8051
کد شامد 1-1-717929-61-4-1 احراز هویت کانال در سامانه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی http://t.me/itdmcbot?start=linguiran در اینستاگرام https://instagram.com/linguiran اولین مطلب کانال https://t.me/linguiran/3 پیشنهاد و انتقاد @linguirani
ترامپ تروریست جنایتکار: به ایرانیها یک هفته اجازه تشییع جنازه دادیم.
خوک بچهخوار: «ما ایران را از بنبست بیرون کردیم. آنها خیلی دلشان میخواهد که سر جایشان بنشینند. ما به آنها یک هفته مرخصی برای مراسم تشییع جنازه دادیم چون ما آدمهای خوبی هستیم.»
🇮🇷 @linguiran
🌱🎯اونها که دنبال رشد و پیشرفت هستند
قطعا این فولدر رو از دست نمیدن
👇👇👇👇👇
/channel/addlist/7Z8l7gSkEkBiY2Nk
❇️💎پیشنهاد ویژه عضویت:
@organicketo
💠 برگزیده مقالات ادبی ویرجینیا وولف منتشر شد
ویرجینیا وولف را بیش از هر چیز با رمانهای ماندگارش میشناسیم؛ اما او در کنار داستاننویسی، یکی از مهمترین نظریهپردازان، منتقدان و جستارنویسان ادبیات مدرن نیز هست. بسیاری از ایدههایی که بعدها چهره ادبیات قرن بیستم را دگرگون کردند، نخستین بار در مقالات و جستارهای او صورتبندی شدند.
این کتاب، برگزیدهای از مهمترین مقالات ادبی ویرجینیا وولف است که بر اساس مجموعه منتشرشده از سوی انتشارات آکسفورد فراهم آمده است. این مجموعه صرفاً یک «گلچین» نیست، بلکه در سنت انتشارات آکسفورد، گزیدهای است که برای استفاده دانشگاهی و آموزشی انتخاب شده و مهمترین جستارهای وولف را در یک مجلد گرد آورده است. مجموعهای فشرده اما جامع که خواننده را با مهمترین دغدغههای فکری و هنری وولف آشنا میکند؛ از مقاله مشهور «هنر نگارش مدرن» و نقد صریح او بر شیوههای سنتی رماننویسی گرفته تا تأملاتش درباره نویسندگان زن، نسبت ادبیات و زندگی، هنر زندگینامهنویسی، ماهیت خواندن و نوشتن و نیز نگاه دقیق و شاعرانهاش به زندگی روزمره و خیابانهای لندن. در این میان، اندیشههای او درباره جایگاه زنان در ادبیات و جامعه، که بعدها در «اتاقی از آنِ خود» به اوج میرسد، نیز حضوری پررنگ دارد.
مطالعه این مقالات تنها برای علاقهمندان آثار وولف نیست؛ بلکه برای هر کسی که بخواهد سیر تحول ادبیات مدرن، مبانی مدرنیسم و شیوه اندیشیدن یکی از اثرگذارترین نویسندگان قرن بیستم را بهتر بشناسد، کتابی ضروری به شمار میآید. وولف در این نوشتهها نه فقط درباره ادبیات، بلکه درباره خودِ تجربه خواندن، نوشتن و زیستن میاندیشد؛ از همین رو، مقالات او همچنان تازه، الهامبخش و خواندنیاند.
ویراستاری این مجموعه را دیوید برادشاو، استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه آکسفورد و از برجستهترین پژوهشگران آثار ویرجینیا وولف و مدرنیسم، بر عهده داشته است. او پیشتر نیز ویراستار نسخههای معتبر رمانهایی چون خانم دالووی و به سوی فانوس دریایی در مجموعه کلاسیکهای جهانی آکسفورد بوده است. دقت متنشناسانه، توضیحات راهگشا و دانش عمیق او، این کتاب را به یکی از بهترین مدخلها برای ورود به جهان فکری و ادبی ویرجینیا وولف تبدیل کرده است.
این اثر را سید حسام فروزان به فارسی ترجمه کرده و بتازگی از سوی نشر عینک منتشر شده است.
🔽
سایت نشر عینک
#ادبیات_داستانی
#نقد_ادبی
#ویرجینیا_ولف
📕 @nostalgiq
نقشبندیّه؛ میراث معنوی جهان اسلام
این اثر با نگاهی پژوهشی، به بررسی سیر تحول تصوف اسلامی از صدر اسلام تا دوران معاصر میپردازد. محور اصلی نوشتار، واکاوی تاریخچه و ریشههای طریقت نقشبندیه است که از خاستگاههای نخستین تا جایگاه کنونی در جهان اسلام دنبال میشود. کتاب حاضر تلاش دارد تا میراث معنوی این سلسله را در بستر تحولات تاریخی و فکری اسلام بازخوانی کند و نقش نقشبندیه را به عنوان یکی از مهمترین میراثهای عرفانی، تبیین نماید.»
جهت تهیه و خرید اثر مزبور از طریق شماره تماس یا آیدی مٶلف کتاب اقدام فرمایید:
@ahmadi_1423
09934631623
تألیف و تحقیق: #احمد_احمدی
#معرفی_کتاب
🇮🇷 @linguiran
در زبانشناسی تاریخی باید به سیر تحول واجها نگاه کرد. کلماتی که در یونانی حرف X (خی) داشته باشند، وقتی که طی مراحلی به انگلیسی میرسند آن حرف (خی) با ch نوشته میشود و به صورت (ک) خوانده میشود. همچنین همین حرف (خی) یونانی وقتی که به فرانسوی وارد میشود در یک دورهای صدای (ش) میدهد و با ch نوشته میشود. مثل همین واژه chimie (شیمی). برای روشنتر شدن موضوع، یک مثال دیگر میزنم: کلمات cap و chief و chef هرسه در انگلیسی کنونی موجودند:
Cap = کلاه ⏩ c = /ک/
Chief = رئیس ⏩ ch = /چ/
Chef = سر آشپز ⏩ ch = /ش/
با وجودی که تلفظ و املا و حتی معنی این واژهها اندکی باهم متفاوت است اصل هر سه کلمه یکی است و آنها تحول یافته تنها یک واژه هستند و هر سه آنها در نهایت همان کلمه Kaput لاتین به معنی "سر" هستند که در سه دوره متفاوت وارد انگلیسی شدهاند وبه همین خاطر املا و تلفظ و معنیشان کمی با هم فرق دارد:
اولی یعنی cap مستقیما از زبان لاتین وارد انگلیسی باستان شد و همان صدای
/ک/ خود را حفظ کردهاست. دومی یعنی chief همان واژه kaput لاتین است ولی خیلی دیرتر وارد زبان انگلیسی شد. در حقیقت آن موقع کشور روم کوچکتر شده بود و زبان لاتین در سرزمین گلها یعنی فرانسه دیگر به فرانسوی تبدیل شده بود [یعنی آن موقع لاتین به زبانهای فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی، رومانیایی و خود ایتالیایی تحول پیدا کرده بود]
آن موقع در فرانسه این کلمه با صدای
/چ/ تلفظ میشد که به انگلیسی رسید و هنوز هم chief در انگلیسی صدای /چ/ دارد و سومی یعنی chef مستقیما از فرانسوی جدیدتر یعنی اندکی پس از آن گرفته شد، در این موقع کلماتی که در لاتین با صدای /ک/ بودند در زبان فرانسوی به صورت /ش/ به تلفظ در میآمدند و با همان صدای /ش/ به انگلیسی رسید و chef هنوز هم صدای
/ش/ دارد.
#فریبرز_کوچکی_زاد
🇮🇷 @linguiran
مروری بر نخستین کتاب «مقتلنگاری امام حسین (ع)» به زبان انگلیسی
«The Shiʽi Islamic Martyrdom Narratives of Imam al-Ḥusayn: An Introduction »
(مقدمهای بر مقاتل شیعی امام حسین (ع))
به قلم دکتر #محمدرضا_فخر_روحانی
این کتاب توسط انتشارات کمبریج اسکالرز پابلیشینگ در استراتفورد آپان تاین، در انگلستان، منتشر شدهاست.
از این استاد، پیش از این، کتاب «سخنان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا» در بیرمنگام انگلستان منتشر شده بود. کتاب «زندگینامه علامه امینی» از دیگر آثار این پژوهشگر است که آن را مانند سایر کتابها و مقالات خود به زبان انگلیسی تألیف کرده است. کتاب «مقدمهای بر مقاتل شیعی امام حسین علیه السلام» اولین اثر درباره مقاتل حضرت سیدالشهدا (ع) به زبان انگلیسی است که در کشور انگلیس منتشر میشود. به جهت اهمیت این رویداد فرهنگی، گفتوگویی با مؤلف این اثر انجام شده است که در ادامه میخوانید:
https://khouzestan.iqna.ir/fa/news/4156671
🇮🇷 @linguiran
با اینکه سالها از انتشار کتاب "قیام امام حسین علیهالسلام" میگذرد ولی این اثر مرحوم سید جعفر شهیدی همچنان از بهترین آثار در تحلیل زمینههای شکلگیری نهضت عاشوراست.
این کتاب از جهت متن و شیوایی قلم تحسینبرانگیز است و در عین اختصار بسیار عمیق نگاشته شدهاست. دکتر شهیدی بهدنبال پاسخ به این پرسش مهم است که چرا مسلمانان تنها پنجاه سال پس از رحلت پیامبرشان، فرزند او را به شهادت میرسانند؟
#سید_جعفر_شهیدی
#معرفی_کتاب
🇮🇷 @linguiran
افسار اسبِ چموش زندگی خود را باز کنید!
زنجیرهایش را بیمحابا پاره کنید!
از پیلهٔ ترس و یاس و ناامیدی که
به دور خود پیچیدهاید خارج شوید.
#منهای_زبانشناسی
🇮🇷 @linguiran
پروژهی «خالصسازی زبانی» بر این پیشفرض استوار است که میتوان میان واژههای بومی و وامواژهها (loanwords) مرزی روشن و ثابت ترسیم کرد و با ارجاع به دورهای خاص از تاریخ زبان (در نقش معیار)، آن را به وضعیتی «پاک» بازگرداند. اما این تصور با واقعیتهای تاریخی و زبانشناختیِ زبانها سازگار نیست. تا آنجا که شواهد تاریخی نشان میدهد، هیچ زبان زندهای در انزوا شکل نگرفته و دوام نیاورده است. همهی زبانها، از جمله فارسی، در طول تاریخ از طریق تجارت، مهاجرت، فتوحات، دین، علم و تبادلات فرهنگی با زبانهای دیگر در تعامل و بدهبستان بودهاند و بخشی از واژگان خود را از این رهگذر وام گرفتهاند.
البته مسئلهی اصلی صرفِ وجود وامواژهها نیست. بسیاری از مدافعان خالصسازی زبانی نیز اصل وامگیریِ تاریخی را انکار نمیکنند، بلکه بر میزان، جهت یا شیوهی وامگیری تأکید دارند. با این حال، آنچه از منظر زبانشناسی محل تردید است، امکان تثبیتِ یک مقطع تاریخیِ خاص در نقشِ معیار «اصالت» و ترسیم مرزی پایدار و تغییرناپذیر میان عناصر «خودی» و «بیگانه» در زبان است، زیرا زبانها نظامهایی پویا و تاریخیاند و همواره در معرض دگرگونی و بازسازی قرار دارند.
از دیدگاه زبانشناسی، هویت هر زبانی را تعداد یا منشأ تاریخیِ وامواژههای آن تعیین نمیکند. آنچه فارسی را فارسی میکند، مجموعهای از ویژگیهای ساختاری، از جمله نظام نحوی، نظام آوایی، الگوهای واژهسازی، سازمان واژگانی و تداوم تاریخی و اجتماعیِ آن است، نه ریشهشناسیِ تکتک واژههایش، درست مثل هر زبان دیگری. در این چارچوب، وامواژهها پدیدههایی بیرونی و موقت باقی نمیمانند، بلکه پس از ورود به زبان، بهتدریج با نظام آوایی، صرفی و نحویِ آن سازگار میشوند و در نهایت به بخشی از مخزن واژگانیِ همان زبان تبدیل میگردند.
از این منظر، بسیاری از واژههای عربیتبار در فارسی، بهسبب قدمت چندصدساله و یکپارچگیِ کامل با نظام زبانیِ فارسی، دیگر در سطح کارکردی و همزمانی (synchronic)، واژههایی «بیگانه» به شمار نمیآیند، بلکه جزئی از واژگان تاریخی و درونیِ این زبان محسوب میشوند. البته این امر به معنای انکار منشأ تاریخیِ آنها نیست. این واژهها از منظر ریشهشناسی همچنان عربیتبارند، اما از منظر جایگاه کنونیشان در نظام زبان فارسی، بخشی از واژگان فارسی محسوب میشوند. از همین رو، تفکیک میان واژگان «اصیل» و «غیراصیل»، بیش از آنکه تمایزی زبانشناختی باشد، نوعی دستهبندیِ ارزشی و ایدئولوژیک است. زبانشناسیِ مدرن، بهجای داوری دربارهی «خلوص» واژگان، بر توصیف فرایندهای تاریخی و سازوکارهای درونیِ تحول زبان تمرکز دارد.
البته نقد سرهگراییِ افراطی به معنای پذیرش بیقیدوشرطِ همهی وامواژهها نیست. بسیاری از زبانها برای نامگذاریِ مفاهیم جدید از ظرفیتهای درونیِ خود بهره میگیرند و در عین حال میکوشند انسجام واژگانیِ خود را حفظ کنند. واژهگزینیِ نهادهایی مانند فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زمانی که بر پایهی نیازهای ارتباطی، الگوهای طبیعیِ زبان و میزان پذیرش اجتماعی انجام شود، بخشی از فرایند عادیِ برنامهریزیِ زبانی (language planning) به شمار میآید.
تفاوت اصلی در اینجاست که برنامهریزیِ زبانی در پیِ مدیریت و هدایت تحول زبان است، اما خالصسازیِ زبانی در پیِ حذف یا طرد نظاممندِ عناصری است که عمدتاً «بیگانه» تلقی میکند. البته این دو رویکرد همواره بهطور کامل از یکدیگر جدا نیستند و در عمل میتوانند همپوشانیهایی داشته باشند. با این همه، خالصسازیِ زبانی، بهویژه هنگامی که بر حذف نظاممندِ وامواژههای تاریخی استوار باشد، با یافتههای زبانشناسیِ تاریخی و اجتماعی همخوانی ندارد و تبیین زبانشناختیِ قانعکنندهای از چگونگیِ شکلگیری و تحول زبانها ارائه نمیدهد.
در مورد فارسی نیز این رویکرد بهشکل سرهنویسیِ (افراطی) معطوف به زدودن واژههای عربیتبار است، حرکتی که نه با واقعیتهای تاریخیِ شکلگیریِ فارسیِ نو سازگار است و نه با یافتههای زبانشناسیِ مدرن همخوانی دارد. از این منظر، خالصسازیِ زبانی، دستکم در شکل افراطیِ آن، بیش از آنکه ماهیتی علمی داشته باشد، برآمده از نوعی جهتگیریِ ایدئولوژیک در مواجهه با تاریخ زبان است.
- عبدالرضا شهبازی
@LingBrain
پژوهشی راستین، تکنگاشتی بایسته!
«وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی: رویکردی شناختی»
نویسنده: پارسا بامشادی
نشر نویسۀ پارسی، ۱۴۰۵.
کمبود کتابهای مستقل و تخصصی در حوزۀ «مقولههای دستوریِ زبانهای ایرانی» یکی از چالشهای جدیِ پژوهشگرانِ زبانشناسی و حتی زبانهای باستانی در ایران است.
بیشترِ منابع موجود، مباحث مرتبط با مقولات دستوری (از جمله اسم، فعل، صفت، قید، زمان، نمود، وجه، جهت، شخص، شمار، جنس، حالت، حروف اضافه و ربط و نظامهای حالت) را به صورت فصلهایی پراکنده در کتابهای جامع دستور زبانِ فارسی یا دستورِ دیگر گویشهای ایرانی بررسی نموده و کمتر کتابی به صورت مجزا و متمرکز و در قالب تک نگاشتهای زبانشناختی (آنگونه که در دنیای زبانشناسی در غرب مرسوم است) به این موضوعات پرداخته است.
بررسی بازار نشر آثار زبانشناسی در ایران، نشان میدهد که بیشترِ کتابهای منتشر شده (ترجمه و تألیف)، یا رویکردی کلاننگر و فرامقولهای به کلیات علم زبانشناسی و نظریههای وابسته به آن دارند (با عناوینی چون: کاربردشناسی، درآمدی بر معناشناسی، درآمدی بر تحلیل گفتمان و راهنمای زبانشناسی شناختی) و یا در قالبِ فرهنگهای توصیفی و توصیف دستور زبانها به رشتۀ تحریر درآمدهاند.
بدین سبب، واکاوی عمیق، نظریهبنیاد و دادهمحورِ مقولات دستوری در زبانها و گویشهای ایرانی بیشتر بر دوش مقالات، پایاننامهها و رسالههای زبانشناسی بودهاست.
پیامد مستقیمِ این سترونیِ ساختاری، مغفول ماندن و عدم تمرکزِ آثار مکتوب بر جستارهای ژرفاندیش، مستقل، جزءنگر و تیزبینانه پیرامون مقولههای دستوری زبانهای ایرانی به عنوان هستۀ بنیادین نقد دستوری است، آنجا که مقولات دستوریِ شگفتانگیز در زبانهای ایرانی به جای تبیینشدن در قالب تکنگاشتهای جامع و تخصصی، به صورت مفاهیمی تقلیلیافته در شالودۀ نظامهای نحوی یا صرفی، مطرح شده و یا مابینِ فصول کتابهای عمومیِ دستور پراکنده میشوند.
شاید یکی از دلایل این خلأ در مجموعۀ منابع تخصصیِ دستوری، عدم انتشار رسالههای دکتری زبانشناسی به صورت کتاب، همانند کشورهای اروپایی است.
بر اساس قوانین دانشگاهیِ برخی از این کشورها (مانند قانون Veröffentlichungspflicht در آلمان)،
تا زمانی که رسالۀ دکتری به صورت عمومی چاپ و منتشر نشود، مدرک نهایی و عنوان رسمی «دکتر» به دانشجو اعطا نمیشود. هدف از این کار، در دسترس قرار دادن دستاوردهای علمی برای عموم و جامعۀ دانشگاهی است.
در این میان، مایۀ بسی خرسندی است که شاهد انتشارِ کتاب وزینِ «وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی: رویکردی شناختی» به قلمِ زبانشناس توانمند جناب آقای دکتر «پارسا بامشادی»، از انتشارات گرانارجِ «نویسۀ پارسی» هستیم. نمونهای شایسته و بایسته از تکنگاشتهای تخصصی در خصوص مقولات دستوری زبان فارسی.
آقای دکتر پارسا بامشادی در اثر ارزشمندشان با بهرهگیری از مفاهیم نظری و ابزارهای تحلیلی (سه نظریۀ دستور شناختی، معناشناسی قاب و ساختواژۀ ساخت) کوشیدهاند چارچوبی شناختی برای توصیف فرایند وندافزایی به ستاک فعل فارسی ارائه دهند.
این تکنگاشت، تلاشی است ارزنده برای تشریح انگارۀ پیشنهادیِ نویسنده و کاربستِ آن در واکاوی برخی از پسوندها و پیشوندهای فعلی زبان فارسی و پاسخی درخور و بسزا برای سویهها و گوشههای قابلِ جستوجو، پرسمانهایی برای کندوکاو و موضوعهایی که برای گفتوگو در حوزۀ ساختواژۀ زبان فارسی پیش روی ماست.
به باور نویسنده، این اثر، نخستین گام در این مسیر دشوار است و برداشتنِ هر گام، راههای تازۀ نرفتهای را در برابر چشمان ما پدیدار میکند.
امید که این گامِ نخست، چنان نویدبخش و امیدآفرین باشد که ساختواژهپژوهانی دیگر را به اندیشهورزی، پرسشگری و پژوهندگی در این راه و رویکرد ترغیب سازد.
بیش باد
ایدون باد
ایدونتر باد.
/channel/HistoricalLinguistics
روشنفکران ایران، از تیم ملی فوتبال کشورتان حمایت کنید!
روشنفکران امروز ما به لحاظ رسالت اجتماعی همچنان در سطح روشنفکران دههٔ ۱۳۴۰ باقی ماندهاند، زیرا هدفشان نه راهنمایی تودهٔ مردم یا اعتلای افکار آنان، بلکه پیروی از سلایق و خواستههای آنان است! البته یک تفاوت مهم هم بین این دو گروه وجود دارد و آن اینکه روشنفکران آن زمان تلگرام و اینستاگرام نداشتند تا نگران کم و زیاد شدن تعداد «فالوور»هایشان باشند و مدام از این قضیه خبر بگیرند! در مورد استثناءها حرف نمیزنم، اما شاید همین امر از جمله عواملی بوده که سبب شده است تا روشنفکران امروز ما اندکی شبیه به سلبریتیها بشوند، و مثلاً در تمام مدت جنگ سکوت پیشه کنند و برخلاف دوران قبل از جنگ که دربارهٔ کوچکترین مسئلهای اظهار نظر میکردند، حال هیچ سخنی بر زبان نیاورند...!
باری مسابقات ورزشی، مانند فعالیتهای فرهنگی، هیچ ربطی به مسائل سیاسی ندارند. اعضای شرکت کننده در این قبیل فعالیتها و مخصوصاً در فعالیتهای ورزشی، خودشان را از پایینترین طبقات اجتماعی به بالا میکشند و به همین دلیل نیز تیمهای ورزشی ملی، در تمام جوامع مبدل به نهادهای قدرتمندی برای ایجاد وحدت و شور ملی میشوند. حمایت از تیمهای ورزشی، خاصه در عرصههای بینالمللی، به معنای حمایت از ایران و وحدت ملی است و هیچ ربطی به سیاست ندارد. آنها که فعالیتهای فرهنگی را «عادیسازی» مینامند، و از شکست تیمهای ملی کشورشان شاد میشوند، باید بدانند که دانسته یا ندانسته از تجزیهٔ ایران و شکست آن در مقابل نیروهای خارجی و متجاوز دفاع میکنند. هواداری از تیم ملی فوتبال هیچ معنایی جز هواداری از ایران و تقویت پیوندهای ملی ندارد، و واقعاً نمیفهمم چگونه میتوان از تلاشهای جوانان هموطنی که سالها برای درخشش در صحنههای بینالمللی زحمت کشیدهاند، قدردانی نکرد و یا از شکستشان شادمان شد. این بلایی بود که اسراییل و عواملش همچون «ایران اینترنشنال» و «من و تو» بر سر مردم ایران آوردند، و حالا بهترین زمان برای رهایی از شر این القائات مسموم است.
روشنفکران ایرانی باید از تیم ملی فوتبال کشورشان و از جوانان زحمتکش هموطنشان حمایت کنند! این جوانان با چنگ و دندان خود را به تیم ملی و سپس به جام جهانی رساندهاند، و حال میخواهند تواناییهای خودشان را به رخ جهانیان بکشند و پرچم این مملکت را به اهتزاز دربیاورند. باشد که از پیروزیشان شادمان شویم و از شکستشان اندوهگین!
حذف شدن مصوتها در هنگام ساخت بعضی از واژههای یونانی و لاتین که وارد انگلیسی شدهاند:
هرگاه به دنبال مصوت پایانی یک تکواژ، مصوت دیگری بیاید، اکثر اوقات آن مصوت پایانی حذف میشود. مانند:
cello + ist = cellist
نوازنده ویولنسل
در خود کلمه cello به معنی 'ویولنسل' مصوت o به تلفظ درمیآید، اما وقتی که پسوند ist- میگیرد، مصوت o حذف میشود. البته حذف شدن e گنگ از آخر کلمات انگلیسی هیچ ارتباطی به این قاعده ندارد:
nude + ist = nudist
مثال دیگر:
America + an = American
آمریکایی
میدانید که کلمه America برگرفته از واژه لاتین Americus است که نام کاشف و دریانورد ایتالیایی آمریکو وسپوس یا آمریگو وسپوچی Amerigo Vespucci است که وی در سال 1501 با کشتی به آمریکای جنوبی سفر کرد و برای اولین بار نشان داد که برخلاف نظر کریستف کلمب، برزیل و سواحل هند غربی (جزایر دریای کارائیب) هیچ ربطی به هند یا هندوستان آسیا ندارد و در واقع دنیای جدیدی برای ساکنان قارههای اروپا، آسیا و آفریقا محسوب میشود.
این قانون حذف مصوت پایانی نه تنها در مورد افزودن پسوندها به بنها صادق است بلکه در مورد پیشوندها نیز به کار میرود. مانند:
Anti + Arctic = Antarctic
قطب جنوب
می دانید که anti پیشوند است به معنی "ضد" و خود the Arctic هم بهمعنی 'قطب شمال' است که از کلمه arcticus لاتین گرفته شده و از arktikos یونانی به معنی خرس و یا دباکبر Ursa Major میآید. مثال دیگر:
anti + agon + ize = antagonize
کسی را با خود بد کردن و دشمن ساختن، که از مصدر antagonizesthai یونانی به معنی 'جنگیدن' میآید و آن هم در نهایت از ریشه agon به معنی 'مبارزه' میآید.
همچنین در زبان یونانی گاهی قبل از مصوت جزء دوم، یک/h/ هم وجود دارد که آن هم اغلب اوقات حذف میشود، البته نه همیشه. مانند:
ana + hode = anode
قطب مثبت الکترود
cata + hode = cathode
قطب منفی الکترود
در زبان یونانی پیشوند ana به معنی 'بالا' و پیشوند kata به معنی 'پایین'
و ریشه hodos به معنی 'راه' است
کلمه method هم از همین ریشه است که با پیشوند meta ساخته میشود.
البته در خط یونانی صامت h وجود ندارد ولی واکههای ساده و مرکب و همچنین حرف rho میتوانند به صورتهای
smooth breathing و
rough breathing
خوانده شوند که در صورت دوم یعنی در حالت rough breathing در خط لاتین با حرف h نشان داده می شوند.
#فریبرز_کوچکی_زاد
🇮🇷 @linguiran
«هدف من از خواندنِ زبانشناسی، بررسی زبان فارسی بود. یعنی من زبانشناسی را اصلاً بهخاطر تئوری نخواندم، بلکه رفتم آنجا [=فرانسه] روش یاد بگیرم برای مطالعهی زبان فارسی.»
- دکتر علیاشرف صادقی
◾️جشننامهی دکتر علیاشرف صادقی/ بهکوشش امید طبیبزاده/ ص۶/ نشر هرمس/ ۱۳۸۲
@LingBrain
یادداشت آقای #احمدرضا_ممدوحی در پیِ درگذشتِ پروبال داشگوپتا، زبانشناس و اثرگذارترین چهره معاصر اسپرانتو
🇮🇷 @linguiran
ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺣﺮﻭﻑ ﻭ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ پیش ﺍﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎههاﯼ ﺳﯿﺎﺭ ﻫﻮشمند
#فاطمه_جوادی
#فرانک_فتوحی_قزوینی
🇮🇷 @linguiran
پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده شهیدشان در جایگاه برای وداع مردم در مصلی تهران قرار گرفت.
🏴 @linguiran
دوره آنلاین آموزش جامع ترجمه
به روش کوچینگ فقط در ۴ ماه
🔸 مربی شخصی تا انتهای دوره
🔸 امکان پرداخت قسطی بدون سود
🔸 ۱۶ جلسه کارگاه رفع اشکال آنلاین
🔸 مدرک معتبر و رسمی از دانشگاه گیلان
⚜️ با ضمانت رسمی بازگشت وجه در صورت عدم یادگیری دانشجو
@Leeko_Support | www.Leeko.net
⬇️ تعیین سطح و مشاوره رایگان ⬇️
سومین شماره «آگاهه» خبرنامه انجمن زبانشناسی ایران منتشر شد.
Читать полностью…
یک روزی میفهمید، واقعیت با آن چیزی که میگفتند فرق داشت.
#جمله_امروز
🇮🇷 @linguiran
امروز، آخرین فرصت ثبتنام در پذیرش کاردانی به کارشناسی است.
داوطلبان دوره کاردانی به کارشناسی ناپیوسته سال ۱۴۰۵ تا امروز پنجم تیر برای ثبتنام و انتخاب رشته مهلت دارند.
🇮🇷 @linguiran
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللّٰهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَ عَلَىٰ أَوْلادِ الْحُسَيْنِ، وَ عَلَىٰ أَصْحابِ الْحُسَيْنِ
فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را تسلیت میگوییم.
🏴 @linguiran
.
✅ یکم تیرماه، جشن آب پاشونک
در ایران باستان
📍جشن «آب پاشونک» (که با نامهای جشن آب، آبریزان، نوروز طبری، جشن سرشور و اول تووستونی نیز شناخته میشود) یکی از کهنترین آیینهای ایرانیان است که با محوریت آب، باران و استقبال از فصل گرما برگزار میگردید
📍جشن آب پاشونک یا جشن اول تووستونی (تابستانی)، مراسمی است که در ایران باستان در روز اول تابستان برگزار میشد.
📍ایرانیان در این روز از خانه ها بیرون می آمدند و در کنار رودخانه و آبریزها جمع می شدند و با توجه به گرمای هوا به یکدیگر آ ب می پاشیدند و در رودخانه ها سرو تن می شستند.
📍این جشن ریشه در چرخه طبیعی آبوهوای ایران داشته و هدف آن تقدیس آب، شکرگزاری برای برداشت گندم و درخواست باران برای فصلهای خشک پیش رو بوده است
📍به طور خلاصه،جشن آب پاشونک در ایران باستان عمدتاً در یکم تیرماه (اولین روز تابستان) به عنوان جشن شکرگزاری و استقبال از گرما برگزار میشد، اما آیین آبپاشی به عنوان نمادی از برکت و رهایی از خشکسالی، در سیزدهم تیرماه (جشن تیرگان) نیز به صورت گسترده و به عنوان یک سنت دیرینه اجرا میگردید.
✍ علی نیکخواه
۴۰۵/۴/۱
/channel/HaftCHin1023
يادگيری لغات انگليسی از طريق ريشه يونانی و لاتين
🇮🇷 @linguiran
فاصلهٔ ما تا دویدن پشتِ کامیونِ غذا و آبِ سازمانِ ملل، فقط تولیدات #حسن_طهرانی_مقدم بود و هست...
#جمله_امروز
🇮🇷 @linguiran
«بخواب آروم»
#زانکو
#میناب
#بچههای_میناب
🇮🇷 @linguiran
عبارت «ایدی و بانیو» در واقع تلفظ عامیانه و شنیداری جملهی امری و معروفِ روسی «Иди в баню» است.
اگر بخواهیم این عبارت را کلمه به کلمه ترجمه کنیم، یعنی: «برو به حمام!» (یا برو سونای سنتی روسی). اما در زبان روسی، این جمله معنای تحتاللفظی ندارد و یک اصطلاح عامیانه و کنایهآمیز (Slang) است.
در ادامه کاربرد و معنای دقیق آن را با هم بررسی میکنیم:
این عبارت زمانی استفاده میشود که کسی میخواهد به شخص دیگری بگوید: «دست از سرم بردار»، «برو پی کارت»، «ولم کن» یا «حرف بیخود نزن».
وقتی یک روس این جمله را به کار میبرد، یعنی از دست پیله کردنها، حرفهای بیمنطق، شوخیهای لوس یا اصرار بیش از حد طرف مقابل کلافه شده است.
سوالی که پیش می آید این است که آیا این عبارت فحش است؟
خوشبختانه این عبارت فحش رکیک یا ناموسی محسوب نمیشود. در زبان روسی به این دستهبندی از کلمات «توهین ملایم» میگویند.
اگر با لحن تند همراه باشد میتواند نوعی «دنبال نخود سیاه فرستادن» باشد.
اگر با لحن دوستانه: همراه باشد زمانی که کسی یک خالیبندی یا حرف غیرقابلباور میزند، از این عبارت برایش استفاده میشود (معادلِ «برو بابا شوخی نکن!» یا «برو دورت بگردم، خالی نبند!»).
📌 ریشه تاریخی این اصطلاح چیست؟
شاید بپرسید چرا «حمام»؟ در فرهنگ قدیم روسیه، «بانیا» (حمام سنتی) فقط جای شستشو نبود؛ بلکه اعتقاد داشتند جنها و ارواح پلید (به نام بانیِک) در زمانهای خاصی از شب در آنجا ساکن میشوند. فرستادن کسی به حمام در آن زمان، مثل این بود که او را به جایگاه ارواح خبیثه بفرستند تا دست از سر افراد خانه بردارد. به مرور زمان، این باور از بین رفت اما اصطلاح آن به معنی «رفع زحمت کردن» باقی ماند.
📌یک نکته کاربردی: اگر در خیابانهای مسکو و در یک جمع روس یا در یک گفتگوی رسمی هستید، بهتر است از این عبارت استفاده نکنید چون بیادبی محسوب میشود.
@mir_today
افرادی که به دو زبان صحبت میکنند ممکن است در هنگام استفاده از هر زبان، شخصیت خود را نیز بهطور ناخودآگاه تغییر دهند!
🇮🇷 @linguiran
واژهنامه #زبانشناسی بهصورت آنلاین که دو هزار واژه دارد. چنانچه اصلاحی را لازم دانستید یا پیشنهادی داشتید لطفا در همان لینک ارسال کنید.
Linguistics Dictionary
https://www.persianlearner.com/pages/linguistics.php
🇮🇷 @linguiran
🧨🔔خیلیا اصرار کردن دوباره لینک vip رایگان و بزارم
👈این شانس اونایی بوده ک انلاین بودن
ی بار ی شانس دیگه میدم ب بقیه انلاینیا😉
لینک vip👇✅
/channel/addlist/jZHakzJbmGUwYmRk
🔥🔔پیشنهاد ویژه امشب 👈
محصولات ارگانیک خاص
@organicketo
ثمره ریشهشناسی در فهم معانی قرآن کریم
دکتر #احمد_پاکتچی
تهیه و تنظیم: مصطفی شاکری
🇮🇷 @linguiran