2453
محمد معینی | کتاب / تاریخ https://linktr.ee/moeeni.mo
.
👁🗨 کشتار به مثابه مرهم
1. کشتار معترضان در میدان تیانآنمن چین (برآورد تعداد کشتهشدگان از چند صد تا چند هزار نفر) که گزارشهای آن دنیا را تکان داد، با روز درگذشت آیتالله خمینی مصادف شد (۱۴ خرداد ۱۳۶۸). صداوسیما نیز با توجه به اهمیت اخبار وقت، در آن روز ۲ خبر بیشتر نخواند: خبر درگذشت بنیانگذار نظام و خیلی کوتاه: خبر کشتار در چین را.
2. ۱۳ سال بعد، حسین صفار هرندی در آستانه سفر رئیسجمهوری وقت چین به ایران (سفر «جیانگ زمین» از ۳۰ فروردین تا ۴ اردیبهشت ۸۱)، طی مقالهای در روزنامه کیهان این کشتار را ستود و آن را مرهم خواند. او نوشت: «واقعه تلخ میدان تیانآنمن که به ریخته شدن خون تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان چینی منجر شد اگر چه فاجعهای انسانی باید به شمار آید اما از آن رو که این قاطعیت برخورد منجر به قطع دخالت بیگانه در سرنوشت بیش از یک میلیارد انسان چینی میشد به مثابه مرهمی بود که تلخی آن را باید به خاطر شفای بعدیاش تحمل میکردند و چنین هم شد.»
3. حسین صفار هرندی، سه سال بعد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدینژاد شد و اکنون ۱۴ سال است که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
💊 @mmoeeni1
🏴 هی خیال میکنی روایت رنجی که شنیدهای، ته تلخی است و بعد روایت دیگری میآید؛ تلختر، ویرانگرتر ... این ایلیا پسر باهوش و غرق ماتم «افسانه مهدینژاد» است؛ سر مزار مادر.
این فقدانهای سخت جگرسوز و جانفرسا و این عزاداریهای سخت عجیب و پرمعنا و مالامال اندوه، خواهند جوشید.
اینها ماتم ِ خونهای ریخته هزاران عزیز است و اشک و بغضی عظیم که بر سر سفره ملتی بزرگ نهاده شد ...
« ... و كسانى كه ستم كردهاند زودا كه بدانند به چه بازگشتگاهى راه خواهند برد.»
🖤
⚫️ این یکی از غمانگیزترینهاست؛ مرگی که آمده و برده چیزی است و «سایه مرگ» بالای سر دو تنی که با هم مهربانند (یکی حرف میزند و دیگری چشم میدوزد) و انگار امیدی دارند - که حالا میدانیم بهجا نبوده، چیزی دیگر.
«آخرین»ها اینجا منجمد شده؛ برای حافظه جمعی ما.
#میلاد_برقکار
🖤🖤
«در فقر نیرویی است که خصال انسانی را در آدمی بزداید و همین سرچشمه زشتی آن است. فقر پستی و خواری میآورد چون تن آدمی را حاکم بر او قرار میدهد.»
هانا آرنت، انقلاب، ص۸۳
[و فقیر کردن مردم، چه جنایتی است بزرگ :-( ]
➕ یادداشت مرتبط: «بیآینده بودن / فقیر بودن»
🖤 @mmoeeni1
.
🖤 اتفاقی که نباید رخ میداد
اتفاقی که نباید رخ میداد، حالا رخ داده است.
طی فقط «دو» روز، بنا بر اعلام رسمی، ۳,۱۱۷ «انسان» جان خود را از دست دادهاند؛ بسیاری در خشنترین حالت ممکن در خیابانهای شهرها، در کوچه و بازارها. از این تعداد، ۲,۴۲۷ نفر «شهید» اعلام شدهاند؛ یعنی «هر روز» به طور متوسط بیشتر از ۱,۲۱۳ «شهید»؛ تقریبا «۱۹ برابر» بیشتر از متوسط شهدای روزانه در جنگ هشت ساله (۲,۸۹۰ روزه) و «۱۴ برابر» بیشتر از جنگ ۱۲ روزه!
در ۱۵ خرداد ۴۲، کمتر از ۹۰ نفر و در ۱۷ شهریور ۵۷، حدود صد نفر در اعتراضات خیابانی کشته شده بودند.
گسل عمیق و عظیم است.
این اما همه داستان، و تازه قسمت اصلی ماجرا هم نیست؛ آن قسمتی که ربط به «آینده» داشته باشد.
در ۱۸ و ۱۹ دی، «ایرانی، ایرانی کُشت»؛ در تعداد «بینظیر»، گاهی کور و بسیار بیرحمانه.
حالا صدها قاتل داریم و هزاران قربانی که هیچگاه در این دنیا شهادت نخواهند داد!
قرآن (آیه ۳۲ سوره مائده) قتل ناحق یک نفر را برابر با قتل همه ابنای بشر دانسته است.
امام علیع نیز در نامه به مالک اشتر نوشته بود: «هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب كیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است كه مردم از یكدیگر ریختهاند.»
با این حساب و دستکم از موضع باور دینی میشود و میتوان پذیرفت که به طرز کمسابقهای (اگر نه: بیسابفه) شّری ویرانگر به مثابه سمّی کشنده در رگ و پی جامعه رفته، روح او را تسخیر کرده و دیر یا زود اتفاقهای مهمی رخ خواهد داد که تلخی و شیرینی آن هیچ قابل محاسبه نیست تازه اگر که بتوانیم فرض کنیم بعد از هر نوع ویرانی، حتما آبادانی و شیرینی هست.
حالا خانواده و ایرانیان بسیاری داغدارند و بسیاریشان نخواهند پذیرفت که خون «قربانی»شان هدر رفته، پس ممکن است از هیچ کاری برای اثبات هدر نبودن جان «قربانی»شان عدول نکنند؛ قربانیهای تازهتری به مسلخ فرستاده میشوند تا ثابت شود که «قربانی پیشین» ماجور است و هدر نیست.
برنده ۱۸ و ۱۹ دی، همه کسانیاند که چرخه خشونت را آنچنان که باید پرسرعت و پربازده نمیدانستند!
آن سیلی که بود، حالا مهیبتر راه خود را باز میکند؛ معترض از نظام و نظام از معترض بیشتر از همیشه میترسد، خشمگین و هیجانزدهترند، صلح اولویت بسیاری نیست و عدالت فقط به شرطی بهجاست که قاضی، از «خودمان» باشد، جامعه لبریز بیاعتمادیست و این، در جایی که معترضان، بیشتر ِ مردماند، پیشدرآمد خشم و خشونت و ترس و اندوه و ویرانیهای بزرگتری است.
کاش خیلی زودتر آنهایی که همه تدبیرهایشان برای تمشیت زندگی عادی مردم، نه مفید که حتی گاهی مضر بوده، به مردم بازمیگشتند؛ به خواست اکثریتِ مردم.
چرا واضح نبود وقتی هر بار ظفرمندانه گزارش «جمع کردن» فتنه و اغتشاش و غائله میدادند، عملا داشتند سطح تنش و خشونت را برای فتنه و اغتشاش و غائله بعدی بالا میبردند؟ چرا در کار فهم «علت» فتنه و اغتشاش و غائله سستی کردند یا آنها را به دست فراموشی و روزمرگی سپردند؟ (سه سال پیش نوشتم: «تنش "جمع"کردنی نیست، اگر "حل" و "تخلیه" نشود، به حرکت خود به سمت "بالا" (به سمت دایره وسیعتر معترضان، خواستههای بیشتر و رادیکالتر شدن اعتراضها) ادامه خواهد داد. )
کاش آنقدر «مومن» بودیم که عزت را از خود خدا بخواهیم نه از یکدندگی خودمان.
کاش معجزه و راه نجاتی بود؛ به حرمت رنج همه کسانی که در همه تاریخ، بزرگترین و اصلیترین سرمایهشان، جان و آبرو و سلامتیشان را، نذر آزادی و آبادی ایرانی و ایران کردند.
🖤 @mmoeeni1
.
✅ انزوا آغاز ارعاب است
پرسش: «چه نوع تجربه اساسی در زندگی اجتماعی انسانها حکومتی را میپروراند که گوهر آن ارعاب و اصل عملش فرایند منطقی تفکر ایدئولوژیک است؟»
پاسخ هانا آرنت: «ارعاب تنها میتواند بر انسانهایی فرمانروایی مطلق پیدا کند که از یکدیگر و علیه همدیگر منزوی شده باشند و به همین دلیل است که یکی از دلمشغولیهای حکومتهای بیدادگر اشاعه این انزواست. انزوا را باید آغاز ارعاب دانست.» (کتاب «توتالیتاریسم»، هانا آرنت، ص۳۲۷)
📚 @mmoeeni1
.
✅ هدف: قدرت اداره
1️⃣ «ما اگر چنانچه دنبال اقامهی حکم الهی و دین الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟ چرا بنده اینجا باشم؟ خب همانهایی که بودند - یا آنها یا امثال آنها- بیایند اداره کنند حکومت را. ما هستیم برای اینکه میخواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند؛ ما دنبال این هستیم [...] اگر این نبود، خب رونق اقتصادی را دیگران و دیگران [انجام میدهند]؛ چرا بندهی آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم؟ میروم دنبال درس و بحث خودم؛ خب دیگران این کارها را میتوانند بکنند و انجام میدهند؛ در دنیا هم دارند انجام میدهند. اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیّت الهی نباشد، بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد. پس این است: تحکیم اسلام.» - آیتالله خامنهای، ۶ خرداد ۹۵
2️⃣ مرحوم آیتالله خمینی برای باز کردن چرخه بسته رد مصوبات مجلس در شورای نگهبان و اصرار مجلس بر نظر خود، ایده تشکیل «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را طرح کرد و پنجماه پیش از فوت به اعضای این مجمع و شورای نگهبان نوشت: «تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پر آشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیمگیریها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بنبستهایى مىکشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچوخمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.»
🔹ملاحظه 1: به نظر میرسد برداشت آیتالله خمینی از شرع و بحثهای طلبگی و آخوندی، تلقی از این بحثها و شرع و حکومت ِ متکی به شرع به عنوان «وسیله»ای برای هدف ِ «اداره جهان» بوده چنانکه در عین سد راه نشدن، عملا باعث شوند شرع متهم به ناتوانی در مدیریت جهان نشود (و چه کسانی میتوانند متهم کنند جز «افکار عمومی» در همین دنیا؟).
بنیانگذار نظام مینویسد: «حکومتْ، فلسفهی عملى ... را تعیین مىکند و این بحثهاى طلبگى ... ما را به بنبستهایى مىکشاند»؛ این تلقی ابزار بودن ِ شرع چنانکه دنیا بداند اسلام توانایی قدرت اداره جهان را دارد، یک تلقی پراگماتیکی معطوف به کارآمدی دین در مدیریت زندگی مردم در همین دنیاست (اینکه در صحنه عمل چه شد و چه میتوانست بشود (آیا اسلام الان متهم است یا نه؟)، موضوع دیگری است).
🔹ملاحظه 2: زمان بیانات مورد اشاره آیتالله خامنهای (در خرداد سال ۹۵) در تقلیل جایگاه «رونق اقتصادی» در سلسله مراتب دلایل وجودی نظام جمهوری اسلامی و صدرنشینی فقهای دین قابل توجه است؛ آن سال اولین سالی بود که با اجرای برجام شروع شده و نشانههای رونق اقتصادی خود را نشان داده بود؛ قرار بود آن سال و سال بعد، به یکی از بهترین سالهای اقتصادی کشور تبدیل شوند (دو سال از چهار سالی که در همه سالهای بعد از انقلاب تورم یکرقمی بوده، سالهای ۹۵ و ۹۶ (سالهای بعد از امضای برجام و قبل از خروج آمریکا از برجام) بودهاند، همچنین سال ۹۵، رشد اقتصادی ایران به رقم کمسابقه ۸/۳ درصد رسید).
🎯 @mmoeeni1
.
🔹 رژیمهای غیردموکراتیکی که وفاداری کامل نیروهای مسلح خود را تضمین کنند و آمادگی لازم برای کاربرد ابزارهای قهر و اجبار در امر سرکوب را داشته باشند، حتی به رغم رودررویی با بحرانهای مشروعیت و کارایی، دستکم در کوتاهمدت از لحاظ سیاسی آسیبناپذیرند.
🔹 میزان تمایل و توانایی [یک حکومت] در سرکوب مخالفت و مقاومت، عامل بسیار مهمی در فروپاشی یا استمرار رژیمهای غیردموکراتیک به شمار میآید [...] ضعف در اراده معطوف به [استفاده از] قدرت و سرکوب، بنیاد حکومتهای غیردموکراتیک را که اساسا بر پایه زور استوارند، متزلزل میسازد.
🔹 والتر لاکوئر مینویسد: «گروه حاکمهای که به حقانیت خودش ایمان محکم داشته باشد، هرچند هم دچار مشکلات سیاسی، نظامی و اقتصادی شود، به ندرت سرنگون میشود.»
📚 ر.ک: مقاله دکتر حسین بشیریه در کتاب «گذار به دموکراسی / دفتر نخست» - صص ۵ - ۶۴
💊 @mmoeeni1
✳️ نیازهای مردم
🔹 اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی، قدرتِ نظامیِ فوقالعاده زیادی داشت؛ رسما «ابرقدرت» صدایش میکردند؛ قدرتی که البته به کار ماندناش نیامد؛ چون خود به کار نیاز مردماناش نیامده بود. امام خمینی هم که برای آخرین رهبر شوروی نامه نوشت، نوشته بود: «برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد، چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست.»
🔹 مارکوس ولف، رئیس ضداطلاعات آلمان شرقی (سابق) در کتاب خاطراتش نوشته که به طور ناشناس بین مردم رفت و آمد میکرده. در صفحه 181 کتاب خاطراتش آمده: یک روز که از کنار صفی در بیرون فروشگاهی رد میشدم، شنیدم که پیرزنی به لهجه برلینی غلیظ نفرین میکند: «میتوانند سفینه اسپاتنیک را به فضا پرتاب کنند اما حالا در وسط تابستان یک ذره سبزی پیدا نمیشود.»
🔶 @mmoeeni1
.
▪️ مگر یک ملت در طول تاریخاش چند غلامحسین ساعدی و شاهرخ مسکوب و محمدرضا شجریان یا چند ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و ... میتواند داشته باشد که اینطور توسط نظام سیاسی بایکوت و محدود شوند و سپس با رنجی بزرگ، ناشی از دوری اجباری از مواجهه با مردمانشان، چشم از جهان ببندند؟
... و مگر زوال تمدن یک ملت چه شکلی است؟!
▪️ بهرام بیضایی سالها قبل، در پاسخ به پرسش یکی از مخاطباناش که گفته بود چیزی از فیلم «چریکه تارا» نفهمیده، گفته بود: «این باعث شرمندگی من است ولی چریکه تارا فیلم بسیار سادهای است ... اینکه فیلمی را میفهمم یا نمیفهمم خیلی معنی ندارد یک فیلم یا خوب است یا بد است، من بسیاری از فیلمهایی را که نمیفهمم ولی دوستشان دارم بعدا راههای فهمیدنشان را پیدا میکنم اما اصراری ندارم فیلمی را که دوست ندارم معنایش را بفهمم. اگر فیلمی را دوست داشته باشیم در آینده آنرا میفهمیم ... فیلم درباره کسی است که ضمن آنکه موفق میشود گذشته را بشناسد خودش را از آن خلاص کرده و به آینده فکر کند ... ما نمیتوانیم گذشته را نشناسیم. اگر به آن مجهز نباشیم نمیتوانیم از آن مستقل شده و آینده را بسازیم.»
🖤 @mmoeeni1
.
🔰 یک پاسخ دریافتی:
در پاسخ به سوالی که مطرح شده، به نظرم میرسد این اتفاق، دو دلیل بیشتر ندارد؛ یا آقای نبیالله محمدی (نماینده) از هماکنون کمپین تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده (نشانهی این که رقیب اصلی ِ احتمالی خود را بسیار قویتر از آن میداند که برای تبلیغات انتخاباتی، فعلا صبوری کند)، یا این که وارد بازی در نزاع قدرت بر سر مسئله جانشینی (خبرگان رهبری) شده است (و احتمالا نادانسته!). احتمال دوم به این دلیل مطرح است که کسی چون علی آقامحمدی رضایت داده چنین برنامهای (هر چند با حاضران کمشمار) در مرکز استانی که نه زادگاه خودش است نه زادگاه مرحوم همسرش، برگزار شود! از همین رو طی ماههای آینده، احتمالا مجالس یادبود بیشتری در اقصی نقاط کشور برگزار خواهد شد!
در هر دو صورت، به گمانم مسئله فقط مانور انتخاباتی بوده و شادی روح آن مرحومه اولویت نداشته است!
☔️ @mmoeeni1
.
➕ ادامه از اینجا
انقلاب و گذار دموکراتیک از [...] حاکم بر ایران جز با تعهد عمیق به همهی وجوه دموکراسی ممکن نیست. همین امروز باید نشان دهیم که «رؤیا»ی ما با «کابوس» حاکم تفاوتی بنیادین دارد. فردا دیر است.
** «پیمایش جهانی ارزشها» یکی از معتبرترین نظرسنجیها در حوزهی علوم سیاسی و اجتماعی است که از سال ۱۹۸۱ آغاز شده و هر «موج» آن معمولاً پس از پنج سال تکرار میشود. بنابراین، این پیمایش امکان مقایسهی تطبیقی میان حدود صد کشور و ردیابی تغییرات تدریجی در ارزشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم میآورد.
دیگر ویژگیهای مهم این پیمایش عبارتاند از شفافیت (انتشار عمومی پرسشها و دادهها که راستیآزماییِ مستقل را امکانپذیر میکند) و روششناسی استاندارد (استفاده از پرسشنامههای دقیق و یکدست و همچنین نمونهبرداری دقیق با توجه به ترکیب جمعیت از نظر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، محل زندگی و... که به ما اجازه میدهد تا یافتههای این نظرسنجی را به کل جمعیت یک کشور تعمیم دهیم).
نمونهی آماری در هفتمین موج این پیمایش در سال ۲۰۲۰ در ایران ۱۴۹۹ نفر بود، شامل ۷۶۶ مرد و ۷۳۳ زن، ۴۲۰ نفر زیر ۳۰ سال، ۷۳۸ نفر ۴۹-۳۰ سال و ۳۴۱ نفر ۵۰ سال به بالا، در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگی در تمامی استانهای ایران (با کمتر از ۲ هزار نفر، ۵-۲ هزار نفر، ۱۰-۵ هزار نفر، ۲۰-۱۰ هزار نفر، ۵۰-۲۰ هزار نفر، ۱۰۰-۵۰ هزار نفر، ۵۰۰-۱۰۰ هزار نفر، و بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت؛ در کل، ۷۴ درصد شهرنشین و ۲۶ درصد روستایی)، ۹۵.۸ درصد باسواد و ۴.۲ درصد بیسواد. برای آگاهی از جزئیات بیشتر، از جمله فهرست همهی شهرها و روستاها و تعداد و نسبت پاسخدهندگان در آنها، میتوان به وبسایت رسمی این پیمایش مراجعه کرد.
☔️ @mmoeeni1
.
▪️ فریبی به اسم «کنترل قیمتها»
در مواجهه با گرانی یک «دلخوشکنک»، فریب و توهمـی هست به اسم «کنترل بازار» یا «کنترل قیمتها» که متولیان امور سمّ آن را در معرض استفاده مردم قرار میدهند تا بباورانند میتوانند بدون رجوع به ریشههای مصائب اقتصادی، با جریمه گرانفروش و قیمتگذاریهای دستوری، معیشت مردم را نجات دهند!
شوروی و کشورهای کمونیستی بلوک شرق سابقه درخشانی در اعمال این سیاست داشتند اما حتی در میانمدت هم بیحاصل به نفع عامه مردم بود اگر که خوشبینانه تصور شود توانسته بودند در کوتاهمدت، مایه سرگرمی دستگاههای دولتی و خوشی مردم ِناخوش شوند!
«قیمت دستوری یا کنترل قیمت یا قیمتگذاری دستوری یا تعیین دستوری قیمت سادهترین روش کنترل تورم یعنی کنترل دستوری نرخ فروش است، این روش نقطهٔ مقابل روش نرخگذاری محصولات در بازار رقابتی است. در روش بازار رقابتی تولیدکنندگان با توجه به رقابتی بودن و همچنین توان و قدرت خرید مردم عمل میکنند و در روش تثبیت دستوری قیمتها یکی از اصلیترین سیاستهای دولت برای کنترل نرخ تورم، نظارت دقیق بر روی نرخ کالاهای اساسی بوده است از این رو تغییر نرخ اقلام مختلف مستلزم عبور از فیلترهای دولت است.» (ویکیپدیا)
رابرت موگابه (دیکتاتور مخلوع زیمبابوه) چند سال پیش دستور داده بود «قیمتها به سال ماقبل بازگردد وگرنه گرانفروشان با مجازاتهای سخت مواجه خواهند شد.» نتیجه محتوم این دستور، خالی شدن فوری مغازهها بود (سردبیر وقت روزنامه دنیای اقتصاد دراین باره نوشته بود: «اگر موگابه قادر به درک منطق اقتصاد نیست، نباید تصور کرد که این منطق وجود ندارد!»)؛ بیکاری به 80 درصد صعود کرد و تورم چند دههزار درصدی به چند ميليون درصد؛ ویرانی سرعت گرفته بود!
از دیگر سو، به قول «میلتون فریدمن» در کتاب ارزشمند «آیا بازار اخلاق ما را فاسد میکند؟»، «محدود کردن بازار [از جمله اینکه نظام عرضه و تقاضا خود به تعادل نرسند] موجب وابستگی قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی میشود.»
این وابستگی، تالیهای فاسد خودش را روی تن و روح جامعه خواهد ریخت؛ از فساد عنانگسیخته اقتصادی نهادهای سیاسی و وابستگان آن، تا ذاتی شدن «ناکارآمدی نظام» و تا نادیده گرفتن «ریشه» و «تامین امنیت سرمایهگذاری» برای رشد اقتصادی.
هرگاه متوجه شدید مدام روی طبل «کنترل قیمتها» میکوبید، تردید نکنید دانسته یا نادانسته وارد «بنبست» شدهاید! این را همه تاریخ و تجربه همه کشورهایی میگوید که معیشت مردمشان معطل انواع سازمان و سامانههای عریض و طویل و بازرسان کنترل قیمتها نبوده و نیست و از قضا تورمهای غولآسا را هم تجربه نمیکنند که مدام «فقیرتر» شوند!
✍🏻 محمد معینی
یادداشت در روزنامه محلی صدای زنجان (شماره 26 آذر 1404) منتشر شده است.
.
☔️ @mmoeeni1
.
دکتر حسین عبدهتبریزی:
آنچه گفتم این بود که تورمهای بسیار بالا مسیری مشخص دارند و اگر آن مسیر را نشناسیم، ممکن است ناگهان با جهشی روبهرو شویم که برای جامعه بسیار پرهزینه و زیانبار است ... گذار از تورم ۶۰ یا ۷۰ درصدی به تورمهای چند هزاردرصدی یک فرآیند تدریجی خطی نیست. اینطور نیست که هر سال ۵۰درصد اضافه شود و برسد به ۳۰۰۰درصد. یک نقطه شکست دارد؛ نقطهای که در آن اعتماد به پول ملی فرو میریزد. آن عددها برای هشدار درباره ماهیت این شکست بود، نه برای ترساندن مردم ... ایران در مسیری خطرناک است، اما هنوز وارد فاز انفجاری نشده. تفاوت این دو خیلی مهم است. هنوز مردم ریال را نگاه میدارند، هنوز حقوقها ماهانه پرداخت میشود، هنوز سپرده بانکی وجود دارد. اینها یعنی ما هنوز از خط قرمز عبور نکردهایم. اما همزمان علائمی دیده میشود که اگر نادیده گرفته شود، میتواند ما را به نقطه شکست نزدیک کند ... مهمترین علامت هشداردهنده دلاریزهشدن ذهنی اقتصاد است؛ اینکه مردم همهچیز را با دلار میسنجند، حتی اگر معامله ریالی باشد. علامت دوم فشار فزاینده تامین کسری بودجه از مسیر فروش اوراق به بانکهاست. علامت سوم نرخهای بهره بسیار بالا برای فروش اوراق است. اینها هنوز بحران نیستند، اما چراغ زردهای پررنگ هستند ... ناامیدی زمانی ایجاد میشود که واقعیت پنهان بماند و بعد جامعه ناگهان غافلگیر شود ... جمعبندی من روشن است. ایران در مسیر ونزوئلا نیست، اما در مسیری شبیه آرژانتینِ قبل از انفجار تورمی قرار دارد. فاصله بین تورم ۶۰ درصدی تا تورمهای چند هزاردرصدی فاصله زمانی نیست، فاصله رفتاری است. تا وقتی ریال نگاهداشتنی باشد، حتی با تورم بالا، انفجار رخ نمیدهد. لحظهای که نگاهداشتن ریال غیرعقلایی شود و همه بخواهند از آن فرار کنند، جهش اتفاق میافتد؛ آن هم ناگهانی. البته همانطور که احتمال انفجار تورمی ناگهانی وجود دارد، جلوگیری از آن هم با اخذ تصمیمات درست ممکن است: مهار واقعی کسری بودجه، توقف انتقال بار تامین مالی دولت به بانکها و ارسال سیگنال معتبری که نشان دهد سیاستگذار کنترل را از دست نداده است ... تله آرژانتینی، تورم مزمنِ قابلتحمل، قبل از نقطه شکست است. آنچه در مصاحبه از آن بهعنوان «مسیر شبیه آرژانتین» یادشده، وضعیتی است که تورم بالاست (70–4۰درصد)، اما پول ملی هنوز نگاهداشتنی است، حقوقها پرداخت میشود، بانکها کار میکنند و اوراق بدهی دولت خریدار دارد (هرچند با نرخ بهرهی بسیار بالا). در این وضعیت، اقتصاد دلاریزه ذهنی میشود (همه قیمتها با دلار سنجیده میشوند)، ولی دلاریزه رفتاری کامل رخ نداده است؛ یعنی هنوز همه از ریال فرار نکردهاند. این همان تلهای است که آرژانتین سالها در آن ماند: تورم بالا، کسری بودجه مزمن، استقراض دولت از بانکها و بازار بدهی، اما بدون فروپاشی ناگهانی. در این مرحله، خطر اصلی «عادتکردن سیاستگذار به تورم بالا»ست. این عادت، جامعه را آرامآرام به آستانه شکست میبرد. اما در تله ونزوئلایی، عبور از نقطه شکست و فروپاشی اعتماد پولی رخ داده است. تله ونزوئلایی بعد از عبور از خط قرمز شروع میشود، نه قبل از آن. در این مرحله، ریال (یا بولیوار) دیگر نگاهداشتنی نیست، مردم بهمحض دریافت پول، آن را خرج یا تبدیل میکنند، تورم از حالت «بالا» به حالت انفجاری میرسد، جهش تورم خطی نیست، ناگهانی است (هزاران درصدی).
.
▪️ تورم، اخلاق را هم بر باد میدهد!
کتاب «تورم و اخلاق» کتابی مهم است که محتوا و درس آن، هنوز مایه عبرت بسیاری، از جمله در کشور ما، نشده است (اگر فرض کنیم که تورم و خالی کردن جیب مردم، «منکر» است و «هدف» نیست). کتاب، متن صحبتهای دیپلمات و تاریخدان آمریکاییست در اوایل قرن گذشته راجع به مصائب اقتصادی بعد از انقلاب فرانسه و اینکه چطور خلق پول کاغذی بدون پشتوانه و #تورم، #اخلاق مردمان را هم منهدم میکند؛ جدای از این که اوضاع اقتصادی هم بد و بدتر میشود.
جان مکی در پیشگفتاری بر این کتاب که به بررسی رویه چاپ بیحساب پول بعد از انقلاب فرانسه و تورم ناشی از آن پرداخته، با اشاره به شکست تمام تلاشهای مبتنی بر قدرت بیترمز دولت در محدود ساختن قیمت کالاها، نتیجه تلخ را این چنین توصیف میکند: «آنچه باقی ماند میراثی از تخریب اخلاقی و مالی بود که یکی از پیشروترین و با انگیزهترین ملل اروپا [فرانسه] را هنوز دنبال میکند.»
در این کتاب آمده که «[در پی تورم فزاینده بعد از انقلاب (اواخر قرن۱۸) در فرانسه] آنچه هزاران کارگر را از گرسنگی نجات داد، استخدام آنها در ارتش و فرستاده شدن به جنگهای خارجی و کشته شدن در میادین جنگ بود!»(ص۵۷) یا «هر ناظر معقول تاریخ امور مالی میداند که بعد از هر انتشار گسترده پول [بدون پشتوانه]، بنابر قوانین طبیعی، قیمتها به سرعت با میزان جدید پول تطبیق پیدا میکند و در نتیجه دوباره مسئله ناکافی بودن پول برمیگردد [و نیاز به چاپ پول ِ بیشتر احساس میشود]»(ص۶۸) و «از تمام ترفندهایی که برای چاپیدن طبقات زحمتکش بشر اختراع شده، هیچکدام کاراتر از اغفال آنها با پول کاغذی [پول بدون پشتوانه و منتهی به تورم] نیست.» (نقل از دانیل وبستر، ص۵۷)
پسانداز نکردن، فریبکاری و شیوع بیاعتمادی اگر عیب و ایراد و رذایل اخلاقی محسوب شوند، تورم بیشک مایه حیات این رذایل است!
☔️ @mmoeeni1
.
چپ چیست؟!
اشاره: چپ در حوزه سیاسی (در درک و معنای جهانی) به چه معنا و معرف کدام جریان فکری و عملی است؟ این متن کوتاه، شاید برای درک بهتر، مفید باشد با این حال برای مطالعه بیشتر حتما به منابع دیگر هم مراجعه کنید.
✍🏻 نادر سلطانپور
وقتی نوشتههای کسانی را که به چپ بدوبیراه میگویند میخوانید میبینید که اصلأ نمیدانند چپ یعنی چه و تصورشان از چپ یعنی مائو و لنین و کمونیسم و انقلابیون ۵۷ و امثالهم.
بسیاری از موهبتهایی که نصیب انسان مدرن شده حاصل تلاش افراد و گروههای چپ و متمایل به تفکر چپ در قرون نوزده و بیست بوده. از شخصیتها و احزاب لیبرال در آمریکای شمالی و سوسیال دموکرات در اروپا تا سندیکاهای کارگری و نهادهای مدنی.
موهبتهایی چون بیمه و حقوق بازنشستگی، مرخصی زایمان، مزایای شغلی و بهبود شرایط در محیط کار و بهداشت و آموزش همگانی.
در پیش از انقلاب هم بعضی کارهای درست شاه در حوزه عدالت اجتماعی برای کاهش فقر سیاستهای چپ او بود اما در آن هم دچار اشتباه و افراط شد وقتی تلاش کرد همه تصمیمگیریهای مهم و اهرمهای اقتصاد کلان کشور را در دست خودش نگاهدارد.
همزمان باید گفت که سیاستهای راست هم در این موفقیت دخیل بوده چون بدون تولید ثروت، توزیع عادلانهتر آن بیمعنی میبود.
این آونگ همواره بین ایندو در نوسان خواهد بود و موفقیت از آن مردمی است که تعادل برقرار کنند.
💊 @mmoeeni1
▪️ بهرام فتحاللهی مدیر و موسس خوشخُلق ِ یکی از بهترین رستورانهای زنجان (رستوران پلو) در جریان اعتراضات دی (در خیابان) بازداشت شده. چند روز بعد از بازداشت، رستورانش هم پلمب شد و گفته میشود قریب به ۴۵ نفر از کارگرانش بیکار شدهاند. به علت شهرت، شایعات نادرست زیادی (قتل/اعدام) در موردش پخش شد. حالا یک خبرگزاری نهاد نظامی (تسنیم)، گرای مصادره اموال داده.
🖤 @mmoeeni1
.
هانا آرنت: «هیچ انقلابی هر قدر هم دروازههایش را تا حد امکان برای تودهها و ستمدیدگان (یا به زبان انقلاب فرانسه: بیچارگان و بینوایان و دوزخیان زمین) باز کرده باشد، هرگز از آنها آغاز نشده است و هیچ انقلابی هرگز نتیجه توطئهچینیها، فعالیت گروههای مخفی یا احزاب آشکارا انقلابی نبوده است. در کل باید گفت تا وقتی که اقتدار نهاد دولت پابرجاست، یعنی در شرایط دنیای مدرن، تا وقتی این اطمینان وجود دارد که نیروهای نظامی تابع مقامات حکومتاند، امکان هیچ انقلابی وجود ندارد. انقلابها نه پاسخی ناگزیر بلکه پاسخی ممکن به سقوط یک رژیماند. انقلابها نه دلیل بلکه نتیجه از هم پاشیدن اقتدار سیاسیاند. هر کجا این فرایندهای فروپاشی، معمولاً در یک بازه زمانی بلندمدت بدون مانع پیش بروند، شاید منجر به انقلاب شوند، به شرط اینکه جمعیتی کافی حضور داشته باشد که آماده فروپاشی رژیم و مشتاق به دست گرفتن قدرت باشد.»
📚 از کتاب «آزادی آزاد بودن»، ص ۲۰
🖤 @mmoeeni1
در حسرت یک زندگی معمولی
مسألهی امروز جامعهی ایران را باید فراتر از بحرانهای مقطعی دید. مسألهی اصلی، ناهماهنگی میان دو زبان متفاوت است؛ دو زبانی که عملاً یکدیگر را نمیفهمند. زبان رسمی حاکمیت، زبانی آرمانگرا و مأموریتمحور است؛ زبانی که مدام از اهداف بزرگ سیاسی و مذهبی، مبارزه با دشمنان، رسالتها و نبردهای دائمی سخن میگوید. در مقابل، زبان غالب جامعه، ساده و زندگیمحور است؛ زبانی که دربارهی معیشت، آرامش روانی، شادیهای روزمره و حق انتخاب در سبک زندگی حرف میزند.
اکثریت مردم ایران نه به دنبال شعارهای ایدئولوژیکاند و نه درگیر رؤیاهای تاریخی. خواستهی آنها بسیار ساده است: یک زندگی عادی و معمولی. زندگیای که در آن کار کردن، تفریح، پوشش، روابط اجتماعی و فکر کردن به آینده با کمترین تنش و دخالت همراه باشد. این خواسته، واکنشی طبیعی به سالها زندگی در شرایطی غیرعادی است.
نارضایتی از جایی آغاز میشود که این دو نگاه، بهجای کنار هم قرار گرفتن، مقابل هم میایستند. جایی که ساختار قدرت میکوشد زندگی روزمرهی مردم را بر اساس معیارهای ایدئولوژیک تنظیم کند و جامعه، در پاسخ، میخواهد سیاست تا حد ممکن از زندگی شخصیاش فاصله بگیرد. در چنین فضایی، اعتراضها بیش از آنکه بیان یک آرمان تازه باشند، تلاشی برای بازگرداندن زندگی به حالت عادیاند.
از این زاویه، ریشهی بسیاری از تنشهای امروز ایران را باید در شکاف میان «منطق حکمرانی» و «منطق زندگی روزمره» جستوجو کرد. تا زمانی که این شکاف عمیق، دیده و پذیرفته نشود، همچنان خود را به شکل نارضایتی، فرسودگی اجتماعی و اعتراضهای پیدرپی نشان خواهد داد.
@ahestan_ir
.
«تنها توجیه وجود ما [نویسندگان] این است که تا آنجا که در توانمان است به نمایندگی از کسانی سخن بگوییم که نمیتوانند حرف بزنند [...] عظمت گذشته یا آینده دولتها و احزابی که این انسانها را سرکوب میکنند اهمیتی ندارد.»
آلبر کامو، سخنرانی ۱۹۵۷، در کتاب «در دفاع از فهم»، ص۳۱۳
📚 @mmoeeni1
.
«آن آزادیای که باید به آن برسیم، نگفتن دروغ است.»
آلبر کامو
سخنرانی ۱۹۴۶
نقل شده در کتاب «در دفاع از فهم»، ص۴۹
📚 @mmoeeni1
.
🔸 حسین قتیب: یکی از اهداف فوری و قطعی رژیم متخاصم [اسرائیل]، کشاندن موج اعتراضات ارزی و اقتصادیِ روزهای آینده به سمت خشونت است. ریختهشدن خون شهروندان و انباشت خشم عمومی، چرخه خشونت را تشدید و بازتولید خواهد کرد. رادیکالشدن تظاهرات میتواند بهسرعت به یک چالش امنیتی جدی و حتی خشونت شهری منجر شود؛ مسیری که در مراحل بعد، قابلیت لغزش به الگوی «سوریهسازی» مشابه تجربه روزهای نخست بهار عربی را دارد. این یک پیشبینی نیست؛ یک هشدار است. باید نسبت به نفوذیها، عناصر خودسر و رادیکالهایی که عامدانه یا ناآگاهانه در پی سوقدادن اعتراضات به تقابل خشونتآمیز هستند، هوشیار بود. (پایان پیام)
🔹 پ.ن: حمایتهای روشن اسرائیل از اعتراضهای خیابانی به کار انسجام گروههای سرکوب و بالابردن سطح خشونت در «جمعکردن» اعتراضها منجر خواهد شد (و تا سرکوب ِ بیتردید پابرجاست، دستکم در کوتاهمدت تغییری مهم [به نفع خیر عامه] در کار نخواهد بود) و اسرائیل ِ خبیث، این را خیلی خوب میداند. X
💊 @mmoeeni1
🔸 «عادت راهنمای بزرگ انسان است.»- دیوید هیوم
در روزگار فقر مستمر و مکرر، بسیاری به دروغ، کمفروشی، دریوزگی و به انواع دزدی عادت میکنند و حتی وقتی روزگار فقر سپری شد، جامعه با کوهی از عادتهای ویرانگر اعتمادسوز، تا نسلها، مواجه است.
فقر ویرانی مهیبی است تا نسلها؛ بفهمید!
🔸 طی ۴۷ سال اخیر فقط ۴ بار (در سالهای ۶۴ (دوره جنگ)، ۶۹ (سال بعد از درگذشت آیتالله خمینی)، ۹۵ و ۹۶ (در دورهای که برجام کار کرد و آمریکا از آن خارج نشده بود) تورم تکرقمی بوده است.
💊 @mmoeeni1
.
«خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان [جامه بلند و گشاد] زهد پوشیدهاند تک پیرهنان را پیرهن بر تن میدرند، آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبه تیغ میدهند. این نیست آنچه ما میگفتیم. اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میافرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.»
✍🏻 بهرام بیضایی (رحمهالله علیه)، روز واقعه
🖤 @mmoeeni1
🔹 ساواک زمانی طولانی بر حزب توده بهواسطه «عباس شهریاری» که در آن نفوذ داده بود، کنترل فراوانی داشت و تودهایها تا مدتها خیال میکردند مشغول مبارزهاند(!)؛ مصداق «هوشیارترینان ما، همهی دریا را در تور صیاد شنا کردند» (آیا شبیه جریان سلطنتطلب امروز؟)!
شهریاری با تاخیر بسیار، پس از لو دادن بسیاری از گروههای سیاسی در دهه چهل خورشیدی، با کمک موثر نیروهای امنیتی شوروی شناسایی و نهایتا اسفند سال ۵۳ توسط چریکهای فدایی خلق ترور و کشته شد.
➕ بیشتر بخوانید: اینجا
☔️ @mmoeeni1
⁉️ دلیل اینکه بعد حدود «سه ماه» از درگذشت همسر علی آقامحمدی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس گروه اقتصادی بیت رهبری)، برای آن مرحومه مجلس یادبود در «زنجان» - با میدانداری «نبیالله محمدی» (یکی از دو نماینده زنجان در مجلس)، با حضور نماینده سابق ولیفقیه در استان و نماینده کنونی استان در مجلس خبرگان - برگزار شده، چیست؟! اصل موضوع و واقعیت سوژه «خدمترسانی» چیست؟‼️
X
☔️ @mmoeeni1
.
اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید.
✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است
✍🏻 عرفان ثابتی
۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات پارلمان «نباشد»، «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» است.
۴۲.۳ درصد از ایرانیان نیز «حکومتِ نظامیان» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
برای درک علت محبوبیت نسبی رهبرانی مثل ترامپ یا حتی پینوشه در میان ایرانیان باید به یافتههای هفتمین موج «پیمایش جهانی ارزشها» در ۶۴ کشور، از جمله ایران، توجه کنیم.
تناقض حیرتانگیز زمانی آشکار میشود که میبینیم به رغم دو یافتهی نگرانکنندهی فوق، ۹۵.۵ درصد از ایرانیانِ حاضر در همین نظرسنجی، وجود «نظام سیاسی دموکراتیک» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
این تناقض را چطور میتوان توضیح داد؟
بر اساس یافتههای این نظرسنجی، میزان اعتماد اجتماعی در ایران فقط ۱۴.۸ درصد است.
در آمریکا، روسیه، ترکیه، آرژانتین و شیلی نیز اعتماد اجتماعی کم است (به ترتیب، ۳۷ درصد، ۲۳ درصد، ۱۴ درصد، ۱۹ درصد و ۱۳ درصد). یعنی همان کشورهایی که یک «مرد گردنکلفت» با تکیه بر رأی مردمی به قدرت رسیده که نه به یکدیگر چندان اعتماد دارند و نه به نهادهای سیاسی و اجتماعی.
آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است.
نابرابری فاحش درآمد را در آمریکا (ضریب جینی ۴۱.۸ درصد)، آرژانتین (ضریب جینی ۴۲.۴ درصد)، شیلی (ضریب جینی ۴۳ درصد)، روسیه (ضریب جینی ۳۳ درصد)، ترکیه (ضریب جینی ۴۴.۵ درصد) و ایران (ضریب جینی ۳۵.۹ درصد) هم میتوان دید، یعنی همان کشورهایی که با خیزش پوپولیسم دست در گریباناند.
بر عکس، در کشورهایی مثل ایرلند، سوئد، نروژ، دانمارک و فنلاند نه تنها اعتماد اجتماعی زیاد است بلکه ضریب جینی (نابرابری توزیع درآمد) از اکثر دیگر کشورها کمتر است. شگفت نیست که دموکراسی در این کشورها تثبیتشده است و با بحران حاد پوپولیسم دست و پنجه نرم نمیکنند.
وقتی نابرابری، شدید و اعتماد اجتماعی، کم است همبستگی و همکاری اجتماعی ناچیز است و در عوض، بسیاری از مردم به دنبال «آدم قلدر»ی میگردند که یکتنه اوضاع را سامان دهد.
الیف شفق میگوید: «به نظرم، از بسیاری جهات، بهترین دوره برای عوامفریبی است زیرا پوپولیستهای عوامفریب روی صحنه میآیند و میگویند: «همهچیز را به من بسپارید. خودم همهی مشکلاتتان را حل میکنم.»
بر اساس نتایج نظرسنجی وبسایت «یوروپ الکتس» که در اکتبر ۲۰۲۴ یعنی حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا منتشر شد، در انتخاباتی فرضی در همهی کشورهای اروپایی، ترامپ فقط در هشت کشور روسیه، صربستان، مولداوی، مجارستان، گرجستان، بلغارستان، اسلوونی و اسلواکی بیشتر از ۵۰ درصد رأی میآورد، یعنی کشورهایی مبتلا به بحران پوپولیسم که میزان اعتماد اجتماعی در آنها بسیار پایین (۹ درصد تا ۲۷ درصد) است.
ترامپ در هیچ کشور اروپایی دیگری در انتخاباتی فرضی پیروز نمیشد و کمترین میزان محبوبیت او در کشورهای اسکاندیناوی بود ( ۴ درصد تا ۱۲ درصد). یعنی دقیقاً همان کشورهایی که میزان اعتماد اجتماعی در آنها (۶۳ تا ۷۴ درصد) از اکثر کشورهای دنیا بیشتر است.
نابرابری شدید به نارضایتیِ گسترده دامن میزند و «خشم» را به مهمترین احساس یا نیروی محرکهی سیاسی بدل میکند. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز به جای «گفتوگو» به نفرتپراکنی، اشاعهی دروغ و ابراز خشم میدان میدهد.
در دهههای ۱۹۳۰-۱۹۲۰ رادیو به رهبران خودکامه فرصت داد تا با سوار شدن بر موج سرخوردگیِ ناشی از نابرابری به قدرت دست یابند و فاجعه بیافرینند. امروز شبکههای اجتماعی به پوپولیستهایی مثل ترامپ اجازه میدهد تا برای دستیابی به اهدافشان از خشم تودهها سؤاستفاده کنند.
تا زمانی که نابرابری شدید در کشورهایی مثل آمریکا، ترکیه، روسیه، شیلی، آرژانتین و ایران کاهش نیابد، اعتماد اجتماعی احیا نخواهد شد و پوپولیسم (خواه راست افراطی یا چپ افراطی) از رونق نخواهد افتاد.
اکنون، بسیاری از مردم دنیا، از جمله تعداد فراوانی از ایرانیان، دموکراسی را عمدتاً محدود و منحصر به صندوق رأی میدانند و دیگر وجوه مهم دموکراسی را ثانویه و کماهمیت میشمارند.
الیف شفق به ما یادآوری میکند که «صندوق رأی بهتنهایی دموکراسی ایجاد نمیکند. بقا و شکوفاییِ دموکراسیِ واقعی مستلزم قانونمداری، تفکیک قوا، رسانههای آزاد، دانشگاههای مستقل، حقوق زنان، حقوق دگرباشان جنسی، حقوق اقلیتها و نظایر آنها است. اگر این عناصرِ سازنده معیوب یا آسیبدیده باشد، انتخابات فقط به حکومت اکثریت میانجامد. و از اکثریتگراییِ پوپولیستی تا خودکامگی چندان فاصلهای نیست.»
➕ ادامه در اینجا 👇
.
.
✅ هیجان و غرور راه به نجات نمیبرد
بخشی از مردم، رضا پهلوی را «تنها» آلترناتیو احتمالی میدانند شاید فقط به این دلیل که «پدر» و «پدر بزرگش» سابقه حکومتداری دارند؛ با «خود»ش و سابقهاش و با نوع حکومتداری محمدرضا شاه ِ مستبد (هرچند به زعم کسانی: خیرخواه) که با مدیریت اقتصادی غلط بعد از فوران درآمدهای نفتی (طی چهار سال آخر سلطنت)، ریشهیابی نادرست و پیشبینی نکردن و مهار اعتراضها و انقلاب، خود از بانیان وضع موجود است، انگار اصلا کاری ندارند! این بیچارگی (نداشتن چارهی دیگر!) نیست؟!
شاید یکی از دلایل مهم بیتابیهای غریب، دافعه زیاد و فحاشی بیمرز بخش بزرگی از این جریان (یا کسانی که وانمود میکنند سلطنتطلباند) علیه کسانی که آنان را مخالف و حتی منتقد رضا پهلوی میدانند (و این خود را در تعاملات فضای مجازی به روشنی نشان میدهد)، این باشد که گمان میکنند اصل اکسیر را یافته، معجزه بزرگی دیدهاند و دیگران از کوردلی نمیبینند و نمیفهمند و داخل آدم نیستند و مستحق انواع توهیناند!
از دیگر عوارض این بیچارگی، گاهی جعل تاریخ در حد افسانهسازی از خاندان پهلوی است؛ نشانهای از اینکه جاعلان باور دارند «رزومه» پهلوی حتما نیاز به بازپروری تاریخی دارد و به طور مجرد و واقعی، زیاده قابل دفاع نیست!
این نخوت و غرور (از جمله ناشی از ندیدن همه واقعیت)، به شارژ و هدایت سلطنتطلب«نما»های سایبری، هم سلطنتطلبان و هم کلیت معترضان و معارضان را زمینگیر و از مسائل اصلی دور کرده است.
رشد نارضایتی عمومی ناشی از شرایط کمسابقهی وخیم اقتصادی کشور و فقر دامنگستر، جبهه این جریان را تقویت میکند و کیست نداند که تقویت جریانی که دچار نخوت و غرور و هیجان است و با اختیار خود همه واقعیتها را نمیبیند و نمیشنود، امیدها به نجات را کمرنگ و حتی زایل میکند اگر که مدعی نشویم موجب نگرانی بیشتر میشود چرا که هر چه هیجان و واقعیتگریزی بیشتر، سرخوردگی آتی هم بیشتر.
➕ سعی میکنم همه واقعیت را ببینم!
مرتبط:
1. «مگر جز خیانت و چپاول و ستم، کاری هم کردند؟»
2. نقطه اشتراک انقلابیون و سلطنتطلبان!
3. هشداری برای ۲۹ سال بعد!
4. محمدرضا پهلوی گاه حاضر به مصاحبه چالشی میشد
5. درآمد خاندان پهلوی
6. عباس مسعودی چیزی نمانده بود سکته کند!
7. قرائتی از ریشههای انقلاب 57
8. از شاه میترسیدند
9. شاه: «مرزهای ایران تا شاخ آفریقا ادامه دارد»!
10. همهی تاریخ
☔️ @mmoeeni1
.
◾️ آوار
دکتر عبدهتبریزی میگوید که نگرانی اصلی او تورم است؛ احتمالا امسال به 60 درصد خواهد رسید و اگر مجلس چهارچوب لایحه بودجه دولت را به هم بریزد، سال بعد هم تورم 60 درصد خواهد شد! در این صورت بیاعتمادی به پول ملی فراگیر و در نتیجه اقتصاد «دُلاریزه» میشود؛ آنگاه تورم 70 و 80 درصد نخواهد شد، همه قیمتها آزاد و تورم به 2 و 3 هزار درصد خواهد رسید! ... و قیمتهای آزاد سر به فلککشیده، روی سر مردم آوار خواهد شد!
☔️ @mmoeeni1
.
تسلیم نشدن و شکوه سیاسی با و برای شما،
فقیر شدن از ما.
... هر چند تقسیمکار عادلانهای به نظر نمیرسه!
X
☔️ @mmoeeni1