374
سلام عزیزم
از نظر پزشکی، رابطه جنسی تو روزهای پایانی قاعدگی و زمانی که خونریزی به لکهبینی خفیف رسیده معمولاً ممنوعیت مطلقی نداره، اما ممکنه به دلیل باز بودن نسبی دهانه رحم و وجود خون، احتمال عفونت در بعضی افراد کمی بیشتر باشه رعایت بهداشت و در صورت نیاز استفاده از کاندوم میتواند کمککننده باشه
با این حال، اگر منظورتان از «ممنوع بودن» ملاحظات شرعی هست، در این زمینه لازم اه مطابق نظر مرجع تقلیدتون عمل کنید؛ من دانش کافی در این زمینه ندارم چون احکام شرعی ممکنه بر اساس زمان پاک شدن کامل از خون قاعدگی متفاوت باشن
و یادآور میشم در صورت وجود درد، سوزش، ترشحات غیرعادی یا سابقه عفونتهای مکرر، بهتر هست با متخصص زنان هم مشورت کنین.
شاد و سلامت باشید 🌷
👩🔬دکتر نسیم رزم خواه
زوج درمانگر و فردی
عضو رسمی سازمان و دارای پروانه اشتغال تخصصی
🏢 مشهد-خیابان ابن سینا -ابن سینا 2- ساختمان 22
09158192405
جهت دریافت نوبت پیام بدید
🏢مشهد- خیابان احمداباد عارف۲ ساختمان پزشکان سپهر کیلینیک سلامت آسا
☎️09159194080
🏢 مشهد - بلوار وکیل آباد -بین کوثر شمالی 8 و 10 -پلی کلینیک دانشگاه فردوسي
🆔https://www.instagram.com/dr.nasimrazmkhah?igsh=MXY4eWY0ZDM4OHVvNA
با آرزوی آرامش و آگاهی بیشتر
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۷۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای نورانی
@Nor7no
شرح مشکل :
سلام وارادت اقای دکتر ثانی بزرگوار
روزتون بخیر
سوال حقوقی داشتم خدمتتون
برای تغییر اسم دخترم اقدام کردم ایشون متولد تهران مرکز هستن بعد که ۱۸ سالشون بود برای عکسدار کردن شناسنامشون اقدام کردیم سیستم تهران غرب زده شناسنامشونوچون شهریار ساکن بودم وقتی مراجعه کردیم دادگاه
قاضي رآی رو صادر کردند ونامشون رو تغییر دادند ولی سیستم میزدن تهران عرب بالا میآورد دوباره رآی باطل شد این بار مجدد اقدام کردم
ولی برای من نوبت غیر حضوری ۲۷ خرداد زده
زمانم نزدیکه وهیچ اطلاعی ندارم باید چه کار کنم ؟؟
خواستم دوستان راهنمایی کنند من باید الان دفاعیه تنظیم کنم یا نه؟؟گفتم ساعت حضور ۱۰ صبح دفاتر قضایی مگه نگفتن عیر حضوری؟ ؟از اسلامشهر اقدام کردم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۶۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام
وقتتون بخیر
دخترم ۹ سال و۹ ماهشه اختلال اضطراب داره وتحت نظر روان پزشک هس و ب سن بلوغ هم رسیده
مشکلم اینه ک خیلی پرخاشگر هس وخیلی زود عصبانی میشه وباهامون دعوا میکنه من باید چطور باهاش رفتار کنم ؟
هر چیزی هم ک ببینه میخاد و باید براش بخریم
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیز ، در پاسخ به سوال شما ابتدا باید گفت : درک دلایل پرخاشگری کودکان، میتونه نخستین گام برای تربیت کودک خشن و کنترل اصطراب باشه.
یعنی ریشه یابی پرخاشگری کودک تون،،،!!!.
یاداوری اینکه درمان هر اختلالی با رواندرمانی در کنار دارو درمانی بهتر پیش میره و چه بسا درمانگر و مشاور بهتر از دارو کمک کننده باشند . گاهی پدر و مادر باید تغییر رفتار بدهند تا همه چیز درست سر جای خودش قرار بگیره ! پس درمان خودتونو شروع کنید ! باید به دنبال عوامل پرخاشگری بگردید !
پرخاشگری در کودکان در سنین مختلف دلایل متفاوتی داره؛ از ناتوانی در بیان احساسات در سالهای اولیه تا فشارهای اجتماعی و هیجانی در سنین بالاتر. به همین دلیل روش برخوردشما باید متناسب با مرحله رشد کودک باشه. دختر شما ۹ سال و بیشتر سن داره باید ریشه ی پرخاشگری را در محیط خانه ، بستگان ، مدرسه یا جمع دوستانش ، پیدا کنید گاهی ناراحتی از شکست، رقابت با دوستان ، انتظارات و درخواست هاش از شما و یا آسیب هایی که ممکنه دیده باشه وووو
رفتارهایی مثل
پاسخهای تند، بیاحترامی کلامی، عصبانیت از محدودیتها و تلاش برای استقلال بیشتر،
رفتار مقابلهای با قوانین،وو تمام رفتارهایی که خودتون بهتر میتونین نام ببرید! بروز میکنه !خب حالا باید چکار کرد ؟
تقویت مهارت گفتوگو، یادگیری مدیریت خشم و یادگیری حل مسئله بدون پرخاشگری،
تقویت احترام متقابل، مدیریت هیجانات و ایجاد ارتباط سالم بین شما ( پدر و مادر) و فرزندتون ،،
در این سن میشه با کودک درباره علت خشم و راههای کنترلش صحبت کنید ،مهارت کنترل خشم راا بهش آموزش بدید ،تکنیکهایی مثل نفس عمیق، شمردن تا ده یا فاصله گرفتن از موقعیت را تمرین کنه.
تقویت همدلی ،،از کودک بپرسید اگر کسی با او همین رفتار را میکرد چه احساسی داشت؟.
تعارضات را مدیریت کنید
شما باید توصیه کنید اختلافها را میشه با گفتگو حل کرد.پیامد منطقی رفتار را گوشزد کنید ،
اگر فرزندتون به وسایل یا دیگران آسیب زد، باید مسئولیت جبرانشو بپذیره.
گفتگوی باز ومحترمانه با دخترتون داشته باشید
در این سن بهتره به جای دستور دادن، درباره احساسات و مشکلات کودک صحبت کتید .
مهارت تنظیم هیجانات را بهش آموزش بدید.
تکنیکهایی مثل نوشتن احساسات، ورزش یا فاصله گرفتن از موقعیت استرسزا کمککننده است. درباره علت خشم و راههای کنترلش صحبت کنید .مهارت های اجتماعی دخترتونو تقویت کنید .آموزش مذاکره، گوش دادن و حل تعارض به کاهش پرخاشگری کمک میکنه.مرزهای روشن تعیین کنید. قوانین خانوادگی ،درباره احترام و رفتار مناسب باید واضح و قابل پیشبینی باشند.
اگر پرخاشگری شدید یا مداوم باشه مراجعه به روانشناس کودک توصیه میشه ! بنظرم با طرح این سوال و پاسخ مشکل حل نخواهدشد .از همکاران با تجربه در این حیطه راهنمایی و کمک بگیرید.
در پناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
/channel/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۷۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح
@roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام
دختر هستم ۲۲ ساله
وقتی سه سالم بود پدرم فوت شد
۴ تا خواهر برادر هستیم
من فرزند سوم هستم
یک هفته هست رابطه من و مادرم خیلییییی بد شده سر یه مسئله با هم دعوامون شد
مسئله مهمی هم نبود ولی حرفایی ک زده شد خیلی بد شد دعوای خیلی بد و از همون موقع رابطه مون خیلی ب هم ریخته😭💔
درست هم نشده بعد از یک هفته
قبلا هم دعوا داشتیم دعواهای مادر دختری ولی بعدش تموم شده ولی این دعوا انگار نمیخواد تموم بشه چون بدتر ازدعواهای قبل بود😭
با اینکه من بعدش از مادرم معذرت خواهی کردم ولی حرفایی ک تو دعوا بین مون زده شد و رفتارهایی ک داشتیم تو دل هردومون هست با این حال چون مادرم هست و خیلییی زحمتم کشیده از بچگی بدون پدر بزرگم کرده من بهش گفتم شرمندم و حلالم کن با اینکه دو طرفه بوده و منم خیلی حرف شنیدم حتی با این سن کتک خوردم😭 کتک بد😭💔
مادرم گفت باشه میبخشم ولی هنوز رابطه ما درست نشده هنوز از دلش بیرون نرفته
و سر اتفاقای الکی باز ناراحتی در میاره و حرفای گذشته میاره وسط
از همون موقع هرررر روزم شده گریه و ناراحتی همش دارم گریه میکنم ب حدی ک چشمام ضعیف تر شدن😭😭
روزهام دارن ب بدترین شکل ممکن میگذرن از ناراحتی و غم مدام قفسه و سمت چپ سینم تیر میکشه اینقدر بد شده ک آرزوی مرگ دارم😭😭💔
من آدمی هستم که اصلا تحمل درد و ناراحتی ندارم صبرم سر اومده خسته شدم تو این سن بخدا😭
سردردهای عصبي گرفتم
مادرم هم دلش شکسته و گریه میکنه
دل خودمم شکسته ولی من احساس پشیمونی و عذرخواهی کردم ولی اتفاقی افتاده ک انگار نمیخواد درست بشه
انگار اون حرفایی ک زده شده فراموش نمیشن
آدم اشتباه میکنه منم اشتباه کردم ب مادرم هم گفتم با این حالی ک خودم توی اون دعوا خیلیییی آسیب دیدم خیلی ضربه خوردم
از لحاط روحی صفرررررر شدم حال و روز خوبی ندارم افسرده هم دارم میشم😭
ولی میخوام درست بشه همه چی برگرده ب روال قبل
روزهایی ک داره میگذره برام عذاب آور شده انگار جهنم شده
خیلیییی دارم اذیت میشم😭😭💔
توروخدا کمکم کنید راهی پیش پام بزارید
بگید باید چکار کنم 😔
من تو دعوا بهش گفتم الهی همینطور که منو میزنی خدا بزنتت چون واقعا داشتم بد کتک میخوردم و گریه میکردم از درد دلم و ناراحتی شدید یچیزی گفتم
دو روز بعدش سر یه اتفاق پاش شکست
الان از چشم من مییینه میگه دختر خودم نفرینم کرد گف خدا بزنتت پام شکست و گریه میکنه
در صورتی ک من یه حرف فقط از ناراحتی زدم از ته دل نبود
اتفاق بخواد بیوفته میوفته همش گریه و ناراحتی ک میگه من نفرینش کردم که پاش شکسته
خیلی خیلی رابطه مون ب هم ریخته خراب شده😭اوضاع خیلی بده بخدا😭💔
بدترین روزای زندگیم داره میگذره
همش با ناراحتی و غم و درد و بغض...
گناه من چیه ک دقیقا بعد از حرف من پاش اینطوری شد😭😭😭😭
خدا خودش میدونه دیگه توان ادامه دادن ندارم همش ناراحتی و غم دارم
من شادی نمیخوام فقط یه زندگی عادی
ک اونم پر از درد و گریه💔
شب ک میخوام دلم میخواد دیگه بیدار نشم روز ببینم صبح ک میشه با ناراحتی و درد بیدار میشم مگه من چند سالمه😭😭
حقمه اینقدر زجر بکشم ؟😭
از این دنیا حالم ب هم میخوره نمیخوام زنده باشم دلم میخواد بمیرممممممم
😢
کمکم کنید چکار کنم😔😔😔
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح
@roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید…من و عشقم دوسالی هست همو میشناسیم و قراره ازدواج کنیم همین چند روز پیش مادر ایشون زنگ زدن به پدر من و خاستگاری کردن اما یه مشکلی هست که بخاطر اون خواستگارم حالش اصلا خوب نیست این روزا… خواستگارم چند وقت پیش برای اینکه کارشو راه بندازه نیاز داشت به یه مقدار پول که به دلایلی نمیتونست از خانوادش بگیره منم تصمیم گرفتم یه جوری از پول بابام بردارم کمک کنم بهش و بعد دوباره بزاریم سرجاش حتی یه خورده پول بیشتری بزاریم که جبران بشه…خلاصه هیچکی از این کارمون خبر نداشت ولی متاسفانه بابام فهمید موضوعو…حالا ما دنبال پولیم که سریع بهش برگردونیم اما عشقم این روزا حالش خوب نیست اصلا همش میگه من دیگه روم نمیشه تو روی بابات نگاه کنم همش ناراحته با اینکه قرار شد ایشالله تو همین چند روز بدیم پولو و ایشالله جبران کنیم بیشتر اگه درست بشه و سر بگيره این ازدواج اما عشقم واقعا خیلی ناراحته مثله افسرده ها حرف میزنه و من خیلی نگرانشم لطفا کمکم کنین که حالشو خوب کنم همش میگه ما انگار دزدی کردیم ولی ما قرار بود پولو برگردونیم از همون اول نمیدنم چه جوری حالشو خوب کنم چیکار کنم روش بشه بابامو ببینه لطفا کمک کنین الان به عنوان شریک عاطفی منم که باید کمکش کنم حالشو خوب کنم اما نمیدونم دقیقا چه جوری هرحرفی ام بخوام بزنم میترسم بدتر بشه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
دوست عزیز، از صحبتهایتان مشخص است که شما سالهای زیادی در نقش همسر و مادر، بیشتر در حال مراقبت از دیگران بودهاید و نیازهای عاطفی خودتان کمتر دیده شده است. وقتی فرد مدت طولانی احساس کند شنیده، درک یا نوازش عاطفی نمیشود، کمکم احساس تنهایی و تشنگی عاطفی در او شکل میگیرد. این احساس، نشانه ضعف یا بد بودن شما نیست؛ بلکه یک نیاز طبیعی روان انسان به محبت، امنیت و دیدهشدن است.
نکته مهم این است که گاهی دو نفر «زبان محبت» متفاوتی دارند. ممکن است همسرتان محبت را بیشتر از طریق مسئولیتپذیری، تأمین مالی یا حضور فیزیکی نشان دهند، اما شما بیشتر نیاز به محبت کلامی، همدلی، توجه عاطفی و دلگرمی دارید. وقتی این تفاوت سالها بدون گفتوگوی مؤثر باقی بماند، فرد احساس میکند دوست داشته نمیشود؛ درحالیکه ممکن است طرف مقابل اصلاً متوجه این کمبود نباشد.
از طرفی، در حرفهایتان دیده میشود که بخشی از هویت فردی و خواستههای شخصیتان در زندگی مشترک سرکوب شده است؛ مثل ادامه تحصیل یا تصمیمگیری مستقل درباره کار و علایق خودتان. وقتی فرد مدت طولانی فقط نقش ایثارگر را بازی کند و فرصت رشد فردی نداشته باشد، به مرور احساس خشم پنهان، غم و خلأ عاطفی ایجاد میشود.
در رویکرد CBT لازم است روی این باور کار شود که:
«اگر همسرم آنطور که میخواهم محبت نکند، یعنی من دوستداشتنی یا ارزشمند نیستم.»
درحالیکه ارزشمندی شما فقط وابسته به نوع ابراز محبت همسرتان نیست. بخشی از آرامش عاطفی زمانی ایجاد میشود که رابطه شما با خودتان بهتر شود؛ یعنی خودتان را فقط در نقش همسر و مادر نبینید و برای علایق، رشد فردی، استقلال و عزتنفس خودتان نیز فضا قائل شوید.
همچنین بهتر است به جای بحث، سرزنش یا جمع شدن دلخوریها، در زمان آرامش درباره نیازهای عاطفیتان شفاف و بدون حمله صحبت کنید. به جای جملاتی مثل «تو هیچوقت منو درک نمیکنی»، بهتر است از جملات احساسی استفاده شود؛ مثل:
«من این روزها احساس تنهایی عاطفی میکنم و نیاز دارم بیشتر دیده و شنیده شوم.»
در نهایت، برای اینکه وابسته به محبت دیگران نشوید، لازم است علاوه بر بهبود رابطه زناشویی، روی عزتنفس، استقلال هیجانی و ارتباط سالم با خودتان هم کار شود. ادامه فعالیت، یادگیری، رشد فردی و در صورت امکان زوجدرمانی، میتواند به بهبود فضای رابطه کمک زیادی کند.
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم دکتر بروجردی
@DrMinaPsych
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید شوهر من تا الان هر کاری کرده من رو فراری بده چندین بار مدفوعشو نشسته،چندین بار ادرارشو نشسته،اصلا بهم توجه نمیکنه،تحقیرم میکنه،باهاش صحبت میکنم جوابمو نمیده،مسئولیتی نسبت به من حس نمیکنه،چندین بار هم سر کوچکترین چیزی بهم گفته برو طلاق بگیر،شدیدا لوس و بچه ننس و تا الان نشده یک حرف بزنه و بعد خلافشو عمل نکنه،جلوی بقیه بهم بی احترامی میکنه همینطور وقتی کسی هم نیست،چندین بار هم دیدم خودارضایی کردن و خیلی رابطه از من میخوان ایشون یک بار هم توافقی بعد۲سال جدا شن و طی بحث های اخیر میگفتن رفتن مشاوره ولی رفتارشون عوض نشده و بدتر هم شده؛من تنها راه رو جدایی میبینم و اصلا دیگه تمایلی به این زندگی ندارم و یک مدته قهر کردم و این آقا شروط سخت تری رو برای برگشتنم در نظر گرفته.به نظر شما چیکار کنم تو این وضعیت؟؟
جواب سوال شما :
از توضیحاتی که ارائه کردهاید، به نظر میرسد مدتی طولانی در رابطهای فرساینده و همراه با احساس بیاحترامی، بیتوجهی و ناامیدی قرار داشتهاید. طبیعی است که در چنین شرایطی خشم، دلزدگی و تمایل به جدایی را تجربه کنید.
با این حال، تصمیم به ادامه زندگی مشترک یا جدایی، تصمیمی بسیار مهم است و بهتر است صرفاً بر اساس خشم، قهر یا اختلافات اخیر گرفته نشود. آنچه اهمیت دارد بررسی این موضوع است که آیا همسر شما توانایی و انگیزه واقعی برای پذیرش مسئولیت، تغییر رفتار و بهبود رابطه را دارد یا خیر.
شما اشاره کردهاید که مشاوره نیز انجام شده اما تغییر پایداری در رفتار ایشان مشاهده نکردهاید. در چنین شرایطی بهتر است به جای تمرکز بر وعدهها، به رفتارهای واقعی و مستمر ایشان توجه کنید. تغییر زمانی معنا پیدا میکند که در عمل و در طول زمان دیده شود، نه صرفاً در حرف.
همچنین اگر تحقیر، بیاحترامی، تهدید به طلاق، نادیده گرفتن نیازهای عاطفی شما و رفتارهای آسیبزننده به صورت مداوم در رابطه وجود داشته باشد، لازم است این مسائل را جدی بگیرید و برای تصمیمگیری آگاهانه از مشاوره تخصصی فردی یا زوجدرمانی کمک بگیرید.
پیشنهاد میکنم پیش از هر تصمیم نهایی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف رابطه، میزان رضایت خود، امکان تغییر و پیامدهای هر انتخاب را به صورت واقعبینانه بررسی کنید. گاهی فاصله گرفتن از هیجانهای شدید و نگاه کردن به واقعیتهای رابطه، به تصمیمگیری درستتر کمک میکند.
به خاطر داشته باشید که هیچکس نباید در رابطهای بماند که به طور مداوم عزت نفس، آرامش و سلامت روان او را فرسوده میکند؛ اما در عین حال تصمیم به جدایی نیز بهتر است با آرامش، آگاهی و بررسی همه جوانب گرفته شود.
🌿 دکتر مینا بروجردی
دکترای تخصصی روانشناسی
عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران (۷۲۲۳)
رویکرد درمانی:
CBT و طرحوارهدرمانی
حوزههای تخصصی:
• زوجدرمانی و روابط عاطفی
• مشاوره پیش از ازدواج
• فرزندپروری
• کودک و نوجوان
• مهارتهای زندگی و رشد فردی
📱 مشاوره تلفنی و آنلاین
۰۹۱۲۶۹۸۱۰۹۷
📢 تلگرام
@psychology_delaram
💬 واتساپ
@psychology_delaram
📷 اینستاگرام
@dr.mina.boroujerdi
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۶۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم خطیبی
@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام نمیدونم چطوری باید بگم. من19سالمه و همسرم22 یک سال عقد بودیم و دوساله عروسی کردیم عاشق هم شدیم و من قبول کردم شوهرم اولش خیلی خوب بود ولی بعدش شروع کرد ب گیر دادن ب خانوادم چهار ساله که ب هر چیز کوچیکی گیر میده مثلا میگه مامانت از اون حرفی که زد حتما یه منظوری داشت با من بود ب من تیکه انداخت یا مامانت اینکارو کرد با من بود منظور داشت میخاست منو ضایع کنه درحالی که اصلا همچین چیزی نیست از بچگی اینطوری بزرگش کردن پدرشم دقیقا همینطوره و الان داره سر من خالی میکنه خیلیم بد دهن شده و مدام بهم فحاشی میکنه و گاهی دست روم بلند میکنه مثلا وقتایی که میگه مامانت اینکارو کرد وقتی میایم خونه هرچی از دهنش در میاد ب منو خانوادم میگه مدام تهدیدم میکنه و گوشیمو میگیره و من سکوت میکنم چندین بار خواستم برم خونه بابام ولی باز پشیمون میشم منو خیلی محدود کرده تا دم درم نمیتونم تنها برم مدام گوشیمو چک میکنه و هی میگه ب این دوستت پیام نده ی اون پیام نده. من دلم براش میسوزه خیلی تو بچگی اذیت شده ولی این دلیل نمیشه بخاد منو آنقدر آزار بده. من مسمم ک یبار دیگ اذیتم کرد فقط قهر نکنم برم خونه بابام برم ک جدا بشم و سر حرفم بمونم دائیاش و خانوادشم طرف منن و اگه بهشون بگم نمیدونم تاثیری داره یا ن. یا با وجود این چک کردناش من چطور بهشون بگم. گوشی منو چک میکنه درحالی ک یک سال و چند ماهه ک من رنگ گوشیشو ندیدم سال قبل یهو رمز گوشیشو عوض کرد و ب منم نداد وقتی اون اوایل بهش گفتم گفت با رفیقام چت میکنم زشته بخونی ولی ادامه پیدا کرد و مدام در حال چت کردنه و من اصلا از گوشیش خبر ندارم با این وجود بازم تحمل کردم ولی واقعا دیگه خسته شدم. با این همه حرف خوبیهایم داره مثلا منو دوست داره مهربونه ب فکرمه ب چیزی بخوام بهم ن نمیگه ولی کاش این اخلاقش و بچه بازیهاش درست میشد. میدونم ک خیلی زود ازدواج کردیم ولی اگه میشه کمکم کنید من زندگیمو دوست دارم ولی واقعا دارم اذیت میشم. ببخشید طولانی شد
درضمن چند وقته میگه بچه بیاریم ک من مخالفت کردم و گفتم سنمون کمه. مدام با خودم فکر میکنم من چطور با این اوضاع باید زندگی کنم وقتی آنقدر محدودم چطور مادر خوبی بشم وقتی اختیارم آهنگ زنگ گوشیمم دست خودم نیست چ برسه ب خودم. واقعا امید ب زندگیمو از دست دادم احساس میکنم اگه برگردم خونه ی بابام خیلی زندگی بهتری خواهم داشت ولی چند باری ک حرف طلاق شده یا گفته من طلاق نمیدم یا گفته مهریتو نمیدم فرار میکنم یا گفته جهازتو آتیش میزنم و میام آبروی خانوادتو میبرم و زندگی براتون نمیذارم نمیدونم باید چیکار کنم شاید چون من سکوت کردم داره انقدر ازارم میده
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۲۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای بندو
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید اقای دکتر
من یک دخترم و متولد ۱۳۸۳
ببخشید مزاحمتون شدم و لطفاا لطفا اگه حرفامو ت گروه میزارید بی نام باشه لطفا
چند ماهی هست که اصلا خواب و تغذیه م درست نیست شبا خیلییی دیر میخوابم در اصل نزدیکای صبح میخوابم و حوصله هیچکاری رو ندارم و حتی درس های مدرسه م رو درست نمیخونم و( اکثرا اوقات خیلی عصبی میشم و اینو همه بهم میگن خیلی عصبی میشی سر چیزای کوچیک و..... )
وقتی بیدار میشم واقعا کار مفیدی انجام نمیدمو کلافه میشم و بیشتر وقتم با گوشیه
خسته شدم از این مدل زندگی کردن
و احساس میکنم یکی باید کنار باشه بهم بگه که واس فردات چیکار کن چیکار نکن و چجوری برنامه بریزم ( اینم بگم که من اکثر کارایی ک شروع میکنم واس درسام یا برنامه ریزیام به دو هفته یا سه هفته نکشیده ول میکنم)
و خیلی دوست دارم ک برم سرکار و مستقل باشم و یه درامدی داشته باشم ولی نمیدونم کجا برم و اصن چیکار کنم
و خیلی چیزی که رو مخمه وزنننمه
و من وزنم ۵۳ ایناس قدمم۱۷۰ و خیلی خیلی دوست دارم ک وزنم رو کم کنم و نمیدونم باید از چه طریقی کم کنم
ببخشید ک طولانی شد
ممنون میشم کمک کنید
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۷۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای بندو
@Farshidbpsy
شرح مشکل :
سلام سوالم درباره دایی و زنداییم هست. زندایی ما قبل ازدایی ما 10سال متاهل بوده جدا شده.در سن27سالگی با دایی 40ساله ما ازدواج کرد. 12سال است با دایی من زندگی میکند2دختر 11ساله و 6ساله دارند.3سال پیش با خوردن قرصهای زیاد آنتی هیستامین وخودکشی کرد و دلیلش راوضعیت آشفته خانواده خود مطرح کرد. در آن زمان یکی از برادرهایش در یک درگیری خواسته یا ناخواسته مرتکب قتل شد و از ایران فرار کرد.خواهر زنداییم هم سال بعد یا 2سال بعدش از همسرش جدا شد،به دلیل ازدواج در سن کم وناسازگاریهایی که با شوهرش داشت و البته افسردگی هم داشت و و دارو مصرف میکرد.بامراجعه به جادوگر و رمال تصمیم به جدایی گرفت.2فرزند پسر 16 و 10ساله داشت.پدر زنداییم هم گویا آدم قمارباز و اهل کتک زدن زن و بچه بوده.که چند سال پیش بر اثر بیماری فوت شد. یکی از برادرهاش هم در سن جوانی گفتند که بخاطر نرسیدن به معشوقه اش از خانه رفت و مفقود الاثراست.کوچکترین برادرش هم مجرم سابقه دار دعوا و دزدی است.همین تابستان هم بخاطر دزدی دستگیر شده از مشکلات روحی و روانی خانواده زنداییم اطلاع دقیقی نداریم.ولی خواهر و دخترخاله اش هم سابقه خودکشی داشتند.در حال حاضر روانپزشک معالج زنداییم بیماری دوقطبی را تشخیص داده و گفته تا آخر عمر باید دارو بخورد.که از خوردن مرتب داروهایش اطلاع نداریم چون تغییرات روحی خاصی ندیدیم.با بچه هایش ناسازگاری دارد مخصوصا با دختر بزرگتر، وقتی پدر نیست بخاطر مسایل بی ارزش کتک میزند وتنبیه میکندعروسکها و اسباب بازیهایشان راازشون میگیره.البته خودش هم از خانه پدری عروسکهایش را به یادگار آورده والان 39سالشه وادارشان میکند لباسهای نیمه لخت بپوشند واز خانواده پدری ورفتارهایآنهادورشوند.بسیار آدم دروغگویی است و سعی میکند در تربیت بچه ها خلل ایجادکند.در مورد تحصیل ومدرسه بچه ها اصلا کمک کننده نیست. سواد کافی هم ندارد عمه وعمو به درسها و مسایل مدرسه ی بچه ها رسیدگی میکنند. بچه ها را مخصوصا دختر بزرگتر را در اتاق یاخانه حبس میکند و با دوستهای خودش به گردش و تفریج میرود قبل از بچه دار شدن هم رفتارهای نامعقول داشته و درگیریهای لفظی باداییم داشته قبل از خودکشی هم دعوا کرده بودن وحتی به توجهی که به بچه هاش میشه حسادت میکنه. لباسها و اسباب بازیهایی که برایشان میخریم را چندبار که ما ببینیم تنشان میکند و بعد دور می اندازد.بچه 5ساله اش شیطنت کرده کبریت روشن جلوی صورتش گرفته بترسونش.اعتیاد به قلیان دارد.باز هم اطلاع دقیقی از سیگار ومشروب و.نداریم ولی در خانه پدریش مصرف مشروب و قلیان وآزاد است. البته دایی من هم مشکل دارداز چندین سال قبل ازازدواج اعتیاد داشته و در حال حاضر شربت متادون مصرف میکندالبته از لحاظ مالی و رسیدگی به خانواده اش کم نگذاشته.زنداییم از پولهای داییم قایمکی به مادرش کمک کرده و پول فرار برادرش را جور کرده.در تابستان زنداییم و بچه هاش رفته بودن اهواز پیش مادر زنداییم که دستش گفتن شکسته است.در صورتی که اینطور نبوده و بهانه ای بوده تا زنداییم بره اونجا خوشگذرانی.بچه 11ساله داییم رو مسخره میکردن و تحقیر میکردن وحرفهایی میزدن که از خانواده پدریش مامنزجر بشه.بخاطرحرف گوش نکردن بچه را از شام و ناهار محروم کرده گرسنگی کشیده.جوری که خاله ی بچه داییم بهش گفته بورو با خانواده پدریت و با اونها صمیمیت داشته باش و هیچوقت بدون بابات نیا اهواز.مادرزنداییم همین بچه 11ساله داییم رو برده پیش یک جادوگرکه همسایشونه و بچه داییم بسیار وحشت کرده و جیغ میکشیده از ادا و اطوارهای پیرزن و عکسهای وحشتناکی که روی دیوارها بوده.روزدیگر نصفه شب پلیس واردخانه شان شده و برادر زن داییم را به جرم دزدی دستگیر کردن.الان 1ماه است که اصفهان آمدند و بچه داییم 1ماه است خانه مادربزرگم مانده و گاهی توی خواب جیغ میکشدو بیدار میشود.بخاطر تمام اتفاقاتی که اهوازبرایشان پیشآمده در خانه خودشان هم مدام با زنداییم دعوا دارد یا تنبیه میشه مثلابخاطر اینکه با ما بیرون رفته برای تفریح زنداییم هم داییم را وادار مکیند بخاطر زبان درازی بچه را تنبیه کند.چطور میتوانیم از نظر روحی به این بچه کمک کنیم؟چون مادرش قطعا تمام این مسایل رارد میکند و بچه را متهم به دروغ میکند.مدتی هم فکرش درگیر این مساله بود که فهمید مادرش قبلا طلاق گرفته شایدبچه شوهر قبلی مادرش است و برای همین پدر فعلیش باهاش دعوامیکندبه ظاهر خوب هستن خانواده بامزه ای با دو فرزند ولی این مسایل کاملا به دور از چشم اتفاق می افتدحالا این بچه به ما پناه آورده و نمیدانیم چه کنیم.بچه کوچکتر هم کاملا به فرمان مادرش شده واگر هم تنبیه شود فعلا بچه است و زبان قاصری برای طلب کمک دارد
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : جناب آقای بندو
@Farshidbpsy
شرح مشکل :
سلام
من بیش از ۱۵ ساله ازدواج کردم ولی از همون دوران نامزدی با هم بحث و دعوا داشتیم طوری که الان شاید ۹ ماه هست که هر روز با هم دعوا داریم. دچار طلاق عاطفی شدیم من دیگه علاقه ای به همسرم ندارم از بی که هر روز دعوا راه میندازه. هر روز به خانوادهم توهین میکنه. البته من جوابشو میدم ولی دیگه از این زندگی خسته شدم. فقط به خاطر تنها پسرمون که ۱۷ سالشه دارم تحملش می کنم. دست از بداخلاقی بر نمیذاره. همش دعوا. الان دیگه خیلی وقته حتی رابطه هم نداریم. نمیدونم. من که زندگیم به فنا رفته ولی فکر می کنم چرا باید به خاطر پسرم خودم را زندگی آرام و بی دعوا محروم کنم. تا کی؟ این زندگی درست بشو نیست چرا باید بافی مانده عمرم رو هم به تنش و دعوای هر روزه بگذره؟ چرا من خودم را بخاطر پسرم تا لحظه مرگ عذاب بدم؟ بگین که من دلیلی ندارد این وضعیت رو تحمل کنم دارم دیوانه میشم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۳
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم روشنک فلاح
@Roshanakfallah
شرح مشکل :
سلام من ۴ ساله ازدواج کردم با همسرم ۱۳ سال تفاوت سنی داریم
جدیدا هرچی اتفاقی ک میوفته به من حرف های زشت میزنه
مثلا نکبت ،نفرت ،کثافت… ما یه دختر یک ساله داریم بعضی موقع ها ک خسته میشم میشینم همش حرف بد میزنه ک پاشو برو دنبال بچه حرفای زشت میزنه
کار دیکه ای ک میکنه اینه که جدیدا هر بحثی ک بینمون میشه بهم توهین میکنه میگ توچی بودی ک گیر من افتادی خاک تو سرت کنن و خاک تو سر مامانت کنن و خیلی به خانوادم فحش میده من چیکا کنم
چن بارم تو گوشیش فیلم های بد دیدم داره بهش گفتم همش رو زد زیرش و بعدش دعوا راه انداخت و گفت نکنه تو دوس پسر داری این حرفا
انگار من تو این خونه وجود ندارم همش سرش تو گوشیه میترسم بهش چیزی بگم زود دعوا راه میندازه
دیگ نمدونم چیکار کنم اعتماد به نفسم از بین رفته همش دخترای جورواجور تو گوشیش نگاه میکنه من هیچ ارزشی ندارم
دیشب هم ک باهاش حرف میزدم این جور چیزا نگاه نکن میگف تو دنبال بهانه ای منو نمیخای برو به مامانت بگو بعدم فحش و من سکوت کردم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
۶۱۳۴۵۵
محبوبه رمضانی
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
محقق و پژوهشگر
زوج درمانگر
خانواده درمانگر
مشاوره پیش از ازدواج
درمانگر بیماران مزمن پزشکی
عضو انجمن نظام روانشناسی ایران
مشاوره آنلاین.
09355145010
شماره تماسهای کلینیک
0915 765 2428
051 9177 1202
آدرس کلینیک: مشهد ، خیابان سناباد ، سناباد ۴۵، کلینیک سبک زندگی
http://Instagram.com/mahbooberamezan
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۴۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
@Mgh491011
شرح مشکل :
سلام من تقریبا ۳سال هس که با ی آقایی اشنا هستم من و این اقا اصلا باهم مشکلی نداریم ولی خانواده ها به شدت مخالفت میکنن یک بار خاستگاری صورت گرفته ونشد الان هم مادر پسر براش ی دختر پیدا کرده میگه باید با دختری که من میگم ازدواج کنی پسر هم اصلا راضی نیس واقعا راهی نیس همه راضی بشن
جواب سوال شما :
سلام دوست عزیرم
احتمالا خانواده ی اقا تصور میکنند فرزندشان به بلوغ فکری و عقلانیت کافی نرسیده تا بتونه شخص مناسبی برای ازدواج انتخاب کنه ، و ترس از اینکه در آینده با مشکل مواجهه بشن باعث مخالفت میشه ،
بهترین راهکار،اینه که اگر امکان صحبت با والدین وجود داره باهاشون مشورت کنه. با لجبازی و قهر کاری پیش نمیره. بهتره درباره شما به والدین اطلاعاتی درست و منطقی بده ودلیل مخالفتشونو بدون بحث و در آرامش کامل بپرسه. چه ایراداتی در شما می بینند و ملاک انتخاب عروسشون چیه ؟
دلایل منطقی را باید بپذیرید، شاید ایراداتی میبینند که البته قابل تغییره ، پس باید بدون سوگیری و ملاحظات. مشکلات این ازدواج را بررسی کنید .
بهتره بدون رضایت خانواده کاری انجام ندید و حداقل یک رضایت نسبی وجود داشته باشه، با وجود حرکت جامعه ایرانی به سمت مدرن شدن، ذات پنهان خانوادهها هنوز گسترده اس و دختر یا پسری که بدون رضایت والدین همسر وارد خانوادهای می شن متاسفانه از نظر اون خانواده مطرودن،،. عروسها زیر نگاه تند و تیز مادر شوهر و خواهر شوهر قرار میگیرند و ممکنه نگاه تحقیر آمیزی بهشون بشه . بهتره به پدر و مادر اعتماد کامل بدید و کمک و راهنمایی بگیرید به اصطلاح توپ را دررمین پدرو مادر بیندازیدو اطمینان بدید که نیاز به حمایتشون دارید مخالفت با نظرشون باعث لجولجبازی خواهد شد . بهتره از بزرگان فامیل کمک بگیرید و درخواست کمک وراهنمایی از مشاور با تجربه به همراهی پدر و مادر تا به نتایجی برسید که برای هر دو سودمند و ارزشمند باشه.
دختر عزیزم توجه داشته باش که اگر بخاطر شما به خانواده اش پشت کرد مطمئنا روزی پشیمان خواهد شد و ترکت میکنه پس اول باید دل خانواده اش را بدست بیاری تا بتونی دلبری کنی،
در صورت نیاز به مشاوره با کمال میل راهنمایی خواهم کرد .
درپناه خدا 🌺🌺🌺
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
/channel/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
پاسخ به سئوال ۶۱۳۴۵۹
فاطمه برگ نیل
کارشناس ارشدمشاوره خانواده وروانشناس
مشاوره اعتیاد
آدرس پیج:
@f.b.psychologist
شماره تماس۰۹۳۷۵۴۴۹۶۶۷
https://www.instagram.com/p/Cq4_RPvIy_Y/?igshid=YTUzYTFiZDMwYg==
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۶۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم دکتر رزم خواه
شرح مشکل :
سلام وقتتون بخیر
من و همسرم تمایلی خیلی زیادی بهم داریم،و ممکنه در طول روز دوبار هم با هم رابطه داشته باشیم
و معمولا دوره پریود من ۶ روزه است
از اونجایی که رابطه در دوره پریود ممنوعه و ما به شدت اذیتیم
میخاستم بدونم میتونیم از روز چهارم پریودم که دیگه خونریزی ندارم و در حد لکه بینی هست با هم رابطه داشته باشیم؟
در ضمن متشکرم بابت گروه خوبتون❤️💐
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۷۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای دکتر محمودی
@mahm1396
شرح مشکل :
سلام خدا قوت جناب آقای دکتر ثانی انشاالله همیشه شادوتندرست وموفق با اعضای خانواده محترم باشید ....ارشد روانشناسی اسلامی مثبت گرا سال ۱۳۹۵می باشم دوست دارم در مان بزرگسالان کار کنم برای مصاحبه وتشخیص واسمون ودرمان چه پیشنهادی به حقیر می دهید .....ازصفر تا صد روانشناسی را یاد بگیرم وبتوانم کمکی به هم نوعان خود انجام دهم ......
جواب سوال شما :
سلام
در ابتدا حوزه علاقمندی خودتونو مشخص کنید، خانواده، زوج درمانی ، درمان فردی و سازشی و...
بعد برید سراغ رویکرد مورد علاقه تون و اونو بعنوان رویکرد تخصصی خودتون ادامه بدین.
شرکت در کارگاههای مرتبط با رویکردتون،
و یادگیری تکنیکهای اتاق درمان
آشنایی با اساتید بنام اون حوزه،
شرکت در دوره های سوپرویژنی
رویکردتون
و کم کم شروع کنید به درمان
با کیسهایی که استادتون معرفی میکنه و زیر نظر ایشون بعنوان سوپروایزر
و برای شروع، همکاری با مراکز خیریه، مراکز ترک اعتیاد، انجمنها و NGO, ها مدارس مناطق محروم و...
از جمله گزینه های در اختییار شماست.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
613471
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
613450
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
پاسخ به سوال
۶۱۳۴۶۷
نسرین صالحی
کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تحلیلی
عضو انجمن روانشناسان ایران
با کد عضویت 60347
شماره تماس جهت مشاوره آنلاین 👇
09167080932
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۶۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم صالحی
@NasrinSalehiPsy
شرح مشکل :
سلام خداقوت من همسرم زبون محبت بلدنیست وسختی زیادکشیدم زندگیم ساختم جمع کردم روی هم رفته بدنیست
امامنوراصی نگه نمیداره هیچ مشکلی هم ندارم ولی اونجورکه دلم میخادمحبت نمیبینم من دوتاپسر ۱۵ساله و۶ساله دارم وخیلی توخونه دادوهوار بحث وجدل میشه وواقعاسخت شده برام
همش دلم یه نفرومیخاددرکم کنه همراهم باشه محبت کنه دلگرمم کنه
چرااینجوری شدم
باخودشم زیادحرف زدم یه سری عقایدمنواصلاقبول نداره ومسخره میکنه مخالف کارکردنم ولی انلاین طب سنتی کارمیکنم اماامنم گوش نمیدم میگم این همه برای شماوقت گزاشتم حالابرای خودم وقت بزارم
بگید من چه کنم که تشنه محبت این واون نشم😞😔😔😔
سلام شبتون خوش
۳۶سالم همسرم ۳۹ساله من دیپلم درواقع دانشجوی انصرافی دیگه همسرم نزاشت بخونم دوران نامزدی وخودشم سوم راهنمایی خونده بود بعددیپلم گرفت ولیسانس بخاطرشغل اداریش
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
مهدیه خطیبی
ارشد مشاوره خانواده
درمانگر زوج ، فردی، پیش از ازدواج، سوگ بر اساس رویکرد هیجان مدار(EFT/EFIT)
عضو سازمان نظام روانشناسی و دارای پروانه تخصصی
هماهنگی کلینیک
09380103568
آدرس:مشهد، معلم ۲۲ رضوی ۱ پلاک ۲۳۹ مجموعه مسیر امن
نوبت دهی اینترنتی
nobat.ir/khatibi.m
پاسخ به سوال ۶۱۳۴۲۱ توسط:
┄┅┄┅┄ ┄┅┄┅┄
فرشید بندو
روانشناس بالینی
فیلد کاری:
▫️رواندرمانگر فردی و بزرگسال
▫️اختلالات خلقی و اضطرابی
▫️مسائل فردی
┄┅┄┅┄ ❥┄┅┄┅┄
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسان بالینی ایران
🛑عضو انجمن علمی رواندرمانی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
اخذ نوبت تلفنی و حضوری:
🆔@Farshidbpsy
📲09058809326( ارسال کلمه نوبت مشاوره بصورت پیامک)
🏢زاهدان _بلوار بهداشت_میدان مشاهیر_عمارت عرفان_ طبقه دوم واحد ۱۷_ مرکز تخصصی روانشناسی و مشاوره روان پلاس+
┄┅┄┅┄ ❥❥ ┄┅┄┅┄
🆔 کانال بله:
https://ble.ir/arameshmandegar1
🆔 کانال تلگرام:
/channel/arameshmandegar1
🆔 اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshid_bandoo?igsh=dnlzbDZzMzZkcnRh
پاسخ به سوال ۶۱۳۴۷۲ توسط:
┄┅┄┅┄ ┄┅┄┅┄
فرشید بندو
روانشناس بالینی
فیلد کاری:
▫️رواندرمانگر فردی و بزرگسال
▫️اختلالات خلقی و اضطرابی
▫️مسائل فردی
┄┅┄┅┄ ❥┄┅┄┅┄
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسان بالینی ایران
🛑عضو انجمن علمی رواندرمانی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
اخذ نوبت تلفنی و حضوری:
🆔@Farshidbpsy
📲09058809326( ارسال کلمه نوبت مشاوره بصورت پیامک)
🏢زاهدان _بلوار بهداشت_میدان مشاهیر_عمارت عرفان_ طبقه دوم واحد ۱۷_ مرکز تخصصی روانشناسی و مشاوره روان پلاس+
┄┅┄┅┄ ❥❥ ┄┅┄┅┄
🆔 کانال بله:
https://ble.ir/arameshmandegar1
🆔 کانال تلگرام:
/channel/arameshmandegar1
🆔 اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshid_bandoo?igsh=dnlzbDZzMzZkcnRh
پاسخ به سوال ۶۱۳۴۵۲ توسط:
┄┅┄┅┄ ┄┅┄┅┄
فرشید بندو
روانشناس بالینی
فیلد کاری:
▫️رواندرمانگر فردی و بزرگسال
▫️اختلالات خلقی و اضطرابی
▫️مسائل فردی
┄┅┄┅┄ ❥┄┅┄┅┄
🛑عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
🛑عضو انجمن روانشناسان بالینی ایران
🛑عضو انجمن علمی رواندرمانی ایران
┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄
اخذ نوبت تلفنی و حضوری:
🆔@Farshidbpsy
📲09058809326( ارسال کلمه نوبت مشاوره بصورت پیامک)
🏢زاهدان _بلوار بهداشت_میدان مشاهیر_عمارت عرفان_ طبقه دوم واحد ۱۷_ مرکز تخصصی روانشناسی و مشاوره روان پلاس+
┄┅┄┅┄ ❥❥ ┄┅┄┅┄
🆔 کانال بله:
https://ble.ir/arameshmandegar1
🆔 کانال تلگرام:
/channel/arameshmandegar1
🆔 اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshid_bandoo?igsh=dnlzbDZzMzZkcnRh
613453
روشنک فلاح
روانشناس بالینی
زوج درمانگر
مشاوره خانواده
عضو نظام روانشناسی ایران
عضو انجمن روانشاسی آمریکا
مشاوره انلاین
https://www.instagram.com/roshanak.fallah.psy
/channel/roshanak_fallah_psy
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم لطفی
@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
سلام
من حدود 10 ماه هست كه ازدواج كردم قبل ازدواج من اصلا فكر نميكردم همسرم كه پنج سال باهم بوديم بعد ازدواج حرف طلاق رو بزنه
به همين خاطر به همسرم گفتم بعد از ازدواج مهريه ام رو ميبخشم
ولي اون دقيقا فرداي روز عقد به من گفت اگه ميخواي ميتوني طلاق بگيري
واقعيتش همسر واقعيمو ديدم و تصميم گرفتم مهريه رو نبخشم
اين حرف رو تو اين 10 ماه بارها تكرار كرد حتي وقتي من ميخواستم برم اتاق عمل
و خيلي باهم بحث ميكنيم موضوع بحث مهريه و پول جهزيه هست من براي پول جهيزيه يكم به وقت نياز دارم ولي اين رو هم به عنوان مشكل تو بحثها ازش استفاده ميكنه با اين كه ميدونه 80 درصد پول حاضره
من از اين همه بحث پول خسته شدم نميدونم چيكار كنم
لطفا راهنمايي كنيد
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی و بزرگوار:خب سوال کمی متناقص هست و مشخص نیست ،به چه علت همسرتون بلافاصله بعداز ازدواج حرف جدایی رو میزنه ؟! اگر قرار به جدایی بود چرا ازدواج کردین؟! اگر قرار هست که بعد از گذشت ۱۰ ماه ،بحث های خسته کننده و طولانی بکنید و نخواین که همدیگر رو درک کنید ،همون بهتر هست که به یک تفاهم نسبی برای جدایی بگیرید ،و این رو بدونین دوست عزیز ،که رابطه عاطفی با پارتنر با مساله ازدواج کاملا موضوع جداگانه ،میباشد و اینکه شما با همسرتون در قبل از ازدواج رابطه خوبی داشتین قرار هست ازدواج خوبی داشته باشین ،این طرز فکر کاملا ،اشتباه و همین موضوع باعث میشه که بدون تحقیق و از روی هیجان ازدواج کنید ،و خیلی مسایل رو نادیده بگیرین ،دوست عزیز باید بدونین که در عصر حاضر ازدواج مساله بسیار پیچیده و بغرنجی هست و می بایست از روی آگاهی و مشورت با یک فرد متخصص انجام بشه . 🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم رمضانی
@Mah_ramezani26
شرح مشکل :
خانم من به راحتی در چشم من نگاه میکند و بدون کوچکترین تغییری در صورت یا صدا به من دروغ میگویید. اول فکر میکردم اینها دروغ مصلحتی است بعد متوجه شدم برای هر مسئله ای از روز اول دروغ گفته ولی من به علت ساده بودن همه را باور کرده ام. مدتها از اینکه پدرش در بچگی انها چقدر ولخرجی میکرده و انها را مسافرت میبرده و لباسهای فاخر میخریده برای من صحبت میکرد و مرا متهم به خسیسی و گدایی میکرد و دائم تو سر من میزد، ولی هر بار میخواستم پاسخ بدهم شروع به پرخاشگری و داد و بیداد میکرد. ولی یکبار در پاسخ گفتم اینهایی که شما میفرمایید متعلق به گذشته بوده و در ان زمان که من که نبودم ببینیم ، ملاک الان است که من حضور دارم که یکی از این ولخرجی ها و ریخت و پاش های گه شما میفرمایید نمیبینم ، لازم به ذکر است که پدر ایشان در یک شهرستان دورافتاده یک کارمند بوده اند با مدرک تحصیلی دیپلم و خانمم سعی میکند تا هرجه کمتر منزل پدر و مادرشان برویم که هزینه ای به انها تحمیل نشود یا از من انتظار دارد تا برای خانه انها خواروبار بخرم تا جبران هزینه پذیرایی انها بشود. من هم گفتم که نمیخواهم مزاحم آنها بشوم پس کمتر منزلشان میایم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۴۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم الله وردی
@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام و عرض ادب .دختر هجده ساله ای دارم که بعداز چندین ماه آشنایی با پسری،،کات کردن.دخترم به شدت وابسته شون بودم بعد از جدایی از نظر عاطفی شدیدا شکست خورده ..الان دو ماه شده...هر شب خوابش را می بینه ...و هر روز مدام تو فکرش...من خیلی تلاش میکنم فضا را عوض میکنم ..مسافرت کوتاه مدت میبرم و... ایشون ،،حرفش اینه که دوست دارم یه بار دیگه از نزدیک ببینمش..وخودشون رو در رو بهم بگن همه چیز تمام شده...ولی من میترسم اگه باز همدیگه را ببینن ،،علاقشون بیشتر بشه..وبعد دوباره کات کنن..به نظرتان یه بار همدیگه را ببینن یا نه ،،چون اصلا تو ذهنش به تمام شدن رابطه فکر نمیکنن و اینم بگم به خاطر بعد مسافتی و ندیدن هم به صورت توافقی ،،وبا گریه از هم جدا شدن..یعنی ذهنن فقط فکر اینه که برنامه ریزی بکنه همدیگه را ببینن،،،با توجه به اینکه دختر قوی نیستند ..راه. حل صحیح چی هست ...من چه کار میتونم بکنم ...ممنونم ..سرکار خانم اخوانی
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۳۴۵۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم برگ نیل
@Bargnill
شرح مشکل :
سلام.مدت۳سال ازدواج کردم دوساعت عقد بودم یک ماه بعد عقد متوجه شدم همسرم اعتیاد داره و از همون موقع دعواهامون شروع شد تو دوران عقد باهم خونهپدرش زندگی میکردیم هزشب تنهام میزاشت تا صبح دنبال اعتیاذ و رفیق بازی بود بعد ی مدت چت هاش با دخترا دیدم ولی فقط در حدچت بود.بعد متوجع شدم عکس و شماره دوست دختز گذشته ای تو گوشیش داره و حتی زمانی ک نامزد بودیم باهم در ارتباط بودن باهمه این مشکلات من کنازش موندم همیشه تلاش کردم کمکش کنم خوب بشه اعتیاذ کناز بزاره باتوجه ب اینک هرشب بحث و گریه داشتم سر کاراش ولی رابطمون بد نبود حداقل هفته ای یبار بیرون میرفتیم باهم تفریح و صحبتی داشتیم اما الان هف هشت ماه ازدواج کردیم خونه خودمون هستیم دیگ بحث نمیگنم باش دیگ گریه نمیکنم اما حالم خیلی بده.هنوزم ب کاراش ادامه میذه تا بیداز میشه غذا برمیداره میره بیرون میخوزه تا اخزشب میاد خونه سرکار نمیره تفریحی رو ماشین کرایه کشی میکنه.حتی یک ناهار هم کنارهم نمیخوریم.اخرشب هم که میاد شام میخوزیم میریم میخوابیم و تنها چیزی ک خوبه در زندگیمون رابطه جنسی هستش.حتی یه کلمه صحبت هم نمیکنیم همیسه بی حال و سرده..حوصله هیچکاری نداره البته فقط بامن.پول تو جیبی بمن نمیده حتی برام وسایل مورد نیازمو نمیخره.مدام با دوستاش میره بیرون ولی تواین مدت ک ازدواح کزدیم ی شب هم بیرون نرفتیم توخونه هم تفریحی نداشتبم.بمن هیچ محبت کلامی و رفتاری نداره کلا بی توجهی میکنه اهمیتی بمن نمیده.حتی یبار در روز بمن زنگ نمیزنه یا وقتی میاد حالمو نمیپزسه اک مریض باشم چیزی بخوام حاضر نیست بلند بشه یک لیوان اب دستم بده یا ناراخت باشم کاری برام کنه و همه اینا باعث میشه فکر کارای گذشته ش عذابم بده الان دیگه خیانت نمیکنه اما همش اون دختری ک قبل باهاش در ارتباط بوده تو ذهنمه داغونم میکنه باخودم فکر میکنم اونو دوست داره و اگ اون دختر جای من بود الان خوشحال و خوشبخت بود میخندید کنارش.همش خودمو با اون و دختزای دیگه مقایسه میکنم اعتماد بنفس ندارم باعث شده ازخودم بدم بیاد.بااینکه من همیشه مرتب هستم و بخودم و خونه رسیدم اما هیچپوقت به چشمش نمیاد ن خودم نه کارهام همیشه بمن میگ هیچی حالیم نمیسه بچه هستم و از پس کاری بر نمیام در صورتی ک خودش اصن بخودش نمیرسه بهداشت هم رعایت نمیکنه و مدام ازمن ایراد میگیره.حتی چندشب پیش بحث کردیم بمن گفت پشیمونه ک منو انتخاب کرده من در کذشته دختر بدی بودم ولی اون دختر پاکی بوده گفت عاشق من شده چشماش بدی هامو ندیده در صورتی ک من قبل ازدواج راجب به کذشته م همه چیز بهش گفته بوده با چشم باژ منو انتخاب کرد.و من به اون دختر فوحش دادم ناراحت شد گفت حق نداری اینحوزی بگی و همون فوحش رو خودش بارها بمن گفته.بعدش گفت گ منو دوست داره عصباتی بوده.بارها برای ترک اعتیاد اقدام کرد اما نشد بعد ی مدت خیلی کوتاه برگشت.هرچی هم باهاش صحبت میکنم خواسته ها ومشکلاتمو میگم راه حل میزارم جلوش اما توجهی نمیکنه یا قول میده فرداش بادش میره.ممنون میشم کمکم کنید
و اینک هیچوقت راجب هیچ موضوعی بامن صحبت نمیکنه در جریان چیزی قرار نمیده حتی بارها شده خیلی چیزارو از دیکران بشنوم..همه خوبی هاش برای دیگرانه وقتی میبینم چطوز با دخترهای فامیل صحبت میکنه شوخی میکنه یا حتی در گوشی صحبت میکنه ولی بمن محل نمیذه داغون میشم حتی توجمع جوزی زفتار میکنه انکار من وحود ندارم..تموم زندگیش رفیقاش اعتیاد هست.بخاطر رفیقاش هرکاری میکنه اما اکه من بگم ببرم تا سرکوچه میگه کاردارم حوصله ندارم..حتی نمیزاره خودم تنهایی از خونه بیرون برم حتما باید ی بزرگتر همرام باشه.کاری کرده جرعت نداشته باشم برای تنهای جای رفتن حتی اینقد تو اجتماع نرفتم معاشرا نکردم ک کم رو و خیلی خجالتی شدم.حتی وقتی کنارش هستم دیگه نمیتونم حرفی بزنم چون بلد نیستم چون باکسی در ارتباط نبودم حتی دوستام دیک نمیبینم و تلفنی در ارتباط نیستم تنها کسایی ک میبینم خانوادم هستن اونم هفته ای یبار.و واقعا در اون جمع بمن خوش میگذره ادم شوخ طبع و شادی هستم اما وقتی کنار همسرمم ی ادم افسرده تنهام هرچقد تلاش میکنم میخندم شوخی میکنم هرکاری میکنم ک کنارهم خوش بگذره اما اون همش بی حوصله و عصبی و کسل هست حتی حوصله ی کلمه سلام کردن هم نداره
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃