6655
رقــصـــے چـنــیــن میــآنـــہ میــدآنــم آرزوســت... ♡ 'حضرتعشق لطفا حمایت کنید 😶❤🌹 کنار هم بزرگ شیم 🦋🌱 لفت ندید🥀
اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش میباخت مرا
چون من همه او شدم بینداخت مرا
#مولانای_جان
@molavi_molavi
بهتر آن باشد که محو این شویم
کز دو عالم به از این جستیم نیست
صافهای جمله عالم خورده گیر
همچو درد درد دین جستیم نیست
#مولانا
@molavi_molavi
چو جان زار بلادیده با خدا گوید
که جز تو هیچ ندارم چه خوش بود به خدا
جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این
به هیچ کس نگذارم چه خوش بود به خدا
#مولانا
@molavi_molavi
ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
#مولانا
@molavi_molavi
سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد
#مولانای_جان
@molavi_molavi
ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است
چون مینزند رهی ره او که زده است
او میداند که عشق را نیک و بد است
نیک و بد عشق را ز مطرب مدد است
#مولانا
@molavi_molavi
ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است
آخر حرکت نیز که دیدی راز است
اندر حرکت قبض یقین بسط شود
آب چه و آب جو بدین ممتاز است
#مولانا
@molavi_molavi
پیش آر جام لعل، تو ای جان جان ما
ما از کجا
حکایت بسیار از کجا!
#مولانا
@molavi_molavi
درون خانه بود نقشها نه آن نقاش
به سوی بام نگر کان قمر به بام بود
رسید مژده به شامست شمس تبریزی
چه صبحها که نماید اگر به شام بود
#مولانا
@molavi_molavi
آن یکی در مرغزار و جوی آب
و آن یکی پهلوی او اندر عذاب
او عجب مانده که ذوق این ز چیست
و آن عجب مانده که این در حبس کیست
#مولانا
@molavi_molavi
#حضرت_مولانا
من عاشقی از کمال تو آموزم
بیت و غزل از جمال تو آموزم
در پردهٔ دل خیال تو رقص کند
من رقص خوش از خیال تو آموزم
@molavi_molavi
#مولانا
کی یاد من رفت از دلش
ای در دل و جان منزلش
هر لحظه معجونی کند
بهر دل بیمار من
@molavi_molavi
روان گشتند جانها سوی عشقت
که با عشقت روانها برنتابد
درون دل نهان نقشیست از تو
که لطفش را نهانها برنتابد
#مولانا
@molavi_molavi
رنج بدخویان کشیدن زیر صبر
منفعت دادن به خلقان همچو ابر
خیر ناس آن ینفعُ الناس ای پدر
گرنه، سنگی، چه حریفی با مَدَر
#مثنوی_مولانا
@molavi_molavi
در گوشه ای خزیدن و کاری به کار مردم نداشتن هنر نیست زندگی زمانی ارزشمند است که غم مردمان را غم خود بدانی باید خوبی کردن را وظیفه خود بدانیم.
در نظر حضرت مولانا باید طوری زندگی کرد که انگار به همه مردم بدهکاری که با آنان به خوبی رفتار کنی و حتی رنج بد خلقان را هم باید با صبر تحمل کرد و جز عشق ورزیدن کاری نباید در پیش گرفت و اگر چنین کردی بهترین مردمانی زیرا به دیگران خوبی کرده ای و گرنه با کلوخ فرقی نداری.یک تخته سنگ و یک قطعه خاک هم ممکن است در گوشه ای افتاده باشند و تا ابد زیانی به کسی نرسانند هنر این است که به مردم منفعت برسانیم خواه خوش خلق باشند یا بد خلق.
هیچ برگی در نیفتد از درخت
بی قضا و حکم آن سلطان بخت
از دهان لقمه نشد سوی گلو
تا نگوید لقمه را حق که اُدخُلوا
#مولانا
@molavi_molavi
آن یکی در مرغزار و جویِ آب
وآن یکی پهلوی او اندر عذاب
او عجب مانده که ذوق این ز چیست
وآن عجب مانده که این در حبس کیست
هین چرا خشکی، که اینجا چشمه هاست
هین چرا زردی، که اینجا صد دواست
#مثنوی_مولانا دفتر سوم
@molavi_molavi
یکی را میبینی که در چمنزار و جویباران، شاد و با نشاط بسر میبرد و دیگری کنار اوست اما در رنج و عذاب غوطه ور است همه ما با چنین انسانهایی برخورد داشتیم و داریم
آن انسان معذب در تعجب که ذوق آن یکی از چیست و اصلا نمیتواند درک کند
و آن که خود را غرق در نعمت میبیند نیز تعجب میکند که آن شخص چرا خود را زنداتی میبیند و در بند و شکنجه چه کسی است
آنکه خود را در نعمت و نشاط میبیند خطاب به دیگری میگوید چرا از این همه آب زندگی بخش استفاده نمیکنی و چرا اینهمه خشکی و چرا با اینهمه دارو اینقدر رنجور و بیماری
این ماییم که باید تصمیم بگیریم جزو کدام دسته باشیم
هر چه در دل داری از مکر و رُمُوز
پیش ما رسواست و، پیدا همچو روز
گر بپوشیمش ز بنده پروری
تو چرا بی رویی از حد می بَری
#مثنوی_مولانا
@molavi_molavi
هر چه در باطنت مکر و راز نهفته ای، در نظر ما مانند روز آشکارا و پیداست
اگر ما جرم و گناه تو را به سبب بنده نوازی خود میپوشانیم، تو چرا گستاخی را از حد میگذرانی
بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
زیرا نمیدانی شدن همرنگ ما همرنگ ما
از حملههای جند او وز زخمهای تند او
سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی
بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما
زین باده میخواهی برو اول تنک چون شیشه شو
چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما
هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد
از دل فراخیها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
بس جرهها در جو زند بس بربط شش تو زند
بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما
ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن
با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما
گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر
گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما
اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما
تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما
#مولانای_جان
@molavi_molavi
علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد
ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد
#مولانا
@molavi_molavi
به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد
وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد
#مولانا
@molavi_molavi
ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست
بیخوابی من گزاف و سردستی نیست
خوابم چو ملک بر آسمان پریدهست
زیرا جسدم بسی درین پستی نیست
#مولانا
@molavi_molavi
این بانگ خوش از جانب کیوان منست
این بوی خوش از گلشن و بستان منست
آن چیز که او بر دل و بر جان منست
تا بر رود او کجا رود آن منست
#مولانا
@molavi_molavi
" خویشتن را دید و دید خویشتن
زهر قتّال است هین ای ممتحن"
#مثنوی_مولانا
@molavi_molavi
آدمی خویش بین است و خویش بینی
دشمنِ جان اوست...
هر آن دلها که بیتو شاد باشد
چو خاشاکی میان باد باشد
چو مرغ خانگی کز اوج پرد
چو شاگردی که بیاستاد باشد
چه ماند صورتی کز خود تراشی
بدان شاهی که حوری زاد باشد
چه ماند هیبت شمشیر چوبین
به شمشیری که از پولاد باشد
تو عهدی کردهای چون روح بودی
ولیکن کی تو را آن یاد باشد
اگر منکر شوی من صبر دارم
بدان روزی که روز داد باشد
#مولانای_جان
@molavi_molavi
بایزيد بسطامي را پرسيدند:
اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده اي؛
چه خواهي گفت؟
بايزيد فرمود:
وقتي فقيري بر کريمي وارد ميشود,
به او نميگويند چه آورده اي.
بلکه ميگويند چه ميخواهي
زندگى يک پاداش است, نه يک مکافات.
فرصتى است کوتاه تا ببالى ,بيابى , بدانى , بينديشى , بفهمى , وزيبا بنگرى ,ودر نهايت در خاطره ها بمانی..
@molavi_molavi
#مولانا
ز مهجوران نمی جویی نشانی
کجـا رفت آن وفـا و مـهـربانی
هــزاران جان ما و بـهـتـر از ما
فـدای تـو کـه جان ِجان ِجانی
@molavi_molavi
روح میبردت سوی چرخ برین
سوی آب و گل شدی در اسفلین
اسب همت سوی اختر تاختی
آدم مسجود را نشناختی
#مثنوی_مولانا
@molavi_molavi
مولانا در بیت اول میگوید که هدف از خلقت انسان ، رساندن مقام انسانیت به بالاترین مقام هستی بوده است اما آدمی با رو کردن به نیازهای مادی ( آب و گل) و غرق کردن خود در مادیات دنیوی خود را به پایینترین درجه میرساند، البته هدف مولانا تذکر به انسانهای غافل است که از این خواب غفلت بیدار شوند.
در بیت دوم ، میگوید که ای انسان غافل تمام تلاش خود را بکار بستی( اسب همت) و برای رفع نیازهای دنیوی خود به سمت ستاره شناسی ( سوی اختر) روی آوردی ( اینکه انسان برای مال دنیا مدام دنبال ستاره شناسی و بخت و اقبال خوب برای انجام کارهای دنیوی باشد ، خود گمراهی بزرگ است) به جای این کارهای بیهوده اگر انسان عظمت واقعی خود را بشناسد ( آدم مسجود) به بالاترین مقام میرسد. پس این دو بیت مذمت و سرزنش کسانی است که کاملا درگیر مادیات شدهاند و مولانا از سر دلسوزی و عشق به انسانهای دیگر به آنها پیشنهاد تغییر در زندگیشان را میدهد.
من آزمودم مدتی بیتو ندارم لذتی
کی عمر را لذت بود بیملح بیپایان تو
#مولانا
@molavi_molavi
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لب های کسی
#مولانا
@molavi_molavi
جانها است برآشفته
ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی
کو وقت سحر سازد
#مولانا
@molavi_molavi