نیاز به انسانیت ❤
لئوتولستوی :با من از دین صحبت نکنید بلکه بگذارید دین را در کردار شما ببینم
دینداری تان را به خدا نشان دهید نه اینکه به رخ یکدیگر بکشید .
@mellateeshgh
معرفی مختصری از کتاب فرزندان سکوت و زمان آرام و نویسنده آن ایان مک کروری:
کسانی که در وادی معنویت و عرفان قدم گذاشتهاند خوب میدانند که سمبلها، نمادها، تمثیلها و استعارهها معمولاً ابزاری قدرتمند برای بازیادآوری و انتقال تجربیات معنوی هستند.
اندیشیدن استعاری معمولاً بهترین انتخاب برای عبور از تنگناهای زبانی بوده است، لذا ویژگی مهم و برجستة تمثیلها و استعارههای اصیل ِ معنوی این است که بخشهای مهمی از واقعیت را که در قالب توضیحات زبانی نمیگنجد در قالب تصویر، درک، برداشت احساسی و اشاره به تجربه ارائه کند.
ایان مک کروری (انتاریو، 1947) در دانشگاه کارلتون اتاوا فلسفه و علوم سیاسی خوانده است. او سالها عزلت و گوشهنشینی را برگزید و سالهای مدیدی معلم مراقبة ویپاسانا نیز می باشد. یکی از ویژگیهای بارز و منحصربهفرد او مراقبه و عزلتنشینیهای طولانی و سپس بازگشت به زندگی عادی و تاهل است. او به سراسر جهان سفر کرده و از معلمهای بزرگ و مشهور معنوی آموخته است.
این کتاب مجموعه جدیدی از استعاره ها و داستان- شعرهای اوست که به گفتة خودش بازتابها و تأملات شخصیای است که میتواند ذهن و روان را تغذیه کند. او بهواسطه تجربه زیستة منحصربهفردی که داشته، بسیاری از استعارهها و تمثیلهای معنوی را از حالت خیالی خارج کرده است و روایت و تفسیر اختصاصی خود را از آنها ارائه میکند.
مک کروری در کتاب اول خود که با عنوان آب آرام ماه نمایان در زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، اغلب استعارهها و تمثیلهای سنتی ارائه کرده است، اما در کتاب پیش رو توانسته با عناصر و اشیای زندگی مدرن به بازسازی استعارههای کهن و تولید استعارههای جدید بپردازد و درک آنها را برای ما آسان کند. گویی با درون رویها و یافتههایی که از خلوت و مراقبه خود داشته است، موفق به ساخت روابط جدیدی در تمثیلها و استعارههایش شده تا تجربیات معنوی را برایمان ملموستر و در دسترستر کند. همچنین در این کتاب ما را از افراط و وابستگی به هر چیزی، حتی مراقبه، بهشدت برحذر میدارد و نشان میدهد چگونه هنوز از زمان بودا تا کنون قوانین و اصول حاکم بر تعاملات میان ذهن و جسم تغییری نکرده و همانی است که قبلاً بوده است.
براي تهيه كتاب می توانید به موبایل زیر پیام ارسال کنید
09121205509
و یا از فروشگاه انتشارات بهجت به ادرس خیابان ولی عصر دوراهی يوسف اباد پلاك 1978 کتاب فوق را تهیه بفرمایید
آرزوی بهترین ها برای شما - افشین سپهوندی ❤
/channel/mellateeshgh
*توهّم توانمندی*
دکتر امیر ناظمی❤
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
□عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!». او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند!
●ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصّب است که امروز به نام *«توهّم توانمندی»* شناخته میشود. نوعی از توهّم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
○«توهّم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهّم یکی از گستردهترین و رایجترین توهّمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
*نمونههایی از توهم توانمندی:*
• *توهّم دانش:* زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهّم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصّص در آن زمینه و احتمالاً زمینههای مشابه میداند. توهّم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
• *توهّم مدیریت:* توهّمی که در آن فرد تمامی موفقیّتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهّمی یکسانی دارند.
• *توهم کنترل:* فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهّمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
■سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهّمهای توانمندی عبارتند از:
• *رقابت:* رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسان های متوهّم را درمان میکند. انسانی که توهّم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهّم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهّم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهّم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساساً هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهّم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
• *مقایسه با دیگران:* مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهّم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهّم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهّم توانمندی خویش محافظت کند.
• *نقد:* تنها نقد است که میتواند فرد متوهّم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد. نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهّم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهّم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهّم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
□هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهّم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهبمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهّم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند. شرکت نوپایی که توهّمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهّم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهّم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهّمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
/channel/mellateeshgh
ابوعلی سینا و نتیجه آزمایش در خصوص استرس مزمن و زندگی در شرایط نامناسب ❤
@mellateeshgh
گالیله در جریان محاکمه اش جمله جالبی گفت:
گفت فرض کنید که شما ساعتی را به دوست خود هدیه کنید و دوست شما خوشحال شود.
اما به او بگویید: از این ساعت استفاده نکن، بلکه هر وقت خواستی زمان را بدانی بیا و از خود من بپرس.
با این حرف هدیه شما تمام اثرش را از دست می دهد
و تبدیل به وزر و وبالی بر دوش دوست شما می شود.
گالیله به روحانیان کلیسا گفت:
شما روحانیان چنین وضعی برای ما درست کرده اید.
از سویی می گویید: بزرگ ترین نعمتی که خدا به شما هدیه کرده است، عقل است.
از سویی می گویید: تمام حقایق را باید با رجوع به تورات و انجیل فهمید. از تورات و انجیل باید فهمید که زمین گرد است یا مسطح است. از تورات و انجیل باید فهمید که خورشید به دور زمین می چرخد یا زمین به دور خورشید.
یعنی در واقع خدا هدیه ای به ما داده
ولی به ما گفته از آن استفاده نکنید
فقط از تورات و انجیل بپرسید که حق و باطل چیست!؟❤️
@sokhan_nab53
/channel/mellateeshgh
یونگ میگوید سایهی ما آن کسیست که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم. میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در افرادی که رفتارشان را محکوم میکنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم. اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هشیار میشویم که «هرچیزی که سعی داریم از افراد مورد علاقهمان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست».
گروه آموزشی روان تحلیل
📍@ravantahlil
/channel/mellateeshgh
ما به سه طريق مى آموزيم،
اول انديشه،كه اصيل ترين است.
دوم تقليد كه آسان ترين است.
سوم تجربه كه تلخ ترين است .
كنفوسيوس❤
/channel/mellateeshgh
معرفی کتاب " فرزندان سکوت و زمان آرام "
نویسنده : ایان مک کروری
ترجمه : افشین سپهوندی❤
با توجه به توضیحات زیر 👇
ارتباط بین بیماری های روانی و ظرفیت عشق ورزیدن ❤
@mellateeshgh
فرق عرفان و معنویت زرد و محبت
عرفان و معنویت زرد به محبت منتهی نمی شود ولی محبت دربردارنده و کامل است .
ادیان ، مکاتب ، تکنیک ها و سبک هایی که به محبت منتهی نمی شوند در واقع تلف عمر می باشند ❤
@mellateeshgh
قدیمی ها خوب فهمیده بودن از زندگی چی میخوان؛
حیاط، حوض، آسمون...
چندتایی درخت که به وقت
و فصلش میوه هاشو بچینن و
بشینن لب حوض و لذتشو ببرن
همین قدر ساده و قشنگ...❤
@sokhan_nab53
@mellateeshgh
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.
در این مركز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.
در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعد ی غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰ گرم غذا میخورد.
پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود.
شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵ كیلوگرم غذا میخوردند.
دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند
و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.
در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و ... آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش میدهد.
به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.❤
@sokhan_nab53
/channel/mellateeshgh
من فرزند دو نفرم
روزی که فهميدم من فرزند دو نفرم!
در را زد و و وارد اتاق شد.
مدير يکی از بخشهای ديگر موسسه بود.
يک فرم استخدامی پر شده دستش بود
و بعد از حال و احوال مختصری فرم را داد
دست من و گفت: "نگاه کن اين چه جالبه!
کمی بالا و پايين فرم را نگاه کردم.
به نظرم يک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات
خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود.
پرسيدم: چیش جالبه؟
گفت: مشخصات فردیش رو ببين!
شروع کردم به زير لب خواندن مشخصات فردی
نام - نام خانوادگی
تا رسيدم به آنجا که نوشته بود فرزند!
ديدم جلويش نوشته: " رضا و پروين ! "
چند لحظه مکث کردم! مکث مرا که ديد
لبخندی زد و گفت:
ببين من هم به همين جا که رسيدم مثل تو مکث کردم
بعدش به خانم متقاضی گفتم:
" چه جالب! دو تا اسم نوشته ايد! "
صدايش را صاف کرد و جواب داد: انتظار داشتيد
يک اسم بنويسم!؟ خب من فرزند دو نفر هستم
نه فرزند يک نفر! چند لحظه به فکر فرو رفتم.
به ياد آوردم که هميشه هنگام پر کردن فرم ها
بدون مکث و اتوماتيک جلوی قسمت " فرزند:... "
فقط يک اسم می نوشتم نام پدرم " جمشید "
چطور تا به حال به چنين چيزی فکر نکرده بودم!؟
چقدر واضح بود اين و چقدر غفلت انگیز!
حس عجيبی پيدا کردم.
يک ملغمهای بود از تعجب غافلگير شدن
حس بعد از يک کشف مهم و تامل برانگيز!
و کمی که زمان می گذشت مقداری هم عصبانيت!
عصبانيت از دست خودم!
چطور از چيزی تا اين حد بديهی روشن و آشکار
اين همه سال غافل بودهام!؟
بعداز چند روز ...
فرم را پر کردم و دادم دست متصدی پشت باجه
مشخصات مرا يک به يک وارد کامپيوتر مقابلش می کرد!
درعين حال با اين که خيلی روشن و مشخص نوشته بودم
قبل از تايپ هر قسمت يک بار هم موارد را با صدای
بلند تکرار می کرد و منتظر تاييدم می ماند!
نام!؟ نام خانوادگی ام!؟
تا رسيد به قسمت " فرزند:... "
که من مقابل آن نوشته بودم: " جمشید و منیژه "
مکثی کرد انگار يک چيزی طبق روال معمول نباشد.
قبل از اين که فرصت کند چيزی بپرسد
صدايم را صاف کردم سينهام را جلو دادم
و با حالتی حق به جانب گفتم:
خب می دانيد، آخر من فرزند دو نفر هستم!
فرزند يک نفر که نيستم...!
چه اندازه زیبا و اندیشه بر انگیز و دلنشین است!
بیاییم نقش مادران و زنان را پر رنگ تر کنیم!
بیاییم از این پس این حقیقت زیبا را بنویسیم!
هرگز هرگز یادتان نرود که شما فرزند دو نفر هستید!
فرزند ......❣ و♥️ ......
/channel/mellateeshgh
ویژگی دین و عرفان زرد ❤
چرا انسان از تفکر درباره جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف فرار میکند و به دنبال ساده ترین جواب برای آن هاست ؟
@mellateeshgh
دیدار با خداوند و یا شاید روح خودمان ❤
@mellateeshgh