.
آلبوم #بیداد اثر بینظیر و بهیاد ماندنیِ زندهیاد محمدرضا شجریان و زندهیاد پرویز مشکاتیان و با تکنوازی تار شادروان بیکجهخانی
ای آنکه طلب کار خدایی به خود آ
از خود بطلب کز تو خدا نیست جدا
اول به خود آ چون به خود آیی به خدا
اقرار بیاری به خداییِ خدا
#مولانای_جان
.
گر خاکِ پارس شُد همه دریا عجب مدار
زین آبهای شور که از چشم ما رود.....
#قاآنی
عطار ~ غزل ۷۱
ز مهجوران نمیجويی نشانی
کجا رفت آن وفا و مهربانی
هزاران جان ما و بهتر از ما
فدای تو که جانِ جانِ جانی
#مولانای_جان
به تو سخنانی خواهم گفت،
بی آنکه زبان بچرخد
و لب به سخن گفتن گشوده شود.
اسراری را برایت خواهم گفت که
با تمام گوش ها بیگانه است.
در میان همگان با تو سخن خواهم گفت،
اما جز تو کسی نخواهد شنید.
شمس تبریزی
بوی جان
میآید از تــــــو...
وحشی بافقی
غزل ۳۷۶
اگر چرخ وجود من
از این گردش فروماند
بگرداند مرا آن کس
که گردون را بگرداند
♥️ حضرت #مولانا
📖 غزل ۵۲۹
📸 ادمین
«شخصیت و آثار مولانا جلالالدین»
در گفتوگو با دکتر عبدالکریم سروش
برنامه افق از بخش فارسی صدای آمریکا
ما چارهی عالمیم و بی چارهی تو...
#مولانای_جان
درود اگر ترک کانال نمیکنید چندتا پست بزاریم ؟،؟!!!!!!
Читать полностью…
ملا ممد جان
آهنگساز: #انوشیروان_روحانی
ترانه: #فولک_افغان
تنظیم ارکستر: #انوشیروان_روحانی
طبله: #فرید_زولاند
خواننده: #پوران
سال اجرا: ۱۳۵۲
✨
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین منظره ی من
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
#علیرضاقربانی
🔥تقدیم به نگاههای زیبای شما و دلهای بیقرارِ عاشقتون؛ به اون دلهایی که در هیاهوی دنیا، هنوز دنبال حقیقت میگردن و در خلوت خودشون، با خدا حرفهایی دارن که هیچ زبونی توان گفتنش رو نداره.
💫🧡🍁
ای ولولهی عشقِ تو بر هر سرِ کویی
روی تو بِبُرد از دلِ ما هر غمِ رویی
آخر سرِ مویی به ترحم نگر آن را
کآهی بُودش تعبیه بر هر بنِ مویی
کم مینشود تشنگیِ دیدهی شوخم
با آن که روانکردهام از هر مژه جویی
ای هر تنی از مِهر تو افتاده به کنجی
وی هر دلی از شوقِ تو آواره به سویی
ما یکدل و تو شرم نداری که برآیی
هر لحظه به دستانی و هر روز به خویی
در کان نبُود چون تنِ زیبای تو سیمی
وز سنگ نخیزد چو دلِ سختِ تو رویی
بر هم نزند دستِ خزان بزمِ ریاحین
گر باد به بُستان بَرَد از زلفِ تو بویی
با این همه میدانِ لطافت که تو داری
#سعدی چهبُود در خمِ چوگانِ تو گویی
پرفسور آنه ماری شیمل آلمانی
مولوی شناس معروف میگوید:
اگر از من سؤال شود که کدام یک
از ابیات مولانا هست که طی پنجاه سال اخیر
در عمیقترین غمهایی که احساس میکردم
بارها به من تسلّی خاطر داده است،
بیت زیر را میخوانم:
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
#مولانای_جان
مولانا گفت:
آدمی از کجا بداند
چه کسی ماندنی ست؟
شمس گفت:
آن که در سختی حالت
آرام تر کنارت مینشیند،
از هزار دوست روزهای روشن
وفادارتر است.
حضرت مولانا ~ غزل ۶۴
یک جرعه می ز ساغر جانانم آرزوست
سر مستئی ز میکده جانم آرزوست
پائی زدم به دنیا و پائی به آخرت
نی این مرا فریبد و نه آنم آرزوست
از هر دو کون بی خبر و مست بندگی
آزادی ز مالک و رضوانم آرزوست
افسرده شد دل از دم سرد هوای نفس
از جانب یمن دم رحمانم آرزوست
آب حیات هست نهان در دهان یار
بوس لبی و عمر فراوانم آرزوست
#فیضکاشانی
روز اول:
شمس: مومن کیست؟!
مولانا: آن که سر از سجده ی معبود بر ندارد.
روز چهلم:
شمس: مومن کیست؟!
مولانا: آن که دل خلق نمی آزارد. 🌱
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
ما در پیاله عکس رخِ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما
حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همیفشان
باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما
#حافظ
🍁
چون روان باشی روان و پای نی
می خوری صد لوت و لقمهخای نی
#مولانای_جان
مثنوی، مولانا، دفترچهارم
📘اگر به مرتبه روح لطیف برسی، بی آنکه به پا نیاز داشته باشی حرکت می کنی، و صدها نوع غذا می خوری، بی آنکه محتاج جویدن باشی. (نخستین روان، در مصرع اول به معنی روح و دومین "روان " به معنی رونده ست. منظور بیت این است که مقتضیات عالم ماوراء الطبیعه با عالم طبیعت فرق دارد. در آنجا به علل و اسباب این جهانی نیازی نیست).
اگر در فضای یکتایی، روان و در حرکت باشی و پای من ذهنی نداشته باشی، یعنی ذهن نباشد که دخالت کند و مثل مرغ مرده در دست خدا باشی، با مشیت الهی موازی می شوی. صد غذا می خوری ولی لقمه جونده نیستی. همه اینها بدون ذهن و بدون من ذهنی صورت می گیرد.
اینجا متوجه می شویم: اینهمه که ما به فکر اعتبار قایلیم، فکر نوکر و ابزار آن فضاست. فکر ما موقعی خلاق است که مثل خورشید و بدر و هلال، عمل کنیم. بعضی، از جمله مولانا، این مهم را عملی ساخته اند.
برخیز که جان است
و جهان است
و جوانی
خورشید برآمد
بنگر نورفشانی
حضرت #مولانا
غزل ۲۶۲۴
الهی!
اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده
و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده.
خواجه عبدالله انصاری "رحمة الله علیه"
برای ما خیلی عجیبه که نام کانال مشخصه فعالیتش هم در خور نام کانال هست در تبلیغات هم گفته میشود اشعار مولانای جان وموسیقی واقعا دلیل این همه ترک کانال را متوجه نمیشویم !!!!
لطفا اینجا هردیدگاهی انتقادی دارید بفرمایید
در همه شهر خبر شد
که تو معشوق منی
این همه دوری و
پرهیز و تکبر چه کنی
عــــــــطار
ㅤ
سر رشتهٔ شادیست
خیال خوش تو...
#مولانا
#رباعیاتشماره۱۵۷۱
گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمهای که آب خورد،
خود را در آب میدید و میرمید
او مىپنداشت که از دیگری میرمد، نمیدانست که از خود میرمد!
همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر، چون در توست، نمیرنجی!
چون آن را در دیگری می بینی
میرمی و میرنجی!
#فیه_ما_فیه
#مولانای_جان
من همه در حکم توام تو همه در خون منی...
#مولانای_جان
" خزان " قطعه ای که به گفته استاد، آن را از ایده افتادن برگ درختان در فصل پاییز گرفتند.
اثر جاودانه از روح و روان
سنتور
استاد #پرویز_مشکاتیان
🎼🎼☕️☕️