374
,🔷زیوراخوانی
🔷 کارشناس ارشد روان شناسی.
🔷زوج درمانگر
🔷 درمانگرجنسی
🔷 مشاورخانواده
🔷درمانگرEMDRتراپیست
🔷هیپنوتراپیست
🔹مدرس استانی درحوزه زوج وخانواده
🔷عضوانجمن نظام روان شناسی
🔷عضوانجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران
مشاوره آنلاین
09028183062
09024588255
شماره تماس کلینیک
02634486921
02634426317
باماتماس بگیرید
ماهمیشه همراه شما هستیم
پایان پرسش وپاس ۱۴۰۴/۸/۲۸
Читать полностью…
پاسخ سوال ۶۱۲۵۳۵
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
/channel/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
پاسخ سوال ۶۱۲۵۴۷
طیبه خدایار کارشناس ارشد روانشناسی
درمانگر کودک و نوجوان
🌱مشاوره خانواده
🌱 مشاوره فردی
🌱 مشاوره کودک
🌱 مشاوره نوجوان
🌱 مشاوره حضوری و آنلاین
🌱عضو انجمن روانشناسی ایران
🌱دارای پروانه صلاحیت حرفهای از سازمان نظام روانشناسی
🌱عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
برای هماهنگی و تعیین وقت مشاوره با شماره ۰۹۹۴۰۵۰۶۸۷۷
مدرس کارگاه های آموزشی مهارتهای زندگی -
فرزند پروری- تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
/channel/ttparenting
https://www.instagram.com/tayebe.khodayar1/profilecard/?igsh=MXdlMXl3Z2dteG1wYg==اینستاگرام
با آرزوی بهترینها برای شما دوست گرامی
سارا خیری
ارشد روانشناسی عمومی
عضو نظام روانشناسی باکد۷۱۹۴۱
طرحواره درمانی
درمانگر cbt
آموزش مهارتهای زندگی
آموزش مهارت فرزند پروری
شماره تماس:
۰۹۹۳۹۵۸۴۹۰۳
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۱۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
جواب سوال شما :👇👇👇
سلام و درود خدمتِ شما مادرِ گرانقدر،،،،
واکنش شدید و محروم کردن کامل فرزندتان از جشن یا هدیه در آینده ، راهحل مؤثر نیست . بهترین روش ، ترکیب محبت با مرزبندی محکم است ؛ یعنی هم نیاز او به توجه و احساس ارزشمندی را درک کنید ، هم رفتار بیادبانهاش را بدون خشونت ولی با قاطعیت مدیریت کنید .
--- چرا این رفتار اتفاق میافتد؟
- نیاز به توجه : بسیاری از کودکان وقتی احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند ، با بیادبی یا اعتراض توجه میگیرند .
- حس مقایسه : دیدن جشن تولد دخترخالهاش باعث شده احساس کند او کمتر دیده شده است .
- مرحله رشدی : در ۹ سالگی بچهها وارد مرحلهای میشوند که استقلالطلبی و مخالفت با والدین طبیعی است ، اما اگر درست مدیریت نشود به بیاحترامی تبدیل میشود .
--- راهکارهای عملی
- تفکیک نیاز از رفتار : به او نشان دهید که احساسش (مثلاً ناراحتی از نداشتن مهمانی) قابل درک است ، اما روش بیانش (بیادبی جلوی دیگران) پذیرفته نیست .
- قانون شفاف : قبل از مهمانی یا موقعیت اجتماعی ، قوانین ساده و روشن بگذارید : "اگر جلوی دیگران بیاحترامی کنی ، بعد از مهمانی امتیازهایی مثل بازی یا تماشای کارتون را از دست میدهی."
- پیامد فوری و منطقی : تنبیه شدید یا محرومیت طولانیمدت نتیجه نمیدهد . پیامد باید کوتاه ، فوری و مرتبط باشد . مثلاً اگر بیادبی کرد ، همان شب از بازی یا گوشی محروم شود .
- تقویت رفتار خوب : وقتی آرام و محترمانه صحبت میکند ، همان لحظه تشویق کنید . کودکان بیشتر به رفتارهایی ادامه میدهند که برایشان توجه مثبت میآورد .
- گفتوگوی خصوصی : بعد از مهمانی ، بدون سرزنش جلوی دیگران ، با آرامش توضیح دهید که حرفهایش شما را ناراحت کرده و راه درست بیان خواستهها چیست .
- الگو بودن والدین : اگر شما و پدرش در شرایط سخت (مثل تصادف اخیر) آرام و محترمانه با هم رفتار کنید ، او هم یاد میگیرد.
--- چه کارهایی نتیجه نمیدهد
- محرومیت کامل از جشن و هدیه در آینده : این کار باعث میشود کودک احساس بیارزشی کند و بیشتر به بیادبی پناه ببرد .
- سرزنش جلوی دیگران : باعث لجاجت و مقاومت بیشتر میشود .
- مقایسه با دیگر بچهها: این کار حس رقابت منفی و خشم ایجاد میکند.
--- جمعبندی
روش درست این است که هم نیاز عاطفی فرزندتان را ببینید ، هم رفتار بیادبانهاش را مدیریت کنید . جشن تولد کوچک و ساده میتواند داشته باشد ، اما در کنارش باید قوانین رفتاری محکم و پیامدهای منطقی بگذارید . این ترکیب باعث میشود هم احساس ارزشمندی کند ، هم یاد بگیرد احترام و ادب شرط دریافت توجه و هدیه است .
با آرزوی موفقیت برای شما
رؤیا چمن پیرا مشاور کودک و نوجوان و اختلالات شخصیتی
تماس: 09194175932
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۵۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام آقای دکتر مشکلی یکی از دوستام مشکلی داره که به تلگرام دسترسی نداره من خواستم بجاش ازتون درخواست کمک کنم پیشاپیش ممنونم از راهنماییتون
خانمی هستن 33 ساله شوهر 40 ساله دو فرزند پسر 12 و 3 ساله دارن شوهر این خانم خیلییییییییی به خانواده خودش اهمیت میده بیشتر از زن و بچه هاش با اینکه شهر دیگه ای به فاصله دو ساعت فاصله دارن اما هفته ای دوبار میره پیش پدر و مادرش مثلا الان عیده یک چوب کبریت برای زن و بچه ش نخریده ولی هی به پدر و مادرش کمک مالی میکنه به زن و بچهش میگه همه چی دارین چه عیدی نیاز ندارین خرید ولی واسه چهار خواهرش عیدی میخره میبره از خودشونم میپرسه واستون چی بخرم کل مخارج دکتر پدر مادرش با ایشون هست با اینکه خودشون دارن یه خواهر مطلقه داره که همیشه به حرف ایشون گوش میده همیشه برای رفتن به خونه پدر و مادر با خانومش دعوا داره اگه زنش هم نره خودش حتما میره دو روز اینارو تنها میزاره میره میمونه میاد مثلا هفته پیش با 20 میلیون پول رفته با 9 میلیون برگشته تو دوروز رفتن البته خورد خوراک و دکتر برای زن و بچهش کم نمیزاره ولی بیش از اندازه به خانواده خودش اهمیت میده حتی وقتی خودش میدونه واقعا مادرش دروغ گفته اینا زن و شوهر دعواشون شده بازم میگه حق با مادرمه یا خواهرمه اونقدر ازش سواستفاده میکنن خواهرش که خودش شوهر داره زنگ میزنه به ایشون میگه فلان قدر پول ارایشگاهمه بریز به حسابم با اینکه زن خودش دم عیدی نه آرایشگاه رفته نه یه چوب کبریت خریده فقط مشکل این خانوم خانواده شوهرشه و نخریدن لباس لطفا راهنمایی کنید چطور با شوهرش رفتار کنه درست بشه و اینکه سر دعوایی که مادرش انداخته بود این آقا یه ماه قهره حتی جاشم عوض کرده خیلییییییییی ممنون از لطفتون🙏
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۳۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
با سلام و خدا قوت من یه سوال همیشه ذهنم رو درگیر کرده بنده همسرم از طریق بالای واژن از طریق دست بوسیله بنده ارضا میشوند و همیشه از اول این رابطه تا ارگاسم چشم هایشان بسته است و حتی اسم من را هم نمیتوانند صدا کنند به قول ایشان نیاز به تمرکز دارند حالا میخوام بدونم این امر طبیعی ست یا ایشون علاقه و حس خوبی به بنده ندارند و نمیتوانند به من نگاه کنند و فکرشو ن به چیز دیگه ای است .ممنونم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۴۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
شرح مشکل :
با عرض ادب و احترام بسيار با همسرم مشكل دارم. خيلي بدبين است و همش فكر ميكنه من دارم بهش خيانت ميكنم و دروغ ميگم و زير و رو ميكشم. در صورتي ك من واقعا دوستش دارم و با هيچ كسي هم ارتباط ندارم و از وجودش بسيار راضي هستم و اينقدر باهاش صميمي هستم و در كنارش احساس ارامش ميكنم ك هيچ مردي ب نظرم نمياد. ولي متاسفانه خودم خوب ميدونم ك زن تو چشمي هستم و بگو و بخند ولي اصلا طوري شده كه من وقتي حتي یه حرف روزمره و عاميانه هم ميخوام با يه اقايي بزنم بخدا ميترسم. شوهرم حرفها و تهمت هاي خيلي زشتي به من ميزنه. روز ب روز هم ب جاي اينكه بهتر بشه بدتر ميشه. ديگه صبوري و محل نذاشتن هم فايده نداره همه رو امتحان كردم. فقط شوهرم رو بدتر كرده هر سال حرف هاش بدتر و تهمت هاش بيشتر ميشه. من خيلي دوسش دارم ولي ديگه تحمل كارهاشو و حرفهاشو ندارم. ما سال 84 با هم در ايران اشنا شديم و از سال 85 رسما با هم زندگي كرديم. من ازدواج دومم هست و از ازدواج اولم يه دختر دارم ك زمان اشنايي با همسرم هنوز ب دنيا نيومده بود. شوهرم با دخترم و خانوادم هم بسيار بسيار مشكل داره. همش بي ادبي و بي احترامي می کند. حالا خانوادم زياد مهم نيستن چون زندگي خودم برام مهم تره، ولي بد رفتاري با دخترم ك مجبور شدم ب خاطر بد رفتاري هاي شوهرم بهش بگم ك ايشون پدر واقعي ش نيست رو نميتونم تحمل كنم. در ضمن من يه دختر هشت ساله هم از همين شوهرم دارم. كلا تو خونمون آرامش از بين رفته، ب كمكتون خيلي احتياج دارم. شوهرم قبلا ازدواج نكرده براي همين فكر ميكنه در حق منو و دخترم لطف كرده ك با ما مونده. خانواده همسرم همگي از بزرگ و كوچيك عاشق من هستن. تمام ايراني هاي شهرمون از من به خوبي ياد ميكنن و همه منو دوست دارن الا شوهرم. امروز براي اولين بار بهم گفت ك من با دوست صميميش رابطه داشتم. خدايا دلم ميخواست با چاقو تكه تكه اش كنم. از خودم حالم بهم ميخوره كه منو اينقد كثيف ميبينه. خودمو كنترل كردم و فقط حرص خوردم و ريختم توي دلم. اخه اين حرف خيلي سنگينه براي يه زن، براي خودم و خودش متاسف شدم. به كمكتون احتياج دارم خودم كه فكر ميكنم راهي به جز جدايي نيست اميدوارم بشه ك باهاش صحبت كنيد من حتي ميتونم شماره تماسش رو بهتون بدم ك از طريق ايمو يا واتساپ باهاش تماس داشته باشين و مشاوره بهشون بدين. ما واقعا ب بن بست رسيديم ميدونم. خودش بيشتر از من تو اين اتيش شك داره ميسوزه ولي بلد نيستم بهش ثابت كنم از كاه كوه ميسازه برا خودش و ميبافه و ميره بالا. ممنون از وقتي كه ميزارين. واقعا براتون دعا ميكنم.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۳۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :جناب آقای دکترمحمودی
🆔@mahm1396
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید . من 1 سال و چند ماهه ازدواج کردم.میخواستم مشاور اقای محمودی راهنمایی بخوام و سوالاتی بپرسم چون فکر میکنم که یک اقا تو این موضوع بیشتر بتونند راهنماییم کنند.
چند ماه پیش به صورتاتفاقی تو سر های اینستاگرام همسرم متوجه شدم که خانم های سن بالا رو دیدن .که حالا مزون دارند یا یه اکانت و تعجب کردم که چرا اینارو سر کردن و فکر کردم دنبال کسی بودن.
گذشت و مجدد بعد چند ماه تو سرچ لپ تاپشون متوجه شدم باز اکانت خانمی سن بالایی رو دیدن که حالا پیجشون بازه و عکسای روزمرگیشونو با همسر و دوستاشون گذتشتند و بلاگری هستند که اصلا حالا هیکل خوب یا قیافه خفنی هم ندارند.لباساشون هم انچنانی باز نیست ولی بعضی جاها چسبونه. اینم گذشت و گفتم شاید اتفاقی سرچ شده. تا اینکه پریشب با لپ تاپشون یزی میخواستم دانلود کنم که وقتی روی قسمت سرچ گوگل کلیک کردم به صورت اتوماتیک سرچ های قبلی رو میاره و دیدم سرچ کردن my mom panty
فیلتر شکن روشن بود و وقتی روی اون سرچ زدم انگار اب سرد ریختن رو سرم
متوجه شدم که متاسفانه فکر کنم همسرم Gerontophilia دارند.اصلا مطمئن نیستم ولی دلیل دیگه ای نمیتونم پیدا کنم که همین چیزی سر کننه.
نمیدونم خود ارضایی میکنه یا نه
خیلی ببخشید از لحاظ جنسی هم مشکلی با هم نداریم
سنم 31 هست و همسرم یکسال از من بزرگتره
خودش 2 هفته هست که گهگاهی میگه باید برم پیش مشاور که منو هیبتونیسم کنه و یکسری مشکلاتم رو حل کنه
ولی میگه فعلا نمیخوام بهت بگم.
نمیدونم حدس میزنم یکیش این باشه. میگفت یمشکلی دارم که 12 اینا ساله باهامه.
یبار از یه معلم پرورشی تو دوران دبیرستانشون میگفت که درمورد عشق به مادر و خاله و اینا حرف میزده و این داستانا.نمیدونم اینا تاثیر گذاشته یا کلا داستان چیه.
اینم بگم که خالش اختلاف سنی کمی داره با همسرم.
جدیدا یکمی افسرده و بی انگیزه هم شده
استرسش تو محل کار زیاده. اینم بگم که رابطمون از لحاظ عاطفی و جنسی خیلی باهم خوبه. اصلا حرکت یا نگاه یا چیز مشکوکی توش ندیدم و اصلا احساسی بر اینکه بهم خیانت بکنه احساس نکردم.
لطفا منو راهنمایی بفرمایید.اصلا نمیدونم چه جوری باید رفتار کنم
چیکار کنم؟چجوری به همسرم کمک کنم؟درمانش چیه؟/
من فکر میکنم نباید متوجه بشه که من متوجه این مشکلش شدم چون نمیخوام خجالت بکشه یا حرمت بینمون از بین بره
لطفا زاهنماییم کنید. ممنون
جواب سوال شما :
سلام
در ابتدا باید عرض کنم مطالبی رو که گفتین لزوما به معنای «گرونتوفیلیا» یا یک اختلال جنسی پایدار نیست .
از نگاه بالینی، صرف دیدن چند سرچ یا محتوای خاص، هیچوقت بهتنهایی نشانهی یک اختلال جنسی نیست.
کنجکاوی های جنسی، استرس و فشار کاری، فانتزی های جنسی لحظهای
میتونه از جمله عوامل گرایش همسر شما به سرچ این موضوع باشه.
مهمترین چیزی که الان وجود دارهه اینه که خو شون گفتن مشکلی دارم و نیاز به مشاور دارم
این بزرگترین امتیاز و اقدام راهگشاست .
که نشون میده
از یک موضوعی رنج درونی میبره و اینو مخفی نمیکنه
و این یعنی آمادگی برای درمان
ممکنه مشکلاتی مانند اضطراب، احساس گناه قدیمی، یک تجربهی آسیبزا، یا استرس داسته باشه.
که باعث میشه فرد به سمت سرچهای غیرمعمول بره، نه اینکه واقعاً اختلال جنسی داشته باشه
فعلا بهتره ندونه سرچاشو دیدین، و فقط برای رفتن به مشاور تشویق ش کنین و اگه لازم شد خودتون هم در جلسات زوج درمانی شرکت کنین.
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۲۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم رمضانی
🆔@Mah_ramezani26
شرح مشکل :
با سلام. وقت بخیر.
حدود 2.5 سال پیش در محل زندگیم پسری به من توجه ویژه میکرد. من اصلا اون رو قبلا ندیده بودم. من خیلی بی تفاوت و بی توجه بودم و فکر میکردم منو با کسی اشتباه گرفته، تا اینکه کلاسی میرفتم که از جلوی مغازه پدرش رد شدم یعنی وقتی اونجا دیدمش فهمیدم کیه و فرزند اون آقاست. که در کوچه جلویی ما زندگی میکنه و مادرم کاملا آنها رو میشناسه یعنی خود پدر و مادر اون پسر و کلا شرایط زندگیشون رو میدونه. من چندین بار از جلوی محل کارش که در سر خیابان هست رد میشدم یعنی برای کلاسم که قبلا هم میرفتم ولی تازگی ها اون رو میدیدم. دقیقا این موضوع مربوط به تابستان 98 هست، بعدا متوجه شدم مثل اینکه واقعا علاقه ای داره…ولی پا پیش نمیزاشت تا اینکه من دکتری قبول شدم و دیگه رفت وآمد به استان دیگه داشتم و خیلی کم اونو میدیدم. و فکر کردم فراموشم کرده ولی خوب هر وقت منو میدید ادا و اطواری داشت که البته خودم هم بهش علاقه مند شدم.من تا همین اسفند 98 مطمئن بودم دیگه یادش رفته و قصدی نداره اما یکبار که داشتم از مسیری برمیگشتم با ماشین تا سر کوچه ما اومد و میخاست خودشو نشون بده ولی من توجهی نکردم و رفتم. آخرین بار که به بانک سر خیابان رفته بودم و او هم در بیرون مغازه ایستاده بود منو زیر نظر داشت و هنگام برگشت من اومد جلو ولی چیزی نگفت و سختش بود. ولی من دیگه واقعا علاقه پیدا کردم و منتظر فرصتی بودم تا بهم ابراز علاقه کنه…بعد کرونا اومد و برای تقریبا 1.5 ماه اصلا بیرون نرفتم. ولی تصمیم گرفتم خودم بهش بگم که حرفشو بزنه و در موقعیت مناسب که پدرش در مغازه نبود رفتم داخل و اون هم با لبخند و کمی شرم نگاهم میکرد و منم بهش گفتم که دوست داشتم حرفی بزنی و بیا هم دیگرو ببینیم و اون همم گفت باید هماهنگ کنه و من شمارشو گرفتم که بعدا هماهنگ کنه. حدود 2 ساعت بعد بهم زنگ زد که نتونستم جواب بدم و پیام داد با من کاری داشتید منم گفتم فکر میکنم شما حرفی داشته باشید و بخواید چیزی بگید. اما اون گفت من شمارو نمیشناسم و حرفی برای گفتن ندارم. البته اون واقعا منو نمیشناسه چون همیشه منو تنها میدید و با پدر یا مادر و خانواده ام منو ندیده بود. ولی میدونست که کدوم کوچه زندگی میکنم. منم گفتم باشه و بعد خداحافظی کرد. و الان از اون روز 5 روز گذشته و نه زنگ و نه پیامی داده و من خیلی ناراحت شدم چون من دختر تازه به دوران رسیده ای نیستم الان 30 سالمه و در مقطع دکتری تحصیل میکنم. قبلا هم از این موردها زیاد بوده برام ولی اینو جدی گرفتم چون خیلی راحت پدر و مادرش رو میدیدم و از اینکه میشناسمش ابایی نداشت و به خاطر همین فکر کردم قصد جدی داره…حالا که فکر میکنم نمیدونم هدفش از اون رفتارها چه هدفی داشته من خیلی دختر جدی هستم نه اینکه از خودم بگم ولی واقعا مشخصه دنباله مسخره بازی نیستم. و اون هم پسر جا افتاده ای هست نمیدونم دقیقا چند سالشه ولی حول و حوش خودم هست. چون خانوادش رو از دور میدیدم و میدونستم اهل دختربازی و جلف بازی نیست. اون کارو کردم. حالا برام این سواله که باید چیکار کنم کسی که تا دو روز قبل خودشو میکشت حالا چرا اینطور جواب داده؟ یعنی واقعا اصلا دوستم نداره؟؟ من واسه پیدا کردن شوهر دنبالش نرفتم من واقعا علاقه مند شده بودم. و کلا رفتارهای عاشق وار زیادی داشت من نمیدونم چرا اینطور شد؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. مرسی.
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۰۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم رمضانی
🆔@Mah_ramezani26
شرح مشکل :
سلام دکتر وقتتون بخیر با همسرم به مشکل خوردم میخواستم ازتون کمک بگیرم
مدتی بود بی دلیل همسرم رفتارش باهام سرد و حالت قهر بود و در نهایت چند روز هست ک مساله طلاق رو بی دلیل وسط کشیدن و اصرار بر طلاق دارند و میگن ک دیگه خسته شدن و بریدن ،چیکار کنم بنظر شما
خودم 46 سالمه و همسرم 43 شغل همسرم کارمند و شغل من خانه دار
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۳۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
با سلام و احترام خدمت شما دکتر عزیز من در سن 40 سالگی برای اولین بار ازدواج کردم و یکسال از متأهل شدنم میگذره، همسرم هم 43 سال دارن و بخاطر سکونت همسرم در کشور سوئیس من هم مجبور شدم به اونجا برم، وضعیت مالی ما در حد رفاه و گذرون زندگی خودمون هست، من و همسرم زندگی سختی قبل ازدواجمون داشتیم، حالا مشکل ما برای بچه دار شدن هست، ترس از آینده که آیا با این وضعیت صلاح هست که بیاریم یا خیر؟ نگران آینده و اتفاقاتی که ممکنه در آینده براش پیش بیاد هستیم. از اینکه از دستش بدیم از حالا استرس داریم. ما هر دو دوست داریم بچه دار بشیم منتها بخاطر اینکه به تنهایی زندگی خودمون گذرونده بودیم و سختیهای زیادی داشتیم. من خودم شخصا فکر میکنم چرا باید باعث بشم موجود دیگه ای ناخواسته پا به این دنیا بزاره و کلی سختی یا خوشی داشته باشه که آخرش دیر یا زود میمیره. کلا میترسیم، از یه طرف هم فکر میکنیم اگه چند سال دیگه پشیمون بشیم چی میشه؟ ممنون میشم کمکم کنید
جواب سوال شما :سلام و عرض ادب خدمت شما مراجع گرامی و عزیز :دوست عزیز خودتون فکر میکنید که این ترس از کجا نشات میگیره ؟! از مهاجرت به یه کشور دیگه ؟!از نداشتن پشتوانه ؟! از داشتن زندگی سخت ؟! دوست عزیز اگر شما و همسرتون زندگی سختی داشتین دلیل نمیشه حتما زندگی فرزندتون هم سخت باشه و این طرز فکر شما از عدم امنیت میاد که خب عدم امنیت هم به موارد زیادی برمیگرده که خب حتما باید توسط یک روان شناس مو به مو بررسی بشه ولی اگر طرز فکر شما و همسرتون واقعا این هست به هیچ وجه تکرار میکنم به هیچ وجه بچه دار نشین و آینده اون بچه رو تباه نکنید ،چون دیدتون به شدت منفی هست و شما چه بخواین و چه نخواین این طرز فکر رو به فرزندتون تزریق میکنید ،فقط باید بدونید که زندگی در حال حاضر بسیار سخت و طاقت فرساست برای تمام افراد و هیچ پدر و مادری نمیتونه تضمین کنه که یک زندگی پرفکت برای فرزندش میسازه .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
با سلام همراه عزیز ۶۱۲۵۰۹
کودک در سن شش سالگی:
✅رشد عاطفی و اجتماعی کودکان در این سنین، یکی از عوامل تغییرات در ویژگی ها و رفتارهای کودکان است که به عوامل زیر وابسته است:
💢تشکیل هویت: کودکان در این دوره به تدریج هویت خود را می شناسند و عزت نفس آن ها تقویت می شود.
💢رشد مهارت های اجتماعی: کودکان در این سن در تعامل با گروه همسالان خود می توانند مهارت های اجتماعی بیشتری یاد بگیرند.
💢رشد استقلال: کودکان در این سن به دنبال کسب استقلال و انجام کارهای خود به تنهایی هستند. گاهی ممکن است برخی از کودکان به اختلالات رفتاری و عاطفی هم دچار شوند.
💢رشد احساسات: کودکان در این سنین، احساسات بیشتری در طیف های مختلف تجربه می کنند و با دنیای جدید پیش روی خود مواجه می شوند.
💢کودک دراین سن تقلید میکند وبشدت الگو پذیر است
❇️همیشه ایده خوبی است که از بچههایتان بپرسید که چرا به آرایش علاقه دارند، آنها را تشویق کنید تا انجام کارهای دیگری که مورد علاقه آنهاست سرگرم شوند.
❇️توضیح دهید که آرایش کردن به معنای زیبا شدن نیست: برای کودکان دشوار نیست که آرایش را با زیبایی مرتبط کنند. نحوه درک شما از زیبایی و آرایش می تواند بر فرزندان شما تأثیر زیادی بگذارد. بنابراین، به عنوان یک والدین مسئول، اجازه ندهید فرزندتان چشم های آرایش شده یا لب های درخشان را با زیبایی مرتبط کند.
به کودکان توضیح دهید که آرایش کاری است که بزرگترها انجام می دهند زیرا دوست دارند، مانند اینکه کودک شما دوست دارد با اسباب بازی، بازی کند یا لباس بپوشد. به فرزندتان پیغام ندهید که دیگران آرایش می کنند زیرا باعث می شود ظاهر یا احساس زیبایی داشته باشید. در سن فرزند شما، او باید عشق به خود و ارزش خود را قبل از آرایش کردن یاد بگیرد
❇️رفتارهای باز دارنده برای استفاده نکردن کودک از لوازم آرایشی باعث علاقمندی آنها در نوجوانی به اینگونه لوازم میشود، هر چقدر منع کردن شما بیشتر باشد تمایل او در آینده بیشتر خواهد بود ،گاهی اوقات ما باید در مقابل رفتارهای کودک بی تفاوت باشیم و صبورانه از آن عبور کنیم .
سارا ثانی کارشناس ارشد روانشناسی
https://pezeshkanekhoob.com/doctor/sara-sani
درود واحترام قبلا پاسخ داده شده
Читать полностью…
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۸۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم اخوانی
🆔@Ahvpo
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید
مدتی هست که با دختری اشنا شدم و قصد ازدواج داریم
در این مدت حدو ۲ یا ۳ بار با این خانوم از طریق لمس کردن و مقاشقه ارتباط داشتیم و من ایشونو ارضا کردم اما بار چهارم که اینکار شروع کردیم خانم بعد از تحریک شدنش از من خواست باهاش رابطه مقعدی داشته باشم
من اینکارو کردم و بعد از دخول حس کردم که خیلی راحت تونست درد رابطه مقعدی رو تحمل کنه و هیچ مقاومتی نشون نداد حتی قبل از دخول ازش خواستم به حالتی که میخوام وایسه و گفت که نه اینطوری نمیتونم و به حالتی که میخواست ایستاد و اجازه داد از از پشت دخول انجام بدم حالا خیلی تو ذهنم شک ایجاد شده و میخواستم بدونم ممکنه این به این دلیل باشه که اولین بارش نبوده و قبلا هم این رابطه رو تجربه کرده؟
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۵۱
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم الله وردی
🆔@FatemeAllahverdi
شرح مشکل :
سلام آقای دکتر مشکلی یکی از دوستام مشکلی داره که به تلگرام دسترسی نداره من خواستم بجاش ازتون درخواست کمک کنم پیشاپیش ممنونم از راهنماییتون
خانمی هستن 33 ساله شوهر 40 ساله دو فرزند پسر 12 و 3 ساله دارن شوهر این خانم خیلییییییییی به خانواده خودش اهمیت میده بیشتر از زن و بچه هاش با اینکه شهر دیگه ای به فاصله دو ساعت فاصله دارن اما هفته ای دوبار میره پیش پدر و مادرش مثلا الان عیده یک چوب کبریت برای زن و بچه ش نخریده ولی هی به پدر و مادرش کمک مالی میکنه به زن و بچهش میگه همه چی دارین چه عیدی نیاز ندارین خرید ولی واسه چهار خواهرش عیدی میخره میبره از خودشونم میپرسه واستون چی بخرم کل مخارج دکتر پدر مادرش با ایشون هست با اینکه خودشون دارن یه خواهر مطلقه داره که همیشه به حرف ایشون گوش میده همیشه برای رفتن به خونه پدر و مادر با خانومش دعوا داره اگه زنش هم نره خودش حتما میره دو روز اینارو تنها میزاره میره میمونه میاد مثلا هفته پیش با 20 میلیون پول رفته با 9 میلیون برگشته تو دوروز رفتن البته خورد خوراک و دکتر برای زن و بچهش کم نمیزاره ولی بیش از اندازه به خانواده خودش اهمیت میده حتی وقتی خودش میدونه واقعا مادرش دروغ گفته اینا زن و شوهر دعواشون شده بازم میگه حق با مادرمه یا خواهرمه اونقدر ازش سواستفاده میکنن خواهرش که خودش شوهر داره زنگ میزنه به ایشون میگه فلان قدر پول ارایشگاهمه بریز به حسابم با اینکه زن خودش دم عیدی نه آرایشگاه رفته نه یه چوب کبریت خریده فقط مشکل این خانوم خانواده شوهرشه و نخریدن لباس لطفا راهنمایی کنید چطور با شوهرش رفتار کنه درست بشه و اینکه سر دعوایی که مادرش انداخته بود این آقا یه ماه قهره حتی جاشم عوض کرده خیلییییییییی ممنون از لطفتون🙏
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۳۵
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام خسته نباشید،من یه برادر ۱۵ ساله دارم،کلاس نهمه،همش کلمه حساس شدمو تکرار میکنه،مثلا دستشو میزنه به موهاش یه تار مو تو دستش که میاد میگه چرا موهام میریزه یا دستشو میزنه به پرده دوباره میزنه میگه حساس شدم،همش این کلمه رو تکرار میکنه یهو میگه باز حساس شدم،نمیدونم خونمون زیاد دعوا شده از اون ترسیده یا کسی مردنی شنیده از اون میترسه،خلاصه ناراحتمون میکنه نگرانیم میشه کمکمون کنید لطفا راهنمایی کنید چیکار کنیم🙏🏻
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۴۷
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خدایار
🆔@Tayebeh_Khodayar
شرح مشکل :
سلام واحترام خدمت شما مشاور گرامی
در مدرسه دانش آموزی پسر کلاس اول شش ساله برای اینکه با بچه های دیگه دوست بشود
بچه های دیگر رابوس،بغل میکند ویا سریع دست به اعضای خصوصی بچه های دیگر میزند
از لحاظ یادگیری قوانین خیلی پایین هست .پیش دبستانی نرفته
وقتی هم بهش میگوییم ازکجایاد گرفته ای میگوید فیلم کارتونی مستربین رادیدم واینکار را انجام میدهد
مادر و پدر باامرونهی شدید با بچه برخورد کردند بچه هنوز کنار مادر و پدر میخوابد
پدر خیلی کم حضوردارد و نظامی هست
ومادرهم بیشترکنترلگرهست
مشاور مدرسه ،مدیر معاون ومعلم توضیحات لازم و راهنماییهای لازم را انجام دادند
و گفتند باید برود مرکز مشاوره تابچه ارزیابی کامل بشود
مادر ترس از این دارد که به بچه من برچسب میخورد که مشکل دارد
مدرسه نامه ارجاع به مشاوران آموزش وپرورش را داده ولی والدین نپذیرفتند
و فقط معلم خصوصی جهت آموزش درسها گرفتند
مدیر تصمیم گرفت بچه را داخل کلاس دیگر بگذارد و ببیند آیا بچه با بچه های دیگر ارتباط خوبی دارد یانه
ولی متاسفانه ازطریق دوربین کلاس مشاهده شد که همان رفتارهای قبلی ادامه دارد وبچه ها هم دوستش ندارند چون حرف زشت هم میزندومورددقبول بچه ها نمیباشد بااینکه بچه بمحض ورود به کلاس جدید برای هم کلاسیهاش خوراکی دوستی برده ولی نمیپذیرند بچه را
ممنون میشوم بفرمایید باچنین بچه ای که متاسفانه خانواده همراهی نمیکنند
چه برخوردی بشود برای اینکه تاثیرمنفی بر همکلاسیهای خود نگذارد
باتشکر
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۴۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکارخانم خیری
🆔@Sarakheiri1
شرح مشکل :
باسلام من ۳۲هستم سه ساله ازدواج کردم با عشق وعاشقی ازدواج کردیم خانواده همسرم خیلی سد راه ازدواج ما شدن ولی با پافشاری من و شوهرم ازدواج کردیم خیلی همدیگه رو دوست داشتیم.اوایل ازدواج من شماره ای تو گوشی شوهرم میدیم که شک کردم بعد متوجه شدم که شماره متعلق به ی دختر خانومه که قبلا با شوهرم دوست بوده به روی خودم نمی اوردم که متوجه شدم چون واقعا شوهرم هیچ چیزی برام کم نمیزاشت وخیلی ابراز علاقه میکرد.تا حدود ۱۱ ماه پیش که تصمیم گرفتیم بچه دار شیم ومن باردارشدم تو ماه ششم بودم که یه شب که همسرم خیلی خسته بود وخوابید من طبق روال همیشه که ساعت موبایلشو رو زنگ میزاشتم واسه فردا صبح متوجه چند پیام شدم کنجکاوانه شروع به خوندن کردم پیام از طرف خانومی بود ...من شروع به چت کردن با اون خانوم شدم وطرف مقابل فکر میکرد من شوهرم هستم ...از دوستی با شوهرم میگفت ...من ازش خواستم واسم عکس بفرسته واون فرستاد متوجه شدم او زنه یکی از فامیلای شوهرمه که مدتی بود شوهرم خیلی میخواست باهاشون رابطه داشته باشیم...خلاصه اون شب گذشت ومن به روی خودم نیوردم ولی مادام به شوهرم میگفتم دوست ندارم باهاشون رفت وامد کنیم ولی اون هربار ی طوری باهاشون رفت وامد میکرد تا دوماه بعد که من ماه هشتم بارداری بودم ی شب که خواب بودم یهو از خواب پریدم متوجه شدم که همسرم کنارم بیداربود تا متوجه من شد رفت زیر پتو ...بعداز ی ربع که همسرم خوابید من موبایلشو نگاه کردم داشت با اون زن چت میکرد ویادش رفته بود پاک کنه حرفای عاشقانه وسکسی ردوبدل میکردن واینکه همسرم میگفت از من خسته ست و حوصله مو نداره ...فردای اون شب من باشوهرم صحبت کردم وگفتم همه جریانو میدونم اول انکارکرد وجبهه گرفت بعد که فهمید جریان لو رفته اومد بغلم شروع به گریه کرد واظهار پشیمونی که من اشتباه کردم منو ببخش البته من بهش گفتم که طلاق میخوام و دیگه پیشت نمیمونم ...حالا بعد از گذشت سه ماه هنوز بهش اعتماد ندارم همش فکرمیکنم پیش اون زنه میره یا باهاش در ارتباطه لطفا منو راهنمایی کنید چکار کنم...اینم اضافه کنم که ابراز علاقه همسرم از اول تا حالا به من خیلی شدیده همه جا باهم هستیم هرچی بگم میخره واسم هرکاری بگم انجام میده
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۱۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم چمن پیرا
🆔@Roya262
شرح مشکل :
سلام دکتر عزیز پسر من وارد سن ۹سالگی شده خیلی جدیدا بی ادبی میکنه مخصوصا جلوی دیگران نگه حرف زشت بزنه اما خیلی جواب منو پدرشو میده هرچی باهاش صحبت میکنیم مثال میزنیم ببین فلان بچه جواب مامانشو داد چقدر زشت بود کارش میدونی چقدر مامانش ناراحت شده یا خجالت کشیده همون موقع قول میده دیگه تکرار نکنه اما باز شرایطش بشه دوباره همون رفتار وتکرار میکنه مثلا تولد دختر خواهرم امروز بود پسر منم سه روز با دختر خواهرم فرق تولدشونه خواهرم برای دخترش تولد گرفته بودن پسرم از قبل گفته بود من عاشق سوپرایز کردنم چون یه بار همسرم برا تولدم سوپرایزم کرد خوشش اومد منم رفتم تو فکر سوپرایز کردن بهش نگفتم چون دید تولد دختر خواهرمه گفت برا من تولد نمیگیرید گفت کیک که چرا اما مهمون و اینا نه انشالله سال بعد چون پدرش تازگی تصادف بدی کرد ماشینش خسارت زیاد خورد اونو بهانه کردم گفتم فعلا بابا دستش تنگه انشالله سال برات تولد عالی میگیرم خلاصه که قبول کرد و گفت مهم نیست برام تولد بهم تبریک بگید کافیه کلی تشویقش کردیم به خاطر حس درکش اما توی تولد دختر خواهرم جلوی بقیه آدم های غریبه داشت میگفت تولد من پنجشنبه است اما مامان بابای دروغ گویی من برام تولد نگرفتن هی میگن سال بعد سال بعد گفتم پارسا آروم صحبت کن زشته باز میگفت بله دیگه همش به من دروغ میگید یه تولد برا من نگرفتید هیچی برا من نمیخرید اونقدر من جلوی بقیه خجالت کشیدم صدای شکستن قلب خودمو شنیدم همین بود که کیک شو سفارش داده بود اقدامات تولدش انجام دادم وگرنه اصلا تولدی براش نمیگرفتم و به شدت تنبیه ش میکردم چون واقعا ناراحتم اونقدر فکرم درگیره که اصلا خواب به چشمم نمیاد وهمش لحظه هایی که باهام اونجوری صحبت میکردم میاد جلو چشام به نظرتون روش درست با این بچه چیه من فک خودم اینه بعد از تولدش بهش بگم تولد واست گرفتم هدیه اتم دادم اما دیگه هیچی نه برات میگیرم نه کاری برات میکنم چون واقعا قدر شناس نیستی تا همین ۹سالگی همیشه جشن تولد داشته حالا شاید بزرگ نبوده اما همیشه هدیه و کیک واینا بوده راهنماییم کنید عذر خواهم طولانی شد
جواب سوال شما :👇👇👇
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۴۸
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام خسته نباشيد ببخشيد من الان يك هفته اس كه با دوست پسر سابق خودم عقد كردم متاسفانه يا خوشبختانه نميدونم ولي ايشون نسبت به هر كسي كه من بهش توجه كنم حسودي ميكنه.مثل برادرم بچه خواهرم و..و تو خلوت خودمون يا بهشون توهين ميكنه يا تو رو خودشون به اونا انقدر بي احترامي ميكنه كه من احساس خجالت ميكنم مخصوصا با برادر كوچيكتر من اصلا خوب نيست لطفا بگيد من چيكار كنم من هم وقتي رفتار اين اقارو با برادرم ميبينم داغون ميشم چون واقعا ميبينم كه برادر من هيچ كار بدي نكرده
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
۶۱۲۵۴۴
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم قاسمی
🆔@Mgh491011
جواب سوال
سلامدوست عزیزم متاسفم برای شرایط سختی که قرارگرفتین و درکمیکنم راضی نگه داشتن و اعتماد سازی کسیکه دوستش دارین ولی دچارشک وگمانه سخت و طاقت فرساست، رابطههای آمیخته با بدبینی یا سیاهه یا سفید، هیچ چیزی بین این دو در ناحیهی خاکستری وجود نداره. حتی نمیتونین با همسر شکاکتون یک گفتگوی منطقی داشته باشین.اما هرکاری راهی داره ، مهم اینه که شما ابتدا خودتو بشناسی و به آگاهی برسین با توجه به زندگی گذشته شایدهمسر یک احساس ترس از دست دادن شمارو داره!! ،نگفتین ایران هستین یا خارج از کشور ؟؟ چند سالتونه؟ چقدر تفاوت سنی دارین ؟ استقلال مالی دارین ؟ فرهنگ متفاوت دارین یا مشترک؟ از تظر مالی در چه شرایطی هستین ؟ تحصیلات !!حدود ۲۰ ساله با هم زندگی مسترکدارین و خب در این سال ها باید شناخت نسبی در مورد همدیگه پیدا کرده باشین ،،،،اما بدبینی از زاویه های مختلف قابل بررسیه و اگه مدت های طولانی درگیر باشن خب میتونیم نشانه های رفتاری وخلقی را کنار هم بچینیم و بعد با اطمینان تشخیص احتلال پارانویید و یا وسواس فکری ، بدیم. اما از خصوصیات بارز مردان شکاک. حسادت ، عقده ی آزار و اذیت ، بی اعتمادی، خواندن فکر دیگران، وووو واقعیت اینکه همسر شکاکتون باور داره که میتونه فکرتونو بخونه ، یک خنده ی ساده یا اخم کردن دریایی از سرنخهای جالب در اختیارش میزاره که نشان میده بهش خیانت کردین و این تحلیل ها برای خودش هم آزاردهنده اس. اگه قضاوتت میکنه و یا ذهنتو میخونه دچار خطاهای شناختیه، ، !!!ببین عزیزم همسرت حتی با دختر مشترکتونم مشکل داره ! با خانواده سازگار نیست ، حتی دوستی پایداری با جنس خودشم نداره و دائم در حال انگ زدن و برچسب زدنه پس مشکلس تنها شما نیستین و ایشون یک بیمار که باید کمکش کنین درمان بشه . نه اینکه جای خالی بدین و جدا بشین البته که در صورت رساندن آزار و صدمات جانی تصمیم با خود شماس که بمانید یا بروید ولی توصیه میکنم رفتارهاشو به خودتون نگیرید و آشفته و نگران نشید چون فقط با شما اینطور نیست بلکه به همه شک داره . اعتماد به نفستونو حفظ کنید و احازه ندید با رفتاراش روزتونو خراب کنه ، به هیچ وجه در پی راضی نگهداشتنش نباشید چون هرچه شما برای اعنماد سازی دست و پا بزنین اون بیشتر شک میکنه،!!رفتارهای تدافعی نداشته باشین !بهتره در دسترسش باشین و برنامه ها و اهدافتونو باهاش درمیان بزارید ، محبت کنید و مهربان باشید ، و در صورت ادامه ،یک بار برای همیشه با آرامش بهش تذکر بدید که اگر این رفتارش ادامه داشته باشه این احساس ناامیدی و کلافگی آیندهی زندگیتونو به خطر خواهد انداخت.اگر سال هاست با این روش زندگی کردید پس تغییر ش از عهده ی شما خارجه و حتما نیاز به مشاوره و درمان اساسی داره ، گاهی مراقبت از همسر ارزشمندتر از جدایی و طلاق است ، با من در تماس باشید با کمال میل در کنارتونم ،
در پناه خدا 🌺🌺🌺
مهناز قاسمی
ارشد روانشناسی شخصیت
عضو سازمان نظام روانشناسی
دارای پروانه ی نظام روانشناسی
ش ن ۱۶۱۹۷۷۸
مشاور پیش از ازدواج
زوج و خانواده درمانی
درمانگر اعتیاد( مخدر ، محرک)
/channel/AramRavan7
مشاوره حضوری اصفهان
تلفن 09351301940
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۱۲
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم خطیبی
🆔@KH_Mahgol
شرح مشکل :
سلام
من پنج سال با پسری دوست بودم و بعدش که همسرم اومدن خاستگاری جداشدم و ازدواج کردم
تون اقا هیچ علاقه ای به من نداشت و فقط هر وقت پول میخواست بهم پیام میداد
ولی من با گذشت یک سال از ازدواجم تازه داره خاطراتم بازسازی میشه و راه رفتن همسرم و حتی بغلش هم بوی اون اقا رو میده
من راضی به ازدواج با همسرم نبودم و الان هم مجبورم باهاش زندگی کنم
مرد بدی نیست ولی چون سطح فرهنگش خیلی پایین تره نمیفهمه من چی میگم پ هم خودش و هم خانواده اش خیلی سطح اجتماعیشون پایینه
من نمیدونم چجوری باید اون اقا رو از زندگیم بیرون کنم چون واقعا دارم اذیت میشم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
۶۱۲۵۲۲
محبوبه رمضانی
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
محقق و پژوهشگر
زوج درمانگر
خانواده درمانگر
مشاوره پیش از ازدواج
درمانگر بیماران مزمن پزشکی
عضو انجمن نظام روانشناسی ایران
مشاوره آنلاین.
09355145010
شماره تماسهای کلینیک
0915 765 2428
051 9177 1202
آدرس کلینیک: مشهد ، خیابان سناباد ، سناباد ۴۵، کلینیک سبک زندگی
http://Instagram.com/mahbooberamezan
۶۱۲۵۰۱
محبوبه رمضانی
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
محقق و پژوهشگر
زوج درمانگر
خانواده درمانگر
مشاوره پیش از ازدواج
درمانگر بیماران مزمن پزشکی
عضو انجمن نظام روانشناسی ایران
مشاوره آنلاین.
09355145010
شماره تماسهای کلینیک
0915 765 2428
051 9177 1202
آدرس کلینیک: مشهد ، خیابان سناباد ، سناباد ۴۵، کلینیک سبک زندگی
http://Instagram.com/mahbooberamezan
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۱۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم جهانگیری
🆔@khadijehjahangiry
شرح مشکل :
سلام خسته نباشین.من سه سالی هست ک با یه پسری رابطه دارم.خیلی همو دوس داشتیم ولی این روزا چن ماهه رابطمون سرد شده.دیگ رغبتی نداره باهام صحبت کنه خیلی سرد شده باهام.۶ ماهه دیگ عقدمون بود ولی سردی میکنه.دو دله .حرفای بی مورد میزنه.دلیل سردیشو میگ رفتار ک لحن صحبت کردن توعه ولی من نمیدونم چجوری صحبت کردم ک خوشش نمیاد اخه من جز محبت چیز دیگ ای ندارم.شدیدا بهش محبت میکنم ولی انگار این کار اذیتش میکنه بیشتر.من نمیدونمدیگ چیکار کنم.کمک میخاستم ک چجوری باهاش رفتار کنم و صحبت کنم؟مچکر
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
سلام به شما دوست و همراه گرامی
رابطه نیاز به همراهی و رغبت دو طرف داره و همینطور وقتی تصمیم به ازدواج گرفته شد بدون هیچ تردید و دو دلی باید باشه نه اینکه وسط راه جا بزنه و تازه به جای اینکه سهم خودش و هم ببینه و نقش خودش تو این بی رغبتی ببینه فقط شما رو مقصر بدونه و بگه علت سردی من لحن بیان و کلام تو هست. به نظر موضوع فراتر از لحن شماست ولی ایشون قدرت بیان نداره و داره انکار میکنه و فقط به لحن شما همه چی و نسبت میده. بهتره شما هم مثل ایشون نباشید که فقط خودتون و علت این سردی و بی میلی ببینید و بیشتر بررسی کنید و ببینید مشکل چی هست. شما سعی کنید نقش هر دوی خودتون رفتارها باورها انتظارات احساسات نقش خانواده ها،بلوغ فکر عقلانی، اجتماعی عاطفی اقتصادی و...وهر چیزی که برای یک ازدواج و رابطه پایدار و بلند مدت لازم هست رو ببینید بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید. بهترین روشی که میتونید با ایشون صحبت کنید شفاف بودن و قاطع بودن هست چون پای شما و زندگی شما در میون هست ونباید ترسی به دل راه بدید و حرف نزنید. رابطه فقط به محبت صرف نیاز نداره که شما فقط محبت کنید بلکه به مواردی که در بالا اشاره شد هم حواستون باشه. شاید این دو دل بودن اقا و شک و تردیدش و اینکه شما رو مقصر میدونه ی نشونه باشه که باید شما بهش دقت کنید و بعد تصمیم گیری کنید. به شما توصیه میکنم با همدیگه حتما مشاوره پیش از ازدواج برید تا به شما کمک بیشتری بشه.
موفق باشید.
✅️خدیجه جهانگیری
✅️روانشناس
✅️خانواده و زوج
✅️اصفهان
✅️شماره تماس ۰۹۹۱۰۲۹۵۲۹۷
🌹🌹🌹🌹
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۳۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکار خانم لطفی
🆔@nazaninlotfi67
شرح مشکل :
با سلام من ٣٢ ساله و همسرم ٥٠ سال دارد همسرم مداوم در مورد رابطه هاي قبليش با من صحبت ميكند من الان حدود ١/٥ سال است ازدواج كرديم شوهرم پسر عمه من است ما در مورد بچه دار شدن هم مشكل داريم و مشكل از طرف شوهرم است شوهرم مرد خوبيه و من رو دوست داره ولي اين مسئله اذيتم ميكنه با اينكه بهش گفتم در اين مورد با من حرف نزن ولي اون در اين مورد حرف ميزنه
جواب سوال شما :
سلام خدمت شما مراجع گرامی وعزیز:دوست عزیز با توجه به اینکه شما ۳۳ ساله هستین و همسرتون ۵۰ ساله باید این تفاوت سنی زیاد رو قبل از ازدواج بهش توجه میکردین که نسبتا زیاد هست و ممکنه در فرایند ازدواج برای شما مشکل ایجاد بشه ………..دوست عزیزم اگر مشکل بارداری دارین و این مشکل از سمت همسرتون هست ،همسر شما با توجه به اختلاف سنی زیاد بینتون به نوعی این کمبود و این فاصله و عدم باروری رو میخواد هم برای شما و هم برای خودش با گفتن این حرفها پر کنه و به شما این باور رو تزریق کنه که در برابر شما انسان توانمند و دوست داشتنی هست ……..خب همه ما کمبودهای روانی در زندگی داریم که برای پر کردن این کمبودها به مکانیزم های دفاعی متوسل میشیم …..و خب همسر شما هم به این شکل میخواد این کمبود رو جبران کنه،حتی الامکان به همسرتون حس ارزشمندی و مهم بودن بدین و با رفتارتون ثابت کنید که دوسش دارین ،و بعد میبینید که این رفتار کمتر میشه .🙏🙏🙏
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۰۹
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما :سرکار خانم ثانی
🆔@Sarasaniii
شرح مشکل :
سلام
من مامان دوتا دلبند دختر ۶ساله و پسر دوسال و ۴ ماه هستم
عادت به آرایش کردن ندارم بجز ضد افتاب هیچی استفاده نمیکنم ولی سعی کردم همیشه لباسای مرتب و شیک بپوشم
امروز دخترم میگفت چرا شبیه فلانی نیستی همیشه آرایش میکنه خوشگله مرتبه و میگفت من عشق لوازم ارایشم و بزرگ بشم ب حرفت گوش نمیدم و میخرم و استفاده میکنم
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍃🍂🌺🍃🍂☞۶۱۲۵۵۰
🍃🌺🍃🍂
🍂🍃🌺
🌺🍂 🍃
🌺
🍂
مشاور شما : سرکارخانم غلامی
🆔@maryamgholami_z
شرح مشکل :
سلام وقت بخیر خدمت استادان عزیز
دختری هستم ۲۵ ساله و دانشجوی ارشد
از ۲۰ سالگی با یه نفر آشنا شدم که ۴ ماه از خودم کوچیکتر بوده و توی این پنج سال باهم بودیم و بحث های مرتبط با ازدواج و مراسم عقد و ... زیاد داشتیم حتی ایشون دوبار با وجود نداشتن شرایط ولی با پافشاری پدربنده (با این حرف ها که داره بازیت میده و عشق نیست و...) اومدن خواستگاری ولی با مخالفت خانواده بنده مواجه شدیم و گفتن که پول و خونه و ... نداره رو چه حسابی اومده خواستگاری
پارتنر بنده هم متاسفانه پدر مادر و پشتوانه ای نداره که مقداری از فشار و ترس های مرتبط به اینده کم کنه مادر ایشون بیشتر از شش ساله فوت شدن پدر ایشون هم مجدد ازدواج کردن و جدا زندگی میکنن
پارتنرم هم همراه خواهرش تو یه منزل اجاره زندگی میکنه و تمام هزینه های زندگی مربوط به خودش و خواهرش به عهده پارتنر بنده است
طبق حرف هایی که باهم داشتیم بارها خودش رو بی عرضه خطاب کرده و حتی خیلی وقت ها آرزوی مرگ کرده تا فشاری که تحمل میکنه تموم شه. بارها گقته دلش حتی بیشتر از من میخواد تا رابطه امون رسمی شه ولی شرایطش نیست. خودش و خواهرش بع اجباز در بلاتکلیقی هستن و نمیخواد من رو هم وارد بدبختی ها و فشارهای زندگیش و بلاتکلیفی کنه
سوال بنده از شما بزرگواران اینه که به عنوان یه پارتنر من چطور باید باهاش رفتار کنم که حالش رو بهتر کنم و از این ناامیدی و حال و هوا خارجش کنم؟ چطور بهش بفهمونم از خیلی از هم سن و سالهای خودش جلوترع و انقد دست اوردهاشو ناچیز نبینه و دیدش فقط رو نداشته هاش نباشع
و سوال دوم اینکه من چطور باید باهاش رفتار کنم که نه تنها رابطه ما لطمه ای نبینه بلکه بهتر و گرم تر هم بشه
جواب سوال شما :
لطفا مخاطبین خودتون رو به گروه دعوت کنید ، سپاس از مهرورزی شما
🌺
🍂
🍃
🌺🍂
🍂🍃🌺
🍃🌺🍂🍃
🌺🍂🍃🌺🍂🍃🌺🍂🍃