2453
محمد معینی | کتاب / تاریخ https://linktr.ee/moeeni.mo
«فقط در ۵ سال سازمان تبلیغات اسلامی ۹۷۵ درصد رشد بودجه داشته؛ یعنی از ۴۶۵ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۰ به ۵۰۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده. در همین بازه ۵ سال افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان فقط ۱۴۴ درصد رشد داشته است.» / هممیهن
☔️ @mmoeeni1
.
«ملال پنجره را، آسمان به باران شست» - حسین منزوی
باران!
کجایی؟
آسمانات نیست یا پنجرهها خالی از نگاهاند؟
☔️
معدن ادب و فروتنی بودند؛ آقای احسانیزاد عزیز - دبیر شیمی (۳۴ سال قبل پای درسشان بودیم.)
این اواخر موقع پیادهروی بیشتر از قبل میدیدمشان؛ از بس موقع اظهار ادب و سلام، فروتنی میکردند، آدمی شرمنده میشد؛ چنانکه گاهی خجالت میکشیدی که حتی سلامی کنی و بعد مایهی زحمتشان شوی!
روزهای کرونا، آن روزها که از شدت همهگیری کاسته شده بود ولی هنوز ماسک مستولی بود، از جیبشان شکلاتی نعنایی درآوردند و گفتند: «میگن مفیده.»
آن یک شیرینی شکلات در گنجینه یادهای من، مانده است تا همین امروز، تا همیشه.
🌱
خدایت بیامرزد «ابراهیم»
🖤 @mmoeeni1
.
اشاره: اینکه دولت بنزین ۶۵هزار تومانی را ۵هزار بفروشد، در اصل شریک کردن عموم مردم در دزدی از سهم و سرمایه خود مردم و به خصوص نسل آینده است. دولتی که دستاش تنگ است و«مقتدر» هم نیست، خواسته و ناخواسته به این شکل «دزدی» میکند و همه را هم شریک این دزدی؛ یک طور حقالسکوت میدهد! منّتی هم نباید سر ملت بگذارد! مردم هم راضی از این شراکت و «حقی»(!) که میگیرند! ... وضعیت بسیار تاریک و غمبار است. از آن سو این نیز عادلانه نیست که مردم بابت بنزین پول بیشتری خرج کنند اما ندانند این پول اضافی که خواهند پرداخت کجاها هزینه خواهد شد؛ در همانجاهایی که همه میدانیم بار روی دوش زندگی عادی و معیشت روزمره مردماند؟!
دکتر حسین عبدهتبریزی (اقتصاددان) در یادداشت کوتاهی در شماره امروز روزنامه «دنیای اقتصاد» از همین زاویه به مسئله توجه داده است. او نوشته که «اگر مردم در این شرایط مجبور به پرداخت بیشتر شدهاند، دولت هم باید شجاعت نشان دهد و ردیفهایی را که فایدهای ندارند، مابهازایی برای مردم ایجاد نمیکنند، معیشت مردم را بهتر نمیکنند و حتی آثار فرهنگی و اجتماعی هم ندارند، کاهش دهد... همانطور که مردم امتیازی دادهاند، باید امتیازی هم بگیرند.»
متن کامل این یادداشت:
✅ توازن سیاسی بودجه
افزایش قیمت بنزین، چه آن را اصلاح بدانیم و چه نه، واقعیتی جدید است که در همین شرایط دشوار معیشتی، پرداختهای بیشتری را بر دوش بخشی از مردم گذاشته است. خوشبختانه برای جمعیت قابلتوجهی تغییری ایجاد نشده، اما برای گروهی دیگر هزینهها بالا رفته و بدیهی است مردم بپرسند که پرداختهای بیشترشان دقیقا کجا مصرف میشود. آقای رئیسجمهور بارها گفتهاند که به بودجه عملیاتی علاقه دارند و مایل نیستند در بودجه ردیفهایی باشد که مصرف آنها فاقد کارآیی است.
آقای پزشکیان بارها به ردیفهایی در بودجه اشاره کردهاند که مابهازایی ندارند؛ یعنی منابع مردم صرف هزینههایی میشود که بازگشتی برای آنان ایجاد نمیکند. حالا که دولت ناچار شده است فشار بیشتری به مردم بیاورد و از آنها مبالغ بالاتری دریافت کند و احتمال میرود که این فشارها در آینده هم بیشتر شود، باید توان آن را هم داشته باشد که بخشهایی از بودجه را که سالهاست هیچ تاثیری در زندگی مردم ندارند، حذف یا حداقل کوچک کند.درست نیست که دولت تنها از سمتی که آسانتر است، بودجه را تامین کند.
اگر مردم در این شرایط مجبور به پرداخت بیشتر شدهاند، دولت هم باید شجاعت نشان دهد و ردیفهایی را که فایدهای ندارند، مابهازایی برای مردم ایجاد نمیکنند، معیشت مردم را بهتر نمیکنند و حتی آثار فرهنگی و اجتماعی هم ندارند، کاهش دهد. میدانیم که حذف ردیفهای غیرکارآ کار سادهای نیست؛ ذینفعان قدرتمندی پشت آنها قرار دارند و سالهاست از همین ردیفها ارتزاق میکنند. اما برای هر دولت، بدترین تصویر این است که تنها به عامه مردم زورش برسد و در برابر صاحبان قدرت سکوت کند یا عقب بنشیند. دولت نباید در برابر ردیفهای پرهزینه و بیاثر بودجه، خود را ناتوان نشان دهد.وقتی برخی از مردم ناچارند در شرایط دشوار معیشتی هزینه بیشتری بپردازند، شایسته است حرکتی هرچند کوچک در جهت موازنه ببینند.
همانطور که مردم امتیازی دادهاند، باید امتیازی هم بگیرند. این امتیاز میتواند اعلام شفاف و شجاعانه دولت باشد که کدام ردیفها را کاهش داده و کدام هزینههای بیاثر را حذف کرده است. مردم نباید ببینند که در کنار افزایش درآمد دولت از محل بنزین، ردیفهای ناکارآمد و بدون مابهازای بودجه سبک نشده است؛ یا بدتر آنکه ردیفهای تازه غیرضروری به بودجه اضافه شده است. اگر قرار است این درآمد جدید صرف کاهش کسری بودجه شود، بسیار خوب، اما دولت باید نشان دهد که حذف هزینههای زائد نیز همزمان انجام میشود و منابع آزادشده برای رفع نیازهای واقعی مردم به تولید کالاهای عمومی از قبیل آموزش و بهداشت اختصاص مییابد. مردم این پیام را بهخوبی درک میکنند: اگر دولت از آنان میخواهد تحت فشار بیشتری قرار بگیرند، باید ثابت کند که «زورش فقط به مردم نمیرسد». این امر آزمونی است برای عدالت، کارآمدی و صداقت دولت.
☔️ @mmoeeni1
بار خدایا! بر ما بارانی فرست که به آن از تپهها آب سرازیر کنی و چاهها را لبریز کنی و نهرها را روان سازی و درختان را برویانی... و خلایق را زندهدل و نکوحال فرمایی.
صحیفه سجادیه
دعای ۱۹
⛈
.
👁🗨 دو واقعیت مهیب
🔹 واقعیت مهیب اول) عقبنشینی و تسلیم «جمهوری اسلامی ایران» در برابر «آمریکای ترامپ» و «اسرائیل نتانیاهو» یعنی اعتبارزایی برای این دو پلید ِ شرور و اعتبارزدایی از توان مقابله با زور و زر و تزویر.
این البته معلول ِ راه و روش – به نظر ِ من ِ نوعی - «نادرستی»ست که برای این مقابله تعریف شد؛ نه با «ساعد سیمین» میشد با «فولاد» بازو پنجه کرد (که سعدی علیهالرحمه هم هفتصد سال قبل گفته بود: چون نداری ناخن درنده تیز / با بدان آن به که کم گیری ستیز - هر که با فولاد بازو پنجه کرد / ساعد سیمین خود را رنجه کرد)، نه مقابله با شیطان با راههای گاه شیطانی موثر میافتاد چون هم فرصت بهرهبردن از نصرت الهی زایل میشد و هم همدلی مردم به طرق مختلف از کف میرفت که انگار رفته.
هفت سال پیش این یادداشت را نوشته بودم:
چقدر خوش بود اگر کشور ما، مأمن مظلومان عالم بود، پناهگاه مستضعفان، استخوان در گلوی زورگویان، چشم امید آزادیخواهان. میشدیم حلقوم برای صدای بیصداها، گوش برای همه کسانی که پشت درهای بسته، حقشان را در معاهدههای رنگارنگ و شیک، به یغما میبرند، مشت بر دهان و سینه آنها که خروش ستمدیدگان را با حبس و زجر و تبعید و اعدام پاسخ میدهند، دست ِ دستگیر همه فقیران عالم، همه گرسنگان دنیای عفونتزده، همه جنگزدگان غریب. اما نشد، چون قرار نبود، هم اینها بشویم و هم ستمگر را به دو قسمت تقسیم کنیم؛ ستمگری که با ما دوست است، و ظالمی که ما را دوست ندارد و ما باید با این نوع دوم، فقط، بجنگیم. همهی کار از همین خوب و بد کردن «ستمگران» و «ستمگری»، خراب شد؛ دستهای از ستمها برایمان توجیه شد، دستهای دیگر را توجیه کردیم و دستهای را نه. وقتی این طوری شد، دیگر حتی ستمستیزیهای درست و بهحقمان آلوده شد، خلوصاش را باد برد، شیطان دستهایش را به هم مالید از عادت ما به قربانی شدن آرمانهای انقلابیمان پای مصالح دوستان ِ ستمگر و پای «بقا» به هر بها. نقل شده که به شهید بهشتی گفته بودند: حالا که شعار «مرگ بر شاه» همهگیر شده، شعار جدید بدهیم؛ «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است»، گفته بود: «رضاخان با مادر شاه ازدواج کرده بود. این شعار حرام است. از پله حرام که نمیشود به بام سعادت رسید» ... بهشتی خیلی زود رفت تا نبیند «پله حرام» به تولید انبوه میرسد و بام سعادت، هی دور میشود از ما، هی بالاتر میرود. ما کاریکاتور خودمان شدیم. ما ستمکار شدیم و فروریختیم. گره در گره. خدا بنیاسراییل را چهل سال آواره کرد، چون مدام بهانه آوردند، چون مدام نشانهها را به کوریشان حواله کردند، چون توهّم زدند که منّت سر حضرت حق هستند و نبودند.
«نان و غرور گواراست البته، اما شکم گرسنه میل به تفاخر نداره»
- میرزا باقر
هزاردستان
دیالوگ
🧐 @mmoeeni1
.
اشاره: این یادداشت از من در «صدای زنجان» - با حذف جملهای که زیر آن خط کشیده شده - منتشر شده است (اینجا)
✅ در مذمت سهمیه و حامیپروری!
🔸 احمد حکیمیپور (رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان در زنجان): زنجان جزء استانهای است که بیشترین انتصابات را از نیروهای ستاد (تبلیغات انتخاباتی پزشکیان) دارد / نزدیک ۶۰ درصد انتصابات استانی از ستاد پزشکیان است.
🔸 حجت محمدی (فعال سیاسی اصلاحطلب و فرماندار اسبق خرمدره): تعداد مدیران منصوب دولت پزشکیان در خرمدره به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد.
🔸 علی نیساری (رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان در شهرستان طارم): نیروهای ستاد پزشکیان در طارم تاکنون پستی نگرفتهاند / استاندار و معاون سیاسی وی ما را دور میزنند. (منبع)
🔹 این اظهارات در جلسه اخیر فعالان ستاد تبلیغات انتخاباتی آقای پزشکیان در زنجان، با صداقت و صراحت، «سهم»خواهی از پیروز انتخابات سال گذشته را فریاد میکند یا بر آن مهر تایید میزند.
🔹 «رانت» – عموماً - بار معنایی «منفی» دارد چرا که این نوع امتیاز معمولاً به خاطر «سواد» یا «تجربه» و «مهارت» گیرنده امتیاز در جهت خیر عام به او تعلق نمیگیرد؛ یعنی دقیقاً همان توانمندیهایی که یک سازمان اداری برای اداره درست امور محوله توسط کارمندانش به آنها نیاز دارد.
هدف از توزیع رانت، «حامیپروری» است؛ به این معنی که «ما از محل منابع عمومی به شما امتیازی میدهیم، به عوض کاری که برای ما کردهای یا حمایتی که در آینده از ما خواهی کرد.»
به طور طبیعی، حتی تصویب «قانون» به نفع این نوع رانتها نیز آنها را منزّه نمیکند که حتی به نوعی ترجیح رسمی ِ ناکارآمدی (و مآلاً: فساد) در سیستم اداری بر کارآمدی آن است.
🔹 در کشور ما «حامیپروری» در سطحی بسیار گسترده و ویرانگر، منجر به خلق انواع سهمیهها شده؛ از سهمیه کنکور و استخدام تا سهمیه اعضای هیئت علمی و از این قسم تا سهمیه «ستاد تبلیغات انتخاباتی»!
قائم مقام وزیر بهداشت اخیر اعلام کرده که «صرفاً ۴۰٪ ظرفیت پذیرش در رشتههای روزانه به داوطلبان آزاد تعلق دارد و این امر منطقی نیست»؛ یعنی ۶۰٪ باقیمانده «سهمیه»ای هستند؛ مسئلهای که به یأس دانشآموزان و دانشجویان بااستعداد ولی بدون سهمیه، افت شدید سطح علمی دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهها منتهی شده که گاه به طرز روشنی، خسارتهای جانی نیز در پی داشته است. در نظام اداری نیز انواع سهمیههای استخدام، فارغ از شایستهسالاری، بوروکراسی کشور را فربه و ناکارآمد بار آورده است؛ یک بوروکراسی مملو از افرادی که بهواسطهی حمایت از فلان حزب، فلان نماینده مجلس یا سهمیه ایثارگری پست گرفته و با استفاده از همین مسئله ارتقا پیدا کردهاند (آیا میدانید اگر یک ایثارگر در دوره خدمت، تنها یک روز یک پست مدیریتی بگیرد و سپس عزل شود، مادامالعمر آن حق مدیریت را دریافت خواهد کرد؟! این تبصره ۲ بند ذ ماده ۸۷ برنامه ششم توسعه است! - منبع).
🔹 به گفته رحمن قهرمانپور (مترجم کتاب ارزشمند "نظم و زوال سیاسی") آثار و پیامدهای توزیع رانت بر منابع عمومی و بوروکراسی و اداره عمومی کشور تا همین اواخر چندان مورد توجه نبود تا اینکه بانک جهانی در سال ۲۰۱۰ پروژهی مطالعاتی کلانی را به فرانسیس فوکویاما استاد سیاستگذاری عمومی و نویسنده معروف ژاپنی – آمریکایی پیشنهاد کرد. ماحصل این پروژه انتشار کتاب دو جلدی نظم و زوال سیاسی در سال ۲۰۱۴ و ریشههای نظم سیاسی در سال ۲۰۱۲ بود. این کتاب در محافل آکادمیک جهان و حتی در میان سازمانهای بینالمللی طرفدار توسعه نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول بسیار بحث انگیز شد.
به گفته او یکی از شیوههای رایج حکمرانی حتی در دنیای مدرن کنونی، آن است که نخبگان حاکم دست به تشکیل یک ائتلاف حاکم از طریق توزیع رانتها، امتیازات و فرصتها میزنند. ائتلافی که همگان را در آن راهی نیست و ویژگی اصلی آن وفاداری در ازای گرفتن امتیازات خاص است.
🔹 واقعیت این است که برای اداره کارآمد کشور و مبارزه با فساد اداری چارهای جز مهار حامیپروری نیست. منابع عمومی بهواسطهی حامیپروری مدام در حال آب رفتن است.
📌 پ.ن: باید نزد تصمیمسازان و قانونگذاران این باور جا بیفتد که اجر همت ایثارگران و بستگانشان را نباید با تباه کردن کارآمدی نظام اداری کشور و القای حس بیعدالتی نزد اهل سواد و مهارت پرداخت کنند. در سطحی دیگر فعالان ستادهای تبلیغاتی انواع کاندیداها، اگر غرضی جز توسعه و پیشرفت و حرکت در مسیر خیر عام ندارند، باید راههای دیگری برای حضور در هرم قدرت پیدا کنند و «صرف عضویت در ستاد تبلیغاتی» را پله قرار ندهند.
➕ پیوند به کانال تلگرامی روزنامه
➕ این یادداشت در انصافنیوز
🤔 @mmoeeni1
♦️علیرضا بهشتی با تاکید بر اندیشه "هانا آرنت" عنوان میکند که همه در مقابلِ ظلم، مسئولند 🔺
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
استراتژی این روزهای صدا و سیما اینه که به مخاطب القا کنه با اجرا شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت، اوضاع بدتر نخواهد شد؛ اصل روشن حرف اینه که «ای ملت! بدبختتر از اینی که هستید، نمیشید، نگران نباشید» و البته، در حوالی قله، این بدترین تحقیریه که میشه به ملتی «فروخت»
X
💊 @mmoeeni1
🔹 پشت جلد کتاب «نامههای خط خطی»، نوشتهی عرفان نظرآهاری
📚 @mmoeeni1
.
✅ «نشناختن» به مثابه پایه تراژدی
«جدایی مرزها موجب جدایی دو همسر [رستم و تهمینه] میشود و سپس موجب میگردد که پدر [رستم] و پسر [سهراب] همدیگر را نبینند و هم را نشناسند و همین پایه تراژدی است: نشناختن.»
✍🏻 شادروان دکتر مصطفی رحیمی
#مجله اطلاعات سیاسی-اقتصادی، ش ۷ - ۳۱۶ / ص۲۶۶
X
📚 @mmoeeni1
📷 صفحه اول روزنامه جمهوری اسلامی / ۲۶ فروردین ۶۶؛ درست ۱۵ ماه قبل از قبول قطعنامه ۵۹۸ و ۱۶ سال پیش از سقوط بغداد و حزب بعث.
#تاریخ
X
💊 @mmoeeni1
ازدواج که کردند، در نشریه داخلی شرکتمون (فروردین ۹۱) این پیغام رو چاپ کردیم.
مصطفی این روزها مدام میگه همه زندگیم سوخت و رفت و از اینکه انگار همهی ماجرا از یادها رفته، دلخوره.
«حکیمه (صفورا) بختو» در انفجار بندر شهید رجایی به قتل رسید.
X
➕ مرتبط:
سه هفته تمام گذشت ...
🖤 افتادن بر خاک، در اتاقکی کوچک
صد روز گذشت ...
بیانیه تعدادی از خانوادههایی که عزیزانشان را در انفجار بندر رجایی از دست دادند
😢 @mmoeeni1
توی پیادهرو باد داشت این روزنامه رو میبُرد، بَرش داشتم؛ ۳ سال ازش میگذره، ۱۴ ماه مونده بود به ۷ اکتبری که حماس ساخت و حالا ۲ ماه میگذره از اولین ترور موفق فرمانده کل سپاه در عمر ۴۷ساله این نهاد ...
#تاریخ هم عدده ... اما فقط عدد نیست!
X
💊 @mmoeeni1
.
سعید جلیلی گفته که «دشمن دارد شکست میخورد، پشت خیمهاش هستیم اما عدهای میگویند تغییر پارادایم دهیم.»
این ادعا، به استناد آمار و ارقام ِ واقعی (از تورم و فقر عمومی فزاینده تا بحران آب و هوا و برق و گاز و شاخصهای فساد و فرار مغزها و ...)، وقتی منطقی و معقولانه به نظر میرسد که دشمن، «ایران» و «ایرانی» تلقی شود!
☔️ @mmoeeni1
https://goo.gl/PIOkos
🕋 «ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم» 🕋
میتوانم ادعا کنم که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، موضعگیری نسبت به زنان منفیتر می شود(*).
به اعتقاد من، آنچه که وضع زنان را در اسلام دو و طبعا در اسلام سه به اینجا کشاند، غفلت از «روند» حرکت اسلام بود.
مثال خیلی سادهای میزنم:
فرض کنید کارفرمایی، کارگری را استخدام کند و سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق بدهد، سال دوم ماهی دو هزار تومان، سال سوم ماهی سه هزار تومان و به همین ترتیب. حال فرض کنید کارفرما در سال دهم و زمانی که ماهی ده هزارتومان به کارگر خود، خود حقوق میدهد، از دنیا برود. ورثه کارفرما، میخواهد تکلیف حقوق کارگر را برای سالهای بعد تعیین کنند. بین ورثه دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه معتقد است افزایش حقوق کارگر طی سالهای کاری روند مشخصی داشته است و آن ها هم باید تابع همان روند باشند. به عبارتی آنها هم باید هر سال به حقوق او ماهی هزار تومان اضافه کنند. دیدگاه دوم معتقد است که حقوق کارگر باید همان باشد که پدر در زمان فوت به او میداده است. آنها به آخرین امضای پدرشان استناد میکنند و معتقدند که امضای پدر قداست دارد و اگر این کارگر تا چهل سال دیگر هم بخواهد برای آنها کار کند، نباید حقوق او را بیشتر کنند. طرفداران دیدگاه اول به عمل پدر و در واقع روح پیام او استناد میکنند.
شما کدام یک از این دو دیدگاه را به پدر وفادارتر میدانید؟ به نظر میآید آنهایی که روند رفتار و کردار پدر را در نظر گرفتهاند، به او وفادارتر بودهاند تا آنهایی که به یک امضا قداست بخشیدهاند.
.
انصاف این است که پیامبر اسلام برای بهبود بخشیدن به وضع زنان، روندی را آغاز کرد. در 23 سال حیات ایشان، این روند همواره رو به جلو و بهبود بود. منتها بعضی فقها، روند حرکت او را فراموش کردهاند و یا اصلا به آن توجه نکردهاند. آنها میگویند ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم و بر آن جزم و جمود میورزیم. کافی است که به وضع زنان شبه جزیره در زمان بعثت پیامبر نظر بیاندازید. زن مالک هیچ چیزی نبود، اساسا خود زن مملوک بود، ازدواج نوعی خرید و فروش بود، و مردان وقتی از زنان خود خسته و دلزده میشدند، آنها را با هم معاوضه میکردند؛ نزدیک به بیست و هفت - هشت نوع رفتار جنسی غیرانسانی در آنجا متعارف بود. این شواهد جز تحقیر زن و شی تلقی کردن او بیانگر چه چیز دیگری است؟
اما پیامبر در طول 23 سال پیامبری خویش بسیاری از این ارزشها را به تناسب موقعیت، تغییر داد. حال برخی فقها میگویند ما میخواهیم تا صیح قیامت بر اساس آخرین کاری که پیامبر کرد عمل کنیم. اگر آنان روند حرکت پیامیر را در نظر میگرفتند و متناسب با اوضاع و احوال زمانه پیش میرفتند، اسلام دو و طبعا اسلام سه، کارش به اینجا نمیکشید. به همین دلیل است که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، تلقی منفیتری نسبت به زنان دیده میشود.
📚 منبع: مصطفی ملکیان، کتاب «مشتاقی و مهجوری»، بخش «زن، مرد، کدام تصویر؟»، نشر نگاه معاصر
🔴 (*) از لفظ "اسلام" سه چیز میتوان اراده کرد: اسلام یک، اسلام دو و اسلام سه.
1️⃣ اسلام یک، مجموعه متون مقدس مسلمانان یا همان کتاب و سنت و یا به تعبیر دیگر، مجموعه مکتوباتی است که حکایتگر اقوال و افعال کسانی است که فوق سوال و چون و چرا تلقی میشوند.
2️⃣ اسلام دو، مجموعه همه کتابها، رسایل و مقالاتی است که از گذشتگان مسلمان ما باقی بمانده و به دست ما رسیده است.
3️⃣ اسلام سه، اسلام در مقام عمل است؛ یعنی مجموعه همه افعالی که مسلمانان از آغاز تا کنون انجام دادهاند، به علاوه همه اوضاع و احوالی که از آن افعال ناشی شده است.
✅ @mmoeeni1
.
نکبت سهمیه (استخدام و دانشگاه) و خط سفید (سیمکارتهای بدون فیلترینگ)، هم عامل فسادند و هم زادهی نوعی فساد چرا که مبنا در توزیع چنین رانتهایی ارتقای کارآمدی نظام اداری و سطح علمی دانشگاه و احقاق حقوق عامه نیست؛ بلکه حامیپروری است به این معنا که عدهای در مقابل دریافت امتیازی خاص، وفادار موزّع رانت و امتیاز باقی بمانند و از او حمایت کنند تا او بر قدرت بماند و لابد بکند هر آنچه بخواهد!
در حضور این حامیان، چه نیازی به کارآمدی نظام اداری در جهت تامین خیر عام، چه نیازی به سواد و مهارت و چه جایی برای حقخواهی و حقگویی؟!
آیا زوال، تباهی و ویرانی چنین جامعهای، عین عدالت خداوندی نیست؟
☔️ @mmoeeni1
.
🔸 به روزنامه صدای زنجان گفتم که «عوارض سوء تغییرات اقلیمی در ایران، با بیبرنامگی حاکمیتی در مدیریت منابع آب، مضاعف شده و متاسفانه همه نشانهها حاکی از آن است که «واقعا دیر شده»!» و «نگران و ناامیدم.» (لینک متن کامل)
🔺 برخی گزارهها:
➕ وضعیت ما دقیقا مثل وضعیت کسی است که همه شواهد و قرائن و هشدارها به او با صراحت گفته بودند که درآمد او طی ماه و سالهای آینده کم و کمتر خواهد شد اما او حاضر نشده هزینههای خود را کم کند؛ رستورانهای گراناش را رفته، از مسافرتها و پزدادنهایش کم نکرده، همچنان کالاهای لوکس غیرضروری خریده تا بالاخره به دیوار سخت واقعیت خورده و تازه در این حالت دست به دعا برداشته! او از خود نمیپرسد با نعمت «عقلی» که خدا داده بود چه کرده؟! به گمانم که کاش نادرست باشد: «حالا واقعا دیر شده است.»
➕ همه آمار و ارقام از دستکم چهل سال پیش نشان از کاهش بارش داشت؛ از حدود 350 میلیمتر در سال 1356 تا 150 میلیمتر در سال 1400؛ این روند با استثناهایی جزیی در یک یا دو سال رو به کاهش بوده. متوسط دمای کشور هم از 16.6 درجه سانتیگراد در سال 54 به 18.8 درجه در سال 1403 رسیده؛ یعنی هر دهه 0.41 درجه سانتیگراد به دمای متوسط کشور اضافه شده؛ دو برابر متوسط جهانی و آیا اینها هشدار نبود؟! این در حالیست که متوسط بارش در ایران، در حالت عادی، یکسوم متوسط میزان بارش در جهان و تبخیر در آن سه برابر متوسط جهانی است؛ یعنی ذخیره و اندوخته مایهی حیات کشور با سرعت بسیار بیشتری نسبت به متوسط جهان در حال آب شدن بوده ولی واکنشها چه بوده؟ متهم اصلی کشاورزی و مدیریت کشاورزی کشور است. در حالی که تنها 10 درصد جی.دی.پی کشور حاصل از کشاورزی است، اما کشاورزی به طرز افسارگسیختهای مجاز شد که منابع آب کشور را به یغما ببرد از جمله برای تحقق توهم نابهجای خودکفایی.
➕ فقط طی سه سال زراعی منتهی به سال آبی 98-97 پهنههای زیرکشت برنج در کشور 1.5 برابر شد و در 17 استان غیرشمالی، 2 برابر! فصلنامه اطلاعات سیاسی-اقتصادی در شماره تابستان 1402 خود اعلام کرد که فقط برای فضای سبز تهران 180 میلیون متر مکعب آب مصرف میشود (معادل کل آب آن موقع سد امیرکبیر کرج)؛ آبی که صرف چمن و الگوی فضای سبز شهرهای پرآب شد!
➕ حرف از این است که از شهر 600 هزار نفری یزد، در ده سال آینده، فقط 100 هزار نفر باقی خواهند ماند و بقیه مهاجرت میکنند!
➕ پارسال یک مدیر دولتی در زنجان به روزنامه اعتماد گفته بود در برابر 500 چاه آب شرب، 9000 حلقه چاه آب کشاورزی در استان وجود دارد! تعداد بسیار زیادی از مردم به عنوان کشاورز از آب در حد «مفت» بهره برده، کم و بیش ثروت اندوخته و حالا هم مدعیاند. حاکمیت هم عموما به دلیل پرهیز از تنشهای اجتماعی هم در مقابله با حفر چاههای غیرمجاز و مدیریت کشاورزی بر اساس آمایش سرزمینی جدی عمل نکرد هم همه چیز را به گذر زمان و روزمرگی واگذار کرد و عملا ترجیح داد قهر طبیعت و خشکشدن قناتها و چاهها و روخانهها داغ بر دل ایرانی و کشاورز ایرانی بنشاند و مصرف بیرویه آب به این شکل متوقف شود! این یک بیکفایتی واضح بود و چوب آن را ایران و ما ایرانیهای مقیم ایران، دور هم خوردهایم و باز هم خواهیم خورد! به نظر میرسد تنها راه «خشکسالی» است و زوال قهری کشاورزی!
➕ کورت ونهگات (نویسنده شهیر و فقید آمریکایی) گفته بود: «در تاریخ به عنوان اولین جامعهای ثبت خواهیم شد که حاضر نشد خود را نجات دهد چون برایش هزینه داشت.» با وضعیت کنونی، چشمانداز اصلا امیدوارکننده نیست؛ آمریکای ترامپ، چین و هند که به تنهایی نیمی از گازهای گلخانهای جهان را تولید میکنند، اهل کوتاه آمدن نیستند و اعتنایی به پیمانهای بینالمللی کاهش گازهای گلخانهای نمیکنند. . آقای دکتر یوسف ثبوتی در نشست علمی گرمایش زمین در موسسه روزبه، خیلی خوب به این مسئله اشاره کردند و از جمله به یادها آوردند که در ایران ِ خود ما هم نهادهای تصمیمگیر با جریان کاهش تولید گازهای گلخانهای همدل و همراه نیستند.
➕انگار همهگیری کرونا یک هشدار حاشیهای بود که نشان بدهد دولتها و ملتها برای غلبه بر بحرانها چقدر زیاد به «همکاری» فیمابین محتاجاند؛ متاسفانه درس کرونا برای کلاس گرمایش زمین و آب، گویا از یادها رفته است.
➕ وضعیت در کشور ما به مراتب نگرانکنندهتراست؛ گزاف نیست اگر بگویم فقط یک قلم «ابر بحران آب» برای یک کشور ضعیفشده از نظر اقتصادی کافی بود تا دولتمردان آن دو دستی توی سرشان بزنند ولی ما همزمان دچار چند بحرانیم!
➕ در حالیکه عمده آب شرب از منابع زیرزمینی (چاهها و آبخوانها) تامین میشود، تمرکز روی ذخیره ناچیز سدها، احتمالا راهی است برای فرار از مسئولیت نیمقرن مدیریت غلط و تاراج منابع آب زیرزمینی و بار کردن همه کوتاهیها روی دوش آسمان؛ که «چرا نمیباری؟»!
☔️ @mmoeeni1
.
در مهیب بودن واقعیت دوم 👈 دکتر موسی غنینژاد: «به یقین میتونم بگم که بحران اقتصادی به این عمق، تاریخ معاصر ما تجربه نکرده.»
😔 @mmoeeni1
.
🔸غلامحسین کرباسچی: «پزشکیان باید نقش «هاشمی در پایان جنگ» را ایفا کند؛ خدمت رهبری برود و اختیار کامل را بگیرد وگرنه سفر نیویورک فایدهای ندارد. پزشکیان اگر میخواهد نام نیکی در تاریخ بجا بگذارد الان وقت آن فرا رسیده است»
🔸 محمد عطریانفر: «پزشکیان اگر تأییداتی اخذ کند، میتواند با ترامپ در نیویورک دیدار مستقیم و بیواسطه کند»
🔍 خاطره: روحانی در اولین سفرش به نیویورک به عنوان رئیسجمهوری (۵مهر۹۲)، تلفنی با اوباما صحبت کرد؛ موج مثبت بزرگی بلند شد ... ۸ روز بعد (۱۳ مهر) آیتالله خامنهای گفت: «برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما "بجا" نبود» و کیهان فردای آن روز تیتر زد: «برخی کارها در نیویورک "نابجا" بود»
💊 @mmoeeni1
بابک خانقلی:
«تنها بودی بی کَس بودی
توی این شهر کبود
زیبا بودی دختر بودی
یکی بود یکی نبود
نیکا شاکرمی
روله»
.
❓سؤال از گروک (چتبات هوش مصنوعی)
🔹 آیا جلوگیری زوری از بالارفتن قیمت اجناس در عین تورم مداوم بالا، چاپ بیتوقف کاغذ به اسم اسکناس و محدودیت منابع درآمدی دولت، جز با کاهش یا حذف بودجههای عمرانی و سرمایهگذاری ممکن است؟
اگر «نه»، آیا این به معنای فرسودگی و انهدام ابنیه و تاسیسات عمومی و عقبگرد در توسعه نیست؟
🔸 نه، جلوگیری زوری از افزایش قیمتها در شرایط تورم بالا و چاپ پول، معمولاً بدون کاهش بودجههای عمرانی و سرمایهگذاری ممکن نیست، زیرا نیاز به یارانههای پرهزینه دارد که منابع محدود دولت را تحت فشار قرار میدهد.
بله، این امر میتواند منجر به فرسودگی تاسیسات عمومی و عقبگرد در توسعه شود، همانطور که تجربیات اقتصادی نشان میدهد. +
📷 تصویر: «کوبا»ی امروز (از گزارش «فرمول ورشکستگی کوبا»)
➕ یادداشت مرتبط: «توهم و فریبی به اسم "کنترل قیمتها"»
❓ @mmoeeni1
مهران بهرامیان امروز صبح اعدام شد.
در مراسم چهلم کشته شدگان ۱۴۰۱ در شهرستان سمیرم، مهران بهرامیان و فاضل بهرامیان که برادرشان مراد بهرامیان از کشتهشدگان اعتراضات بود، دستگیر و به اتهام تیراندازی و قتل یک مامور حکومتی به اعدام محکوم شدند. این حکم اعدام یک بار در دیوان عالی نقض شد ولی دوباره به دادگاه رفت و باز هم حکم اعدام صادر و این بار تایید شد.
.
👁🗨 باید هر چه زودتر باور کنیم که نباید یک بحران بیشتر داشته باشیم!
مدیرعامل آبفای زنجان همین چند روز پیش در جریان سفر وزیر نیرو گفته که «متاسفانه سد تهم را از دست دادیم.»
سد تهم را اساسا برای تامین آب شرب شهر زنجان ساختند و البته بیست سال هم نتوانست از پس این کار برآید و این خیلی ترسناک است.
کشاورزی متهم اصلی یغمای منابع آبیست؛ گسترش بیحساب کشاورزی و هدر دادن سرمایه آبی ایران امروز و آینده، جنایتی است که رخ داده و همه تاوان آن را خواهیم داد. یاد دارم سال ۷۸، احمد مهدوی (نماینده ادوار ابهر و خرمدره در مجلس) طی سخنرانیهای تبلیغاتیاش پز مجوزدار کردن چهارصد حلقه چاه غیرمجاز منطقه را میداد!
ابلهانی چون او بسیار بودهاند.
حالا، ما همه باختهایم؛ هم بد و هم خیلی گران.
تصور اینکه با هزار میلیارد دلاری که صرف انرژی هستهای شد چه میشد کرد، آسان است اما تصور اینکه نهایت ساعتها و روزها خالی بودن لولههای آب کجاست، هیچ آسان نیست.
کشوری که یکسوم متوسط جهانی نزولات جوی دارد، سرعت تبخیر آب در آن سه برابر متوسط جهانی است و جمعیت آن طی صد سال هشت برابر شده، به مدیریت صحیح آب بیشتر از هر چیزی نیاز داشته و دارد؛ همه چیز دیگر فرعی است ... اما خوب اطراف را ببینید؛ از هزاران تن محصولات کشاورزی بیهودهی فروخته نشده تا انواع ناترازیهای اقتصادی و اجتماعی و گنبد هستهای منهدم شده، از چاههای خشک تا جانهای رفته؛ ما کجا ایستادهایم؟!
باید هر چه زودتر باور کنیم که نباید یک بحران بیشتر داشته باشیم، باید از دام همهی دیگر بحرانها رها شویم و آن بحران، «بحران آب» است وگرنه خود سوژه روضهها در باب تشنگی خواهیم شد.
🚰 @mmoeeni1
با انتشار کتاب «سایه سرخ» (با دسترسی به اسناد ساواک و واجا) هم [کتابنامهی] «آگاهی نو» و هم مجله «اندیشهپویا» ضمن مرور این کتاب ارزشمند، به بازخوانی عملکرد حزب توده [حزب جاسوسان] پرداختهاند؛ هر دو بسیار خواندنی.
محمد قوچانی چه عالی در «آگاهی نو» نوشته که «حزب توده منحل شد اما تفکر تودهای منحل نشد.»
#کتاب
#تاریخ
X
📚 @mmoeeni1
▪️ آدمی یاد عذاب اقوام اساطیری (تبع و عاد و ثمود و سبأ ...) میفته!
غمانگیز و بسیار ترسناک :-(
X
📷 نمکزار (دریاچه سابق) ارومیه
😧 @mmoeeni1
.
✍🏻 آلبر کامو
«من اکنون میآموزم که خوشبختی فرازمینی وجود ندارد و بیرون از حلقه بسته آمد و شد ایام، هیچ ابدیتی جای ندارد [...] همین قدر میدانم که این آسمان از من جاودانهتر و ماندگارتر خواهد بود. جز آنچه پس از مرگ من همچنان خواهد بود، چه [چیز] را ابدیت بنامم؟ مقصودم از این سخن، اظهار رضایت از این شرایط نیست. حرف من چیز دیگریست. انسان بودن همیشه آسان نیست و دشوارتر از آن انسان راست بودن است. انسان راست بودن یعنی بازیافتن سرای آرامش که در آن خویشاوندی جهان و انسان احساس شود، جایی که در آن نبض انسان وابسته به تابش سوزان آفتاب ساعت دو بعد از ظهر باشد [...] آنچه در این زندگی وجودم را انکار میکند اولین چیزی است که مرا میکُشد. هر چیزی که شور زندگی را برانگیزد همزمان بر بیهودگی آن نیز میافزاید [...] واژگانی هست که من معنای آنها را هرگز چنان که باید در نیافتهام. مثلا واژه گناه؛ با این حال باور دارم که این مردم هیچ گناهی نکردهاند چرا که اگر در زندگی گناهی هست نه همان امید نداشتن به زندگی بلکه امید به زندگی دیگر و فرار از عظمت گریزناپذیر همین زندگی است [...] مردم یونان باستان، در جعبه پاندور که مملو از رنج آدمیزادگان بود، پس از همه رنجها و شادیها، امید را به عنوان دهشتانگیزترین حاصل عمر یافتند. من اشارهای تاثرآورتر از رمز این اسطوره نمیشناسم؛ چرا که به عکس آنچه مردم میپندارند، امید معادل تسلیم است در حالی که زیستن، تسلیم نشدن است.»
📗 تابستان الجزیره (در کتاب دریای نزدیک/ ترجمه حامد رحیمی)
📚 @mmoeeni1
این کشتی کانتینری «ایران اصفهان» است؛ ۲۰ سال قبل.
اسم کشتیرانی ملی ایران، «کشتیرانی جمهوری اسلامی» است که کلی کشتی به اسم استانها و شهرهای ایران داشت و به بسیاری از بنادر جهان رفت و آمد میکردند؛ ابتکار خوبی بود برای تکرار اسم ایرانی در همه جا.
حالا اما چند سالی است هیچ کدام نیستند؛ برای دور زدن تحریمها اسم روی کشتیها را سیاه کردند و اسمهای خارجکی روی آنها گذاشتند. همزمان صدها تُن رنگ خریدند و زدند روی کانتینرها و اسم و نشان ایرانی آنها را یکسره پاک کردند.
بسیار تحقیرآمیز بود «تجارت قاچاقی»!
تحریم هیچ وقت نعمت نبود و مثل خوره ثروت و اعتبار ایران و ایرانی را خورد و معلوم نیست کی دوباره کشتی ایرانی اسم ایرانی داشته باشد.
این همه، به چه میارزید؟
💊 @mmoeeni1
بیانیه تعدادی از خانوادههایی که عزیزانشان را در انفجار بندر رجایی از دست دادند.
«با تمامی پیگیریهایی که انجام دادیم و میدیم هنوز هیچ جوابی ندادن و هیچ کاری نکردن»
از اینجا
.