374
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۴۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه. من ۲۳ سالمه، و لیسانس دارم. توی زندگیم کلا همیشه بیش از حد ساده و بی سیاستم و کیفیت روابط اجتماعیم افتضاح بوده تا اینجا. یه آدم تنهام که هیچکی دوسم نداره. الان چند ساله میخوام وارد یه رابطه بشم اما نهایتا سالی یه نفر پیدا میشه که بتونم باهاش آشنا بشم اونم شانسی، آخرشم اصلا وارد رابطه نمیشیم چون ازم خوشش نمیاد. کلا دیگه حس میکنم اصلا آدم دوس داشتنی نیستم امکان نداره یه روز یکی منو انتخاب کنه. قبلا فکر میکردم گزینه های کمی که برام پیدا میشه بخاطر اینه که زیاد خودمو توی اجتماع قرار ندادم ولی الان میبینم من حتی بیشتر از بقیه ارتباطات داشتم و همه جا فعال بودم و دیده شدم؛ من تحقیقات و فکر زیادی کردم به این نتیجه رسیدم که من تنهام و کسی دلش میخواد با من ارتباط داشته باشه یا باهام آشنا شه چون یه قدم کوتاهه، لاغرم، چهرم زشته و صدای خیلی مسخره ای هم دارم که بارها بخاطرش مسخره شدم. خیلی ویژگیهای خوب دارم ولی تا وقتی قیافه آدم به دل نشینه همش کشکه. لاغرم، کوتاهم، فیسم زشته. صدامو همه مسخره میکنن. من درباره زبان بدن تحقیق کردم، زبان بدن فقط به حرکات دست و نحوه ایستادن نیست؛ حسی که آدم از شکل و جنس صدای یه آدم میگیره خودش بخش مهمی از زبان بدنه. بعضی آدما خشن به نظر میرسن بعضیا مهربون و … . من انقد خنگم که همش هرکاری حتی ساده ترین کارامم از نظر همه خنده داره و مسخره میشم. هرجا میرم بخاطر ظاهر زشتم نادیده گرفته میشم و بعد یه مدت کم توی اون جمع میشم اون آدم اضافه که هیچکی نمیخوادش، نه ارزشی داره براشون و نه نظرش مهمه و نه کسی سراغشو میگیره حتی. از نظر همه یه آدم کسل کننده بی مزه و آزار دهندم. الآنم فقط دوس دارم بمیرم و زندگیم تموم شه چون راه حلی برای این مشکل نیست. و نمیدونم چرا دارم به شما پیام میدم وقتی امیدی ندارم که بتونین بهم کمک کنین. از پذیرش و این چیزام باهام حرف نزنین که قبول نمیکنم. در ضمن من قبلا رواندرمانی رو تجربه کردم و حدود شیش هفت ماه طرحواره درمانی شدم که هیچ اثری نداشت.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۲۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
سلام
من دو دختر کلاس یازدهم و کلاس هشتم دارم از نظر درسی خوب هستن ولی متاسفانه تمام وقت خود را صرف گوشی یا دیدن فیلم و سریال میکنندبا توجه به اینکه دخترم دو سال آخر دبیرستان باید برای کنکور آماده شود و اینکه بجز تکالیف مدرسه هیچ کار اضافه ای انجام نمیدهند و مطالعه دیگه ای ندارند خیلی نگران آینده آن ها هستم .بارها پدرشون با خشونت باهاشون حرف زده و تهدید کرده که گوشی رو ازشون میگیره متاسفانه نه خشونت اون جواب میده و نه حرفهای من
سوال من اینه آیا به اجبار میتونم گوشی ها رو بگیرم و فقط ساعات محدودی اجازه بدم مشغول بشن؟حتی وقتی باهاشون حرف میزنم برای مدت کوتاهی کنار میذارن ولی اصلا سراغ کتاب و مطالعه نمیرن .دختر کوچکم میپرسه که خوب حالا چیکار کنم گوشی رو ازم گرفتی یکساعتم کتاب بعدش چیکار کنم تابستونه و کلاسها هم بخاطر کرونا تعطیل
من واقعا نمیدونم چطور و از چه راهی وارد بشم که هر دو به مطالعه و برنامه ریزی برای اینده علاقمند بشن؟ممنون از راهنمایی شما
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
پاسخ به سوال ۶۱۳۰۴۶
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
پاسخ به سوال
۶۱۳۰۳۹
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام دختری ۲۴ ساله هستم. چند وقت پیش داستان یک ترنس رو خوندم نمیدونم چرا تصمیم گرفتم برم نشونه های ترنس بودن رو بخونم که ببینم من در بچگی چجوری بودم. نشانه هارو که خوندم دیدم نه من تو بچگی این نشونه هارو نداشتم مثلا اگه ترنس دوست داره به اسم جنس دیگه صداش بزنن من اینجوری نبودم و موارد دیگه. _کلا از بچگی هم لباس عروس مامانمو میپوشیدم بازی میکردم. هر چند وقت یکبار میگفتم منو به اسم جدید مثلا هستی، مهشید صدام بزنین. هنوز هم وقتی اسم عروسی یا هر مجلس دیگه ای میاد با توجه به سنم سریع میرم مدل لباس مجلسی و مدل مو اینا میبینم. هی فکر میکنم خب من برای فلان جا چی بپوشم؟ چجوری ست کنم؟ ولی زیاد از جواهرات خوشم نمیاد یا از دامن و لاک بدم میاد ولی فکر نکنم چیز مهمی باشه.( البته بچه که بودم از معذرت میخوام سوتین بدم میومد حالا نمیدونم از خجالت بود یا چی ولی بعد یه مدت اوکی شدم) چون برادر هم داشتم بعضی وقتا فوتبال هم بازی میکردیم_با دختر همسایه هم میرفتیم خاله بازی. معذرت میخوام ولی در ذهنم هم فکر های عاشقانه که میاد خودم هستم با پارتنر مرد_ قضیه چیه چرا اینجوری شدم و همش دارم بررسی میکنم؟ ممنونم
جواب سوال شما :سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع عزیز و گرامی :دوست عزیز مواردی که عنوان کردین به هیچ وجه اثبات نمیکنه که شما ترنس هستین و یا مشکل خاصی دارین،تمامی این موارد عادی هست و به هیچ وجه به خودتون برچسب نزنید،من فکر میکنم شما دچار وسواس فکری شدین و حتما باید تحت نظر یک تراپیست باشین چون اگر نتونین افکارتون رو کنترل کنید ممکن هست که کنترل اوضاع از دستتون خارج بشه …….زندگی عادی خودتون رو داشته باشین و اگر ارتباطی هم با فردی دارین که احیاناً ترنس هست خیلی سریع ارتباطتون رو قطع کنید .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر خانم دکتر عزیز،
بنده همه ی این دلایل رو دارم و واقعا خسته م از این زندگی و دنیا
۱۲ سال ازدواج کردم، به اندازه ۱ سال از این ۱۲ سال زندگی نکردم، حرفی نزدم با یه آدم بی مسعولیت زیر یک سقف فقط دارم عمرم رو تلف میکنم، ایشون منو تبدیل به یه آدم افسرده کردن.تا میخوام حرف بزنم شروع به گریه کردن میکنم
۱۲ ساله خوشی ندیدم در زندگیم، با فردی دارم زندگی میکنم که خودش و خانوادش با دروغ و دغل و وعده های تو خالی اومدن خواستگاری
و جوانیم و نشاطم و حتی، سلامتی ام رو ازم گرفتن، حالم از خودش و خانوادش بهم میخوره
شما بگید این درسته در عرض ۱۲ سال،شخصی ۱۲ شغل عوض کنه؟ کلا از هرسال هم چند ماهش بیکار و بیعار بگرده وقت بگذرونه؟
با این حال که هیچ پشتوانه ای نداره نه ارث و میراثی که پشتش به اون گرم باشه، نه بیمه ای که بازنشستگی و درمانی، داشته باشه و نه خانه ای که متعلق به خودش باشه
من با چنین شخص بیمسعولیتی دارم عمرم رو میگذرونم زندگی نمیکنم
خودمون و خانوادش هم در خانه های اجاره ای زندگی میکنن، مادر فقط اهل گردش و خوش گذرونی، پدر کنار خیابانها دستفروشی، و این شخص با وجود اینها باز هم درس عبرت نشده که به آینده یک ذره فکر کنه
بخاطر آبروی خانوادم تحمل کردم، البته بگم ایشون منو اسیری، گرفتن طلاق هم نمیدن، زندگی هم نمیسازن
میگن همینه که هست، واقعا شما بگید مشکل از منه یا ایشون من خیلی حساسم به قول ننش!!!! یا اونا خیلی بیعار و بیمسعولیتن؟؟
خانم روشنک فلاح
پاسخ سوالم بدهند
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکارخانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
خانم دکتر عزیز دختری دارم ۲۶ ساله و دکترای داروسازی که بمدت دو ساله با یکی از همکارانش که هم.سن دخترمه ارتباط دارن و به قصد ازدواج پیش قدم شدن ولی این وسط پسره روی مهریه بیشتر از ۱۴ سکه خط قرمز داره و اصلا قبول نمیکنه و ازیه طرفی هم دخترم رو تحت فشار میذاره که خانواده تسلیم خواسته اون بشن. با هر بار صحبت با این آقا عدم اعتماد به اینده و جامعه رو دلیل این اصرارش میگه و این وسط من نگران دخترم هستم که شدیدا وابسته شده و اصرار داره که خانواده شرایط رو قبول کنه ومن به عنوان یه مادر نگران مهریه دخترم نیستم نگران اینم که این حس بی ارزشی و عدم اعتمادی که به دخترم میده در اینده زندگیشو تخت تاثیر قرار بده.در ضمن یادآوری میشم که هر دو مشاور قبل از ازدواج رفتن و مشاور موافق ازدواج این دو میباشد ولی ترومای کودکی و بی اعتمادی و شکاکی که این فرد داره نگرانم میکنه
لطفا خانم روشنک فلاح پاسخگو باشن 🙏🥰
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۱۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح
🆔@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام خانم فلاح
اسمم * س متولد ۷۴ هستم
تحصیلات ندارم اونقدر همون دوره ابتدایی رو خوندم فقط
متاهلم دوتا بچه دارم پسرم۱۲ سال تموم کرده دخترم ۸ سال رو همسرم متولد ۶۶ هست تحصیلات هم همون راهنمایی اینا
من خودم بچه طلاقم وقتی خیلی کوچیک بودم ۲و۳ سالم پدر مادرم جدا شدن
منو دوتا داداش بزرگتر خودم پیش مامانم بودیم مامانم ازدواج کرد ماهم کنارش بودیم پدر ناتنی مون به شدت مارو اذیت آزار میداد و کتک میزد چندبار به من دست زد و میخواست تجاوز کنه تو سن ۶و۷ سالگی
خیلی خاطرات بدی از بچگیم دارم
تو سن ۱۵ سالگی منو بزور و اجبار شوهر داد چون میگفت من نمیتونم نگه دارمت تو خونه خطرناکه و فلان اینا خلاصه اصلااا از ازدواجم راضی نبودمو خیلی گریه میکردم شبا تو تنهایی ولی مجبور بودم چیزی نگم چونمامانمم چاره ای نداشت
توی دوران نامزدی حالم از نامزدم بهم میخورد حتی یبار فرار کردم از خونه چند شب نرفتم خونه ولی بازممنو پیدا کردن و شوهرم عروسی کرد منو برد
۸ سال کنار مادرشوهر و پدرشوهرم زندگی کردم خیلی خیلی زندگی سختی رو گذروندم مادرشوهرم به شدت نیش و کنایه میزد شوهرمم اصلا براش مهم نبود کارش جوری بود نه شب خونه بود نه روز فقط شب موقع شام میومد شام میخورد میرفت اکثرا دنبال رفیق بازی و خوش گذرونی خودش بود به شدت توی دوران بارداری و زایمان اذیت شدم تو سنکم اخه زایمان کردم مادر شدم بعد ازدواج سعی کردم با این موضوع کنار بیامو شوهرمو دوس داشته باشم ولی نشد هر دفعه میومد کنارم اصلا نمیتونستم کنارش راحت باشم موقع سکس همش فقط یاد دوران بچگی و تجاوز میوفتادم اونم براش اصلا مهم نبود فقط کار خودشو میکرد اصلا محبت نمیکرد خلاصه ۱۴ سال گذشت برای من هر روز مثل جهنم چون هیچ علاقه ای به شوهرم نداشتم فقط بخاطر بچهام که مثل خودم بچه طلاق نشن زندگی کردم ولی هر روز عصبی تر میشدم هر روز جهنم بود برام هیچ دلخوشی نداشتم شوهرمو میدیدم حالم بد میشد شب تا صبح گریه میکردم یسری مشکلات خانوادگی هم پیش اومد بین شوهرم و داداشم هر روز شوهرم توهین میکرد به داداشم خانوادم واقعا برام عذاب آور بود چندسال بود برام حتی یه دست لباس نمیخرید پول هیجییی بهم نمیداد مریض میشدم داداشم پول میداد لباس میخواستم داداشام میدادن هرچی میگفتم پول بده میگفت ندارم چیکار کنم دزدی کنم
خودم میرفتم سرکار روزی ۱۳ ساعت کار میکردم تا بتونم فقط خرج خودمو در بیارم آخرش دیگه صبرم تموم شد الان سه ماهه قهر کردم و قصد دارم طلاق بگیرم شوهرم با بچها شهرستان هستن من ولی تهرانم برای خودم خونه گرفتم و تنها دارم زندگی
میکنم شوهرم زنگ میزنه برگرد بیا ولی واقعا نمیتونم از طرفی فکرم پیش بچهامه واقعاا نمیدونم چیکار کنم حال روحیم خرابه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
پاسخ به سوال
۶۱۲۹۵۱
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
پاسخ به سوال
۶۱۲۹۱۶
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۵۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
سلام آقایی دکتر
ببخشید مزاحم شدم میخاستم مشاوره بگیرم
من دوسال سال پیش یه پسر خواستگاری ام اومد بعدش خانواده ام تحقیق کردن دیدن پسر مشروب مصرف میکنه بعدش جواب رد کردن بعد اون پسره آنقدر پیگیر بود از روبیکا پیام داد بهم به شماره مامانم چون با مامانم مشترک بودیم روبیکا من پیام داد بعد که بله دیدم اون پسره بود بعد گفت برو گفت عاشقتم دوستت دارم فلان منو وابسته ای خودش کرد بعدش دوباره مامانش خواستگاری فرستاد منم جواب بله دادیم بعد خانواده ام صبح جواب مثبت داد شب اش هم منفی داد بدون اینکه به من بگن منفی کردن بعد بهم خورد نامزدی ام توی یه شب توی اون روز منفی دادن بعد من باز با پسره حرف زدم خیلی بعد باز بعد یک سال خواستگاری کرد مامانم هم رد کرد بعدش من چندروز پیش بهش گفتم مامانم 18ام جواب مثبت میده اونم حرفی نزد بعد ما دعوا کردیم فقط یه روز حرف نزدیم اینم فرداش نامزد کرده
بدون اینکه به من چیزی بگه خیلی داغونم چیکار کنم الان 😭😭😭
یه چطور یه آدم توی یه روز نامزد کنه بدون اینکه چیزی بگه الان من چیکار کنم
حالم خرابه💔😭
راهنمایم کنید حالم خرابه چیکار کنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
پاسخ به سوال۶۱۲۹۲۷
نوید حسینی آرین
(روانشناس بالینی-هیپنوتراپیست)
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
🛑کاندیدای دکتری تخصصی روانشناسی
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسی ایران
🛑عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
✔️آدرس و تلفن کلینیک :
کلینیک آرامش ماندگار:
مشهد، بلوار پیروزی، بین پیروزی 64 و میدان حکمت ضلع غربی میدان پلاک 12
تلفن:
05138664747
09030934747
┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄
پیج اینستاگرام:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=2wq9iraf507h&utm_content=mxlnwja
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
کانال اطلاع رسانی کارگاه ها
/channel/dr_kargahravanshenasii
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۴۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
با سلام
همسرم بدلیل بيماري مدتي تحت درمان بوده و اين درمان موجب شده جریان قاعدگی اش متوقف شود. اما از چند ماه قبل با پایان یافتن دوره درمان و به دلیل ترس از حاملگی، از ارتباط جنسی حتی با کاندوم پرهیز می کند. من هم انگیزه چندانی برای رابطه زناشویی ندارم ولی گاهی احساس می کنم هر دو نفرمان دچار تنش هایی در رفتارمان شده ایم.
به نظر شما چه باید کرد؟
جواب سوال شما :
سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع گرامی و عزیز:دوست عزیز سوالتون سربسته هست و نکات مبهم زیادی داره ……….۱-علت اینکه شما تمایلی به رابطه با همسرتون ندارین چی هست ؟!۲-همسرتون چرا قبل از بیماری تمایلی به. ایجاد رابطه نداشته ؟!این موضوعات همگی باید مو به مو بررسی بشه ،رابطه جنسی خوب و لذت بخش لازمه یک رابطه عاطفی سالم هست و میتونه رابطه زن و مرد رو بسیار به هم نزدیک تر و صمیمی تر کنه و اگر شما و همسرتون نخواین رابطه ای داشته باشین این موضوع صددرصد به رابطه عاطفیتون هم صدمات جبران ناپذیری میزنه ………دوست عزیز باید بدونید که ازدواج سالم و البته رابطه جنسی خوب و لذت بخش مستلزم تلاش و انگیزه هر دو نفر هست و بدون داشتن انگیزه و داشتن زمینه های لازم متاسفانه رابطه عاطفی نه تنها بهبود پیدا نمیکنه بلکه ممکنه بدتر هم بشه .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
سلام دریا هستم ۱۶ ساله حدود دوهفته پیش شب ساعت ۲:۱۵ دقیقه احساس کردم تختم میلرزه و داره زلزله میاد(من اصلا از زلزله نمیترسم) بهش اهمیتی ندادم و بعد از ثانیه قطع شد و خوابیدم بعد از اون هر چند وقت یه بار این اتفاق واسم میفته این در صورتی هستش که بقیه اصلا این اتفاق رو حس نمیکنن و یه جورایی حس درونی خودمه اینا گذشت تا سه روز قبل که توی خواب بیداری ساعت هم جلوم نبود و باز احساس کردم تختم میلرزه و وقتی خیلی اتفاقی به ساعت نگاه کردم دقیقا ساعت ۲:۱۵ بود با اینکه فقط چند ثانیه طول کشید. من خیلی ترسیدم چون وقتی به پنکه سقفی نگاه کردم اصلا تکون نمیخورد و این نشون میداد که اینا همش حس منه از اون روز به بعد شبا وقتی ساعت از ۱ میگذره دلشوره و استرس میگیرم و خیلی سریع سعی میکنم بخوابم اما دیشب اینقدر دلشوره و استرسم زیاد بود با اینکه ساعت ۲:۱۵ هم نشده بود حس میکردم تختم میلرزه و دلشورم خیلی زیاد بود حتی وقتی ساعت ۲:۱۵ شد تختم نلرزید اما بازم دلشوره رو داشتم. ولی وقتایی که از تختم میومدم بیرون و میرفتم اب بخورم این دلشوره به طرز عجیبی خیلی کم میشد و از بین میرفت ولی تا برمیگشتم به تخت بازم همین اتفاق واسم میفتاد و به خاطر همینم تا نزدیکای ساعت ۴ بیدار بودم و آخرشم یادم نیست چطوری خوابم برد اما الان خیلی خیلی میترسم و وقتی روی تختم دراز میکشم با اینکه سعی میکنم حواسمو پرت کنم به یه چیز دیگه ای فکر کنم بازم اون دلشوره ولم نمیکنه میشه لطفا کمکم کنین خیلی استرس گرفتم و میترسم که این اتفاق ادامه دار بشه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۵۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم افشار
🆔@Mahtab176
شرح مشکل :
⁉️سوال⁉️
سلام
من همش استرس دارم برا چیزا کوچیک زود استرسم میگیره.همش نگران یه وقت کسی ازم ناراحت نباشه.همش خودمو همسرمو با بقیه مقایسه میکنم.اعتماد به نفسم که الحمدلله کلا منفیه.چیکار کنم افکار عوض شه؟اعتماد به نفسم بره بالا
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۴۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
سلام روزتون بخیر
۳۰ ساله و مجرد ، رابطه با پسر زیاد داشتم ولی الان سینگلم
من چند وقت هست که خیال میکنم افراد مشهور عاشقم هستند در حالی که اونا ها منو اصلا ندیدن ولی خیال میکنم با خودم حرف میزنم و گریه میکنم و از وقتی اینگونه خیال پردازی میکنم نمیتوانم درست فکر کنم و خیلی پرحرف شدم و استرس دارم در حالی که قبلا اصلا این چنین نبودم ازتون درخواست راهنمایی داشتم اگه میشه کمکم کنید لطفا
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۰۳۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر
دختری 18 ساله هستم که پدرم بدون هیچ دلیلی من رو از خونه بیرون کرده و میگوید من تورا نمیخام دیگه حق نداری برگردی خونه و من رو بارها تهدید کرده که اگر جلوی در خونه ام بیایی میکشمت الان هم جایی ندارم بمونم خونه مادر بزرگم هستم و مدام تهدید میکنه میگه اگر از من شکایت کنی میبرمت پزشک قانونی و نامه پرده بکارتت رو میگیرم مدام بهم توهین های خیلی خیلی بد میکنه میشه راهنماییم کنین باید چیکار کنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
613012
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
613011
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
613010
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
پایان پرسش وپاسخ ۱۴۰۴/۹/۲۰
Читать полностью…
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۵۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
سلام
من 20 سالمه،پدر مادرم به شدت بهم شک دارند و دانشگاه هم رفت و آمد با خودشون هست و پدرم میگه وقتی رفتی دانشگاه باید لایو لوکیشن 8 ساعته بدی و گرنه نمیزارم بری وقتی هم مخالفت میکنم منو میزنن و گوشیمو ازم میگیرن و تهدید میکنن که به دانشگاه میرن و آبرومو میبرن میتونم شکایت کنم؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۱۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکارخانم صالحی
🆔@slh_nas
شرح مشکل :
سلام آقای دکتر خوبین
من خانم ۳۸ ساله ام ک سه فرزند دارم ۱۷،۱۳،۱۰،ولی خیلی استرسی هستم اونقدر ک تو خونه نشستم تا صدایی از بیرون میاد فکرای بد میزنه ب سرم.وقتی بچه هام مدرسه ان فکرای بد میاد تو سرم ،نکنه اتفاقي براشون بیفته.و یه ترسی میفته ب جونم .تو رانندگی خیلی استرس دارم تا ب مقصد برسم ،آیا دارویی هست بخورم استرسم کم بشه🙏شاید استرسی ک دارم علتش این باشه ک شوهرم همیشه منو بی عرضه و خنگ خطاب میکرده
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۱۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای شیرازی
🆔@koroosh_shirazi
شرح مشکل :
سلام اقای ثانی خوبین
میتونم وقتتونو بگیرم
یکم باهاتون صحبت کنم
اقای ثانی من ۲۹سالمه بچه زنجانم
البته خود زنجان نه تو یه شهری زندگی میکنم ک خیلی کوچیکه یدونه دختر دوسال و نیم دارم
همسرم شغلش بازاریه
اعتیاد داره اول تفننی بود
الان شده دائمی خودشم خوشش نمیاد ولی دلشو نداره بذاره کنار
من خانه دارم
مشکل من با همسرم اینه ک اول این ک جایی دعوت باشیم مخصوصا طرف فامیل من واقعا استرس میگیرم چون نمیدونم میاد یا نه
یچیزی رو بهونه میکنه بچه بازی در میاره مبگه من نمیام مثلا فلانی با من این رفتار رو کرد یه حرفی میزنه ک واقعا مسخرس
خودشم بد دهن عصبی اصلا احترام من رو نگه نمیداره
از کسی بدش بیاد اگه از اون یه رفتار ناپسند ببینه باهاش در می افته لج میکنه نسبت به طرف عقده ای میشه
من اصلا باهاش احساس راحتی ندارم
نمیتونم بگم پدر مادرمو دعوت کنم خونممون چون رفتارش بده نمیدونم چی میخاد بگه یا اگ بیان چه رفتاری میکنه
من چیکار کنم بااین ادم
همیشه به جدایی فک میکنم
اما برام سخته
بنظرتون میشه بااین ادم زندگی کرد؟
خیلی رو زندگیم تسلط داره خیلی دخالت داره
یدونه خواهر دارم اصلا نمیتونم خونشون برم
تو زندگیم اختیار ندارم
لطفا خودتون جواب بدین
از شما راهنمایی میخام
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۲۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای دکتر حسینی
🆔@Navid_hosseni_psy
شرح مشکل :
با عرض ادب و احترام بسيار با همسرم مشكل دارم. خيلي بدبين است و همش فكر ميكنه من دارم بهش خيانت ميكنم و دروغ ميگم و زير و رو ميكشم. در صورتي ك من واقعا دوستش دارم و با هيچ كسي هم ارتباط ندارم و از وجودش بسيار راضي هستم و اينقدر باهاش صميمي هستم و در كنارش احساس ارامش ميكنم ك هيچ مردي ب نظرم نمياد. ولي متاسفانه خودم خوب ميدونم ك زن تو چشمي هستم و بگو و بخند ولي اصلا طوري شده كه من وقتي حتي یه حرف روزمره و عاميانه هم ميخوام با يه اقايي بزنم بخدا ميترسم. شوهرم حرفها و تهمت هاي خيلي زشتي به من ميزنه. روز ب روز هم ب جاي اينكه بهتر بشه بدتر ميشه. ديگه صبوري و محل نذاشتن هم فايده نداره همه رو امتحان كردم. فقط شوهرم رو بدتر كرده هر سال حرف هاش بدتر و تهمت هاش بيشتر ميشه. من خيلي دوسش دارم ولي ديگه تحمل كارهاشو و حرفهاشو ندارم. ما سال 84 با هم در ايران اشنا شديم و از سال 85 رسما با هم زندگي كرديم. من ازدواج دومم هست و از ازدواج اولم يه دختر دارم ك زمان اشنايي با همسرم هنوز ب دنيا نيومده بود. شوهرم با دخترم و خانوادم هم بسيار بسيار مشكل داره. همش بي ادبي و بي احترامي می کند. حالا خانوادم زياد مهم نيستن چون زندگي خودم برام مهم تره، ولي بد رفتاري با دخترم ك مجبور شدم ب خاطر بد رفتاري هاي شوهرم بهش بگم ك ايشون پدر واقعي ش نيست رو نميتونم تحمل كنم. در ضمن من يه دختر هشت ساله هم از همين شوهرم دارم. كلا تو خونمون آرامش از بين رفته، ب كمكتون خيلي احتياج دارم. شوهرم قبلا ازدواج نكرده براي همين فكر ميكنه در حق منو و دخترم لطف كرده ك با ما مونده. خانواده همسرم همگي از بزرگ و كوچيك عاشق من هستن. تمام ايراني هاي شهرمون از من به خوبي ياد ميكنن و همه منو دوست دارن الا شوهرم. امروز براي اولين بار بهم گفت ك من با دوست صميميش رابطه داشتم. خدايا دلم ميخواست با چاقو تكه تكه اش كنم. از خودم حالم بهم ميخوره كه منو اينقد كثيف ميبينه. خودمو كنترل كردم و فقط حرص خوردم و ريختم توي دلم. اخه اين حرف خيلي سنگينه براي يه زن، براي خودم و خودش متاسف شدم. به كمكتون احتياج دارم خودم كه فكر ميكنم راهي به جز جدايي نيست اميدوارم بشه ك باهاش صحبت كنيد من حتي ميتونم شماره تماسش رو بهتون بدم ك از طريق ايمو يا واتساپ باهاش تماس داشته باشين و مشاوره بهشون بدين. ما واقعا ب بن بست رسيديم ميدونم. خودش بيشتر از من تو اين اتيش شك داره ميسوزه ولي بلد نيستم بهش ثابت كنم از كاه كوه ميسازه برا خودش و ميبافه و ميره بالا. ممنون از وقتي كه ميزارين. واقعا براتون دعا ميكنم.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۳۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام.
من ۳ هفتس ک با پسری دوستم و از همون اول قرار گذاشتیم ک ب ازدواج فکر نکنیم. و با هم رابطه جنسی نداریم ولی سکس چت داریم ولی من عکس خاصی نمیفرستم ولی اون میفرسته و چون یه کم معروفه از بیرون اومدن با من واهمه داره البته منم ب دلیل شرایط خانوادگی میترسم ک با اون دیده بشم
جواب سوال شما :
سلام و روز بخیر خدمت شما مراجع گرامی :دوست عزیز سوال بسیار گنگه و اصلا مشخص نیست که هدفتون از این سوال چی هست !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟!اگر شما و یا پارتنرتون ترس از جد شدن دارین که این موضوع یک موضوع جداست و باید زیر نظر یک طرحواره درمانگر باشید،
اینکه شما و پارتنرتون شرایط خاصی دارین که از بودن با هم میترسین و یا دوست ندارین که با هم دیده بشین خب طبیعی هست که از داشن رابطه لذت نمیبرید و خودتون رو با شرایط دست و پاگیر محدود میکنید و بعداز گذشت مدتی رابطه به بن بست میرسه ……….اگر میخواین که از رابطه عاطفی و همینطور بودن در کنار پارتنرتون لذت ببرین باید قواعد رابطه عاطفی رو بلد باشید که نیاز به مهارت داره و یابد این رو در خودتون تقویت کنید .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۴۶
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام.وقتتون بخیر.من یه پسر ۲۲ ساله مجرد و دانشجو هستم.الانهم برای کنکور ارشد میخونم اما نمیتونم …مشکلی که در ادامه ذکر میکنم تمرکز منو میگیره و این خیلی آزار دهنده شده.
یه مورد اول عرض کنم که خوب شرایط اقتصادیم برای مراجعه به روان پزشک خیلی مطلوب نیست فعلا و برای همین اگر میشه متن رو بخونین و راهنمایی کنین
پیشاپیش به خاطر طولانی شدن متن معذرت میخواهم
من از بچگی دلم میخواست دختر بشوم یعنی بازی های کودکیم پر از شخصیت دختر هست البته خوب همش در خفا بوده.کلا هرچی در ادامه میگم رو کسی نمیدونه و حتی نمیتونن باور کنن چون در رفتار ظاهری نمود نداره.
خوب با بزرگ شدن همون طور که علایق و رفتار های پسرانه بزرگ میشن با توجه به سن منم علایق دخترونم باهام تغییر کرد موقع بلوغ دلم میخواست سینه هام رشد کنه و خانم بشم که نشد…اولین بار توی دبیرستان با سرچ انگلیسی به یه سری مطالب برخوردم که کسانی مثل من هستند که البته مبحث من نیست.
و خوب علایق لباس های دخترونه که هرچی بزرگتر شدم خیلی خیلی شدید تر شد این علاقه.
من لباس زنانه به صورت مخفیانه پوشیده ام و خیلی هم حس خوبی دارند اما خوب ممکن نیست …
از نظر تمایل جنسی …خوب من اینو انکار نمیکنم که بدن خانم ها رو دوست دارم اما حقیقت اینه که بیشتر دلم میخواست خودم اون خانومه بودم…یعنی اگر میتونستم انتخاب کنم میخواستم زن باشم و در بستر با یه مرد باشم…یعنی راستش آره از مردا خوشم میاد مشروط به زن شدن خودم اما در حال فعلی یعنی با بدن مردونه نه بیشتر دوست دارم با یه زن باشم…
دوست دختر نداشته ام و ندارم…من تقریبا همیشه مشغول درس بودم و از این کار هم دوری کرده ام البته نه اینکه نتونم با دختری حرف بزنم اما کلا رابطه دوستانه ای هم نداشته ام باشون…یکمی عوامل فکری خودم دخیل هست…
اما به هر حال زیاد شده با دیدن لباس هاشون یا کیف هاشون و رفتار هاشون و .. دلم بسوزه…من از لباس خریدن چندان خوشم نمیاد ولی خوب زیاد پیش اومده ویترین لباس زنونه رو نگاه کنم…
خوب من خیلی اعتماد به نفسم کمه شاید یکی دلایلش همین بوده .یعنی حس کردم مرد نمیتونم باشم-نگاه جنسیت زده به حرفم نداشته باشین اما یه جوره هایی شاید فرار از خود بوده باشه منظورم اینه-
و رابطه ام با خواهرم از بچگی خیلی بهتر بوده تا برادرم و ایشون منو خیلی اذیت کردن…
البته من از بچگی تابستون ها پیش پدرم میرفتم و یعنی در محیط کاری تماما مردانه اما خیلی حس تعلق حاصل نشد متاسفانه از طرفی کار خونه رو گاهی کمک مادرم میکنم خیلی مطلوب تره…
الان من یکی از دانشگاه های تهران درس میخونم و خوابگاهی هستم…امااز اوضاع درسیم هرچند ظاهرا خوبه و از نظر دیگران درسم خوبه مثلا اما اصلا راضی نیستم و تمرکزمو این مسایل میگیرن
متاسفانه من یه انحراف دارم…من از خیلی سال پیشتر ها شروع به خودارضایی کردم و از سه چهار سال پیش داستان های کوتاه حاوی تصویر که مربوط به زنانه شدن و تغییر جنسیت و .. هست رو میخوندم اصطلاحا کپشن منظورمه…خوندن این داستان ها خیلی از من وقت میگیره معمولا…و خوب تخیل خودارضاییم هم از همون اول این بود که من زنم و همیشه هم همینه یعنی اصلا فانتزی جنسیم زنونس و اولین بار که تفاوت انتظاری زن و مرد خوندم کاملا مث زن ها بود مثلا اهمیت جنبه عاطفی و … ….این دو مورد به صورت اعتیاد هستند و یکدیگر رو تحریک میکنن….
این خودارضایی خیلی زیاده مثلا نهایت سه روز دووم میارم ولی روزی که انجام میدهم چند بار میشه…
من انقدر فکر کردم داشتم که بارها خواب زن بودن دیدم…اولین بار هایی که یادمه هم خیلی کوچک تر بودم و روایت میشه که در خوردسالی هم لباس دخترونه دوست داشتم….
یه نکته هم اینکه ظاهر فیزیکیم مردونس و اندام های تناسلیم هم در بازه نرمال هست البته از میانگین کمتره اما خوب نرماله…
ممنون اگر خوندین و اگر کمکی کنین ممنون میشوم
با تشکر
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۹۲۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید.من یه مشکلی دارم خانومم در طول رابطه همیشه وازنش خیسه و آب زیادی ازش میاد ولی هیچوقت به ارگاسم نمیرسه و این موضوع رو چندبار بهم گفته من تمام مراحل قبل مثل آمیزش تحریک با دست عشق بازی خنده شوخی و… رو دارم و خیلی ام شهوتیم و مثل بقیه بعدسکس خوابم نمیبره و درهرروز تا پنج بار به صورت پشت سر هم و بدون استراحت میتونم انجام بدم و هربار بدون قرص و.. تاچهل مین طول میکشه.الان سکس دخول نداریم چون نامزدیم لطفاً راهنمایی کنید چیکارکنم ک خانومم به ارگاسم برسه درضمن مادوتا از بچگی عاشق همین وبینهایت تو رابطه قربون صدقش میرم و تامیتونم بهش احساس امنیت و علاقه رو منتقل میکنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃