3855
Azərbaycan tarixinə görə yazılarım www.azerturkhistory.ir آذربایجان تاریخینه گوره یازیلاریم @tohidmelikzade ارتباط با من tohidmelikzade@yahoo.com
اورمیه شهر همیشه بیدار:
تشکیل کمیسیون جنگ در اورمیه برای دفاع از شهر در برابر حملات و زیاده خواهی های عشایر در سال ۱۲۹۷ شمسی
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
اورمیه در طی تاریخ از بدو تاسیسش همواره مورد هجوم اقوام زیاده خواهی همچون آشوری ها، ساسانی ها، رومی ها و.... بوده که با مقاومت شدید و هوشمندانه مردمش مواجه شده است. امروزه این مقاومت و ایستادگی باید سرمشقی برای اهالی دیگر شهرهای آذربایجان نیز باشد.
پس از فجایع جیلوق و سرکوب آنان در تیر-مرداد ۱۲۹۷ ش، براساس پیمان صلح برست لیتوفسک قوای عثمانی آذربایجان و اورمیه را ترک کردند. فرمانده قوای عثمانی قبل از ترک اورمیه در جلسه ای از بزرگان شهر خواست مقداری سلاح برای روز مبادا تهیه کنند. سران بی بصیرت شهر بلافاصله گفتند که ما دولت داریم و با کسی سرجنگ نداریم!. و بلافاصله پس از تخلیه اورمیه توسط عثمانی در آبان ۱۲۹۷، عشایر مسلح کرد به سرکردگی سیمیتقو حملات خود را به شهر آغاز کردند.
« مردم برای بدست آوردن آذوقه مختصر مجبور شدند اشیاء نفیس خود را به قیمت نازلی بفروشند. نان هر کیلو ۷ قران تمام میشد ، از یک طرف نیز اکراد آب شهر را از قریه بند قطع نمودند ، تا مردم از بی آبی تلف شوند . در این جریانات عده ای از گرسنگی و سختی مردند و یک نوع نگرانی آمیخته به وحشت مردم را فرا میگرفت در بیرون شهر نیز هر روزه به عده اکراد اضافه میشد و حلقه محاصره تنگتر میگردید و شب ها به قلعه شهر هجوم می آوردند و بیش از بیش شدت عمل نشان میدادند . مردم ناچار شدند راه حلی جهت دفاع از شهر برگزینند در این باره کمیسیونی به نام کمیسیون جنگ تشکیل گردید که اعضای آن عبارت بودند از :
حاجی میرزا غلام فقهی
– آقای میرزا خلیل افشار
– محمد تمدن
آقای کرم علیخان زمانی
– و میرزا صادق خان فخیم الملک و چند نفر دیگر .... با تصویب این کمیسیون عده کثیری از تفنگچیان داوطلب به ۷ دروازه شهر تقسیم شدند که شب و روز به نوبت در اطراف قلعه شهر ارومیه و تابیه ها ( برج ها ) کشیک میدادند .» این کمیسیون همچنین « با جدیت تمام مشغول تعمیر دیوارهای بدنه شهر گردید و یک دستگاه باروت کوبی و تهیه فشنگ در پشت خانه های حکومتی دائر ساختند و آن حیاط را تبدیل به قورخانه نمودند.» ( محل مزبور فعلا پاساژ معماری و جلالی می باشد و زمانی به نام حیاط حرمخانه سردار مشهور بود. کاویانپورٰ احمد، تاریخ ارومیه،تهران ،۱۳۷۸، ص: ۳۲۶)« در مورد تعیین رئیس کمیسیون جنگ تشت آراء بوجود آمده بود ، برای رفع اختلاف قرار شد که ریاست آن در اوقات شب با جاج نظم السلطنه ( امیر تومان ) و قبل از ظهرها با حاجی شهاب الدوله و بعد از ظهرها با حاجی عزیز خان امیر تومان باشد و چون ماه رمضان و مردم و اعضای کمیسیون و روسای آن روزه میگرفتند نوبت ریاست را طوری قرار دادند که آنها بتوانند از استراحت نسبی برخوردار باشند . ولی مسئله مشکلی پیش آمد و آن ضعف قدرت مادی برای خرید فشنگ و تفنگ و باروت و پرداختن مواجب به تفنگچیان مدافع شهر بود. در این مورد نیز چاره ای برای محصورین باقی نمانده و سیم تلفن ارومیه طهران را نیز قطع کرده بودند ناچار۳۰۰۰ تومن از مستر پاکارد بعنوان قرض اخذ گردید و آقایان میرزا محمود مجتهد و حاج میرزا فضل الله مجتهد در برابر اخذ پول به دکتر پاکارد قبض رسید دادند و بمعیت ضیاء الدوله ( فرماندار ) قول دادند که بعد از محل جمع آوری اعانه ، یا وصول اعتبار از مرکز پرداخت نمایند . پس از تهیه پول یکی از حیاطهای فرمانداری را محل ذوب و پر کردن فشنگ و تهیه باروت اختصاص دادند و مردم سلاح و مهمات مورد لزوم را از آنجا تهیه میکردند . به دستور کمیسون محل ترکها و فرسودگیهای دیوار قلعه و بالای برج ها نیز تعمیر شدند دیگر جای نگرانی نبود .» (تمدن، محمد، اوضاع ایران در جنگ اول یا تاریخ رضائیه، موسسه مطبوعاتی تمدن، اورمیه، ۱۳۵۰،ص: ۳۲۸)
۱۷ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
جلوه های سمبولیسم اندیشه ترکان در آثار مادی-معنوی آذربایجان
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
ترکان قدمتی به درازای بشریت دارند و بنابراین سمبولیسم، روشی برای بیان ایده های انسان تورک به شمار می آید. سمبولیسم نقوش تورکی در آثار مادی ترکان هم از این قبیل است.
یکی از بارزترین اثر تمدنی ترکان، فرش می باشد که قدمت آن به درازای عمر انسان و جامعه ترکان است.
تمدن کورگان یکی از تمدنهای بزرگ ترکان می باشد که برای بررسی تاریخ ترکان قدیم مطالعه آنها حائز اهمیت می باشد. کورقانها مزار بسیار بزرگی بودند که برای تامین آسایش افراد متوفی وسایل رفاهی و زندگی ، خوردنی و حتی اسب و سلاح در این مزار گذاشته و هر کس به فراخور وسع و تواناییش خاک به قبر می ریخته تا به صورت تپه در می آمد. طبیعی است هر چه شخص مهمتر بود تپه بزرگتر می بود. وسایل مکشوفه از این قبرهای بزرگ نیز بسیار با اهمیت است. یکی از مهمترین آثار کشف شده کورقانها، فرش پازیریک می باشد که از اهمیت زیادی برخوردار است.
این فرش نفیس از سلسله گورهای بزرگی واقع در آلتای که پازیریک نامیده می شوند بدست آمده است. باستانشناس روسی، سرگئی ایوانوویچ رودئنکو در اکتشافات باستانشناسی خود در محوطه پازیریک به این فرش دو هزار و سیصد ساله رسید که در درون یخ قرار داشت. گویا سالیانی بسیار دور آب از طریق مجرایی به زیر کورقان نفوذ کرده و محوطه کورقان یخ بسته بود. باستانشناسان معتقدند این فرش برای پوشش جسد یک نجیب زاده ساکایی بکار رفته بود. با کشف این فرش، یکی از آثار فرهنگی بشریت که از مزار یک خاقان ساکا بدست آمد به دنیای جدید معرفی گردید. 8/1 در 2 متر، ابعاد این فرش قرمز رنگ می باشد که از پنجمین کورقان آن محوطه باستانی بدست آمد.
مطالعات دانشمندان نشان می دهد این فرش متشکل از یک میلیون و دویست و پنجاه هزار گره ( ایلمک) می باشد. تیپ گرههای این فرش هم امروزه در میان ترکان آذربایجانی رواج دارد و بسیار شبیه فرش هریس می باشد. نقشهای این فرش نیز بسیار جالب است: از نقوش طبیعی نظیر حیوانات و گلها تا تصویر زنی مقدس نشسته بر روی تخت که در دستش درخت حیات دارد و در روبرویش ترک نجیب زاده¬ای سوار بر است. پروفسور آغاسی معتقد است این زن مقدس شامانی بوده یا صفت « اولو کام کاتون». دم اسبها به صورت گره هونی بسته شده است. افسار دارد ولی رکاب ( اوزنگی ) ندارد چرا که جامعه بشریت آن زمان رکاب را کشف نکرده بود. تقریبا هزار سال بعد اوزنگی را ترکان هون به جامعه بشریت به ارمغان آوردند. جالبترین نقش دیگراین فرش، 24 خانه به مثابه 24 قبیله ترکان اوغوز می باشد. این فرش نفیس حالیه در موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ به نمایش درآمده است. ۴ اسفند ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
آنادیلی گونو
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
زبان مادری من ترکی نام دارد. زبان ترکی از هزاران سال قبل در آسیا و در مناطق جغرافیایی آذربایجان، فلات ایران، آناطولی رایج بود. براساس نظریه اورمو زادگاه ترکان اطراف دریاچه اورمیه، وان و گوگجه گول بوده است. از هزاران سال قبل ترکان تمدنهای بسیار ارزشمندی را به بشریت ارزانی داشته و آثار ذیقیمتی از نقش و نگارهای این قوم باستانی در موزه های جهان موجود می باشد.
ترکان بعلل مختلفی از اطراف دریاچه اورمیه به چهار جهت مختلف جغرافیایی رفته اند. ترکان باستانی که به غرب رفته اند تمدن اتروسک را بوجود اورده اند و ترکان شرق تا کوههای آلتای پیشروی کرده اند.
ترکان شرق در منابع مختلف چینی به نامهای مختلفی ظاهر شده اند و در قرون اولیه میلادی به طرف شرق پیشروی نموده اند. ترکان شرق در منابع ساکایی هم بحث شده اند. این ترکان در شاهنامه که از منابع ساکایی استفاده کرده با عنوان تورانی ها یاد شده است.
اسلام آوردن ترکان دروازه های دنیای اسلام را به آنان گشود. ترکان اوغوز تا اناطولی پیش رفته و امپراطوری روم را شکست دادند. ترکان اوغوز توانستند ملت ترک آذربایجان را تشکیل دهند و فرایند ملت سازی در آذربایجان در نهم میلادی به اتمام رسید. از آن دوران زبان ترکی به شاخه های شرقی (لهجه های خوارزمی و ...)و غربی ( ترکی اوغوزی ) تقسیم شد.کتاب دیوان لغات الترک به خوبی این لهجه ها را توضیح می دهد. با حملات مغول جمع کثیری از ترکان شرق که جغتایی نامیده می شدند وارد غرب دنیای اسلام شدند با اینحال نتوانستند اساس اوغوزی آذربایجان را تغییر دهند. در طی فرایندهای جغرافیایی و سیاسی زبان ترکی اوغوزی نیز به لهجه های آذربایجانی و اناطولی تقسیم شد. افرایند تقسیم ین لهجه ها از دوران صفویه شدت گرفت.
امروزه زبان ترکی زبان مادری چند صد میلیون انسان می باشد. سیاحان اروپایی اذعان دارند که اگر کسی زبان ترکی را بداند از قلب اروپا تا داخل چین بدون هیچ مشکلی می تواند ارتباط فرهنگی برقرار کند.
زبان ترکی آذربایجانی زبان حداقل پنجاه میلیون نفر از ترکان ایران می باشد. این زبان با دارا بودن ساختار گرامری قوی وسیله ارتباط ادبی، فرهنگی و حتی سیاسی سلسله هایی چون سلجوقیان، اتابکان، خوارزمشاهیان، غزنویان، ایلخانیان، ترکمانان، صفویان، افشاریان و قاجاریه بوده است. با روی کار آمدن سیستم تک زبانی پهلوی در ایران متاسفانه این خزینه گرانقدر بشریت در سیستم ایران مورد هجمه قرار گرفت و بشدت سرکوب شد با اینحال در یکسال حکومت ملی آذربایجان زبان ترکی توانست زبان تحصیل دوره ابتدایی گردد.
در دوران پهلوی ادبیات ترکی منحصر به اشعار نوحه و فولکلوریک گردید و ترکان اندیشه های خود را به زبان فارسی ابراز می کردند.بعد از انقلاب گرچه ممنوعیت استفاده ادبی و چاپ کتاب و نشریات به ترکی برداشته شد ولی هیچ بودجه و امکان دولتی همچون بنیادهایی چون رودکی، سعدی و فرهنگستان فارسی و غیره برای این زبان داده نشد. تنها عشق فردی ادبا و محققان و نویسندگان بود که ادبیات ترکی را در ایران سرپا نگه داشت.
زبان ترکی آذربایجانی با تدریس بیش از یکصد ساله در مدارس و دانشگاههای جهان بعنوان یک زبان استاندارد در لیست زبانهای کامپیوتری، هوش مصنوعی قرار دارد.
دوم اسفند برای مجاهدان خاموش حفظ هویت و ادبیات ترکی مبارک باد.
لازم است علاقمندان زبان ترکی، حضورا از مدافعان زبان ترکی که بدون محافظه کاری و قبول مصائب آن تلاش می نمایند تشکر و قدردانی نمایند و در غیر اینصورت با ارسال تبریکات در فضای مجازی قدردان این افراد که با بذل وقت و مال و حتی آرامششان به بالندگی میراث پدرانمان اهتمام می ورزند باشند چرا که تورکون تورکدن باشقا دوستو اولماز.
اول اسفند ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
تئاتر موزیکال فاخر « مشدی عیباد» در اورمیه
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
امروز ساعت ۱۸, روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ اولین روز به صحنه رفتن تئاتر فاخر و محبوب آذربایجانی مشدی عیباد با کارگردانی آراز عیسی نژاد با حضور صدها نفر از مردم فرهنگ دوست اورمیه بود.
اپرای مشدی عیباد در سال ۱۹۱۰ توسط موسیقی دان مشهور آذربایجان، خالق اوپرای کوراوغلو، آرشین مال آلان و ...«اؤزئییر حاجی بیگوف» نوشته و یکسال بعد در سال ۱۹۱۱/ شمسی ۱۲۹۰ اجرا شد.
فیلم سینمایی درست شده از اپرای مشدعیباد محبوب آذربایجانی ها بوده و با دیالوگهای شیرین و به یادماندنی در اعیاد ملی هر سال به اکران درمیآید و به قول مردم در هر نمایش تازگی هایی در آن دیده می شود.
گروه تئاتر توران تورک اورمیه توانسته با جمع آوری اکیپ هنرمند و پرورش استعدادهای نهفته گامی جدی در تئاتر ترکی -آذربایجانی اورمیه بردارد.
در این میان تلاشهای مدیر گروه تئاتر توران ترک، دکتر ولی لطف دخت در ارائه تئاترهای با مضمون دنیای ترک و آذربایجانی لایق تقدیر می باشد.
یکی از زیباترین موارد اجرای این تئاتر همکاری انجمن تاریخ و فرهنگ آذربایجان- اورمیه(NGO), انجمن شفق و آنلاین کیتابچی با اکیب تئاتر توران تورک می باشد که بسیار تحسین انگیز می باشد. این همکاری فرهنگی گامی اولیه و اساسی در متشکل شدن فعالیتهای فرهنگی اورمیه می باشد.
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
۱۴۲ مین سالگرد تولد محمد امین رسول زاده: گاندی آذربایجان
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
محمد امین رسول زاده نویسنده، ژورنالیست، شاعر، ادیب، سیاستمدار و مبارزی آشتی ناپذیر بود که نوشته هایش در بیداری ملل شرق مؤثر بوده و افکار و اندیشه های او زیربنای استقلال جمهوری آذربایجان در گذشته و حال قرار گرفته است. محمد امین در 31 ژانویه سال 1884 میلادی در روستای نوخانی از روستاهای اطراف باکو (پایتخت جمهوری آذربایجان) به دنیا آمد. پدرش ملا علی اکبر روحانی همان ده بود ولی او را برای فراگیری علوم جدید به مدارس باکو فرستاد. در حقیقت رسول زاده در جو سیاسی و اجتماعی آشفته زمان که ناشی از انقلابات اجتماعی سیاسی روسیه، بیداری ملتهای شرق، ضعف حکومت تزاریسم و سقوط خاندان 300 ساله رومانف ها بود پرورش یافت و وارد تشکیلات و دسته بندی های سیاسی گردید. او سپس حزب مساوات را که پایه و اندیشه ترکی داشت پایه ریزی کرد که بعدها شعبه این حزب در ایران تاسیس شد و در انقلاب مشروطیت دارای نقش بود؛ او همچنین به همراه سیدحسین تقی زاده و دیگران حزب دموکرات ایران را پایه ریزی کرد و سردبیری روزنامه «ایران نو» را که ارگان رسمی و تریبون حزب بود به عهده گرفت که این روزنامه اولین پدیده جدید روزنامه نگاری به شکل امروز در ایران است. محمدامین در این هنگام به درخواست و فشار ماموران امپراطوری روسیه که مقاله هایی در انتقاد از تزاریسم روسیه می نوشت از ایران اخراج و به ناچار راهی استانبول گردید و فعالیت خود را در میان جمعیت سیاسی (ترکهای جوان) ادامه داد.
رسول زاده در پاییز سال 1917 به باکو برگشت و بعنوان نماینده مجلس روسیه از آذربایجان و قفقاز انتخاب شد و در 28 ماه مه سال 1918 با استفاده از آشوبهای موجود در روسیه استقلال آذربایجان را اعلام و خود به ریاست مجلس برگزیده شد. متاسفانه کودتای روسی 27 آوریل سال 1920 به عمر استقلال جمهوری نوپای آذربایجان خاتمه داد که سران آن مقتول یا زندانی و فراری و تبعید شدند و قشون سرخ آنجا را تصرف کرد که تا سال 1988 پشت پرده آهنین بود. سول زاده هم دستگیر شد ولی شخص استالین از زندان آزاد و نجات داد و همراه خود به مسکو برد تا حداقل جبران خدمات او در مبارزات علیه تزراریسم را جبران کند. رسول-زاده مدتی بعد به کمک اعضای مخفی حزب مساوات به خارج از روسیه گریخت و فعالیت خود را علیه استعمار سرخ و آذربایجان در بند شروع کرد که تا آخر عمر ادامه داشت؛ رسول¬زاده از این به بعد مدت 35 سال به صورت تبعید و فراری زندگی زیرزمینی خود را ادامه داد و هرگز نتوانست به باکو برگردد یا موفق به دیدار خانواده خود باشد. او سرانجام در 6 مارس سال 1955 در بیمارستان آنکارا درگذشت و در گورستان عصری همان شهر مدفون گردید. نوه پسری وی : رئیس رسول زاده از نقاشان به نام آذربایجان می باشد.
از رسول زاده حدود 60 اثر و رساله و کتاب بر جای مانده که بعضی از آنها هنوز هم چاپ نشده اند و اکثر نوشته های او پیرامون مسایل ترکها و آذربایجان است. رسول زاده را در ردیف یکی از بزرگترین شخصیت های سیاسی و ادبی قرن بیستم میلادی و همتای گاندی،جمال عبدالناصر- دکتر سوکارنو برای آذربایجان می¬دانند اما بعللی متعدد نام وی در ایران معروفیت چندانی ندارد. ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ /channel/melikzadeh
کتاب « همه راهها به تهران ختم می شوند»:
نوشته دکتر آروین قائمیان
تحقیقی در باب اقتصاد و جامعه اسفناک آذربایجان در عصر رضاشاه پهلوی
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
بررسی تاریخ راستین آذربایجان به تدریج در حال جان گرفتن است آنهم نه با اعضای هیئت علمی حقوق بگیر دانشگاهها، بلکه با جوانانی تحصیل کرده و مسئول که نسبت به خاک و تبارشان احساس دِین دارند. بررسی ابعاد مختلف تاریخ آذربایجان از جمله مطالعات این نخبگان فرهنگی جامعه آذربایجان می باشد و در این میان بعد تاریخ اقتصادی آذربایجان نیز از چشم تیزبین محققان جوان نیز دور نمانده و با استفاده از اسناد و مدارک رسمی داخلی و خارجی سعی در بازیابی چگونگی اقتصاد تاریخ معاصر آذربایجان را دارند.
افسوس که خیانتها و اقتصاد دستکاری شده توسط دولت پهلوی در این دوره آذربایجان چنان در هیاهوی تبلیغاتی تمامیت خواهان آریایی پرست معاصر مغفول مانده که قانع کردن بسیاری از خود آسیب دیدگان این بلبشوی مصنوعی اقتصادی - فرهنگی نیز کاری بسیار دشوار است.
قبلا نوشتجات مختلفی درباره ظلم پهلوی ها به نه تنها فرهنگ و زبان ترکی آذربایجان بلکه اقتصاد آن نیز نوشته شده ولی جوان تاریخ پژوه اردبیلی آقای دکتر « آروین قائمیان» با نوشتن کتاب مستند « همه راهها به تهران ختم می شوند» کاری بس دشوار اما بسیار اساسی در این مورد انجام داده اند. ایشان با مطالعه موردی شهر تبریز بر اساس فقط اسناد و گزارشهای محرمانه آرشیو انگلیس سعی نموده اثرات تغییر سیستم سیاسی- فرهنگی ایران را در آذربایجان و در محدوده مرکز آن تبریز مطالعه و بحث نماید. یکی از این اثرات، انتقال زورکی قطب اقتصادی ایران از تبریز به دیگر شهرهای ایران بود به طوریکه مداخله ی دولت رضاشاه عرصه را بر ابتکار و نوآوری تجار آذربایجانی تنگ کرد و آنها را از زادگاهشان پراکنده نمود..
آقای دکتر قائمیان به زیبایی تلاش نموده سیمای اقتصاد آذربایجان دوره رضاشاهی را در فصول زیر تصویر نماید:
فصل اول: نگاهی به اوضاع اقتصادی و اجتماعی آذربایجان و شهر تبریز در دوره رضاشاه
فصل دوم: بازرگانان، پیشه وران و کارگران تبریزی در عصر رضاشاه
فصل سوم: تازیانه بر امواج: جامعه و فرهنگ در آذربایجان
فصل چهارم: تبریز، تجارت و مسیرهای مواصلاتی
فصل پنجم: بین دو سنگ آسیاب: شوروی و اقتصاد آذربایجان در عصر رضاشاه
تمام اسناد، مدارک و تحلیل های مندرج در این کتاب به درستی علت ترکیدن سریع بغض سیاسی فرهنگی آذربایجان پس از خلع رضاشاه از سلطنت توسط متفقین در شهریور 1320 و همچنین علت بوجود آمدن حوادث 21 آذر 1324 و تشکیل حکومت ملی آذربایجان را به خوبی و رسایی بیان می کند.
برای محقق ارجمند آقای دکتر قائمیان آرزوی انتشار سریعتر دیگر کتب ارزشمندشان را دارم.
لینک خرید کتاب
https://www.instagram.com/p/CV3THr1I2TA/?utm_medium=copy_link
۱۶ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
شعار « کوچکترین متحد متفقین» آشوریها در جنگ جهانی اول، و امروز، بیان « اکراد تنها متحد آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه»
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
جنگ جهانی اول گرچه بین دول بزرگ اروپایی، عثمانی و روسیه درگرفت ولی شگرد اصلی دول متفق( روسیه، انگلیس و فرانسه) برای شکست عثمانی استفاده از اقلیتهای ارمنی و نسطوری مسیحی مشرق زمین و در قلب دنیای اسلام بود.
از اوایل قرن نوزدهم میسیونرهای مذهبی اروپایی-آمریکایی با بسیج تمام امکاناتشان توانستند عنان مسیحیان شرق را در دست گیرند تا بتوانند بعدها از آنها استفاده کنند. تحرکات ارامنه علیه عثمانی با تحریک مستقیم اروپائیان و کمک لجستیکی روسیه سبب شد تا عثمانی در شرق خود به ضعف گراید. در جنگ جهانی اول نسطوری های عثمانی و سپس سریانی های آذربایجان که از سوی میسیونرها و مورخین اروپایی آشوری نامیده شدند وارد شدیدترین درگیری ها با ترکان آذربایجان و عثمانی شدند. افسران رده میانی اروپایی اینان را متحد کوچک خود نامیدند و آشوری ها هم اینرا باور کردند. اشتباهات استراتژیک پی در پی مارشیمون ، پطروس و سورمه در کشتار اهالی آذربایجان و ایجاد فجایع جیلولوق سبب شد تا این قوم تا مرز انقراض هم برود و امروزه هنوز هم که هنوز است نتوانستند در این کوران حوادث کمر خود را راست کنند. دهها کتاب در مورد متحد بودن با متفقین نوشتند، برای دست و پا کردن یک وطن مستقل در غرب آذربایجان و شمال عراق به کنفرانس صلح پاریس هیئت ها فرستادند ولی نشد که نشد. کسی اهمیتی به این به اصطلاح متحد کوچک نداد. آنان موقع برگشت به روستاهایشان در اورمیه و سلماس هم نمی توانستند در چشم همسایگانشان نگاه کنند و سالها در انزوا زیستند، املاکشان رفت و در فقر نسبی زندگی کردند.
حال مثل اینکه تاریخ در حال تکرار است. این بار علاوه بر اروپائیان، تعدادی از درس خوانده های اکراد عشایر نیز سرمست از خروج نیروهای ایران و متحدینش از سوریه، با افتخار خود را تنها متحد آمریکا در منطقه اعلام کرده و در این اوضاع پیچیده سوریه و عراق، منتظر معجزه ای دوباره در منطقه هستند که با خامی مجلس آن زمان ترکیه و با دستان آمریکا در شمال عراق رقم خورد.
نقش نخبگان هر قوم در صعود و سقوط آن قوم یک سرفصل مهم در فلسفه تاریخ است. بیان کردن اتحاد اکراد با آمریکا در ۲۰۲۵م، تکرار اتحاد نافرجام قوای مسلحه مسیحی غرب آذربایجان در ۱۹۱۸م با روسیه و اروپا می باشد که به خیر ختم نشد.
آیا تاریخ تکرار می شود؟
آیا در سایه این اتحاد خود خوانده، شهرهای منطقه شار خواهد شد تا شارنامه ای برای آنها نوشته شود؟
جواب آن برای همه مشخص است ولی چرا برای نویسندگان و تئوریسین های آن قوم مشخص نیست مساله ایست که باید مردم از این نخبگانشان بپرسند....
۱۲ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
azerturkhistory.ir
مجله بین المللی تاریخ آذربایجان و ترک
چرا دولت ماد یکی از فراگیرترین دولتهای اراضی آذربایجان باستان می باشد؟
دکتر توحید ملک زاده /channel/melikzadeh
برخلاف آنچه كه امروزه شايع شده مادها نه يك قبيله منفرد بودند كه در آذربايجان ساكن شده اند ( اتحادیه ای از اقوام التصاقی زبانی بودند که دولتهای اورارتو، ماننا، ساکا و غیره را تشکیل داده بودند) و نه به رغم عقيدة شايع داير بر اين كه منابع مربوط به تاريخ ماد فوقالعاده ناچيز است، منابع مختلف تاریخی و باستانشناسی از قرن نهم تا هفتم ق.م نه تنها براي احياي اولیه تاريخ آذربايجان كافي است بلكه جزئيات مهمي از آن دوران را نيز روشن مي سازد. ( دیاکونوف، تاریخ ماد، ص139) این اطلاعات تا امروز برای هیچ ملت دیگری وجود ندارد.
با تغيير و تحولات در اوضاع سياسي آنروزگار آذربايجان، گفته می شود: هفت قبيلة آذربايجان باستان كه قبلاً جزو اتحاديه ماننا و اورارتو و ساكايي بودند اتحاديه اي تشكيل دادند که بعدها يونانيان باستان آنها را ميد يا آنچه ما ماد مي دانيم ناميدند. اين قبايل را هرودوت چنين نام مي برد:
1 – بوآساي Bousai 2 – پارئلاكئنوي Parela Kenoi 3 – آستروخات Stroukhotes 4 – مغ Magai 5 – بوديو Boudioi 6 – آريزانتو Ariazantoi 7 – ماد Mid
امروزه معاني تمام هفت قبيله ماد در زبان تركي اشتقاق يابي شده است.( برای اطلاع بیشتر، ر.ج، ایران تورکلرینین اسکی تاریخی، دکتر ذهتابی)
با اینحال متاسفانه در کتيبه ها و لوحه های آشوری، بابلی، ايلامی و اورارتويی، هم زمان با دوره تشکيل دولت ماد، هيچ نشانه ای از شش قبيله ای که هرودت ذکر کرده، وجود ندارد. "ناصر پورپيرار" که خواب از چشمان تمامیت خواهان ایرانشهری ربوده است، در جلد اول، کتاب "تاملی در تاريخ ايران " با آوردن قسمتهايی از نوشتجات "هرودت"، ثابت ميکند که "هرودت" تاريخدان نبود، بلکه يک نقال بود و نوشته های او ارزش تاريخی ندارد.
مغ نام قبيله اي بود كه در عين حال مقام روحاني داشتند ( دیاکونوف، تاریخ ماد، ص480 )كه بعد از توسعة نفوذ زرتشتي الزاماً به آن دين گرويده تبليغ و اصلاح تعاليم آن را در اعصار خود گرفته و به تدريج موفق به تشكيل طبقه روحاني متنفذ شده و كار انحصار طلبيشان به جايي رسيد كه واژه مغ با موبد زرتشتي مترادف گرديد (رئیس نیا، رحیم، آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، ص778). عموم مردمان مغان مقدس را احترام مي كردند، امور عامة خلق بر طبق نصايح و موافق صلاحديد مغان ترتيب و تمثيت مي گرفت و مخصوصاً در دعاوي اشخاص دقت مي كردند و با نهايت مواظبت، جريان وقايع را مد نظر گرفته فتوي مي دادند و ظاهراً هيچ چيزي را مردمان درست و قانوني نمي دانستند مگر آنكه به تصديق مغي رسيده باشد و عمده ترين اموري كه مغان به آنها مي پرداختند غير از اجراي مراسم ديني عبارت بود از قضاوت و ثبت ولادت افراد، اخترشناسي و پيشگويي و تعبير خواب و وعظ ، ام.ري از اين قبيل و عشريه و صدقات و جرايم ديني و نيز املاك. شامان ها يا قام ها كه به نامهاي مختلف اوزان ، باخشي/باخسي/باقسي/بخشي آمده كاري جز كارهاي فوق انجام نمي دادند. می توان گفت توپونیمهای مغان، روستای مغانجوق و حتی ماکو برگرفته از کلمه ماق/ مغ می باشد. جالب اینکه در زبان انگلیسی magic که اخذ شده از ماق/ مغ می باشد به معنای جادوگر می باشد.
مطالعة نامهاي شهرها و ولايات ماد نشان مي دهد كه آنان آريايي نيستند. (دیاکونوف، تاریخ ماد، ص145). در کتیبه هایی که در بين سالهای 673-744 ق . م پس از بارها لشکرکشی اقوام دیگر به آذربایجان شامل اورارتو و ماننا نوشته شده و در آنها اسامي تك تك قلعه ها، شهرها،رودها، كوهها، قبايل، رهبران و سركردگان دولت ماد را نام برده اند، با اینحال در بين آنهمه اسامي ذكر شده هيچ اسم به اصطلاح آريائی ديده نميشود. اين اسناد ثابت می کنند که ساكنين آذربایجان باستان نه تنها آریایی نبودند بلکه التصاقی زبان بوده اند. .
چنین به نظر می رسد نام آذربایجان به تدریج از این دوران شیوع یافته جزو اسامی اسطوره ای منطقه شده است. بعدها این نام اسطوره ای به جغرافیای امروزین آذربایجان اطلاق گردید...
۵ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
تبعات شکست عثمانی در ساری قمیش ارضروم در آذربایجان، فاجعه جیلولوق
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
دنیای جدید، دنیایی است به هم تنیده. از نظر علمی ثابت شده بال زدن یک پروانه در ژاپن، کشوری در غرب را تحت تاثیر خود قرار می دهد. فاجعه ساری قمیش نیز به نحو شگفت انگیزی آذربایجان را تحت تاثیر خود قرار داد.
روسیه قرن نوزدهم کشوری بود که تلاش می کرد به جنوب، غرب و جنوبغرب سرزمینش تسلط یابد. پیشروی روسیه تا شهر میانه و سپس عقد قراردادهای گلستان و تورکمانچای باعث حذف قدرت های محلی خانات آذربایجان در شمال ارس شد. پیشروی در سمت ترکستان و تصرف خانات بخارا و رسیدن به اراضی تورکمن تا دوران ناصرالدینشاه ادامه یافت.
در سوی عثمانی نیز پیشروی در شمال دریای سیاه و تصرف اراضی تاتارهای کریمه ادامه داشت. روسیه دولتی بود که به تاخت هزاران کیلومتر مربع را در مدتی اندک متصرف می شد.
در سالهای ۱۸۸۰ میلادی طی نبرد بزرگی در منطقه قارص و اردهان، این مناطق همراه با باطوم به تصرف روسیه درآمد. روسها تا مرز ارضروم رسیدند..
دو شهر گومری و قارص با فاصله ۴۰ کیلومتری سرنوشت عجیبی پیدا کردند. دو برادر اورموی که ساکن دو شهر فوق بودند با تصرف گومری، یکی تبعه روسیه گردید و پسرش حیدرخان عمواوغلی شد و دیگری که ساکن قارص بود تبعه عثمانی و پسرش ابراهیم آقا قارصلی شد. این دو پسر عمو در مشروطه خواهی آذربایجان، قفقاز و عثمانی نقش فراوانی داشتند.
در عرفه وقوع جنگ جهانی اول، تلاش روسیه برای پیشروی در اراضی ایران بود. روسها تا سال ۱۹۱۰ م تمام آذربایجان و از جمله کل مرز با عثمانی را اشغال کرده بودند. تصور کنید روسها از ماکو تا بانه را به کنترل خود درآورده بودند.
وقوع جنگ جهانی اول، علیرغم اعلام بی طرفی، ایران را هم درگیر کرد. عثمانی از ایران خواست تا روسها را از قلمروش اخراج کند. البته که ایران قدرتی برای این کار نداشت. بنابراین آذربایجان صحنه درگیری قوای دو دولت شد.
انوپاشا فرمانده کل قوای عثمانی برای راندن روسیه از جبهه های شرق ، در آذر ۱۲۹۳ شمسی یکصدهزار تن از سربازان عثمانی را در منطقه ساری قمیش ارضروم سردترین منطقه ترکیه و کوههای الله اکبر آنجا مستقر کرد. در این فصل سال و در آن هوای ۴۰- انجام عملیات نظامی بدترین تصمیم یک فرمانده بود. در اثر این تصمیم اشتباه، کل قشون عثمانی از سرما یخ زد و نابود شد.
با نابودی قوای عثمانی در ساری قمیش کل آذربایجان و شرق آناطولی تا انقلاب بلشویکی در روسیه در اشغال روسیه ماند و زمینه برای مانور قوای مسیحی ارمنی-آشوری در منطقه مساعد شد. تلاش نافرجام قوای مسلحه مسیحی برای پاکسازی قومی غرب آذربایجان و قتل عام ترکان آذربایجان به فاجعه جیلولوق مشهور است.( برای اطلاع بیشتر .مراجعه شود به کتابم به نام: آذربایجان در جنگ جهانی اول یا فجایع جیلولوق، نشر اختر تبریز)
۲ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
آذربایجان پیشگام تاریخ فوتبال:
حسین صدقیانی
اولین بازی کن حرفه ای فوتبال در ایران
(از حسین صدقیانی تا تیم تراکتورسازی)
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
برای اولين بار فوتبال را يک سلماسی الاصل متولد تبریز از عثمانی به ایران ارمغان آورد. حسين صدقيانی معروف به حسین افندی (۱۰ دی ۱۲۸۱ در تبریز - ۱۰ آذر ۱۳۶۱ تهران) فرزند تاجر آزاديخواه سلماسی ساکن تبريز يعنی حاج رسول صدقيانی از رهبران انجمن غيبی تبریز، مغز سیاسی انقلاب مشروطیت آذربایجان، می باشد.
حاجی رسول با خانواده به دنبال اشغال آذربایجان توسط روسها در سالهای بعد 1290 شمسی در استانبول ساکن شد. حسین صدقیانی موقعيکه در عثمانی ساکن بود بازی فوتبال را از کلوپ فنر باغچا استانبول اخذ و به تبريز آورد . گفتنی است اين کلوپ در سال 1907 توسط نوری زاده ضياء ( son Gulen) در خانه نجيب بی در منطقه moda در استانبول تاسيس شد . فنر باغچا در سال 1908 به ثبت رسمی در آمد در سال 1909 رنگهای زرد و لاجورد را انتخاب و به ليگ فوتبال استانبول وارد شد در سال 12 – 1911 بدون باخت به قهرمانی عثمانی نائل شد و در سال 1923 با شکست دادن تيم فوتبال نيروهای متفقين، مردم شهر اشغال شده استانبول را شادمان کرد.
حسین صدقیانی تا ۱۸ سالگی در استانبول بود و ۳ فصل در فنرباغچه ترکیه بازی کرد. او در سال ۱۲۹۹ شمسی و در ۱۸ سالگی برای تحصیلات به دانشگاه تراویل چارلری اتریش وارد شد. در آن زمان او به باشگاه مارچین مونسئو بلژیک پیوست. در سال ۱۳۰۴ به ایران آمد، برای ادامه زندگی مشهد را انتخاب کرد و عضو کلوب فردوسی شد که یکی از قدیمیترین باشگاههای ورزشی کشور بود. آوازه مردی که فوتبال را با کفش ورزشی انجام میداد در ایران پیچید. تا آن زمان بازیکن فوتبالهای ایرانی با گیوه بازی میکردند، صدقیانی به تیم منتخب تهران دعوت شد. همان تیمی که با سرپرستی میرمهدی خان ورزنده در سال ۱۳۰۵ به باکو پایتخت جمهوری آذربایجان رفت. تیم ایران با تحمل شکست از باکو برگشت و صدقیانی ۲۴ ساله بار دیگر عزم سفر کرد و این بار به بلژیک رفت. او در بلژیک عضویت باشگاه شارل¬روا را پذیرفت. ده سال بازی در بلژیک، زندگی و نگرش افندی را به فوتبال عوض کرد. در سال ۱۹۳۲ عنوان آقاي گلي مسابقات بلژیک را به خود اختصاص داد . وي در حضور آلبرت اول پادشاه بلژيک و ۶۰ هزار تماشاگر در بازي فينال، سه گل به تيم بروکسل زد و تيم رويال – شارل روآ اسپورتنيگ کلوب را به قهرماني باشگاههاي بلژيک رساند. در سال ۱۳۱۵ شمسي در سن ۳۳ سالگي تماشاگر بازي المپيک ۱۹۳۶ برلين با حضور هيتلر و جسي اوونس بود . سپس به ایران برگشت هنوز با همان لهجه ترکی صحبت میکرد و نشان میداد که سالها زندگی در اتریش و بلژیک تأثیری بر فرهنگ آذربایجانیش نگذاشته است.
او در ایران عضو تیم توفان و همبازی اکبر حیدری معروف شد. یک سال بازی کرد و در سال ۱۳۱۶، به انجمن تازه تأسیس تربیت بدنی و پیشاهنگی رفت. او در این انجمن مسوولیت اداره تیمهای فوتبال را برعهده گرفت. وقتی تیم ملی در شهریور ۱۳۲۰ به کابل رفت و با تیم ملی افغانستان بازی کرد، حسین صدقیانی را به عنوان سرمربی در کنارش داشت. تا سال ۱۳۲۹ همواره مرد اول و تصمیم گیرنده امور فوتبال بود. سال ۱۳۵۱، با آمدن کامبیز آتابای به فوتبال ایران، زمینه بازگشت دوباره حسین صدقیانی به تیم ملی فراهم آمد و حسین صدقیانی ۷۰ ساله با عنوان سرپرست به جایی بازگشت که ۴۶ سال قبل برایش بازی کرده بود. آخرین میدان حضورش جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین در سال ۱۳۵۷ بود. پنج سال بعد در ۸۰ سالگی و در ۱۰ آذرماه سال ۱۳۶۱ درگذشت.
قهرمانی تیم تراکتور در ادامه افتخارات فوتبالی آذربایجانیان می باشد
۲۹ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
۲۷ آذر، یکصد و ششمین سالگرد مقاومت محال لکستان سلماس در برابر هجوم اکراد سیمیتقو
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
همه چیز از ناامنی های انقلاب مشروطیت شروع شد. آن هنگام که عده ای از مردم تحت عنوان مجاهد با تشکیل انجمنهایی سعی در تغییر سیستم حاکمیتی در ایران بودند، والیان و حاکمان محلی، استقلال حکومتیشان را از دست دادند و از این هرج و مرج بوجود آمده عشایر غرب آذربایجان بر اساس یک عادت دیرین از کوهها پایین آمده به غارت اهالی دشت نشین آذربایجان پرداختند.
قبلا گرچه تهاجمات عشایر هر سال وجود داشت و حتی شیخ عبیدالله شمزینی با بسیج اکراد به اورمیه، سولدوز، میاندوآب، بناب و مراغه تاخته بود ولی این حملات فورا سرکوب شده بود. ولی از سال ۱۲۸۵ ش سیستم نظامی- حکمرانی آذربایجان همچون سایر ممالک محروسه ایران قاجاری تضعیف شده بود.
اشغال سرتاسر آذربایجان توسط قوای روسیه تزاری در سال ۱۲۸۸ش نیز مزید علت شده بود.
روسها سیمیتقو را به تفلیس برده بودند تا در آنجا از نزدیک با روسها آشنا شود تا گماشتگی خود را بخوبی انجام وظیفه نماید.
آغاز جنگ جهانی و درگیر شدن آذربایجان در مناقشات عثمانی- روسیه، وقوع فجایع جیلولوق سیستم نظامی، اداری و حکمرانی آذربایجان را به قهقرا برد.
با شکست جیلوها در تابستان ۱۲۹۷ ش توسط قوای عثمانی و سپس خروج این نیروها در آبان ۱۲۹۷ ش از قلمرو آذربایجان به تدریج سیمیتقو خود را در وادی قدرت تنها دید. عثمانی ها قبل از ترک اورمیه در جلسه ای تحویل سلاحهایشان را به هیئت بزرگان اورمیه پیشنهاد کردند. ولی این به اصطلاح بزرگان اورمیه از فجایع جیلولوق و تهاجمات سیمیتقو درس عبرت نگرفته گفتند «دولت ایران بی طرف است و ما با کس سر جنگ نداریم، و باید از مرکز بپرسیم و ...»
از دیگر سو سیمیتقو چون سستی سران مردم را دید به اتکای قوای عشایری در کوهستانهای غرب آذربایجان حملاتش به خوی، سلماس،اورمیه، سولدوز و ساوجبلاغ را شدت بخشید. ولی بخاطر ترس از سردار ماکو پایش را به قلمرو وی نگذاشت.
با وقوع اختلافات داخلی و دودستگی رجال اورمیه، با همکاری یکی از طرفین دودستگی، سیمیتقو و اکراد اورمیه را تصرف کردند. با تصرف اورمیه بلافاصله سلماس و ساوجبلاغ(مهاباد امروزین) تا سقز و میاندواب و غرب آذربایجان سقوط کرد. تعدیات اکراد سیمیتقو بحدی ظالمانه و همراه با غارت بود که نه تنها در خاطرات محلی مردم اورمیه و سلماس بلکه در خاطرات اهالی مهاباد و سقز ( کتاب وحشت در سقز و ...) آمده است.
در این میان مقاومت کاظم خان قوشچی در محال انزل و مسعود دیوان در محال لکستان سلماس مانع توسعه طلبی اکراد در کل آذربایجان شد.
سیمیتقو به سبب طبیعت سنگ قیرخلار ( کاظم داشی بعدی) نمی توانست به آنجا مسلط شود لذا ۲۷ آذر ۱۲۹۸ ش به سلطان احمد مرکز محال لکستان حمله کرد. مقاومت دو ساعته اهالی لکستان در آنجا فایده ای نداشت و تمام اهالی به حصار قره قشلاق عقب نشینی کردند. مقاومت مسعود دیوان و برادرش بسیار جانانه بود تا اینکه با کشته شدن بزرگان اردو از جمله مسعود دیوان پدر نیمتاج سلماسی مقاومت اهالی شکسته شد. صدها نفر از اهالی لکستان شهید و اکراد تا منطقه گونئی، مردم لکستان را تعقیب کردند.
اکراد تا مرداد سال ۱۳۰۱ش بر کل شهرها و روستاهای غرب آذربایجان بجز کاظم داشی مسلط شدند که با حملات قشون منظم دولتی کلا مضمحل شده مردم غرب آذربایجان از اسارت آنان خارج شدند.
چند سال قبل جمعی از اولاد مبارزان و شهدای لکستانی و وطن پروران سلماسی به یادبود مجاهدان لکستان در برابر اکراد سیمیتقو بنای یادبودی نصب کردند.
۲۶ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
( به مناسبت ۱۵ دسامبر، روز جهانی زبانهای ترکی، اعلامی از یونسکو)
تاریخ مختصر زبان ترکی (قسمت اول )
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
براساس یافته های اخیر باستانشناسان ، زبانشناسان و محققین تاریخ موطن اصلی ترکان در سرزمینهای واقع در حوضه دریای خزر، دریاچه اورمیه ، وان و دریای سیاه بوده که به دلیل مهاجرتهای فراوان این اقوام به اطراف، لهجه های مختلف زبان ترکی بوجود آمده است. در سنه های گذشته موج حرکت و پخش ترکان از شرق به غرب نیز دیده می شود که عمدتا در دوران اوایل میلاد دیده می شود.
مراحل تاریخی زبان ترکی بدین شرح می باشد:
1- دوران آلتایی
2- دوران پروتوتورک
3- دوران ترکی اولیه
4- دوران ترکی قدیم
5- دوران ترکی میانه
6- دوران ترکی جدید
در دوران آلتای کلیه زبانهای التصاقی یکی بودند.
دوران پروتو تورک
سومریان اولین قوم مشخص پروتوتورک می باشند که پنج هزار سال قبل پایه های مدنیت نوین جهانی را پایه ریزی کردند. افسانه مشهور قیل قمیش و یا به تعبیری دیگر بیل قامیش چکیده ادبیات سومری و نخستین حماسه ضبط شده جهان می باشد.لوحی غز قیل قمیش در روستای کوی تپه اورمیه کشف شده است.
بیش از 300 کلمه سومری موجود می باشد که در ترکی معاصر ما کاربرد دارد.اقوام پروتو تورک ائلام، گوتی، لولوبی، هورری، اورارتو، ماننا، ساکا هر کدام توانسته اند در طی اعصار گذشته بر غنای زبان ترکی باستان بیفزایند.
دوران ترکی اولیه شامل زبانهای هون، ترکی بلغار، پئچه نک و خزر نیز هست که از قبل از میلاد تا تاسیس دولت گؤک تورک ادامه داشته است.
دوران تورکی قدیم، دوران گوگ تورک و ترکان اویغور را شامل میشود و از قرن ششم میلادی تا دهم میلادی را در بر میگیرد. از این دوران سنگ نوشته های بسیاری برجای مانده که مهمترینش کتیبه بیلگه خاقان و کتیبه تونیوقوق میباشد که مشهور به "اورخون آبیده لری" میباشد. الفبای مخصوص این کتیبه ها به الفبای گؤک تورک مشهور است.
ترکی اویغوری دنباله ترکی گوگ تورک میباشد که به مرور زمان تغییراتی در آن پیدا شده و آنرا از ترکی قبلی متمایز می¬سازد. الفبای مشهور اویغوری به مدت چندین قرن در آسیا رایج بوده و با قبول و اشاعه اسلام در میان ترکان، الفبای اویغوری کم کم اهمیت خود را دست داد و به تدریج جای خود را به خط عربی داد.
ترکی میانه
ترکی میانه (اورتا تورکجه) در حقیقت ادامه ترکی قدیم است با مختصر تغییراتی که زبان رسمی دولت قره خانلی لار بوده است. تورکی میانه را ترکی خاقانی یا ترکی کاشغری هم می¬گویند. در همین اوقات در غزنه خراسان جکومت ترکان غزنوی تاسیس شد که که دربارش مرکز شعرای فارسی زبان مانند منوچهری، فرخی،اسدی طوسی، فردوسی و غیره بود. دیوان لغات الترک محمود کاشغری مهمترین اثر این دوره می-باشد. دیگر اثر مشهور این دوره "قوتادقوبیلیگ" میباشد که از طرف یوسف اولوع خاص حاجب به رشته نظم درآمده و به سلطان قراخانی بوغراخان تقدیم شده است. عتبته الحقایق، دیوان حکم احمد یسوی و قصص الانبیاء رابغوزی از دیگر آثار این دوره زبان تورکی می¬باشند.
در دوره تورکی جدید به تدریج هر یک از زبانهای ترکی وارد شکل مستقل خود شده و ترکی آذربایجانی از ترکی اوغوزی شکل گرفت. اشعار ترکی مولوی، شیاد حمزه، سلطان ولد، یونس امره، دهانی و حسن اوغلو و کتاب ارزشمند دده قورقود در زمره ادبیات نخستین ترکی آذربایجانی محسوب می¬گردد.
در قرن 13 میلادی نمونه نثر ترکی آذربایجانی کتاب "صحاح العجم" هندوشاه نخجوانی میباشد این کتاب لغتی است چهارزبانه برای تعلیم زبان فارسی به ترکان آذربایجان.
در قرن 14 میلادی نکامل محسوسی در زبان ادبی از نوع نظم و نثر دیده می¬شود. شعرای بزرگی مانند نسیمی و قاضی برهان الدین و ضریر آثار ارزشمندی خلق نموده اند. نسیمی را میتوان بنیانگذار شعر آذربایجانی دانست. قصه یوسف که به شکل دو بیتی شبیه قوشما در سال 609 قمری/ 1230 میلادی توسط شاعری به نام علی سروده شده از جمله اشعار ترکی آذربایجانی محسوب میشود.
در این دوران کتابهای لغت زیر نوشته شده است مانند تحفه حسام، حلیه الانسان و حلبه اللسان. در قرن پانزدهم با حکومت ترکان آق-قویونلو و قره قویونلو ادبیات آذربایجانی وارد مرحله دیگری گردید.
جهانشاه قره قویونلو به دوزبان فارسی و ترکی شعر می¬گفت و در اشعارش "حقیقی" تخلص میکرد. شیخ قاسم انوار از اهالی سراب از شعرای معروف این دوره بود. حبیبی، کشوری دیلمقانی و خلیلی از شاعران برجسته این دوران بودند.
نثر ترکی قرن 15 دارای سبک علمی بوده است. کتاب "اختیارات قواعد کلیه یا دایره جهان نما" از این قبیل کتابها می¬باشد. کتاب کوامل التعبیر بوازیچی نمونه دیگری از کتب قرن پانزده میباشد که درباره تعبیر خواب نوشته شده است. ۲۴ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
۲۱ آذر آذربایجان، یک واقعه با دو نگاه متضاد
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
هشتاد سال است که ۲۱ آذر وارد تاریخ آذربایجان شده است و به نوعی مبدا تاریخ شده است. سوای مسائل تاریخی، مردم آذربایجان معتقدند اگر تا ۲۱ آذر برف بارید که بارید اگر نبارید که آنسال خشکسالی خواهد بود.
اما ۲۱ آذر ۱۳۲۴ /۱۹۴۵م جریانی است که از دوران مشروطیت و دقیقا قرن بیستم شروع شد. نفوذ افکار چپی-سوسیالیستی سوسیال دموکرات از روسیه به آذربایجان جناح رادیکال چپ را در آذربایجان بوجود آورد. این جناح به شدت در میان مشروطه چی های آذربایجان نفوذ کرده و تفکر اتحادترقی و مکتب فرانسوی انقلاب را که از طریق عثمانی در غرب آذربایجان رسوخ کرده بود را کنار زد. بدین ترتیب درک آذربایجانی مشروطیت با محوریت سوسیال دموکراسی با سردمداری تقی زاده، حیدرخان عمواوغلی، مرکز غیبی تبریز و ... بوجود آمد. جالب اینکه سوسیال دموکراتهای آذربایجانی در سالهای بعدی به دو دسته مرکزگرا و فدرال خواه تقسیم شدند. محمدامین رسول زاده رهبر جمهوری آذربایجان شد و یار غارش تقی زاده رئیس مجلس ایران. اسماعیل امیرخیزی از نزدیکان ستارخان در دوره رضاخان فارس گرا شد و میرزا محمود غنی زاده سلماسی چون به آلمان رفت وارد جرگه ایرانشهری شد و علیه ترک گرایی مقاله نوشت. بدین ترتیب هم طبقه ائلیت و هم توده مردم به دو طرز تفکر چپ و راست تقسیم شد.
دوران پس از جنگ جهانی اول و کودتای رضاخانی، اوج اقتدار جناح راست مرکزگرای فارس گرا بود. قرائت فارسی از ایران و ایرانی اساس این حکومت بود که به مذاق پاره ای از طبقه ائلیت آذربایجانی خوش نمی آمد. بگیر و ببندهای تفکرات اشتراکی در دوره رضاشاهی و ممنوعیت زبان ترکی باعث بروز خشم علیه پهلوی ها گردید. طبقه
چپ ائلیت آذربایجانی سالهای سال با تفکرات چپ شوروی از قبیل آزادی زبانی و فرهنگی در قالب تز لنین آشنا بوده و یکسان سازی زبانی در ایران را برنمی تافتند. از سالهای ۱۳۱۷ ش با اخراج آذربایجانی های مقیم شوروی که پاسپورت ایرانی را رها نمی کرده و مشهور به مهاجر بودند، این نوع نگاه به فرهنگ و زبان آذربایجانی سنگینی ایجاد می کرد. با تبعید رضاشاه و فروپاشی اقتدار انحصارگرای فارسی، انجمن آذربایجان در تهران با حضور رجال راستگرا تشکیل شد. همزمان ائلیت چپگرای آذربایجان به رهبری پاره ای از مشروطه خواهان چپ، سیاسیون چپگرا نظیر پیشه وری نیز به فعالیت پرداختند. در انتخابات مجلس، پیشه وری رای اول از تبریز را کسب کرد که اعتبارنامه وی در مجلس اکثرا جناح راست رد شد. لذا پیشه وری به تبریز برگشت و به ساماندهی فرقه دموکرات آذربایجان پرداخت. فرقه دموکرات آذربایجان به فرهنگ و زبان ترکی متمایل بود که این تاکید مورد غضب حزب توده فارسگرا-مرکزگرا بود. در آذربایجان اعضای حزب توده تماما به فرقه دموکرات آذربایجان پیوستند. در بیانیه ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ فرقه دموکرات به نقش زبان ترکی و انجمنهای ایالتی ولایتی که یادگار مبارزات مشروطه خواهان آذربایجانی بود تاکید شد. این فرایند با منافع شوروی همخوانی داشت لذا مورد مخالفت انگلیس و آمریکا بود.
ادامه حوادث منجر به تشکیل مجلس آذربایجان و در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ تشکیل حکومت ملی آذربایجان شد که با توجه به نداشتن وزیر خارجه در این هیئت بر ایرانی بودن تحرکاتشان تأکید داشت. در یکسال حکومت دموکراتها، زبان ترکی در مدترس تدریس شد، به اقلیتهای قومی مانند کردها و مذهبی نظیر آشوریها و ارامنه خودمختاری فرهنگی داده شد. در دل آذربایجان جمهوری مهاباد برای اداره امور اکراد تاسیس شد. دانشگاه تبریز نیز تاسیس شد و ...
تمام فعالیتهای فرقه دموکرات الا تاکید به زبان ترکی و تدریس آن در آذربایجان خوشایند احزاب چپ بود ولی تفکر راست مخالف سرسخت این اقدامات بود.
یکسال حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان ابعاد بین المللی یافت و به مناقشه جناح چپ جهانی به رهبری شوروی و جناح راست به رهبری آمریکا و انگلیس در شورای امنیت درآمد. سید حسن تقی زاده آذربایجانی هم نماینده ایران شد. با فشار آمریکا، قوای شوروی از ایران خارج شده و فرقه دموکرات در وضع بدی قرار گرفت. فشارهای شوروی به آذربایجان به سازش با تهران نیز مزید علت بود تا قوای تهران به آذربایجان حمله کنند. با باز کردن مرزها توسط شوروی، هزاران خانوار طرفدار و فعال در این حکومت به آنسوی ارس رفتند. چند روز بعد کتابهای ترکی در شهرهای آذربایجان سوزانده شدند و هزاران نفر کشته، اعدام و یا تبعید شدند.
یکسال بعد پیشه وری در آذربایجان آنسوی ارس کشته شدند.
اولاد این فعالین مهاجر به آنسوی ارس تحت عنوان فرقه دموکرات آذربایجان و جمعیت ایرانیان مهاجر به فعالیتهای فرهنگی خود ادامه می دهند.
امسال هشتادمین سالگرد این واقعه مهم تاریخی در آذربایجان است. به امید روزی که بتوان ماوقع این حوادث را براساس اسناد رسمی بین المللی تجزیه و تحلیل کرد.
۲۰ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
شماره 9 مجله بین المللی « مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک» منتشر شد.
لینک مقالات:
www.azerturkhistory.ir
صاحب امتیاز، مدیرمسئول و سردبیر: دکتر توحید ملک زاده
به زبانهای ترکی، فارسی و انگلیسی، منتشره از اورمیه
شماره مجوز پروانه انتشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: 94214
برای دریافت هر یک از مقالات از لینکهای زیر وارد شوید.
مجله آماده دریافت و چاپ مقالات علمی- پژوهشی نویسندگان و محققین محترم در چارچوب سیاستهای فصلنامه می باشد.
1- دو سند از ممنوعیت زبان ترکی در ایران دوره پهلوی اول و دوم، توحید ملک زاده دیلمقانی
2- خسته حسن و حوزه عاشقان آغبابا-چیلدیر-آخیسکا ، نائیله عسکر
3- ایل نَفَر از ایلات خمسه ، محمدباقر ستاری؛ محمد پورمرادی
4- جُنگها در سنت آشیقی همدان، علی آردی (اورمان) آردی
5- پیمان نامه سومر و ایلام، مهدی حسنی(اردبیللی)؛ محمد قره زاده شربیانی
6- میللی حوکومت دوورو مطبوعات تاریخیمیزدن یارپاقلار: شفق درگی سی « علمی ، ادبی و بدیعی آیلیق مجله » ، رضا همراز
7- پایتخت: مظهر مدنیت و قدرت؛ با بررسی موردی «تبریز»، رسول داغسر
8- پژوهشگر میهنپرست ، شاعر یحیی شیدا، علی شامیل؛ آی ناز ملک زاده
9- ریشه های تورانی افسانه های قهرمانی ایران ، علی عسگر سیابلی؛ اکبر سعادت قلی پور آذر
10- تاریخ آموزش ترکان ایران تا سالهای 1900 میلادی، انور اوزون؛ آراز عیسی نژاد
www.azerturkhistory.ir
/channel/melikzadeh
براساس تقویم ترکان باستان،
سال۱۴۰۵ سال : آت ایلی ( سال اسب)میباشد.
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
تقویم بسیار قدیمی حیوانات که در ایران بطور رسمی کاربردی حداقل ششصد ساله دارد پایه¬ای ترکی دارد. قدیمی ترین اثر دال بر استفاده از این سیستم تقویمی در سنگنوشته های ترکی « اورخون» نوشته شده به زبان ترکی قدیم در ۱۳۰۰ سال قبل ، موجود است. پس از اسلام در آثار ابوریحان بیرونی نیز به این سیستم تقویم اشاراتی شده ولی شرح آن به طور کامل در کتاب مشهور دیوان لغات الترک محمود کاشغری به شرح زیر آمده است: يكي از خاقانهاي ترك ميخواهد كه تاريخ وقوع جنگي را بداند، ولی ممكن نميشود. از اينروي با ملتش مشورت ميكند و در قورولتای اعلام ميدارد كه همانطور كه ما درباره تاريخ وقوع اين جنگ دچار سردرگمي شديم آيندگان نيز سردرگم خواهند شد. بنابراين ما اكنون به تعداد دوازده (ماه و) برج آسمان دوازده سال را نامگذاري ميكنيم، تا سالهایمان را از گذر اين تقویم بفهميم. اين در ميانمان يادگاري باشد. ملّت هم پيشنهاد خاقان را تأييد ميكند.
خاقان به اين مناسبت به شكار ميرود و فرمان ميدهد كه حيوانات را به سوي رود «ايلا» برانند. مردم حيوانات را به تنگنا انداخته به سوي رودخانه ميرانند. بعضي از اين حیوانات را شكار ميكنند و تعدادي از آنها خود را به آب ميزنند. دوازده حيوان از آن ميان از آب ميگذرند. نام هر يك از اين حيوانات به سالي داده ميشود. نخستين اين حيوانات سيچان (موش) بوده ... نام نخستين سال «سيچغان ييلي» (سال موش) گذاشته ميشود. بعد نام حيواناتي كه يكي بعد از ديگري از آب گذشته بودند به ترتيب به سالها داده ميشود: «اود ييلي» (سال گاو) و ...
تركمنها نیز روايت پندآميزي در مورد پيدايش سالشمار حيواني دارند. روزي تمامي حيوانات به پيشواز سال جديد ميروند. شتر كه به قد و بالاي خودمغرور شده بود گفت: «حتماً پيش از همه سال جديد را خواهم ديد.» امّا موش كوچك با زرنگي تمام روي سر شتر جهيده و پيش از همه، سال جديد را مي بيند. شتر كه مات و مبهوت مانده بود، از تمامي دوازده حيوان دوره كه موفق به مشاهده سال جديد شده بودند عقب ميماند و بدين ترتيب غرور شتر باعث مي شود كه جايي در دوره سالها نداشته باشد .اين روايت به مدد مايه اخلاقي و پندآميز آن كه نهي از غرور است، در ميان تركمنها نسل اندر نسل نقل شده و بصورت ضربآلمثل درآمده است: «دويه بوينونا بويسانيپ ييلدان كور قاليپدير!» يعني (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جديد محروم ماندهاست).
عموما اعتقاد بر این است که سالها با ویژگی هر یک از حیوانات همراه می باشد.
نام سالهای دوازدهگانه حیوانی ترکی که در ایران به کار میرفته با تلفظ قدیمی، به ترتیب عبارت بوده است از:
سیچقان ایل (سال موش)
اود ایل (سال گاو)
بارس ایل (سال پلنگ)
توشقان ایل (خرگوش)
لوی ایل (سال نهنگ)
ایلان ایل (سال مار)
یوند ایل (سال اسب)
قوی ایل (سال گوسفند)
بیچین ایل (سال میمون)
تخاقوی ایل (سال مرغ )
ایت ایل (سال سگ)
تنغوز ایل (سال خوک)
این سیستم تقویمی از دوران صفویه رسما در تقویم هجری شمسی و در اسناد رسمی بکار رفت. در سال۱۳۰۴ شمسی با آغاز سلطنت پهلوی و در راستای مقابله با نشانه های ترکی در ایران، از تقویم رسمی خارج گردید. با اینحال هنوز هم بصورت غیررسمی براساس سنتی دیرین هر سال تقویم حیوانی در تقویمهای نجومی اعلام می گردد و اهالی آذربایجان و ایران برای تفال از این نامگذاری استفاده می کنند.
یونت/آت یا اسب در افسانه های ترکان سمبول وفاداری، نجابت، تحرک و خروش است. در اسطوره های ترکان اسب به مثابه بالهای مردم ترک است جهت پرواز. جالب اینکه چهار هزار سال قبل هورری های آذربایجان اسب را اهلی کرده و بدین ترتیب نامشان را بعنوان انسانهای تمدن ساز بشری در حافظه تاریخ جهانی ثبت کرده اند.
۹ اسفند ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
رضاشاه: از سرباز صفری تا
شاهی که طی بیست سال حکومت، ۴۴ هزار قطعه ملک ایرانیان را غصب کرد.
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
یکی از وجوه به عمد مغفول مانده در تاریخ نگاری دوره پهلوی موضوع غارت املاک ایرانیان در طی سلطنت رضاخان بود. رضاخان میرپنج افسر قزاق که طی کودتای سوم اسفند به تهران آورده شد و سردار سپه شد ، نه ملکی داشت و نه کارخانه ای، نه وجه نقدی چشمگیر در خارج و احیانا در خانه اش، ولی روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ که امکان زورگویی و ستمگری برای او باقی نماند و با هدایت محمدعلی فروغی به نفع پسرش مجبور به استعفا شد تا « تاج کیانی در دست نژاد اصیل باشد »، با تملک حاصلخیزترین نقاط کشور در مازندران، گیلان و سایر نقاط کشور، بزرگترین مالک کشور ایران شده و با در دست داشتن ذخایر نقدی در بانکهای انگلستان، آمریکا و آلمان یکی از ثروتمندترین مردان جهان گردیده بود.
تعداد این املاک تا رقم ۴۴۰۰۰ سند هم اعلام شده است. ص: ۱۰۲.
ولی وی این همه ملک را چگونه تصاحب می کرد؟ بسیار راحت. از طریق دولت و وزارت دارایی. بدین صورت که وزارت دارایی به صاحب ملک اخطار قانونی می کرد که مقرر است وی نباید در فلان منطقه ملکی داشته باشد و بایستی املاک خود را به شخص صلاحیتداری که کمیسیون دولتی تعیین می کرد بفروشد والا وزارت دارایی املاک وی را متصرف خواهد بود. بدین ترتیب چون شخص نمی توانست ملک را بفروشد وزارت دارایی املاک را تصرف کرده قباله را به اسم رضا پهلوی ثبت می کردند. نمونه اسناد این نقشه ها در کتاب ذیل موجود است.
رضاخان در شرکت نفت انگلیس و ایران نیز سهامدار بود و سپرده رضاشاه در بانکهای خارج نیز ۳۶۰ میلیون دلار آن زمان بود.ص: ۱۰۴
بااینحال فرزند رضاخان در کتاب ماموریت به وطنم ، رضاخان آزمند را بصورت فرشته ای معصوم بصورت زیر چنین تصور می کند: « پدرم با کمال سرافرازی از تجملات مسرفانه سلاطین قاجار پرهیز می کرد. و در تمام دوره سلطنت خود اغلب لباس ساده نظامی می پوشید. جورابهای او بافت ایران و از نوع متوسط و چکمه هایش کوتاه و کارکرده بود....» ص: ۱۱۰
البته تنها پس از یک روز از خلع رضاشاه از سلطنت، نمایندگان شرافتمند و روزنامه نگاران زبان در کام فرو برده شروع به افشای غارتگری های شاه سابق نمودند. مستندات این غارتها در کتاب زیر موجود است.
کتاب « گذشته چراغ راه آینده است» پژوهش از جامی چاپ دهم ۱۳۹۰ انتشارات ققنوس
۴ اسفند ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
آسیب شناسی فاجعه جیلولوق در غرب آذربایجان
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
اسفندماه سالروز جنایتی هولناک موسوم به جیلولوق در اورمیه و سلماس می باشد که به مدت حداقل شش ماه غرب آذربایجان را درگیر کشتار همگانی کرد. ایام، ایام جنگ جهانی اول است و مناطق شمالی ایران از جمله آذربایجان در تصرف روس و قسمت جنوب در اختیار انگلیس.آذربایجان زیر چکمه های سالداتهای روس له شده بود. دست به دست شدن شهرها و روستاهای آذربایجان بین قوای روس و عثمانی لطمات سنگینی به اهالی آذربایجان وارد کرده بود. ولی ورق یکباره برگشت و پاییز سال ۱۲۹۶ شمسی بود که با وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه تزاری، قشون روس از جنگ جهانی خارج شده و حین تخلیه آذربایجان و بازگشت به روسیه با تخریب اماکن و آتش زدن بازار اورمیه، سلماس و خوی خاطره بسیار بدی در اذهان مردم آذربایجان ایجاد کردند. تخلیه آذربایجان از طرف روس به معنای رهاکردن این مناطق به دست عثمانی بود که درگیر جنگ با متفقین ( روس، انگلیس، فرانسه و غیر مستقیم آمریکا) بود. بنابراین قرارگاه مرکزی متفقین برای جلوگیری از پیشروی قوای عثمانی در آذربایجان در صدد مسلح کردن مسیحیان فراری از عثمانی به آذربایجان برآمد و در این امر ناصواب متاسفانه میسیونرهای مذهبی کشورهای اروپایی نیز که مثل مور و ملخ در منطقه مستقر بودند به یاری این قوای مسلحه آمدند. ماجراجویانی از همشهریان مسیحی نیز که گول میسیونرها، مقامات انگلیس و فرانسه را خورده بودند نیز وارد میدان شدند و شد آنچه که متاسفانه نبایستی می شد.
در طی جنگ خونین تسلط مسیحیان ( جیلو و ارامنه) به اورمیه و سلماس از اسفند ۱۲۹۶ الی خرداد ۱۲۹۷ بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر از اهالی آذربایجان نیست و نابود شدند. رقمی که ناواردان به تاریخ اورمیه از شنیدن آن یکه می خورند و به هیچ وجه باور نمی کنند.
با پیشروی قوای عثمانی در غرب آذربایجان این بار مسیحیان از ترس جان شهرهای خوی، سلماس و اورمیه را با وضع فلاکت باری ترک و با رهنمودهای مستشاری انگلیسی ها از راه میاندوآب، صایین قالا، بیجار و همدان و کرمانشاه به شمال بغداد در منطقه بعقوبه رسیدند. ماجراجویان اروپایی خرسند از اطلاق عنوان کوچکترین متفق به هموطنان مسیحییمان باعث کشتاری وحشتناک در منطقه شده بودند. در طی این فرار آنی هزاران نفر از مسیحیان آذربایجان مخصوصا زنان، کودکان و پیرمردان در دست و پای افراد مسلح ماجراجوی مسیحی تلف شدند. پس از پنج سال با اعلام عفو عمومی، اتباع مسیحی ایرانی مخفیانه و در حالی که یارای چشم در چشم شدن با همسایگان مسلمان خود نداشتند و پشیمان از این وضعیت به روستاهای خود برگشتند و این بار نیز از سوی همشهریان مسلمانشان پذیرفته شدند هر چند نگرانی از ماجراجویی های دوباره آنها ( اسناد رسمی دولتی ) در این باره بسیار زیاد بود.
آسیب شناسی این فاجعه:
۱- گزارشهای بسیاری از روند دخالت گستاخانه میسیونرهای مذهبی خارجی در اورمیه و سلماس در دست است که سعی دارد هموطنان مسیحی را متمایل به اروپا و جهان مسیحیت در خارج از ایران نماید. ( خصوصا از دوران حملات شیخ عبیدالله و سپس سالهای 1280 شمسی به بعد)
۲- وابستگی فکری و حتی تسلیحاتی عوامل اصلی این فجایع و کشتار به قوای سیاسی- نظامی خارجی متفقین خصوصا روس، انگلیس و فرانسه محرز می باشد.
۳- اطاعت محض از سیاستهای خارجی قوای متفقین سبب شد که نه تنها از مسلمانان بلکه هزاران نفر از آشوری ها و مسیحیان آذربایجانی نیز تلف شوند و این جوامع تا امروز نیز نتوانستند از این اوضاع بوجود آمده از طرف اروپا و آمریکا خارج شوند.
۴- ماجراجویی برای تشکیل مملکتی آشوری در دل آذربایجان باعث برخوردهای خونینی شد که به تحلیل اقلیت قومی مذهبی مسیحیان اورمیه و سلماس منجر شد. تشکیل ارمنستان در ایالت ایروان نیز باعث قتل عام صدها هزار ترک مسلمان در آن ناحیه شد.
۵- بی تفاوتی جدی حاکمان و طبقه اشراف اورمیه و سلماس برای بسیج مردمی در زمان نبود حاکمیت دولت مرکزی و ماجراجویی های سرسپردگان به خارج
۶- عدم توجه جدی به موضوعاتی از قبیل بررسی نقاط ضعف و آسیب پذیری شهرهای آذربایجان غربی از سوی والی و حاکمان منطقه
گفتنی است خواندن تاریخ به مثابه پرونده خوانی و سپس عبرت از اعمال گذشتگان است برای داشتن آینده ای بهتر و زندگی در صلح و امنیت. حوادث جیلولوق خصوصا برای ماجراجویانی که یکصد سال بعد از فاجعه جیلولوق احیانا درصدد اجرای طرحی دیگر در منطقه هستند و می خواهند همچون جیلوها و ارامنه مملکتی از دل آذربایجان برای خود دست و پا کنند می تواند بسیار پرعبرت باشد.
۲۶ بهمن ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
بررسی زلزله سه شنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:31 منطقه گونئی با بزرگی ۴.۵ درجه
دکتر توحید ملک زاده
دکترای مهندسی ژئوفیزیک عضو هیئت علمی دانشگاه
/channel/melikzadeh
این زلزله مربوط به فعالیت گسل جنوب میشو می باشد که در حقیقت امتداد جنوبی گسل بزرگ شمال تبریز می باشد. این گسل هر چند یکبار فعال می شود و طی یک یکسال اخیر نیز فعال بوده است. اصولا این گسل در تسوج به دو شاخه سلماس و خوی تقسیم می شود. به نظر می رسد با توجه به فعالیت تکتونیکی منطقه، فشارهای زمینساختی در تبریز، خوی، سلماس و مرند بیشتر شود.
طول گسل جنوب میشو ۳۳ کیلومتر می باشد که با روندی شرقی غربی در جنوب کوههای میشو از صوفیان تا تسوج ( در منطقه گونئی) قرار دارد. شیب آن به طرف شمال و مکانیسم آن فشاری است. با در نظر گرفتن فعالیت حداقل نصف طول گسل می توان انتظار داشت زلزله ای بزرگتر از ۶.۵ درجه ریشتر بوقوع بپیوندد.
نکته مهم دیگر در بررسی وقوع این زلزله، احتمالا شاهد فعالیت لرزه ای در شرق و غرب گسل تبریز خواهیم بود. به نظر می آید گسل تبریز در وضعیت پرتنشی قرار دارد و تحمل فشار تکتونیکی ان در حد بالایی است که متاسفانه این امر هم به وقوع زلزله ای پرقدرت کمک خواهد کرد.
اگر طول گسل تبریز را ۱۰۰ کیلومتر در نظر بگیریم که متاسفانه قسمت عمده آن در پهنه شمالی شهر تبریز قرار دارد،انتظار وقوع زلزله حداکثر ۷.۶ درجه را خواهیم داشت.
انجام عملیاتهای ایمنی در شریانهای حیاتی شهری، استحکام سازی لرزه ای سازه ای مسکونی، اعمال مطالعات ریزپهنه بندی لرزه ای شهر تبریز و همچنین آگاه سازی مردم برای مشارکت در کاهش تلفات می تواند از تلفات احتمالی زلزله ها بکاهد.
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
اورمیه شهر همیشه بیدار:
تشکیل کمیسیون جنگ در اورمیه برای دفاع از شهر در برابر حملات و زیاده خواهی های عشایر در سال ۱۲۹۷ شمسی
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
اورمیه در طی تاریخ از بدو تاسیسش همواره مورد هجوم اقوام زیاده خواهی همچون آشوری ها، ساسانی ها، رومی ها و.... بوده که با مقاومت شدید و هوشمندانه مردمش مواجه شده است. امروزه این مقاومت و ایستادگی باید سرمشقی برای اهالی دیگر شهرهای آذربایجان نیز باشد.
پس از فجایع جیلوق و سرکوب آنان در تیر-مرداد ۱۲۹۷ ش، براساس پیمان صلح برست لیتوفسک قوای عثمانی آذربایجان و اورمیه را ترک کردند. فرمانده قوای عثمانی قبل از ترک اورمیه در جلسه ای از بزرگان شهر خواست مقداری سلاح برای روز مبادا تهیه کنند. سران بی بصیرت شهر بلافاصله گفتند که ما دولت داریم و با کسی سرجنگ نداریم!. و بلافاصله پس از تخلیه اورمیه توسط عثمانی در آبان ۱۲۹۷، عشایر مسلح کرد به سرکردگی سیمیتقو حملات خود را به شهر آغاز کردند.
« مردم برای بدست آوردن آذوقه مختصر مجبور شدند اشیاء نفیس خود را به قیمت نازلی بفروشند. نان هر کیلو ۷ قران تمام میشد ، از یک طرف نیز اکراد آب شهر را از قریه بند قطع نمودند ، تا مردم از بی آبی تلف شوند . در این جریانات عده ای از گرسنگی و سختی مردند و یک نوع نگرانی آمیخته به وحشت مردم را فرا میگرفت در بیرون شهر نیز هر روزه به عده اکراد اضافه میشد و حلقه محاصره تنگتر میگردید و شب ها به قلعه شهر هجوم می آوردند و بیش از بیش شدت عمل نشان میدادند . مردم ناچار شدند راه حلی جهت دفاع از شهر برگزینند در این باره کمیسیونی به نام کمیسیون جنگ تشکیل گردید که اعضای آن عبارت بودند از :
حاجی میرزا غلام فقهی
– آقای میرزا خلیل افشار
– محمد تمدن
آقای کرم علیخان زمانی
– و میرزا صادق خان فخیم الملک و چند نفر دیگر .... با تصویب این کمیسیون عده کثیری از تفنگچیان داوطلب به ۷ دروازه شهر تقسیم شدند که شب و روز به نوبت در اطراف قلعه شهر ارومیه و تابیه ها ( برج ها ) کشیک میدادند .» این کمیسیون همچنین « با جدیت تمام مشغول تعمیر دیوارهای بدنه شهر گردید و یک دستگاه باروت کوبی و تهیه فشنگ در پشت خانه های حکومتی دائر ساختند و آن حیاط را تبدیل به قورخانه نمودند.» ( محل مزبور فعلا پاساژ معماری و جلالی می باشد و زمانی به نام حیاط حرمخانه سردار مشهور بود. کاویانپورٰ احمد، تاریخ ارومیه،تهران ،۱۳۷۸، ص: ۳۲۶)« در مورد تعیین رئیس کمیسیون جنگ تشت آراء بوجود آمده بود ، برای رفع اختلاف قرار شد که ریاست آن در اوقات شب با جاج نظم السلطنه ( امیر تومان ) و قبل از ظهرها با حاجی شهاب الدوله و بعد از ظهرها با حاجی عزیز خان امیر تومان باشد و چون ماه رمضان و مردم و اعضای کمیسیون و روسای آن روزه میگرفتند نوبت ریاست را طوری قرار دادند که آنها بتوانند از استراحت نسبی برخوردار باشند . ولی مسئله مشکلی پیش آمد و آن ضعف قدرت مادی برای خرید فشنگ و تفنگ و باروت و پرداختن مواجب به تفنگچیان مدافع شهر بود. در این مورد نیز چاره ای برای محصورین باقی نمانده و سیم تلفن ارومیه طهران را نیز قطع کرده بودند ناچار۳۰۰۰ تومن از مستر پاکارد بعنوان قرض اخذ گردید و آقایان میرزا محمود مجتهد و حاج میرزا فضل الله مجتهد در برابر اخذ پول به دکتر پاکارد قبض رسید دادند و بمعیت ضیاء الدوله ( فرماندار ) قول دادند که بعد از محل جمع آوری اعانه ، یا وصول اعتبار از مرکز پرداخت نمایند . پس از تهیه پول یکی از حیاطهای فرمانداری را محل ذوب و پر کردن فشنگ و تهیه باروت اختصاص دادند و مردم سلاح و مهمات مورد لزوم را از آنجا تهیه میکردند . به دستور کمیسون محل ترکها و فرسودگیهای دیوار قلعه و بالای برج ها نیز تعمیر شدند دیگر جای نگرانی نبود .» (تمدن، محمد، اوضاع ایران در جنگ اول یا تاریخ رضائیه، موسسه مطبوعاتی تمدن، اورمیه، ۱۳۵۰،ص: ۳۲۸)
۱۷ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
فرش پازیریک، یادگاری از ترکان ساکا و سبک فرش آذربایجان
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
تمدن کورگان یکی از تمدنهای بزرگ ترکان می باشد که برای بررسی تاریخ ترکان قدیم مطالعه آنها حائز اهمیت می باشد. کورقانها مزار بسیار بزرگی بودند که برای تامین آسایش افراد متوفی وسایل رفاهی و زندگی ، خوردنی و حتی اسب و سلاح در این مزار گذاشته و هر کس به فراخور وسع و تواناییش خاک به قبر می ریخته تا به صورت تپه در می آمد. طبیعی است هر چه شخص مهمتر بود تپه بزرگتر می بود. وسایل مکشوفه از این قبرهای بزرگ نیز بسیار با اهمیت است. یکی از مهمترین آثار کشف شده کورقانها، فرش پازیریک می باشد که از اهمیت زیادی برخوردار است.
این فرش نفیس از سلسله گورهای بزرگی واقع در آلتای که پازیریک نامیده می شوند بدست آمده است. باستانشناس روسی، سرگئی ایوانوویچ رودئنکو در اکتشافات باستانشناسی خود در محوطه پازیریک به این فرش دو هزار و سیصد ساله رسید که در درون یخ قرار داشت. گویا سالیانی بسیار دور آب از طریق مجرایی به زیر کورقان نفوذ کرده و محوطه کورقان یخ بسته بود. باستانشناسان معتقدند این فرش برای پوشش جسد یک نجیب زاده ساکایی بکار رفته بود. با کشف این فرش، یکی از آثار فرهنگی بشریت که از مزار یک خاقان ساکا بدست آمد به دنیای جدید معرفی گردید. 8/1 در 2 متر، ابعاد این فرش قرمز رنگ می باشد که از پنجمین کورقان آن محوطه باستانی بدست آمد.
مطالعات دانشمندان نشان می دهد این فرش متشکل از یک میلیون و دویست و پنجاه هزار گره ( ایلمک) می باشد. تیپ گرههای این فرش هم امروزه در میان ترکان آذربایجانی رواج دارد و بسیار شبیه فرش هریس می باشد. نقشهای این فرش نیز بسیار جالب است: از نقوش طبیعی نظیر حیوانات و گلها تا تصویر زنی مقدس نشسته بر روی تخت که در دستش درخت حیات دارد و در روبرویش ترک نجیب زاده¬ای سوار بر است. پروفسور آغاسی معتقد است این زن مقدس شامانی بوده یا صفت « اولو کام کاتون». دم اسبها به صورت گره هونی بسته شده است. افسار دارد ولی رکاب ( اوزنگی ) ندارد چرا که جامعه بشریت آن زمان رکاب را کشف نکرده بود. تقریبا هزار سال بعد اوزنگی را ترکان هون به جامعه بشریت به ارمغان آوردند. جالبترین نقش دیگراین فرش، 24 خانه به مثابه 24 قبیله ترکان اوغوز می باشد. این فرش نفیس حالیه در موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ به نمایش درآمده است.
۱۳ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
موقعیت قره پاپاق ها در اسناد رسمی سال ۱۹۲۷ ترکیه
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
« قره پاپاق ها در آذربایجان درناحیه "آواجیق " و جنوب دریاچه اورمیه در ناحیه سولدوز زندگی می کنند. قره پاپاق های ساکن آواجیق به خود «آیروم» می گویند. تقریباً صد سال قبل که اینان تحت اداره ترکیه بودند احتمالاً در زمان تحدید حدود در ایران مانده اند. در اصل از جنوب قافقاز از اطراف «گویجه گول» به این منطقه آمده اند. قره پاپاق ها در ترکیه در منطقه «قره کوسه»، «کوله صور»، «تاشلی چای» و سایر روستاها زندگی می کنند. قره پاپاق ها یا آیروم ها شعور ترکی خود را محافظه کرده اند. رئیسشان "علی قولوخان امیر تومان" در "کلیسا کندی" مرکز "آواجیق" ساکن است. این شخص در عین حال نائب الحکومه آواجیق می باشد. در سایه این مأموریت دولتی با استفاده از نفوذش از منطقه محافظه می کند و در سایه نفوذش بر مردم در مقابل حکومت ایران از خودش حفاظت می کند. فرمانده سابق شمالغرب محمد حسین خان آیروم از همین قره پاپاق های آواجیق بوده و فامیل "علی قولوخان" می باشد. آیروم های آواجیق ساکنان 56 روستا را تشکیل می دهند. علاوه بر آواجیق، قره پاپاق های آیروم در چالدیران و سوکمن آووا هم زندگی می کنند.
قره پاپاق های سولدوز هم در اصل با قره پاپاق های آواجیق فامیل هستند و جمعیت 250 روستا را تشکیل می دهند. قسمتی از این روستاها به صورت مخروبه است. شش سال قبل در فتنه سیمیقو مناطق سلماس، اورمیه- ساووجبلاغ اشغال و منطقه سولدوز و قره پاپاق ها هم ضرر و زیان دیده بودند. روستاهایشان تخریب و از فرط گرسنگی جمعیت زیادی تلف شده بود.
قسمتی از اینان به سمت مراغه مهاجرت کردند. رئیسشان "خسروخان امیر تومان" در روستای «چیه نه وÇiyənəv » "رشید السلطنه رضا قولوخان امیر تومان" در روستای «نه غه دی» ساکن می باشد.»
منبع: ایران آذربایجانی تدقیق راپورو، ترجمه به فارسی: آذربایجان در اوایل دوره پهلوی، ترجمه دکتر توحید ملک زاده، انتشارات اختر، تبریز، 1388
۹ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
تومروس خانم تورک: سرکوبگر کوروش
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
هرودوت که منبع اصلی تاریخ نگاران اندیشه متوهم « ایرانشهری » به اصطلاح عصر هخامنشی و کوروش می باشد روایتی تاریخی از داستان کشته شدن کوروش بدست تومروس خاتون فرمانروای ماساژت ها / ساکاها ( یکی از اقوام ترکان باستان) آورده است که موضوع فیلم « تومروس» ساخت کشور قزاقستان شده است. روایت تاریخی کشته شدن کوروش توسط ترکان ماساژئت به مذاق خودبزرگ پندارهای مضر بشریت خوش نیامده و با هیاهو و هوچی گری همیشگی سعی در باجگیری از علم و هنر می باشند.
نقل است کوروش بزور از پادشاه ترکان یعنی تومروس خاتون ( فرمانروایی از 570 ق.م تا 520 ق.م) درخواست ازدواج می کند تا به کشور ترکان حمله نکند که با پاسخ منفی تومروس خاتون مواجه می شود. کوروش برای تصاحب به زور تومروس، راه لشکرکشی را برمی گزیند که در این لشکرکشی با انبوه سپاه ترکان به فرماندهی توروس خانم مواجه شده و در جنگ کشته می شود (529 ق.م ). نقل است سر بریده کوروش به نزد تومروس خاتون آورده می شود. وی سر بریده شده کوروش را در ظرف پر از خون انداخته می گوید:
« ای کوروش خون آشام! سالها از خوردن خون مردم سیر نشده بودی حالا عطش خونخواری خود را با این خونها رفع کن».
داستان کشته شدن کوروش توسط تومروس ملکه ترکان باستان در کتب مختلف تاریخی دوره رونسانس به کرات روایت شده و در طی تاریخ به شکل اسطوره درآمد. حتی در سال 1707 اپرای « تومروس ملکه ساکاها » در لندن به صحنه رفت.
در بعد هنری نیز، صحنه انداختن سر بریده کوروش در ظرف خون، الهام بخش تابلوهای نقاشانی چون Peter Paul Rubensin ، Frankenthal porcelain, c. 1773 ، Mattia Preti, Tomyris Receiving the Head of Cyrus, 1670–72 ، می شود.
به سبب بعد مسافت حادثه و محل سکونت هرودوت، جزئیات این روایت چندان معلوم نیست. محل کشته شدن کوروش یعنی 100 کیلومتری شمال رود آراکس و در عین حال مملکت ماساژئت یا ماساگئت ها نیز مورد بحث است. عده ای از تاریخ نویسان غربی محل کشته شدن کوروش را در ترکمنستان امروزی می دانند. بسیاری از محققین هم آراکس را همان یونانی شده رود ارس آذربایجان می دانند. یعنی تومروس ، کوروش را در اراضی آذربایجان شکست داده و سر بریده شده است.
ماساژئت ها با دارا بودن عرف و عادت عمومی ترکان، بلاشک جزو ترکان باستان بودند.به روایت هرودوت: « لباس پوشیدن و شیوه زندگی ماساژئت ها شبیه سکاها است. آنها هم بر روی اسب و هم با پای پیاده میجنگند. هر دو شیوه جنگیدن آنها عجیب است. آنها هم با کمان و هم نیزه میجنگند ولی سلاح مورد علاقه آنها تبر جنگی است. سلاحهای آنها از زر یا برنج است. برای نوک نیزهها و نوک پیکانها و تبرهای جنگیشان از برنج استفاده میکنند و برای پوشش سر، حمایل و کمربند از زر. به همین ترتیب اسبهایشان نیز بسیار مجهز هستند. زره سینه اسبها از برنج است ولی زره کمر و صورت اسبها از زر است. آنها نه از آهن و نه از سیم استفاده نمیکنند زیرا در سرزمین آنها این دو فلز نیست و به جای آن زر و برنج فراوان است.( هرودوت، کتاب ۱، بند ۲۱۵. ترجمه مرتضی ثاقب فر)
فیلم مشهور تومروس ساخته آکان ساتایف، فیلمساز ۴۵سالهٔ کشور قزاقستان برای اولین بار در شهر نور سلطان، پایتخت قزاقستان، در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۹ به نمایش درآمد. با نمایش این فیلم آنچه که متوهمین خود آریایی پندار بافته بودند و به خورد جماعت عادی داده بودند رشته شد. با اکران این فیلم تاریخی که براساس روایت هرودوت از کشته شدن کوروش ساخته شده، این جماعت متوهم، از این متوحش شده اند که جواب سوال مردم پرسشگری که می پرسند:« با کدام امکانات جسد کوروش به محل معبد سنگی که از محل حادثه حداقل 2000 کیلومتر فاصله دارد آورده شده و چگونه این مکان یکباره به پاسارگاد و محل دفن کوروش تبدیل شده است؟ » را با کدام تحریف دوباره بدهند.
۶ دی ۱۴۰۴ /channel/melikzadeh
۱۰ دی، ۱۱۴ مین سالروز کشتار آزادیخواهان آذربایجانی توسط روسها در ۱۲۹۰ ش
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
آذربایجان و تبریز از اردیبهشت 1288 شمسی به اشغال روسها درآمده بود. اهالی آذربایجان براساس صلاحدید انجمن تبریز برای اینکه بهانه ای به روسها ندهند سیاست مدارا را در پی گرفتند. با اینحال سیاستهای ایذایی روسیه تزاری علیه مردم آذربایجان هر روز ادامه داشت.
با اشغال آذربایجان توسط روسها، آذربایجان نه تنها نتوانست در تعیین ساختار نو اداری، اجتماعی و فرهنگی « ایران نو» نقشی داشته باشد بلکه با سیاستهای دولتهای « ایران نو » از ایالت اول ممالک محروسه قاجار به یک ایالت اشغال شده منزوی تبدیل شد. با این اقدام خیال روس و انگلیس از بابت فشار به تهران راحت شد چرا که منبع قدرتمندی مانند آذربایجان را از گردونه ضدیت با استعمار خارج کرده بود.
24 ذیقعده 1329/ 24 آبان 1290 دولت ایران علیرغم میل مجلس، اولین اولتیماتوم روسها برای اخراج کارشناس مالی دولت ایران، مورگان شوستر آمریکایی ، و تعهد دولت ایران به کسب توافق با دولتین روس و انگلیس برای استخدام مستشار خارجی را قبول کرد. 7 ذیحجه 1329 / 7 آذر 1290 در طی دومین اولتیماتوم روسها، انجمن تبریز که آن موقع در اشغال روسها بود، در مخالفت با این اولتیماتوم بیانیه داده و مردم تبریز علیه روسها به تظاهرات پرداختند.
29 ذیحجه 1329/ 29 آذر1290 دولت ایران اولتیماتوم روسها را قبول کرده و جنگی نابرابر میان مجاهدین آذربایجانی با قوای مجهز روسیه تزاری روی داد که چهار روز طول کشید. 2 محرم 1330/ 1 دی 1290 محل انجمن تبریز اشغال و ویران شد ۳ دی ۱۲۹۰ش با حملات روسها انجمن ایالتی تبریز منهدم شد و بدین ترتیب کار انجمن تبریز و نهایتا انجمنهای کل آذربایجان به اتمام رسید. ۵ محرم/ ۴ دی ۱۲۹۰کل تبریز به تصرف روسها درآمد.
روسها پس از تسلط كامل بر تبريز ، به مجاهدان مسلح تبريز فرمان دادند يا تبريز را ترك كنيد و يا اينكه اسلحه هايتان را به ما تحويل دهيد. از آنطرف ، روسها قشون جديدي وارد تبريز كردند.
به هر حال تعدادي از مجاهدان تسليم شده و عدهاي نيز تصميم به مهاجرت به سلماس گرفتند كه آنروزها كانون آزاديخواهان آذربايجان شمرده مي شد.قصد آنان پناهندگی به عثمانی بود. از مجاهدین آذربایجانی جمعی در تبریز مانده و بر ادامه جنگ تاکید کردند.
در ادامه حملات روسها، ثقه الاسلام تبریزی که قبلا بخاطر آزارها و دستگیری های بی دلیل مشروطه خواهان توسط روسها علیه آنان اعلام جهاد داده که عاقبت الامر روسها با دستگیری وی و بدار كشيدن ثقه الاسلام ، دو پسر علي موسيو، شیخ سلیم، ضیا العلما، محمد قلی خان دایی ضیاالعلما، صادق الملک، آقا محمد ابراهیم قفقایچی در عاشورای ۱۳۳۰/ ۱۰ دی ۱۲۹۰ش نفرت خود را از مردم آزاده نشان دادند . چند روز بعد روسها يك آزادیخواه سلماسي به نام ميرزا محمود سلماسي را در تبريز کشتند.
پس از انقلاب اکتبر روسیه، دولت شوروی هیئتی را به تبریز اعزام کرد و به عنوان عذرخواهی دستهگلی بر مزار ثقه الاسلام گذاشتند.
چند سال قبل منبر و عصای شهید ثقهالاسلام و مهرهای خاندان آن زندهیاد در یکی از روستاهای دوردست شهرستان ورزقان استان آذربایجانشرقی یافت شد.
۳ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
خلط مفاهیم و روز کریسمس و اول سال نو میلادی در ایران
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
اکثر شهروندان ایران، عمدتا تفاوتی بین دو موضوع متفاوت کریسمس و آغاز سال نو میلادی ندیده و در پیامهای تبریکشان بجای تبریک کریسمس ( روز تولد حضرت عیسی مسیح )، سال نو میلادی را به هموطنان مسیحی تبریک می گویند(در اورمیه این مورد هم دیده می شود) حال اینکه این دو موضوع سوای هم می باشند.
کریسمس جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروزعیسی مسیح برگزار میشود. بسیاری از معتقدان کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر / 4 دی جشن گرفته و بسیاری آن را در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار میکنند. اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان میلاد مسیح جشن میگیرند. بنابراین مسیحیان معتقد به کلیسای کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس آشوری، کلدانی روز 25 دسامبر/ 4 دی را به عنوان زادروز عیسی مسیح گرامی می دارند. ولی براساس اعتقدات کلیسای گریگوری ارمنی، عیسی مسیح در 6 ژانویه / 16 دی متولد شده است بنابراین کریسمس ارامنه 6 ژانویه محسوب می شود. امروزه اکثرمحققین، عید کریسمس را همچون شب چیلله بقایای عیدی سرتاسری از انسانهای چندهزار سال می دانند که ارتباط مستقیمی با تقویم دارد. چندین صد سال پس از میلاد مسیح، اوایل دی به عنوان تولد عیسی مسیح اعلام شد تا جشنی که در همان روزها برای آزادی خورشید از اسارت گرفته می شد فراموش شود.
سال نو میلادی که تقریبا تقویم اکثرکشورهای جهان هست تقویمی است رومی الاصل که عمدتا با کریسمس ارتباطی ندارد و مربوط به شروع سال نو به صورت قراردادی است کما اینکه در ایران به صورت قراردادی اول حمل یا فروردین امروزی یا تقویم جلالی ( به نام سلطان جلال الدین ملکشاه) را آغاز سال نو می دانند . در ۱ ژانویه ۱۶۰۰ میلادی، اسکاتلند اولین کشوری بود که ۱ ژانویه را به عنوان اولین روز سال اتخاذ کرد و از آن به بعد این تقویم در اکثر کشورهای جهان رایج گردید.
با توجه به این توضیحات تبریک سال نو میلادی بجای کریسمس به هموطنان مسیحی نمی تواند توجیهی داشته باشد چرا که اولا این تقویم نه تنها رایج درسیستم اداری ایران نیست بلکه در میان مسیحیان ایرانی نیز کاربرد ندارد در ثانی سال نو میلادی ارتباطی با کریسمس یا زادروز عیسی مسیح ندارد.
۱ دی ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
مراسم « چیلله گئجه سی » آذربایجان یادگاری از دوران اساطیر
دکتر توحید ملک زاده /channel/melikzadeh
یکی از قدیمی ترین مراسمهای رایج در آذربایجان که همچون جشن سال نو و یئنی گون ( اول فروردین) ارتباط نزدیکی با نجوم دارد مراسم چیلله گئجه¬سی می باشد که هر سال با شکوه فراوان در میان خانواده های آذربایجانی برگزار می شود. آمادگی برای این شب به یادماندنی از چندین روز قبل شروع می شود و با شب نشینی در آخرین شب آذر به اوج می رسد.
اساس این جشن هماهنگ با سال اعتدالی و براساس تقویم ترکان در زمان سلجوقی یعنی تقویم جلالی - به افتخار سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی- موقع تحویل ماه قوس( آذر) به جدی ( دی) پایه ریزی شده است. شب این تحویل، طولانی ترین شب سال است و مردمان قدیم برای درامان ماندن از شر شب طولانی و در ضمن خوشحالی از تولد خورشید و نورانیت به جشن و پایکوبی می پرداختند.
در اساطیر ملل شرق، این شب را شب تولد خورشید می دانند و ارتباط آن با آیینهای قدیمی مورد اتفاق تمام محققین می باشد. همچنان که تولد خدای دوموزی در میان سومریان در اول فروردین با جشنی بزرگ یاد می شد، شب چله نیز تولد نور و امیدواری بود برای مردمان قدیم.. مهرداد بهار اسطوره شناس برجسته و پسر ملک الشعرای بهار معتقد بود که نوروز جشنی آریایی نبوده بنابراین چیلله گئجه سی نیز جشنی آریایی نخواهد بود.
خورشید در اساطیر آذربایجانی جنس مونث دارد و شایسته احترام و ماه جنسی مذکر. بی دلیل نبود که موقع خورشید گرفتگی، اجدادمان برای خلاصی خورشید مقدس از چنگ به زعم آنها اژدها با کوبیدن ظروف مسی سعی می کردند خورشیدشان را از دست اژدهای بدطینت برهانند.
آیین خورشیدپرستی در میان رومی های باستان نیز رواج داشته و آنچنان قدرتمند بود که بعد از گرویدن رومی ها به مسیحیت، جشن تولد خورشید به جشن تولد عیسی مسیح تبدیل شد بطوریکه امروزه 4 روز بعد از شب چیلله، مسیحیان، میلاد عیسی مسیح را جشن می گیرند حال اینکه براساس شواهد جدی و حتی متن خود انجیل عیسی در فصل گرمی متولد شده است. حتی در سده ۱۷ میلادی، آیزاک نیوتن بحث میکند که روز تولد مسیح تنها به این دلیل انتخاب شده که با تحولات خورشیدی هماهنگ باشد. بدین ترتیب این آیین از این طریق وارد زندگی جمع کثیری از مردم جهان شد.
در آذربایجان به سبب دارابودن زمستانهای سخت این عید و مراسم خیلی ملموستر می باشد. در آذربایجان، این شب آغاز چله بزرگ ( بویوک چیلله) می باشد که 40 روز ادامه دارد. سرما پس از 40 روز زورش را می زند تا دوباره سرما را بر جهان حاکم گرداند ولی گرم شدن زمین عمر چله کوچک ( کیچیک چیلله) را کوتاهتر می کند و پس از بیست روز بایرام آیی می رسد و مراسمات چهارگانه هر هفته در هر چهارشنبه شروع می شود. اهالی آذربایجان چهارشنبه اول را سو ( آب) ، چهارشنبه دوم را اود ( آتش)، چهارشنبه سوم را یئل ( باد) و چهارشنبه آخر را آخیر چرشنبه یا تورپاق ( خاک) می نامند.
از مراسمات جنبی و در عین حال اصلی شب چیلله می توان نام برد:
1- پای گوندرمه ( هدایایی برای فرزندان خصوصا نوعروسان) – رسمی که با جدیت و علاقه فراوان در آذربایجان اجرا می شود.
2- چیلله قارپیزی و استفاده از میوه های قرمز رنگ ( سیب قرمز و انار ) برای سمبولیزه کردن خورشید و گرمی، حلواهای مخصوص گردو و ...، آجیل و میلاخ
3- گردآمدن در منزل بزرگ و بایاتی گویی، خاطره گویی، تاپماجا، داستانسرایی حماسی نظیر کورواغلو و نقل داستانهای دده قورقوت و شنیدن سخنان اوزان/ عاشیق های باستانی
در اثر گسترش رسانه های جمعی و خصوصا تلویزیون و سیاستهای یکپارچه سازی ملی- فرهنگی، اخیرا کلمه یلدا به صورت همه گیر وارد فرهنگ و زبان ملل ساکن ایران شده که جالب است چند دهه قبل این مردمان، قبلا هیچ اطلاعی از چیلله و به زعم آنان یلدا نداشتند ولی در آذربایجان، ترکان این شب را « چیلله گئجه سی» نامیده اند، می نامند و خواهند نامید.
۲۷ آذر ۱۴۰۴
دکتر توحید ملک زاده /channel/melikzadeh
(به مناسبت ۱۵ دسامبر، روز جهانی زبانهای ترکی، اعلامی از یونسکو)
تاریخ مختصر زبان ترکی ( قسمت دوم)
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
با تاسیس امپراطوری صفوی در تبریز زمینه برای رشته فرهنگ و ادبیات ترکی آذربایجانی آماده شد. شاه اسماعیل زبان ترکی را زبان رسمی دولت ایران قرار داد و در اشعار ترکیش تخلص "خطایی" برگزید. استاد غزل محمد فضولی سرآمد شعرای دوران یکی از بزرگترین مرثیه سرایان ترک زبان می¬باشد. مرثیه آل عبای وی در کتاب حدیقه السعدا متجلی است. نثر ترکی آذربایجانی وی نیز در کتاب¬های شکایت¬نامه، نامه به نشانجی پاشا متجلی است. در دوران صفویه ادبیات شفاهی آذربایجانی نیز هم پای ادبیات کلاسیک پیش رفت و عاشیق¬های آذربایجانی اشعار عاشقانه با اوزان هجایی قوشما (دوبیتی ۱۱ هجایی)، گرایلی(دو بیتی ۸ هجایی) بایاتی (دوبیتی ۷ هجایی) ساختند. عاشق قربانی از جمله قدیمی ترین عاشیق¬های آذربایجان در دوره صفویه می¬باشد. داستانهای کوراوغلو، اصلی کرم، عاشیق غریب و شاه اسماعیل در این دوران خلق شدند. در اواخر دوره صفویه شعرای معروفی چون صائب تبریزی، قوسی تبریزی، امانی، شاه عباس ثانی (با تخلص ثانی)، طرزی افشار ادبیات آذربایجانی را رهبری نمودند.
در دوره قاجاریه علاقمندی به زبان تورکی ادامه داشت و توجه به اشعار امیر علیشیر نوایی شاعر بزرگ جغتایی هم هنوز ادامه داشت. لهذا برای فهم آسان آثار او کتابهای لغت ترکی به فارسی نوشته شد که از آن جمله می¬توان به:
1- بهجت اللغلات الترکیه، اثر فتحعلی قاجار قزوینی
2- خلاصه عباسی، اثر محمد خویی
3- الطمغای ناصری، اثر محمد صالح اصفهانی
بیشتر شعرای قرن ۱۹ آذربایجان غزل سرا و مرثیه¬گو بودند. مهمترین شعرای ادبیات رثائی دخیل مراغه¬ای، راجی، دلسوز، صراف، پرغم بودند. شاعرانی مانند عندلیب قرجه داغی، حیران خانم، نباتی، ذکری شکوهی، هیدجی، محمد باقر خلخالی، لعلی از جمله شعرای مشهور این دوره بودند که در اشعار خود از زندگی و معیشت مردم و نیازهای آنها سخن می¬گفتند.
از دیگر نویسندگان مهمی که در بیداری آذربایجانیان نقش بسزایی داشتند می¬توان به میرزا حسن رشدیه (متولد ۱۲۶۸/ ۱۸۵۱ در تبریز) اشاره کرد که کتاب وطن دیلی را برای تدریس در مدارس آذربایجان تالیف کرد.
در دوره انقلاب مشروطیت توجه به زبان تورکی بیش از پیش نمود پیدا کرده و در روزنامه¬ها و نشریاتی به زبان تورکی و یا دوزبانه منتشر می¬شد مانند فریاد در اورمیه و فروردین، انجمن و سایر.
دوره پهلوی دوره شور بختی و ممنوعیت زبات تورکی آذربایجانی بود. در این دوره شاعران و نویسندگان آذربایجانی به ناچار به فارسی می¬نوشتند گرچه در اوایل دوره پهلوی میرزاعلی معجز شبستری با زبان طنز ترکی به نقد اجتماع می¬پرداخت. در دوره پهلوی، تئاتر آذربایجان که با سابقه¬ترین و پیشرفته¬ترین تئاتر شرق و ملل مسلمان بود به بهانه فارسی نبودن تعطیل شد. بعد از اشغال ایران توسط روسها و انگلیسی ها در شهریور ۱۳۲۰ ، خفقان از بین رفت و در این مدت روزنامه¬های آذربایجان ، وطن یولوندا و مشفق و جودت به ترکی منتشر گردید. در تبریز شاعیرلر مجلسی با حضور شاعران بزرگی مانند محزون، بالاش آذراوغلو، مدینه گلگون، سهند، یحیی شیدا و ... تشکیل شد.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ممنوعیت دوباره زبان ترکی شروع شد. با این حال علیرغم این خفقان، شهریار حیدر بابیه سلام را سروده و منتشر نمود. سهند نیز داستانهای دده قورقود را به شعر درآورد و دو جلد آنرا به نام سازیمین سؤزو منتشر نمود.
بعد از انقلاب اسلامی ممنوعیت زبان ترکی برداشته شد و صدها مجله، روزنامه، کتاب با خط مشی و سبک و سیاق متفاوت منتشر شد. علاوه بر شعر در مجله وارلیق نیز رشته مقالاتی درباره تاریخ زبان ترکی، گرامر و ادبیات ترکان به رشته تحریر درآمد.
۲۵ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
موسیقیدان برجسته آذربایجانی، صفی الدین اورموی
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
صفی الدین اورموی نه تنها یکی از بزرگترین مشاهیر آذربایجان بلکه از بزرگترین موسیقی دانان جهان اسلام در قرن هفتم و هشتم هجری می باشد. منظور از جهان اسلام سرزمینهای اسلامی تا پایان خلافت عباسیان بدست هلاکوخان می باشد. وی در سالهای ۶۰۸ الی ۶۱۸ ق در اورمیه متولد و پس از تحصیلات ابتدایی در اورمیه همراه با خانواده عازم بغداد شد. در آنجا در مدرسه مستنصریه به آموختن محاضرات، ادبیات عرب ، خوشنویسی پرداخت. از همان جوانی در ادبیات و موسیقی و خوشنویسی استاد گردید و اداره کتابخانه بغداد به وی واگذار شد. شاگردان وی در خوشنویسی یاقوت مستعصمی و شمس الدین سهروردی بود.
وی در موسیقی زبانزد خاص و عام بود و در سال ۶۴۳ ق کتاب نفیس« الادوار فی الموسیقی» را در علم نظری موسیقی نوشت. این کتاب در پانزده فصل بوده و در آن شرح نغمات، اصول پرده بندی عود، ادوار (گامها)، آموزش حوانندگی و نوازندگی و نتها پرداخت.
با تصرف بغداد در ۴ صفر ۶۵۶ ق، مستعصم کلید گنجینه های پانصد ساله اجدادیش را به هلاکو تسلیم نمود که مستحضرید این خزاین به کاظم داشی در کنار دریاچه اورمیه منتقل شد.
اورموی در دربار هولاکو و وزیرش عطاملک جوینی نیز سمت علمی گرفت و کتاب « الرساله الشرفیه فی علم تلنسب و الاوزان الایقاعیه » را به نام سرف الدین هارون فرزند محمدجوینی نوشت. وی در این کتاب از شیوه حکمای یونانی پیروی کرده و ضمن بررسی نظرات فارابی و ابن سینا مطالب جدیدی میز بر آنها افزوده است.
با سقوط خاندان جوینی، صفی الدین پیرمرد نیز مورد بی مهری قرار گرفت و مقرریش قطع شد. بخاطر بدهکاری اورموی به زندان افکنده شد و در آنجا درگذشت.
اورموی مخترع نوعی آلت موسیقی به نام «مغنی» می باشد که گویا صدایش همانند صدای چنگ بوده است.
صفی الدین اورموی همراه با محمدبن اوزلوغ طرخان فارابی و عبدالقادر مراغه ای جزو سه موسیقیدان بارز دنیای اسلام بود که با روش علمی و سیستم نت و آکوستیک، موسیقی خاورمیانه را زیباتر نمودند. هر سه تن از این موسیقی دانان در کشورهای عربی، ترکیه ، آذربایجان به عنوان واضعان تئوری موسیقی خود شناخته می شوند ولی در زادگاه خود اورمیه تاکنون به درستی از وی یادی نشده است.
۶ بهمن سالروز وفات وی در بغداد به نام صفی الدین اورموی در تقویم فرهنگی ایران قید شده است.
۲۳ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh
/channel/melikzadeh
۱۴ نقاشی از قلاع اطراف اورمیه در زمان ناصرالدینشاه
به کوشش دکتر توحید ملکزاده
رونمایی ۱۹ آذر ساعت ۱۶
هامینیز دعوتلیسیز
/channel/melikzadeh
معرفی یک روش برای افشای جاعلان تاریخ:
« پدیده زمان پریشی anachronism در تاریخ»
دکتر توحید ملک زاده
/channel/melikzadeh
در بحث مباحث تاریخی و تاریخنگاری، زمانپریشی یک خطای روششناختی جدی محسوب میشود.
این خطا اغلب به شکل حالگرایی (Presentism) بروز میکند، که عبارت است از قضاوت دربارهٔ رویدادها، اعمال یا باورهای گذشته با استفاده از استانداردها، ارزشها و اخلاقیات زمان حال. مورخان تلاش میکنند تا با درک موقعیت و جهانبینی افراد در گذشته، از چنین قضاوتهای زمانپریشانهای اجتناب کنند.
بعنوان مثال استفاده از مفهوم معاصر ملیت برای مردمان هزار سال قبل یا در هنر، استفاده از حیوانات ماقبل تاریخ در فیلمهایی با تم معاصر از نوع زمان پریشی است. ولی آنچه که در تاریخ مهم است استفاده غلط و حتی مغرضانه از مفاهیمی چون دولت، ملت، هویت و مملکت می باشد.
مثلا به عنوان این مقاله توجه توجه کنید:« کردستان در زمان صفویه». در این مقاله از عناوینی چون (کردستان به عنوان جغرافیا)،(کردستان به عنوان ملت )، ( کردستان به عنوان مذهب)(کردستان به عنوان زبانی)(کردستان به عنوان فرهنگی)، استفاده شده است. نویسنده خود زرنگ پندار سعی می کند با خلط موضوعات به هدف خود که همان ناسیونالیسم کور است برسد، حال اینکه اعمال ابزار زمان پریشی، افشاگر نادرستی تاریخ نگاری این شخص می تواند باشد.
استفاده از مفهوم ملت- دولت ارمنی که یک مفهوم معاصر بوده نیز یکی از این خلطها می باشد. نویسندگان ارمنی برای اثبات وجود هویت موجود ارمنی به مفهوم امروزین از دهها مفهوم تاریخی استفاده می کنند تا مفهوم امروزین هویت ارمنی را که ناسیونالیسم کور می باشد، موجه تاریخی نشان دهند. استفاده از مفهوم ارمنستان جغرافیایی، مسیحی، زبان ارمنی از یک طرف و استفاده از کلمات جغرافیایی و اسطوروی ارمنی، هایک و هایستان، خلط مباحثی است برای اثبات هویت ارمنی در هزار سال فبل می باشد.
۱۳ آذر ۱۴۰۴
/channel/melikzadeh