-
☘راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای دل ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...☘ #فاضل_نظری
نمایی فوق العاده زیبا از *سرزمین ایران*
زیباترین من
ای سرزمین من
ای ذره ذره ی
عشقت یقین من...
با آوایی دلنشين...
💚🤍❤️
💎
🆔 @maneshparsi
*از شاهنامه چه میتوان آموخت؟*
برشی از پاسخِ جلال خالقیمطلق، ادیب و شاهنامهپژوه
🔹شاهنامه یک کتاب نیست، بلکه یک کتابخانه است. اگر بپرسند از شاهنامه چه میتوان آموخت، پاسخ من این است که بیاغراق از هر صفحهٔ شاهنامه میتوان نکتهای آموخت. از شاهنامه تاریخ و فرهنگ باستان را آموختهاند. از شاهنامه آداب و رسوم و آیینهای نیاکان ما را آموختهاند. از شاهنامه ادبیات باستان ما را آموختهاند. از شاهنامه شاعری آموختهاند. از شاهنامه اخلاق نیکو آموختهاند. از شاهنامه کشورداری آموختهاند. از شاهنامه هویت تاریخی، فرهنگی و ملی ایرانیان را آموختهاند، و از شاهنامه زبان فارسی را آموختهاند.
🔹بهطور خلاصه، شاهنامه کتابی است - در محتوا - یک حماسهٔ اسطورهای، پهلوانی، عشقی، اندرزی و تاریخی. در جزئیاتِ مطالب، پُر است از آگاهیهای گوناگون از زندگی مادی و معنوی، تشکیلات اداری، لشکری و درباری، و آیینهای خانوادگی و اجتماعی ایرانیان باستان. در ساختار، در مجموع، یک حماسهٔ تراژیک - دراماتیک است. در شیوهٔ بیان، دارای زبانی کهن و فاخر و لحنی غالباً اخطارکننده است. در کارکرد، مهمترین حلقهٔ پیوندِ دو بخشِ تاریخ و فرهنگ ایران - پیش از اسلام و پس از اسلام - به یکدیگر است، و استوارترین ستونِ زبان و ادب فارسی و بزرگترین شاخصِ هویت و ملیت ایرانی است.
🔹شاعرانی هستند که از یک زماناند و شاعرانی هستند که از همهٔ زمانها هستند! شاعرانی هستند که از یک ملتاند و شاعرانی که متعلق به همهی ملتها هستند! شاعرانی مثل فردوسی و نظامی و مولوی و سعدی و حافظ و خیام، متعلق به همهٔ زمانها و همهٔ ملتها هستند. ولی در مورد شاهنامه، باز حقیقتی هست که بیش از اینهاست: هر کشتی نیاز به ساحل و لنگر دارد وگرنه در اقیانوس، مدتی سرگردان میراند تا سرانجام بهدست طوفانی نابود گردد. ملتها نیز در اقیانوسِ حوادث مانند کشتیاند؛ دیرزمانی است که تنها ساحل هویتِ ملتِ ایران زبان و ادب فارسی است و لنگر او شاهنامه است.
فرازهایی از پیام جلال خالقی مطلق به بهانهٔ نخستین همایش بزرگ باشگاه شاهنامهپژوهان؛ اردیبهشت ۱۳۹۱ خورشیدی
💎
🆔 @maneshparsi
دیبدین روز و ماه دی
چهارمین جشن دیگان خجسته باد
نیاکان ما در هر ماه، با برابر شدن نام روز و نام ماه در گاهشماری ایران زمین، جشنی را برگزار میکردهاند بنابراین، در هر ماه یکی جشن ماهیانه داشتهایم. اما در ماه دی، چهار جشن دیگان داریم، زیرا نام چهار روز از ماه، با نام آفریدگار نامگذاری شده است
واژه دی یا “دادار” در فارسی همان واژه «ددوش» در اوستا، و «داتار» در پهلوی است که صفت اهورامزدا و به معنی آفریدگار است
جشن دیگان درگاهشمار زرتشتی دی بهآذر،دی بهمهر،دی بهدین،از ماه دی جشن دیگان برگزار میشود و اکنون زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دیگان را جشن میگیرند
ابوریحان بیرونی مینویسد:
دیماه را خُورماه نیز میگویند و روز نخست ماه را خرهروز یا خورهروز نامند
اورمزد و دیماه:
نخستین روز دیماه باستانی ٢۵آذر ماه خورشیدی.نخستین جشن دیگان
دی بهآذر و دیماه:
هشتمین روز دیماه باستانی ٢دیماه خورشیدی.دومین جشن دیگان
دی بهمهر و دیماه:
پانزدهمین روز دیماه باستانی ٩دیماه خورشیدی.سومین جشن دیگان
دی بدین و دیماه:
بیست و سومین روز دیماه باستانی ١٧دیماه خورشیدی.
چهارمین جشن دیگان
💎
🆔 @maneshparsi
امرداد
موسیقی در دوران ایران باستان
موسیقی از روشهای اولیه ارتباط تلقی میشود و نشانههای آوایی حاصله از طبلهای قبایل در دوران باستان تا وزنهای موسیقایی که با کارهای مختلف انسان هماهنگی داشته است، تا حدی به طور طبیعی برای بیان احساس و برقراری ارتباط مورد استفاده قرار میگرفته (۱). «آنجا که زبان از گفتن میماند و قلم از نوشتن میایستد، […]
نوشته موسیقی در دوران ایران باستان اولین بار در امرداد. پدیدار شد.
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۷ دی زادروز گلنوش خالقی
(زاده ۱۷ دی ۱۳۱۹ تهران -- درگذشته ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ آمریکا) موسیقیدان، آهنگساز، رهبر ارکستر و گروه کُر
سال ۱۳۳۰ به هنرستان موسیقی ملی راه یافت و فراگیری ساز پیانو را آغاز کرد که استادان وی در هنرستان، حسین صبا، جواد معروفی و کمال پورتراب بودند. وی در سال ۱۳۳۸ پس از دریافت دیپلم هنرستان موسیقی ملی، با رتبه نخست به هنرستان عالی موسیقی وارد شد و نزد «امانوئل ملیکاصلانیان» آموزش دید و پس از یک سال دیپلم هنرستان عالی موسیقی را نیز با رتبه اول دریافت داشت. او در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات موسیقی به اتریش سفر کرد و در «آکادمی موتزارتئوم سالزبورگ» به تحصیل در رشته «رهبری کر» مشغول شد و پس از ۳ سال به آمریکا مهاجرت کرد و در «کالج اوبرلین» (اوهایو) تحصیلات خود را ادامه داد. پس از آن در سال ۱۳۵۳ مدرک فوق لیسانس رهبری کر را از «دانشگاه ویسکانسین» در شهر مدیسون دریافت کرد. در این هنگام با رهبرانی نظیر: «رابرت فاونتن» و «کورت پرستل» همکاری داشت.
او در سال ۱۳۵۳ بهدعوت «رادیو و تلویزیون ملی» به ایران بازگشت و گروه «هم آوازان» را به جهت اجرای آثار کلاسیک ویژه گروه کر و ارکستر، بنا نهاد. پس از انقلاب، در سال ۱۳۵۸ دوباره به آمریکا مهاجرت کرد و فعالیتهای هنریاش را در «کانون دوستداران فرهنگ ایران» آغاز کرد. در سال ۱۳۶۹ به ایران سفر کرد و قصد داشت به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد درگذشت پدرش «روحاله خالقی» برنامههایی در تهران و شهرستانها برگزار کند، اما به وی اجازه رهبری ارکستر داده نشد. در این هنگام به ضبط دو آلبوم موسیقی از آثار «روحاله خالقی» با عنوان «می ناب» پرداخت و به آمریکا بازگشت. او تا آخر زندگی در واشنگتن به آهنگسازی و آموزش پیانو مشغول بود.
فعالیتهای هنری:
تأسیس و رهبری گروه «هم آوازان» رادیو و تلویزیون ملی ایران
همکاری با «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در آمریکا
اجرای کنسرت ترانههای محلی ایران به همراه «پری زنگنه» در شهرهای آمریکا
تأسیس و رهبری «ارکستر روحاله خالقی» در واشنگتن
اجرای کنسرت و تنظیم آثار هنرمندان قدیمی موسیقی ایران همچون: «درویش خان»، «مرتضی نیداوود»، «علینقی وزیری»، «روحاله خالقی»، «مرتضی محجوبی» و … به همراه «ارکستر روحاله خالقی» در شهرهای آمریکا
تنظیم، رهبری ارکستر و انتشار آلبوم موسیقی «می ناب ۱» و «می ناب ۲» از آثار «روحاله خالقی» با خوانندگی «کاوه دیلمی»
ساخت آثاری برای پیانو، پیانو و آواز و تنظیم ترانههای محلی ایران برای پیانو
نویسندگی و انتشار کتاب «ای ایران» ۱۳۸۵
رهبری ارکستر در آلبوم موسیقی «موسیقی فیلم و نمایش» به آهنگسازی «فوزیه مجد» ۱۳۹۲.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#گلنوش_خالقی، ز
#جلال_خالقی_مطلق:
نیاز فردوسی در آغاز بیشتر یک نیاز فرهنگی بود، ولی سیاسی – ملی هم بود؛ یعنی اگر تولد فردوسی را ۳۲۹ هجری و زمان تألیف شاهنامه ابومنصوری را هم ۳۴۶ حساب کنیم بنابراین فردوسی در زمان حکومت محمد ابن عبدالرزاق در توس که فضای ملی-سیاسی ای در آن شهر به وجود آورده بود، باید جوان ۱۷ ساله ای بوده باشد که تحت تأثیر این محیط قرار گرفته است؛ به ویژه این نکته را هم باید در نظر داشت که این جوان از خانواده ای دهقان و دارای ریشه های اصیل ایرانی ملی هم بود البته بعدها با روی کار آمدن محمود غزنوی آن جنبه ملی شاهنامه جلوه بیشتری پیدا کرد.
🔸گفتگوی مسعود لقمان با جلال خالقی مطلق
📚ایران در گذر روزگاران
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۶ دی سالروز درگذشت علی اسفندیاری "نيمايوشيج"
(زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۶ یوش -- درگذشته ۱۶ دی ۱۳۳۸ تهران) بنیانگذار شعرنو
در مدرسه چندان موفق نبود و به تحصيلات آكادميك اهميتی نمیداد. انقلابهای اجتماعی سالهای ۱۳۰۰ - ۱۳۰۱ او را به كنارهگيری از مردم و زندگی در ميان جنگلها و دامان طبيعت و هوای آزاد كشاند و در آنجا اشعار بيشتری سرود.
وی از ۱۳۱۱ ساكن تهران شد و تا اواخر عمر در این شهر ماند. نيما با حركتی كه در طول زندگی خود داشت، نشان داد كه از شعر و هنر، ادراكی عميق و تازه دارد و شايستگی اين را داراست كه در عرصه سرشار و پربار ادب فارسی، بنيانگذار شيوههای نوين باشد. بنابر اين ، شعری را وارد صحنه ادب فارسی کرد كه در عين نداشتن قافيه و رديف، دارای وزن و هجا بود. اين سبك شعر به شعرنو و شعر نيمايی مشهور است و افراد فراوانی به پيروی از سبك او، هنر آزمايی كردهاند. شعر آزاد نيمايی تفاوتهای آشكاری با شعر سنتی داشته، از لحاظ عاطفی بيشتر جنبه اجتماعی و انسانی دارد و تخيل و صور خيال هر شاعر از تجربه شخص او سرچشمه میگيرد. او از لحاظ زبان، هر كلمهای را در شعرنو به كار میبرد، با اين شرط كه با كلمات همجوار، بيگانه و ناساز نباشد. به نظر او وزن بايد تابع احساسات و عواطف شاعر باشد. نيمايوشيج را به حق، پدر شعرِنو فارسی میخوانند. از او به غير از مجموعه اشعار، آثار ديگری به چاپ رسيده است از جمله: داستانها، اشعار، آثار تحقيقی، يادداشت و نامهها.
آرامگاه وی در زادگاهش، يوش است.
پن: تاریخ تولد نیما، نام شناسنامهای او و حتی تاریخ فوتش همچنان محل بحثهای فراوان است. در منابع مختلف، سالمرگ او با روایتهای متفاوت ۱۳، ۱۴ و ۱۵ دی ذکر شده است.
بر اساس پژوهشی معتبر تاریخ صحیح مرگ نیما روز ۱۶ دی ماه
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#علی_اسفندیاری. #نیما_یوشیج، د
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۶ دی سالروز درگذشت ارباب جمشید
(زاده سال ۱۲۲۹ یزد -- درگذشته ۱۶ دی ۱۳۱۱ تهران) بازرگان و نخستین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی
در ۱۱ سالگی، از سوی پدرش در تجارتخانه مشغول به کار شد و بعدها برای خودش تجارتخانهای در بروجرد و سپس در بندرعباس ایجاد کرد و به تجارت لباس و پارچه مشغول بود. پس از مهاجرت به تهران، به کشاورزی، تجارت و صرافی و سپس به بانکداری پرداخت و در ۳۵ سالگی شعبههای متعدد صرافی را در بازار تهران دایر کرد. او بدین ترتیب به تدریج از تجار عمده و معروف بازار تهران شد و شعبههایی از (تجارتخانه جمشیدیان) را در بیش از ۱۲ شهر ایران دایر کرد و بعدها شعبههایی از این تجارتخانه را در بغداد، بمبئی، کلکته و پاریس به راه انداخت. وی همچنین در پی گسترش دامنه فعالیتهای تجاری در ۱۳۱۱ بانک جمشیدی را نیز تأسیس کرد.
او با دربار قاجار بهعنوان تاجر معتبر ارتباط پیدا کرد و از آن زمان تا پایان حکومت قاجار وی با دربار قاجاریه مراوده داشت.
علاوه بر فعالیتها و آبادانیهای چشمگیری که در املاک جمشیدآباد و امیرآباد انجام داده بود، در تابستانها که آب جنوب تهران کم بود، آب قناتهای آنجا را به رایگان، برای جبران کمبود آب به این منطقه روانه میکرد. وی برای رسیدگی به فقرا تنگدستان تیز تلاش ویژه داشت. ساخت چند آبانبار و سقاخانه "به ویژه در شهرهای یزد و نیز در مسیر بین بندرعباس و یزد" و ساخت چند مدرسه "از جمله مدرسه جمشید جم" و چند گرمابه رایگان از جمله کارهای اوست.
وی در نهضت مشروطه، کمک مالی بسیاری به مشروطهخواهان کرد و از جمله پارک جمشیدآباد "جمالزاده کنونی" را در موقع ورود ستارخان و باقرخان و شاهسونها محل توقف و سکونت و پذیرایی از آنان قرار داد.
در سال ۱۲۸۲ تجار عضو مجلس و خارج از آن، در اطلاعیهای قصد خود را برای تأسیس بانک ملی ایران اعلام کردند و مقرر شد تا زمان تأسیس بانک، مردم پولهای خود را به چند فرد مشخص شده "از جمله ارباب جمشید" تحویل دهند و رسید دریافت کنند. این امر مقدمه تأسیس بانک ملی ایران بود و پس از چندی ارباب جمشید را به تکاپو برای تأسیس این بانک ایرانی واداشت. بدین ترتیب ارباب جمشید خود از سهامداران عمده و از مؤسسان و بنیانگذاران بانک ملی ایران محسوب میشود.
شعبههای تجارتخانه ارباب جمشید در سرتاسر ایران علاوه بر فعالیتهای بازرگانی کارهای بانکی را نیز انجام میدادند، طوریکه بهزودی به صورت رقیبی برای بانکهای خارجی فعال در ایران یعنی بانک شاهی انگلیس و بانک استقراضی روس درآمد و از طرفی صرافان و تجار بزرگی همچون او از رقبای اصلی بانکهای شاهنشاهی انگلیس و استقراضی روس در ایران بهشمار میآمدند. به همین دلیل این بانکها در صدد برآمدند اقداماتی علیه ارباب جمشید انجام بدهند که موفق به این کار شدند و او ورشکست شد.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#ارباب_جمشید، د
کاروان سرای (جنّی) یا تقی خانی از آثار تاریخی دوره ایلخانی در شهرستان بندر خمیر استان #هرمزگان، واقع در مسیر جاده بندرعباس به لارستان است که به عنوان اثر ملی ایران ثبت شده است
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۵ دی "۴ ژانویه" روز جهانی بریل
۴ ژانویه به مناسبت زادروز «لویی بریل» مخترع خط بریل "خط ویژه نابینایان" روز جهانی بریل نامگذاری شده که همهساله فعالیتهای صنفی و اجتماعی مختلفی در این روز برای آشنایی آحاد جامعه با این خط و نحوه فعالیتهای نابینایان در زمینههای مختلف در سراسر جهان برگزار میشود.
۱۵۰ سال پیش به نظر غیر ممکن میرسید که روزی نابینایان نیز همانند سایرین قادر به خواندن و نوشتن باشند، اما لویی بریل که در زمان حیات خود از نعمت بینایی محروم شد، دست به ابتکاری زد که بعدها به نام خود وی به ثبت رسید. ابتکار او نه تنها نابینایان را قادر به خواندن و نوشتن کرد، بلکه حتی عدهای از آنان را به کسب مدارج عالی تحصیلی، علمی و نیز به موقعیتهای شغلی بالا رساند، شاهکاری که زندگی آنان را دگرگون و میل به حیات را در آنان دو چندان کرد.
با وجود آسان بودن فراگیری الفبای خط بریل، اکثر نابینایان در انتقال حس بینایی به حس لامسه دچار مشکلاند و به راحتی قادر نیستند آن چیزی را که لمس میکنند درک کنند. با این همه، کارشناسان معتقدند الفبای بریل بهترین امکانی است که در دسترس نابینایان قرار گرفته تا بتوانند حداقل نیازهای خواندن و نوشتن خود را رفع کنند.
نخستین ابتکار در به کارگیری نوشتههای برجسته نابینایان در قرن چهاردهم میلادی در ایران آغاز شد و چهارصدسال پس از آن ”والنین هوی” فرانسوی، اولین مدرسه نابینایان را در پاریس تاسیس کرد که در آن کلماتی بسیار ساده و ابتدایی با حروف برجسته روی کاغذ چاپ و به نابینایان آموزش داده میشد. آنان با این روش تنها قادر به خواندن بودند، بدون آنکه بتوانند بنویسند.
”لویی” در روز چهارم ژانویه ۱۸۰۹ در فرانسه به دنیا آمد و در سه سالگی در اثر برخورد شی تیزی به چشمانش در کارگاه پدرش، نابینا شد. وی دوران دبستان را در مدارس عادی روستای خود به پایان رسانید و با حمایت پدر و مادر در شناخت استعدادهای بالقوهاش، موفق به فراگیری چندین آلت موسیقی نیز شد.
”بریل” در ۱۱ سالگی در پی آشنایی با یک افسر ارتش به نام ”نیکلاس ماری” اولین گام را در جهت ابداع روش خود برداشت و در ۱۶ سالگی موفق به ابداع زبان شش نقطهای خود شد، اما بدون این که اوج موفقیت خود را لمس کند، در ۴۳ سالگی بر اثر بیماری سل، درگذشت.
پس از مرگ ”بریل” چهار مرد نابینا به رهبری دکتر ”توماس آرمیتاژ” بر اهمیت این اختراع وقوف یافتند و انجمنی ایجاد کردند که سرانجام به موسسه ملی سلطنتی نابینایان مبدل شد.
در نهایت ۵۰ سال قبل خدمات ”لویی بریل” در فرانسه مورد شناسایی رسمی قرار گرفت و سال ۱۹۲۵ پیکر او را به پاریس انتقال دادند و در پانتئون، گورستان قهرمانان ملی فرانسه به خاک سپردند.
خط بریل (به انگلیسی: Braille) که در سال ۱۸۲۱ توسط لوییس بریل ابداع شد، روشی است که به طور گستردهای در دنیا توسط نابینایان برای خواندن و نوشتن استفاده میشود. خط بریل در زبانهای راست به چپ از راست به چپ نوشته شده و از چپ به راست خوانده میشود و در زبانهای چپ به راست برعکس.
هر کاراکتر یا سلول بریل از شش نقطه تشکیل شده که در یک مستطیل به صورت دو ستون سه نقطهای کنار هم قرار میگیرند. هر سلول میتواند دو حالت برجسته یا غیر برجسته داشته باشد که جایگشت این دو حالت در شش نقطه در مجموع ۶۴ حالت مختلف را ایجاد میکند. بدین ترتیب امکان نوشتن کلیه حروف الفبا، اعداد و علایم ریاضی، همچنین علایم نگارشی چون ویرگول، نقطه و … فراهم میآید.
جهت ارجاع و نامگذاری، این نقطهها را به ترتیب شمارهگذاری میکنند. در زبانهای راست به چپ، به طور استاندارد نقطههای سمت راست از بالا به پایین شماره ۱ تا ۳ و نقطههای سمت چپ، از بالا به پایین شماره ۴ تا ۶ را دارند. مثلاً برجسته بودن خانههای ۱-۳-۴ یعنی خانه بالا سمت راست، پایین سمت راست و بالا سمت چپ نماد حرف “م” یا در انگلیسی حرف m است.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#بریل #خط_بریل
همی تاختی تا دماوند کوه
کشان و دوان از پس اندر گروه
بپیچید ضحاک بیدادگر
بدرّیدش از هول گفتی جگر
یکی بانگ بر زد به خواب اندرون
که لرزان شد آن خانهٔ صدستون
بجَستند خورشید رویان ز جای
از آن غلغل نامور کدخدای
چنین گفت ضحاک را ارنواز
که شاها چه بودت نگویی به راز
شاهنامه فردوسی. موزه قطر
💎
🆔 @maneshparsi
🔻🔻
.
✅ از یـــاری تا کــمـک !
واژه « کُمَک / کومک » به معنای Help از سده ۹ قمری در نوشتههای پارسی دیده شده و از این دوره کم کم در زبان مردم ایران جا خوش کرده است. پیش از سده ۹ قمری هیچ شاعر ایرانی از آذربایجان تا خراسان و فارس و ... این واژه را به کار نبرده است ؛ چرا ؟ چون هنوز زبان ترکی در ایران جا خوش نکرده بود و واژگان آن به پارسی سرایت نکرده بودند
🔷 پس پیش از سده ۹ قمری ما برای اشاره به Help و کمک چه واژهای را استفاده میکردیم ؟
« یــــــاری »
واژه کمک از سده ۹ ق تا ۱۴ ق کمتر از ۱۰۰۰ بار در نوشتههای پارسی به کار رفته است ؛ ولی واژه یاری و مشتقات آن از سده ۳ ق تا ۱۴ قمری نزدیک به ۴۰ هزار بار در نوشتههای پارسی استفاده شده است ( منبع، دادگان فرهنگستان زبان فارسی ) ! همین کافی است تا جایگاه واژه « یاری » در فرهنگ و زبان ایران را بدانیم ؛ که متاسفانه به لطف حکومت صفوی و قاجار، این کهن واژه پارسی جای خود را به واژه بیگانه « کمک » داده و امروزه تقریبا از کاربرد افتاده است !
♦️ واژه یار : از پهلوی ساسانی hayyār / ayār آمده که حرف نخست آن افتاده ( همچون ایادگار که شده است یادگار ) و بصورت « yār یار » به پارسی نو رسیده است ( hayyārīh = یاری ). واژه « یاور » صورت دیگر همین واژه یار است. در پهلوی اشکانی aδyāwar و ... درباره ریشه این واژه در ایرانی باستان، کتاب فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، ص ۲۹۳۴ از محمد حسن دوست را نگاه کنید
دهها بار در متون پهلوی زرتشتی و مانوی به کار رفته :
ēdar pad ayārīh <ī> xrad weh, ānōh pad pušt-panāhīh xrad pānagtar
اینجا [و در این جهان] برای یاری، خرد بهتر [است]، آنجا [و در آن جهان] برای پشتیبانی [و اتکاء] خرد پناهتر [است]
sērīd anād āz, hān druwend mād ī wispān dēwān, u-š garān āšōb kird, hayyārīh rāy ī xwēš grīw
خشمگین شد آز، آن مادر دروند همۀ دیوان، و آشوبی گران به پا کرد، برای یاری به نفسِ خویش
♦️ هَـیّـاری : هنوز در لری بختیاری این واژه پهلوی بصورت « هَیاری » کاربرد دارد و نام آیینی است که در آن مردم در درو کردن گندمها، گلاندود کردن بام خانهها، ساختن دیوار، شخم زدن زمین و ... به یاری یکدیگر میروند و در اشعار و فرهنگ و ادبیات بختیاری جایگاه ویژهای دارد
♦️ عیاران و عیاری : در فرهنگ ایرانی و ادبیات پارسی « عیاران » به گروهی از جوانمردان، پهلوانان، و جنگجویان مردمی گفته میشد، که معمولا از لایه های پایینتر جامعه برخاسته بودند، و اصولی چون جوانمردی، فتوت، عدالتخواهی، حمایت از مظلومان، و مقابله با ستمگران را سرلوحهی کار خود قرار میدادند. این واژگان صورت عربی همان واژگان پهلوی « اَیّاران و اَیّاری » است. دو کتاب کهن « سمک عیار » و « دارابنامه » درباره همین موضوع است
♦️ یارسان و دین یاری : در مناطق کردنشین ایران و عراق آیینی وجود دارد که بازمانده از ایران باستان و تحت تاثیر باورهای زرتشتی و مانوی است. نام آن دارای کهن واژهی « یار و یاری » است.
🔹 از کلمه « یار » چندین واژه و فعل ساخته شده است : یاریدن، یعنی امداد نمودن، کمک کردن از پهلوی ساسانی ayārīdan / همچنین « یارستن » یعنی جرات کردن، توانستن، دلیری کردن. فردوسی : خرد را و جان را که یارد ستود، و گر من ستایم که یارد شنود. / و واژگان : یاور / یارمند / یاران / یاریگر / یارا / همیاری / یارایی / یارگی / یارک / یارور / دستیار و ...
🔺توجه: کلمه یار در پایان این واژگان 👈 شهریار، هوشیار، آبیار، بختیار، مهیار، اسفندیار، مازیار، کوهیار، کوشیار، کامیار و ... به معنای یار که در این مقاله بررسی کردیم نیست و صورت تحولیافته واژه « دار dāra » یا « داد dāta » در ایرانی باستان است. برای نمونه شهریار به معنای « دارنده پادشاهی و حکومت » است و از xšaθrodāra آمده / و اسفندیار به معنای « داده شده توسط امشاسپند » است و از spəntōδāta آمده است
💎
🆔 @maneshparsi
یک قالی اصل قشقاییِ فیروزآبادِ شیراز را وسط بازار تهران گذاشتن… 👀🧵
نه برای فروش، نه برای نمایش
برای دیدنِ رفتار آدمها با اصالت.
قالیای که سالها با دست بافته شده،
با احترام زندگی کرده
و سزاوار احترام دیدهشدنه...
و حالا رفتار رهگذرا
البته علاوه بر اصالت فرش ، اصالت این مردم ستودنی است👍
هنر حرمت داره ، تنها مردم ایران زمین حرمت هنر فرش رو نگه میدارند آدم که تاریخشو لگد نمیکنه❤️
مامانا از بچگی یادمون دادن با کفش رو فرش نریم ، حالا فرق نمیکنه فرش ایرانمون کجا پهن باشه ، همه جای ایران سرای من است✌️
•🍃☘ @didYouKonw
فردوسی بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد - ۱
🔹دکتر محمدعلی اسلامی میگوید: اگر از من بپرسند کدام ایرانی است که بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد و بزرگترین آنهاست، بیتردید خواهم گفت: فردوسی. او همچنین معتقد است «شاهنامه» اخلاقیترین و انسانیترین کتابی است که تا کنون در زبان فارسی نوشته شده و برخلاف آنچه گاهی زمزمه شده، خواننده شاهنامه «طاغوتیها» نبودهاند، مردم کوچه و بازار و ایلیها و دهقانها و همه ناآرامها بودهاند.
مروری بر دیدگاههای شادروان محمدعلی اسلامی ندوشن، مترجم و چهره فرهنگی پیشکسوت درباره فردوسی
🔹محمدعلی اسلامی ندوشن در کتابهای «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «داستان داستانها: رستم و اسفندیار در شاهنامه»، «درباره رستم و سهراب بنیاد شاهنامه»، «نامه نامور: گزیده شاهنامه فردوسی» (انتخاب و توضیح) و «چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ)» و دیگر کتابها و مقالاتش به این شاعر ایرانی پرداخته است. او در کتاب «چهار سخنگوی وجدان ایرانی» فردوسی را به عنوان «سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی» معرفی میکند. همچنین در «سرو سایهفکن» رسالهای درباره فردوسی و شاهنامه میگوید: «شاهنامه تنها سرگذشت ایران و حماسه دوره معینی را بازگو نمیکند، جوهر هستی را میسراید... برای شاهنامه ارزشهای گوناگون برشمرده شده است... ولی برترین ارزش آن، آن است که در زندگی انسانی معنا مینهد. حتی دشمنها در آن سترگاند؛ چه، کمان هستی خود را به نهایت میکشند. بیانش صخرهوار است، به بزرگی طبیعت. وقتی آن را میخوانیم یا میشنویم، سر خود را به بالا نگاه میداریم، برای آنکه باید اوج را ببینیم. طی هزار سال کتاب فردوسی تسلیبخش و رهگشای قوم ایرانی بوده و هر زمان که زندگی بر مردم سختتر میشده، دلبستگی به آن بیشتر میگردیده. کتابی است که عالِم و عامی بر روی آن خم شده و قهوهخانه و فرهنگخانه، هر دو از آن روشنی گرفتهاند.»
🔹او در جای دیگری میگوید: «شاهنامه کتابی است که هر ایرانی باید به نوعی آن را بشناسد، زیرا کتاب سرنوشت ایران است... شاهنامه فردوسی بیش از هر کتاب دیگر در زبان فارسی سرگذشت و روح مردم باستانی ایران را در خود بازتاب داده است. بنابراین میتوانیم از او گواهیهایی بگیریم که ایرانی چگونه کسی بوده است و از زندگی چه میخواسته. مردم به کتابی چون شاهنامه از دو جهت نگاه میکردند: یکی سیاسی، یعنی وسیله بازیافت شخصیت ملّی خود، و دیگری انسانی، یعنی کتاب حکمت و عبرت و دستورنامه زندگی. شاهنامه کتاب واقعبینی است. انسان را از موضع خاکی خود بر نمیکَند. آسمان جای خود دارد و زمین جای خود. هر چه هست و نیست باید در همین زمین عاید آدمی گردد. جهانبینی شاهنامه، حاصل یک دوران دراز تجربه قوم ایرانی است، در یک سرزمین پرماجرا و پرکشاکش و به ما میگوید که چگونه باید زندگی کرد. شاهنامه، با آنکه از زمانهای دور حرف میزند، آموزههایش هنوز راهگشا هستند، و میتوان گفت که با همه قدمت، تازهترین کتاب زبان فارسی است.»
💎
🆔 @maneshparsi
دو ایزد بانوی نماینده اب و خاک در شاهنامه چه کسانی هستند؟
💎
🆔 @maneshparsi
🌹شاهان اساطیری ایران فریدون پنجمین شاه اساطیری ایران🌹
بعد از شکست ضحاک تازی فریدون در روز اول مهرماه بر تخت شاهی ایران بنشست و تاج بر سر نهاد.
به روز خجسته سر مهرماه / به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
هنگامی که خبر بر تخت نشستن فریدون به مادرش فرانک رسید شادمان گشت وسروتن شست و به نزد داور جهان شکرگزاری کرد و یک هفته تمام به مردم مستمند مال میبخشید تا جایی که دیگر تهیدستی نیافت سپس بزرگان را در جشنی جمع کرد ودر گنجها گشود و همه را برای فریدون فرستاد.
نیایش کنان شد سر و تن بشست / به پیش جهانداور آمد نخست
فریدون سپس به گرد گیتی گشت و از نزدیک هر چه ستم و بیداد و ویرانی در شهر و ده بدید...همه را به سامان آورد و آبادانی و دادگری را در پیش گرفت.
زمانه بی اندوه گشت از بدی / گرفتند هر کس ره ایزدی
فریدون در پنجاه سالگی صاحب سه پسر شد.دو پسر بزرگتر از شهرناز و فرزند کوچکتر از ارنواز -دختران جمشید -بودند.
زسالش چو یک پنجه اندر کشید / سه فرزندش آمد گرامی پدید
از این سه دو پاکیزه از شهرناز / یکی کهتر از خوب چهر ارنواز
💎
🆔 @maneshparsi
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘
۱۸ دی زادروز امیرمهدی بدیع
(زاده ۱۸ دی ۱۲۹۴ همدان -- درگذشته ۱۸ شهریور ۱۳۷۳ سویس) فلسفهدان و تاریخپژوه
از ۱۸ سالگی برای ادامه تحصيل روانه فرانسه شد و از سال ۱۳۱۶ برای تحصيل در رشته ریاضیات و فیزیک به دانشگاه لوزان سویس رفت. سپس در مدرسه عالی رم، در ایتالیا، زبان و ادبیات لاتین فراگرفت و سرانجام با ورود به مدرسه عالی پلیتکنیک زوریخ سویس در سال ۱۳۳۶ دكترای فلسفه علوم گرفت.
وی با علاقه به پژوهش در تاريخ باستانی ايران و تسلط به زبانهای باستانی یونانی و لاتینی و همينطور زبانهای فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی و از طرفی بازخوانیهای مكرر از متون كلاسيك تاريخی يونانيان، كتابهای محققانه خوبی را به نگارش در آورده است.
نگارش كتاب هفت جلدی «اندیشه روش در علوم» كه در سال ۱۹۵۳ به زبان فرانسه منتشر شده، باعث شد تا وی در ميان متفكران اروپايی جايگاه معتبری پيدا كند و اين خود مقدمهای برای توجه اروپاييان به كتابهای مفصل و محققانه او شد.
كتاب «بديع حكمت» كه به كوشش «مهدی بهخيال» تدوين و توسط نشرقطره منتشر شده، مجموعهای از مطالبی است كه به زندگی دكتر امير بديع و پدرش دکتر مهدی بدیعالحکما اختصاص يافته است. در اين كتاب بزرگان انديشه و فرهنگ ايران مانند ايرج افشار، محمدعلی جمالزاده، كامران فانی، تورج دريایی، بزرگ علوی، پرويز اذكایی و نادر ابراهيمی، درباره شئون مختلف علمی و همين طور زندگی امير مهدی بديع مقالاتی را تحرير كردهاند.
اهل فرهنگ بيشتر او را با پژوهش پرآوازهاش «يونانيان و بربرها» میشناسند. كتابی كه در اصل به فرانسوی نگاشته شده و در ۱۵ جلد باعنوان فرعی «روی دیگر تاریخ» توسط قاسم صنعوی، مرتضی ثاقبفر و عبدالمحمد روحبخشان ترجمه شده و انتشارات توس آن را منتشر كرده است.
بدیع در اين كتاب با پژوهشی عميق از لابهلای متون تاريخی به نقد دروغپردازیها و افسانهانگاریهای تاريخ نويسان كلاسيك يونانی و مورخين مغرض معاصر غربی درباره تاريخ باستانی ايران میپردازد.
تاليفات:
اندیشه روش در علوم (سویس۱۹۵۳)
توهم گسترشپذیری بیپایان حقیقت (سویس ۱۹۵۷- ۱۹۶۰)
جهان و سخن زرتشت (سویس ۱۹۶۱)
دیوان امیرشاهی سبزواری، با مقدمه امیرمهدی بدیع (سویس ۱۹۶۲)
یونانیان و بربرها (سویس۱۹۶۳)
هگل و مبادی اندیشه معاصر (سویس۱۹۶۴).
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#امیر_مهدی_بدیع، ز
شاهنامه ستایش شاهان نیست؛
ستایشِ مردمِ ایران است.
🔹شاهنامه تاریخ و سیرت شاهان است اما بر خلاف آنچه گاهی برخی خاماندیشان و ناآگاهان و مغرضان پنداشته و گفتهاند، ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و مردم ایران است. ستایش همهٔ نیکان و دلاوران و خردمندان است.
🔹شاهان سلطنت میکردند اما قدرت مطلقهٔ حکومت به دست آنان نبود. شهریاری رشتهای بود که ایرانیان را به هم میپیوست و مرزهای ایران و سنن و آیین و فرهنگ ایران را نگاهبانی میکرد و رمز قدرت و شوکت ایران بود.
شاهنامه مجموعهٔ تجارب تاریخی ایرانیان در ادارهٔ صحیح اجتماع و تأمین آسایش مردم است. خرد و دانش و ژرفبینی و باریکنگری حکیم فردوسی سبب گردیده که شاهکار او به صورت آیین کشورداری و درس فرمانروایی خردمندانهای درآید و منطبق با اصول صحیح مدیریت باشد. حتی امروز هم فرمانروایان و زمامداران در همهٔ جهان حتی یک فرماندار و بخشدار ناحیهای کوچک میتواند از شاهنامه نکاتی در مدیریت توأم با عدالت بیاموزد.
🔹در میان پنجاه پادشاه ایرانی شاهنامه، شاهانِ خوب هستند، شاهانِ بد هم هستند. فردوسی شاهان خوب را میستاید و شاهانِ بد را مینکوهد. شاهِ خوب گوش به فرمان سروش دارد و فرّ کیانی یا فرّ ایزدی (تأیید خداوندی) با اوست و در دادگری و آبادی کشور و آسایش مردم میکوشد. شاهِ بد گوش به اهرمن و جادو میسپارد و فرّ ایزدی از او دور میشود و مردم هم از او بر میگردند.
🔹از نمونههای شاهان خوب، فریدون، کیخسرو، بهرام گور، نوشیروان و نمونههای شاهان بد، ضحّاک و کیکاوس و گشتاسب و هرمز
و شیرویه هستند.
آنچه فردوسی دربارهٔ فریدون میگوید خطاب به همهٔ فرمانروایان است:
فریدونِ فرخ فرشته نبود
به مُشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دِهِش یافت این نیکوی
تو داد و دهش کن فریدون توی
فردوسی، محمدامین ریاحی، صص ۲۰۸–۲۰۷
💎
🆔 @maneshparsi
ایران | کاوش
فصل تازه کاوشها در محوطه باستانی «ویگل»
فصل سوم کاوشها در محوطه باستانی «ویگل» آران و بیدگل اصفهان یا به تعبیر برخی باستانشناسان، شهر گمشده «هراسکان» پس از گذشت چهار سال از آخرین فصل عملیات باستانشناسی آغاز میشود و باید دید در این فصل از کاوشها، یافتهها تا چه اندازه پرده از هویت آتشکده ویگل در یک شهر به فراموشی سپرده شده، برمیدارد.
محوطهای باستانی در شرق «بیدگُل» با نام ویگل قرار دارد که گفته میشود این منطقه همان هراسکان گمشده در تاریخ است؛ شهری ساسانی که بر اساس منابع تاریخی و به گفته برخی باستان شناسان در سده نهم هجری قمری به دلایل نامعلوم متروک و رها شد.
پیشتر در ۲ فصل کاوش باستان شناسی، بقایای آتشکدهای متعلق به دوران ساسانی و همچنین دوران انتقالی ساسانی به اسلامی در این محوطه کشف شده است؛ آتشکدهای که بنا بر برخی گمانهزنیها به دلیل تغییر دین، متروک و به فراموشی سپرده شده است و از نگاه باستان شناسان یکی از استثنایی ترین آتشکدههای دوران ساسانی به شمار میرود.
به گفته مدیر پایگاه میراث فرهنگی ویگل حالا پس از گذشت چهار سال از آخرین عملیات باستان شناسی، تمرکز اصلی فصل سوم کاوشها در محوطه باستانی ویگل یا همان هراسکان تعیین دقیق پلان اصلی آتشکده و دسترسی به فضاهای مرتبط با آن است.
راحله یوسفیان در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: شناسایی و ترسیم فضاهای احتمالی جانبی پیرامون آتشکده برای درک بهتر کاربری کل مجموعه یکی از اهداف فصل سوم کاوشهاست.
وی اضافه کرد: همچنین تدوین و اجرای روشهای حفاظتی مدرن و پایدار پس از اتمام کاوشها بهمنظور تضمین سلامت ساختارها در برابر عوامل محیطی یکی دیگر از محورهای کلیدی عملیات باستانشناسی پیش رو محسوب میشود.
با این وصف در حالی که اخیرا احداث جاده برای توسعه یک شهرک صنعتی در حریم این منطقه باستانی موجب نگرانی برخی کارشناسان میراث فرهنگی شده و قرار است شورای…
•🍃☘ @didYouKonw
پاکیزه ترین شهر ایران از دورهی ساسانیها!
ایران من
قلعه تاریخی بیرجند
ارگ حاجی آباد
باغ کلاه فرنگی
مدرسه شوکتیه
باغ اکبر آباد
باغ امیر آباد
ارگ بهارستان
•🍃☘ @didYouKonw
شانزدهم دیماه، سالگرد درگذشت نیما یوشیج (۱۲۷۶-۱۳۳۸)
در شب سرد زمستانی
در شب سرد زمستانی
کورهٔ خورشید هم، چون کورهٔ گرم چراغ من نمیسوزد.
و به مانند چراغ من
نه میافروزد چراغی هیچ،
نه فروبسته به یخ ماهی که از بالا میافروزد.
من چراغم را در آمدرفتن همسایهام افروختم در یک شب تاریک
و شب سرد زمستان بود،
باد میپیچید با کاج،
در میان کومهها خاموش
گم شد او از من جدا زین جادهٔ باریک.
و هنوزم قصه بر یاد است
وین سخن آویزهٔ لب:
«که میافروزد؟ که میسوزد؟
چه کسی این قصه را در دل میاندوزد؟»
در شب سرد زمستانی
کورهٔ خورشید هم، چون کورهٔ گرم چراغ من نمیسوزد.
💎
🆔 @maneshparsi
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۱۶ دی سالروز درگذشت محمود موسوی
(زاده سال ۱۳۱۶ زنجان -- درگذشته ۱۶ دی ۱۳۹۴ تهران) شاعر، نویسنده و باستانشناس
تحصیل باستانشناسی را در دانشگاه تهران به پایان رساند و در سالهای ۱۳۴۰-۱۳۳۰ در رادیو تهران برنامههای فرهنگی و مربوط به باستانشناسی تهیه و در نشریات فرهنگی ادبی اندیشه و هنر، فردوسی، جهان امروز و نگین نیز شعر و مقالات ادبی منتشر میکرد.
از سال ۱۳۴۶ به استخدام اداره باستانشناسی درآمد و تا سال ۱۳۷۸ در میراث فرهنگی فعالیت کرد و پس از تأسیس سازمان میراث فرهنگی کشور در سال ۱۳۶۴ نخستین مدیر پژوهشهای باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی بود. نخستین گردهمایی باستانشناسی ایران را پس از انقلاب در سال ۱۳۷۳ در قلعه شوش برگزار و مدیریت کرد. وی مسئولیت تسویه حساب با هیئتهای فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی را در سال ۱۳۶۳ از طرف مرکز باستانشناسی ایران عهدهدار بود. پیش از انقلاب او سرپرست هیئتهای باستانشناسی و ناظر بر کار بررسی و کاوش هیئتهای باستانشناسی خارجی بود. وی سالها در دانشگاه میراث فرهنگی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی و دانشگاه افسری به تدریس باستانشناسی و تاریخ هنر پرداخت.
در پائیز ۱۳۹۳ انجمن علمی باستانشناسی ایران دومین نشان عزتاله نگهبان را به پاس یک عمر فعالیت وی در زمینه باستانشناسی ایران به وی اعطا کرد.
آرامگاه وی در قطعه نامآوران است.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار در هفته درگذشتش مراسمی به یاد و نام وی برگزار کرد و سخنرانان مراسم هریک شرحی بر زندگی و کارنامه حرفهای وی ارائه دادند.
مهمترین فعالیتهای میدانی:
۱۳۴۶ کاوش در استان ایلام و لرستان پشتکوه به همراه هیئت باستانشناسی بلژیکی، به سرپرستی لویی واندنبرگ.
۱۳۴۶ بررسیهای باستانشناسی منطقه آذربایجان شرقی به سرپرستی سیفاله کامبخشفرد.
۱۳۴۷ بررسی غارهای پیش از تاریخ آذربایجان غربی بین خوی و سردشت.
۱۳۴۹ کاوش در تخت سلیمان به همراه هیئت باستانشناسی آلمانی.
۱۳۵۵ کاوش در حلیمه جان رودبار گیلان به همراه هیئت باستانشناسی ژاپنی از دانشگاه توکیو.
۱۳۶۳ کاوش در محوطههای باستانی زابل به همراه هیئت باستانشناسی ایتالیایی وابسته به مؤسسه ایزمئو.
۱۳۴۹ کاوش در تخت جمشید به سرپرستی علی اکبر تجویدی.
۱۳۵۲ کاوش در سگزآباد قزوین به سرپرستی عزتاله نگهبان.
۱۳۵۶ سرپرست هیئت کاوشهای مسجد جمعه اردبیل.
۱۳۵۷ سرپرست بررسیهای باستانشناسی در اشکورات
۱۳۶۲ سرپرست کاوشهای مسجد جامع ابرکوه
۱۳۵۹ سرپرست هیئت بررسی و تعیین حریم تپه چغا گاوانه شاه آباد غرب.
۱۳۶۴ سرپرست تعیین حریم شهر کهنه نیشابور.
۱۳۶۸ سرپرست کاوش در شهرطوس.
۱۳۷۰ سرپرست هیئت کاوشهای شهر حریره کیش.
۱۳۷۳ سرپرست هیئت کاوشهای مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی.
گزیده تألیفات:
توس شهر خفته در تاریخ، انتشارات سازمان میراث فرهنگی ۱۳۷۰
یادنامه نخستین گردهمایی باستانشناسی ایران پس از انقلاب، انتشارات سازمان میراث فرهنگی ۱۳۷۶
تنظیم و تکمیل گزارش هشت فصل بررسی و کاوش در شهداد (دشت لوت) انتشارات سازمان میراث فرهنگی ۱۳۸۵
آغاز دوره تاریخی در ایران شمالی بر اساس یافتههای باستانشناسی، مجله میراث فرهنگی ۱۳۷۳
باستانشناسی ایران، سیمای فرهنگی ایران ۱۳۷۳
باستانشناسی، دائره المعارف جهان اسلام ۱۳۷۵
باستانشناسی در پنجاه سالی که گذشت، میراث فرهنگی ۱۳۶۹
باستانشناسی گیلان، کتاب گیلان ۱۳۶۹
مسجد جمعه اردبیل، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد ۱۳۷۶
کاوش در بخش غربی مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران: ارگ بم - کرمان ۱۳۷۴
پیگردی در مسجد جامع ساوه، گزارش چهارمین مجمع سالانه پژوهشهای باستانشناسی ۱۳۵۵
یادمان خشتی کوه خواجه زابل "خلاصهای از نتایج مطالعات و کاوشهای انجام شده در آن" مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران: ارگ بم - کرمان ۱۳۷۶
کاوش باستانشناسی در شهر تاریخی حریره کیش، گزارشهای باستانشناسی ۱۳۷۶
مقدمه بر باستانشناسی کرمان، مجموعه مقالات کرمانشناسی، مرکز کرمانشناسی ۱۳۶۹
یادی از علی سامی، مجله باستانشناسی و تاریخ ۱۳۶۸.
💎
🆔 @maneshparsi
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
#محمود_موسوی، د
در ساختمانهای تختجمشید هیچگونه تدابیر حفاظتی یک قلعه اندیشیده نشده است.
🔹تختجمشید فاقد هر گونه برج و بارو یا دیوار پدافندی است و دیواری کوتاه که در جناح مشرف به کوه تا بالای ارتفاعات کوه رحمت ادامه دارد، حکم دیواری معمولی را داراست که برای جلوگیری از ریزش سنگ یا آب باران یا تردد حیوانات غیر اهلی و یا حداکثر ممانعت از دزدان متفرق مناسب به نظر میرسد و هرگز برای مقاومت در برابر لشکری مسلح کافی نیست.
🔹 بدین ترتیب متوجه میشویم که بنای تختجمشید نه تنها قلعهای نظامی نبوده است، بلکه اصولاً چنان امنیتی در کشور حاکم بوده است که چنین بنای با شکوهی احتیاج به تدابیر خاص حفاظتی و امنیتی نداشته است
💎
🆔 @maneshparsi
نقش برجسته ی عیلامی پیروزی در جنگ
تصویر بالا پایه ی تندیسی را نشان می دهد که در روی آن جای خالی پاهای مجسمه ای به چشم می خورد. این اثر متعلق به 2700 تا 2800 سال پیش و دوره ی نو-ایلامی است.
🔹 نقش برجسته های دور تا دور این پایه، تصاویر مربوط به یک جنگ را نشان می دهند. تصاویری مانند تصاویر اجسادی که به وسیله ی کرکس ها دریده می شوند و یا خانواده ای که از شهر رانده می شوند. این صحنه ها همگی در دژی که در دامنه ی یک ناحیه ی کوهستانی قرار دارد، اتفاق می افتد. این اثر که در شوش کشف شده اکنون در موزه ی لوور قرار دارد
💎
🆔 @maneshparsi
.
برگی از شاهنامه شاهطهماسبی از دوره صفوی
نگاره دربند شدن ضحاک در دماوند، اثر سلطان محمد نزدیک به سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۵ میلادی
💎
🆔 @maneshparsi
⛰️واژۀ دماوند
دماوند، نام بلندترین قلۀ رشته کوه های البرز و نیز نام شهری است در 25 کیلومتری جنوب این کوه.
🔹این نام به پهلوی در کارنامۀ اردشیر بابکان به صورت دُنباوند و در سنگ نبشته های دوران ساسانی چون سنگ نبشته شاپور اول در نقش رستم فارس و
🔹سنگ نبشته نرسی در پایکولی، به صورت دومباوند و دُنباوند،
درنامۀ تنسر، شهرستان های ایران، ایرانشهر و کتاب جغرافیای موسی خورنی، دُمباوند آمده که در واقع تغییریافتۀ نام پهلوی آن است.
🔹اکنون نیز نام کوه و شهر با فتح دال، دَماوند معروف است. دَم یا دَنب، همان دَم در زبان پهلوی، از مصدر دَفتن به معنی تف و گرما یا بخار و گاز است و آوند به معنی ظرف می باشد.
وَند نیز پسوند نسبت است و در زبان پارسی باستان، فراوان به کار رفته.
🔹به این ترتیب می توان گفت این نام به معنی ظرفی است که دارای تف و گرما یا بخار و گاز باشد و به همین علت آن را به قلۀ بلند البرز که زمانی آتشفشانی بوده نسبت داده اند.
نام های دیگری که در دوران باستان به آن اشاره شده عبارتند از : قلۀ مونس،
کوه یاسینوس و کارن.
#آذربایجان_را_بهتر_بشناسیم
هر آنچه از تاریخ و جغرافیای پیشین آذربایجان باید بدانیم، از دید جغرافیدان عرب!
▫️ابواسحق ابراهیم اصطخری: «بزرگترین شهر در آذربایگان اردویل (اردبیل) است و مقدار دو بهر فرسنگی درازا و پهنا دارد... ارمیه (ارومیه) شهری است پرنعمت و ارزان قیمت. بر کناره دریا نزهتگاه بسیار دارد... بردع از دیگر شهرهای آذربایگان است که فندقش به از فندق سمرقند است. ارمیه (ارومیه) بیشتر به دین ترسایی هستند...
حدود آذربایگان از تارم است تا زنگان - تا دینور - تا حلوان - شهرزور تا دجله. در این اقیلم پادشاهان بزرگ چون «شروانشاه» بودهاند. شهری است سردسیر. حدود این شهر زبانها همگی تازی و پارسی و ارمنی است. نواحی بردع زبانهای مختلفی گویش میکنند...»
منبع: مسالک و ممالک
👈 به این کلمات توجه شود: #ترسایی #آذربایگان #پارسی #ارمنی
💎
🆔 @maneshparsi
فردوسی بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد - ۲
🔹اسلامی ندوشن همچنین در کتاب «ایران را از یاد نبریم» و «ایران و تنهاییش» درباره شاهنامه مینویسد: برخلاف آنچه گاهی زمزمه شده است، خواننده شاهنامه مردم کوچه و بازار و ایلیها و دهقانها و همه ناآرامها بودهاند، نظیر کسانی که همین اواخر در جنوب با انگلیسیها جنگیدند. در برابر تحقیر و توهین تازهبهدورانرسیدههای مروانی و عباسی و نخوت غلامان ترک، فردوسی به هموطنان ستمکشیده خود گفت: «شما آزادگان و سرفرازان بودهاید.» آنها را تسلی داد و گرم کرد. درخت اندیشه ایرانی زمانی به بار نهایی نشست که شاهنامه آفریده شد. همه آنچه باید گفته شود در این کتاب گفته شد. ایران که تا آن زمان بید لرزانی بود، با آمدن این کتاب تبدیل به سرو برومند همیشه سبزی گشت. با آمدن شاهنامه ایرانی خیالش راحت شد که از نو به خانه خود بازگشته است. اگر حصارهای مرزی برداشته شده بودند یک حصار فرهنگی گرد او پدید آمد «که از باد و باران نیابد گزند»، تا او بتواند در درون آن بگوید «من، من هستم». اگر زبان فارسی و شاهنامه نبودند، به حدس قوی، ما کشوری میشدیم نظیر مالزی یا پاکستان. ممکن است گفته شود، چه عیبی دارد و آنها برای خود زندگی میکنند؟ البتّه دنیا به هم نمیخورد، هر کشوری زندگی میکند. حرف بر سر داشتن یا نداشتن افق است. حرف بر سر آن است که جهان در برابر چشم چقدر گسترده باشد. در یک اتاق بیپنجره هم میشود زندگی کرد، میشود به آن عادت کرد، ولی در هر حال، منکر افق دلگشا و چشمانداز معنوی نمیتوان شد. زمانی قدر آن دانسته میشود که دیگر نباشد.
🔹او در «دیروز، امروز، فردا» میگوید: آنچه بیش از هرچیز در شاهنامه بر آن تکیه شده، «انسانیت انسان» است. به این معنا که او به هر قیمتی زندگی را نخواهد، بلکه برای آن ارزش قائل شود. روح شاهنامه، این است. در شاهنامه نه روحیه پهلوانی مورد ستایش است و نه برتری نژادی، به کسی باید حق داد که انسانتر است.
🔹اسلامی ندوشن در «یگانگی در چندگانگی» هم درباره شاهنامه بیان میکند: به آسانی میتوان تصور کرد که اگر شاهنامه پدید نیامده بود، ایران به گونهای که هست نبود: مستهلکشده در عرب و ترک، گمشده در گرداب تاریخ جهان. هرگاه ایرانی میرفت تا بلرزد، یک دست نامرئی زیر بالش را میگرفت و آن دست شاهنامه بود: در دوره مغول، دوره صفویه با تهاجم عثمانیها و بعد فشار استعمار غرب.
🔹این نویسنده درباره زنان شاهنامه در «نامه نامور» مینویسد: همه صفاتی که موجب آراستگی انسان و زن است در زنان بزرگ شاهنامه دیده میشود. ایثار و استحکام شخصیت و پاکی و وفاداری چنان به صورت طبیعی در آنهاست که گویی این خصوصیات با سرشت زن عجیناند. حتی زنان تُرک، دختران افراسیاب، فرنگیس و منیژه یا جریره.
🔹او همچنین در این کتاب نوشته است: اگر به عمق شاهنامه فرو رویم، میبینیم که این کتاب نه حماسه شاهان است و نه جانبداری از قوم و ملت خاصی دارد؛ کتاب زندگی است که داد و خرد جانمایه آنند. داد در زندگی عملی و اجتماعی، و خرد به عنوان راهبر فرد و رهگشای اجتماع. آنچه در آن به آدمی توصیه میشود، نجابت و ادب و بلندنظری است و نیز آگاهی، دانایی، اعتدال، شادمانی و خلاصه همه آنچه زندگی را دلپذیر و ارزنده میکند.
🔹اسلامی ندوشن در کتاب «ایران را از یاد نبریم» درباره شاهنامه آورده است: کتاب فردوسی [شاهنامه] اخلاقیترین و انسانیترین کتابی است که تا کنون در زبان فارسی نوشته شده است، آن هم به زبانی که به قول نظامی عروضی «سخن را به آسمان علّیین برد». گذشته از این، خود او در زندگیای که داشته است، پارساترین سخنسرای ایران است، و از مجموع این جهات است که اگر از من بپرسند کدام ایرانی است که بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد و بزرگترین آنهاست، بیتردید خواهم گفت: فردوسی.
💎
🆔 @maneshparsi
این خروس با ابهت از جنس نقره، طلا و مفرغ، متعلق به تمدن مادِ و ۲۷۰۰ سال قدمت داره! خیلی هنر میخواد همچین چیزی رو طوری بسازی که بعد از ۲۷۰۰ سال سالم بمونه! ایرانیان باستان خروس رو خوشیمن میدونستن چون نوید صبح و رفتن تاریکی رو میداد.
این خروس در موزه میهو در ژاپن نگهداری میشه!
💎
🆔 @maneshparsi
به بهانهی ۱۲ دی، روز رشت؛
🔹 «در ستایش رشت»
نویسنده و گوینده گفتارمتن: الهام کیانپور
تهیه و تدوین: فرزاد فخرایی
💎
🆔 @maneshparsi