1026
حاوي مطالبي مفيد در حوزه نواندیشی ديني، مقالات، گفتارها و یادداشت های اعضای مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم و اخبار مجمع
🔰کلید رشد اقتصادی ایران در عصر شاه عباس کبیر
✍#رضا_احمدی
◻️شاه عباس اهداف خود را با هم پیش می برد، در داخل دست نظامیان را، از اقتصاد و قدرت و سیاست دور کرد.دست ازبکها را از خراسان، و عثمانی را از غرب کشور و قفقاز کوتاه کرد، بزرگترین مناطق کشاورزی و تولیدی ایران را در گرجستان، ایروان، قرباغ به میهن بازگرداند. پس از آزادی مناطق اشغالی، تجارت داخلی و خارجی نیز رونق یافت.
🟢 اقتصاد ایران
در این دوره اقتصاد ایران بر تولیدات کشاورزی و دامی استوار بود. این تولیدات معمولاً برای تأمین نیازهای داخلی مصرف می شد. هریک از مناطق: دارای ظرفیت خاص به خود بود. گیلان و مازندران، گرجستان و شیروان منبع تولید ابریشم بود. تولیدات دامی علاوه بر لبنیات، پشم و پوست، نیز جنبه تجاری داشت.
🔵 بازرگانی داخلی
ایران بدلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم همیشه یکی از پایگاه های اصلی اقتصاد جهانی محسوب می شد که شرق آسیا را به اروپا و افریقا وصل می کرد و این مسئله تا پایان قرن ۱۶ رونق داشت. راه ابریشم بزرگترین شبکه بازرگانی دنیا بود. شاه عباس تجارت را منبع مهم تولید ثروت می دانست. توسعه ی تجارت نیازمند: زیر ساختهایی چون امنیت، سرمایه و شبکه های راههای مواصلاتی، و نیز شبکه کاروانسراهای بین راهی و درون شهری بود
🟣 جاده ی شاهی
شاه عباس جاده ی شاهی عصر داریوش کبیر را احیا کرد. برای ساخت و اصلاح راهها ، نیاز به سرمایه ی هنگفتی بود که شاه آن را تأمین کرد. این شبکه ی راهی به راه شاهی عباسی معروف بود. شاه در این زمینه اقدامات چشمگیری انجام داد. قسمتی از این راهها در کویر و مناطق برف و باران خیز نیاز به سنگ فرش کردن داشت تا کاروانها در باران و برف به مسیر خود ادامه دهند و هزینه سنگفرش کردن سرسام آور بود راههای جنوب دریای خزر در گیلان و مازندران سنگفرش شد. ساختن پل بر روی رودخانه و سیل بند از دیگر اقدامات او بود.
🟢 کاروان سرا ها
ساخت کاروانسرا در مسیرها اهمیت فوق العاده ای دارد، کاروانسراها، نقش بار اندازها و ترمینال و هتل های امروز را داشتند. بنابر برخی از روایت ها ساخت 999 کاروانسرا به شاه عباس نسبت داده اند.
کاروانسرا داری، کسب و کار بسیار پیچیده بود. تأمین امنیت و نیازمندی های غدایی احشام و بازرگانان، تأمین آب برای آنان در کویرها مسأله بسیار مهم بود. شهرهایی که محل بارانداز بود نیازمند امکانات و زیر ساختهای اقامتی دراز مدت را بودند. شاردن جهانگرد فرانسوی کاروانسراهای اصفهان را تعداد 1802 کاروانسرا بر شمرده است
🔵 امنیت راهها
شاه عباس مقرر کرده اگر مال کاروان و تاجری به غارت رفت، حاکم آن ایالت باید غرامت تاجر را بپردازد. بدین خاطر والیان هر ایالت چون شاه عباس دغدغه ی تجارت را داشتند. اگر رد دزدان به روستایی می رسید،روستائیان باید یا غرامت مال را بدهند یا رد دزد را اعلام نمایند و یا منتظر تنبیه باشند.
در سایه ی امنیت، ایران شاهد قافله های شتری 800 تا 900 شتر و یا قافله های 10000 شتری که از هندوستان در این مسیر عبور می کرد بودند
🟣 بازرگانی خارجی
روابط بین المللی نقش مهمی در توسعه ی تجارت دارد، فرصتهایی که در قرن ۱۶ بوجود آمد، تجارت بین الملل، چند پایه، ارتقا یافت. کشف راه های جدید تجاری، گسترش شبکه ناوگان دریایی، بهره گیری از قطب نما و ورود قدرت های فرا منطقه ای به مرزهای ایران، فرصتهایی بود که شاه عباس سعی داشت از ظرفیت های کشورهای غربی بهره جوید.
🟢 ابریشم، نفت ایران
اروپایی ها ایران را بعنوان ابریشم می شناختند. شاه عباس دریافته بود که کلید رشد اقتصاد ایران در توسعه صنعت ابرایشم است، لذا تولید و صادرات آن را تشویق می کرد. با صدور ابریشم پول زیادی به اقتصاد ایران تزریق و اقتصاد رونق یافت. شاه صادرات ابریشم را تحت نظارت مستقیم خود درآورد تا با استفاده از قدرت شاهی همه ی موانع سر راه را بردارد. ابریشم گیلان، مرغوب ترین ابریشم ایران بود. صدور ابریشم برای ایران اهمیت داشت. صادرات آن به غرب موازنه مثبتی را تجربه می کرد. ایران به عوض صدور ابریشم، پارچه وارد می کرد. با صدور ابریشم ضرب سکه مهیا می گردید. بدون فروش ابریشم ، ضرب مسکوکات رایج در ایران ممکن نبود، زیرا ایران معادن طلا و نقره نداشت.
پشم کرمان و خراسان به کمپانی های اروپایی فروخته و صادر می گردید. قالی یکی دیگر از کالاهای صادراتی مورد توجه غربی های بود. مروارید بحرین هم مشتری های فراوانی داشت. شراب شیراز علیرغم ممنوعیت آن، یهودیان، ارمنه و رزتشتیان در تولید و تجارت آن فعال بودند.
رونق تجارت ، موجب شکوفایی اقتصاد و تولید ثروت گردید، سطح زندگی مردم را تغییر داد.
/channel/majmaqomh
💠 قَدْ صَرَفْتَ الْعُمرَ فی قیلٍ وَ قال
یا نَدیمی قُمْ، فَقَدْ ضاقَ الْمجال
✍#وحید_حلاج
🔻در آن روزهای آخر عمر، در سکرات موت، امامالحرمین جوینی، که عمری ممحض در کلام بود و همه عمرش را در جدل گذرانده و به جنگ مخالفان عقیدتی و دینی خود رفته بود، پشت بسیاری را به خاک مالیده و در نهایت عزت و احترام، سالهای سال استاد بلامنازع نظامیه نیشابور بود، از پرداختن به «کلام» نادم شده بود. میگفت: به کلام مشغول نشوید، اگر میدانستم کلام مرا به کجا میکشد هرگز بدان اشتغال نمیجستم.
اما مگر کلام او را به کجا کشانده بود؟ نقل است که در سکرات موت گفته بود: «میمیرم و نمیدانم به چه چیز باور دارم. ای کاش مثل پیرزنان نیشابور میمردم که دست کم میدانند که به چه چیزی باور دارند. من هر حرفی را و هر اصلی را ده دلیل علیه آن و ده دلیل له آن دارم و در این میان نمیدانم حق کدام است و باطل کدام.»
البته منظور جوینی چیز دیگری بود و من چیز دیگری میخواهم بگویم. جوینی حسرت آن آرامش و اطمینان قلب پیرزنان عامی را میخورد، اما من میخواهم به اهمیت عمل به جای دلمشغولی صرف به نظر توجه بدهم.
🔻 کاهنی هندو از بودا سؤالاتی فلسفی-الاهیاتی پرسید: درباره خدا، درباره جهان، حدوث یا قدم؛ بودا گفت «که او مانند مردی است که با نیزهای زهرآگین زخمی شده است و تا نام مهاجم و دهکده او را نداند، حاضر به درمان نیست. او ممکن است بمیرد، پیش از آنکه این اطلاعات کامل بیهوده را به دست آورد. دانستن اینکه جهان را خدایی آفریده است، چه تفاوتی ایجاد میکند؟ رنج، نفرت، اندوه، و افسوس همچنان وجود دارند. این مسائل مسحورکننده بودند، اما بودا بحث درباره آنها را رد میکرد، زیرا نامربوط بودند.»
🔻 ویلیام جیمز در آن مقاله معروفش، اراده معطوف به باور، سه شرط برای یک موضوع واقعی [و جدی] گذاشته بود: زنده باشد، گریزناپذیر باشد، و خطیر باشد. خطیر باشد یعنی چه؟ یعنی وقت برای بحث نظری نداری، دست نجنبانی فرصت از دست رفته است. اگر کودکی در آب دارد غرق میشود و تو آنجا باشی، فرصت بحث اخلاقی و فیزیکی و حقوقی نیست، معطل کنی، بچه مرده است.
🔻 کیرکگور میگفت ما دو جور مواجهه با مسیحیت [ و در اینجا دین] داریم: یکی آفاقی است: «آیا مسیحیت بر حق است؟»، آنیکی انفسی است: «ارتباط فرد [انسان] با مسیحیت چیست؟».
رویکرد آفاقی با گزارهها سر و کار دارد، مثل گزارههای هر علم دیگری؛ شیمی، تاریخ، فیزیک و ... . اما رویکرد انفسی با توی انسان کار دارد. یعنی تو چه ارتباطی با دین برقرار میکنی؟ کجای زندگی تو مینشیند؟ رابطه وجودیات با دین چیست؟
کیرکگور میگفت پژوهش آفاقی هیچوقت به قطعیت نمیرسد، هیچوقت حصول به یقین ندارد، و همیشه راه برای تحقیق باز است.
او ایمان را «دلبستگی بیحد و حصر به سعادت ابدی» تعبیر میکرد و از طرفی میگفت که اگر سعادت ابدی آنقدر اهمیت دارد، باید بر یقینی استوار باشد و تکیه ایمان بر امور آفاقی که هیچگاه به یقین نخواهد رسید، راهی به ترکستان است.
کیرکگور ایمان را یک تصمیم شورمندانه میدانست که از جنس عمل است؛ تصمیم بگیر و بپر.
🔻 پاسکال گفته بود: در انتخاب بین دینداری و بیدینی، یک ترازو بگذار و بسنج تا ببینی کدام به سودت است، همان را برگزین. و منظورش این بود که دینداری سود بیشتری دارد. بعدها بر او ایراد گرفتند که دینداری اگر به نیت شرطبندی باشد، اساسا دینداری نیست؛ خدا به مخلصان جزا میدهد، نه به قماربازان.
جیمز در پاسخ به منتقدان و در مقام مفسر پاسکال گفته بود اینجا عمل دینی مقدم است بر باور دینی؛ «پس بروید و آب مقدس را بگیرید و عشای ربانی را به جا آورید؛ اعتقاد خواهد آمد و بر تردیدهای شما چیره خواهد شد.» یعنی که عمل دینی را آغاز کنید، باور هم بعدش خواهد آمد.
🔻فیلسوفان دین، معمولا بین دو نوع باور فرق میگذارند: believe that و believe in.
اولی باور گزارهای است. مثل این که شما باور داشته باشید دو به علاوه دو میشود چهار. اما دومی درگیر کردن وجود است؛ فرزندتان امتحان دارد و شما به او میگویید من باور دارم که تو موفق میشوی. این باور از جنس ایمان است، گزاره صرف نیست بلکه آمیخته است با عمل، شاید مثل رانندگی که با تمرینکردن به دست میآید. شاید باید ایمان را زیست به جای سر و کله مدامزدن با گزارههای pآنگاهq طور.
🔻 در نمایشنامه دیر راهبان، گفتگوی مفصلی بین راهبان درباره کفشهای پاپ و پابرهنگی مسیح و مشیت خداوند درباره کفش شکل میگیرد و هرکس چیزی درباره رابطه کفش با ایمان به مسیح و مشیت خداوند میگوید، اما به قول پدر روحانی مافوق: «کفش را باید پوشید، نه اینکه به آن فکر کرد.»
/channel/majmaqomh
🟣#پوشه_شنیداری
♻️مجازاتهای اسلامی و حقوق بشر (۹)
♻️شکنجه یا آزار جسمی و روحی متهمان و مجرمان
📍از سلسله جلسات دینداری قرآنی-برهانی و مخالفان آن
🎙 با ارائه دکتر #عبدالرحیم_سلیمانی (جلسه ۷۴)
⏱زمان: یکشنبه، ۲۲ مهرماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۷
🏛مکان:قم، خیابان صفائیه کوچه ۳۹، پلاک ۳۹. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
#دینداری_قرآنی_برهانی
#مجازاتهای_اسلامی_و_حقوق_بشر
@soleimanisaa
🆔/channel/majmaqomh
🔻استاد فاضل میبدی:
⚡️چرا امام جمعه اردبیل نسنجیده سخن میگوید؟
🌐/channel/majmaqomh
🔰جنسیت و فهم دین؛ دستهبندی رویکردهای موجود
📝#سید_حمید_موسویان
🔸رویکردهای رایج به دین:
1. بنیادگرایی
2. سنتگرایی
3. مدرن
4. پست مدرن
🔹تفاوت هر رویکرد در مواجهه با پرسش ارتباط دین و جنسیت:
✔️- بنیادگرایان، اساسا جنسیت را مسأله نمیبینند و آن را ساخته دنیای سکولار و غیر مقدس میدانند که به هر شکلی با آن باید مقابله نمود.
✔️- سنتیها هرچند در مسأله ندانستن جنسیت با بنیادگرایان همداستان هستند ولی حداقل خود را در قبال اشکالات و سؤالهایی که در سطح عمومی چه از جانب متدینان و چه از طرف افکار عمومی و اندیشمندان مطرح میشود مسئول میدانند و تلاش میکنند توجیههایی برای آنچه در شریعت وجود دارد ارایه نمایند.
✔️- رویکرد سوم، جنسیت و نگاه دین و شریعت به آن را به عنوان یک مسأله به رسمیت میشناسد. در این نگاه، هر چیزی که جنبههای چالش برانگیز در حوزه جنسیت تلقی میشود مربوط به عوارض دین است نه مبانی و اصول مرکزی دین. به همین دلیل، بازخوانی و بازفهمی دین برای حل این معضلات، نه تنها ممکن است بلکه امری ضروری تلقی میشود.
✔️- رویکرد چهارم، نسبت دین و جنسیت را نه تنها یک مسأله جدی بر میشمارد که حتی بر این باور است دین رایج در برابر این مسأله، جواب جدی و قانع کنندهای هم برای عرضه ندارد و لذا باید به سراغ منابع جدید معرفتی و حقوقی در دوره معاصر رفت.
🔸بر اساس این دستهبندی، گروه سوم به رابطه جنسیت و دین به عنوان یک دغدغه نگاه میکنند و تلاش دارند راهی میانه برای حفظ هسته مرکزی دین از یک طرف و توجه به مسأله جنسیت از طرف دیگر داشته باشند.
اما گروه دوم و چهارم با ترجیح یکی از دو طرف این معادله، یا دین را مبنا قرار میدهند و جنسیت را امری حاشیهای تلقی میکنند (رویکرد دوم) یا مسأله جنسیت را پررنگ میکنند و حضور دین در این عرصه را خاتمه یافته میدانند (رویکرد چهارم).
گروه اول نیز نه اساسا جنسیت را مسأله میدانند و نه کسانی که این چنین پرسشهایی را در برابر دین قرار میدهند به رسمیت میشناسند.
📍برای مطالعه متن کامل، اینجا را کلیک کنید.
#هرمنوتیک
#فمینیسم
#رویکرد_زنانهنگر
💫کانال تأملات اینجایی و اکنونی
/channel/majmaqomh
🟣چند جمله از فرمایشات امام حسن عسکری علیه السلام
✍#وحید_نجفیان_نجف_آبادی
🏷از شایعه پراکنی و ریاست طلبی دوری کنید زیرا این دو انسان را به هلاکت می کشاند.
وَ إِیَّاکَ وَ الْإِذَاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئَاسَةِ فَإِنَّهُمَا یَدْعُوَانِ إِلَی الْهَلَکَةِ.
🏷 از جمله مصیبت های کمر شکن دوستی است که اگر خوبی انسان را دید مخفی می کند و اگر زشتی انسان را دید آن را در جامعه فاش می کند.
مِنَ الْفَوَاقِرِ الَّتِی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جَارٌ إِنْ رَأَی حَسَنَةً أَخْفَاهَا وَ إِنْ رَأَی سَیِّئَةً أَفْشَاهَا.
🏷 خشم کلید همه بدی هاست.
الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ.
🏷 کمترین آرامش را انسان کینه توز دارد.
أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً الْحَقُودُ.
🏷احمق اول حرف می زند و بعد فکر می کند ولی انسان فهمده اول فکر می کند سپس حرف می زند.
قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکِیمِ فِی قَلْبِهِ.
🏷 کسی که در وضو و غسل اسراف گر باشد مانند کسی است که وضو و غسلش باطل بوده.
مَنْ تَعَدَّی فِی طَهُورِهِ کَانَ کَنَاقِضِهِ.
🏷دو ویژگی است که بالا تر از آن ها چیزی نیست
ایمان به خداوند
نفع رساندن به مردم
خَصْلَتَانِ لَیْسَ فَوْقَهُمَا شَیْ ءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَانِ.
🏷 شادی کردن پیش انسانی که اندوهگین است نوعی بی ادبی است.
لَیْسَ مِنَ الْأَدَبِ إِظْهَارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.
🏷 کسی که به کاری عادت کرده، باز داشتنش از آن کار مانند معجزه است
رَدُّ الْمُعْتَادِ عَنْ عَادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ.
🏷کسی که عیب دوستش را مخفیانه تذکر دهد آبرویش را حفظ کرده است ولی انسانی که عیب دوستش را در ملأ عام بگوید آبروی او را برده است.
مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیَةً فَقَدْ شَانَهُ.
/channel/majmaqomh
🔰تجزیه و تحلیل اسناد تفسیر منسوب به امام حسن عسکری
📝نویسندگان: #کاظم_استادی
🔖تفسیر امام حسن عسکری از جهات مختلفی همچون «تاریخ تألیف»، «انتساب به مؤلف»، «اسناد کتاب» و از همه مهم تر، «محتوای کتاب»، مناقشه آمیز است و مورد نقد برخی اندیشمندان قرار گرفته است.
با توجه به این مناقشات، به ویژه مشکوک بودن انتساب تفسیر به امام حسن عسکری ، لازم می نماید این تفسیر از ابعاد گوناگونی بررسی شود، که یکی از آن ها اسناد تفسیر است تا دانسته شود کل اسناد تفسیر چگونه اند؟ آیا اسناد متعدد تفسیر یکسان اند؟ نسبت اسناد تفسیر به اصالت انتساب چگونه است؟
🔖پژوهش حاضر با روشن تحقیق کتابخانه ای در منابع چاپی و نسخ خطی، ضمن گزارش شکلی اسناد تفسیر، به بررسی آن ها پرداخته است؛ تا وضعیت کل اسناد تفسیر را برای پژوهشگران، در دسترس و قابل تحلیل نماید.
🔖تفسیر عسکری چند دسته اسناد دارد که با تجزیه و تحلیل تمامی آن ها مشخص شد که نام «حسن بن علی» در تفسیر عسکری و نیز روایات منقول از آن، ناصر اطروش است؛ یعنی اسناد این تفسیر، طی قرون گذشته و در مراحل مختلف نسخه برداری و نقل ، تغییراتی کرده است به طوری که از یک شخصیت مذهبی تاریخی زیدی مذهب، یعنی حسن بن علی عسکری اطروش، به یک شخصیت امامی مذهبی، یعنی امام یازدهم شیعیان بدل شده اند. نتیجه اینکه کتاب تفسیر عسکری کنونی، از ناصر کبیر اطروش است.
📍منبع: حدیث پژوهی سال چهاردهم پاییز و زمستان 1401 شماره 28
/channel/majmaqomh
#اطلاعرسانی
🔸گفتارهایی درباره اسلام رحمانی- عقلانی
🎤دکتر #عبدالرحیم_سلیمانی
📍جلسه شصتم: گیرنده خمس پسانداز و مصرف آن
⏱زمان : شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۷
🏛مکان: قم خیابان صفائیه کوچه ۳۹ پلاک ۳۹
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
#اسلام_رحمانی_عقلانی
/channel/majmaqomh
🔻حافظِ زندگی!
✍️#حسین_جمالی_پور
◽️حافظ انسانِ کامل نبود؛ بلکه کاملا انسان بود! این توصیف بهاءالدین خرمشاهی از حافظ شیرازی است. مقصود این است که حافظ آنچنان که انسان هست، بود! یعنی انسان هر آنچه که تجربه می کند و در بند آن گرفتار می شود را عریان و بدون نقاب و لفاظی، بر زبان آورده است.
◽️ما آدمیان در طول زندگی احوالات مختلفی که گاهی رنج آلود است و گاهی لذت بخش است را تجربه می کنیم؛ از تنهایی، فراغ، شکست، مرگ عزیزان نا امیدی تا امید، عشق، وصال، موفقیت و لذت های جسمی و روحی؛
این تضادها و تناقضات زندگیست که همه در شعر حافظ ریزش کرده است. انسان ذاتا موجودی پر از تناقض است و می توان گفت می بایست با این تناقضات به صلح برسد و آن را بپذیرد.
◽️جایی خواندم که استاد شفیعی کدکنی گفته بود هنر حافظ در جمع زدن بین تناقضات است. واقعا هم همین است. حافظ مهارت خارقالعادهای در جمع زدن بین معانی متضاد و گاها متناقض دارد.
چنانکه می گوید؛
حافظم در مجلسی، دُردی کشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت می کنم
از این که بگذریم؛ حافظ در اشعارش آشکارا از بحران وجودی سخن گفته است.
وقتی می گوید:
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
◽️مقصود گرفتار شدن در وضعیت های استثنایی است. همان مفهوم boundary situation یا وضعیت های مرزی که در اگزیستانسیالیسم مورد توجه بوده است.
یا آنجا که می گوید؛
شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
این وصف از وضعیت روحی که حافظ توصیف می کند، بحرانی است که ما نیز گاهی دچارش می شویم.
به گوشه ای می خزیم و از خود می پرسیم؛
چرا رنج می کشیم؟ چرا به این جهان آمديم؟ چرا زندگی این قدر معماگونه است؟ چرا تنهایی؟ چرا غم؟ چرا مرگ؟ چرا شکست؟ و...
این وضعیت اگرچه مداوم نیست اما آدمی گرفتارش می شود و شروع می کند به پرسیدن...
به همین دلیل حافظ به مرگ توجه ویژه ای داشته است. وقتی می گوید؛
رهزن دهر نخفته ست مشو ایمن از او
اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد
◽️خب اینجا حافظ یکی از تناقضات زندگی را پذیرفته و با مرگ به صلح رسیده است. از این جهت می گوید خب حالا که نمی توانی بر مرگ چیره بشوی؛ ان را به عنوان یک امر انکارناپذیر بپذیر اما زندگی کن!
زندگی را از دست نده؛ که هر آن مرگ، زندگی را از تو ممکن است دریغ کند.
اینجاست که زندگی در لحظه برای حافظ، مثال مِی می شود. اگرچه حافظ به سه نوع می در اشعارش اشاره دارد و اهل مِی انگوری بوده است؛ اما به نظرم خودِ زندگی و غرق شدن در آن برای حافظ همچون مِیگساری بوده است. وقتی کنار معشوق نشسته است و زندگی را زندگی می کند، برای او عینِ مستی و رهایی است.
تعبیر دیگر این مفهوم همان عشق به زندگی است. قدر فرصت زندگی را دانستن، از دل عشق بیرون می آید؛
اما این عشق همیشه در تهدیدِ مرگ است. چون جهان هیچ ثباتی ندارد انسان باید از فرصت محدود زندگی استفاده کند.
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
◽️اینگونه است که حافظ بین مرگ، عشق، رنج، وحشت، تنهایی و دیگر تجربه های متناقض آدمی گره می زند و آن را به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار، لخت و عریان در اشعارش به تصویر می کشد.
◽️وقتی می گوییم حافظ انسان کامل نیست اما کاملا انسان است؛ یعنی توانسته آنچنان که یک انسان هست را توصیف کند. انسانی که گناه می کند، عشق می ورزد، نقاب می زند و ریا می کند، ظلم می کند، از مرگ می ترسد، دوست می دارد، شراب می خورد، قرآن می خواند، عبادت می کند، خود را در این جهان تنها و گمشده می یابد، عهد می شکند، وفا می کند و....
◽️اینها همه تناقضاتی ست که در وجود ما آدمیان جمع شده است و کسی که بتواند این تناقضات را جمع کند، او حافظِ زندگی ست!
۲۰ مهر سالروز بزرگداشت حافظ شیرازی بر شما مبارک🌺
🆔/channel/majmaqomh
💠مدعیان اخلاق مداری
➕ "..کسانی که ادعا میکنند اخلاقمدار یا دینمدارند، میزان حساسیّتی که از خود در برابر نقض این ارزشها نشان میدهند باید با میزان اهمّیّت ارزش نقض شده متناسب باشد. "
برای مثال، حضرت علی(ع) در آنجا که میفرماید: اسلام پوستین وارونه بر تن خواهد کرد، مرادشان همین است. یکی از نقدهای اصلی حافظ به جامعه دینی روزگار خود نیز همین است که در این جامعه نظام ارزشها وارونه شده و ارزشهای درجۀ دوّم یا چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند.➕ مثلاً آنجا که میگوید: «در میخانه ببستند خدایا مپسند .. . که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که اگر کسی حساسیّت و دغدغۀدینی و اخلاقی درستی داشته باشد و نظام ارزشی مورد قبول او وارونه نباشد، به بازبودن در خانۀ تزویر و ریا باید بیشتر حساسیّت داشته باشد تا باز بودن در میخانه.بهعلاوه، نکتۀ اخلاقی مهّم دیگری که در این بیت نهفته است این است که سلب آزادی مردم و تحمیل ارزشهای درجۀ دوّم دینی و اخلاقی بر آنها با استفاده از زور موجب شیوع و رواج تزویر و ریا در جامعه میشود و این به معنای دفع فاسد به افسد است. غزالی نیز وقتی علم اخلاق را فقه باطن مینامد و آن را برتر از فقه ظاهر مینشاند و از احیای علوم دین سخن میگوید، درواقع در صدد اصلاح این وارونگی است. مقصود او از احیای علوم دین احیای علوم باطنی مانند اخلاق و عرفان است، وگرنه میدانیم که در زمان او علوم ظاهری مانند فقه و کلام پررونق بودند.
🔰حافظ و قرآن
📝محمدتقی فاضل میبدی
كس چوحافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند
🏷در میان شاعران فاخر و نامدار پارسیگوی ایران كمتر شاعری به مانند خواجه شمس الدین محمد شیرازی(حافظ) با قرآن موانست و مصاحبت و مرافقت داشته است و كمتر شاعری به مانند حافظ ایرانیها او را می شناسند و دوست دارند و به او افتخار می كنند.
🏷بزرگترین فخر این شاعر نافذ در دلها كه دیوانش در غالب خانه ها یافت می شود، این است كه خود را حافظ قرآن دانسته و تخلص شعری خود را "حافظ" نام نهاده و در پایان هر غزلی این تخلص را یاد آورشده است.
در نزد كسی چون حافظ ، همچنانكه آوردم ، تجاوز به حقوق مردم در كنار تجاوز به حقوق خداوند گناه بسیار بزرگتری شمرده میشده. فتوای فقیه مدرسه بر حرمت شراب است و لی در مقایسه با خوردن و چپاول كردن اموال عمومی كه از مصادیق آن خوردن مال وقف است، گناه كمتر و كوچك تری است. و از آن بدتر ریاكاری برخی زاهدان و فقیهان آن روزگار و قیافه های عبوس و خشك آنان است ، كه آن هم در مقایسه با پاره ای از گناهان بزرگتر است.
🏷او از بی معرفتی و جهل مردم دائم در عذاب است . آزاد فكری را نمی بیند تا سفره اندیشه اش را پیش او پهن نماید:
معرفت نیست در این قوم خدایا مددی
تا برم گوهر خود را بخریدار دگر
شاید دردی برای حافظ رنج آورتر از رواج جهل مقدس و عوام فریبی نبوده كه روزگار او را تاریك و مشوش كرده است. به تعبیر یكی از حافظ شناسان : در این موقع است كه فضائل بی ارزش، بازار دروغ و تقلب رایج می شود. استبداد و خودرایی، نه تنها در امراء و طبقه حاكم ، بلكه در افراد هم بحد رسوا و اشمئزازانگیز می رسد. "مزاج دهر تبه" میشود و حافظ آرزوی فكر "حكیمی و رای برهمنی " می كند.
📍پیوند به متن کامل
/channel/majmaqomh
🟣چطور انسانهایی که به اخلاق، باور دارند دست به شرارت میزنند؟
📝#محسن_حسنزاده
◽️هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
پاسخ "#بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند." او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید.
این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
🔸1- توجیه اخلاقی :
با تاکید بر اهداف متعالی رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
🔸2- تلطیف لغوی یا حسن تعبیر:
نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" مینامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
🔸3- مقایسه با دیگران :
در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
🔸4- جابجایی یا تقسیم مسئولیت:
فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان امریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی 14 نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
🔸5- انسانیتزدایی از قربانی :
منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
🔸6- مقصر دانستن قربانی:
در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونههایی ازاین مکانیسم هستند.
/channel/majmaqomh
🔻🎧پوشه_شنیداری
🎙#محمد_صحتی_سردرودی
⚡️حضرت حسن مجتبی حکومتش را به رفراندوم گذاشت و با چشم پوشی از آن درس بزرگی به انسانها داد. ای کاش گوش شنوایی باشد و بشنود.
⚡️آری امام حسن مجتبی حکومتِ خود را به رفراندم گذاشت و گفت : حکومتش مستلزم جنگ و جهاد است که ممکن است به دارازا کشد و فرسایشی باشد.
⚡️وقتی دید مردم از جنگ خسته شده اند از حکومت و ریاست چشم پوشید. حتی سرزنش برخی از یاران را به جان خرید تا خلاف خواسته مردم کاری نکند و موجبِ جنگ و کشتار نگردد....
⚡️و این کم هنری نبود. می توان گفت: بزرگترین ایثار و از خودگذشتگی در تاریخ اسلام بود و چنین کنند بزرگان چو کار باید کرد. آیا گوش شنوایی هست؟!
./channel/majmaqomh
#دکتر_داود_فیرحی #رحلت_پیامبر #شهادت_امام_حسن(ع)
⚫️ رحلت پيامبر و بحرانهاي جامعه اسلامي
دولت رانتیر و فساد سیستماتیک
گزیدهای از اظهارات دکتر فیرحی در مصاحبه امروز ایشان با روزنامه اعتماد؛
🔹عاشورا نيز براي ما مانند مساله سقيفه، مساله غدير و مساله غيبت امام عصر (عج) جزئي از نقطههاي عطف تاريخ اسلام است كه در فرهنگ ما مرتبا مورد بازتفسير قرار ميگيرند. حوادثي از اين دست انگار تاريخي نيستند بلكه مسائلي به غايت زندهاند.
🔹همين كه كسي بخواهد در مورد مسائل كلان سياست در كشور ما تامل كند، ناگزير از آن خواهد بود كه تكليف خودش را با نقاط عطف تاريخ اسلام روشن كند.
تاريخ، ماهيت يك جامعه را تغيير نميدهد و تنها ميتواند چهرههاي آن را عوض كند.
🔹غنيمت مساله به شدت مهمي است. غنايم آن زمان به هيچ وجه با درآمدهاي منابعي مثل نفت اصلا قابل مقايسه نيست. يعني بهره اين غنايم براي حكومت اسلامي خيلي خيلي بيشتر از آن چيزي بوده است كه امروز عايد كشورهاي صاحب نفت ميشود.
🔹وقتي به زمان خلافت يزيد هم ميرسيم دقيقا امام حسين ميخواستند بر همين مبنا عمل كنند. يعني ايشان اين حق را براي خودشان قائل بودند كه بيعت نكنند.
🔹نويسنده كتاب «حياة الصحابه» ميگويد كه روش تقسيم غنايم خليفه اول ادامه سنت پيامبر بوده است.
بعد از رحلت پيامبر قدرت در مدينه باقي ماند اما اين قدرت ديگر نه بر اساس سنت مدني بلكه بر اساس سنت مكي اداره ميشود.
🔹كار ديگر خليفه دوم مساله «تنصيف» بود. بر اساس آن وقتي يكي از صحابه از دنيا ميرفت اموال او را نصف ميكردند؛ نصف آن به دولت و نصف ديگر به وارثاناش تعلق ميگرفت. همين اصل بعدها به دست معاويه افتاد و به خيلي جاهاي ديگر آن را تسري داد. مثلا اگر يك دولتمردي در حكومت معاويه عزل ميشد يا تصميم ميگرفت با او همكاري نكند، ميگفت اين فرد به لحاظ سياسي مرده است و بايد اموال او مشمول اصل «تنصيف» شود. در واقع يكي از تضمينهايي بود كه افراد را مجبور ميكرد تا آخر با او بمانند.
🔹مهمترين شرط شوراي شش نفره براي امام علي، حفظ همان ساز و كاري بود كه بر اساس فرمول خليفه دوم براي تقسيم غنايم و پستهاي سياسي و قضايي در جامعه اسلامي رواج پيدا كرده بود.
🔹مساله تقسيم غنايم با اين شيوه وقتي اهميت بيشتري پيدا ميكند كه توجه داشته باشيم غنايم از زمان خليفه دوم حجم بسيار بالايي پيدا ميكند. چرا كه امپراتوريهاي بزرگي مثل ايران و رم در حال زوال هستند و ثروت آنها در حال جاري شدن به سمت دولت اسلامي است. علاوه بر اينها دو دولت كوچك «حيره» و «غسان» كه يكي وابسته به امپراتوري ايران و ديگري به امپراتوري رم بود نيز ثروتشان به مدينه سرازير ميشد.
متن کامل این گفتوگو را در صفحات ۷ و ۱۴ روزنامه اعتماد تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۵
/channel/andishedinimoaser
/channel/majmaqomh
🔰انزال و تنزیل قرآن کریم
✍محمود_شفیعی
◽️امروز، مصادف با وفات حضرت رسول صلوات الله علیه و آله و سلم و امام حسن مجتبی علیه السلام، نکته ای درباره تفاوت دو اصطلاح قرآنی "انزال" و "تنزیل" با تامل در آیه ۴۴ سوره نحل به نظرم رسید که تقدیم می کنم. متن و ترجمه آیه چنین است: "انا انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم" "ما به تو ذکر را فرستادیم تا برای مردم آنچه که به آنها فرو فرستاده شده، توضیح بدهی".
📍- آیه دربر دارنده دو خبر و یک دستور است. ۱. انزال ذکر به پیامبر ص ۲. تنزیل قرآن به مردم ۳. توضیح قرآن به مردم از سوی پیامبر ص
📍- توضیح قرآن به مردم از سوی پیامبر ص، ماموریتی است که خدای تعالی به پیامبر ص محول کرده است. مهمترین ابزاری که این توانایی را برای آنحضرت به وجود آورده، طبق آیه، انزال ذکر است. پس انزال ذکر ابزار مناسب برای توضیح قرآن معرفی شده است.
◽️-چند نتیجه از آیه قابل استنباط است:
✔️۱. آنچه انزال شده غیر از آن چیزی است که تنزیل شده است. در تمثیل می توان گفت "انزال" مانند بروشور و دفترچه راهنمایی است که در داخل کالای تولید شده بنام "تنزیل" گذاشته شده و پیامبر ص همچون فرد حرفه ای است که او تنها می تواند با تعلیمی که درباره "انزال" از سوی خدای تعالی به دست آورده "تنزیل" را به "تبیین" تبدیل کند.
✔️۲. بنابراین، می توان گفت که آنچه در شب قدر در ماه رمضان انزال شده است، غیر از قرآن به مثابه مجموعه ای از تعالیم بیانی شده و در نهایت به کتابت در آمده است. انزال قرآن گونه ای از توانایی ویژه بوده است که در سایه آن پیامبر ص می توانسته بعد از دریافت قرآن تنزیل شده، جزئیات آنها را بیان کند، نهادینه سازد و پیرامون آن سنتی بر جای گذارد که به مثابه پیوست قرآن، بدون آن مکمل استفاد کامل از قرآن ممکن نخواهد بود.
✔️۳. قرآن برای همه مردم نازل شده است. اما انزال مربوط به همگان نیست و مخصوص پیامبر ص است. در این صورت استفاده مردم از قرآن دو مرحله دارد. استفاده قبل از تبیین پیامبر ص و استفاده بعد از تبیین پیامبر ص. استفاده اول مربوط به مواردی است که جزئیات ندارد و نیازمند توضیح اضافی نیست. استفاده دوم اما مربوط به آن دسته از آیات است که استفاده کامل از آنها در گرو مراجعه به سنت است.
/channel/majmaqomh
🎧#پوشه_شنیداری
🔰وحی شناسی
🎙#آیت_آلله_ایازی
📍جلسه نخست
/channel/majmaqomh
🔰تاریخ زندگانی حضرت معصومه (ع) و پاسخ به چند پرسش
✍#محمد_صحتی_سروی
📍پاسخ به پرسشهایی در خصوص حضرت معصومه سلامالله علیها
✔️بازخوانیِ نظریهیِ «تمایزِ بینِ دین از فهمِ دین» در اندیشهیِ سید کمالِ حیدری براساسِ دستآوردهایِ فلسفهیِ ذهنِ معاصر🔻
🔸بخشی از مقاله مجید زمانی در دین آنلاین:
🔹سید کمالِ حیدری در معرفتشناسیِ دین ایدهای بنیادین دارد؛ او ابتدا بینِ دین در ساحتِ وجود (دینِ نفسالأمری/دینِ ثبوتی) و دین آنگونه که بر ما آشکار میشود و متعلَّقِ فهمِ ما قرار میگیرد، (دینِ اثباتی) میز مینهد. حیدری با نظر به این تمایز، دین را مجموعه اجتهاداتِ متفاوتی میداند که مجتهدان درطولِتاریخ بیان کرده اند. من در این مقالک، به فلسفهیِ ذهنِ معاصر رجوع کرده ام و سعی کرده ام با برقراریِ توازن بینِ سنّتِ اسلامی و دستآوردهایِ فلسفهیِ ذهن، تبیینی معاصرانه از ایدهیِ او بهدست دهم.
🔹سید کمالِ حیدری، فقیهی آشنا به مبانیِ معرفتی و فلسفی است؛ او با نظر به عواملِ دهگانهیِ دگرگونیِ معرفت در فلسفهیِ ذهن به تمایز در فهم باور دارد. او فهمِ از متنِ دینی را تمامشده تلقی نمیکند و استنباط را یک فرایندِ پویا و همیشگی میداند. بهباورِ وی:
🔹یک-گرچه فقیهان از قدرتِ عقلانیت برخوردار اند؛ اما همهی آنها بهیکاندازه در استفاده از آن استعداد و مهارتِ کافی ندارند؛ در دانشهایِ عقلی غور نکرده اند و آشناییِ تخصصی با مبانیِ معرفتی و فلسفی ندارند.
🔹دو-همهی فقیهان از یک چشمانداز به مسائلِ فقهی نمینگرند؛ چشماندازِ فقیهان از مبانیِ معرفتیِ آنها سرچشمه گرفته است؛ زیرا:
🔹سه-آنان در تعامل با نصوصِ دینیْ التفاتهایِ گوناگونی دارند؛ به یک شیوه متن را مقصودِ نظرورزی و فهمِ خود قرار نمیدهند. ازاینرو:
🔹چهار-متعلَّقِ التفاتِ آنها متمایز است، گرچه موضوعِ استنباطشان واحد است؛ یعنی همهیِ آنها با متنِ دینی سروکار دارند؛ اما متنِ دینی امری بسیط و ساده نیست؛ ذوابعاد است و استنباط به هر بُعدِ آن تعلّق گیرد؛ خروجیِ استنباط نیز دگرگون میشود؛ پس:
🔹پنج-هر فهمی تنها ناظر به یک بُعد از متن است و دیگر ابعاد از آگاهیِ فقیه دور مانده است؛ زیرا:
🔹شش-متعلَّقِ التفات همواره گشوده است و همیشه امکانِ آن وجود دارد که، التفاتی جدید صورت گیرد، بعدی جدید آشکار شود و، درنتیجه:
🔹هفت-ویژگیِ پدیداریای از متنِ دینی آشکار شود که پیشتر نسبت به آن اساساً التفاتی صورت نگرفته بود.
🔹هشت-ما در جهان صرفاً با آگاهی و عملِ آگاهشدن و کارکردهایِ(function) آگاهی مواجه ایم؛ همهیِ آنچه ما بهعنوانِ حقیقت تلقی میکنیم، با وساطتِ آگاهی است، آنهم با قیودِ دهگانهای که تبیین شد؛ بِنابراین:
🔹نُه-هیچکس نمیتواند مدعی شود که آنچه استنباط کرده است، حقیقتی از حقیقتهایِ دینی است و خود را معیارِ حق و حقیقت بپندارد؛ بلکه او:
🔹ده-صرفاً با بُعدی از ابعادِ حقیقت روبرو شده است و، حقیقت خود را به شیوهای خاص بر او نُمایانده است.
🔹مخالفانِ نظریهیِ تمایزِ فهمِ دین از دین، راهِ دشواری درپیش دارند؛ زیرا باید نشان دهند که:
🔹یک-سازوکارِ واحدی بر ذهنِ همهیِ فقیهان حاکم است که در آنْ تحتِتأثیرِ هیچ شرایطی دگرگونی پدید نمیآید.
🔹دو-همهی ما با تجربهیِ واحدی از معرفتهایِ ناخودآگاهِ خود مواجه ایم.
🔹سه-التفات به یک شیء منحصر به التفاتهایی است که دستهای از فقیهانِ موردِتأییدشان داشته اند؛ یعنی التفات را امری محدود، معین و تمامشدنی بدانند که دراینصورت لازمهیِ مدعایشان ختمِ معرفت است! باید اساساً بابِ استنباط و کسبِ معرفتِ جدید نسبت به موضوعاتِ دینی را بست!
🔹چهار-ویژگیهایِ پدیداریِ اشیاء همگی قابلِ شناخت اند؛ یعنی آنان از معرفتِ ویژهای برخوردار اند که توانسته اند ویژگیها را بهتمامه بشناسند و معرفتی کامل نسبت به یک شیء حاصل آوَرَند.
🔹پنج-همهیِ فقیهان دریکسطح از استعدادِ عقلانی اند و بهیکاندازه میتوانند از عقلانیتِ خود بهره گیرند.
🔹شش-همه از چشماندازِ واحدی به متونِ دینی مینگرند(جنبهیِ توصیفیِ مدعا) و همه باید از چشماندازی واحد به متونِ دینی بنگرند(جنبهیِ هنجاریِ مدعا).
🔹هفت-متنِ دینی تنها یک بُعد و یک جهت دارد؛ لازمهیِ چُنین مدعایی منحصرکردنِ حقیقتهایِ دینی و محدودساختنِ ظرفیتهایی است که فقیه میتواند از متنِ دینی استنباط کند./متن کامل/
@namehayehawzavi
🌐/channel/majmaqomh
#معرفی_کتاب
🔰رهیافتهایی به قرآن
📝ویراسته:#جرالد_هاوتینگ و #عبدالقادر_شریف
📍به کوشش و ویرایش: #مهرداد_عباسی
🔻ترجمه کتب و مقالات قرآنی از محققان غربی نه تنها تصویر بهتری از فضای علمی مطالعات قرآنی در غرب به دست میدهد، بلکه زمینه آشنایی بیشتر با رویکردهای علمی و انتقادی و بهر هگیری از اصول و روشهای پژوهش علمی را برای پژوهشگران داخلی فراهم میآورد که هر دو زمینه ساز ارتقای سطح پژوهشها در حوزه مطالعات اسلامی به زبان فارسی است. انتشار کتاب «رهیافتهایی به قرآن » را می توان، گامی در مسیر تحقق اهداف مذکور دانست.[1]
🔻کتاب حاضر شامل سیزده مقاله، با موضوعات متنوع دربارة قرآن و تفسیر محققان سرشناس مسلمان و غیرمسلمان در حوزة مطالعات قرآنی و اسلامی است. رویکرد همة مقالههای کتاب انتقادی است و نویسندگان کوشیدهاند تا با بهرهمندی از بینشهای حاصل از مطالعة ادبیات، تاریخ، نقد ادبی و عهدین، دامنه و قلمرو مطالعات قرآنی را گسترش داده و رهیافتهای جدید را پیش روی خوانندگان قرار دهند.
🔻 بیشتر مقالات کتاب برای نخستینبار به زبان فارسی ترجمه شدهاند و نویسندگان مقالهها عموما از صاحبنظران مشهور در حوزة مطالعات اسلامیاند. از جمله «اندرو ریپین»، «اری ربین»، «مستنصر میر» و آنگلیکا نویورت»
🔻عنوانهای مقالههای موجود در کتاب بدینقرار است: تصویر و استعاره در بخشهای آغازین سورههای مکی؛ نمایش داستان یوسف در قرآن؛ بافت و مناسبات درونی راهگشای تفسیر قرآن؛ تفسیر از طبری تا ابن کیش؛ تعامل تفسیر و حدیث در تعیین هفت مثانی؛
🔻 بررسی تحلیلی برداشت طبری از تعبیر نمادین و فرهنگی فتنه؛ رهیافتهای شیعیان اخباری به تفسیر؛ سوره، واحدی یکپارچه؛ مبانی تفسیر نوین از نگاه معمه عزت دروزه؛ تفسیر کتاب مقدس با استفاده از قرآن؛ دو استناد قرآنی در منابع تاریخی دربارة وقایع صدر اسلام؛ نقش فقه و تفسیر در تعیین مجازات زنا در اسلام و تاثیر قرآن بر نثر نویسی عبدالحمید کاتب.
🔸 این کتاب برای نخستین بار در سال 1389 توسط انتشارات حکمت منتشر شده است.
...........................................
[1]_برگرفته از مقاله "معرفی، نقد و بررسی کتاب رهیافتهای به قرآن" نوشته سید علی آقایی
/channel/majmaqomh
#پوشه_شنیداری
🔸گفتارهایی درباره اسلام رحمانی- عقلانی
🎤دکتر #عبدالرحیم_سلیمانی
📍جلسه شصتم: گیرنده خمس پسانداز و مصرف آن
⏱زمان : شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۷
🏛مکان: قم خیابان صفائیه کوچه ۳۹ پلاک ۳۹
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
#اسلام_رحمانی_عقلانی
/channel/majmaqomh
🎧#پوشه_شنیداری
◻️روش و مبانی اسلامپژوهی
🔻جلسه اول : مقدمهای در توضیح عنوان و بیان ضرورت بحث
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی
🔸حوزه علمیه قم، مجمع مدرسین و محققین، ۲۱ مهر ۱۴۰۳ ، شنبه، ساعت ۱۰
/channel/majmaqomh
#مقاله
📑تجزیه و تحلیل اسناد تفسیر منسوب به امام حسن عسکری
✍نویسندگان: #کاظم_استادی
/channel/majmaqomh
#اطلاع_رسانی
#رویداد
موسسه رحمان برگزار میکند:
▫️پنل هشتم آینده پژوهی اجتماعی
🔻آینده دولت و جامعه در ایران شکنندگی یا پایداری
دبیر علمی: مقصود فراستخواه
اعضای پنل:
مجتبی مقصودی
محمد مهدی مجاهدی
عبدالامیر نبوی
کارشناس میز: زهرا اصغری
📆 یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳
⏰ ساعت ۱۸
پخش زنده از اسکای روم
@rahmaninstitute
🆔/channel/majmaqomh
#پوشه_شنیداری
🟣تعصب، مانع حقگویی و حقپذیری
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی
✔️تعصب يعني طرفداري از فرد ، گروه، انديشه، رفتار يا حرفي به دليلي جز حقيقت و برهان.
🔻 پيامبر خدا ص فرمود :
مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فقَد خَلَعَ رِبْقَ الإيمانِ مِن عُنُقِهِ .و في نَقلٍ : فقَد خَلَعَ رِبقَةَ الإسلامِ مِن عُنُقِهِ .
كسى كه تعصّب بورزد يا برايش تعصّب ورزيده شود، حلقه ايمان را از گردن خويش باز كرده است.
در حديثى ديگر آمده است: حلقه اسلام را از گردن خويش باز كرده است.(الكافي)
🔻اگر از فردي بخاطر انكه صرفا همفكر يا هم جناح يا دوست و فاميل ماست ، در كار غير صحيح او حمايت كنيم يا از انتخاب و انتصابش در سمتي كه صلاحيت آنرا ندارد، دفاع كنيم، تعصب است.
اگر كاري بد است و قابل انتقاد ،ادم متعصب از دوستش انتقاد نمي كند اما از مخالفش چرا.
🔻اگر امام جمعه اي از رييس جمهور الف بخاطر كاري مرتبا انتقاد ميكرده اما براي همان كار از رييس جمهور ب نه تنها انتقاد نمي كند بلكه تعريف مي كند، اين متعصب و از عدالت خارج است.
/channel/majmaqomh
📑تحقق حقوق بشر زنان و احزاب ناکارآمد
✍#محمد_مهدی_مجاهدی
💠ارزشهای پایهی سیاسی، مانند عدالت و آزادی و حقیقت و رفاه و امنیت، با یکدیگر ناسازگار اند؛ یعنی نه در یک منظومهی نظری و نه در یک شیوهی زیست عملی بدون تصادم با یکدیگر همنشین نمیشوند. این درسی است که فیلسوفان سیاسی و حکیمان الهی در سنتهای غربی و شرقی از دیرباز تا کنون به ما آموخته اند. از این منظر، هر جامعهای در واقع مجموعهای است از گروههایی گوناگون که هریک سلسلهمراتب ارزشی خود را دنبال میکند. نزد گروهی، عدالت صدرنشین است و آزادی و حقیقت و رفاه و امنیت در رتبههای بعد مینشینند، در حالی که نزد گروهی دیگر آزادی بر صدر مینشیند و دیگر ارزشها در ذیل آن جای میگیرند. شگفتآور نیست اگر هریک از این گروهها حامی و حامل و عامل برنامههای سیاسی و اجتماعی متفاوتی باشد. هر حزب در درجهی نخست با بیانگری، نمایندگی، و بازنمایی یک سلسلهمراتب ارزشی خاص هویتمییابد و پایگاه اجتماعی خود را هم از همین طریق شناسایی میکند. به تعبیر دیگر، حزب یک سازمان فکری و سیاسی و اجتماعی است که سه وظیفه را در قبال پایگاه اجتماعی خود بر دوش میکشد:
💠- بیانگری و بازنمایی و نمایندگی سلسلهمراتب ارزشی مقبول پایگاه اجتماعی متبوع خود،
- کوشش برای شناسایی و به رسمیت شناخته شدن آن سلسلهمراتب ارزشی درون ساخت سخت قدرت در قالب برنامههای سیاسی و اجتماعی حکومتها،
- و کوشش برای بازتوزیع منابع و منافع گردش چرخهی قدرت به منظور تقویت پایگاه اجتماعی متبوع خود.
اجزاب با فعالیتهای آموزشی و پرورشی، گفتوگویی، مسألهکاوانه و حلمسألهای، برنامهریزانه، نظارتی، مطبوعاتی، تبلیغاتی، و چانهزنانه میکوشند پیوندهایی ارگانیک و درون زا میان پایگاه اجتماعی خود و حکومت برقرار کنند. از رهگذر فعالیتاحزاب رقیب و بدیل در کنار یکدیگر، در واقع، آمال متفرق و ایدهئالهای سیاسی پراکنده و ارزشهای اجتماعی پریشان سامان مییابند و به قول حافظ، این زلف پریشان مایهی جمعیت خاطر میشود.
💠در جامعهی ما و جوامع مشابه، ناکارآمدی احزاب عارضهای عمومی و مزمن است. این ناکارآمدی شاخصههایی دارد. معطوف به مبحث حقوق بشر و بهويژه حقوق زنان، برخی از شاخصههای برجستهی ناکارآمدی احزاب از این قرار است:
- فقدان ایدههای تمایزبخش و همزمان همگراییآفرین و بسیجگر دربارهی ایدهئالهای سیاسی و اجتماعی،
- ناتوانی از نمایندگی و بازنمایی طبقه، قشر، یا گروههایی مشخص از شهروندان با سلسلهمراتب ارزشی خاص خود،
- فقدان برنامهی سیاسی و برنامهی اجتماعی برای همکاری و گفتوگو با جامعه و با حکومت برای گسترش ظرفیتهای کشف و حذف خطا، و کشف و حل مسألههای مشترک و مسألههای اولویتمند برای پایگاه اجتماعی متبوع حزب،
- فقدان سازکارهای پایایی و تابآوری فعالیتهای مؤثر حزبی در بسترهای سیاسی حزبگریز و حزبپرهیز،
- و گسست ذهنی، زبانی، و کنشی، از یک سو با پایگاه اجتماعی و نهادهای مدنی، و از دیگر سو با حکومت و سازمانهای دولتی.
💠اینچنین، وقتی پرسش از نقش احزاب در این زمینه به میان میآید، یکی از مسألههای مهمی که فعالیتهای ناظر بر حمایت از حقوق بشر زنان را به چالش فرا میخواند این است که چه مناسبات و ساختیابیهایی میتواند از نظر کارکردی جای خالی احزاب کارآمد را پر کند. پرسش از نقش احزاب در این زمینه، اینچنین، به پرسش از ساختیابیها و مناسباتی منصرف میشود که میتوانند به شیوهای جبرانی، جایگزین نقشهای برزمینماندهی احزاب شوند.
💠پاسخ فرضیهای به این پرسش این است که شبکههای اجتماعی مجازی و منظومههای سیالی که در این سپهر سامان یافته است، خواهینخواهی جایگزین بخشی از کارکردهای برزمینماندهی احزاب ناکارآمد شده است، هرچند شبکههای اجتماعی مجازی بههیچروی همهی نقشهای احزاب را نمیتوانند ایفا کنند. اینچنین، پیشنهاد فرضیهای این مقاله این است که با جدی گرفتن آنچه گاهی «نسل چهارم» حقوق بشر خوانده میشود و پیگیری آن، از سویی چهبسا بتوان گامهایی مؤثر برای جبران برخی از نقشهای برزمینماندهی احزاب برداشت، و از سوی دیگر، شاید از این رهگذر بتوان زمینهی شکلگیری احزابی توانمندتر را هم فراهم کرد.
/channel/majmaqomh
📑سیمای ژانوسی مقاومت
🔻یادداشتی از #سعید_حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
✂️گزیدهای از نوشتار پیش رو
🖊مقاومت مفهومی است با دو سیما؛ گاهی نقاب ستیز دارد و گاهی نقاب سازش. این مشخصهی ذاتی مقاومت، برآمده از علم سیاست و ماهیت قدرت است. یاسر عرفات، نمونه خوبی برای فهم این مسئله در بستر موضوع فلسطین است. او میان ستیز و سازش، در رفتوآمد بود، و با همه کاستیها، در دو میدان مذاکره و مبارزه تؤامان حاضر بود و در یک دست شاخه زیتون و در دستی دیگر، تفنگ داشت. اینک ترورهای متعدد و مکرر چهره مقاومت را باژگونه کرده است.
🖊از یکسو، نیروهایی فرادست مقاومت متولد شدهاند، که نسبت گفتار و عملشان بر ما پوشیده است. یعنی، مشخص نیست افرادی غیرنظامی اما مدعی گفتمان مقاومت، تا چه حد حاضر هستند پای در میدان عمل بگذارند. تغییر در رسمالخط مثلاً استفاده از «ف.ل.س.ط.ی.ن» بهجای «فلسطین» و پرهیز از بهکار بردن واژهها و هشتگها برای پیشگیری از مسدود شدن حسابهای کاربری شبکههای اجتماعی، شاید، مشتی باشد از نمونه خروار این نیروهای فرادست مقاومت.
🖊از دیگر سو، نیروهایی فرودست مقاومت برآمدهاند که با چشمبستن روی ۴۰ و چند هزار شهید، و تخریب زیربناها و این وضعیت تراژیک معتقدند شاید نتانیاهو، منجی و تمهیدگر ایران آزاد باشد! یعنی ایدهها و گفتارها چنان تنزل کرده است، که برای گذار از وضع موجود، دست به دامان مخربترین و خونریزترین آلترناتیو میشوند.
🖊به گمان من انتقادهایی قابل توجه به سیر حوادث ۷ اکتبر به این سو وارد است. شاید، اگر حماس میدانست آن عملیات چنین هزینهای به بار میآورد، و جنگی فرسایشی و مستهلککننده را تحمیل میکند، از انجام آن صرفنظر میکرد. چه آنکه هم ایران، و هم حزبالله در همان ایام تأکید کردند آن عملیات بدون هماهنگیشان انجام گرفته است. البته ممکن است حماس شهادت را به حیات ذیل «پیمان ابراهیم» و مردن به مرگ طبیعی ترجیح داده باشد تا بلکه خون، مفری برای رهایی و زنده کردن مسئله فلسطین نزد جهان فراموشکار بشود.
🖊معادله امروز بدین قرار است: صهیونیستها و همدستانی که هل من مزید میطلبند، و پایانی برای خونریزی و عملیات قائل نیستند. نهادهای حقوق بینالملل که مستمعین قابل تحسینی هستند، اما در مقام عمل در انفعال محض به سر میبردند. و، فلسطینیهایی که دائماً در وضعیت جنگی به سر بردهاند و اکنون نیز گریزی از مقاومت ندارند. دست آخر، هم با ایران و یک مسئله چندبُعدی مواجهیم. سخن پایانی را با مرور آنچه گفته شد، در چند گزاره حول مسئله ایران به پایان میبرم. من معتقدم راه هر مقاومتی از سه مؤلفه میگذرد:
1️⃣ زمان. ایران میتوانست طی سالیان، از طریق سازمان و نظم منطقهای موجود، و نفوذ پدیدآمده دستاوردهایی در حوزه دیپلماسی داشته باشد. حال آنکه بهنظر میرسد دستاوردها بهقدر کفایت نبوده و در زمان خود تبدیل به عنصر «قدرتساز» در سطح معادلات جهانی نشده است. وضعیتی که در دوره جنگ تحمیلی هم، بهویژه پس از عملیات فاو بر کشور تحمیل شد.
2️⃣ امنیت ملی. جاده ناامنی نامتناهیست و پایانی بر آن متصور نیست. گفتار و عمل هر منصوب و منسوبی میبایست با فهمی عقلایی از امنیت ملی تنظیم شود. متأسفانه، گاهی ادبیات برخی منصوبان و منسوبان فاقد پیوستهای نظری و عقلایی امنیت ملی است. در پروژه امنیت ملی ایران، برخلاف ادوار قبل قدرت انتخاب و امکان مانور قابل توجهی وجود ندارد لذا باید شجاعانه از تکتصمیمهای جریانساز و پایدار دفاع کرد.
3️⃣ توسعه. طی سه و نیم دهه گذشته، ابتناء مباحث صاحب این قلم بر توسعه بوده است. امنیت ملی توسعهمحور نه از راه خودسری میگذرد و نه از مسیر شکستطلبی. نقطه پیوند توسعه و امنیت ملی ایران، انضمام به یک کلانروایت نو از نظم جهانی است. هر گونه انشعابگرایی و آغاز مسیر ابداعی، مستلزم صرف زمان و هزینه بسیار است که اساساً نسبتی با وضعیت اضطراری خاورمیانه ندارد. به بیان روشن ضرورت دارد ایران در پروژه توسعهاش، خود را به کشورهای توسعهیافتهتر از خود گره بزند، نه آنکه به شکل اقتضایی عمل کرده و به ارتباط با کشورهای پیرامونی و جهان سومی بسنده کند.
📍برای مطالعه متن کامل این نوشتار روی Instant View کلیک کنید
/channel/majmaqomh
🔻#پوشه_شنیداری
🟢رحلت پیامبر و پیدایش قدرت مطلقه
🎙#محمد_سروش_محلاتی
▪️دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ . تهران قلهک
/channel/majmaqomh
🎧#پوشه_شنیداری
🟢اخلاق پیامبر عامل مهم گسترش اسلام
🎙#محمدرضا_یوسفی
🔹 گرچه قرآن مردم را به تعقل، تفکر دعوت کرده و یکی از راههای دعوت به دین را استدلال های عقلانی بیان کرده است اما به واقع اثر اخلاق رسول خدا بر گسترش اسلام، شگرف بوده است.
🔹 خداوند در سوره آل عمران در شرایط متشنج پس از شکست جنگ بدر، اثرات رفتار اخلاقی پیامبر بر وحدت بخشی جامعه به خوبی تشریح می کند.
🔹 برخلاف ذهنیت های امروزی که شاخصه های مسلمانی را در انجام برخی عبادات خلاصه کرده اند، پیامبر راستگویی، امانتداری و وفای به عهد را به عنوان سه شاخص کلیدی مسلمانی بیان می کند.
🔹 نه تنها پیامبر، بلکه اثرات رفتار اخلاقی مسلمانان واقعی نیز در جلب میلیونها انسان به اسلام تاثیرگذار بوده است. مسلمانان اندونزی، مالزی، تایلند و دیگر کشورهای شرق آسیا به دلیل رفتارهای اخلاقی مسلمان واقعی به اسلام گرویدند.
🔹 با وصف این، امروزه شکاف بزرگی میان اخلاق پیامبر و اخلاق ما مسلمانان قابل مشاهده است.
/channel/majmaqomh
✔️عفو و گذشت، سیره و روش همیشگی پیامبر رحمت
✍عبدالرحیم سلیمانی
◻️پیامبر خدا ص: " خداوند عفوکننده است و عفوکنندگان را دوست دارد" " هرکس در زمانی که قدرت دارد گذشت کند، خداوند در روز دشواری از او بگذرد"( کنزالعمال، ح ۷۰۰۵ و ۷۰۰۷).
امام علی ع: " گذشت زینت قدرت است" " گذشت زکات قدرت است" " هنگام کمال قدرت فضیلت گذشت آشکار میشود" ( تصنیف غررالحکم، ص۳۴۲).
◻️در روز رحلت پیامبر رحمت هستیم و یکی از ظلمهای بزرگی که فقیهان به این شخصیت بزرگ روا داشتهاند این است که به او بر اساس یک نقل سخیف نسبت دادهاند که فرموده اگر کسی به من ناسزا بگوید هرکس بشنود باید او را به قتل برساند. اینجانب در یک سخنرانی بیان کرده ام که این فتوای مشهور ، بی دلیل و در ضدیت آشکار با قرآن و خرد است و خود این فتوا بزرگترین و بدترین توهین به آن حضرت است.
در روایاتی که صدر این نوشته به آنها مزین گردید بر اهمیت و ارزش فضیلت گذشت تاکید شده است و پیامبر رحمت قطعا به سخن خود عمل میکرده و تاریخ، عفو و گذشت او را بهویژه هنگام فتح مکه نقل کرده است.
◻️خداوند در کتاب خود به آن حضرت دستور میدهد که در حکومت، عفو وگذشت پیشه کند( اعراف، ۱۹۹) و از خیانتهای مکرر یهودیان درگذرد (مائده، ۱۳) و کسانی را که در جنگ خیانت کردهاند عفو کند( العمران، ۱۵۹) و عفو مردم را از ویژگیهای پرهیزگاران به حساب میآورد( آل عمران، ۱۳۴). بسیار عجیب است که فقیهان به خود جرات دادهاند که چنین بیگذشتی زشتی را به آورنده این کتاب نسبت دهند!
◻️هر حکومت و نظامی که خود را به اسلام و شخصیتهایی مانند محمد ص و علی ع منتسب میکند باید عفو و گذشت از خطاهای مردم روش و سیاست قطعی و دائمیاش باشد و اگر نظامی چنین نیست و به اندک بهانهای مردم را مجازات میکند به هیچ وجه اسلامی نیست و نباید با انتساب خود به اسلام چهره نورانی این دین و بنیانگذاران آن را زشت و ناخوشایند جلوه دهد.
◻️این درصورتی است که خطایی از مردم سر زده باشد. اما تکلیف نظامی که انسانهای بیگناه و ارجمند و بزرگوار را که صرفا خیرخواه دین و ملت و مملکت هستند سالها حصر و حبس و محدود میکند و حاضر نیست که از ستمکاری آشکار خود دست بردارد روشن است و میتوان گفت که ربط و نسبت آن با دین مبین اسلام رابطه تضاد است.
/channel/majmaqomh
#اختصاصی
🎧پوشه_شنیداری
🔰مراسم دهه آخر صفر
▪️شب اول
🟢 آزادی سیاسی در سیره حکومتی اسلام و اهل بیت (ع)
🔻سخنران: دکتر محمدحسن موحدی ساوجی
🔸زمان : یکشنبه ۱۱ شهریور
/channel/majmaqomh