1081
چشم موسی تار شد بر طور غیرت ز انتظار از لب داوود، صوتی به ز موسیقار کو؟ نظرات و پیشنهادات @AbdollahGh
از گلهای رنگارنگ 574 ب
غزل آواز از فروغی بسطامی:
بار محبت از همه باری گرانتر است
و آن کس کشد که از همه کس ناتوانتر است
@Musighar
از گلهای رنگارنگ 574
آهنگ: بزرگ لشگری
ترانه: بیژن ترقی
هرجا كه بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان كه خاكستر شده
@Musighar
بار محبت از همه باری گرانتر است
و آن کس کشد که از همه کس ناتوانتر است
دیگر ز پهلوانی رستم سخن مگوی
زیرا که عشق از همه کس پهلوانتر است
چون شرح اشتیاق دهد در حضور دوست؟
بیچارهای که از همه کس بیزبانتر است
هر دل که شد نشانهٔ آن تیر دلنشین
فردای محشر از همه صاحب نشانتر است
هر دم به تلخکامی ما خنده میزند
شکر لبی که از همه شیرین دهانتر است
مانند موی کرده تنم را به لاغری
فربه تنی که از همه لاغر میانتر است
دانی که من به مجمع آن شمع کیستم؟
پروانهای که از همه آتش به جانتر است
کی میدهد ز مهر به دست من آسمان
دست مهی که از همه نامهربانتر است
هر بوستان که میرود اشک روان من
سرو روانش از همه سروی روانتر است
...
هر سو کمین گشاده فروغی به صید من
تیرافکنی که از همه ابرو کمانتر است
#فروغی_بسطامی
@Musighar
#گلهای_رنگارنگ #الهه #شجریان #گلپایگانی
گلهای رنگارنگ برنامه شمارخ 574 ب
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
ترانه: بیژن ترقی
هرجا كه بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان كه خاكستر شده
آواز اول: شجریان
سه تار: احمد عبادی
غزل آواز: فروغی بسطامی
بار محبت از همه باری گرانتر است
و آن کس کشد که از همه کس ناتوانتر است
آواز دوم: گلپایگانی
سنتور: مجید نجاحی
غزل آواز: رهی معیری
خیالانگیز و جانپرور چو بوی گل سراپایی
نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی
@Musighar
هرجا که بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان که خاکستر شده
با چشم گریان آید به یادم
روزی که دل بر عشق تو دادم
هرجا که بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان که خاکستر شده
گویم ای برهم زده آرامشم
این ستم از آشنایی میکشم
غنچهای بودم که کردی پرپرم
آتشی بودم کنون خاکسترم
#بیژن_ترقی
@Musighar
از گلهای رنگارنگ 573
آهنگ: جواد لشگری
ترانه: معینی کرمانشاهی
@Musighar
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
#حافظ
@Musighar
#گلهای_رنگارنگ #مرضیه #قوامی #ابوعطا
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 573 (ابوعطا)
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
ترانه: معینی کرمانشاهی
هرگز نمیشد باورم، این برف پیری بر سرم
سنگین نشیند چنین
@Musighar
آواز: قوامی
تار: جلیل شهناز
غزل آواز: حافظ
هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
از گلهای رنگارنگ 572 ب
غزل آواز از گلبن کازرونی:
مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار
یا چو رفتی به امید دگرانم مگذار
گاهگاهی به من از مهر پیامی بفرست
فارغ از حال خود ای جان جهانم مگذار
بر دلم، داغ غم عشق تو، ایام نهاد
تو دگر داغ غم هجر به جانم مگذار
منشین در بر غیر و مبر از یاد مرا
غم دیگر به غم و درد نهانم مگذار
چون دم صبح به روز سیهم خنده مزن
در کف گریه از این بیش عنانم مگذار
@Musighar
از آلبوم خزان - روزگار من
آهنگ: حسام السلطنه
@Musighar
آهنگ از حسام السلطنه ( جهانگیر مراد)
شعر از ملک الشعراء بهار:
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
@Musighar
خیالانگیز و جانپرور چو بوی گل سراپایی
نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی
من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشقتر از مایی
به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلسافروزی تو ماه مجلسآرایی
منم ابر و تویی گلبن که میخندی چو میگریم
تویی مهر و منم اختر که میمیرم چو میآیی
مراد ما نجویی ورنه رندان هوسجو را
بهار شادیانگیزی حریف باده پیمایی
مه روشن میان اختران پنهان نمیماند
میان شاخههای گل مشو پنهان که پیدایی
کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی
مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود
خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی
من آزردهدل را کس گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی
رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانی ها به ترک جان توانایی
#رهی_معیری
@Musighar
هرجا که بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان که خاکستر شده
با چشم گریان آید به یادم
روزی که دل بر عشق تو دادم
هرجا که بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان که خاکستر شده
گویم ای برهم زده آرامشم
این ستم از آشنایی میکشم
غنچهای بودم که کردی پرپرم
آتشی بودم کنون خاکسترم
#بیژن_ترقی
@Musighar
حسن تو دایم بدین قرار نماند
مست تو جاوید در خمار نماند
ای گل خندان نوشکفته نگه دار-
خاطر بلبل، که نوبهار نماند
عاقبت از ما غبار ماند زنهار
تا ز تو بر خاطری غبار نماند
پار گذشت آن چه دیدی از غم و شادی
بگذرد امسال و همچو پار نماند
هم بدهد دور روزگار مرادت
ور ندهد دور روزگار نماند
سعدی شوریده بیقرار چرایی
در پی چیزی که برقرار نماند
شیوه عشق اختیار اهل ادب نیست
بل چو قضا آید اختیار نماند
#سعدی
@Musighar
#گلهای_رنگارنگ #الهه #شهیدی #دشتی
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 574 (دشتی)
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
ترانه: بیژن ترقی
هرجا كه بینم نوگلی پرپر شده
یا آتشی سوزان كه خاكستر شده
@Musighar
آواز: عبدالوهاب شهیدی
سنتور: منصور صارمی
غزل آواز: سعدی
حسن تو دایم بدین قرار نمانَد
مست تو جاوید در خمار نماند
از گلهای رنگارنگ 573
غزل آواز از حافظ:
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند...
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
@Musighar
از آلبوم گل میخک
آهنگ: جواد لشگری
ترانه: معینی کرمانشاهی
@Musighar
لحظهی تقدیر متقابل استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و همایون شجریان
مراسم اختتام جشنوارهی ۲۵
@Musighar
هرگز نمی شد باورم این برف پیری بر سرم سنگین نشیند چنین
من بودم و دل بود و می .. آواز من آوای نی .. هر گوشه می زد طنین
اكنون منم حیران ز عمر رفته سرگردان ای خدای من
با این تن خسته هزاران ناله بنشسته در صدای من
ای عشق نافرجام من رفتی كجا .. ای آرزوی خام من رفتی كجا
آن دورۀ آشفتگی های تو كو .. ای عمر ناآرام من رفتی كجا
تو بخوان شب همه شب برایم ای مرغ سحر
كه دل خستۀ من در آمد از سینه به در
تو سبكبالی و من اسیر بشكسته پرم
تو پر از شوری و من ز عالمی خسته ترم
تو بخوان به گوش اهل جهان .. كه خبر شود از شتاب این كاروان
#معینی_کرمانشاهی
@Musighar
از گلهای رنگارنگ 572 ب
غزل آواز از حافظ:
حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم
بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم
من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همیبینی و کمتر زینم
بنده آصف عهدم دلم از راه مبر
که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم
@Musighar
تصنیف ای کبوتر (شکستهدل)
از ویکیپدیا ذیل مدخل حسامالسلطنه مراد
شاید زیباترین تصنیف حسامالسلطنه تصنیف شکستهدل در آواز ابوعطا بود. شعر اولیهٔ این تصنیف با مطلع «ای شکستهدل عاشقی ز سر بدر کن» را ملکالشعرا در فضایی سیاسی و در اوج هیجانات اجتماعی سروده بود و در میان کلام آن کلماتی نظیر وزیر، دلار، خیانت، رِی، سیهکاری و… مبین حس و حال سیاسی آن بود که آن را کمی از لطایف هنری دور میکرد. محمّدتقی بهار این بار در شعر، اسمی از شاه نبرده بود اما به وزرا تاخته بود. با گذشت زمان و با از بین رفتن منظور شعر، ملکالشعرا شعر دیگری برای این تصنیف سرود که مطلعش این گونه بود: «ای کبوتر از آشیان کرانه کردی» و لطایف شعری زیبایی در آن گنجاند که به تصنیف ای کبوتر مشهور شد.
صورت اولیهٔ تصنیف ابوعطا حسامالسلطنه – شکستهدل
ای شکستهدل عاشقی ز سر بدر کن
خون شدی از این رهگذر بیا حذر کن
لب ببند و این یک فسانه مختصر کن
چاره خود ای دل تو از ره دگر کن
زانکه جمله جانان ری وفا ندارند صفا ندارند
خوشگلند و رعنا ولی حیا ندارند
گلرخان ری بیشمارند
چون وزیرانش کهنه کارند
جز خیانت کاری ندارند
همه زیر بارند، همه زیر بارند
این جفاکاری مردم آزاری
کشته ما را جانم کشته ما را
کی شود باری این سیه کاری
حال ما را کند آشکارا
حسامالسلطنه خود نقل میکرد که این تصنیف موجب ناراحتی شاه شده بود و او اعلام کرده بوده که او فقط سازنده ملودی تصنیف است و شعر را کس دیگری سرودهاست.
صورت نهایی تصنیف ابوعطا حسامالسلطنه – ای کبوتر
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
یادی از رفیقان آشنا نکردی
ترک یار نالان و ترک خانه کردی
زین مکان که با عاشقان در آن چمیدی از آنچه دیدی؟
ناگهان چرا سوی دیگران پریدی
بدگمان گشتم بر تو باری
بیوفا نبودی به یاری
در کفِ بازانِ شکاری
به صد زخم کاری همانا دچاری
از فراقت من میکنم شیون
دلبر من نگارین پر من نگارین پر من
کی بود جانا کز وفا گردی
همسر من نشینی برِ من نشینی برِ من
@Musighar
برنامه موسیقی ایرانی
غزل آواز: سعدی
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست
آهنگ: حسام السلطنه
شعر: ملک الشعراء بهار
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
@Musighar
تصنیف ابوعطا از آلبوم خزان
آهنگ از حسام السلطنه ( جهانگیر مراد)
تنظیم فرامرز پایور
شعر از ملک الشعراء بهار:
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
@Musighar