4834
#اشتراکگذاری_با_ذکر_منبع ما بە فلسفه، برنامهریزیها و سیاست و نگرش زبانی انواع گویشها، چندزبانگی، نشانەشناسی تحلیل گفتمان، آموزش زبان، زبانشناسی نظری و کاربردی و رویکردهای مختلف زبانی میپردازیم لینک ابتدای کانال👇 https://t.me/linguisticsacademy/3
#زبان اندام در انسان
انسان موجودی ست انداممند. به خلاف موجودات دیگر، انسان با تمام اندامهای ظاهریاش سیگنالهای معنادار میفرستد. انسان از طریق اندامش همان کاری را میکند که از طریق زبانش میکند. تمام حرکات و سکنات اندامها در انسان، معناهای ویژهیی را مستفاد می کنند. البته هایدگر در مورد دست انسان اشارهای دارد، ولی از سایر اندامها و کارکرد اشاری و زبانی شان سخنی به میان نیاورده ، حال آنکه واجد زبانی ویژهاند. رقص در واقع، وحدت زبانی کلیه ی اندام هاست که همه در قالب زبان تن و نماینده ی آن قرار گرفتهاند. به تعبیر دیگر، در رقص، اندامهها به هیچ امر غیر تنانی اشاره نمی کنند، بلکه فقط تن و نیازهای آن مطرح است. در رقص، اندام ها کارکرد خود را تعطیل می کنند و فقط به تن اشاره دارند. انگار تمام اندام ها می گویند تن و نیازهای آن را دریابید. به همین دلیل است که بعضی ادیان با رقص مخالفند. زیرا حضور رقص یعنی حضور تمرکز بر تن و غیاب روح و نادیده گرفتن معنویت های غیر تنانی. به خلاف رقص های عارفانه. در سماع و رقص های عرفانی که اغلب کاری با سختگیری های شریعت ندارند، این جرئت را می یابند که با مستمسک قرار دادن وجدی تنانی، اشاره گر به وجدی روحانی باشند. یعنی خلسه ی تنانی، امر معقول را به هیات محسوس در می آورد.
(نوشتهی کاظم عابدینی)
@linguisticsacademy
http://t.me/linguisticsacademy
مقدمه: زبان رقص
زبان رقص زبان نشانه است و نماد. همچنان که سیستم تکلم انسانی، وسیله ای است ارتباطی که از نظام موجود در ساختارها و سازمان های اجتماعی و فرهنگی نشأت گرفته است، رقص نیز به عنوان یکی از انواع هنرهای انسانی (هنر مردمی)، زبانی ویژه و منحصر به خود را دارد ، که در واقع ارجاع به چیزهایی است که در داخل شبکه های اجتماعی- فرهنگی (شیوه های زیست عمومی) موجود می باشد. وجود زبان و نشانه های موجود در حرکات رقص در میان انواع دیگر غیر انسانی (جانوران) می تواند مفهوم و کارکرد رقص و زبان آن را حتی عمیق تر و بنیانی تر از آنچه که در اذهان است بنمایاند. رقص، زبانی است برای بیان "شیوه زیستی خاص"؛ یعنی به ظهور رساندن "فرهنگ مردمی ویژه" که حاصل بازنمود شده زندگی در رفتار و تفکر آنان است. به عبارت دیگر رقص تنها عرصه ای است که نحوه زندگی و زیست در عالی ترین و خالص ترین سطح به بیان می رسد؛
http://t.me/linguisticsacademy
چراکه رقص همراه است با شدیدترین بروز و ظهور احساسات و شورها (passion) ی برآمده از درونی ترین ادراکات عاملان رقص از معنای زندگی و فلسفه هستی آن. زبان و نشانه های شورمند رقص در اوج بسیار بالای خود تمامی حوزه های زندگی (اسطوره، ادبیات، موسیقی، تاریخ، اقتصاد و حتی سیاست) را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را در قالب حرکات فردی و یا دسته جمعی موزون و ریتمیک اش برای مخاطبان (خود و دیگری) به نمایش درمی آورد. قدرت و نیرویی که در زبان رقص های فولکلوریک وجود دارد، در ایفای مناسکی (ritual) آن است. روایتی که از حقیقتی از زندگی سخن می گوید و آن را با تمام اجزای وجود (به خاطر والاترین ارزش بودن "زندگی") به صحنه بیان نمایشی درمی آورد. اما زبان حکایت و یا روایت آن در مورد وقایعی از بخش های متنوع زندگی (ازدواج، جنگ، تولد، سوگ و ... ) در واژگان و کلمات ظهور نمی یابد؛ بلکه در علائم، نشانه ها و نمادهای قراردادی این وقایع ظاهر می شود. همین نمادگرایی (symbolism) غنی و پرمایه در رقص های فولکلوریک است که نیاز به رمز گشایی نمادها و نشانه ها (لوی استراوس) را برای تعبیرگران آن لازم می دارد. برای فهم چنین زبان نماد آلود رقص، بایستی مخاطب زبان بستر فرهنگی آن قوم خاص را تا حدود قابل قبولی بشناسد، تا بتواند به کشف رمز و کشف نماد و نهایتاً به معناسازی برسد. از این طریق است که از "زبان نمادین رقص" به سوی مفاهیمی که رقص در هدف خود گنجانیده است دست می یابد؛ فرایندی که از دریافت (reception) تا ادراک (perception) طی می شود و فهمی را از "نوع دیگری از زندگی" (سبکی دیگر) در مخاطب ایجاد می کند. وجود عنصر "ابهام" در این فرایند معنایابی و معنادهی بسیار قابل ملاحظه خواهد بود؛ به ویژه که واژگان معمول در زبان رقص به صفر می رسد و تنها عناصر نمادین و ساختارهای در کنار هم قرار یافته ژست ها (gestures) و حرکات شروع به تکلم می کنند و همین امر باعث می شود تا کانل تعبیر و تفسیر از زبان رقص با تکثر و تنوعی و برخی اوقات نیز بدفهمی رخ دهد؛ البته این فهم زبانی بسته به روشنی و شفافیت بیان فرد یا گروه رقص از یک سو و قدرت و عمق خزانه داده های اجتماعی- فرهنگی و تاریخی مخاطب می باشد.
ادامە در وبلاگ انسان شناسی و فرهنگ
http://t.me/linguisticsacademy
پیوند مادران دو زبانه با فرزندانشان با وجود تغییر زبان همچنان قوی است
https://parsi.euronews.com/health/2026/02/21/bilingual-mums-bond-with-children-is-strong-despite-switching-languages-study
An empirical investigation of Spolsky's framework applied to family language policy
Читать полностью…
استرالیا نخستین کشوری شد که دسترسی افراد زیر ۱۶ سال به رسانههای اجتماعی یا سوشال میدیا را ممنوع کرد. به این ترتیب از این به بعد، کودکان و نوجوانان زیر ۱۶ سال این کشور به پلتفرمهایی همچون فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرم و تیکتاک دسترسی نخواهند داشت.
۱۰ پلتفرم بزرگ و اصلی شبکههای اجتماعی موظف شده بودند که از نیمهشب سهشنبه ۱۸ آذر به وقت استرالیا ( ۱۶:۳۰ به وقت ایران)، دسترسی کودکان را قطع کنند. در غیر این صورت با جریمهای نزدیک به ۵۰ میلیون دلار استرالیا، معادل ۳۳ میلیون دلار آمریکا روبهرو خواهند شد.
قانون جدید استرالیا با انتقاد و مخالفت شرکتهای بزرگ فناوری و همچنین مدافعان آزادی بیان روبهرو شده است، اما بسیاری از خانوادهها و فعالان حقوق کودک از آن استقبال کردهاند.
در پی افزایش نگرانیها دربارهٔ تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت و امنیت کودکان، چندین کشور دیگر هم نحوه اجرای این قانون جدید در استرالیا را به دقت زیر نظر گرفتهاند.
Australia begins enforcing world-first teen social media ban | Reuters
https://www.reuters.com/legal/litigation/australia-social-media-ban-takes-effect-world-first-2025-12-09/
@linguisticsacademy
آرامشبخشترین موسیقیهای بیکلام در
🔻 @RadioRelax
متنهای انگیزشی
🔻 @khalse_daroon
اشعار ناب و کمیاب
🔻 @moshere
گلچین کتابهای صوتی PDF
🔻 @ketabegoia
انگلیسی مبتدی تا پیشرفته کودک و بزرگسال
🔻 @RealEnConversations
راهنمایی و مشاوره رایگان روانکاوی
🔻 @NEORAVANKAVI
به وقت کتاب
🔻 @DeyrBook
آموزشهای تخصصی زبان انگلیسی
🔻 @WritingandGrammar1
ترکی آسان در کوتاهترین زمان
🔻 @turkce_ogretmenimiz
تراپی؟ بله ممنون سلامت روانم مهمه.
🔻 @hamsafarbamah
واجهای عشق
🔻 @vaj_hay_eshgh
کتابهای(صوتی) «کاملارایگان»
🔻 @PARSHANGBOOK
جامعهشناسی کاربردی | نظریهها و مفاهیم
🔻 @A_Quick_look_at_Sociology
آموزش رایگان نویسندگی
🔻 @anahelanjoman
متن دلنشین
🔻 @aram380
عربی برای سفر
🔻 @arabictranslation90
تمرکز روی خودم !!!
🔻 @shine41
نویسندگان بزرگ جهان(𝐏𝐃𝐅)
🔻 @PARSHANGBOOK_PDF
آموزش رایگان مشاغل خانگی
🔻 @honarkadeh_aftab96
سماور زغالی
🔻 @Khonehghadimi
آموزش فنّ ِبیان و گویندگی
🔻 @amoozeshegooyandegi
مجله فرهنگی-هنری / بابونه /
🔻 @BABOOUNEH
یک بغل شعر
🔻 @Bi_Molaahezeh
برشی از کتاب
🔻 @yetikeazketab
کتابخانه فایل صوتی
🔻 @omidearasbaran1
آموزش عربی
🔻 @Dabiranarabi
هفت نوع استراحت که نیاز داری!!
🔻 @Mind_plussss
گلستان سعدی با معنی
🔻 @kidsbook7
کافه میم
🔻 @cafeemiim
حسِ خوبِ آرامش + انرژیمثبت
🔻 @RangiRangitel
کانال مناسبتها
🔻 @kanale_monasebatha
آموزش نویسندگی رایگان
🔻 @amozshalpha
برنامهریزی موفقیت
🔻 @ravanshenasi_movafagh
هنرمندان برتر جهان
🔻 @Adabiate_art20
چطوری بدون باشگاه لاغر بمونیم
🔻 @MaryamTeam
نوشتن و خلاقیت
🔻 @Alefbayeneveshtan
دوره تقویت لیسینینگ با سخنرانی
🔻 @english_ielts_garden
مطالعات زبانشناختی
🔻 @linguisticsacademy
غزلیات حافظ / رباعیات خیام
🔻 @GHAZALAK1
ادبیات معاصر
🔻 @naabn
نکات روانشناسی زندگی
🔻 @romanceword
آرشیو کاملی از آشپزی ایرانی و بینالمللی
🔻 @telefoodgram
⟨اشعار ناب و ماندگار⟩
🔻 @delaviztarin_sher_jahan
داستان کوتاه / رمانخوانی گروهی
🔻 @FICTION_12
هنر ارتباط با دیگران
🔻 @Adab_Moasheratt
سرزمین ((پیانو))
🔻 @Pianolandhk50
زیباییهای آفرینش
🔻 @stiiiiicker
زبانشناسی
🔻 @linguiran
کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
🔻 @anjomanenevisandegan_ir
انگلیسی را اصولی و حرفهای بیاموز
🔻 @novinenglish_new
فیلم و سریال روانشناسی
🔻 @FILMRAVANKAVI
بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
🔻 @matlabravanshenasi
زیباترین شعر و متن کوتاه
🔻 @kahkeshan_eshge
کافه "روانشناسی "
🔻 @majallezendegii
تقویت (مکالمه) با ۴۱۸ کارتون چند دقیقهای
🔻 @EnglishCartoonn2024
هماهنگی برای لیست:
🔻 @Fiction30
https://sociolinguistics.journals.pnu.ac.ir/article_12033.html
@linguisticsacademy
اثر زبان خارجی (Foreign-Language Effect)
یکی از یافتههای موج سوم علوم شناختی این است که وقتی افراد به زبان دوم فکر میکنند یا تصمیم میگیرند، انتخابهایشان با زمانی که از زبان مادری استفاده میکنند، تفاوت قابل توجهی دارد. این پدیده به نام اثر زبان خارجی شناخته میشود.
شرح آزمایش معروف (مساله قطار در اخلاق، Trolley Problem)
از شرکتکنندگان خواسته شد تا به یک معضل اخلاقی کلاسیک پاسخ دهند:
یک قطار در حال حرکت به سمت پنج کارگر است که روی ریل گیر افتادهاند و خواهند مرد. شما کنار اهرمی ایستادهاید که با کشیدن آن، قطار به ریل دیگری هدایت میشود، اما در آن ریل یک کارگر تنها وجود دارد که او نیز کشته خواهد شد. آیا اهرم را میکشید؟
نتایج جالب
وقتی شرکتکنندگان این پرسش را به زبان مادری خود میخواندند، پاسخها اغلب احساسیتر بود. بسیاری حاضر نمیشدند اهرم را بکشند، زیرا احساس میکردند مستقیماً مسئول مرگ آن یک نفر خواهند شد.
اما وقتی همان پرسش به زبان دوم مطرح میشد، پاسخها منطقیتر و فایدهگرایانه (Utilitarian) بودند. درصد بیشتری از افراد حاضر شدند برای نجات پنج نفر، یک نفر را قربانی کنند.
به بیان دیگر، زبان دوم باعث ایجاد فاصلهگیری روانی شده و بار احساسی موقعیت را کاهش میداد.
چرا چنین پدیدهای رخ میدهد؟
پژوهشگران دو مکانیزم اصلی را برای توضیح این اثر پیشنهاد دادهاند:
1. کاهش بار عاطفی زبان (Reduced Emotional Resonance):
زبان مادری از کودکی با خاطرات و تجربههای هیجانی ما گره خورده است. کلمات آن بار احساسی شدیدی دارند. در مقابل، زبان دوم معمولاً در محیطی آموزشی و خنثیتر (مثل کلاس درس) فرا گرفته میشود و به همین دلیل، کمتر با واکنشهای عاطفی ناخودآگاه پیوند دارد.
2. افزایش پردازش تحلیلی (Increased Analytical Processing):
فکر کردن به زبان دوم نیازمند تلاش و تمرکز بیشتری است. همین فرایند، بخشهای تحلیلی مغز (مانند قشر پیشپیشانی) را فعالتر میکند و از غلبهی پردازش شهودی و سریع که معمولاً تحت تأثیر هیجانهاست، میکاهد. به بیان ساده، مغز هنگام استفاده از زبان دوم «آهستهتر و دقیقتر» فکر میکند.
«اثر زبان خارجی» نشان میدهد که زبان بیش از ابزارِ انتقال معناست: زبان یک قابِ شناختی و عاطفی است که میتواند چارچوب تفکر و اولویتهای ما را جابهجا کند.
ارجحیت تنوع زبانی بر تکزبانی: دفاعی شناختی-تکاملی
نگریستن از منظری علمی به موضوعاتی که اساساً ایدئولوژیزده شدهاند، اگر نگوییم ناممکن، لااقل بسیار سخت است.
بهخلافِ این تصور نادرست که تکزبانی، بهویژه از طریق یک زبانِ رسمیِ واحد راه رسیدن به وحدت و کارایی است، شواهد و استدلالهای قوی نشان میدهند که تنوع زبانی، هم در سطح فردی و هم در سطح گروهی، نه تنها یک واقعیت طبیعی، بلکه یک مزیت و برتری انکارناپذیر است. این دفاعیه بر منافع شناختی فردی، قابلیتِ حل مسئله و نوآوریِ گروهی با تأکید بر نقش استعارهها، و اهمیت تکاملی تنوع استوار است.
در سطح فردی
شواهد علمی به روشنی نشان میدهند که افراد دو یا چندزبانه از مغزی ورزیدهتر بهرهمندند. مدیریت همزمان چند نظام زبانی، کارکردهای اجرایی مغز مانند انعطافپذیری شناختی و حافظهی کاری را تقویت میکند. اینها مهارتهایی بنیادینیاند که در تمام جنبههای یادگیری و حل مسئله کاربرد دارند. این افراد همچنین آگاهی فرازبانی عمیقتری دارند. از مجالده تقدم زبان و تفکر که در گذریم تردیدی نیست که زبان، هم به لحاظ ساختاری و هم به لحاظ غنای استعاری، تفکر را قاببندی میکند. این انعطافپذیری شناختی بیشتر، به تفکر خلاق و یافتن راهحلهای بدیعتر برای مسائل میانجامد. علاوه بر این، استفاده از چند زبان، ذخیرهی شناختی ایجاد میکند که میتواند سلامت مغز را در دوران سالمندی بهبود بخشد و بروز علائم زوال عقل مانند آلزایمر را به تأخیر اندازد. در مقابل، تکزبانی، فرد را از این تمرینهای غنی شناختی و آگاهی نسبت به تنوع چارچوبهای مفهومی محروم، و به یک نظام زبانی-شناختی واحد محدود میسازد.
در سطح گروهی
این برتری فردی به سطح گروهی نیز تسری مییابد و در اینجا نقش استعارهها برجستهتر میشود. جوامع و گروههایی که تنوع زبانی را در خود جای دادهاند، به مخزن غنیتری از دانش، دیدگاهها و تجربیات دسترسی دارند. هر زبان، نه تنها حامل تاریخ و فرهنگ، بلکه حامل نظامهای استعاری منحصربهفردی است که شیوههای بنیادین نگریستن به جهان و صورتبندی مفاهیم انتزاعی را شکل میدهند. استعارهها صرفاً آرایههای ادبی نیستند، بلکه ابزارهای شناختی قدرتمندیاند که بر درک ما از مسائل، نحوهی استدلال و راهحلهایی که متصور میشویم، تأثیر میگذارند. تنوع زبانی به معنای دسترسی به مجموعهای وسیعتر از این ابزارهای استعاری است. یک مشکل واحد ممکن است در زبانهای مختلف، و به کمک استعارههای متفاوت، به انحاء متفاوتی صورتبندی شود و در هر صورتبندی مسیرهای متفاوتی برای راهحل و نظریهپردازی گشوده میشود. این غنای استعاری مستقیماً به غنا در راهحلها و تنوع نظریهها میانجامد، زیرا تلاقی این دیدگاههای مختلف، همانطور که مطالعات روی تیمهای چندفرهنگی نشان میدهند، پتانسیل نوآوری و خلاقیت گروه را به شدت افزایش میدهد. این تنوع به تحلیل عمیقتر مسائل و یافتن راهحلهای جامعتر کمک میکند و پایههای یک انسجام واقعی مبتنی بر احترام متقابل و احساس تعلق همهی گروهها را بنا مینهد.
از منظر تکاملی
اهمیت این تنوع از منظر تکاملی نیز قابل بررسی است. زبان یک سازگاری مهم برای انسان است و تنوع زبانی، محصول طبیعی فرآیندهای تکاملیست. این تنوع، نه فقط در سطح واژگان و دستور زبان، بلکه در سطح نظامهای مفهومی و استعاری که هر زبان برای درک جهان توسعه داده است وجود دارد. همانطور که تنوع زیستی برای سلامت و پایداری اکوسیستمها حیاتی است، تنوع زبانی نیز انعطافپذیری و مقاومت جامعهی انسانی را در برابر معضلات افزایش میدهد. هر زبان، با استعارهها و چارچوبهای مفهومی تکاملیافتهاش، مجموعهای از ابزارها برای بقا و پیشرفت است. از دست دادن زبانها، به معنای از دست دادن بخشی از این میراث تکاملی و کاهش زرادخانه مفهومی و استعاری ما برای مواجهه با ناشناختههای آینده است؛ در حالیکه به اندازهی کافی در مقابل تغییرات آینده آسیبپذیر هستیم. تلاش برای تحمیل تکزبانی، اقدامی علیه این تنوع تکاملیافته و بهمثابهی کاهش عامدانهی قابلیت سازگاری مفهومی و شناختی جامعه است.
خلاصه
بنابراین، تنوع زبانی مشکلی که نیازمند راهحل باشد نیست؛ بلکه سرمایهای ارزشمند و مزیتی انکارناپذیر برای افراد و جوامع محسوب میشود. چنین تنوعی اذهان را توانمندتر و فرهنگها را غنیتر، جعبهابزار استعاری ما را وسیعتر و جوامع را نوآورتر، و در نهایت، گونه انسان را از نظر شناختی و فرهنگی سازگارتر و مقاومتر میسازد. ارجحیت تنوع زبانی بر تکزبانی یک واقعیت شناختی، اجتماعی و تکاملی است و هر سیاستی که به جای پذیرش و مدیریت آن، به سمت سرکوب و یکسانسازی زبانی حرکت کند، در نهایت به زیان فرد، جامعه و آیندهی کشور تمام خواهد شد.
حفظ و ترویج تنوع زبانی، سرمایهگذاری در خلاقیت و پایداری جمعی ماست.
هادی صمدی
@evophilosophy
Creative inquiry in applied linguistics : language,
communication and the arts.
@linguisticsacademy
دستور نظاممند نقشگرای هلیدی
ترجمه و گردآوری: نیلوفر ابراهیمی
🆔 @cog_linguistics
Advantages of a Multilingual Education in Today's Globalized World
https://banyantree.in/jaipur/advantages-of-a-multilingual-education-in-todays-globalized-world/
@linguisticsacademy
@litera9
کتاب ساختارگرایی_و_پساساختارگرایی
(رویکرد فلسفی)(حکایت قلم نوین)
توضیحات:
انتشارات حکایت قلم نوین منتشر کرد: وجه مشترک تمامی سنتهای معرفت شناختی تاکید بر پیوند عمیق میان ذهن و عین است. هرکدام بدون دیگری قادر نیست به تعین خویش بپردازد. اما در سنت تاریخی معرفت شناسی، جریان سوبژکتیوسم به عنوان جریان معرفت شناسی غالبا خود را تحمیل کرده است.
سوبژکتیوسم معرفت شناختی صرفا جریانی نبوده است که در دورهی جدید با فیلسوفانی نظیر دکارت و برکلی شکل گرفته باشد؛ بلکه همزمان با تکوین مفاهیم و دیدگاههای فلسفی توسط فیلسوفان سوفسطایی طرح شده است.
ذهن با عناصر و مقولههای خود دادههای حسی پراکنده جهان خارج را قالببندی و صورتبندی میند. بنابراین، هیچوقت با جهان خارج بماهو جهان خارج روبرو نیستیم؛ بلکه آن از دریچهی ذهن ما بر ما پدیدار میشود. اکنون ماهیت و حدود و ثغور جهان خارج چیست؟...تجربه آن چیزی است که انسان به مثابه تجربهی زندگی و حیات خود درمییابد.
زبان به مثابه سلاح
آیا زبان قابلیت تبدیل شدن به یک "سلاح" را دارد؟ این موضوعی است که سوشیال تئوریستهای انتقادی و محققان علوم اجتماعی به انحاء گوناگون به آن میپردازند و از آن با مفهوم "تسلیح زبان" یا "Weaponzing Language" استفاده میکنند. به عبارت دیگر، این وضعیتی است که "زبان" تبدیل به سلاح میشود. اما وقتی میگوییم زبان تبدیل به سلاح میشود این سخن به چه معناست؟ چگونه باید این مفهوم را درک کرد؟ این سخن را اینگونه میتوان تفسیر کرد که "زبان" امری اجتماعی است و مانند هر مقوله سوسیولوژیکال قابلیت اتصال به "قدرت" را دارد و از این منظر میتوان مدعی شد که زبان سلسلهمراتب اجتماعی را تعمیق و تشدید میکند. یکی از نظریهپردازان معاصر که به این مسئله در بستر هندوستان پرداخته است "ایلا نگار" یا Illa Nagar است. او در کتابش* به این نکته توجه میکند که حاکمیت کنونی هند که ذیل ایدئولوژی ناسیونالیستی افراطی هنود قرار دارد چگونه از زبان به عنوان سلاح علیه شهروندان مسلمان خود استفاده میکند. اما این تصور که این مقوله صرفاً در هندوستان در حال رخ دادن است با دادههای مطالعاتی سازگار نیست. زیرا این پدیده یک مقوله جهانی در بستر معاصر است. نمونههای بیشماری در منطقه و جهان وجود دارد که این مدعا را ثابت میکند. به عنوان مثال، مطالعات مختلف دانشگاهی و حقوق بشری نشان میدهد که دولت ترکیه از طریق سیاستهای اسیمیلاسیون، سرکوب و رتوریک تبعیضآمیز، پیوسته از زبان علیه کردها و اقلیتهای دیگر استفاده کرده است. این رویهها ریشه در ایدئولوژی بنیانگذار جمهوری ترکیه دارد که به دنبال ایجاد یک دولت-ملت همگن و ترکزبان بود. اما این شیوه از تسلیح زبان فقط مختص ترکیه نبوده بل ما میتوانیم آن را در روسیه، چین، انگلستان، فرانسه، و سوئد و حتی ایران هم مشاهده کنیم. اما آنچه از اواسط دهه نود شمسی در ایران شاهد آن هستیم نوعی از "تسلیح زبان" است که توسط برخی از نخبگان هدایت میشود که قابل مطالعه است. زیرا به زبان ایلا نگار "زبان تبدیل به سلاح" شده است تا به انحاء گوناگون سلسلهمراتب اجتماعی را تعمیق و تشدید کند. اما نکته نگران کننده این است که استفاده از زبان به عنوان سلاح برای تبعیض و "غیریتسازی" دیگران به عنوان اعضای یک گروه متخاصم، میتواند منجر به پیامدهای سیاسی و اجتماعی رادیکالی در یک جامعه شود. به عنوان مثال، محقق چینی "خو بیان" (Xu Bian) به این مسئله در نسبت با زبان ماندارین (زبان چینی) به مثابه یک سلاح در مقاله خود در سال ۲۰۲۲ در بستر چین اشاره کرده است. غیریتسازی دیگران که از طریق تسلیح زبان انجام میشود میتواند منجر به پیامدهای زیانبار در ساحت "همبستگی اجتماعی" گردد و دقیقاً همان مولفههایی که برخی نخبگان از طریق زبان تسلیحشده به دنبال آن هستند (یعنی همبستگی اجتماعی) را تضعیف خواهد کرد.
#سیدجواد_میری
*Weaponizing Language: Legislating a Hindu India.
فصلنامه علمی - پژوهشی زبانشناسی اجتماعی - فهرست مقالات
https://sociolinguistics.journals.pnu.ac.ir/issue_1833_1929.html
@linguisticsacademy
موهبت زبان مادری در بیرون از سرزمین پدری
اصطلاح «زبان مادری» همیشه مترادف با اصطلاح «زبان اول» نیست. زبان اول از نظر برخی از کارشناسان آن زبانی است که شخص بر آن مسلطتر است و در ارتباطات خود ترجیح میدهد اول از آن زبان استفاده کند و بیشتر به آن زبان فکر میکند. اکثر کسانی که در بزرگسالی شروع به یادگیری زبان میکنند زبان مادریشان برای همیشه زبان اولِ آنها میماند. ولی اگر شخص در کودکی وارد مدرسه و جامعهای شود که با زبان مادری او کاملاً بیگانه هستند، و مجبور شود در خارج از خانه همیشه به زبانی غیر از زبان مادری خود ارتباط برقرار کرده و اطلاعات کسب کند، به تدریج زبان مدرسه زبان غالب او و تبدیل به زبان اولاش میشود، و ممکن است زبان مادریاش را فراموش کند. بهترین حالت برای حفظ هردو زبان وقتی است که کودک در شرایطی قرار بگیرد که بین مقدار و سطح استفادهاش از زبان مادری و زبان دوم تعادل برقرار باشد. در کشورهایی که مدارس دوزبانه وجود دارند، بهترین انتخاب همان مدرسهها هستند. ولی اگر این امکان وجود نداشته باشد، مسئولیت ایجاد تعادل و حفظ زبان مادری به گردن پدر و مادر میافتد.
https://www.aasoo.org/fa/articles/306
@linguisticsacademy
سیاستهای زبانی و زبانهای اقلیت: واکاوی جایگاه زبانهای اقلیت در نظم فرهنگی- زبانی ایرانِ مدرن (از 1285 ه.ش تا به امروز)
https://sociolinguistics.journals.pnu.ac.ir/article_7154.html
🧠 معنا کجای مغز زندگی میکند؟
وقتی میگوییم «سیب»، دقیقاً چه چیزی در مغز فعال میشود؟
یک واژه؟ یک تصویر؟ یک خاطره؟ یا مجموعهای از همهی اینها؟
سالها در عصبروانشناسی این پرسش مطرح بوده که آیا معنا «جایی مشخص» در مغز دارد یا نه.
پاسخ امروز علوم اعصاب نه ساده است، نه دوگانه.
۱️⃣ آیا مغز یک «مرکز معنا» دارد؟
پژوهشها روی بیماران مبتلا به زوال معنایی نشان دادهاند که آسیب به Anterior Temporal Lobe باعث فروپاشی تدریجی دانش مفهومی میشود.
افراد ممکن است شیء را ببینند اما نام و ویژگیهایش را به یاد نیاورند.
به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران این ناحیه را یک «هاب معنایی» میدانند؛ جایی که اطلاعات پراکندهی دیداری، شنیداری و حرکتی به هم متصل میشوند.
۲️⃣ یا معنا یک شبکهٔ توزیعشده است؟
تصویربرداریهای fMRI نشان میدهند که پردازش معنا فقط به یک نقطه محدود نیست. شبکهای گسترده درگیر است، از جمله:
Angular Gyrus
Middle Temporal Gyrus
Inferior Frontal Gyrus
این نواحی با سیستمهای حسی–حرکتی و حتی هیجانی تعامل دارند.
یعنی وقتی «سیب» را میشنوید،
قشر بینایی رنگ و شکل را بازسازی میکند،
شبکههای حرکتی گرفتن آن را شبیهسازی میکنند،
و شاید اینسولا مزهاش را تداعی کند.
۳️⃣ پس معنا چیست؟
مدل غالب امروز در علوم شناختی، مدل (Hub-and-Spoke) است:
یک ناحیهی یکپارچهکننده (Anterior Temporal) در کنار شبکهای توزیعشده از بازنماییهای حسی–حرکتی.
در این نگاه، معنا یک «چیز ذخیرهشده» نیست.
یک الگوی فعالسازی پویا است که هر بار با توجه به زمینه دوباره ساخته میشود.
به همین دلیل است که «خانه» برای هرکدام از ما تجربهای متفاوت دارد.
معنا ثابت نیست، وابسته به بدن، تجربه و زمینه است.
📚 برای مطالعهی دقیقتر
🔹 کتاب مرجع کلاسیک اما همچنان معتبر
Patterson, Nestor & Rogers (2007). Where do you know what you know? The representation of semantic knowledge in the human brain. Nature Reviews Neuroscience.
https://doi.org/10.1038/nrn2277
🔹 مدل Hub-and-Spoke و شواهد عصبی جدیدتر
Lambon Ralph et al. (2017). The neural and computational bases of semantic cognition. Nature Reviews Neuroscience.
https://doi.org/10.1038/nrn.2016.150
🔹 کتاب جامع و بهروز درباره حافظه معنایی
Binder & Desai (2023). The Neurobiology of Semantic Memory. Cambridge University Press.
https://doi.org/10.1017/9781108997993
🔹 مرور جدید درباره شبکههای معنایی توزیعشده
Chiou & Lambon Ralph (2024). Semantic cognition and the brain: Advances in hub-and-spoke models. Trends in Cognitive Sciences.
https://doi.org/10.1016/j.tics.2024.01.004
🌱 شاید بهتر باشد بگوییم:
«معنا جایی در مغز نیست،
هر بار میان شبکهای از تجربهها زنده میشود.»
🧠 مغزِ معنا
@MindBrainLing
#علوم_شناختی_زبان #نورولینگویستیک #حافظه_معنایی #SemanticMemory #مغز_و_معنا
STIGMATIZATION AND PRESTIGE IN SELECTED PHONOLOGICAL VARIABLES. PHONOLOGICAL VARIABILITY AND ITS IMPLICATIONS IN STRATIFIED SOCIETIES
@linguisticsacademy
https://theconversation.com/a-database-could-help-revive-the-arapaho-language-before-its-last-speakers-are-gone-269592
@linguisticsacademy
https://jrl.ui.ac.ir/article_29858.html
@linguisticsacademy
New Forms and Functions of Subordinate Clause in Kurdish
By: Hewa Salam Khalid, Atta Mostafa Hamamorad
@lingukurd
source: #hewelname
Arts-Based Approaches to Languages Education with Refugee-Background Learners in the Early Years: Co-Creating Spaces of Hope
https://www.mdpi.com/2227-7102/13/1/85
@linguisticsacademy
♦️ معماری زبان از دیدگاه دستور نقشگرای هلیدی
🔴 گردآورنده و مترجم: #پارسا_بامشادی
@cog_linguistics
«زبان، قدرت و فاعلیت اجتماعی»
جناب دکتر حسن محدثی در یک گفتوگو تأکید کرد که فارسی زبان ملی نبوده و مثالهای روشنی آورد. او معتقد است که فارسی از طریق نظام آموزشی بهاجبار حقنه شد و در این فرایند، زبانهای زنده دیگر ایران با برچسب «محلی» به حاشیه رانده شدند؛ آن هم در راستای سیاستی برای همگنسازی زبانی.
در گفتگویی جداگانه، موسی غنینژاد به این دیدگاه واکنش نشان داد و آن را «قومگرایانه» و «شوم» دانست. به باور او، فارسی همیشه زبان ملی ایران بوده است و حضور آن در دیوان، نه جعل بلکه واقعیتی تاریخی است.
به نظر من، غنینژاد زبان دیوانی و رسمی را با زبان زیستهی مردم یکی میگیرد و همین تقلیل، همان سازوکار مرکزیتبخشیای است که همگنسازی فرهنگی را توجیه میکند. او جسارت پرسشگری را به سود کلیشهای از «ایران یکپارچه» کنار میگذارد. محدثی درست میگوید که فارسی به شکل تحمیلی جای زبانهای دیگر را گرفت، اما مسأله از زبان فراتر میرود: آنچه سرکوب شد، فاعلیت تاریخی و اجتماعی مردمان بود. تجربهای که خود من در دوران ابتدایی شاهدش بودم، نشان میدهد که چندی از همکلاسیها اگر به پرسشی به زبان گیلکی پاسخ میدادند، برچسب «آیکیو پایین» میخوردند. زبان مادری که باید سرمایهی کودک باشد، به نشانهی کمهوشی تقلیل مییافت. این همان «حقنه» است: سرکوب زبان و به تبع آن، سرکوب کنشگری اجتماعی.
آنچه امروز میبینیم، شکلگیری «زبان امنیتی» است؛ زبانی که کارکردش شناخت تفاوتها نیست، بلکه کنترل و خاموش کردن آنهاست. وقتی بحث تنوع زبانی و فرهنگی فوراً به مسئلهای امنیتی فروکاسته میشود، عملاً همان هنجارهایی بازتولید میگردد که امکان گفتوگوی واقعی میان مردمان را از میان میبرد.
پرسشهای مثبت نیز مطرح هستند:
چه تغییراتی در رویکرد نخبگان و سیاستهای فرهنگی میتواند ساختارهای مرکزگرا را باز کند و جامعهای زنده، متکثر و پویا بسازد؟
چطور میتوان جامعهای پویا و متکثر ساخت، بدون آنکه تفاوتها نادیده گرفته شوند و فرصت گفتوگو از بین برود؟
اگر نظام آموزشی، بهجای سرکوب، امکان یادگیری همزمان زبان مادری و فارسی را فراهم آورد، آنگاه زبان نه ابزار حذف، بلکه وسیلهی ارتباط و شناخت متقابل خواهد بود. احترام به تفاوتها تنها در سطح شعار تحقق نمییابد، بلکه در بستر تجربهی زیسته باید به رسمیت شناخته شود. نخبگانی که این کثرت را برنمیتابند، جامعه را به «بدنی بیتحرک» تقلیل میدهند؛ در حالیکه تنوع زبانی میتواند نیروی زندهگی و پویایی این بدن باشد.
سعید قربانی
۱۴۰۴/۰۶/۲۵
@causasuinova
@linguisticsacademy
🍁 چرا وقتی به زبان دیگری حرف میزنیم صدای خود را تغییر میدهیم؟
✍🏻 جولیا گرانچی:
اگر به بیش از یک زبان صحبت میکنید، شاید متوجه شده باشید که صدای شما در همۀ زبانها یکسان نیست.
من متوجه شدم که صدای من، وقتی انگلیسی حرف میزنم، نازکتر است، به زبان فرانسه صدای من سنجیدهتر و لطیفتر است و به زبان اسپانیایی پرشورتر و تندتر حرف میزنم. انگار هر زبان جنبۀ متفاوتی از شخصیت مرا آشکار میکند.
از نظر زبانشناسی، این فقط تصور شخصیِ من نیست. بدن ما، مغز و حتی هویت ما با نقشی که هر زبان نیاز دارد سازگار میشود.
آنا پائولا پتریو فریهرا، استاد دانشگاه فناوری دولتی پارانا در برزیل، که در دوران دکترای خود بهطور دقیق به موضوع تغییر صدا و اینکه این تصور تا چه حد واقعیت دارد پرداخته است توضیح میدهد: «درست مثل رفتار هنرپیشههاست. ما ویژگیهای جامعۀ گفتاری را جذب میکنیم و در آن زبان «فرد جدیدی» از خودمان میسازیم. ما خودمان هستیم، اما طور دیگری هستیم».
او توضیح میدهد که در زبانشناسی، این برداشتها ساختارهای فرهنگی هستند. «برای مثال، در زبان آلمانی صداهایی وجود دارد که در انتهای مجرای صوتی تولید میشوند و حس خشنتری را منتقل میکند. از سوی دیگر، زبان فرانسوی آواهای نرمتری دارد.»
چگونه صداها در زبانهای مختلف تولید میشوند
صدای ما در هر زبان یا اینکه دیگران چگونه صدای ما را در هر زبان دریافت میکنند نتیجۀ چندین عامل است. اول، لازم است به یاد داشته باشیم که صدا چگونه شکل میگیرد: تارهای صوتی صدا را تولید میکنند که در دستگاه صوتی تقویت شده، بیان شده و به گفتاری که میشنویم تبدیل میشود.
رناتا آزودو، گفتاردرمانگر و استاد دانشگاه فدرال سائوپائولو، توضیح میدهد: «همۀ اینها توسط سیستم عصبیِ مرکزی کنترل میشود و تحت تأثیر جنبههای عاطفی قرار دارد: اگر هیجانزده، عصبی، مضطرب یا غمگین باشیم، صدای ما تغییر میکند.» او اشاره میکند که عوامل تحصیلی، منطقهای و فرهنگی نقش مهمی در این زمینه دارند و هر زبانی صداهای خاص خود را دارد.
بهعلاوه، تفاوتهای آوایی و فرهنگی هم وجود دارد. «نوای گفتار سر میز شام ایتالیایی معمولاً بلندتر از میز شام ژاپنی است. حتی در فرهنگ مشابه هم شخصیتهای مختلف افراد بر مرتبۀ زبانی، شدت صداها، نحوۀ بیان و آهنگ کلام و حتی استفاده از اشارات تأثیر میگذارد».
همخوانی و همانندسازی با فرهنگ زبان و زمینهای که زبان در آن استفاده میشود صدای ما را شکل میدهد. به نظر او، «کسوت و جامه زبانی» شامل یادگیری زبان و همچنین برقراریِ خویشاوندیِ فرهنگی است.
«وقتی به زبان خارجی حرف میزنیم، بهطور معمول در متن و زمینۀ ویژهای است و همین بر صدای ما هم اثر میگذارد. در مورد خودم باید بگویم من از زبان انگلیسی در کار استفاده میکنم و ویژگیهای زبانیِ دیگری نسبت به زبانی که در خانواده حرف میزنم بهکار میگیرم. زمینه، هدف و نقش اجتماعی تأثیر فراوانی دارد». پژوهش دورۀ دکترای فریهرا شواهد روشنی از این پدیده ارائه میدهد.
🔗 متن کامل را در اینجا بخوانید.
©️ از: بیبیسی فارسی (۱۴۰۴/۶/۱۹)
🔸زبانی که با آن صحبت میکنید، درک شما را از زمان و مکان تغییر میدهد.
شاید کنجکاوی تا حالا باعث شده باشد که هنگام دیدن فیلمها یا سفر تصور کنید که شاید اگر به زبان دیگر تکلمی میکردید، احساسات و ضربآهنگ تفکرتان به کلی تغییر میکرد. شاید این عبارت که فرانسه زبان عشاق است را به کرات شنیده باشیم و خیلی وقتهای هم آن را یک غلو بزرگنمایی دانسته باشیم. اما محققان به تازگی در مورد تفاوتهای زبانی، تحقیق جدیدتری انجام دادهاند.
برخی از مطالعات نشان دادهاند که افرادی که از یک سیستم نوشتاری چپ به راست استفاده میکنند – مانند انگلیسی و بسیاری از زبانهای دیگر – تمایل دارند هنگام تفکر انتزاعی زمان را از چپ به راست در نظر بگیرند، در حالی که افرادی که متن را با ترتیب از راست به چپ میخوانند. مانند عربی، عبری و فارسی & زمان را از راست به چپ مرتب میکنند! یعنی دسته دوم، اول زمانهای نزدیک و بعد دور را در نظر میآورند و برعکس.
به همین ترتیب، برخی از محققان استدلال کردهاند که افرادی که نوشتار عمودی دارند مانند آسیای خاور دور، زمان را به شک متفاوتی انتزاع میکنند.
مثال دیگر زبانی است که پورمپوراو نام دارد و یک جامعه دورافتاده بومیان استرالیا، با آن صحبت میکندن، که به هیچ وجه از کلمات “چپ” یا “راست” استفاده نمیکند. در عوض، آنها از “شمال”، “جنوب”، “شرق” و “غرب” استفاده میکنند. آنها رخدادهای نزدیک به بدن را شرقی و دوز از بدن را غربی در نظر میگیرند.
برخی روانشناسان استدلال میکنند که بازنمایی ذهنی ما از زمان تحت تأثیر زبان است و توسط آن شاید محدود شده باشد.
این ایدهها مشابه ایدهای است که در فیلم علمی تخیلی Arrival در سال ۲۰۱۶ بررسی شد، که در آن بشریت برای برقراری ارتباط با گونههای بیگانه مرموزی که به طور ناگهانی بر روی زمین فرود آمده است، تلاش میکند. از طریق درک “زبان فرازمینی”، انسانها در نهایت متوجه میشوند که بیگانگان درک خطی از زمان ندارند، که به طور موثر به آنها اجازه میدهد آینده را تجربه کنند. این فیلم به ایدههای بسیار دور از ذهنی میپردازد و مضامین زبانشناختی جذاب فیلم با واقعیت فاصله زیادی ندارد.
یک مثال جالب این است که آیا ما آینده را جلوتر از خود میبینیم یا پشت سرمان. در بیشتر زبانها، گذشته به عنوان چیزی پشت سر ما توضیح داده میشود، در حالی که آینده در پیش روی ماست. با این حال، در مردم بومی آیمارای آمریکای جنوبی، هماهنگ با زبان آنها، گذشته جلوتر از آنها و آینده پشت سرشان توسط آنها درک میشود.
زبان انگلیسی هم مانند این، عناصر گیجکننده خاص خود را دارد. اگر عبارت “جلسه چهارشنبه دو روز به جلو کشیده شد” moved forward two days را بشنوید، به این معنی است که جلسه جدید جمعه یا دوشنبه است؟
نظرسنجیها نشان میدهد که تقریباً نیمی از مردم جمعه و نیمی دیگر دوشنبه را در نظر میگیرند، بسته به اینکه خود را در حرکت نسبت به زمان تصور کنند یا خود زمان را در حال حرکت تصور کنند!
در سال 2017، زبانشناسان مطالعهای را انجام دادند که نشان داد آنهایی که دوزبانه هستند، بسته به زبانی که به کار میبرند، میتوانند درباره زمان متفاوت فکر کنند. در زبانهایی مانند انگلیسی و سوئدی، مردم تمایل دارند از فاصلههای فیزیکی برای توضیح مدت رویدادها استفاده کنند، مانند «یک استراحت کوتاه» یا «تعطیلات طولانی».
برعکس، یونانیها و اسپانیاییزبانها تمایل دارند زمان را با اشاره به مقادیر فیزیکی، مانند «یک استراحت کوچک» یا «تعطیلات بزرگ» اندازهگیری کنند. یعنی جریان زمان به عنوان یک حجم رو به رشد درک میشود تا مسافت طی شده.
در دوزبانهها اوضاع پیچیدهتر است. به عنوان مثال، اگر فردی هم یونانی و هم انگلیسی صحبت کند، نحوه توضیح حرکت زمان را بسته به زبانی که از او در مورد آن سؤال میشد، تغییر میدهد.
«با یادگیری یک زبان جدید، ناگهان با ابعاد ادراکی که قبلاً از آن آگاه نبودید، هماهنگ میشوید. این واقعیت که دوزبانهها بین این روشهای مختلف برای تخمین زمان بدون زحمت و ناخودآگاه نوسان میکنند، با مجموعهای از شواهد روبهرشد سازگار است که نشان میدهد زبان میتواند به آسانی در ابتداییترین حواس ما، از جمله احساسات و ادراک بصری ما، نفوذ کند.
پس زبانی که با آن صحبت میکنید میتواند بر ادراک شما از جهان و فرآیندهای شناختی تأثیر بگذارد یا آن را شکل دهد. البته نسبیتگرایی زبانی منقدانی هم دارد و استدلالهای متضاد زیادی علیه آن وجود دارد.
با این وجود، این کاوش ها نشان می دهد شیوهی شما برای درک جهان لزوماً ثابت نیست.
ترجمه : دکتر علیرضا مجیدی
بازنشر از کانال:
@ScientificDialectics
🆔@social_semiotics
🆔@neurobiology_of_art
https://www.iflscience.com/your-perception-of-time-and-space-is-radically-altered-by-the-language-you-speak-72000
فحش دادن و کارکرد آن
1. نظریهٔ عصبـروانـاجتماعیِ تیموتی جی
فحش «واحدِ زبانیِ پُرهیجان» است: همزمان هیجان را برمیانگیزد (برانگیختگی بدنی/اتونوم)، معنا منتقل میکند، و در بافت اجتماعی کارکرد دارد. بنابراین ناسزا فقط بیادبی نیست؛ یک ابزار ارتباطی برای ابراز هیجان، علامتگذاری هویت/قدرت، و مدیریت رابطه است.
2. کارکردهای کاربردی (pragmatics)
تنظیم هیجان (کاتارسیس)، تاکید معنایی، صمیمیت/همبستگی گروهی، بیادبی/تهاجم راهبردی، و هنجارشکنیِ هویتی از مهمترین کارکردها هستند.
3. اثر فیزیولوژیک و تحمل درد
در آزمایش «کولدپرسور» کسانی که هنگام درد فحش تکرار کردند، آستانه و تحمل دردشان بالا رفت و دردِ ادراکشده کمتر شد؛ احتمالاً بهخاطر برانگیختگی شبیه «جنگـگریز». این اثر برای افرادی که همیشگی فحش میدهند تضعیف میشود (عادتپذیری).
4. تفاوتهای فردی و فرهنگی
بسامد فحش، ویژگیهای شخصیتی و هنجارهای فرهنگی تعیین میکنند فحش چهقدر و کِی بهکار میرود و تا چه حد «کار میکند». دادههای چندزبانهٔ تازه نیز نشان میدهند الگوهای سوگفتار در فرهنگها متفاوت است.
خلاصهٔ کاربردی: «فحش دادن» اغلب نشانهٔ تلاش برای تنظیم فوری هیجان، تاکید معنایی و مدیریت رابطه/قدرت در بافت اجتماعی است؛ نه صرفاً بیفرهنگی. کارکرد تسکینِ درد و تخلیهٔ هیجان وقتی قویتر است که فرد بهطور معمول کمتر فحش دهد.
@linguisticsacademy