223
"سمفونی زندگی" نام مجموعه کلاس های آموزش خانواده است با تدریس زهرا رستمی. پاسخگویی برای برگزاری دوره ها: 09035245030 ادمین: @lifesymphony_admin وقت مشاوره: یکشنبه ها در کلینیک روشنا (02122592636)
این متن رو دوبار بخوانید👇
✔️زمان مترجم کتابهاست
✍🏻سهند ایرانمهر
بعضی کتابها را نباید فقط یکبار خواند؛ باید زندگی را چهار قسمت کرد و در هر دورهای خواند تا فهمید چه معنایی میدهد، راستش اگر نمیخندید حتی معتقدم که بوها و رنگها هم در مقاطع مختلف زندگی حس متفاوتی با قبل دارند. میگویند معنای یک کتاب فقط روی کاغذ و در میان کلماتش نیست، در گفتوگوی آن با زندگی و تجربههای خود ما شکل میگیرد. به همین دلیل است که کتاب ثابت میماند، اما ما هر بار که به سراغش میرویم، دیگر آن آدم سابق نیستیم. هر دورهای از عمر، پرسشهای خودش را دارد و همین پرسشها هستند که تعیین میکنند ما از یک کتاب چه بفهمیم و چه چیزهایی را اصلاً نبینیم.
سال ۱۳۷۰، وقتی نوجوان بودم، «پیرمرد و دریا» را خواندم، این کتاب همینگوی و کتاب «مسالکالمحسنین» طالبوف که جزو ادبیات مشروطه است را امانت گرفتم و هردو عجیب جذاب. دوره عجیبی بود، واقعا چه تناسبی بین این دو کتاب بود؟ بهرحال، برای پس دادنشان به کتابخانه شهر هم یک هفته تاخیر داشتم و وقتی هم تحویل دادم چون اصولا کتاب مهم بود نه کتابخوان، کارت عضویتم را سوراخ کردند که یعنی «باطل شد».
امروز بعد از اینهمه سال، دوباره سراغش رفتهام. واقعاً آن روزها از این داستان چه فهمیده بودم؟ آیا فقط پیرمردی را میدیدم که با یک ماهی بزرگ میجنگد؟ مثلا از این جمله چه میفهمیدم:«از دردی که میکشید میدانست که نمرده است». اصلاً چطور میتوانستم معنای خستگی، تنهایی، امید و شکست را درک کنم، وقتی هنوز چیزی را در زندگی از دست نداده بودم؟ حالا حتی تصور آن نگاه نوجوانانه برایم سخت است و از سادگیاش لبخند به لبم میآید.
امروز، «پیرمرد و دریا» برای من قصهی شکست است؛ اما نه شکستی که نقطهی پایان باشد. درست همینجاست که همینگوی راهش را از تمام این حرفهای کلیشهای و کپسولهای موفقیت انگیزه تغییر میدهد. سانتیاگو در آخر داستان، ماهی را سالم به ساحل نمیآورد. آنچه به بندر میرسد، فقط اسکلت بزرگ شکار اوست.
اگر ملاک ما «نتیجه» باشد، او باخته است؛ روزها جان کنده، رنج کشیده و دستآخر چیزی برای فروختن ندارد. اما اگر ملاک را خود «انسان» بگذاریم، قصه چیز دیگری میگوید.
زندگی، برعکس مسابقههای ورزشی، همیشه به کسی که درست جنگیده پاداش نمیدهد. گاهی همهی محاسباتت درست است، تمام توانت را هم میگذاری، اما سهمت میشود اسکلت آرزویی که زمانی زنده بود و در دلت موج میزد. تلخی این واقعیت را خیلی از ما تازه بعد از چند دهه زندگی میفهمیم. در نوجوانی خیال میکنیم تلاش و پیروزی یک رابطهی مستقیم دارند؛ اما روزگار این توهم را آرامآرام از ما میگیرد.
با این حال، شاهکار همینگوی این نیست که بگوید شکست ناگزیر است؛ کار بزرگ او این است که مرزی روشن بین «شکست خوردن» و «شکستخورده بودن» میکشد. آدم ممکن است در نتیجه بازی را ببازد، اما اصالت و وقار خودش را نبازد. میتواند دستخالی به خانه برگردد، بدون اینکه از درون فرو ریخته باشد. سانتیاگو بر دریا پیروز نمیشود؛ او بر «تسلیم شدن» پیروز میشود و دروغترین چیزی که به آدمها میفروشند این است که موفقیت یعنی پیروز شدن.
شاید برای همین است که این رمان را باید در سنین مختلف خواند. نوجوان در آن هیجان شکار را میبیند؛ جوان، اراده و پشتکار را؛ اما کسی که چند بار در زندگی واقعی زمین خورده باشد، لایهی دیگری را کشف میکند شاید اینکه ارزش و شرف یک انسان را نمیشود همیشه با چرتکهی موفقیتهایش سنجید. گاهی ارزش یک زندگی در چیزهایی نیست که به دست آورده، در چیزهایی است که اجازه نداده از دست بروند؛ مثل وقتی که در سکوت سنگین خودت، با درونی کاملا آرام و به قول سهراب « وسیع و سر به زیر و سخت» خودت میدانی چطور به دریا زدهای و چطور به ساحل برگشتهای.
@sahandiranmehr
بعضی آدم ها فلشرند...
نوشته زهرا (سپیده) رستمی
چند شب پیش ماشینم خراب شد!
اول چراغ دینام روشن شد و بعد یکی یکی همه چراغ ها!
آروم زدم کنار اتوبان و فلشر را روشن کردم.
اما در عرض کمتر از یک دقیقه، کل برق ماشین قطع شد و دیگه فلشر هم کار نکرد.
ماشین ها با سرعت از کنارم رد میشدند بعضی هاشون بوووق میزدند و من «احساس نامرئی شدن» داشتم.
خیلی ترسیده بودم!
داخل ماشین نشستم و به همسرم و بعد امداد خودرو زنگ زدم
به پیشنهاد همسر رفتم از صندوق عقب ماشین مثلث شبرنگ را در بیارم. همینطور که سرم داخل صندوق بود صدایی گفت کمک نیاز دارید؟
با ترس از جام پریدم!
و آقایی را دیدم که با نیسانی زده بود کنار و اومده بودن کمک...
براشون توضیح دادم که به امداد و همسرم زنگ زدم و میان.
گفت من می مونم تا برسن.
رفت داخل ماشین خودش نشست، فلشر را روشن کرد و ۴۵ دقیقه نشست تا همسرم رسید.
دلم گرم شد با حضورش. کاری از دستش بر نیومد: نه ماشین را تعمیر کرد، نه دینام را عوض کرد، نه با امداد تماس گرفت!
فقط
کنار ما ماند.
بودنش دلگرمی بود برای من و مهرآفرین.
جناب همسر که رسید رفتیم دوتایی کلی ازش تشکر کردیم
و خداحافظی
چند روزه دارم فکر میکنم به نوع بودن اون آدم اون شب در کنار ما.
و بعد یاد آدمهایی افتادم و لحظاتی در زندگی خودم و بقیه
که نامرئی بودن را تجربه کردیم:
وقتی با سوگی مواجه میشی و تا مدت ها میری در غار تنهایی و حوصله هیچکس و هیچ چیزی را نداری؛
وقتی وارد فضای جدیدی میشی در مدرسه، محل کار یا مهمونی و معذبی و کمرنگ؛
وقتی بخاطر تعلقت به قوم خاصی و یا قشر اجتماعی خاصی، احساس نادیده شدن میکنی در شهرها و فضاهای پر زرق و برق...
دارم فکر میکنم وقتی برق ماشین رفت، فقط ماشین خاموش نشد.
فلشر هم خاموش شد.
یعنی حتی دیگر نمیتونستم به دنیا بگویم:
«آهااای من اینجا هستم.»
و فکر میکنم به آدم ها. آدمهایی که گاهی آنقدر خستهاند، آنقدر سوگ کشیدهاند، آنقدر فرسودهاند، که دیگر حتی نمیتوانند کمک بخواهند.
فلشر روانشان خاموش میشود.
و آنجاست که حضور یک نفر، گاهی از هزار راهحل ارزشمندتر است.
و آن مرد، کاری نکرد جز اینکه دوباره مرا مرئی کرد.
فلشر خودش را روشن کرد تا بگوید:
«من تو را میبینم.»
او کمک کرد من دیده شوم تا کمک برسد.
و فکر کردم به اینکه:
«بعضی آدمها چراغ نیستند؛ فلشرند...»
نه راه را برایت پیدا میکنند، نه ماشینت را درست میکنند! فقط تا رسیدن کمک، به دنیا اعلام میکنند:
«این آدم را ببینید.»
آن شب فهمیدم بعضی آدمها نمیآیند تا ماشینت را درست کنند.
فقط میآیند تا وقتی کمک برسد، احساس نکنی نامرئی شدهای...
❤️
🌱
@lifesymphony
«بدون واسطه»
نوشته زهرا (سپیده) رستمی
این روزها هرجا میری صحبت فوتبال است و جام جهانی. چند روز پیش بعد از باشگاه نوجوانی، چند تا از بچهها وایستادن به فوتبال بازی کردن
یکی از بچهها توپ را برداشت و راه افتاد سمت دروازه. در موقعیت گل بود. همه داد میزدند: «بزن! بزن!»
اما پاس داد.
دوستش هم پاس داد.
و باز یکی دیگه پاس داد.
آنقدر پاس دادند که توپ از دست رفت دیگه
نمیدانم چرا همان لحظه یاد بعضی از رابطههای آدمها افتادم.
رابطههایی که در آن همه پاس میدهند و هیچکس شوت نمیزند.
دختری که از مادرش میخواهد با معلمش حرف بزند.
پسری که از دوستش میخواهد پیامش را به رفیقش برساند.
همسری که حرف دلش را به خواهرش میگوید تا او منتقل کند.
کارمندی که گلایهاش را به همکارش میگوید تا شاید رئیس بشنود.
همه در حال پاس دادناند.
اما بعضی گلها را فقط خود آدم میتواند بزند.
بعضی دروازهها را فقط خود آدم باید دفاع کند.
یادم میآید هر وقت اسم واسطه میآید، ناخودآگاه یاد گرسیوز در شاهنامه میافتم.
همان کسی که پیام سیاوش را آنگونه که بود نرساند.
کمی از خودش اضافه کرد.
کمی از حرف سیاوش کم کرد.
و همین کافی بود تا سرنوشت یک انسان عوض شود.
واسطهها همیشه بد نیستند. اما یک مشکل دارند: آنها هیچوقت دقیقاً تو نیستند.
حرفت از فیلتر ذهنشان رد میشود.
از ترسهایشان.
از قضاوتهایشان.
از حسادتها یا دلسوزیهایشان.
و گاهی چیزی که به مقصد میرسد دیگر حرف تو نیست.
شاید یکی از نشانههای بزرگ شدن این باشد که یاد بگیری خودت وارد زمین شوی؛
خودت توپ را برداری؛
خودت تا نزدیکی دروازه بروی؛
و وقتی وقتش رسید، به جای یک پاس دیگر...
شوت بزنی! بدون واسطه!
❤️
🌱
@lifesymphony
معرفی کارگاه «من دیگه بزرگ شدم ۲»:
نوجوانان در سنین ۱۴ تا ۱۷ سالگی وارد مرحلهای از بلوغ میشوند که کنجکاویهایشان دربارهی مسائل جنسی عمیقتر و گاهی پیچیدهتر میشود. در این دوره، بسیاری از نوجوانان ممکن است با موضوعاتی مثل فیلمهای پورنو، سکسچت، فشار همسالان و روابط پرخطر روبهرو شوند.
این کارگاه فرصتی امن و علمی برای نوجوانان است تا بتوانند:
- پرسشهایشان را آزادانه و بدون قضاوت مطرح کنند.
- اطلاعات درست و علمی دربارهی بدن، رابطه و سلامت جنسی دریافت کنند.
- مهارت «نه گفتن»، انتخاب آگاهانه، و مراقبت از خود را یاد بگیرند.
- تفاوت بین کنجکاوی سالم و رفتار پرخطر را بشناسند.
این کارگاه در دو جلسهی تعاملی ویژه نوجوانان برگزار میشود و یک جلسهی جداگانهی ۹۰ دقیقهای برای والدین دارد.
🔹 پیام کلیدی برای والدین
اگر والدین سکوت کنند، فرزندشان پاسخ را از اینترنت یا دوستان میگیرد.
این کارگاه جایگزین والدین نیست، بلکه به آنها کمک میکند مسیر گفتوگو را باز کنند.
حضور در کارگاه یعنی هدیهی «اطلاعات درست» و «امنیت روانی» به فرزند.
زمان: پنجشنبه ۱ و ۸ آبان ماه
هماهنگی و ثبت نام:
09353245030
@Teenageclub_Admin
درود و مهر
«باشگاه کودکی» برگزار کننده کارگاه های روانشناختی کودک در «باغ کتاب تهران» از مربیان (برای تدریس) و دانشجویان (برای کارآموزی) دعوت به همکاری می نماید.
✅شرایط و الزامات کاری:
❇️عمومی:
دارای فن بیان قوی و فعال، با نشاط و خلاق و پویا
مسئولیت پذیر، منضبط و منظم
با حوصله و روحیه انتقاد پذیری
دارای روحیه کار جمعی و ارتباط با کودکان
❇️تخصصی:
تحصیلات مرتبط
سابقه و تجربه کار با کودکان
گذراندن دوره های مرتبط
آشنا بودن با کامپیوتر و مسلط به نرم افزارهای ساخت کلیپ، تایپ، فضای مجازی و تولید محتوا
✅واجدین شرایط جهت اعلام همکاری رزومه خود را به شماره زیر در پیام رسان تلگرام ارسال فرمایند.👇
☎️09035245030
لطفا تماس نگیرید، رزومه های تلفنی بررسی نمی گردد.
لطفا فقط در صورت داشتن شرایط ذکر شده رزومه ارسال نمایید.
درصورت تایید جهت هماهنگی و تعیین نوبت مصاحبه با شما تماس گرفته خواهد شد.
🟠🔵 کارگاه چیدمان کوله پشتی بزرگسالی با همکاری تِمیس و سمفونی زندگی
🌱 جوانی فصلی ارزشمند از زندگیست که به اندازه ی کافی توانمند شده ایم تا بتوانیم تصویری را که از زندگی مناسب و دلخواه خود در ذهن رسم کرده ایم، با تلاش و برنامه ریزی چیدمان کنیم تا تجربه ی زیسته ی مان شود.
( Big Picture_ Mind Mapping)
✳️ اما شاید به دلیل
✔️الگوهای ذهنی
✔️عادت ها
✔️ترس ها و
✔️پیچیدگی شرایط زندگی در این روزگار
نا امید و بی انگیزه باشیم یا حتی بارها تصمیم گرفته ایم اما
💪انرژی لازم برای اقدام را در خود نیافته ایم.
⏳ این عمر گرانبهای ماست که خیلی نامحسوس در روزمرگی های ما گم میشود...
🧩 🎲 🎼 🎯 و قطعا برای چیدمان یک راه و مسیر مناسب که تجربه ی زیسته ای سرشار از🍭 لذت و 🌱 رشد همراه داشته باشد؛ به صرف خواستن و توانستن، بدست نمی آید.
🟢 هر کاری راه و روش بهینه و استاندارد خود را دارد و اغلب نیاز است تا همراهانی مطمئن ما را پشتیبانی کنند.
🟠🦋 در دیدار رایگان آشنایی با کارگاه «چیدمان کوله پشتی بزرگسالی» می خواهیم بدانیم:
✅ چرا باید ارزش انرژی جوانی را بدانیم؟
✅ چطور با توجه به محدودیت هایمان، شرایط فردی و اجتماعی مان، تیپ شخصیتی مان، شرایط اقتصادی مان، علائق و استعدادهایمان.... یک تصویر درست و مناسب برای زندگی مان طراحی و چیدمان کنیم؟
✅ قرار است شناختی نسبی از ذهن و روان مان به عنوان دو بال مهم در پیشبرد لذت بخش و پرثمری از تجربیات زیسته مان داشته باشیم.
✅ با بازی های هدفمند درکی از طراحی و چیدمان مسیرمان کنیم.
✅ بدانیم همراهان و پشتیبانانمان در این چیدمان چه کسانی خواهند بود و با هم آشنا شویم.
✅ قرار است چه تکنیکها و روش هایی را برای چیدمان مسیرمان یاد بگیریم.
✅ پروژه ی خود را برای چیدمان کوله پشتی مان انتخاب و اعلام کنیم.
👇اطلاعات برگزاری دیدار «آشنایی» با کارگاه:
🎁 شهریه: رایگان
👩🔧🧑🔧 ویژه ی بزرگسالان ۱۸ سال به بالا
🍯 ظرفیت محدود
🏡 مکان: باغ کتاب
🗓 زمان: پنج شنبه ۱۹ مهر ماه
⏰ ساعت: ۱۷ تا ۲۰ بعدازظهر
☎️ برای گرفتن آگاهی بیشتر با شماره تلفن ۰۹۱۲۳۳۵۳۱۴۶ یا۰۹۳۵۳۲۴۵۰۳۰
تماس بگیرید.
زمان بندی کارگاه های 🍁🍂پاییز ۱۴۰۳🍂🍁
باشگاه کودکی
📍باغ کتاب تهران
⏰ پنجشنبه ها در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۳
🗓 زمان بندی: ۵ مهرماه تا ۲۹ آذر ماه (۱۲ هفته)
❤️ ظرفیت محدود
لطفا در صورت تمایل به همراهی، نام فرزند خود را به تلگرام و یا واتس اپ باشگاه کودکی اعلام فرمایید:
09035245030
@ChildhoodClub_Admin
درود و مهر
کارگاه «نوجوانی و عاشقی»
در دو دیدار:
۱. عشق چیست؟ چرا عاشق میشویم؟ هیجانات ناشی از عشق را چگونه مدیریت کنیم؟
۲. حریم چیست؟ چگونه از آن مراقبت کنیم؟
زمان: سه شنبه ۲۳ و ۳۰ امردادماه
ساعت ۱۵ تا ۱۸
مکان: ازگل
شهریه: ۸۴۰ هزار تومان
📛ظرفیت محدود📛
برای همراهی در این کارگاه به ما پیام دهید:
09035245030
@lifesymphony_admin
درود و مهر دوستان
ما میخواهیم امسال بالاخره برای باشگاه کودکی تولد بگیریم بعد از چند سال😍
داستان اینکه چرا تا حالا نشده بود جشن بگیریم را در استوری های باشگاه کودکی گفتیم:
https://www.instagram.com/stories/childhoodclub_lifesymphony/3392978614054503952?igsh=MTF4enE4Y3k1dDEwbg==
فقط اینو بگم که قرارمون پنجشنبه ۳۱ خرداد ساعت ۹ پای کوه دارآباد هست
میخواهیم بریم آب بازی و کلی خوش بگذرونیم😍🥳
حضور در این برنامه برای عموم آزاد و رایگان هست اما نیاز به ثبت نام هست☺️
اگر مایل به حضور و همراهی هستید، وارد این گروه شوید:
/channel/+Uy12JH8rJls3NDI0
حتما نام فرزند، شماره تماس و تعداد همراهان را با ذکر «مشتاق به حضور در تولد باشگاه کودکی» به ما در خصوصی اطلاع دهید:
@lifesymphony_admin
09035245030
امشب در پیج اینستاگرام باشگاه کودکی میزبان شما عزیزان برای این لایو هستیم:
childhoodclub_lifesymphony
زمان بندی کارگاه های 🌱 تابستان ۱۴۰۳🌱
باشگاه کودکی
📍باغ کتاب تهران
⏰ شنبه و دوشنبه در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۳
🗓 شروع از ۲ تیرماه تا ۲۹ امرداد ماه
❤️ ظرفیت محدود
لطفا در صورت تمایل به همراهی، نام فرزند خود را در تلگرام و یا واتس اپ سمفونی زندگی اعلام فرمایید.
09035245030
@lifesymphony_admin
✅برای اطلاع از جزئیات کارگاه ها و شنیدن صوت معرفی آن وارد پیج زیر شوید
/channel/lifesymphonyclubs
و یا با ما مرتبط شوید:
09035245030
@lifesymphony_admin
✅برای اطلاع از جزئیات کارگاه ها و شنیدن صوت معرفی آن وارد پیج زیر شوید
/channel/lifesymphonyclubs
و یا با ما مرتبط شوید:
09035245030
@lifesymphony_admin
🔸 زهرا رستمی
🟠 جهت مشاهده رزومه و فیلم های تمام مشاورین ، به سایت مرکز روشنا مراجعه فرمایید.
http://roshanacenter.com
🟡 در صورتیکه با بررسی و مطالعه رزومه ی مشاورین مرکز ، قادر به تشخیص انتخاب مشاور برای خود و یا بستگان خویش نبودید، می توانید با گرفتن وقت از اساتید تشخیص و ارجاع ( باکس تریاژ در سایت ) ، مشاور مورد نیاز خود در این مرکز را پیدا کنید.
🟧 مرکز خدمات مشاوره ی روان شناسی روشنا
آخرین کارگاه ❄️زمستان ۱۴۰۲❄️
عنوان کارگاه:
هفت سین زندگی
(سال جدیدت را در راستای ارزش های زندگیت بساز)
همراه با خوانش کتاب «در تکاپوی معنا»
مخاطب: بزرگسالان
تسهیلگران:
زهرا رستمی
حورا کامروا
⏰ شنبه ۲۶ اسفند ماه ساعت ۱۸ تا ۲۰
📍مکان:
آنلاین در فضای گوگل میت
💰شهریه: ۹۰ هزار تومان
❤️ لطفا در صورت تمایل به همراهی، اسم خود را در خصوصی تلگرام و یا واتس اپ سمفونی زندگی اعلام فرمایید.
09035245030
@lifesymphony_admin
/channel/lifesymphonyclubs
در مدح و ستایش یکپارچگی
این چیزی نیست که از اول اینطوری بهش نگاه کرده باشم؛ بیشتر نتیجهی یه سری تجربهست که کمکم زاویه دیدم رو تغییر داد.
چند وقتی بود داشتم به این فکر میکردم که چرا بعضی وقتها، با اینکه ظاهر زندگی اوکیه، آدم از درون یه جور خستگی یا آشفتگی حس میکنه
به نظرم یکی از دلیلهاش اینه که توی محیطهایی قرار میگیریم که هر کدوم ارزشهای متفاوتی دارن؛ ولی خودمون هنوز ارزشهای محوری زندگیمون رو شفاف نکردیم.
مثلا فرض کنید همزمان توی چند گروه دوستی هستید؛ یه گروه اهل ورزش و زندگی سالمه، یه گروه اهل پارتی و شببیداری، یه گروه هم بیشتر درگیر کار، پیشرفت و پول درآوردنه... هر کدوم از این جمعها فرهنگ خودشون رو دارن.
کمکم برای اینکه احساس تعلق داشته باشیم، ادبیاتشون رو یاد میگیریم، توی برنامههاشون شرکت میکنیم و بدون اینکه حواسمون باشه، یه بخشی از اون ارزشها هم وارد زندگی خودمون میشه.
به نظرم این اتفاق ذاتا بد نیست؛ مشکل از جایی شروع میشه که برای پذیرفته شدن، مدام نقش عوض کنیم و هر جمع، نسخهی متفاوتی از ما رو بسازه... اونجاست که کمکم احساس یکپارچگی از بین میره.
منظورم این نیست که باید فقط با آدمهای شبیه خودمون معاشرت کنیم؛ اتفاقا فکر میکنم میشه با آدمهای مختلف دوست بود، ازشون چیز یاد گرفت و همچنان خودت رو نگه داشت.
میتونی با آدمهایی که مشروب میخورن دوست باشی، بدون اینکه خودت مشروب بخوری؛
میتونی با آدمهای خیلی پولمحور معاشرت کنی، بدون اینکه کل ارزش زندگیت رو درآمد تعریف کنی؛
میتونی با ورزشکارها دوست باشی، بدون اینکه تبدیل به یه آدم کاملا ورزشی بشی...
به نظرم مسئله بیشتر از هر چیزی برمیگرده به شفاف بودن مرزهای شخصی.
یه نکتهی دیگه هم هست؛ بعضی سبکهای زندگی در عمل با هم اصطکاک دارن.
کسی که توی یه جمع شببیداز هست و خودش سحرخیزه و تا صبح بیداره، معمولا سختتر میتونه صبح زود بیدار بشه؛
کسی که تمام وقتش صرف کار میشه، ممکنه برای ورزش یا رابطههای عمیق وقت کمتری داشته باشه.
برای همین گاهی آدم دلش میخواد همهی این تجربهها رو همزمان داشته باشه، ولی زمان محدودتر از این حرفهاست؛ اینجاست که FOMO یا همون Fear of Missing Out پررنگ میشه... این حس که یه جای دیگه اتفاق بهتری داره میفته و من دارم از دستش میدم.
ولی هرچی تجربهی آدم بیشتر میشه، یه چیز دیگه هم کمکم پررنگ میشه؛ اینکه قرار نیست همهی تجربهها سهم من باشن.
شاید همینجا نقطهی شروع JOMO یا Joy of Missing Out باشه، اینکه به جای اضطراب از انتخاب نکردن، به انتخابهات برسی و ازشون رضایت داشته باشی؛ نه چون همهچیز رو تجربه کردی، بلکه چون پذیرفتی انتخاب یعنی همزمان یه سری چیزها رو کنار گذاشتن.
بعد از یه سری تجربهها و تغییرها، بیشتر به این رسیدم که عامل تعیینکننده فقط محیط نیست... خیلیها دقیقا توی شرایطی رشد کردن که حمایتشون نمیکرده، ولی مسیر خودشون رو ساختن.
ولی یه تفاوت مهم هست بین «ممکن بودن» و «آسون بودن»؛ آدم میتونه توی جمع سیگاریها سیگار نکشه، ولی سختتره؛ میتونه توی محیطی که همه تا ظهر میخوابن صبح زود بیدار بشه، ولی انرژی بیشتری میخواد.
برای همین فکر میکنم محیط سرنوشت آدم رو تعیین نمیکنه، ولی هزینهی انتخابها رو بالا و پایین میبره؛ شاید بشه گفت ارزشها و انگیزههای درونی جهت حرکت رو مشخص میکنن، ولی آدمها و محیط میزان اصطکاک مسیر رو.
و شاید یکپارچگی یعنی اینکه بتونی توی جمعهای مختلف حضور داشته باشی، بدون اینکه هر بار خودت رو گم کنی.
درود و مهر به همراهان همیشگی سمفونی زندگی
❤️
🌱
ما چند کانال و گروه داریم در تلگرام
فکر کردیم اینجا توضیح بدیم که هرکدام چیه و در چه راستایی:
👈 یک کانال قدیمی داریم به اسم «سمفونی زندگی» که از مهرماه ۱۳۹۴ هست و دلنوشته ها و مطالب و محتواهای دوست داشتنی میگذاشتیم:
/channel/lifesymphony
👈 اطلاعات کارگاه های ما از جمله کارگاه های باشگاه کودکی، نوجوانی و باشگاه های بزرگسال شامل باشگاه جوانی، باشگاه والدین و باشگاه مادران از اسفند ۱۴۰۱ در این سامانه در تلگرام قرار داده میشود:
/channel/lifesymphonyclubs
👈 یک گروه شاهنامه خوانی هم داریم که از اسفند ۱۴۰۴ راه اندازی شد به نام «آدینه های فردوسی» که آدرسش اینه:
/channel/+GLAqZAt8NqE1YWNk
در ضمن برای اطلاعات بیشتر درباره هرکدام از برنامه ها و یا وقت مشاوره فردی با سرکار خانم رستمی لطفا به «سرکار خانم حسن زاده» مسئول جدید امور سمفونی زندگی در تلگرام و یا بله پیام داده و یا تماس بفرمایید:
09353245030
@Teenageclub_Admin
سپاسگزار همراهی و همکاری شما دوستان عزیز هستیم🙏❤️
فردا این کارگاه تشکیل میشه
و فقط دو ظرفیت خالی مونده
فرزند نوجوان شما جا نمونه...
باشگاه بازی
مبتنی بر رویکرد هوش متعادل
در امتداد مهارتهایی که در باشگاه های کودکی، نوجوانی و کارگاه های بزرگسال با مخاطبین خود تمرین کرده است، اکنون با روش و ابزار بازی، زمینه تجربه عملی و تعاملات اجتماعی را برای تمامی گروه های سنی فراهم کرده است:
جمعه ۲۶ اردیبهشت ماه
ساعت ۱۱ تا ۱۴
برای ثبت نام در چهار گروه سنی:
۵ تا ۷ سال
۸ تا ۱۰ سال
۱۱ تا ۱۵ سال
و ۱۶ سال به بالا
به ادمین باشگاه بازی پیام دهید:
@GameConnectGrow_Admin
09963316318
/channel/GameConnectGrow
دیدار آشنایی با کارگاه چیدمان کوله پشتیبزرگسالی در تاریخ 19 مهر 1403
و آغاز کارگاه از پنجشنبه سوم آبان ماه به مدت هشت هفته
اطلاعات بیشتر و ثبت نام
@Teenageclub_Admin
09353245030
بعد از مدت ها گفتگو و برنامه ریزی و هماهنگی با باغ کتاب دیدار آشنایی با کارگاه جدید ما برای بزرگسالان هجده سال به بالا آماده اطلاع رسانی شد ☺️
همکاری سمفونی زندگی با تمیس
مبتنی بر رویکرد تفکر سیستمی
تفاوت شادی و لذت👌
اون قسمت رابطه هورمون دوپامین و سروتونین عااالیه👌
❤️
🌱
@lifesymphony
دوستان نوجوان دار خوشحال میشیم تشریف بیارید فردا شب
و لطفا به نوجوان دارها هم اطلاع رسانی کنید🙏❤️
دوستان صوت معرفی تک تک کارگاه ها در کانال تلگرامی باشگاه کودکی به آدرس زیر موجود است:
/channel/childhoodclub
زمان بندی کارگاه های 🌱 تابستان ۱۴۰۳🌱
📍باغ کتاب تهران
⏰ یکشنبه ها در بازه زمانی ۱۴ تا ۲۰
🗓 شروع از ۳ تیرماه تا ۲۸ امرداد ماه
❤️ ظرفیت محدود
لطفا در صورت تمایل به همراهی، نام فرزند خود را در تلگرام و یا واتس اپ سمفونی زندگی اعلام فرمایید.
09035245030
@lifesymphony_admin
✅برای اطلاع از جزئیات کارگاه ها و شنیدن صوت معرفی آن وارد پیج زیر شوید
/channel/lifesymphonyclubs
و یا با ما مرتبط شوید:
09035245030
@lifesymphony_admin
✅برای اطلاع از جزئیات کارگاه ها و شنیدن صوت معرفی آن وارد پیج زیر شوید
/channel/lifesymphonyclubs
و یا با ما مرتبط شوید:
09035245030
@lifesymphony_admin
🔷در راه کسب آگاهی و آرامش، همسفر شما هستیم؛ دورههای خودآگاهی بنرای در سه گروه مجزا برگزار میشود، شما میتوانید در هر سه گروه هم همزمان حاضر شوید.🔷
1⃣ فرزندپروری، سهشنبهها ۶ تا ۷ عصر
یک دورهی سه ماهه آنلاین
2⃣ توسعهی فردی، سهشنبهها ۷.۱۵ تا ۸.۱۵ عصر
سه دورهی دو ماههی آنلاین
3⃣ صلح درون، سهشنبهها ۸.۳۰ تا ۹.۳۰ شب
پنج دورهی آنلاین که جمعا حدود ۱۶ ماه هستند.
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
👈 دورههای کاربردی توسعهی فردی 👉
🔔دورهی آنلاین دو ماههی کوچینگ خویشتن:
✳️ هشت جلسه
🔷 سهشنبهها از ساعت ۷.۱۵ تا ۸.۱۵ عصر
عناوین جلسهها:
1⃣چرخ زندگی بر مبنای آنیما و آنیموس، دو جلسه
2⃣مهارت کوچینگ خویشتن، دو جلسه
3⃣مهارتهای هدفگذاری، یک جلسه
4⃣مقدمات باور مانع، نیت و اهداف، سه جلسه
✅ پرداخت در دو قسط ۵۰۰ هزار تومانی یا پرداخت نقدی با بیست درصد تخفیف معادل ۸۰۰ هزار تومان
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
👈👈 دورههای صلح درون با دکتر یونگ، به روایت علی توکلی یرکی 👉👉
🔔دورهی آنلاین چهار ماههی شناخت آرکتایپهای پانزدهگانهی روانشناسی یونگ(خانم بولن):
✳️ شانزده جلسه
🔷 سهشنبهها از ساعت ۸.۳۰ تا ۹.۳۰ شب
عناوین جلسهها:
1⃣مقدمات آرکتایپ و آنیما و آنیموس، یک جلسه
2⃣انرژیهای آنیمایی، هفت جلسه
3⃣انرژیهای آنیموسی، هشت جلسه
✅ پرداخت در چهار قسط ۵۰۰ هزار تومانی یا پرداخت نقدی با بیست درصد تخفیف معادل یک میلیون و ششصد هزار تومان
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
🔔دورهی آنلاین سه ماههی فرزندپروری:
✳️ دوازده جلسه
🔷 سهشنبهها از ساعت ۶ تا ۷ عصر
عناوین جلسهها:
1⃣مقدمات و اصول فرزندپروری، دو جلسه
2⃣بیان تفاوتها و اصالت فردی، چهار جلسه
3⃣پارادایمهای والدینی بر مبنای باورهای مانع، سه جلسه
4⃣معرفی روش فرزندپروری با اصول کوچینگ یا همان والد در نقش کوچ، سه جلسه
✅ پرداخت در دو قسط ۷۵۰ هزار تومانی یا پرداخت نقدی با بیست درصد تخفیف معادل ۱۲۰۰۰۰۰ تومان
@bonraay_admin
«به شارژر خودت وصل شو»
نوشته زهرا(سپیده) رستمی
چند روز پیش که رفته بودم خونه مامان اینا، شارژ گوشیم تموم شد. افتادم در به در دنبال شارژری که به گوشی من بخوره. خلاصه شارژر یکی از همسایه هاشون به گوشیم خورد و امانت گرفتم که شارژ بشه.
بعد از کلیییی زمان که گذشت، در حد کار راه بنداز، گوشیم شارژ شد. در صورتیکه اگر شارژرگوشی خودم همراهم بود، در عرض زمانی کوتاه پر میکرد گوشی رو.
عصرش در مرکز مشاوره مون مراجعی داشتم که از کرختی و سستی می نالید. راهش را گم کرده بود و با هر نسخه ای که دوست و آشنا براش پیچیده بودند، سعی کرده بود راهی پیدا کنه. اما هر کدام شاید در کوتاه مدت براش جواب داده بود اما بعد از مدتی روز از نو و روزی از نو. برمی گشت به همون خونه اول.
بهم گفت خسته شدم. گفتم شارژر خودت را پیدا نکردی و داری با شارژر دیگران گوشیتو شارژ می کنی. گفت بلهههه؟
براش ماجرای شارژر و گوشی رو گفتم و اینکه نسخه های تجویزی عمه و خاله و پسردایی و حتی همکار و استاد، نسخه های اونهاست و نه نسخه تو. شاید در حد کار راه بنداز تو را از جا بلند کنند، اما نسخه تو نیستند.
ما هرکدام یک گوشی منحصربفردیم با یک دنیا بک گراند متفاوت: خانواده، تیپ شخصیتی، بستر زمانی که توش بزرگ شدیم، دوستان و مدرسه و معلم هایی که در اون فضا جامعه پذیر شدیم، فضای اجتماعی و سیاسی که توش نفس کشیدیم، زمین خوردن هایی که خاص خودمون بوده و خلاصه تجربه زیسته ای که داشته ایم...
حتی دو خواهر با یک مادر و پدر و شباهت های بستری، زمین تا آسمون داستان هاشون فرق می کنه پس عجیب نیست که شارژرشون باهم فرق کنه و در نتیجه نسخه راهشون.
سکوت کرد.
بعد از مدتی گفت چطوری شارژر خودمو پیدا کنم؟
گفتم اول بیا ببینیم تا حالا تو چه زمین هایی بازی کردی و هرجایی چند چند بودی با خودت؟
کی فرستادتت تو زمین و از خوشحالی کدام تماشاگرها و تشویق کننده ها خوشحالی کردی؟ اصلا گلی بوده که تو باید میزدی تو دروازه یا گلی بوده که اونها نزده بودن و تو را فرستادن که بزنی؟
یا اصلا تا حالا زمین بازی ای بوده که هیچ تماشاگر و تشویق کننده ای هم نبوده پشت صحنه
و بازی بدون تماشاچی برگزار شده اما خودت یه تنه هم بازیگر بودی و هم تماشاچی و هم داور و در آخر هم کلی حال کردی.
گفت اوه اوه پیچیده شد چقدر. کلی خندیدیم باهم اما چون آدم باهوش و در عین حال تحلیلگری بود و خودش می خواست این دفعه که نسخه شو پیدا کنه، قرار شد بره و بنویسه برام از همه زمین ها و داستان های پشتش.
موقع رفتن پرسید: اگر یه آدم همش وصل به شارژرهای دیگران باشه، زندگیش پیش نمیره؟ گفتم زمین وجود ما مثل یک باغچه ای می مونه که هم با چشمه های بیرون از باغمون آبیاری میشه هم با چشمه های درون باغ. اما وقتی خوب به بار میشینه و به رشد گل هاش ادامه میده، که حداقل یه چشمه تو باغ خودش داشته باشه... باید وصل بشی به پاور بانک درونت...
❤️
🌱
@lifesymphony
سلاااام😍
وقتی با نوجوان کار کنی
و بتونی در دایره امنشون قرار بگیری
میتونی در جریان عشق و عاشقی هاشون هم باشی😉
بعد یاد دوران نوجوانی خودت میفتی و درگیری های عشقی😅
و یادت میاد که هیچوقت فضایی نداشتی که اونجا درباره احساساتت صحبت کنی و یا احساسات دیگران را بشنوی
و بزرگتری نداشتی که بهت بگه
طبیعی ترین و زیباترین احساس آدمی «عشق» است
و همه آدم ها اگر سالم باشن، عاشق میشن
و این نشونه سلامت روان هست و نه بیماری و مشکل
اما کسی بهمون نگفت که با این احساس طبیعی مون چکار کنیم؟
انکار؟ سرکوب؟ پذیرش؟ یا چی؟
متأسفانه در نسل ما و قبل تر از ما
دوران نوجوانی بدون داشتن راهنما برای شناخت درست از عشق و چگونگی مواجهه با این احساس گذشت😔
و حالا ما به عنوان کسانی که سالهاست با نوجوان ها کار میکنیم
تصمیم گرفتیم قدمی در این راستا برداریم و با نوجوان ها از عشق بگیم و مدیریت آن
پس اگر نوجوان دارید، ما به گرمی در این کارگاه میزبانشون خواهیم بود☺️
09035245030
@lifesymphony_admin