3469
شبکه علمی تاریخنگاران ایران www.movarekhan.com ارتباط با ما از طریق تلگرام: @movarekhan_admin ارتباط با انتشارات مورخان: @movarekhan_publication ارتباط با ما از طریق ایمیل: info@movarekhan.com
نشست تحلیلی «شش آلبوم تاریخی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران»
دبیر نشست: بابک مفیدی (معمار و پژوهشگر)
سخنرانان:
رضا شیخ (پژوهشگر تاریخ عکاسی ایران) با موضوع «شش آلبوم دورهی قاجار در موزه هنرهای معاصر تهران، از منظر تاریخ عکاسی»
امین آریانراد (پژوهشگر تاریخ معاصر ایران) با موضوع «تصویری از دانشجویان اعزامی ایران به فرانسه در دوره ناصری»
داریوش رحمانیان (سردبیر مردمنامه) با موضوع «تاریخ دیدمانی: خوانش گذشته بر پایه عکسهای تاریخی»
سهشنبه ۳۱ شهریور، ساعت ۱۶ تا ۱۸
کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
@movarekhan
مشروطه از منظر اسپینوزا؛ وقتی رنج های پراکنده به توان مشترک بدل شدند.
✍🏻 نوراله اکبری
تاریخ رسمی غالبا ً مشروطه را از لحظه ای آغاز می کند که مظفرالدین شاه قلم بر کاغذ گذاشت و فرمان تشکیل مجلس را امضا کرد. در قاب شناخته شده ی تاریخ، شاه در مرکز ایستاده است و مردم در حاشیه، منتظرند تا آزادی از دست او به آنان برسد. اما اگر اندکی از میز فرمان فاصله بگیریم و به شهر نگاه کنیم، تصویر دیگری پدیدار می شود: پیش از آنکه فرمان در کاخ نوشته شود، متن واقعی آن در بازارهای بسته، در مسجدها و مهاجرتها، در تلگرافخانه ها، در چادرهای اصناف و در بدنهای مردمی نوشته شده بود که دیگر حاضر نبودند مانند گذشته فرمانبرداری را ادامه دهند.
از منظر اسپینوزا، پرسش اصلی این نیست که چه کسی فرمان را امضا کرد؛ این است که چه روابطی امضای آن را ممکن و ناگزیر ساختند. مردم نیز نام موجودی یکپارچه و از پیش آماده نیستند. «مردم»در لحظه هایی ساخته می شوند که رنج های جدا از هم، زبان مشترک پیدا می کنند، ترس تقسیم می شود، امید شکل مادی می گیرد، منابع گرد می آید و بدنها می آموزند در کنار یکدیگر اثری پدید آورند.
@movarekhan
انتشارات فروهر برگزار میکند
نخستین نشست از نشستهای بر خوانِ فروهر
با موضوع مطالعات مانوی
به مناسبت انتشار کتاب متنهای ایرانی مانوی
اطلاعات بیشتر در متن پوستر
@movarekhan
مقایسه سیاست های نوسازی ایران عصر رضاشاهی و آمریت در تجدد اروپایی
✍🏻رهام برکچی زاده (بخش نخست)
برای به چالش کشیدن فرضیۀ «استثناگرایی ایرانی» در تحلیل نوسازی عصر پهلوی اول، باید به تجربهء تاریخی دولت_ملتهای اروپایی رجوع کرد. این رویکرد نشان می دهد که اقتدار اداری، سرکوب قدرتهای سنتی و یکدست سازی فرهنگی در این دوره نه یک انحراف بومی یا زاییده «استبداد شرقی»، بلکه تکرار همان سازوکارهای شکل گیری دولت_ملت مدرن در غرب است.
تحولات آمرانه این عصر شباهت آشکاری به مصادره های خشونت آمیز در انگلستان تودور (انحلال صومعه ها)، سرکوب مذهبی و هویتی در فرانسه و اصلاحات خشن آلمانِ بیسمارک دارد.
در واقع دولت جدید ایران، به عنوان یک «دیرآمدۀ تاریخی» مجبور بود برای تضمین بقای ژئوپلیتیک خود، مسیر چند صد ساله کشورهای پیشگام را در زمانی به شدت فشرده و با اتکا به قدرت متمرکز دولت، از بالا طی کند؛ استراتژی ناگزیری که مسیر عبور تمامی دیرآمدگانِ تاریخ از آشفتگی به نظم بوروکراتیک مدرن محسوب می شود.
@movarekhan
روز جمعه 19 تیرماه 1405، روزنامه اطلاعات صد ساله شد!
پرونده کوتاه یکصدسالگی روزنامه اطلاعات را در این صفحه بخوانید.
@movarekhan
دستنوشتهی پارسی در ژاپن، سندی که نادیده گرفته شد!
✍🏻فرشید ابراهیمی / نشریه ایرانشناسی امرداد، شماره ۴۶۴، دیماه ۱۴۰۱
📜جهان یادگارست و ما رفتنی
به مردم، نماند بهجز مردمی۱
این سرودهی فردوسی که در دستنوشتهای کهنسال در ژاپن پیدا شده، بخشی از سندی است که روزگاری نادیده گرفته شده بود و امروز از نخستین اسنادِ پیوندهای دیرینهی فرهنگی ایران و ژاپن به شمار میرود.
کیوسه (کِیْسِی یا کِسه) نام راهبی بودایی است که هشتصد سال پیش (سال ۱۲۱۷م -۵۹۵خ- ۶۱۴ ق) این دستنوشته را با خود به ژاپن آورد:
«سال ۱۲۱۷ در گوانگجو چین با سه بیگانه دیدار کردم و از آنها خواستم که به خط خود (نان بانموجی)۲ چیزی برایم بنویسند، آنها این دستخط را نوشتند.»
این گفتار را که او در حاشیهی کاغذ نوشته، در حقیقت اشاره به دیداری است که با سه بازرگان ایرانی در بندرِ کوانژو (چین) داشته و هنگام بدرود، آن را از آنها بهیادگار گرفته و با این پندار که یک سوترای (سورهی) بودایی است، با خود به نیایشگاه کوسانجی در کیوتو (ژاپن) برده است. او برآن بود که این دستنوشته را به راهب دیگر این دوره، راهب «میوئی»، پیشکش کند، زیرا میویی بسیار شیفتهی زادگاه بودا بود و سال ۱۲۰۳م (۵۸۱خ) تصمیم داشت به هند برود، اما بهسبب سختی و دشواری راه نتوانسته بود سفر خود را انجام دهد.
راهب کیوسه که در سال ۱۱۸۵م (۵۶۳خ) در خانوادهای سرشناس زاده شده بود، در همان دورهی نوزادی بر اثر اشتباهِ ناخواستهی دایه، بر زمین افتاد و ستون فقراتش آسیب دید و شکل طبیعی خود را از دست داد. در جوانی خانه را ترک کرد و به معبدی بودایی رفت تا راهب بشود و در ۲۹ سالگی به چین دورهی سونگ۳ رفت که در این سفر کشتی آنها با توفان و بارانی شدید روبهرو شد و دکل کشتی شکست، اما آنها با هرگرفتاری که بود، سرانجام به فوجیان چین (جایی که درآنجا سه ایرانی را بدرود گفت) رسیدند. کیوسه در دو معبد بودایی چین آموزش دید و در بازگشت از آنجا، دفترها و نوشتارهای بودایی بسیاری با خود به ژاپن آورد که در آن میان، برگهای به پهنای ۳۳ سانتیمتر و درازای ۵۰ سانتیمتر دیده میشود. همان کاغذی که او در سال ۱۲۱۷م در گوانژو (بندر زیتون) از سه دوست ایرانی خود به ارمغان آورده بود.
از سویی دیگر هیچ دور از ذهن نیست که سه ایرانی نامبرده، بیش از آنکه ناخدا یا دریانورد باشند، گویا از مهندسانی بودند که برپایهی آگاهیها، در آن زمان در حال سازماندهی ساختِ شهرکی در بندر بازرگانی و بینالمللی گوانجو (بندر زیتون) بودند که در آن سرزمین به دستِ ایرانیان ساخته میشد.
ادامه متن
@rahaaaavard
@movarekhan
شاهنامه و اسطوره شناسی تطبیقی علمی
✍🏻امیر سعادتی (شاهنامه پژوه)
اسطوره شناسی تطبیقی علمی با نام «ژرژ دو مزیل» شناخته شده است که بیش از ۲۰سال از عمر خود را صرف آن کرد. او نشان داد که اسطوره شناسی سنتی که فقط به روئین تنی اسفندیار، زیگفرید، اشیل و...بپردازد، راه بجایی نمیبرد و لاجرم پرسشهای بسیاری را بی پاسخ رها خواهد کرد.
به نظر می رسد در بررسی اسطوره های ایرانی؛ بیش از هرچیز بایست به افق گسترده تری از منابع مشترک اقوام هند واروپا یی توجه کنیم. برای این هدف نیاز به معرفی وشناخت آثاری داریم که در این افق گسترده می گنجد. درون مایه ی شاهنامه نیز یکی از منابع اسطوره ای است که پیوند عمیقی با اسطوره ها وحماسه های اقوام هند و اروپایی دارد... .
@movarekhan
گزارش خبری از قتل ناصرالدین شاه در مجله «اللطائف» سال نهم، شماره پنجم ۱۵ مه ۱۸۹۶ (۲ ذیالحجه ۱۳۱۳)
«درگذشت ناصرالدینشاه
در نخستین روز این ماه (مه ۱۸۹۶) خبری منتشر شد که دلها را به لرزه انداخت و همه را شگفتزده کرد. این خبر، قتلِ پادشاه ایران، ناصرالدینشاه، به دست یک تروریست بود. پادشاهی که نزدیک به پنجاه سال بر ایران حکومت کرده و به نیکی و نیکوکاری در میان مردم شناخته میشد. این حادثه مردم را در اندوه و نگرانی، و سراسر ایران را در بهت و حیرت فرو برد. شادیهایی که برای برگزاری جشن پنجاهمین سال سلطنت او تدارک دیده شده بود، به عزاداری و ماتم تبدیل شد. سرنوشت چنین خواست که این ملت، به جای تبریک گفتن به پادشاه خود و آرزوی طول عمر و دوام سلطنتش، ناگهان داغدار او شود. این خبر بهویژه بر ما نیز تأثیر عمیقی گذاشت؛ زیرا آن پادشاه با نیکرفتاری و احسان خود شناخته میشد و نشانههای محبت و رضایتش نسبت به ما آشکار بود. »
خاطرات و خطرات
@movarekhan
«قانون برای ترقی کار مفید است اما باید دانست این در صورتیست که در حدود صحیحه باشد و اگر بدون ملاحظه، تمام امور را تحت قانون درآورند ممکن است مضر واقع شود! چه قانون همیشه جلوی ازادی را می گیرد و از این راه به کار ضرر می زند. پس نباید قانون وضع نمود مگر آنکه فایده آن مسلما بیش از ضررهایش باشد.
در امور ثروتی (اقتصادی) اختیار افراد بر اقدام دولت، مزیت کلی دارد و باید مردم به آزادی، ثروت را تولید کنند و توزیع نمایند و به مصرف برسانند و اگر دولت بخواهد در این باب مداخله کند و بعضی را ترغیب نماید و از برخی طرفداری کند، سنگ راه مردم میشود و ممکن است مرتکب ظلم و تعدی شود».
محمدعلی فروغی، کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک»
@tarikh_eghtesaad1
@movarekhan
رژه قوای نظامی از برابر محمدعلی شاه قاجار
بنا بر توضیح سایت روسی منتشر کننده این فیلم؛ دو نفری که در ثانیه ۲۷ ویدئو به محمدعلی شاه که روی صندلی زیر چادر نشسته نزدیک میشوند کلنل لیاخوف و احمد میرزای ولیعهد هستند. محل ویدئو نیز ایران و زمان آن ۱۹۰۹ میلادی است. تنها اندکی بعد با فتح تهران توسط مجاهدان گیلانی، قفقازی، بختیاری و قزوینی محمدعلی شاه از سلطنت برکنار و به روسیه تبعید شد.
منبع: کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران
@movarekhan
اطلاعیه درون گروهی خطاب به اعضا و کارمندان همدست و همکار حزب توده :
«پیام «دکتر رادمنش» را در سال نو، راهنمای زندگانی خود قرار دهید: چون قدرت حزب توده از مارکسیسم و لنینیزم است؛ اعضای آن باید پرچم اتحاد جماهیر شوروی را ببوسند و با نهایت سرافرازی از پیشوای عالیقدر آن «استالین» متابعت نمایند!»
@movarekhan
در سوگ هوشنگ انصاری
✍🏻نازنین نوری
انصاری در سال ۱۹۲۷ در اهواز، در دل استان نفتخیز خوزستان، زاده شد. پدرش که تحصیلات خود را در هند به پایان رسانده بود و به عنوان کارمند بانک فعالیت میکرد، از همان آغاز او را به فراگیری زبان انگلیسی ترغیب کرد تا افقهای پیش روى خود را فراتر از مرزهای ایران بگشاید.
تسلط او بر زبان انگلیسى، سرمایه فرهنگی بود که راه وى را به عنوان مردی جوان به جهان تجارت باز کرد تا بتواند در شرکتهای خارجیِ فعال در بازارهای ایران به فعالیت بپردازد.
انصارى سپس به عنوان خبرنگار، تهاجم نیروهای شوروی به شمال ایران را برای «اینترنشنال نیوز سرویس» و دیگر رسانههای بین المللى پوشش داد. تجربهای که نگاه جهانی و درک ژئوپلیتیک او را شکل داد. سفر به ژاپن و سالهایی که در آن کشور زندگى و کار کرد، فصل دیگری از این پرورش بینالمللی بود. در جریان سفر رسمی پادشاه ایران به ژاپن، مرد جوان مورد توجه قرار گرفت و به دعوت او به خدمت دولت ایران درآمد.
مسیر خدمت دولتی انصاری با شتابی چشمگیر طی شد: سفیر ایران در ایالات متحده (۱۹۶۷–۱۹۶۹)، وزیر اطلاعات و جهانگردی (۱۹۷۱–۱۹۷۴)، وزیر امور اقتصادی و دارایی (۱۹۷۴–۱۹۷۷) و سرانجام مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران (۱۹۷۷–۱۹۷۸). او از مدیرانی بود که به کارآمدی اجرایی، ارتباطات بینالمللی و نگاه توسعه محور شُهره شد و در بزنگاههای اقتصادی کشور نقش آفرینى کرد.
پس از انقلاب ۱۹۷۹، انصاری به همراه همسرش مریم پناهی انصاری و دو فرزندشان، نینا و نادر، راهی ایالات متحده شد. این ازدواج بعدها به جدایی انجامید و او سپس با شهلا ناظمیان پیوند زناشویى بست.
او در سال ۱۹۸۶ تابعیت آمریکا را به دست آورد و فصل تازهاى از زندگی حرفهای خود را در قالب کارآفرینی و سرمایه گذارى در بخش انرژى بنا نهاد. بنیانگذارى «گروه پارمن» در هیوستون و سرمایه گذارى در حوزههای گوناگون از تجهیزات میادین نفتى و املاک تا منسوجات، تجارت بینالملل و صنایع تفریحی، پایههای ثروت و نفوذ اقتصادی او را استوار ساخت.
انصاری در سال ۱۹۹۷ مدیرعامل شرکت بینالمللى «آیآرآی» تولید کننده تجهیزات میادین نفتى شد، اما نقطه عطف کارآفرینی او خرید و هدایت شرکت «استوارت اند استیونسون» در سال ۲۰۰۵ بود. شرکتی پیشرو در تولید تجهیزات سفارشی برای تولید برق، سامانههای فشرده سازى و کاربردهای نظامی که جایگاه او را در صنایع انرژی و تجهیزات دفاعی بطور محسوسی ارتقا داد.
او همچنین از نیکوکاران برجسته و اثرگذار به شمار میرفت. وى از طریق «بنیاد انصاری» که در سال ۱۹۹۸ بنیان نهاد، منابع قابل توجهی را به نهادهای پزشکی، فرهنگی و آموزشی، از جمله دانشکده پزشکی ویل کورنل، مؤسسه قلب تگزاس و سازمان سیاست عمومی جیمز اِی. بیکرِ سوم اختصاص داد و نیز هزینه بورسیههاى تحصیلى در دانشگاههای «اِى اند اِم»، «هاروارد» و «تگزاس» را تامین کرد.
در سال ۲۰۰۴، دانشگاه کرنل به افتخار کمک ۱۵ میلیون دلاری او و همسرش شهلا، «مرکز انصاری» را برای درمانهای سلولهای بنیادی بنیان گذاشت. در سال ۲۰۰۷، خانواده انصاری با ۲.۸ میلیون دلار سرمایه اولیه، به گسترش مجموعه هنر اسلامی موزه هنرهای زیبای هیوستون یاری رساندند و در سال ۲۰۱۳ نیز این بنیاد پشتیبان نمایشگاه «استوانه کوروش» در موزه متروپولیتن نیویورک بود.
او طی سالها، حمایتهاى مالی چشمگیرى نیز از نهادها و نامزدهای حزب جمهوریخواه به عمل آورد. او عضو «کمیته ملی مالی» کارزار انتخاباتی بوش–چنی در سال ۲۰۰۴ بود و به عنوان متولی «بنیاد کتابخانه ریاست جمهورى جرج اچ. دبلیو. بوش» نیز فعالیت داشت. «گالری تاریخ آمریکا انصاری» در کتابخانه و موزه ریاست جمهورى جرج اچ. دبلیو. بوش به افتخار او نامگذارى شده است.
انصاری نشان «مدال افتخار الیس آیلند» که به افرادی اعطا میشود که نمونهای از رهبری برجسته و پایبندی به آرمانهای آمریکایی باشند و نیز «جایزه وودرو ویلسون» را به پاس خدماتش در تقویت تفاهم بینالمللی و خدمت عمومی دریافت کرد.
در سال ۲۰۱۳، «مؤسسه سیاست عمومی بیکر» جایزه «جیمز اِی. بیکر سوم برای تعالی در رهبری» را به او اعطا کرد. افتخاری که به پاس خدمات برجستهاش در عرصه خدمات عمومی و نیز رهبری او در حوزههای بازرگانی و مناسبات بینالمللی اهدا شد.
انصارى در سال ۲۰۱۷ نیز جایزه «مهاجران بزرگ» را که به شهروندان مقیم ایالات متحده، به پاس دستاوردهای برجسته و خدمات ماندگارشان به جامعه آمریکا، تعلق میگیرد، را از« بنیاد کارنگی نیویورک» دریافت کرد.
@HistoricalLiberary
@movarekhan
🖋 ایالات متحده شرق بزرگ: ملودرام وحدت تخیلی مشرقزمین
▫️ واکاوی انتقادی شبهتاریخ آرمانگرایانه شاپور رواسانی
در بهار سال ۱۳۷۰ خورشیدی، اندکی پیش از فروپاشی شوروی، کتاب آرمانخواهانه «جامعه بزرگ شرق» شاپور رواسانی در فضای فکری ایران منتشر شد؛ اثری پرشور که با انباشت دادههای باستانشناختی کمابیش معتبر، روایتی رمانتیک و یکپارچه از وحدت تمدنی مشرقزمین باستان ارائه میداد و در نهایت تشکیل «ایالات متحده شرق بزرگ» را به عنوان مدینه فاضلهای ضداستعماری برای مردمان پهنهای وسیع از هند تا مصر و از آسیای میانه تا شمال افریقا تجویز میکرد. واکاوی انتقادی حاضر نشان میدهد که چگونه مفروضات پیشینی رواسانی، تاریخ پیچیده مشرقزمین باستان را به شبهتاریخی ایدئولوژیک فرومیکاهد، شباهتهای ظاهری را به وحدت تمدنی تعبیر میکند تا گذشته را به دستاویزی برای پروژهای هویتساز و امروزمحور بدل سازد. ادامه...
🌐 قضیه ایران؛ آنجا که مسئله پژوهش، خودِ ایران است...
⚡️ مطالعه متن کامل مطلب 👇🏻
🖋 خوانش متن به مثابه کنش گفتاری
▫️ اسکینر و تاریخمندی اندیشه سیاسی
در تاریخنگاری اندیشه سیاسی دو گرایش غالب، همواره به خطاهای روشی عمده منجر شدهاند: یکی متن را مستقل از زمان و مکان مولف میبیند و به دنبال «حقیقت جاودان» در آن میگردد، دیگری متن را صرفاً بازتاب شرایط اجتماعی، طبقاتی یا اقتصادی میداند و از عاملیت نویسنده صرفنظر میکند. کوئنتین اسکینر، برجستهترین چهره مکتب کمبریج، هر دو رویکرد را به چالش میکشد و میگوید هیچکدام نمیتوانند توضیح دهند که یک متن سیاسی در لحظه تولدش دقیقاً چه «کاری» میکرده است. ادامه...
🌐 قضیه ایران؛ آنجا که مسئله پژوهش، خودِ ایران است...
⚡️ مطالعه متن کامل مطلب 👇🏻
بحران کانال سوئز و تاثیر آن بر سیاستهای نفتی ایران
✍🏻 علی الله جانی
در ۲۶ ژوئیه سال ۱۹۵۶ میلادی مصادف با تیرماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی، سرهنگ جمال عبدالناصر الحسین رئیس جمهور ملیگرا و متمایل به شوروی مصر، شرکت فرانسوی-بریتانیایی کانال سوئز را ملی اعلام کرد. هدف از این کار تامین هزینههای ساخت سد اسوان بر روی رود نیل اعلام شد. از آنجا که این عمل مغایر با تعهدات پیشین مصر در قبال کانال سوئز بود، با واکنش تند بریتانیا و فرانسه مواجه گشت. آن دو کشور به همراه اسرائیل در اکتبر و نوامبر همان سال به مصر حمله کردند.
برای ایران کانال سوئز شاهراه صادرات نفت به اروپا و آمریکا بود، این بحران تاثیر مستقیم و عمیقی بر عرضه نفت ایران به مشتریان خود در آن دو قاره گذاشت. درست است که در نهایت کانال سوئز باز شد و هرگز آن اتفاق ناگوار تکرار نگردید اما این موضوع نگرش رهبران و مدیران سیاسی و نفتی ایران را از بنیان تغییر داد و آنها را وادار کرد به دنبال جایگزینهای مناسبی برای کانال سوئز باشند تا اگر دگر بار اتفاقاتی مشابه با آنچه روی داد پیش آمد، فروش نفت ایران دچار اختلال نگردد.
متن کامل یادداشت
@movarekhan
.
اعتصاب حمامیهای مشهد در سال ۱۳۲۳
هفتم امرداد ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
پنجم امرداد ۱۳۲۳ روزنامه دادگستران چاپ مشهد خبری چاپ کرد که پس از هشتاد سال چیزی از شگفتی آن کم نشده. خبر این بود که حمامیها در مشهد اعتصاب کردهاند و تا وقتی اجازه داده نشود خزینهها را باز کنند اعتصاب ادامه خواهد داشت.
سال ۱۳۲۲ جنگ جهانی دوم برپا بود و ایران ما در اشغال قشون متفقین. کمبود نان و گندم بود و میهن در آستانه قحطی. برخی از سرزمینهای ایرانی چون آذربایجان به اشغال ارتش سرخ شوروی درآمده بود. از جاهایی از مملکت آواهای شوم جداسری برخاسته بود.
در آن میانه، در مشهد غم شستوشوی شرعی یا غیرشرعی بدن چندان بر دلهای حمامیها گران آمده بود که دست از کار کشیدند تا خزینهها باز شود!
حمام خزینه به دستور رضاشاه برچیده شد تا ایرانی از بسیاری بیماریها رهایی یافت. مهر ۱۳۲۰ یک ماه از رفتن رضاشاه از ایران برنیامده روزنامه اطلاعات خبر داد حمامیهای جنوب تهران خزینهها را از نو باز کردهاند!
روزنامه دادگستران نوشت: در قرنی که رادیو اختراع شده و صدای ورق زدن کتابی در آن سوی عالم را توان شنید، شما چه کسانی هستید که دوست دارید صدوهشتاد هزار تن ساکنان مشهد به خزینه بروند و خود را در ادرار و کثافت دیگران بشویند و شهری را در معرض انواع بیماریها آورند؟ چرا باید خود را در کثافت غوطه بدهیم تا مسخره جهانیان شویم؟
/channel/dejnepesht4000
✅پیشنهاد ادمین
#تجدد_آمرانه اصطلاحی است که با انتشار مجموعه مقالاتی با همین عنوان درباره جامعه و دولت در دوره رضاشاهی؛ در محافل دانشگاهی و مطبوعاتی ما رواج یافت. در سالهای اخیر، برخی این مفهوم را در تداوم جعل اصطلاحاتِ فریبنده جهت تخریب سیاست های دوره پهلوی دانستند و با دو پهلو و منفی باف خواندن آن، استفاده از آن را مذموم و نادرست اعلام کردند. به ویژه از زمانی که سیطره مطلق و نسبتا طولانی مدتِ آثار و نگرش امثال «یرواند آبراهامیان» و «همایون کاتوزیان» بر محافل دانشگاهی و مطبوعاتی، زیر ضرب پرسش ها و نقدهای جدی نسل های جدید دانش آموختگان تاریخ، علوم سیاسی و ... قرار گرفت و طبعا دامنه این پرسشگری و بدبینی به سایر اصطلاحات و واژگان معمول و پذیرفته شده توسط نسل های پیشین نیز تعمیم یافت.
رهام برکچی زاده در این مقاله که فعلا بخش نخستش را در صفحه اینستاگرامی خود به اشتراک گذاشته؛ به بهانه بررسی و نقد نگرش و نظرات همایون کاتوزیان (کسی که نوسازی ایران عصر پهلوی را با جعل اصطلاح #شبه_مدرنیسم به تمسخر گرفت)، نشان می دهد آمریت، دخالت و خشونت سازمان یافته دولتی، مسیری بوده که پیش از این نیز در کشورهای پیشرو پیموده شده است. پرکجی زاده با آوردن نمونه های متعدد از اقدامات جبارانه و خشونت ورزانه دولتی در انگلستان، فرانسهء انقلابی، آلمان و ... در پی اثبات این نکته است که هرجایی و هر دولتی که دیرتر شروع کرد و خود را یکی از «دیرآمدگان تاریخ» یافت، به ناگزیر برای جبران عقب ماندگی ها، به تمرکز در قدرت و سرکوب موانع تاریخی و یا نوپدید، سرعت و قاطعیت بیشتری بخشید. او نشان می دهد:
« «دولت های دیر آمده» ناگزیر شدند تا مسیر چندصدساله پیشگامان را در بازه زمانی به شدت فشرده ای طی کنند. در این الگوی ثانویه، به دلیل نحیف بودن پیکر طبقه بورژوازی و غیاب زیرساختهای حقوقی و مادی برای یک بازار ملی، خودِ دولت باید به ناچار نقش تسهیلگر نهادی برای شتاب بخشیدن به فرایند انباشت سرمایه را ایفا می کرد. در چنین بستری، این فشردگی تاریخی مستلزم عاملیت قاطع، مداخله حداکثری و اتکای گریز ناپذیر بر اهرم های آمریت و خشونت دولتی بود تا شکاف عمیق توسعه یافتگی را به نحوی جبارانه و از بالا پر کند؛ مسیری که نه خاص هیچ جغرافیای ویژه ای بود و نه برآمده از پویایی شناسی طبیعی جوامع، بلکه استراتژی ناگزیر تمامی دیر آمدگان تاریخ مدرنیته برای بقا در شطرنج ژئوپلیتیک جهانی بود.»
@movarekhan
تاریخ نفت ایران
از پایان جنگ جهانی اول تا انقراض قاجاریه
سخنران: علی الله جانی
یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵
@movarekhan
📜جهان خرمی با کس نماند
فلک روزی دهد، روزی ستاند
▪️لینک دریافت فایل PDF مقاله
rahaaaavard.pdf">دستنوشتهی پارسی در ژاپن، سندی که نادیده گرفته شد!
@rahaaaavard
@movarekhan
هجوم اعراب به ایران
✍🏻حسین میرزانیا
مستنداتی که دو نویسنده کتاب ستیز و سازش و دو قرن سکوت آوردهاند مبتنی بر منابع دست اول و پژوهشهای پس از آن دوران تا به امروز است و قطعا این راه دراز تحقیق و پژوهش و تامل و تدبر همچنان و همیشه به روی جستجوگران و پژوهندگان گشوده است.
به طور خلاصه میتوان گفت که به نظر میرسد تهاجم عربها به سرزمین ایران، بر انگیزههای مادی استوار بوده است و افراد حاضر در سپاه عربها - اعم از فرمانده و سربازان- کمتر اهداف دینی را دنبال میکردند، اما چنین انگیزههای مالی و حس منفعتجویی فردی و قومی عربهای مهاجم، توسط مورخان اسلامی در لفافهای از دین قرار گرفته است.
متن کامل ...
@movarekhan
لازمست که بنده یک عقیده نسبت بشخص آقای رئیس الوزراء (رضاخان پهلوی) اظهار کنم و نسبت بسلاطین قاجار. اولا راجع بسلاطین قاجار بنده عرض میکنم که کاملا از آنها مایوس هستم! زیرا آنها دراین مملکت خدماتی نکردهاند که بنده بتوانم اینجا از آنها دفاع کنم و گمان هم نمیکنم کسی منکر این باشد.
همین سلطان احمد شاه قاجار بنده را در فارس گرفتار پلیس جنوب کرد و پس از آنکه من استعفا کردم،نوشت که فوری بطرف طهران حرکت کنید. مقصودش این بوده که من بیایم و مرا حبس کند!
بنده مدافع این طور اشخاص نیستم؛ مدافع اشخاصی که برای وطن خودشان کار نکنند و جرات و جسارت حفظ مملکتشان را نداشته باشند؛ در موقع خوب از مملکت استفاده بکنند و در موقع بد از مملکت غایب بشوند نیستم حتی اگر دوست و قوم خویش خودم باشد.
اما نسبت به آقای رضا خان پهلوی بنده نسبت به ایشان عقیده مند هستم و ارادت دارم. گمان نمیکنم بر احدی پوشیده باشد این مملکت در وضعیتی بوده که اگر کسی میخواست مسافرت بکند یا اگر کسی مالک بوده امنیت نداشت و ... ولی ایشان از وقتی که زمام امور را در دست گرفتهاند یک خدماتی نسبت بامنیت مملکت کرده که ...»
@movarekhan
عصر شنبههای بخارا: معرفی و بررسی کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه»
کتاب شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه نوشتۀ آرش رئیسینژاد است که با ترجمۀ پریسا فرهادی از سوی نشر نی منتشر شده است.
با سخنرانی:
امین آریان راد
آرش رئیسینژاد
حمید قزوینی
و علی دهباشی
شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴
شهر کتاب مرکزی تهران
@Aminaryanrad
.
بازی فوتبال بین انگلیسیها و ارامنه
اصفهان
1898 میلادی (سال دوم سلطنت مظفرالدین شاه)
بازی در حضور ظل السلطان، حاکم وقت اصفهان و پسر ناصرالدین شاه برگزار شده است.
عکس از کتاب Persian children of the royal family
@Mollanasraddinx
@movarekhan
مقالهٔ من در ماتیکان ۳، مجموعه مقالات امرداد با عنوان فارسیزبانان ایران و برساخت قوم فارس.
این مقاله را البته چند سال قبل نوشته بودم و به تازگی چاپ شده است.
با نهایت اندوه، درگذشت استاد عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبانهای باستانی ایران را، به جامعه علمی، فرهنگی و دوستداران میراث ایران کهن تسلیت عرض مینماییم.
روانش شاد 🖤🕯
شاهد باشید و نزد جدم شهادت دهید...
روزنامه حبلالمتین مینویسد: نخست با رولور به او تاخته، چند تیری زدند و سپس با قداره زخمهای بسیار رساندند، و چون او بیجان افتاد پسر نقیب پیش آمده و دیگران را به کناری رانده چنین گفت: «ای حضرات مسلمانان! شاهد باشید و در نزد جدم روز قیامت شهادت دهید که من در راه دین او، اول کسی هستم که چشم مشروطه طلبی را بیرون آوردم»
این را گفت و با کارد چشم آن جوان را کند. سپس او را از درخت آویختند و هر یکی از اوباشان قدارهای به او میزدند.
احمد کسروی / تاریخ مشروطه ایران/ ج 2 / ص 515
@movarekhan
غیر قابل قبوله عاشق عقبماندگی و عاشق اشتباهات خود بودن!
بهرام بیضایی، ۱۳۱۷-۱۴۰۴.
گروه و انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه تربیتمدرس به مناسب هفته پژوهش برگزار میکند
نشست علمی:
♦️گستره جهانی کتیبههای فارسی؛ میراث ایرانیان در قفقاز و آسیایمیانه
سخنرانان
🔸دکتر مقودعلی صادقی
🔸دکتر مرتضی رضوانفر
دبیر نشست:
🔸امیر اردلان کوزهگر
زمان:
یکشنبه، ۳۰ آذر، ساعت ۱۵ الی ۱۷
مکان:
دانشگاه تربیتمدرس، دانشکده علومانسانی،طبقه همکف، سالن شهدای گمنام
#دکتر_مقصودعلی_صادقی
#معرفی_کتاب
سفرنامه جونس هنوی (ایران در واپسین سال های حکومت نادرشاه)
ترجمه: ساسان طهماسبی
انتشارات: امیرکبیر 1404
✍🏻مجید علیپور
عموم علاقمندان به تاریخ ایران، «جونس هنوی» (Jonas Hanway) را با کتاب مشهورش «زندگانی نادرشاه» می شناسند. کتابی که از جمله منابع مهم تاریخ ایران در دوره افشاری است و تاکنون به دفعات چاپ شده است. اما کمتر کسی از سفرنامه این کارگزار کمپانی مسکووی (شرکت بریتانیایی مستقر در روسیه) که حاوی اطلاعات بکر و دست اولی از سفر او از مسیر گیلان و استرآباد تا همدان(به قصد دیدار با نادرشاه ) است با خبر است. هنوی که اساسا برای بازگرداندن «جان التون» راهی گیلان و سپس مقر نادرشاه شده بود، جزییات بسیاری از وضعیت جغرافیایی، سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و ... ساکنان این سرزمین ثبت کرده است که برای علاقمندان به تاریخ ایران و به ویژه تاریخ گیلان و مازندران بسیار ارزشمند است.
در بخشی از مقدمه مترجم می خوانیم: «جان التون به جای تمرکز بر تجارت با ایران، به نادرشاه پیوست تا برای او کشتی جنگی بسازد. نادرشاه لقب «جمال بیگ» به التون داد و او یک کشتی که بیست توپ داشت برای نادرشاه ساخت. پیوستن التون به نادرشاه باعث نگرانی دولت روسیه شد و مدیران شرکت مسکوی در سن پترزبورگ را وادار کرد یکی دیگر از بازرگانان کمپانی به نام جونس هنوی را راهی ایران کنند تا التون را راضی به پایان دادن همکاری با نادر کنند. هنوی در ادامه این ماموریت به استرآباد رفت اما از آنجا که بار پارچه او به دست نیروهای شورشی محمدحسن خان قاجار به غارت رفت، برای عرض شکایت به همدان رفت که نادر در آن زمان با نیروهایش در آن حضور داشت. او با فرمانی از نادر برای گرفتن غرامت به استرآباد و سپس گیلان برگشت. «هنوی» که بیش از هشت ماه در ایران اقامت داشت و در بخش بزرگی از شمال و شمال غرب ایران سفر کرد، شاهد حوادث و شورش هایی بود که مشخصۀ سال های پایانی حکومت نادرشاه است. بنابراین، سفرنامۀ بسیار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است. وی که با شورش محمدحسن خان قاجار مواجه شد گزارش گویا و مفصلی در مورد دلایل، روند و سرانجام آن شورش ناکام ارائه می دهد و بعد از سرکوب شورشیان، شاهد کشتار، شکنجه و ساختن مناره از سرهای آن ها بود.
گفت وگوهای هنوی با تعدادی از مردم از اقشار مختلف که عمدتاً از ظلم و ستم های نادرشاه به ستوه آمده بودند و سقوط او را انتظار می کشیدند، تصویری گویا از افکار عمومی مردم ایران ارائه می دهد و نه تنها دلایل شورش علیه نادر را آشکار می کند، بلکه نشان می دهد حتی بخش بزرگی از صاحب منصبان و نیروهای نظامی هرچند قابلیت های نادر را تحسین می کردند، اما از شیوۀ کشورداری او به شدت آزرده خاطر بودند و او را با رکیک ترین الفاظ خطاب می کردند.
دیدارهای هنوی با کاپیتان التون و مشاهداتش در کارگاه کشتی سازی لنگرود که اولین کارگاه مدرن کشتی سازی ایران است، اطلاعات منحصربه فردی در مورد این کاپیتان نگون بخت و تلاش هایش برای ساختن اولین کشتی جنگی مدرن در ایران ارائه می دهد و بلندپروازی های نادرشاه در زمینۀ نیروی دریایی و تلاش هایش برای جبران کم کاری های پادشاهان صفوی را آشکار می کند.
سفرها و اقامت چندماهۀ هنوی در گیلان، مازندران و استرآباد، فرصت بسیار مناسبی برای او فراهم آورد تا با آن مناطق آشنا شود و اطلاعات ارزشمندی در مورد جغرافیای طبیعی، اوضاع اقتصادی، محصولات کشاورزی، تجارت ابریشم و سبک زندگی مردم آنجا به دست آورد. مشاهدات او در مورد زنان گیلان که در کارگاه ها و مزارع کار می کردند، برای پژوهشگران تاریخ زنان حائز اهمیت است. »
ترجمه سفرنامه جان التون (جمال بیگ) و کاپیتان وودرووف (دریانوردی که نقشه سواحل دریای خزر را برای نادرشاه تهیه کرد) از دیگر موارد مهمی است که در این کتاب در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
پیش از این سفرنامه «یوهان اشترویس» سفرنامه و ماجراهای برده هلندی در دوره شاه سلیمان صفوی، «سفرنامه کروسینسکی» سقوط صفویه و پادشاهی نادرشاه نوشته یوداس تادئوس کروسینسکی و «سفرنامه جیمز مونسریف بالفور» نیز از سوی دکتر ساسان طهماسبی ترجمه و منتشر شده است.
@movarekhan