4778
هم نشینی موسیقی و اندیشه، مقوله ای است آگاهی بخش و در جهت رهایی از تیرگی و ارتقا امکانات نابِ اندیشیدن.
The Alan Parsons Symphonic Project "Sirius" - "Eye In The Sky"
(Live in Colombia)
@mosighi_andishe
باطله ها
سروها
کابوس کارخانهی کبریتسازی را میلرزند
در نمکبادِ تالابهای دیروز.
این روح سفید شوریده،
دست میکشد بر دیوارها،
بر زبری آسفالت خیابان،
بر صیقل ماشینها،
و موهای پسرک دستفروش؛
و بیآنکه تنی برای حلول بیابد
به گلهی سارها خیره میشود که خود را
به شیشهی آبیِ بانک ملی میکوبند.
بیآنکه پلک بزنی
حجمهای کوچکِ خونین را میبینی
بر پیادهرو...
حس میکنی فقط یک پوست از تو باقی مانده
که از کاه پر شده
و بر دروازهای مصلوب است.
در کابوس من، شما پشت فنسها
در کمپ اخراج نشستهاید دورِ بشکهای پر از هیزم
زیر برفهای دیماه
شناسنامهها و مجوزهای اقامت را در آتش میاندازید
که باطلهاند...
دیگر پلک هم نمیزنی انگار،
دیگر اشک نمیریزی...
چه بر سرت آورد این فلات فلاکت،
که به جای لذت از آبشدن برفها بر خردهموجهای هیرمند،
و بیدلخواندن زیر نور ماه،
برگهای را برای امضا اتاقبهاتاق میکنی؟
دیگر خیال نمیکنی آن دمبورهی شکسته،
رهاشده در بیشهی لب مرز،
عید که بیاید، جوانه بزند...
مادر میگفت دیوی هست در عمق دماوند
که هر سپیدهدم، از دهانه بالا میآید
خانهخانه میگردد
و دانهدانه شعلهی خیالها را
با دست برفیاش میچیند
و از روح آدم فقط یک پوستهی سفید باقی میگذارد...
بیشعلهرفیق؛
دلسردشده از آوندها؛
که مثل من باطلهای و آرزوها داری؛
ای سار کُرچ بر سنگ سفید؛
اینجا هنوز، مردان آزادی، چکمههای نادرشاه را میلیسند،
و هنوز تاکسیدرمیِ مانی بر جندیشاپور آویزان است...
در کولهبارت چه بگذارم که به سوغات ببری؟
هر سپیدهدم یک نام خط میخورد،
و حس میکنم بدنم پُر از کاه است،
و نمیتوانم تنهایی پلک بزنم،
و نمیتوانم تنهایی اشک بریزم،
و نمیتوانم تنهایی...
شعر:#وحید_میره_بیگی تقدیم شده به «الف، سین و دیگر دوستان افغانستانی»
صدا:#شاهين_سلحشور
#ادبیات
#شعر_مدرن
@mosighi_andishe
@vahidentity
طلاق
آواز: گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز و تنظیم: منوچهر چشمآذر
آهنگ "طلاق" با صدای بانو "گوگوش" که در سال ١٩٧۵ توسط "منوچهر چشمآذر" بر روی ترانهای از "اردلان سرفراز" ساخته شده بود، دقیقاً از روی نسخهٔ خارجی آن کپی شدهاست. نسخه اصلی این آهنگ، اپرایی است از "اندرو لوید" یکی از آهنگسازان تئاتر موزیکال و اپرای انگلیسی است.
@mosighi_andishe
برخی از ترانههای مرحوم "محمد حیدری"- نوازنده سنتور و آهنگساز برجسته کشورمان- به رغم آنکه پیش از این از سوی خوانندگان دیگری خوانده شده بودند، دوباره خوانی شدند که از جمله مهمترین آنها میتوان به ترانه "دل من" با صدای "داریوش اقبالی" اشاره کرد.
ترانه این اثر توسطِ "ایرج رزمجو"، ترانه سرای نه چندان نام آشنای کشورمان، پیش از انقلاب و با صدای"حسن خیاط باشی" اجرا شده بود، اما اجرای "داریوش" با تنظیم زنده یاد "آندرانیک" به آن، لحن و طعمی متفاوت داد و عملاً قطعه خوانده شده قبلی را به حاشیه راند.
#دل_من
#داریوش_اقبالی
#محمد_حیدری
#آندرانیک_آساطوریان
#ایرج_رزمجو
@javadtaat
@mosighi_andishe
جنبش مهسا
"حاتم قادری" در گفتوگو با "حسین رزاق"
@mosighi_andishe
دکتر "عبدالحسین زرینکوب" را در برنامه تلویزیونی "هویت" به عنوان تئوریسین و یکی از مجریان تهاجم یا شبیخون فرهنگی غرب و خائن به کشور معرفی کردند. برنامهای پرحاشیه و جنجالی که در سال ۱۳۷۵ از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. همان سال که ریاست سیما برعهده "علی لاریجانی" و معاوناَش، "احمد پورنجاتی" بود.
"پورنجاتی" بعدها گفته بود : «هویت محصول بازار مشترک بود! بازار مشترکی که بخشی از آن در وزارت اطلاعات با محوریت شخص "سعید امامی" بود و بخشِ دیگرش در کیهان بود. با همکاری گروهی از نویسندگان و مسئولان ستون "نیمه پنهان" آن روزنامه ...»
"هاشمی رفسنجانی" اما از "حسین شریعتمداری" به عنوان سازنده اصلی برنامه هویت نام برده بود. او در گفتگویی با روزنامه کیهان در ۱۳۸۲ بود: «من برنامۀ هویت را از تلویزیون دیدم و اصلاً خبر نداشتم. شما از آقای "حسین شریعتمداری" بپرسید که چه کسی به او گفته که آن برنامه را بسازد؟»
در آن برنامه علاوه بر "زرینکوب" بسیاری از چهره های تابناک فرهنگ و ادب کشور، با آواری از تهمت و افترا روبرو شده بودند که در آن برچسب بیگانهپرستی و وابستگی به غرب هم آمده بود. از برخی نیز اعترافاتی پخش شد. در میان آن چهره ها که از رهگذر آن برنامه آسیب دیدند و تا مدت ها از آن آسیب رنج بردند، میتوان به این چهرهها اشاره کرد: "عبدالحسین زرینکوب"، "هوشنگ گلشیری"، "داریوش شایگان"، "محمدعلی اسلامیندوشن"، "سید حسین نصر"، "باقر پرهام"، "محمود دولتآبادی"، "محمد جعفر محجوب"، "احمد شاملو"، "ایرج افشار" و...
تولید و پخش آن برنامه، نقطه تاریکی در تاریخ چهلوچندسالهی جمهوری اسلامی است. از آن رو که در دهه دومِ حیاتِ تأسیس این حکومت، از رسانه رسمی اش، مجموعه برنامه ای پخش شد که آشکارا به عمده روشنفکران برجسته کشور، انگِ وابستگی به بیگانه زده شد و هیچگاه از سوی مسؤولان بلندپایه وقت از آنها دلجویی نشد! این میتوانست به آن معنا باشد که چنین پروژهای، با رضایتِ مقامات ارشد کشور صورت گرفته است و دیگران، صرفاً مجریان آن طرح بودهاند. افرادی همچون "سعید امامی" و یا "حسین شریعتمداری"!
و همچنین نقطه تاریکی در کارنامه "علی لاریجانی" و "احمد پورنجاتی" و نیز نقطه ای تاریک در کارنامه هشت ساله ریاست جمهوری "هاشمی رفسنجانی" که سیاهترین دوران وزارت اطلاعات در زمان او رخ داد. هشت سال وزارت "علی فلاحیان". دورانی که قتلهای زنجیره ای از آن آغاز شد. دوران سرکوب و حتی سر به نیست کردن روشنفکران که پروژهای تعریف شده در دستگاه اطلاعاتی کشور بود.
#عبدالحسين_زرین_کوب
#هوشنگ_گلشیری
#داریوش_شایگان
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
#سیدحسن_نصر
#باقر_پرهام
#محمود_دولت_آبادی
#محمدجعفر_مججوب
#احمد_شاملو
#ایرج_افشار
#علی_لاریجانی
#هاشمی_رفسنجانی
#علی_فلاحیان
#حسین_شریعتمداری
#سعید_امامی
#احمد_پورنجاتی
#برنامه_هویت
@mosighi_andishe
#تاریخ_ایران_بعد_از_اسلام
#عبدالحسین_زرینکوب
@mosighi_andishe
#دو_قرن_سکوت #عبدالحسین_زرینکوب
#چاپ_۱۳۴۴
@mosighi_andishe
او همچنین کتابی دیگر با عنوان تاریخ ایران بعد از اسلام در سال ۱۳۴۳ و دو کتاب دیگر در سال ۱۳۴۸ به نامهای بامداد اسلام و کارنامه اسلام نگاشتهاست. وی در بامداد اسلام، به بررسی تاریخ اسلام از آغاز تا پایان دولت اموی پرداخته. در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام، یک فصل کامل را به شرح مآخذ و منابع تاریخ اسلام و نقد آنها اختصاص دادهاست. جلد دوم و فصل آخر جلد اول کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام به دستور ساواک توقیف میشوند و فقط همان جلد اول به صورت ناقص انتشار مییابند. فصل آخر جلد اول این کتاب (که پس از انقلاب در کتاب دفتر ایام منتشر شد و خود نیز دفتر ایام نام دارد)، با لحنی تند علیه سلطنت شروع میشود و زرینکوب در آن پادشاهان جهان را محکوم میکند که دنیا را همواره به خاک و خون کشیدند؛ و نیز "زرینکوب" اشاراتی به حکومت اسلامی در این متن دارد. به گفتهٔ زرین کوب، جلد دوم آن کتاب توسط ساواک نابود شد و هرگز انتشار نیافت. سالها بعد زرین کوب پس از انقلاب، کتاب دوجلدی تاریخ مردم ایران را تألیف کرد و مطالب جلد دوم تاریخ ایران بعد از اسلام را در جلد دوم تاریخ مردم ایران آورد.
کارنامه اسلام هم به بررسی فرهنگ و تمدن اسلامی اختصاص دارد. "زرینکوب" در آغاز کارنامه اسلام مینویسد:
کارنامه اسلام یک فصل درخشان تاریخ انسانی است. نه فقط از جهت توفیقی که مسلمین در ایجاد یک فرهنگ تازه جهانی یافتند بلکه به سبب فتوحاتی که آنها را موفق کرد برای ایجاد یک دنیای تازه ورای شرق و غرب. قلمرو اسلامی که در واقع نه شرق بود و نه غرب.
"عبدالحسین زرینکوب" در کارنامه اسلام مدعی میشود که در جریان حمله اعراب به ایران، همه جا در قلمرو ایران و بیزانس مَقدمِ مهاجمان را عامه مردم با علاقه استقبال کردند. وی در دو قرن سکوت نوشت که: شک نیست که در هجوم تازیان، بسیاری از کتابها و کتابخانههای ایران دستخوش آسیب فنا گشتهاست، اما در کارنامه اسلام آن را نفی و به یک افسانه تشبیه میکند و میگوید: روایتی هم که گفتهاند کتابخانه مدائن را اعراب نابود کردند ظاهراً هیچ اساس ندارد و مآخذ آن تازهاست. شجاعالدین شفا با بیان تغییر موضع زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام نسبت به کتاب دو قرن سکوت، وی را به «دوگانگی»، «غرض ورزی» و «عدم واقع بینی» متهم میکند. در مقابل "فرهاد بهبهانی" و "سید مصطفی حسینی طباطبایی" این نقد شفا نسبت به نگارش کارنامه اسلام توسط "زرینکوب" را منصفانه نمیدانند
از جمله افرادی که بر آثار "زرینکوب" در باب تاریخ اسلام نقد وارد کردند، علاوه بر "شجاعالدین شفا" میتوان به "مرتضی مطهری" و "فریدون آدمیت" اشاره کرد. "مطهری" در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران مقالهای در نقد دو قرن سکوت نوشتهاست که امروزه در مقدمه دو قرن سکوت منتشر میشود. "فریدون آدمیت" نیز راجع به تاریخ ایران بعد از اسلام مینویسد:
نویسندگان اخیر خودمان هیچ معنی تازهای را کشف نکردهاند و هرچه آوردند، رونویسی گفتههای فرنگیان است و آخرین آن نوع کتابها (تاریخ ایران بعد از اسلام، عبدالحسین زرینکوب، ۱۳۴۳) مطلب بامعنی تازهای ندارد، از تعقل تاریخی یکسره خالی است و از نظر فن تاریخنگاری جدید، دست کم سیصدسال عقب افتادهاست.
از وی کتابی با عنوان ارزش میراث صوفیه نیز منتشر گردیدهاست.
"عبدالحسین زرینکوب" در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۶ سالگی در تهران درگذشت.
@mosighi_andishe
۲۴ شهریور ۱۳۷۸ سالروز درگذشت زنده یاد "عبدالحسین زرّینکوب"، ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، و مترجم برجستهٔ ایران معاصر، گرامی باد. آثار معروفی در تاریخ ایران، تاریخ ادبیات فارسی و نیز تاریخ اسلام از "زرینکوب" منتشر شدهاست که بهدلیل بیان ادبی و حماسی، از آثار پرفروش در میان ایرانیان هستند.
@mosighi_andishe
فیلم سخنان "محمدپارسا گلچین"، دانشجوی دانشگاه تهران در مقابل "سعید جلیلی" که فروردین امسال بازداشت و اخیراً اتهام بغی به او تفهیم شده است.
او برندهی مدال طلای المپیاد ادبیات است.
"محمدپارسا گلچین"، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ دانشگاه تهران و دارنده مدال طلای المپیاد ادبی، با اتهام «عضویت در گروه باغی» مواجه شده است.
او همچنین به «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی» و «اقدام تبلیغی بر خلاف امنیت ملی» متهم شده و برای دفاع از خود به شعبه ۲۶۸ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد احضار شده است.
گلچین ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ همراه با ۱۸ دانشجوی دیگر، در جریان یک بازدید دوستانه، توسط مأموران مسلح و بهصورت خشونتآمیز بازداشت شده بود.
پرونده سایر دانشجویان بازداشتشده نیز همچنان در جریان است...
#محمدپارسا_گلچین
@mosighi_andishe
پیام ویدیویی تأثیرگذار خورشید درخشانی برای مجید درخشانی
مجید درخشانی در ردیف اول و درست مقابل من نشسته بود. علی دهباشی اعلام کرد که پیامی ویدیویی از دختر مجید درخشانی پخش میشود. ویدیویی حدود پنج دقیقه که سراسر عشق بود؛ عشق دختری به پدرش؛ پدری هنرمند که برای دخترش کم نگذاشته است. استاد درخشانی در تمام طول ویدیو گریه کرد. خورشید درخشانی با این ویدیو کل مراسم را قبضه کرده بود. او کتابی سخن نگفته بود، ساده و بیآلایش، از زبان یک دختر با پدرش گفته بود؛ از عشق و از عشق و از عشق. همۀ گفتههایش با تصاویری از دوران مختلف پدر و دختر درکنار هم همراه شده بود. دست آخر، درخشانی روی صحنه هم برای دخترش گریه کرد.
این ویدیوی حدود پنج دقیقهای را میشود چندین و چند بار دید. دخترها و پدرها احتمال گریستنشان بسیار است.
منبع فیلم و متن: پیج اینستاگرام یاسر یگانه
@mosighi_andishe
Chris Rea
Looking for the Summer
@mosighi_andishe
باطله ها
شعر:وحید میره بیگی
صدا:شاهين سلحشور
@mosighi_andishe
Ludovico Einaudi - Experience
(Live at The Royal Albert Hall)
@mosighi_andishe
#محمدرضا_رمن
#یاشار_سلطانی
#فساد_در_نفت
@mosighi_andishe
این مصاحبه در همان ابتدای پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ ضبط شده است. همان روزها که شمار فراوانی خبرنگار از سراسر جهان به ایران آمده بودند و هریک گوشههایی از انقلاب را روایت میکردند. و این یکی از آن روایتهاست …
از همان نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب، یکی از دغدغههای فعالان حقوق زنان، مسألهی حجاب بود که زمزمههایش به تدریج بالا گرفته بود. البته هنوز آیتالله خمینی صریحاً در اینباره سخن نگفته بود و از همین رو تصویری تازه از او - خلاف آنچه در پاریس نمایش داده بود - دیده نشده بود. ۱۵ اسفند اما روز رونمایی از تصویر تازه آیتالله خمینی بود. همان روز که او درباره حجاب صحبت کرده بود و شمار کثیری از زنان را در برابر خود قرار داده بود! او پس از آن سخنان، شماری از هواداران خود را از دست داد هنگامی که گفت: «به من گزارش دادهاند که در وزارتخانهها زنها لخت هستند و این خلاف شرع است. زنها میتوانند در کارهای اجتماعی شرکت کنند ولی با حجاب اسلامی» ( روزنامه اطلاعات - چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ - ص ۲ )
واقعیت این است که هیچ زنی لخت در هیچ وزارتخانهای بر سر کار حاضر نشده بود! اساساً هیچگاه چنین اتفاقی رخ ندادهبود! معلوم بود که پس از بازگشت آیتالله خمینی از پاریس وضع در پیرامون او تغییر کرده بود. حلقهی مشاوران کراواتی تحصیلکردهی غرب در پیرامون او تحلیل رفته بود و حلقهای از روحانیون تازه نفس به جمع مشاوران اضافه شده بود. به همین دلیل لحن حرف های آیتالله خمینی تا حدودی تغییر کرده بود.
البته حمایت میلیونی تودههای عمدتاً سنتی و مذهبی از آیتالله خمینی، او را چنان در جایگاه رفیعی نشاندهبود که میتوانست با اتکا به همان حمایت، هر چه را ارادهکند بدست آورد. چنانکه بزرگترین دستاورد را با همان حمایت بدست آورد. تأسیس «جمهوری اسلامی ایران» و انقراض نظام پادشاهی. او میدانست تودهها چشم بسته، گوش به فرمانش هستند. او این بخت را داشت تا بتواند به شکل کاملاً حقیقی پایههای تختش را بر شانههای میلیونها ایرانی استوار کند و با همان حمایت، اقتدار ده ساله اش را بیمه کند…
او در همان بدو ورود، با مشاهدهی آن استقبال میلیونی فهمیده بود که چندان نیازی به محافظه کاری در بیان نظراتش - نظیر آنچه در پاریس میگذشت - ندارد. او میدانست که باید خیلی زود صحنه را تغییر دهد. او قصد تغییرات بنیادین داشت از همین رو برای دگرگونی هایی نظیر آنچه در ۱۵ اسفند دربارهی حجاب بیان کرد، پروا نداشت …
#زنان_پسازانقلاب
#مهرداد_حجتی
@mosighi_andishe
David Gilmour & Richard Wright - Wearing the Inside Out (Live from Remember That Night)
@mosighi_andishe
سیری در شعر فارسی تا وقتی از زندگانی شاعران و از اسباب و اغراضی که آنها در «صناعت شاعری» دارند نقشی روشن طرح ننماید البته ناتمام خواهد بود و پیداست که اهل هر گونه صناعت با قالب ها و افزارهای خویش کار می کند، در صناعت خویش اغراضی دارد و زندگی وی به نحوی با اغراض و با طرز کارش مربوط خواهد بود.
در واقع با آنکه شعر فارسی در آنچه به قالب بیانی و افراز کار مربوط است و همچنین در اغراض معانی که قالب های بیانی ناظر به تحقق دادن آنهاست بیشتر اوقات از شعر عروضی عرب متأثر به نظر می رسد، بدون شک عوامل ناشی از تأثیر اقلیم و میراث سنت نیز در تحول و تکاملی آن نمی توانسته است بی اثر مانده باشد.
#سیری_در_شعر_فارسی
#عبدالحسین_زرینکوب
@mosighi_andishe
صدای بال سیمرغ کتابی از عبدالحسین زرین کوب است.
"عبدالحسین زرینکوب" در کتاب صدای بال سیمرغ، با نثری استوار، زندگی "عطار نیشابوری" را وصف میکند. نویسنده در بخش نخست کتاب با لحن خطابی، نحوه زندگی در روزگار "عطار" را برمیشمارد و تفاوت آن را با زندگی معاصر را یادآور میشود.
#صدای_بال_سیمرغ
#عبدالحسین_زرینکوب
@mosighi_andishe
لیست آثار:
دو قرن سکوت
از کوچه رندان
روزگاران
حکایت همچنان باقی
نقش بر آب
ارزش میراث صوفیه
تاریخ در ترازو
تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن
ارسطو و فن شعر
دفتر ایام
تاریخ مردم ایران: ایران قبل از اسلام
تاریخ مردم ایران: از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه
سر نی
کارنامه اسلام
پله پله تا ملاقات خدا
پیرگنجه در جستجوی ناکجاآباد
حدیث خوش سعدی
صدای بال سیمرغ
دیدار با کعبه جان
شعله طور
از نینامه
جستجو در تصوف ایران
دنباله جستجو در تصوف ایران
بامداد اسلام
نقد ادبی
فرار از مدرسه
با کاروان حله
بحر در کوزه
از گذشته ادبی ایران
یادداشت ها و اندیشه ها
با کاروان اندیشه
شعر بی دروغ شعر نقاب
نامور نامه
از چیز های دیگر
نردبان شکسته
فلسفه شعر
تاریخ ایران بعد از اسلام
سیری در شعر فارسی
#عبدالحسین_زرینکوب
@mosighi_andishe
زنده یاد "زرینکوب" بیش از چهار دهه در دانشگاه تهران، ادبیات فارسی، تاریخ اسلام و تاریخ ایران تدریس کرد و پس از انقلاب، با مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همکاری کرد، از جمله این که ۶۵۰۰ کتاب و مجله را به دائرةالمعارف بزرگ اسلامی اهدا کرد.
"عبدالحسین زرّینکوب" در ۲۹ اسفند سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد. خانواده وی اصالتاً خوانساری بودند. جد وی "ملا علیاکبر خوانساری اصفهانی" است که در حوزه اصفهان درس خوانده و از شاگردان محمدباقر شفتی بود. او تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و بهدنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت. رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرمآباد و بروجرد پرداخت. در این دوران، درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره، نخستین کتاب او به نام 'فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران' در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴، پس از آنکه در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شدهبود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷، دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند، و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقدالشعر، تاریخ و اصول آن، که زیرنظر بدیعالزمان فروزانفر تألیف شدهبود، با موفقیت دفاع کرد. زرینکوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عدهای از فضلای عصر، همچون "محمد معین"، "پرویز ناتل خانلری"، "غلامحسین صدیقی" و "عباس زریاب خویی" برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام (طبع هلند) دعوت شد.
از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهدهدار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکدههای ادبیات و الهیات شد. "زرینکوب" چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۴۱ به بعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاههای آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان، و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا بهعنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
"زرینکوب" در سالهای ورودش به دانشکده، با "قمر آریان" آشنا شد. "قمر آریان"، در گفتگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔ جام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافتهبود، تا آنکه سرانجام "عبدالحسین زرینکوب"، که سیساله شدهبود، از "آریان" خواستگاری کرد. به گفتهٔ خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش بهخوبی با "زرینکوب" آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر میکرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ساله باشد. "آریان" و "زرینکوب" در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرینکوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود). و پس از فارغالتحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. "قمر آریان" سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند. ازدواج "آریان" و "زرینکوب" فرزندی بهدنبال نداشت.
"عبدالحسین زرینکوب" در چهار کتاب به بررسی تاریخ اسلام پرداخته که عبارتند از:
بامداد اسلام، کارنامهٔ اسلام، دو قرن سکوت و تاریخ ایران بعد از اسلام.
"زرینکوب" کتاب دو قرن سکوت را در مورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو سدهٔ نخست اسلام (از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب بسیاری از مطالب کتاب که به گفتهٔ خودش، ناشی از خامی و تعصب او بوده، را حذف کردهاست. در فصل اول کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام، "زرین کوب" «لحن نامساعد…» خودش را در کتاب "دو قرن سکوت" در مورد اعراب نقد کرده است. در مصاحبهای که "عطا آیتی" دو سال قبل از درگذشت "زرینکوب" با او داشت، "زرینکوب" در پاسخ به سؤال "کدامیک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟" کتاب دو قرن سکوت را نام برد.
هم کلام
روایت خاطرهها
گپ و گفت با حسین #علیزاده
مجری: فرزاد فربد
تابستان ۱۴۰۵
روایت خاطرهها و قصههای شخصی و حرفهای مهمانان است؛ فرزاد فربد با باز کردن جعبه زندگی مهمان، او را به مرور خاطرات و تجربههای زندگی و هنریاش دعوت میکند. در این برنامه همچنین با استفاده کاربردی از هوش مصنوعی، شباهت روایت زندگی هر مهمان به آثار ادبیات داستانی بررسی میشود.
کانال موسیقی خصوصی
@mosighi_andishe
Erdal Erzincan & Kayhan Kalhor
@mosighi_andishe
برای آخرین مبارز
دشتهای جهان را پیمودهای
بیجیره
بیمواجب
بیموج
و بیجواب....
راه های بسیار جُستهای
نا مسلّح و با دستهای تهی
در انتهای هر دشت
خروارها کوه و سنگ
خروارها استخوانِ پوکِ بیتفنگ
جانهای بسیار
لبخندهای کوچکِ امیدوار
هی رفتهای و نرسیدهای
هی واماندهای مملو از انبوههی افکار
پایانِ سیاه هر سپیدی
چوبههای ناهمانندِ مرگ و دار.....
#شاهین_سلحشور
#انسان_پرابلماتیک
#نوشته_پراکنده
#ادبیات_مدرن
#شعر_مدرن
@mosighi_andishe
پیام و آواز "حسین شنبهزاده" از زندان، به مناسبت زادروز ۳۶ سالگیاش.
@mosighi_andishe