163916
🧡 تیم آکادمی زبان لینگانو؛ در کنار شماست تا هر روز با برنامهای مشخص؛ باهم زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم. اینستاگرام: 📱 instagram.com/lingano_official کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/@lingano_academy پشتیبانی و مشاوره: 👤 @Lingano_Support
✨ What you get by achieving your goals is not as important as what you become by achieving your goals.
✍️ Zig Ziglar
✍️ مهمتر از چیزی که با رسیدن به هدفت به دست میآری، آدمیست که در این مسیر بهش تبدیل میشی.
📊 اصطلاحات مرتبط با تجارت الکترونیک
🤔 E-commerce
🟡 تجارت الکترونیک
🤔 Payment Gateway
🟡 درگاه پرداخت
🤔 Cross-selling
🟡 فروش متقاطع
🤔 Upselling
🟡فروش افزایشی
🌎 اصطلاحات پایهی دیجیتال مارکتینگ
🤔 Visual Content Marketing
🟡 بازاریابی محتوا بصری
🤔 Display Advertising
🟡 تبلیغات نمایش
🤔 Interactive Content Marketing
🟡 بازاریابی محتوا تعاملی
🤔 Remarketing
🟡 بازاریابی مجدد
🤔 Just because something doesn't do what you planned it to do doesn't mean it's useless.
✍️ Thomas A. Edison
✍️ صرفاً چون چیزی آنطور که برنامهریزی کرده بودی عمل نمیکند، به این معنا نیست که بیفایده است.
💬 اصطلاحات برای مخالفت کردن
❌ I don’t think so
✍️ فکر نمیکنم / موافق نیستم
🔵 I don’t think so. It’s too risky.
✍️ فکر نمیکنم؛ این کار خیلی ریسکیه.
❌ I’m not sure about that
✍️ مطمئن نیستم
🔵 I’m not sure about that, maybe we need more time.
✍️ مطمئن نیستم؛ شاید زمان بیشتری لازم داشته باشیم.
❌ I see your point, but…
✍️ میفهمم چی میگی، اما…
🔵 I see your point, but it won’t work for everyone.
✍️ میفهمم چی میگی، اما برای همه جواب نمیده.
❌ I disagree
✍️ مخالفم
🔵 I disagree. This solution is not practical.
✍️ مخالفم؛ این راهحل عملی نیست.
❌ Not really
م✍️ نه واقعاً
🔵 Not really. I don’t like the idea.
✍️ نه واقعاً؛ از این ایده خوشم نمیاد.
❌ I’m afraid I can't agree
✍️ متأسفم، نمیتونم موافقت کنم
🔵 I’m afraid I can’t agree with that suggestion.
✍️ متأسفم، نمیتونم با اون پیشنهاد موافقت کنم.
❌ That’s not how I see it
✍️من اینجوری نمیبینم / برداشت من این نیست
🔵 That’s not how I see it. We should try another option.
✍️ من اینطور نمیبینم؛ باید گزینهٔ دیگهای رو امتحان کنیم.
📱 @lingano_com
سلام سلام 👀
حالتون چطوره؟ ✨
تا حالا به این فکر کردین که اگه یه نفر بخواد به انگلیسی باهاتون بحث بکنه، چطوری باید بهش واکنش نشون بدید؟؟ 💬
آماده باشید که امروز میخوایم #اصطلاحهای این شرایط رو یادتون بدیم. 💬
🤕 صفتهای دربارهی بیماری و دکتر
🔴 Sick
مریض
✍️ I feel sick today.
امروز مریضم.
🔴 Dizzy
سرگیجهدار
✍️ He felt dizzy after standing up.
بعد از بلند شدن سرش گیج رفت.
🔴 Weak
ضعیف
✍️ She was too weak to walk.
خیلی ضعیف بود که نمیتونست راه بره.
🔴 Allergic
حساسیت داشتن
✍️ I’m allergic to peanuts.
ترجمه: به بادامزمینی حساسیت دارم.
🔴 Inflamed
ملتهب
✍️ My throat is inflamed.
گلوم ملتهب شده.
🔴 Painful
دردناک
✍️ It’s painful when I move my arm.
وقتی دستمو تکون میدم درد میگیره.
🔴 Contagious
مسری
✍️ This disease is highly contagious.
این بیماری خیلی مسریه.
🔴 Swollen
ورمکرده
✍️ His ankle is swollen.
قوزکش ورم کرده.
🔈 تلفظ صفتها و مثالها
Читать полностью…
🤢 فعل های دربارهی بیماری و دکتر
🔴 Diagnose
تشخیص دادن
✍️ The doctor diagnosed her with the flu.
دکتر تشخیص داد آنفولانزا داره.
🔴 Recover
بهبود یافتن
✍️ He recovered quickly after the treatment.
بعد از درمان سریع خوب شد.
🔴 Treat
درمان کردن
✍️ They treated my allergy with new medicine.
آلرژیم رو با داروی جدید درمان کردند.
🔴 Examine
معاینه کردن
✍️ The doctor examined my throat.
دکتر گلوم رو معاینه کرد.
🔴 Cough
سرفه کردن
✍️ She coughed all night.
تمام شب سرفه کرد.
🔴 Vomit
بالا آوردن / استفراغ کردن
✍️ He felt sick and vomited twice.
حالش بد شد و دو بار استفراغ کرد.
🔴 Bleed
خونریزی کردن
✍️ Your nose is bleeding.
بینیت داره خون میاد.
🔴 Rest
استراحت کردن
✍️ You should rest for a few days.
باید چند روزی استراحت کنی.
🔈 تلفظ اسمها و مثالها
Читать полностью…
🤔 Our greatest weakness lies in giving up. The most certain way to succeed is always to try just one more time.
✍️ Thomas A. Edison
✍️ بزرگترین ضعف ما در دست کشیدن است. مطمئنترین راهِ موفقیت این است که همیشه فقط یک بار دیگر تلاش کنیم.
🌀 Future Continuous (حال استمراری آینده)
🔖 will be + verb-ing
🗣️ کاری که در یک زمان مشخص در آینده در حال انجام خواهد بود.
⬇️ مثالها
🔴 This time tomorrow, I will be flying to Paris.
فردا همین موقع دارم به پاریس پرواز میکنم.
🔴 She will be working all day.
او تمام روز در حال کار خواهد بود.
🌀 Present Continuous برای آینده نزدیک
🔖 am/is/are + verb-ing
🗣️ قرارهای قطعی و برنامهریزی شده (زمان و مکان مشخص).
⬇️ مثالها
🔴 I’m meeting my friend tomorrow.
فردا با دوستم قرار دارم.
🔴 They are traveling next week.
هفته آینده میرن سفر.
🌀 Future with “will” (سادهترین حالت آینده)
🔖 Subject + will + base verb
🗣️ تصمیمهای لحظهای، پیشبینیهای بدون دلیل قطعی، قول و وعده
⬇️ مثالها
🔴 I will call you tonight.
امشب بهت زنگ میزنم.
🔴 She will probably come.
احتمالاً میاد.
🤔 You cannot escape the responsibility of tomorrow by evading it today.
✍️ Abraham Lincoln
✍️ نمیتونی از مسئولیتهای فردا فرار کنی فقط چون امروز ازشون طفره میری.
🎯 اینا فقط چند نمونه از اصطلاحهای رایج این حوزه بود.
ما اینجا توی این پست از وبلاگمون، اصطلاحها و جملههای کاربردی دیجیتال مارکتینگ رو رو دستهبندی شده بهتون آموزش دادیم.
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
🌐 برای اصطلاحهای دیجیتال مارکتینگ اینجا کلیک کنید
✅ اصطلاحات مرتبط با رسانههای اجتماعی
🤔 Engagement
🟡تعامل
🤔 Influencer
🟡 فرد تاثیرگذار در فضای مجازی
🤔 Social Listening
🟡 گوش دادن اجتماعی
🤔 Community Management
🟡 مدیریت جامعه
سلام سلام ✌️
اول هفتتون چطوری بود؟ 👀
دیجیتال مارکتینگ فقط برای شرکتها نیست!
در دنیای تکنولوژیها، تسلط به اصطلاحات انگلیسی دیجیتال مارکتینگ و خود این حوزه، از شما فردی میسازه که میتونه در موقعیتهای مختلف زندگی، خودتون رو خوب ارائه بدید. 🙂
امروز میخوایم اصطلاحهای این حوزه رو با هم یاد بگیریم. 😎
💬 اصطلاحات برای درخواست توضیح بیشتر
⁉️ What do you mean?
✍️ منظورت چیه؟
🔵 What do you mean by “it’s complicated”?
✍️ منظورت از «سخته» چیه؟
⁉️ Can you explain that?
✍️ میتونی توضیحش بدی؟
🔵 Can you explain that a bit more?
✍️ میتونی یکم بیشتر توضیح بدی؟
⁉️ Could you be more specific?
✍️ میتونی دقیقتر بگی؟
🔵 Could you be more specific about the problem?
✍️ میتونی دقیقتر دربارهٔ مشکل توضیح بدی؟
⁉️ Can you give me an example?
✍️ میتونی یه مثال بزنی؟
🔵 Can you give me an example so I understand better?
✍️ میتونی یه مثال بزنی که بهتر بفهمم؟
⁉️ I don’t get it
✍️ نمیفهمم / متوجه نمیشم
🔵 I don’t get it, why is it so important?
✍️ نمیفهمم، چرا انقدر مهمه؟
⁉️ Could you say that again?
✍️ میتونی دوباره بگی؟
🔵 Could you say that again? I missed it.
✍️ میتونی دوباره بگی؟ متوجه نشدم.
⁉️ Can you clarify that?
✍️ میتونی روشنترش کنی؟
🔵 Can you clarify that part about the deadline?
✍️ میتونی اون قسمت دربارهٔ ددلاین رو روشنتر توضیح بدی؟
📱 @lingano_com
💬 اصطلاحات برای موافقت کردن
✅ I totally agree
✍️ کاملاً موافقم
🔵 I totally agree with you; this plan is better.
✍️ کاملاً با تو موافقم؛ این برنامه بهتره.
✅ Exactly!
✍️ دقیقاً!
🔵 Exactly! That’s what I was trying to say.
✍️ دقیقاً! منم همینو میخواستم بگم.
✅ You’re right
✍️ حق با توئه
🔵 You’re right, we should leave earlier.
✍️ حق با توئه، باید زودتر حرکت کنیم.
✅ I think so too
✍️ منم همینطور فکر میکنم
🔵 I think so too, the movie was amazing.
✍️ منم همین فکر رو میکنم؛ فیلم فوقالعاده بود.
✅ That makes sense
✍️ منطقیه
🔵 That makes sense. Let’s do it your way.
✍️ منطقیه. بذار همونطوری که تو میگی انجام بدیم.
✅ Good point
✍️ نکتهٔ خوبی گفتی
🔵 Good point, we should check the details again.
✍️ نکتهٔ خوبی گفتی؛ باید دوباره جزئیات رو چک کنیم.
✅ Absolutely!
✍️ کاملاً! / صد در صد!
🔵 Absolutely! We can trust her.
✍️ صد در صد! میتونیم بهش اعتماد کنیم.
📱 @lingano_com
⌛ Time changes everything except something within us which is always surprised by change.
✍️ Thomas Hardy
✍️ زمان همهچیز را تغییر میدهد؛
جز چیزی در درون ما که همیشه از تغییر شگفتزده میشود.
خب حالا تصور کنید سرما خوردید و رفتید دکتر. 💉
توی سه تا جمله توصیف کنید چه حالی دارید. ⁉️
🔽🔽🔽🔽🔽🔽
🔈 تلفظ فعلها و مثالها
Читать полностью…
😷 اسمهای دربارهی بیماری و دکتر رفتن
🔴 Fever
تب
✍️ I have a high fever and I can’t go to work.
تبم بالاست و نمیتونم برم سر کار.
🔴 Infection
عفونت
✍️ The doctor said the infection is not serious.
دکتر گفت عفونت جدی نیست.
🔴 Symptoms
علائم
✍️ Her symptoms include coughing and tiredness.
علائمش شامل سرفه و خستگی میشه.
🔴 Appointment
وقت ملاقات (با دکتر)
✍️ I made an appointment with my dentist for Monday.
برای دوشنبه با دندانپزشکم وقت گرفتم.
🔴 Prescription
نسخه
✍️ The doctor gave me a prescription for antibiotics.
دکتر برای من نسخهٔ آنتیبیوتیک نوشت.
🔴 Clinic
درمانگاه
✍️ There is a small clinic near my house.
نزدیک خونهمون یک درمانگاه کوچیک هست.
🔴 Check-up
معاینهی دورهای
✍️ I go for a check-up every year.
هر سال برای یک معاینهٔ دورهای میرم.
🔴 Painkiller
مُسکن
✍️ Take a painkiller if the headache gets worse.
اگر سردردت بدتر شد یه مسکن بخور.
سلام سلام 🤩
حالتون چطوره؟
تا حالا بهش فکر کردید که اگه بخواید برید دکتر چطوری میتونید درباره حالتون به انگلیسی صحبت کنید؟ 💅
امروز میخوایم یه سری #لغت خیلی کاربردی برای دکتر رفتن بهتون بگیم.
آمادهاین؟؟💡
🗓 خب حالا شما با استفاده از گرامرهایی که یاد گرفتین، یه جمله بهمون بگید که توی سال آینده قصد دارید چی کار کنید؟ 🤜
Читать полностью…
🌀 Simple Present برای برنامههای رسمی و زمانبندیها
🗣️برای چیزهایی که طبق برنامه رسمی اتفاق میافتند:
پرواز، کلاس، ساعت قطار، برنامه سینما و…
⬇️ مثالها
🔴 The train leaves at 8.
قطار ساعت ۸ حرکت میکند.
🔴 The movie starts at 6:30.
فیلم ۶:۳۰ شروع میشود.
🌀 “Be going to” برای برنامه و قصد قبلی
🔖 am/is/are + going to + base verb
🗣️ کارهایی که از قبل تصمیمش گرفته شده یا نشانهای از وقوعش وجود داره.
⬇️ مثالها
🔴 I’m going to start a new course.
میخوام یک دوره جدید شروع کنم (از قبل تصمیم گرفتم).
🔴 Look at the clouds! It’s going to rain.
به ابرها نگاه کن! بارون میاد (نشانه وجود دارد).
امروز میخوایم #گرامر "future" رو بهتون آموزش بدیم. ☕️
توی زبان انگلیسی برای حرف زدن از آینده متناسب با موقعیت از روشهای مختلفی استفاده میکنیم.
🌛 ۶ اصطلاح کاربردی از متن آهنگ:
1️⃣Confide in someone
🤔 درد دل کردن با کسی / اعتماد کردن و راز گفتن
🔖 She always confides in me when she feels stressed.
✏️ وقتی استرس داره همیشه با من درد دل میکنه.
2️⃣ Prove someone right
🤔 ثابت کردن اینکه حق با کسی بوده
🔖 His behavior proved me right about him.
✏️ رفتارش ثابت کرد دربارهاش حق داشتم.
3️⃣ Be worth it
🤔 ارزشش را داشتن
🔖 The pain was tough, but the result was worth it.
✏️ درد سخت بود، اما نتیجه ارزشش را داشت.
4️⃣ Depend on someone
🤔 به کسی تکیه کردن / روی کسی حساب کردن
🔖 You can always depend on your true friends.
✏️ همیشه میتوانی روی دوستان واقعیات حساب کنی.
5️⃣ Go back and forth
🤔 دودل بودن / بین دو چیز رفتوآمد ذهنی یا فیزیکی داشتن
🔖 She kept going back and forth about her decision.
✏️ او درباره تصمیمش مدام دودل بود و رفتوآمد میکرد.
6️⃣ Make sense
🤔 منطقی بودن / معنی دادن
🔖 His explanation didn't make sense at all.
✏️ توضیحش اصلاً منطقی نبود.
📱 @lingano_com