خورده و از پای نیفتاد
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی )
کانال اشعار
@lashkary
هر آه نیمه شب فریاد بی صداست
گاهی صدای دل بالاترین نداست
هر جا که درد هست، درمانگرش دل است
گاهی درون دل، یک درد بی دواست
در دست یک طبیب ،همواره مرهمی است
چون محرم دل است، درمان او شفاست
اما طبیب بد ، دردی مضاعف است
گاهی غریبه ای، بهتر ز آشناست
من فارغم زدرد ، بی منت طبیب
داروی من دل است درمان من دعاست
این سینه خموش یکشیر خفته است
گاهی سکوت ما، کوهی ز ماجراست
من نه سیاوشم، نه کوه آتشم
قاضی فقط خداست قاضی فقط خداست
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال نیلوفر در کویر
@lashkary
خزان عشق
بدیع زاده
کانال نیلوفر در کویر
@lashkary
شرح عرفانی ابیات حافظ
کانال جرعه در تلگرام
@jorae1400
آرامشم..
همخوانی دو اسطوره موسیقی ایران
استاد ایرج خواجه امیری و استاد سالار عقیلی
نیلوفر در کویر
@lashkaty
هر صبح طلوع می کند
تمام حس خواستن تو
از مشرق آرزوهای من
ومن عاشقانه تر از صبح های قبل
باز هم می گویم :
"سلام"
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار👇
@lashkary
برمودا ترین مثلت زمینم!
که طوفان دفتر التهابم
دیگر جزر و مد نمی شناسد
روی من دیگر حساب نکنید!!
اینجا هر غروب
زجرها ، توان مرا کسر می کنند
هر بامداد
در میان همه ضربه های اضافی
تقسیم می شوم
ومن
منهای تمام دردهای زندگی
مساوی با سکوتم
مساوی با سکوت
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
سايه اي از ابرهاي التهاب
روي بام شانه هاي من نشست
موج رعد سينه ام در قلب من
شيشه هاي ديدگانم را شكست
سيل خون افتاد در شهر دلم
تار و پود آرزوها را گسست
يكسره خالي شدم از آنچه بود
ديده بستم من ز هر چيزي كه هست
از من اينجا ، هيچ ديگر جا نماند
از خودم شُستم دوباره ، پا و دست
بعد ازآن جاري شدم در بيكران
همچنان دريايي از امواج مست
زورق انديشه ام جان مرا
گه به بالا برد و گاهي هم به پست
ساحلي سرسبز،هم رنگ ِ دلم
عاقبت پيدا شد از آن دور دست
اين همان دروازه هاي آرزوست
اين همان شهر دل انگیز من است
ديگر از اينجا نخواهم گشت دور
گر چه صد بارآيدم بانگ اَلُست
#فاطمه_لشکری(راحیل)
کانال اشعار
@lashkary
به هنر استاد امیر مرادی راد
نیلوفر در کویر
@lashkary
صبح آمده وترانه دارد خورشید
یک خنده بچگانه دارد خورشید
یک جام عسل گرفته در دستانش
از خنده تو نشانه دارد خورشید
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
من و خورشید و اون تنگ طلاییش
و این صبح قشنگ کهرباییش
فدای دستهای گرم مادر
واون قوری و عطر و بوی چاییش
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار👇👇👇
@lashkary
چه زیبا گفته است، سهراب....
نیلوفر در کویر
@lashkary
وپاییز خلاصه اش فقط این است
چند رنگ که باشی
فرو می ریزی زیر پای زمان
وتنها از تو
صدای خش خشی می ماند
وبعد از آن
در یک زمستان سرد
تنها تو می مانی و عریانی ات...
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
مینیمالها و دلنوشته های کوتاه ادبی
کانال ۲
زخمه
@lashkary2
صبح با عطر تو بیدار شدن می چسبد
با تو همراه شدن، یار شدن می چسبد
مو به مو ،شانه به شانه همه جا وهر صبح
با تو هر آینه،تکرار شدن می چسبد
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار👇👇
@lashkary
هوا نمناک و بارانی
زمین آرام و بی غوغا
ولی آشوب وطوفانی
و پاییز است و پاییزی غم انگیز است
و دست مردمان
در دستهای باد
زشاخه می چکد اینجا
دمادم برگ های جان انسانها
هوا سرد است ونمناک است
و دلها مونس وهم صحبت خاک است
تبی آهسته می سوزد
تمام استخوان ها را
واینجا برگ ریزانی ز آدمهاست
همینجا باغ بی برگی است
وگویی آخر دنیاست
واینجا
پادشاه فصل ها پاییز
تمام فصلهایش قرمز وزرد است
صدای برگها اینجا
صدای خش خش این سینه های مملو از درد است
و ابری هست در سینه
که با آن پوستین سرد ونمناکش
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
نمی گیرد کسی اینجا
کسی را تنگ در آغوش
بساط مردمان دیگر بساطی نیست
نشانی از دلی یا از حیاتی نیست
وپاییزی غم انگیز است
واینجا برگ ریزانی ز آدمهاست
همینجا باغ بی برگی است
همینجا آخر دنیاست.....
#فاطمه _لشکری(راحیل کرمانی)
کانال اشعار
@lashkary
به یاد پاییز غم انگیز روزهای سخت کرونا
روح تمامی عزیزان از دست رفته شاد باد🌹
به هنر زیبای استاد امیر مرادی راد
نیلوفر در کویر
@lashkary
حکم کرده شاه دل، سرباز باشم روز وشب
پیکی از خمخانه های راز باشم روز وشب
خشت باشم همچو خالی، بر سر ابروی یار
بر سر دروازه شیراز باشم روز وشب
دست خون دادم که من بر عهد وپیمان قدیم
همچنان بودم که از آغاز باشم روز وشب
توکبوتر بودی و من باز، اما این دلم
باز می خواهد، کبوترباز باشم روز وشب
کوک شد ساز دلم با نغمه های جان تو
کوک هستم باتو گر دمساز باشم روز وشب
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
کانال اشعار 👇👇
@lashkary