76
بهترینهای پارسی در😙 @MKCchannel کانال همراهان استاد رضا کمالی مشاور اقتصادی،سبدگردان و مدرس بورس و انگلیسی مبتکر و نویسنده👇 @MKinstitute دبیرستان تا PHd بهترین و سریعترین دوره ielts.TOEFL🤗 Mr Kamali's Companionship 9369128800
در پاسخ به ارائه راهکار عملی به حکمت آموزان راه کمال : اجازه دهید با یک مثال عملی و ملموس این مفهوم را باز کنم. مثالی که شاید خودتان یا اطرافیانتان تجربه کردهباشید:
### مثال: پزشکی که در منطقهای محروم کار داوطلبانه میکند
تصور کن یک پزشک متخصص در شهر، مطب شلوغ و درآمد بالایی دارد. اما هر سال یک ماه به مناطق محروم یا اردوگاههای پناهندگان میرود و رایگان خدمت میکند.
شرایط کاری او در آن منطقه:
- نعمات دنیوی کم: امکانات ابتدایی، کمبود دارو، ساعتهای کاری طولانی، عدم دسترسی به رفاه معمول.
- عدم انتظار نتیجه ملموس: میداند که مشکلات آن منطقه عمیق است و شاید تلاش یک ماههاش تغییر بزرگی در آمار کلی ایجاد نکند. ممکن است حتی قدردانی هم نشود.
- دوری از همنشینی معمول: دور از خانواده و دوستان، در جمعی غریبه با مشکلات پیچیده.
حالا سوال اینجاست: چطور این پزشک میتواند در این شرایط، شاد و راضی باشد؟
MKC آموزش
پاسخ در تغییر کانون رضایت است:
---
### ۱. رضایت از عملِ درست، نه از نتیجه ملموس
- لذت او از این نیست که "چند بیمار را درمان کردم" (نتیجه).
- لذت او از این است که در لحظه، تمام توجه و مهارتش را برای تسکین درد یک انسان به کار بسته است (عمل).
- مثل باغبانی که از نفسِ عملِ کاشتن و آبیاری لذت میبرد، نه فقط از روز برداشت محصول. رُک، این، "کار بدون انتظار" است.
### ۲. شادی از احساس معنا و ارتباط
- وقتی به چشمان مادری که کودکش پس از تب شدید آرام گرفته است نگاه میکند، یک ارتباط انسانی عمیق را تجربه میکند.
- این ارتباط، احساس تنهایی وجودی را از بین میبرد. او بخشی از یک کل بزرگتر میشود.
- این شادی، از جنس "تعلق" است، نه "مالکیت".
### ۳. کشف یک منبع انرژی درونی (فضا گشایی)
- در شهر، انرژی او از کافه، سینما، خرید و معاشرت پراکنده تأمین میشد.
- در آن منطقه محروم، چون آن محرکهای بیرونی وجود ندارند، او ناگزیر میشود به درون خود رجوع کند.
- سکوت و سادگی محیط، فضای درونش را باز میکند. در این سکوت، او صدایی را میشنود که قبلاً زیر سر و صدای زندگی شهری گم بود: صدای انسانیتِ ناب، همدلی و عشق به خدمت.
- این صدا، به او انرژی میدهد. این همان "منبع شادی مستقل" است.
### ۴. رهایی از قفس "منِ شخصی" (عدم همانیدگی)
- در شهر، هویت او "دکتر فلانی با درآمد X و ماشین Y" بود.
- در آن منطقه، آن هویتهای دنیایی رنگ میبازد. او فقط یک "انسانِ کمککننده" است.
- این رهایی از هویت وابسته به دارایی، سبکی و آزادی به همراه میآورد. او دیگر نگران حفظ ظاهر یا مقایسه اجتماعی نیست.
- این سبکی، خود یک شادی عظیم است.
### ۵. دریافت "برکت" به شکل غیرمنتظره
- برکت، همیشه پول بیشتر نیست. برکت میتواند یک لبخند رضایت عمیق باشد، یک خواب آرام پس از یک روز خستهکننده، یا احساس زنده بودنِ اصیل.
- این پزشک ممکن است پس از بازگشت، احساس کند حسّ زیباییشناختیاش قویتر شده است: طلوع آفتاب را پررنگتر میبیند، طعم آب ساده را بیشتر حس میکند، صمیمیت با خانواده برایش غنیتر شده است.
- اینها نعمتهای واقعی هستند که در پیچ و خم زندگی مرفه شهری، کمرنگ شده بودند.
---
### استاد، چگونه این الگو را در زندگی عادی پیاده کنیم؟
تو لازم نیست به منطقه محروم سفر کنی. کافی است در زندگی روزمره "ایثارهای کوچک بدون انتظار" را تمرین کنی:
۱. کاری را فقط برای لذتِ انجامِ درستش انجام بده: مثلاً یک پروژه را نه برای ترفیع، بلکه برای حس رضایت از خلق چیزی با کیفیت تمام کن.
۲. به کسی محبت کن بدون چشمداشت: یک گوش شنوا برای دوستت باش، بدون اینکه انتظار داشته باشی او هم روزی برای تو چنین کند.
۳. گاهی در سکوت بنشین: موبایل را کنار بگذار. فقط بنشین و به درون گوش کن. ابتدا خسته میشوی، اما کمک آن سکوت، تبدیل به آغوشی میشود که تو را در بر میگیرد.
۴. هویتت را از داراییهایت جدا کن: بگو: "من یک انسانم که خانه دارد"، نه "من صاحب مال و خانه هستم" پس انسانی ارزشمندم. این تغییر ظریف، وابستگی را کم میکند.
در نهایت، راز شادی بدون نعمات دنیوی این است:
وقتی شادی را در عملِ درستِ لحظهحال و ارتباطِ اصیل با هستی جستجو کنی، دیگر اسیر چرخهٔ "اگر X را داشته باشم، آنوقت خوشحال میشوم" نمیشوی. تو از همین حالا و در همین شرایط، منبعی از شادی را کشف میکنی که هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند آن را از تو بگیرد. این، همان "گنج درون" است که از آن سخن میگویم.
رضا کمالی
در پاسخ به پرسش دانشجویان راه کمال در لذت معنوی، بر اساس آموزش بزرگان و دیدگاههای اینجانب دربارهٔ رابطهٔ لذت از معنویت و مادیات اشاره دارد.
برای بررسی دقیق، باید مفاهیم کلیدی «فضا گشایی»، «ریب المنون» و «عدم همانیدگی» را در اندیشهٔ مولانا تحلیل میکنم. سپس ببینیم چگونه این مفاهیم به «برکت و ثروت دنیایی» مرتبط میشوند.
### ۱. تحلیل مفاهیم کلیدی در اندیشه
- فضا گشایی (گشایش فضای درونی)
در عرفان پارسی، «فضا گشایی» به معنای رهایی از قید و بندهای نفسانی و محدودیتهای ذهنی است. انسان با زدودن تعلقات و خودخواهیها، فضای درونی خود را برای دریافت فیض الهی باز میکند. این گشایش، زمینهساز جریان برکت در زندگی است.
- ریب المنون (تردید و ناپایداری دنیا)
«ریب» به معنای شک و تردید، و «منون» اشاره به نعمتهای ناپایدار دنیوی دارد. در اشعار همواره بر ناپایداری و فریبندگی دنیا تأکید میکند (مانند بیت: «دنیا چو آب است اندر آبگینه / هم روشنایی و هم باشد آسیب»). او ثروت دنیا را بیثبات و همراه با اضطراب میداند.
- عدم همانیدگی (عدم وابستگی و همانندسازی با دنیا)
وی اصرار دارد که انسان نباید هویت خود را با داراییهای مادی همانند کند. وابستگی به دنیا، انسان را از حقیقت وجود دور میسازد. در مثنوی میگوید: «از مال دنیا به خود مفروش / کاین سود، زیان است در پیش و در پوش».
### ۲. ارتباط این مفاهیم با «برکت و ثروت دنیایی»
وی بهطور مستقیم دنبالکنندهٔ ثروت دنیایی نیست، اما معتقد است که برکت (به معنای افزایش خیر و فراوانی همراه با آرامش) از مسیر معنویت به دست میآید. دیدگاه مرا میتوان در چند اصل خلاصه کرد:
- توکل و گشایش درونی:
اگر انسان با «فضا گشایی» (پاکسازی دل از حرص و ترس) به توکل بر یزدان برسد، روزیاش از راههای غیرمنتظره گشوده میشود. «هر که را طاعت است، روزی او بیمنت است».
- ریزش نعمت در پی رهایی از دلبستگی:
«عدم همانیدگی» به معنای بیاعتنایی به مال نیست، بلکه به معنای عدم اسارت در برابر آن است. وقتی انسان دلبسته نباشد، داراییهایش تبدیل به «برکت» میشوند؛ یعنی هم بهرهمند میشود و هم از وابستگی رنج نمیبرد.
- هشدار نسبت به «ریب المنون»:
ثروتی را ارزشمند میدانم که همراه با قناعت و سپاسگزاری باشد. ثروتی که از حرص و دغدغهٔ دائمی به دست آید، «ریب المنون» است و آرامش را نابود میکند.
MKC آموزش، آگاهی
### ۳. جمعبندی: راهکار اینجانب برای رسیدن به برکت دنیوی
مسیر اصلی برای دریافت برکت و ثروت سالم دنیایی، تربیت درونی است:
۱. تزکیه نفس: پاکسازی دل از حرص و حسد (فضا گشایی).
۲. توکل: اعتماد به روزیرسانی اهورامزدا ، بدون اضطراب برای آینده.
۳. قناعت: پذیرش روزی به اندازهٔ نیاز، نه افزونطلبی بیپایان.
۴. شکرگزاری: استفاده از نعمتها در راه خیر، که باعث افزایش برکت میشود.
در نهایت، ثروت را نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان ابزاری برای خدمت و رشد معنوی میبینم. از این دید ، اگر کسی با «عدم همانیدگی» از مال دنیا بهره بگیرد، هم از مواهب مادی برخوردار میشود و هم در دام «ریب المنون» (اضطراب و فریب دنیا) گرفتار نمیگردد.
نکتهٔ پایانی:
عرفا بارها تأکید میکند که گشایش در زندگی، نتیجهٔ گشایش دل است: «دل گشاده کن، تا جهان بر تو گشاده شود». رُک، برکت واقعی از مسیر معنویت و رهایی از وابستگیهای مادی حاصل میشود، نه از تلاشِ صرفاً مادی همراه با دلبستگی.
رُک (رضا کمالی)
کانالهای MKC در واتس اپ را به دوستان خود معرفی کنید 👌🌹💐
فرهنگ و هنر، سخن بزرگان 👏
https://whatsapp.com/channel/0029VbCGrRM4dTnSv25cH62e
اقتصاد و بورس 👌
https://whatsapp.com/channel/0029Vb7RznHBPzjbiN2pA40r
آموزش و آگاهی حفظ سلامت 🌿
https://whatsapp.com/channel/0029Vb7Y5AJ0AgWFuWvPDN2G
آموزش انگلیسی MKC 🎉
https://whatsapp.com/channel/0029VbCJEVoEquiXAlD7QG1p
مردانگی؛ مرامِ جان است
اگر جان شریف نباشد،
نه ریش، مرد را مرد کند
و نه اندام، آدمی را انسان سازد.
> مولانا گفت:
مرد آن است که در کشاکشِ دهر،
سنگِ زیرینِ آسیاب باشد.
MKC آگاهی
مردانگی آن است که
در تنگنای روزگار،
استوار بایستی و مهربان و نیکو بمانی؛
نه بانگ برآری
و نه حقِ خلق را پایمال سازی.
مرد آن نیست که زورش افزونتر است
یا صدایش فراختر؛
مرد آن است که
مسوولیت مردمان را پذیرد
در آرامش و آسایش دیگران بکوشد
قولش یکی باشد
و عهدش استوار.
و آن سخنِ کهن چه نیکوست:
نر بودن آسان است و
مرد بودن هنر.
MKC آگاهی
بسی مردان که نامِ مرد دارند
و چون وقتِ وفا رسد،
روی برمیگردانند؛
و بسی زنان که
در خرد و وفاداری و شرافت،
از هزار مدّعیِ مردانگی
سرافرازترند.
> فردوسیِ بزرگ چنین سرود:
به مردی نه موی است و نه تیغ و تاج
به مردی دل است و خرد و رأی و راج
MKC آگاهی
مردانگی آن است که
حق بگویی
آنگاه که حق به زیانِ توست؛
پشت به عدالت نکنی
آنگاه که همه کرده اند؛
و خطا و نامردی نکنی
آن دم که هیچ دیدهای ناظر نیست.
و مرام؟
مرام آن است که
اگر دستت گشاده است،
دلت نیز گشاده باشد؛
و اگر زبانت بُرنده است،
وجدانت بُرندهتر.
رُک ،
مردانگی نه زنانه است و نه مردانه؛
مرتبهای است انسانی.
و هر که به این مرتبه رسد،
چه زن، چه مرد،
در خورِ حرمت است
و سزاوارِ احترام.
حرف حق ... است🤔
MKC آموزش 💐🌹
چند خطی خطاب به متعصبان عدالت، انصاف و مساوات ، مدافعان انسانیت یا شایسته سالاری 🙄 حق به جانبان منتقد که ثروتمندان و صاحب منصبان داخلی و خارجی را به باد انتقاد و قضاوت و فحش و نفرین.... میگیرند و تعصب و غیرتی تحسین برانگیز نشان میدهند 🤗
کسانی که برای فلان فرد موفق، مسوول یا قدرتمند و متمول که برای خود یا خانواده اش کاری خاص ، هزینه و جایگاه و پستی غیر عادی، منصبی شخصی یا دولتی که شاید لایق آن نباشد فراهم میکنند؟!
اگر نمود حق در عمل به آن است چرا از خویشتن آغاز نمیکنید؟
کدامیک از خود ما اگر توانایی مشابهی داشتیم، یا با همینقدر که داریم ، برای نزدیکانمان چنين نمیکردیم؟ رُک، چقدر خود را لایق بدترین هایی که برای آنها میخواهیم، میدانیم؟ کسی در دنیا شایسته تر از ما و اطرافیان مان برای استفاده از منصب و داراییمان وجود ندارد؟! رُک، اگر روزی به همان بام برسیم، سایه مان کوتاهتر میشود؟
MKC آموزش
انسان با شرفی در بین ما هست که فردی شایسته تر، متخصص تر یا با انسانیت بیشتر را به فرزند و خانواده خود ترجیح دهد؟ رُک، همخونی را از سر سفره کنار بزند تا شایسته تری بنشیند؟ چه در اعطای منصب، چه تقسيم مال یا تفریح و لذت...
یا فقط فریاد تساوی و بنی آدم و اعضای یک پیکر میزنیم .....
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
با تلاش و هزینهای که برای خود یا فرزندانمان و خانواده مان میکنیم، زندگی چند نفر را میتوانیم تغییر بنیادی دهیم؟ کدام ضروری تر است؟ کدام مستحق تر؟
فقط خودمان؟! یا تامین مایحتاج اولیه زندگی کسی ، راه اندازی کسب و کار متخصصی، شايد دادن شغل یا استخدام فرد شایسته ای، تقبل هزینه تحصیلی یک نخبه با استعداد که چه بسا با علم و خدمات آتی جهانی را منتفع سازند، یا کمک به ازدواج جوانی یا درمان نان آور خانه ای یا بیماری مستأصل 🙄
کدام کم اهمیت تر از آسایش یا آرامش خود یا نزدیکانمان است؟ و آیا وجدانی هست که ای تفاوت را درک و به آن عمل کند؟
واقعا انسان نیستیم یا خود را به کوری خودخواسته زده ایم؟! 😮💨 رُک شاید تعصبات پوچ و حماقت موروثی یا اکتسابی ما را به این درجه از بیحسی و نافهمی رسانده؟! الحق که مستحق هر بحران و بی عدالتی هستیم 🤫
MKC آگاهی
این همه گفتیم بی فهم و ز داد
بی عمل سودی ندارد عدل و داد (رُک)
اگر تنها ژنتیک و همخونی ملاک فدا کردن دارایی و تمام توان و ضایع نمودن وجدان ماست، چطور نام آدمی را بر خود می نهیم؟!
اگر این دست اعمال را حرام و غیر انسانی و حق مسلم دیگران میدانیم، چطور میتوانیم این حرام را به زندگی عزیزانمون انتقال دهیم و تمام عمر همراهشان کنیم وخود را لایق تمام بدخواهی های تک تک مردم برای قشر بالای جوامع ندانیم؟!😳
/channel/MKCchannel
با حس خوب تکرار کنید 👇🏻
MKC آگاهی 💐
من باور دارم که در پاسخ به نیکویی و مهر انتشار یافته ام، برکات غیر منتظرهای به سویم روانند . پس با گامهایی رو به جلو و کسب لیاقت، سعی میکنم از این برکات به نحو احسنت استفاده کنم .
یزدان فراوانی درهای خارقالعادهای را به رویم باز خواهد کرد . او افرادی شایسته را سر راهم قرار خواهد داد .
MKC آموزش 🌹
متوجه شدهام که وفور و فراوانی، الطاف بیشمار، انرژی و رشدی فزاینده را به زودی در زندگیام خواهم دید .
رُک، این باور من است . 👍😘❤️
عمر شناسنامه ای یا بیولوژی یا .... مفید 👍😘❤️
Читать полностью…
تاریخ ایران 👌🌹💐
مذهب
MKC آگاهی 👍🌹🌷
## اصول مذهب زرتشتی
بر باور به یگانگی اهورامزدا، پیامبری زرتشت، جهان مینوی و نظم هستی، جوهر آدمیت، فروزههای هفتگانه (مانند بهترین اندیشه، بهترین گفتار، بهترین کردار)،
نیکوکاری
و تقدس عناصر طبیعی (آب، باد، خاک، آتش) و فرشکرد استوار است. فروع آن شامل راستیخواهی، تسلط بر نفس، دانشاندوزی و بیمرگی انرژی و اثر موجودات میشود که راهنمای زندگی اخلاقی زرتشتیان هستند.
## نماز زرتشتی
زرتشتیان روزانه پنج نماز در گاههای هاون (سحر تا نیمروز)، رپیتون (نیمروز تا پسین یا عصر )، ازیرن (پسین تا غروب)، ئیو سروترم (غروب تا نیمهشب) و اوشهن (نیمهشب تا طلوع) میخوانند.
هر نماز با "خشناتره اهورامزدا" (خشنود میگردانم اهورامزدا را) آغاز شده، به زبان اوستایی با ستایش اهورامزدا و فرشتگان است و قبله آن نور خورشید، ماه یا آتش به عنوان نماد روشنایی، گرما و انرژی، نیکویی و پاکی است.
## رسومات مهم
رسوم کلیدی شامل سدرهپوشی (مراسم ورود به دین در ۷-۱۰ سالگی)، جشن سده (آتشافروزی در بهمنماه)، نوروز، چهارشنبهسوری و گهنبارها (جشنهای فصلی) است که بر نیکوکاری، پاکی و حفظ و احترام به طبیعت تأکید دارند.
MKC آموزش
## ادیان دیگر متاثر از زرتشتی
یهودیت (مفاهیم بهشت/دوزخ، شیطان)، مسیحیت و... (فرشتگان، قیامت، پل چینود شبیه صراط) توسط مورخان بررسی شده و زرتشتی قدیمیترین دین توحیدی غیر آبراهیمی و پایه ادیان شمرده میشود.
تأیید علمی آموزهها. علوم مدرن تمامی جنبهها آیین زرتشتی مانند حفاظت از محیط (تقدس عناصر برای حفظ حیات در زمین ) و اخلاق نیک را منطبق با پایداری و روانشناسی مثبت
، و پندار و گفتار و کردار نیک را ایجاز و اصول بی نقص انسانیت و تمام ادیان موجود میداند. باورهای خدایی مانند اهورامزدا یا فرشکرد دارای اثبات تجربی و دلگرمی روحی هستند و در حوزه ایمان وتوکل جای دارند. باستانشناسی قدمت زرتشت را حداقل حدود ۱۰۰۰-۱۵۰۰ پیش از میلاد تأیید میکند.
/channel/MKCchannel
در گورستان
بر مزار بی خانه ای نوشته بودند
شکر خدا بالاخره صاحبِ خانە و مکان خویش شدم
بر سنگ قبر فقیری نوشته بودند
پا برهنه به دنیا آمدم پابرهنه زیستم و پا برهنه به آخرت برگشتم
روی سنگ ثروتمندی خواندم
همه کس را با پول راضی کردم
اما فرشته ی مرگ را نتوانستم راضی کنم
بر مزار دلشکسته ای چنین نگاشته شده بود
قیامتی هست تلافی می کنم
بر گور جوانی چنین خواندم
یکدیگر را نیازارید به خدا قسم پشیمان خواهید شد
بر قبر کودکی نوشته بودند
خوشحالم بزرگ نشدم تا به درنده ای تبدیل شوم
بر مزار مادری نگاشته بودند
تو رو خدا مواظب بچه هایم باشید
بر قبر دیوانه ای نوشته بودند
هوشیار به دنیا آمدم هوشیار زیستم
اما بخاطر رفتارهایتان خودم را
به دیوانگی زده بودم
بر سنگ قبر دکتری چنین خواندم
همه چیز چاره و درمانی دارد غیر از مرگ
دنیا مزرعه ی آخرت است
به عاقبت خود بیندیشیم که چه کاشته ایم
چون به جز آن درو نخواهیم کرد
از مکافاتِ عمل غافل مَشو
گندم از گندم بروید جُو ز جُو
در پاسخ به سوال بسیار عمیق و انسانی حکمت آموزان راه کمال، درک این مسئله که چطور ممکن است با "دوری از لذتهای دنیا" و "کاهش همنشینی" شادی حاصل شود، در نگاه اول دشوار مینماید.
کلید فهم این موضوع، در تعریف متفاوت شادی از نگاه عرفانی اینجانب بر اساس آموزش بزرگان است.
بسیاری از عرفا شادی را در دو سطح میبینند:
### ۱. شادیِ وابسته (لذت موقت) در مقابل شادیِ مستقل (سرور پایدار)
- شادی وابسته (لذت دنیوی): شادی ناشی از خوردن غذای لذیذ، خرید، مهمانیهای پرشور، تحسین شدن توسط دیگران و... این شادیها موقت، وابسته به عوامل خارجی و زودگذر هستند. مانند آتشی که با هیزم روشن میشود و با تمام شدن هیزم، خاموش میگردد. این همان "ریب المنون" (نعمت فریبنده و ناپایدار) است.
- شادی مستقل (سرور درونی): شادی ناشی از آرامش، معنویت، احساس اتصال به حقیقت و رضایت از درون. این شادی نیازی به محرک خارجی دائمی ندارد. چون از یک منبع بیپایان (که آن را "عشق حقیقی" یا "حق" مینامم) تغذیه میشود. مانند خورشیدی که از درون خود میدرخشد.
### ۲. "دوری از لذتهای دنیا" به معنای ریاضتِ تلخ نیست، بلکه جابجایی کانون لذت است.
نمیگویم "غذا نخور" یا "زیباییها را نبین". میگویم:
- از لذتِ "وابسته" به لذتِ "مستقل" کوچ کن.
- وقتی تو یک منبع شادی درونی پیدا کنی، همان غذا یا منظره برایت عمیقتر و باکمالتر لذتبخش میشود، زیرا دیگر با حرص و وابستگی و ترس از دست دادن آن را مصرف نمیکنی، بلکه با
شکرگزاری و حضور کامل از آن بهره میبری.
- مثال: کسی که همیشه در فکر خرید ماشین بهتر است، حتی وقتی به ماشین دلخواهش میرسد، لذتش کوتاه است چون بلافاصله چشم به مدل بعدی میدوزد (لذت وابسته). در مقابل، کسی که رضایت درونی دارد، حتی سفر با یک دوچرخه ساده را هم با شعف و شکرگزاری تجربه میکند (لذت مستقل).
#MKC #آگاهی آموزش
# ۳. "عدم همنشینی با هر آدمی" به معنای انزواطلبی نیست، بلکه انتخاب کیفیّت رابطه است.
خود صاحب دوستان و عزیزان بسیار هستم. منظور این است:
- از همنشینیهای سطحی، غیبتآمیز، حسادتبرانگیز و وقتگذرانی که روح را خسته و آلوده میکنند، دوری کن.
- به جای کمیت روابط، به عمق و معنای رابطه توجه کن. یک ساعت همنشینی با یک "دوست حقیقی" (کسی که تو را به سمت حقیقت رهنمون میکند) میتواند از سالها معاشرتهای پوچ، انرژیبخشتر باشد.
- در نهایت، این دوری مقدمهای است برای همنشینی با خویشتن حقیقی و سپس اتصال به معشوق ازلی (اهورامزدای مهر و نیکی /عشق محض). رُک، این حالت را اوج شادی میدانم: به قول مولانا «ما ز بالاییم و بالا میرویم / ما ز دریاییم و دریا میرویم».
### جمعبندی: چطور این راه، به شادی میرساند؟
این مسیر یک جابجایی پارادایم است:
1. کاهش محرکهای بیرونی → برای پایان دادن به چرخهٔ معیوب: «لذت موقت → عادت کردن → نیاز به لذت بیشتر → اضطراب از دست دادن».
2. روبهرو شدن با خلأ و سکوت → در این مرحله ممکن است احساس بیحوصلگی یا پوچی کنی. اینجاست که کار اصلی شروع میشود.
3. کشف منبع درونی شادی → وقتی پنجرههای شادی بیرونی را موقتاً میبندی، ناچار میشوی به درون بنگری و آن منبع نور دائمی را که همیشه در وجودت بوده بیابی. این منبع، همان "عشق" است.
4. بازگشت به دنیا با نگاهی نو → پس از یافتن این شادی درونی، دیگر میتوانی از لذتهای دنیا بدون وابستگی و حرص لذت ببری و با مردم بدون ترس و توقع رابطه داشته باشی. دنیا در چشمان تو "زیبا" میشود، نه "فریبنده".
در یک جمله: من تو را از شادیِ گریزپا که دنبال آن میدوی، به سمت شادیِ جاری که در درونت است، راهنمایی میکنم. این شادی، آرام، پایدار و مصون از دستبرد روزگار است.
رُک (رضا کمالی)
ردایی به تن داشت اهریمنی
به صد پشت ذات کثیفش مَنی
توانش به پیکار بامردمی
زبانزد به نیکویی و مهتری
به دنبال زور و زر بیکران
تجاوز به بچه، زن و نوجوان
ز مزدوری آن و کشتار این
بنا کرده اخلال اندر زمین
به باطن شرور و به ظاهر متین
رُک او را لقب های حیوان یقین
که با زور بازو و نیرنگ و تیر
بسوزد نجیب و ضعیف و اسیر
رضا کمالی
۱۴۰۴/۱۱/۱۰
/channel/MKCchannel
هرزگی، نامیست بر بیریشگیِ انسان؛ همانگونه که علفِ هرز نه ریشه در خاک دارد و نه سایهای میبخشد، آدمِ هرزه نیز نه اصالت میشناسد و نه وقاری برای خویش نگاه میدارد. او چون مهرهی هرزه، در هر پیچی جا میگیرد و به هر دستی میچرخد. چه مال و چه جاه و مقام، آماده خودفروشیست. در هر زمانی و مکانی با هر ناکسی همراه شود و سازش پذیرد؛ نه به شایستگی، که به بیهویتی.
چنین مردمان، بیآنکه حرمت خویش بشناسند، خویشتن را بر سرِ هر بازارِ مال و نگاه و ناز به حراج میبرند؛ گاه در جامهی جاذبهی جسم، گاه در نقابِ زیبایی فروشی یا دنیا پرستی. رُک، آنان که ظاهر را سرمایهی سودا میکنند و تن و تماشای خود را ابزارِ گدایی توجه یا طمعِ زر میسازند، در حقیقت نه زیبایی میفروشند، که کرامتِ انسانی را به حراج مینهند.
زیبایی وجود و طبیعت انسانی، اگر پاس داشته شود، چون عطریست که از گلِ وجودت برمیخیزد و جهان را معطر میسازد؛ موهبتیست اهورایی برای لذتِ دیدار دیگری چون خود، نه کالایی برای معامله. و آنکه وقارِ آفرینش ارجمند دارد، در آینهی خلقت، خود را یکپارچه با حق میبیند و اگر نه، حماقت بعد حیوانیش را.
پس، ای انسان، گوهر خویش را به بهای نگاه هرز یا نانی مسپار. رُک، ریشه کن به خاک وجود، اصیل باش، و بگذار زیباییات نه در فروش انسانیتت، که در پاسداری از حرمتِ آفرینشت جلوهگر شود. ✨
رضا کمالی
1404/10/1
آموزش و مشاوره کسب و کار با MKC
https://instagram.com/MKinstitute 🌹💐
جملاتی ارزشمند برای انسانهای ارزشمند 💐🌹🎉
Читать полностью…
آهی کشد ز دست تو منحوس میشوی
حسرت به دوش، بیکس و مأیوس میشوی
نوری ز روزنی به راهت گشوده دوست
با سایههای شبزده مختوم میشوی
رویای گوشه ای ز جهان داشتی به خواب
پشتت به خاک و همره کابوس میشوی
زنگولهای به گردن بزها شدی چرا
ناقوس طلا بودی و معکوس میشوی
یاغی بیا به جان صبوران تبر مزن
رُک گو که در خزانی و محجور میشوی
در کوچههای تیرهٔ «انکار» گم شدی
خود را بجو، که ابتر و سالوس میشوی
در تو امانتیست ز یزدانِ نیکبان
آدم شو و افتاده که مذموم میشوی
رُک (رضا کمالی )
1404/9/23
/channel/MKCchannel
مفهوم اصلی ایثار و گذشت پدر 👍😘❤️
Читать полностью…
فرصت کوتاه عمر برای نیکی و مهربانی ❤️😘👍
Читать полностью…
انجام کارهای ساده و عادات موفقيت آمیز 😘👏💐
Читать полностью…