1592
مشعل آزادی 🔥 بنیان بیشتر انتقادات علیه بازار آزاد، بیاعتقادی به خود آزادی است. 👉Insta : Instagr.am/LiberTorch 👈 لینک گروه: https://t.me/joinchat/Ga_3WEW4gsBco58vULsHfw
وظیفه و تکلیف مجتهدین و علما این است که موعظه نمایند، نماز بخوانند، درس بگویند، مباحثه علمی نمایند، ترویج شریعت کنند، مرافعه شرعیه نمایند، سبب ربط خلق با خدا باشند؛ نه این که مداخله در کار حکومتی نمایند و حکم شرعی بدهند و بخواهند حکم خودشان را خودشان اجرا بدارند.
به صورت اختصاصی در ایفام منتشر شد:
⚜️تورمزدایی و آزادی⚜️
نویسنده: یورگ گایدو هالسمن
مترجم: سلیمان عبدی
انتشارات: کازیوه
تعداد صفحات: ۶۰
قطع: رقعی
قیمت: انتشار رایگان نسخه دیجیتال
روند رو به رشد قیمتها و افزایش عرضهٔ پول دو وجه تورم هستند که مورد دوم وجه اصلی مدنظر ماست. کاهش تولید یک کالای خاص و یا کاهش مواد اولیه مورد نیاز برای تولید چندین کالا به هر دلیلی میتواند افزایش قیمت نهایی آنها را در بر داشته باشد. اما در تورم با افزایش عمومی قیمتها مواجهیم که نوشتار پیش روی به تاریخ تسلط دولت بر نظام بانکی و در دست گرفتن اختیار چاپ اسکناس همچون یک علت ساختاری آغازین و برچیده شدن نظام برتون وودز در سال ۱۹۷۱ از سوی نیکسون و پردازش نظریه دفاعی مینارد کینز در دفاع از دخالت دولت در فرآیند تولید پول اشاره دارد.
📌نسخهٔ دیجیتال کتاب در قالب پیدیاف به پیوست ضمیمه میگردد.▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
اصول «محافظهکاری» را در قالب چند محور مطرح میکنم:
-باور به وجود نظم اخلاقی و سنت
-دفاع از مالکیّت خصوصی
-اهمیت جامعه و نهادهای میانجی مانند خانواده، کلیسا، انجمنها
-بدبینی به اتوپیا و مهندسی اجتماعی
-اهمیت تاریخ، سنت و دین در سیاست
راسل کرک
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚜️مبانی فلسفی نظم خودانگیخته⚜️
نویسنده: محمد امین سلیمانی
هایک من جمله چهرههای برجسته و صاحب سبک «مکتب اتریش» است که بهعنوان یک متفکر جامع الاطراف, ضمن تسلط بر حوزههای متعددی چون اقتصاد ،انسانشناسی، فلسفهٔ حقوق و علوم اجتماعی بر آن است تا بدین پرسش پاسخ دهد که «چگونه نهادهای اجتماعی شکل میگیرند و قادر به ساماندهی امور اجتماعی انسانها هستند؟». او در مقابل ایده «برنامهریزی مرکزی»، دیدگاه «نظم خودجوش» را مطرح میکند که برخواسته از منازعات علمی تحت عنوان «مناظرات محاسبات اقتصادی» (socialist calculation debate)است. هایک به یُمن نگرش بین رشتهای خود که تا حد زیادی دادههای خود را مدیون همهچیزدان مجارستانی به نام «مایکل پولانی» بود، ضمن مشاهده پدیدارهای گوناگون دریافت اصولاً هم درطبیعت و هم در جامعه ساختارها و نظامات کلانی قابل مشاهدهاند که توجه به کارکرد آنها نوعی هوشمندی را نشان میدهد، حال آنکه کلیّت این نظامات هوشمند ماحصل اراده و کنش خودآگاهانه اجزای سازندهٔ چنین ساختارهایی نیستند، به بیان دیگر در مواجهه با چنین نظمهایی شاهد نوعی طراحیهای بدون طراح هستیم که هیچ عقلانیت تصنعی (constructive rationality) قادر به خلق، تصرف و تغییر این نظامات نیست. «نظام بازار» که هایک از آن بهعنوان «کاتالاکسی» یاد میکند، مصداق جزئی از واقعیتی گسترده به نام «نظم خودانگیخته» (spontaneous order)است که او نمودهای بارز آن را درسایر پدیدارهایی من جمله فرگشت موجودات زنده، زبان و قواعد اخلاقی ردیابی میکند.
متن کامل مقاله:
📜مبانی فلسفی نظم خودانگیخته ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
«من تنها میخواهم بفهمم که چگونه ممکن است اینهمه انسان، اینهمه روستا، شهر و ملت، گاه زیر یوغ یک مستبد واحد زندگی کنند؛ مستبدی که هیچ نیرویی جز آنچه خودِ مردم به او میدهند ندارد؛ که تنها تا جایی میتواند به آنها آسیب برساند که خودشان تحملش را دارند؛ همچنین نمیتواند هیچ آسیبی به آنان بزند، مگر آنکه ترجیح دهند به جای مخالفت فرمانبردارش باشند.»
اتین دولا بوئسی: در مورد بندگی داوطلبانه ۱۵۵۲
@Paleolibertarianizm
🤛پادشاهیهای موفق، جمهوریهای سوسیالیستی شکستخورده: تناقضی تاریخی در خاورمیانه
👈در بررسی تطبیقی کشورهای خاورمیانه، نکتهای تأملبرانگیز آشکار میشود: تقریباً تمامی کشورهایی که به ثبات اقتصادی و پیشرفت نسبی دست یافتهاند، ساختارهایی از نوع پادشاهی یا امیرنشینی داشتهاند، در حالیکه اغلب کشورهایی که دچار فروپاشی اقتصادی، بحران سیاسی یا جنگ داخلی شدهاند، خود را جمهوریهای سوسیالیستی معرفی کردهاند.
👈کشورهایی چون عربستان، امارات، قطر، کویت و عمان، با حفظ پیوندهای سنتی و تمرکز قدرت در نهادهای پادشاهی، موفق به ایجاد نهادهای باثبات و جذب سرمایهگذاری شدهاند.
👈 در مقابل، کشورهایی نظیر سوریه، عراق، مصر و لیبی، که عمدتاً با گفتمانهای جمهوریخواهانه، سوسیالیستی و پانعربی به قدرت رسیدند، دچار استبداد ایدئولوژیک، فساد ساختاری و نهایتاً شکست شدند.
🤛از منظر نظری، این پدیده را میتوان با اتکا به آموزههای فردریش هایک تحلیل کرد. هایک در نقد عقلگرایی افراطی مدرن و طرحهای مهندسی اجتماعی، تأکید میکند که نظم کارآمد اجتماعی حاصل یک فرآیند خودجوش تاریخی است نه محصول طراحی متمرکز.
🤛 امیرنشینهای خلیج فارس، در واقع موفق به حفظ نوعی تداوم تاریخی-سنتی شدهاند که به قول هایک، «قواعد رفتاری تکاملیافته» را پاس میدارد.
🤛در حالیکه جمهوریهای سوسیالیستی، با قطع پیوند خود با سنتهای حقوقی و فرهنگی، تلاش کردند جامعهای نوین و آرمانی خلق کنند که نتیجهاش، برخلاف انتظار، به فروپاشی انجامید.
⛪️ پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخته و اظهار داشته بود، برای جامعه همجنسگرایان باید قوانینی در جهت داشتن خانواده، وضع شود.
در حالی که او پیشتر در سال 2013 در کتابش نوشته بود: " اگر زوج های همجنسگرا اجازه پذیرفتن کودکان به فرزندخواندگی را پیدا کنند, بچه ها تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. هر فردی به یک پدر مذکر و یک مادر مونث که بتواند به شکل گیری هویت او کمک کند نیاز دارد."
کاتولیک مترقی الهیات خود را از سطل آشغال الهیات پروتستان جمع می کند.
👤 نیکولاس گومز داویلا
یه سیب بدزدی میشی یه دزد؛
یه قلمرو بدزدی میشی یه سیاستمدار!
🎥 دیالوگ علاالدین
کتاب دعا و کتاب مقدسمان برای [زبان] انگلیسی همان کاری را کرد که تورات برای عبری، آبای کلیسا برای یونانی و لاتین، و تلاوتهای محمد [ص] برای عربی انجام دادند. آنها زبان ما را به چیزی تبدیل کردند که درخور سخن گفتن خداوند شود و کلماتی را به ما دادند که می تواند در پیشگاه قادر متعال استفاده شود... آنها به ما کمک می کنند تا به گناهان خود اعتراف کنیم، طلب عفو کنیم، در پی لطف خدا باشیم و بدانیم که وقتی این کارها را انجام می دهیم، با عمیق ترینِ جزء خویش در ارتباطیم.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
«و اکنون که روافض با مال و ملکاند و علویان با اموال و املاک، از برکات فتوح عمری است و از آفتاب روشنتر است که هرگز هیچ نه در ابتداء اسلام تا به اکنون یک دِیه نستدند، و یک غزاة نکردند، اگر از اوّل گیری علی از حرب جمل و صفین و نهروان با هیچ غزاتی نپرداخت و حسن در خانه بنشست و خلافت به معاویه تسلیم کرد، و حسین و اولاد حسین در هیچ غزاة نبودند؛ از زینالعابدین درآیی تا آخر ایشان که روافض خود را بر فتراک ایشان بندند هرگز یک غزاة نکردند، و آنچه بود ایشان را، از ارزاق و عطایا بود که خلفاء آلعباس بدیشان میدادند و صدقات رسول خدای و پدر ایشان علی مرتضی. پس اینهمه فسحت اسلام و کلمت حق که عالی شد، و رایت شرک که نگون شد، به بوبکر و عمر و عثمان و دگر خلفا شد، غزوهها در عهد ملوک بنیامیّه و بنیمروان و خلفاء آلعباس و نایبان و بندگان و گماشتگان ایشان شد، مهاجر و انصار رنج بردند و غازیان اسلام تا همهی علویان با مال و نعمت شدند رایگانی، و به شکر آن نعمت لعنت به عوضها میدهند.»
بعض فضائح الروافض
وقتی اصلاحات ارضی شد، شاه دسته دسته از این لولهها که سند مالکیت بود، به هر کدام از روستاییها میداد و یک کاغذی هم دادند به مالکین که دولت پول زمین شما را هشت ساله از زارع میگیرد و به شما پرداخت میکند. مالکین رفتند و مملکت ماند با عدهای زارع. فصل کشت رسید، و دولت گفت، خب زارعین! بروید و بکارید. زارعین گفتند، ما بذری نداریم. دولت گفت، پس سالهای قبل چه میکردید؟ گفتند، سالهای قبل ارباب انباری برای بذر داشت، از او میگرفتیم. لاجرم دولت سراغ وزارت کشاورزی آمریکا رفت تا بذر قرض کند. بعد آمدند گفتند، حالا چگونه محصولات را بفروشیم؟ دولت مامورین وزارت کشاورزی را که هیچوقت کشاورزی نکرده بودند، میفرستد تا به روستاییان آموزش بدهند! آخر سال هم یک دهم سال قبل گندم برداشت نشد. ناچار دولت ایران دست به دامن دولت آمریکا شد که به ما گندم بفروشید! آمریکا هم نه گندم سال جاری یا پارسال خود را بلکه از سیلوی چهارم به ما گندم فروخت. ایران تا قبل از اصلاحات ارضی تولیدکننده گندم مورد نیاز خود بود اما با اصلاحات ارضی همه چیز از بین رفت.
رضا نیازمند؛ معاون وزیر اقتصاد در دههٔ ۱۳۴۰Читать полностью…
البته پرسش «چه کسی این بلا را بر سر ما آورد؟» واکنش مشترک انسانها در زمانی است که اوضاع روبهراه نباشد. قطعاً خیلیها در خاورمیانه، در گذشته و حال بوده اند که چنین پرسشی را مطرح کرده اند. آنان چندین پاسخ متفاوت یافتند. برای توجیه ناکامیها نکوهش دیگران معمولاً آسانتر و همیشه رضایتبخشتر است...
برآمدن ملی گرایی ـ که خود از کالاهای وارداتی اروپا به شمار میآمد ـ برداشتهای جدیدی را به صحنه آورد. عربها اکنون میتوانستند تُرکها را که چندین قرن بر آنها حکم رانده بودند مقصر گرفتاریهایشان جلوه دهند. ترکها نیز میتوانستند رکود تمدن خود را متوجه بار سنگین و بیجلای اعرابِ بدسابقه بدانند که انرژی خلاقهی ترکها(!) را خشکانده و از حرکت انداختند. ایرانیها هم میتوانستند از دست رفتن شکوه باستانی خود را به یکسان بر سر اعراب، تُرکها و مغولها آوار کنند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
بابک عالیخانی، پیشگفتاری بر شهریار عالم اثر رنه گنون:
در زبان عربی عید از عود است، به معنی بازگشت. دو عید در اسلام، یکی عید فطر است و دیگر عید اضحی. در عید فطر، بازگشت به فطرت پاک نخستین است تو گویی با تحمّل مشقت های ماه روزه، نفس از گرد و خاک سفر هبوط، خود را شستشو می دهد، تا خویشتن را باز یابد... . در برابر دو عید اسلامی، دو جشن ایرانی است: یکی نوروز و دیگری مهرگان. اولی بازگشت به فطرت نخستین است و از پوست کهنه به درآمدن و دومی بازگشت به مبدأ المبادی. اولی غسل در آب است ...
🧿 چهار سوق بزرگ بازار طهران
دوستان لیبرال
دوستان لیبرال ما هم غرائبی هستند! به خصوص از نوع میزس و هایک خواندهاش!
آن یکی تازه یادش آمده که بزرگترین تجاوز سیستماتیک به مالکیت خصوصی در تاریخ ایران، یعنی همان اصلاحات ارضی، سوسیالیستی نبوده و حالا خیلی هم بد نبوده! برخلاف تمام شواهد تاریخی بیشمار هم، نشسته فلسفه بافته که اصلاحات ارضی نمیتوانست از تولید بکاهد و کشاورزان را راهی شهرها کند.
آن دیگری سالهاست آرزوی چکمههای رضاشاه را دارد! حالا البته مهم نیست که جناب رضاشاه تعدیهای بیمانندی به مالکیت خصوصی (و بر خلاف پسرش، صرفاً برای نفع شخصی) داشت و اینکه شدیدترین مهندسیهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در زمان او انجام شد. همین که چکمه داشت و از سر زنان لچک میکشید، کافی است تا نوستالژی رضاشاهی داشته باشیم. و آن یکی دوست لیبرال هم گویا یادش رفته که در زمان او بود که بانکداری و اقتصاد و تجارت دولتی شد، مالکیت خصوصی به پشم گرفته شد، و یک سیستم فاسد تمرکز دولتی آغاز گشت!
باز به مهرپویا علا! با همه اختلافی که با او دارم و با وجود این واقعیت که اگر افتخار ملاقات ایشان روزی نصیبم شود احتمالا کارمان به فحش و فحشکاری و حتی کتک و کتککاری برسد، باز لااقل ایشان از لحاظ منطقی از تناقض میپرهیزد.
خلاصه که داستانی داریم داداش!
علم نمیتواند همه چیز را توضیح دهد.
نباید دچار علمگرایی شد.
🎬دیدن ویدئو لازم استЧитать полностью…
⚜️دیکتاتور توتالیتر⚜️
یک جنبش توتالیتر قدرت را در کشور خود به همان شیوه در دست میگیرد که یک فاتح بیگانه کشوری را اشغال میکند. او نه به خاطر کشور، بلکه برای منافع چیزی یا کسی دیگر {برای منافع آرمان و ایدئولوژیاش -افزوده به متن اصلی} بر کشورش حکومت میکند. نازیها در آلمان همچون فاتحان بیگانه علیه تمامی مصالح ملی رفتار کردند و کوشیدند شکستشان را به یک فاجعهٔ نهایی برای کل مردم آلمان تبدیل کنند... طرز تلقی مشابهی الهامبخش سیاست خارجی شوروی در زمان پس از جنگ بوده است و بهای پرخاشگریهای این سیاست برای مردم شوروی بسیار گران تمام شد. {این سیاستها و تصمیمات حکومت شوروی} نه تنها منافع ملموسی را به دنبال نداشت بلکه به عکس فشار بسیاری بر منابع روسی وارد کرد. اما این سیاستها برای مصالح جنبش بلشویکی بیشک سودمند واقع شد چراکه تقریباً نیمی از جهان را تحت پوشش خود گرفت. دیکتاتور توتالیتر مانند یک فاتح بیگانه منابع غنی صنعتی و مادی هر کشوری از جمله کشور خویش را بهعنوان منبع غارت و وسیلهای برای تدارک گام بعدی جهت گسترش تجاوزکارانهٔ جنبش میانگارد. از آنجا که این اقتصادِ غارت منظم بهخاطر جنبش کار میکند و نه به خاطر ملت، هیچ کشور و هیچ ملتی بهعنوان ذینفع بالقوه نمیتواند نقطه اشباعی بر این فرآیند غارت بگذارد. دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ای است که پیدا نیست از کجا آمده است و غارت او به سود هیچ کسی نیست... . رژیمهای توتالیتر از نظر اقتصادی همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای یک مزرعه دارند. این واقعیت که دیکتاتور توتالیتر بر کشورش همچون یک فاتح بیگانه فرمانروایی میکند اوضاع را وخیمتر میسازد؛ زیرا او در کشور خویش بیرحمیاش را کاراتر از آنچه که بیدادگران در کشورهای بیگانه عمل میکنند اِعمال میکند. {چنانکه} جنگ استالین علیه اوکراین از هجوم و اشغال خونین و وحشتناک آلمان نازی به مراتب شدیدتر بود.
✍🏼 هانا آرنت
📚 خاستگاههای توتالیتاریسم▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
⚜ممالک محروسهٔ ایران⚜️
ضعف دولت در خیلی از مواقع چیز بدی نیست چرا که اجازه میدهد جامعه سیر طبیعی خود را حفظ کند. فلذا دولتی که جباریت کمتری دارد بهتر است اما یک تصور مدرنی وجود دارد که میگوید دولت همیشه باید قوی باشد چرا که دولت رفاه است و باید افراد را تأمین کند و به فکر دوره بازنشستگی آنها باشد. دولت رفاه پدیدهای است که از دهه ۱۹۴۰ به این سو رواج پیدا کرده و تا قبل از آن دولت اینگونه نبود و نهایت کاری که انجام میداد حفظ ثغور بود. بنابراین ممالک محروسه نیز فکر بدی نبود چرا که برای ولایات و اجتماعات محلی ایران احترام قائل میشد، آنها میتوانستند اقوام مختلف داشته، و هر کدام در جایگاه خاص خود باشند.
عباس امانت
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚜️محافظهکاری فرهنگی⚜️
هانس هرمان هوپه میگوید: «نسبت به لیبرترینی [آزادی خواهی] که دغدغهاش بی بندوباری جنسی، مصرف مواد مخدر و همجنسگرایی است حسّ انزجار دارم.» هوپه معتقد است که در یک جامعهی آزاد، نظم و قراردادهای خصوصی تنها در صورتی پایدار میمانند که فرهنگ عمومی
مبتنی بر ارزشهای نیک سنتی، خانواده، دیسیپلین و حتى طرد اجتماعی افراد نابهنجار باشد. ازاینرو محافظهکاری فرهنگی از نهادهای آزادیسازْ محافظت میکند. نهادهایی مانند: خانوادهی سنتی، مالکیّت خصوصی، قراردادهای پایدار و دین یا اخلاق عمومیْ که نقش مهمی در شکلگیری نظم داوطلبانه دارند. اگر این نهادها فروبپاشند جامعه مجبور به دخالت بیشتر دولت میشود که خود ضد آزادی است. باری در دیدگاه محافظهکارانهْ آزادی جنسی بیحد، مصرفگرایی افراطی، مواد مخدر، موجب تضعیف خانواده و دینْ و باعث فساد، اعتیاد، فقر اخلاقی و از بین رفتن سرمایهی اجتماعی میشود. در این شرایط مردم خود خواهان کنترل بیشتر دولت خواهند شد؛ مثل تصویب قوانینی برای مواد مخدر، دوربینهای محافظتی بیشتر و حمایت دولتی برای بچههای بیسرپرست.
آرش مهندسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
«نسبت به لیبرترینی[ازادی خواهی] که دغدغه اش بی بند و باری جنسی،مصرف مواد مخدر و همجنسگرایی است حسِ انزجار دارم. یک لیبرترین باید از لحاظ فرهنگی محافظهکار باشد.»
«هانس هرمان هوپ»
@Iranian_Neocon
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۱۰)؛
🔹به منظور حذف میرزای شیرازی بزرگ خصوصاً در جریان مشروطه و سیطره بر عراق، سلطان عبدالحمید با جمالالدین اسدآبادی که قریب چند سال مهمان عبدالحمید در استانبول بود مشورت کرد و مقرّر شد مرید و مجذوب جمالالدین افغانی در لباس طلبگی به عتبات رفته و به عنوان پزشک و طلبه به مجالس درس میرزای بزرگ نفوذ کند و با دفع کسالتهای جزئی طلّاب، اعتماد آنان را به پزشک بودن خود جلب نموده و بعداً با اصرار طلّاب به منظور دفع و رفع کسالت پیش آمده برای میرزای بزرگ، با قرصهایی وی را مسموم و مقتول نماید و شتابزده از سامرّا خارج شود.
🔹این پزشکنما، میرزا رضا کرمانی؛ قاتل ناصرالدین شاه بود.
/channel/ReligiousSchool
با دف و نی، دوش آن مرد عرب،
وه! چه خوش میگفت، از روی طرب،
ایهاالقوم الذی فیالمدرسه،
کلکم حصلتموها وسوسه،
ذکر کم ان کان فی غیر الحبیب،
مالکم فیالنشاة الاخری نصیب،
فاغسلوا یا قوم عن لوح الفؤاد،
کل علم لیس ینجی فیالمعاد،
ساقیا! یک جرعه از روی کرم،
بر بهائی ریز، از جام قدم،
تا کند شق، پرده ی پندار را،
هم به چشم یار بیند یار را.
📚مثنوی نان و حلوا، بخش ۵
🕌 یادروز شیخ بهایی و زیبایی خانهٔ تاریخیاش نمودی از مطابقت ذهن و دنیای عین است.
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود و جور و اذیّت آغاز کرده. تا به جایی که خلق از مَکایدِ فعلش به جهان برفتند و از کُرْبَتِ جورش راهِ غربت گرفتند. چون رعیّت کم شد، ارتفاعِ ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که فریادرسِ روز مصیبت خواهد
گو در ایّامِ سلامت به جوانمردی کوش
بندهٔ حلقهبهگوش اَر ننوازی بِرَوَد
لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقهبهگوش
باری، به مجلس او در، کتاب شاهنامه همیخواندند در زوالِ مملکتِ ضحّاک و عهدِ فریدون. وزیر ملک را پرسید: هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه بر او مملکت مقرر شد؟ گفت: آن چنان که شنیدی خلقی بر او به تعصّب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت. گفت: ای مَلِک! چو گرد آمدن خلقی موجبِ پادشاهیست تو مَر خلق را پریشان برای چه میکنی؟ مگر سرِ پادشاهی کردن نداری؟
همان به که لشکر بهجان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
ملک گفت: موجب گرد آمدن سپاه و رعیّت چه باشد؟ گفت: پادشه را کَرَم باید تا بر او گرد آیند و رحمت، تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست.
نکند جورپیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی
پادشاهی که طرحِ ظلم افکند
پایِ دیوارِ مُلکِ خویش بکنْد
ملک را پندِ وزیرِ ناصح، موافقِ طبعِ مخالف نیامد؛ روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنیعمّ ِ سلطان به منازعت خاستند و مُلک پدر خواستند، قومی که از دستِ تطاولِ او بهجان آمده بودند و پریشان شده، بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا مُلک از تصرّفِ این به در رفت و بر آنان مقرّر شد.
پادشاهی کاو روا دارد ستم بر زیردست
دوستدارش روزِ سختی دشمن زورآورست
با رعیّت صلح کن وز جنگِ خصمْ ایمن نشین
زان که شاهنشاهِ عادل را رعیّت لشکرست
🕌 یادروز سعدی شیرین سخن فرخنده باد🌱
در شگفتم از کسانی که گمان می کنند بدون سلطنت و بدون اعتقادات مذهبی عمیق و گسترده می توان به دولت حداقلی و آزادی حداکثری رسید. اگر فکر می کنید ترجمه دو کتاب هایک و اظهارات دو تا تکنوکرات و دو تا مدرک دانشگاهی و دو تا بحث روزنامه ای شما را به اقتصاد آزاد می رساند ، یا جوان هستید یا دانشگاهی و در هر حال متوهم و خام.
البته اندکی اصلاح در وضع قاراشمیش جاری از عهده سوسیالیست ها هم ساخته است و هنری لازم ندارد. اما رها کردن افسانه ۱۵۰ ساله دولت در کشور ما به دو عنصر سلطنت و مذهب احتیاج دارد. سند؟ تاریخ ایران و جهان.
پی نوشت: البته نهاد های سنتی شرط لازم اند نه کافی.
پی نوشت دوم: برای تحقق این امر و زنده کردن سنن پایمال شده به چه احتیاج داریم ؟
چرا «کالاهای عمومی» مداخله دولت را توجیه نمیکند؟
این مقاله به نظریه کالاهای عمومی که یکی از دلایل اصلی اقتصادی برای توجیه وجود دولت است انتقاد وارد میکند. طبق این نظریه، دولت باید برخی کالاها مانند فانوس دریایی یا امنیت عمومی را فراهم کند، چون بازار آزاد به دلیل «معضل مفتسواری» (استفادهی بدون پرداخت) آنها را به اندازه کافی تولید نمیکند.
نویسنده این دیدگاه را به چالش میکشد و میگوید:
مرز مشخصی بین کالای عمومی و خصوصی وجود ندارد، بسیاری از کالاهای عمومی توسط بخش خصوصی تولید میشوند (مثلا موسیقی خیابانی) و بسیاری از کالاهای دولتی، اصلا کالای عمومی نیستند.
مفاهیمی مثل رقابت در مصرف یا امکان حذف دیگران از مصرف، کاملا نسبی و وابسته به شرایط هستند.
از اینکه بازار چیزی را به اندازه دلخواه تولید نمیکند نمیتوان نتیجه گرفت که دولت باید آن را تولید کند. برای این ادعا، نیاز به مبنای اخلاقی وجود دارد که معمولا ارائه نمیشود.
تولید دولتی باعث کاهش تولید خصوصی میشود، چون مالیات و تورم، وقت و منابع مردم را کم میکند و توان آنها را برای کمک داوطلبانه کاهش میدهد.
گاهی دولت مانع تولید کالاهای عمومی توسط مردم میشود، مثلا از طریق قوانین، محدودیتها یا کاهش انگیزه برای مشارکت مردمی.
مثالهایی از کالاهای عمومی تولیدشده توسط مردم: گشت محله، کمک به نیازمندان، یا اعتراضات برای آزادی همه بدون دخالت دولت میتوانند شکل بگیرند و موفق باشند.
بنابراین صرف اینکه چیزی کالای عمومی محسوب شود، به این معنا نیست که «فقط دولت میتواند و باید» آن را فراهم کند. در واقع، دولت ممکن است مانع راهحلهای بهتر و همینطور خصوصی شود.
ترجمه:
«buy.r»
✍️نکتهای چند و نگاهی دیگر (۲۴۶)؛
🔹چنانکه اکثریّت قریب به اتّفاق علماء و فقهاء عارف سنّتی نجف و عتباتی سامرّائی طبق احادیث متعدّد صحیح السند، سنّت و سیرهٔ معصومین (ع) و تحلیلهای خود بدان رسیده بودند و اوضاع عصر و مصر کنونی را در آئینهٔ پیشبینیهای خود میدیدند و به همین دلیل با به عرصهٔ قدرت امرایی رسیدن نهاد روحانیّت مخالفت میورزیدند و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار میدادند، گویی دست زمین و زمان، قدرت اُمراییای را به عنوان مِحَک تجربه، برای سنجش عیار به روحانیان قدرت اُمراییدوست داد، تا حجّت بر مستقدمین و مستأخرین معلوم گردد که اینان نیز چیزی در چنته نداشتند؛ جز هیاهوها، فرافکنیها، منیّتها، تفرعنها، … و آتش عقدههای ناشی از حسّ کمبود، حسادت و حقارت در برابر ارزشها و استعدادهای ذاتی اربابان، بزرگزادگان، اشراف و نجبائی که برای پول و پست و مقام و ثروت و قدرت، تن به ذلّت و جنایتی نمیدادند.
🔹گر چه توده و روشنفکران انساننما، راه حلّ فرو نشاندن شعلههای آتش حقارت و کمبود خود را در ترویج و تبلیغ شعارهایی با محتوای تقدّم برابری، آزادی، اخلاق، دین، … بر مالکیّت شخصی و انتقال ثروت و قدرت به خود، چه در ساختار حکومت پیشین و چه در ساختار کنونی دانستند و بر اساس غصب و تصرّفات عُدوانی و مصادرهها به کار گرفتند، امّا اکنون وضع زندگی توده و روشنفکران بزرگکُشِ شرفزدایِ کرایهای مزدورپرور، سالهاست که از مشروطهٔ ملعونه تا کنون جز به مُردگیِ کُلنی، ولگردی، هرزگی، دینفروشی، سِفلهگی، نوکیسهگی، مصرفگرایی، فانتزی و هُرّیمنشی، … ای روزافزون که حتّی اطلاق عنوان حیات حیوانی بر آن ظلم به حیوان و جنگل است، نیانجامیده است.
🔹منشاء اصلی پوچگرایی و معناباختگیای که اگزیستانسیالیسم در پی ارائهٔ راهکاری برای برون رفت و نجات از آن بود و هر چند نه تنها ره به جایی نبرد؛ بلکه جهان معناباخته را، معناباختهتر نمود را باید در سوسیالیسمی جُست که کلید آن را لیبرالیسم زد.
🌹و آخِرُ دعوٰنا أن الحمد لله رب العالمین
#مصطفی_مطهری
/channel/ReligiousSchool
⚜️اقتصاد و دولت ایران در عصر قاجار و پهلوی⚜️
گفتگوی تفصیلی با دکتر موسی غنینژاد
سهیل مختاری: در تحلیل تاریخ اقتصادی قرن نوزدهم و بیستمِ ایران رویکرد غالبْ مبتنی بر تئوریهای ماتریالیستی و دولتگرایانه بوده است. اروپاییگراییِ برآمده از روشنگری، پیجویی نظریات مارکسیستی در رابطه با تولید آسیایی و حتی ایدههای مستشرقین در بـاب استبداد شرقی نقل هر تحلیل و مقاله و محفلی بوده است. اما تا به امروز کسی از زاویهٔ لیبرالی و نگاهی بازار آزادی به عهد قاجار و پهلوی نپرداخته و تاریخ معاصر ایران را از ایـــن جهت مورد مداقه و بررسی قرار نداده است بیدلیل نیست که بیتوجهی به مضامین واقعی تاریخ ایران و به تبع آن جلوداری رویکردهای ماتریالیستی که همه چیز را بـه امـور اقتصادی تقلیل داده و اهمیت تحول در فکر و اندیشه را نادیده میگیرند در تحلیل تاریخ معاصر موج میزند. ازاینرو به سراغ دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان برجستهٔ ایرانی رفتیم تا تحلیل ایشان از اقتصاد و دولت ایران در عهد قاجار و پهلوی را جویا شویم.
📜 اقتصاد و دولت ایران در عصر قاجار و پهلوی▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
تفاوت بین سریال امام علی و معاویه آن قدر نیست!
اگر هدف اصلی اسلام را خلافت و حکومت مسلمین واجرای چهار تا احکام شرعی بدانیم، معاویه ملعون در این امر خیلی موفق بود! خلافت را تثبیت کرد و قلمرو اسلامی را در شمال آفریقا گسترش داد و برای همین سلفیها و اخوانیها خیلی احترامش را دارند. تازه ظاهر نماز وروزه را هم حفظ و ترویج کرد، بر خلاف جمهوری اسلامی که گفت اسلام یعنی حکومت و حجاب. حالا این وسط، شیعه احمق عنقلابی-اخوانی چه میخواهد بگوید؟ بگوید که مثلا حکومت معاویه اسلامی کامل نبود؟ چرا؟ احکام حجاب و شراب رعایت نمیشد؟ بازی با کلمات نداشت؟ نوعی از ایدهآلیسم نداشت؟ معمولا در این جا عنقلابی میگوید حضرت علی ع عادل بود و مثلا در مورد بیتالمال وسواس داشت. خوب این امر در خارج از محدوده ایمان و عصمت معنای خود را از دست میدهد و تبدیل به ملاکی مادی و ظاهری میشود که به خودی خود آنقدر عمق ندارد.
تمرکز شیعه سنتی بر حکومت و دنیا نبود. بحث جانشینی رسول و ولایت حق و تکمیل دین و هدایت معنوی بشر و نجات او بود. عدل علی برای آنها جلوه معصومیت بود نه این که به ذات عددی خود اهمیتی داشته باشد. عمر ابنعبدالعزیز هم عادل بود، ولی برای شیعهها امام تلقی نشد! نور ولایت منحصر به ائمه اطهار بود.
اما شیعه عنقلابی مذهب شیعه را تهی ساخت که تعجبی ندارد. چون امامین عنقلاب و امثالهم کاملا و آشکارا مقلد و مرید اخوانیها بودند. الان هم سید قطب و مودودی و جمالالدین اسدآبادی و غیره از مقدسین جمهوری به شمار میروند. در عمل هم که دیدهاید از روی رودربایستی خود را شیعه اعلام میکنند، وگرنه تماما در خدمت اهداف اخوانی سوسیالیستی هستند. البته برند شترگاوپلنگی خودشان را دارند.
عنقلابی و هزبالهی فقط شیعه را نابود نکرد، بلکه به کل اسلام لطمه زد. اولاً با پشتیبانی از اخوانیون فتنهگر و عقلستیز و نابودگر، نفرت جامعه عربی را برانگیخت. ثانیاً با تحریک اهل سنت و خود را دلقکوار در وسط معرکه اهل سنت انداختن، هیزم به آتش سلفیها ریخت. نوابغ فکر کردند با دوتا شعار و تعارف میشود تفرقه هزار ساله را حل کرد؛ فقط قبلا به ذهن کسی نرسیده بود!
سریال امام علی و امام حسن توجیه حکومت سوسیالیستی ایران بود و سریال معاویه توجیه حکومت سلفیها و سعودیها، توسط کارگردانی فلسطینی. گفته شد که فلسطینیها ناصبی زیاد دارند. در آن مکتب امام حسین هم به عنوان یک فتنهگر و مزاحم حکومت تلقی میشود: اسلام یعنی خلافت. هدف زندگی یعنی تبعیت از حکومت با ظاهر عربی و پیروزی بر غرب و صلیبیها و کفار! یک ظواهری هم وجود دارد که مسلما در دنیای اهل سنت بهتر و منظمتر رعایت میشود. !
به هرحال هیچیک از این سریالهای دینی با نیت درست و پول حلال و افراد مومن درست نمیشود. البته فیلم «محمد رسولالله» مصطفی عقاد با نیت سالمتری ساخته شده بود و بیادعاتر و قابل تحملتر و بیریا بود. خدابیامرز آنتونی کویین هم به فیلم وزنه هنری داد. ولی کلا تجسیم و فیلمسازی مذهبی ضربهای به دین است. حتی یک صحنهاش و یا حتی یک دیالوگ جانبی و فضاسازی هم بر تصویر ذهنی شما تاثیر دارد و مباح نیست.
🌿 وَ قَدْ رُوِيَ عَنِ اَلنَّبِيِّ: أَنَّهُ قَالَ لِعَلِيٍّ سَبْعَةَ عَشَرَ اِسْماً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَخْبِرْنَا مَا هِيَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ اِسْمُهُ عِنْدَ اَلْعَرَبِ عَلِيٌّ وَ عِنْدَ أُمِّهِ حَيْدَرَةُ وَ فِي اَلتَّوْرَاةِ إِلْيَا وَ فِي اَلْإِنْجِيلِ بريا وَ فِي اَلزَّبُورِ قريا وَ عِنْدَ اَلرُّومِ بظرسيا وَ عِنْدَ اَلْفُرْسِ نَيْرُوزُ وَ عِنْدَ اَلْعَجَمِ شميا وَ عِنْدَ اَلدَّيْلَمِ فريقيا وَ عِنْدَ الكرور شيعيا وَ عِنْدَ اَلزِّنْجِ حيم وَ عِنْدَ اَلْحَبَشَةِ تَبِيرُ وَ عِنْدَ اَلتُّرْكِ حميرا وَ عِنْدَ اَلْأَرْمَنِ كِرْكِرُ وَ عِنْدَ اَلْمُؤْمِنِينَ اَلسَّحَابُ وَ عِنْدَ اَلْكَافِرِينَ اَلْمَوْتُ اَلْأَحْمَرُ وَ عِنْدَ اَلْمُسْلِمِينَ وَعْدٌ وَ عِنْدَ اَلْمُنَافِقِينَ وَعِيدٌ وَ عِنْدِي طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ وَ هُوَ جَنْبُ اَللَّهِ وَ نَفْسُ اَللَّهِ وَ يَمِينُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَوْلُهُ وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ وَ قَوْلُهُ بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ.
🌱 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: برای عَلِي هفده نام است.
اسم او نزد عَرَب، عَلِيّ است و نزد مادرش: حَيْدَر، در تورات: ایلیا و در انجيل: بريا، در زبور: قريا و نزد رومیان: پطرسيا
و نزد پارس: نوروز است؛
وَ نزد [سایر] عَجَم: شميا و نزد ديْلَم: فريقيا و نزد كرور: شيعيا و نزد زنگیان: حيم و نزد حَبَشَیان: تَبِير و نزد ترك: حميرا و نزد اَرْمَن: كِرْكِر وَ نزد مؤمِنِين: سحاب وَ نزد کفار: مرگ سرخ و نزد مسْلِمِين: وَعْد وَ نزد مُنَافِقِين: وَعِيد است و نزد من: طَاهِر مُطَهَّر است. او جَنْبُ اَللَّهِ [از جانب خداوند] وَ نَفْسُ اَللَّهِ وَ دست خداوند است و او قول خداست که فرمود: وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ و قولش که فرمود: بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ.
الفضائل لإبن شاذان. پوشینه ی نخست، باب وَ فِي ذِكْرِ اَللَّوْحِ اَلْمَحْفُوظِ اَلَّذِي نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا يَنْفَعُ لِلْمُسْتَبْصِرِينَ، برگه۱۷۵
مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
🪻تقارن شب قدر و نوروز در کلام سعدی