223
"سمفونی زندگی" نام مجموعه کلاس های آموزش خانواده است با تدریس زهرا رستمی. پاسخگویی برای برگزاری دوره ها: 09035245030 ادمین: @lifesymphony_admin وقت مشاوره: یکشنبه ها در کلینیک روشنا (02122592636)
نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک ۴-۵ سالهش میآید.
امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه...
پاورچین، بیصدا، کاملا فضول! رفتم پشت چشمیِ در.
بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله.
بچه گفت: بعد از اینجا کجا میریم...
مامان: امروز دیگه هیچجا. شنبهها روز خالهبازیه...
کمی بعد بچه میپرسد: فردا کجا میریم؟
مامان با ذوق جواب میدهد: فردا صبح میریم اونجا که یه بار من رو پلههاش سُر خوردم...
بچه از خنده ریسه میرود.
مامان میگوید: دیدی یهو ولو شدم؟
بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا...
مامان همانطور که تی میکشد و نفسنفس میزند میگوید: خب من قویام.
بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی...
مامان میگوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست.
نمیدانم ساختمان بستنی چیست. ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوبشور هم حرف میزنند.
بعد بچه یک مورچه پیدا میکند... دوتایی مورچه را هدایت میکنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راهپله پیادهاش میکنند که "بره پیش بچههاش... بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم"
.
نظافت طبقه ما تمام میشود...
دست هم راه میگیرند و همینطور که میروند طبقه پایین درباره آندفعه حرف میزنند که توی آسانسور ساختمان بادامزمینی گیر افتاده بودند.
.
مزهی این مادرانگی کامم را شیرین میکند.
مادرانگیای که به زاییدن و سیر کردن و پوشاندن خلاصه نشده. مادر بودنی که مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست.
.
ساختن دنیای زیبا وسط زشتیها از مادر، مادر میسازد.
نوشته #لیلا_نیکخواه (روان درمانگر کودک)
❤️
🌱
@lifesymphony
🔷 جدیدترین تعریف سواد و نقش آن در تغییر معنادار زندگی انسانها
به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
🔸اولین تعریف
*توانایی خواندن و نوشتن،* اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
🔸دومین تعریف
*اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی،*
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
🔸سومین تعریف
*اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:*
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد رسانهای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زییست.
10- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
🔸چهارمین و جدیدترین تعریف
*علم با عمل معنا میشود.*
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
*چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟*
هر یک از شهروندان باید با دغدغه بسیار به پاسخ این پرسش بیندیشند.
(ماخذ: نوشتار دکتر رضا اسلامی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی)
https://www.instagram.com/tv/B_kAj0zHsYQ/?igshid=qq1klcuhkp00
Читать полностью…
📌مدیریت توجه
چند بارشده میخواهید با WhatsApp یک پیام برای دوستتان بفرستید. به خود میگویید حواسم بهوقت گذرانی در فضای مجازی هست. این پیام را میفرستم و سریع به کارهایم میرسم. گوشی را برمیدارید. تا میخواهید پیام را بفرستید متوجه میشوید چند پیام دیگر از دیگران هم دارید، به آنها پاسخ میدهید و از روی عادت، آیکون Instagram را لمس میکنید.
مدتی سریع استوری های جدید را چک میکنید و در این فاصله تلگرام را باز میکنید چند کانالی که عضو هستید مطالب جدیدی ارسال کردهاند، گروههای فامیلی چند ویدئو طنز به اشتراک گذاشتهاید. تند تند چک میکنید و ناگهان میبینید خسته شدهاید، میروید که چایی برای خود بریزید و یکباره درمییابید اصلاً فراموش کردهاید، پیامی به دوستتان که هدف اصلی این داستان بوده بفرستید.
ما آدمهای عصر دیجیتال، با مسئولیت جدیدی در زندگی مواجه شدهایم به نام مدیریت توجه. یک نگاهی به زندگی آدمهای عصر کشاورزی بیندازیم:
صبح بیدار میشدند و بیلشان را برمیداشتند و میرفتند سرزمین
توجهشان نیاز به مدیریت نداشت
دو هزارتا کانال تلگرامی نداشتند
سه هزارتا فالووینگ نداشتند (کنایه به خودم)
وقتی میخواستند به کسی پیامی دهند یکباره نمیدیدند که یک ساعت الکی از واتس اپ به تلگرام و از تلگرام به اینستاگرام در رفتوآمد بودهاند.
هرروز از روده گرگ بیابانی تا کیفیت آخرین پودر لباسشویی موجود در بازار به مغزشان اطلاعات نمیدادند.
بله ما مشکل جدیدی داریم به نام توجه.
میگویند اولین مرحله در تغییر هر چیزی آگاهی نسبت به آن است. آیا ما
آگاهیم؟
تا این لحظه، چند هزار دقیقه از عمر خودمان را صرف دیدن میز غذا و سفرهی دوستان و آشنایانمان شده است؟
اینکه واقعاً چطور میشود مدیر خودمان باشیم و حواسمان به اتلاف زندگیمان پای تماشای سفرههای دیگران باشد سؤالی است که از خود می پرسم.
#جامعه_شناسی
لینک ورود به کانال👇
@gildaborojerdi
"حال و هوای ماهی دل"
نوشته زهرا رستمی(@zrostami)
چندسال پیش که آکواریوم داشتیم، یه بار که حدود دو هفته رفتیم سفر، کلید خونه را داده بودیم به یکی از دوستان که هر چند روز یکبار بیاد به گلها آب بده و به ماهی ها خوراک.
وقتی برگشتیم گلها حسابی سر حال بودن ولی آب آکواریوم بسیااار کم شده بود، طوری که ماهی ها به سختی فضایی برای خودشون پیدا می کردند بین سنگ ها و صدف ها و آب هم شدیدا کثیف و ماهی ها کسل.
اولین کاری که کردیم سریع آب ماهی هارو عوض کردیم و پر.
از اون موقع شدیدا حواسم هست که آب آکواریوم وجودم سطحش نیاد پایین تا ماهی وجودم بی حال و کسل و غرغرو بشه.
این روزها که در خانه مانی اجباری هستیم، خیلی بیشتر از همیشه باید مراقب سطح انرژی مون باشیم وگرنه میشیم اون ماهی عصبانی و کسل.
من خیلی سعی می کنم برای بالا رفتن سطح انرژی م برنامه داشته باشم:
کتاب های خوب می خونم؛ فایل های صوتی سخنرانی های اساتیدم را گوش میدم؛ فیلم های خوب دانلود می کنم و نقد و بررسی هاشو دنبال می کنم؛ انیمیشن های عالی می بینم؛ تمرین های نرمش مناسب در خانه و رقص و یوگای خنده پیدا می کنم از اینترنت و انجام میدم؛ کیک ها و غذاهای خلاقانه و باحال درست می کنم. با دوستان و خانواده چندتایی جمع میشیم در واتس اپ و تماس تصویری میگیریم و کلی می خندیم؛ بعضی کمدها یا کشوهای را که سالها بود می خواستم مرتب و پاکسازی کنم ولی همیشه به بعد موکول میکردم، نظم میدم؛ آرایش می کنم و لباس های رنگی می پوشم و عکس های خنده دار میندازم از خودم و جناب همسر. آهنگ های مورد علاقه م را دائم پخش می کنم؛ با بچه های باشگاه نوجوانی گپ و گفت می کنم و براشون کلاس آنلاین میگذارم؛ ایده هامو برای کلاس های جدید یادداشت می کنم و میرم در اون حوزه محتواهای مختلف را زیر و رو میکنم.
و از همه مهمتر در عین اینکه همه نکات بهداشتی مرتبط با کرونا را رعایت می کنم، ولی به هییییچ عنوان اخبار و آمار و تحلیل های این روزهای داخلی و خارجی را دنبال نمی کنم و سرمو به کارهایی گرم می کنم که آب آکواریومم پر بشه و تصفیه، نه خالی یا آلوده!
به نظرم وقتی سطح انرژی آدم پایین بیاد (حالا به هر طریقی) حاصلش میشه فقط دیدن نازیبایی ها، خشم، دعوا و عصبانیت ولی وقتی حال دلت خوب باشه و اصطلاحا سطح انرژیت بالا باشه، با اینکه همچنان سنگ ها و شن ها هستند، اما کف آکواریوم هستند و به چشم نمیان.
من که در حال حاضر برای سنگ ها و شن ها نمی تونم کاری کنم، پس برای ماهی دلم نباید بی خیال بشم. مگه نه؟
❤️
🌱
@lifesymphony
فصل چهارم کتابباز-برنامه هجدهم با مجتبی شکوری- امید بدون خوشبینی- S4E18
Читать полностью…
"دروازه های شهر من"
نوشته زهرا رستمی
چند وقت پیش داشتم داستان سیاوش را می خوندم در شاهنامه و اون قسمت ساخت سیاوش گرد (شهر سیاوش) و فکر می کردم به اینکه چطوری میشه اونو به صورت قصه امروزی برای بچه ها بازگو کرد. فکر کردم که سیاوش خیلی حواسش بود به ورودی های شهرش و همه جوره تلاش میکرد شهری بسازه برای خودش که حسابی حال دل خودش و کسانی که ساکنش هستن خوب باشه اونجا.
بعدش به این فکر افتادم که ما آدم ها هم در واقع همه مون یک شهر داریم. این شهر ما وجود ماست. دروازه هاش هم پنج تا حس ماست. اینکه چی می خوریم، چی میبینیم، چی میشنویم و در مجموع اینکه در معرض چه چیزهایی قرار میگیریم، همه اینها خوراکی هستند برای جسم و جان ما.
جسم و جان من یعنی شهر وجودی من! آیا حواسمون هست چی داریم به خوردش میدیم.
با بچه های نوجوان خیلی درباره این خوراک های ذهنی صحبت می کنیم: اینکه تجربه های من از صبح تا شب دارن منو میسازن: اینکه چه فیلم ها و سریالهایی میبینم، چه آهنگ هایی گوش میدم، چه پیج ها و کانال هایی را دنبال می کنم. اینا همه دارن خوراک میدن به ذهن و روان من.
همونطوری که هر چیزی را همینطوری نمی خوریم و بررسی می کنیم که محتواش چیه، در مورد خوراک های ذهنی هم باید دقت کنیم که چه ورودی ای داریم به ذهنمون میدیم. این به نظرم همون رفتار مسئولانه است، مسئولیت من در برابر شهر وجودیم.
نگاه انتخاب گرانه داشتن در ساخت شهرم.
من باید انتخاب کنم و فعال باشم در برابر هر چیزی. نه اینکه رها کنم خودمو و بگذارم اطرافیان هر جور که میخوان به من خوراک بدن و شهر منو بسازن.
ما داریم با تجربه هامون شهرمون را میسازیم. خودمون باید معمار و سازنده این شهر باشیم و نه هیچکس دیگه.
بنظرم هرکس این نوشته رو بخونه قطعا میگه بله بله من دوست دارم خودم شهرمو بسازم ولی چرا در عمل این اتفاق نمی افته و ما ساخت شهرمون را سپردیم به یکسری بساز بفروش که فقط فکر سود خودشون هستند؟
بنظرم یکی از دلایلش داشتن نگاه منفعلانه است و درواقع نگاه عامل نداشتن. چون انتخاب گری سخته و وقت گیر و آدم ها ترجیح میدن خوراک آماده بخورن تا اینکه فکر کنند، تحقیق کنند و خودشون خوراک مناسب را پیدا کنند و یا بسازند. مثلا اینکه بری درباره فیلم ها و سریال ها تحقیق کنی و بررسی و بعد دانلود کنی و بشینی ببینی خیلی سخت تره تا اینکه تلویزیون را روشن کنی و بشینی پای فیلم و سریالی که صدا و سیما و یا شبکه های مختلف ماهواره با توجه به رویکرد خودشون انتخاب کردن که برای ما پخش کنند.
دومین دلیلش بنظرم ناآگاهیه. خیلی وقت ها ما اصلا نمیدونیم که هر ورودی خوراک، چه خروجی ای داره و بازهم منفعلانه دهان روانمون بازه به روی هر چیزی.
شما فکر می کنید چه دلایلی هست پشت این رفتار منفعلانه و بی توجهی به سیاوشگردمون؟
اصلا شما هم تا حالا فکر کردید به سیاوش گرد خودتون؟ خوشحال میشم نظرتون رو مکتوب کنید اینجا: @zrostami
*پ. ن: گرد به کسر گ یعنی شهر
❤️
🌱
@lifesymphony
سلام دوستان عزیزم
یه کارگاه خیلی خوب و کاربردی👌 دارم برگزار میکنم با دوست و همکار عزیزم خانم گیلدا بروجردی و پیشنهاد میکنم اگر فرصت دارید شرکت کنید حتما
👇
سلام دوستان
دیروز یه لایو خیلی خوب با دوست و همکار نازنینم گیلدا بروجردی در اینستاگرام داشتم.
چندتن از عزیزان پیام دادن که نتونستن دنبال کنند و درخواست فایل صوتی یا تصویری شو داشتن.
میگذارم اینجا برای عزیزانی که دوست دارن دنبال کنن:
(اولی تصویری هست و دومی صوتی)
👇