matnefarmayeshat | Unsorted

Telegram-канал matnefarmayeshat - ✏متن فرمایشات

1925

🔏کانال نوشتار و صوت 📝متن فرمایشات نوشتار فایلهای صوتی "کاشف توحید بدون مرز؛ بروجردی ‎‌‌‌‌╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮ @Matnefarmayeshat ╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯ https://tt.me/Matnefarmayeshat

Subscribe to a channel

✏متن فرمایشات

🟣 عزیزان همراه

حضور آنلاین کاشف توحید بدون مرز:

🗓 چهارشنبه ۴۰۵/۵/۷

🕓 در ساعت ۱۶ (۴ بعدازظهر
) خواهد بود.

✅ علاقه‌مندان می‌توانند از لینک‌های زیر استفاده نمایند. ضمنا ‏جهت اتصال بهتر حتما VPN خود را خاموش و سپس بر روی لینک‌ها ضربه بزنید:

🔴 لینک اول:

http://185.213.164.194:8000/stream 

🟣 لینک دوم:

http://217.114.40.254:8000/stream

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

🟡 سروده و توسل کاشف توحید بدون مرز
تحت عنوان:

گشایش درهای جدید برای خلقت نوین  (۹۵۲)

مورخ  405.05.06

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۷۰۵.

از پیامبر نقل می‌کند، می‌گوید: پایین‌ترین بهشتیان از نظر مرتبه و جایگاه کسی است که هزار خدمتگزار در خدمت او می‌کوشند و هر خادمی به کاری مشغول است و دوست و همکاری بر آن ندارد.
این آیه را تفسیر می‌کند: «اِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤَاً مَنْثُوراً ﴿۱۹ انسان﴾». چقدر این آمار و ارقام قشنگ است‌. آفتاب لگن هفت دست اما شام و نهار هیچی. شام و ناهار چیست؟ عقل. آفتاب لگن هفت دست چیست؟ آمار و ارقامی که می‌دهد. برای چه کسی؟ برای شخصی که در هزار و چهارصد و چهل و چهار سال قبل زندگی می‌کرده که همه سلول‌های وجودی‌اش از قتل و غارت به دست آمده، علم ندارند. علمشان همین است، تیراندازی یاد بگیر، تیر و کمان. شمشیر بساز، نیزه بساز، زره بساز، همه‌اش آلات قتل است. دیگر تقصیر ندارند، وقتی که در شبه جزیره عربستان هیچ چیزی نیست، نه آب دارد نه علف دارد نه درخت دارد، هم بیکار نمی‌تواند باشد، هم اینکه بالاخره از کجا نان در بیاورد؟ نان شهر بغلی، آقا کشور ایران پر از نان است، یالا لشکر راه بینداز حضرت عمر! چقدر قشنگ رسول الله فرمود، یادت هست در چند جلسه قبل گفت: دوتا گنج نصیب اسلام شده؛ یکی ایران و یکی رم. به به! پیغمبر فتح ایران را که ندید، پای مبارکش را به سرزمین ما نگذاشت، ولی این گنج به حضرت عمر الفاروق رَضِيَ اللهُ عَنْهُ رسید، او هم بلدوزر را فرستاد گفت به این سرزمین بی‌ گناه رحم نکنی. بلدوزر چه کسی بود؟ سعد ابی وقاص، خالد ابن ولید، مغیرة ابن شعبه. سه تا بلدوزر قوی را فرستاد، بلدوزر ایران قوی‌تر بود؛ رستم فرخزاد، ولی در ایران عقل حاکم بود، عدل حاکم بود، وجدان حاکم بود، در عربستان وحی حاکم است، یک چنین جهنم‌هایی که برای شما توصیف کردم حاکم است، یک چنین بهشتی‌هایی که توصیف کردم و الان هم دارم می‌کنم حاکم است. کسی که اینها را قبول می‌کند نمی‌تواند عِرق بشردوستی داشته باشد، برایش گردن زدن آب خوردن است، تشنه است آب را می‌دهد بالا، حالا شمشیر را ببر بالا بیاور گردن را بزن.

دقت کنید، باز هم رفتیم در آمار و ارقام. بهشتی هزار تا کارمند دارد. چقدر در بهشت هستند؟ «لَا تُعَدُّ وَ لَا تُحْصیٰ» قابل آمارگیری نیست، از زمان آمدن آدم ابوالبشر در کره زمین تا الان، به شماره نمی‌آیند، از همت هم می‌گذرد.

هر کدام‌شان هزار تا خادم (کارمند) دارد. وسعت را نگاه کن، حجم را نگاه کن، در خلوت یک ورق دستت بگیر شکل بکش. هزار تا کارمند را می‌خواهد چه بکند؟ می‌خواهد برود بجنگد، لشکر می‌خواهد؟ مگر یک بهشتی چند تا نوکر لازم دارد؟ یکی، صدتا، هزارتا. هزار تا یعنی کارمندان یک وزارتخانه که در همه شعب تقسیم بشوند، مثلاً وزارت راه و شهرسازی، در همه شهرها عددشان تقسیم می‌شوند، برای هدایت یک کشور. حالا این برای هدایت خودش هزار تا خدمتکار دارد، هر خدمتکاری هم به یک کار مشغول است، یعنی جمعاً هزار تا کار دارد، هزار تا مشغله دارد، هزار تا مورد دارد، این بهشتی که هر کدامش یک دانه مسئول دارد. هزار تا کار دارد؟ این طوری که قرآن می‌گوید، عزیز دل من، بهشتی کارش این است که بخورد، بیاشامد، بکند، گردش کند. کار دیگری دارد؟ نه یک سال، نه هزار سال، «فِيهٰا خٰالِدُونَ ﴿۸۲ بقره﴾» تا خدا خدایی می‌کند. خب این هزار تا خادم را می‌خواهد چه بکند؟
«الجَنَّةِ مَنْزِلَةً: مَنْ يَسْعَى عَلَيْهِ اَلْفُ خَادِمٍ، كُلُّ خَادِمٍ عَلَى عَمَلٍ لَيْسَ عَلَيْهِ صَاحِبُه».

-----------------------------

درس نهم:
آیا مخاطبین می‌فهمند که چه می‌شنوند؟

- «وَ عَن اَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً، يَسِيرُ الرَّاكِبُ الْجَوَادَ الْمُضَمَّرَ السَّرِيعَ مِئَةَ عَامٍ لَا يَقْطَعُهَا».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۷۲۶.

«اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ يَا نَبِيَّ الله يَا خَلِيفَةَ اللهِ فِي اَرْضِهِ يَا حُجَّةَ اللهِ عَلی بِلَادِهِ». یک کمی از زیارت نامه رسول الله را خواندیم که متشرعین بدانند ما با این دین پدرکشتگی نداریم. کسی که سی و پنج سال از بهترین ایام عمرش را صرف این دین می‌کند. ادعای من از همه بیشتر است، برای اینکه هر چه داشتم به پای این دین ریختم.


بر زندگی پدرم حاضر و ناظر بودم که او هم کشته مرده این دین بود، که او هم جانش را روی این دین گذاشت، روی محافظت از این دین! چهل سال در پایتخت کشور اسلام پدر ما به عنوان یک مرجع تقلید با انبوه کتاب‌هایی که تألیف کرد در حمایت از دین، محصول عمرش یک واحد خانه بود در جنوب شهر، میدان خراسان. من چه دارم؟ خانه محقر.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

دقت کن، این سه تا را چقدر قشنگ امام صادق گفته، ای فدایت بشوم امام صادق: «قاضی، فقیه، سیّد».
- سید تبلیغ جدش را می‌کند که خمسش را بگیرد. خمس مال سادات است.
- فقیه تبلیغ دینی می‌کند که می‌خواهد زکات بگیرد، ردّ مظالم می‌خواهد بگیرد، صدقه می‌خواهد بگیرد، سهم مبارک امامر زمان را می‌خواهد بگیرد، نذورات را می‌خواهد بگیرد.
- و قاضی.
این مثلث خیلی قشنگ است‌.
قاضی اینجا چه کاره است؟ هر کس به سادات اهانت کرد، فقها حکم اعدام می‌دهند و قاضی اجرا می‌کند. به به به، ای فدایت بشوم پیغمبر، گوشت و پوست و استخوان من از این دین بود، از اجدادم بود، ولی خود آنها اراده کردند که بعد از هزار و چهارصد و چهل و چهار سال یکی از فرزندانشان بلند شود در مرکز تدیّن پرچم مهدی موعود را بالا ببرد و بگوید آقایی می‌خواهد بیاید که «یَأْت بِدینٍ جَدِیدٍ»، «یَأْتِ بِکِتَابٍ‏ جَدِیدٍ»! کتاب جدید را می‌آورد و کتاب قدیم را با شمشیر خرد می‌کند. دین جدید می‌آورد دین گذشته را نابود می‌کند. بعد اصحاب محراب و منبر می‌ریزند جلوی این بزرگوار فرزند فاطمه زهرا. چقدر نشانی‌ها دقیق است، چقدر نقشه راه قشنگ است! آی امام جعفر صادق، ای معلم ما درود حق بر تو!

اینها را مرتب بحث کنید تا در ذهنتان زنده بشود، نمیرد. چقدر قشنگ گفت. گفت: مهدی ما قیام می‌کند همان طوری که جد ما پیغمبر قیام کرد. مشرکین و بت‌پرستان و جاهلین جلوی او می‌ایستند با حمایت بت. قرآن چه می‌گوید؟ می‌گوید پیغمبر می‌گوید بیایید بگویید «لَا اِلَهَ اِلَّا الله تُفْلِحُوا»، می‌گویند نه ما به دین آباء و اجداد هستیم. بعد می‌گوید: مهدی ما هم که قیام می‌کند متدینین و متشرعین جلوی او می‌ایستند قرآن باز می‌کنند و می‌گویند طبق این آیه تو نه انسان هستی، نه مسلمان هستی، نه سید هستی، نه مصلح هستی، برو سراغ کارت! ولی دیگر با امام مهدی نمی‌تواند شوخی کنند چون قدرت مطلق در دستش است!

یک سوال: انسانی که دو متر قد دارد، صد کیلو وزن دارد، یک کون کوچولو دارد، تبدیل می‌شود به یک هیولا یک غول که اصلاً هیچ غول و هیولایی به این حجم اصلاً کسی ندیده، نشنیده، داستانش را کسی نگفته، که دندانش مانند کوه، ران پایش مانند کوه، ماتحتش فاصله بین دو شهر. جایش هست که بگوییم ابالفضل!

آن انسانی که به آن قد و قواره گناه کرده، آیا این هیکل دومش مجازات می‌شود؟ خب یک غول بی‌ شاخ و دم نمی‌گوید من در دنیا حَسنی نیستم من غول هستم، برای چه من را در آتش انداختی؟ این چطوری محاسبه می‌شود؟ دروغگو کم حافظه است! سر چهارراه از چهار محور انرژی می‌رسد، اکسیژن می‌رسد، امواج صوتی و تصویری می‌رسد. حالا این جهنم باید خیلی بزرگ باشد، یک نفرش که حجم بین مکه و شهر دیگر باشد، حالا حساب کن یک میلیارد چقدر جا می‌گیرد، صد میلیارد چقدر جا می‌گیرد، هزار میلیارد چقدر جا می‌گیرد؟ از اولی که آدم ابوالبشر آمده تا الان، چند همت می‌شود! آی مظلوم پیغمبر با چه کسانی زندگی می‌کرده. یعنی عالی‌ترین افسانهٔ موهوم ناموجود نامشهود نامعقول را برای اینها گفته، یک نفر هم بلند نشد بگوید یا رسول الله مگر چنین آدمی می‌شود؟ یا رسول الله شما فرمودید که «کُلَّمَا حَکَمَ بِهِ الْعَقْل حَکَمَ بِهِ الشَّرْع» هر چه که عقل قبول کرد آن شرع است. آخر عقل قبول می‌کند؟ بله؟

هیچ فیلم‌ساز که فیلم‌های تخیلی تولید می‌کند نمی‌تواند یک چنین فیلمنامه‌ای را بسازد، نمی‌تواند، چون در حجم صفحه تلویزیون درنمی‌آید، خیلی نزدیک بیاورد آدم معمولی است، خیلی دور ببرد پیدایش نمی‌شود.

«ضِرْسُ الكافِرِ مثلُ (اُحُدٍ)، وَ فَخِذُه مِثلُ (البَيْضَاءِ)، وَ مقْعَدهُ مِنَ النَّار كَمَا بَينَ (قَدِيدَ) وَ (مكَّةَ)».
عجیب است! بعد به من می‌گویید گریه نکن ما حالمان بد می‌شود. گریه چیست، اگر من عاقل بودم، با وجدان بودم کلمه کلمه اینها را که می‌دیدم خودزنی می‌کردم، روی صندلی که نشستم پر از خون می‌کردم، اینها را به خورد آباء و اجداد ما دادند! ای بیچاره اموات ما، در مغزشان چه چیزهایی ریخته بودند! برای همین است که از جهنم می‌ترسیدند. چرا این را می‌گویی؟ به جهنم می‌روی. آخ نه تو را به خدا، هر کاری می‌گویی، بگو بکنم، اما به جهنم نروم.

جل‌الخالق! اینها را چرا سانسور نکردند؟ نمی‌دانند اینها آبروی دین را می‌برد؟ چرا سانسور کنند، چطوری سانسور کنند، آن حق مطلقی که در دین بقیة الله الاعظم است نمی‌گذارد سانسور کنند، برای عقلای قوم یک راهی را باز می‌کند، یک دالان روشن در بین اعماق تاریکی!

ضخامت پوست بدنشان اندازه چهل و دو ذراع است. چهل و دو ذراع چقدر است؟ ذراع یک دست است دیگر، نه؟ از نوک انگشت تا آخر دست. بگو زیاد است، به اندازه‌ اینجایی که دست تا می‌شود. پوست بدن این هیولا که نماد مش حسن، مش علی، مش اکبر است یا زینب خانم یا مش زهرا یا کربلایی فاطمه، پوست بدنش چهل و دو ذراع است. حالا نصف بگو، چهل و دو را نصف کن می‌شود بیست و یک.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

آنها چرا می‌ایستند؟ چون اطلاعات و اخباری که ما داریم ندارند، لذا می‌بینند چارچوبی که بقیة الله ارائه می‌دهد با آنچه که در کتاب آمده از سیره و سنّت گرفته شده مغایر است. ای زنده باد این اسناد!

خالد ابن عمیر نقل می‌کند از عتبة ابن غزوان حواری پیامبر، می‌گوید: بالای منبر خطبه می‌خواند، از پیامبر نقل می‌کرد، گفت به ما رسول خدا فرموده یک سنگی از لبه جهنم به داخل جهنم پرت می‌شود.

ببینید با اسناد و مدارکی که آنها مخ‌زنی کردند ما همان‌ها را می‌آوریم مخ‌ها را جراحی می‌کنیم، وحی آن را برمی‌داریم و جای آن عقل می‌آوریم، نه برای همه‌، نه نه، بلکه برای آنهایی که هیچ خیری از این دین ندیدند، آنهایی که یقین دارند یک مصلحی می‌خواهد بیاید و یک دین و کتاب جدید بیاورد.

این سنگ هفتاد سال در راه است از لبه جهنم تا ته، هفتاد سال نوری! چقدر خوب است که شما اینها را محاسبه کنید، حرکت نور را بیاورید بعد عدد را که آوردید، ضرب کنید در هفتاد سال.

سنگ ته جهنم می‌افتد. حالا ولی به قعر آن نمی‌رسد، هنوز به ته جهنم نرسیده. با یک چنین دلایلی عرب ملخ‌خور سوسمارخور خرگوش‌خور شپشو را توانسته است رام کند،

اعرابی که وحشی بودند و شغل آنها کشتن بود، چون در کویر زندگی می‌کردند، در کویر که مزرعه و باغ نیست. پس چه بخورند؟ بیا ایران را بخور. عجب خوردند! هم کشور را خوردند، هم اهلش را خوردند، هم مالش را خوردند، هم زن‌هایش را خوردند. من تعجب می‌کنم چرا در این هزار و چهارصد سال اسم ایران را عوض نکردند. خیلی عجیب است‌! یک اسم عربی برای آن نگذاشتند، خب کشور را که تصاحب کردید، کتابتان را هم بر اهلش تحمیل کردید که کشتار و جنایات شما را توجیه کند. خب یک اسم عربی هم می‌گذاشتید دیگر خیال مردم راحت می‌شد. مگر مغیرة ابن شعبه سرلشکر حضرت عمر به رستم فرخزاد نگفت که ما آمده‌ایم کشور شما را بگیریم؟ خب، کشور را گرفتند لااقل اسمش را هم عوض می‌کردند دیگر، گفتند این اسم زرتشتی‌ها است که دین قبل از اسلام در ایران بوده. ایران یعنی چه، در لسان عرب که معنا ندارد، یک اسم دیگر بگذارید. حالا باز از الایران هم می‌گفت، باز خوب بود، یک الف و لام روی آن می‌گذاشتند؛ الایران!

به خدا قسم جهنم پر می‌شود. آیا تعجب نکردید؟ استناد را نگاه کن! یادت باشد پیغمبر اینها را نگفته! صد هزار قال رسول الله جعلی بود، نه؟ که صدای ام‌المومنین عایشه درآمد به ابوهریره گفت: ای وای زیر لحاف من وحی نازل می‌شده، بعد تو اینقدر تیراژ را بردی بالا از قال رسول الله، از کجا آوردی؟

«اَنَّ الحَجَرَ يُلْقَى مِنْ شَفَةِ جهَنَّم» پس معلوم است جهنم، درّه است.

توجه کن! جهنمی که اینقدر بزرگ است که سنگ از لبه‌ آن داخل جهنم بیفتد و هفتاد سال نوری طول بکشد، هنوز به ته آن هم نرسیده، خب این جهنم خیلی بزرگ است.
این برای چه لبه دارد؟ لبه برای قبر است، لبه برای چاه است، لبه برای درّه است. آیا تعجب نکردید؟

خیلی جالب است‌! به وسیله رسول الله تست عقل است. آخرش می‌گوید تعجب نکردید؟ یعنی چه؟ برو پیام قرآن را بخوان، یعنی «أَ فَلَا تَعْقِلُون ﴿۸۰ مومنون﴾»، «لَا تَشْعُرُونَ ﴿۵۵ زمر، ١۵۴ بقره، ٢ حجرات﴾»، «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ﴿٢٤ محمد﴾»، «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿۲۶۶ بقره﴾»! ائمة الهداة المهدیین اگر از این نوع روایات را می‌گویند، فقط برای این است که به تاریخ به معاصرین و آیندگان بگویند اگر ما

نتوانستیم دین حق را بیاوریم به خاطر این است که در عصری زندگی می‌کردیم که آدم‌هایش اینها بودند. خیال می‌کردی که علی ابن ابیطالب امام الموحدین، «اَسَدُ اللهِ الْغَالِبُ عَلِيُّ ابْنُ اَبِي طَالِبٍ، عَلَيْهِ مِنَ الصَّلَوَاتِ اَوَّلُهَا، وَ مِنَ التَّحِيَّاتِ آخِرُهَا»، برای چه با این همه دشمن بدون حفاظت نصف شب می‌رفت در نخلستان گریه می‌کرد؟ برای چه می‌رفت؟! برای چه می‌گفت «مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الأَمِیرُ وَ اَنَا المأمُور»؟ حکم، حکم توست، یعنی حکم حکم سوءالقضا است، یعنی امیر نمی‌تواند با آن دربیفتد. آیا توانست با معاویه دربیفتد؟ بله؟ معاویه مأمور کیست؟ سوءالقضا، اسماء و صفات تند و تلخ و تیز خدای زمین. علی زورش نرسید، علی که در میدان جنگ حساب صدها پهلوان را می‌رسید زورش به این مردم و دین نرسید.

چاره‌ای نیست رفت نشست گریه کرد، در این چهار سال حکومتش‌! بعد قنبر دنبالش می‌رود، علی یک نگاه می‌کند می‌گوید برای چه دنبال من آمدی؟ می‌گوید آخر علی این چه کاری است که تو می‌کنی، تو این همه دشمن داری، این همه از سران مکه، از بزرگان جاهلیت، از مسلمان‌ها در سه تا جنگ صفین و جمل و نهروان کشتی، تنها آمدی؟ علی گفت بلند شو برو، برو. فقرات مناجات امیرالمومنین را اگر گوش کنی دلت کباب می‌شود؛ «اَنْتَ الحَاکِمُ وَ اَنَا المَحْکُوم» تو حاکم هستی من محکوم هستم. محکوم به چه هستم؟ به اینکه در خلافت نبوی نفر چهارم بشوم.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

خیلی خب! عزرائیل مردم را می‌کشد. میکائیل این وسط چه کاره است؟ مامور رزق مردم است یعنی چه؟ میکائیل کور است نمی‌بیند ایران زمین در اقتصاد ویران شده؟ نمی‌بیند؟! این چه ماموریتی است؟ فقط بگو زنده باد باد هوا!

میکائیل پیش پیغمبر می‌آید، هر وقت می‌آید اخم دارد. آخرش صدای پیامبر درآمده جبرائیل گفت بابا به این چه شده با این همه عظمت؟ جبرائیل گفت از زمانی که آتش جهنم آفریده شد میکائیل نخندید.

ای زنده باد هر چه دیوانه است، ای زنده باد تیمارستان‌ها! جبرائیل نور نیست؟ نه؟ «المَلَکُ: نُورِيُّ یَتَشکَّلُ بِاَشکالِ الْمُختَلِفَه» به هر شکلی بخواهد درمی‌آید. باشد قبول! شکل کلی میکائیل مگر نور نیست؟ وقتی تشکیل یک هیکل مادی می‌شود که گریه کند، یک روز، یک سال، ده سال، هزار سال، چقدر؟ در آن کالبدی که به طور ثانویه متعلق به او می‌شود می‌تواند گریه کند، می‌تواند بخندد، به شکل همه دربیاید ولی دوام ندارد، دوامش در نور است. این دارد می‌گوید از آن وقتی که جهنم را دیده. جهنم چه موقع خلق شده؟ به قول دین میلیاردها سال قبل. اگر میلیاردها سال قبل میکائیل جهنم را دیده و اندوهگین شده، پس از آن موقع تا حالا انسان است، چون گریه مختص انسان است.
مهرهای ابطال را می‌بینی؟ آیا میکائیل مامور این است که همیشه در اخم باشد؟ پس چرا می‌گویی مامور ارزاق مردم است؟ چرا می‌گویی؟! کسی که وظیفش این است که نان‌ها را به سفره‌ها بدهد، پول‌ها را به جیب‌ها بدهد، حساب بانکی‌ها را پر کند تا مردم در رفاه کامل زندگی کنند، این را کنار گذاشته یک گوشه همین طور اخم کرده. ای خاک بر سرت ای متشرع که عقل را گذاشتی در مستراح و روزی ده دفعه می‌روی روی آن می‌شاشی، ای ننگت باد اصحاب محراب و منبر که از قِبل چنین مزخرفاتی داری زندگی می‌کنی، آن هم زندگی اعیانی، مرفه و شیک. دیگر میلیارد سیرشان نمی‌کند همت آمده، هر همت هزار میلیارد تومان! چه بگویم؟
این هم میکائیل.

«عَن رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنَّه قَالَ» انس ابن مالک نقل می‌کند:
«عَن رَسُولِ اللهِ اَنَّه قَالَ لِجِبْرِيلَ: مَا لِي لَا أَرَى مِيكَائِيلَ ضَاحِكًا قَطُّ». چرا هیچ وقت نمی‌بینم که میکائیل بخندد! یا رسول الله جد بزرگوار پدر سی‌ام جبرائیل می‌خندد، جبرائیل که نیست. خودت فرمودی دحیة ابن خلیفه کلبی است، خنده مال اوست. میکائیل نمی‌خندد. حتماً جوک نمی‌شنود بخندد. عجب میکاییل بدبخت است، احمق تمام دین جوک است نمی‌خندی؟ خاک بر سرت!

«قَالَ مَا ضَحِكَ مِيكَائِيلُ مُنْذُ خُلِقَتِ النَّارُ» عجب زیباست دین! اینکه امام صادق گفت: «مستضعف نه دین دارد نه بی‌ دین است» یعنی همین! دین داریم؟ بله، چون مستمسک‌ و مدارک ما قرآن است، حدیث است و روایت است، پس ما دین داریم. ولی دین نداریم، برای اینکه با این همه کلاهی که سرمان رفته دیگر دینی باقی نمانده، فقط کلاه است، «لَا اِلَه الَّا کُلاه»، «اِني اَنَا الکلاه»، «اذْهَبْ اِلَى فِرْعَوْنَ» «اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الکلاه».

-------------------------

درس چهارم:
مگر نگفتی که جهنمی از همین دنیا معلق آن می‌شود؟

- «وَ عَنهُ عَن النبيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: لَو كَانَ فِي هَذَا المَسجِدِ مِئَةُ اَلفٍ اَو يَزِيدُونَ وَ فِيهم رَجُلٌ مِن اَهلِ النَّارِ فَتَنَفَّسَ فَاَصَابَهُم نَفَسُهُ لَاحتَرَقَ المَسجِدُ وَ مَن فِيهِ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۶۶۸.

قشنگ توجه کن، من یواش یواش می‌خوانم، چون داریم غده‌های سرطانی اطراف قلب و ریه و کبد این موجود هزار و چهارصد و چهل و چهار ساله را ردیابی می‌کنیم، با لیزر داریم جدا می‌کنیم.

رسول خدا، خاتم النبیین، خاتم الانبیاء، اشرف مخلوقات، «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ»، اول معصوم عزیز می‌گوید: اگر در این مسجد صد هزار نفر یا بیشتر باشند و در میانشان مردی از اهل جهنم تنفس کند و تنفس او به آنها برسد مسجد و کسانی که در آن هستند می‌سوزند.
«لَو كَانَ فِي هَذَا المَسجِدِ» مسجد خودش را می‌گوید؛ مسجدالنّبی.
«مِئَةُ اَلفٍ اَو يَزِيدُونَ» اینجا نشان می‌دهد مسجدالنّبی چقدر بزرگ است که صد هزار نفر در آن جای می‌گیرند. اینکه نمی‌شود ولی این طوری توجیه می‌شود که کل مدینة‌النّبی مسجد رسول الله است.
«وَ فِيهم» در این جماعت نمازخوان، «رَجُلٌ مِن اَهلِ النَّارِ» یک مردی هست جهنمی، «فَتَنَفَّسَ» نفس می‌کشد. خب نفس می‌کشد، همه نمازخوان‌ها نفس می‌کشند!
«فَاَصَابَهُم نَفَسُهُ لَاحتَرَقَ المَسجِدُ وَ مَن فِيهِ» هر آینه مسجد و آنچه در اوست آتش می‌گیرد.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

درس دوم:
ماه را دو نصف می‌کند اما جهنم را نشان نمی‌دهد.

- «وَ عَن اَنسٍ رَضِي الله عَنهُ عَن رَسولِ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنَّه قَالَ: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ رَأَيْتُمْ مَا رَأَيْتُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلاً وَ لَبَكَيْتُمْ كَثِيراً. قُلْنَا مَا رَأَيْتَ يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ ‏رَأَيْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ». ‏

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۶۶۳.

بزرگ عالم وجود سوژه‌هایی را به من می‌دهد که چیزی برای این دین باقی نمی‌ماند. متشرع و متدین که نجاست‌خوار محراب و منبر هستند، به قول رسول الله که گفت بعد از من سگ و گرگ روی منبر و محراب می‌شاشند. اصحاب و انصار اربابان محراب و منبر هم که نانشان است. تو می‌توانی بروی درب نانوایی دربش را قفل کنی؟ می‌توانی؟! نه. یارو می‌آید می‌گوید به تو چه! اگر خیلی هم حرف بزنی دو تا مشت به تو می‌زند، بیشتر حرف بزنی زنگ می‌زند پلیس بیا این مانع کسب من شده است. حالا اصحاب محراب و منبر تو حرف می‌زنی، منطق که ندارد اولش یک گرد و خاک می‌کند که نه این سندش ضعیف است، نه تو سواد نداری، نه تو نمی‌فهمی، نه این فایده ندارد، این روبروی آن قرار می‌گیرد اصل آن است، بعد که دید دیگر زورش فایده ندارد مشت و لگد می‌زند. تلفن می‌زند آقای جبرائیل این مرتد است ببر اعدامش کن! خیلی راحت، خیلی راحت! اصلاً دین از این راحت‌تر هست؟ پیغمبر گفت «بُعِثْتُ بِالشَّرِيعَةِ السَّمْحَةِ وَ السَّهْلَةِ» من مبعوث شدم به یک دین راحت و آسان. راحت یعنی این؛ حرف ندارد بزند، مرتد، اعدام! ببین چقدر دینی راحتی است، خیلی! اصلاً دین به این راحتی پیدا می‌شود؟ مبعوث شدم به دین راحت، یعنی راحت تو را می‌کشند. با دین در‌بیفتی تو را می‌کشند، یک مارک ارتداد هم می‌زنند که نتوانند تو را دفن هم بکنند. کافر در قبرستان مسلمان‌ها؟ نه دفن نمی‌شود. کجا دفن کنیم؟ در بیابان‌های جاده قم.

پیامبر فرمود: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست.
ببین من آهسته که می‌خوانم، یعنی اینکه مسئله خیلی مهم است می‌خواهم همه گوش کنند، اگر جن هست که هست گوش کند. اگر ملَک هست که هست (یعنی طبق گفتار دین) گوش کند. اگر جبرائیل هست که هست گوش کند. اگر دیوار موش دارد موش هم گوش دارد هست که هست گوش کند. حالا که متشرع گوش نمی‌دهد اینها گوش بدهند. یک نفر دیگر مانده گوش بدهد، مصلح و منجی کل، قائم آل محمد گوش بدهد که گوش می‌دهد. حاضر و ناظر است که هست. متاثر است بر مردمی که اسیر این دین هستند که هست. ایشان عنایت کند که ما با استدلالات علمی و حجج قرآنی و براهین حدیث و روایت، ابطال این دین را اعلام کردیم، یعنی راه را برای چنین بزرگواری باز کردیم، یعنی ما ناخواسته معاون ایشان شدیم.

رسول خدا فرمود: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست. ببین با پیغمبر‌ دو پهلو حرف می‌زند، چون می‌داند امواج رادیویی که می‌آید اکثریت قاطعش چرند است، در هر کلامی که می‌گوید، یک پنجره باز می‌کند به حقیقت. الان اینجا توجه کنید: «قسم به ذاتی که»، نمی‌گوید قسم به الله. قسم به ذاتی که جانم در دست اوست اگر می‌دیدید آنچه من دیدم قطعاً کم می‌خندیدید و زیاد گریه می‌کردید.
مدیریت این خدای کاذب جز گریه فرآورده‌ای ندارد. یا رسول الله برای شما مکاشفه شد جهنم را دیدی این مردم ندیدند. اگر شما می‌دیدید آنچه که من دیدم، هرگز در عمرتان نمی‌خندیدید همیشه گریه می‌کنید. الان هم که همان است! الان به برکت حکومت خدا بر کره زمین آن جهنم خیالی و واهی که همه ادیان و مذاهب آدرس دادند، الان در کشور ما نمایش داده می‌شود. این مردم برایشان لبخند نمانده. در درس قبلی چه خواندیم؟

پیغمبر لبه قبر نشسته می‌گوید تا می‌توانید برای یک چنین موقعیتی گریه کنید (7314). یعنی از این خدا هیچ چیزی کمک به شما نمی‌آید، تمام سنگ قلوه است که مثل رجم کننده به کمرتان و گردنتان و مخچه‌تان وارد می‌شود.

اصحاب عرض کردند یا رسول الله مگر شما چه دیدید؟ فرمود: بهشت و جهنم را دیدم. بچه‌ای که تازه به دنیا می‌آید، اگر این را برای او بخوانی می‌گوید که شما کره ماه را با این فاصله بسیار دو نیم کردی برای هفت هشت ده نفر که بیرون شهر مدینه بودند، شما که اینقدر قدرت داری پرده را کنار بزن مردم جهنم را ببینند، بگذار همیشه گریه کنند نخندند. «لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ﴿بقره ۲۶۰﴾» باشد مردم دست از این خدا بر نمی‌دارند، ولی همیشه توپ را انداخته به آیندهٔ بی‌ وجود! اگر همه انبیاء قدرت داشتند برای همه ملت‌ها پرده را کنار می‌زدند و همه بهشت و جهنم را می‌دیدند، یک نفر بی‌ دین در کره زمین پیدا نمی‌شد. نیاز به کشتن مردم که نبود، تا می‌بیند از صمیم دل می‌گوید «اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُول الله». دیگر نمی‌خواهی که او را بکشی. دیدن یعنی استدلال، یعنی حجت، یعنی برهان، یعنی قطعیت عقل.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

7318 405-05-06

پای کرسی استاد در الهیات ظهوری!

1⃣ این کلام با چارچوب‌های اعتقادی دینی، وفق نمی‌دهد.

2⃣ ماه را دو نصف می‌کند اما جهنم را نشان نمی‌دهد.

3⃣ آیا نور می‌خندد؟ اگر تجسم پیدا می‌کند برای همیشه، دیگر فرشته نخواهد بود.

4⃣ مگر نگفتی که جهنمی از همین دنیا معلق آن می‌شود؟

5⃣ این رؤیت است یا روایت؟

6⃣ این مهملات در جنگ روانی برای مخاطبین است.

7⃣ این پاسخ به حفاظت از پیامبر است.

8⃣ آیا فرضیه‌های دینی نباید در ترازوی عقل به سنجش آید؟

9⃣ آیا مخاطبین می‌فهمند که چه می‌شنوند؟
#صوتی

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

🟡 سروده و توسل کاشف توحید بدون مرز
تحت عنوان:

گشایش درهای جدید برای خلقت نوین  (۹۵۱)

مورخ  405.05.05

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 950» 04-05-1405

⚡️بیچاره جنوبی که به موشک شده قسمت
هم قطعی برق است و هم آتشِ زحمت

⚡️در فقر بنالید چنین هموطن من
در جا بزند مردم ایران به چنین ظن


➖کتک حُسن ظنّمان را می‌خوریم به خدای زمین، کفاره می‌دهیم که خوش باور بودیم، فریب «اللّٰهُ لَطِيفٌ بِعِبٰادِهِ ﴿۱۹ شوری﴾» را خوردیم، در چاه «نَبِّئْ عِبٰادِي اَنِّي اَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ ﴿۴۹ حجر﴾» را خوردیم، طناب «يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ﴿۲۱۹ بقره﴾»، «أَ مَّن یُجیبُ المُضطَرَّ ﴿۶۲ نمل﴾» «اُدْعُونی اَسْتَجْب لَکُم ﴿۶۰ غافر﴾» «وَ اِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی ﴿۱۸۶ بقره﴾»، «وَاللهُ هُوَ الْغَنِيُّ ﴿۱۵ فاطر﴾»، «يُغنِهِمُ اللهُ ﴿ ۳۲ نور﴾»، «لَا تَقْتُلُوا اَوْلَادَكُمْ ... نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ ...﴿۳۱ اسراء﴾». داریم پوست می‌اندازیم، پوست‌های باورداشت‌های عمرمان که به وسیله نطفه پدر‌ و مادر باهم جمع شد، از همان لحظه بدبخت شدیم تا الان.

⚡️اهل ایران است در بند بلا
ملت افتاده از پا نینوا

⚡️خدای این کشور درب داغون
نشسته بر تخت عذابِ ماعون

سرودمان است، پشت به غیبت رو به ظهور، بریده از دین، رو به حق مطلق:

⚡️دریده شد کفنم
       گزیده شد وطنم

⚡️خزیده شد ثمرم
       مکیده شد نفَسم

⚡️خریده شد زمنم
       چریده شد فرجم

⚡️دمیده شد مددم
       پریده شد عصبم

⚡️ندیده شد نفرم
      دقیقه شد حرجم

⚡️شریره شد کرمم
     فضیحه شد قدَرم

⚡️فکَنده شد ضررم
        تپیده شد جگرم

⚡️ترانه شد جسدم
        خریده شد ملَکم


➖به امام سجاد گفتند خودت را معرفی کن، نگفت من علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب ابن عبدالمطلب هستم. نگفت من بچه پیغمبر و فاطمه و علی هستم. شناسنامه ما شناسنامه معلم بزرگمان سید الساجدین است، گفت: «اِنَّا مُضْطَرُّونَ، اِنَّا مَغْرُومُون، اِنَّا مَسْمُومُون، اِنَّا مَجْرُوحُون، اِنَّا مُغْرَمُون». من و تو چه کسی هستیم؟ فریب خورده‌های اسماء و صفات تند و تلخ و تیز خدا که روی پوسته فریبنده رحمان و رحیم و کریم و لطیف و جواد و ودود و حبیب پنهان شده بود، اکنون آن پوسته‌ها کنار رفته، روز عزای ملت است، عزایی که دین داده، دینی که هزار و چهارصد سال قبل آمده، دینی که با شمشیر آمده، دینی که برای غارت آمده، دینی که برای کنیزی بردن ناموس ایرانی به حجاز آمده، دینی که نمادش در خلیج فارس است، شیوخ عرب هم قیافه آنها، همزبان آنها، هزار و چهارصد سال قبل آباء و اجدادشان آمدند ایران را چنین کردند که می‌بینید، و آنها روی خون ما کاخ ساختند کشور را زیبا کردند، همان طور که مغیرة ابن شعبه به پهلوان ایران گفت: کشور ما خراب است کشور شما آباد است، آمده‌ایم جابجایش کنیم. امروز نمایش آخرین نفس‌های غیبت و سوءالقضا و دینش و طرفدارانش و غیبتمداران و متشرعین و متدینین است. روزهای آخری است که شیرها به شما حمله می‌کنند ای موش‌های منتظر!

➖تمام اجسادی که در گورستان‌های شهرها قرار دارند صدایشان بلند است، همه آنها می‌گویند «اِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿۶۶﴾، بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿۶۷ واقعه﴾» گولمان زدند مالمان را خوردند، جانمان را گرفتند.

‎‌‌‌‌╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮  
  @Matnefarmayeshat
╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

قبل از اینکه آنها را به جهنم بفرستی نمی‌دانستی یک چنین کتابی بالای سرت است؟ آلزایمر داشتی، حقّه‌باز؟ همه را که به جهنم می‌بری تازه یادت می‌افتد یک کتاب آن بالا گذاشتی که در آن نوشته رحمت من بر غضبم غلبه دارد، همه به بهشت بروید.

💠 قصه ملانصرالدین است. چنان چرندیات را بافتند و حُفاظی گذاشتند به نام اربابان محراب و منبر که هزار و چهارصد و چهل و چهار سال است هیچ کس جرأت نکرده حرف بزند، چون حرف بزند قانون وضع کرده، مرتد هستی، مرتد، اعدام است، و این معجون حیات اسلام است تا به الان.
«يَدْخُلُ مِنْ اَهلِ هَذِه القِبلَةِ النَّارَ مَنْ لَا يُحصِي عَددَهم اِلَّا الله، بِمَا عَصُوا الله وَاجْتَرؤا عَلَى مَعصِيتِهِ، وَ خَالَفوا طَاعَتَهُ، فَيؤْذنُ لِي فِي الشَّفاعَةِ، فَاُثْنِي عَلَى اللهِ سَاجِداً كَمَا اُثْنِي عَلَيه قَائِماً، فَيُقَالُ لِي ... الی آخر».

‎‌‌‌‌╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮  
  @Matnefarmayeshat
╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

حَتَّى اَعْطَانِي الله مِنْ ذَلِكَ اَنْ قَال: اَدْخِلْ مِنْ اُمَّتِكَ مِن خَلْقِ اللهِ مَنْ شَهِدَ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ یَومَاً وَاحِداً مُخْلِصاً وَ مَاتَ عَلَى ذَلِكَ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۳۹.

رسول الله فرمود: در حالی که ایستاده و منتظر هستم امتم عبور کنند عیسی می‌آید و می‌گوید ای محمد این انبیاء هستند که نزد تو آمده‌اند و درخواست می‌کنند، نزدت جمع شده‌اند که از خدا طلب نمایی بین ملت‌ها و هر جایی که بخواهند جدایی بیندازند و این به دلیل شرایط و وضعیت دشواری است که در آن قرار دارند و مردم غرق در عرق شدند (یعنی گزارش صحرای محشر) اما مومن برای او همانند یک سرماخوردگی است

(یعنی عذاب) و اما برای کافر عذاب چون مرگ است.
رسول الله فرمود: ای عیسی صبر کن تا برگردم، سپس رسول الله به زیر عرش رفت.
ببین، اصلاً ادبیات را ببین، آدم خجالت می‌کشد بخواند. صد میلیون بار می‌گویم اینها ساخته است برای بی‌ آبرو کردن پیامبر.
پیامبر می‌گوید: صبر کن بروم برگردم. کجا می‌روی؟ رفت زیر عرش!
و می‌ایستد و کلماتی به او القا می‌شود که به هیچ فرشته‌ای منتخب و رسول فرستاده نشده. خدا به جبرائیل وحی می‌کند که به سوی محمد رفته و به او بگوید سرت را بالا بیاور.
پیغمبر سر به زیر بوده، اگر پیغمبر به عرش رفته باید روبروی خدا باشد، نه اینکه پایین‌تر باشد بعد خدا به جبرئیل بگوید به  محمد بگو سرت را بالا بگیر.
و بخواه که به تو داده می‌شود و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته می‌شود. رسول الله می‌فرماید: پس در امتم شفاعت می‌کنم که از هر نود و نه نفر فردی را خارج کنم و پیوسته نزد پروردگارم رفت و آمد می‌کنم تا جایی که در هیچ جایگاهی نمی‌ایستم، مگر اینکه شفاعت می‌کنم، و خداوند تمام آنها را به من داده و فرمود از امتت کسی را که به اندازه یک روز شهادت «لَا اِلَه الَّا الله» را مخلصانه گفته، وارد جهنم نکنم بهشتی کنم. عیسی پیش پیغمبر آمد، بعد پیغمبر برای امت خودش دعا کرد. این چه می‌شود؟

آن معاویه پست فطرت که این حدیث‌ها را جعل کرده یا تا خرخره نوشیده حالی‌اش نبوده یا تا مغزش کشیده حالی‌اش نبوده. می‌گوید عیسی آمده می‌گوید شفاعت کن، بعد پیغمبر می‌گوید امتم را شفاعت کردم. خب امت عیسی چه؟ از هر نود و نه نفر فردی را خارج کنم. یعنی از جهنم خارج کند. یعنی طرفدارهای پیغمبر هر صد نفر یکی مومن بوده، نود و نه نفر بی‌ دین بودند. آیا غیر از این است؟ پس چطور پیغمبر می‌گوید بچه زیاد بیاورید که در صحرای محشر من به زیادی امتم افتخار کنم؟ امتی که از هر صد نفر یکی از آنها شفاعت می‌شود. مگر پیغمبر نگفت «شَفَاعَتِي لِاَهْلِ اَلْكَبَائِرِ مِنْ اُمَّتِي» من گناهان بزرگ را شفاعت می‌کنم. گناهان بزرگ را شفاعت می‌کند، از هر نود و نه نفر یک نفر را شفاعت می‌کند؟ این مانند همان مسئله است که می‌گوید دست به دلم نگذار که دلم خون است همین است. دست به هر جایش که می‌گذاری جامع المزخرفات است.

«اِنِّي لَقَائمٌ اَنتَظِرُ اُمَّتي تَعبُرُ، اِذْ جَاءَ عِيسَى قَالَ فَقاَلَ: هَذِهِ الاَنبِيَاءُ» در صف محشر پیامبران هم بودند، یکصد و بیست و چهار هزارتا و امت‌هایشان.
«قَد جَاءَتْكَ يَا مُحمَّدُ يَسْألونَ اَوْ قَالَ يَجْتَمعونَ اِلَيْكَ تَدْعُو اللهَ اَنْ يُفَرِّقَ بَينَ جَمْعِ الاُمَمِ». یعنی چه؟ امم جمع امت است، امت پیرو هر پیغمبر را می‌گویند، یعنی در محشر پیروان یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر صف کشیدند. چرا می‌گوید بین آنها اختلاف بینداز؟ «يُفَرِّقَ بَينَ جَمْعِ الاُمَمِ». همه اینها لغزشگاه‌های اعتقادات توحیدی زمین است. «اِلَى حَيثُ يَشاءُ لِعظَمِ مَا هُم فِيهِ فالخَلْق مُلْجَمُونَ فِي العَرقِ» اهل زمین ملجم آنها در عرق است. لجام؛ ملجم، لجام. لجام چیست؟ افسار اسب. یعنی عرق مردم درآمده جذب زمین نشده تا دهانشان آمده است. قصه سرایی‌های تاریخ مصرف گذشته!

«فَاَمَّا المؤْمِنُ فَهُوَ عَلَيهِ كالزَّكْمَةِ وَ اَمَّا الكَافِرُ فَيَتَغَشَّاه المَوتُ قَال: يَا عِيسَى! انْتظِرْ حَتَّى اَرْجِعَ اِليكَ قال: وَ ذَهَبَ نَبِيُّ الله فَقَامَ تَحتَ العَرْشِ فلَقِيَ مَا لَمْ يَلقَ ملَكٌ».
دقت کن! «فلَقِيَ مَا لَمْ يَلقَ ملَكٌ» ملاقات کرد ملاقاتی که فرشته‌ای ملاقات نکرده. یعنی رفته در بغل الله! چون نزدیک تخت و تاج الله دیگر ملَک نمی‌تواند بیاید. جبرائیل وقتی با پیغمبر به معراج رفت چه گفت؟ گفت: «لَوْ دَنَوْتُ لَاحْتَرَقْتُ» از اینجا دیگر نمی‌توانم بیایم، طبقه هفتم آسمان به بالا دیگر نمی‌توانم بیایم، بیایم بالا می‌سوزم تو باید بروی.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

چطوری پایین آورده؟ مصادیق زیاد است!
پیغمبر در جنگ تبوک به عمرالفاروق رَضِی اللهُ عَنهُ می‌گوید لشکر رم بسیار است می‌ترسم، آیا برگردیم؟ جانشین دوم پیامبر می‌گوید تو پیغمبر هستی به من می‌گویی برگردیم یا نه؟ ای وای، ای وای، ای وای!

اینقدر این جد بزرگوار ما را پایین انداخته که قانون حجاب را باید حضرت عمر بیاید مطرح کند تا برایش آیه بیاید. کدام عمر؟ عمری که در اسناد گذشته خواندیم سوره بقره را دوازده سال طول کشید یاد بگیرد، عرب است، قرآن هم عربی است، دوازده سال سوره بقره را یاد بگیرد! آن وقت این آقا به پیغمبر خط می‌دهد. جل الخالق! با چه وحشی‌هایی داریم زندگی می‌کنیم، معاصرین ما چه کسانی هستند، متشرعین چه کسانی هستند، متدینین چه کسانی هستند! وجدان ندارد، چنگ که دارد. عقل ندارد، مشت که دارد. امام صادق چه گفت؟ امام صادق نگفت که یک روزی می‌رسد همه مردم گرگ می‌شوند و دنبال بره‌ها می‌گردند؟ بعد گفتند گرگ کیست؟

گریه‌ام نمی‌آید ولی جای گریه است! گفت: حکام گرگ هستند، عواملشان گرگ هستند، اینها زر و زور و تزویر دارند، بقیه مردم گوسفند هستند. در نظام جنایتکارانه دینِ باد هوایی قوی ضعیف را می‌خورد. بعد امام صادق فدایش بشوم چه می‌گوید؟ می‌گوید: برای اینکه توی گوسفند که منتظر مخلص و محقق هستی خورده نشوی تقیه کن، یعنی همرنگ جماعت شو!
آن وقت یکی نیست به این خدای واقعی بگوید بزرگان مسیر انتظار می‌گویند تقیه کن، من بدبخت را انداختی وسط، تقیه را انداختم در اقیانوس. چه کسی جرأت می‌کند این حرف‌ها را بزند؟
اگر دست مافوق الله بالا سر من باشد باعث افتخار است، حفظ می‌کند کلید می‌دهد درها را باز می‌کند حاکم می‌کند. همان طور که امام صادق گفت موش هستی شیر می‌شوی. ولی اگر حمایت نشویم معلوم می‌شود دچار فتنه خدای زمین شدیم، میدان می‌دهد راه را باز می‌کند می‌روی جلو بعد تو را له می‌کند، همان کاری که با حسین کرد. اگر این باشد باید بگوییم ما سر چهارراه بودیم، خدای حق سر جایش است، به ما الهام چیز دیگری بوده، اگر حمایت نشد! تا الان حمایت شده، اسناد را به ما نشان داده جرأت داده، شجاعت داده، جسارت داده. به خدای واقعی خوش‌بین هستم، خوش‌بین هستم! من باید از همه شما بیشتر بترسم چون سه دفعه به زندان رفتم، یک چهل روز، یک دو ماه، یک آخری که یازده سال، یعنی خدای زمین از من زهر چشم گرفته، صابونش به بدنم مالیده، یازده سال بدون مرخصی بدون درمان بدون وکیل، یک مدتش هم در انفرادی! یعنی تمام سلول‌های بدنم فراموش نمی‌کند. الان من اینجا چه کار دارم می‌کنم؟
تا الان یقین دارم یک پشوانه‌ای دارم که مافوق الله است. حالا روزهای آینده را باید ببینیم که تصور من راست است یا نه؟

---------------------------

درس چهارم:
آیا اینها امتیازی بر پیامبران گذشته است؟

- «وَ عَن اَبي ذرّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قال: قالَ رسولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اُعْطيتُ خَمْساً لَمْ يُعطَهُنَّ اَحدٌ قَبلْي جُعِلَتْ لِي الاَرضُ طَهُوراً وَ مسْجِداً، وَ اُحِلَّتْ لِيَ الغَنَائِمُ، وَ لَمْ تَحِلَّ لِنَبِيٍّ كَانَ قَبْلي،....».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۳۶.

اباذر غفاری از رسول الله: پنج خصوصیت به من داده شد که به هیچ پیامبری قبل از من داده نشد، زمین برای من پاک و مسجد است. هر جا تو می‌توانی نماز بخوانی حتی مستراح، چون همه جای زمین برایش مسجد است.
شاید هم پیامبر اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله وَ سَلَّمَ می‌گوید خب وقتی مسجدالنبی به محراب و منبرش سگ و گرگ می‌شاشند، چه فرق می‌کند در مستراح نماز بخوانی!

- مال غنیمت برای من حلال است.
غنیمت یعنی چه؟ غنائم جنگی.
ای وجدان، ای عدالت، ای عقل، ای حق! غنائم جنگی یعنی این، ملت ایران دارند در آرامش در راحتی زندگی‌شان را می‌کنند خبر می‌رسد یک لشکر از عرب‌ها آمدند. بعد از مناظره دو فرمانده ایران و عرب، آمدند کشتند، خوردند، اموال را بردند. این اموال اسمش چیست؟ غنیمت. اینها حلال است. چرا؟ چون خدا گفته است! خدا کجاست؟ ابراهیم خلیل الرحمان پدر انبیاء جرأت کرد به خدا گفت «أَرِنِي ﴿بقره ۲۶۰﴾» حرف‌هایت را نشانم بده. توبیخش کرد، مدال‌ها را از سینه‌اش برداشت، گفت که «اَوَلَمْ تُؤْمِن ﴿بقره ۲۶۰﴾» من را قبول نداری؟ چنان گفت که بنده خدا ابراهیم جد بزرگ ما به شلوارش شاشید. تو از این خدا انتظار سند و مدرک داری؟
موسی بیچاره از بس بنی اسرائیل گفتند این خدا کجاست نشانمان بده. مگر تو نمی‌گویی خدا در کوه طور بود؟ خب ببر نشانمان بده، جلوی ما بگویی «اِنِّي اَنَا اللهُ لَا اِلَهَ اِلَّا اَنَا». اینقدر در اعتراضات گیر کرد گفت باشد، نمایندگان شما با من بیایند برویم خدا را نشانشان بدهم.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

اینها هستند منتظر خفه است، خط انتظار خفه است.

«كلُّ نبيٍّ سألَ سُؤالاً اَو قال لِكلِّ نبيٍّ دعْوَةٌ قَد دَعَاها لِاُمَّتِه، وَ اِنِّي اخْتَبأْتُ دَعْوَتِي شَفاعةً لِاُمَّتی». این احادیث مال پیغمبر نیست، من از اجدادم دفاع می‌کنم، اینها را کارخانه حدیث‌سازی معاویة ابن ابی سفیان جنایتکار جنگی صدر اسلام درست کرد که پیغمبر را لوث کند، که زمینه خروج مردم را از این دین فراهم کند. قرآن دارد می‌گوید: من همه شما را شفاعت کردم، خدای قلابی می‌گوید، بعد پیغمبر می‌گوید من خواسته‌ام را جمع کردم برای قیامت که شفاعت کنم تا مردم به جهنم نروند؟ عجب بابا! عجب معاویه کله خری! به پیغمبر سر سوزنی اهانت وارد نیست، پیغمبر مظلوم بود، پیغمبر در هر شرایطی پرده را کنار زد تا عقلا بفهمند پشت پرده خبری نیست. خدا دارد می‌گوید «يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ﴿۵۳ زمر﴾» چه کسی می‌گوید پیغمبر این را گفت؟ می‌گوید من همه شما را بخشیدم، بعد پیغمبر می‌گوید من شفاعت را برای قیامت گذاشتم شفاعت کنم تا مردم به جهنم نروند؟ عه! این قرآن چه می‌گوید؟


---------------------------

درس سوم:
آیا این حاجت بزرگی نیست؟

- «وَ عَن اُم حَبِيبَة رضي الله عنها عَن رَسولِ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنَّه قال: أُرِيتُ ما يَلْقى اُمَّتي مِنْ بَعدي وَ سَفْكَ بَعْضِهِم دِمَاءَ بَعْضٍ فاَحْزَنَني وَ سَبَقَ ذَلِك مِنَ اللهِ عزَّ وجلَّ كَمَا سبقَ في الاُمَمِ قَبْلَهُم، فسأَلْتُه اَنْ يُوَلِّيَني فِيهِمْ شَفاعةً يَومَ القِيامَةِ، فَفَعَلَ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۳۳.

حالا معارضش چیست؟

رسول الله فرمود: به من نشان داده شد که امتم بعد از من با چه اموری مواجه می‌شوند و چگونه خون همدیگر را می‌ریزند. قشنگ دقت کن. دقیقاً حال و روز الان ایران است. امت پیغمبر به جان هم افتادند، ایران طرفدار پیامبر، کشورهای خلیج فارس طرفدار پیغمبر هستند، اینها می‌زنند آنها می‌زنند.
و این مرا غمگین نمود (پرده کنار رفته، هزار و چهارصد و چهل و چهار سال بعد را دیده، الان ایران و کشورهای عرب) و این در تقدیر الهی نوشته شده، همان طور که برای امت‌های گذشته نوشته شده، پس از ایشان درخواست کردم که مسئولیت شفاعت در مورد آنان را در قیامت به من بسپارد.

یا رسول الله، اینکه می‌گویم یا رسول الله اشتباه است، چون یقین دارم این حرف پیغمبر نیست. باید چه بگویم؟ باید بگویم محدثین بزرگ اهل سنّت، هوادارن و حواریون پیامبر، ابابکر صدیق، عمرالفاروق، عثمان ابن عفان کاتب، ابوهریره، انس ابن مالک، عبدالله ابن عمر. برای پیغمبر پرده کنار رفته که بعد از خودش بین مسلمان‌ها جنگ می‌شود، فقط ناراحت می‌شود؟ بله؟ بعد می‌گوید عیب ندارد همدیگر را بکشید، آمدید آن دنیا شفاعت می‌کنم که به جهنم نروید. آیا یک شاه چنین حرفی می‌زند؟ یک حاکم چنین حرفی می‌زند؟ یک رهبر چنین حرفی می‌زند، که بگوید لشکریان من بروید خودتان را از بالای کوه پایین بیندازید، به درّه بروید در دریا خفه بشوید بعداً خودم نجاتتان می‌دهم؟ جنازه را می‌خواهی نجات بدهی؟ ای دشمن عقل! پیرو تو الان احتیاج به کمک دارد. عیبی ندارد بکِشید بچزید در قیامت کمکتان می‌کنم. چرا این حرف را می‌زند؟ چون می‌داند اینجا زورش نمی‌رسد، چون می‌داند این خدایی که به او وهم داده خیال داده القا کرده الهام کرده وحی داده، این خدا ناموجود است. می‌گوید من رزاق هستم، یعنی خیلی رزق می‌دهم، رزق را هم با زور می‌دهم، «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿۵۸ ذاریات﴾». بعد دیگر هم خیلی قشنگ است، می‌گوید: رزق تو دنبال تو می‌آید، از آن نمی‌توانی فرار کنی، همچون مرگ که نمی‌توانی از دستش دربروی. به به به! ببین از دروغ‌های دین است. دقت کن، چقدر قشنگ ترسیم است! روزی تو به سمت تو می‌آید و نمی‌توانی از آن فرار کنی. الان روزی چیست؟ موشک است، بمب است، فقر است، بیماری است، بدبختی است، بیچارگی است. روزی‌ تو است، نمی‌توانی از آن فرار کنی! چقدر قشنگ و زیبا ترسیم می‌کند، ای زنده باد ادبیات دین! من روزی‌ تو را می‌دهم از دست روزی نمی‌توانی دربروی. آخر ای بی‌ عقل، چه کسی از رزق خوب فرار می‌کند؟ که بعد تو بیای بگویی هر چند نخواهی فرار کنی، دنبالت می‌آید همان طور که مرگ به دنبالت می‌آید. باور کن اگر این کتاب در تیمارستان تدریس می‌شد آنها هم باور نمی‌کردند. بعد هم می‌گوید «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ﴿۵۸ ذاریات﴾» خدا خیلی روزی می‌دهد، «ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿۵۸ ذاریات﴾» به زور! راست می‌گوید، به زور است. به زور می‌برد بالای بلندی و حاکم می‌کند، خود این آقا باور نمی‌کند که من می‌خواهم حاکم بشوم؟! نه نمی‌شوم، نه نه نیست، من اهل این حرف‌ها نیستم.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

خدا پدر دحیة ابن خلیفه کلبی را بیامرزد که گاهی وقت‌ها پرده‌ها را برای پیغمبر کنار می‌زد که بابا دستت جایی وصل نیست! آیه می‌آورد؛ «أَ فَاِنْ مَاتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى اَعْقَابِكُمْ ﴿۱۴۴ آل عمران﴾».

به به به، قرآن به درد ما می‌خورد برای سوژه‌گیری، نه برای اینکه مقدسش بدانیم بوس کنیم، بگذاریم لب طاقچه، روی سرمان بگذاریم، حتما باید روزی یک جزء بخوانیم، اگر نه به جهنم می‌رویم، نه‌.

ای پیام‌آور، اگر تو را بکشند یا بمیری همه از تو برمی‌گردند به عقب‌گرد، ارتجاع به ادیان و اعتقادات قبل از اسلام! آخر چه کسی این حرف را باور می‌کند؟ ببین موشکافی کن، محاکم، دادگاه، دادستانی و دادگستری قیامت روی یک پلی ایجاد شده با پنجاه هزار سال نوری، پیغمبر می‌داند اینها که آمار و ارقام سرشان نمی‌شود، می‌گوید بگویم. یا رسول الله دیدی که سرشان می‌شود؟ دیدی مردم بعد از تو برگشتند؟ خودت پیشگویی نکردی؟ نگفتی بعد از من همه همانند بنی اسرائیل به آیین گذشته برمی‌گردید؟ نگفتی؟! چقدر جد ما مظلوم است، آخر چه کسی باور می‌کند! پل مویی چه کسی دیده؟ نه اینکه یک عالمه مو بافته بشود، ممکن است عقل یک ذرّه قبول کند، یک دانه مو! خب پایت را کجا می‌خواهی بگذاری؟ آخر روی یک مو می‌شود راه رفت؟ بندباز بزرگ و معروف بندبازی می‌تواند تصور کند که روی یک مو راه برود؟ خواهی گفت که خداست دیگر، درست می‌کند. خداست دیگر، بله؟ چه کسی است که می‌گوید «کُلَّ مَا حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْع»؟ چه کسی است؟! کی بود کی بود من نبودم، دین یعنی همین! می‌گوید هر چه عقل تأیید می‌کند. عقل تأیید می‌کند؟ عقل منفجر می‌شود روی یک پل محکم که خلایق از اولین تا آخرین خلقت جمع شدند، روی آن با این سنگینی، روی مو حرکت می‌کند در عین حال تیز است مثل لبه شمشیر، نه پا را می‌بُرد نه مو قطع می‌شود. حالا از آن جالب‌تر، در این بحث جدید می‌گوید این پل لیز است و لغزنده!

هیچ هنرمندی با هوش مصنوعی نمی‌تواند یک چنین فیلمی درست کند که خدای قلابی درست کرده، به خورد آباء و اجداد ما داده و همه را بدبخت کرده! قرآن می‌گوید «لَدَى الْحَنَاجِرِ {۱۸ غافر}» روح موقع رفتن به گلو می‌آید و آنجا پرده کنار می‌رود، فیلم پنجاه سال صد سال عمرش را یک لحظه از جلوی چشمش رد می‌شود و می‌بیند چقدر به نام دین به او جفا شده، چقدر کلاه سرش رفته! یک میلیارد کلاه سرش رفته، چند تایش را بیرون بکشد؟ ادامه این مباحث برای این است که کلاه‌های مختلفی سر ما رفته و در هر تدریس و توسلی یکی از این کلاه‌ها را درمی‌آوریم. منتظر یعنی چه؟ یعنی منتظر است که همه آنها دربیاید. همه آنها درآمده؟ همه آنها برای کسی درمی‌آید که فرج می‌گیرد. فرج کسی می‌گیرد که از حرج بیرون بیاید. حرج، غیبت است. حرج یعنی مملکت ثروتمند ایران؛ در عریضه‌اش به من می‌گوید بیماری دیابت دارم، دیابت را با قرص مهار نکنی کور می‌کند و کلیه را از کار می‌اندازد. می‌گوید من یک حقوق بگیر پایین هستم ماهی سی میلیون، می‌گوید از ترس اینکه جنگ نشود رفتم برای شش ماه قرص قند گرفتم در چهار قسمت و بخش، نه خارجی است نه تحت لیسانس است، داروی درجه سه داخلی، می‌گوید بیست و چهار میلیون تومان دادم. ببین این اعرابی که امروز زیر موشک‌های ایران هستند هزار و چهارصد سال قبل چه به روز این ملت آوردند! اگر در جزیرة‌العرب می‌ماندند امروز جنگی در کار نبود.

دارند تاوان پس می‌دهند، تاوان ملت آقا و آزاد ایران را که سپهسالار ایران رستم فرخزاد گفت، اینها را هزار بار تکرار کردم یک میلیون بار دیگر هم تکرار کنم جا دارد. به مغیرة ابن شعبه نماینده اسلام، رستم گفت برای چه با جمعیت آمده‌ای؟ گفت برای اینکه کشور ما خشک است کویر است و هیچ چیز ندارد، فقط دین دارد، دینی که شمشیر دارد. حالا ما چه کار کنیم؟ حرف حسابتان چیست؟ هیچی بروید کنار، ما بیایم کشور را بگیریم. همین؟ رستم به او گفت ببین شما لشکر دارید ما هم لشکر داریم، پهلوان داری من هم پهلوان اینها هستم، به روی خوش یا برمی‌گردید یا هر چه می‌خواهید ما با دو دستی می‌دهیم. چقدر ایرانی آقا است! ایرانی چرا باید بسوزد؟ به متجاوز می‌گوید برای خوراک آمدی؟ تأمینت می‌کنیم، خون نریز! می‌گوید نه خون می‌ریزم. رستم می‌گوید باشد ما خون نمی‌ریزیم، چون خون شما عرب‌های جاهلی خونخوار نامرد که پرچم دین را به دست گرفته‌اید نجس است، نباید در خاک مقدس ایران خون عرب جاهلی بریزد. مغیرة ابن شعبه گفت شما نمی‌کشید ما می‌کشیم. گفت بیا بکش! عجب سرگذشت اسفناکی دارد این میهن مظلوم! اگر ایرانی آدم کش بود جلوی عرب‌ها هزار و چهارصد سال قبل می‌ایستاد. می‌گوید رستم به تنهایی هزاران نفر را کشته، یعنی رستم از خالد ابن ولید عرب‌ها کمتر است؟ ولی ایرانی خونخوار نیست. آمدند داخل پنجاه هزار نفر جنگنده ایرانی را که نمی‌خواستند بجنگند، نمی‌خواستند حیوان باشند، نمی‌خواستند گرگ باشند را کشتند.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 952» 06-05-1405

⚡️کثافتگاه دوران است غیبت
ندامتگاه ادیان است صنعت


➖صنعت کفرسازیش خیلی قوی است، همان طوری است که در جمهوری خلق چین به کار افتاده مردم را دارد از دین بری می‌کند، چه کار خوبی می‌کند. هر چه از عمر غیبت و سوءالقضا کم بشود ظهور مهدی موعود جلو می‌افتد.

⚡️به گلزاری فریبت داده مذهب
کویرت در مقادیرت شده هب


➖یک «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» روی دروازهٔ دین زده، یک «اللّٰهُ لَطِيفٌ بِعِبٰادِهِ ﴿۱۹ شوری﴾» زده، یک «نَبِّئْ عِبٰادِي اَنِّي اَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ ﴿۴۹ حجر﴾» زده. در دین چه خبر است؟ روزگار ملت ایران در مدخل این دین است که پنهان بوده.

⚡️قرآن که بگفتا همه خورشید و فلک درکارند
تا که اثبات به نظم آید و فرماندارند

➖قرآن می‌گوید چه مدیریت خدا قشنگ و محکم است، صبح خورشید در می‌آید شب می‌رود. این سیستم که میلیاردها سال است در جریان است، به خدای شما چه مربوط است؟

⚡️لیک آتش ز سما می‌بارد
چون که گرما بزند، سوزش و ذوالنار آید

➖کار این خدا همین است؛ یا فلکه آب را می‌بندد به باران می‌گوید نیا یا به آفتاب می‌گوید تا آنجایی که جا دارد آنها را له کن!

⚡️انتظام است به مکر و فتنش

➖خداییش به وسیلهٔ سوءالقضا اسماء و صفات تند و تیز و تلخ زمینی قرار دارد.

➖حیات دین به همین است.

➖می‌گوید این خدا حکیم است و همه چیز را بر اساس حکمت آفریده است. آیا بی عدالتی حکمت است؟ آیا دفن عقل حکمت است؟ آیا ظلم به ملت حکمت است؟ آیا الکی می‌گویی ما رزق می‌دهیم، الکی است، حکمت است؟

⚡️انتظام است به مکر و فتنش
که به دقت نشده سیم و زرش

➖سیم و زر را نشان داده تو را فریب داده، بعد مکرش را می‌آورد، فتنه‌اش را می‌آورد، اغوایش را می‌آورد، استهزائش را می‌آورد.

⚡️همه اقوال خدا اکذب شد
که به احوال وطن، رسوا شد

⚡️عمر این غیبت دون، مختوم است

➖ «جَاءِالحَقّ»! حق کیست؟ مصلح کل، منجی بی‌ نظیر، نابود کنندهٔ همه ادیان با همراهانشان، با مبلّغین‌شان، با خورندگانشان!

به سرا پای جنایت، عُرف است

➖هارت و هورت‌های غیبت را نگاه نکن‌، سر حیوان را که می‌برند دست و پا می‌زند، غیبت برابر با نکبت به آخرین روزهای خودش رسیده به یُمن برکات جلیلهٔ مهدی موعود!

⚡️ناله کن ای مغرم محروم ما
ضجه بزن مضطر و هم بینوا

⚡️گریه نما هموطن زار من

➖گریه از هوای داغ نکن، گریه از بی برقی نکن، گریه از گرانی نکن، گریه از بی‌ پولی نکن، گریه از وفور امراض نکن، فقط برای چیزی گریه کن که یک خدای این طوری به ما مسلط شده، که رحمتش مال فامیل‌هایش است، زحمتش مال عامهٔ مردم است.

➖تمام کینه‌ها را از دلت بیرون بریز، فقط یک دشمنی در وجودت باشد، آن هم با دین و خدایش!

⚡️گریه نما هموطن زار من
ز دست این قائلهٔ تند من


‎‌‌‌‌╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮
@Matnefarmayeshat
╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

تو حساب کن در یک خانه کوچولو با جمعیت زیاد من چطوری باید به عریضه‌ها جواب بدهم؟ چطوری باید نسخه‌ها را جمع کنم؟ چطوری باید شعر بگویم؟ این ثروت من است. خب این خانه از کجا آمده؟ چهل و نه سال قبل که ازدواج کردم، پدر زنم که مرید آقا بود یک خانه‌ای برای ما خرید. پدرم روز اول به او گفت به این بچه من می‌خواهی زن بدهی من هیچ چیزی ندارم. هیچ چیزی ندارم، این هم هیچ چیزی ندارد، گفت اشکال ندارد، گفت خانه می‌دهم، جهاز می‌دهم. می‌خواهم به تو بگویم که تو که شاگرد من هستی همه چیز را قبول داری و می‌دانی، از نزدیک من را زیر نظر داری، می‌خواهم به آن کسی که معارض است بگویم، به آن کسی که تمام حجم بدنش از نان دین است از آبگوشت دین است بگویم، الان مستقلاً مالکیت من یک چهارم خانه پدرم است که سند مستقل دارم، آن چیزی که در این دنیا دارم یک چهارم این است، این یک چهارم هم خواهر متشرع ما که «وَلَا الضَّالِّينَ» او دو متر طول دارد، «وَلَا الضَّالِّينَ» غصب کرده، غصب دزدی آشکار است، بعد نماز می‌خواند، متشرع است. این الان دارد بهترین خدمت را به ما می‌کند. چرا؟ چون می‌خواهد بگوید دین یعنی همین!

دین یعنی غصب، دین یعنی ظلم، دین یعنی تصاحب تنها موجودی یک نفر تحت عنوان ارث. حلال‌ترین مال، ارث است. حالا هر کس جای من بود به جای اینکه در این اسناد و مدارک وقت صرف کند می‌رفت شکایت می‌کرد، ولی من محور قضایی را صلاح نمی‌دانم، برای اینکه غیبتمدار پشتوانه دارد، شریعتمدار حامی دارد. به قول امام صادق، او الان اینجا شیر است ما موش هستیم. فقط دلم به این خوش است که به زودی امام غائب بشود امام ظاهر، بعد تمام ما که در غیبت موش بودیم شیر بشویم، آن روز روز انتقام است، عیب ندارد. ما که هیچ چیزی نداریم آن یک چهارم خانه هم مال خودشان! بزرگترین سند من است بر این دین که نماز شب می‌خواند، گوشت و پوست و استخوانش هم از اجدادش است، در این خانه غسل هم می‌کند، روضه هم می‌گیرد، تبلیغ هم برای اجدادش می‌کند، در خانه غصبی! بعد این دین چه می‌گوید؟ ببین تو را به خدا این جوک نیست؟ اینکه می‌گویم گاهی وقت‌ها از هر یک دروازه رد نمی‌شود، گاهی وقت‌ها از سوراخ سوزن رد می‌شود. دین چه می‌گوید؟ خوب گوش کن! می‌گوید اگر یک نخ غصبی در لباس نمازگزار باشد (یک دانه نخ غصبی‌) نماز او باطل است. بعد پنجاه شصت متر که سهم من است در آن خانه، نماز را باطل نمی‌کند ولی یک نخ غصبی نماز را باطل می‌کند. آی زنده باد این دین! آی زنده باد این دین! خیلی زیباست.
فقط به این تن دادم که بهترین مصداق دین، خانه پدر من است.

این درس هم باز تکرار است، ولی از همان تکراری‌هایی است که خیلی لازم است

رسول الله فرمود: در بهشت درختی است که اسب‌سوار، تندرو، تیزرو صد سال نوری دور می‌زند، بعد از صد سال نوری هنوز به انتهای این درخت نرسیده است. بله، آن وقت شما می‌خواهی که عمرالفاروق خلیفه دوم رسول الله به سعد ابی وقاص پیغام ندهد؟ وقتی که ایران را اشغال کرد برای عمر خلیفه دوم رسول الله پیک فرستاد، گفت: ایران که خیلی زیباست خیلی قشنگ است خیلی نعمت‌ها دارد، کنارش یک کتابخانه بزرگ است که سقف تا زمین کتاب است، این را چه کارش کنیم؟ کتاب‌های علمی است؛ فلسفه، طب، ریاضیات، جغرافی. عمرالفاروق گفت همه را آتش بزن! گفت مگر ما قرآن نداریم؟ و خیلی زیبا، گفت مگر ما کتاب قصه نداریم؟ این سندها چقدر زیباست! نمی‌گوید ما کتاب برهان داریم، سند داریم، دلیل داریم، حجت داریم، زیر سایه عقل زندگی می‌کنیم، نه! می‌گوید مگر ما کتاب قصه نداریم؟ همه را آتش بزن. آن آتشی که آن روز در کتابخانه‌های ایران زد، که مهمترینش جندی شاپور در اهواز بوده، تا همین الان دارد ریشه این مملکت را می‌سوزاند، تا همین الان، بعد از هزار و چهارصد سال! چون کتاب را آتش نزدند بلکه عقل را آتش زدند، عدل را آتش زدند، وجدان را آتش زدند، هویت انسانی را آتش زدند.
«اِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً، يَسِيرُ الرَّاكِبُ... الی آخر».

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

پوست بدنش بیست و یک متر است. عجب! بعد می‌خواهی که طرفداران اسلام چه کسانی باشند؟ داعش نباشد؟ می‌گوید در کوله پشتی‌اش قاشق گذاشته. آن موقعی که لشکر داشتند، یکی از آنها را گرفته بودند بارش را ریخته بیرون بودند ببینند چه دارد، یک قاشق دیدند. جل الخالق! گفت این قاشق، چیست؟ گفت به ما گفتند به محض اینکه مُردی می‌روی سر سفره رسول الله، فقط همراه خودت قاشق ببر. به به به به، جل الخالق! آن وقت یک چنین شخصی نمی‌خواهی سر ببرد؟ نه؟ نه؟ می‌شود طالبان و بقیه تروریست‌های اسلامی.

اگر این چیزی که الان برای شما گفتم، ترسیم انسان دنیاست در خواب ببینی، قطعاً در خواب یا سکته می‌کنی یا می‌شاشی.
پوست بدنش بیست و یک متر ضخامت دارد.
چه بگوییم، آخرش من اینقدر اینها را می‌خوانم خل و چل می‌شوم.

---------------------

درس هفتم:
این پاسخ به حفاظت از پیامبر است.

- «وَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي الله عَنهُما عَن النَّبِّي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اَهْوَنُ اَهْلِ النَّارِ عَذَاباً اَبُو طَالِبٍ وَ هُوَ مُنْتَعِلٌ بِنَعْلَيْنِ يَغْلِي مِنْهُمَا دِمَاغُهُ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۶۸۸

خوب توجه کن!
عبدالله ابن عباس محدث موثق ثقلین (شیعه و سنّی)، می‌گوید: رسول خدا فرمود کمترین عذاب جهنم به ابوطالب پدر امیرالمومنین می‌رسد، در جهنم یک جفت کفش به پایش می‌کنند که در اثر آن مغزش به جوش می‌آید.

ابوطالب عموی پیغمبر است، پدرش عبدالمطلب بزرگ مکه است که همه آنها متدین به دین ابراهیم خلیل بودند به نام حنیفیه، بت‌پرست نبودند، بزرگترین حامی پیغمبر در مکه بود که وقتی از دنیا رفت پیغمبر دیگر نتوانست بماند، جبرائیل به او گفت آخرین پناهگاهت رفت سریع دربرو، نصف شب فرار کن! حالا این ابوطالب باید در جهنم باشد، «فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۳۹ بقره﴾» بدون محاسبات زمانی کفش هم پایش است، اینقدر داغ است که مرتب مغزش می‌جوشد. این ترور امیرالمومنین نیست که بگویند بابایش این است؟ این ترور وجدان نیست که پشتوانه پیغمبر باشد، که تا هست بزرگان قریش جرأت نکنند پیغمبر را بکشند. در مکه پیغمبر را راحت می‌کشتند، پیغمبر نه گارد داشت نه لشکر داشت، یک چند تا گرویده داشت همه آنها هم که پنهان، خودش گفته بود تقیه کنید اعلام نکنید. خودش که جرأت می‌کرد اعلان کند کنار کعبه نشسته نماز می‌خواند، یک شکمبه گاو را باز می‌کنند و روی سرش می‌ریزند، اطرافیان هم که مخالفش هستند همه می‌خندند. در کوچه‌های مکه راه می‌رود از بالای پشت بام نجاست حیوان را روی سرش می‌ریزند. بارها حکم اعدام پیامبر در مکه بین قبایل تصویب شد ولی روی ترس از ابوطالب پیغمبر را نمی‌کشتند.
یک حدیث از پیغمبر هست می‌گوید یک روزی می‌رسد که خدا این دین را با یک بی‌ دین حمایت می‌کند. چطور پیغمبر آنجا نمی‌گوید این بی‌ دین که دین من را می‌خواهد احیا کند قدرت داده بشود، غلط کرده؟ او بی‌ دین است به دین من چه کار دارد، چرا نگفت؟

همه اینها اسناد دین است. پیغمبر می‌گوید ما برای پیشرفت دینمان از بی‌ دین‌ها کمک نمی‌گیریم. پیغمبر چرا از ابوطالب کمک می‌گیرد؟ کمک می‌گیرد که نفَس بکشد تا او را نکشند. بعد ابوطالب مشرک است؟ به جرم اینکه از دین جدش ابراهیم نیامده به دین جدید التاسیس برادرزاده‌اش، جرم ابوطالب این است! تقیه هم نمی‌کرد که بگوید از اطرافیانش می‌ترسد به اسلام نگروید، برای اینکه خودش در بین قبایل یک شخصیت مستقل داشت، رأس بنی هاشم بود. چرا دینش را عوض نکرد؟ بیا وجدانت را بگذار این وسط بشود واعظ، اگر ابوطالب یک دانه از این معجزاتی که نقل می‌کنند از پیغمبر را دیده بود یک لحظه در دین جدش ابراهیم نمی‌ماند ولی همه آنها حرف بوده! برای اینکه آبروی علی را ببرند از این احادیث می‌سازند، که خیلی هم زیاد ساختند و در همه کتاب‌ها خیلی هم تکراری است.

«اَهْوَنُ اَهْلِ النَّارِ عَذَاباً اَبُو طَالِبٍ». برای ابوطالب خیلی پارتی بازی شده، خیلی هوایش را داشتند به خاطر اینکه پشتوانه پیغمبر بوده. با این جهت می‌گوید «وَ هُوَ مُنْتَعِلٌ بِنَعْلَيْنِ يَغْلِي مِنْهُمَا دِمَاغُهُ». ببینم ابوطالب این آیه را نشنیده بود؛ «لا نُفَرِّق‌ُ بَين‌َ اَحَدٍ مِن‌ رُسُلِه‌ِ ﴿۲۸۵ بقره﴾»؟ در سوره بقره نشنیده بود؟ نه؟ می‌گوید: شما که می‌گویید همه انبیاء یکی هستند فرقی ندارند، خب من به دین جدم گرایش دارم که جد شما است ای پسر برادر!

--------------------------

درس هشتم:
آیا فرضیه‌های دینی نباید در ترازوی عقل به سنجش آید؟

- «... عَن عَبْدِ اللهِ ابْنِ عَمْرِو قَالَ: اِنَّ اَدْنَى اَهْلِ الجَنَّةِ مَنْزِلَةً: مَنْ يَسْعَى عَلَيْهِ اَلْفُ خَادِمٍ، كُلُّ خَادِمٍ عَلَى عَمَلٍ لَيْسَ عَلَيْهِ صَاحِبُه، قَالَ وَ تَلاَ هَذِهِ الآيَة: {اِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤَاً مَنْثُوراً}».

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

پس غدیر خم چیست؟ چه کسی آن را خراب کرد؟ خلفا؟ نه بابا خلفا چه کسانی هستند؟ «لَا مُوَثّر فِي الوُجود اِلَّا هُو» همه کاره اوست. چه کسی جرأت دارد با علی دربیفتد! فاطمه زهرا به او می‌گوید خانه‌نشینی بس است، عه! بس است این پاهایت را گرفتی دستت یک جا خیره شدی. مگر تو آن علی نیستی که در خیبر را کندی و پهلوان‌ها را کشتی؟ برو کار را تمام کن! ولی این خدا نمی‌گذارد علی کار را تمام کند.

چرا؟ چون پیغمبر بعد از ابلاغ حکم وصایت و ولایت علی ابن ابیطالب، وقتی که آمد در گوش علی گفت علی جان این غدیر فیلم است از طرف این خدای ظالم، من می‌روم اینهایی که دشمن من هستند جای من می‌آیند، تو را عقب می‌اندازند، علی جان اگر خواستی حقت را بگیری چهل نفر لشکر داشتی قیام کن، اگرنه در خانه بنشین!
چهل نفر، نه چهل هزار نفر، نه چهار هزار نفر، نه چهارصد نفر، چهل نفر!
این خیلی حرف دارد‌، یعنی پیغمبر می‌داند چهل تا طرفدار واقعی ندارد. پیغمبر ندارد، امروز دارد؟ عجب! مخ داغ می‌کند. یعنی تو شیعه ایرانی می‌گویی من شیعه هستم؟ علی ابن ابیطالب رأس تشیّع عدل مطلق، عقل کامل، چهل نفر ندارد. فرزندش بقیة الله هم همین طور، هزار و دویست سال است لنگ سیصد و سیزده نفر است.

--------------------

درس ششم:
این مهملات در جنگ روانی برای مخاطبین است.

  - «وَ عَنه عَن النَّبِّي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قال: ضِرْسُ الكافِرِ مثلُ (اُحُدٍ)، وَ فَخِذُه مِثلُ (البَيْضَاءِ)، وَ مقْعَدهُ مِنَ النَّار كَمَا بَينَ (قَدِيدَ) وَ (مكَّةَ)، وَ كَثَافَةُ جِلدِهِ اثْنانِ وَ اَرْبعون ذِرَاعاً بِذِرَاعِ الجَبَّارِ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب
از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۶۸۲.

عناوینی هم که انتخاب می‌کنم، آنها هم از توجهات دینی است که قائم آل محمد می‌خواهد آن را بیاورد.

این درس بازخوان است‌ ولی مثل شواهد و کنایات و مثال‌ها که برای شما می‌آورم، این هم یکی از آنها فرض کن. اگر این حدیث جزء همین مستدرکاتی بود که مرتب به آن اشاره می‌کنم یادم بود، متنش را نمی‌خواندم.

رسول خدا فرمود: دندان آسیاب کافر در جهنم به اندازه کوه احد است. انسان یک متر و نیم قد، بگو دو متر، هفتاد کیلو وزن، بگو صد کیلو، در جهنم تبدیل می‌شود به یک هیولایی که کسی ندیده، هیچ مادربزرگی زیر کرسی زمستان برای نوه‌اش نگفته که بخوابد.

جهنمی دندان آسیابش (یک دانه دندانش) به اندازه کوه احد است. رانش مثل کوه بیضا است. همه اینها کوه‌های اطراف مدینه است. مقعدش (یعنی حجمی که در جهنم هیکل این اشغال می‌کند) به فاصله بین قَدِيد و مکه است. قَدِيد را توضیح نداده، یکی از بلاد جزیرة العرب است.

چقدر قشنگ شناسنامه جهنمی را آورده، برای آنهایی که این کلاه فولادین دین روی صورتشان هست دم به آنها تنگ است، مدام می‌خواهند بیرون بیاورند نمی‌توانند! هر یک حدیث، روایت و آیه‌ای که برای شما می‌خوانم، این کلاه یک سانت بالا می‌آید، حالا آن کسی که این درس را کنار گذاشته، یعنی اینکه کلاه هست نفَس نمی‌کشم، عیب ندارد. جایی را نمی‌بینم، عیب ندارد‌. چیزی نمی‌شنونم، عیب ندارد. حرف نمی‌توانم بزنم، عیب ندارد. یک چنین شخصی آیا مرده نیست؟

قرآن چه می‌گوید؟ به پیغمبر می‌گوید «اِنَّكَ مَيِّتٌ وَ اِنَّهُمْ مَیِّتُونَ ﴿۳۰ زمر﴾». این خیلی حرف دارد‌، خیلی حرف دارد! می‌گوید: پیغمبر تو مُردی و اینها هم که دور تو هستند یک مشت مرده هستند. آیا مُرده، رسول می‌شود؟ نبی می‌شود؟ پیامبر اولوالعزم می‌شود؟ وصل به خدا می‌شود؟ به معراج می‌رود؟

ببین همین یک آیه را قرآن‌خوان می‌خواند، از بغل آن رد می‌شود. ای بی‌ مخ توقف کن، یعنی چه که ای پیغمبر تو مُردی، مردم هم مردند؟ نمی‌گوید می‌میرید، بگوید بمیرید، یک چیز طبیعی است و حرفی در آن نیست، می‌گوید الان مردید! یعنی ای عاقل در قبرستان زیر خاک در قبرها وحی نازل می‌شود. می‌فهمی؟ بعد تو قبول می‌کنی؟ بله؟ امیرالمومنین در مناجاتش چه می‌گوید؟ «اَنْتَ الْحَيُّ وَ اَنَا الْمَيِّتُ» تو زنده هستی من مرده هستم. این هم از همان حرف‌های مهم است، افشاگری است، اما کسی نمی‌فهمد. اصحاب محراب و منبر می‌فهمند ولی پول در آن نیست. در این حرف‌ها پول نیست خون است، اعدام است، مرگ است، تهدید است، ترس است، ولی در محراب و منبر همه چیز هست؛ زر، زور و تزویر. باشد!

آقایان محراب و منبر بخورید و بیاشامید که روزهای آخر عمرتان است.
عقلا، عدلیّون و اهل وجدان به خوبی صدای امام عصر را می‌شنوند که دارد می‌آید. بخورید، روز مکافات خیلی نزدیک است! روزی که اهل بیت فرمودند: فرزند ما مهدی قیام می‌کند اول سراغ محراب و منبر می‌آید، قضات را می‌کشد، فقها را می‌کشد و سادات بنی فاطمه را می‌کشد. همه اینها متصدیان محراب و منبر هستند، همه اینها مسئول هستند که تنور نانوایی‌شان خاموش نشود، مرور زمان خاموش نکند‌‌.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

خجالت می‌کشم خطاب به پیغمبر کنم، چون می‌دانم یا اینها به پیغمبر بسته شده یا اینکه پیامبر می‌خواهد بگوید که من در سر چهارراه مظلوم واقع شدم، ببینید چه چیزهایی به من می‌گویند! آیا جهنمی در صف جماعت رسول الله نبوده؟ همه بهشتی بودند؟ متمردین از فرمان پیامبر که گفت همه از مدینه خارج بشوید در این لشکری که بیرون شهر اتراق کرده بپیوندید، آنهایی که تمرد جستند نرفتند ده بیست سی نفر بودند، آیا اینها جهنمی هستند یا نیستند؟ آیا اینها جمع شدند پیغمبر را به زور از خانه یک زن دیگرش

کشاندند به خانه یک خانمی که عهده‌دار این منصب هست، یعنی قتل پیامبر، به او شربت دادند، پیغمبر می‌گوید این سم است، می‌گویند نه این دارو است. جبرائیل کوفت زده نمی‌آید به پیغمبر کمک کند، یک شهر را می‌تواند با یک پرواز نابود کند، این در قصص الانبیاء است، بعد به یک اتاق نمی‌تواند بیاید و از حریم نبوت دفاع کند؟ از حریم این خدای مجهول الهویه دفاع کند؟ آیا اینها جهنمی نبودند؟

پیغمبر در تنگنا در بن بست قرار گرفت و ناچار شد یک چیزی بنویسد، یعنی افشا کند، گفت بده وصیت بنویسم، گفتند نه، تمام شد، وصیت بی‌ وصیت، چون تو خل و چل هستی! آیا اینها جهنمی نیستند؟ نه؟ اینها در آن مسجد جمع نشده بودند؟ معارضین غدیر خم پشت سر پیغمبر نماز نمی‌خواندند؟ پیغمبر نمی‌داند که تمام این پشت سری‌هایش، بعد از خودش غدیر خم را لگدمال می‌کنند؟ نمی‌داند؟! پیغمبری که از اینجا جهنم را می‌بیند، نمی‌داند؟ فردا را نمی‌داند؟ هفته دیگر را نمی‌داند؟ یک ماه دیگر را نمی‌بیند؟

فاصله زمانی غدیر خم تا شهادت پیغمبر چقدر است؟ یکی دو ماه است. بعد اینها جهنمی نیستند؟ جبرائیل به پیغمبر نگفت که امت تو خاندانت را نابود می‌کنند، حسینت را قطعه قطعه می‌کنند؟ نگفت؟! پیغمبر که دیگر همه چیز را فهمید، از آن لحظه که می‌آید نماز بخواند، پشت سری‌هایش جهنمی نیستند؟ معاویه خیلی جسور و گستاخ پای منبر پیغمبر که داشت علی را معرفی می‌کرد بلند شد و به عنوان اعتراض از آنجا بیرون آمد، بلند بلند اعتراض می‌کرد، اینها اسناد و مدارکی است که در دایرةالمعارف آوردیم. این جهنمی نیست؟ عجب، عجب، عجب!

پیغمبر این آیه را یادش می‌رود «اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ كُفْراً وَ نِفَاقاً ﴿۹۷توبه﴾» دوروبری‌های تو یا کافر هستند یا منافق هستند؟ منافق یعنی اینکه به ظاهر می‌گوید من هستم، به باطن فقط منتظر است تو بمیری تا تاج و تخت تو را بردارند. یا حکم جهاد بدهی بروند شهرهای اطراف و کشورهای اطراف را غارت کنند زن‌های خوشگل‌شان را بیاورند بکنند، اموالشان را بیاورند. بارها در اسناد دینی ثابت شده که مردم برای شهوت و شکم جهاد می‌کردند. اینهایی که ما تا حالا خواندیم که از تورات و انجیل و زبور و اوستا نبود. آیا جبرائیل به پیغمبر نگفت بعد از کشتن تو امتت دچار فتنه می‌شوند و دین تو را از بین می‌برند؟ بعد پیغمبر به او نگفت که ای جبرائیل من را نترسان پشتوانه‌ام قرآن است، من نیستم خلیفه من قرآن است؟ نگفت؟! جبرائیل نگفت خود این قرآنِ تو مفتّن اعظم است و همین قرآن باعث می‌شود «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی»، «یُخْرِجُون النَّاس مِنْ دِینِ الله اَفْوَاجاً»؟
این هم یک مهر باطل دیگر بر دین تحمیلی!

-----------------------

درس پنجم:
این رؤیت است یا روایت؟

- «عَن خَالد ابْنِ عُمَيرٍ قَالَ: خَطَبَ عُتْبَةُ ابْنُ غزوانَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ فَقَالَ: اِنَّه ذُكِرَ لَنَا: اَنَّ الحَجَرَ يُلْقَى مِنْ شَفَةِ جهَنَّم، فَيَهْوي فِيهَا سَبْعينَ عَاماً مَا يُدْرِكُ لَهَا قَعْراً، وَاللهِ لَتُمْلَأَنَّ، أ فَعَجِبْتُم؟
رواه مسلم هكذا.
[صحيح لغيره] وَ رَواه الترمذي عَن الحسن قَالَ: قَالَ عُتْبَةُ ابْنُ غزوانَ عَلَى منبرنَا هَذَا -يعني منبر البصرة- عَن النَّبي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: اِنَّ الصخْرَةَ العظيمَةَ لتُلْقى من شَفيرِ جهَنَّم، فتَهْوي فِيهَا سَبْعينَ عَاماً وَ مَا تُفْضي اِلَى قَرَارِهَا».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۷۱.

خالد ابن عُمیر نقل می‌کند از عتبة ابن غزوان حواری پیامبر، می‌گوید: بالای منبر خطبه می‌خواند، از پیامبر نقل می‌کرد، گفت به ما رسول خدا فرموده سنگی از لبه جهنم پرت می‌شود.
خوب دقت کن، اگر خوابت می‌آید مزاحم خوابت نشو بخواب، آن خواب هم یک حرکت ماورایی است، ولی بعداً قشنگ گوش کن. اگر با تقیه داری در محل کارت گوش می‌دهی و این را در گوش‌ات کردی نکن. اینها موعظه نیست، اینها وعظ نیست، اینها چرت و پرت روی منبر نیست، اینها وسیله درآوردن اموال مردم از خانه‌هایشان نیست. اینها تحقیق است، کاری می‌خواهیم بکنیم که وقتی بقیة الله الاعظم قیام می‌کند جلوی او نایستیم مثل بقیه شیعیان.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

عقل می‌گوید باید ببینیم. دین می‌گوید عقل! چقدر در ترویج عقل از فرهنگ دینی داشتیم. این حرف بدی است؟ یا رسول الله تو اینقدر زور داری که ماه را دو نیم می‌کنی، خورشید را برمی‌گردانی، نمازت قضا شده روی پای علی خوابیدی بیدار شدی دیدی که نماز از بین رفته، علی چرا بیدارم نکردی؟ علی گفت دلم نیامد (5939).

یعنی پیامبر و علی هر دو نماز را در آن ساعت نخواندند، بعد پیغمبر می‌گوید مشکلی نیست دستش را طرف خورشید می‌آورد به اندازه چند ساعت که برگردد به وقت نماز آن موقع، آن را به عقب می‌آورد.
در دانشنامه دین اسمش می‌دانی چیست؟ ردُالشمس، که باعث افتخار است، جزء معجزات است که پیامبر با دست مبارک کره خورشید را با این همه فاصله با این همه سوزانندگی کشید عقب، آهان آمد سر وقتی که قضا شده بود، حالا نماز بخوانیم. یک چنین عظمتی چرا فقط می‌گوید من جهنم را دیدم؟ چرا نمی‌گوید بیایید ببینید؟ اگر می‌دیدند، جبرائیل به پیغمبر این آیه را می‌گفت «اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ كُفْراً وَ نِفَاقاً ﴿۹۷توبه﴾»؟ عرب‌ها کافر هستند، بیا نگاه به خلیج فارس کن؛ شیوخ عرب. قرآن می‌گوید هر چه عرب است کافر است. عرب‌های کشور خودمان مستثنا است، اینها با کشور همسایه همجوار بودند بادش گرفته اینها هم‌زبان شدند. کُردها به کردستان عراق وصل بودند، ترک‌ها به ترکیه وصل بودند، و الا نه ترک ایران ترک است، نه عرب ایران عرب است، نه کُرد ایران کُرد است. پس نمی‌تواند، نمی‌تواند نشان بدهد. ای اصحاب محراب و منبر، پیامبر نمی‌تواند، شما که هزار برابر پیغمبر ادعا دارید پز می‌دهید روی جیب خدا، شما نشان بدهید، شما جهنم را نشان مردم بدهید تا یک نفر بی‌ دین پیدا نشود. آخ شنیدم چه گفت. می‌دانی چه جواب داد؟ وای می‌گوید که کور هستی، ما ایران را جهنم کردیم بدبخت. ببخشید معذرت می‌خواهم یادم رفت، یادم رفت کجا زندگی می‌کنیم.

«عَن رَسولِ الله اَنَّه قالَ: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ رَأَيْتُمْ مَا رَأَيْتُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلاً وَ لَبَكَيْتُمْ كَثِيراً. قُلْنَا مَا رَأَيْتَ يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ رَأَيْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ».

خوشم می‌آید از این حقی که ما را در مسیرش قرار داده، دقیقاً چیزهایی را به من نشان می‌دهد می‌گوید بگو، که کلاً دلالت دارد که نه دینی وجود دارد، نه خدایی وجود دارد، نه وحی‌ای وجود دارد، فقط یک پیغمبر داریم که بنده خدا مظلوم، این خدا همه جا اذیتش کرده. می‌دانی چطوری اذیتش کرده؟ می‌گوید «لَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ ﴿۲۵ حدید﴾» ما پیامبران را با دلیل آوردیم. خیلی خب! ببین یکی از اسماء سوء خدا مستهزء است، مسخره کننده، ببین الان دارد پیغمبر بنده خدا را مسخره می‌کند، از این طرف می‌گوید ما این پیغمبر را با قدرت علمی و فرهنگی آوردیم و از آن طرف یک اسلحه به دستش داده می‌گوید بگو «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم»! این مسخره کردن پیغمبر نیست؟ نباید دلمان به این پیغمبر بسوزد؟ آیا جایگاه دارد ما با این پیغمبر بد باشیم؟ این مظلوم است، ائمه همین طور. خدا با همه بازی کرد. خدا نه باد هوا!

---------------------------

درس سوم:
آیا نور می‌خندد؟ اگر تجسم پیدا می‌کند برای همیشه، دیگر فرشته نخواهد بود.

- «وَ عَن اَنسِ ابنِ مَالكٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ عَن رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ اَنَّه قَالَ لِجِبْرِيلَ: مَا لِي لَا أَرَى مِيكَائِيلَ ضَاحِكًا قَطُّ قَالَ مَا ضَحِكَ مِيكَائِيلُ مُنْذُ خُلِقَتِ النَّارُ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ٣ حدیث ۳۶۶۴.

رسول خدا به جبرائیل یعنی دحیة ابن خلیفه کلبی فرمود: چرا هیچ وقت نمی‌بینم که میکائیل بخندد؟
میکائیل رده دوم بعد از جبرائیل است. میکائیل یک وظیفه دارد، همان طور که جبرائیل یک وظیفه دارد، جبرائیل وظیفه‌اش این است که پیام خدا را به پایین برساند، منتها برای اینکه این جبرائیل بی‌ آبرو بشود، خدا در قرآنش می‌گوید که من با مردم حرف می‌زنم. تمام شد، یعنی جبرائیل باد هواست. اگر قرار است خدا حرف بزند پس جبرائیل اینجا چه کاره است؟
ببین ما در ابطال این دین چقدر سند داریم!

حالا وظیفه میکائیل چیست؟ ارتزاق بشریت دستش است، روزی مردم دستش است. وظیفه‌اش این است که نه هر روز نه هر شب بلکه هر ثانیه هر کس می‌گوید آی پول می‌خواهم، اجاره‌خانه ندارم، پول درمان ندارم، خرج تحصیل بچه ندارم، میکائیل سریع می‌گوید چشم، «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲ ذاریات﴾» سریع بالا می‌رود میکائیل هم که باد هواست، از طریق هوا می‌رود به هوا و رزق را برمی‌دارد می‌آورد. من نمی‌دانم این برای چه خلق شده؟ طبق انشائات دین، جبرائیل وحی می‌آورد، می‌خواهد کتاب‌های دینی را پر کند. خیلی خب! اسرافیل یک بوق دستش است به وسیله جنگ‌های هسته‌ای، بمب‌های هسته‌ای انقراض کره زمین را اعلام می‌کند.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

7318                1405-05-06

۱- این کلام با چارچوب‌های اعتقادی دینی، وفق نمی‌دهد.

۲- ماه را دو نصف می‌کند اما جهنم را نشان نمی‌دهد.

۳- آیا نور می‌خندد؟ اگر تجسم پیدا می‌کند برای همیشه، دیگر فرشته نخواهد بود.

۴- مگر نگفتی که جهنمی از همین دنیا معلق آن می‌شود؟

۵- این رؤیت است یا روایت؟

۶- این مهملات در جنگ روانی برای مخاطبین است.

۷- این پاسخ به حفاظت از پیامبر است.

۸- آیا فرضیه‌های دینی نباید در ترازوی عقل به سنجش آید؟

۹- آیا مخاطبین می‌فهمند که چه می‌شنوند؟

---------------------------

درس اول:
این کلام با چارچوب‌های اعتقادی دینی، وفق نمی‌دهد.

- «وَ عَن اَنَسِ ابْنِ مالكٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: مَنْ سَألَ الله الجنَّةَ ثلَاثَ مَرَّاتٍذ قَالتِ الجَنَّةُ: اللَّهُمَّ اَدْخِلْهُ الجنَّة، وَ منِ اسْتَجارَ مِنَ النَّارِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قالَتِ النَّارُ: اللهُمَّ أجِرْهُ مِنَ النَّارِ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری از اعاظم محدثین اهل سنّت و جماعت جلد ٣ حدیث ۳۶۵۴ است.

رسول خدا فرمود: هر کس سه بار بهشت را از خدا طلب کند بهشت می‌گوید خدایا او را وارد من کن و هر کس سه بار از جهنم به خدا پناه ببرد جهنم می‌گوید او را نجات بده. تک تک حروف این حدیث اضمحلال دین را نشان می‌دهد ترور شخصیت پیغمبر را نشان می‌دهد. بانیان دین اینها بودند دیگر، اینقدر قدرت داشتند که به پیغمبر القاء وحی کنند. از این مهمتر؟ هر چه می‌خواستند می‌گفتند، پیامبر از ترسش یک قال الله می‌آورد بعدش هم که ترتیب پیغمبر را دادند و نگذاشتند وصیت بنویسد غدیرش را منهدم کردند، عزیزانش را کشتند.
این احادیث میراث آنهاست، این احادیث کتابت آباء و اجداد اعراب خلیج فارس است. تازه این کتاب، صحیح در صحیح است یعنی صد هزار قال رسول الله، شش هزار تا را انتخاب می‌کنند، آن وقت این عالم سنّی از آن شش هزار تا دوباره یک چند تا را انتخاب می‌کند به عنوان کتاب صحیح. تمسخر خدای زمین از این بهتر، با رنگ و لعاب حدیث با سلسله مراتب روات!

هر کس سه بار بگوید آخ بهشت را می‌خواهم، بهشت فوراً می‌گوید خدایا این من را می‌خواهد من را به این بده، سه بار بگوید آخ از جهنم بدم می‌آید، جهنم می‌گوید خدایا این از من بدش می‌آید این را بکش بیرون، تمام شد! پنجاه هزار سال قرنطینه بازرسی و بازپرسی بر روی مو راه رفتن تیزتر از شمشیر لیز لغزنده با یک حدیث به هوا می‌رود. نه این درست است و نه آن درست است، ولی هر دوتا دست به دست هم دادند یک دینی را تشکیل دادند، ما با آن دین مخالف هستیم، ما پشت رسول الله هستیم، هماهنگ با ائمه هستیم و می‌دانیم که این بزرگواران از این دین منزجر بودند منتها دحیة ابن خلیفه کلبی یقه پیغمبر را رها نمی‌کرد، مدام تند تند می‌آمد برای اینکه پیغمبر را رسوا کند مدام معارض با او حرف می‌زد، می‌گفت «قَالَ الله» این طوری، فردا «قَالَ الله» ضد آن، که مردم بگویند این دیوانه است، «اِنَّهُ لَمَجنُونٌ ﴿ ۵۱ قلم﴾» دشمنان می‌گویند او دیوانه است. قرآن است، «لَمَجنُونٌ ﴿ ۵۱ قلم﴾» لام لام تاکید تخصیص تشدید حتماً دیوانه است.

وصیت هم که حق وجدانی عقلانی عادلانه شرعی حقیقی حقوقی، هر چه بگویی، نمی‌گذارند بنویسد. جرمش چیست؟ جرمش این است که دیوانه است. دیوانه مهجور است، مهجور از اموالش دور است، نه وصیتش مقبول است، نه تصمیمش و نه اراده‌اش. ببین خیلی راحت یک مارک دیوانه بزن، بعد سلطنتش را تصاحب کن. خیلی جالب است نه؟ کسی که با سه تا بهشت را می‌خواهم، سه تا از جهنم بدم می‌آید بهشتی می‌شود و از جهنم بیرون می‌آید، رسالت یعنی چه؟ یکصد و بیست و چهار هزار نفر آمدند می‌گویند ما نماینده خدا در زمین هستیم، نهایتش این است؟ حساب و کتاب چه شد؟ عالم برزخ قبر چه شد؟ محاکمات برزخی چه شد؟ شرایع دینی چه شد؟ مناسک مذهبی چه شد؟ اصول دین چه شد؟ فروع دین چه شد؟ همه آنها را بریز دور! یا این درست است یا آن، یکی از آنها، معارضات است.
- اگر این درست است، وای به حال مسلمین از خریتشان.
- اگر آن درست است، بیچاره مسلمین که به چه وعده‌هایی تن دادند، در حالی که با سه بار تکرار، اصلاً اینها را نمی‌خواهد.
بعد جالب است خدا شده مأمور و بهشت شده امیر، او امر می‌کند خدایا بده بیاید در شکم من، خدا هم یک برده است می‌گوید باشد برو به بهشت.

«قَالَ رَسُولُ الله: مَنْ سَألَ الله الجنَّةَ ثلَاثَ مَرَّاتٍ قَالتِ الجَنَّةُ: اللَّهُمَّ اَدْخِلْهُ الجنَّة، وَ منِ اسْتَجارَ مِنَ النَّارِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قالَتِ النَّارُ: اللهُمَّ أجِرْهُ مِنَ النَّارِ».
یک دین کودک صفت، مجنون‌مدار، کذاب‌مآب.
من اینها را که درمی‌آورم همه را در ویترین تاریخ می‌چینیم به نام دایرةالمعارف ظهور، آنجا قشنگ می‌شود توزین کرد، همه را کنار هم داریم.

------------------------

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

«گشایش درهای جدید برای خلقت نوین 951» 05-05-1405

⚡️از کشمکش قرن، فغان و شرر آمد
از بابت هر ظلم به ملت، ضرر آمد

⚡️از کلام ظالم حاکم به ادیان، جز تباهی نامده
لا اله گفت و آمد بر سر کشور، بلایی دائماً هی آمده

⚡️ای وای که این خلق گرفتار، اسیر است


➖اسیر فقریم، اسیر انواع بیماری هستیم، اسیر جنایتکاران هستیم، اسیر نامردان هستیم، اسیر ناجوانمردان هستیم.

ما در گرو سعد و مغیره، همگی باب عذاب است

➖آباء و اجداد شیوخ و امرای کشورهای عربی خلیج فارس، سعد وقاص، مغیرة ابن شعبه و خالد ابن ولید هزار و چهارصد سال قبل به ایران حمله کردند.

⚡️این غلغله در میهن ما زلزله ساز است
امنیت و اموال همه بر سر آب است


➖سدها آب ندارد اما همه چیز این ملت را سیل دین برده، هیچ چیزی برایشان باقی نگذاشته است.

⚡️الخبر، تاریخ آمد زار ما

➖امروز تاریخ بشریت به حال ملت ایران گریه می‌کند.

هر ورقش قصه‌ای، غصه شده حال ما

⚡️ای که به امّن یُجیب، داده تو را صد امید


➖می‌گوید «أَ مَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذَا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ ﴿۶۲ نمل﴾» آیا یک گرفتار هست من را صدا بزند تا من جوابش را بدهم؟ آخر این آیه مخاطب ندارد، این پیام متولی ندارد. آنقدر مردم ناله کردند که دیگر از خدای زمین ناامید هستند، خدای ادیان و مذاهب هم که وجود ندارد جواب مضطر منتظر را بدهد.

رفع نقاهت نکرد، لطمه زند پُر عدید

➖آن شاعره چقدر حرف خوبی زده، می‌گوید: «ما را به خیر تو نیست امید شر مرسان»! به قول ابی عبدالله مظلوم که ایام اربعینش است، می‌گوید: «ای خدا تو اگر از ما دست بکشی دست از سر ما برداری یزیدی پیدا نمی‌شود که ما را بکشد».

⚡️عدل خدا بین که همه، واژگون
کشته شده مردم و همچون زبون


➖اگر می‌خواهی بدانی خدا عادل است یعنی چه، سرنوشت مردم ایران را نگاه کن، نه شادابی در آنها هست، نه امید در آنها هست، نه انگیزه برای زندگی در آنها هست!

‎‌╭─┅═ঊঈ📚ঊঈ═┅─╮
@Matnefarmayeshat
╰─┅═ঊঈ✍🏼ঊঈ═┅─╯

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

🟣 عزیزان همراه

حضور آنلاین کاشف توحید بدون مرز:

🗓 دوشنبه ۴۰۵/۵/۵

🕒 در ساعت ۱۵ (۳ بعدازظهر) خواهد بود.

✅ علاقه‌مندان می‌توانند از لینک‌های زیر استفاده نمایند. ضمنا ‏جهت اتصال بهتر حتما VPN خود را خاموش و سپس بر روی لینک‌ها ضربه بزنید:

🔴 لینک اول:

http://185.213.164.194:8000/stream 

🟣 لینک دوم:

http://217.114.40.254:8000/stream

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

🟡 سروده و توسل کاشف توحید بدون مرز
تحت عنوان:

گشایش درهای جدید برای خلقت نوین  (۹۵۰)

مورخ  405.05.04

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

پیغمبر، خدا را ملاقات کرده. ببین دروغگو دستپاچه می‌شود یعنی همین، یک جا می‌گوید «ذَهَبَ نَبِيُّ الله فَقَامَ تَحتَ العَرْشِ» پیغمبر رفت زیر تخت پادشاهی خدای موهوم. بعد می‌گوید «فلَقِيَ مَا لَمْ يَلقَ ملَكٌ» ملاقات کرد با خدا، ملاقاتی که هیچ کس به آن حد نرسیده است. این بالاخره نفهمیدیم زیر عرش است یا روی عرش است!

«مَا لَمْ يَلقَ ملَكٌ مُصْطَفیً وَ لَا نَبِيٌ مُرسَلٌ» فرشتگان مخصوص آنجا نرسیدند، جرأت نمی‌کنند، حدشان نیست، حقشان نیست. فرشته مخصوص دیگر از جبرائیل مهمتر؟ و هیچ پیغمبری هم که هم رسول بوده و هم نبی، به آنجا نتوانسته بیاید. «فَاَوْحَى اللهُ اِلَى جِبْرِيلَ اَنِ اذْهَبْ اِلَى مُحَمَّدٍ». ببین اصلاً گیج است، در صنعت حدیث‌سازی گیج است.

- اول زیر عرش است.
- بعد روبرو می‌شود ملاقات می‌کند، جایی می‌رود که بزرگان از فرشتگان نرفتند من‌جمله جبرائیل‌.
- بعد خدا به جبرائیل می‌گوید برو پیش محمد و به او بگو که «ارْفَعْ رأْسَك» سرت را بالا کن.
چه بگوییم؟ پیغمبر اعقل اهل زمان بوده، حالا وحی هیچی، عاقل‌ترین فرد جزیرةالعرب بوده، می‌آید این حرف‌ها را بزند؟ گیج است؟ در محشر است، عیسی به او می‌گوید برو بالا عریضه را به خدا بده، آمده زیر عرش جایی که فرشته مخصوص نمی‌آید، بعد خدا را ملاقات می‌کند. معلوم نیست خدا آمده پایین با پیغمبر ملاقات کرده یا پیغمبر بالا رفته. بعد ملاقات کرده، بعد خدا به جبرائیل می‌گوید که به او بگو که بیا سرت را بالا بگیر. گفتی که جبرائیل به آنجا نرفته، گفتی که خدا رو در رو با پیغمبر بوده، این چه صیغه‌ای است؟ «فَاَوْحَى اللهُ اِلَى جِبْرِيلَ اَنِ اذْهَبْ اِلَى مُحَمَّدٍ فَقُل لَهُ ارْفَعْ رأْسَك» این یعنی چه؟

---------------------------

درس ششم:
اگر بنای شفاعت باشد چرا در دنیا این کار را نکرد؟

- «وَ عَن عَبدِ الله ابن عَمرو ابن العَاصِي رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: يَدْخُلُ مِنْ اَهلِ هَذِه القِبلَةِ النَّارَ مَنْ لَا يُحصِي عَددَهم اِلَّا الله، بِمَا عَصُوا الله وَاجْتَرؤا عَلَى مَعصِيتِهِ، وَ خَالَفوا طَاعَتَهُ، فَيؤْذنُ لِي فِي الشَّفاعَةِ، فَاُثْنِي عَلَى اللهِ سَاجِداً كَمَا اُثْنِي عَلَيه قَائِماً، فَيُقَالُ لِي: اِرْفعْ رأْسَك، وَ سَلْ تُعْطَهُ، وَاشْفَعْ تُشَفَّعْ».

کتاب صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۴۰.

رسول الله فرمود: از اهل قبله (یعنی مسلمان‌ها) تعدادی که جز خداوند کسی دیگر توانایی شمارش آنها را ندارد به دلیل نافرمانی و جرأتشان در نافرمانی از او و مخالفت با اطاعت از او وارد جهنم می‌شوند، سپس به من اجازه شفاعت داده می‌شود، پس در سجده حمد و ستایش خداوند می‌گویم، چنان که ایستاده او را ستایش کردم و به من گفته می‌شود سرت را بالا بیاور و بخواه که به تو داده شد شفاعت، و شفاعتت پذیرفته است.

این قضیه مال چه موقع است؟ مال قیامتِ نیست اندر جهان. قیامتی که وجود ندارد، نداشته ندارد و نخواهد داشت. پیغمبر تعریف می‌کند، می‌گوید قدرت من این است، خدا همه مسلمان‌ها را به جهنم می‌برد، بعد می‌گوید حالا با شفاعت من همه آنها را برگردان.
پس چرا در دنیا گفت من گناهان بزرگ را شفاعت می‌کنم؟
در جلسات قبل نخواندیم که پیغمبر گفت خدا با رحمتش مردم را به بهشت می‌برد نه با اعمالشان؟ گفتند حتی تو؟ گفت حتی من. آیا نگفت؟! آن چه می‌گوید، این چه می‌گوید؟ خدا محتاج شفاعت بنده‌اش است، «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»؟ پس چرا می‌گوید که طبق ترازوی عدلم همه اهل محشر به جهنم رفتند، پایشان را می‌خواهند بگذارند ناله فریاد، (سند این را برای شما خواندم) به آنها می‌گویم صبر کنید، دست می‌کنم از بالای عرش یک کتابی را درمی‌آورم، کتاب را باز می‌کنم، دیدم در آن نوشته من کسی هستم که رحمتم بر عذابم پیشی گرفت (7125). قبل از اینکه آنها را به جهنم بفرستی نمی‌دانستی یک چنین کتابی بالای سرت است؟ آلزایمر داشتی، حقّه‌باز؟ همه را که به جهنم می‌بری تازه یادت می‌افتد یک کتاب آن بالا گذاشتی که در آن نوشته رحمت من بر غضبم غلبه دارد، همه به بهشت بروید. قصه ملانصرالدین است. چنان چرندیات را بافتند و حُفاظی گذاشتند به نام اربابان محراب و منبر که هزار و چهارصد و چهل و چهار سال است هیچ کس جرأت نکرده حرف بزند، چون حرف بزند قانون وضع کرده، مرتد هستی، مرتد، اعدام است، و این معجون حیات اسلام است تا به الان.
«يَدْخُلُ مِنْ اَهلِ هَذِه القِبلَةِ النَّارَ مَنْ لَا يُحصِي عَددَهم اِلَّا الله، بِمَا عَصُوا الله وَاجْتَرؤا عَلَى مَعصِيتِهِ، وَ خَالَفوا طَاعَتَهُ، فَيؤْذنُ لِي فِي الشَّفاعَةِ، فَاُثْنِي عَلَى اللهِ سَاجِداً كَمَا اُثْنِي عَلَيه قَائِماً، فَيُقَالُ لِي ... الی آخر».

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

نمایندگان، چهل نفر از حواریون موسی آمدند پای کوه طور، موسی رفت آن بالا ببیند آن درخت را پیدا می‌کند، آن درخت آتش که گفت من خدای تو هستم و مبعوث به رسالتش کرد، دید نه اینجا درخت آتش نیست همه‌اش درخت است. با باد هوا صحبت کرد، گفت: خدایا می‌شود خودت را نشان بدهی؟ به خاطر آبروی من، به خاطر جان من، چون اگر نشان ندهی اینها من را می‌کشند. باد هوا گفت: هرگز مرا نخواهی دید. بابا دیروز تو آتش بودی در درخت بودی، من را صدا کردی گفتی بیا، به من گفتی «اذْهَبْ اِلَى فِرْعَوْنَ ﴿۱۷ نازعات، ۲۴ طه﴾» تو نماینده من هستی، برو جلوی این فرعون که می‌گوید من خدا هستم بایست. گفت من نماینده درخت آتش هستم، خاک بر سر این ملت اهل زمین که گرفتار چنین ادیان و مذاهبی هستند!

آن یکی خدایش رعد و برق است‌ (7274). یادت رفت که امیرالمومنین از جبهه برمی‌گشت پیامبر به استقبال آمد علی با لشکرش بالای کوه و پیغمبر با اصحابش پایین کوه بودند، پیغمبر گفت علی بایست، همان جا بایست، بایست، رعد و برق زد. نگفت که خدا دارد با علی حرف می‌زند؟ خدای اسلام رعد و برق است. عجب! موسی یک ذرّه پافشاری کرد، جان من، تو را به خودت پای جان من وسط است، پای آبروی من وسط است. گفت حرف نزن! اینهایی که پایین کوه ایستادند می‌خواهند من را ببینند؟ موسی گفت بله. گفت حالشان را جا می‌آورم. نگاه کن، موسی از آن بالا نگاه کرد یک رعد و برق آمد همه سوختند. کار خدای دین همین است؛ بزن، بکش، بخور، تجاوز کن، قاتل پروری کن.

تمام عباداتی که مسلمان می‌کند از شمشیر شروع شده «بُعِثْتُ اَنْ اُقَاتِلَکُم»، تا شمشیر ختم شده که جهاد کن، مردم بدبخت را بکش، به خاطر اینکه نمی‌خواهند زیر سلطه تو بروند. از کشتار به کشتار، این است! یک قدرتمند هست که می‌خواهد جلویش بایستد و آن حجت ابن الحسن العسکری است، می‌خواهد بایستد بگوید همه آنها دروغ است. ده‌ها هزار سال است ملت کره زمین سر کار هستند، من آمده‌ام تا پاکسازی و بازسازی کنم.
ای مهدی بیا ای مهدی بیا!
«طَالَ الاِنْتِظَارُ» طولانی شد انتظار، «وَ صَعُبَ بِنَا اَلاِنْتِصَارُ»، «عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ اِنْكَشَفَ اَلْغِطَاء، وَ ضَاقَتِ اَلْاَرْضُ»، «أَ مَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذَا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ ﴿۶۲ نمل﴾». هر یک ثانیه‌ای که بر عمر این غیبت می‌گذرد ملت‌ها نابود می‌شوند، مردم بیچاره‌تر می‌شوند. «اِلَی مَتَی»! ائمه با هزار و چهارصد و خرده‌ای سال فاصله می‌گفتند دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم، ما چه بگوییم! آنها می‌گفتند «اِلَی مَتَی» آخر تا کی؟ ما چه بگوییم؟ ما چه بگوییم؟
برای دفن این دین، مهدی بیا!
برای دفن قلدری، مهدی بیا!
برای دفع ظلم، مهدی بیا!

برای من چیزهایی را خدا حلال کرده که برای انبیاء نکرده، همه جا مسجد است. پس چرا اینقدر خرج مسجدها می‌کنید؟ چرا پول دهان مردم، شکم مردم، جیب مردم و سفره مردم را درمی‌آورید خرج مسجد‌ها می‌کنید؟ پیغمبر می‌گوید همه جا مسجد است، خیابان مسجد است، پیاده‌رو مسجد است.
مال مردم بر من حلال است. بعد می‌گوید «النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَی اَمْوَالِهِمْ» فقه می‌گوید مردم صاحب اموال خودشان هستند. ایرانی کجا صاحب مالش است؟
«اُعْطيتُ خَمْساً لَمْ يُعطَهُنَّ اَحدٌ قَبلْي جُعِلَتْ لِي الاَرضُ طَهُوراً وَ مسْجِداً، وَ اُحِلَّتْ لِيَ الغَنَائِمُ».

بقیه‌ درس را دیگر نخوانم حال ندارم.
ای وای یک عمری روضه‌خوان دین بودم، الان روضه‌خوان ملت هستم، الان روضه‌خوان کشور هستم، الان روضه‌خوان عقل هستم، روضه‌خوان وجدان هستم، روضه‌خوان عدالت هستم.

--------------------------

درس پنجم:
گزارشی بی‌ پایه و اساس از رسول الله در وضع قیامت!

- «وَ عَن اَنسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِي رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قال: اِنِّي لَقَائمٌ اَنتَظِرُ اُمَّتي تَعبُرُ، اِذْ جَاءَ عِيسَى عَلَيه السَّلَامُ قَالَ فَقاَلَ: هَذِهِ الاَنبِيَاءُ قَد جَاءَتْكَ يَا مُحمَّدُ يَسْألونَ اَوْ قَالَ يَجْتَمعونَ اِلَيْكَ تَدْعُو اللهَ اَنْ يُفَرِّقَ بَينَ جَمْعِ الاُمَمِ اِلَى حَيثُ يَشاءُ لِعظَمِ مَا هُم فِيهِ فالخَلْق مُلْجَمُونَ فِي العَرقِ فَاَمَّا المؤْمِنُ فَهُوَ عَلَيهِ كالزَّكْمَةِ وَ اَمَّا الكَافِرُ فَيَتَغَشَّاه المَوتُ قَال: يَا عِيسَى! انْتظِرْ حَتَّى اَرْجِعَ اِليكَ قال: وَ ذَهَبَ نَبِيُّ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ  فَقَامَ تَحتَ العَرْشِ فلَقِيَ مَا لَمْ يَلقَ ملَكٌ مُصْطَفیً وَ لَا نَبِيٌ مُرسَلٌ فَاَوْحَى اللهُ اِلَى جِبْرِيلَ عَلَيْه اَلسَّلَامُ اَنِ اذْهَبْ اِلَى مُحَمَّدٍ فَقُل لَهُ ارْفَعْ رأْسَك، سَلْ تُعْطَهْ وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ قالَ فَشُفِّعتُ فِي اُمَّتي اَنْ اُخْرِجَ مِنْ كُلِّ تِسعَةٍ وَ تِسْعِينَ اِنْسَاناً وَاحِداً قَال فَمَا زِلْتُ اَتردَّدُ عَلَى رَبِّي فَلَا اَقُومُ فِيهِ مَقَاماً اِلَّا شُفِّعتُ

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

آنها را بالا می‌برد و خیلی‌ قشنگ ساپورتش می‌کند؛ «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ {۲۶ آل‌عمران}». اعلیحضرت صد سال قبل سرباز صفر است، پیاده نظام است، بعد او را می‌آورد جلو جلو جلو می‌کند اعلی‌حضرت. «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿۵۸ ذاریات﴾» یعنی همین! بعد او را می‌آورد بعد می‌گوید ملت را خفه کن! عجب! ربات هستیم. ده دفعه گفتم، صد دفعه گفتم چنگیزخان مغول دارد خیابان‌ها را جارو می‌کند. رفتگر است پاکبان است، نمی‌دانم سوپور است، اسم‌هایش را قشنگ می‌کنند اما حقوق‌هایشان پایین است. به یک ایرانی بگویی سوپور بد است اهانت است. خب چه بگوییم؟ پاکبان، یعنی از پاکی و پاکیزگی دفاع می‌کند، دیده‌بان است. آن وقت حقوقش چقدر است؟ آفتاب لگن هفت است اما شام و ناهار هیچی!
چنگیزخان مغول پاکبان است کوچه را جارو می‌کند، خواجه نصیرالدین طوسی عالم بزرگ شیعی، در علوم مختلف غیر از فقه و کتب دینی که داشت، در همه رده‌های علمی وارد بود از جمله اُسطرلاب. اُسطرلاب یک علم خاص است، آن کسی که الان ادعا می‌کند دارد کلاهبردار است، مال این حرف‌ها نیست.

اُسطرلاب چیست؟ یک چینش مهره‌های خاص است که می‌بیند فردا ، هفته دیگر، ماه دیگر، سال دیگر، ده سال دیگر، صد سال دیگر، هزار سال دیگر چه خبر است! این آقا در این مهره‌چینی دید که نجات‌بخش مملکت، یک سوپور است. عجب! با همین دستگاه ردیابی کرد. خیلی حرف است، این دستگاه مال زمانی است که تکنیک نبود، صنعت نبود، کامپیوتر نبود، هوش مصنوعی نبود، تازه آنها به این نمی‌رسد. ردیابی کرد به یک کوچه آمد بله درست است، خودش است، جارو دستش است جارو می‌کند. با کمال ناباوری به او گفت اسمت چیست؟ گفت چنگیزخان. گفت ببین می‌دانم سوپور هستی ولی من با یک سیستم خاص علمی ماورایی دیدم که تو قرار است حاکم این کشور بشوی. گفت برو برو اذیتمان نکن خسته هستم، مسخره‌ام نکن، برو یکی دیگر‌ را مسخره کن. گفت جدی می‌گویم. از این اصرار از او انکار، آخرش چنگیز خسته شد گفت باشد من شاه می‌شوم برو. گفت نه دیگر نمی‌روم. چه؟ گفت یک کاغذ باید بدهی وقتی‌ شاه شدی من هم وزیر تو بشوم. چنگیز گفت بیا، تو که داری ما را مسخره می‌کنی، من هم که سواد ندارم هر چیزی می‌نویسی، بگو من امضا کنم. این خدای الکی این خونخوار را بلند کرد آورد کوچه کوچه، بن بست بن بست، خانه خانه، خیابان خیابان، میدان میدان، شهر شهر، روستا روستا، آها او را سر کار گذاشت. آیا نباید خودش تعجب کند؟ آخر من سوپور بودم. اینقدر قدرت داشت که از مغولستان (که الان هم هست) تمام کشورهای اطراف را گرفت، یک امپراتوری محکم تشکیل داد همین آقا سوپوره. بعد خواجه نصیر رفت پهلویش، گفت من با اعلی‌حضرت کار دارم، برو ایشان وقت ندارند، گفت فقط یک کلمه به او بگو، بگو خواجه نصیری که چند وقت پیش‌ها آمد از تو نامه گرفت که وزیر تو بشود آمده، تا این را به او گفتند، گفت بیا داخل. به او گفت آیا نگفتم تو شاه می‌شوی؟ گفت بله. گفت پس یالا من وزیر می‌شوم. عجب!

«أُرِيتُ ما يَلْقى اُمَّتي مِنْ بَعدي وَ سَفْكَ بَعْضِهِم دِمَاءَ بَعْضٍ فاَحْزَنَني وَ سَبَقَ ذَلِك مِنَ اللهِ كَمَا سبقَ في الاُمَمِ قَبْلَهُم». خیلی برای پیغمبر درد است. می‌دانی چرا؟ برای اینکه از این طرف از او تعریف کردند، مخابره می‌کنند، «اَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ» هنوز هستی آفریده نشد تو را آفریدیم، خاتم النبین، خاتم المرسلین، اشرف مخلوق، همه اینها مدال است روی سینه‌اش زدند، روی سینه‌اش پر شد،‌ خلیفة الله هستی، شفیع مردم هستی، با تو خدا شناخته شده، تو اینقدر رفتی بالا، بالاتر از منِ خدا، که در آن حدیث گفتی خدا خلیفه من است (6304). خلیفه یعنی چه؟ یعنی جانشین. اوه سینه پیغمبر جا ندارد، چقدر مدال زدی! او را بردند بالا بالا هفت طبقه آسمان، حالا از آنجا پرتش کردند پایین. طرف آمده می‌گوید یا رسول الله تو گفتی «اَسْلِمْ تُسْلَمْ» اسلام بیاور تا سالم باشی، من هم آمدم، الان چند روز است که تب دارم، دارم می‌میرم، من را خوب کن. پیغمبر فقط مدال روی سینه‌اش است کارایی که ندارد. فردا پس فردا آمد، گفت دارم می‌میرم، حالا که نمی‌توانی کاری کنی و خدای تو الکی است، رأی من را پس بده، بیعتم را پس بده. پیغمبر گفت نمی‌دهم. در مغازه‌ها چه نوشته‌اند؟ جنس فروخته شده پس گرفته نمی‌شود. به به به، عجب دینی است ماشاءالله! به قول آن آقا ماشاءالله دارد. گفت بیعتت را نقض نمی‌کنی؟ پیغمبر گفت نه، طرف گفت مال خودت. بیعت مگر ارزش دارد، بیعت کسی که می‌خواهد فردا برگردد؟ معاصرین زمان  پیغمبر چقدر شدند؟ یک جایی برای شما خواندم یک میلیون. یک میلیون طرفدار پیغمبر است، چقدر زیاد! خب چه فایده؟ «اِرتَدَّ النَّاس»! چه فایده؟ خانه دخترش را آتش می‌زنند، به کتابش می‌شاشند، به محراب و منبرش می‌شاشند. اینها را خود پیغمبر نگفت؟ جانشینش را می‌کشند، حسینش را تکه تکه می‌کنند. برده بالا بالا بالا، آورده پایین.

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

سه هزار نفر را کور کردند، این تاریخ هیچ وقت نمی‌میرد. حالا این دین آمده برای ما نمایشنامه درست کرده است. دادستانی دین سر پل صراط است، پنجاه تا بازرسی دارد، بازپرسی دارد و هر کدام هزار سال طول می‌کشد، روی هم پنجاه هزار سال است، سال نوری! سرعت نور را برو پیدا کن، سال نوری آنجاست. بعد حجمش مو است، خشونتش لبه شمشیر است. اگر کفش آهنی هم داشته باشی در این پنجاه هزار سال از بین رفته، بی‌‌ کفش و بی‌ جوراب هستی. حالا صابون هم به آن مالیدند، شامپو هم مالیدند لیزش کردند که از این مو پایین بیفتی. آن زیر چیست؟ جهنم. پل، دین می‌گوید روی جهنم بنا شده است. بعد قرآن هم می‌گوید «وَ اِنْ مِنْكُمْ اِلَّا وَارِدُهَا ﴿۷۱ مریم﴾» همه شماها از این پل باید رد بشوید. بعد به پیغمبر هم می‌گویند تو هم رد می‌شوی؟ می‌گوید من هم رد می‌شوم. یعنی خلایق کره زمین از اول که بنا شده (نمی‌دانم چند میلیون سال قبل است) تا الان جمع بشوند یک چنین فیلمنامه‌ای نمی‌توانند درست کنند. قرآن هم راست می‌گوید، درود بر قرآن. آیه‌اش چه می‌گوید؟ می‌گوید: جن و انس جمع بشوند که یک آیه مثل من بیاورند نمی‌توانند. به به، زنده باد دین، راست می‌گوید نمی‌توانند. اینقدر این فیلم حساس و ظریف و لطیف است که هیچ فیلم سازی جرأت نمی‌کند عقل ندارد که بیاید یک چنین فیلمی درست کند. آن را لیز کرده که به زمین بیفتی، عجب دنیایی! چه بگوییم!
«وَالصِّرَاطُ كَحدِّ السيْفِ دَحْضٌ مزَلَّةٌ، قَالَ: فيَمُرُّونَ على قدْرِ نورِهِمْ، فَمِنْهُم مَنْ يَمُرُّ كَانْقِضاضِ الكوْكَبِ، وَ مِنْهُم مَنْ يَمُرُّ كالطَّرْفِ، وَ مِنْهُم مَنْ يمرُّ كَالرِّيحِ، وَ مِنْهُم مَنْ يمُرُّ كَشَدِّ الرَّجُلِ، وَ يَرْمُل رَمْلاً، فَيَمُرُّون عَلَى قَدْرِ اَعْمالِهم». «كَحدِّ السيْفِ دَحْضٌ مزَلَّةٌ»، «مزَلَّةٌ» لیزش کردند.

آقا خدا اگر لیز کنی، اگر صابون زنی بیا مجرای اقتصادی ایران را لیزش کن تا روان‌تر از آسمان روزی‌ ملت بیاید، «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ ﴿۲۲ ذاریات﴾». فقط بلد هستی پل صراط مویی شمشیر را لیز کنی؟ کرم می‌مالی لیز بشود؟

--------------------------

درس دوم:
معارض با حدیث بعدی.

- «عن اَنسٍ رضي الله عنه قال: قال رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: كلُّ نبيٍّ سألَ سُؤالاً اَو قال لِكلِّ نبيٍّ دعْوَةٌ قَد دَعَاها لِاُمَّتِه، وَ اِنِّي اخْتَبأْتُ دَعْوَتِي شَفاعةً لِاُمَّتي».

کتاب صحيح التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری جلد ۳ حدیث ۳۶۳۲.

از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، می‌گوید: هر پیامبری از خداوند درخواستی داشته که به وسیله آن برای امتش دعا نموده و استجابت داشته و من دعایم را برای شفاعت امتم در قیامت ذخیره کردم. یا رسول الله تو رأس مومنین هستی، مومنی که خودت فرمودی «اَلْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ» مومن سیاستمدار است، مومن زرنگ است. تو که خوب زرنگ هستی، هوشیار هستی، همه چیز را هم بیش از همه متوجه می‌شوی، قبل از رسالت عاقل‌ترین مردم جزیرةالعرب بودی، خودت می‌دانی دعایت اینجا جواب ندارد محول کردی به قیامت، قیامتی که چه کسی دیده چه کسی رفته!

حالا یک چیزی قشنگ برای شما بگویم. پیامبران می‌گفتند به ما وحی نازل می‌شود، برای یک عده‌ای جا افتاد. حالا الان که دیگر کسی ادعای پیغمبری نمی‌کند یک طور دیگر ادعا می‌کنند. در رسانه‌ها دیدم، می‌گوید من چند روز در کما بودم بیهوش بودم در آنجا دیدم هر آنچه که دین گفته راست بوده، رفتم جهنم و بهشت را دیدم. ای نانت قطع بشود که با وجدان جامعه این طوری بازی می‌کنی! ای بخشکد دیگ آبگوشتت، که رسول الله فرمود نان نباشد خدا نیست، آبگوشت نباشد دین نیست. چقدر پول می‌گیری که اینها را درست می‌کنی؟
و چقدر حقوق بگیر خداست آن کسی که اینها را اشاعه می‌دهد! ببین دین چقدر بدبخت شده، دیگر کسی نمی‌تواند ادعای پیغمبری کند، حالا از این راه آمده، در فضای مجازی به کرات دیدم. پیغمبر حرف می‌زند جبرائیل می‌گوید چه می‌گویی، القائات شیطان است، من این را نگفتم! بعد تو علقه مضغه، توی آب منی، توی یک ذره خاک می‌خواهی بر سر این ملت خاک بریزی؟ این ملت زیر تپه خاک مرده، دیگر نمی‌خواهد از این حرف‌ها بزنی. دیگر نمی‌تواند بگوید وحی نازل شده چون به او می‌خندند، مردم اینقدر عاقل شدند، دیگر می‌دانند پیغمبری یعنی چه، رسالت یعنی چه! حالا می‌آید می‌گوید من در کما بودم.

ای خدای واقعی به عظمت ناشناخته‌ات قسم می‌دهم در جمع این منتظرینی که به من وصل هستند، آنچه که عذاب، خدای زمین در طول هزاران سال ده‌ها هزار سال بر سر ملت ریخته بر سر ملل کره زمین ریخته، الساعه تماماً و کمالاً بر سر اینها ببار، چنان شکنجه‌شان کن که بدانند ایران هزار و چهارصد سال چطوری شکنجه شد، هر آنچه که به نام دین خوردند، رفاه داشتند، تزیینات داشتند از نوک ناخن‌هایشان بکش، از دندان‌هایشان بکش، از موهایشان بکش، از سلول‌های بدنشان بکش، تا

Читать полностью…

✏متن فرمایشات

7317                      1405-05-04

۱- روی پلی که از مو نازک‌تر و از شمشیر تیزتر و لیز و لغزنده و پای بدون جوراب و کفش با پنجاه هزار سال نوری عبور، چگونه می‌شود حرکت کرد؟

۲- معارض با حدیث بعدی.

۳- آیا این حاجت بزرگی نیست؟

۴- آیا اینها امتیازی بر پیامبران گذشته است؟

۵- گزارشی بی‌ پایه و اساس از رسول الله در وضع قیامت!

۶- اگر بنای شفاعت باشد چرا در دنیا این کار را نکرد؟

------------------------------------

درس اول:
روی پلی که از مو نازک‌تر و از شمشیر تیزتر و لیز و لغزنده و پای بدون جوراب و کفش با پنجاه هزار سال نوری عبور، چگونه می‌شود حرکت کرد؟

- «.... و تقدم حديث ابن مسعودٍ [2 - فصل] في "الحشر" [آخر حديث فيه]، و فيه: وَالصِّرَاطُ كَحدِّ السيْفِ دَحْضٌ مزَلَّةٌ، قَالَ: فيَمُرُّونَ على قدْرِ نورِهِمْ، فَمِنْهُم مَنْ يَمُرُّ كَانْقِضاضِ الكوْكَبِ، وَ مِنْهُم مَنْ يَمُرُّ كالطَّرْفِ، وَ مِنْهُم مَنْ يمرُّ كَالرِّيحِ، وَ مِنْهُم مَنْ يمُرُّ كَشَدِّ الرَّجُلِ، وَ يَرْمُل رَمْلاً، فَيَمُرُّون عَلَى قَدْرِ اَعْمالِهم،...».

کتاب صحيح التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی الدین المنذری حدیث ۳۶۲۹.

بیست دقیقه از وقت تدریس حرام شد به هدر رفت به خاطر جنگی که منتظر مخلص محقق با شریعتمدار، متشرع، متدین و غیبتمدار دارد. با تلاش بچه‌ها از یک کانال‌هایی وصل شد.
یک دعا بکنم: ای خدای واقعی به حقیقت مظلومیت طرفدارانت السّاعه بالقوه و بالفعل تمام مشکلاتی که ملت ایران دارند کماً و کیفاً به زندگی متشرعین، متدینین و غیبتمداران منتقل کن!

این درس از آن لطیفه‌هایی است که دیگر خنده ندارد گریه دارد، بر سر زدن دارد. یارو عزیزش می‌میرد خودش ناخواسته بر سرش می‌زند، ما بر سر خودمان می‌زنیم برای اینکه می‌دانیم اگر آن انسان مرده، مرگ طبیعی است، یکی بیست ساله می‌میرد یکی صد ساله، به هر حال باید رفت، ولی کلاهی که سر ما رفته این قابل اغماض نیست، ما دو روز هم در این غیبت عمر داریم با کلاه کمال خفت و خواری و ذلت است و ما برای پدران و اجداد و مادرانمان دلمان می‌سوزد که با باوراشت‌های حقیرانه و پلیدانه دین، عمرشان را به هدر دادند و رفتند و خاک شدند.

مباحث از کتاب التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب از ابومحمد زکی‌الدین المنذری است، اسم کتابش صحیح است، یعنی از صد هزار قال رسول اللهِ اهل سنّت و جماعت، بزرگانشان، عقلایشان و متفکرینشان الک کردند سرند کردند و شده شش هزار، از آن شش هزار هم صحاح، کتاب‌های صحیح اهل سنّت باز تمیز کردند لایروبی کردند پاکیزه کردند جدا کردند شده اینهایی که برای شما می‌خوانم، بعد این کتاب‌ صحیح در صحیح است، خود این کتاب اسمش صحیح است و از صحاح برداشت کرده، صحاح هم از آن شش هزار. این کلمه را که می‌گویم، همیشه لازم نیست بگویم، بدانید که شیعه‌نماها به ما ایراد نگیرند که اینها مال اهل سنّت است به ما چه، بعد یادشان می‌رود قرآن مال اینها است که در خانه‌شان است. مانند حرفی که شیخ الشیوخ اعراب خلیج فارس می‌زنند که حسین مال ماست به شما چه که روی او مانور می‌دهید، بعد یک کلمه نمی‌گوید قرآن هم مال ماست، چرا قرآن در خانه‌های شماست!

عبدالله ابن مسعود قرآن‌نویس، مفسر و حواری از قول نبی مکرم می‌گوید، پل صراط را ترسیم می‌کند، پل صراطی که نیست اندر جهان است، اصل قیامتش نیست وای به حال پل صراط، اصل دینش نیست وای به حال قیامت، وای به حال پل صراط! این «اصل دینش نیست» امروز ملت ایران با پوست و گوشت و استخوان درک می‌کنند که هیچ خبری نیست.

می‌گوید: «همانند لبه شمشیر تیز است»، این را قبلاً خواندیم.
این جدید است: و لیز و لغزنده، و مردم بر حسب نورشان از آن عبور می‌کنند و برخی همانند سقوط شهاب سنگ و برخی مانند یک چشم بر هم زدن و برخی همانند باد و برخی همانند سرعت دویدن عبور می‌کنند.

یک عاقل به معنای هُو عقل، که هویت انسانی داشته باشد نمی‌آید به عبدالله ابن مسعود که بعد از شهادت نبوی آمده مدافع این دین شده بگوید می‌دانی چه می‌گویی؟ می‌دانی چه می‌گویی؟! مشروب خوردی؟ مواد کشیدی؟ مشت بر سرت خورده؟ یک چیزی بگو لااقل احمق‌ها هم به تو نخندند. دوروبری‌های پیغمبر احمق بودند و مجنون بودند، این دوتا عنوان در سند دین است. اینها اعتراض می‌کردند یا در زبان یا در درون، در زبان اسناد مختلف داریم، تعجب‌شان را به پیغمبر اعلام می‌کنند، حالا تمرد نمی‌کنند تعجب را اعلام می‌کنند که پیغمبر بداند اینها عقل دارند، به باد هوا تکیه نکند. دلیل خیلی محکم است؛ «اِرتَدَّ النَّاس بَعدَ النَّبِی» همه، غیر از حواریونش ده پانزده تا همه از اسلام برگشتند. از اعتقادات قلبی اسلام برگشتند، نه از نان اسلام، نه از آبگوشت اسلام، نه از میز و صندلی اسلام، نه از تاج و تخت اسلام، آنها برایشان خوب است. پیغمبر زنده است جبرائیل به او می‌گوید که محمد مصطفی تو سر چهارراه گیر کردی.

Читать полностью…
Subscribe to a channel